خستگی غالبا امروز به تن می ماند

خستگی غالبا امروز به تن می ماند

این لباسی است که هر شب به بدن می ماند

کس به چشمان تو آدم نشده ، راه نبرد

دیدگان تو به جنّات عدن می ماند

شرح خود را به پر و بال کبوتر زده ام

زدن بال به جان کندن من می ماند

چیست دیدار شریفت که به هنگام وصال

شاعر چرب زبان هم ز سخن می ماند

رو نگردد به سر حلقه ی خوبان زمین

آن عقیق که اعماق یمن می ماند

قبرم از شوق تو ای جان ضربان خواهد داشت

آخر این ارث تپیدن به کفن می ماند

در سفر بوسه تمام است ، چو بشکست نماز

آن به کام تو و این بر دل من می ماند

لب گذفت آن که از این پنجره رسوا شد و رفت

داغ فولاد تو بر گرد دهن می ماند

شعر مدح امام رضا (ع) _ محمد سهرابی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:49 AM ] [ مهدی گلشنی ]

دست اگر باشد دخيل كنج دامان بهتر است

دست اگر باشد دخيل كنج دامان بهتر است

از نماز شب توسل بر كريمان بهتر است

دل ولو كوچك،به لطف تو بزرگي مي كند

يك دلِ آباد ، از صد شهر ويران بهتر است

حرف ما آن است كه آهوي نيشابور گفت

گاه مديونت شدن از دادن جان بهتر است

سايه اي كه بر سرم افتاد،عزت پخش كرد

سايه ي گلدسته از تاج سليمان بهتر است

دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف كني

تعارف اهل كَرم از خوردن نان بهتر است

يك كمي بنشين كنار ما،پذيرائي بس است

ميزبان كه مي نشيند حال مهمان بهتر است

صبح محشر هركسي دنبال ياري مي دود

يار ما باشد اگر شاه خراسان،بهتر است

شعر مدح امام رضا (ع) _ علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:47 AM ] [ مهدی گلشنی ]

مدح امام رضا

 دیگر از راه دور با حسرت،اسمتان را صدا نخواهم کرد

مثل مادر کنار سجاده،یا رضا یا رضا نخواهم کرد

برو با کفتران خود خوش باش،من بیچاره چون کلاغم که

آسمان سپید مشهد را،با حضورم"سیا" نخواهم کرد

مادرم گفته التماس دعا،من فقط گفته ام که محتاجم

تو یقیناً شنیده ای چون که من کسی را دعا نخواهم کرد

چقدر سمت طوس پر بزنم؟مگر عقلم کم است در بزنم؟

تو مرا نوکرت نخواهی کرد،پس " منم" با تو تا نخواهم کرد

با تو قهرم شبیه زنبوری که به قندی فروخته گل را

قند نقد است و باغ گل نسیه،نقد را من رها نخواهم کرد

حال که دعبلم نمی خوانی،هر چه آمد خوش است می گویم

دیگر آقا برای ابیاتم قافیه دست و پا نخواهم کرد

آره زیباست بچه ی آهو،من سیاهم معفّنم زشتم

می روم گم شوم از اینجا چون حقتان را ادا نخواهم کرد

بعد از این انقدر صبورم که،بی خیالم که از تو دورم که

و چنان سنگ و بی شعورم که،درد دل با شما نخواهم کرد

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:46 AM ] [ مهدی گلشنی ]

من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند

من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند

به چه مقدار به زائربدهم فکر کند

 

ازشما خواستن عشق است ضرر خواهدکرد

هرکه دروقت گدایی به رقم فکر کند

 

بهتراین است که زائر اگر آمد به حرم

دوقدم عشق بورزد سه قدم فکر کند

 

به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد

زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند

 

به دو گلدسته دوتا ساق به دوش گنبد

به رواقی که شده پیش تو خم فکر کند

 

به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-

فقط این بار...به این قسمت کم فکر کند

 

به خودش...نه به کسانی که به یادش آمد

چون که در آینه کاری حرم فکر کند

 

موقع دست به سینه شدن و عرض سلام

کربلایی شده هرکس به علم فکر کند

 

چون که از باب جواد تو کسی داخل شد

خنده داراست که دیگر به قسم فکر کند

 

دیر وقتی ست که تا درحرمت دم بدهد

جای دم حضرت عیسی به دو دم فکر کند

 

بهترین نوع زیارت شده اینکه امشب-

هم کسی گریه کند پبش تو هم فکر کند

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:45 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعری در مورد امام رضا

این نسخه را بر بال یک پروانه بنویسید

دارو؟...نه در این برگه دارو خانه بنویسید

 

مشهد-حرم یک عمر پشت پنجره فولاد

جای مسکّن هم برایم دانه بنویسید

 

این بغض ها جای خودش آقا برای من

اشک روان تا ناودان چانه بنویسید

 

روزی دو ساعت آه-پشت پنجره فولاد

لطفا برای گریه هایم شانه بنویسید

 

نامم درون لیست باشد هرچه که باشد

زائر اگرکه نیستم دیوانه بنویسید

 

"این جاست داروخانه ی تضمینی عالم"

این جمله را بالای سقاخانه بنویسید

 

هرروز اگر امکان ندارد لااقل آقا

توفیق این درگاه را ماهانه بنویسید

 

تامستی از حد بگذرد در مجلس مستان

این شعر را روی لب پیمانه بنویسید

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:22 AM ] [ مهدی گلشنی ]

دیشب پرِ من كبوتر بامت شد

دیشب پرِ من كبوتر بامت شد

آهوی بیابانی من رامت شد

حالا دلِ من پیمبر نامت شد

از معجزه ی درخت بادامت شد

امروز اگر مریض درمان توام

 

تو آینه می شوی زلالم بكنی

با طرز نگات خوش به حالم بكنی

یا فكری به حال خشكسالم بكنی

یا فكری به حال پرّ و بالم بكنی

من منتظرِ نماز باران توام

 

هر چند بَدَم اگر كه بهتر نشدم

پیش كرم تو شاه گداتر نشدم

در بارگهت اگر چه نوكر نشدم

هر چند كه آهو و كبوتر نشدم

گر پا بدهی سگِ نگهبان توام

 

هر چند به این سو و به آن سو نزدم

هر چند به این كو و به آن كو نزدم

پیش تو به آفتاب هم رو نزدم

در صحن تو من اگر چه جارو نزدم

مشغول غلامی غلامان توام

 

در سجده به پای تو هزاران آدم

جاروكش صحن تو هزاران مریم

محتاج دعای تو هزاران خاتم

ای شاه گدای تو هزاران حاتم

من نیز یكی از این هزاران توام

شعر مدح امام رضا (ع) _ علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور

بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور

هر شب دو زانو می زنم با احترام از دور

 

دستی به روی سینه و دستی به سوی تو

روی لبم گُل می‌کند آقا سلام از دور

 

تصویر زیبایی ست از بالا که می‌بینی

سوی تو می‌آیند آهوهای رام از دور

 

گاهی نسیمی سوی مشتاقان خود بفرست

گاهی بده این زخم‌ها را التیام از دور

 

بین من و تو چارده ساعت زمان راه ست

از منزل این هیچ تا ماه تمام از دور

 

من آشنا هستم به این درگاه از نزدیک

من حتم دارم دعوتم کرده امام از دور

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر مدح امام رضا (ع)

مانند دیدن با دو چشم کور از نزدیک

معنی ندارد فرق بین دور از نزدیک

 

خیلی برایم گفته اند از طعم اشک شوق

امروز در جان من ست این شور از نزدیک

 

اندازه‌ی شان شما هرگز نمی‌گنجد

در چشم‌های طاقت این مور از نزدیک

 

شکلی شبیه گنبدت پیداست وقتی که

دقّت کنی در دانه ا‌ی انگور از نزدیک

 

آغوش وا کردم ضریحت را و می‌دانم

هستم به آغوش تو خیلی دور از نزدیک

 

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]