سلام به خورشید تابان خراسان

سلام به آقای خوبم، سلام به مولای عزیزم، سلام به امام رئوف و مهربانم، سلام به خورشید تابان خراسان، سلام به گنبد طلاییت، سلام به کبوترهای حرمت و سلام به زائرهای عاشقت.

قلم را روی کاغذ نهادم تا شاید این بار قلم روی آن حرکت کند و خودش حرف های دل مرا به امام رضا بنویسد. هزاران بار نوشتم، هزاران بار گفتم، اما باز نشد. نتوانستم به قولی که به تو دادم وفا کنم، بگو چه کار کنم، کجای کارم اشتباه است،هر وقت حاجتی دارم مهمان حرمت هستم آن قدر دخیل می بندم تا حاجتم روا شود.

 

ای امام رضای مهربونم ازت میخوام واسطه خیر بشی این دعائم برآورده بشه که ان شالله مهدی صاحب زمان بیاد ،دل ما گرفته ، تمام دل خوشی ما آمدن حضرت مهدیه درسته قلبشو ما شکستیم ولی ازت میخوام این واسطه خیربشی از کوچکی تا به حالا منتظر ظهور آقام مهدی ام ما کوچک مولایمان مهدی ام تمام زمزمه ام شده ظهور آقام مولا مهدی .به امید ظهور سرورمان ومولایمان حضرت مهدی (علیه السلام)


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:32 PM ] [ مهدی گلشنی ]

مولایمان دستمان بگیر

آقا ی مهربونم :به شما می گن ضامن آهو چون بین  اون و صیاد واسطه شدی .آخه قربونت برم ما که از آهو کمتر نیستم .بیا بین ما و خدا واسطه شو .

رضای مهربونم: به خدا  ما قلبمون پاکه مهر شما اهل بیت تو  وجودمون موج می زنه.هرگز قلبا راضی نیستیم ازتون جدا بشیم .کمکمون کنید.تو رو به جان مادرت خانم فاطمه عزیز  .به علی اصغر شیرین زبون .به جو ن آقا مهدی گل که همه چشم انتظارشند، ما رو تنها نذارید.دستمون رو بگیرید .نذارید بیشتر از این ازتون فاصله بگیریم.ما شما اهل بیت رو از جونمون بیشتر دوست داریم.

راستی نزدیک بود یادم بره .آقای مهربونم این برو بچه های جوان بحرینی تنها هستند.اونا هم مثل شما مظلومند.خوب ثابت کردند مثل امام حسین حاضرند به شهادت برسند ولی  زیر بار زور نرند.آ‍قا به دنیا ثابت کنید که شیعه تنها نیست. بفهمند که پشت پرده یه خبر هایی هست که با چشم ظاهری دیده نمیشه.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

دلنوشته زیبای یک دخترایرانی به امام رضا(ع)

يلدا بهرامي در دل‌نوشته‌اي به امام رضا (ع) مي‌نويسد: 
مولاي من! تو را امام غريب مي‌نامند، مي‌دانم بد ميزباني بودند و در مهمان‌نوازي وفا نكردند. 
مولاي من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستي؛ تو ميزبان گريه‌ها و نيازها؛ غم‌ها و دلتنگي‌هاي ما هستي. 
تو كه غريبي را احساس كرده‌اي! حال غريبه‌ها به آستان كرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل كرده‌اند. 
مولاي من! مي‌خواهم از زائراني بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند تا نفسي مهمان شوند و از مي عشق تو بنوشند. 
مولاي من! مي‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگويم كه سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقي كه گرداگرد حرم پاك تو مي‌چرخند و تو را طواف مي‌كنند؛ از نسيم بگويم كه بيرق گنبدت را بوسه‌اران مي‌كند و عطر دلرباي تو و اشك تمناي زائرانت را به اوج افلاك مي‌برد. 
مولاي من! مي‌خواهم از آسمان بگويم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانيه از تو جان مي‌گيرد و در پيشگاه شكوه تو جان مي‌دهد. 
اي آفتاب مهرباني! مي‌خواهم از خورشيد بگويم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ مي‌زند و از ضريح تو نور مي‌گيرد. 
اي حجت خدا! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهايي خود را مي‌شكند و خاك پايشان را به سينه زخم‌آلود خود مي‌زند كه عمري است از طواف تو جا مانده است. 
خوش به حال رواق‌ها، درها و ديوارهايي كه از نفس مهمانانت پَِر مي‌گيرند و به ضريح پاك تو مي‌رسند.خوش به حال مناره‌ها وكاشي‌ها! 
حال در آستانه سالروز طلوع جاودانه تو اي شمس‌الشموس، از راه دور به ميعادگاه عاشقي تو چشم دوخته‌ايم تا از جام كرامتت جرعه‌اي بنوشيم. 
ما را بي‌نصيب مگردان!

منبع:خبرگزاری فارس


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نامه یه عاشق امام رضا(علیه السلام)

یا امام غریب سلام ای پناه دهنده خستگان سلام ای کسی که هیچوقت دوستدارخودت تو نا امید نمیکنی سلام یا امام رضا دلم گرفته خیلی از زمانه تو خواب بهم گفتی از رحمت خدا نا امید نشم نشدم ولی بی قرارم نمیدونم میدونم شاید کاری بدی میکنم که بی قرارم یا امام رضا نور خدا رو بدلم بتابون از خدا بخواه صبرمو در مقابل تقدیرش زیاد کنه تا بی طاقت نشم نا امید نشم یا امام رضا تو میدونی که غیر از تو وخدا هیشکیو ندارم امیدم به شماست که پیش خدا شفاعتم کنی دارم بی طاقت میشم حداقل اگه خدا نمیخاد به این زودیا حاجتمو بده بخواه ازش که صبرم بده تا ناامید نشم تا به هر چیزی غیر خودش رو نندازم یا امام رضا درموندم شاید ایمانم کم شده نمیدونم هر چی هس بی طاقت شدم کمکم کن به همه جونا کمک کن تا به حاجتاشون برسن امام رضا قولی که دادم یادم نمیره میام پابوست کمکم کن اگه شفاعتم کنی دیگه ترسی ندارم چون بزرگترین وبهترین کس منو پیش خدا تضمین کرده یا امام رضا شفاعتم کن


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:30 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نامه جالب دختر 8 ساله ارمنی به امام رضا(علیه السلام)

به نقل از گزارش «قدس آنلاین»، در میان هزاران اثر ارسالی برخی نامه ها نه از لحاظ محتوا، بلکه از لحاظ باور و اعتقاد به معنویت و مهربانی امام هشتم(علیه السلام) بیش از سایر دل نوشته ها جلب توجه می کند.

کریستینا ماناسیانس، دختر هشت ساله ارمنی است که در دل نوشته ای آرزوهایش را با علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در میان گذاشته است.

کریستینا نوشته است:سلام امام رضا. من کریستینا هستم. اسم پیامبر ما مسیح است. من برای او نامه نوشتم و آرزوهایم را گفتم. به شما هم می گویم.من دوست دارم زود بزرگ بشوم.دوست دارم همه دوستم داشته باشند.امام رضا!من می خواهم خیلی خیلی باران بیاید. می خواهم پدر و مادرم همیشه سالم باشند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:30 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نامه ای کودکانه به امام مهربانی ها ،خانه قشنگ شما را دوست دارم

آقاي امام رضا(ع) سلام! من تازه رفته‌ام كلاس اول. براي همين بلد نيستم نامه بنويسم. روي موبايل بابايي حرف زدم و از او خواستم براي شما نامه بنويسد. او قول داده همه حرف‌هاي مرا براي شما بنويسد، چون من فقط خط فاصله و نقطه و چند عدد را ياد گرفته‌ام. البته وقتي اين نامه به دست شما برسد، حتماً من بابا و آب را هم ياد مي‌گيرم. 
من گاهي با پدرم به زيارت شما مي‌آيم و از اينكه مي‌بينم خانه شما اين‌قدر زيباست، خوشحال مي‌شوم. مي‌دانيد خانه قشنگ داشتن چيز مهمي نيست، اينكه مردم خانه شما را به اين قشنگي درست كرده‌اند، مهم است. آن‌ها شما را خيلي دوست دارند. مادربزرگم هر موقع اسم شما را مي‌آورد، بلند مي‌شود و به سمت حرم شما سلام مي‌‌دهد. توي مشهد مردم هرگاه حرم شما را مي‌بينند، سلام مي‌كنند و با شما حرف مي‌زنند. پدرم مي‌گويد بركت شهر ما از امام رضاست. من خودم خيلي شما را دوست دارم، ولي از اينكه مي‌بينم اين همه آدم هستند كه شما را دوست دارند، كمي ناراحتم؛ نه براي شما، براي خودم ناراحتم، چرا كه من دوست دارم شما فقط دوست من باشيد تا بتوانم با خيال راحت با شما حرف بزنم. اينكه شما بتوانيد جواب اين همه آدم را بدهيد، به نظر من شما را خيلي خسته مي‌كند، اما پدرم مي‌گويد امام رضا(ع) به حرف همه گوش مي‌دهد. 
اميرحسين رفيعا- مشهد

 

 نوشته شده در جمعه ۱۵ شهریور۱۳۹۲ ساعت 20:22 توسط حیدری 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:29 PM ] [ مهدی گلشنی ]

آرامشي از جنس آسمان

از نگاه کردن به عقربه هاي دقيقه شمار ساعت که خسته شوي، از لحظه هاي تنهايي و بي همراهي که خسته شوي، از بغض هاي فرو مانده در گلويت که خسته شوي، از لبخندهاي تلخ مصنوعي ات که خسته شوي، از ترس هاي کودکانه هميشگي ات که خسته شوي، از دلگيري هاي مُدامت که خسته شوي، از چشم هاي دل نگرانت که خسته شوي، از پاهاي خسته در راه مانده ات که خسته شوي، از ناصبوري هايت که خسته شوي، از نارفيقانت که خسته شوي، از دنياي بي روحت که خسته شوي، از هجوم نامهرباني هاي دنيا که خسته شوي، از آرزوهاي کالت که خسته شوي، اصلاً از دنيا که "بريده" باشي، آن وقت دلت مي خواهد بروي يک جايي مثل حرم، بنشيني يک جاي دنج توي صحن؛ زل بزني به تک تک آدم هايي که نمي داني چه روزگاري دارند، زل بزني به کبوترهايي که گاهي دلت مي خواهد جاي آن ها باشي، زل بزني به آسمان آرامِ حرم و کلي عشق، مهرباني و اميد از آسمانش هديه بگيري ... نه! اصلاً بگذار يک جور ديگر بگويم؛ وقتي که يک جور غمي سراغت را مي گيرد که فقط يک درمان دارد، وقتي که دلتنگش مي شوي، وقتي که دلتنگت مي شود، وقتي که هواي کميل خواندن مي کني، وقتي که هواي نفس کشيدن در هوايش را مي کني، وقتي که دوست داري بروي به يک جايگاه امن، به يک آرامش گاه آسماني و بلند بلند بخواني اش؛ بلندبلند بگويي "ياغياث المستغيثين"؛ بلندبلند بگويي پشيمانم، دل شکسته ام، عذرخواهم؛ بلند بلند بخواني اش و گريه کني؛ بخواني اش و سبک شوي.. آن وقت است که دوست داري بروي يک  جايي مثل حرم .../منبع:روزنامه خراسان

 نوشته شده در یکشنبه ۷ مهر۱۳۹۲ ساعت 0:7 توسط حیدری 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:28 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ای امام رئوف، ای غریب غریب نواز!

به آستانة محبّت تو، دامن دامن حاجت می آوریم و صحرا صحرا کرامت می بریم. چه کنیم که ظرفیت دست و دامن کوچک ما اندک است، و الاّ دریای احسان تو بیکرانه است.میلیون ها زائر را می پذیری، نه منّت می گذاری و نه منّت می پذیری. هرکس را به نحوی می نوازی، تو «رضا» یی و همه را راضی بر می گردانی و ذرّه ای از عنایت تو و ارادت ما کم نمی شود.آنجا که فرشتگان به کفشداری حرمت مشغولند و کرّوبیان خادمان افتخاری آستان تواند، ما کمتر از آنیم که خاک پای خستة زائرانت باشیم و «اباصلت» آستانت به شمار اییم. اما تو زائرانت را دوست داری و در خانة خودت به حضور می پذیری.لحظه ای که دلمان می شکند و شانه هایمان می لرزد و اشک در دیدگانمان حلقه می زند، یعنی اذن ورودمان داده ای.وقتی «السلام علیک» می گوییم، رواق چشممان با قطرات اشک، ایینه کاری می شود. آنگاه از پشت ضریح اشک، سیمای تو را می بینیم که در هاله ای از عصمت سبز قرار دارد و دست عنایتت بر سر زائران است و نگاه مهربانت، ضامن آهوی دل ما می شود، دلی که از همه جا رمیده و به حرم تو روی آورده است.همة هستی ما، نذر یک لحظة حضور در کنار ضریحت باد!

 نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ آذر۱۳۹۲ ساعت 13:37 توسط حیدری 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:27 PM ] [ مهدی گلشنی ]

«السلام علیک یا معینَ الضُعفا و الفقراء»

سلام بر طبیبی که بیماران غریب عشق را که کنار شفاخانه ضریحش دخیل معرفت بسته ‏اند را می‏نوازد و درِ شفاخانه پنجره فولادش به روی همه بیماران هدایت و سلامت باز است.
سلام بر او که سریر شاهی ‏اش را کنار می‏گذارد و با غلامان خود پای سفره دلشان، با هم نان غصه می‏خورند. «السلام علیک یا معینَ الضُعفا و الفقراء».

نمی دانم چه سری است که هر بار که میشنوم اشک در چشمانم جمع می شود ،السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا.

 نوشته شده در دوشنبه ۳۰ آذر۱۳۹۴ ساعت 5:7 توسط حیدری 
 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:26 PM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر مدح امام رضا

وقتی خدا ز روح خودش بر جهان دمید

 

از لا مکان به کون ومکان شش زمان دمید

خلق قدیم او که همان خلق نوری است

با اذن او به جمله ذرات جان دمید

بعد از هزارها سنه از خلق نوری اش

تازه مشیتش به زمین و زمان دمید


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 11:02 AM ] [ مهدی گلشنی ]