نور حق تابید و معنای کرامت هشت شد

نور حق تابید و معنای کرامت هشت شد

عشق می بالید و اوج استعارت هشت شد

هجر موسی  آسمان را راهی غم کرده بود

تا که یک دم والی مهر و امامت هشت شد

سال ها بودن  به خود بالید وموجش دل ربود

تا که سر انگشت حکمت درامارت هشت شد

در شب بهتان و تاریک دل عباسیان

شد رسالت این خبر یار امانت هشت شد

زیر گام نازکی لرزید اندام زمین

در نمازی که امامش در ولایت هشت شد

مهرورزی زمینی  رنگ می بازد ، ببین

اوج احساسی  که آهو را ضمانت هشت شد

کوی و برزن درپی یک جام هستی بخش بود

جاودان در جام دل با یک اشارت هشت شد

فهیم بخشی


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:12 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ای آن که حریم تو گلستان بهشت است

 

ای آن که حریم تو گلستان بهشت است

این باغ پراز لاله و ریحان بهشت است

از باد خزان گر اثری نیست در این مُلک

گلزار تو باغی ز گلستان بهشت است

آئینه در آئینه پر از نور خدائی است

گنجینۀ اسرار فراوان بهشت است

صحن حرم توست تجلی گه توحید

ایوان پر از نور تو، ایوان بهشت است

بر روضۀ مینوی تو افتاده نگاهش

خورشید اگر واله و حیران بهشت است

تا آن که نصیبی برد از خدمت این باغ

شوق حرمت بر سر رضوان بهشت است

آهو نه همین گشت پناهنده به لطفت

آهوی حریمت ز غزالان بهشت است

قهر تو بود نامۀ سربستۀ دوزخ

مهر تو کلید در بُستان بهشت است

هرکس که نهد سر به غبار حرم تو

پیداست که آسوده به دامان بهشت است

آنقدر رئوفی تو که از حُسن مرامت

هرکس شده مهمان تو، مهمان بهشت است

در صحن و سرای حرمت دیدۀ گریان

پیش نظرم غنچۀ خندان بهشت است

در این حرم قدس«وفائی» همۀ عمر

مهمان کرم خانۀ الوان بهشت است


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:11 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ما سوی تو از روز الست آمده ایم

ما سوی تو از روز الست آمده ایم

با جلوه و جان حق پرست آمده ایم

ما را به کرامتی دگر مهمان کن

امروز همه کاسه به دست آمده ایم

 

سید هاشم وفایی

 

امام رضا(ع)-مناجات

 

من ذرّه ام و تو آفتابم آقا

در آتش شرم خود کبابم آقا

با جوششی از سلام خود آمده ام

لب تشنۀ یک جرعه جوابم آقا

 

سید هاشم وفایی


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:11 PM ] [ مهدی گلشنی ]

كشيده بال مرا باز تا خراسانت

كشيده بال مرا باز تا خراسانت
هواي چرخ زدن در رواق و ايوانت
هواي بال گرفتن در اين هواي غريب
كبوترانه به آرامش شبستانت
چه قدر حوصله كردم دوباره سر برسد
كنار ديدن تو، حس گرم دستانت-
كه مي كشي به نوازش به روي موهايم
و من چه خوشبختم زير سقف احسانت
چه مي كشيد به اينجا دوباره پاي مرا
اگر نبود نمك در غذاي مهمانت ؟!
هميشه نان و نمك داده اي غريبان را
هميشه سفره ي بخشايش است دامانت
نه من فقط به تو كه فكر مي كنم گيجم
كه آسمان و زمين مانده اند حيرانت

 

 

مطهره عباسيان


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:10 PM ] [ مهدی گلشنی ]

هی می کشانم چادرم را زیر باران ها

هی می کشانم چادرم را زیر باران ها
رد می شوم از خلوت خیس خیابان ها
حس می کنم در ابتدای آسمان هستم
وقتی سلام ات می کنم از پشت میدان ها
اذن دخولت را که می گیرم ، نمی فهمم
عطر تو اینجا ریخته یا عطر گلدان ها
حتی خودم را می برم از یاد وقتی که
می خوانمت با گریه در بین شبستان ها
زیر پر و بال کبوترها هوا خوب است
حالم برای گفتن ِ "جانم رضا" خوب است

پس خوش به حال من که امشب در هوای تو
پر می زنم ... هی شعر می خوانم برای تو
شاعر شدم تا عاشقی های وجودم را
با شیوه ای زیبا  بریزم زیر پای تو
عاشق شدن یک اتفاق ساده ی سهل است
وقتی رضای من فقط باشد رضای تو
تو نور می ریزی میان گریه های من
من خیره خیره ... خیره در گلدسته های تو
با حس و حالم در حریمت آشنا هستم
پیش توام ... حس می کنم پیش خدا هستم

پیش تو من در اوج ایمانم ، امام عشق
از شدت عشقت پریشانم ، امام عشق
لبخندهای مومن ات دیوانه ام کردند
خوشحالم از اینکه مسلمانم ، امام عشق
این لحظه های خیس با من نسبتی دارند
با تو همیشه زیر بارانم ، امام عشق
دارم نگاهت می کنم از پشت گلدان ها
دارم زیارت نامه می خوانم ، امام عشق
ای باعث دلبستگی هایم ! نگاهم کن
من خسته ام ! با چشمهایت رو به راهم کن

این قیل هایم را ببین ... این قال هایم را
تب کرده ام، حس می کنم تبخال هایم را
مثل کبوترها کنارت می پرم ... پر پر
هی می تکانم توی صحن ات بال هایم را
آنقدر خوبی که بدی ها را نمی بینی
می بخشی و رد می کنی اشکال هایم را
داری تبرک می کنی روز و شب ام را تو
داری مبارک می کنی این سال هایم را
این صحن ها بوی بهارو زعفران دارند
اینجا همه نام تو را روی زبان دارند

یک حس خوب و خاص در جان من افتاده
بغض غریبی در گریبان من افتاده
زیبای من ! از تو جهان خورشید می گیرد
خورشید هم سمت خراسان من افتاده ...
هق هق کنان سر می گذارم روی دیوارت
چشم ات به این چشمان گریان من افتاده
در ازدحام زائرانت ، می برم خود را...
دست ضریحت توی دستان من افتاده
تو آمدی ... قرعه به نام کشورم افتاد
بالابلندا ! سایه ات روی سرم افتاد

 

وحيده افضلي


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:08 PM ] [ مهدی گلشنی ]

کبوتر های حضرت نسل ها مهمان آقایند

کبوتر های حضرت نسل ها مهمان آقایند
نکردند این کبوتر ها به کفتر های دیگر ناز
فراهم آب و دانه بهر شان هم سنگ با کوثر
ندیدم کفتری تا پز دهد بر کفتر اهواز
تاسی می کنند این نازنینان از امام خود
نمی دانند خود را برتر از هم نوع در شیراز
غروبی در حرم بودم نگاه من به کفتر ها
فروتن کفتری هاتف صفت گفتا  مرا این راز
خدا بر عالم هستی نگاه او خداوندی است
حرامی گر به دست آری به رسوایی ستاند باز
کبوتر وار گر بودیم ما هم شیعه ی حضرت
نبودی بسته در ها بهر بعضی،بهر بعضی باز
حرم امن است از عدل امام هشتم شیعه
ندیدم کفتری را در حرم هرگز اسیر باز
(رها)گاهی که از نامردمی ها می شوم دل گیر
حرم را در بغل گیرم و غم ها را دهم پرواز
علی میرزائی-مشهد مقدس


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:08 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ازعرش سروش سرمدی آمده است

ازعرش سروش سرمدی آمده است 

معصومۀ  آل احمدی  آمده  است

آورده صبا  شمیم  باغ   ملکوت

یک دسته گل محمدی  آمده است

*****************
افتخار ایران
ای پادشه مُلک خراسان  مددی

ای ضامن آهوی پریشان مددی

ای سایۀ رحمت خدا بر سر ما

ای مایۀ  ا فتخار ایران مددی

 

غلامرضا زربانویی (رضا)


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:08 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اينجا همه محو ذكر يا هو شده ايم

اينجا همه محو ذكر يا هو شده ايم  

فارغ ز  خود و هرچه هياهو شده ايم

هرچند كه تشنه ايم اما به خدا 

   سرمست مي ضامن آهو شده ايم

------------------

اينجا همه رازهاي خود مي گوييم            

      انوار خدا ز جان و دل مي جوييم

هرچند كه آلوده ولي در اينجا              

           شرمنده لطف ضامن آهوييم

---------------

در غربت و غصه ام تو دلدار ي ده     

   يك جرعه از اين چشمه بس جاري ده

غير از تو كسي نيست كه لطفي بكند  

              يا ضامن آهو ! تو مرا ياري ده

--------------------

قلبی همه نور و جان آگاهم ده    

       عذرم بپذیر و عزت و جاهم ده

مهمانم و با هزار امید آمده ام            

     یا ضامن آهو ! تو خودت راهم ده

 

سيد حبيب حبيب پور


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 6:07 PM ] [ مهدی گلشنی ]