السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30479بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
ابعاد مختلف مهدویت در اسلام کدامند؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ابعاد مختلف مهدویت در اسلام کدامند؟

امام زمان

این سؤال در واقع یك پرسش از موضوع عام است كه پرداختن به آن در جای خود نیاز به بسط كلام و بحث تفصیلی دارد آنچه در این جا در حد یك پاسخ كوتاه و فشرده می توان اشاره كرد این است كه در بحث علل و فلسفه مهدویت و شناخت مبانی عقیدتی آن، باید توجه داشت كه اسلام ره آوردی است وحیانی و حقیقتی است آسمانی و ملكوتی كه با ظهور خاتم پیامبران حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ به بشریت هدیه شده است تا به عنوان برنامة دائمی، عهده دار رشد و تعالی بشر در همة شؤونات كمالی باشد و زمینه ای نجات و سعادت دنیوی و اخروی انسان را فراهم سازد.

ظهور اسلام با بعثت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در دو ساحت: ظهوری و بطونی، نمودار می باشد. ساحت ظهوری آن "نبوت"است و ساحت بطونی آن "ولایت" اولی با مبعث وجود مقدس ختمی مرتبت در صدر تاریخ اسلام ختم یافته اما دومی یعنی ساحت ولائی اسلام جاویدانه و باقی است و در وجود امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ و جانشینان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ استمار دارد كه مهدی موعود (عج) آخرین آنان و خاتم ولایت می باشد.

ادوار تاریخی كه از آدم ـ علیه السّلام ـ تا خاتم می باید تحقق می یافت هنوز كامل نگردیده تا طومار عالم برچیده شود و تاریخ پایان یابد بلكه "این ساحت با ظهور آن یگانة دوران، عصر شكوفای تاریخ بشر آغاز می گردد. بر خلاف دیدگاه كودكانه امثال فكویاما كه با دیدن رونق نسبی تمدن غرب در عصر مدرنیته، نماد لیبرال دموكراسی را به عنوان آخرین نسخة تكامل ایدئولوژیكی و پایان تاریخ پنداشته اند. در تفكر اسلامی تحولات صنعتی و تكنیكی زمینه و تمهیدی است برای درك و توجه به آن عصر موعود و نقطة پایان بلندای تاریخ بشر فقط با تحقق جامعه آرمانی دخیرة الهی، قابل بررسی است و الا تاریخ ناقص خواهد بود.

 

با توجه به آنچه اشاره شد در این جا لازم است نكاتی در رابطه با اصالت مبانی مهدویت در اسلام بطور اجمال اشاره نمود و این بحث را از چند بعد مورد توجه قرار داد:

1. بعد عقیدتی كلامی

موضوع مهدویت یك عقیده ای كاملاً اسلامی است كه ریشه های ثابت آن در كتاب و سنت صحیح و متواتر، قرار دارد. آیاتی

از قرآن مجید و حجم هنگفتی از احادیث و اخبار در این خصوص، چنان این عقیده را تحكیم و استوار نموه است كه حتی انكار آن مانند انكار اصل رسالت و نبوت ـ در بعضی روایات كفر شمرده شده است. به همین جهت اصل مهدویت و ظهور حضرت مهدی در آخرالزمان در میان مسلمانان یك مسئله اتفاقی و بدیهی محسوب می شود. دلائل روایی این بحث كه به وسیلة صحابه از زبان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده است در منابع معتبر حدیثی فریقین ثبت و ضبط گردیده است.[3] و لذا این مسئله مانند دیگر مسائل اتفاقی و بدیهی اسلامی، نیاز به اثبات ندارد.

ظهور اسلام با بعثت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در دو ساحت: ظهوری و بطونی، نمودار می باشد. ساحت ظهوری آن "نبوت"است و ساحت بطونی آن "ولایت" اولی با مبعث وجود مقدس ختمی مرتبت در صدر تاریخ اسلام ختم یافته اما دومی یعنی ساحت ولائی اسلام جاویدانه و باقی است و در وجود امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ و جانشینان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ استمار دارد كه مهدی موعود (عج) آخرین آنان و خاتم ولایت می باشد

2. بعد فطری:

خلاصه و حقیقت مهدویت منتهی شدن مسیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد دارای سعادت و امنیت و رفاه عمومی و تعاون و همكاری و همبستگی همگانی و عدل جهانی و نجات مستضعفین و نابودی مستكبرین و خلافت شایستگان مؤمنین به رهبری یك رادمرد الهی است كه موعود انبیا و ادیان و دوازدهمین وحی و خلیفه پیغمبر آخرالزمان است.[4]

روشن است كه رسیدن به چنین مقصدی و دریافتن این محتوا و این هدف و این پایان و عاقبت، مطلوب هر فطرت و خواستة وجدان هر انسان حق طلب است.

پایان یافتن سلطة ظالمان و استقرار نظام مبتنی بر امنیت فراگیر و عدل جهانی، آرزوی فطری هر فرد است به راستی چه كسی است كه از نابودی طاغوتیان و كاخ نشینان سیاه و سفید كه تمام جهان صرفاً برای خود می خواهند و از خونابة دل صدها میلیون انسان بی پناه، شراب مستی می نوشند، شاد نشوند و از برچیده شدن طومار جباران خونخوار، احساس آرامش ننمایند؟؟ البته بنیان حركت عالم نیز در راستای این خواست فطری سامان داده شده است و بر اساس سنت الهی جامعه بشری در روند تدریجی رو بتكامل خویش، خود را برای استقبال از یك تصفیة وسیع و بنیایدین، آماده می كنند تا چنین تحولی بزرگ و شگرفی را در خود پذیرا باشد. در دور نمای چنین فرایندی مظاهر ظلم و تزویر مجالی برای ماندن نخواهند یافت زیرا با آمدن حق جا برای باطل نمی ماند.

3. بعد عقلانی

مهم ترین معیار صحت یك تفكر و عقیده ای، عقلانیت و خردپذیری آن است، اعتقاد به مهدویت در اسلام از این نظر نیز بر مبانی معقول و منطقی اسوار است این بحث ضمن دارا بودن دلائل مستحكم نقلی و وحیانی كه مقتضی اثبات مسئله می باشد، هیچ منبع عقلی و تبعات تعارض آمیز عقلائی را به همراه ندارد. البته دلائل عقلی این بحث در قالب قاعدة لطف، لزوم واسطه فیض و... در جای خود تفصیلاًقابل طرح است كه در اینجا مجال ذكر آن نمی باشد.

با چنین نگاهی هر اندیشمند خردورزی نه تنها نسبت به امكان عقلانی اصل موضوع، تردید روا نمی داند بلكه از جهت وقوعی نیز واقعیت داشتن وجود حضرت مهدی (عج) و غیبت او و اقعیت یافتن ظهور آن حضرت و استقرار نظام عدل جهانی آن حضرت را در فراسوی حركت تمدنی جامعه بشری نیز تصدیق می نمایند. اساساً نفس همگانی بودن اعتقاد به منجی در میان پیروان ادیان و ملل و نحل و اتفاق نظر مسلمانان در این خصوص، خود دلیل روشن بر جایگاه و اعتبار عقلانی این اصل اسلامی می باشد كه از هرگونه تردید و انكاری مصون مانده است گرچه خصوصیات و جزئیات آن محل اختلاف است.

مطالعة صدها كتاب و رساله ای كه از یازده قرن پیش تاكنون در این موضوع نوشته شده است. ابتنای این عقیده را بر مبنای صحیح و معقول و مصادری اصیل اسلامی، روشن می سازد. وجود این منابع معتبر و مبانی قطعی چنان این عقیده را از هرگونه تشكیك و انكار، تضمین و مصونیت بخشیده است كه حتی در مقام رد دعوی كسانی كه مدعی مهدویت بوده اند، كسی نتوانسته است اصل عقیده به مهدویت را مورد تردید قرار دهد بلكه مدعیان دروغین و متمهدیان را به دلیل واجد نبودن علائم و اوصافی كه برای مهدی (عج) ذكر شده است رد می كردند. زیرا انكار اصل مهدویت را مساوی با انكار مبانی و مآخذ محكم اصول و فروع اسلامی می دیدند.

موضوع مهدویت یك عقیده ای كاملاً اسلامی است كه ریشه های ثابت آن در كتاب و سنت صحیح و متواتر، قرار دارد. آیاتی از قرآن مجید و حجم هنگفتی از احادیث و اخبار در این خصوص، چنان این عقیده را تحكیم و استوار نموه است كه حتی انكار آن مانند انكار اصل رسالت و نبوت ـ در بعضی روایات كفر شمرده شده است

4. بعد توحیدی

هستة مركز و محوری اصلی تمامی مسائل اعتقادی و تربیتی و برنامه های سیاسی ـ اجتماعی، ایمان به وحدانیت و یگانگی و بندگی خداوند متعال است. قرآن كریم نیز هدف نهانی حكومت اسلامی را تحقق جامعه توحیدی كه در آن اثری از شرك و نفاق وجود نداشته باشد، اعلام نموده است.[7]

قبول و التزام به نظامات و قوانین كه منبع و مبنای شرعی و اعتبار الهی ندارد ـ خواه در امور عبادی باشد و یا در امور سیاسی و مالی و.. پرستش طاغوت و خصوصاً و یا مقام و هیئت و مرجعی است كه آن قوانین را وضع كرده اند بر همین اساس نظامات غیر الهی تحت عنوان هر رژیمی باشد مشروعیت حكومت ندارند چه استبدادی باشد و چه در قالب نظام موروثی سلطنتی و یا در شكل دموكراسی مردمی و یا اشكال دیگر. تفكر مهدویت تجلیگاه نظام توحیدی اسلام است كه در آن اهداف توحیدی حكومت نظیر: وحدت نظام سیاسی، حكومتی، وحدت قانون، وحدت دین و عقیده و مرام، وحدت و همبستگی جغرافیایی و اقلیمی و... همه و همه تبلور تام دارد مهم ترین هدف در دعوت و مبارزات انبیاء عموماً و پیام خاص قرآن كریم خصوصاً تحقق جامعه توحیدی خدا محور و پیاده كردن ارزش های الهی در همة ابعاد آن می باشد. بدون شك این هدف دیرینه و الهی تنها با دست با كفایت حضرت بقیة الله ـ ارواح العالیمن له الفدا ـ قابل انجام است او كه نوید امن و امان را در پهنة گیتی و جغرافیای جهانی به ارمغان می آورد. تنها در پرتو دولت كریمة او است كه توحید و عدالت فراگیر می گردد. و اگر جهان تشنة عدالت و امنیت است عدالت و امنیت نیز بی تابانه قدوم آن پرچمدار بزرگ توحید را به انتظار نشسته است.

نتیجه اینكه: بعد عقلانی و ریشة فطری باور داشت مهدویت از یكسو. ابتنای این مسئله بر مبانی وحیانی آیات قرآن و سنت قطعی از سوی دیگر. ضرورت پاسخگویی به ایده آلهای فطری و تاریخی در رسیدن به مرحلة مدینة فاضله و تشكیل جامعه عدل توحیدی از سوی سوم موجب شده است كه اعتقاد به مهدویت ضمن اینكه از محكمات اصول اسلامی به شمار می آید اساسی ترین دغدغه دینی و رسالت اسلامی نیز محسوب شود كه بارور شدن آن پیامدهای فوق العاده مباركی را برای كل بشریت خواهند داشت.

 

 

پی نوشت:

1- از جمله آیاتی كه موضوع مهدویت پرداخته و در منابع روایی و تفسیر به حضرت مهدی(عج) تفسیر شده است می توان به آیات 55 نور 32 و 33 توبه، 28 فتح، 8 ـ 9 صف، 5 قصص، 7 انفال، 56 مائده و... اشاره نمود.

2- امامت و مهدویت،آیت الله صافی، ج 2، مقالة عقیدة نجات بخش، ص 7، چاپ سوم 1378، انتشارات حضرت معصومه (س)

3- برای اطلاع بیشتر از منابع حدیثی اهل سنت و شیعه در این خصوص به دو كتاب ذیل مراجعه شود: كتاب در انتظار ققنوس. نوشته سید هاشم ثامر العمیدی، ترجمه مهدی علی زاده، ص 16 ـ 30 و كتاب خورشید مغرب محمد رضا حكیمی، ص 59 ـ 110.

4- امامت و مهدویت، ج 2، (مقالة اصالت مهدویت)، ص 19.

5- قل جاء الحق و زهق الباطل آن الباطل كان زهوقا، اسرا، 81.

6- امامت و مهدویت، ج 2، (مقالة اصالت مهدویت)، ص 17 ـ 18، با اندك تصرف.

7- سوره نور، آیة 55، "... یعبدوننی لا یشركون بی شیئاً".

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:39 AM
لینک ثابت
ضرورت ارتباط با امام عصر(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ضرورت ارتباط با امام عصر(عج)

امام زمان

حیات انسانی و معقول بشر در گرو پیوند با حقایق وَحْیانی قرآن کریم است، چرا که وحی یگانه عامل زندگی‏بخش بشر و پیروی از دستورها و آموزه‏های آن، زمینه‏ساز باریابی به زندگی معقول و مطلوب است: (استَجیبوا لِلّهِ ولِلرَّسولِ اِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم)(1) ؛ (مَن عَمِلَ صلِحًا مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وهُوَ مُؤمِن فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیوةً طَیِّبَة)(2).

عترت طاهره که یکی از دو ثقل به جا مانده از رسول گرامی است، همتای قرآن و همدوش آن است و بر همین اساس، احکامی که درباره قرآن ثابت است، در مورد عترت طاهره نیز ثابت خواهد بود، از این‏رو ارتباط با امام عصر(عج) نیز زندگی‏بخش و تأمین کننده حیات معقول و مطلوب آدمی است، چون نبی مکرم اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم عدم معرفت و پذیرش ولایت امام معصوم زمان را مایه مرگ جاهلی برشمردند و آنچه نبودش مرگ جاهلانه می‏آورد، بودنش حیات عاقلانه را تأمین خواهد کرد و آن که معرفت و ولایت را فهمید، همواره خویش را در معرض ارتباط با امام معصوم عصر خویش می‏نهد.

ارتباط با مقام شامخ ولایت و اتصال روح و قلب انسان با امام عصر(عج) خویش، نه تنها حیات معقول را تأمین می‏کند بلکه نقایص بشر را نیز تتمیم می‏سازد، چرا که او کعبه حقیقی و حقیقت کعبه است: کعبه زمینی، محاذی بیت معمور است و آن بیت برابر عرش خداست. فرشته‏ای خاص مأمور بنای بیت معمور شد تا فرشتگانی که مقام انسانیت را به خلافت نشناختند و تسبیح و تقدیس خویش را برای نیل به مقام خلافت الهی کافی دانستند و سپس با تنبیه خداوند به معرفت اوج مقام والای انسان کامل بار یافتند، بر گرد آن طواف کنند و با این عبادت، نقص کار خود را ترمیم کنند.

ساختمان کعبه نیز برای طواف بر گرد آن جهت ترمیم و جبران همه قصورها و تقصیرها به ویژه غفلت از مقام انسانیت، و سهو و نسیان یا عصیان در پیشگاه خلیفة اللّهی انسان است(3) ، از این‏رو بهترین تنبّه برای طائفان غافل و حاجیان ذاهل و معتمران متساهل، تدارک جهل و جبران غفلت درباره خودشناسی و معرفت مقام شامخ انسان کامل و خلیفه عصر حضرت بقیة الله(عج) است، تا چون فرشتگان، طواف مقبول و سعی مشکور داشته باشند.

عترت طاهره که یکی از دو ثقل به جا مانده از رسول گرامی است، همتای قرآن و همدوش آن است و بر همین اساس، احکامی که درباره قرآن ثابت است، در مورد عترت طاهره نیز ثابت خواهد بود، از این‏رو ارتباط با امام عصر(عج) نیز زندگی‏بخش و تأمین کننده حیات معقول و مطلوب آدمی است

چگونگی ارتباط با امام زمان(عج)

تشرف بی‏واسطه و مستقیم به محضر نورانی امام زمان(عج) لیاقت و شایستگی‏هایی ویژه می‏خواهد، از این‏رو تنها اوحدی از موحدان به باریابی محضر مطهرش توفیق می‏یابند.

هر خارق عادت یا کرامتی که به دست ناشناسی صورت می‏گیرد و فیضی از ناحیه او به دیگران می‏رساند، از سرچشمه فیاض امام عصر(عج) جاری می‏گردد؛ اما چنین نیست که آن ناشناس لزوماً وجود مبارک ولی‏عصر(عج) باشد بلکه آن حضرت شاگردان صالحی دارد که به امر ایشان گره از کار فروبسته دیگران می‏گشایند و واسطه رسیدن فیض امام به آنان می‏شوند.

آنچه برای همگان ضروری و میسور است، ایجاد و حفظ ارتباط روحی و معنوی با آن حضرت است که در پرتو رعایت ادب حضور و ارتباط با آن حضرت تحصیل خواهد شد.

انجام دادن مستحبات و اعمال صالح به نیابت از آن حضرت و اهدای ثواب آن به ارواح طیّب عترت طاهره(علیهم‌السلام) از بهترین راه‏هایی است که می‏تواند ارتباط انسان با آن وجود مبارک را تأمین کند و بهترین حالت در چنین نیابتی، آن است که انسان در برابر عمل خویش از آن امام خواسته‏ای نداشته باشد، چرا که از قدر عملش می‏کاهد: چون خواسته ما به قدر ادراک ماست و ادراک ما بیشتر به حجاب تمنیات ما محجوب است، مطلوب متوقّع ما نیز محدود خواهد بود، پس بهتر است که برابر این ادب، به پیشگاه آن حضرت چیز خاصی را پیشنهاد ندهیم، زیرا او از آن دسته است که سجیّتهم الکرم(4) ، بنابراین شایسته آن است که در انتظار عطای او باشیم، چرا که آنچه آن حضرت به اقتضای سجیّه کریم خویش عطا می‏کند ماندنی است.

هر خارق عادت یا کرامتی که به دست ناشناسی صورت می‏گیرد و فیضی از ناحیه او به دیگران می‏رساند، از سرچشمه فیاض امام عصر(عج) جاری می‏گردد؛ اما چنین نیست که آن ناشناس لزوماً وجود مبارک ولی‏عصر(عج) باشد بلکه آن حضرت شاگردان صالحی دارد که به امر ایشان گره از کار فروبسته دیگران می‏گشایند و واسطه رسیدن فیض امام به آنان می‏شوند

البته این سخن بدین معنی نیست که انسان اگر مشکل خاصی دارد، با امام خویش در میان نگذارد و از او نطلبد بلکه مقصود آن است که در انجام دادن اعمال صالح به نیابت از آن حضرت، طلبی نداشته باشد و پیشنهادی ندهد تا آنان درخور خویش عطا کنند؛ نه در اندازه مطلوب محدود ما. آنان چون درخور خویش عطا کنند، هم قابلیت و ظرفیت می‏بخشند و هم مقبول و مظروف؛ و گاه گرچه به شخص عطا می‏کنند، ظهور و فضل عطایشان جامعه‏ای را بهره‏مند می‏سازد؛ مانند آنچه حضرت رضا(علیه‌السلام) به شاگرد خویش جناب زکریّا بن آدم در برابر استجازه او برای خروج از قم فرمود: شما در قم بمانید. خدای سبحان به برکت شما عذاب را از مردم قم برمی‏دارد، آن‏گونه که به برکت مزار پدرم عذاب را از ساکنان آن منطقه برداشته است.(5) این نمونه‏ای از آن عطایاست که به شخصی چنان لطفی می‏کنند که چون پیکرش در زمینی مدفون شود، آن برکت در تمام آن شهر جریان یابد.

از دیگر آداب حسنه در ارتباط با امام عصر(عج) ادب برخاستن به احترام نام مبارک ولی‏عصر(عج) است که در میان شیفتگان و پیروان خاندان عصمت(علیهم‌السلام) سنّتی دیرپاست.

 

پاورقی:

1 ـ سوره انفال، آیه 24/

2 ـ سوره نحل، آیه 97/

3 ـ الکافی، ج4، ص188 ـ 187/

4 ـ برگرفته از زیارت جامعه کبیره که در آن ائمّه(علیهم‌السلام) چنین خوانده می‏شوند عادتکم الاحسان و سجیّتکم الکرم (البلد الامین، ص 302؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص615).

5 ـ الاختصاص، ص87/

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:39 AM
لینک ثابت
تکاپوى انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

تکاپوى انتظار

انتظار
 
 
 
بهار که نزدیک مى شود، خسته از سرماى سنگین زمستان، در انتظار یک نسیم بهار، به دنبال یک جوانه ى کوچک بر شاخه ى درخت که پیک نوبهار باشد همه ى شاخه ها را جست وجو مى کنیم، غبار یک زمستان طولانى را از چهره ى خانه مى زداییم، شیشه ها را از کدورت خاک پاک مى سازیم، باغچه را از بذر گل هاى ناب پر مى کنیم، گوشه گوشه ى خانه را به زلال انتظارى شیرین مى شوییم ودر دل، شمیم عطر دلکش بهار را دوره مى کنیم وسلامى تازه را بارها درترنم ذهنمان مرور، تا گاه آمدن بهار، مهیا باشیم.

بهار مى آید، بهار سبز حقیقت، بهار پاک ترین دل هاى آسمانى، بهارى ترین بهار تاریخ، به خداى آسمان وزمین قسم که حقیقت دارد.(1) بهار مى آید وخدا زمین مرده را باز زنده مى کند(2) شاید فردا وشاید فردایى دیگر، آنچه حق است وعده ى خداست که بهار مى آید(3) آرى،

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد                      عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد(4)

و شاید امروز هم براى خانه تکانى دیر باشد، باید خانه ى دلمان را از غبار غفلت پاک کنیم، بر پنجره هاى چشم هامان حریر عفاف بیفکنیم، خانه ى دل را به نور ایمان ومعرفت آذین ببندیم؛ که خدا خواسته از یقین لبریز شویم،(5) از عشق بهار سرشار باشیم.(6)

باید بر کدورت هاى گناه، زلال توبه بپاشیم، شاخه هاى شکسته نمازهامان را به نمازى آسمانى ونو پیوند دهیم. خیالمان را از صندوقچه ى تجملات خاکى دنیا بیرون کشیم، علف هاى هرز دروغ وغیبت وبخل وحسد را از باغچه ى دل به در آریم وجاى آن، معرفت وایثار وصدق ووفا بکاریم، سر در خانه ى مان را به نام مبارک مهدى آل محمد صلى الله علیه وآله متبرک کنیم و سوگند بخوریم که تا آمدن بهار به ولایت بهار مؤمن بمانیم.(7) دوستدار و(8) تسلیم امر او باشیم ودشمن هر که با بهار دشمن است.(9)

شاید امروز هم دیر باشد که تنها همین ها کافى نیست. باید خانه تکانى دل را تا همه جاى زمین بگسترانیم، باید بذر خوبى ها را به همه ى خانه ها هدیه کنیم، باید خواب زده ها را بیدار کنیم وچشم هاى بسته را بگشاییم، مژده ى آمدن بهار را لحظه لحظه در گوش جهان فریاد کنیم وهمه را به بیدارى فراخوانیم. باید زمزمه ى زلال بودن، پاک بودن وخوب بودن را به جاى هر نواى دیگرى گوش در گوش بخوانیم تا یاران بهار بسیار شوند(10) و منتظران بهار فزونى گیرند. باید حرمت بهار را پاس داریم. دروازه ى بوستان بهارى امت محمد صلى الله علیه وآله را نگهبان باشیم و حریم بهار را به جان، محترم داریم.

باید بر کدورت هاى گناه، زلال توبه بپاشیم، شاخه هاى شکسته نمازهامان را به نمازى آسمانى ونو پیوند دهیم. خیالمان را از صندوقچه ى تجملات خاکى دنیا بیرون کشیم، علف هاى هرز دروغ وغیبت وبخل وحسد را از باغچه ى دل به در آریم وجاى آن، معرفت وایثار وصدق ووفا بکاریم، سر در خانه ى مان را به نام مبارک مهدى آل محمد صلى الله علیه وآله متبرک کنیم وسوگند بخوریم که تا آمدن بهار به ولایت بهار مؤمن بمانیم. دوستدار و تسلیم امر او باشیم ودشمن هر که با بهار دشمن است

باز هم این ها کافى نیست. براى آمدن بهار، براى دیدن سبزترین روز هستى، براى حس کردن زلال ترین وجود عالم خلقت، باید رشته ى انتظار را از صمیم قلب تا اوج آسمان اجابت بگشاییم. باید به تضرع و تمنا بخواهیم که بهار بیاید، بخواهیم که ظلمت و سرماى زمستان غیبت به سر آید. باید ظهور بهار را انتظار بکشیم.(11) آن قدر چشم بر آسمان تمنا بدوزیم تا نسیم حضورش را حس کنیم و در پرنیان دلپذیر نگاهش، وجود را سبز ببینیم. آنچه حق است، وعده ى خداست که مهدى موعود مى آید وآنچه بر ماست، آراستن جان ناقابل است تا لایق درگاه دوست گردد.

گر نثار قدم یار گرامى نکنم                     گوهر جان به چه کار دگرم بازآید(12)

پاورقی:

1- ذاریات (51) آیه ى 23: (فورب السماء والأرض أنه الحق).

2- حدید (57) آیه ى 17: (اعلموا أن الله یحیى الأرض بعد موتها).

3- مفاتیح الجنان، ص 868: (...و أن وعد الله فیک حق)

4- حافظ.

5- مفاتیح الجنان، ص 869: (بذلک أمرنى رب العالمین فلو تطاولت الدهور... لم ازدد فیک الا یقینا ولک الا حبا)

6-  مفاتیح الجنان، ص 869: (بذلک أمرنى رب العالمین فلو تطاولت الدهور... لم ازدد فیک الا یقینا ولک الا حبا)

7- ر. ک: ص 50، پاورقى 2.

8- مفاتیح الجنان، ص 903: (موال لکم)

9- ر. ک: ص 51، پاورقى 3.

10-  مفاتیح الجنان، ص 224: (کثر الله أنصارک وأعوانک)

11-  همان، ص 904: (مصدق برجعتکم)

12- حافظ.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:38 AM
لینک ثابت
زمان خانه من است
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

زمان خانه من است

امام زمان

وقتی ندانیم كه ـ دقیقاً ـ به كجا داریم می‌رویم، باور كنید كه ـ هیچ وقت ـ به هیچ كجا نمی‌توانیم رسید. چه فایده‌یی می‌تواند داشت ـ

كه اگر در جادّه‌یی غلط ـ و نادرست و، نا موزون ـ با سرعتِ تمام، بدویم؟!

پادویی و شتابزدگی، آدم را، به هیچ كُجا نمی‌رساند.

 

«بهره‌وریِ انتظار»، از «بهره‌وریِ زمان»، به دور نیست.

بهره‌وریِ انتظار، از جنسِ بهره‌وری زمان‌ست.

بهره‌وری برای انسان، مثلِ آب است برایِ ماهی؛ و به زبانی روشن‌تر: بهره‌وریِ انسان، همان چیزی‌ست كه انسان دارد با آن زندگی می‌كند. بهره‌وری، ارزش‌آفرینی‌ست. در هر فرایندی كه ارزش‌افزایی ـ و ارزشِ افزوده ـ بیش‌تر بشود، بهره‌وری در آن فرایند بیش‌تر است.

بهره‌وری ـ انجامِ كارِ درست، با شیوه‌یی درست، در چشم‌اندازی مُستمرّ و پویاست.

كارِ درست، كدام است؟ از كَُجا می‌شود فهمید كه كدام كار، درست است؟! ...

پیش از هر چیز، «كارِ درست» را باید تعریف كنیم؛ و كار درست را، نمی‌توانیم تعریف كرد، مگر این كه «هدفِ» خویش را ـ به درستی ـ بشناسیم، و از آن سر درآوریم ... آری: كارِ درست را، از روی هدفی كه برگزیده‌ایم، باید به «تعریف» بنشینیم؛ و آن‌گاه، به كاراییِ بهره‌ورانه و ارزش افزایی برخیزیم.

بهره‌وری برای انسان، مثلِ آب است برایِ ماهی؛ و به زبانی روشن‌تر: بهره‌وریِ انسان، همان چیزی‌ست كه انسان دارد با آن زندگی می‌كند. بهره‌وری، ارزش‌آفرینی‌ست. در هر فرایندی كه ارزش‌افزایی ـ و ارزشِ افزوده ـ بیش‌تر بشود، بهره‌وری در آن فرایند بیش‌تر است

بنابراین: «چرایی»، آغازِ بهره‌وری‌ست. چرا، این كار را، داریم می‌كنیم؟ چرا، این شیوه كار را، درست می‌دانیم؟! ...

انتظارِ درست، همان بهره‌وریِ زندگیِ آدمی‌ست.

انتظارِ پویا، تعریفِ درست و بهینة انتظار، به صورتی مستمرّ و پویاست.

«انتظار»، اتاقِ فكرِ «ظهور» است؛ و ما اكنون، خویشتن را، در «اتاقِ فكر» باید تصوّر كنیم؛ و نه، در «اتاق انتظار»!...

سیّاره خاكیِ ما، هم ـ چه بخواهی، و چه نخواهی ـ از جنسِ زمان‌ست.

زمان، در زمینِ ما، معنایِ ویژة خودش را دارد.

نمی‌شود زمانه زمین را فهم نكنیم، و به زمینه زمان نیندیشیم؛ امّا، به معنایِ انتظار و فرایندِ ظهور، بتوانیم فرا رسید ...

زمان، خانه من است؛ و من: معمار و معیارِ رگارگِ این روزگاران و سالیانِ پُر پیچ و تاب و گذران.

مدیریّت و مهندسیِ زمان، زیر ساختِ معماریِ این خانة اهلیّت‌هاست؛

و من، تا وقتی كه این خانه را مُهیّای «حضور» نكرده باشم، چه حقّی دارم كه مُنتظر «ظهور» بوده باشم؟!...

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:38 AM
لینک ثابت
وجوب انتظار موعود
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وجوب انتظار موعود

انتظار

در اندیشه‌ی شیعه، انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلم اعتقادی مطرح بوده و در بسیاری از روایات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد‌(علیهم السلام) تصریح شده‌است. برای تأیید این سخن می‌توان به روایات زیر اشاره نمود:

1- روزی امام صادق (علیه السلام) خطاب به اصحاب خود فرمودند:

«ألا أخبرکم بما لا یقبَلُ الله عزَّ و جلّ، مِن العباد عَمَلاً إلّا به؟ فقُلتُ: بَلی، فقال: شهادةُ أن لاإله‌ألاالله و أنّ محمّداً عَبده و رسولُه، والإقرار بما أمر الله و الولایة لَنا، والبرائة مِن أعدائنا – یعنی الأئمّة خاصّة – و التَّسلیم لهم، والوَرَع، والإجتهاد، والطّمأنینةُ، والإنتظار للقائم (علیه السلام) »؛(1)

«آیا شما را خبر دهم به آن‌چه خدای صاحب عزت و جلال, هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی‌‌پذیرد؟ یکی از ایشان در پاسخ گفت: بله، ایشان فرمودند: گواهی دادن به این‌که هیچ کس جز خداوند شایسته‌ی پرستش نیست و این‌که محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و فرستاده‌ی اوست, و اقرار کردن به آن‌چه خداوند به آن امر فرموده, و ولایت ما, و بیزاری از دشمنانمان ـ یعنی خصوص امامان ـ و تسلیم شدن به آنان, و پرهیزگاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم (علیه السلام).»

2- از حضرت جوادالائمه (علیه السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«إنّ القائم منّا هو المهدی الذی یجب أن یُنتَظَرَ فی غیبته.» ؛(2)

«همانا قیام کننده‌ی از ما اهل‌بیت‌(علیهم السلام) همان مهدی (علیه السلام) است که انتظار او در (زمان) غیبتش واجب است».

تعبیر وجوب در فرمایش امام جواد (علیه السلام) نشان‌دهنده‌ی ضرورت حال انتظار در زمان غیبت امام (علیه السلام) است؛ در ضمن باید توجه داشت که انتظار همانند افعالی چون خوردن و آشامیدن, برای انسان اختیاری نیست و اگر کسی طالب ایجاد این حالت است, باید مقدمات آن را در خودش فراهم کند و در صورت تحقق آن مقدمات, انتظار حاصل می‌شود، پس امر به «انتظار» و وجوب آن, در حقیقت به ایجاد مقدمات آن برمی‌گردد. در مورد انتظار امام عصر (علیه السلام) نیز مقدماتی است که حال انتظار را در فرد به درجه‌ی قابل توجه و مؤثری می‌رساند, مهم‌ترین این مقدمات را در چهار عامل زیر خلاصه می‌کنیم(3)

اول: یقین به ظهور حضرت: هر قدر علم و یقین شخص به ظهور امام عصر (علیه السلام) بیشتر و عمیق‌تر باشد, انتظارش نسبت به ایشان بیشتر است.

شما را خبر دهم به آن‌چه خدای صاحب عزت و جلال, هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی‌‌پذیرد؟ یکی از ایشان در پاسخ گفت: بله، ایشان فرمودند: گواهی دادن به این‌که هیچ کس جز خداوند شایسته‌ی پرستش نیست و این‌که محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و فرستاده‌ی اوست, و اقرار کردن به آن‌چه خداوند به آن امر فرموده, و ولایت ما, و بیزاری از دشمنانمان ـ یعنی خصوص امامان ـ و تسلیم شدن به آنان, و پرهیزگاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم (علیه السلام)

دوم: نزدیک دانستن امر ظهور: ممکن است کسی به اصل ظهور حضرت یقین داشته باشد ولی وقوع آن را در آینده‌ای دور ببیند, در این صورت انتظارش نسبت به آن سست و ضعیف می‌شود. همان‌گونه که در دعای عهد آمده است: «إنّهم یَرَونَهُ بعیداً و نراهُ قریباً»؛ «آن‌ها (کافران و ناباوران) ظهور امام عصر (علیه السلام) را دور می‌بینند, ولی ما آن را نزدیک می‌بینیم.»

چنین اعتقادی خود به خود درجه‌ی انتظار را در انسان بالاتر می‌برد, البته لازمه‌ی نزدیک دانستن ظهور پیش‌بینی در مورد ظهور نیست و با «استعجال» نیز که در روایات مذمّت شده کاملاً متفاوت است.(4)

سوم: دوست داشتن ظهور امام (علیه السلام): کسی که به ظهور امام زمان (علیه السلام) صددرصد معتقد است و وقوع آن را هم نزدیک می‌بیند, هر قدر آن وضعیت موعود را بیشتر دوست بدارد, انتظارش برای تحقق آن بیشتر خواهد بود. البته این دوست داشتن تنها زمانی به وجود می‌آید که مؤمنان تصویر روشنی از زمان ظهور حضرت داشته باشند تا نه تنها از آن نترسند, بلکه برای وقوعش لحظه‌شماری کنند.

چهارم: دوست داشتن خود امام عصر (علیه السلام): هر کس محبت و علاقه‌اش به امام زمان (علیه السلام) بیشتر باشد, ظهور ایشان را بیشتر دوست می‌دارد و قهراً انتظارش نسبت به ظهور ایشان بیشتر و قوی‌تر خواهد بود.

 

پی نوشت:

1 . نعمانی، غیبت، ص 200 .

2 . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 377 .

3 . سید محمد بنی هاشمی، سلوک منتظران، ص 27 .

4 . برای توضیح بیشتر ر.ک سید محمّد بنی هاشمی، معرفت امام عصر (علیه السلام)، ص350 .

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:38 AM
لینک ثابت
خدمت به امام زمان(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

خدمت به امام زمان(عج)

امام زمان (عج)

خدمت به امام زمان علیه السّلام، آن هم در حدّ توان، و سعی و جدّیت در این راه، تکلیف و وظیفه مؤمن است. ملائکه و انبیاء خدمت به آن حضرت را افتخار خود می دانند و پیامبر عظیم الشأن و بزرگی هم چون حضرت خضر علی نبیّنا و آله و علیه السّلام در خدمت ایشان می باشد.

قال الصادق علیه السّلام: وَ لَو اَدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ ایّامَ حَیوتی.(1)

امام صادق علیه السّلام می فرمایند: اگر او را درک می کردم[و به او می رسیدم] تمام ایّام زندگی خود، به او خدمت می کردم.

خدمت به مؤمن از مستحبّات اکید اسلامی و دارای ثواب عظیم است و از صفات ممتاز و برجسته مؤمنان حقیقی و بزرگان دین می باشد و مؤمن راستین را می توان از شدّت اهتمام او در خدمت به مخلوق خداوند متعال شناخت، پس خدمت به آن حضرت که صاحب عصر و رئیس و مولای مؤمنان می باشد، برترین عبادت ها و طاعت ها است.

قال عیسی بن مریم علیهما السّلام: یا مَعشَرَ الحَوارییّنَ لی اِلَیکُم حاجَةٌ اُقضُوها لی. قالُوا: قُضِیَت حاجَتُکَ یا روحَ اللهِ فَقامَ، فَقَبَّلَ اَقدامَهُم [اَو فی بَعضِ النُّسَخِ، فَغَشَّلَ اَقدامَهُم] فَقالُوا: کُنّا نَحنُ حَقٌّ [اَحَقُّ] بِهذا یا روُحَ اللهِ. فَقالَ: اِنَّ اَحَقَّ النّاسِ بِالخِدمَةِ، العالِمُ. اَنَّما تَواضَعتُ هکذا لِکَیما تَتَواضَعُوا بَعدی فِی النّاسِ کَتَواضُعی لَکُم. (2)

حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام فرمودند: ای گروه حواریّون! من خواسته ای از شما دارم، آن را برایم برآورید. گفتند: ای روح الله! خواسته تو چیست؟ پس آن حضرت ایستادند و پاهای آن ها را، شستند، گفتند: ای روح الله! ما سزاوارتریم که این عمل را انجام دهیم. آنگاه حضرت فرمودند: سزاوارترین مردم برای خدمت نمودن، عالم است همانا من این چنین تواضع کردم تا شما نیز بعد از من در میان مردم تواضع کنید، همان گونه که من برای شما تواضع و فروتنی نمودم.

حضرت مهدی علیه السّلام سزاوارترین افراد است که به او خدمت شود؛ و اسباب و علل و موجبات بسیاری است که آن حضرت را برای آن که به او خدمت شود، از همه کس سزاوارتر و محق تر می نماید.

حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام فرمودند: ای گروه حواریّون! من خواسته ای از شما دارم، آن را برایم برآورید. گفتند: ای روح الله! خواسته تو چیست؟ پس آن حضرت ایستادند و پاهای آن ها را، شستند، گفتند: ای روح الله! ما سزاوارتریم که این عمل را انجام دهیم. آنگاه حضرت فرمودند: سزاوارترین مردم برای خدمت نمودن، عالم است همانا من این چنین تواضع کردم تا شما نیز بعد از من در میان مردم تواضع کنید، همان گونه که من برای شما تواضع و فروتنی نمودم

خدمت به حضرت حجّة علیه السّلام از راه خدمت به دوستان، پیروان و شیعیان او به دست می آید؛ به عنوان مثال: رفع حوائج و دفع مشکلات و حلّ و فصل امور آن ها در حقیقت خدمت به آن حضرت است. هم چنین برپایی محافل و مجالس ذکر، تألیف یا نشر کتب مربوط به آن حضرت، بنای حوزه های علمیه و ...، اگر قصد خدمت به آن حضرت باشد، خدمت به آن بزرگوار به حساب می آید. مصادیق خدمت به امام علیه السّلام بسیارند که باید با قصد و نیّت خدمت به آن حضرت انجام گیرند.

این توضیح لازم است که خدمت، با نصرت فرق دارد؛ خدمت اخص از نصرت است و بین آن ها عموم و خصوص مطلق است، یعنی هر خدمتی، نصرت است، اما هر نصرتی خدمت نیست. خدمت از راه مباشرت و به طور مستقیم به دست می آید، امّا نصرت و یاری، به مباشرت و عمل مستقیم فرد نیاز ندارد و می تواند بدون مباشرت و به صورت غیر مستقیم و به واسطه فرد دیگر انجام گیرد. به عبارت دیگر، در خدمت، خادم باید خود مباشرت داشته و مستقیم وارد عمل شود و به شخصه اقدام نماید، اما در نصرت، ناصر می تواند به واسطه فرد دیگر، یاری و نصرت خود را انجام دهد. دیگر این که خدمت، در ضمن خود، تواضع و فروتنی و اظهار کوچکی خادم برای مخدوم را در بر دارد. بر خلاف نصرت و یاری که این گونه نیست. لازم به ذکر است، اگر نصرت به نیّت خدمت بوده و در آن مباشرت باشد، خدمت به شمار می آید.

 

1- بحارالانوار ج51 ص148 باب6 ح22

2- کافی ج1 ص37 باب صفة العلماء ح6

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:38 AM
لینک ثابت
وقت است که باز آیی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وقت است که باز آیی

امام زمان
 
 
 

ثانیه ها در تپش اند، التهابی مهیج و شوقی شیرین در پیكر كوچك شان می جوشد. در گذر از لحظه ها كند می لغزند و شتاب همیشه را ندارند.

تعدادشان به عدد منتظران زمینی و آسمانی است، هر كدام در سینه ای می تپند و شرار شوق را در فضا می افشانند.

گرمای جانبخشی است. از لحظه هبوط آدم تا همین لحظه، همه در این انتظار جان داده اند. غرش غمگین ابرها و شتاب شورانگیز قطره ها در رسیدن به خاك، گردش خستگی ناپذیر و بی تأمل افلاك ، ذره ذره عطرهایی كه هر صبح، شور و شعف را به سینه ها می ریزند، شاخه هایی كه هر بهار از دل ساقه ها می رویند و ... همه به این شوق، شوریده و حیران، زمان را سپری می كنند.

چه جانكاه است، نیایش ملكوت و دعای ناسوت، چه دیر به ثمر می نشیند.

بارالها!

نغمه ها در گلوها می میرند و ناله ها در سینه ها به سردی می گرایند. روح عاصی انسان در یأسی مرگبار، دست و پا می زند. كام تشنه كودكان یتیم می سوزد. سایه های عدالت، گمگشته های هزار ساله آنهایند.

وجودی كه ریشه و اساس هستی اش را در ملكوت اعلی بجا گذاشته است و این لباس پوسیده و بی مقدار را چند روزی به عاریت گرفته تا روح خود را برای لقای دوست، جلا دهد، چه غافل و بی خیال در بیغوله مادیات و در لایه های متعفن شهوات جا خوش كرده است

بشر در حصار سیمان و آهن و دود، با سرعتی دیوانه وار، سرگشته می چرخد. چه می خواهد؟  در پی كدام پناه، واله و سرگشته زمان را سپری می كند ؟ آنقدر در روزمرگی مدفون است كه ماورای ماده برایش افسانه جلوه می نماید.

وجودی كه ریشه و اساس هستی اش را در ملكوت اعلی بجا گذاشته است و این لباس پوسیده و بی مقدار را چند روزی به عاریت گرفته تا روح خود را برای لقای دوست، جلا دهد، چه غافل و بی خیال در بیغوله مادیات و در لایه های متعفن شهوات جا خوش كرده است.

ولی ....

فصل بیداری فرا رسیده است. ماده پرستان و مادی گرایان در تلاشی نه چندان موفق، چند قرن جولان داده و ذهن نسیان پذیر بشری را در هاله ایدئولوژی به ظاهر عقلانی خویش به خوابی ابدی (به خیال خویش ) فرو برده اند.

اما خیزش های فكری و انقلابی در دهه های انتهایی قرن بیستم و بیداری عمومی آغاز قرن بیست و یكم، افق دیگری را فراروی بشر گشوده است.

جهان تشنه معنویت، خسته از شهوات و شهوت پرستی در پی آفتابی به بلندای ابدیت است تا روح زنگار بسته اش را، ‌در نور پاكش صیقل دهد.

اللهم عجل لولیک الفرج

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:48 AM
لینک ثابت
حقوق امام زمان(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

حقوق امام زمان(عج)

امام مهدی

از میان همة حقوق گوناگونی كه در آموزههای اسلامی بر ادای آنها تأكید شده است، پس از حقّ خدای متعال، هیچ حقّی به بزرگی حقّی كه امامان و پیشوایان معصوم دین(علیهم السلام) بر عهدة ما دارند، نیست؛ زیرا هیچ كس به اندازة آنها در زندگی ما نقش ندارد و استمرار زندگی ما بدون وجود آنان امكانپذیر نیست.

برای روشن شدن این موضوع، به روایتی از امام صادق(علیه السلام) اشاره میكنیم. در این روایت چنین میخوانیم:

«ما پیشوایان اهل اسلام و حجّتهای خدا بر جهانیان و سروران مؤمنان، رهبران رو سفیدان و سرپرستان مؤمنان هستیم. ما امانی برای ساكنان زمین هستیم، همچنان كه ستارگان، امانی برای اهل آسمان هستند. ما كسانی هستیم كه خداوند به وسیلة ما، آسمان را از اینكه جز به اذن او بر زمین افتد، نگه میدارد و به وسیلة ما، زمین را از اینكه ساكنانش را پریشان سازد، حفظ میكند و به وسیلة ما، باران را فرو میفرستد، رحمتش را جاری میسازد و بركات زمین را خارج میكند. اگر یكی از ما در زمین نباشیم، زمین ساكنانش را در كام خود فرو میبرد.» سپس فرمود: «زمین از زمانی كه خدا، آدم را آفرید، هیچ گاه از حجّت خدا خالی نبوده است، خواه این حجّت، آشكار و شناخته شده باشد، خواه غایب و از دیده ها پنهان و تا برپایی رستاخیز نیز زمین از حجّت خدا خالی نمیماند، اگر این گونه نبود، خدا پرستیده نمیشد.»(1)

پس از این مقدّمه، برای آشنایی بیشتر با حقوق امام زمان(عج) برخی از روایاتی را كه در این زمینه به دست ما رسیده است، به اجمال بررسی میكنیم:

1. ضرورت ادای حقوق امام(علیه السلام)

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

«خداوند عزّوجلّ به وسیلة پیشوایان هدایت از خاندان پیامبر ما، دینش را آشكار ساخت و به وسیلة ایشان راهش را روشن نمود و به واسطة آنان چشمه های پنهان دانش خود را گشود. پس، از امّت محمّد ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ هركس كه حقّ واجب امامش را بشناسد، مزّه ایمانش را بچشد و به ارزش دلپذیریِ اسلام خود پی برد.»(5)

ما كسانی هستیم كه خداوند به وسیلة ما، آسمان را از اینكه جز به اذن او بر زمین افتد، نگه میدارد و به وسیلة ما، زمین را از اینكه ساكنانش را پریشان سازد، حفظ میكند و به وسیلة ما، باران را فرو میفرستد، رحمتش را جاری میسازد و بركات زمین را خارج میكند. اگر یكی از ما در زمین نباشیم، زمین ساكنانش را در كام خود فرو میبرد

2. حقوق امام عصر(عج)

پیشوایان معصوم دین(علیه السلام) حقوق گوناگونی برعهدة ما دارند كه بررسی تفصیلی همة این حقوق، مجالی گسترده میطلبد، در این مجال به برخی از مهمترین این حقوق اشاره میكنیم:

الف. دوست داشتن

رسول اكرم(ص) در ازای زحمات فراوانی كه در راه ارشاد و هدایت مردم پذیرا شد، تنها یك چیز از مردم درخواست كرد و آن دوستی خویشاوندان خود بود. قرآن كریم دراین باره می فرماید:

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى(6)‏؛ بگو به ازای آن [رسالت]، پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی دربارة خویشاوندان.»

ب. تمسّك جستن

بی تردید در تندباد حوادث روزگار و به هنگام برخاستن توفانهای سهمگین، تنها با چنگ زدن به «دستگیره های محكم» میتوان از درافتادن به وادی گمراهی در امان ماند و راه هدایت و رستگاری را بازشناخت.

امام علی(علیه السلام) در این باره میفرماید:

«رسول خدا ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ به من فرمود: «ای علی...! شما حجّت خدا بر خلق او و آن دستگیرة محكم هستید كه هركس بدان چنگ زند، هدایت شود و هركه رهایش كند، گمراه گردد.» (11)

ج. دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان

پیامبر خاتم(ص) در این باره میفرماید:

«هر كس دوست دارد كه بركشتی نجات بنشیند و به دستگیرة محكم چنگ آویزد و ریسمان استوار خدا را بگیرد، باید پس از من، علی را دوست بدارد و با دشمن او دشمنی كند و امامان هدایتگر از نسل او را به پیشوایی بپذیرد؛ زیرا آنان پس از من جانشینان و اوصیای من و حجّت خدا بر خلقند و سروران امّت هستند و پرهیزگاران را به سوی بهشت می برند. حزب آنها، حزب من و حزب من، حزب خداست و حزب دشمنان آنان، حزب شیطان است.»(14)

امام علی

 

د. پذیرفتن ولایت

به تصریح روایات، در آموزه های اسلامی بر هیچ موضوعی به اندازة موضوع ولایت، تأكید نشده است (15) و به همین دلیل میتوان گفت، پذیرش ولایت و سرپرستی امامان معصوم(علیهم السلام) یكی از مهمترین حقوق آنهاست

 پیامبر اعظم(ص) فرمودند:

«هركس دوست دارد كه مانند من زندگی و چون من بمیرد و به بهشتی كه پرودگارم مرا وعده داده است، وارد شود، پس باید ولایت علیّ بن ابیطالب و وارثان پاك او را كه پس از من امامان هدایتگر و چراغهای تاریكیها هستند، بپذیرد؛ زیرا آنها هرگز شما را از راه راست به كجراهة گمراهی نمی كشانند.» (16)

ه . مقدّم داشتن

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

«خدای متعال ذرّیة هر پیامبری را از پشت خود او قرار داده است، ولی ذرّیة مرا از پشت علیّ بن ابیطالب(ع) ... پس آنان را پیشرو قرار دهید و از ایشان جلو نیوفتید؛ زیرا آنان در خردسالی، بردبارترین شما هستند و در بزرگی، داناترینتان. بنابراین، از آنها پیروی كنید؛ چرا كه ایشان شما را به گمراهی نمی كشانند و از راه راست بیرونتان نمی برند.»(18)

پیامبر خاتم(ص) در این باره میفرماید: هر كس دوست دارد كه بركشتی نجات بنشیند و به دستگیرة محكم چنگ آویزد و ریسمان استوار خدا را بگیرد، باید پس از من، علی را دوست بدارد و با دشمن او دشمنی كند و امامان هدایتگر از نسل او را به پیشوایی بپذیرد

و. پیروی كردن

پیامبر اكرم(ص) در این باره می فرماید:

«هر كس خوشحال میشود مانند من زندگی كند و مانند من از دنیا برود و در بهشت برینی كه پروردگارم آن را كاشته است، ساكن شود، باید پس از من علی را دوست دارد و به امامان پس از من اقتدا كند؛ زیرا آنان عترت منند، از طینت من آفریده شده اند و فهم و دانش روزی شده اند.»(19)

ز. گرامی داشتن

پیامبر اعظم(ص) همواره بر ضرورت گرامی داشتن اهل بیت طاهرین خود(ع) تأكید میكرد و امّت خود را از آزار و اذیّت آنان برحذر میداشت.

در روایتی كه ابن عبّاس نقل كرده، در این زمینه چنین آمده است:

رسول خدا ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ بر منبر رفت و برایمان سخنرانی كرد و مردم جمع شدند. آن حضرت فرمود: «ای مردم! شما [در روز قیامت] گرد آورده خواهید شد و دربارة ثقلین از شما خواهند پرسید. پس مواظب باشید كه پس از من با آنان چگونه عمل میكنید. آنان، اهل بیت من هستند. هركه ایشان را آزار دهد، مرا آزار داده و هركه به ایشان ستم كند، به من ستم كرده است. هركه ایشان را خوار دارد، مرا خوار داشته و هركه ایشان را عزیز شمارد، مرا عزیز شمرده است. هركه ایشان را یاری دهد، مرا یاری داده و هركه ایشان را تنها و بی یاور گذراد، مرا تنها و بی یاور گذاشته است.»(20)

خمس

 

ح. ادا كردن حقوق مالی

خداوند متعال در قرآن كریم، حقوق مالی  مشخّصی را برای پیامبر اكرم(ص) و خویشاوندان او در نظر گرفته است كه در اصطلاح از آن تعبیر به «خمس» میشود:

بدانید كه هر چیزی را به غنیمت گرفتید، یك پنجم آن برای خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است.(21)

امام عصر(عج) در یكی از توقیعات خود، مردم را از كوتاهی در ادای حقوق مالی اهل بیت(علیهم السلام) برحذر داشته است و میفرماید:

«هركس به ناحق چیزی از اموال ما را تصاحب كند، به راستی درون خویش را از آتش انباشته است و به زودی به رو در آتش افكنده خواهد شد.»(23)

آن حضرت همچنین دربارة فلسفة پرداخت خمس میفرماید:

«اموال شما را نمیپذیریم مگر به دلیل اینكه پاك شوید، پس هر كه میخواهد، بپردازد و هركس میخواهد، نپردازد.»(24)

ط. پیشكش كردن مال

در روایتی كه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده در این زمینه چنین آمده است:

«صله دادنِ از اموال خود به آل محمّد را فرو مگذارید. هركه داراست به قدر دارایاش [صله دهد] و هركه نادار است به فراخور ناداری اش. هركه میخواهد خداوند، مهمترین حاجت هایی را كه از خدا میخواهد، برآورده سازد، از مال خود، آنچه را بیشتر از همه مورد نیاز اوست، به آل محمّد و شیعیان آنان صله دهد.»(25)

منظور این است كه ما به قصد خشنودی این خاندان، اموال خود را در راه هایی كه آنها می پسندند، به ویژه در راه دستگیری از شیعیان درمانده كه یتیمان آل محمّد(علیهم السلام) به شمار می آیند، هزینه كنیم.

پیامبر اكرم(ص) در این باره می فرماید: هر كس خوشحال میشود مانند من زندگی كند و مانند من از دنیا برود و در بهشت برینی كه پروردگارم آن را كاشته است، ساكن شود، باید پس از من علی را دوست دارد و به امامان پس از من اقتدا كند؛ زیرا آنان عترت منند، از طینت من آفریده شده اند و فهم و دانش روزی شده اند

ی. فرستادن صلوات

یكی دیگر از حقوق امامان معصوم(علیهم السلام) درود و صلوات فرستادن بر آنهاست. در این زمینه نیز روایات فراوانی وارد شده است.

امام صادق(علیه السلام) در این باره می فرماید: «پدرم مردی را دید كه به كعبه آویخته و میگوید: اللهمّ صلّ علی محمّد. پدرم به او فرمود: «ای بندة خدا! آن را ناقص مگو. حقّ ما را ضایع مگردان. بگو: اللهمّ صل محمّد و اهل بیته.»(27)

ك. یاد كردن

از آنجا كه یاد كردن از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) و بیان فضایل و صفات برجستة آنها، موجب زنده شدن مكتب اهل بیت(علیهم السلام) و جلا یافتن دلهای ما میشود، در روایات سفارش های فراوانی به این موضوع شده است.

در یكی از این روایات، امام صادق(علیه السلام) خطاب به داوود بن سرحان میفرماید:

«ای داوود! سلام مرا به دوستدارانم برسان و آنچه را میگویم و به آنان ابلاغ كن. رحمت خدا بر آن بندهای كه با دیگری گرد آید و دو نفری دربارة امر ما گفت وگو كنند كه در این حال، سومین نفر آنان فرشته ای است كه برای آن دو آمرزش میطلبد. هیچ دو نفری گرد هم نیامدند و از ما یاد نكردند، مگر اینكه خداوند متعال، به وجود آنان بر فرشتگان بالید. پس هرگاه گرد هم آمدید، به ذكر مشغول شوید؛ زیرا گردهمآیی و مذاكرة شما با یكدیگر باعث زنده شدن ما میشود. بهترین مردم بعد از ما كسی است كه دربارة امر ما مذاكره كند و به یاد و نام ما، فراخواند.»(28)

در پایان آرزو میكنیم كه خداوند به همة ما توفیق شناخت و ادای كامل حقوق اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)؛ به ویژه امام عصر(عج) را ارزانی فرماید و در دنیا و آخرت ما را از فیض وجود این بزرگواران بهرهمند سازد.

آمین یا ربّ العالمین

 

پی نوشت:

1. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 268، ح 638.

5. همان، ص 543، ح 768.

6. سورة شوری(42)، آیة 23.

11. اهل بیت(ع) در قرآن و حدیث، ج 2، ص 561، ح 834.

14. همان، ص 561، ح 832.

15. ر.ك: محمّد بن یعقوب كلینی، الكافی، ج2، ص 18، ح 3.

16. اهل بیت(ع) در قرآن و حدیث، ج 2، ص 567، ح 849.

18. همان، ص 575، ح 869.

19. همان، ص 577، ح 874.

20. همان، ص 583، ح 885.

21. سورة انفال(8)، آیة 41.

23. محمّد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 183، ح 11.

24. همان، ص 180، ح 10.

25. اهل بیت(ع) در قرآن و حدیث، ص 587، ح 898.

27. همان، ح 903.

28. همان، ص 591، ح 910.

فرآوری: امیر رضا عرب

 

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:47 AM
لینک ثابت
عطر انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

عطر انتظار

امام زمان

 

 

 

 

 

گـرچه خسته ام، گـرچه دلشكسته ام، بـاز هـم گشـوده ام درى به روى انتظار تـا بگـویمت، هنـوز هـم به آن صـداى آشنا امیـد بسته ام.

اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زمیـن! دل،‌جدا ز یاد تو آشیانه اى خـراب وبى صفاست یاد سبز و روح بخـش تـو یاد لطف بـى نهایت خـداست كـوچه باغ سینه ام، اى گل محمدى، به عطر نامت آشناست آنكه در پى تـو نیست، كیست؟ آنكه بـى بهانه تـو زنـده است، در كجاست؟

اى كرامت وجود! باد غربتى كه مى وزد به كوچه هاى بى تـو، بـوى مرگ مـى دهـد، ـ بـوى خستگى، فسـردگـى ـ كـوچه ها در انتظار یك نسیـم روح بخـش، یك پیـام آشنـا و دلنـواز، سینه را گشـوده انـــد. كـوچه هـاى مـا همیشه عاشق تـو بـوده انـد.

اى بهانه اى براى زیستـن! اشتیاق، همچو سبزه بهاره هر طرف دمیده است. جمكران، جلوه اى از انتظار و شـوق ماست اى بهار جاودان، اى بهار آفـریـن، مـا در انتظار مقـدم تـوییـم، اى امیـد آخـریـن!

 

اى كبوتر دلـم هوایى محبتت! سینه ام، آشناى نعمت غم است گر هزار كـوه غم رسـد، هنـوز هـم كـم است از درون سینه ام نـاله هاى مـرغ خسته اى به گـوش مـى رسـد. بال هاى زخمـى ام، نیازمنـد مـرهـم است.

صبحگاه جمعه ها آفتاب یاد تـو ز نـدبه هاى ما طلـوع مـى كنـد. آنكه شب پـس از دعا، با سرود اشتیاق و نغمه امید، با دلـى سفید خـواب رفته است، روز را به شـوق دیدنت شروع مـى كند اى تـو معنى امیـد و آرزو! اى بـراى انتظار عاشقانه، آبـرو! عشق هاى پاك، در میان خنده ها و گریه هاى عاشقان، پیـش عصمت الهى ات، خضـوع مى كند.

اى بهانه اى براى زیستـن! اشتیاق، همچو سبزه بهاره هر طرف دمیده است. جمكران، جلوه اى از انتظار و شـوق ماست اى بهار جاودان، اى بهار آفـریـن، مـا در انتظار مقـدم تـوییـم، اى امیـد آخـریـن!

اى عزیز دل، پناه شیعیان اى فـروغ جـاودان! سـایه بلنـد نام و یاد تـو، از سر و سراى عاشقان بیقرار، كـم مباد قامت بلند شوق، جز بـر آستـان پـرشكـوه انتظار، خـم مبـاد.

 

کجا روم من از این در که خانه ام اینجاست

کبوتر تو ام و آشیانه ام اینجاست

اگر چه بال و پر من شکسته اما شکر

نشسته ام به سرایت که لانه ام اینجاست

دلم گرفته بهانه برای دیدن تو

نمی روم من از اینجا بهانه ام اینجاست

به هر کرانه که رفتم دلم نشد آرام

بیا بگو به دل من کرانه ام اینجاست

به هر نشان که به من گفته شد سفر کردم

که آخرین خبر و هم نشانه ام اینجاست

دلم به هر سفری رفته باز برگشته

کجا روم که دل جاودانه ام اینجاست

ترانه های دل من فقط تو را جوید

که صاحب نمک این ترانه ام اینجاست

اگر دلم به دل تو مقیم گردیده

زپیش دل نروم من که خانه ام اینجاست

 

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:47 AM
لینک ثابت
حجت چیست، حجت کیست؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

حجت چیست، حجت کیست؟

امام زمان (عج)

«حجّت» از نظر لغت، به معنای برهان و دلیل است كه با آن حریف را قانع یا دفع كنند و جمع آن حجج و حجاج است.(1) این كلمه در قرآن مجید در موارد مختلفی به كار رفته است؛ از جمله: «لِئَلاَّ یكُونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَةٌ بَعدَ الرُّسُلِ وَكانَ اللَّهُ عَزیزاً حَكِیماً»؛(2)

 «تا اینکه برای مردم، پس از فرستادن پیامبران، در مقابل خدا بهانه و حجّتی نباشد و خدا توانا و حكیم است».

و نیز« قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ البَالِغَةُ فَلَو شَاءَ لَهَداكُمْ اَجْمَعین» ؛(3)

 «بگو برهان رسا (حجّت) ویژه خداوند است و اگر او می‌خواست، قطعاً همه شما را هدایت می‏كرد».

امام كاظم(علیه السلام) فرموده است: «اِنّ لِلَّهِ عَلَی النّاسِ حجّتینِ حُجَةً ظَاهِرَةً وَحُجَةً بَاطِنةً فَاَمَّا الظَاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالاَنبِیاءُ وَالاَئِمَّةُ وَاَمَّا البَاطِنَةُ فَالعُقُولُ» ؛(4)

«خداوند را بر مردم دو حجّت است: یكی ظاهر كه آن عبارت است از پیامبران و رهبران دینی و دیگری باطن كه آن عقول مردم است».

پیامبران و اوصیای آنان(علیهم السلام) از این جهت «حجّت» نامیده شده‏اند كه خداوند به وجود ایشان، بر بندگان خود احتجاج كند. آنان همچنین دلیل بر وجود خدا هستند و گفتار و كردارشان دلیل بر نیاز مردم به قانون آسمانی است.

بر اساس روایات فراوانی، هرگز زمین خالی از حجّت نیست؛ چنان كه ‏از امام رضا(علیه السلام) پرسیده شد: آیا زمین از حجّت خالی می‏ماند؟ حضرت فرمود: «لَوْ بَقِیتْ بِغَیرِ اِمَامٍ لَسَاخَتْ» ؛(5)

خداوند را بر مردم دو حجّت است: یكی ظاهر كه آن عبارت است از پیامبران و رهبران دینی و دیگری باطن كه آن عقول مردم است

«اگر زمین به اندازه چشم برهم زدنی از حجّت خالی باشد، اهلش را فرو می‏برد».

از دیدگاه شیعه، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان آخرین حجّت الهی است؛ از این رو به حجة بن الحسن العسكری(علیهما السلام) شهرت دارد.(6)

داود بن قاسم گوید: از امام دهم(علیه السلام) شنیدم كه می‏فرمود: «الخَلَفُ مِنْ بَعْدِی الحَسَنُ فَكَیفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الخَلَفِ فَقُلتُ لِمَ جَعَلَنِی اللّهُ فِداكَ فَقَالَ: اِنَّكُم لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلایحِلُّ لَكُم ذِكْرُهُ بِاسمِهِ فَقُلتُ كَیفَ نَذكُرُهُ فَقَال: قُولُوا الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ»؛(7) «جانشین من، پسرم حسن است. شما نسبت به جانشینِ پس از جانشین من چه حالی خواهید داشت ؟ عرض كردم: خداوند مرا قربانت كند؛ چرا؟ فرمود: برای آنكه شخص او را نمی توانید ببینید و ذكر او به نام مخصوصش روا نیست. عرض كردم: پس چطور او را یاد كنیم؟ فرمود: بگویید حجّت از خاندان محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)» )).

در بیشتر روایات این لقب به صورت «الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ» به كار رفته است.(8)

 

پی نوشت:

1-      ر.ك: لسان العرب، ج 2، ص 228.

2-  نساء (4)، آیه 165.

3-  انعام (6)، آیه 149.

4-  كافی، ج 1، ص 15.

5-  شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 198.

6-  بحارالانوار، ج 25، ح 6 و ج 97، ص 343.

7-  كتاب الغیبة، ص 202، ح 169؛ كافی، ج 1، ص 328، ح 13.

8-  ر.ك: همان؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 245؛ كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 648.

 

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:46 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 18
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه