.
.
با اين مقدّمه، اگر انسان توجه كند كه هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حكيم و توانا به او عنايت كرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ايمان و پست و شرور در اين جهان، نيز جارى است، در مقابل، او تا چه حد بايد شاكر و سپاسگزار باشد. روشن است كه شكر و سپاس به درگاه الهى، كه بى نياز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه كمالات و فيوضات است، با تشكر از ديگران تفاوت دارد; زيرا ما نمى توانيم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشكر زبانى و عملى كه در مقابل اشخاص داريم جبران كنيم، بلكه بهترين راه آن است كه طريق شكرگزارى را از وحى و سخنان اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) بياموزيم.
امام صادق(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد: "شكر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شكر كامل (يا تكميل شكر) به اين است كه فرد "الحمدلله رب العالمين " بگويد. "61
پس لازمه شكر الهى استفاده نكردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتيجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذير) مى توان به عنوان كفران ناسپاسى نعمت ياد كرد. روشن است كه قسمت اول روايت بيانگر مرتبه شكر عملى (استفاده صحيح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى كه در اسلام به عنوان تكاليف واجب بر هر مسلمانى فرض گرديده، موظّف به انجام مرتبه اى ديگر از شكر (شكر زبانى) نيز هستيم كه در ذيل روايت مزبور اين مرتبه از شكر نيز بيان گرديد.
برخى از آيات قرآن كريم مقتضاى ايمان به خدا و بندگى او را شكر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى ديگر با بيان هاى گوناگون به شكر و سپاس گزارى در مقابل آفريننده نعمت ها توصيه و تشويق مى نمايند.63
مرحوم علامه طباطبائى درباره حقيقت شكر و انواع آن مى نويسد: حقيقت شكر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به اين است كه انسان نعمت را در جايى كه آفريننده و عطاكننده نعمت اراده فرموده (رضايت دارد) به كار گيرد و مرتبه ديگرى از شكر اين است كه به زبان از دهنده نعمت ياد كند كه در اصطلاح، آن را "ثنا " مى نامند و به اين است كه انسان همواره در دل به يادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با ياد او از مواضعى كه منعم تعيين كرده است، تجاوز نكند.64
بنابراين، مى توان گفت: استفاده معقول و بهينه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعايت اعتدال و دورى از اسراف و تبذير و رعايت حدودى كه خداوند متعال تعيين نموده، همه از لوازم شكر به درگاه خداوند متعال هستند. از اين رو، برخى از آيات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمايند: "افلا يشكرون " و يا انسان را به دليل ناسپاسى كردن و كفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذكر مى گردند.65
از مجموع آياتى كه انسان را به شكر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشويق و توصيه مى نمايند، مى توان استفاده كرد كه مصرف كل جامعه اسلامى بايد جهت خاص خود را پيدا كند; به اين معنا كه هدف صرفاً رفع نيازهاى مادى نباشد، بلكه در جهت رسيدن به اين هدف، حدود الهى نيز رعايت گردند، به گونه اى كه افراد جامعه با استفاده بجا و صحيح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاكر بوده و بر شكر و سپاس زبانى، كه خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفيق يابند. البته اين كه انسان توجه به منعم حقيقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شكر مى باشد كه در برخى از روايات معصومان(عليهم السلام)نيز بيان گرديده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شكر عملى است.
.
این تجربه آن زمانی تلختر و کشنده است که آسیب زدگی اجتماع و زندگی مردمان بعلت قناعت ناپذیری و گرایش به اسراف و تبذیر باشد.
امام باقر (ع) می فرماید :
« هر که قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است ».
در بسیاری از کتب اخلاقی خو گیری نفس انسان با صفات برجسته اخلاقی نقطه آغاز حرکت انسانی به سمت کمال حقیقی آسمانی بشمار می آید.
از جمله این صفات برجسته، قناعت پذیری و قانع بودن به موهبت های خداوند ی است. در حقیقت علمای اخلاق در کنار بیان فضیلت های قناعت ، روش های تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی دقیق قرار داده اند و به صورت مفصل به این امر پرداخته اند.
بر این اساس در می یابیم که در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تأثیر گذار در جامعه به حساب می آید به ابعاد اجتماعی آن نیز پرداخته شده و بعنوان یک فضیلت همواره مورد تشویق قرار گرفته است.
به هم پیوستگی اجتماع و اثر پذیری تغیرات زندگی مردم بر یکدیگر و ضرورت ، گریز از آسیب های طبیعی و غیر طبیعی و نیز در نظر گرفتن نیاز های روز مره و آینده زندگی نیاز آدمی را به رعایت فرهنگ قناعت صد چندان می کند.
صرفه جویی و قناعت در ابیات و هنر ایرانی :
ادباء ، شعرا، هنرمندان ایرانی در طول تاریخ به لحاظ دغدغه های فراوان از پیامد های اسراف سخنان فراوانی را در این زمینه به یادگار گذاشته اند. سعدی شاعر شیرین سخن ایران در کتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو کم خوردن طبیعت را .
.
اقتصاد در بينش و نگرش اسلامي از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار است. اين مطلب را بارها شنيده ايم که: کاد الفقر کفرا؛ نزديک است که فقر، آدمي را به کفر بکشاند؛ زيرا کمبود و يا کاهش امکانات به معناي عدم برخورداري شخص يا جامعه از نعمتي است که مي تواند آدمي يا جامعه را به سوي کمال سوق دهد. کفر به معناي پوشاندن و ناسپاسي، زماني رخ مي دهد که انسان نتواند به شناخت و باوري درست نسبت به چيزي يا کسي برسد. فقر و نداري، زمينه بسيار مناسبي را فراهم مي آورد تا آدمي به اين شناخت و باور نرسد و در مسير ضد کمالي گام بردارد؛ زيرا فقر و نداري بر وي فشار مضاعفي را وارد مي سازد که در نقص و کاستي بماند و کمالي را درک نکند.
از اين رو در تحليل قرآني، برخورداري انسان يا جامعه از نعمت هاي الهي و ثروت به معنا و مفهوم عنايت الهي نسبت به شخص يا جامعه است. (سبا آيه 15) زيرا راه تأمين سعادت و خوشبختي واقعي انسان در سايه توحيد و سلامت امور اقتصادي و دست يابي به نعمت و ثروت است. (اعراف آيه 85 و هود آيات 84 تا 86) از نظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت هر شخص و جامعه اي به معناي آن است که مايه قوام خود را يافته باشد. از اين رو خداوند در آيه 5 سوره نساء از واگذاري آن به دست نااهلان و سفيهاني که نمي دانند از ثروت خويش چگونه استفاده کنند برحذر مي دارد.
پيامبران الهي همواره اين مأموريت را داشته اند که به معيشت مردم توجه کنند و حتي برخي از پيامبران چون حضرت شعيب(ع) و حضرت يوسف مأموريت داشتند تا به اصلاح روابط اقتصادي جامعه، هم پاي اصلاح اعتقادات مردم بپردازند و حتي براي هدايت و اصلاح الگوهاي اقتصادي خود زمام مديريت اقتصادي را در دست گيرند. (اعراف آيه 85 و شعراء آيات 177 تا 183 و نيز يوسف آيات 47 تا 55) از همان آيات نخست سوره بقره مي توان دريافت که مسئله اقتصادي در کنار مسائل اعتقادي از چنان اهميتي برخوردار است که ايمان منهاي اصلاح اين دو مسائله مهم، ايماني کامل و مايه رستگاري و فلاح انسان نخواهد بود. در حقيقت هرکسي يا هر جامعه اي اگر بخواهد به رستگاري و سعادت دست يابد مي بايست درکنار اصلاح اعتقادات، به اصلاح مسئله اقتصادي بپردازد.
.

