السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30463بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
جمعه های تکراری!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

جمعه های تکراری!

امام زمان
 

 

 
 

ای اجابت کنندة هر دعا ‍ ! پنجرة قلب منتظران، رو به آسمان بی‌کرانه‌ات گشوده شده است؛ تا با یک اشارت تو، غبار اندوه غیبت از دل‌ها برخیزد و چشم‌ها به تماشای باران ظهور بنشیند. ای گل زیبای باغ عدالت! ما با تمام وجودمان در انتظار دیدارت هستیم. ای سکوت و وقار زیبای شب‌ها! ای درخشش ماه و ستاره‌ها! ما هنوز در همان کوچه‌ای که به انتظار ختم می‌شود، ایستاده‌ایم و بی‌قرارتر از همیشه، ندای انتظار سرداده‌ایم. خدایا! شب یلدای هجران را به صبح ظهور برسان و به ما توفیق ده تا طلوع جمالش را از نزدیک ببینیم.

ای جهان عاطفه! بتاب بر تاریک‌خانة دل‌هامان و جاری شو بر وجود کویریمان که سخت تشنه‌ایم. ببار باران عطوفت را و بیفشان بذرهای احساس را در سرزمین وجودمان. ای گل معطر بوستان امامت! تو نور نبوت نبوی داری. عطر عدالت علی علیه السلام  و حُسن بی‌همتای حسن علیه السلام  با توست و صلابت جاودانه حسین علیه السلام  در تو. سرشارمان کن از مُشک جانفزای نبی‌، ای نسیم خوش وحی و عطر روح بخش مهدوی.

چه طولانی شده است این سه شنبه‌های سرگردان و جمعه‌های تکراری! شاید اگر دل‌ها، دست شوند و دست‌ها، یکی شوند و تا ماه، تا خدا، بال و پر بگشایند، آفتاب نگاهت از پشت ابرهای غفلت طلوع کند! ما که سالیان سال است، چشم‌ها را نذر آمدنت به پنجره فولاد ضامن آهو دخیل بسته‌ایم. کز کرده در ایوان طلایش، با بغض فروخوردة جمکرانی، غروب‌های دلتنگ را حوالة فردا می‌کنیم و فرداها چشم به راهیم تا اندوه سخت سال‌های سردِ بی‌تو سپری شود

 

آقای نور! تو آن حقیقت جاویدی هستی که می‌آیی، با دستانی پر از مهر و عدالت؛ تا گُلخند شادی را بر روی لب‌هایمان بنشانی.

روزی که شانه‌ها عطر باران می‌گیرند و دست‌ها طراوت شبنم. روزی که پایان شب تاریک است و قطاری از نور، بر ریل‌های زمان، تو را به ایستگاه دیده‌مان می‌آورد تا با شاخه شاخة نرگس به استقبالت بیاییم.

چه طولانی شده است این سه شنبه‌های سرگردان و جمعه‌های تکراری! شاید اگر دل‌ها، دست شوند و دست‌ها، یکی شوند و تا ماه، تا خدا، بال و پر بگشایند، آفتاب نگاهت از پشت ابرهای غفلت طلوع کند! ما که سالیان سال است، چشم‌ها را نذر آمدنت به پنجره فولاد ضامن آهو دخیل بسته‌ایم. کز کرده در ایوان طلایش، با بغض فروخوردة جمکرانی، غروب‌های دلتنگ را حوالة فردا می‌کنیم و فرداها چشم به راهیم تا اندوه سخت سال‌های سردِ بی‌تو سپری شود.

باور کنید به سلامی هم قانعیم آقا! هرچند می‌دانیم آنقدر مهربانی که هیچ حرف دلی را بی‌پاسخ نمی‌گذاری. بیا! بیا که در مدار عشقت، دل‌هامان منتظر رهگذری بارانی‌است.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:05 AM
لینک ثابت
کیمیاگری حضرت لیاقت می‌طلبد
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

کیمیاگری حضرت لیاقت می‌طلبد

ظهور امام زمان (عج)

وجود مبارک عیسی علیه السلام از مقام حضرت مهدی با خبر بود و سه بار شهود ملکوتی نصیب آن حضرت شد؛ در هر بار به خدا عرض کرد: خدایا! این مقام را به من بده؛ فرمود: این مقام، مخصوص آل محمّد است. موسای کلیم علیه السلام این مقام را مشاهده کرد‌‌، عرض کرد: خدایا! این منزلت را به من بده؛ فرمود: این ذخیره اهل بیت است‌‌، به شما نمی‌رسد. همان‌طوری که در جریان شهود حق‌‌، موسای کلیم عرض کرد: «رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْكَ قَالَ لَن تَرَانِی» [1]، سخن از (لن) هست؛ این‌جا به موسی و عیسی علیهم السلام فرمود: «لن تنالا» یعنی شما به آن مقام نمی‌رسید‌‌، این مال ذخیره آخر زمان و دودمان نبی مکرّم من است.

این منزلت، نظیر مسلّط شدن بر هوا نیست‌‌، این نظیر«غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شَهْرٌ» [2] نیست که سلیمان بخواهد و بگوید: «وَهَبْ لِی مُلْكًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ» [3]‌، تا ما به او عطا بکنیم ! این سلطه جهانی بر دل‌های جهانیان است‌‌، این ظهور اسمای حسنای من است‌‌، این مظهر اتمّ و اکمل اسم اعظم است‌‌، این مقام شامخ خلیفة‌الله به قول مطلق است که متعلق «مهدی» است. لذا وجود مبارک رسول گرامی صل الله علیه و آله برای فاطمه زهرا علیهم السلام مفاخر خانوادگی خود را که شرح می‌دهد‌‌، می‌فرماید: «منّا المهدی» [4] پیغمبر صل الله علیه و آله به وجود مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف افتخار می‌کند.

وقتی وجود مبارک امیرالمؤمنین مفاخر اهل بیت را برای دربار اموی شرح می‌دهد‌، می‌فرماید: پیغمبر از ماست‌‌، حسن از ماست‌‌، حسین از ماست؛ «منّا سبطا هذه الأمّة‌‌، سیّدا شباب اهل الجنّه» و مانند آن؛ بعد جریان مهدی منتظر موجود موعود را ذکر می‌کند که مهدی این امت از ماست

 

بنابراین اگر ما در جریان موسی دیده‌ایم که پیروی از او باعث تسلّط بر دریا و انحراف از دستور او مایه سرگردانی در بیابان صاف است؛ پس معلوم می‌شود با توجه به این‌که:« لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». که هم آن دشت صاف‌‌، سپاه خداست و هم این دریای موّاج‌، سپاه خداست، اگر خدا بخواهد‌‌، توان آن را دارد که دل‌ها را پر از امید‌‌، پر از استغنا و احساس نشاط در برابر استقلال و آزادی کند. این‌چنین دل‌ها‌، هم آن اندیشه‌های ناب نبوی و هم آن انگیزه‌های صائب و صالح علوی را می‌پذیرند‌‌ و با تربیت شاگردانی چون حضرت امام رحمه الله می‌توانند جهان را پر از عدل و داد کنند.

وقتی وجود مبارک امیرالمؤمنین مفاخر اهل بیت را برای دربار اموی شرح می‌دهد‌، می‌فرماید: پیغمبر از ماست‌‌، حسن از ماست‌‌، حسین از ماست؛«منّا سبطا هذه الأمّة‌‌، سیّدا شباب اهل الجنّه» [5] و مانند آن؛ بعد جریان مهدی منتظر موجود موعود را ذکر می‌کند که مهدی این امت از ماست.

 

هنگام ظهور‌‌، روز به ثمر نشستن شجره طوبای انسانیّت

همه به وجود مبارک آن حضرت افتخار می‌کنند تا جامعه بشریت به ثمر برسد. تاکنون درخت انسانیّت میوه نداد‌‌: «وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوكَ عن سبیلِ اللهِ». [6] اما روزی بالأخره جامعه بشری باید به ثمر برسد و میوه بدهد. آن روزی که جامعه بشری به ثمر می‌رسد‌‌  ومیوه‌اش بار می‌یابد؛ آن روزی که هم اندیشه علمی دارد که میوه علمی اوست‌‌، هم انگیزه صحیح دارد که میوه عملی اوست، روز ظهور مهدی موجود موعود است. لذا ذات اقدس اله فرمود: همان طوری که ما زمین مرده را زنده می‌کنیم‌‌، زمینه مرده را هم زنده می‌کنیم. و اگر آن وحی الهی ظهور پیدا کرد، بر هر فکر و اراده‌ای ولو مصمّم باشد‌‌، مسلّط است. هیچ کسی در برابر ظهور سلطنت وحی‌، قدرت مقاومت ندارد ! انبیای بزرگ وقتی وحی الهی را دریافت کردند‌‌، تسلیم محض‌اند.

امام زمان

در سوره حشر فرمود: «این قرآن را کوه نمی‌تواند تحمّل کند»؛ [7] امّا همین قرآن را انسان کامل تحمّل می‌کند. انسان کامل در برابر کوه یا آسمان یا زمین و مانند آن ستبرتر است‌‌، ولی در برابر ظهور اراده حق خاضع است. وقتی به ابراهیم خلیل دستور می‌رسد که حرف اینها را گوش نکن‌‌ و:«حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ» [8] تو را مرعوب نکند، او تسلیم محض می‌شود‌‌، خود را به امواج آتش تسلیم می‌کند‌‌ و مانند این در جریان انبیا فراوان است. وقتی آن وحی با آن سلطنت در اختیار ولی عصر قرار می‌گیرد‌‌، دل‌های مردم به وسیله آن حضرت متحوّل می‌شود؛ اینها فن کیمیاگری و فن مغناطیسی دارند.

خلیفة‌الله با مفهوم و فلسفه و کلام و عرفان نظری حرف نمی‌زند؛ او با عرفان عملی سخن می‌گوید. سخن او همان جذب و کشش است که ایجاد می‌کند. در انسان شور و علاقه و ناله و درد ایجاد می‌کند .این است که صدای او را از مشرق و مغرب یک افراد خاص می‌شنوند‌‌، وقتی حضرت می‌گوید: «أنا بقیّة‌الله» [9]. این صدا وقتی از کنار کعبه بر می‌خیزد؛ شرق و غرب‌‌، اولیای خدا، پر می‌کشند‌‌‌ و به حضور او بار می‌یابند.

 

لزوم آمادگی منتظران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

شما می‌بینید هنوز نام آن حضرت را نبرده‌‌‌، عدّه ای از این جوان‌ها شیفته آن حضرت‌اند. این روایت را مرحوم محدّث قمی در سفینة البحار در لقب پر افتخار «مهدی» نقل کرده است‌‌‌، وقتی از وجود مبارک امام صادق علیه السلام سؤال می‌کنند که: انتظار یعنی چه. فرمود:«لیعدنّ احدکم لخروج القائم و لو سهماً [10]؛ قبل از قیام آن حضرت‌‌‌، هر کسی خود را و لو به تهیه یک تیر آماده کند». یعنی نیروی بسیجی بودن‌‌، تیراندازی یاد گرفتن‌‌، نیروی رزمی بودن‌‌، مجاهدت داشتن‌‌، اهل جبهه و جنگ بودن؛ این انتظار است. بالأخره وقتی حضرت بیاید و بخواهد کیمیاگری کند؛ یک لیاقتی می‌طلبد.

گر جان بدهد سنگ سیه‌‌، لعل نگردد

با طینت اصلی چه کند بد گهر افتاد

خلیفة‌الله با مفهوم و فلسفه و کلام و عرفان نظری حرف نمی‌زند؛ او با عرفان عملی سخن می‌گوید. سخن او همان جذب و کشش است که ایجاد می‌کند. در انسان شور و علاقه و ناله و درد ایجاد می‌کند .این است که صدای او را از مشرق و مغرب یک افراد خاص می‌شنوند‌‌، وقتی حضرت می‌گوید: «أنا بقیّة‌الله». این صدا وقتی از کنار کعبه بر می‌خیزد؛ شرق و غرب‌‌، اولیای خدا، پر می‌کشند‌‌‌ و به حضور او بار می‌یابند
همان کیمیا هم بالأخره یک عدّه افراد خاصی را متحوّل می‌کند؛ مغناطیس هم فقط آهن را جذب می‌کند‌‌، نه هر فلزی را ! انتظار یعنی آماده شدن که اگر کیمیاگری ظهور کرده است‌‌، مس انسان را کیمیا کند.

بهترین شیوه انتظار حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

بهترین راه برای انتظار آن است که انسان آماده باشد تا اگر یک وقتی نسیم وزید و پرده کنار رفت‌‌، انسان پشت پرده را ببیند.

اگر کسی ولیّ الله بود، خودش تلاش و کوشش می‌کند‌‌، پرده غیب را کنار می‌زند‌‌ و پشت پرده را می‌بیند؛ مثل این‌که ائمه نسبت به هم این‌چنین بودند‌‌، اولیا نسبت به هم این‌چنین‌اند و مانند آن. امّا ما که دستی نداریم‌‌، پایی نداریم‌‌، به ما هم اجازه نمی‌دهند که برویم‌‌، پرده غیب را کنار بزنیم و پشت پرده را ببینیم‌‌، لااقل باید چشم باز و شفاف داشته باشیم‌‌؛ اولاً؛ هرگز نخوابیم‌‌، ثانیاً؛ روبه‌روی پرده باشیم و ثالثاً؛ اگر نسیمی زد و پرده کنار رفت‌‌، گوشه‌ای از ماورای پرده را ببینیم‌، این‌که گفتند:«إنّ لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرّضوا لها» [11] همین است.

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

پی نوشت:

 [1] . سوره اعراف / 43.

 [2] . سوره سبأ / 12.

 [3]. سوره ص / 35.

 [4] . بحار الأنوار، ج 36، ص 309.

 [5] . همان، 37، ص 48.

 [6] . سوره انعام / 116.

 [7] . سوره حشر / 21.

 [8] . سوره انبیاء / 68.

 [9] . الکافی، ج 1، ص 472.

 [10] . سفینة البحار، ج2، ص

 [11] . بحار الأنوار، ج 68 ، ص 221.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:05 AM
لینک ثابت
امشب از شمع رخت ‏سوخته پروانه ما...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

امشب از شمع رخت ‏سوخته پروانه ما...

امام زمان حضرت مهدی (عج)

 اللهم و صل على ولى امرك القائم المؤمل و العدل المنتظر. و حفه بملائكتك المقربین، و ایده بروح القدس، یا رب العالیمن. اللهم اجعله الداعى الى كتابك، و القائم بدینك، استخلفه فى الارض كما استخلفت الذین من قبله مكن له دینه الذى ارتضیته، ابدله من بعد خوفه امنا، یعبدك لا یشرك بك شیئا...

 

 

 

امشب از شمع رخت‏سوخته پروانه ما                 آتش افتاده ز رخسار تو در خانه ما

 

چشمهامان خسته است. گویى در غبار اوهام فرو رفته‏ایم.

دستهاى لرزانمان در انتظار دامان ترحم است.

و این گونه‏هاى خشكیده‏مان كه در قحطى شبنم مى‏میرد!

كاسه‏هاى گدایى احساسمان را بنگر كه به خشكسالى معرفت دچار شده‏اند.

كجاست آن ییلاق سبز نگاهت كه سپیده دمانش شبنم افشان است؟

كجاست آن حضور نورانى كه لحظه‏هاى حیاتش ثانیه‏هاى بارانى و زمزمه‏هاى نورانى است؟

كجاست آن خضرانشین صحرا گرد كه قافله عشق را رهنماست؟

كجاست آن مشعلدار نیمه شبان تاریك؟

اینك كه جهان در تاریكى نیایش است و انسان در بیابان جهل قدم مى‏زند.

او را در سرزمین زمین، خلیفه خود گردانیدى چون پیشینیان از داوود و پیامبران كه او مجموعه صفات پیامبران و امامان است. صورت حزینش دلرباتر از داوود و زیبایى چهره‏اش بهتر از جمال یوسف و سفره عشقش نمكین تر از همه

اینك كه زمین در خشكسالى قنوت، آواز مرگ را زمزمه مى‏كند!

اى مهربان! او را برایمان بنمایان كه كاسه‏هاى گداییمان را به تصدقى پر سازد و گونه‏هاى بهت زده‏مان را دست نوازشى كشد و لبهاى خشكیده معرفتمان را آب ظهور بنوشاند و سینه غربت كشیده‏مان را به قربت محبت‏برساند. نگاه او را عشق مى‏ورزیم.

اى پروردگار مهربان!

صلوات و تحیت فرست ‏بر ولى امرت. كه آرزوى سینه‏هاى سوخته و نگاههاى منتظر است.

پروردگارا!

فرشتگان مقرب را نگاهبانان او قرار ده. اینك كه او تنهاترین مرد افلاكى زمین است...

پروردگارا! مهدى، هدایتگر انسان به سوى كتاب مبارك تو خواهد بود. نور را در زمین گسترش خواهد داد. و براى اقامه دین تو قیام خواهد كرد.

پروردگارا!

آن سلطان هدایت را، ملك سلیمانى ده و فراتر از آن مملكت دو جهانى كه خوبرویان آینه خوبى اویند.

او را در سرزمین زمین، خلیفه خود گردانیدى چون پیشینیان از داوود و پیامبران كه او مجموعه صفات پیامبران و امامان است.

صورت حزینش دلرباتر از داوود و زیبایى چهره‏اش بهتر از جمال یوسف و سفره عشقش نمكین تر از همه.

پروردگارا!

عشق را با دستان او بر قلبها حاكم گردان و توحید را با جام او بر جانها بچشان.

او هرگز از ستمكاران نخواهد هراسید و شریكى براى تو قائل نخواهد شد و او زیباترین استعاره رحمت توست.

خدایا!

او را براى انسان، نگاهدار...

 

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:04 AM
لینک ثابت
زنده ایم اما ...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

زنده ایم اما ...

امام زمان
 
 

شمس را در مثنوى نمى‏آراستى، اگر دیده بودى، خورشید، چه‏سان، هر صبح برسر و روى موعود ما بوسه مى‏زند;چه‏سان، هر شب، ماه در گوشه‏ى محراب سهله، به عقیق خاتم او مى‏اندیشد; چه انبوه ستارگان، غبار راه او، بر خودمى‏آویزند; چه دلفریب غنچه‏هایى، كه در نسیم یادش، سینه مى‏گشایند!

نى را به‏شكایت نمى‏خواندى، اگر دیده بودى، در نیستان چه آتشى افتاده‏است!

اى قیامتگاه محشر!

در این غوغاى عاشق‏پیشگى‏ها، كسى هم تو را جست؟

كسى گفت آیا، به شكرخوارى، نباید از شكرساز غفلت كرد؟ به مه‏پرستى، از آسمان نباید چشم دوخت؟ شراب نیم‏خورده نباید، به پاى درختان انگور ریخت؟ دهان را كه معدن بوسه و كلام است، از ناسزا نباید انباشت؟

كسى گفت آیا:

دوست دارد یار این آشفتگى

كوشش بیهوده، به از خفتگى ...؟

ولى من كه هزار زخم شرافت، در مریضخانه‏ى عشقم، با تو مى‏گویم. از درازى راه; از سنگینى بار; از گل اندودى دل; ازپا و دست‏بى دست و پا; از گنگى سر; از تنگى رزق; از بى‏رحمى باغبانهایى كه فقط، پاییز و زمستان، آهن به در چوبین‏باغ مى‏كوبند، و تیغ و تبر را خط و نشان مى‏كنند.

شمس را در مثنوى نمى‏آراستى، اگر دیده بودى، خورشید، چه‏سان، هر صبح برسر و روى موعود ما بوسه مى‏زند;چه‏سان، هر شب، ماه در گوشه‏ى محراب سهله، به عقیق خاتم او مى‏اندیشد; چه انبوه ستارگان، غبار راه او، بر خودمى‏آویزند; چه دلفریب غنچه‏هایى، كه در نسیم یادش، سینه مى‏گشایند!

 

با تو مى‏گویم. از شوكران غیبت، كه هنوز بر جام انتظار مى‏ریزد; از بغضهاى جمعه شب، كه گلو مى‏فشارد، سینه‏مى‏دراند، و عبوس مى‏نشیند.

باور كن كه بى عمر، زنده‏ایم ما.

و این بس عجب مدار;

«روز فراق را كه نهد، در شمار عمر»  .

كه گفت عمر ما كوتاه است؟ عمر ما هزار و اند حجله دارد.

روزگار درازى است در نزدیك‏ترین قله به آسمان - میان ابرها - نفس از كوهستان سرد زندگى گرفته است.

بى عمر هم مى‏توان زندگى كرد، و ما این گونه بودن را از سرداب سامرا تا روزگار اكنون، پاس داشته‏ایم.

اى شادترین‏غم !

شكوه تو، چنین مرا به شكوه واداشت، و من از صبورى تو در حیرتم.

آرزونامه‏هاى مرا كه یك یك، پر مى‏دهم، به دانه‏اى در دام انداز، و آنگاه، جمله‏اى چند برآن بیفزا; تا بدانم كه نوشتن راخاصیتى است‏شگرف.

اینك كودك دل را به خواب مى‏برم:

«شكوه چرا؟ مگر نه این‏كه غیبت، سراپرده‏ى جلال است، و غمگنانه‏ترین فریاد عاشقان، جشن حضور؟».

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:04 AM
لینک ثابت
طراز حرکت جامعه مهدوی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

طراز حرکت جامعه مهدوی

امام زمان

جماعت بنّا برای آن‌که مطمئن شوند که دیوار را مستقیم بنا می‌کنند، از طراز استفاده می‌کنند.

نصب شاخصی در ابتدای بنا و شاخصی دیگر در انتهای آن و کشیدن نخ بین این دو شاخص، به بنّایان کمک می‌کند تا اطمینان پیدا کنند که بنا را درست و مستقیم می‌سازند.

تنها دعای واجب بر هر مسلمان «اهدنا الصراط المستقیم» است. در هندسه، خط مستقیم، خطی است که دو نقطه را از کوتاهترین مسیر به هم وصل می‌کند. می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که بتوان با شاخصی قابل قبول، در صراط مستقیم بودن آن را تشخیص داد.

به پشت سر که نگاه می‌کنیم شاخص عاشورا، جلوه‌گری می‌کند.

رو به رو را که نگاه می‌کنیم، ظهور را می‌بینیم.

تنها دعای واجب بر هر مسلمان «اهدنا الصراط المستقیم» است. در هندسه، خط مستقیم، خطی است که دو نقطه را از کوتاهترین مسیر به هم وصل می‌کند. می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که بتوان با شاخصی قابل قبول، در صراط مستقیم بودن آن را تشخیص داد

آیا نباید بین این دو شاخص، خطی مستقیمی را طراز قرار داد و خود را با آن تنظیم کرد؟ در جامعه شیعی حسینی و مهدوی، ملاک مستقیم بودنِ صراط این است که ببینیم آیا پشت آن، به عقبه شهادت و قیام حسینی محکم است؟ یا خدای ناکرده، تکیه‌گاه نامطلوبی برگزیده است. اما در حرکت به سمت جلو جهت مسیر و سرعت حرکت و ملاک‌های آن را باید با نگاه به ظهور تنظیم کرد. آیا با پشتوانه شهادت، در راه تحقق بخشیدن به بزرگترین آرزوی بشریت در تاریخ هستیم یا نه؟ اگر این‌گونه است، خود را با این طراز تنظیم کرده‌ایم. اما اگر تکیه بر قیام حسینی نداریم و قدرت محرکه خود را از شهادت نگرفته‌ایم، بدون شک برای طی کردن این مسیر عظیم و دشوار کم می‌آوریم. امام راحل (ره) فرمودند: «شهدا مظهر قدرت ایران‌اند». حال اگر توان لازم برای حرکت را فراهم کردیم، اما مسیر را به درستی انتخاب نکردیم، قدرت و سرعت، به دورتر شدنمان از مقصد می‌انجامد.

به درگاه خداوند شاکریم که قدرت حرکت ما را در قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام  قرار داد و فرمان را به سوی جامعه مهدوی تنظیم کرد و سطح انتظار در این حرکت را چه در مبدأ و چه در انتهای آن، آن‌قدر بالا و متعالی قرار داد که جامعه اسلامی باید جهادی عظیم و تلاشی خستگی ناپذیر داشته باشد، تا بتواند اطمینان نسبی پیدا کند که خود را ـ چه در انتخاب جهت و چه در انتخاب بلندای آرمان‌ها ـ با این طراز، تطبیق داده است.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:03 AM
لینک ثابت
دلسوز ترین پدر دنیا
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

دلسوز ترین پدر دنیا

امام زمان

یکی از ویژگی های مهم در وجود رهبران الالهی، انسانیّت، بزرگواری وگذشت وقدرشناسی آنان است وما از این گونه سجایا در وجود همه انبیا واوصیای الالهی سراغ داریم؛ میهمان نوازی ابراهیم خلیل، گذشت وعفو یوسف صدّیق، وعطوفت بیکران خاتم انبیا صلى الله علیه وآله وسلم همه بیانگر روح بزرگ آنان است.

حضرت مهدی علیه السلام، نیز از نظر سجایای اخلاقی ودانش وبینش آن چنان والاگهر است که نمونه اش را جز در میان خاندان معصوم پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم نمی توان یافت؛ آن که خدای متعال صلاحیّت رهبری او را تأیید فرموده است واز او جز نیکویی، به افراد نمی رسد. قرآن می فرماید:

(بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ).(1)

برگزیده خدا (حضرت مهدی علیه السلام) برای شما نیکوتر است؛ اگر در زمره مؤمنان باشید.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

اوّلین کاری که مهدی علیه السلام انجام می دهد این است که در همه عالم ندا برمی آورد: هان، هرکس قرضی بر عهده یکی از شیعیان ما دارد اعلام کند. او حتى دانه سیر وخردل را هم به صاحبان آنها می رساند؛ چه رسد به طلاها ونقره ها واملاک زیاد.(2)

اولین کار او در هنگامه روی آوری امکانات اجتماعی، پرداخت وام های شیعیان، از آغاز امامت امیر المؤمنین علیه السلام تا هنگامه ظهور است، یعنی یاد کسانی را که در تمامی اعصار دل در گرو محبّتش داشته وآرزومند دولت حقّه آن بزرگوار بوده اند فراموش نمی کند. این همه عطوفت را در که می توان یافت؟

حضرت مهدی علیه السلام، نیز از نظر سجایای اخلاقی ودانش وبینش آن چنان والاگهر است که نمونه اش را جز در میان خاندان معصوم پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم نمی توان یافت؛ آن که خدای متعال صلاحیّت رهبری او را تأیید فرموده است واز او جز نیکویی، به افراد نمی رسد

خلاصه این که او در فضیلت ها ووالایی ها بی همتاست واز این روست که امروز در صدر کائنات قرار دارد. آری، او انسانی کامل وبرخوردار از همه ویژگیهای نیکان است وخلاصه (آن چه خوبان همه دارند او تنها دارد). برخی از آنها عبارت است از:

میراث داری انبیا:

اَلسَّلامُ عَلی وارِثِ الأنْبِیاءِ... وَلَدَیهِ مَوجودٌ آثارُ الأصْفِیاءِ...(3)

سلام بر وارث پیامبران... (کسی که) آثار برگزیدگان فقط در نزد اوست.

امام عصر علیه السلام وارث تمام کمالات انبیا واولیا ونیاکان والا تبار خویش است.

حضرت رضا علیه السلام به ریّان بن صَلتْ در این باره فرمودند:

(... عصای موسى وانگشتری حضرت سلیمان(4) نزد آن حضرت است).(5)

زمانی که حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه ظهور می فرماید، میراث هایی از انبیا وخصوصاً از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم به همراه دارد؛ میراث هایی که با هیچ بهایی نمی توان ارزیابی کرد.

مقصود از میراث در این جا، مال ودارایی که شخص از دنیا رفته برای ورثه خود باقی می گذارد، نیست؛ بلکه مقصود یادگارهای ویژه الالهی نفیس وپر بهایی است که پیامبران برای اوصیای پس از خود به عنوان ودایع نبوت باقی می گذارند واز یک وصی به وصیّ بعد منتقل می گردد.

امام زمان

پس از وفات پیامبر گرامی صلى الله علیه وآله وسلم، این ودایع، به علاوه میراثهای شخص رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم، به وصیّ آن بزرگوار، یعنی حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و پس ازایشان، به حضرت امام حسن علیه السلام وبه همین ترتیب به امام پس از وی... وسرانجام به خاتم الاوصیاء دوازدهمین جانشین یعنی حضرت مهدی ارواحنا فداه رسیده است. هم اکنون نیز نزد ایشان موجود است وتا روز ظهور آنها را حفظ خواهند فرمود. این میراثها، به عنوان نمادهایی، بیانگر حقانیّت آن حضرت ومعرفی آن بزرگوار در زمان ظهور است.

حضرت صادق علیه السلام به یکی از اصحاب خود به نام یعقوب بن شعیب فرمود: (می خواهی پیراهن قائم علیه السلام را - که با آن قیام می کند - به تو نشان دهم؟).

عرض کرد: آری.

آن حضرت صندوقچه ای را خواستند. آن را باز کرده پیراهنی از کرباس از آن بیرون کشیدند. سر آستین چپ پیراهن، خونین بود.

سپس فرمودند: (این پیراهن رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است در روزی که دندان پیامبر را شکستند، بر تن حضرتش بود. حضرت مهدی علیه السلام با همین پیراهن قیام می کند.(6)

حضرت رضا علیه السلام در ادامه فرمایش خود در معرفی امام می فرماید:

(الإمامُ... الوالِدُ الشَّفیقُ والأخُ الشّقیقُ والأُمُّ البَرَّةُ بالوَلَدِ الصَّغیر).

امام... پدر دلسوز (شفیق) وبرادر تنی ومادر نیک رفتار نسبت به فرزند خردسال است.

شفقت محبتی است که به همراه دلواپسی ونگرانی وسوختن برای محبوب باشد.

یک پدر دلسوز در مقابل فرزند خود احساس مسئولیت می کند ونگران اوست. پدر - بیش از آن که به فکر راحتى خود باشد - به آسایش فرزندش می اندیشد ومی کوشد تا بهترین امکانات را برای او فراهم آورد. در واقع پدر ومادر به فرزندشان احسان می کنند.

این حالت پدر ومادر، برخاسته از محبّت قلبی آنهاست. منطق محبّت، منطق خاصّی است وتا زمانی که کسی اهل آن نباشد، نمی فهمد. اگر کسی پدر یا مادر نباشد، نمی تواند احساس آنها را نسبت به فرزندشان درک کند.

امام علیّ بن موسى الرضا علیه السلام محبّت امام را شبیه محبّت مادر نیک رفتار نسبت به فرزند کوچک خود معرّفی می فرماید. علاقه ومحبّت مادر به فرزند بسیار روشن است وبالاترین مظهر محبّت به شمار می آید. هرکس بخواهد بهترین نمونه محبّت وعاطفه شدید در دنیا را نشان دهد، باید به محبّت مادر نسبت به فرزند خردسال بنگرد.

باید باور داشت که محبّت امام عصر علیه السلام به ما، افزون از محبتی است که یک پدر دلسوز و یک مادر مهربان نسبت به فرزند خود دارند. این حقیقت، جز در وجود مقدس آن حضرت یافت نمی شود. باید این نعمت بزرگ الالهی را قدر دانست وآن را پاس داشت.

عبارت (اَلْکَهْفِ الْحَصینْ وَغیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُستَکینْ)(7) در موارد متعدد در وصف امام آمده است.

(کهف حصین) پناهگاه استواری است که انسان را از خطرات ولغزشها مصون می دارد وامام فریادرس وپناه درماندگانی است که به او روی آورند.

امام علیّ بن موسى الرضا(ع) محبّت امام را شبیه محبّت مادر نیک رفتار نسبت به فرزند کوچک خود معرّفی می فرماید. علاقه ومحبّت مادر به فرزند بسیار روشن است وبالاترین مظهر محبّت به شمار می آید. هرکس بخواهد بهترین نمونه محبّت وعاطفه شدید در دنیا را نشان دهد، باید به محبّت مادر نسبت به فرزند خردسال بنگرد

 

بنابراین، امام آفتاب جهانتاب است... باران حیات بخش است... ماه تابان است... ستاره هدایت است... آب گواراست... شعله فروزان است... خورشید پرفروغ است... راهنماست... باران شتابنده بهاران است... چشمه جوشان است... برکه وگلستان است... انیس جان ورفیق مؤمنان است واز همه بهتر این که پدری دلسوز ومادری مهربان است.

دعبل بن علی خُزاعی، شاعر نام دار شیعی، می گوید: قصیده ای را برای مولایم امام رضا علیه السلام سرودم، که یک بیت مشهور آن این بود:

مَدارسُ آیاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلاوةٍ

   ومَنْزِلُ وَحْیٍ مُقْفِرُ العَرَصَاتِ

 جایگاه های تدریس آیات قرآن (بعد از رحلت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم) خالی گردید، ومقام نزول وحی تهی ماند.

در شعرم به این ابیات رسیدم:

خُروجَ إمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ

 یَقُومُ عَلَى اسمِ اللَّهِ والبَرَکاتِ

 یُمَیِّزُ فینا کُلَّ حَقٍّ وباطِلٍ

 ویَجْزی عَلَى النَّعْماءِ والنَّقِمَاتِ

 

- قیام وظهور حضرت مهدی علیه السلام حتمی است وبا نام خداوند - تبارک وتعالى - وبرکات او قیام می کند.

- او در میان ما هر حقّ وباطلی را از هم جدا می کند ومردم را بر نعمت ها ونقمت ها پاداش وکیفر می دهد.

وقتی این دو بیت را خواندم، امام رضا علیه السلام گریستند سپس سر برداشتند وفرمودند:

(یا خُزاعیُّ! نَطَقَ رُوحُ القُدُسِ علی لِسانِکَ بِهذَین البَیْتَین).(8)

ای خزاعی! روح القُدُس این دو بیت را بر زبان تو جاری کرد.

 

پی نوشتها:

(1) هود 11: 86 .

(2) بحارالانوار، ج53، ص34.

(3) مفاتیح الجنان، زیارت امام عصر علیه السلام.

(4) حضرت رضا علیه السلام در مورد نقش نگین انگشتر حضرت سلیمان می فرماید: کانَ نَقْش خاتم سلیمان بن داود: (سُبحانَ مَنْ اَلْجَمَ الجِنَّ بِکَلماتِه). بحار الانوار، ج63، ص70، ح13. یعنی (منزه است خداوندی که لجام کرد جنّیان را به کلمات خود). از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: حق تعالى پادشاهی حضرت سلیمان را در انگشترش گذاشته بود، پس هرگاه آن انگشتر را در دست می کرد جمیع جن وانس وشیاطین ومرغان هوا ووحشیان صحرا نزد او حاضر می شدند واو را اطاعت می کردند... تفسیر قمی، ج2، ص236.

(5) منتخب الاثر، ص221، ح2.

(6) غیبت نعمانی، باب 13، ح42.

(7) بنگرید به صلوات منقول از حضرت زین العابدین علیه السلام در هر روز از ماه شعبان، مفاتیح الجنان.

(8) بحارالانوار، ج51، ص154، ح4.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:03 AM
لینک ثابت
کیست مرا یاری کند؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

کیست مرا یاری کند؟

ظهور

هر یک از ما آرزوی ظهور حضرت ولی عصر(عج) و یاری نمودن ایشان را در سر می پرورانیم و در دعاهای خود خاضعانه به درگاه ربوبی سر سجده می ساییم و این امر را از حضرت رب العالمین مطالبه می کنیم. غافل از اینکه در رکاب حضرت بودن خصوصیاتی را می طلبد، و منتظر واقعی کسی نیست مگر آنکه خود را با آن خصوصیات تطبیق داده و آنها را در خود مهیا کند.

نصرت و یارى حضرت ولى الله (علیه السلام)در امر دین به عناوینى چند حاصل مى شود ، كه در اینجا به یکی از مهمترین و لازم ترین آنها بر وجه اختصار اشاره مى كنیم:

مهمترین امری که با توسل به آن می توان حضرت ولی عصر(عج) را یاری نمود تقوا است . و بر این مطلب ــ یعنى بر اینكه با تقوا یارى امام(علیه السلام)حاصل مى شود ــ شواهد بسیارى داریم ، كه اجمالا بعضى از آنها را متذكّر مى شویم:

اوّل : فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)در « نهج البلاغه » در ضمن نامه اى كه به عثمان بن حنیف ــ عامل ایشان در بصره ــ نوشته اند :

آگاه باشید ! همانا شما توانائى بر این نوع قناعت ندارید ، و لكن مرا به اجتناب از آنچه حرام است وبه كوشش در فرائض و واجبات الهى و به كفّ نفس از حاجت و تملّق از اهل دنیا و به سعى در آنچه راه صحیح و درست است یارى كنید

 

« ألا و إنّ لكلّ مأموم إماماً یقتدی به ، و یستضیئ بنور علمه ، ألا و إنّ إمامكم قد اكتفى من دنیاه بطمریه ، و من طُعمه بقُرصیه ، ألا و إنّكم لا تقدرون على ذلك ، و لكن أعینونی بورع و اجتهاد و عفّة و سداد » .(1)

یعنى : آگاه باشید ! همانا از براى هر كسى باید امام و پیشوائى باشد كه در اعمال و احوال خود از او پیروى كند ، و به روشنائى نور علم او هدایت بیابد .

آگاه باشید ! همانا امام و آقاى شما به تحقیق از دنیاى خود و از زینتهاى آن به دو جامه كهنه و از طعام آن به دو قرص نان اكتفا و قناعت كرده .

آگاه باشید ! همانا شما توانائى بر این نوع قناعت ندارید ، و لكن مرا به اجتناب از آنچه حرام است وبه كوشش در فرائض و واجبات الهى و به كفّ نفس از حاجت و تملّق از اهل دنیا و به سعى در آنچه راه صحیح و درست است یارى كنید.

دوّم : در كتاب « كافى » از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)روایت نموده كه حضرت فرمود :

« أعینونا بالورع ، فإنّه من لقى الله عزّوجلّ بالورع كان له عند الله عزّوجلّ فرجاً ، إنّ الله عزّوجلّ یقول : (مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ فَاُولئِكَ مَعَ الَّذینَ اَنْعَمَ الله عَلَیْهِم مِنْ النَّبیینَ وَ الصِّدیقینَ و الشُّهَداءَ و الصّالحِینَ وَ حسنَ اُولئِكَ رَفیقاً)(2) فمنّا النبىّ و منّا الصّدیق و الشهداء و الصالحون » .(3)

یعنى : ما را به اجتناب نمودن از محارم الهى یارى نمائید ، پس همانا هر كس خداوند عزّوجلّ را با حال ورع ملاقات نماید ، براى او نزد خداوند فرج كامل از شدائد است ، بدرستیكه خداوند در كلام مجید مى فرماید : كسانیكه خدا و رسول او را اطاعت نمایند ; پس اینان با كسانى كه در جوار قرب الهى و رحمتهاى خاصّه او در بهشت كه خداوند بر آنها انعام فرموده است از نبیّین و صدیقین و شهداء و صلحاء ساكن خواهند بود .

همانا شیعیان على(ع) شكم هاى خالى و لبانى خشك دارند یعنى از جهت شدّت گرسنگى و زیادى روزه دارى ــ و آنان اهل رأفت و علم و بردبارى هستند ،و آنان به شدّت اعراض از اهل دنیا و از احوال و اعمال آنها شناخته مى شوند ،پس براى محافظت از آنچه بر آن هستید از ولایت اولیاء معصومین و ائمّه طاهرین (ع)با اجتناب نمودن از محارم الهى و كوشش زیاد در انجام واجبات كمك و یارى كنید

سوّم : در كتاب « كافى » از حضرت صادق صلوات الله علیه روایت شده كه حضرت فرمود :

« إنّ شیعة علیّ خمص البطون ، ذبل الشفاة ، و أهل رأفة و علم و حلم ، یعرفون بالرهبانیة فأعینوا على ما أنتم علیه بالورع و الاجتهاد » .(4)

یعنى : همانا شیعیان على(علیه السلام) شكم هاى خالى و لبانى خشك دارند یعنى از جهت شدّت گرسنگى و زیادى روزه دارى ــ و آنان اهل رأفت و علم و بردبارى هستند ، و آنان به شدّت اعراض از اهل دنیا و از احوال و اعمال آنها شناخته مى شوند ، پس براى محافظت از آنچه بر آن هستید از ولایت اولیاء معصومین و ائمّه طاهرین (علیهم السلام)با اجتناب نمودن از محارم الهى و كوشش زیاد در انجام واجبات كمك و یارى كنید .

چهارم : آنچه در ضمن جمله اى از توقیع حضرت صاحب الأمرصلواة الله علیه رسیده ، كه مى فرماید :

« إنّا غیر مهملین لمراعاتكم و لاناسین لذكركم ، ولولا ذلك لنزل بكم البلاء و استطلمكم الأعداء ، فاتّقوا الله جلّ جلاله و ظاهرونا على انتباثكم من فتنة قد أناقت علیكم » .(5)

یعنى : ما اهمال در مراعات شما نكرده ایم و یاد شما را فراموش ننموده ایم ، و اگر این نبود ; هر آینه به شما بلاى سخت نازل مى شد ، و دشمنان شما را مستاصل مى كردند ، پس بپرهیزید از خداوند و تقوا پیشه كنید ، و ما را بر بیرون آوردن شما از فتنه ای كه بر شما مشرف شده است ; یارى كنید » .

و امّا حكمت اینكه چگونه با تقوا و ورع ; یارى امام (علیه السلام)حاصل مى شود این است كه : منظور از نصرت و یارى كسى ; همراهى با او در رساندن نفعى به او یا دفع ضررى از او است ، و هر كدام از اینها هم ممكن است نسبت به جان او یا به عرض و آبروى او یا نسبت به اهل و اولاد یا مال یا متعلّقین او باشد ، و باز هركدام از اینها ممكن است در امور دنیوى یا اُخروى باشد .

 

پاورقی ها:

1 ــ نهج البلاغه فیض : ص 966 ضمن نامه 45 :

2 ــ سوره نساء آیه 69

3 ــ كافى : ج2 ص78 حدیث12 .

4 ــ كافى : ج2 ص233 حدیث10 .

5 ــ بحارالانوار ج53 ص175.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:02 AM
لینک ثابت
ادبیات فراق خاموش‏تر از چراغ مرگیم
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ادبیات فراق خاموش‏تر از چراغ مرگیم

امام زمان
 
 
 

روشن‏تر از آفتاب كجایى‏

عقربك‏هاى ساعت، تا كى به گرد خود گردند، بیهوده در صفحه غیبت.

در گرگ و میش سحرگاه، پایان دروغ را انتظار مى‏كشیم.

آن روز كه بیایى، جهان براى خوشبختى ما تنگ است.

آغاز و فرجام خویش را در تو مى‏جوییم.

این گریه را پایانى است اگر، اشك راه خود را بداند و بر هر دامانى نریزد.

پوست را بادام و سال را ایام و زیستى را كام و بودن را نام تویى.

من كیستم؟ تو كیستى؟ من اینك نه آنم كه بودم. تو همچنان آنى كه بودى.

مگذار كه بگویم در تن من، امید را به خاك سپردند و سنگى صنوبرى شكل بر سر آن نهادند.

هیچیم هیچ، بى‏تو اى همه كس، همه چیز، همه جا، همه وقت، همه عمر...

دلى داریم به پریشانى دود; سرى داریم به حیرانى رود; چشمى به گریانى ابر; غمى به وفادارى بخت. نه اقبال خوشایندى، نه مرگ ظفرمندى.

رفتن، یعنى غیبت، آمدن، یعنى ظهور. بودن یعنى انتظار. كار یعنى سالنامه عمر را ورق زدن. سیاست، یعنى به لبخند تو خندیدن. حكومت، یعنى زیر پاى تو فرش گستردن. عاشورا، یعنى غمهاى تو. محرم، یعنى دمیدن مهتاب فراق. این است معناى حقیقى كلمات.

عریضه‏ها را چاه به كجا مى‏برد؟ آیا او هم...

سر و دست مى‏شكند غول فراق: ما به جنگ مگسها بسیجیده‏ایم.

اگر نه یك دم هماواز توییم، مگر چنگ ناساز تو نیستیم؟

خوشا آن در كه به روى تو هر روز مى‏خندد.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:01 AM
لینک ثابت
چیستی فرهنگ انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

چیستی فرهنگ انتظار

امام زمان (عج)

در تفكر شیعی، انتظار موعود به عنوان یك اصل مسلم اعتقادی مطرح و در بسیاری از روایات بر ضرورت انتظار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح شده است. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که به یاران خود فرمودند: « آیا شما را خبر ندهم به آنچه خدای صاحب عزت و جلال، هیچ عملی را جز به آن سه از بندگان نمی پذیرد؟» و وقتی اشتیاق یاران را دیدند، فرمودند: « گواهی دادن به اینكه هیچ چیز شایسته پرستش جز خداوند نیست و اینكه محمد (ص)، بنده و فرستاده اوست و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بیزاری از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم آل محمد(ص)». (1)

اعتقاد قلبی به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اصول فرهنگ انتظار است. در این فرهنگ انسان منتظر مؤمن یقین دارد كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كه امام دوازدهم و فرزند بلاواسطه امام حسن عسکری علیه السلام است، از روزی كه متولد شده تا كنون با همین بدن عنصری، زنده و باقی است و روزی ظاهر خواهد شد و جهان را پر از عدل خواهد کرد. معتقد است ظهور آن حضرت روز معینی ندارد؛ بلكه احتمال دارد همین لحظه اتفاق بیفتد، همانطور که احتمال دارد سال های بسیار هم تأخیر افتد.

ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از «اشراطِ ساعت» است؛ یعنی علائم قیامت. یكی از علائم و نشانه های حتمی قیام قیامت و فرا رسیدن رستاخیز، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام پیش از قیامت می آید و تا او نیاید و حكومت عدل را در جهان برپای ندارد، عمر جهان به سر نمی رسد و قیامت برپا نمی شود

در این فرهنگ فرد یا جامعه و یا امت منتظر در حال عبادت و پرستش است که برترین عمل می باشد، چنانچه در تشبیه امام علی علیه السلام همانند مجاهد تلاشگری است كه در راه خدا و احیای سنت های اسلامی در پرتو اعتقاد راسخ انتظارش، در خون خود می غلطد.(2) این نوع از انتظار دارای محتوایی اصلاحگر، تحرك آفرین و تعهدآور است كه عالی ترین و ارجمندترین نوع بندگی حق تعالی و در نتیجه برترین عمل و نیكوترین تلاش و جنبش می باشد.(3)

در این فرهنگ، معاد جایگاه بسیار ویژه ای دارد و از اصول اساسی و پایه ای به شمار می رود؛ زیرا باور این فرهنگ بر این است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهور، ستمگران و ظالمان را به سزای اعمال خود می رساند و مؤمنان را عزیز می دارد و رحمت الهی را به آنان می چشاند که این رفتار و شیوه امام، نمونه ای است از چگونگی معاد و رستاخیز. ضمن اینکه به هنگام ظهور امام گروهی از پاكان و پلیدان به جهان باز می گردند و باز این نیز نمونه ای کوچک از قیامت است.

به این نکته نیز باید توجه داشت که ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از «اشراطِ ساعت» است؛ یعنی علائم قیامت. یكی از علائم و نشانه های حتمی قیام قیامت و فرا رسیدن رستاخیز، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام پیش از قیامت می آید و تا او نیاید و حكومت عدل را در جهان برپای ندارد، عمر جهان به سر نمی رسد و قیامت برپا نمی شود.(4)

ظهور

در این فرهنگ، كسب آمادگی های نظامی و مهیا كردن تسلیحات مناسب هر عصر برای یاری و نصرت امام غائب از جمله وظایف منتظران است. چنان که در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: « باید هر یك از شما برای خروج مهدی اسلحه تهیه كند، اگرچه یك نیزه؛ چون وقتی خداوند ببیند كسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه كرده است، امید است عمر او را طولانی كند تا ظهور را درك نماید و از یاوران مهدی باشد» .(5)

 

انتظار صحیح

انتظار صحیح و سازنده بهترین عمل نزد خداوند، با فضیلت ترین عبادت و انسان منتظر از اهل هر زمان فاضل ترند.(6)  ائمه معصوم علیهم السلام همواره ما را به امیدواری و انتظار فرج تشویق و از یأس و ناامیدی برحذر داشته اند، چنان که در حدیثی از امام علی علیه السلام آمده است: « انتظار فرج داشته باشید و مأیوس و نومید از لطف و رحمت خدا نگردید».(7)

در حقیقت یأس و ناامیدی، بزرگ ترین مسلخ شیطان برای ذبح نمودن همه حیثیت ها و فضیلت های انسانی، است. ناامیدی، وداع گفتن با سرالاسرار آفرینش آدمی و پیمودن چرخه تكامل است و بالعکس انتظار سازنده، چلچراغ امیدی است که دهلیزهای بی فروغ قلب های انسان منتظر را آذین می كند و آن را گذرگاه احساس، جهاد، تحرك، مقاومت و ایثار و شهادت می سازد.

انتظار صحیح از بزرگ ترین عوامل مقاومت و پایداری است و از آن جهت كه مسلمانان و به ویژه شیعیان را در برابر ظلم ها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه می دارد و به آنان دل و جرأت می دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ایستادگی كنند و در عقیده خود محكم و استوار و ثابت قدم بمانند، سرمایه روحی بزرگی برای منتظران است

اسلام، همواره تأكید فراوانی بر لزوم مبارزه با هر گونه فساد اخلاقی، سیاسی و اجتماعی داشته است كه در قالب امر به معروف و نهی از منكر بیان شده است. به بیانی دیگر امر به معروف و نهی از منكر از منظر فقه اسلامی، وظیفه شرعی و همگانی است. رضایت و خشنودی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن است كه معروف، عملی شود و منكر، ترك گردد؛ بنابراین انسان منتظر نباید در این باره بی تفاوت باشد. خود حضرت در روزگار ظهور، بزرگ ترین امركننده به معروف و نهی كننده از منكر است. جامعه منتظر نیز قطعاً خشنودی و رضایت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را می طلبد و به او اقتدا می كند و برای اقامه احكام خدایی، تنبلی و بی تفاوتی را از خویشتن دور می کند.(8)

فرد منتظر باید در برابر شبهات شیاطین پنهان و آشكار مقاومت كند و آن ها را از ذهن ها بزداید. حفظ و گسترش اعتقاد دینی و شناخت آن در روزگار متصل به ظهور، مفیدتر بلكه لازم تر است؛ زیرا تنها، دارندگان عقیده و عمل در حوادث پیش از ظهور غرق و گم نمی شوند و دچار تردید نمی گردند. در حدیثی از امام سجاد علیه السلام از اهمیت این موضوع چنین سخن گفته است: « مردمانی كه در روزگار غیبت به سر می برند و معتقدند و منتظر، از مردمان همه زمان ها افضل اند؛ زیرا خدای متعال به آنان خرد و فهم و معرفتی داده است كه غیبت امام، برای آنان مانند حضور است (یعنی با اینكه در عصر غیبت به سر می برند و امام را نمی بینند، از نظر ایمان و تقوی و پایداری گویی در زمان ظهور به سر می برند و امام خود را می بینند). خداوند این مردمان را مانند سربازان پیكارگر صدر اسلام قرار داده است؛ همانان كه در ركاب پیامبر شمشیر می زدند و پیكار می كردند. آنانند اخلاص پیشگان حقیقی و آنانند شیعیان واقعی و آنانند كه (در نهان و عیان) مردم را به دین خدا دعوت می كنند».(9)

انتظار صحیح از بزرگ ترین عوامل مقاومت و پایداری است و از آن جهت كه مسلمانان و به ویژه شیعیان را در برابر ظلم ها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه می دارد و به آنان دل و جرأت می دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ایستادگی كنند و در عقیده خود محكم و استوار و ثابت قدم بمانند، سرمایه روحی بزرگی برای منتظران است.(10)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

1. النعمانی، الغیبه، ص 200.

2. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 496.

3. همان.

4. حكیمی، خورشید مغرب، ص 369.

5. بحارالانوار، ج 52، ص 366.

6. همان، ج 52، ص 126؛ مؤسسه المعارف الاسلامی، معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج 1، ص 268.

7. بحارالانوار، ج 52، ص 123.

8. خورشید مغرب، ص 272.

9. هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص 224.

10. دارمستتر، مهدی ازصدر اسلام تا قرن 13 هجری، ترجمه محسن جهان سوز، ص 39 ـ 79.

 

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:01 AM
لینک ثابت
شکوه عشق
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

شکوه عشق

یا صاحب الزمان

 

 

 

 

من؛ ستاره ستاره‌ محبت را با نام تو انشا کردم، دریا دریا عاطفه را به عشق تو نوشیدم، خرمن خرمن شقایق را به یاد رخ گلگون تو نظاره کردم. دسته دسته پرنده را، صفا به صفا صمیمیت را، دانه دانه مهر را، قطره قطره شهد را، چه می‌گویم که هستی را برای تو، به یاد تو، و به خاطر تو به تماشای ایستاده‌ام. آه، اگر عشق؛ خرابه‌ای بود، آبادش می‌کردم، اگر آیه‌ای بود تلاوتش می‌کردم، اگر زنجیری بود، می‌گسستمش، اگر ترانه‌ای بود، می‌سرودمش. چه می‌گویم که شکوه عشق تو هستی، و هستی بی‌تو فریبی بیش نیست.

قرن‌هاست که چونان با کوله‌باری از هجران از متن تاریخ گذشته‌ام. هر از گاهی در سایه درختی، پناه‌گاهی جسته‌ام، اما باز هم همگام با طوفان حوادث و همراه با کاروان جهاد، در پی وصال تو رهسپار شده‌ام. هستی در انتظار توست، زمین در انتظار بارش عدل تو، گل در انتظار تابش قامت رعنای تو، دریا در انتظار مروارید وجودتو، آسمان در انتظار ستاره فروغ تو، بهار در انتظار فرمان تو، و دنیای انسانیت منتظر ظهور پر برکت توست.

مگر ما از تو چه خواستیم جز وصال که سالیان است فراق، مونس جانمان گشته. آیا دوران هجران بس نیست؟ تا کی رخ از ما نهان خواهی نمود و ما را در آتش هجران خواهی گداخت؟

هر روز غروب باران دیدگانم، در انتظار مسافری کوچه را می‌شوید. بی‌تو ای درخت زیتون، خوشبختی و حوصله‌ای نمانده است.

بی‌تو چون زمینی دور از بارش باران بهاری، با درد و اندوه خشک و سرد مانده‌ام. بی‌تو دل تنگ دل تنگم.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:00 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 18
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه