مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

آیینه به دست - اسماعیلی

 

این مرد، برای فتح دین می جنگد
در سنگر عشق، با یقین می جنگد
 
تا محو شب و طلوع صبح صادق
آیینه به دست، در زمین می جنگد
 
 
رضا اسماعیلی
 

[چهارشنبه 9 دی 1394 ]   [mojdeh]

تمام کربلا - صفربیگی

 

آن روز حسین یک صدا زینب بود
آیینه ی غیرت خدا زینب بود
 
زینب زینب زینب زینب زینب
آن روز تمام کربلا زینب بود
 
 
جلیل صفربیگی
 

[چهارشنبه 9 دی 1394 ]   [mojdeh]

خون بود و زمین… - محمدرضا سلیمی

 

خون بود زمین و آسمان در تب بود
خشکیده ترین واژه ی هستی لب بود
 
یک مرد فقط حادثه را زیبا دید
آن مرد، امیر دردها، زینب بود
 
 
محمدرضا سلیمی
 

[چهارشنبه 9 دی 1394 ]   [mojdeh]

برای حضرت زینب(س) - جلیل صفربیگی

 

همراه تو بی بدیل باید باشد
ابراهیم خلیل باید باشد
 
از کرب و بلا ، کجاوه ی تو، تا شام
بر شانه ی جبرییل باید باشد
 
 
جلیل صفربیگی
 

[چهارشنبه 9 دی 1394 ]   [mojdeh]

زینب… - صفربیگی

 

حق دارد اگر که خون ببارد زینب
همراه ، برادری ندارد زینب
 
با سر پی ِ خواهرش دویده تا شام
عباس چگونه می گذارد زینب…
 
 
جلیل صفربیگی
 

[چهارشنبه 9 دی 1394 ]   [mojdeh]

هفتاد و دو آیه - علی حاجتیان فومنی

 

وقتی که همه به سنگ عادت کردند
در پیله ی عافیت اقامت کردند
 
از صحنه ی کربلا ملائک با سوز
هفتاد و دو آیه را تلاوت کردند
 
 
علی حاجتیان فومنی
 

[چهارشنبه 9 دی 1394 ]   [mojdeh]

آلبوم عاشورا - محبوبه زارع

 

به مدینه وارد می شوید. نگاهت به حرم پیغمبر می افتد. کوچه های مدینه حال غریبی دارند. حس می کنی که تمامی سراها با زبان حال، نوحه سرایی می کنند و در اندوه کربلاییان اشک می ریزند. سکوت می کنی و گوش می دهی. در و دیوار شهر می نالند و نجوا می کنند: «ای مردم! در نوحه سرایی و شیون یاری کنید. چرا که آن رادمردانی که ما در فراقشان شیون می کنیم، همدم شب ها و روزهای ما، روشنی بخش تاریکی شبانگاهان ما و سرمایه اقتدارمان بودند. چه شب هایی که آنان با کرامت خود، ترس و هراس را از این شهر دور ساختند. ای کاش ما آن انسان مصمم و توانایی بودیم که می توانستیم بلاگردان جان آنان باشیم و تیزی شمشیرها را به جای آنان بر جان خود بپذیریم! کاش می توانستیم حرارت مرگ را از آنان دور سازیم و به خود نزدیک گردانیم! کاش می توانستیم میان آنان و آن سپاه پست و خشونت کیش، مانعی نفوذناپذیر پدید آوریم. کاش می توانستیم تیرهای دشمنان را از آنان دور سازیم ای کاش! ای کاش …».
 

[پنج شنبه 3 دی 1394 ]   [mojdeh]

اربعین کمال عاشوراست

 

چهل روز است چشمه‌ها خون می‌جوشانند، آسمان دل‌گرفته و غمگین در سوگ حنجره‌ی خونفشان غروب، خون می‌گرید. از آن لحظه سرخ که حنجره‌ی تشنه در گودال به دشنه‌ی شقاوت سپرده شد همه‌گاه و همه‌جا رنگی از خون دارد. و چرا نه؟ خون، این محبوب‌ترین قطره، از گلوی محبوب‌ترین و عزیزترین وجود-حسین(ع)- بر خاک چکه کرده است.
 
چهل روز است هستی در مصیبت حسین می‌گرید. نسیمی که می‌وزد سوگوار و مرثیه‌خوان در گوش گل‌ها، پرپرشدن بهار را بر داغ‌ترین خاک باز می‌گوید. گل‌ها گریبان چاک می‌زنند. ستارگان، شبانگاه قطره‌قطره، خاک را به باران اشک خویش می‌شویند و پدیده‌ها، خون رنگ و اندوه‌بار، عاشورای حسین را نوحه می‌کنند.
 

[پنج شنبه 3 دی 1394 ]   [mojdeh]

برای هیچ کس جز حسین (ع) اربعین مکرر نیست

 

نه پیامبر، نه شهید شمشیر محراب، نه نُه شهید مسموم مظلوم، نه حتی مادری که حسین محصول و پرورده‌ی آغوش اوست …. راستی چرا؟
 
پاسخ پرسش را در رمز و راز اربعین باید جُست.
 
اربعین، روز کمال و بلوغ عاشوراست. روز « پایان اقتدار بیداد»، شکست شوکت دروغین عبیدالله و یزید و بازگشت پیروزمندانه و عزتمندانه کاروانی است که چندی پیش زیر باران تازیانه و توهین و شماتت و قساوت به کوفه و شام رفت.
 

[پنج شنبه 3 دی 1394 ]   [mojdeh]

ده روز تا عاشورا(گام دهم)  - ابراهیم قبله آرباطان

 

روز دهم:
 
دیگر راحت شدی بانو!
 
خورشید بر صبح ِ صحرا می تابد و زمان عاشورایی شدن فرا رسیده است.
 
قربانی خود را هم که آماده کرده ایی
 
دیشب که به آنها مشق جنگ می دادی و فن شمشیرزنی و رد ضربه حریف را به آنها یاد می دادی، پشت خیمه ات ، برادرت را ندیدی که چگونه ، با حسرت فرزندانت را نگاه می کرد و اشک بر گونه هایش جاری می شد!…
 

[چهارشنبه 2 دی 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  
زیارت عاشورا