السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30488بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
انتظار، و معجزه ای به نام «امید»
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

انتظار، و معجزه ای به نام «امید»

امام زمان

از سرمایه های مهم زندگی، امید است که مایه حیات و نشاط و پویایی می باشد. وجود امام در عالم، موجب امید به آینده ای روشن و سراسر شور و اشتیاق است. شیعه پیوسته و در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله، به انواع بلاها و سختی ها گرفتار شده است اما آنچه به عنوان نیرویی بزرگ و پشتوانه ای استوار، او را به ایستادگی و تسلیم نشدن و حرکت و تلاش، واداشته، امید به آینده سبز مومنان و دین باوران بوده است، آینده ای که نزدیک است و می تواند نزدیک تر باشد، زیرا آن که باید رهبری قیام را به عهده گیرد، زنده است و هر لحظه پا در رکاب.

آری یکی از اثرات وجودی امام امیدبخشی است، و منتظران ظهورش با تمام توان با ظلم مبارزه کرده و زمینه ظهور حضرتش را فراهم می کنند.

 

موتور حرکت چرخ زندگی

آن چیزی که انسانها را وادار به کار و حرکت می کند نیروی امید است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند :
« الْأَمَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِی وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَةٌ وَلَدَهَا وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً » (١)

امّید و آرزو، رحمت امّت من است اگر امّید نبود هیچ مادری به بچه خودش شیر نمی داد و هیچ کشاورزی نهال درختی را نمی کاشت.
نقش معجزه آسای أمید در موفقیّت فرد و جامعه بر کسی پوشیده نیست، این امید است که موجب حرکت می شود و چرخه زندگی را به حرکت در می آورد.
چرا سپاه اسلام در جنگ احد شکست خورد؟ زیرا شایعه شد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله کشته شده و مسلمانان امیدشان را از دست دادند و حتی از صحنه جنگ فرار کردند.

جامعه‌ی تشیّع فقط به برجستگی‌های تاریخ خود در گذشته متّکی نیست، چشم به آینده دارد. یک نفر معتقد به مسئله‌ی مهدویّت طبق اعتقاد تشیّع، در سخت‌ترین شرایط، دل [را] خالی از امید نمی داند و شعله‌ی امید همواره وجود دارد؛ می داند که این دوران تاریکی، این دوران ظلم، این دوران تسلّط ناحق و باطل قطعاً سپری خواهد شد؛ این یکی از مهم‌ترین آثار و دستاوردهای این اعتقاد است

امید به منجی آخرالزَّمان

امیدواری به آینده‌ای روشن و‌ پیامی رهایی‌بخش به بشر سرخورده و ستم دیده و اینکه روزی یک مرد الهی خواهد آمد و آنچه مردم بدان امید دارند، تحقق خواهد بخشید؛ جزء اصول حتمی در ادیان ابراهیمی است.
خوش‌بینی به زمان و به سرانجام و فرجام امور،‌ روزنه‌های امید را می‌گشاید. این‌كه قرار است با فراهم شدن زمینه، نجات‌بخشی بیاید و خوبی‌ها را به ارمغان آورد، روشنایی بخش است .(٢)
در بیشتر ادیان و مذاهب جهان، از مصلحی سخن به میان آمده که در آخرالزَّمان ظهور کرده و به جنایت‌ها و خیانت‌ها خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی واقعی، بنیان خواهد نهاد. تمامی پیامبران و سفیران الهی نیز در این زمینه به مردمِ با ایمان جهان، نویدهایی داده اند .(٣)

 

رمز حیات شیعه

البته این عقیده ای که همه ادیان دارند مبنی بر این که پایان شب سیه سفید است و بالاخره یکی می آید ما را نجات می- دهد و به داد ما می رسد، با اعتقاد محکمی که شیعه دارد به امام حیّ و رئوف و مهربان که مظهر اسماء و صفات الهی است، در میان ما زندگی می کند و فریاد رسی می کند، خیلی متفاوت است و انتظار را در شیعه متفاوت می کند.

امام زمان

آیا اعتقاد به این امام، امید را در دل یک جوان شعله ور نمی کند؟! امام رئوف و مهربانی که در کنار ماست و از نظر عصمت پاک و طیب و طاهر است، هیچ گونه اشتباهی و خطا و نسیانی در او راه ندارد، از نظر علم و آگاهی عالِم به همه چیز است، از نظر قدرت مظهر قدرت الهی ست، هر چه در قلب ما خطور کند می داند. این اعتقاد، امیدی را در دل شیعیان ایجاد می کند که آن امید، رمز حیات شیعه را شکل می دهد و دشمن هم خیلی خوب به این مسئله پی برده است. نمونه اش همان كنفرانس تل آویو است.
با بررسی هایی که کردند که این شیعیان چرا با آن همه نقشه های ماهرانه ما شکست نمی خورند؟ به این نتیجه رسیدند که شیعه با آن عقیده به امام زمانشان است که خودشان را بهره مند می دانند از یک پشتوانه مستحکم و قوی و فردی که هرگز امیدش را از دست نمی دهد و شکست ناپذیر می شود.

 

مهمترین اثر اعتقاد به منجی

مقام معظم رهبری در این مورد فرمودند:
"منجی آخرالزّمان مورد اتّفاق همه‌ی ادیان ابراهیمی است؛ اینکه کسی خواهد آمد و جهان را از منجلاب ظلم و جور نجات خواهد داد، در میان ادیان ابراهیمی مورد قبول همگان است. در اسلام، نام این منجی هم مشخّص شده است؛ خصوصیّتی که در اعتقاد شیعه وجود دارد این است که این شخصیّت را به‌صورت مشخّص و معیّن معرفی می کند.
بزرگ‌ترین خاصیّت این اعتقاد در میان شیعیان، امیدآفرینی است. جامعه‌ی تشیّع فقط به برجستگی‌های تاریخ خود در گذشته متّکی نیست، چشم به آینده دارد. یک نفر معتقد به مسئله‌ی مهدویّت طبق اعتقاد تشیّع، در سخت‌ترین شرایط، دل [را] خالی از امید نمی داند و شعله‌ی امید همواره وجود دارد؛ می داند که این دوران تاریکی، این دوران ظلم، این دوران تسلّط ناحق و باطل قطعاً سپری خواهد شد؛ این یکی از مهم‌ترین آثار و دستاوردهای این اعتقاد است." (٤)

آیا اعتقاد به این امام، امید را در دل یک جوان شعله ور نمی کند؟! امام رئوف و مهربانی که در کنار ماست و از نظر عصمت پاک و طیب و طاهر است، هیچ گونه اشتباهی و خطا و نسیانی در او راه ندارد، از نظر علم و آگاهی عالِم به همه چیز است، از نظر قدرت مظهر قدرت الهی ست، هر چه در قلب ما خطور کند می داند. این اعتقاد، امیدی را در دل شیعیان ایجاد می کند که آن امید، رمز حیات شیعه را شکل می دهد و دشمن هم خیلی خوب به این مسئله پی برده است

بنابراین یکی از آثار وجودی امام زمان (عج) هر چند که غایب باشند ایجاد نور امید در قلب منتظران است و امید به ظهور آن حضرت به ما می گوید اگر چه جهان در ظلم فرو رفته، اما رحمت الهی هر لحظه بشریت را به نقطه ای نورانی سوق می- دهد. و امید به امام در واقع همان امید به خداست.

 

پی نوشت:

1) بحار الانوار ج74 ص175.
2) حاتمی، محمدرضا، تجلی امید در فرهنگ مهدویت، فصلنامه مشرق موعود، پیش شماره، ص 149.
3) سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج 1، ص 21.
4) سخنرانی مقام معظم رهبری در حرم امام راحل (ره) 14/3/94.

اعظم کارگر شریف                      

کارشناس علوم قرآنی سطوح عالی حوزه علمیه

                                                                      بخش مهدویت تبیان             

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 14 تیر 1394 
ساعت : 8:11 AM
لینک ثابت
3 پلان از حساب و کتاب های خنده دار ما!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

3 پلان از حساب و کتاب های خنده دار ما!

طبیعت

 

تصویر قابلیت بزرگنمایی دارد

 

پلان 1
افطاری منزل دوستم دعوت شده بودم ... سفره انداخته بود، بیا و ببین ... انواع پیش غذاها، سوپ ها، چند مدل غذا و ... یکی از دسرهای موجود چشمم را خیلی گرفته بود ... جاتون خالی خیلی شیک و خوشمزه بود ...
بعد از افطار چند بار ازش خواستم دستور اون دسر را به من یاد بدهد، هر بار بسیار زیرکانه از گفتن دستورش، حتی گفتن اسمش که مبادا من با جستجو در اینترنت آن را یاد نگیرم خودداری کرد ... می گفت خیلی سخته ... نمی تونی ... یادم نیست ... و ...

 

پلان 2
در مشکلی که در کامپیوترم بهش دچار شده بودم از یکی از همکاران خواستم که روند یکی از کارها را به من یاد بدهد ... چند بار در زمان ها و شرایط مختلف ... اون بنده خدا هم می آمد و آن را خیلی سریع انجام می داد و هر وقت که ازش می خواستم که کمی آهسته تر مراحل را انجام دهد تا من هم یاد بگیرم، هر بار به بهانه ای از آموزش به من فرار می کرد ... گویا فکر می کرد که با یاد دادن به من از علمش کم می شود ...
 
پلان 3
بعد از اتمام دوره ی کارشناسی ارشد، سراغ یکی از دوستانم که در آزمون دکترا شرکت کرده بود رفتم و ازش خواستم منابع و مواردی که برای موفق شدن در آزمون دکترا لازم است به من یاد آوری کند. ولی متأسفانه آن دوستمان هم گویا من را رقیب خود می دانست و از راهنمایی کردن به من کوتاهی کرد ...

با خودم فکر کردم و دیدم مشکل ما آدم ها از همان ابتدا سر همین حساب و کتاب های خودمان است ...
حساب و کتاب هایی که با دو دو تا چهار تا کردن های خودمان سنجیده می شوند و حال آنکه قانون عالم و طبیعت غیر از این است ...
البته ناگفته نماند که این مشکل مال امروز و دیروز نیست ، از همان ابتدای اسلام هم بوده است ... به مضمونی از یک روایت توجه کنید ...
شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟...
پس انداز؟ نه
خرید بورس یا سهام ؟ خیر
حضرت فرمودند: برو صدقه بده ...
فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟! (میزان الحکمه، محمد ری شهری ، دار الحدیث ، ج 2)
این روایت در حقیقت می خواهد به ما بفهماند که ماشین حساب ما با ماشین حساب خدا خیلی فرق داره ...
خیلی از مواقع که فکر می کنیم داریم کم می کنیم، برایمان زیاد می شود ...

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟... پس انداز؟ نه خرید بورس یا سهام ؟ خیر حضرت فرمودند: برو صدقه بده ... فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟!

در خیلی مواقع ما فکر می کنیم اگر این پول را انفاق کنیم یا علممان را در اختیار دیگران بگذاریم در حقیقت داریم از آن کم می کنیم و نتیجه اش این می شود که از بخشیدن به دیگران خساست به خرج می دهیم ...
فراموش نکنیم که بخشش کردن به دیگران نوعی هرس کردن درخت نعمت برای خودمان است ....
گاهی با علم، گاهی با پول ، گاهی از دانستن یک موضوعی که شاید در حال یا آینده به درد دوستمان هم بخورد ...
و چه زیبا قرآن کریم می فرماید : مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ; مَثَل [صدقاتِ‏] كسانى كه اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏ كنند همانند دانه‏ اى است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد و خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى‏ كند، و خداوند گشایشگر داناست. (بقره ، 261)
خدای مهربان برای اینکه این قانون را ثابت کند و همیشه جلوی چشممان یک مورد عینی داشته باشیم در طبیعت خیلی از چیزها را با همین خاصیت آفریده :
یکی از آنها گیاه نعناء است ، نعناء را هر چه بچینی جایش سبز می شود ... کم که نمی شود هیچ ، زیاد هم می شود.
بخشش و کرم هم مثل نعناء چیدن است نترسیم جایش جایگزین می شود ... پر می شود ...

این وعده ی خداوند است:
وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ (سبأ ، 39)
و هر چه را انفاق كردید عوضش را او مى ‏دهد.

زهرا اجلال                   
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان    

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 14 تیر 1394 
ساعت : 8:11 AM
لینک ثابت
برای استجابت دعا این كار را انجام دهید
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

برای استجابت دعا این كار را انجام دهید

دعا

گره گشایی از مردم بهترین وسیله برای پاکیزه شدن روح و استجابت دعا در این دنیا و سرور یافتن در آخرت است.

منشأ سروری که در آخرت به سبب گره گشایی از کار دیگران نصیب مومن می‌ شود، پاکیزه شدن روح ، قرب یافتن الهی ، باز شدن گره از امور آخرتی ، همنشینی با اولیاء و دست یابی به اذن شفاعت است.

این‌ که در روایات گوناگون اشاره می ‌شود که اگر مردم می ‌دانستند در صف اول نماز جماعت، در اذان گفتن،‌ در غسل جمعه و در زیارت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) چه ثوابی نهفته است، هیچ ‌گاه آن را ترک نمی ‌کردند، نشانی بر عدم اطلاع مومنان از وعده ‌های الهی است.

مردم حاضرند بابت سود چند برابری که در این دنیا به آن ‌ها وعده می ‌شود،‌ هر گونه تلاشی بکنند اما برای پاداش 700 برابری که خدا برای برخی از اعمال وعده داده است، تلاشی نمی‌ کنند.

و چه زیبا در این باره شیخ بهایی فرمودند:

همه روز روزه بودن ،‌ همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک ، به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابر ، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه‌ ها نخفتن ،‌ به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ، طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ، ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله فرمودند:

مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ، فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ ؛

هر كس می ‌‏خواهد دعایش مستجاب و غمش از بین برود، باید گره از كار گرفتارى باز كند. (مسند ابن حنبل ، ج ۲، ص ۲۴۸، ح ۴۷۴۹)

خدمتكاری مردم به بهره كشی و استثمار نینجامد و این گونه نشود كه دیگران سوءاستفاده كنند و خدمت كننده را به سوی بردگی بكشانند. از این رو امام صادق(علیه السلام) درباره شرایط و خط قرمز خدمتكاری مردم فرمودند : برادرت را خدمت كن ، اما اگر تو را به خدمت و بیگاری گرفت (و طلبكارانه برخورد كرد.) خدمتش مكن

سه روش عمده در گره گشایی از کار دیگران

مومنی که توان مالی، جسمی و آبرویی دارد، می‌ تواند خود مباشرتاً گره مومنی را باز کند ؛ برخی افراد نیز می‌ توانند با تلاش خود مسبب گشایش گرهی از کار دیگران شوند.

دعا کردن برای مومنان سومین روش گره گشایی از کار دیگران است که از عهده هر کسی بر می ‌آید؛ در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود.

در دعاهایی همچون دعای ماه رمضان که می ‌فرماید: «اللهم اشف کل مریض» و «اللهم اغن کل فقیر» برای تمامی مومنان طلب عافیت می ‌شود در حالی به روال عادی چنین اتفاقی ممکن نیست ؛ بنابراین این‌ گونه دعاها به سبب این است که حس هم نوع دوستی در مومنان به وجود آید.(حجت‌ الاسلام و المسلمین مهدی ماندگاری)

 

 

نیکی

عمل صالح تنها نماز و روزه نیست

هر چند كه عمل صالح دایره وسیع و گسترده ای دارد كه شامل نماز و روزه و دیگر عبادات محض شرعی می شود، ولی اگر به خوبی توجه شود، این معنا به دست می آید كه احسان به دیگران و خدمت به همه موجودات و آفریده های خداوندی از جمله انسان، مهم ترین و اساسی ترین كارهای نیك و اعمال صالحی است كه انسان می تواند در مقام انسانیت و مظهریت ربوبیت به عنوان خلیفه الهی انجام دهد.
بسیاری از آموزه های قرآنی به ویژه آموزه های دستوری آن مرتبط با دیگران سامان یافته است.

به عنوان نمونه خداوند در كنار نماز، مسأله انفاق و پرداخت زكات را مطرح می كند (حج ، 41) كه یك عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است .

نکته ی  جالب و عجیب آن است كه در آیه 144 بقره ، نیكوكارى و كمك به دیگران، قبل از نماز و زكات ذكر شده است تا معلوم شود خدمت به خلق جداى از بندگى خالق نیست و در واقع مردم، عیال خدایند و خدمت به آنان، خدمت به خداست.

 

در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود

در (كافی) جلد دوم، در باب سعی در رفع حاجت مومن نقل كرده است: روزی صفوان در محضر امام صادق (علیه السلام) نشسته بود كه ناگهان مردی كه برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید و گرفتاریش را شرح داد.

امام به صفوان دستور فرمود كه فوراً حركت كن و برادر ایمانی خویش را در كارش یاری كن.
صفوان رفت و پس از توفیق در اصلاح كار و حل مشكل او به پیش حضرت بازگشت. امام در مورد كار او سوال نمودند.

صفوان گفت: خدا اصلاح كرد. امام خطاب به صفوان فرمود: بدان كه همین كار به ظاهر كوچك و حاجتی كه بر آوردی و وقت كمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور كعبه ، محبوب تر و برتر است. (بحار الانوار، ج47، ص 285)

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) درباره خدمت به خلق و خدمتكاری است که فرمودند : خدای متعال می فرماید: مردم ، خانواده من هستند . پس محبوبترین آنان نزد من كسانی هستند كه با مردم مهربان تر و در راه بر آوردن نیازهای آنان كوشاتر باشند. (الكافی، ج 2، ص 199)
در جایی دیگر فرمودند : كسی كه در فكر برآوردن نیاز برادر مومن مسلمان خود باشد تا زمانی كه در فكر نیاز او هست، خداوند نیز در (فكر) نیاز وی باشد (نیازش را برطرف می كند). (امالی شیخ طوسی ، ص 79 ، ج 741)

سخن را با روایتی از امام على (علیه السلام) به پایان می بریم:

بر طرف كردن نیاز هاى مردم (كه جلوه‏ اى از خدمت ‏رسانى است) پایدار نیست، مگر به سه چیز: كوچك شمردن خدمت تا خدا آن را بزرگ نماید، پنهان داشتن آن تا خدا آن را آشكار سازد و شتاب در بر آوردن نیاز تا براى محتاج، گوارا باشد. (نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 1131)

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 14 تیر 1394 
ساعت : 8:05 AM
لینک ثابت
از سرزنش دیگران محزون نشو!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

از سرزنش دیگران محزون نشو!

سرزنش کردن

سرزنش، به معنی شماتت و عیب جویی و عیب یابی است ، بدین منظور که عیب دیگری را به رخ او بکشیم و او را بر این عیب یا نقص ، رسوا و بی‌ مقدار نماییم. در حالی که ممکن است این صفت در خودمان هم باشد ولی از آن غافل هستیم.
رسولُ اللّه خدا (صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله) فرمود: هر كس برادر خود را براى گناهى كه از آن توبه كرده است سرزنش كند، نمیرد تا خود آن گناه را مرتكب شود. [محمدی ری ‌شهری، محمد، منتخب میزان الحكمه، 420]

اگر خدایی نکرده، چنین کاری کرده‌ایم و باعث دل‌ خوری و رنجش فردی دیگر شده‌ایم ، باید او را راضی نموده و از دلش بیرون کنیم. همچنین سعی کنیم که بیشتر به عیوب خودمان بپردازیم تا عیوب دیگران.
در روایت «أَنْفَعُ الْأَشْیَاءِ لِلْمَرْءِ سَبْقُهُ النَّاسَ إِلَى عَیْبِ نَفْسِهِ» [حرانی، محمد بن حسن بن شعبه، تحف العقول، ص 366] آمده است که سودمندترین چیزها براى آدمى توجّه به عیوب خود پیش از پرداختن به عیوب مردم است‏.

 

چاقویی دو لبه

سرزنش را می ‌‌توان به چاقوی دو لبه‌‌ای تشبیه کرد که هم دارای جنبه‌ های مثبت است و هم دارای اثرات منفی ؛ از این ‌‌رو ضروری است در مرحله نخست ، سرزنش ‌‌های سازنده و به ‌جا از سرزنش ‎های ویران ‌‌گر و نا به‌ جا شناخته شده و متمایز شود تا راه‌ استفاده‌ صحیح از این ابزار مشخص گردد.

در سیره و روش معصومین (علیهم السلام) بیش از آنکه اشخاص مورد سرزنش قرار گیرند ، صفت‌‌ ها و شیوه ‌‌های نادرستی که در شخص یا جامعه مرسوم و شایع می‌‌شد ، مورد ملامت و سرزنش قرار می‌ گرفت.

برای همین در سخنان و کلمات معصومین (علیهم السلام) بسیار مشاهده می ‌‌شود که روش ‌‌ها و رفتارهای ناپسند بدون در نظر گرفتن این که چه کسی آن را انجام می ‌‌دهد، مورد نکوهش واقع شده‌‌اند.

 

از سرزنش دیگران نسبت به خود ناراحت نشویم

در روایتی از امام باقر علیه ‌السلام است که به جابر فرمودند : «من تو را به پنج چیز سفارش می کنم؛ (تحف العقول، ص 284)

که در این جا به این قسمت روایت کار داریم : اگر کسی درباره تو بد گویی کرد بی ‌تابی نکن! بنشین فکر کن که آیا این حرف‌ ها واقعیت دارد یا دروغ است. اگر دیدی واقعیت دارد نباید ناراحت شوی . اگر ناراحت شوی در واقع از مطلب حقی ناراحت شده‌ای و این ناراحتی ، تو را از نظر خدا می اندازد. انسانی که از حق ناراحت می شود پیش خدا ارزشی ندارد. اما اگر آن ‌چه درباره تو گفتند واقعیت ندارد بدان که در مقابل آن مذمت ، ثوابی رایگان در نامه عمل تو می نویسند. پس باز هم جای ناراحتی ندارد.

خودت را با قرآن بسنج! ببین آیا تو آن ‌گونه که قرآن می خواهد هستی یا نه؟ به توهین یا تمجید مردم توجه نکن! اگر آن‌ گونه که قرآن می خواهد هستی ، خدا را شکر کن! و اگر آن ‌گونه که قرآن می خواهد نیستی، دراین صورت در صدد اصلاح خودت بر آی و عیب ‌هایت را برطرف کن! اگر می خواهی اهل ولایت ما باشی باید این‌ گونه باشی

نصیحت ویژه

به نظر می رسد که درباره ستایش ، انسان انتظار ندارد که همه از او تعریف کنند و این را حقی برای خودش نمی داند که دیگران از او تعریف کنند. اما درباره مذمت، انسان توقع ندارد کسی از او بد بگوید .

اصل مدح کردن عیبی ندارد ، به خصوص اگر برای معرفی حق و اعانت بر راه صحیح باشد. مدح و تعریف از کسی هنگامی مذموم است که جنبه چاپلوسی داشته و تعریف‌ هایی دروغین باشد.

اما درباره مذمت ، انسان برای خود حق قائل است که دیگران از او بدگویی نکنند و به محض شنیدن مذمت به طور طبیعی ناراحت می شود . لذا توهین ، استهزا ، عیب‌ جویی ، غیبت و تهمت حرام است.

این ناراحتی به خاطر این است که انسان می بیند حقی از خودش تضییع شده است ؛ همان ‌طور که درباره سایر حقوق ، وقتی از انسان حقی را غصب کنند به طور طبیعی انسان ناراحت می شود، وقتی از او بدگویی کنند هم ناراحت می شود، به خصوص اگر در حضور دیگران باشد.

لذا در این فراز از روایت حضرت می فرمایند : حواست را جمع کن ، مبادا غضب کنی و بر آشفته شوی! لذا حضرت راه کنترل غضب در چنین موقعیتی را برای ‌جابر توضیح داده‌اند.

می فرمایند: «وقتی کسی تو را مذمت کرد فکر کن ! ببین آیا آنچه می گوید واقعیت دارد و تو آن ‌گونه هستی؟

 

خاموشی کلامی مردان

از حقیقت مرنج!

حضرت در ادامه می فرمایند: اگر به این نتیجه رسیدی که واقعاً چنین عیبی داری ، ولی آن را پنهان می کردی و دوست نداشتی گفته شود ، پس در واقع کاری که او کرده صرف‌ نظر از این ‌که مرتکب گناهی شده و مجازات آن را هم خواهد دید، این است که برای تو حقیقتی را بیان کرده است. آیا از این ‌که تو به واقعیتی توجه پیدا کنی باید ناراحت شوی و غضب کنی؟! اگر چنین کردی ، این کار تو از آن کار بدتر است.

اگر انسان بفهمد عیبی دارد و نخواهد قبول کند ، این انکار عمدی است و این انکار بیشتر باعث می شود که از چشم خدا بیافتد ، و خداوند نظر لطف و مرحمت به او نخواهد کرد.

چرا از مذمت شدن می ترسی؟ آیا می ترسی مردم نسبت به تو بدبین شوند و از چشم مردم بیافتی و آبرویت بریزد؟

آیا از چشم مردم بیافتی بدتر است یا از چشم خدا؟ مردم در مقابل خدا چه هستند که انسان روی آن‌ ها حسابی باز کند؟ آن ‌چه مهم است این است که انسان از چشم خدا نیافتد. اگر این‌ جا غضب کردی از چشم خدا می افتی و به بدتر از چیزی که می ترسیدی مبتلا می شوی.

اگر انسان بفهمد عیبی دارد و نخواهد قبول کند ، این انکار عمدی است و این انکار بیشتر باعث می شود که از چشم خدا بیافتد ، و خداوند نظر لطف و مرحمت به او نخواهد کرد

ثوابی رایگان

اما اگر دیدی این بدگویی ‌ها واقعیت ندارد، خواه کسی که بد گویی کرده اشتباه فهمیده یا عمداً دروغ گفته است، هر کدام که باشد ثوابی در نامه عمل تو نوشته می شود. این هم ناراحتی ندارد. وقتی می بینی درباره تو مذمتی می کنند که در تو نیست باید خوشحال هم باشی که ثوابی به دست آورده‌ای بدون این‌که کاری انجام بدهی؛ بلکه جای شکر هم دارد.

حضرت در ادامه می فرمایند: خودت را با قرآن بسنج! ببین آیا تو آن ‌گونه که قرآن می خواهد هستی یا نه؟ به توهین یا تمجید مردم توجه نکن! اگر آن‌ گونه که قرآن می خواهد هستی ، خدا را شکر کن! و اگر آن ‌گونه که قرآن می خواهد نیستی، دراین صورت در صدد اصلاح خودت بر آی و عیب ‌هایت را برطرف کن! اگر می خواهی اهل ولایت ما باشی باید این‌ گونه باشی.

با توجه به این روایت ، به آیاتی که پیرامون ملامت انسان سخن گفته شده است توجه کنید :

«وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَة»؛ [قیامة، 2] قسم به نفس لوامه و وجدان بیدار ملامت گر. این آیه شریفه به وجدان انسان و عاملی که موجب می ‌شود بعد از انجام خطا، خود را ملامت و سرزنش کند، اشاره می ‌کند.
در قرآن درباره شیوه صدقه دادن چنین آمده: نه آن ‌قدر خسیس باش که چیزی انفاق نکنی و نه آن قدر بخشش کن که برای خودت چیزی باقی نماند و خود را ملامت کنی و دست ‌خالی بمانی. [اسراء، 29]

درباره حضرت یونس می خوانیم: «فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلیمٌ» ؛ [صافات، 142] ماهی بزرگ او را بلعید در حالی که او شایسته سرزنش بود.
درباره فرعون چنین آمده: «فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلیم» ؛ [ذاریات، 40] فرعون و سربازانش را در دریا افکندیم در حالی که سزاوار سرزنش بود.
درباره کسانی که به باغی که داشتند دل‌ خوش بودند و نمی‌ خواستند حق فقیران را پرداخت کنند و به همین دلیل خدا باغ آنان را نابود ساخت، می ‌فرماید: «فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَلاوَمُون» ؛ [قلم، 30] همدیگر را ملامت می ‌کردند.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 14 تیر 1394 
ساعت : 8:05 AM
لینک ثابت
وصيت نامه شهيد حسين برهاني
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وصيت نامه شهيد حسين برهاني
- اي ملت بدانيد امروز مسئوليتتان بزرگ و بارتان سنگين است و بايد رسالتتان را كه پاسداري از خون شهيدان است انجام دهيد و تنها با اطاعت ازروحانيت متعهد و مسئول كه در راس آن ولايت فقيه مي باشد و امروز سمبل آن امام بزرگوار امت قادريد اين راه را ادامه دهيد.
- خواهرانم! در تربيت فرزندانتان بكوشيد و حجاب را رعايت كنيد، زهراگونه زندگي كنيد.....
- سفارشم اين است، مردم! به ياد خدا و روز جزا باشيد پيرو ائمه اطهار باشيد، كه .....
- مردم! امام زمان (عج) را فراموش نكنيد. مردم! دنباله رو روحانيت باشيد كه چراغ راه هدايتند.....
از امام اطاعت كنيد كه عصاره اسلام است، او را تنها نگذاريد كه نماينده حجه بن الحسن (ع) است.
10/5/1362

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
وصيت نامه شهيد محمود دايه علي
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وصيت نامه شهيد محمود دايه علي
بسم الله الرحمن الرحيم
و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احيا عند ربهم يرزقون گمان مبريد كسانيكه در راه خدا كشته مي شوند، مرده اند بلكه زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند. من محمود دايه علي وصيت نامه ي خود را به نام خدا و در راه تداوم انقلاب اسلامي به رهبري زعيم عاليقدر امام امت خميني روح خدا شروع مي كنم، اي مردم مسلمان و مستضعف ايران اين انقلاب را به رهبري امام امت ادامه دهيد ما ملت ايران خيلي خون داده ايم كه اين انقلاب به پيروزي برسد نكند كه از رهنمودهاي امام سرپيچي كنيد و امام را تنها بگذاريد او نايب امام زمان (عج) است. نگذاريد خون اين شهيدان پايمال شود ما هرچه خون بدهيم انقلابمان پايدارتر مي شود، اين آمريكائي خائن با كمك منافقين دارند شاخ و برگ اين نهال انقلاب را مي ريزند ما بايد نگذاريم كه اين ابرقدرتها، واسطه هاي داخلي آنها به اين انقلاب ضرور زيان برسانند. اگرچه همه را بكشند ما بايد تا آخرين قطره ي خونمان را به پاي اين نهال انقلاب بريزيم و آن را آبياري كرده و رشدش بدهيم. در زمان امام حسين (ع) امام را تنها گذاشتند حالا كه امام خميني راه او را مي رود ما نبايد اورا تنها بگذاريم. از خانواده ام مي خواهم كه خط امام را ادامه دهند و از مادرم مي خواهم برادرهايم را در بسيج شركت دهد تا اگر روزي به شهادت رسيدم بتوانند ادامه دهنده ي راه من باشند. از برادرهايم مي خواهم كه بعد از من اسلحه را به دوش بگيرند و خون خودشان را به پاي درخت اسلام بريزند تا درخت اسلام بارورتر گردد. هركس امام را قبول نداشته باشد و سر قبر من بيايد به خون تمام شهيدان خيانت كرده است. پدر و مادرم! ما امروز در زمان امتحان هستيم چون در جبهه وجود دارد حسيني و يزيدي و من راه حسين را انتخاب كرده ام شما هم از فرصت استفاده كنيد و به جبهه حسين بپيونديد. در هر كربلائي امام حسيني وجود دارد و حسين امروز با خميني است. در وجود امام عزيز دقت كنيد و با شناخت كامل راه او را ادامه دهيد؛ مادرم مي دانم كه در انتظار آمدن من هستيد و هم اكنون دعا مي كني اما حرف من به برادرانم اين است كه يكي يكي به جبهه هاي حق عليه باطل فرستاده شوند؛ من براي آنها طلب پيروزي بعد از شهادت مي كنم. دوستانم در پيروزي ما در اين جنگ هيچ شكي نداشته باشيد اين سخنان را به عنوان يك شهيد مي گويم كه اگر وحدت خودمان را از دست بدهيم و امام را تنها بگذاريم به خون تمام شهيدان خيانت كرده ايم و خدا شما را نمي بخشد. فقط در خط امام حركت كنيد و بدانيد بهترين تسليت براي من انتقام گرفتن خون تمام شهيدان است....

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
وصيت نامه شهيد حسين حدادي
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وصيت نامه شهيد حسين حدادي
سلام بر مهدي (عج)
سلام بر نايبش امام خميني ،سلام بر شهيدان و درود بر تمام مسلمين جهان، مادر وپدر عزيزم اگر شهيد شدم برايم گريه نكنيد چون من خود مي خواستم و وظيفه ام بود. خدا من را به شما داد وظيفه شما بود كه مرا تربيت كنيد و كرديد ،پس ناراحت نباشيد .پيام من به ملت ايران اين است كه با گروهك هاي منافق بجنگيد و نابودشان كنند و راه شهيدان را ادامه دهند. پيام من به دولت اين است كه امام و شخصيت هاي مملكتي را از هر نقطه حفظ كنند تا ريشه آمريكا كنده شود . تمام ملت بايد گوش به فرمان امام باشد زيرا كه نائب امام زمان است .اميدوارم كه تا به حال گناهي كرده ام خدا مرا ببخشد و مرا جزء ياران امام زمان گرداند....
عاشقم عاشق روي مهدي
شيفته ام شيفته روي مهدي
اي صبا از سر كوي مهدي
برمشامم برسان بوي مهدي

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
وصيت نامه شهيد جواد جليلي
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وصيت نامه شهيد جواد جليلي
بسم الله الرحمن الرحيم
درود خداوند متعال بر تو باد اي رهبر عالي قدر و بزرگوار سلام شهيدان ايران ...حسين جان! جوانان ما در جبهه ها به ياد تو سينه هاي خود را جلوي گلوله هاي سبك و سنگين قرارمي دهند و جان خود را مي دهند پروردگارا من مي دانم تو ما را خلق كردي و تو به ما جان داده اي....خداوندا مرا ياري كن اگر تو ياري نكني ياوري جز تو ندارم و اي مردم مسلمان اين خون پاك شهيدان است كه پيچ و خم قلاب را صاف و هموار مي كند كه شايد با ريخته شدن اين خونهاي پاك كساني كه در ناداني هستند بهراه الله نماينده شوند و از شما مردم مسلمان و دوستان و آشنايان تقاضا مي كنم كه با انقلاب به حالت سستي برخورد نكنيد انقلاب هدف بزرگي را دنبال كرده است و از شما مي خواهم كه جلوگيري از فرزندان خود نكرده و بگذاريد راهي راه مي خواهند بروند و اگر كسي مانع از رفتن فرزندش به جبهه هاي جنگ شود به خدا قسم مسئول است..... خدايا تو را شكر مي كنم كه به من قدرت تشخيص حق از باطل را دادي و خدايا تو را شكر مي كنم كه رهبرم را شناساندي كه به من چنين پدر و مادري دادي خدايا تو را شكر مي كنم كه مرا در ناداني نميراندي مادر عزيزم مي دانم كه شما را اذيت كردم و براي شما نتوانستم فرزند خوبي باشم.... بعد از مردن من حجله اي براي من مگذاريد چون درنزد خدا هيچ ارزشي ندارد گل بر سر قبرم نياوريد چون اين گلها بعد از 2 يا 3 روز پلاسيده مي شوند مرا در بهشت زهرا (س) دفن كنيد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
58/4/1361 جواد جليلي

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
این 3ویژگی را داشته باشیم بعد نصیحت کنیم !
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

این 3ویژگی را داشته باشیم بعد نصیحت کنیم !

مشورت

هنگام سفر به مکانی که تا به حال نرفته اید وجود یک بلد، یعنی فردی که بتواند شما را طی راه همراهی کرده و مسیر درست و صحیح را نشان دهد، می تواند رسیدن به مقصد را تسریع بخشیده و سفری به دور از استرس و لبریز از آرامش را برای شما رقم زند. در سفر زندگی نیز می توان با استفاده از تجربیات دیگران و عبرت  گرفتن از آنها راه درست را از  نادرست تشخیص داد و اشتباهات آنان را تکرار نکرد. پیغمبر فرمود: بهترین ارمغانى كه مسلمان به برادر مسلمانش میدهد پند و اندرزیست كه هدایت او را زیاد و از هلاكت او را نگهدارد.(إرشاد القلوب/ترجمه رضایى/ج‏1/31)  

حضرت علی علیه السلام در خطبه 85 نهج البلاغه می فرمایند: «فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اَللَّهِ بِالْعِبَرِ اَلنَّوَافِعِ وَ اِعْتَبِرُوا بِالْآیِ اَلسَّوَاطِعِ وَ اِزْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ اَلْبَوَالِغِ وَ اِنْتَفِعُوا بِالذِّکْرِ وَ اَلْمَوَاعِظِ» ؛

«ای بندگان خدا از عبرت های سودمند پند پذیرید و از آیات روشنگر عبرت آموزید و از آنچه با پیام رسا شما را ترسانده اند بپرهیزید و از یادآوری ها و اندرزها سود ببرید.»

حضرت در این خطبه از واژگان عبرت، ذکر و موعظه بهره می جوید که هر یک بار معنایی خاصی دارد.

واژه های «عبرت» و «ذکر» پیوند معناییِ نزدیکی با «موعظه» دارند. بنابراین، در تعریف موعظه یا همان پند و اندرز، می توان گفت: رهنُمونی است دلنشین، خالصانه و صادقانه که به سامان است و زداینده و زنگار دل. و زمانی پند و عبرت کارگشاست که هر یک از  پند دهنده و پند پذیر ویژگی هایی را با خود به همراه داشته باشند.

 

برخی ویژگی های پند دهنده

1- خودسازی

در برنامه های اصلاحگرایانه، نخست باید از خود و وابستگانمان آغاز کنیم. پند دهنده، باید نمونه ای علمی، از اندرز خویش باشد، بر همین اساس، خدای متعال مۆمنان را از گفتار بدون کردار نهی فرموده و آن را شایسته جامعه دینی نمی داند، چنان که می فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ‌)(صف2)

2- اخلاص در عمل

اخلاص برای خدا، به هر سخن و کرداری، ارزش می بخشد؛ امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:(آفَةُ العَمَلِ تَرکُ الاِخلاصِ)؛( غررالحکم و دررالکلم) آفتِ عمل، نداشتن اخلاص است.

3- سخن ورزی

پند دهی، رابطه مستقیمی با چگونگیِ ارتباط با مردم دارد. از این رو، سخنوری و مهارت های کلامی در این زمینه، نقش بسیار مهمّی، بازی می کند.

گوید: پند هنگامی سودمند افتد که در پندپذیر سه شرط باشد: الف- جان و دلی زنده که به گناه آلوده نشده باشد.ب- گوش دادن به نصیحت و خیرخواهی ج- حضور قلب و توجه برای دریافت پند

ویژگی های پندپذیر

برای به ثمر رسیدن پند و اندرز، افزون بر شایستگی هایی که در پند دهنده، لازم است پند گیرنده نیز بایستگی هایی دارد، زیرا فاعلیّت و کار آمدی فاعل بدون پذیرنده ای، نتیجه ای نخواهد داشت؛

پیامبران الهی و جانشینان آنان، از پند و اندرز مردم چیزی فروگذار نکردند، با این حال، بسیاری بودند که پند دلسوازنه آنان را نمی پذیرفتند.

مولانا جلال الدین رومی در این باره گوید:

بس وصیت کرد و تخم وعظ کاشت          چون زمینشان شوره بُد، سودی نداشت

 

گوید: پند هنگامی سودمند افتد که در پندپذیر سه شرط باشد: الف- جان و دلی زنده که به گناه آلوده نشده باشد.ب- گوش دادن به نصیحت و خیرخواهی.ج- حضور قلب و توجه برای دریافت پند. (محمد ناجی مشرح، الوظائف الاعلامیه فی آفاق القصّه القرآنیه، صص 50-49)

 

نفس

موانعِ پندپذیری

1- پیروی از خواهش نفس

امیرمۆمنان علیه السلام می فرماید:

«ای مردم همانا بر شما از دو چیز بیشتر می ترسم: از خواهش نفس پیروی کردن، و آرزوی دراز در سر پروردن، که پیروی خواهش نفس، آدمی را از راه حق بازمی دارد؛ و آرزوی دراز، آخرت را به فراموشی می سپارد». (نهج البلاغه خطبه 42)

2- تقلیدهای کورکورانه

چنانچه تقلید از روی آگاهی و با مراجعه به کارشناسِ شایسته باشد، خردمندانه و پسندیده است، ولی اگر از روی تعصّبِ جاهلی و لجاجت باشد و با این منطقِ سست که «چون نیاکان ما این گونه بودند، پس ما هم دنباله رو آنان هستیم» انجام پذیرد سودی نخواهد داشت.

3- نبود اندرزدِهی درونی

وجدان اخلاقی یا واعظ و پند دهنده درونی، در همه افراد وجود دارد و انسان را از آلودگی به گناه بازداشته و سرزنش می کند، ولی چنانچه به آن بی توجهی شود، گاه به جایی می رسد که کارایی خود را از دست می دهد و در لایه هایی تاریک فرو می رود.

امیر مۆمنان حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«بدانید آن کس که نتواند خود را پند دهد تا از گناه بازدارد، دیگری را نیابد تا این کار را برای او به جای آرد. »(خطبه 90)

4- سهل انگاری پدر و مادر

امیر مۆمنان علیه السلام در این باره می فرمایند: حق فرزند بر پدر و مادر است که او را نام نیکو نهد و به خوبی، ادب آموزد و قرآنش تعلیم دهد. (حکمت 399)

پنددهی، رابطه مستقیمی با چگونگیِ ارتباط با مردم دارد. از این رو، سخنوری و مهارت های کلامی در این زمینه، نقش بسیار مهمّی، بازی می کند

5- فقر فرهنگی

فقر فرهنگی، از موانع پندپذیری است که خیرخواهان جامعه می بایست تمام توان خود را در ریشه کن نمودن آن به کار گیرند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

ناداری، بزرگترین مرگ است. به ایشان گفته شد: آیا مقصود، ناداریِ دینار و درهم است؟ فرمود: مراد ناداری و فقر دینی می باشد. (تحف العقول)

6- فقر و غِنای مفرط مادی

فقر اقتصادیِ فراوان و ثروت بیش از اندازه، از موانع و آفات پندپذیری است. بسیاری از مردم چون با فقرِ مادی شدید روبه رو می شوند و یا به ثروت های کلانی دست می یابند، به انحراف و بیراهه کشیده می شوند و از راه مستقیم، خارج می شوند و توجهی به پند و اندرز ندارند. حضرت امیر علیه السلام درباره نتیجه ها و پیامدهای زیانبار فقر، به فرزند خود می فرمایند:

پسرم! کسی که دچار فقر شود، به چهار ویژگی دچار شود: سست باوری، کم خردی، سستی در دین و کمیّ آزرم و شرم، پس به خدا از فقر پناه می بریم. (بحارالانوار، ج 69)

7- دوست ناشایست

دوست و همنشین بد یکی دیگر از موانع پندپذیری است. دوستان ناشایست به سان مارهای خوش خط و خالی هستند که سمّی کشنده دارند.

در این باره رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: انسان بر دین دوست خود است، پس بنگرید با چه کسی دوستی می کنید. (بحارالانوار،ج 71)

 

سخن آخر آنکه

امام موسى بن جعفر علیهما السّلام فرمودند: هر چه دیدگانت مشاهده مى‏كند در آن پندى هست.( ایمان و كفر(ترجمه الإیمان و الكفر بحار الأنوار)ج‏2/250) پندی که خدا و راه رسیدن به او را زمزمه می کند پس چه شده است که گوش ها از شنیدن سنگین و چشم ها از دیدن ناتوان است!

مریم پناهنده         

بخش نهج البلاغه تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 
ساعت : 8:21 AM
لینک ثابت
مبادا شما هم فریب بخورید
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

مبادا شما هم فریب بخورید

دنیا

انسان ها باور و عقایدی دارند که اساس کار آنها را تعیین می نماید همین باورها و اعتقادات انسان است که او را از سایر موجودات متمایز می سازد چرا که بدین واسطه او راه تغییر و دگرگونی خویش را می پیماید که گاه این تغییر رو به سوی کمال است و گاه رو به سمت خسران.

 

باورهای متغیر

زندگی و شرایط سخت و آسان آن، به گونه ای است که باورها و عقاید ما را تحت الشعاع خویش قرار داده و سرنوشت دیگری برایمان رقم می زند.

از مهمترین و سرنوشت سازترین این شرایط می توان به آزمایشات الهی اشاره داشت هر آزمایش و ابتلائى در خواسته‏ها و آرمان هاى مردمى كه مورد آزمایش قرار گرفته‏اند، تغییراتى بوجود مى‏آورد آنچه، كه دیروز مورد تمایل نبود،امروز مورد علاقه شدید قرار می گیرد، حتى گاهى ممكن است ‏با نشان دادن ‏قیافه حیاتى انسان را بخود جلب نماید. و بالعكس آنچه كه دیروز مورد علاقه ‏شدید بود، امروز مكروه و ناملایم جلوه كند. و بطور كلى زشتى‏ها زیبا، و زیبائى‏ها زشت می نماید. به همین جهت مقاومت منطقى در برابر آن دگرگونی ها از هر كسى ساخته نیست. با توجه به كثرت از پاى در آمدگان در هنگام آزمایش ها در طول تاریخ، راهى جز احساس شرمندگى از سرعت انعطاف و از دست‏ دادن مقاومت و فریفته شدن در برابر عوامل ناچیز، دیده نمى‏شود.

از همین روست که امام علی علیه السلام می فرمایند: مبادا آنچه که مردم دنیا را فریفت شما را بفریبد که دنیا سایه ای گسترده و کوتاه تا سرانجامی روشن و معین آدمیان را رها نمی کند.( نهج البلاغه، ترجمه دشتی،خطبه 89)

 

سوغات دنیا مرگ است فریبش را نخور

" پس چیست نفع آن خانه‏اى كه از بنیادش شكسته مى‏شود و چه منفعتى ‏است در عمرى كه در این دنیا مانند زاد و توشه‏اش رو به زوال است و چه سودیست در امتداد آن مدت كه مانند قطع شدن حركت، ‏به پایان می رسد. اى‏ مردم، آنچه را كه خداوند براى شما مقرر فرموده است مطلب و مطلوب خود تلقى كنید، و از اداى حق خداوندى آنچه را كه از شما خواسته است مسئلت ‏نمایید."(نهج البلاغه، خطبه 113)

گوش هاى خود را با طنین مرگ آشنا بسازید پیش از آنكه فریاد مرگ گوش هاى شما را بكوبد. فرق بسیار است‏ بین اینكه شما گوش هاى خود را با طنین مرگ آشنا بسازید و اینكه فریاد جانكاه مرگ سراغ گوش شما را بگیرد و آن را چنان بكوبد كه دیگر هیچ كارى از دستتان بر نیاید و هیچ صدایى را نشنوید

حال كه این كاخ سترگ‏نماى دنیا در حال فرو ریختن و عمر پایدار نما رو به فناء است ‏بیایید عمل به مقررات الهى را بجویید و بس، ‏منظور امیرالمۆمنین علیه السلام از سۆال انكارى در هر سه موضوع اینست:

خانه در حال فرو ریختن، عمرى در حال فنا، زمانى در معرض انقطاع، نه اینست ‏كه این موضوعات سودى ندارند و بیهوده و زاید مى‏باشند. زیرا زندگى در این‏ دنیا با عمرى محدود و زمانى در معرض انقطاع، مطابق مشیت ‏خداوندى است و همین موضوعات است كه وسیله به ثمر رسیدن شخصیت انسانها در گذرگاه رو به ابدیت ‏است. آنچه كه مورد سۆال انكارى امیرالمۆمنین علیه السلام است، خیر و نفعى‏ است كه از ذات این دنیا و عمر در حال فنا و زمان در معرض انقطاع به عنوان هدف‏ نهایى تلقى شود و بعبارت دیگر این دنیا با همه امور چشمگیرش، آن خیر و سود را ندارد كه بتواند شخصیت آدمى را به هدف اعلایش برساند در حالى كه فقط با خیرات و كمالات الهى به ثمر خواهد رسید و عظمت ‏به ثمر رسیده آن، فرا سوى عمر و زمان محدود است. حال كه این دنیا چنین است و حال كه عمر رو به فنا و زمان ‏در معرض انقطاع است، چیزى جز آنچه را كه خداوند متعال آن را از ما خواسته‏ است، مطلوب خود قرار ندهیم و از خدا، جز اداى حق او چیزى را مسئلت ننماییم.

مرگ

"و دعوت مرگ را پیش از آنكه شما[براى عبور از پل مرگ]خوانده شوید به گوش هاى خود بشنوانید"

گوش هاى خود را با طنین مرگ آشنا بسازید پیش از آنكه فریاد مرگ گوش هاى شما را بكوبد.

فرق بسیار است‏ بین اینكه شما گوش هاى خود را با طنین مرگ آشنا بسازید و اینكه فریاد جانكاه مرگ سراغ گوش شما را بگیرد و آن را چنان بكوبد كه دیگر هیچ كارى از دستتان بر نیاید و هیچ صدایى را نشنوید. از آن جمله:

1- كسى كه مى‏خواهد گوش هاى خود را با طنین مرگ آشنا بسازد، بدون تردید درباره زندگى و اصول و مبادى آن اندیشیده و صلاح و فساد آن را نیز تشخیص میدهد، در نتیجه مرگ و معناى با اهمیت آن را نیز درك مى‏كند.

2- شنیدن اختیارى طنین مرگ موجب آمادگى ورود به آن مى‏گردد، زیرا مى‏فهمد كه مرگ یعنى پل عبور به سراى ابدیتى كه ترس و اندوه در آن راهى ‏ندارد.

 در صورتى كه وصول اجبارى فریاد مرگ به گوش آدمى، جز به وحشت انداختن و رویاروى كردن او با مهیب‏ترین و جانكاه‏ترین حادثه، نتیجه‏اى در بر ندارد.

" پس چیست نفع آن خانه‏اى كه از بنیادش شكسته مى‏شود و چه منفعتى ‏است در عمرى كه در این دنیا مانند زاد و توشه‏اش رو به زوال است و چه سودیست در امتداد آن مدت كه مانند قطع شدن حركت، ‏به پایان می رسد. اى‏ مردم، آنچه را كه خداوند براى شما مقرر فرموده است مطلب و مطلوب خود تلقى كنید، و از اداى حق خداوندى آنچه را كه از شما خواسته است مسئلت ‏نمایید"

3- آن انسان كه مرگ را درك كرد و خود به استقبال شنیدن طنین پر معناى آن‏ رفت ‏به خوبى خواهد فهمید كه:

مرگ هر یك اى پسر همرنگ او است      

پیش دشمن، دشمن و بر دوست، دوست        

آنكه مى‏ترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانى اى جان هوشدار روى زشت تست نى رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ برگ گر به خارى خسته‏اى خود كشته‏اى ور حریر و قزدرى خود رشته‏اى

نیز مى‏فهمد كه:

این جهان همچون درختست اى كرام ما بر او چون میوه‏هاى نیم خام سخت گیرد خامها مر شاخ را زانكه در خامى نشاید كاخ را چون بپخت و گشت‏شیرین لب گزان سست گیرد شاخه‏ها را بعد از آن چون از آن اقبال شیرین شد دهان سست‏شد بر آدمى ملك جهان

مولوى

(در این دنیا دل هاى پارسایان مى‏گرید اگر چه بخندند و اندوه آنان سخت می شود اگر چه شادمان باشند و خصومت آنان با نفسهاى اماره‏شان فراوان است اگر چه ‏به آنچه به آنان روزى شده است مورد غبطه باشند.)

خلاصه کلام آنکه دنیا فریب کاری بیش نیست مبادا فریبش را خورده و به سرنوشت فریب خوردگان دچار گردی.

فرآوری: مریم پناهنده 

بخش نهج البلاغه تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 
ساعت : 8:21 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 18
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه