السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30465بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
توصیه هایی برای شب های قدر
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

توصیه هایی برای شب های قدر

قدر

یکی از برکات ماه رمضان وجود لیلة القدر در شب ‌های آن است.

شب قدر در فرهنگ قرآن و روایات از جایگاه بس عظیمى برخوردار است، تا آنجا که شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده و شب نزول قرآن، و شب تعیین تقدیرات یک سال و شب مبارک معرفى شده است.

 

افضل اعمال در شب قدر

در روایت وارد شده است که هر کس این دو شب (نوزدهم و بیست‌ و یکم) احیاء را به مذاکره علم بگذراند؛ هر یک ساعت ثواب یک احیای تام و تمام را در بر دارد. مذاکره علم همین است، همین «قال‌ الصادق» و «قال ‌الباقر»است. اگر بخواهید از امیرمومنان (علیه السلام) تبعیت بکنید؛ باید به این نکات توجه بفرمایید.

امیرمومنان (علیه السلام) عرضه داشت: یا رسول ‌الله! افضل اعمال در این ماه کدام است؟ حضرت فرمودند: «الورع عن محارم‌ الله» (آیت ‌الله حق ‌شناس)

 

شب قدر ، شب علم آموزی

در شب هاى قدر چیزى بهتر از فراگیرى علوم الهى، گفتن و شنیدن معارف دین نیست. تشکیل یا شرکت در برنامه ‌هایى مانند جلسه تفسیر یا حدیث یا احکام، که خود سعادت و توفیقى است؛ و اگر چنین برنامه ‌اى نداشت، امر به معروف و نهى از منکر داشته باشد و اگر نتوانست لااقل ذکر بگوید.

یکى از بهترین و مهمترین کتاب هاى فقه امامیه، کتاب «جواهر» است که مولف بزرگوارش در طى سى سال آن را نوشت. در پایان این کتاب مرقوم فرموده که خداى متعال چنین مقرر کرد تا امشب که شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است، این کتاب به پایان برسد.

شب بیست و سوم که از تمام شب هاى ماه مبارک رمضان و از شب بیست و یکم و نوزدهم نیز افضل است، این فقیه نامور مشغول نوشتن کتاب فقه بوده است. چیزى بالاتر از عالِم شدن و آگاه شدن نیست. علم است که زمینه‌اى براى رسیدن انسان به «عقل» مى ‌شود؛ انسان عاقل هم آسوده است و هرگز در عذاب نخواهد بود. (آیت الله جوادی آملی)

شب قدر شب عبادت و راز و نیاز با خداوند است، خواندن هزار مرتبه سوره قدر، و نیز یک بار سوره دخان، عنکبوت، روم بسیار ارزشمند بوده و نیز 235 مرتبه خواندن" یا طُهر یا طاهر یا طهور یا طیهور یا طیهار"

شب قدر ، تنها شب ذکر و دعا نیست

شرط اول اعمال شب قدر تسبیح چرخاندن، ذکر گفتن و فلان دعا را خواندن نیست؛ دل را باید پاک کرد. خدا می خواهد به دل من و شما باب رحمتش را باز کند، اما اگر ببیند این دل پر از حسادت است، پر از کینه است، اگر دید حاضر نیستیم کسی را ببخشیم، پر از عجب و غرور و تکبر هستیم، خودبینی و خود رایی داریم، اینها همه آلودگی هایی است که تا آنها را صیقل ندهیم، پاک نکنیم و نشوییم، فایده ای ندارد. پس اول این است که باید بیاییم قفل دل را باز کنیم. (حجت الاسلام و المسلمین نقویان)

 

دل خود را فرودگاه ملائک کنیم

اندازه ‌گیری برنامه ‌های ما اعم از سلامتی ، عمر طولانی ، رفاه ، بلا، گرفتاری و هر پیشامدی در شب قدر اتفاق می ‌افتد .

شب قدر بهترین ایام سال است. ملائکه به اذن خدا به روی زمین می ‌آیند تا مقدرات ما را معلوم می‌کنند. ملائکه می ‌آیند و دور دل ما می ‌گردند؛ اما جای خالی نمی ‌بینند که وارد شوند. فرودگاه دل ما برای فرود ملائکه خالی نیست.
بسیاری از بزرگان شب‌ های ماه رمضان را بیدار می ‌ماندند و نمی ‌خوابیدند. هر چند از نظر ما تقریبا واضح است که شب بیست و سوم ماه رمضان شب قدر است، و  اول ماه باید قدری دقت شود که اول ماه دقیقا تشخیص داده شود. (آیت‌الله بهجت)

 

قدر

بیدار ماندن در شب قدر فضیلت دارد ...

حضرت زهرا (سلام الله علیها) تاکید بر بیداری این شب داشتند و به بچه هایشان می گفتند که در روز بخوابند که در شب بیدار باشند و یا به آنها غذا و خوراکی می دادند که بیدار بمانند. همین بیدار ماندن در شب قدر چقدر فضیلت دارد چه برسد به انجام اعمال و عبادات.

پیرمردی نزد امام صادق (علیه السلام) اظهار عجز و ناتوانی در بیدار ماندن در شب قدر کرد و ایشان فرمود که اگر خیلی ناچاری که بخوابی خب سر شب کمی بخواب تا بتوانی نیمه شب بیدار بمانی.

پس افراد خود را مقید کنند که شب قدر بیدار بمانند چون در این شب به اندازه 83 سال و 4 ماه و یا بیشتر عمل می خواهد به پرونده برود و این فرصت را از دست ندهند تا قیامت که می خواهند پرونده را باز کنند مزد بدهند و حیف است که این فرصت از دست برود. (توصیه های استاد خاتمی خوانساری درباره شب قدر)

 

عبادات شب قدر

در کنار شب زنده داری شب قدر عبادات دیگری نیز توصیه شده است و حوائج دنیوی و اخرویشان برآورده می شود چون سلام هست یعنی باب رحمت باز است و می فرماید بخواهید و ما می دهیم.

در شب هاى قدر چیزى بهتر از فراگیرى علوم الهى، گفتن و شنیدن معارف دین نیست. تشکیل یا شرکت در برنامه ‌هایى مانند جلسه تفسیر یا حدیث یا احکام، که خود سعادت و توفیقى است؛ و اگر چنین برنامه ‌اى نداشت، امر به معروف و نهى از منکر داشته باشد و اگر نتوانست لااقل ذکر بگوید

در روایاتی که به ما رسیده است بر قرائت سوره قدر و توحید بسیار تاکید شده و بهتر است که در همه نمازهای مستحب و واجب رکعت اول قدر و رکعت دوم توحید خوانده شود که بسیار ثواب دارد و قرائت سوره قدر یک چهارم کل قرآن ثواب دارد یعنی ثواب خواندن 4 بار سوره قدر به اندازه کل قرآن است همانطور که سوره توحید یک سوم کل قرآن است و در اعمال ماه مبارک رمضان بیشترین سوره ای که در نمازها توصیه شده است سوره قدر و توحید است و قدر خواندن این سوره ها را بدانیم. (توصیه های استاد خاتمی خوانساری درباره شب قدر)

 

چرا شب قدر عبادت می کنیم و احیا می گیریم؟

علت عبادت و احیاء گرفتن شب قدر این است که اولاً ما عمری طولانی نداریم و ثانیاً طاقت و توان عبادت زیاد را نداریم، یک شب- و نه یک روز- را به عنوان سمبل و نشانه عُمر دنیا قرار داده در آن شب خدا را عبادت می کنیم گویا که تمام عمر خداوند را عبادت کرده ایم.

پس عُمر دنیا یک شب است و سمبل آن نیز یک شب می باشد تا بین مثال و ممثل شباهتی برقرار شده و آنگونه که دنیای مادی تاریک و ظلمت است در نماد و سمبل آن نیز این تاریکی وجود داشته باشد و عبادت شب قدر به جای عبادت در همه عالَم باشد.

شب قدر شب عبادت و راز و نیاز با خداوند است، خواندن هزار مرتبه سوره قدر، و نیز یک بار سوره دخان، عنکبوت، روم بسیار ارزشمند بوده و نیز 235 مرتبه خواندن " یا طُهر یا طاهر یا طهور یا طیهور یا طیهار". (حجت الاسلام و المسلمین احمد عابدی درباره شب قدر)

فرآوری: زهرا اجلال              

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:19 PM
لینک ثابت
ویژگی پر فضیلت شب های قدر
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ویژگی پر فضیلت شب های قدر

 

قدر

با گذران شب و روز؛ ماهها و سالهای متوالی شکل می گیرند. خواه ناخواه ایام و اوقات سپری می شوند. اما آنچه در این میان حائز اهمیت است نحوه سپری شدن آنهاست. کوله باری مملو از دستاوردهای مادی و معنوی حاصل بهره مندی از زمان و فرصت هاست.


بهره مندی هرچه بیشتر از اوقات؛ زندگی پربارتری برای افراد رقم خواهد زد. عمری که حاصلش زندگی سعادتمندانه ی دنیوی و توشه ی پربار اخروی است؛ گذرانش به دور از تلخی و افسوس است. اما گاه در این بین افراد چنان بهره ای از حیات مادیشان می برند که گویی هزاران هزار سال در دنیا زیسته اند در حالی که از عمری عادی برخوردار بوده اند. چرایی این امر را می توان در خصوصیات و ویژگی های برخی ایام یافت. اوقاتی که عظمت و شرافت ویژه یشان آنها را از سایر زمان ها متمایز نموده است.
 گرامیداشت این لحظات نقش بسزایی در پیشبرد معنوی افراد داراست. شبهای قدر نمونه ای از این اوقات طلایی است که ویژگی های منحصر به فردش آن را از سایر اوقات متمایز گردانیده است. شبهایی تا بدین اندازه عظیم و گرانسنگ که سوره ای مستقل در کلام الله مجید را به خود اختصاص داده اند. در این نوشتار به بیان پاره ای از خصوصیات این شبهای گرانقدر و عزیز در بیان معصومین(علیهم السلام) خواهیم پرداخت. بهره گیری از کلام نورانی خداوند متعال و هادیان امتش، تنها راه کسب معرفت نسبت به این شبهای گرانقدر است. ویژگی های لیالی قدر در کلام الله مجید و احادیث ارزشمند معصومین (علیهم السلام) شامل:

 

1- شبی برتر از هزار ماه

خداوند متعال در آیه ی سوم سوره ی مبارکه ی قدر، شب قدر را برتر از هزار ماه می خواند و می فرماید: «لَیْلَةُ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ » (سوره قدر آیه 3) ؛ شبِ قدر از هزار ماه ارجمندتر است.

اما به منظور درک چگونگی برتری این ماه از برتری هزار ماه، نیازمند توضیح و تبیین از سوی معصومین(علیهم السلام) هستیم. آنچه در کلام معصومین(علیهم السلام) در این باره آمده؛ آنست که شب قدر برتر از هزار ماه است چراکه عمل نیک و خیر در آن شب برتر از عمل نیک در هزار شب است. در واقع پاداش و برکات عمل نیک در شب قدر از پاداش عمل نیک در هزار شب برتر و والاتر است.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) : شیطان در این شب بیرون نمی آید تا آنکه سپیده اش تابان شود و در آن شب، او نمی تواند کسی را فلج یا دردمند سازد، یا فسادی برکسی وارد آورد. و در آن جادوی هیچ جادوگری کارگر نمی شود

2 - نزول ملائکه و روح در این شبها

شب قدر شبی متفاوت از میان تمام شب های سال است.شبی که در آن شب درهای آسمان به سوی زمینیان گشوده خواهد شد و آسمانیان در آن شب بسوی زمین فرود می آیند. همانگونه که خداوند در آیه چهارم سوره مبارکه ی قدر می فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» (سوره قدر آیه 4) ؛ در آن [شب‏] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر كارى [كه مقرّر شده است‏] فرود آیند.

اما آنچه در توضیح و بیان روح در روایت وارد از امام صادق(علیه السلام) آمده است آنست که روح از جبرئیل بزرگتر است و او از ملائکه نیست در حالیکه جبرئیل از ملائکه ی الهی است و برای این مدعا به عبارت قرآن توجه داده اند که در آن ملائکه و روح جداگانه ذکر شده اند در حالیکه اگر این دو از یک سنخ بودند نیاز به ذکر جدا نبود.(1) پس در آن شب عزیز ملائکه برای انجام رسالتی که بدوش دارند که در واقع همان تدبیر امور است بسوی زمین فرود می آیند.

 

3- شبی که تا سپیده دم ایمن است

سید الساجدین امام زین العابدین(علیه السلام) این شب را شبی ایمن و خجسته تا سپیده دم خوانده اند: « دَائِمُ الْبَرَكَةِ إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَاد(2) ؛ آن شب ایمن و پیوسته خجسته است تا دمیندن سپیده»

و لازمه ی این ایمنی آنست که درهای نقمت و عذاب الهی در این شب بسته گردد و حیله ی شیاطین موثر نیفتد. چنانکه رسول خدا (صل الله علیه و آله وسلم) در این باره فرموده اند: «ان الشیطان لا یخرج فی هذه اللیلة حتى یضی‏ء فجرها، و لا یستطیع فیها ان ینال أحدا بخبل‏  أو داء أو ضرب من ضروب الفساد، و لا ینفذ فیه سحر ساحر(3) ؛ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) : شیطان در این شب بیرون نمی آید تا آنکه سپیده اش تابان شود و در آن شب، او نمی تواند کسی را فلج یا دردمند سازد، یا فسادی برکسی وارد آورد. و در آن جادوی هیچ جادوگری کارگر نمی شود .

کسی که شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روی می گرداند»

4- رقم خوردن مقدرات سالانه در این شب

همانگونه که اکثر مفسرین بیان داشته اند مقصود از قدر اندازه گیری است و این شب، قدر نام نهاده شده چرا که مقدرات هر سال در این شبها رقم میخورد. در واقع حوادثی که از این شب قدر تا شب قدر سال بعد رخ خواهد داد در این شب مشخص خواهد شد از اینرو شب قدر هر سال، به اعتبار رقم خوردن حوادث سال آینده و اتمام حوادث سال گذشته آغاز سالی جدید خواهد بود. به همین دلیل در اعمال این شب، شب زنده داری و دعا و مناجات با خداوند یکتاست و از اینرو احیای این شبها بسیار سفارش شده است. بدین سبب نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: « عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ‏ مَنْ أَحْیَا لَیْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذَابُ إِلَى السَّنَةِ الْقَابِلَة .(4)؛ کسی که شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روی می گرداند».
در این نوشتار تنها به پاره ای از ویژگی ها و خصوصیات شب های قدر پرداخته شد. به واقع تنها با استمداد از پیشوایان دینی و کلام الله مجید؛ میتوان به شناختی نسبی در خصوص لیالی قدر دست یافت زیرا درک عظمت و بزرگی این شبها از توان بشری خارج است و بدون استمداد از بزرگان دینی دست یابی به معرفت این شب ها برای ما میسر نیست.

در سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خصوص گرامیداشت این شبها آمده است:« أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله  كَانَ یَطْوِی فِرَاشَهُ وَ یَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِی الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ كَانَ یُوقِظُ أَهْلَهُ لَیْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ وَ كَانَ یَرُشُّ وُجُوهَ النِّیَامِ بِالْمَاءِ فِی تِلْكَ اللَّیْلَةِ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ ع لَا تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا یَنَامُ‏ تِلْكَ اللَّیْلَةَ وَ تُدَاوِیهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَیْرَهَا (5) ؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این چنین بود که رختخواب خویش را جمع می کرد و کمربند (همت برای عبادت) را در دهه ی آخر از ماه رمضان محکم میبست و همیشه اینگونه بود که اهل و عیالش را در شب بیست و سوم بیدار نگه می داشت و بر روی خواب رفتگان در آن شب آب می پاشید.

 روش  حضرت فاطمه (علیهاالسلام) این بود که هیچ فردی از خانواده خویش را نمی گذاشت در آن شب(بیست و سوم) بخوابد و (مشکل خواب) آنها را با کمی غذا و آمادگی درمان می نمود و می فرمود: محروم است کسی که از خیر آن شب محروم شود». همین میزان  شناخت و توسل به سیره ی پیشوایان دینی، سبب گرامیداشت این شبها از سوی مسلمانان گشته است.

 

پی نوشت ها :

1. دلائل الامامه، طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم‏، ص302، ح258

2.صحیفه سجادیه، امام زین العابدین ع، ص186.

3. تفسیر نور الثقلین، العروسى الحویزى، عبد على بن جمعة، ج5، ص615، ح15

4. اقبال الاعمال، ابن طاووس، علی بن موسی، ج1، ص186
5. دعائم الاسلام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، ج1، ص282

زینب فیاضی                 

کارشناس ارشد تفسیر        

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:18 PM
لینک ثابت
فرصت های طلایی ماه رمضان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

فرصت های طلایی ماه رمضان

تغییر

 

 


اگر بخواهیم در یک جمله ماه رمضان را تعریف کنیم ، باید بگوییم ، ماه فرصت‌ها. فرصت‌های فراوانى در این ماه در برابر من و شماست. اگر از این فرصت‌ها بتوانیم درست استفاده کنیم، یک ذخیره عظیم و بسیار ارزشمندى در اختیار ما خواهد بود.


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تعبیر به سفره می کنند، آن هم چه سفره ای! رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «تاکنون این سفره را نه کسی دیده، و نه کسی شنیده و نه به قلب کسی خطور کرده است. برسر این سفره فقط یک گروه می نشینند. این گروه فقط روزه دارها هستند.[1]

 

اول: فرصت تقویت اراده و تصمیم گیری

یکی از مشکلاتی که در جامعه امروز وجود دارد، ضعف اراده و تصمیم گیری است؛ خیلی ها می گویند: من می دانم بد اخلاق هستم، اما نمی توانم بر بد اخلاقیم غلبه کنم، من نباید اعتیاد داشته باشم، نباید ناسزا بگویم، نمی توانم و نمی شود. گاهی افراد به گرفتاری های مختلف اظهار ضعف اراده می کنند.
ماه رمضان، ماه تقویت اراده است؛ خیلی علاقه مند به غذا هستیم، اما غذا نمی خوریم و یا علاقه مند به آب هستیم و آب نمی خوریم و نزدیک؟ 14 یا 15 ساعت تحمّل می کنیم؛ این تقویت اراده است و اولین فرصت طلایی و زمینه ای است که در اختیار ماست، به شرط اینکه انسان خود را بشناسد.


دوم: فرصت آشتی با خداست

در ما مبارک رمضانی، فرصت آشتی با خدا وجود دارد، هرکس قهر بوده، خدا زمینه و سراشیبی گذاشته تا در این فرصت با خدا آشتی کند.
حضرت عیسی بن مریم  از جایی عبور می کرد، گروه اول را دید که گریه می کنند. گفت: گریۀ شما از چیست؟ گفتند: ما از آتش جهنم می ترسیم. فرمود: بدانید کسی که اینطور از خوف خدا اشک می ریزد، خدا او را از آتش می رهاند، امید داشته باشید، آتش جهنم بر بدن شما برخورد نکند. گروه دوّم را دید که ناله می زنند! پرسید شما چرا اشک می ریزید و تضرع می کنید؟ گفتند: عیسی! ما عشق بهشت داریم، جایی که در آن لغو، گناه، دروغ و خلاف نیست؛ جایی که فرشته ها و انبیا در آن هستند. فرمود: امید داشته باشید خدا به شما بهشت بدهد. رسید به گروه سوّم و از آنها پرسید شما چرا اشک می ریزید؟ گفتند: ما خدا را دوست داریم! فقط همین. فرمود: «اَنتُمُ المَقَرِّبُونُ؛ شما مقرّبترید.» آن دو گروه هم خوب بودند، اما شما مقربید و بالاترید و این نتیجۀ حبّ خداست. (2)

در ما مبارک رمضانی، فرصت آشتی با خدا وجود دارد، هرکس قهر بوده، خدا زمینه و سراشیبی گذاشته تا در این فرصت با خدا آشتی کند

فرصت سوم: فرصت برنامه ریزی و نظم است

یکی از مشکلاتی که درزندگی همۀ ما وجود دارد، مشکل عدم برنامه ریزی و نظم است؛ ماه رمضان، دو ورود و خروج منظّم دارد که همه، آن را رعایت می کنند. ورود به ماه و خروج از ماه و این نظم ماه رمضان است. به طور مثال داری غذا می خوری، یک دفعه کنار می گذاری، می گویی اذان شد، و یا از تشنگی به خودت می پیچی، اما آب نمی خوری و می گویی باید افطار شود.
اول ماه آغاز می کنی، عید فطر افطار می کنی ما چه خوب است که بقیۀ زندگیمان هم همین گونه باشد؛ نماز اول وقتمنان روی نظم باشد. برنامۀ خانوادگیمان هم روی نظم باشد.
در رمضان با این فرصت طلایی می توان برنامه ریزی و نظم را در زندگی گسترش داد.

 

چهارم: فرصت رفع کدورت

در این ماه، باید اختلافها و کدورتها را کنار بگذاریم و در مقابل رفت و آمدها و دید و بازدیدها را زیاد کنیم.
«ثَلَاثَةٌ لَا تُقْبَلُ لَهُمْ صَلَاةً عَبْدٌ آبِقٌ مِنْ مَوَالِیهِ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْهِمْ فَیَضَعَ یَدَهُ فِی أَیْدِیهِمْ وَ رَجُلٌ أَمَّ قَوْماً وَ هُمْ لَهُ كَارِهُونَ وَ امْرَأَةٌ تَبِیتُ وَ زَوْجَهَا عَلَیْهَا سُاخِطٌ؛ (3) سه گروه هستند که نماز آنها قبول نمی شود: 1. عبدی که از مولای خود قهر کرده که باید به نزد او برگردد [و با او آشتی کند] و دست او در دست مولای خود قرار گیرد و دیگری مردی که بر قومی حکمفرمایی می کند و آن قوم او را نمی خواهند و سوم زنی که شب بخوابد و شوهرش بر او خشمناک باشد.»
یکی از زمینه های قبول نشدن نماز، کدورت و قهر است که در ماه رمضان فرصتی است برای از بین بردن این کدورتها.

پنجم: فرصت صبر در ماه رمضان

ماه رمضان ماه صبر و تحمّل است. ماه صبر در برابر گناه، معصیت، روزه خواری و... است. آدم صبور تا اذان مغرب نشده، افطار نمی کند. این صبر را باید در سایر ایام هم تعمیم داد.

ششم: فرصت قناعت در ماه رمضان

در ماه رمضان، مومنان با مناعت طبع و قناعت، زندگی می کنند، حال این را می شود تعمیم داد. و در سایر روزهای سال و در همۀ مراحل زندگی قناعت را سر لوحۀ همۀ امور قرار داد.

ماه رمضان شب احیا دارد، مومنان در شب های احیا، اسامی ائمه(علیهم السلام) را بر زبان جاری می کنند، در مجالس می نشینند، روضه می شنوند و اشک می ریزند؛ این بهترین فرصتی است که می توان خود را به اهل بیت(علیهم السلام) نزدیک کرد

هفتم: فرصت پیوند با ولایت در ماه رمضان

ماه رمضان شب احیا دارد، مومنان در شب های احیا، اسامی ائمه(علیهم السلام) را بر زبان جاری می کنند، در مجالس می نشینند، روضه می شنوند و اشک می ریزند؛ این بهترین فرصتی است که می توان خود را به اهل بیت(علیهم السلام) نزدیک کرد.
شهید مطهری ارادت ویژه ای به مرحوم علامه طباطبایی داشت: وقتی علّت را از او پرسیدند در جواب می گفت:
علامه طباطبایی  صفات برجسته ای دارد، یکی از آنها این است که ایشان هر افطار می آمد، اول ضریح حضرت معصومه(سلام الله علیها ) را می بوسید بعد می رفت منزل و افطار می کرد، درتمام روزهای ماه رمضان دیدم، علامه افطارش را با بوسه به ضریح حضرت معصومه(سلام الله علیها) قرار می داد. این همان فرصت پیوند با ولایت است.
اینکه در شب اول ماه رمضان، نیمه ماه رمضان، آخر ماه رمضان و در شبهای قدر زیارت امام حسین(علیه السلام) مستحب است و در روایات آمده که هر کس در ماه رمضان به زیارت امام حسین(علیه السلام) برود، گویا با همۀ انبیا مصافحه کرده است، این همان پیوند با ولایت است.

 

ماه رمضان، ماه جبرانِ کرده‌هاى ناپسند

«ماه رمضان، ماهى است که مى‌شود با تذکّر و توجّه در آن، به جبرانِ کرده‌هاى ناپسند پرداخت. هر جا هستید، هر که هستید، در هر لباسى هستید، در هر سنّى هستید؛ اى جوان! اى پسر و دختر جوان! اى مرد و زن میان‌سال! اى پیرمردان و پیرزنان! اى فقرا! اى اغنیا! اى علما! اى متوسّط‌ السوادها! هر که هستید، اگر احساس نیاز به خدا مى‌کنید -که هر انسانِ سالمى این احساس را مى‌کند- بدانید که خدا نزدیک است! یک لحظه دلتان را به خدا متوجّه کنید؛ جواب را خواهید شنید. ممکن نیست کسى با خدا از روى دل حرف بزند، ولى جواب الهى را نشنود! خدا به ما جواب مى‌دهد. وقتى دیدید دلِ شما ناگهان منقلب شد، این همان جوابِ خداست. وقتى دیدید اشکِ شما جارى شد، وقتى دیدید روح شما به اهتزار در آمد، وقتى دیدید طلب، با همه وجود از سر تا پاى شما جارى شد، بدانید این همان پاسخ الهى است. » (4)


پی نوشت ها :
1) حکم النبی صلی الله علیه و آله و سلم، ج 37، ص 6.
2)  تنبیه الخواطر، (مجموعۀ ورام)، ورام بن ابی فراس، مکتبۀ فقهیه، قم، ج1، ص224

3) اَمالی، شیخ مفید، نشر کنکرۀ شیخ مفید، قم، 1413ق، چاپ اول، ص173

4) سخنان مقام معظم رهبری، خطبه‌هاى نماز جمعه‌ 14/11/1373

فرآوری : محمدی                

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:17 PM
لینک ثابت
سفارش ائمه علیهم السلام برای زمان تلاوت قرآن
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

سفارش ائمه علیهم السلام برای زمان تلاوت قرآن

 

تلاوت

در  ماه رمضان به قرائت قرآن، بسیار سفارش شده است و مرسوم مسلمین است که در ماه رمضان بیشتر از ماههای دیگر قرآن می خوانند و این خود وسیله ای است که جامعه اسلامی با قرآن و معارف ان آشنایی بیشتری پیدا کنند و برای پیشرفت در صراط خدا و اسلام از کلام خدای متعال آموزش بگیرند.

 


قرآن، سفره نعمت الهی است که همه نیازهای دنیا و آخرت و ظاهر و باطن انسان به بهترین صورت ممکن، برای سفره چیده شده است.
قرآن کتاب رمضان و ره آورد ماه خداست کتاب زندگی سازی که ارمغان این ماه بزرگ برای بندگان صالح خدا به شمار می رود. طائران بلند پرواز رمضان، در خلال این ماه شریف، با قرائت قرآن نغمه خوانی می کنند و عاشقان خدا با تلاوت آیات روحبخش قرآنی، سرود عشق را سر می دهند، شبستان تنگ و تاریک زندگی بوسیله قران مجید، نورانی و نشاط انگیز می شود.
این که خداوند قرآن را در ماه رمضان بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرو فرستاده از طرفی عظمت ایام این ماه را بیان می دارد و از طرف دیگر این حقیقت را می گوید که قرآن کتاب هدایت است، اما تنها برای آنها که از وابستگی های غیر خدایی بریده باشند و یکی از راه های مهم بریدن از وابستگی ها روزه گرفتن است.

اگر چه انجام اعمال در هر زمان و مکانی دارای پاداش و فواید معنوی می‌باشد؛ ولی انجام این‌گونه اعمال در زمان‌ها و مکانهای مقدس، در افزایش پاداش معنوی موثّر است،‌ مثل افزایش ثواب نماز در مساجد، به‌خصوص در «مسجدالحرام» و «مسجدالنبی» و افزایش ثواب اعمال خیر در شب قدر، شب و روز جمعه و... .
از این‌رو، تلاوت قرآن که از اعمال نیک است و در هر زمان و مکانی پاداش بسیاری دارد، هر چند در زمانهای مقدس، به‌ خصوص در ماه مبارک رمضان که ماه نزول قرآن است، ثواب فوق ‌العاده‌ای به همراه دارد.
در اهمیت تلاوت قرآن در ماه رمضان، از پیشوایان معصوم (علیهم السلام)  احادیث بسیاری روایت شده است که به برخی از آنها در اینجا اشاره می‌شود:
1. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است: «لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ رَبِیعٌ وَ رَبِیعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَانَ؛[1] هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن، ماه رمضان است.»
2. در خطبه معروف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره ماه رمضان، این جمله به چشم می‌خورد که فرموده است: «وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُور؛[2] و هر کس در ماه رمضان، آیه‌ای از قرآن تلاوت کند، پاداش کسی را دارد که در ماه‌های دیگر، ختم قرآن کرده است.»

ای روزه‌دار! در شب و روزت با تلاوت کتاب خدا به او تقرّب بجوی، که همانا کتاب خدا شفیعی است که روز قیامت شفاعتش برای قرآن‌خوانان پذیرفته است و با قرائت آیات آن، از درجه‌های بهشت بالا می‌روند»

3. در روایتی از امام رضا (علیه السلام) آمده است: «مَنْ قَرَأَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ آیَةً مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَانَ کَمَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُور؛[3] هر کس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا بخواند، مثل کسی است که در غیر آن، ختم قرآن کرده باشد.»
4. در خطبه‌ای که امیرمومنان علی (علیه السلام) در روز اول ماه رمضان، در مسجد کوفه، ایراد فرموده است، این جمله به چشم می‌خورد: «أیُّهَا الصَائِمُ! تَقَرَّبَ إِلَی اللهِ بِتِلَاوَةِ کِتَابِهِ فِی لَیْلِکَ وَ نَهَارِکَ؛ فَإِنَّ کِتَابَ اللهِ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ یَشْفَعُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لِأهْلِ تِلَاوَتِهِ، فَیَعْلُونَ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ بِقِرَاءَةِ آیَاتِهِ؛[4] ای روزه‌دار! در شب و روزت با تلاوت کتاب خدا به او تقرّب بجوی، که همانا کتاب خدا شفیعی است که روز قیامت شفاعتش برای قرآن‌خوانان پذیرفته است و با قرائت آیات آن، از درجه‌های بهشت بالا می‌روند.»

 

توصیه ای از مقام معظم رهبری

«به شما جوانان عزیز توصیه می کنم اُنستان را با قرآن زیاد کنید؛ آن کسانى که با قرآن ارتباط پیدا کردند، قدر این ارتباط را بدانند؛ کسانى که قرآن را حفظ کردند، قدر این حفظ قرآن را بدانند؛ این جواهر قیمتى را براى خودشان نگه دارند؛ آن کسانى که با تلاوت قرآن مأنوسند، این رشته‌ى مبارک را از دست ندهند، رها نکنند؛ آن کسانى که با قرآن مرتبطند، تدبّر در قرآن را، تدبّر در معانى قرآن را، تعمّق در مفاهیم قرآنى را، هدف خودشان قرار بدهند؛ اینها چیزهایى است که ما را قدم ‌به ‌قدم به قرآن نزدیک می کند.

اگر با قرآن مأنوس شدیم، به قرآن نزدیک شدیم، مفاهیم قرآنى در دل ما توانست اثر بگذارد، آن‌وقت می توانیم امیدوار باشیم که امّت اسلام عزّت وعده داده شده‌ى از سوى خداى متعال را [به دست خواهد آورد]: «وَ للهِ‌ العِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلمُومِنین؛(سوره مبارکه المنافقون آیه ۸) این عزّت را آن‌وقت خدا به امّت اسلامى خواهد داد.» اگر با قرآن مأنوس شدیم، آثار و برکات آن اینها است.» (بیانات در دیدار شرکت کنندگان در سى‌ و یکمین دوره‌ى مسابقات بین‌المللى قرآن کریم‌)

 


پی‌نوشت ها:
[1]. اصول كافی، شیخ كلینی، ج 2، ص 630، باب النوادر، ح 10؛ مراقبات ماه رمضان،‌ محمدی ری‌شهری، ص 188.
[2]. فضائل الأشهر الثلاثة، شیخ صدوق، ص 77، ح 61؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 93، ص 357، ح 25؛ وسائل الشیعة، حرّ عاملی، ج 10، ص 313 و 314، ابواب احكام شهر رمضان، باب 18، ح 20؛ مراقبات ماه رمضان، ری‌شهری، ص 92.
[3]. فضائل الأشهر الثلاثة، شیخ صدوق، ص 97، ح 2؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 93، ص 341، ح 8؛ مراقبات ماه رمضان، ص 108.
[4]. فضائل الأشهر الثلاثة، ص 109، ح 101؛ مراقبات ماه رمضان، ص 104

فرآوری : محمدی                

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:16 PM
لینک ثابت
مهمترین دلایل برای بزرگداشت شب قدر
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

مهمترین دلایل برای بزرگداشت شب قدر

 

 

قدر

شب قدر" شبی که نامش گوینده ارزشش است ، شبی که باید قدر دانسته شود و ارزشش حفظ شود ، شب قدر معادل هزار ماه است ، برابر با هشتاد سال ، یعنی یک شب خاص به اندازه هشتاد سال عمر می ارزد...


شبی که خداوند آن را بر هشتاد سال برتری می دهد حتما باید قدر دانسته شود ، اما چرا این شب اینقدر مهم است؟ در این مقاله به چند دلیل مهم فضیلت شب قدر اشاره می کنیم :

 

1- بزرگداشت این شب توسط خداوند

خداوند ازلی و ابدی ، گاهی بنا به حکمت بی منتهای خود، زمان یا مکانی را شرافت و برتری زیادی می بخشد، و بنا بر همین حکمت "شب قدر" را بر هزار ماه برتری می دهد، بزرگترین کتاب خودش را که نامه سعادت بشر است، در این ماه نازل میکند، و آنقدر بزرگش می دارد که در درک عظمتش "کلاه از سر کودک عقل می افتد" و می فرماید: «و شما چه می دانید شب قدر چیست؟» و ما واقعا چه می دانیم شب قدر چیست؟ اما به هر حال شبی را که خداوند بی نیاز مطلق، بزرگ می دارد ، بنده سر تا پا نیاز ، چرا بزرگش ندارد؟ چرا چون شب های دیگر در خواب برود و از نزول ملائکه و قرآن و دریا دریا فیض و برکت بی بهره بماند ؟

 

2- شب قدر شب سرنوشت ساز

بیشتر عمر ما در تکرار مکررات می گذرد ، و در این میان لحظاتی آنقدر مهم می شوند که نحوه گذران بقیه عمر ما را رقم می زنند ، لحظاتی به اصطلاح سرنوشت ساز ، مثل لحظه ای که پای یک قرارداد مهم را امضا می کنی ، وقتی پای سند ازدواج را امضا می کنی ، وقتی یک لحظه یک محکوم به اعدام را قصاص یا عفو می کنی و ....

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‏فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمی‌‌ماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد»

اما یک شبی هست که از همه سرنوشت ساز تر است ، شبی است که مقدرات یک سال را رقم میزنی ، قرارداد تقدیر یک ساله، امضا می شود ، اما قبل از سپیده دم ، هنوز فرصت چانه زدن هست ، هنوز فرصت التماس کردن هست، هنوز می توان از رحمت خدا وام گرفت و بندهایی که ما را بدهکار و مغضوب خدا می کند را قلم عفو کشید ، امشب مهم است چون می توانیم به خداوند التماس کنیم ، مرگمان را به تأخیر بیندازد، سلامتیمان حفظ بشود ، پیشامد های بد از مسیر یک ساله ما برداشته شود و هر آنچه خیر است برای ما رقم زده شود و این ها بر نمی آید مگر با دست توانای خداوند قادر مطلق ،‌ امشب ما بخوابیم آن سیاهه اعمال را چه کنیم ؟ با کدام امتیاز ، با کدام امید ، با کدام تضمین راهی فرداها شویم ؟ تا سال بعد تا شب تقدیری دیگر مگر می مانیم ؟ کی به ما امان نامه می دهد ؟

و امام رضا علیه ‏السلام فرمود: «... یُقَدَّرُ فیها ما یَكُونُ فی السَّنَةِ مِنْ خَیْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّیَتْ لَیْلَةُ الْقَدْر (عیون اخبارالرضا، ج2، ص 116) ؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع می‏شود،تقدیر و اندازه‌‏گیری می‏شود، از نیكی و بدی و سود و زیان و روزی و مرگ. به همین جهت نیز شب قدر شب اندازه‌گیری نامیده شده است.»

 

3- شب استجابت دعا

شبی که بهتر از هزار ماه است ، شب سرنوشت ساز تقدیر ، همان شب بزرگ ، بهترین موقع استجابت دعا هم هست ، این شب دعایی رد نمی شود .

اما یادمان باشد در این شب های با عظمت در هنگام دعا تنها به بعد مادی اکتفا نکنیم و پیرامون مسائل اخروی و مسائل معنوی نیز دست به دعا برداریم و این همان سبک زندگی قرآنی است که خداوند متعال از آن در زندگی مۆمنین یاد می کند : «وِمِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ: و برخى از آنان مى‏گویند پروردگارا در این دنیا به ما نیكى و در آخرت [نیز] نیكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار»[بقره:201]

امشب مهم است چون می توانیم به خداوند التماس کنیم ، مرگمان را به تأخیر بیندازد، سلامتیمان حفظ بشود ، پیشامد های بد از مسیر یک ساله ما برداشته شود و هر آنچه خیر است برای ما رقم زده شود و این ها بر نمی آید مگر با دست توانای خداوند قادر مطلق ،‌ امشب ما بخوابیم آن سیاهه اعمال را چه کنیم ؟ با کدام امتیاز ، با کدام امید ، با کدام تضمین راهی فردا ها شویم ؟ تا سال بعد تا شب تقدیری دیگر مگر می مانیم ؟ کی به ما امان نامه می دهد ؟

4-شب بزرگ بخشش

یكی دیگر از ویژگی‌های  این شب بزرگ بخشش گناهان و عفو گناهکاران است ،  باید تلاش کنیم تا این فرصت جبران ا این لطف بزرگ خداوند را از دست ندهیم و بدا به حالمان اگر غفلت کنیم .

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‏فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمی‌‌ماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.» (كنز العمّال، علی متقی هندی، بیروت، موسسه الرساله، ج8، ص534، ح28 . 24 )

و در جای دیگر فرمود :‌ « كسی كه شب قدر را درک كند، پس بخشیده نشود پس خدا او را (از رحمت خویش) دور می‏سازد.»

( بحار الانوار، ج94، ص80، ح47)

 

جمع بندی :

شب قدر ، شب سرنوشت سازی است ، در این شب باید بکوشیم از فرصت بخشش استفاده کنیم گذشته را جبران کنیم ، وقتی توبه کردیم دعا کنیم ، دعا برای فرج ، برای عاقبت به خیری ، برای امنیت ، برای نسل صالح....در شب قدر کار هشتاد سال را می توان پیش برد ، باشد که قدر بدانیم .

فاطمه محمدی  

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:15 PM
لینک ثابت
گلایه های خداوند از بنده اش!!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

گلایه های خداوند از بنده اش!!

شکرگزاری، بنده

تصویر قابلیت بزرگنمایی دارد

در یکی از روزهای گرم تابستان در کنار خیابان برای سوار شدن تاکسی ایستاده بود ... در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد ... در دلش گفت چی می شد منم یه همچین ماشینی داشتم و راحت زیر باد کولر ماشین می آمدم و می رفتم و مجبور نبودم تو این گرما منتظر تاکسی بشوم ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس می رفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی می گرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم ... به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس ماند ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود آدم های منتظر در ایستگاه اتوبوس را دید و با خودش گفت که ای کاش قسط ها و مخارج خانه اجازه می داد کمی پول ذخیره برای خودم داشته باشم تا مجبور نباشم مسیر خانه تا محل کار را در این گرما پیاده طی کنم ...

در همین آن شخصی دیگر روی ویلچر حسرت همین راه رفتن با پای خودش را دارد ....

ای کاش ما انسان ها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمت هایی که نزد خودمان است دقت می کردیم و شکرگزار آنها بودیم ...

واقعا چه قدر ما آدم ها از خدا گلایه و شکایت داریم ؟!!

گلایه از نداشتن پدر و مادری که بتوانند ما را درک کنند و یا پدر و مادری متمکن که آرزوهای مادی ما را بتوانند برآورده کنند؟

گلایه از نداشتن زیبایی ظاهری البته به زعم خود و شبیه نبودن ظاهر و انداممان به فلان خواننده یا بازیگر...

گلایه از نداشتن حساب بانکی با فلان مبالغ....

گلایه از نداشتن خانه و زندگی و فلان ماشین...

گلایه ... گلایه ... گلایه ....

تا به حال با خودمان فکر کرده ایم منی که انقدر از خدا گله و شکایت دارم ... انقدر توقع دارم .... به عنوان بنده در برابر او چه کرده ام؟

آیا تا به امروز شکرگزار نعمت هایی که دارم بوده ام؟!!

اینجا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط کافیست خدا را شکر کنند ...

شکر نعمت هایی چون ؛ پدر و مادری مهربان که تمام تلاششان برای موفقیت من است .... سلامتی ؛ اینکه همه ی اندام هایم بدون مشکل دارند کار می کنند ... نعمت تنفس و اینکه می توانم بدون هیچ دستگاهی راحت نفس بکشم ...

تا حالا خودمان را جای خدا گذاشته ایم؟

«وَ جَعَلَ لَكُمْ السَّمَعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ; خداوند براى شما گوش و چشم و عقل قرار داد شاید (او را بشناسید و) شكر نعمت او را بجا آورید» (ملک، 23)

لطفا به این داستان توجه کنید:

روزی مردی خواب عجیبی دید:
او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند ...
مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟

فرشته

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت : اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت.
باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.
با تعجب از فرشته پرسید : شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط کافیست خدا را شکر کنند ...

به نظر داستان است و افسانه و تخیل ... ولی اگر کمی به رفتارهایمان توجه کنیم می بینیم که در واقعیت همین گونه است ...

تا به حال از خودمان پرسیده ایم که خدا هم از ما ممکن است گلایه داشته باشد : گلایه از اینکه قدردان نعمت هایش نیستیم .... شکرگزار داده هایش نیستیم .... گلایه از اینکه نعمت هایش را درست مصرف نمی کنیم ...

فقط ما در حال فرستادن یکی سری درخواست ها و حوائجی هستیم به سوی خدا .... اما به آنهایی که برای ما ارسال می شوند توجهی نمی کنیم ...

فقط متوقع هستیم ... به آنچه داریم شکرگزار نیستیم....

مگر خودمان را انسان های فرهیخته نمی دانیم ؟!! از انسان فرهیخته بعید است که نعمتی به آنها داده شود و او علاوه بر اینکه شکر گزاری نکند تازه غر هم بزند و متوقع باشد که چرا کم است چرا این جور است چرا آن جور است ؟!!

تا به حال از خودمان پرسیده ایم که خدا هم از ما ممکن است گلایه داشته باشد : گلایه از اینکه قدردان نعمت هایش نیستیم .... شکرگزار داده هایش نیستیم .... گلایه از اینکه نعمت هایش را درست مصرف نمی کنیم ...

او می خواهد نعمت هایی که داده است را یاد آور شویم : فَاذْكُرُوا آلاءَ اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (اعراف، 69)

شکر گزار نعمت هایش باشیم نه برای خودش بلکه برای خودمان : وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِه (نمل،40)

شکرگزاری کنیم تا نعمت ها برایمان زیاد و زیاد تر شوند ...لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم ; شکر نعمت نعمتت افزون کند.(ابراهیم،7)

و صد افسوس که اکثرمان ناشکریم و نا سپاس قَلِیلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكوُر (سبأ، 13) .... وَ لَـَکِن‌َّ أَکْثَرَهُم‌ْ لاَ یَشْکُرُون ‌َ(نمل، 73) .... قَلِیلاً مَّا تَشْكُرُونَ (اعراف، 10)

این ایام ایام مبارک و مهمی هستند .... چه خوب است شب هایی که برای احیا می رویم در ابتدا قبل از اینکه درخواستی از خدای مهربانمان داشته باشیم با خود خلوتی بکنیم ... از او به خاطر کفران نعمت ها و ناشکری هایمان عذرخواهی کنیم ... و به خاطر نعمت هایی که داده و آنچه که او صلاح ندانسته و نداده شکرگزاری کنیم ....

برای ما هم دعا کنید ....

زهرا اجلال                    

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:07 PM
لینک ثابت
ناگفته هایی از شب قدر !
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ناگفته هایی از شب قدر !

 


امت تو اگر یک شب را از غروب تا اذان صبح عبادت کنند مثل 83 سال و 4 ماه در پرونده آن‌ ها ضبط می کنیم بلکه بالاتر که جبران این مسائل شود و این مژده ای برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود.

 


 

بڑے مفسروں کی رائے شب قدر کے بارے میں

فلسفه شب قدر چیست؟

نقلی در اوایل شرح صحیفه سجادیه است که به فلسفه شب قدر اشاره دارد.

مسئله از اینجا نشأت گرفته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خوابی دیدند که به این خواب در آیه 60 سوره اسراء اشاره است : «وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّویَا الَّتِی أَرَیْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا كَبِیرًا»

داستان خواب این بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خواب می بینند که میمون ها بر منبرش بالا و پایین می آیند و ملعبه کردند و مردم در حالی که رو به منبر هستند پشت پشت از در مسجد خارج می شوند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از این خواب اندوهگین شدند و  این آیه نازل شد و جبرئیل به پیامبر (صلی الله و علیه و آله) خبر داد که بعد از تو ، بنی امیه که از بزرگترین دشمنان تو هستند و الان همه این جنگ ها را بر تو تحمیل می کنند ، صاحب این منبر و حکومت و ریاست مسلمان ها می شوند و این منبر تو ملعبه این بوزینه صفت ها می شود و اینها از نظر قرآن شجره ملعونه هستند و ما آنها را می ترسانیم.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) تأسف شدیدی از این مسئله پیدا کردند چون بنی امیه بدترین دشمنان پیامبر بودند و با اسلام شدیداً عناد داشتند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از آینده اسلام و تربیت دینی امتش شدیداً ناراحت شدند.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از جبرئیل سوال می کنند که آیا من زنده هستم که اینها این کار را می کنند ؟ جبرئیل می گوید نه.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) سوال می کنند که چقدر مدت حکومتشان طول می کشد ؟ جبرئیل می گوید: هزار ماه .

بعد سوره قدر نازل شد که «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ما یک شب را به امت تو می دهیم که از این هزار ماه بنی امیه بهتر است و در این یک شب عبادت بیش از هزار ماه را در پرونده امتت ضبط می کنیم که جبران آن کمبود تربیت‌ ها و توفیقاتی که کم کم رخ می دهد ، بشود.

پیامبر از این نگران بودند که حالا دنیای امتش این طور شد تکلیف آخرتشان که پرونده آنها از اعمال صالح خالی می شود، چه؟ به ایشان گفته شد که امت تو اگر یک شب را از غروب تا اذان صبح عبادت کنند مثل 83 سال و 4 ماه در پرونده آنها ضبط می کنیم بلکه بالاتر که جبران این مسائل شود و این مژده ای برای پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چون امام عصر (عج) خلیفة الله است و مستجاب الدعوه است و برای همین به ما می گویند که شب قدر بیدار باشید و عبادت کنید تا با دعای ایشان گرفتاری‌ها برداشته شود و آن‌هایی که قرار است بمیرند، عمر بیش‌تری برایشان مقدر شود و یا حوادث بد برداشته شود و از دعای امام عصر (عج) در این شب استفاده شود و آن شب عبادت‌هایی که مردم می کنند جلب رحمت کند

قرآن چگونه بر پیامبر نازل شد و آیه «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» اشاره به مسئله ای دارد؟

قرآن دو جور نازل می شد گاهی قرآن «انزلنا» می گوید یعنی یک دفعه می آید و گاهی «تنزیل» می گوید که به معنی تدریج است.

«انزلنا» اشاره به این دارد که کل قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر می آمد و جبرئیل از سه سال قبل از دعوت عمومی پیامبر (صلی الله علیه وآله) همه قرآن را بر قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند و دیگر هر شب قدر این انزلنا بود تا شب قدر آخر که دو بار قرآن را بر قلب مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : امسال جبرئیل دوبار قرآن را بر من خواند و من بر این باورم که سال دیگر زنده نیستم.

بنابراین رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) 23 سال طول کشید و بعلاوه سه سال قبل از آن و سال آخر که دو بار کل قرآن بر پیامبر خوانده شد که مجموعا 27 بار همه قرآن بر قلب ایشان نازل شد.

قرآنی که نوشته می شد «تنزیل» بود ؛ هنگامی که حالت وحی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست می داد و به تدریج می آمد ، ایشان به کتّاب وحی می گفتند و آنها می نوشتند و جمع آوری می کردند و از آنجا که اصل قرآن در نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود گاهی می فرمودند این سوره تمام نشده و یا اینکه مثلاً جای دو آیه خالی بگذارید بعد که آمد می گویم که بنویسید. چون همه قرآن در نزد ایشان بود و یا وقتی سوره ها تمام می شد می فرمودند که این سوره تمام شد و می توانید بخوانید و تبلیغ و ترویج کنید.

کلام را با روایتی بسیار زیبا به پایان می برم :

على بن محمد نوفلى می‌ گوید: شنیدم از امام جعفر صادق علیه ‌السلام که فرمود: گاه مى ‌شود که بنده‌اى براى نماز شب بر می ‌خیزد در حالی که خواب بر او غلبه مى ‌کند و به سمت راست و چپ مایل می‌ شود (و از خستگى و شدت خواب) چانه او به روى سینه‌اش مى ‌چسبد ، در این حال خداوند متعال به درهای آسمان و زمین فرمان مى ‌دهد و آن ها برای او گشوده می ‌گردند. سپس به فرشتگان می فرماید: به این بنده من نظر کنید که براى نزدیک شدن به من ، چه سختى ‌هایى را بر خود روا مى ‌دارد در حالى که من این عمل را بر او واجب نکرده‌ام . و او امیدوار به سه چیز از جانب من می ‌باشد:

اول آنکه گناهانش را بیامرزم ، دوم آنکه توفیق توبه را به او ارزانى دارم، سوم آنکه روزى او را فراوان کنم ؛ اى فرشتگان! شاهد باشید که خواسته ‌های او را برآورده کردم. «ثواب ‌الاعمال و عقاب الاعمال ، صفحه 91»

و چه شب هایی بهتر از ماه رمضان آن هم در شب های قدر برای خواندن نماز شب!

انشالله که فرصت ها را از دست ندهیم ....

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان 

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:07 PM
لینک ثابت
آیا کسی به شما بدی کرده است؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آیا کسی به شما بدی کرده است؟

بخشش

خیلی اوقات وقتی دانشمندان و بزرگان علمی سخنی را می گویند با تمام قد در مقابلشان می ایستیم و برایشان کف می زنیم و تحسینشان می کنیم ، اما این را فراموش نکنیم که خیلی از این سخنان امروزی این عزیزان را ، هزاران سال پیش قرآن و معصومین علیهم السلام برای ما گفته اند ...

در این مقاله به یکی از این موارد اشاره می کنیم :

جی. پی. واسوانی از آموزگاران بلند پایه ی معنوی هندو می گوید: «آیا کسی به شما بدی کرده است؟ او را ببخشید ، حتی پیش از آنکه از شما طلب بخشایش کند . آنگاه ذهن شما در آرامش خواهد بود و جهان اطراف به شما لبخند خواهد زد.»

عفو و بخشش دیگران ... کلماتی که هم در ظاهر زیبا هستند و هم وقتی آن را به کار می بریم زیبایی دو چندان آن برایمان ملموس تر می شود ...

امام صادق (علیه السلام) در تعریف عفو می‌ فرمایند: عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام ، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود ، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده ‌تر از پیش کنی. (گیلانی ، عبدالرزاق ؛ ترجمه مصباح الشریعة ، ج1، ص 374)

یكى از بزرگ ترین فضایل اخلاقى كه در قرآن كریم و روایات مورد تأكید فراوان قرار گرفته، مسأله عفو و گذشت است.

قرآن كریم در یكى از آیات درباره عفو مى‌ فرماید: الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ ... (آل عمران ، 134) همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى ‏كنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند ...

 

اگر می خواهیم خدا از ما بگذرد ...

ما اگر بخواهیم خداوند از گناهانمان درگذرد ، باید نسبت به دیگران عفو و گذشت داشته باشیم: وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ؛ (نور ، 22) و باید عفو کنند و گذشت نمایند . مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟

کسانی هستند که نه تنها بدی دیگران را عفو می کنند و اصلاً بدی دیگران را به نظر خودشان نمی آورند، بلکه بدی آنها را با خوبی جواب می دهند. قرآن کریم می فرماید: وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن

عفو و گذشت سلوک بندگان خداوند است...

قرآن کریم بندگان خوب خدا را به چند قسم گروه تقسیم می کند :

گروه اوّل کسانی هستند که بدی دیگران نسبت به خود را می بینند و در نظر می گیرند امّا عفو می کنند.

مثل این آیه شریفه که می فرماید: وَلْیَعْفُوا (نور/22) و باید عفو کنند .

گروه دوم کسانی هستند که اصلاً بدی را نمی بینند و به نظر خودشان نمی آورند .

در مورد این گروه قرآن کریم می فرماید:

وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (تغابن/14)

و اگر ببخشایید و در گذرید و بیامرزید ، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

و گروه سوم کسانی هستند که نه تنها بدی دیگران را عفو می کنند و اصلاً بدی دیگران را به نظر خودشان نمی آورند، بلکه بدی آنها را با خوبی جواب می دهند.

قرآن کریم می فرماید: 

وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ (فصلت/34)

و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن .

یا در آیه دیگری می فرماید:

وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا (فرقان/63)

(بندگان خداى رحمان کسانى ‏اند که) : و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى ‏دهند.

 

مهربان بود و آرامش‌بخش

گذشت ، پلی برای رسیدن به آرامش

آرامش انسان در گذشت است همانطور که در روایات چنین آمده است :
رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله می فرمایند:
«عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد.» (ری شهری ، محمد ؛ ج 3، حدیث 13184)
دلیل این آرامش بسیار روشن است همانطور که روایات اهل بیت بدست می آید عفو و گذشت باعث از بین رفتن بغض و کینه و عداوت ها است و وقتی در انسان بغض و کینه و عداوت نباشد چه چیز جز آرامش سرای جان می شود!
پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله در این باره می فرمایند :

«عافوا یسقط الضّغائن بینكم‏» (نهج الفصاحه ص385 ،ح1155)

از یكدیگر گذشت كنید ، تا كینه‏ هاى میان شما از بین برود.

عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام ، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود ، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده ‌تر از پیش کنی

و به تعبیر خواجه:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد                         نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان                            که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
و از همه برتر آن چه باعث آرامش انسان است رضوان الهی است که با عفو و گذشت بدست می آید:
پیامبر صلى الله علیه و آله می فرمایند :
«مَن یَغفِر یَغفِرِ اللّهُ لَهُ وَ مَن یَعفُ یَعفُ اللّهُ عَنهُ» (نهج الفصاحه ، ص 734،ح 2809)

هر كس از خطاها درگذرد ، خدایش از او در گذرد و هر كس گذشت كند خدا نیز از او گذشت كند.

 

کلام آخر :

از عفو و كرم الهى درس بگیریم ؛ فَاعْتَبِرْ بِعفوِ اللّهِ... . (محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 78، ص 284، روایت 1، باب 24)

یكى از صفات خداى متعال این است كه بد و خوب ـ هر دو ـ را مورد رحمت خود قرار مى‌دهد. ما انسان‌ ها هم باید سعى كنیم مظهر صفات خدا باشیم ؛ یعنى در مواردى كه حكمت و مصلحت اقتضا مى‌كند ، با همه مردم ، اعم از انسان‌ هاى خوب و بد ، رفتارى توأم با مهر و عطوفت داشته باشیم.

این هم انگیزه بالاترى است كه انسان‌ ها كوشش نمایند صفت رحمانیت الهى را در خود تقویت كنند ؛ زیرا خداوند كه كمال مطلق است ، گناهكاران را از رحمت خود محروم نمى‌ سازد : اَلا تَرى اَنَّ شَمْسَهُ اَشْرَقَتْ عَلَى الأبْرارِ و الفُجّارِ و اَنَّ مَطَرَهُ یَنْزِلُ على الصّالحینَ و الخاطِئینَ ؛ آیا نمى‌ بینى كه خورشید خدا بر خوبان و بدان یكسان مى ‌تابد و باران خدا هم بر نیكوكاران و خطاكاران ـ هر دو ـ مى ‌بارد؟

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:07 PM
لینک ثابت
خصلتی که از شیطان به ارث برده ایم!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

خصلتی که از شیطان به ارث برده ایم!

تواضع

داستان از این جا شروع می شود که خداوند به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »! ( سوره ص ، آیات 75-76) و تا به امروز ادامه دارد ....

سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ....

همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم ...
در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی می کنیم ، فقط ادعا داریم ... با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و خود را از همه برتر می دانیم ...

چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً من را دعوت نکرد ... چرا فلانی جلو پای من بلند نشد ... من که از فلانی بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله ...
گویا فراموش کرده ایم که هیچ نیستیم ... از آب جهنده گندیده ی بدبو به وجود آمده ایم (سوره سجده ، آیه 8) و وقتی هم که وقتش برسد لاشه و مرداری می شویم که همه از ما می ترسند و حتی حاضر نیستند بوی گندیده مان را یک روز که چه عرض کنم ، یک دقیقه تحمل کنند.
این من من کردن هایمان دارد بیچاره مان می کند؛ چه درباره دیگران و چه درباره خودمان ...
این من بودم که تو را آدم کردم ... من بودم که کار برایت درست کردم ... من بودم که تو را رشد دادم ... من بودم که به جایی رساندمت ...

من خودم با توانایی خودم به این جا رسیده ام ... من خودم با توانایی خودم با پول خودم با قدرت خودم با زیبایی خودم ....

همه ی زندگیمان پر شده از این من ها و من ها  و خود را تافته ی جدا دانستن ...

دقیقاً همان حرف های مزدوران در گذشته و تاریخ را می زنیم ؛ قارون گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه 49) ؛ من خودم بودم که با توانایی خودم توانستم به این نقطه برسم!
سرانجام من من کردن های قارون چه شد ؟!.... در اعماق زمین سرنگون شد.
یادمان نرود هرچه داریم و به هر جایی که رسیده ایم ، هر رشدی که داشته ایم همه از نعمت های خداوند است ؛ چرا این ها را از خودمان می دانیم ؟!!

شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد

«ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ» (سوره زمر/ ۴۹)
این خداوند است که دهنده ی نعمت است ، ما هیچ کاره ایم ، خیال برمان داشته که این خودمان هستیم که توانسته ایم این نعمت ، این موقعیت و این فرصت را به دست آوریم ...
و این درست مثل قارون است چنانچه به او اعتراض شد که این نعمت‌ ها را از خدا بدان ، سهم خودت را هم ببر ؛ اما آن را در راه خدا مصرف کن ، او در جواب گفت: «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدی» ؛ ( قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است. (سوره قصص/  آیه ۷۸)

این ویژگی را خیلی از ما آدم ها امروزه از شیطان به نوعی ارث برده ایم البته با ورژن جدیدش ...

خودم به دستش آوردم ، هنر خودم بود؛ این ها خطاهای بزرگی هستند که متأسفانه دچارش شده ایم ؛ غرّه شدن به خود.

گویند شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد.

فرصت این ماه را برای پاک کردن خطاهایمان غنیمت شماریم ... اگر می خواهیم به خدا نزدیک شویم ، گام اول پا گذاشتن بر روی خود و رهایی از این غرور و منیّت ها است ...

زهرا اجلال                     

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان  

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:07 PM
لینک ثابت
از بخشش خدا مطمئنیم که اینقدر گناه می کنیم؟!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

از بخشش خدا مطمئنیم که اینقدر گناه می کنیم؟!

بخشش، عفو،

تصویر قابلیت بزرگنمایی دارد

 

غیبت کردن که شده نقل مجالس و میهمانی هایمان ... وقتی هم تذکری داده می شود در جواب می گوییم : خوب پس اگر حرف از این و اون نزنیم پس از چی حرف بزنیم خدا که به خاطر این چیزا ما رو عذاب نمی کنه!!

 

وقتی از حجاب و بی حجابی گفته می شود و می گویند برای حجاب در قرآن آیه داریم ؛ بر می گردیم و می گوییم : خدا به خاطر این چند تار مو و یه خورده آرایش و بالا زدن آستین هایمان ما را عذاب نمی کنه ...

 

حرف از توبه و بخشش خداوند است ... در کنارش می گویند که باید احکامی مثل نماز و روزه و خمس و ... رعایت شود ... عده ای می گویند : انقدر خدا مهربونه که به این چیزا آدمو جهنم نمی بره ...

همه ی این ها در حالی گفته می شوند که امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : پافشاری کردن بنده در معصیت و آرزوی آمرزش داشتن از خدا  مغرور شدن به خداست .
در روایتی نیز از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است که می فرمایند: به خدا مغرور مشوید؛ زیرا اگر قرار بود خدا چیزى را نادیده بگیرد ، هر آینه «ذره» و «خردل» و «پشه» را نادیده مى گرفت . (میزان الحکمه ، ج 8)

وچه زیبا خداوند به ما نهیب می زند که ای آدم ... حواست هست ... به من خدا مغرور نشو ...

«یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ وَعدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیاةُ الدُّنیا وَلا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الغَرورُ؛ ای مردم! وعده خداوند حقّ است ؛ مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد».(فاطر ، 5)

در جای دیگری می فرماید : «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ فِی أَیِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ» (آیات 6 تا 8 سوره انفطار)  ؛ ای انسان چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور ( و دلیر ) کرده است . آن که تو را آفرید و اعضایت تمام گردانید و اعتدالت بخشید و به هر صورتی که خواست تو را ترکیب داد .
امام على علیه السلام ـ وقتى آیه «یا أیُّها الإنسانُ ما غَرَّكَ بربِّكَ الكریمِ» را تلاوت كرد ـ فرمود : انسانى كه در این آیه مورد خطاب و سوال است ، هر دلیلى براى مغرور شدنش به خدا بیاورد دلیلش بر باطل است و عذر و بهانه اش از عذر و بهانه هر فریب خورده دیگرى بى پایه تر و جهالتْ وجود او را سخت فرا گرفته است.

اى انسان! چه چیز تو را به گناه كردن دلیر كرده است؟ چه چیز تو را به پروردگارت مغرور و گستاخ كرده است؟ چه چیز تو را به نابود كردن نفست خو داده است ؟ (میزان الحکمه ، ج 8)

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ»

خیلی از ما آدم ها دلمان را داریم به هیچ و پوچ خوش می کنیم ... به خدای خودمان مغرور شده ایم و خودمان را تافته ی جدا بافته ای می دانیم  ... خود را از عذاب های خدا دور می پنداریم ...

درست مثل بنی اسرائیل شده ایم که چون خدا فرمود آنها را بر امت ها برتری داده ایم ... سر به طغیان زدند و  بدتر از آن به خدا مغرور شدند ... نتیجه اش چه شد ؟!

مورد خشم الهى قرار گرفتند ؛ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ (بقره 61)

نکند ما هم ادامه رو کار آنها شویم و به نا حق از خدا توقع داشته باشیم ...

بدون اینکه عمل صالحی داشته باشیم ، از خدا پاداش بخواهیم و بگوییم ما که بندگان خوبی هستیم ... خدا ما را عذاب نمی کند ... خدا خیلی مهربونه !!

در حلم و مهربونیه خدا شکی نیست ولی هر چیزی حساب و کتابی دارد ...

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ» (بقره 61)

غرّه شدن به خدا، این چیزها را دنبال خودش دارد. ...

ایام مبارکی است ... از این فرصت ها استفاده کنیم ... تا شب قدر نیامده کمی با خود خلوت کنیم ... بین خوف و رجا حرکت کنیم ... نه ناامید از رحمت خدا باشیم و نه به رحمت او بدون هیچ دلیل و عمل صالحی غره شویم ....

زهرا اجلال                    

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان   

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 
ساعت : 6:07 PM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 18
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه