خلعت اهدایی‏

عبدالله بلخی می‏گوید:
احمد بن اسحاق نامه‏ای به حسین بن روح قمی نوبختی؛ سومین نائب خاص حضرت امام زمان (علیه السلام) در غیبت صغری می‏نویسد، و طی آن از حضرت (علیه السلام) برای تشرف به حج اجازه می‏طلبد.
حضرت (علیه السلام) به او اجازه تشرف به حج می‏فرمایند، و خلعتی نیز مرحمت می‏نمایند.
وقتی احمد بن اسحاق پاسخ نامه و آن خلعت شریف را دریافت می‏کند با خود می‏گوید: ایشان با این اشاره مرا از فرا رسیدن زمان مرگم آگاه فرموده‏اند. و همان طور هم شد.


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:59 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خلوت یار

من چه درکوی تو آرام که سزای توبودgggggجان چه باشد که ازالطاف وسخای توبود
خرم آندل که بیادتوبوددرهمه عمرgggggاین میسرنشودتاکه رضای توبود
خوش بوناله شب درحرم خلوت یارgggggخاصه آن ناله که ازبهرلقای توبود
نیست درکون مکان خلقت ذرات جهان‏gggggمگرآن ذره به تسبیح وثنای توبود
بوصال تورسدعاشق دلسوخته ات‏gggggفانی محض شودخضربقای توبود
تاکه ماءوای توشددردل من مهرروان‏gggggخوکعبه دل قصروسرای توبود
من که باشم که زنم لاف وکنم دعوی عشق‏gggggدرهمه کون ومکان شورونوای توبود
نظری خسروی خوبان به حقیرازره لطف‏gggggباشدش فخربگیتی چوگدای توبود


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:59 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خلاصه حالات سوّمین معصوم‏

ولادت با سعادت آن بانوی نمونه و مجلّله. بنابر مشهور، روز جمعه، بیستم ماه جمادی الثّانی سال پنجم بعثت، سه سال پس از جریان معراج در شهر مکّه معظّمه واقع شد؛ و جهان ظلمانی را به نور مقدّس خود روشن نمود.
و چون آن حضرت به دنیا آمد تنی چند از زنان بهشتی با ظرف‏هائی از آب کوثر در کنار بستر خدیجه حضور یافته و نوزاد را غسل دادند.
پس از آن، نوزاد لب به سخن گشود و اظهار داشت:
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه ، و أنّ أبی رسول اللّه سیّد الأنبیاء، و أنّ بَعْلی سیّد الأوصیاء، و وُلدی سادة الأسباط».
و سپس نام یکایک آن زنان بهشتی را به زبان آورد؛ و بر هر یک سلام نمود.
نام : فاطمه، زهراء**نام مبارک آن حضرت به عنوان فاطمه، زهراء: به عدد حروف أبجد، چنین است: 135، 213.***، صلوات اللّه و سلامه علیها.
کنیه : اُمّ أبیها، اُمّ الأئمّة، اُمّ الحسنین و ... .
لقب : سیّدة نساء العالمین، بضعة الرّسول، بتول ، صدّیقة، راضیة، مرضیّة، مبارکة، طاهرة، مطهّرة، عذراء، زکیّة، محدّثة، صفیّة، سیّدة، عابدة، مظلومة، حکیمة، حلیمة، تقیّة، حبیبة، کاظمة، رؤوفةو... .
و هر یک از لقب‏ها، اشاره به بعضی از کمالات و صفات حسنه مخصوص آن بانوی مکرّمه خواهد بود.
پدر : حضرت محمّد، پیامبر عظیم‏القدر اسلام صلّلی اللّه علیه و آله می‏باشد.
مادر : خدیجه دختر خویلد، اوّلین زنی که به وحدانیّت خداوند و نیز رسالت پیامبر اکرم صلّلی اللّه علیه و آله ایمان آورد و همراه آن حضرت نماز جماعت خواند؛ و تمام ثروت خود را که یکی از ثروتمندان مهمّ بوده است برای ترویج دین اسلام در اختیار همسرش، حضرت رسول قرار داد.
خادمه آن حضرت : فضّه نام داشت که خود دارای فضائل و مناقبی است، از آن جمله این که حافظ تمام قرآن بود.
نقش انگشتر حضرت : «أمِنَ الْمُتوسِّلُونَ» بوده است.
حضرت زهراء سلام اللّه علیها کوچکترین فرزند خانواده و تنها یادگار حضرت رسول صلّلی اللّه علیه و آله بود.
آن بانوی بزرگوار، بسیار مورد تکریم و احترام خاصّ پدرش رسول گرامی اسلام قرار می‏گرفت و حتّی بارها هنگام ورود جلوی پایش بلند می‏شد و پیشانی او را می‏بوسید و می‏فرمود:
فاطمه از من است و من از اویم، پدرش فدایش باد، هر که فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود کرده، و هر که او را ناراحت نماید مرا ناراحت کرده است و ... .
در بسیاری از روایات آمده است: حضرت زهراء سلام اللّه علیها، در طول مدّت عمر پر برکت خود، هیچ گاه خون حیض و یا خون نفاس مشاهده ننمود؛ و بر خلاف دیگر زن‏ها همیشه پاک و پاکیزه بود و به همین جهت است که آن حضرت را طاهره و مطهّره نامیده‏اند.
در سنین هشت سالگی از شهر مکّه معظّمه به سوی شهر مدینه منوّره مهاجرت نمود.
در مورد زمان ازدواج حضرت زهراء سلام اللّه علیها بین مورّخین و محدّثین اختلاف نظر است؛ ولی مشهور آن است که حضرت در سنین ده سالگی به ازدواج امیرالمؤمنین، امام علیّ علیه السلام در آمد، که در ماه مبارک رمضان نامزدی و خطبه نکاح واقع شد؛ و در ماه ذی‏الحجّة مراسم عروسی انجام گرفت.
در مدّت عمر آن حضرت نیز بین تاریخ نویسان و راویان حدیث اختلاف نظر است، ولی مشهور عمر مبارک حضرت را بین 18 تا 25 سال گفته‏اند.
همچنین در این که آن بانوی مکرّمه چند روز پس از شهادت پدر گرامیش، دار فانی را وداع گفت و به شهادت رسید، در کتاب‏های تاریخ و حدیث، مابین چهل روز تا شش ماه آمده است، ولی معروف بین 75 تا 95 روز گفته شده است.
لیکن مشهور سیزدهم جمادی الاوّل و یا سوّم جمادی الثّانی، سال دهم هجری قمری را گفته‏اند.**به ترتیب، مطابق بیست و هشتم مرداد، و یا هفدهم شهریور، سال دهم هجری شمسی خواهد بود.***
علّت رحلت و شهادت آن مظلومه تاریخ: مصیبت‏ها و شکنجه‏های دردناکی بوده است که پس از رحلت پیامبر اسلام صلّلی اللّه علیه و آله ، توسّط افراد معلوم الحال بر آن حضرت وارد ساختند که تاریخ، آنها را ثبت نموده است.
به طوری که حضرت پس از پدرش هیچ گاه خندان و شادمان دیده نشد، بلکه مرتّب گریان و ناراحت بود تا جائی که یکی از چهار گریه کنندگان عالم به حساب آمده است.
آن حضرت اوّلین فردی بود که در اسلام، برایش توسّط أسماء بنت عُمیس، با تقاضای خود حضرت تابوت ساخته شد، به جهت آن که حتّی پس از وفاتش حجم بدن مقدّسش مورد دید افراد قرار نگیرد.
مراسم غسل و کفن و دفن، همچنین نماز بر جنازه مطهّر آن حضرت توسّط همسرش، امام علیّ علیه السلام و برخی دیگر از نزدیکان خاصّ، شبانه انجام گرفت.
و محلّ قبر آن حضرت تا هنگام ظهور امام زمان عجّل اللّه تعالی‏ فرجه الشّریف از چشم همگان مخفی و پنهان بوده و خواهد بود.
فرزندان : حضرت دارای سه فرزند پسر به نام‏های: امام حسن، امام حسین، محسن؛ و دو دختر به نام‏های: حضرت زینب و امّ کلثوم علیهم السلام بوده است.
نماز آن حضرت : دو رکعت است، در رکعت اوّل پس از قرائت سوره حمد، صد مرتبه سوره قدر، و در رکعت دوّم صد مرتبه سوره توحید خوانده می‏شود.
و پس از سلام نماز، تسبیحات آن حضرت؛ و سپس صد مرتبه صلوات بر پیغمبر و اهل بیتش سلام اللّه علیهم فرستاده می‏شود.
و بعد از آن حوائج و خواسته‏های مشروعه خود را از درگاه خداوند متعال در خواست نماید.**ولادت و دیگر حالات حضرت زهراء سلام اللّه علیها بر گرفته شده است از:
اصول کافی: ج 2، أعیان الشیّعة: ج 1، مناقب ابن شهر آشوب: ج 1، بحارالأنوار: ج 43 و44، عیون المعجزات شیخ حسین عبدالوهّاب، کشف الغمّة: ج 1، أنساب الأشراف: ج 2، تهذیب الأحکام: ج 6، اعلام الوری: ج 1، مجموعه نفیسه، تاریخ اهل البیت علیهم السلام ، تذکرة الخواصّ، الفصول المهمّة، ینابیع المودّة، فاطمة الزّهراء سلام اللّه علیها، دلائل الامامة و... .***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:59 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خلاصه حالات چهاردهمین معصوم دوازدهمین اختر امامت‏

آن حضرت نزدیک طلوع فجر، روز جمعه، نیمه ماه شعبان، سال 254 هجری قمری** مطابق با بیست و دوّم مرداد ماه، سال 247 هجری شمسی می‏باشد.*** در شهر سامراء به طور مخفی و پنهان از دید عموم، پا به عرصه وجود نهاد.
نام: م ح م م د ** نام و لقب مبارک آن حضرت به عنوان امام «محمّد، مهدی» علیه السلام طبق عدد حروف أبجد کبیر - 92، 59 - می‏باشد.*** صلوات اللَّه و سلامه علیه؛ و عجّل اللَّه تعالی فی فرجه الشّریف. **طبق احادیث وارده: گفتن نام صریح امام زمان علیه السلام در زمان غیبت حرام و غیرمجاز است، که بعضی از آن احادیث، ضمن چهل حدیث منتخب خواهد آمد.***.
کنیه: ابوالقاسم، ابوجعفر و... .
لقب: بیش از نهصد لقب برای حضرتش ذکر کرده‏اند که در کتب مختلف موجود می‏باشد از آن جمله: مهدی، حجّت، منتقِم، بقیةاللَّه الأعظم، قائم آل محمّد، صاحب الزّمان و... .
پدر: امام حسن عسکری صلوات اللّه و سلامه علیه.
مادر: به نام‏های نرجس، ملیکه، ریحانه، صیقل و سوسن معروف است.
نقش انگشتر: «أنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ خاصَّتُهُ».
دربان: چهار نفر به نام‏های عثمان بن سعید، محمّد بن عثمان، حسین بن روح، علیّ بن محمّد سمری، در غیبت صغری وکالت و وساطت حضرت را بر عهده داشته‏اند.
جریان ولادت آن حضرت، همانند حضرت موسی کلیم علیه السلام در کنار کاخ طاغوت زمان، مخفی و پنهان از دید جاسوس‏ها و عموم مردم انجام گرفت.
حضرت دارای دو غیبت بوده است: یکی غیبت صغری - که حدود هفتاد و پنج سال به طول انجامید - و دیگری غیبت کبری می‏باشد - که تقریباً از سال 330 هجری قمری شروع شد.
و از آن زمان به بعد برای حضرت، وکیل و نائب خاصّ معرّفی و معیّن نشده است، بلکه مجتهدین جامع‏الشّرایط - به عنوان وکیل و نائب عامّ - امور جامعه را بر عهده داشته و دارند.
آن حضرت در همین جامعه، بین افراد رفت و آمد و در مجالس به صورت ناشناس شرکت می‏نماید؛ و نیز همه را می‏بیند و شاهد اعمال همگان خواهد بود.
ولی دیگران هم گرچه او را می‏بینند، امّا شخص حضرتش را نمی‏شناسند که کدام یک از اشخاص می‏باشد.
افراد بسیاری در غیبت کبری به محضر مبارکش شرفیاب شده‏اند و کسب فیض کرده‏اند.
علائم و نشانه‏های متعدّد و گوناگونی جهت ظهور و قیام آن حضرت، توسّط معصومین علیهم السلام بیان و مطرح شده است، که در کتاب‏های مختلف اهل‏سنّت و شیعه به طور مشروح و مبسوط مذکور می‏باشد.
وقتی حضرت در مکّه معظّمه ظهور نماید، 313 نفر از اصحاب و فرماندهان او از اطراف و شهرهای مختلف در کنار کعبه الهی جمع شوند و در دست هر کدام شمشیری خواهد بود.
و سپس منادی بین زمین و آسمان گوید: این مهدی موعود است که ظهور کرده و به شیوه حضرت داوود و سلیمان علیهماالسلام قضاوت خواهد نمود و بیّنه و شاهد، لازم ندارد.
طبق آنچه در روایات آمده است: حکومت آن حضرت بین هفت تا نُه سال به طول خواهد انجامید.** شخصی از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال نمود که امام زمان علیه السلام چند سال حکومتش به طول می‏انجامد؟
حضرت فرمود: هفت سال، روزها و شبهایش به اندازه‏ای طولانی می‏گردد که یک سال آن مساوی است با ده سال از سالهای دوران شما، پس مجموع حکومت آن حضرت هفتاد سال از سالهای شما خواهد بود. غیبة طوسی: ص 474، ح 497، إعلام الوری‏: ج 2، ص 290.
و در بعضی روایات آمده که مدّت حکومت حضرت 309 (سیصد و نُه) سال خواهد بود. توضیح در اوّلین پاورقی داستان 24 موجود است.***
مدّت امامت: حضرت بنابر مشهور بین روایات، روز جمعه، نُهم ربیع الاوّل، سال 260 هجری قمری پس از شهادت پدر بزرگوارش، در سنین پنج سالگی به منصب و مقام عظمی‏ و والای امامت و خلافت نائل گردید.
و از آن زمان تاکنون حدود 1157 سال می‏باشد و در آینده تا هر لحظه که خداوند متعال اراده نماید، امامت و هدایت جامعه را به عهده خواهد داشت.
مدّت عمر: آن حضرت حدود پنج سال، هم‏زمان با پدر بزرگوارش حضرت ابومحمّد، امام حسن عسگری علیه السلام بوده و پس از آن تا این زمان - که روی هم 1162 سال باشد - عمر پربرکت آن حضرت می‏باشد و در آینده تا هر زمان که خداوند بخواهد، تداوم خواهد یافت.
نماز امام زمان علیه السلام دو رکعت است، که در هر رکعت سوره حمد یک مرتبه و چون به جمله «إیّاک نعبد و ایّاک نستعین» برسد، صد مرتبه آن را تکرار نماید؛ و بعد از سوره حمد، یک مرتبه سوره توحید خوانده می‏شود، همچنین هر یک از ذکر رکوع و سجود را هفت مرتبه بگوید.
و چون سلام نماز را دهد، تسبیح حضرت زهراء علیها السلام را بگوید و در بعضی عبارات آمده است که بعد از آن، نیز صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود.
و بعد از آن، حوائج مشروعه خود را از خداوند طلب نماید.** ولادت و دیگر حالات حضرت برگرفته شده است از:
اصول کافی: ج 1، تهذیب‏الأحکام: ج 6، تاریخ اهل‏البیت علیهم السلام ، مجموعة نفیسة، أعیان‏الشیعه: ج 2، کشف الغمّة: ج 2، ینابیع‏المودّة، بحارالأنوار، جمال‏الاُسبوع، دعوات راوندی، إعلام الوری‏ طبرسی: ج 2، دلائل الإمامة و... .***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:58 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خلاصه حالات چهارمین معصوم، دوّمین اختر امامت‏

آن حضرت روز سه شنبه یا پنج شنبه، پانزدهم ماه مبارک رمضان، سال سوّم هجری‏** مطابق با دوازدهم اسفند، سال سوّم شمسی.*** در شهر مدینه منوّره دیده به جهان گشود.
نام: «حسن»** نام و لقب حضرت بعنوان حسن مجتبی علیه السلام به رقم حروف أبجد کبیر چنین می‏شود: 118، 446.***؛ و در تورات «شُبّر» ودر انجیل «طاب» می‏باشد.
صَلوات اللّهِ عَلَیْه، یَومَ وُلِدَ وَیَوْم اسْتُشْهِدَ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیّاً.
کنیه : ابو محمّد.
لقب : مجتبی، طیّب، سیّد، ولیّ، تقیّ، حجّت، سبط، قائم، وزیر، أمین و ... .
نقش انگشتر:«الْعِزَّةُ لِلّهِ».
دربان: دو نفر افتخار دربانی و پیش‏خدمتی حضرت را کسب کردند، که یکی به نام سفینه - غلام رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، و دیگری به نام قیس بن عبد الرّحمن بوده است.
حضرت در حالی به دنیا آمد که مادرش، حضرت فاطمه زهراء علیها السلام دوازده ساله بود** مرحوم سیّد محسن امین با استفاده از برخی روایات و تواریخ استفاده نموده، که امام حسن مجتبی علیه السلام شش ماهه متولّد شده است: أعیان الشّیعة: ج 1، ص 562 - 578.***.
و در هفتمین روز ولادت این نوزاد عزیز پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله دو گوسفند عقیقه نمود، و سپس موی سرش را تراشید و هم وزن آن نقره به فقیر صدقه داد.
امام حسن مجتبی علیه السلام 25 مرتبه پیاده برای انجام مراسم حجّ و زیارت خانه خدا، به مکّه معظّمه رفت.
و در طیّ دو مرحله، حضرت تمامی ثروت و اموال خود را بین فقراء و تهی‏دستان تقسیم نمود.
مدّت امامت: اوّلین روز امامت آن حضرت، مصادف با جمعه 21 ماه مبارک رمضان، سال چهلم هجری‏** مطابق با یازدهم بهمن ماه، سال سی و نهم شمسی.*** بوده است؛ که مردم با آن بزرگوار بیعت کردند و حدود 10 سال امامتش به طول انجامید.
حضرت در تمام دوران عمر پربرکت خویش مبارزات مختلفی بر علیه کفر و ظلم و بیدادگری داشته است.
و در زمان زعامت وامامتش موضع گیری‏های گوناگونی در برابر دستگاه حاکمه بنی‏امیّه به سرکردگی معاویه داشت؛ ولیکن بیشتر دوستان و اصحاب دنیاپرست، به آن حضرت خیانت کرده و با ایشان برخورد منافقانه داشتند؛ و در نهایتِ أمر، چون امام علیه السلام تنها ماند؛ و از طرفی، هسته مرکزی اسلام در معرض خطر قرار داشت، ناچار اقدام به صلح با معاویه نمود.
و طبق آنچه که مورّخین و محدّثین گفته‏اند: حدود شش ماه و أنْدی‏ پس از امامت آن بزرگوار، بین حضرت و معاویه صلح نامه‏ای به نفع اسلام و مسلمین امضاء گردید.
مدّت عمر: آن حضرت حدود هشت سال در حیات جدّ گرامیش، و حدود هشت سال و اندی هم‏زمان با مادر ارجمندش، و 37 سال نیز در کنار پدر بزرگوارش زندگی نمود، و سپس قریب 10 سال امامت و رهبریّت اسلام و مسلمان‏ها را بر عهده داشت؛ و در مجموع مدّت عمر پربرکت آن امام مظلوم را، بین 47 تا 50 سال گفته‏اند.
شهادت: حضرت امام حسن مجتبی صلوات اللّه علیه، توسّط همسرش - جُعده دختر أشعث بن قیس کندی - به دستور و تزویر معاویه مسموم گردید.
و چهل روز پس از آن - یعنی؛ روز پنج شنبه، 28 ماه صفر؛ ما بین سال 50 تا 53 هجری - به فیض شهادت نایل گشت.
امام حسن مجتبی علیه السلام در آخرین لحظات عمر گران‏مایه خویش به برادرش، امام حسین علیه السلام اظهار داشت: مبادا در تشییع و تدفین جنازه‏ام خونی بر زمین ریخته شود.
و هنگامی که خواستند جسد مطهّر آن امام مظلوم را کنار جدّ بزرگوارش، رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنند، عدّه‏ای به سرکردگی عایشه، مسلّحانه هجوم آوردند و از ورود جنازه مطهّر به محوّطه حرم حضرت رسول صلی الله علیه و آله جلوگیری نموده؛ و آن گاه جنازه و تشییع کنندگان را تیرباران کردند.
بر اساس وصیّتی که حضرت فرموده بود: خونی در تشییع جنازه‏ام ریخته نشود، به ناچار پیکر مقدّس آن امام مظلوم را که چندین تیر به آن اصابت کرده بود - به سمت قبرستان بقیع حرکت داده و در آنجا دفن نمودند.
تعداد فرزندان: مرحوم سیّد محسن أمین تعداد پانزده دختر و هشت پسر برای امام حسن مجتبی علیه السلام بیان نموده است، گرچه بعضی از محدّثین تمامی فرزندان آن حضرت را جمعاً پانزده دختر و پسر گفته‏اند.
نماز حضرت: دو رکعت است، در هر رکعت پس از قرائت سوره حمد، بیست و پنج مرتبه سوره توحید خوانده می‏شود** ولادت و دیگر حالات امام حسن مجتبی علیه السلام برگرفته شده است از:
اصول کافی: ج 1، کشف الغمّة: ج 2، أعیان الشّیعة: ج 1، دلائل الإمامة طبری، مناقب ابن شهرآشوب، عیون المعجزات حسین بن عبدالوهّاب، تهذیب الأحکام شیخ طوسی، بحارالأنوار: ج 43 و 44، مستدرک الوسائل، جمال الاسبوع، مجموعه نفیسه، إحقاق الحقّ: ج 19، تذکرة الخواصّ، الفصول المهمّة، تاریخ اهل‏البیت و ... .***.
و بعد از سلام نماز، تسبیحات حضرت زهراء علیها السلام گفته می‏شود؛ و پس از آن، خواسته‏ها و حوایج مشروعه خود را از درگاه خداوند متعال در خواست نماید که ان شاء اللّه برآورده خواهد شد.


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:58 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خلاصه حالات آخرین پیامبر و اشرف مخلوقات‏

آن حضرت پیش از طلوع سپیده صبح، روز جمعه یا روز دوشنبه، هفدهم یا دوازدهم ماه ربیع‏الاوّل، عام الفیل 55 روز پس از هلاکت اصحاب فیل در شهر مکّه شِعب ابی طالب ختنه شده و پاکیزه و خندان به دنیا آمد و جهانی تاریک را به نور مبارک خود روشن نمود.
هنگامی که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از شکم مادر تولّد یافت، دست چپ خود را بر زمین گذارد و دست راست به سمت آسمان بلند نمود و چون کلمه توحید را بر زبان جاری نمود، نوری از دهان مبارکش ظاهر گردید که تمامی مکّه را روشنائی بخشید.
نام: محمّد ، احمد، محمود و ... صلّی اللّه علیه و آله .
کنیه: ابوالقاسم، ابوابراهیم، ابوالطاهر، ابوالطیّب، ابوالمساکین، ابوالدُّرتین، ابوالریحانَتَین،ابوالسِبطَین و ... .
لقب: خاتم، رسول اللّه ، رسول الرّحمة، رسول الرّاحة، نبیُ‏الرّحمة، نبیّ التّوبة، سراج المنیر، مبشّر، منذر، امین، وفیّ، مزمّل، مدّثّر، عالم، ماحی، حاشر، شاهد و ... .
و در تورات: مادماد، در انجیل: فارقلیط ملّقب شده است.
پدر آن حضرت عبداللّه فرزند عبدالمطّلب و مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف بوده است.
حضرت رسول صلوات اللّه علیه با سی واسطه به حضرت آدم می‏رسد و 9900 سال و چهار ماه و ده روز بعد از وفات حضرت آدم علیه السلام متولّد گردید**فضائل شاذان بن جبرئیل قمّی: ص 18، س 11.***.
نقش انگشتر: آن حضرت دارای دو انگشتر بود، نقش یکی «لاإله إلاّ اللّه، محمّد رسول اللّه» و دیگری «صَدَقَ‏اللّه» بود که هر دو را به دست راست خود قرار می‏داد.
دو ماه بعد از آن که نطفه آن حضرت در رحم مادر قرار گرفت، پدرش عبداللّه وفات یافت و دوران شیرخوارگی را توسّط حلیمه سعدیه سپری نمود.
در سنین چهار یا شش سالگی، مادرش آمنه و در هشت سالگی، جدّش عبدالمطّلب وفات کردند.
همچنین نه سال و هشت ماه بعد از نبوّتش که دو سال پس از خروج از شِعب ابی طالب باشد، عمویش ابوطالب وفات یافت و سه روز بعد از آن، خدیجه آن بانوی باوفا، در سن 65 سالگی در گذشت.
در سنین سیزده سالگی به همراه عمویش عمران ابوطالب به شهر شام مسافرت نمود و نزد قبائل و قوافل مورد اعتماد و اطمینان قرار گرفت، به طوری که لقب امین بر او نهاده شد.
در سنین 25 سالگی از طرف خدیجه برای تجارت به شام مسافرت نمود و چند ماه پس از بازگشت از سفر، با وی ازدواج کرد.
در چهل سالگی 27 رجب به رسالت و نبوّت مبعوث گردید و هنگامی که دعوتش آشکار گردید مورد اذیّت و آزار مشرکان ومخالفان قرار گرفت تا جائی که گفته‏اند:
پس از گذشت پنج سال از بعثت در محاصره شدید دشمنان قرار گرفت و به ناچار در محلّی به نام شِعب ابی طالب به همراه دیگر یارانش پناهنده شد و مدّت سه سال با تحمّل سختی‏های فراوانِ اقتصادی ، اجتماعی، سیاسی و ... به سر برد.
و چون اذیّت و آزار دشمنان، بعد از وفات ابوطالب و خدیجه شدّت گرفت؛ روز پنجشنبه، اوّل ربیع الاوّل‏یعنی سیزده سال پس از بعثت در سنین 53 سالگی، آن حضرت به اصحاب و همراه یارانش از مکّه به مدینه مهاجرت نمود و دوازدهم همان ماه، هنگام زوال خورشید وارد مدینه گردید ومدّت ده سال در آن شهر اقامت نمود.
آن حضرت حدود یک سال قبل از هجرت از مکّه به مدینه، در بیداری با جسم و روح به معراج رفت و چون پاسی از شب گذشت پس از عروج از مسجد الحرام در مسجدالأقصی فرود آمد.
و طبق فرمایش امام صادق صلوات اللّه علیه: پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله یکصد و بیست مرتبه به معراج رفت و در هر مرتبه خداوند بیش از دیگر فرایض و واجبات، توصیه به ولایت امام علیّ و دیگر ائمّه اطهارعلیهم السلام می‏نمود.**خصال شیخ صدوق: ج 2، ص 600، ح 3***
در نیمه ماه رجب، سال دوّم هجرت، در بین نماز عصر، قبله مسلمانان از بیت المقدّس به سمت کعبه متحوّل شد.**وسائل الشّیعه: ج 4، ص 302***
در مدّت عمر پر برکت آن حضرت، بیش از چهارهزار و چهارصد معجزه توسّط حضرتش واقع گردید.** بحارالأنوار: ج 17، ص 301، ح 13.***
و آنچه معجزه توسّط دیگر پیامبران الهی انجام گرفته بود، به وسیله پیامبر گرامی اسلام انجام شد که مهمّ‏ترین آن‏ها قرآن بود به طوری که تمامی انسان‏ها از مقابله با آن عاجز و ناتوان بوده و هستند.
روز هیجدهم ذی‏الحجّة، سال نهم هجری‏** مطابق با دهم فروردین، سال دهم شمسی.*** پس از بازگشت از حجّةالوداع، آن حضرت در محلّی به نام غدیر خم، از طرف خداوند متعال امام علیّ بن ابی طالب علیه السلام را به عنوان خلیفه خود و امام مسلمین در جمع کلّیه حُجّاج معرّفی و منصوب نمود، که اکثر مفسّرین و تاریخ نویسانِ اهل سنّت نیز به آن تصریح کرده‏اند.
حضرت رسول صلوات اللّه علیه، چهل و هفت سَرّیه برای جنگ با مخالفان اعزام نمود که خود حضرت در بیست و شش جنگ، مشارکت وفرماندهی داشت و در 9 جنگ مقاتله و جهاد نمود.
و در نهایت بعد از جنگ خیبر، توسّط زنی یهودی به نام زینب دختر حارث برادر مرحب به وسیله زهری که در آبگوشت کلّه و پاچه ریخته بود، حضرت با تناول آن غذا مسموم شد و مدّتی پس از آن به شهادت رسید** امام صادق علیه السلام فرمود: ...به وسیله آن دو زن حفصه و عایشه مسموم و مقتول گردید؛ تفسیر عیاشی: ج 1، ص 200، ح 152، البرهان: ج 1، ص 320، نورالثقلین: ج 1، ص 401، ح 390، بحارالأنوار: ج 28، ص 20، ح 28.***.
در تاریخ وفات حضرت اختلاف است؛ ولی مشهور آن است که در 28 ماه صفر، سال دهم هجرت‏** مطابق با هفدهم خرداد، سال دهم شمسی.*** در اثر زهر مسموم و در سنین 63 سالگی شهید گشت.
قبر آن حضرت توسّط ابو عبیده جرّاح و زید بن سُهیل، حفر وآماده شد، و جسد مطهّرش توسّط امام علیّ علیه السلام با کمک عبّاس بن عبدالمطّلب و فضل بن عبّاس و اسامه، تجهیز و در خانه شخصی خودش دفن گردید.
دربان حضرت را امام علیّ بن أبی طالب علیه السلام و انس بن مالک وابو رافع نام برده‏اند.
در تعداد زوجات حضرت اختلاف است؛ لیکن مشهور آن است که حضرت از سنین 25 سالگی به بعد، شانزده همسر جهت مصالح اسلام و مسلمین انتخاب نمود، که طبق مشهور** بر خلاف مشهور، عدّه‏ای از بزرگان بر این عقیده‏اند: حضرت خدیجه سلام اللّه علیها، عذراء باکره بوده است. تمامی آن‏ها به جز عایشه بیوه بوده‏اند؛ و در موقع شهادت 9 همسر برایش باقی مانده بود، بنابر مشهور از خدیجه هفت فرزند به نام‏های: قاسم، زینب، امّ‏کلثوم، رقیّه قبل از بعثت و طاهر، عبداللّه و فاطمه بعد از بعثت برای حضرت رسول به دنیا آمد؛ و از دیگر در این رابطه، کتابهائی مانند: هدایة الکبری حضینی: ص 40، س 16 و بحار الأنوار: ج 22، ص 8 ملاحظه و دقّت گردد.***همسرش ماریه تنها یک فرزند به نام ابراهیم بعد از بعثت به دنیا آمد.
و در موقع شهادت تنها فرزندی که برایش به یادگار باقی مانده بود، حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها می‏باشد.
نماز آن حضرت: دو رکعت است، در هر رکعت پس از حمد، همچنین در رکوع و پس از رکوع و در هر سجده و بین دو سجده و بعد از سجده دوّم پانزده مرتبه سوره قدر قرائت می‏گردد، که جمعاً 210 مرتبه در هر رکعت باید خوانده شود** تاریخ ولادت و شهادت و دیگر حالات حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله ، برگرفته شده است از: اصول کافی: ج 1، بحار الأنوار: ج 15 22، اعی.
بعد از سلام نماز تسبیح حضرت زهراء سلام اللّه علیها خوانده شود و حوائج مشروعه خود را از خداوند متعال درخواست نماید.لفصول المهمّة، مجموعه نفیسه، إعلام الوری‏ طبرسی: ج 1، تاریخ اهل البیت، الهدایة الکبری‏،جمال ا سبوع، إثبات الوصیّة مسعودی و ... .***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:58 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خضر نیاز دیدار او!

علی بن محمد بن عبدالرحمان شوشتری می‏گوید:
روزی گذارم به قبیله بنی رواس افتاد. به یکی از دوستان رواسیم گفتم: خوب است به مسجد صعصعه برویم و نماز بخوانیم، زیرا در ماه رجب نماز خواندن در این مکانهای مقدسه که محل قدوم ائمه (علیه السلام) است، بسیار مستحب است.
به هم به مسجد صعصه رفتیم، کنار در مسجد شتری که رحل و جهاز داشت خوابیده بود که زانوانش را بسته بودند. وارد مسجد شدیم، مردی را دیدیم که لباس و عمامه‏ای حجازی پوشیده و مشغول خواندن دعایی است - که مضمون دعایش در خاطرمان نقش بست - آن‏گاه سجده‏ای طولانی نمود و رفت.
من به دوستم گفتم: حضرت خضر (علیه السلام) را دیدی؟ گویا زبانمان بند آمده بود. نتوانستیم سخنی بگوییم!
از مسجد بیرون آمدیم، ابن ابی داود رواسی را که از متدینین بود، دیدیم. گفت: از کجا می‏آیید؟
گفتیم: از مسجد صعصعه، و آنچه دیده بودیم، برایش تعریف کردیم.
او گفت: آن سوار دو یا سه روز یک مرتبه به مسجد صعصعه می‏آید و و با کسی حرف نمی‏زند.
گفتیم: خوب او کیست؟
گفت: گمان می‏کنید که باشد؟
گفتیم: ما فکر می‏کنیم حضرت خضر (علیه السلام) است.
او گفت: قسم به خدا! من یقین دارم او کسی است که خضر محتاج ملاقات او است، بروید که راه یافتید!
من به دوستم گفتم: حتما صاحب الزمان (علیه السلام) بود!(150)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:57 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خفه کردن هفتاد نفر هندی

عدّهای از محدّثین و مورّخین از حضرت صادق آل محمّد؛ و نیز از باقرالعلوم علیهما السلام نقل کرده‏اند:
پس از آن که امام امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام از جنگ جمل با ناکثین و اهل بصره رهائی یافت و پیروزمندانه بازگشت، هفتاد نفر مرد از اهالی هندوستان به حضور آن حضرت آمدند و پس از آن که اسلام را پذیرفتند و مسلمان شدند، حضرت با زبان هندی با آنان سخن می‏گفت و پاسخ سئوالات آن‏ها را به زبان خودشان مطرح می‏فرمود.
و چون کراماتی از آن حضرت مشاهده کردند، مدّعی شدند که علیّ بن ابی‏طالب علیه السلام خدا است.
امام علیّ علیه السلام اظهار نمود: ای جماعت! آنچه را که شما درباره من گمان کرده‏اید، درست نیست؛ بلکه من نیز همانند شما بنده‏ای از بندگان خداوند متعال می‏باشم.
امّا آن‏ها فرمایشات حضرت را نپذیرفتند و بر گفته خویش اصرار ورزیدند که تو همان خدا هستی، چون همه چیز را می‏دانی.
حضرت از این حرکت خشمگین شد و فرمود: واللّه! اگر از عقیده و حرف خود برنگردید و توبه نکنید، شما را خواهم کشت.
ولیکن آن‏ها بر عقیده و حرف خود پافشاری کردند.
به ناچار حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام دستور داد تا چند حلقه قنات حفر نموده و آن‏ها را از زیر زمین به یکدیگر متّصل نمایند؛ سپس تمامی آن هفتاد نفر را که منکر آفریدگار جهان شده بودند داخل قنات‏ها انداختند؛ و سر قنات‏ها را نیز پوشانند.
پس از آن یکی از قنات‏ها را که خالی بود، پر از هیزم نموده و آتش زدند، و چون دود آتش به تمامی قنات‏ها جریان پیدا کرد، تمامی آن هفتاد نفر خفه گشتند و به هلاکت رسیدند.**رجال کشّی: ص 109، ح 174، وسائل‏الشّیعة: ج 28، ص 335، ح 2، کافی: ج 7، ص 257، ح 8 و 23.***
و در حکایتی دیگر چنین آمده است:
امام محمّد باقر علیه السلام فرمود: عبداللّه بن سبا، یکی از کسانی بود که ادّعای پیغمبری می‏کرد و معتقد بود که علیّ‏بن ابی‏طالب علیه السلام خداست؛ و من پیغمبر او می‏باشم.
هنگامی که امام علیّ علیه السلام از عقیده باطل عبداللّه بن سبا با خبر شد، او را احضار نمود و از او درباره چنین اعتقادی سؤال نمود.
عبداللّه بن سبا در جواب حضرت، با صراحت کامل اظهار داشت: تو خدا هستی و من از طرف تو پیامبر هستم؛ و سپس افزود: مدّتی است که این موضوع به طور وحی و الهام، بر من ثابت شده است.
امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام به او خطاب کرد و فرمود: وای بر تو! مواظب گفتار خود باش، شیطان تو را به تسخیر خود در آورده است، مادرت به عزایت بنشیند! آیا متّوجه موقعیّت خود نیستی، باید از افکار و گفتار کفرآمیز خود توبه کنی تا بخشیده گردی.
ولیکن عبداللّه بن سبا در مقابل فرمایشات و پیشنهادات امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام بی‏تفاوت بود و همچنان بر حرف و عقیده باطل خود پافشاری می‏کرد.
لذا حضرت به ناچار دستور داد تا او را به مدّت سه روز باز داشت نمایند؛ و در طول این مدّت مرتّب او را توبه می‏دادند، امّا او زیر بار نمی‏رفت و پیشنهاد حضرت را نمی‏پذیرفت.
بنابر این روز سوّم به دستور آن حضرت او را از زندان بیرون آورده و اعدام کردند و سپس جسد او را در آتش سوزاندند.**رجال کشّی: ص 106، ح 170، وسائل الشّیعة: ج 28، ص 336، ح 4.***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:57 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خصلت های یاران امام زمان

جای تردید نیست که امام مهدی (عج) این رهبر الهی برای اجرای برنامه های نهضت جهانی خود علاوه بر دیگر اسباب و عوامل، نیاز به یارانی عاشق، متحد، باوفا، مؤمن، شجاع، فهیم و مخلص دارد؛ چرا که تجربه تاریخی نشان داده هیچ رهبر و مصلح اجتماعی بدون داشتن یارانی وفادار نتوانسته است اهداف خویش را محقق سازد. در طول تاریخ، بسیار شاهد بوده ایم که رهبرانی شایسته و توانمند تنها به دلیل نداشتن یارانی همدل و همراه از حرکت اصلاحی خود باز ایستاده اند.

 

 

هر یک از یاران آن حضرت نیز قوه ی چهل مرد را دارا و از نظر صلابت همچون پاره های آهن هستند. اینها نشانگر آن است که حضرت جنگ سختی در پیش خواهند داشت و اگر کارها با معجزه تمام می شد دیگر نیازی به یارانی با چنین قدرت جسمانی و صلابت و شجاعت نبود. در حالی که روایات به ما می فهمانند که کار حضرت حجت (ع) سخت تر از کار جدش رسول خدا (ص) خواهد بود؛ زیرا مردمی که در برابر پیامبرخدا ایستاده بودند افراد جاهلی بودند که سنگ و چوب و... می پرستیدند ولی جاهلانی که در مقابل امام عصر(ع) می ایستند کسانی هستند که قرآن به دست می گیرند و با تأویل کردن آیات قرآن و متمسک قرار دادن آن با حضرت می جنگند. لذا باید ایشان یاورانی باهوش داشته باشد که مانند یاوران حضرت امیر(ع)در جنگ صفین فریب مکرها و حیله های دشمن را نخورند.
در اینجا ما به بعضی از خصال یاوران آن حضرت که از قرآن کریم و روایات معصومین (ع) رسیده، اشاره می کنیم. تا این عزیزان را بهتر بشناسیم و الگوی راه خود قرار دهیم و اوصاف و ویژگی های آنها را در راه خودسازی خویش به کار گیریم تا زمینه ساز حضور حضرتش شویم و از جمله اصحاب و یاوران آن عزیز قرار گیریم. ان شاءالله

1-پیشگامان در کارهای خیر
یکی از اوصاف و ویژگی های «عبادالرحمن» اقدام در کارهای خیر است. آنها نه تنها در کارهای خیر وارد می شوند و از انجام کارهای نیک بهره مند می گردند، از خداوند نیز می خواهند که آنها را امام و پیشوای نیک اندیشان و نیکوکاران قرار دهد. قرآن کریم ضمن شمارش دوازده صفت از اوصاف «عبادالرحمن» می فرماید: یکی از اوصاف آنها این است که از خداوند می خواهند آنها را از رهبران و پیشگامان راه خیر قرار دهد: از این رو یکی از اوصاف یاران حضرت مهدی (ع) سبقت گرفتن در کارهای خیر است.
چنان که امام صادق (ع)در تفسیر آیه ی 148 سوره ی بقره که می فرماید:
پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید.هرجا باشید، خداوند همه ی شما را حاضر می کند و می گویند:
منظور از خیرات «ولایت» است و منظور از «یأت بکم الله جمیعاً»، 313 تن از یاران قائم (ع) هستند. به خدا سوگند! در یک لحظه همچون قطعات ابر پاییزی گرد شمع وجود حضرتش جمع می شوند و به خدا قسم «امه ی معدوده ی»(ذکر شده در قرآن) آنها هستند.

2-دارای شخصیتی بی نظیر
شخصیت انسان...که برگرفته از مجموعه ی عوامل اعتقادی، اجتماعی، وراثتی و... است سبب می گردد تا هر فردی در درجه ی خاصی از مکانت اجتماعی و موقعیت دینی قرار گیرد و مجموعه ی رفتارهای عملی انسان نیز از این شخصیت ریشه می گیرد.
لذا امیر مؤمنان(ع)در اشاره به شخصیت منحصر به فرد یاران حضرت مهدی (ع) می فرماید:
آنان به مقامی رسیده اند که نه گذشتگان بر آنان پیشی گرفته اند و نه آیندگان به مقام والای آنان می رسند.
برخی از آنان به مقامی می رسند که با ابرهای آسمان از مکانی به مکان دیگر سیر می کنند.بعضی دیگر زمین بسان طوماری در زیر پایشان در هم پیچیده می شود (طی الارض) و آنان مسافت طولانی را در مدتی کوتاه می پیمایند.

3-ایمان یاوران مهدی (ع)
بنابر آنچه از قرآن کریم و روایات معصومین به ما رسید، ایمان نیز مانند بسیاری از حقایق دیگر دارای رتبه و درجه است؛ لذا مؤمنان به نسبت علم و معرفت و یقینی که نسبت به حقیقت دین-به ویژه ذات باری تعالی- پیدا می کنند دارای درجات مختلفی هستند (والمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض) لذا هرچه پایه ی یقین فرد قوی تر باشد و کمتر شک و تردید در قلب او راه یابد دارای ایمانی قوی تر است و از رتبه و ارزشی والاتر برخوردار خواهد بود.
یاوران امام مهدی (ع) به درجه ای از ایمان رسیده اند که هیچ شکی در دلشان راه نمی یابد:
مردانی هستند فولاد دل که همه ی وجودشان یقین به خداست و هیچ شکی دردلشان راه نمی یابد، مردانی سخت تر از صخره ها...
با معرفت، به خدا ایمان آورده اند، و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ کرده است. امام صادق (ع)درروایتی، ضمن بیان اوصاف آنان، شیعیان را به الگو گرفتن از آنان سفارش می کند:
...پس مبادا به راست و چپ روی آوری که به خدا سوگند امر روشن است. به خدا سوگند!اگر اهل آسمان و زمین همدست شوند که این امر را از جایگاهی که خداوند آن را قرار داده، جدا سازند نخواهند توانست و چنانچه هه ی مردمان کفر ورزند تا جایی که هیچ کس نماند، خداوند کسانی را خواهد آورد که شایستگان باشند. سپس فرمود: آیا نمی شنوی که خداوند می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، هر کدام از شما که از دین روی گردانید، پس به زودی خداوند قومی را که آنها را دوست می دارد و آنها نیز خدا را دوست می دارند و با مؤمنان فروتن و با کافران سر سخت اند، به نصرت اسلام بر می انگیزد...» (تا آخر آیه را تلاوت فرمود) و در آیه ی دیگر فرمود: «پس اگر این قوم به آن کفر ورزند، همانا قومی را که هرگز به آن کافر نشوند، بر آن می گماریم.» سپس حضرت فرمود: «اهل این آیه، همان کسانی اند که در آیه ی قبل بودند.»
در آیه ای که امام صادق (ع) آن را تلاوت فرموده اند، اوصاف مؤمنانی که باید این رسالت بزرگ را انجام دهند، چنین بیان گردیده است:
1-آنها به خدا عشق می ورزند و جز به خشنودی او نمی اندیشند: «یحبهم و یحبونه»؛
2-در برابر برادران دینی شان خاضع و فروتن هستند؛«أذله علی المؤمنین»؛
3-برای بسط عدل و اجرای فرامین الهی همواره در راه جهاد فی سبیل الله هستند: «یجاهدون فی سبیل الله»؛
4-برای نابودی کافران و برچیدن بساط ستمگران، کوشا هستند و از هیچ ملامتی پروا ندارند: «ولایخافون لومه لائم».
این صفات پسندیده که از اعتقاد به خدا و ایمان به مقصد نشأت گرفته، از آنها انسان هایی ساخته است که در شکستن سنت های نادرست -که اکثر مردان بدان ها پایبندند و مخالفان خود را به استهزا می گیرند - پروایی ندارند. بسیاری را می شناسیم که صفات ممتازی دارند، اما مقابل غوغای محیط و هجوم افکارعوام و اکثریت منحرف، بسیار محافظه کار و ترسومی گردند و در مقابل آنها میدان را خالی می کنند. در حالی که برای یک رهبر سازنده و افرادی که برای اجرای افکار او وارد میدان می شوند، قبل از هر چیز چنین شهامتی لازم است. عوام زدگی، محیط زدگی و مانند آن، که همه نقطه ی مقابل این امتیاز عالی روحی هستند، سد راه بیشتر اصطلاحات محسوب می گردند. آری به دست آوردن این امتیازات و موقعیت ها در هر درجه که باشد، علاوه بر کوشش خود فرد، مرهون فضل خداوند است که به هر کس بخواهد و شایسته بیند عطا می کند.

4-برپا دارندگان نماز
درباره ی اصحاب صاحب الامر(ع)می خوانیم:
برخی از آنان شب را نخوابند وزمزمه ی نماز و مناجات شبانه شان همچون صدای زنبوران عسل فضا را آکنده سازد.
آری، با یاد خدا و برپایی نماز، جان و دلشان را روشن نموده اند: «کأن قلوبهم القنادیل»و چهره ی ظاهریشان نمایانگر سیرت پاک درونیشان است:
سجده ها در پیشانی آنها اثر گذارده است. آنان شیران روز و پارسایان شبند.
و به فرموده ی قرآن:
نشانه ی آنها در صورتشان از اثر سجده، نمایان است

5-پرداخت کنندگان زکات
زکات نیز، همچون نماز، نشانه ی بارز یک مسلمان واقعی است: «ویؤتون الزکاه». همچنان که یک مسلمان از اقامه نماز به رشد و کمال و معراج می رسد از طریق پرداخت زکات نیز به این مقامات می رسد: «خذ من أموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها»؛ چرا که زکات، انسان را از بخل و دنیا پرستی و رذائل اخلاقی پاک می کند، و نهال نوع دوستی، سخاوت، رعایت حقوق دیگران به ویژه فقرا، مستمندان و درماندگان را در نهاد او پرورش می دهد و با پرداخت زکات زمینه ی فساد را در جامعه از بین می برد. لذا امام صادق (ع) می فرماید:
کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و نه ارزشی دارد.
لذا یکی از اوصاف بارز اصحاب امام زمان (ع) که از برگزیدگان شاگردان مکتب وحی بوده و الگوی راستین رهپویان طریق انبیا و اولیا هستند، پرداخت زکات است. بنابراین بعد از استقرارحکومت عدل جهانی حضرت مهدی (ع) اولین اقدام آنها اقامه ی نماز وادای زکات و احیای امر به معروف و نهی از منکر است.

6-امر کنندگان به معرفو و پیکار کنندگان با منکر
امام باقر(ع)درباره ی این واجب الهی می فرمایند:
آن، طریقه و راه انبیا و سیره و روش نیکان است؛ فریضه ای که در زیر سایه ی آن دیگر واجبات به انجام می رسد، راه ها امن، و کسب و کارها حلال می شود و حقوق افراد داده می شود و زمین آباد می شود واز دشمنان انتقام گرفته می شود و امور دین و دنیای مردم راست می گردد».
رسالت حضرت مهدی (ع) و یاران او، احیای دین خدا و اتمام رسالت انبیا و اولیا و مبارزه با بدعت ها و پاک ساختن زمین از وجود ظالمان و فاسدان است و شاید همه ی این رسالت را در دو کلمه بتوان خلاصه کرد؛ اجرای قسط و عدل:البته این رسالتی است که همواره بر دوش همه ی مؤمنان بوده و هست، اما در وجود حضرت حجت (ع) و یارانش عینیت کامل می یابد.
امام صادق (ع)در تفسیر آیه ی:
همان کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و پایان همه ی کارها از آن خداست.
می فرماید:
خداوند به وسیله ی مهدی (ع) و اصحاب او، مشرق ها و مغرب های زمین را به تصرف در می آورد، دین را آشکار می سازد، بدعت ها و باطل را از بین می برد، همچنان که سفیهان حق را میرانده بودند، تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود.آنها امر به معروف و نهی از منکر خواهند نمود و عاقبت کارها به دست خداست.

                                                                                                                                 منبع:مجله راه قرآن شماره 22


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:56 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

خصوصیات جسمی امام زمان علیه السلام هنگام ظهور چگونه است

مطابق برخی از روایات سنی و شیعی امام زمان علیه السلام هنگام ظهور دارای صفات و خصوصیات سمی خاص است از قبیل:
1- أجلی الجبهة:
یعنی پیشانی وسیع و عریض.(1151)
2- اقنی الانف:
وسط بینی او برآمده ولی دو سوراخ آن تنگ است.(1152)
3- کان وجهه کوکب دری:
گویا صورت او همانند ستاره‏ای درخشان است.(1153)
4- اللون لون عربی:
با چهره‏ای گندم‏گون.(1154)
5- افرق الثنایا:
مابین دندان‏های او باز است.(1155)
6- اکحل العینین:
مژه‏های او سیاه است.(1156)
7- براق الثنایا:
با دندان‏های سفید.(1157)
8- أزج الحاجبین:
با ابروانی کشیده و باریک.(1158)
9- مربوع القامة:
قامتش متوسط.(1159)
10- الجسم جسم اسرائیلی:
جسم او تنومند است.(1160)
11- علی خده الایمن خال اسود:
برگونه راست او خالی سیاه است.(1161)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 1:56 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]