السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30477بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
حجت چیست، حجت کیست؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

حجت چیست، حجت کیست؟

امام زمان (عج)

«حجّت» از نظر لغت، به معنای برهان و دلیل است كه با آن حریف را قانع یا دفع كنند و جمع آن حجج و حجاج است.(1) این كلمه در قرآن مجید در موارد مختلفی به كار رفته است؛ از جمله: «لِئَلاَّ یكُونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَةٌ بَعدَ الرُّسُلِ وَكانَ اللَّهُ عَزیزاً حَكِیماً»؛(2)

 «تا اینکه برای مردم، پس از فرستادن پیامبران، در مقابل خدا بهانه و حجّتی نباشد و خدا توانا و حكیم است».

و نیز« قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ البَالِغَةُ فَلَو شَاءَ لَهَداكُمْ اَجْمَعین» ؛(3)

 «بگو برهان رسا (حجّت) ویژه خداوند است و اگر او می‌خواست، قطعاً همه شما را هدایت می‏كرد».

امام كاظم(علیه السلام) فرموده است: «اِنّ لِلَّهِ عَلَی النّاسِ حجّتینِ حُجَةً ظَاهِرَةً وَحُجَةً بَاطِنةً فَاَمَّا الظَاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالاَنبِیاءُ وَالاَئِمَّةُ وَاَمَّا البَاطِنَةُ فَالعُقُولُ» ؛(4)

«خداوند را بر مردم دو حجّت است: یكی ظاهر كه آن عبارت است از پیامبران و رهبران دینی و دیگری باطن كه آن عقول مردم است».

پیامبران و اوصیای آنان(علیهم السلام) از این جهت «حجّت» نامیده شده‏اند كه خداوند به وجود ایشان، بر بندگان خود احتجاج كند. آنان همچنین دلیل بر وجود خدا هستند و گفتار و كردارشان دلیل بر نیاز مردم به قانون آسمانی است.

بر اساس روایات فراوانی، هرگز زمین خالی از حجّت نیست؛ چنان كه ‏از امام رضا(علیه السلام) پرسیده شد: آیا زمین از حجّت خالی می‏ماند؟ حضرت فرمود: «لَوْ بَقِیتْ بِغَیرِ اِمَامٍ لَسَاخَتْ» ؛(5)

خداوند را بر مردم دو حجّت است: یكی ظاهر كه آن عبارت است از پیامبران و رهبران دینی و دیگری باطن كه آن عقول مردم است

«اگر زمین به اندازه چشم برهم زدنی از حجّت خالی باشد، اهلش را فرو می‏برد».

از دیدگاه شیعه، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان آخرین حجّت الهی است؛ از این رو به حجة بن الحسن العسكری(علیهما السلام) شهرت دارد.(6)

داود بن قاسم گوید: از امام دهم(علیه السلام) شنیدم كه می‏فرمود: «الخَلَفُ مِنْ بَعْدِی الحَسَنُ فَكَیفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الخَلَفِ فَقُلتُ لِمَ جَعَلَنِی اللّهُ فِداكَ فَقَالَ: اِنَّكُم لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلایحِلُّ لَكُم ذِكْرُهُ بِاسمِهِ فَقُلتُ كَیفَ نَذكُرُهُ فَقَال: قُولُوا الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ»؛(7) «جانشین من، پسرم حسن است. شما نسبت به جانشینِ پس از جانشین من چه حالی خواهید داشت ؟ عرض كردم: خداوند مرا قربانت كند؛ چرا؟ فرمود: برای آنكه شخص او را نمی توانید ببینید و ذكر او به نام مخصوصش روا نیست. عرض كردم: پس چطور او را یاد كنیم؟ فرمود: بگویید حجّت از خاندان محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)» )).

در بیشتر روایات این لقب به صورت «الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ» به كار رفته است.(8)

 

پی نوشت:

1-      ر.ك: لسان العرب، ج 2، ص 228.

2-  نساء (4)، آیه 165.

3-  انعام (6)، آیه 149.

4-  كافی، ج 1، ص 15.

5-  شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 198.

6-  بحارالانوار، ج 25، ح 6 و ج 97، ص 343.

7-  كتاب الغیبة، ص 202، ح 169؛ كافی، ج 1، ص 328، ح 13.

8-  ر.ك: همان؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 245؛ كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 648.

 

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:46 AM
لینک ثابت
بوی یار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

بوی یار

کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها
 

 

 
 

این بچه‏ها معماگونه هستند در عین گریستن مى‏خندند و در عین خندیدن مى‏گریند. دل دریایى‏شان مطمئن و آرام است اما در عین حال امواج بیقرارى‏شان بیتابانه خود را به ساحل بلند سینه‏هاى ستبرشان مى‏كوبد. اینان ذخیره‏هاى خداوند براى عصر آخرالزمان هستند برگزیدگانى كه تاریخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است.

عصاره امتهاى پیشین همانان كه «فسوف یاتى الله بقومم یحبهم و یحبونه اذلة على المؤمنین و اعزة على الكافرین یجاهدون فى سبیل‏الله و لا یخافون لومة لائم‏»...

چه روزگار شگفتى، تاریخ آینده كره ارض بارور حوادثى بس شگفت است‏حوادثى كه مجد و عظمت جهانگیر اسلام را در پى خواهد داشت و این همه را تنها كسى درمى‏یابد كه منتظر است و بوى یار را از فاصله‏اى نه چندان دور مى‏شنود و هر لحظه انتظار مى‏كشد تا صداى «اناالمهدى‏» از جانب قبله بلند شود و او را به سوى خویش فراخواند.

بشنو، زبان حال آنان را بشنو: حسینا! اماما! هرچند ما عاشورائیان قرن پانزدهم هجرى قمرى كربلا نبودیم تا به نداى هل من ناصر تو پاسخ گوییم و حق را یارى كنیم; اما حسینا ما مى‏دانیم كه تاریخ بر محور تو و عاشورا و كربلایت مى‏گردد و زمان از آن مى‏گذرد تا یاران تو را از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون كشد و همه آنان را در زیر علم خونخواهى تو گردآورد و آنان را وارث زمین گرداند و اینچنین همه تاریخ روزى بیش نیست و آن روز روز عاشوراست

راهیان كربلا را بنگر، آنان خوب دریافته‏اند كه زندگى به خون وابسته است و پیكر تاریخ، بى‏خون خدا، ثارالله، مرده‏اى بیش نیست و سر مبارك امام شهید برفراز نى رمزى است‏بین خدا و عشاق یعنى كه این است‏بهاى دیدار. به یادآر فرموده صاحب‏الزمان را كه ما را به اعمالى فراخوانده‏اند كه به محبتشان نزدیك‏تر است: «فلیعمل كل امرء منكم ما تقرب من محبتنا» و براستى مگر محبت آنان در چیست؟ در محبت‏حسین. محب حسین محبوب خداست و كدام راه از این نزدیكتر!؟

بشنو، زبان حال آنان را بشنو: حسینا! اماما! هرچند ما عاشورائیان قرن پانزدهم هجرى قمرى كربلا نبودیم تا به نداى هل من ناصر تو پاسخ گوییم و حق را یارى كنیم; اما حسینا ما مى‏دانیم كه تاریخ بر محور تو و عاشورا و كربلایت مى‏گردد و زمان از آن مى‏گذرد تا یاران تو را از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون كشد و همه آنان را در زیر علم خونخواهى تو گردآورد و آنان را وارث زمین گرداند و اینچنین همه تاریخ روزى بیش نیست و آن روز روز عاشوراست.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:46 AM
لینک ثابت
گل خوشبوی هستی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

گل خوشبوی هستی

امام زمان

 

 

 

 

 

ای گل غایب ! هیچ دلی نیست كه نام مبارك تو را همچون گنجینه ای گران بها , در خود , جای نداده باشد.

هر درختی , وقتی با نسیم زمزمه می كند , دعای عهد را می خواند. هر كوهی , از آن روی مستحكم و پابرجاست كه تو را مركز ثقل زمین و مایه ی دوام آسمان می داند.

هر دریایی , با ذكر نام و یاد تو , بی كرانه می شود.

ای گل نرگس ! خوشبوترین گل های دنیا , رایحه ی وجود تو را وام دارند. اگر خورشید , بر جهان و جهانیان ,نور می باراند , از فیض حضور تو در آسمان ها و زمین است . اگر ماه , جاده ی زندگی را نقره گون و زیبا می سازد , به یمن بركت و صفای وجود توست .

گردش منظم افلاك , حركت انسان , رشد گیتی , رنگ و بوی گل و گیاه , بر پایی دنیا , صفای دل ها , وجود هر چه مهر و وفا , همه و همه وابسته به وجود و حضور توست و حضور سبز تو , با ظهورت , كامل تر میشود و كهكشان زندگانی را زیباتر و پربارتر می سازد

اگر زمین , اجازه می دهد كه بشر , زین بر پشتش نهد و از مزایایش بهره برگیرد , همه وهمه به خاطر توست .

اصلا همه ی هستی , بی حضور تو , بیغوله ای بیش نخواهد بود. اگر تو نباشی , ای حجت خدا , ما همه

در كام زمین فرو خواهیم رفت و اثری از ما , در زمان باقی نخواهد ماند.

گردش منظم افلاك , حركت انسان , رشد گیتی , رنگ و بوی گل و گیاه , بر پایی دنیا , صفای دل ها , وجود هر چه مهر و وفا , همه و همه وابسته به وجود و حضور توست و حضور سبز تو , با ظهورت , كامل تر میشود و كهكشان زندگانی را زیباتر و پربارتر می سازد.

ای مولا! سرسبزی دنیا را با ظهور خویش تضمین فرما

ای یادگار عترت طاها، ظهور کن

آرام جان زهره ی زهرا، ظهور کن

از رخ بگیر معجر غیبت، عزیز دل

روشن ترین ستاره ی دنیا، ظهور کن

عمری در انتظار نگاهت نشسته ایم

ای تکسوار سینه ی سینا، ظهور کن

ای آنکه عرش، بسته به پایت کمند خویش

وی باده نوش ساغر ادنی، ظهور کن

هرگز بهانه از لب و خالی نجسته ایم

"تنها" تویی بهانه ی دلها، ظهور کن

 

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:46 AM
لینک ثابت
نگرانی های امام زمان(عج) از شیعیان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نگرانی های امام زمان(عج) از شیعیان

 

امام زمان

حجاب و عفت:

مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»

بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (1)

 

رعایت حلال و حرام در زندگی

یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عج) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عج) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود 37 روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.»

مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد

پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عج) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»(2)

 

امام زمان

بی توجهی شیعیان به امام زمان(عج)

مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(3)

 

 اعمال ناپسند و بی توجهی به عرضه اعمال

در تشرّف مرحوم شیخ محمدطاهر نجفی، خادم مسجد کوفه، می فرمایند: «آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ چرا شیعیان برای فرج ما دعا نمی کنند؟»(4)

کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می گردد

آقامیرزا محمدباقر اصفهانی می گوید که شبی در خواب گویا مولایم حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنید و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمائید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»(5)

در تشرّف آقا شیخ حسیم سامرایی در سرداب مقدس فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زینب (علیها سلام) که فرج را نزدیک گرداند.»(6)

در تشرّف مرحوم آیت الله حاج سید محمد- فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی (ره)- امام زمان (عج) فرمودند: «از علایم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندد. شما برای فرج من دعا کنید.»(7)

در تشرّف دیگری که یکی از علماء به محضر امام زمان (عج) پیدا کرده بود آن حضرت فرمودند: «به آنان بگو که برای فرج من دعا کنید تا خدا مرا از زندان غیبت نجات دهد.» (8)

 

شیعه

همکاری شیعیان با ظالمان و ستمگران

شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند. شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عج) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟» بعد مطلبی فرمودند که آن مرد متوجه نشد من خواستم گفته حضرت را به او بفهمانم. گفتم حضرت بقیه الله (عج) می فرمایند:وَ لا ترکَنُوا اِلی الّذین طَلَمُوا فَتَمّسکُمُ النّار؛ یعنی، به سوی ستمگران میل نکنید به آنان تکیه ننمایید که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد.» وقتی این جمله را گفتم، حضرت رو به من کرد و فرمود: «پس تو چرا مدح می کنی؟» عرض کردم: «تقیه می کنم.» حضرت دست مبارک را به دهان گذاشتند و به عنوان انکار سخن من با تبسم فرمودند: «تقیه! تقیه! تقیه!- یعنی تو از روی خوف و تقیه مدح نمی کنی- هفت روز بیشتر از عمر تو باقی نیست فردا برو و مُهر حکومتی را رد کن.»(9)

امام زمان (عج) می فرمایند: نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند

 تحصیل معارف از طریق غیر مشروع

امام زمان (عج) می فرماید: «طَلَبُ المَعارِف مِن غَیرِ طَریقَتِنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقُ لِلاِنکارِنا؛ یعنی، بدست آوردن معارف جز از طریق ما خاندان پیغمبر (ص) مساوی با انکار ماست.»(10)

 

گناه شیعیان

امام زمان (عج) می فرمایند: «نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند.»(11) امام زمان (عج) می فرمایند: «به خدا پناه می برم از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت.» (12)

 

پرهیز از تصرف اموال معصوم (علیه السلام)

از توقیع شریفی که به وسیله ی نایب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر (عج) رسیده است، آن حضرت در مورد خمس که باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت شود، می فرماید: «کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می گردد.»(13)

امام زمان (عج) در توقیع شریفی می فرمایند: «هر کس در اموال مربوط به ما تصرف کند و بخورد، بدرستی که آتش را در شکم خود وارد کرده است و به زودی در آتش افروخته وارد خواهد شد.»(14)

ایشان می فرماید: «وقتی برای هیچ کس جایز نباشد که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند چگونه این کار در مال ما جایز می شود؟»(15)

در توقیع دیگر می فرماید: «لعنت خداوند و ملائکه و تمامی مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بداند و در آن تصرف کند.»(16)

 

 پی نوشتها :

(1)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 3 ، ص 158.

(2)    ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 268.

(3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 155.

(4)    برکات حضرت ولی عصر (عج) ، ص 35.

(5)    ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 87.

(6)    ملاقات با حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251.

(7)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 184.

(8)    کرامات الصالحین ، ص 174.

(9)    برکات حضرت ولی عصر (عج) ، ص 361.

(10)صحیفه المهدی ، ص 334.

(11)احتجاج ، ج 2 ، ص 474.

(12)الخرائج ، ج 3 ، ص 1110.

(13)کمال الدین ، ص 520.

(14)کمال الدین ، ص 520.

(15)کمال الدین ، ص 521.

(16)نجم الثاقب ، ص 411.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:45 AM
لینک ثابت
جویبار رحمت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

جویبار رحمت

امام زمان
 
 
 

سلام بر تو اى همه ى خوبى! اى پاک ترین بهار! تو عصاره ى زیبایى هاى خلقتى، چکیده اى از شاهکار آفرینشى، پاکى وزلالى، در آفرینش تو معنا شد؛ عشق با حضور تو سامان یافت؛ راستى در تو زاده شد؛ مهر از چشمه ى وجود تو جارى شد وایمان از دریچه ى چشمان تو تابید.

آرى، روزى که خداوند دست خلقت در تو برد، از همه ى خوبى ها، لبریزت کرد تا آینه ى همه ى صفات نیکویش باشى، آن گونه که آفرینش، همیشه در حسرت شناختنت بماند. من کجا به مدح تو مى رسم؛(1) که پیمانه را سنجیدن دریا نشاید و آینه ى دل زنگار زده سزاوار تصویر تو نباشد و من تنها به قدر تشنگى از زلال نامت مى نوشم.

اى از تمام خوبى ها لبریز! دریاى علمى(2) و سلطان وادى حلم.(3) کرم، دست طلب نزد دامن بخشایشت دراز کند؛ که پایه ى کرامتى.(4) بردبارى، به تحیر صبر تو بنشیند؛(5) که منتهاى صبرى. صدق، نسیم همیشگى کلام توست ورحمت، جویبارى همیشه جارى در وجودت.(6)

آن چه در تصویر عمل بنشانى حق است(7) وصواب؛ که تو ترجمان قرآنى(8) وقرآن ناطق.

اى موعود الهى! اى سبزترین بهار موعود! بیا وبا کلامت به راه نورمان بخوان که آن چه تو بدان بخوانى، سعادت است ورستگارى.(9)

اى آینه ى آیات الهى! اى تجلى گاه صفات خدا! بیا وبه راه نورمان بخوان که کلامت نور است ووعده ات راست.(10) بیا تا به تماشاى همه ى خوبى هاى آفرینش بنشینیم وچشم به نور کلامت روشن کنیم؛ اى سرچشمه ى همه ى نکوکارى ها!(11) کجاست آن نگاه مهربانت تا دل ها را شیفته ى رستگارى کند وکجاست آن آینه ى محمد خصلتت تا پایه هاى نیکى را بنا نهد(12) و ستون خیمه ى خیر و خوبى شود؟(13) چشمان دوراندیش(14) تو کجاست تا به نگاهى پرچم افتخار و فجر بر وادى اسلام زند و در همه ى سبزه زارهاى زمین جویبار رحمت جارى کند و آن چه قهر وبى دینى است، به نگاه خشمى براندازد؟ کجاست شوکت الهى تو تا هیبت پوشالى ستمکاران را براندازى.(15)

اى ریسمان مدد الهى! اى رحمت واسعه ى حق! اى بر رحمت خدایى! از پرده ى غیب برون آى وباران مهر ببار که عطشمان سخت طولانى شد. بیا وتاریکى را به نور نکویى هایت بشکاف. بیا وزشتى ها را به زلال خوبى هایت بشوى. بیا تا خوبى معنا یابد وکرم رواج گیرد، صداقت مشترى یابد واحسان در خانه ى همه ى مستمندان ونیازمندان را بکوبد

و روح حیات بر ایمان و اهل ایمان بدمى؟

کجایى اى مهربان ترین، صالح ترین و صادق ترین!(16) اى ایستاده بر قله ى حلم!(17) اى گنجینه ى بى پایان دانایى!(18) اى کریم ترین و نکوکارترین!(19) در کلام من چه مى گنجد؟ که تو دریا دریا خوبى را در گوشه اى از وجود جارى دارى. احسان مهمان همیشه ماندگار وجود توست(20) و بخشندگى همراه با حضور تو.(21)

اى ریسمان مدد الهى! اى رحمت واسعه ى حق!(22) اى بر رحمت خدایى! از پرده ى غیب برون آى و باران مهر ببار که عطشمان سخت طولانى شد.(23) بیا و تاریکى را به نور نکویى هایت بشکاف. بیا و زشتى ها را به زلال خوبى هایت بشوى. بیا تا خوبى معنا یابد و کرم رواج گیرد، صداقت مشترى یابد و احسان در خانه ى همه ى مستمندان و نیازمندان را بکوبد. بیا تا پا به پاى نماز شبت اشک بریزم و پشت به پشت قامت سرو سانت به نماز بایستیم. بیا تا ایمان واخلاص را از دست هاى نورانى کلام تو به ارمغان بگیریم و به نگاه مهربان تو راه راست را بیابیم. بیا اى موعود سراسر خوبى! اى خوب ترین و سبزترین!.

 

پی نوشت:

1-  مفاتیح الجنان، ص 904: (لا أبلغ من المدح کنهکم).

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:44 AM
لینک ثابت
عطش و اضطرار، زمینه ساز ظهور
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

عطش و اضطرار، زمینه ساز ظهور

امام زمان

انسانى که براى رسیدن به سعادت و خوشبختى به هر درى زده و هر راهى را پیشِ رو گرفته، ولى هر چه بیش تر تلاش کرده، بسته بودن درها و بن بست بودن راه ها برایش یقینى تر گشته است، اشتیاق به برپایى حکومت منجى موعود (عج) در وجودش شعله ورتر مى شود. تداوم این حالت، روح آدمى را به مرحله اى جدید مى رساند که آن، عطش وشیفتگى است. اگر در جامعه ى بشرى، این عطش پدید آید، مرحله اى مهم از زمینه هاى اجتماعى ظهور، فراهم شده است.

 


شاید بتوان سبب تکرار جمله ى (یملا الارض قسطاً وعدلاً کما مُلِئت جوراً و ظلماً) را در همین نکته دانست؛ چرا که بشر، از روزى که پا به عرصه ى زمین گذاشته و در پرتو زندگى اجتماعى خود، براى پیشبُرد اهداف انسانى خویش، سر به فرمان حاکمان و زمامداران نهاده است، امیدوار بوده که این حاکمانِ زورمند جلو تعدّیات را بگیرند و جامعه اى صالح و به دور از هر گونه ظلم و ستمِ پیدا و پنهان بسازند، امّا نه تنها به این خواسته ى برخاسته از عمقِ جانِ خویش نرسیده، بلکه روز به روز شاهد گسترش ظلم و ستم هاى گوناگونى بوده است. از این رو، هر گاه که با پدیده ى ناروایى رو به رو مى شود، از اعماق وجود آرزوى درک روزگارى را مى کند که با روى کارآمدن مردى الهى، روحِ عدالت در کالبد جامعه ى بشرى دمیده شود. این، همان زمینه ى مساعد و بستر مناسب براى پذیرش حکومت جهانى حضرت مهدى موعود (عج) است که باید در وجود تمامى جامعه ى بشرى رسوخ کند.

در آخر الزمان، بر امّت من، بلاى شدیدى - که تا آن زمان بلایى شدیدتر از آن شنیده نشده - از جانب سلطان وحاکم ایشان وارد مى شود، به حدّى که زمین با آن همه گستردگى اش بر آنان تنگ مى شود ومالامال از ستمِ آشکار وپنهان مى گردد. انسان مؤمن، پناهگاهى پیدا نمى کند که بدان پناه برد. در این وقت است که خداوند عزّ وجلّ، مردى از خاندان مرا بر مى انگیزد تا زمین را پُر از قسط و عدل سازد، همان گونه که لبریز از ظلم و جور گشته بود، به طورى که ساکنین آسمان و زمین، از وى راضى مى شوند

هر چند که روبه رو شدن با پدیده ى نا به هنجار ظلم و جور، انسان را از سویى آزرده خاطر و رنجور مى کند، امّا از سوى دیگر، نور امید و عطش زندگى در آینده اى حتمى و موعود که اثرى از ظلم وجور نخواهد داشت را در دل او فروزان مى کند و همین امر سبب مى شود تا لحظه به لحظه، محبّت و دوستى و اُنس با حضرت مهدى (عج) و حکومت او در جانِ آدمى شدّت یابد، و رفته رفته این شدّت به عطش و شیفتگى مبدّل شود.

 

در روایتى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، چنین آمده:

در آخرالزمان، بر امّت من، بلاى شدیدى - که تا آن زمان بلایى شدیدتر از آن شنیده نشده - از جانب سلطان و حاکم ایشان وارد مى شود، به حدّى که زمین با آن همه گستردگى اش بر آنان تنگ مى شود و مالامال از ستمِ آشکار و پنهان مى گردد. انسان مؤمن، پناهگاهى پیدا نمى کند که بدان پناه برد. در این وقت است که خداوند عزّ وجلّ، مردى از خاندان مرا بر مى انگیزد تا زمین را پُر از قسط و عدل سازد، همان گونه که لبریز از ظلم و جور گشته بود، به طورى که ساکنین آسمان و زمین، از وى راضى مى شوند. (1)

این روایت، به روشنى، نشان مى دهد که دورى جامعه از رهبر الهى عادل، وگرفتار آمدن آن در چنگال سردمداران بیدادگر، موجب بروز ظلم و فساد در همه ى زمینه ها مى شود و همین فساد، باعث سختى و مشکل و پدید آمدن تنگناهاى غیر قابل رفع در زندگى بشر مى گردد. در نتیجه، سبب تشنگى انسان هاى مؤمن به ظهور مصلح واقعى مى گردد.

 

از حدیفه، درباره وضعیّت جامعه بشرى در هنگام قیام حضرت مهدى (عج) چنین رسیده:

به درستى که (مهدى موعود (عج)) قیام نمى کند تا زمانى که هیچ غایبى نزد مردم محبوب تر از وى نباشد، و این به خاطر شرارت ها و ناروایى هایى است که به مردم رسیده است. (2)

 

امام زمان

اضطرار

از بررسى روایات مى توان چنین به دست آورد که (اضطرار)، تبلور فراهم آمدنِ همه آمادگى ها و زمینه ها است. انسانِ مضطر، دنیا را با تمام وسعت اش، تنگ احساس مى کند وزرق وبرقِ فریبنده ى ظاهرِ قدرت هاى شیطانى، او را غافل نمى کند. بر عکس، انسان هایى که زندگى در کاخ هاى سر به فلک کشیده و بهره مندى از مال و منال فانى و عیش و نوش زودگذر دنیا، خط پایان آرزوهایشان را ترسیم کرده است، کجا به دنبال جایگاهى در کنار مهدى موعود (عج) خواهند بود؟

انسانى که خود را یافت و ارزش جان خویش را بیش تر از آن دید که در چند روزه ى دنیا تباه اش سازد، قدم نهادن در خیمه ى محبوب دل ها و زندگى در روزگار شیرین ظهور را پایان آرزوهایش قرار مى دهد و این حالت، نه فقط یک آرزوى بى ریشه، بلکه فراتر از عطشى است که جان آدمى را به لرزه در مى آورد و لحظه به لحظه او را در پى رها شدن از وضعیّت کنونى مى دارد.

در کلامى که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیش از این نقل شد این نکته، نمایان است.

در این بخش از حدیث شریف، ظهور حضرت مهدى(عج) بر این مترتب شده که انسان مؤمن بیابد که هیچ پناهى براى او وجود ندارد!

از این سخن، چنین استفاده مى شود که زمینه ى اجتماعى که عاملِ فرا رسیدن زمان ظهور است، وقتى کار ساز است که همراه خواست قلبى انسان هاى مؤمن، باشد. به عبارت دیگر، انسان هاى منتظر، باید به مرحله اى برسند که به تحقیق یقین کنند براى نجات از گرداب مهالک، هیچ پناهى جز حکومت مهدى آل محمد، (علیهم السّلام) نیست.

این، مطلبى است که با تعبیرهاى گوناگونى در روایات مورد تأیید قرار گرفته در روایتى ابوسعید خدرى از وجود مقدّس پیامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) چنین نقل مى کند:

تأوى الیه اُمّتُه کما تأوى النحل اِلى یعسوبها؛(3) امّت حضرت مهدى (عج) به سوى او پناه مى برند، همان طور که زنبور (از ترس دیگران) به ملکه ى خویش پناه مى برد.

بنابراین، رسیدنِ جامعه به مرحله اى که در آن، همه ى مردم یک دل ویک صدا، خواهانِ حکومت حضرت مهدى (عج) باشند و با تمام وجود، اضطرار خویش را به حضرت اش فریاد زنند وآماده ى یارى و جانبازى در رکاب او براى رسیدن به اهداف والاى وى باشند، از جمله عواملى است که توقّع ظهور، بدونِ آن، امرى است نه چندان نزدیک به واقع.

انسانِ مضطر، دنیا را باتمام وسعت اش، تنگ احساس مى کند وزرق وبرقِ فریبنده ى ظاهرِ قدرت هاى شیطانى، او را غافل نمى کند. بر عکس، انسان هایى که زندگى در کاخ هاى سر به فلک کشیده وبهره مندى از مال ومنال فانى وعیش ونوش زودگذر دنیا، خط پایان آرزوهایشان را ترسیم کرده است، کجا به دنبال جایگاهى در کنار مهدى موعود (عج) خواهند بود؟

بر همین اساس است که وجود مبارک اش در توقیع شریف چنین مى فرماید:

اگر دل هاى شیعیان - که خدا بر طاعت خویش موفق شان دارد - بر وفاى به عهدى که بر آنان بود، متّحد و استوار مى بود، هرگز یُمن دیدار (و همنشینى) ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد و به تحقیق که خوشبختى دیدار ما با معرفتى ثابت و پا برجا به سوى آنان روى مى آورد. (4)

 

این، در حالى است که اگر زمینه مردمى مناسب، به وجود نیاید، به طور کلّى، جامعه، لیاقت وقابلیّت بهره مندى از این نعمت بس بزرگ الهى را به دست نمى آورد؛ چرا که قانون حتمى الهى این گونه استقرار یافته که نعمت و رحمت خداوند بر حسب اقتضاى محلّ و بر وفق استعداد و متناسب با قابلیّتِ دریافت کننده، فرود آید.(5) ظهور زمامدار عادلى مانند امام زمان (عج)، بزرگ ترین نعمتى است که تا کنون هیچ امّتى لیاقت دریافت آن را نداشته و اگر قرار باشد که آن حضرت بدون وجود زمینه ى لازمِ اجتماعى ظهور کند، به تحقیق که از مردم همان چیزى را خواهد دید که دیگر پیشوایان الهى دیدند وهمین مردمى که در صورت ایجاد زمینه ى پذیرشِ حکومت امام زمان (عج) از یاران وهواداران آن حضرت مى شوند، در صورت عدم وجود زمینه  لازم در میانشان، آلت دستِ حاکمانِ جائر و ستم پیشه گشته و علیه آن امام همام به مقاومت بر خواهند خواست!

بنابراین، یکى از مهم ترین زمینه هاى ظهور امام زمان (عج)، و برپایى حکومت عدل جهانى، فراهم آمدن بستر اجتماعى لازم است. و در همین راستا، یکى از با اهمیّت ترین وظایف انسان هاى صالحى که در انتظار برپایى دولت کریمه ى امام عصر (عج) هستند، این است که زمینه هاى اجتماعى لازم براى پذیرش و درخواست حکومت حضرت مهدى (عج) را در میان توده هاى مردم پدید آورند.

 

پی نوشت:

1- عقد الدرر، ص 73.

2-  عقد الدرر، ص 94.

 3- معجم الملاحم والفتن، ج 4، ص 352 (به نقل از الملاحم، سید بن طاووس، ص 70، باب 146)؛ مهر بیکران، ص 51.

4-  احتجاج، طبرسى، ج 2، ص - بحار الانوار، ج 53، ص 177.

5- انزل مِن السّماء ماءا فَسالت أودیه بِقَدَرِها) رعد: 17.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:44 AM
لینک ثابت
سلام، مهدی ...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

سلام، مهدی ...

امام زمان
 
 
 

سوخته دلانیم، فراهم آمده ایم تا فریاد بر آوریم  “یا ایّها العزیز مسنّا و اهلنا الضّر و جئنا ببضاعة مزجاه”

‌ای عزیز مصر وجود، مالک رقاب مُلکِ دل، ما برادران یوسف را مانندیم که دوری مان از تو، و نه دوری تو از ما به اضطرارمان افکنده و بضاعت نا چیزمان گوهر گرانبهای محبت توست که خود تو ارزانیمان داشته ای.

بتو پناه آورده ایم و از تو می خواهیم که بر ما تصدق نموده و پیمانه های کوچکِ دلمان را از چشمه سار ولایتِ خود لبریز نمائی.

چه کم گردد تو را دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

شنیده ایم امام علیه السلام پدر مهربان است. شنیده ایم دریای دل مهربانش به کوچکترین پیام محبتی موج بر میدارد و تمامی فرزندان خود را رهین لطف و کرمش می سازد.

گوش هوشتان را بگشائید!… دوستان چشم دل باز کنید!… این آوای ملکوتی پاسخ اوست که هوش از سر می رباید و این دستانِ خدائی اوست که آغوش گشوده، هر گم کرده راهی به حرم ولایت فرا می خواند و این عطرِ گُلِ نوشکفته وجودِ اوست که مشام جان را نوازش می دهد

پس دوستداران امام زمان، بیائید با هم یکدل و یکصدا پیام ارادت و محبتمان را در گلبونه ی سلامی بپیچیم و به آستان حضرتش تقدیم داریم که او”‌خود”‌حاضر و ناضر بر اعمال ماست و پیاممان را می شنود و سلاممان را بی واسطه جواب کرامت می فرماید. پس به او سلام میکنیم و از آستان مقدسش اذن دخول می طلبیم

السلام ُ علیکَ یا ولیّ الله…اِئذَن لِوَلیّکَ فی الدُّخولِ اِلی حَرَمِک…

گوش هوشتان را بگشائید!… دوستان چشم دل باز کنید!… این آوای ملکوتی پاسخ اوست که هوش از سر می رباید و این دستانِ خدائی اوست که آغوش گشوده، هر گم کرده راهی به حرم ولایت فرا می خواند و این عطرِ گُلِ نوشکفته وجودِ اوست که مشام جان را نوازش می دهد.

منتظرین امام زمان، هم اکنون که به بوی او معطّر شده اید و انشاء الله به حرم امن ولایتش اذن دخول تان داده است. پس به احترام قدوم تان و برای شادمانی دِل تان چشمان مان را فرش می کنیم و گُل، نثار قدوم شان می نمائیم.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:43 AM
لینک ثابت
صبح دعایی که تو می خوانی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

صبح دعایی که تو می خوانی

ظهور الإمام المهدی ( علیه السلام ) بین الشیعة والسنة
 

 

 
 

صبح

دعایی است که هر روز می خوانی.

آمینی که مستجاب نمی شود این قوم شب زده را

که برای آمدنت لحظه شماری میکنند بدون آنکه دلیلش را در اعماق دلهایشان نفس بکشند.

تردید بین تو واینهمه روزمره گی، جاده های نبودنت را به درازا می کشد

تا خمیده قامتان طفلی انتظارشان را مویه کنند.

ظهر

زمین عطشان ِ لبهایی است که هنوز از پی سالها نور می تراوند وبه خورشید اقتدا کرده اند.

رودها هنوز جانب دستهایی هلهله می جوشند که لب تشنگی را وفاداری آموخت وبرادری را ادب.

آینه ها تکثیر می شوند در رویش روشن ِ تکه هایی که از بهشت ِ تن ِ آفتاب به ارث برده اند

وحنجره ها را داغی سه شعبه می سوزاند که بادهای سراسیمه عطر گیسویش سه ساله را کل می کشند تا مادران جهان تو را رود رود گریه سر دهند.

قسم به نام روشن خورشید وقتی که خیبر را به تحیر وا داشت وبه فرق شق القمر شده ی عشق وقتی به فزت ربی متوسل شد از راهی که تو در کوله داری باز نخواهم گشت حتی اگر تمام جاده ها گام های مسافرت را فراموش کنند که هر وقت تو به آینه بنگری صبح می شود

 

عصرها

هر سنگی را که برداری زمین بوی خون می گیرد

که زمان را فراموشی سم ِ اسبان وگلاب گیری لاله ها میسر نیست.

هنوز از پی سالها فریاد زنی به گوش می رسد که رسول خورشید است وکاروان سالار ِ شقایق ها

وسجاده ها،تلخی تبی را زمزمه می کنند که زنجیر بر زخمش خون گریست تا چله نشینی عشق از خم چهارم بتراود

هیچکس اسارت را تا این اندازه در وضو وعشق وستاره تکثیر نکرده

که آسمان با هر زبانی سجده کند دلتنگ است.

تا جهان زمانش را به وقت ظهور تو تنظیم کند.

غروب

تاریخ به جمعه نمی رسد که برگی از تقویم غائب است

سالهاست جمعه که نمی شود! غروب از فراز هیچ منظره ای زیبا نیست

وبادها عطر پیراهنی را تازه می کنند

که قصد آمدن ندارد

تا چشمهای کنعانی دنیا نیامدنت را سفید تر گریه کند وزوزه ی گرگها استخوانهای برادریمان را عمیق ر بلرزاند.

تا چشمهای جهانیان ندبه را به اشک بشوید وانتظار را به خون گریه کند.

و ماه پنج انگشتش را از روی حضورت بردارد

که بشر تشنه ی یک آینه توست.

شب ها

غروب بی تو آنقدر کش می آید که استخوانهای مظلومیتمان فریاد رس می طلبد در انتظار بانگ جرسی که از کعبه سر می دهی.

بیداری شبهای انتظارمان را عطر یاس سرشار می کند.

چه بهشت روشنی از گلوی ابرها می بارد

که بعد از دریا تنها تو می دانی ضریح بی نشانش را

مهتاب که بریزد نسیم شانه می زند پریشانی گیسویت را

که رستاخیز زمین نزدیک تر شود.

مرا به سیاهی شب ها چه کار

که هیچ ظلمتی ذره ای از قامت آفتابیت نخواهد کاست.

قسم به نام روشن خورشید وقتی که خیبر را به تحیر وا داشت

وبه فرق شق القمر شده ی عشق وقتی به فزت ربی متوسل شد

از راهی که تو در کوله داری باز نخواهم گشت

حتی اگر تمام جاده ها گام های مسافرت را فراموش کنند

که هر وقت تو به آینه بنگری صبح می شود.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:42 AM
لینک ثابت
معجزات امام زمان(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

معجزات امام زمان(عج)

امام زمان

قبل از بیان مطلب، لازم است كه اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.

محقّق خویى، در تعریف معجزه مى نویسد:

معجزه، در اصطلاح، این است كه مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، كارى را انجام دهد كه خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.(1)

چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار كنند و از آن جا كه همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه مى كردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى كشاندند، لازم است كه راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است كه در اصطلاح متكلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بیّنه» و «آیه» نامیده مى شود. خداوند مى فرماید:

(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);(2) ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، كتاب و میزان نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.».(3)

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود

حال، با توجّه به این كه جمیع مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا معتقد هستند(4)» ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست. با مراجعه به كتاب هاى تاریخى و روایى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى كنیم كه معجزات و كرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است.

 

بعد از این مقدمه باید گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است:

الف) معجزاتى كه آن حضرت در دوران تولّد و كودكى و غیبت، انجام داده اند.

1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل

از امام حسن عسكرى(علیه السلام) نقل شده كه به حكیمه (دختر امام جواد(علیه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا; زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حكیمه پرسید: «از چه كسى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «از نرجس.».

حكیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هیچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.».(5)

چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى(علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوكابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود(6) و تا روزى كه موسى(علیه السلام) به دنیا آمد، كسى نفهمید كه او حامله است.

معجزه

 

2- قرآن خواندن در بدو تولّد

هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسكرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد.(7)

 

3- شفاى مریض لاعلاج

محمّد بن یوسف نقل مى كند، به مرضى دچار شدم كه پزشكان از علاج آن ناامید شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا كردم. ایشان در جواب نوشتند: «ألبسك الله العافیه; خداوند، بر تو لباس عافیّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت كه شفا پیدا كردم و وقتى پزشكان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: «این شفا و عافیت، به یقین، از جانب خداوند بوده است.».(8)

 

هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسكرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد

4- طلا شدن سنگریزه

یكى از اهالى مدائن مى گوید: به همراه رفیقم، به حج مى رفتیم. در نزدیكى موقف، فقیرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ دادیم. سپس به سوى جوانى خوش سیما كه ردایى پوشیده بود رفت. او، سنگى از روى زمین برداشت و به فقیر داد. شخص فقیر، مدّت زیادى در حق او دعا مى كرد. در این هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «واى بر تو! آیا براى گرفتن یك سنگ، این قدر دعا مى كنى؟» كه ناگهان در دست او سنگى از طلا دیدیم كه در حدود بیست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مكّه و مدینه سوال كردیم، گفتند: «چنین شخصى از علویان است و هر سال با پاى پیاده به حج مى آید.».(9)

5- خبر دادن از غیب

از پسر مهزیار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: «من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصیت كرد كه آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از این وصیّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى(علیه السلام) به وصیّت عمل مى كنم والّا آن را صدقه مى دهم.».

مدّتى در عراق بودم تا این كه فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بیان كرد و من هم مال را به او دادم.(10)

ب) معجزاتى كه امام مهدى (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.» .(11)

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غیبت و غیبت، ختم نمى شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

 

پی نوشت:

1-  آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، ص 3، (به نقل از: إیضاح المراد فى شرح كشف المراد، ص 345، ربانّى گلپایگانى).

2-  الحدید: 25.

3-  بحارالأنوار، ج 11، ص 71.

4-  الإلهیات من شرح المواقف، تحقیق على ربانى گلپایگانى، ص 132.

5-  مدینه المعاجز، سیدهاشم بحرانى، ج 8، ص 10 و 26، مؤسسه ى معارف اسلامى، چاپ اوّل، 1416 هـق.

6-  قصص قرآن یا تاریخ انبیاء، هاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 46، انتشارات علمیه ى اسلامیه، چاپ پنجم، 1407 هـق.

7-  تبصره الولى، سیدهاشم بحرانى، ج 18.

8-  بحارالأنوار، ج 51، ص 297; اصول كافى، ج 1، ص 519.

9-  اصول كافى، ج 1، ص 332; مدینه المعاجز، ج 8، ص 71.

10-  الغیبه، شیخ طوسى، ص 282، مؤسسه ى معارف اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1411.

11-  منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافى، ص 312، مكتبه الصدر، چاپ سوم.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:42 AM
لینک ثابت
بایدها و نبایدهای دوران انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

بایدها و نبایدهای دوران انتظار

امام زمان

 

اهل بیت پیامبر (علیهم السّلام) به شناخت وایمان مردم به امام معصوم (علیه السّلام) در زمان غیبت او، توجّه شایان داشته اند ودر آثار گران بهایشان، این اهتمام، به خوبی، به چشم می خورد.

در دعاها وزیارت نامه ها وروایات اهل بیت (علیهم السّلام) به بسیاری از علل ضعف شناخت وایمان به امام غایب نیز توجهی ویژه می بینیم.

 


البته، بسیار روشن است که با توّجه به عللِ ضعفِ شناخت وضعفِ ایمان، باید در رفع این مشکل بکوشیم، وخلاصه ى درمان این مشکل، در بسیاری از دعاها وزیارت نامه های مخصوص حضرت مهدی (علیه السّلام) در دوران غیبت کبرى، مطرح شده است.

1- به عنوان نخستین گام، به دست آوردن شناخت صحیح از مسئله ى مهدوّیت وشخص امام مهدی (علیه السّلام) امری ضروری است. این مهم، با دقّت کافی در دعاها وزیارت نامه ها، تأمین می گردد؛ زیرا که، شناخت صحیح ولازم را در آن ها می یابیم.

2- گام دوم به دست آوردن دلائل کافی ولازم، واثبات کننده ى وجود امام معصوم وغایب است. هر چند این دلائل را در کتب کلامی می یابیم، امّا دعاها وزیارت نامه ها، از این دلائل نیز برخوردارند، بلکه در برخی دعاها وزیارت نامه ها، صریحاً، ودر برخی دیگر، با اشاره ى گویا، این مبحث مطرح شده است. زیارت جامعه ى کبیره وزیارت وارث ودعای عصر روز جمعه(1)، به طور ویژه، به این امر پرداخته است.

3- گام سوم شبهه زدایی است. باید به همه ى شبهات تزلزل آفرین، توجّه شود وحل گردد. برخی از این شبهات را کتاب های کلامی وحدیثی وبرخی نیز در دعاهای ویژه امام زمان (عجل الله فرجه)، مطرح وپاسخ داده شده است.

در برخی از دعاهای ویژه ى امام زمان(ع)یقین به قیام حضرت مهدی(ع) را همانند یقین به قیام حضرت رسول خدا (ص) قرار داده است. ودر حقیقت، ما را از گذشته ى یقین آور به آینده ى نیازمند یقین، توجّه می دهد. بنابراین یقین لازم را نیز می توانیم از راه مطالعه وتحقیق در تاریخ به دست آوریم وبرای دیگران تبیین کنیم. وبا استفاده از تاریخ بیشترین زمینه های لازم برای تحقق یقین فراهم می گردد

4- گام چهارم، زدودن مشکل یأس ونااُمیدی است. این مشکل، با شناخت وتبیین قوانین اساسی حاکم بر تحوّلات اجتماعی (منطقه ای وجهانی) وفهم روند تحوّلات فرهنگی واجتماعی قابل رفع است.

شناخت این قوانین، راه های گوناگون دارد. از جمله ى این راه ها، بهره برداری صحیح از تاریخ است. شناخت صحیح از تاریخ، راه را برای شناخت مسیر وقوانین حاکم بر تحولاّت اجتماعی، هموار می کند. قرآن کریم، بیش ترین توجّه را به این راه معطوف داشته است.(2)

در برخی از دعاهای ویژه ى امام زمان (علیه السّلام) یقین به قیام حضرت مهدی (علیه السّلام) را همانند یقین به قیام حضرت رسول خدا (صلّی اللّهُ علیه وآله وسلّم)(3) قرار داده است. ودر حقیقت، ما را از گذشته ى یقین آور به آینده ى نیازمند یقین، توجّه می دهد. بنابراین یقین لازم را نیز می توانیم از راه مطالعه وتحقیق در تاریخ به دست آوریم وبرای دیگران تبیین کنیم. وبا استفاده از تاریخ بیشترین زمینه های لازم برای تحقق یقین فراهم می گردد.

5- گام پنجم، توجّه به افق های بسیار دور، در عین توجّه به افق های بسیار نزدیک وبالفعل است، دورنگر بودن، همزمان با غافل نبودن از واقعیّت های موجود بسیار لازم است؛ بنابراین، مشکل زمان را باید برای خود حل کنیم ومراقب باشیم که توجه به آینده ى بسیار دور عامل یأس وسستی ودر نتیجه مانع برنامه ریزی دراز مدت وپایدار نگردد.

قرآن کریم، می فرماید: (إنهم یرونه بعیداً ونراه قریباً)(4)؛ برخی از مردم، قیامت یا قیام مهدی (علیه السّلام) را بسیار دور می بینند، در حالی که ما آن را بسیار نزدیک می بینیم.

6- پس از رفع شبهات وزدودن شک ها وتردیدهای مطرح شده در مورد دلائل قطعی که ثابت کننده ى وجود وحضور امام در پشت پرده ى غیبت است، لازم است ارتباط معنوی ما با امام ناظر وغایب (علیه السّلام) - که مهم ترین عامل رشد معرفت وایمان به او به شمار می رود - تقویت گردد.

تقویت ارتباط معنوی با امام غایب، با وسائلی چند تحقق پذیر می باشد:

الف) دعاهای روزانه وهفتگی ودر مناسبت های گوناگون؛

ب) زیارت های روزانه وهفتگی ودر مناسبت های مختلف.(5)

ج) انتظار صحیح وسازنده ومبارزه با انتظار منفی که خود از عوامل سستی زا ویأس آور است؛

د) توجّه به مسئله ى عَرضه ى اَعمال مردم بر امامِ زمانِ خود، ولازمه ى آن احساسِ نظارت همیشگی امام (علیه السّلام) بر اعمالمان.(6)

شب قدر

ه) توجّه به ویژگی شب قدر ونحوه ى ارتباط معنوی وشایسته با امام زمان (علیه السّلام) در این شب مهم(7) در هر سال؛

و) ارتباط مالی وعاطفی با امام (علیه السّلام)، (توجّه به وجوب خمس بر مردم که از آنِ امام می باشد)، واستحباب پرداخت صدقه یا نذر برای سلامتی امام زمان (علیه السّلام)؛ که مستلزم یک ارتباط واقعی ومعنوی با امام است.

ز) ارتباط پیوسته اعتقادی وتشکیلاتی وعاطفی با نایبان عام امام زمان (علیه السّلام).

ح) ارتباط سیاسی واجتماعی وعاطفی سالانه با امام زمان خود (علیه السّلام) در عرصه ى حج ودر روزهای ویژه ى حج؛ زیرا، همه ساله، امام (علیه السّلام) در موسم حج حاضر می گردد وبه حجّاج آن سال توجّهی ویژه می کند.

ط) توسّل به امام زمان خود وتوجه ویژه به او در تنگناها ومشکلات فردی واجتماعی ودرخواست شفاعت وقت خاصی ندارد وبرای همیشه ممکن وتحقق پذیر است.

ی) تبلیغ وترویج نام ویاد امام مهدی (علیه السّلام) در میان افراد خانواده وافراد محله ومیان همنشینان ودوستان ودر میان سایر افراد جامعه آثار روانی مثبتی در جهت تحکیم ارتباط حقیقی با امام زمان (عجل الله فرجه) می باشد؛

ک) توجّه یافتن وتوجّه دادن به ضرورت وجود وحضور امام معصوم در تمام عرصه های اجتماعی؛

عموماً، آموزه های زیارت نامه ها ودعاهای رسیده از معصومین (علیهم السّلام) در باره ى حضرت مهدی (علیه السّلام) بسیار زیبا وگویا، ونشان دهنده ى نوع درمان مناسب وراه حل های دقیق برای رفع مشکلات زمان غیبت است.

استفاده از عنصر تبیین مسئولیّت های امام (علیه السّلام) در دوران غیبت، می تواند در اشکال زدائی نسبت فوائد وآثار وجودی امام غایب مؤثر باشد. که تبیین آن، اشکالِ لغویتِ وجود امام غایب، مرتفع می گردد. ویکی از سببهای سُستی ایمان وضعف ارتباط مرتفع می گردد.

توسّل به امام زمان خود وتوجه ویژه به او در تنگناها ومشکلات فردی واجتماعی ودرخواست شفاعت وقت خاصی ندارد وبرای همیشه ممکن وتحقق پذیر است

استفاده از عنصرِ تبیینِ مجموعه وظایف پیروان امام مهدی (علیه السّلام) ومنتظران واقعی او نیز نشان دهنده ى توجّه به اشکال بر فایده ى انتظار امام غایب است. رفع این اشکال، ضروری، بلکه یک نوع مبارزه با انتظار منفی است.

استفاده از عنصرِ خطاب وسخن گفتن مستقیم با امام غایب (علیه السّلام) - که در زیارت نامه ها ودعاها، به چشم می خورد نشان دهنده ى اهمیّت توجّه مؤمنان ومنتظران به ضرورت داشتن احساس واقعی نسبت به حضور امام معصوم در تمام صحنه های زندگی آنان است.

استفاده از عنصرِ تکرار بیان وظایف به منتظران ویاران امام زمان (علیه السّلام) نشان دهنده ى ضرورت تربیت آنان همراه با تذّکر ویادآوری های پیوسته نسبت به ضرورت آمادگی بالفعل برای یاری رساندن به امام، وایجاد آمادگی واقعی ولازم در خود و دیگران برای ظهور امام (علیه السّلام) وضرورتِ آمادگی برای فرمان برداری از او می باشد.

تقریباً همه ى آسیب های دوران غیبت - که دوران انتظار فرج است - در دعاها وزیارت نامه های موجود، به طور چشم گیری تذکّر داده شده، وراه حل های آن ها نیز در بیشتر دعاها مطرح گشته است.

در این دعاها وزیارت نامه ها، برنامه های آینده ى امام نیز به گونه ای بسیار گویا وروشن، مطرح شده است وچشم انداز حرکت آینده ى امام (علیه السّلام) را نیز به پیروان او گوشزد می کند تا به سمت آن اهداف بلند حرکت کنند وخود را به او واهداف او، هر چه سریع تر، نزدیک کنند.

در برنامه های ویژه ى منتظران - که یک برنامه ى کامل برای ایجاد آمادگی، و در حقیقت، نشانه ى یک آماده باش کامل وتمام عیار است - مقدّمات ظهوری که در اختیار منتظران ودل باختگان وشیفتگان ظهور حضرت است برنامه ریزی شده است، واین خود نقشی فعّال وعملی در زمینه سازی واقعی را ایفا می کند.

بنابر این، بسیاری از چشم اندازها ومشکلات مطرح در عصر غیبت وراه حل های این مشکلات، در خصوص دوران غیبت کبرى در دعاها وزیارت نامه ها وصلوات ویژه ى حضرت مهدی (علیه السّلام) به گونه های مختلف، با اجمال وتفصیل، وگاهی با تکرار وتأکید فراوان، به چشم می خورد. واین، مطلب نشان می دهد که همه ى امامان معصوم (علیه السّلام) در دوران حضورشان، به مسئله ى غیبت ومشکلات آن، توجّهی کامل داشته اند.

تقریباً همه ى آسیب های دوران غیبت - که دوران انتظار فرج است - در دعاها وزیارت نامه های موجود، به طور چشم گیری تذکّر داده شده، وراه حل های آن ها نیز در بیشتر دعاها مطرح گشته است

پس مهم ترین عنصر در تقویت ارتباط معنوی با امام غایب (علیه السّلام) همین دعاهای روزانه وهفتگی ویژه ى امام زمان (علیه السّلام) است که یک برنامه ى حساب شده ومنظّم را در پیش روی منتظران قرار می دهد وترسیم می کند تا طبق این الگو، زندگی خود را تنظیم کنند وبه سوی روزهای ظهور، یک حرکت جدّی وحساب شده وبا شتاب، داشته باشند.

در این دعاها، همین بس است که عنصر امید در وجود انسان زنده می شود. توجّه به عنصر ایمان وعنصر یقین که اوج اعتقاد مطلوب است، در این دعاها، بسیار چشمگیر است. به همین خاطر، عوامل سلب یقین را گوشزد، وراه حل های گوناگونی برای این آسیب بیان شده است.

البته، جا دارد که خوانندگان این نوشتار، برای یک بار هم که شده، در این زمینه، به دعاهای ویژه امام زمان (علیه السّلام) در عصر جمعه مراجعه کنند تا ببینند امامِ غایب، برای حل مشکل ها وچالش های دوران غیبت خود، چه راه حل هایی مطرح کرده است.

در دوران غیبت، زمینه برای آزمایش برتر فراهم می گردد وبا خالص شدن نیروهای تحت امر امام (علیه السّلام) معجزات الهی، زمینه ى ظهور خواهد داشت.

تاریخ اسلامی ما، نشان داده است که بیش ترین آسیب ها وضربه ها زمانی است که نیروهای ناخالص از نیروهای خالص جدا نشده اند ودوستان از دشمنان، تمییز داده نشده باشند، ودر حقیقت، دشمنان واقعی، در لباس دوستانِ نزدیک در آمده باشند.

بنابر این، بالا رفتن سطح آگاهی وبالا بودن ذخیره ى تجربیاتِ سخت در دوران غیبت، دو اصلِ اجتناب ناپذیر برای رسیدن نیروهای تحت امر حضرت (علیه السّلام) به وضع مطلوب است.

 

پاورقی:

(1) در آخر مفاتیح الجنان نقل شده است. آغاز آن: (اللهم! عرفنی نفسک..). است.

(2) تفسیر موضوعی شهید سید محمدباقر صدر در این جا راه گشا می باشد.

(3) دعای عصر روز جمعه، مفاتیح الجنان، ص 783؛ انتشارات علمیّه ى اسلامیّه.

(4) معارج: 6 - 7.

(5) دعاها وزیارت نامه ها در کتاب شریف مفاتیح الجنان.

(6) در تفسیر آیه ى شریفه (وقل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون) روایات فراوانی در عرضه ى اعمال بندگان بر پیامبر وامامان معصوم رسیده است.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:41 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 18
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه