السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30460بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
پیمان با امام زمان (عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

پیمان با امام زمان (عج)

امام زمان

هر كس چهل روز این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم(ع) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد كرد، تا در ركاب آن جناب جهاد نماید؛ و به شماره هر كلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‏شود، و هزار كار بد از او محو می‏گردد.

حفظ و تقویت پیوند قلبی با امام عصر(ع) و تجدید دایمی عهد و پیمان با آن حضرت یكی از وظایف مهمی است كه هر شیعه منتظر در عصر غیبت بر عهده دارد. بدین معنا كه یك منتظر واقعی حضرت حجّت(ع) به رغم غیبت ظاهری آن حجّت الهی هرگز نباید احساس كند كه در جامعه رها و بی‏مسئولیت رها شده و هیچ تكلیفی نسبت به امام و مقتدای خود ندارد.

این موضوع در روایات بسیاری مورد تأكید قرار گرفته كه از آن جمله روایتی است كه از امام محمّد باقر(ع) نقل شده است. آن حضرت در تفسیر این كلام خدای تعالی:

یا أیها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلكم تفلحون؛1

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، شكیبا باشید و دیگران را به شكیبایی فرا خوانید و مراقب و مواظب باشید و از خدا بترسید، باشد كه رستگار شوید.

هر كس چهل روز این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم(ع) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد كرد، تا در ركاب آن جناب جهاد نماید؛ و به شماره هر كلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‏شود، و هزار كار بد از او محو می‏گردد

می‌فرماید:

 بر انجام واجبات صبر كنید و با دشمنانتان پایداری كنید، و پیوند خود را با امام منتظرتان مستحكم نمایید. 2

 همچنین امام صادق(ع) در روایت دیگری كه در تفسیر آیه مزبور رسیده است، می‏فرماید:

بر واجبات صبر كنید و یكدیگر را بر مصایب به صبر وادارید و خود را بر پیوند با امامان (و یاری آنها) ملتزم سازید. 3

اینكه می‌بینیم در روایت‏های متعدّدی، امامان ما، شیعیان خود را به تجدید عهد و بیعت با امام زمان خود سفارش كرده و از آنها خواسته‏اند كه در آغاز هر روز و حتّی بعد از هر نماز واجب، دعای عهد بخوانند، همه نشان از اهمیّت پیوند دایمی شیعیان با مقام عظمای ولایت و حجّت خدا دارد.

 یكی از مشهورترین دعاهای عهد، دعایی است كه مرحوم  سیّد بن طاووس آن را در كتاب ارزشمند مصباح‏الزائر به نقل از امام صادق(ع) روایت كرده و در ابتدای آن آمده است كه:

هر كس چهل روز این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم(ع) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد كرد، تا در ركاب آن جناب جهاد نماید؛ و به شماره هر كلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‏شود، و هزار كار بد از او محو می‏گردد. 4

حداقل كاری كه ما برای حفظ و تقویت پیوند قلبی خود با امام زمانمان می‌توانیم انجام دهیم، خواندن همین دعای عهد است. دعایی كه زمزمه آن در آغاز هر صبح‌گاه ما را از حال غفلت و بی‌خبری خارج می‌سازد و متوجه‌مان می‌كند كه ما عهد و عقد و پیمانی از مولای خود بر گردن داریم كه تا از عهده وفای به آنها برنیاییم نمی‌توانیم از خدا بخواهیم كه ما را از جمله انصار و اعوان آن حضرت قرار دهد.

 

 پی‌نوشت‌ها:

1. سورة آل عمران(3)، آیة 200.

2. نعمانی، محمّد بن ابراهیم، كتاب الغیبة، ص 199، همچنین ر.ك: حسینی بحرانی، سیّد هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 334، ح 4.

3. بحرانی، حسینی، سیّد هاشم، همان، ح 2.

4. ابن طاووس، علی بن موسی، مصباح الزائر، ص 455؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 102، ص 111.  

 

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:42 PM
لینک ثابت
لاف بزرگ
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

لاف بزرگ

 

امام زمان

قلم زدن از کسی که عصاره هستی است چقدر بی پروایی می خواهد! سخن گفتن از کسی که سخن هستی است و همه وجود از او می خواند! ما مدعیانیم که در لاف بزرگ خود در مولاپرستی مانده ایم و رسوب کرده ایم! این هم از حقارت و کوچکی ماست!

 


او منتظر است!

اگر ما منتظریم و اگر ما قصد داریم ویژگیها و شرایط منتظران حقیقی ظهور را بدانیم تنها یک راه باقی است: باید به خود او نگاه کرد و از خود او آموخت! مولای ما در رأس همه منتظران است و اگر ما منتظریم شاید توانسته باشیم درجه ای از درجات عالی انتظار او را بدست آوریم! مگر نه این است که او اسوه حسنه روزگار ماست و خوشا به حال ما آدمهای این عصر که امام عصر ما، اوست. او خود درس انتظار را به ما می آموزد. الفبای انتظار ظهور را از زبان او باید آموخت و هجّی کرد!

 

درس اول انتظار!

اولین درس انتظار او آن است که منتظر حقیقی بهترین بنده ی خداست. او خود بهترین بنده است همان که درس انتظار را می آموزد. پس بندگی خداوند نخستین قدم انتظار است. «یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم لعلّکم تتقون؛ ای مردم خدا را عبادت کنید کسی که شما را خلق کرد و کسانی که قبل از شما بودند شاید که پرهیزگار شوید.» (بقره- 21)

درس دیگر منتظر واقعی بودن را باید از خود منتظر واقعی آموخت. مولای ما عاشق است. پس درس دوم انتظار عشق است. عاشقی شیوه ی منتظران است. عشق به همه عالم از جهاد و نبات و حیوان و انسان! عشقی به رنگ خدا! منتظر واقعی عاشق همه است چوه همه رنگ و بوی معبود او را دارند. چون همه عالم تسبیح گوی معبود او هستند و چون همه عالم مولای او را انتظار می کشند! منتظر واقعی یک عاشق واقعی است

پس عبودیّت و بندگی پروردگار درس اول منتظر واقعی شدن است! چه درس سختی! بی شک باید عمری را سپری کرد و تمرین داشت تا شاید درجاتی از بندگی حاصل شود که در آن صورت درجاتی از انتظار نیز در ما تحقق خواهد یافت!

 

در امتداد خدا!

اگر درس اول انتظار را به خوبی دریافتیم و بندگی پروردگار مهدی(عج) را نمودیم از کسانی خواهیم بود که در ظهور او مطیع و فرمانبردار خواهیم بود و این ثمره ی درس اول انتظار است! مولا جز اطاعت از یاوران خود چه می خواهد؟! بندگی خدا اطاعت امر خداست و درس اول انتظار تربیت نیروی فرمانبردار از ولی خداست! و چون اطاعت از او اطاعت از خداست، منتظر واقعی دوگانگی نمی بیند، او محو در امر مولای خود است! «طوبی لشیعه قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبه و المطیعین له فی ظهوره؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبت او منتظر ظهورش و در زمان ظهورش مطیع او هستند.

نمره قبولی از درس اول انتظار بندگی خدا و اطاعت ولی اوست و جز این تبصره و ماده ای ندارد!

 

درس دوم!

درس دیگر منتظر واقعی بودن را باید از خود منتظر واقعی آموخت. مولای ما عاشق است. پس درس دوم انتظار عشق است. عاشقی شیوه ی منتظران است. عشق به همه عالم از جهاد و نبات و حیوان و انسان! عشقی به رنگ خدا! منتظر واقعی عاشق همه است چوه همه رنگ و بوی معبود او را دارند. چون همه عالم تسبیح گوی معبود او هستند و چون همه عالم مولای او را انتظار می کشند! منتظر واقعی یک عاشق واقعی است.

می دانی عاشق واقعی از حال معشوق خود غافل نمی شود! باور کنیم که مولای عاشق ما صبح و شام از حال عاشقان خود غافل نمی شود! نکند تیرهای گناهمان قلبش را مجروح کند! او عاشق واقعی است چون منتظر حقیقی تنها خود اوست

بی خبر نباش!

می دانی عاشق واقعی از حال معشوق خود غافل نمی شود! باور کنیم که مولای عاشق ما صبح و شام از حال عاشقان خود غافل نمی شود! نکند تیرهای گناهمان قلبش را مجروح کند! او عاشق واقعی است چون منتظر حقیقی تنها خود اوست! اگر ما این درس انتظار و عاشقی را از او می آموختیم ...! عاشق دل معشوق را نمی شکند و قلبش را مجروح نمی کند! برگردیم این درس منتظر بودن هنوز برای ما دشوار است، خوب آن را یاد نگرفته ایم! خدا کند انتظار لاف بزرگ ما مدعیان دروغگو نباشد! انتظار بی عاشقی؟! محال است! اشتیاق شیعیان به امام هاله ای از اشتیاق امام به شیعیان است. اگر امام ما را دوست نداشت او را دوست نمی داشتیم. او عاشق تربیت ماست. گناه شیعیان تیرهایی است که بر قلب امام می نشیند. اما امام لحظه ای مسئولیت خود را رها نمی کند. پس چرا بسیاری از شیعیان چشم بسته اند و کم به یاد او هستند؟! خود مولا فرمود: «إنا غیر مهملین لمراعاتکم و لاناسین لذکرکم؛ ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و شما را فراموش نمی کنیم».

 

پایان ...

درسهای انتظار را از منتظر واقعی که خود امام است باید آموخت. او معلم و مربّی خوبی است. سعی کنیم شاگردان خوبی باشیم! عبودیت و عاشقی درسهای سختی هستند اما اگر با دلت جلو بیایی همه را فرا می گیرد!

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:42 PM
لینک ثابت
اناالمهدى...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

اناالمهدى...

امام زمان
 
 

پیشكش به آنان كه با آرزو زیستند و از درس انتظار، یك جمعه غیبت نكردند... كاش هر چه زودتر بانگ اناالمهدى به گوش همگان مى‏رسید و این نوا مرهمى بر دلهاى پریشمانمان مى‏گردید...

به یاد آن روز، دلهاى خود را آماده و گوشهاى خود را منتظر براى شنیدن نوایى روح‏بخش مى‏كنیم. گوش كنید! صداى او را مى‏شنوید كه همگان را به نداى الهى دعوت مى‏كند و در اوج تنهایى‏اش دنبال همراهان و یاورانى مى‏گردد كه او را از اعماق وجود پذیرفته‏اند.

خوشا آنان كه دلهاى خود را آماده و پذیراى قدمهاى آن نازنین كردند و هر لحظه آمدنش را انتظار مى‏كشند... اگر كمى دلهاى خود را آماده كنیم صدایش را مى‏شنویم.

صدایى كه در اوج تنهایى و مظلومیت است...

كدام عندلیب است كه بى‏گلزار بخروشد، و كدام بیداریست كه در غیبت خورشید، هیمنه خواب را از خود رُفته باشد؟ و شما در خروشید و به تازیانه انتظار، خواب را چند فرسخ از خود، دورباش داده‏اید

 

گوش كنید!

منم آن ساقى مه رو كه به هر بزم طرب

هر دلى را به یكى موى، برآویخته‏ام

 

 

اناالمهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

من مهدى، قائمه گیتى، خرد هستى و ادامه خدایم.

شكیب شما در سراشیب عمر. میوه باغ آفرینش، فراخى آسمانها و نجابت زمین.

من گریه‏هاى شما را مى‏شناسم.

با انتظار شما هر شام دیدار مى‏كنم.

نغمه‏گر ندبه‏هاى شما در میان كاجهاى غیبتم.

اشكهاى شما آیندگان من است.

دلتنگیهاى من، گشایش بخت شماست.

من موى گره در گره‏ام را نذر پریشانى شمایان كرده‏ام.

اناالمهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، قائمه گیتى، خرد هستى، پرورده دامن نرگس، و آورنده عدل خدا.

هیچ روز نیست كه مرا ندیده باشید؛ كه شام و سحر در هم آمیخته‏اند.

كدام عندلیب است كه بى‏گلزار بخروشد، و كدام بیداریست كه در غیبت خورشید، هیمنه خواب را از خود رُفته باشد؟

و شما در خروشید و به تازیانه انتظار، خواب را چند فرسخ از خود، دورباش داده‏اید.

من شما را به محكمه عاطفه‏ها مى‏برم؛ اگر وصله غیبت را به نخ افترا بر قباى سبز من بیاویزید.

من میان شما هستم و شما آغاز من...

اناالمهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، قائمه گیتى، خرد هستى، پرورده دامان نرگس و ادامه اللّه‏.

بدانید اگر دشت آسمان را آهویى است، در چمن من مى‏چرخد. و اگر كهكشان را باز سپیده است، گرد سر من مى‏پرد.

اناالمهدى...

سینه مالامال درد است اى دریغا مرهمى

دل ز تنهایى به جان آمد خدا را همدمى

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:41 PM
لینک ثابت
آقای ثانیه ها!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آقای ثانیه ها!

امام زمان

آیا از سرزمین یاس‌ها آمده‌ای كه عطر نفس‌هایت از فرسنگ‌ها جانمان را می‌نوازد؟!

یا از سرزمین آیینه‌ها آمده‌ای كه صداقت در كلامت موج می‌زند...؟! چشمان پرگناه ما هرگز تو را ندید. امّا با قلبمان تو را همیشه احساس می‌كنیم.

 

 

 

 

سلالة زهرا!

از دل‌تنگی زیاد گفته‌ایم و زیاد شنیده‌ای امّا مسئله این است آیا باور كردنش برایت آسان است یا دشوار!

آقای لحظه های پرالتهاب من!

جهان در پشت میله‌های زندان «چه كنم»گرفتار است و زمین با همة وجود خود «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت أیدی الناس» را احساس می‌كند.

 

مهربان‌تر از باران!

كودكان فقیری را در سرزمین‌های غنی غارت شده بارها دیده‌ام كه حتی به اندازة یك نفس كشیدن به آینده امیدی ندارند. فرزندانی كه از درد لاغری وگرسنگی به سادگی می‌شود دنده‌های نازك آنها را شمرد.

من تازه عروسان بیوه شده و عمر یك روزة نوزادانی را كه سال‌ها در انتظارشان بوده‌اند می‌فهمم. من چنگال‌های بی‌رحم نامردان عالم كه بر جوانی جوانان ما چنگ می‌اندازد را می‌بینم. من قلم‌هایی را كه تو را افسانه می‌خوانند می‌دانم

عزیز فاطمه!

من مادرانی را دیده‌ام كه فرزندان خود را در قنداقه‌ای پر از گل‌های سرخ می‌پیچند امّا به جای گهواره آنها را در گوری سرد می‌نهند و به جای لالایی نشید زار می‌خوانند.

 

آقای پر از احساس!

من آوارگان پر از خاك و نیاز را كه با هزاران بیم و امید به سرزمین‌های همسایه می‌گریزند و از مرگ به سوی تحقیر می‌شتابند را بارها دیده‌ام.

 

تنهاترین مرد خدا!

من عروسك‌های بچه‌های همسایه (فلسطین) را كه چشمانش خون و دست‌هایش تیغ آتش است كه می‌بینم از عروسك‌های مخمل خودم می‌ترسم.

من تازه عروسان بیوه شده و عمر یك روزة نوزادانی را كه سال‌ها در انتظارشان بوده‌اند می‌فهمم. من چنگال‌های بی‌رحم نامردان عالم كه بر جوانی جوانان ما چنگ می‌اندازد را می‌بینم.

من قلم‌هایی را كه تو را افسانه می‌خوانند می‌دانم.

 

یاور افلاكی من!

انگار هنجرة هنجارهای اسلام را غبار حرص و غفلت مسلمان آزار می‌دهد و من هنوز هم متحیّرم كه خدا چقدر صبور است!

شاهد دادگاه عدل!

بگذار تا اعتراف كنم كه اگر به اندازة جرعه‌ای عاشقت بودیم می‌آمدی. نیستیم كه نمی‌آیی...

حكومت عشق در مملكتی علَم می‌شود كه مردمش عاشق باشند؛ آری ما فقط عاشقی را «شعار» داده‌ایم و بس.

مهربانا! مگذار تسبیح نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...

 

 اللّهمّ بلّغ مولانا الإمام الهادی المهدی(عج)

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:41 PM
لینک ثابت
انتظار، بدون صبر و بصیرت!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

انتظار، بدون صبر و بصیرت!

انتظار
همه ما این جمله حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را حفظ هستیم که فرمودند: «افضل العبادة انتظار الفرج» (1)
همچنین در سخن شریفی از امام علی(علیه السلام) چنین آمده است که: «أفضل العبادة عفّة البطن و الفرج ؛ برترین عبادت، نگهدارى شكم و میل جنسی [از محرمات‏] است».(2) اما آیا عفت ـ که دو مصداق آن بیان شد ـ مصادیق دیگری نیز دارد.
امام علی(علیه السلام) این سؤال را نیز پاسخ داده و فرمودند: «انّ افضل العفّه الوَرَع». ورع به معنی تقواست و به عبارتی، نقطه عالی نیت‌ها و اعمال انسان‌ها محسوب می‌شود. این جمله، یکی از جملاتی است که امام علی(علیه السلام) در نامه‌ای، به محمد بن ابی بکر نوشتند؛ آن هم زمانی که او را به عنوان والی مصر، رهسپار آن دیار کردند. مصر در آن زمان چنان دستخوش دگرگونی شده بود که علیه حکومت مرکزی ایستاده و علم شورش برداشته بود. داستان محمد بن ابی بکر با شهادتش توسط مأموران معاویه در آن خطه، پایان می‌پذیرد و مصر سرانجام رسماً از سیطره حکومت به حق امیرالمؤمنین(علیه السلام) خارج و به عنوان تحفه و دستمزد حیله‌ای که عمروعاص در صفین به خرج داد (قرآن بر سر نیزه کردن) به او سپرده شد. مصر قبل از شهادت محمدبن ابی بکر، شهادت مالک اشتر را نیز در کارنامه خود داشت. وقتی که مالک به عنوان فرماندار به آنجا رفت به نیرنگ عمروعاص شهید شد.
از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند

ممکن است تصور کنید این مقدمه، قدری طولانی شده است؛ امّا نکته مهم همین جاست! چون در زمان عثمان، مهم‌ترین کسانی که به عنوان دادخواهی به مرکز حکومت اسلامی(مدینه) آمدند تا شکایت فرماندار را به عثمان کنند و گشایشی در کارشان حاصل شود، همین اهل مصر و بزرگان آنها بودند. علاوه بر مصریان، بزرگان سایر بلاد اسلامی نیز به مدینه آمده بودند و اجتماع بزرگی در مدینه به راه افتاده بود. عثمان از ترس شورش این جمعیت فراوان، سپاه شام را به فرماندهی معاویه به مدینه فرا خواند و معاویه هم سپاه را به سمت مدینه حرکت داد؛ ولی هیچ گاه اجازه نداد حتی به نزدیکی مدینه برسد! از آن طرف، عثمان، قول برکناری چند فرماندار را به مردم داد و مردم مصر با خوشحالی مدینه را ترک کردند. اما توطئه مروان باعث شد تا مصریان سراسیمه از نیمه راه بازگشته و وارد مدینه شوند و سرانجام پس از محاصره‌ای طولانی، با نیرنگ نزدیکان عثمان، خلیفه سوم کشته شد.

بعد از آن، مردم در مسجد جمع شدند تا با امام علی(علیه السلام) بیعت کنند. مصریان نیز در میان این بیعت کنندگان بودند. امام شروط بسیاری با مردم در میان گذاشتند و بزرگان نیز به نیابت از طائفه خود آن را پذیرفتند. اما سختی‌های عمل به پیمان و شرط، آغاز شد و اولین فتنه مسلمین که «جنگ جمل» بود درگرفت. امام خطاب به مسلمانان فرموده بود: «لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ؛ هیچ کس توان برداشتن این عَلم را ندارد؛ جز کسانی که اهل صبر و بصیرت باشند».3

اولین نزاع اهل قبله در گرفت و مسلمانان زیادی کشته شدند. اما هنوز خون‌های کشته‌شدگان خشک نشده بود که معاویه سر به طغیان گذاشت و خونخواهی عثمان و مؤاخذه شدن دروغین امام علی(علیه السلام) ـ به عنوان عامل قتل ـ را دست‌آویز جنگی کرد که صفین نام گرفت. در صفین، کارزار طولانی شد؛ تا این که سرانجام زمانی که پیروزی امام علی(علیه السلام) قطعی شده بود، نیرنگ عمروعاص مؤثر افتاد و کسانی که بی‌بصیرت به میدان وارد شده بودند، قرآن ناطق را ندیدند و به تکریم قرآن صامت روی آوردند!

بسیار بودند کسانی که تأمل نکردند و بی‌بصیرت وارد میدانی شدند که جز نابودی و هلاکت، ارمغانی برایشان به همراه نداشت؛

بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند

 

اگر طلحه و زبیر تن به تقوا سپرده بودند و عفت پیشه می‌کردند و اگر خوارج، بصیرت به خرج می‌دادند و امام را وادار به حکمیت نمی‌کردند و دست آخر رو در روی او نمی‌ایستادند و اگر اهل مصر ـ که انتظار گشایش و فرج واقعی داشتند و برقراری عدالت را می‌خواستند ـ به جای ایستادن در کنار عمروعاص، در کنار سرداران بزرگ امام علی(علیه السلام) ایستاده بودند، نه مصر تجزیه می‌شد، نه خوارج کشته می‌شدند و مهم‌تر اینکه بین اهل قبله چنین نزاع و جنگی در نمی‌گرفت.

از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند.

بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند. یاران مهدی(عج) امام خود را می‌‌شناسند و به او اعتقاد دارند، اعتقادی كه در ژرف وجودشان ریشه دوانده و سراسر جانشان را فرا گرفته است. این معرفت، شناخت اجمالی نیست، بلكه معرفت به حق امام است.

اینک ما باید تاریخ را یک‌بار دیگر مرور کنیم تا بدانیم اگر به راستی خواستار گشایش هستیم، امر ظهور و فرج، بدون تقوا، صبر، عفت و بصیرت، محقق نخواهد شد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص287.

2. ترجمه غرر(انصاری)، ج1، ص 185.

3. نهج‌البلاغه، خطبه 173.

فرآوری: امیر رضا عرب

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:39 PM
لینک ثابت
آزمایش همیشگی!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آزمایش همیشگی!

امتحان

در اثر آزمایش و امتحان الهی، خوبی‌ها و بدی‌های انسان جلوه می‌کند و به قولی، رو می‌شود. آزمایش‌های الهی، قدرت‌های نهفته در انسان را به نمایش می‌گذارد و صفات بد و خوب نهفته در انسان، بر اثر امتحان و آزمایش بر ملا می‌شود.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»  یعنی : «آیا مردم پنداشتند كه تا گفتند ایمان آوردیم رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند» (1). آری سنت پروردگار متعال این است که اهل ایمان را در مواجهه با سختی ها و مشکلات مورد آزمایش قرار می دهد تا عیار ایمان هر یک مشخص گردد. پس اگر بر اساس امتحانات الهی، نقطه ضعف‌های بر ملا شده را شناختیم و آنها را ریشه‌یابی و ترمیم کردیم، در این آزمون موفق هستیم؛ ولی اگر اشتباهات خود را نپذیرفتیم و در مقابل آن توجیه آوردیم، در این صورت، به شیطان اقتدا کرده‌ایم.

امتحانات و آزمون‌های الهی، به نفع ماست؛ البته اگر انسان، با خدا باشد، اما اگر خدا را فراموش کند بی‌تردید گمراه و از راه، خارج خواهد شد.

در آخرالزمان، همه شیعیان امتحان می‌شوند. «آزمایش‌های آخرالزمان، منافق‌کُش است و آدم‌های پیچیده را نیز روشن می‌کند». امتحانات و آزمون‌های آخرالزمان، یک نوع تمرین سربازی برای امام زمان(عجل الله تعالی فرج الشریف) است.

در همه دوران‌ها، حق و باطل در تقابل بوده‌اند، و از این میدان کسانی پیروز بیرون آمده‌اند که بصیرت داشته‌اند. اما سؤالی مطرح است و آن اینکه گاهی آنقدر فتنه سنگین می‌شود که تشخیص حق و باطل، دیگر ممکن نیست. مثلاً معاویه به ظاهر نماز می‌خواند و امیر‌المؤمنین(علیه السلام) هم نماز می‌خواند؛ حال در چنین مواقعی که برخی فتنه‌گران، شیوه منافقان را پیش می‌گیرند، چه باید کرد؟ چگونه باید تشخیص دهیم که کدام طرف، حق است و کدام طرف، باطل؟

 

 برای ظهور دولت یار، باید غربال شد؛ چنانچه خدای متعال در آیه 154 سورة آل‌عمران می‌فرماید: «تا خدا آنچه در سینه‌هایتان پنهان می‌دارید، بیازماید و هر چه در دل دارید، پاک و خالص گرداند و خدا از راز سینه‌ها آگاه است». مرحوم علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) نیز در این زمینه می‌نویسد: «سنت خدای تعالی بر این جاری شده است که ابتلا و خالص سازی، عمومی باشد؛ هم شامل آنان (جبهه باطل) می‌شود و هم شامل شما... و با آزمایش افکار باطنی شما، خالص سازی ایمان و برطرف شدن شرک قلبیتان، یکی از دو طرف سعادت و شقاوت برایتان متعین شود».(2)

حق

در همه دوران‌ها، حق و باطل در تقابل بوده‌اند، و از این میدان کسانی پیروز بیرون آمده‌اند که بصیرت داشته‌اند. اما سؤالی مطرح است و آن اینکه گاهی آنقدر فتنه سنگین می‌شود که تشخیص حق و باطل، دیگر ممکن نیست. مثلاً معاویه به ظاهر نماز می‌خواند و امیر‌المؤمنین(علیه السلام) هم نماز می‌خواند؛ حال در چنین مواقعی که برخی فتنه‌گران، شیوه منافقان را پیش می‌گیرند، چه باید کرد؟ چگونه باید تشخیص دهیم که کدام طرف، حق است و کدام طرف، باطل؟

یکی از درسهای پیشوایان راستین دین و آموزگاران معرفت و یقین، این است که دین خدا تنها و فقط، با نشانه حق و درستی، شناخته می‏شود و شخصیتها هر که باشند و در هر پایه‏ای از علم و معرفت و تقوا و دیانت جای داشته باشند، هرگز ملاک شناخت دین نیستند؛ هرگز! ایشان به ما آمو‌خته‌اند که مبادا تمام سخنان غیر معصومی را راست و درست بشمارید و غیر معصوم را در جایگاه معصوم بنشانید. و این آموزه‌ای است که گواه درستی‌اش خرد آدمی و آیات قرآن کریم است.

در نهج‏البلاغه آمده است که در رزمگاه جمل، مردی به نام حارث‏بن حوط گریبان امیر مؤمنان‏علیه‌السلام را گرفت که: «آیا چنین می‌اندیشی که من اصحاب جمل را گمراه می‌پندارم؟» آن حضرت او را پاسخی گفت که چراغ راه آدمیان حق‏جو در تمامی عصرها و نسل هاست: «ای حارث! تو به فرودست خود نگریستی و بالای سرت را ندیدی؛ از این رو، سرگردان شدی! بی‌گمان، تو حق را در نیافته‌ای تا اهلش را بازشناسی و باطل را نشناخته‌ای تا بدانی چه کسانی بدان گرویده‌اند.»‌(3)

توجه به قرآن و سفارشات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت معصومین(علیهم السلام)، دوستی با دوستان خدا و اهل‌بیت (علیهم السلام)، دشمنی با دشمنان خدا و اهل‌بیت(علیهم السلام)، توجه به مسأله ولایت در عصر غیبت و التزام به آن از مهم‌ترین شاخصه‌های حق محوری است

 

امیرالمؤمنین‏علیه‌السلام به حارث همدانی نیز آموخت: «دین خدا هرگز، نه به وسیله شخصیتها، بلکه با نشانه حق و راستی شناخته می‌شود؛ پس حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی.»‌(4)

و امام صادق‏علیه‌السلام ابوحمزه ثمالی را هشدار داد: «بپرهیز از اینکه جز حجت خدا کسی را در همه سخنانش تصدیق کنی.»‌(5)

این تعلیم ارزشمند بسان ترازویی است که پویندگان راه تحقیق و تفقّه، همواره باید خود را با آن بسنجند و بر اساس آن، سخنان دیگران را بپذیرند یا نپذیرند. و این خود آرزویی است!

توجه به قرآن و سفارشات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت معصومین(علیهم السلام)، دوستی با دوستان خدا و اهل‌بیت (علیهم السلام)، دشمنی با دشمنان خدا و اهل‌بیت(علیهم السلام)، توجه به مسأله ولایت در عصر غیبت و التزام به آن از مهم‌ترین شاخصه‌های حق محوری است. یک بررسی اجمالی در طول تاریخ نشان می‌دهد که در بروز فتنه‌ها، کسانی سربلند و پیروزند که همیشه پشت سر ولایت معصومین و نائبان آنها حرکت کرده‌اند. در حقیقت، جدا شدن از ولایت جدا شدن از صراط مستقیم است. بنابراین همیشه باید دو امر مهم را ـ که وصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در حدیث ثقلین نیز هست ـ فراموش نکنیم و آن «اقتدا به قرآن و اهل‌بیت(علیهم السلام)» است. اگر به این دو متوسل شویم، از نفوذ فتنه‌ها در امان خواهیم بود.پی نوشت:

1-     سوره عنکبوت- آیه 2

2-     ترجمه تفسیر المیزان، ج4، ص75.

3-    نهج‏البلاغه، حکمت 254.

4-    امالی شیخ مفید / 5.

5-    کافی 2 / 298 ؛ معانی الاخبار/ 169.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:39 PM
لینک ثابت
وظایف عصر غیبت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وظایف عصر غیبت

 

با توجه به مجموع روایات، وظایف زیر در زمان غیبت استنباط مى‏شود:

 

الف: صبر

در روایتى امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقیب».(1) و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرین،(2) فعلیكم بالصبر، فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم.»(3)؛ چه قدر نیكو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقیب. و این سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرین؛ «منتظر باشید من هم با شما در انتظارم.» همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند.تعبیر «علیكم بالصبر» صراحت دارد، در این كه وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است.

 

ب: انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأكید بسیار بر این امر پاى فشرده‏اند؛ در روایتى از پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏و ‏آله مى‏خوانیم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج»(4)؛ برترین اعمال امت من انتظار فرج است. على علیه‏السلام در پاسخ كسى كه از وى پرسید: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج»(5)؛ كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است. فرمود: انتظار فرج. در روایت دیگرى امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اقرب ما یكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما یكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعلموا بمكانه... فعندها فلیتوقعوا الفرج صباحا و مساءً»(6)؛ نزدیك‏ترین حالت بنده به خداوند و راضى‏ترین چیز نزد او این است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشیده شود و مكانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است:

انتظار می تواند منفی یا مثبت باشد .

در انتظار منفی ، منتظر بودن بیش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گیرد، اما انتظار مثبت، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، كلام امام سجّاد علیه‏السلام است كه مى‏فرماید:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدى رسول اللّه صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بالسیف، اولئك المخصلون حقا، و شیعتنا صدقا، و الدعاة الى دین اللّه سرا و جهرا»(7)؛ منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده گردیده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشیر در پیش روى رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله قرار داده است. آنان حقیقتا خالصند و شیعیان راستین و دعوت كنندگان به دین خدا در پنهان و آشكارند.

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غیبت براى او همانند مشاهده است؛ یعنى در شناخت امام زمان خود، شك و تردید ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه این كه كارى از ما ساخته نیست و كارى براى زمینه سازى ظهور نمى‏كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزاید، خود را آماده ظهور مى‏نماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.

چكیده سخن آن كه در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.

 

ج: دعا

در برخى روایات عمده‏ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته‏اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب كه به وسیله محمدبن عثمان دریافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلك فرجكم».(8)

 

د: انقطاع

در روایتى از امام صادق علیه‏السلام مى‏خوانیم كه فرمود: «ان هذا الامر لایأتیكم الا بعد ایاس... همانا این امر - ظهور مهدى(عج)- نمى‏آید شما را مگر پس از ناامیدى».(9) و در روایت دیگرى از امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید: «فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم».(10) همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند.

این بدان معنا است كه تا بشریت چشم امید به قدرت‏هاى غیر الهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بایسته و شایسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.

 

پی‌نوشت‌ها:

هود/ 93 . .1

بحارالانوار، ج 52، ص 129؛ اعراف / 71. .2

. بحارالانوار، ج 52، ص 129.3

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.4

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.5

. 6.بحارالانوار، ج 52، ص 95

. بحارالانوار، ج 52، ص 122، و یوم الاخلاص، ص 203.7

. بحارالانوار، ج 52، ص 92، و حایرى یزدى (بارحینى)، الزام الناصب، ج 1، ص 428.8

. بحارالانوار، ج 52، ص 111.9

. بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110.10

"محمد فاكر میبدى"

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:38 PM
لینک ثابت
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست؟!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست؟!

ظهور

حضرت فاطمه زهرا سلام ‌الله علیها، بزرگترین حامی امامت و شهید راه ولایت، بعد از رحلت پدر بزرگوار و در روزهای پایانی عمر شریفشان روایتی بیان فرمودند؛ که از سنتی الهی پرده بر می ‌دارد. روایتی راهگشا که چون  چراغ هدایتی در تاریکی دوران غیبت می ‌درخشد و مسیر ظهور را برای منتظران روشن می ‌سازد.

 

امام، کعبه جان هاست

محمود بن لبید می‌گوید: «چون رسول خدا رحلت كرد، كار فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) این بود كه بر سر قبور شهداء می ‌آمد، و بر سر قبر حمزه  گریه می‌ کرد. یكی از روزها من بر سر مزار حمزه رفتم، دیدم كه فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) آنجاست و مشغول گریستن است. من صبر كردم تا از گریه فارغ شد، آنگاه پیش رفتم و سلام كردم و گفتم: اى سیّده نسوان! سوگند به خدا كه با گریه خود رگ‌هاى دل مرا پاره كردى!

فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) گفت: اى أبا عمرة! سزاوار است گریه كنم چون در مصیبت بهترین پدران؛ رسول خدا گرفتار آمدم. و پس از آن شروع كرد به خواندن این بیت:
                                     إِذَا مَاتَ یَوْماً مَیِّتٌ قَلَّ ذِكْرُهُ‏                              وَ ذِكْرُ أَبِی [مُذْ] مَاتَ وَ اللَّهِ أَكْثَر
«وقتى شخصی از دنیا برود یاد او در میان مردم كم می‌ شود، و لیكن یاد پدر من از وقتی كه مرده است سوگند به خدا كه بزرگتر شده است».
عرض كردم: اى سیّده من! من می‌ خواهم از شما مطلبی را بپرسم كه در سینه من می ‌آید و افكار مرا مضطرب می‌ کند!

حضرت فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) فرمود: بپرس!

عرض كردم: آیا رسول خدا درباره امامت علی (علیه السلام) قبل از رحلتشان نصّی نمودند؟!

حضرت فرمود: «وا عجبا أنسیتم یوم غدیر خمّ؟!» اى شگفتا آیا شما روز غدیر خمّ را فراموش كردید؟!

عرض كردم: بلی روز غدیر خمّ تصریحی بر این امر بود، و لیكن من می‌‏خواهم از آنچه كه رسول خدا در پنهانی به تو گفته است سوال كنم!

حضرت فرمود: من خداوند را شاهد می ‌گیرم كه شنیدم می ‌فرمود: «علی در میان شما بهترین كسی است كه من در میان شما می‌ گذارم، و بعد از من او إمام و خلیفه است، و دو فرزند او با نه نفر از صلب حسین، پیشوایان نیكو كردارند. اگر شما از آنها پیروى كنید آنها را هدایت كننده و هدایت شده می ‌یابید! و اگر مخالفت آنها را كنید، این اختلاف در میان شما تا روز قیامت به طول خواهد انجامید.»

امام موهبتی الهی و کعبه دلهاست پس طواف حولش واجب است. نباید بگوییم: چرا امام نمی ‌آید تا امور ما را اصلاح کند؟ چراکه ما باید با یکدلی به سوی ایشان برویم، او کعبه است و بر منتظران است که احرام بسته، عزم رفتن به کویش کنند تا خداوند با پیروی آنان از امام، نعمت خود را بر ایشان تمام  کرده، امورشان را اصلاح نماید

عرض كردم: اى خانم بزرگوار من! پس چرا او از گرفتن حقّ خود كوتاهی كرد؟!

حضرت فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) فرمود: اى ابا عمرة! رسول خدا فرمود: «مَثل امام، مَثل كعبه است؛ كه باید به سوى او بروند نه آنكه كعبه به سوى مردم بیاید- یا اینكه گفت: مثل على مثل كعبه است-».

و پس از آن فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) فرمود: «سوگند به خدا اگر حقّ را به اهلش وا می‌ گذاشتند، و از عترت پیامبرشان پیروى می ‌کردند، در راه خدا دو نفر هم پیدا نمی‌ شد كه با هم اختلاف كنند، و امامت را گذشته از گذشته، و آینده از آینده ارث می ‌‏برد، تا اینكه قائم ما كه نهمین فرزند از صلب پسرم حسین است قیام می ‌کرد...»[1]
در این حدیث شریف حضرت صدیقه کبری (سلام ‌الله‌ علیها) جایگاه امام معصوم در جامعه، همچنین وظیفه‌ ی مسلمین نسبت به امام خود را تبیین می ‌کند. در بیان فاطمه زهرا (سلام ‌الله‌ علیها) امام مانند کعبه است و وظیفه مومنین در مقابل امام این است که از هر جا به سوی او بشتابند و مطیعانه حول محور او  بگردند و از او اطاعت کنند تا از نور وجودش راه رسیدن به خدا را بیابند. گرچه حاکمیت تنها شایسته امام است اما هدف فقط حکومت ظاهری بر مردم نیست و در اصل امامت منصبی الهی برای هدایت بشر است. هدایت با جبر و قدرت شمشیر امکان‌ پذیر نیست و مردم پس از شناخت حق و ایمان به پیامبر اکرم (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) باید با اختیار خود در پی اطاعت ازدستور پیامبرشان بروند.
چنین مضمونی در روایات اهل سنت از پیامبراکرم (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) درباره امیرالمومنین (علیه‌ السلام) آمده است، که می ‌فرماید:
«مثل علیّ فیكم- أو قال فی هذه الأمّة- كمثل الكعبة المستورة- أو المشهورة- النظر إلیها عبادة و الحجّ إلیها فریضة».[2]
مثل علی در میان شما- یا فرمود: در میان این امت- مانند مثل كعبه پوشیده یا مشهور است، نگاه به او عبادت، و حج كردن به سوى او واجب است.

 

فرج

هم دلی و یکصدایی بر گرد شمع وجود امام زمان(عج)

امامت میراث گرانقدر رسول خدا (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) برای امت است تا آنجا که قرآن کریم اجر رسالت پیامبر (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) را، مودت ایشان معرفی کرده است.[3] هرگاه مردم یک‌صدا حول امام خود جمع شدند، بر امام است که در سایه برپایی حکومت عدل الهی، ایشان را به مقصد توحید و بندگی برساند و هرگاه امام خود را در غربت رها کنند، به خویش ستم کرده‌اند و بر امامشان سرزنشی نیست.
امام موهبتی الهی و کعبه دلهاست پس طواف حولش واجب است. نباید بگوییم: چرا امام نمی ‌آید تا امور ما را اصلاح کند؟ چراکه ما باید با یکدلی به سوی ایشان برویم، او کعبه است و بر منتظران است که احرام بسته، عزم رفتن به کویش کنند تا خداوند با پیروی آنان از امام، نعمت خود را بر ایشان تمام  کرده، امورشان را اصلاح نماید.
مگر نه این است که امام مهدی علیه‌ السلام در یکی از نامه‌ های خود می ‌فرمایند: «اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، هم‌دل می ‌شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی‌ افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنها می‌گشت؛ دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما. علت مخفی‌شدن ما از آنها چیزی نیست، جز آنچه که از کردار آنها به ما می ‌رسد و ما را ناراحت می ‌کند و ما توقع انجام این کارها را از آنها نداریم».[4]
پس باید از خود بپرسیم که چرا جملگی، تاکنون به سویش نرفته ‌ایم؟ 
از جمله اموری که ما را برای رسیدن به آستان او مهیا می ‌کند این است که:
1. خود را اصلاح و آماده پذیرش حکومت عدالت‌ محور ایشان کنیم؛
2. در جامعه برای ظهور حضرت ولی‌ عصر علیه السلام، زمینه ‌سازی کرده و در حد توان خود، در صدد اصلاح امور مردم برآییم؛
3. هرگز دعا و استغاثه به درگاه الهی را فراموش نکنیم که طبق روایات، دعا و استغاثه تأثیر بسزایی در ظهور حضرت ولی‌عصر علیه السلام دارد. 

 

اگر مردم تشنه ظهور مولای خود نبوده و توجهی به طولانی شدن غیبت امام زمان خود نداشته باشند و با دل های متّحد و یک پارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، حتی گامی به سوی حج خانه کعبه‌ برنداشته و ظهور آن بزرگوار تا نهایتی که برای دوران غیبت در نظر گرفته شده به تعویق خواهد افتاد

چگونه ظهور نزدیک می شود

امام صادق علیه السلام درباره نقش دعا در تعجیل فرج و برای تشویق شیعیان به این امر حیاتی و مهم فرمودند:
«...فَلَمَّا طَالَ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَی اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَی مُوسَی وَ هَارُونَ یُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا فَأَمَّا إِذْ لَمْ تَكُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْتَهِی إِلَی مُنْتَهَاهُ.»[5]... وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد. چهل روز به درگاه خدا گریه و ناله کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهماالسلام وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند و این در حالی بود که از چهارصد سال (عذاب)، صد و هفتاد سال باقی مانده بود و خداوند متعال به واسطه دعای بنی اسرائیل از آن صد و هفتاد سال صرف نظر نمود.
آنگاه امام صادق علیه السلام فرمودند:
همچنین شما (شیعیان) اگر این عمل (یعنی گریه و دعا کردن برای تعجیل فرج) را انجام دهید، خداوند قطعاً فرج و گشایش ما را می رساند و اگر انجام ندهید (و دست روی دست بگذارید و بی تفاوت بمانید) این امر به نهایت خود می رسد.
بنابراین دعا و درخواست عموم مردم می‌ تواند، فرج و ظهور امام عصر علیه السلام را جلو بیاندازد و تشویق ائمّة اطهار علیهم السلام به دعا نمودن برای تعجیل ظهور، نشان می ‌دهد ظهور، دارای یک زمان صد در صد تعیین شده و تغییر ناپذیر نیست. همان طورکه  آن حضرت فرمود: « أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏»[6]؛ برای تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که همان فرج شماست».

سخن آخر اینکه؛ اگر مردم تشنه ظهور مولای خود نبوده و توجهی به طولانی شدن غیبت امام زمان خود نداشته باشند و با دل های متّحد و یک پارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، حتی گامی به سوی حج خانه کعبه‌ برنداشته و ظهور آن بزرگوار تا نهایتی که برای دوران غیبت در نظر گرفته شده به تعویق خواهد افتاد.

 

پی نوشت ها:
1. كفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر، علی بن محمد خزاز رازى، ص: 198 و بحار الأنوار،مجلسی، ص: 352
2. مناقب ابن المغازلی الشافعی، ابن مغازلی شافعی، 1جلد، دار الأضواء - بیروت، چاپ: سوم، 1424ق،ص133
3. سوره شوری،آیه23
4. احتجاج، طبرسی، ج۲، ص۳۱۵.
5. بحار الأنوار ،محمدباقر مجلسی،ج‏52، ص: 132
6. كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 485

مهدیه سعیدی نشاط           
کارشناس سطوح عالی حوزه علمیه
بخش مهدویت تبیان           

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:37 PM
لینک ثابت
شهيد و شهادت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

شهيد و شهادت

 
فرستادن به ایمیل چاپ

«وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛ 1  و هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده‌اند، مردگانند؛ بلکه آنها زندگاني هستند که نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند».

1.‌ در روايات آمده که شهيد، هفت ويژگي اعطايي از جانب خداوند دارد: اولين قطره خونش، موجب آمرزش گناهانش مي‌گردد؛ سر در دامن حورالعين مي‌نهد؛ به لباس‌هاي بهشتي آراسته مي‌گردد؛ معطّر به خوش بوترين عطرها مي‌شود؛ جايگاه خود را در بهشت مشاهده مي‌کند؛ اجازة سير و گردش در تمام بهشت به او داده مي‌شود؛ پرده‌ها کنار رفته و وجه خدا را نظاره مي‌کند.2
2. پيامبرi از شخصي شنيد که در دعا مي‌گويد: «اسئلک خيرَ ما تُسئل؛ خدايا! بهترين چيزي که از تو درخواست مي‌‌شود به من عطا کن» فرمود: «اگر اين دعا مستجاب شود، در راه خدا شهيد مي‌شود».3
3. در روايت آمده است: «بالاتر از هر نيکي، نيکوتري هست، مگر شهادت؛ که هرگاه شخصي شهيد شود، بالاتر از آن خيري متصوّر نيست».4
4. در روز قيامت، شهيد مقام شفاعت دارد.5
5. از امام صادقg روايت شده است که فرمود: «در قيامت، لغزش‌هاي شهيد به خودش نيز نشان داده نمي‌شود».6
6. شهداي صف اول حمله و خط شکن، مقامشان برتر است.7
7. مجاهدان از درب مخصوص وارد بهشت مي‌شوند،8 قبل از همه به بهشت مي‌روند9 و در بهشت، جايگاه مخصوصي دارند10
8. تنها شهيد است که آرزو مي‌کند به دنيا بيايد و دوباره شهيد شود.11
9. بهترين و برترين مرگ‌ها، شهادت است.12
10. هيچ قطره‌اي محبوب‌تر از قطرة خوني که در راه خدا ريخته شود، در نزد خداوند نيست13
11. در قيامت، شهيد سلاح به دست، با لباس رزم و بوي خوش به صحنه مي‌آيد و فرشتگان به او درود مي‌فرستند.14
12. امامان ما شهيد شدند. بسياري از انبيا و رهروان و پيروان آنان نيز شهيد شدند. «وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ»15؛ «يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ».16
13. حضرت علي عليه السلام  با داشتن ده‌ها فضيلت اختصاصي، تنها وقتي که در آستانه شهادت قرار گرفت فرمود: «فزت و رب الکعبه» او اول کسي بود که ايمان آورد؛ جاي پيامبر عليه السلام  خوابيد؛ برادر پيامبر شد؛ تنها خانة او به مسجد پيامبر درب داشت؛ پدر امامان و همسر زهراh بود؛ بت‌شکن بود؛ ضربت روز خندق او، از عبادت ثقلين افضل شد؛ اما در هيچ يک از اين موارد نفرمود: «فزت».
14. علي عليه السلام  مي‌فرمود: «قسم به خدايي که جان فرزند ابوطالب در دست اوست، تحمل هزار ضربه شمشير در راه خدا، آسان‌تر از مرگ در رختخواب است».17
15. علي عليه السلام  در جنگ احد ناراحت بود که چرا به شهادت نرسيده است؛ تا اينکه مژده شهادت در آينده را از پيامبر اسلامt دريافت نمود.
16. شهيد مطهريw در کتاب حماسه حسيني مي‌نويسد: «سخاوتمند، هنرمند و عالم، مال و هنر و علم خود را ـ که بخشي از وجود اوست ـ جاودانه مي‌کند؛ اما شهيد، خودش را جاودانه مي‌کند».18
17. در عالم حيوانات نيز گوسفند مرده، بي‌ارزش است؛ اما گوسفندي که به سوي قبله و با نام خدا ذبح شود، ارزش دارد.
18. همان گونه که کور، مفهوم بينايي را درک نمي‌کند، زندگان دنيا، حيات شهدا را درک نمي‌کنند.
19. وقتي انفاق مال در راه خدا، قابليت رشد تا هفتصد برابر و بيشتر را دارد، دادن خون و جان در راه خدا چگونه است؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] . سوره آل‌عمران/169.
2 . وسائل، ج11، ص 10.
3. مستدرک، ج2، ص 243.
4 . بحار، ج74، ص61.
5 . بحار، ج2، ص15.
6. وسائل، ج11، ص9.
7. ميزان الحکمة.
8. بحار، ج97، ص8.
9. بحار، ج97، ص11.
10. تفسير نورالثقلين، ج2، ص241.
11. کنزالعمال، ج4، ص290.
12. بحار، ج100، ص8.
13. وسائل، ج11، ص6.
14. بحار، ج97، ص13.
15. سوره آل عمران/146.
16. سوره بقره/61.
17. نهج‌البلاغه.
18. حماسه حسيني، ج3، ص40.


حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتي

 
فرستادن به ایمیل چاپ

«وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛ 1  و هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده‌اند، مردگانند؛ بلکه آنها زندگاني هستند که نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند».

1.‌ در روايات آمده که شهيد، هفت ويژگي اعطايي از جانب خداوند دارد: اولين قطره خونش، موجب آمرزش گناهانش مي‌گردد؛ سر در دامن حورالعين مي‌نهد؛ به لباس‌هاي بهشتي آراسته مي‌گردد؛ معطّر به خوش بوترين عطرها مي‌شود؛ جايگاه خود را در بهشت مشاهده مي‌کند؛ اجازة سير و گردش در تمام بهشت به او داده مي‌شود؛ پرده‌ها کنار رفته و وجه خدا را نظاره مي‌کند.2
2. پيامبرi از شخصي شنيد که در دعا مي‌گويد: «اسئلک خيرَ ما تُسئل؛ خدايا! بهترين چيزي که از تو درخواست مي‌‌شود به من عطا کن» فرمود: «اگر اين دعا مستجاب شود، در راه خدا شهيد مي‌شود».3
3. در روايت آمده است: «بالاتر از هر نيکي، نيکوتري هست، مگر شهادت؛ که هرگاه شخصي شهيد شود، بالاتر از آن خيري متصوّر نيست».4
4. در روز قيامت، شهيد مقام شفاعت دارد.5
5. از امام صادقg روايت شده است که فرمود: «در قيامت، لغزش‌هاي شهيد به خودش نيز نشان داده نمي‌شود».6
6. شهداي صف اول حمله و خط شکن، مقامشان برتر است.7
7. مجاهدان از درب مخصوص وارد بهشت مي‌شوند،8 قبل از همه به بهشت مي‌روند9 و در بهشت، جايگاه مخصوصي دارند10
8. تنها شهيد است که آرزو مي‌کند به دنيا بيايد و دوباره شهيد شود.11
9. بهترين و برترين مرگ‌ها، شهادت است.12
10. هيچ قطره‌اي محبوب‌تر از قطرة خوني که در راه خدا ريخته شود، در نزد خداوند نيست13
11. در قيامت، شهيد سلاح به دست، با لباس رزم و بوي خوش به صحنه مي‌آيد و فرشتگان به او درود مي‌فرستند.14
12. امامان ما شهيد شدند. بسياري از انبيا و رهروان و پيروان آنان نيز شهيد شدند. «وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ»15؛ «يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ».16
13. حضرت علي عليه السلام  با داشتن ده‌ها فضيلت اختصاصي، تنها وقتي که در آستانه شهادت قرار گرفت فرمود: «فزت و رب الکعبه» او اول کسي بود که ايمان آورد؛ جاي پيامبر عليه السلام  خوابيد؛ برادر پيامبر شد؛ تنها خانة او به مسجد پيامبر درب داشت؛ پدر امامان و همسر زهراh بود؛ بت‌شکن بود؛ ضربت روز خندق او، از عبادت ثقلين افضل شد؛ اما در هيچ يک از اين موارد نفرمود: «فزت».
14. علي عليه السلام  مي‌فرمود: «قسم به خدايي که جان فرزند ابوطالب در دست اوست، تحمل هزار ضربه شمشير در راه خدا، آسان‌تر از مرگ در رختخواب است».17
15. علي عليه السلام  در جنگ احد ناراحت بود که چرا به شهادت نرسيده است؛ تا اينکه مژده شهادت در آينده را از پيامبر اسلامt دريافت نمود.
16. شهيد مطهريw در کتاب حماسه حسيني مي‌نويسد: «سخاوتمند، هنرمند و عالم، مال و هنر و علم خود را ـ که بخشي از وجود اوست ـ جاودانه مي‌کند؛ اما شهيد، خودش را جاودانه مي‌کند».18
17. در عالم حيوانات نيز گوسفند مرده، بي‌ارزش است؛ اما گوسفندي که به سوي قبله و با نام خدا ذبح شود، ارزش دارد.
18. همان گونه که کور، مفهوم بينايي را درک نمي‌کند، زندگان دنيا، حيات شهدا را درک نمي‌کنند.
19. وقتي انفاق مال در راه خدا، قابليت رشد تا هفتصد برابر و بيشتر را دارد، دادن خون و جان در راه خدا چگونه است؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] . سوره آل‌عمران/169.
2 . وسائل، ج11، ص 10.
3. مستدرک، ج2، ص 243.
4 . بحار، ج74، ص61.
5 . بحار، ج2، ص15.
6. وسائل، ج11، ص9.
7. ميزان الحکمة.
8. بحار، ج97، ص8.
9. بحار، ج97، ص11.
10. تفسير نورالثقلين، ج2، ص241.
11. کنزالعمال، ج4، ص290.
12. بحار، ج100، ص8.
13. وسائل، ج11، ص6.
14. بحار، ج97، ص13.
15. سوره آل عمران/146.
16. سوره بقره/61.
17. نهج‌البلاغه.
18. حماسه حسيني، ج3، ص40.


حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتي

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:38 PM
لینک ثابت
زمينه سازان فرهنگي ظهور
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

زمينه سازان فرهنگي ظهور

 
فرستادن به ایمیل چاپ

يکي از مقامات بزرگي که براي دوستان و سالکان کوي حضرت صاحب‌الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف  در نظر گرفته شده، «مقام نصرت» است. مقام نصرت، مقامي بس بلند است که رسيدن به آن

، آرزوي بسياري از اولياي الهي مي‌باشد.

 

امام صادق عليه السلام  در دعاي عهد به ما مي‌آموزد که از خداي قادر و منّان بخواهيم که ما را جز ياران و ياري دهندگان حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  قرار دهد.

در آينده‌اي که چندان دور هم نيست، امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  به همراهي ياران يکدل، صادق، مؤمن و شجاع خود، انتقام خون سالار شهيدان حضرت حسين بن علي عليها السلام  و هفتاد و دو شهيد کربلا و همه شهداي والامقام را از يزيد و يزيديان خواهد گرفت و عدالت را در سراسر عالم خواهد گسترانيد. همه کساني که طالب ياري کردن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  مي‌باشند و خواهان آنند که در گرفتن انتقام از يزيديان به کمک حضرت صاحب الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف  بشتابند، لازم است که مراحل سه‌گانة انتقام را با موفقيت پشت سر بگذارند تا شايستگي حضور در سپاه امام منصور و منتقم را بيابند. مراحل سه گانة انتقام عبارتند از: 1. برائت زباني؛ 2. برائت فرهنگي 3. جهاد در ميدان اصغر. در شماره گذشته، در خصوص برائت زباني و فرهنگي، مطالبي تقديم شما دوستان و منتظران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  گرديد و اينک ادامة سخن:
وقتي با نگاه ژرف و عالمانه به قرآن مجيد و روايات حضرات معصومين عليهم السلام  و سخنان عالمان ربّاني و عارفان مي‌‌نگريم، در مي‌يابيم که ايرانيان، زمينه‌سازان ظهور حضرت خاتم‌الاوصيا، امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  خواهند بود و جامعه جهاني را آمده پذيرش ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  خواهند کرد. حرکت زمينه سازان ايراني، به طور يقين، حرکت فرهنگي است و اين حرکت، هم در مرحله برائت زباني ـ فرهنگي و هم برائت عملي ـ فرهنگي خواهد بود.
سيماي زمينه سازان ظهور در قرآن مجيد اين گونه ترسيم شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد! هرکس از شما که از دين خود برگردد، در آينده، خداوند گروهي (قومي) را مي‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها نيز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر کافران، با صلابت هستند. در راه خدا جهاد مي‌کنند و از سرزنش هيچ ملامت‌کننده‌اي نمي‌ترسند. اين است فضل خداوند؛ که به هر که خواهد، عطا مي‌کند و خداوند داراي رحمت وسيع نامتناهي است و به احوال هر که استحقاق آن را دارد، داناست».1 طبق اين آيه شريفه، زمينه سازان انقلاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  کساني‌اند که:
خداوند، محبّ آنهاست؛
آنها، محبّ خدايند؛
در برابر ملّت‌هاي مظلوم، فروتن و سر به زير هستند؛
در برابر سرکشان و ستمگران، استوار و با صلابت هستند؛
در راه خداي متعال در ابعاد مختلف (فرهنگي، سياسي و نظامي) جهاد مي‌کنند؛
و تيرهاي ملامت را به جان مي‌خرند، امّا از هيچ کس و هيچ چيزي خوف و ترس ندارند.
وقتي که آيه مورد نظر نازل گشت، از پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  درباره قومي که دين خدا را احيا مي‌کنند، سؤال شد که آنها چه کساني هستند؟ وجود مقدس پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  در حالي که دست به شانه جناب سلمان فارسي گذاشته بود، فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ؛ ثُمَّ قالَ: لَو کانْ الدّين مُعلّقاً بِالثُّريّا لَتَناوَلَهُ رجالٌ مِن اَبناءِ فارْسْ؛ اين مرد و هم وطنان او هستند؛ سپس فرمود: اگر دين به ثريا آويخته باشد، هر آينه مرداني از فارس به آن دست مي‌يابند».2
در روايتي ديگر، نقل شده است که وقتي اين آيه، نازل شد، اعراب از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم  سؤال کردند: «اينان که اگر ما از دين خدا، روي برگردانيم، خداوند آنها را به جاي ما قرار مي‌دهد، چه کساني هستند؟» پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  در حالي که دست بر شانه سلمان فارسي مي‌گذاشتند، فرمودند: «هذا وَ قَوْمُهُ وَ الّذي نَفسي بِيَدهِ لَو کانَ الايمانُ مَنُوطاً ؛ اين مرد و هم‌وطنانش. قسم به کسي که جانم در دست اوست، اگر ايمان به ثريا آويخته باشد، مرداني از فارس به آن دست مي‌يابند».3
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  از زنان و مردان مؤمني سخن مي‌گويد که اولاً احياگر دين خداوند هستند؛ ثانياً صاحب دين ناب هستند و ثالثاً به بالاترين درجه ايمان دست مي‌يابند.
با دقت در آيه احياگران دين خدا و توضيح پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  درباره آيه ياد شده، مي‌توان فهميد که: حرکت مردم ايران، حرکتي فرهنگي و در نهايت، نظامي خواهد بود. اينک بايد پرسيد، چرا ايرانيان؟ چرا قوم و ملّتي ديگر براي احياي دين خدا و مهيا ساختن زمينه ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  برگزيده نشده‌اند؟
تجربه بلند تاريخ و آزمون‌هاي بزرگ تاريخ، نشان مي‌دهد که ايرانيان:
داراي روحيه حق طلبي و حقيقت‌جويي هستند؛
از تعصّب متنفر هستند و بر باطل پاي نمي‌فشارند؛
در برابر شدايد طبيعي و غير طبيعي استوار و پابرجا هستند؛
داراي فرهنگ عميق و ريشه‌داري هستند؛
انسان‌هاي شجاع و دلاوري‌‌اند؛
به علم و به ويژه علم ديني، عشق مي‌ورزند و عالمان را دوست مي‌دارند؛
مدافع مکتب اهل‌بيت عليهم السلام  هستند؛
اهل ادب و هنرند؛
مردان حماسه آفرين هستند؛
و عرفان آنان حماسي و حماسه آنان آميخته با عرفان است.
در روايتي، بنيانگذار اسلام ناب محمدي، حضرت خاتم‌الانبياء صلي الله عليه و آله و سلم  فرمود: «اعظم الناس نصيباً في الاسلام اهل فارس؛ بزرگ‌ترين نصيب را در اسلام، اهل فارس دارند».4
مولي الموحدين، امام علي بن ابي‌طالب عليه السلام  نيز از يک حادثة بزرگ فرهنگي در گذرگاه تاريخ، خبر مي‌دهد و مي‌فرمايد: «گويي عجم را مي‌بينم که در مسجد کوفه، چادر بر پا کرده‌اند و قرآن را همان‌گونه که نازل شده است، به مردم مي‌آموزند».5
براي اين که ايرانيان بتوانند پس از چهارده قرن، مکتب انسان‌ساز اسلام را احيا کنند و زمينة ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  را مهيا سازنند، احتياج بود که يک حرکت توفنده فرهنگي در ايران به وجود بيايد؛ حرکتي که بيش از يک حرکت نظامي، آثار داشته باشد.
زيرک‌ترين مدير عالم، حضرت امام خميني پرچمدار حرکت فرهنگي مردم ايران بود. او براي اين که مردان و زنان ايراني بتوانند به بالاترين درجة ايمان و دانش دست يابند و زمينه آمدن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  را مهيا سازند، مکتبي را براي اولين بار در عالم تأسيس کرد که نام آن، خواب ستمگران را برآشفت و انسان‌هاي خاصي را در دامن اين مکتب پرورش داد که فراتر از آب و خاک مي‌انديشند.
امام خميني مکتب بسيج را بنيان گذاشت که تمام مکتب‌هاي غربي و شرقي را به بوته فراموشي سپرد. بسيج يک مکتب کاملاً فرهنگي است که براي مقابله با فرهنگ ويرانگر غرب، تأسيس شد و احياي دين خدا، يکي از اهداف بزرگ اين مکتب است. مکتب فرهنگي بسيج، انسان‌هاي خاص خود را داراست که به عنوان «بسيجي» شناخته مي‌شود. بسيجي يار و ياور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  است.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در خصوص ارتباط بسيج و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  مي‌فرمايد: «بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحنا فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است؛ لذا پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  ـ مهدي موعود عزيز ـ يک پيوند ناگسستني و هميشگي است».6
بسيجي يعني سرباز امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛ که براي رسيدن به قلّه‌هاي بلند ايمان و دانش، هر روز تلاش مي‌کند و برخوردار از تفکر ناب اسلام محمدي صلي الله عليه و آله و سلم  و داراي فرهنگ اصيل اسلامي است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] . سوره مائده/54.
2 . ميزان الحکمه، ج10، ص4570.
3 . همان، ص4568.
4 . کنزالعمال، حديث 34126.
5 . بحارالانوار، ج52، ص364.
6 . بيانات رهبر معظم انقلاب در هفته بسيج و روز ولادت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ، 3/9/1378.

پدیدآونده:دکتر محمود رفيعي(استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي)

 

 

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:38 PM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 18
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه