السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30546بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
چه با شکوه است آن روز که تو می آیی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

چه با شکوه است آن روز که تو می آیی

امام زمان
 
 

می دانم آنروز، روزی دوست داشتنی خواهد بود كه تو پس از سالها انتظار كشیدن منتظرانت می آیی و به تمام ظلمها وتباهی ها پایان می دهی تا خورشید حقیقت از پشت ابرهای شك و گمان جاودانه طلوع كند و این گونه درخواست عاشقانت اجابت می شود؛ همانها كه هر صبح جمعه با چشمانی گریان زیر لب زمزمه می كردند:

«كجاست آن پیشوایی كه خدا او را باقی گذاشته كه از عترت راهنمای «پیامبر(صلی الله علیه و آله)» برون نیست؟ كجاست آن كه برای گسستن ریشه ستمگران آماده شده؟ كجاست آن كه «جهان» چشم به راه او دوخته تا كژی و ناراستی را راست گرداند؟ كجاست آنكه امیدها به سوی او رود تا بنیاد ستم و بیداد بركند؟»(1)

آن روز كه تو می آیی زمین نفس راحتی خواهد كشید و سینة پرخون خود را نشان تو خواهد داد و با بغض چندین هزار ساله ای خواهد گفت كه قابیلیان چه بر سر هابیلیان آوردند؛ آنانی كه به خاطر تكه زمینی ناقابل خود برادرانشان را روی سینه پرجوش و اندوه من ریختند، غافل از اینكه روزی در سینة من برای همیشه خواهند خفت. و آن روز تو انتقام تمام مظلومان تاریخ بشریت را از ظالمان دیو صفت خواهی گرفت پس اینگونه دعای تمام عدالت جویان مستجاب خواهد شد؛

«كجاست خونخواه پیامبران و پیامبرزادگان؟‌كجاست خونخواه كشته كربلا؟ كجاست آن پیشوایی كه از جانب خدایاری شده بر هر كه بر او دست ستم گشود و به او دروغ بست؟ كجاست آن درمانده ای كه دعایش به اجابت رسد؟»(2)

پس ای مهدی فاطمه(س) ای عزیزترین عزیزان در نزد خداوند،‌ هر صبح جمعه با طلوع خورشید از شرق در دلم نوری می تابد؛ نوری كه حاصل عشق به توست،‌شاد می شوم، اوج می گیرم و رو به سوی خورشید به ظاهر عالمتاب می گویم: «بالاخره در آن روز بزرگ خورشید واقعی و ماندگار طلوعی جاودانه خواهد كرد!

 

وه، چه روز باشكوهی است آن روز كه زمین از عدل و داد لبریز خواهد شود و كودكان شادمان،‌مشت مشت زیتون به رهگذران مست از بادة عدالت دوستی خواهند داد تا این گونه آمدن صلح و برادری را به آنان تبریك گویند. زیرا آنان از همان نخست می دانستند كه روزی وعده الهی محقق می شود. پس با دلی پاك و آرام همچون دیگر بندگان صالح خداوند زمزمه می كردند كه؛

«پاك و منزه است پروردگار ما، همانا وعده پروردگار ما انجام شدنی است و هرگز خدا در وعده اش خلاف نكند و اوست نیرومند فرزانه.»(3)

در رسیدن به آن روز باشكوه بی تابی می‌كنم و اصلاً مانده ام چكار كنم؛ چونان عاشقی هستم كه در هجر معشوق خود غمگین است و به جای اشك چشمانش، خون دل از دیدگانش بیرون می ریزد. پس سر در گریبان می كشم و با تماشای جلوه ای از جمال بی مثالت در خیال خود عاشقانه می گریم و می گویم:

«تا كی برای تو سرگردانی كشم سرورا؟ و تا كی و با چه سخنی وصف تو گویم؟ و با كدام راز از تو گویم؟ بر من گران است كه از غیر تو پاسخ شنوم ودیگران با من سخن گویند؛ بر من گران است كه بر تو گریم و مردم، تو را واگذارند؛ بر من گران است كه بر تو آن گذرد (دچار مصایب و بلایا شوی) ولی دیگران آسوده باشند، آیا یاوری هست كه همراه او ناله و شیون به درازا كشم؟ آیا نالنده ای هست كه چون خلوت كند او را در شیون یاری كنم؟ آیا چشمی هست كه سیلاب اشك ریزد تا چشم من نیز او را در گریستن یاری كند؛ ای فرزند احمد(ص) آیا راهی به سوی دیدارت هست؟ آیا روز جدایی و فراق به وصال تو انجامد كه از آن بهره مند شویم؟ كی شود كه بر چشمه ساران لبریزی درآییم و از آب وصال تو سیراب شویم؟»(4)

به جانم سوگند كه تو همان غایبی هستی كه از ما جدا نیستی؟ به جانم سوگند كه تو همان امامی هستی كه از نگاه ما (ظاهراً) دوری و در واقع دور نیستی

 

نمی دانم كه آیاعمر من كفاف آن را می دهد كه آمدنت را به نظاره بنشینم و با ریختن اشك شوق ، خاك راهی را كه تو از آن می آیی توتیای چشمان مشتاق و عاشق خود كنم؟ نمی دانم و این ندانستن،‌شوق دیدن تو را چندین برابر می كند؛ آشفته و حیران می شوم؛ بغض گلویم را می گیرم و با اندوه فراوان به خاطر دوری ات زیر لب می گویم:

« ای كاش می‌دانستم در كدامین خاك و سرزمینی. آیا در كوه «رضوی» هستی یا در جای دیگر؟ یا در «ذیطوی»؟‌گران است بر من اینكه مردم را ببینم و تو را دیدار نكنم واز تو آواز و نجوایی نشونم؛ بر من ناگوار است كه بلا تو را گیرد و مرا نگیرد و ناله و گلایه ام از من به تو نرسد.» (5)

اما هر چه هست برایم چندان فرقی نمی كند زیرا:

«به جانم سوگند كه تو همان غایبی هستی كه از ما جدا نیستی؟ به جانم سوگند كه تو همان امامی هستی كه از نگاه ما (ظاهراً) دوری و در واقع دور نیستی؛»(6)

هماره با ایمانی راسخ و خلل ناپذیر چشم به راهی روشن دوخته ام و می دانم روزی خواهی آمد و جهانیان را نوید خواهی داد كه این است وعده الهی، عدالت، دوستی، ایمان و محبت.

پس ای مهدی فاطمه(س) ای عزیزترین عزیزان در نزد خداوند،‌ هر صبح جمعه با طلوع خورشید از شرق در دلم نوری می تابد؛ نوری كه حاصل عشق به توست،‌شاد می شوم، اوج می گیرم و رو به سوی خورشید به ظاهر عالمتاب می گویم: «بالاخره در آن روز بزرگ خورشید واقعی و ماندگار طلوعی جاودانه خواهد كرد»!

بعد با دلی مملو از ایمان رو به قبله می ایستم و همچون دیگر عاشقانت با خداوند راز و نیاز می كنم كه؛

«و به وجه كریمت به ما عنایت فرما و تقرب ما به درگاهت بپرهیز و بر ما به نگاه مهر و رحمت نگر تا بدان، عزت خود را نزد تو كامل كنیم؛ آنگاه به كرمت، آن را از ما مگیر و ما را از حوض كوثر جدش پیامبر ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ با جام و دست او سیراب كن، چنان كه همه سیراب شویم با گوارایی و خوشی كه زان پس تشنگی به ما روی نكند، ای مهربانترین مهربانان.»(7)

 

پی نوشت:

1- فرازهایی از دعای پرفیض ندبه

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:40 AM
لینک ثابت
آداب صدقه برای امام زمان علیه السلام در سیره سید بن طاووس
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آداب صدقه برای امام زمان علیه السلام در سیره سید بن طاووس

امام زمان

 یكى از اعمالى كه سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به آن بسیار اهمیت مى‏داد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون یكى از تكالیف زمان غیبت، صدقه دادن ‏براى حفظ وجود مبارك امام زمان، ارواحنا فداه، است.

به طور كلى صدقه آثارى دارد یكى اینكه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مؤمن است كه با انجام آن نشان مى‏دهد تا چه حد در وادى ایمان و خداپرستى صادق است و از این طریق نیازمندیهاى مؤمنان رفع مى‏گردد و رفاه عمومى به وجود مى‏آید و همچنین صدقه یكى از عوامل سازندگى انسان نیز هست چنانكه قرآن مى‏فرماید: خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَكِیهِم بها.1 اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دریافت كن تا بدان صدقات نفس آنها را پاك و پاكیزه سازى.

مؤمن صدقه را باید یا براى فایده و غرضى كه در نظر دارد بدهد و یا براى حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزى كه بسیار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان، كه اصلاح بسیارى از امور دینى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است كه هیچ شخصى عزیزتر و گرامیتر نیست و نباید باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بلكه حضرتش باید محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنین اعتقادى نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت ‏به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد.

باید توجه داشت كه آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یك نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق كنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، علیه السلام، باشد

لذا سید، رحمة الله علیه، به فرزند خود سفارش مى‏فرماید كه: ابتدا كن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اینكه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى.

باید توجه داشت كه آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یك نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق كنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، علیه السلام، باشد.

 

یا مهدی

ایامى كه در مدرسه علمیه بعثت‏ سكونت داشتم طلبه‏اى كه نزد من موثق بود، راجع به صدقه دادن براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى‏گفت: شبى از حرم حضرت رضا، علیه‏السلام، به طرف مدرسه مى‏آمدم، در آن شب بسیار براى امام زمانم دعا كردم و در فراقش اشك ریختم، در وقت‏برگشتن از حرم به بازار سرشور رسیدم كه فقیرى جلوى مرا گرفت و از من چیزى خواست هرچه دست در جیب لباسهایم كردم چیزى پیدا نكردم مگر یك «پنج ریالى‏» آن را با آنكه كم بود با شرمندگى به آن فقیر دادم و نیت كردم كه این صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد.

فرداى آن شب هنگامى كه براى حضور در درس به بازار سرشور رسیدم یكى از كسبه كه قبلا مرا مى‏شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صداى بلند صدا زد، وقتى كه نزد او رفتم گفت: دیشب چه عملى انجام دادى؟!

گفتم: مگر چه شده است؟

گفت: دیشب در عالم رؤیا دیدم حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه، سوار بر اسب سفید رنگى هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعیتى پشت‏سر آن حضرت در حركت‏بودند كه فرمودند: آمده‏ام جزاى فلان طلبه را بدهم (و اسم تو را بردند)من با شنیدن این خبر دلم شكست و متوجه محبت و مهربانى امام زمانم شدم و گفتم دیشب من براى آن حضرت صدقه ناچیزى دادم.

و همچنین سید بن طاووس، رحمة‏الله‏علیه، در كتاب «امان‏الاخطار» در ضمن دعایى كه براى صدقه دادن در وقت‏ سفر ذكر مى‏كند مى‏نویسد: اَللهُمَ اِنَّ هَذِهِ لَكَ وَ مِنكَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدی، عجل‏الله‏ فرجه، وَ صَلِّ عَلَیهِ بَینَ اَسفارِهِ و حَركاتِه و سَكَناتِه فِى ساعاتِ لََیلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا یَعنِیهِ اَمرَهُ وَ مَالا یَعنیهِ وَ مَا یُضمِنه و ما یُخلِفُه.

خدایا! این (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقه‏اى براى سلامتى مولایمان م‏ح‏م‏د، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف، مى‏باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام كه در سفر است و در تمام حركتها و استراحت هایش، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقه‏اى است‏ براى هرچه كه متعلق به اوست.

یكى از علماى اهل معنا مى‏فرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر، وقتى كه صدقه براى وجود مقدس امام زمان، مى‏دهید این دعا - دعاى فوق - را بخوانید.

 

پی نوشت:

1. سوره توبه (9)، آیه ‏103.

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:40 AM
لینک ثابت
آموزگار بزرگ شهادت و انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آموزگار بزرگ شهادت و انتظار

عاشورا
حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آموزگار بزرگ شهادت و انقلاب است. حركت عظیم و سرنوشت ساز آن حضرت در راه احیای اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) و مبارزه سازش ناپذیر با ستمگران را،  تمامی وجدانهای آگاه و بیدار دل در طول تاریخ ارج نهاده و بر عظمت آن حضرت و قیام جاودانه او سر تعظیم فرود آورده اند.

بی گمان در طول تاریخ هیچ واقعه ای چون حماسه سرخ عاشورا سرشار از ایمان و اعتقاد، زیبایی و خلوص، پایداری و ستم ستیزی و ... نبوده است. واقعه ای كه با وجود گذشت سالهای متمادی و بر خلاف كوششهای جباران تاریخ، هنوز و همواره لبریز از عالیترین جلوه های الهی و انسانی است و پیام آن كه دعوتی به همه عصرها و همه نسل هاست، هیچ گاه از خاطره ها زدوده نشده و نخواهد شد.

حماسه سرخ عاشورا كه در روز دهم محرم سال شصت و یكم هجری به وقوع پیوست، سبزترین ورق صحیفه هستی است و بشریت در هیچ فرازی از دوران زندگی خود فراتر از گودال رفیع قتلگاه را به خاطر ندارد.

بی تردید، زندگانی پربار حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) چنان از فضایل وكرامات سرشار است كه هیچ قلمی را یارای بیان آن نیست و به گواه زمان چه بسیار نكته ها كه درباره وجود مقدس آن حضرت ناگفته مانده و در هر عصری تنها گوشه هایی از عظمت شخصیت و حركت الهی آن بزرگوار بر جهانیان آشكار شده است. چنانكه نهضت خونین كربلا در قرون اخیر نه تنها الهام بخش قیامها و انقلابهایی در كشورهای اسلامی، بلكه الگو و الهام بخش بسیاری از جنبشهای رهایی بخش در سایر ملل جهان بوده است.

شخصیت امام حسین (علیه السلام) ازمحبوبیتی عالمگیر برخوردار است و كیست كه حسین(علیه السلام) را بشناسد و ستایشگر آفریننده بزرگترین حماسه همه دورانها نشود.

حضرت امام علی بن موسی الرضا در احوال پدر گرامی خود امام كاظم (علیه السلام) نقل فرموده اند كه چون محرم از راه می رسید، كسی خنده بر لبان امام نمی دید و غم و اندوه بر او چیره می شد و چون عاشورا از راه می رسید آن حضرت بسیار می گریست و می فرمود امروز همان روزی است كه حسین(علیه السلام) به شهادت رسید

مقام و منزلت امام حسین(علیه السلام) در نگاه خاندان وحی (پیش از شهادت)

احادیث در وجوب دوستی، محبت و مودت امام حسین(علیه السلام) متواتر است. در این باره، نخست به احادیثی كه از حضرت محمد مصطفی(ص) به این نكته سفارش و تأكید شده است، می پردازیم:

الحسن و الحسین سید الشباب اهل الجنة. (1)

(حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت هستند)

حسین منی و انا من حسین.

(حسین از من است و من از حسین هستم.)

این دو حدیث از معروفترین احادیثی است كه در اكثر كتابهای شیعه و اهل سنت نقل شده است و در صحت آن تمام علما متفق القولند.

ماجرای مباهله رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)

 با مسیحیان نجران و نازل شدن آیه مباهله (آیه 61 سوره مباركه آل عمران) و آیه تطهیر(آیه 33 سوره مباركه احزاب) كه درباره خاندان پاك رسول خداست، نشانگر شأن و عظمت آسمانی حضرت امام حسین(علیه السلام) و عصمت و مرتبه والای ایشان است.

درباره پیش بینی شهادت حضرت امام حسین(علیه السلام) از زبان رسول گرامی خدا(صلی الله علیه و آله) احادیث و روایات بسیار فراوان است كه بیشتر این احادیث را شخصیتهایی چون ام سلمه، ابن عباس، عایشه و یا دیگر اصحاب آن حضرت نقل كرده اند. از آنجا كه علاوه بر منابع شیعی این احادیث و روایات در بسیاری ازكتب اهل سنت نیز ثبت شده است، تردیدی در اصالت این نكته وجود ندارد.

امام حسین

احادیث و روایات بسیاری از امیرالمومنین علی (علیه السلام) در این باره نقل شده است كه بیانگر منزلت و مرتبه والای حضرت سید الشهداست. پاره ای از احادیث و روایات كه از حضرت امام حسین(علیه السلام) به یادگارمانده، از این واقعیت بزرگ حكایت دارد كه آن حضرت با علم و آگاهی به نتیجه نبرد، پا به میدان كارزار نهاده بودند. آنچه اكثر مقتل نویسان درباره آن اتفاق نظر دارند این است كه آن حضرت بارها شهادت خود را پیشگویی فرموده اند. در برخی ازكتب آمده است كه ایشان برای نخستین بار خبر شهادت خود را در آینده اززبان رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) شنیده اند و در برخی از كتابهای مقتل حضرت امام حسین(علیه السلام) از طریق دیدار رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) در عالم رؤیا، از رسالت عظیم خویش آگاه شده اند و با استقامت و شجاعت، به استقبال آن شتافته اند.

روز عاشورا اعجاب انگیزترین روز تاریخ است. روز عاشورا روز آزمایش بزرگ الهی و روز تا پای جان ایستادن در برابر پیمان است. روز عاشورا گواه دیگری است بر عظمت شخصیت و مرتبه والای امام حسین(علیه السلام) و 72 شهید كه عالیترین اسوه های ایثار و پایداری در راه ایمان و عقیده اند. در این روز با حنجره های سرخ خویش نه تنها مقام و مرتبه رفیع حضرت سید الشهدا(علیه السلام) را فریاد زدند، بلكه در راه دفاع از این حقیقت، از جان خود نیز دریغ نورزیدند؛ چنانكه به گفته مورخان و مقتل نگاران، شهادت در این راه را از عسل شیرین تر دانستند و برای رسیدن به شهادت از یكدیگر سبقت جستند و تا لحظه ای كه رمق داشتند جنگیدند و برای آنكه گزندی به آن حضرت نرسد جان خود را سپر كردند.

 

مقام و منزلت امام حسین(علیه السلام) در نگاه خاندان وحی (پس از شهادت)

رسالت ابلاغ پیام خونین انقلاب كبیر عاشورا، از همان روز نخست آغاز شد و عقیله اهل بیت حضرت زینب كبری(سلام الله علیها) با خطبه های آتشین خود در كوفه و شام، لرزه بر اندام حكومت فاسد یزید افكند. آن بانوی بزرگوار در خطبه ای كه در كوفه ایراد فرمود، برای بیان عمق جنایت امویان و عظمت مصیبت، به شرح مقام و منزلت حضرت امام حسین(علیه السلام) متوسل شد و این گونه سخن گفت:«ای اهل كوفه! بنالید و اشك بریزید و لبخند بر لب نیاورید؛ زیرا سزای شما گریستن است. دامن خود را به ننگ آلوده كرده و به عار افتاده اید. دست جنایتكار خود را به خون پاكی رنگین كرده و لكه ننگی بردامن نشانیده اید كه هرگز قابل شستشو نیست. چگونه چنین جنایتی قابل شستشوست كه نواده پیامبر(ص) و یادگار خاندان رسالت را كشتید، آن پیكر پاكی كه با دست شما در خاك كربلا به خون آغشته گردید، پناهگاه روز صلح و سنگر شما در روز جنگ و سرور جوانان بهشت بود و ...».

مكتب انتظار، مكتب امید است و چشم انداز روشن آینده. آنگاه كه مدینه فاضله انسان در زمین سرانجام به دست مبارك حجت حق، تحقق یابد و پس از زمستان طولانی جهان، زمین به عطر گل نرگس برانگیخته شود و تمامی آرمانهای بشری همچون بهار، یكباره به شكوفه نشیند

همین خطبه های روشنگر، كوبنده و افشاگرانه بود كه در نهایت دستگاه خلافت یزید را در موضع انفعال قرار داد، زیرا یزید در مقابل گستاخی بی شرمانه ای كه به ساحت مقدس سبط پیامبر خدا(ص) نموده بود، هیچ پاسخ قانع كننده ای برای آرام كردن افكار عمومی نداشت، جز آنكه تمام گناهها را به گردن ابن زیاد و كارگزاران خود بیندازد و خود درصدد دلجویی از خاندان حضرت امام حسین(علیه السلام) برآید. او دریافته بود كه توان رویارویی با عظمت شخصیت و منزلت بی چون و چرای امام حسین(علیه السلام) را ندارد و همین عامل مهم می تواند حكومت او را متلاشی كند.

گرچه یزید دستور داد تا خانواده گرامی امام حسین(علیه السلام) را با احترام به مدینه بازگردانند اما این امر موجب نشد تا واقعه جانسوز عاشورا به فراموشی سپرده شود؛ بلكه تمامی پیشوایان عالی قدر تشیع با استفاده از همه شیوه ها كوشیدند تا نام و انقلاب مقدس حسینی همواره در بستر زمان جاری باشد.

در احادیث و روایات به نقل از ابوحمزه ثمالی آمده است كه امام سجاد(علیه السلام) هرگاه یاد روز عاشورا می افتادند، به شدت می گریستند.(2) و نیز در حالات آن حضرت نقل شده است كه هرگاه وقت نماز فرا می رسید، تربت كربلا را بر روی سجاده می ریخت و بر آن سجده می كرد.

حضرت امام علی بن موسی الرضا در احوال پدر گرامی خود امام كاظم (علیه السلام) نقل فرموده اند كه چون محرم از راه می رسید، كسی خنده بر لبان امام نمی دید و غم و اندوه بر او چیره می شد و چون عاشورا از راه می رسید آن حضرت بسیار می گریست و می فرمود امروز همان روزی است كه حسین(علیه السلام) به شهادت رسید.(3)

 

 

انتظار

مشتركات عاشورا و انتظار

برای انسان عصر حاضر كه در میانه راه عاشورا و انتظار ایستاده است، این دو واقعه، دو چشم انداز بیكران است؛ دو چشم انداز در دو سمت گذشته و آینده، و با دریایی از زیباییها و ایده آلها.

عاشورا مكتبی بود كه گشوده شد تا به انسان درس خودسازی انقلابی و قیام علیه طاغوت را بیاموزد و آدمی از عاشورا آموخت كه در طریق حق ورسیدن به رهایی و آزادگی، باید تا واپسین نفس ایستادگی كرد.

و اما مكتب انتظار، مكتب امید است و چشم انداز روشن آینده. آنگاه كه مدینه فاضله انسان در زمین سرانجام به دست مبارك حجت حق، تحقق یابد و پس از زمستان طولانی جهان، زمین به عطر گل نرگس برانگیخته شود و تمامی آرمانهای بشری همچون بهار، یكباره به شكوفه نشیند.

هر دو این چشم اندازهای زیبا را دین در برابر چشم انسان گشوده است و هیچ مكتب و مرام دیگری نتوانسته است تابدین پایه آدمی را ارج نهد و مرتبه او را ارتقا بخشد. پس درك عظمت این وقایع شكوهمند، تنها شایسته انسانهای باورمند و دین آشناست. تربیت یافتگان مكتب عاشورا، راهیان هماره آماده لحظه ناب ظهورند.

مهدویت تداوم قیام سرخ عاشوراست و ظهورثمره شجره طیبه ای است كه با خون مطهر حضرت سید الشهدا، امام حسین(علیه السلام) آبیاری شد. این گونه است كه برای درك مفهوم ژرف و سترگ انتظار باید از وادی «نینوا» گذشت و فلسفه انقلاب كبیر آموزگار بزرگ شهادت و رهایی را دریافت

رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) در حدیثی كه از ایشان نقل شده است. فرموده اند:

«ان لقتل الحسین حرارة فی المؤمنین لا تبرو ابداً.»

(همانا از شهادت حسین(علیه السلام) گرمایی در قلب مومنان ایجاد می شود كه هرگز به سردی نخواهد گرایید) این حرارت، عشق سوزانی است كه مومنان را از عاشورا به عصر ظهور می رساند، و در سرمای قطبی روزگاران، دلهای باورمند را گرمی امید می بخشد.(4)

مهدویت تداوم قیام سرخ عاشوراست و ظهورثمره شجره طیبه ای است كه با خون مطهر حضرت سید الشهدا، امام حسین(علیه السلام) آبیاری شد. این گونه است كه برای درك مفهوم ژرف و سترگ انتظار باید از وادی «نینوا» گذشت و فلسفه انقلاب كبیر آموزگار بزرگ شهادت و رهایی را دریافت.

«عاشورا» و «انتظار» هر دو نهضتهایی الهی برای رهایی انسان از قید و بند هر چه غیر خدا هستند، و در هر دو نهضت مبارزه و جهاد با ستمگران و مستكبران تا عالیترین درجه، فریضه ای واجب و مقدس به شمار آمده است.

قیام خونین امام حسین(علیه السلام) قیامی احیاگر دین و ارزشهای عالی الهی و برترین الگوی امر به معروف و نهی از منكر است. در اهمیت این حركت سرنوشت ساز همین بس كه بنا بر روایات خداوند متعال، امامت را در ذریه آن حضرت قرار داد تا جهان به وسیله قیام فرزند برومند او حضرت ابا صالح المهدی(عج) به حقیقت گراید و قسط و عدل كه رویای دیرپای بشریت مظلوم است، توسط آن حضرت تحقق یابد. در این مفهوم بزرگ و شگفت، بنابر روایات و احادیث متعدد و متواتر، هیچ گونه تردیدی وجود ندارد كه حضرت صاحب الزمان(عج) از فرزندان حضرت امام حسین(علیه السلام) است و فرزند حسین(علیه السلام) یعنی امتداد خط سرخ عاشورا. به این اعتبار، نهضت بزرگ كربلا را می توان «عقبه» نهضت جهانی حضرت ولی عصر (عج) به شمار آورد و تنها كسی می تواند امام نهضت جهانی آخر الزمان باشد كه در شجاعت، تقوا، جدیت، سازش ناپذیری، اعتقاد، شهامت، علم، ایثار، و ... همانند امام عاشورا باشد.

 

پی نوشت:

1- الخصائص الكبری- جلد 2- ص 265

2- مجمع مصائب اهل البیت- جلد 1- ص 61

3- بحارالانوار- جلد 44- ص 284

4- الوسائل- ج10- ص 318

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:39 AM
لینک ثابت
رمز موفقیت در عصر ظهور
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

رمز موفقیت در عصر ظهور

امام زمان

در آستانه ظهور، مسئولیت بسیار سنگین فعالان و منتظران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، مراقبت از خویش است؛ تا با هجوم فساد و ناهنجاری‌ها در جامعه، مبارزه کنند و خود را هم از تیررس دشمن بزرگ که هوای نفس و وسواس خناس، شیطان رجیم است ـ دور نگه دارند. به همین خاطر، ائمه اطهار علیهم السلام  برای دوستداران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  و منتظران حقیقی ایشان در عصر غیبت، نصایح و راه کارهایی بیان کرده‌اند که به اختصار برخی از آنها را به نگارش در می‌آوریم.

‏1- ایمان و تقوای الهی ‏

از آن‌جایی که شیعیان، منسوبین به ائمه اطهار علیهم السلام  هستند ـ به خصوص، منتظران که دل‌باخته امام خویش هستند ـ کاری نمی‌کنند که حضرت، پیش خدا شرمنده شود. هر چند صاحب‌الامر علیه السلام  را نمی‌بینند، ولی خواسته او را می‌دانند و در جلب رضایتش می‌کوشند. اعتقاد به وجود امامی حیّ و زنده، تأثیر عمیق و سازنده‌ای در شخصیت یک مسلمان دارد؛ به گونه‌ای که همیشه در صدد است که گوش به فرمان آن حضرت باشد و اعمال و رفتارش را با آنچه که شایسته آن حضرت است، تطبیق دهد و افتخار اطاعت و رضایت خاطر او را برای خود کسب نماید. لذا گوش و دل به فرمایشات امام داده و با نگاه به روایات، آنچه او می‌طلبد انجام می‌دهد.

پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما می‌شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری گزیند؛ زیرا امر ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان، توجه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه، کسی را از کیفر ما نجات نمی بخشد

امام صادق علیه السلام  در این باره فرموده است: «من سرّه ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر وَ لیَعمَل بالورع و محاسنِ الاخلاق و هو منتظر».(1) در این حدیث، امام صادق علیه السلام  از جمله اوصاف یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  را پرهیزکاری و تقوای الهی دانسته و خُلق نیکو را سفارش کرده است. همان طور که روایت دیگری، پرهیزکاری را از دین امامان خوانده(2) و در نامه‌ای که خود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  به مرحوم شیخ مفید نوشته‌اند، سفارش به تقوای الهی کرده‌اند. همان وجود مقدس و نورانی در روایت دیگری به شیعیان و علاقه‌مندان خویش می‌فرماید: «فلیعمل کُلُّ امرئ منکم یَضرَبُ به من محبّتنا و لیَتَجَنَّب ما یُدینه مِن کرَاهتِنا و سَخَطِنا، فَاِنّ اَمرَنا بغتَةٌ، فَجأةٌ حینَ لا تَنفَعُهُ توبةٌ و لایُنجیهٍ مِن عقابِنا نَدَمٌ علی حَوبَةٍ؛(3) پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما می‌شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری گزیند؛ زیرا امر ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان، توجه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه، کسی را از کیفر ما نجات نمی بخشد».

در طول تاریخ نیز آنچه که بر انبیای الهی و معصومین علیهم السلام ، سخت و گران می‌آمد، فقدان معنویت در جامعه بود. متأسفانه پاکی، پاکدامنی، صداقت و درستکاری، تعاون و همکاری، گذشت و ایثار، احسان و نیکوکاری جای خود را به هواپرستی و شهوت‌رانی، دروغ و دغل‌بازی، خودمحوری و موقعیت‌جویی، خیانت و جنایت، زیاده خواهی و افزون‌طلبی داده است و همین هم باعث دوری شیعیان از امام خویش شده؛ تا جایی که حتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  می‌فرماید: «هیچ چیز، ما را از شیعیان جدا نکرده است مگر آنچه از کارهای ایشان که به ما می‌رسد؛ اعمالی که خوشایند ما نیست و از شیعیان، انتظار نداریم.»(4)

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز به دنبال زنده کردن همین حقیقت معنوی؛ یعنی ایمان و تقوای الهی است که بنا به فرموده قرآن شریف هر جامعه‌ای که آن را داشته باشد، خداوند برکت‌های آسمانی و زمین را بر آن جامعه می‌گشاید: «و لو انّ اهل القُری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض» .(5)  امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز انسان‌ها را دعوت به ایمان می‌کند؛ چرا که امام باقر علیه السلام  می فرماید: «اذا قام القائم عرض الایمان علی کل ناصب فإن دخل فیه بحقیقة و الاّ ضرب عنقه؛(6) هنگامی که قائم، قیام کند، ایمان را بر هر ناصبی (دشمن اهل بیت علیهم السلام ) عرضه می‌کند، اگر به راستی آن را بپذیرد، از او می‌گذرد و گرنه گردنش را می‌زند».

بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، باید تا قبل از ظهور امام، خود را مسلّح به سلاح ایمان و تقوای الهی بکنیم تا بتوانیم از این اوضاع نابسامان اخلاقی روزگار، رهایی یافته و سالم بمانیم.

 

امر به معروف و نهی از منکر

 

2- امر به معروف و نهی از منکر

از جمله مسائل اجتماعی که خداوند در قرآن، اهمیت فراوانی برای آن قائل شده و قوام اجتماع را نیز به آن دانسته، امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد، که از اهم واجبات شمرده شده است. قرآن می‌فرماید: « و َلتَکُن مِنکُم اُمَّةً یَدعُونَ اِلَی الخَیرِ و یَأمرون بالمعروف و یَنهَونَ عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛(7)  باید از میان شما، کسانی باشند که دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند».

امام امیرالمؤمنین علیه السلام  در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «تمام اعمال و کارها، حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره‌ای در مقابل یک دریای بزرگ و پهناور است». (8)

دایره امر به معروف و نهی از منکر آن قدر گسترده است که تمام زوایای زندگی فردی و اجتماعی مسلمین را در بر می‌گیرد و محور اصلی آن، ترویج خوبی‌ها و ممانعت از زشتی‌ها در جامعه است. اهمیت این فریضه از آن جهت است که تغییر در رفتار اجتماع و گرایش مردم به اعمال نیک، پیش‌نیاز ضروری انقلابِ جهانیِ مصلح بشریت است؛ زیرا ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیازمند جامعه‌ای است که آماده پذیرش اخلاقیات و اعتقادات الهی است.

امام باقر علیه السلام  می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان و فریضه بزرگی است که به سبب آن، فرایض بر پا، راهها امن، کسب‌ها حلال، مظالم (به صاحبانش) باز گردانده، زمین آباد و حق از دشمنان گرفته می‌شود و امر (حکومت اسلامی) تحکیم می‌یابد» .(9)

به همین علت از جمله کارهای فرهنگی حضرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر است: «المهدی و اصحابه…. یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» .(10)

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان و فریضه بزرگی است که به سبب آن، فرایض بر پا، راهها امن، کسب‌ها حلال، مظالم (به صاحبانش) باز گردانده، زمین آباد و حق از دشمنان گرفته می‌شود و امر (حکومت اسلامی) تحکیم می‌یابد

در حقیقت، نهی از منکر ـ که یکی از شاخصه‌های حکومت الهی است ـ تنها به زبان انجام نخواهد شد؛ بلکه در عمل نیز باید با منکرات و زشتی‌ها مقابله شود؛ تا در جامعه، جایی برای فساد و رذایل اخلاقی نماند و محیط زندگی از زشتی‌ها پاک گردد. در دعای ندبه نیز نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  عرض می‌کنیم: «اینَ طامِسُ آثارَ الزّیغِ وَ الاَهواءِ، اَینَ قاطِعُ حَبائِلِ الکِذبِ و الاِفتِراءِ؛(11) کجاست آن کسی که ریسمان‌های دروغ و افتراء را ریشه‌کن کند؟»

 

3- صبر وتحمل در مقابل مشکلات

قرآن شریف، راه رستگاری را پایداری و استقامت در برابر مشکلات و هوس‌های دنیوی دانسته و می‌فرماید: «یا أیّها الذین ءَامنوا اصبُروا و صابروا وَ رابطوا و اتّقوا اللهَ لعلّکم تفلحون» .(12)

امام باقر علیه السلام  درباره تفسیر این آیه فرموده است: « اصبروا علی اداءِ الفرائض و صابروا عَدُوّکم و رابطوا اِمامَکم(المنتظَر)؛(13) بر انجام واجبات الهی صبر کنید و در برابر دشمنان پایداری کنید و مراقب امامتان (که به انتظارش هستید) باشید». و در روایت دیگری فرموده‌اند: «و یرابط الذین آمَنوا و یصبرونَ و یصابرون حتی یحکمُ اللهُ و هو خیر الحاکمین؛(14) آنان که اهل ایمانند، مراقب بوده و صبر می‌کنند و یکدیگر را به بردباری سفارش می‌نمایند تا زمانی که خداوند حکم فرماید و او، بهترین حاکمان است».

با توجه به اینکه سنت و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، صبر و تحمل در مقابل مشکلات و ناهنجاری‌ها بوده و حتی در مقابل حکومت غاصب و نامشروع زمانه خویش صبر می‌کردند و گاهی تقیه در پیش می‌گرفتند. برای آماده‌سازی زمینه ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز سفارش نموده‌اند که: «مِن دین الائمة الورع….. و انتظار الفرج بالصبر ؛(15) از دین امامان، پرهیزگاری... و انتظار فرج با صبر و شکیبایی است». لذا رمز موفقیت اخلاقی در عصر ظهور، تقوا، پرهیزگاری، صبر و تحملی است که ائمه طاهرین علیهم السلام  ما را به آن سفارش نموده‌اند.

 

پی نوشت:

‏1‏. غیبت نعمانی، ص 200. ‏

2‏. مِن دین الائمة الورع...، بحار الانوار، ص 5، ج122. ‏

3‏. بحار الانوار ج 53، 176. ‏

4‏. همان، ص 177. ‏

5‏. اعراف /96. ‏

6‏. بشارة الاسلام ص 239 و 261. ‏

7. آل‌عمران /104‏.

8‏. نهج‌البلاغه حکمت / 374 ‏.

9‏. بحار الانوار، ج 51، ص 47. ‏

10‏. تاویل الآت، ص339.

11‏. مفاتیح الجنان، دعای ندبة. ‏

12‏. آل عمران / 200 ‏.

13‏. غیبت نعمانی ص199.

14‏. همان.

15‏. بحار الانوار، ج 5، ص 122.

محمد رضا زارع دزفولی

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 25 تیر 1394 
ساعت : 11:38 AM
لینک ثابت
شهر آرزو
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

شهر آرزو

امام زمان (عج)
 
 
 

بى‏گمان خواهد آمد

در صبح یك آدینه!

سوار بر سمند سپیده با رایت آفتاب بر دوش،

تا به اهتزاز درآورد آن را بر بلنداى گنبد گیتى!

او مى‏آید

تا با آذرخش ذوالفقارش

سینه شب را بشكافد!

و خورشید خدا را نمایان سازد!

او مى‏آید

زیباتر از هزار نگار و خوبتر از صد هزار بهار!

او مى‏آید و از بادهاى خزانى، انتقام همه لاله‏هاى پرپر را مى‏گیرد!

همان بهارى كه لاله‏ها به احترام او برخاسته‏اند

و آن نگارى كه، نرگسها نگران مقدم اویند.

شاهدى كه شقایقها آینه افروز نگاهش هستند و چشمه‏ها به دنبال او جارى مى‏گردند.

و مردى كه پیشاپیش مشرق آفتاب بهاریست و بوى خدا از ردایش جارى است.

مردى كه بوى سحر، صفاى سپیده ، صداقت آینه، مهربانى مهر، لطافت نسیم، نازكى گل، پاكى شبنم، تلاوت رود، غوغاى صبح، ترنم باران، زلالى چشمه‏ساران، روح توفان، شكوه آسمان، صلابت كوهستان، هیبت آتشفشان، آرامش صحرا، عمق دریا و وسعت هستى با اوست. او خواهد آمد و شهرى خواهد ساخت;

به زیبایى بهشت، به وسعت تاریخ در گستره هستى.

شهرى خرم، شهرى آباد، شهرى خالى از بیداد و بهشتى تهى از جور شداد.

شهرى مملو از گل و گیاه و لبریز از نور و آب، شهرى پر از پرنده و شكوفه و شقایق، شهرى لبالب از شهد و شور و شیدایى و سرشار از هلهله و شادى.

مردى كه بوى سحر، صفاى سپیده ، صداقت آینه، مهربانى مهر، لطافت نسیم، نازكى گل، پاكى شبنم، تلاوت رود، غوغاى صبح، ترنم باران، زلالى چشمه‏ساران، روح توفان، شكوه آسمان، صلابت كوهستان، هیبت آتشفشان، آرامش صحرا، عمق دریا و وسعت هستى با اوست. او خواهد آمد و شهرى خواهد ساخت

او خواهد آمد و شهرى خواهد ساخت كه در رؤیا نمى‏آید و در خیال نمى‏گنجد.

همان شهر آرزوها شهر آینه‏ها، شهر آبیها، شهر همیشه بهار،

شهرى كه آفتابش همیشه لبخند مى‏زند.

شهرى كه آسمانش سبز است، دریایش سبز است، صحرایش سبز است، و دلهاى مردمش نیز سبز است.

شهرى كه درختانش سبزند و هیچ گاه رخت عزا نمى‏پوشند.

شهرى كه مرغانش، نوحه نمى‏خوانند، بادها مرثیه نمى‏سرایند، دریاها موسیقى آرامش‏بخش، پخش مى‏كنند و ماهیها آواز آزادى سر مى‏دهند.

شهرى كه قناریهایش در قفس نمى‏خوانند، دل گنجشكانش نمى‏لرزد، قوهایش در خلوت نمى‏میرند، پرستوهایش مهاجرت نمى‏كنند و از سقف ایوانهایش همیشه چلچله مى‏چكد.

شهرى كه آسمان هر كجایش یك رنگ است، هواى هر بامش تابستانى است.

در كنار كاخهایش، كوخهایى خراب نشده، چینه‏هایش كوتاه است و كسى براى دیدن آسمان، كلاهش نمى‏افتد.

شهرى كه سنگفرش خیابانهایش، بال فرشتگان است.

از كوچه‏هایش بوى یاس مى‏آید.

در تمام خانه‏هایش عطر گل محمدى مى‏وزد.

امام زمان (عج)

واز پاركهایش شمیم بهشت‏به مشام مى‏رسد. شهرى كه شیطان در آن، پرسه نمى‏زند، نگاهها مسموم نیست گوشها حرف ناحق را نمى‏شنوند، زبانها سخن لغو نمى‏گویند و دهانها گوشت مرده مسلمانى را نمى‏جوند.

شهرى كه در آن گل را نمى‏فروشند، مسلمان از مسلمان سود نمى‏برد كسى از كسى ربا نمى‏گیرد.

لباسها را مد روز نمى‏دوزند و زیباییهایش تحمیلى نیست!

و كسى زیبایى‏اش را به رخ دیگران نمى‏كشد، بر مالش نمى‏نازد و دنیایش را وسیله فخرفروشى قرار نمى‏دهد، مردانش دنیا را سه طلاقه كرده‏اند و مهریه زنانش مهر كربلا و مهر زهراست!

شهرى كه الگوى زنانش، فاطمه و زینب، سلام‏الله‏علیهما، است و اسوه مردانش محمد، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و على، علیه‏السلام، است و سوژه جوانانش حسن و حسین دو آقاى جوانان بهشت‏اند.

شهرى كه در آن، گردن گردنكشان شكسته، زنجیر بردگان گسسته، دست‏شیاطین بسته و هر كس در جاى خود نشسته! و كسى راه حق را نبسته!

شهرى كه ساكنانش شناسنامه ندارند، هر كس به سیمایش شناخته مى‏گردد و در و دیوارش آینه كاریست.

شهرى كه در آن همه از حرام متنفرند، چرا كه حلاوت حلال را چشیده‏اند، معروف مشهور است و منكر منفور.

واژه ظلم و ستم از فرهنگش رفته و قاموس قسط به عدالت‏بین همه تقسیم شده!

شهرى كه در آن عملى آلوده به ریا نیست و كسى زهد نمى‏فروشد و به فسق مباهات نمى‏كند، گرگى لباس میش نپوشیده، تمساح اشك نمى‏ریزد، دست التماس براى نفس به سوى كسى دراز نمى‏شود و پاى تجاوز به حریم دیگران وارد نمى‏گردد. شهرى كه آب در لانه مورچه نمى‏افتد، كسى ساز خود را نمى‏زند، آشها شور یا بى‏نمك نمى‏شوند، ولایتى بى‏ولایت نمى‏ماند، هر كس به اندازه سعى‏اى كه كرده است‏بهره‏مند مى‏گردد، و بوى بهبودى اوضاع شنیده مى‏شود.

شهرى كه در آن دل نمى‏گیرد، حوصله سر نمى‏رود، آدمهایش كاریكاتورى رشد نكرده‏اند، نسل‏كشى نیست، خودكشى نیست، شور و غوغاى زندگى بر پاست.

شهرى كه در آن گل را نمى‏فروشند، مسلمان از مسلمان سود نمى‏برد كسى از كسى ربا نمى‏گیرد. لباسها را مد روز نمى‏دوزند و زیباییهایش تحمیلى نیست! و كسى زیبایى‏اش را به رخ دیگران نمى‏كشد، بر مالش نمى‏نازد و دنیایش را وسیله فخرفروشى قرار نمى‏دهد، مردانش دنیا را سه طلاقه كرده‏اند و مهریه زنانش مهر كربلا و مهر زهراست!

 

شهرى كه بنزها به پیكانها پز نمى‏دهند، سوارها به پیاده‏ها پوزخند نمى‏زنند، كاخها جلو آفتاب كوخها را نمى‏گیرند، چشم و هم‏چشمى نیست، دنیا چشم كسى را نمى‏گیرد، ملاكها مدرك نیست، گر چه مدرك كسى كمتر از اجتهاد نیست و ملاكهاى برترى، تقوا و پرهیزكاریست ولى حتى هیچ كس تقوایش را به رخ نمى‏كشد.

شهرى كه در آن زمینها بى‏مرز است، پرچمها یك رنگ است، زندگى زیباست، عطر وحدت از همه جا به مشام مى‏رسد و جز محارم چیزى خصوصى نیست.

شهرى كه در آن عقل عقیل نمانده، دلها جوان مى‏ماند، روى سنگ قبرها تركیب «جوان ناكام‏» نقش نبسته. شهرى كه در آن مزرعه‏ها لم یزرع نمى‏ماند، كرتها معطل نشده‏اند و آبها هدر نمى‏رود.

شهرى كه رودهایش خروشان، چشمه‏هایش جوشان، گاوهایش شیرافشان، درختانش پر بار، كشتزارهایش بى‏آفت و محصولاتش بابركت است.

شهرى كه باران عشق باریده و شبنم شوق بر گلبرگها چكیده و سبزه معرفت روییده، گل یكرنگى جوشیده و آفتاب حق همه جا دمیده و همه به آرزوهایشان رسیده‏اند.

شهرى چنان، كه در خاطر نگنجد، در خیال نیاید، و به هیچ دلى خطور نكرده كه خدا براى بندگان صالحش در چنین شهرى چه چشم‏روشنى‏هایى مهیا كرده.

خدایا! ما مشتاق چنین شهرى هستیم، شهرى كه در آن دولت‏با كرامت‏خلیفه تو برپاست همان امامى كه انبیا به احترام او برخاسته‏اند. و آن موعود سبزى كه وعده ازلى و تخلف‏ناپذیر تو در آن حاكمیت دارد، و در دولت دین پناهش اسلام و اهلش را عزت و سربلندى مى‏بخشى و نفاق و كفر و اهلش را ذلیل و خوار مى‏گردانى، مهربانا از تو مى‏خواهیم كه ما را در آن دولت‏حقه، اهل دعوت به طاعتت و از پیشوایان راه هدایتت قرار دهى و به واسطه آن امام بزرگوار به ما عزت و كرامت و خیر دنیا و آخرت را عطا فرمایى.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:10 AM
لینک ثابت
رمز موفقیت در عصر ظهور
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

رمز موفقیت در عصر ظهور

امام زمان

در آستانه ظهور، مسئولیت بسیار سنگین فعالان و منتظران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، مراقبت از خویش است؛ تا با هجوم فساد و ناهنجاری‌ها در جامعه، مبارزه کنند و خود را هم از تیررس دشمن بزرگ که هوای نفس و وسواس خناس، شیطان رجیم است ـ دور نگه دارند. به همین خاطر، ائمه اطهار علیهم السلام  برای دوستداران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  و منتظران حقیقی ایشان در عصر غیبت، نصایح و راه کارهایی بیان کرده‌اند که به اختصار برخی از آنها را به نگارش در می‌آوریم.

‏1- ایمان و تقوای الهی ‏

از آن‌جایی که شیعیان، منسوبین به ائمه اطهار علیهم السلام  هستند ـ به خصوص، منتظران که دل‌باخته امام خویش هستند ـ کاری نمی‌کنند که حضرت، پیش خدا شرمنده شود. هر چند صاحب‌الامر علیه السلام  را نمی‌بینند، ولی خواسته او را می‌دانند و در جلب رضایتش می‌کوشند. اعتقاد به وجود امامی حیّ و زنده، تأثیر عمیق و سازنده‌ای در شخصیت یک مسلمان دارد؛ به گونه‌ای که همیشه در صدد است که گوش به فرمان آن حضرت باشد و اعمال و رفتارش را با آنچه که شایسته آن حضرت است، تطبیق دهد و افتخار اطاعت و رضایت خاطر او را برای خود کسب نماید. لذا گوش و دل به فرمایشات امام داده و با نگاه به روایات، آنچه او می‌طلبد انجام می‌دهد.

پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما می‌شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری گزیند؛ زیرا امر ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان، توجه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه، کسی را از کیفر ما نجات نمی بخشد

امام صادق علیه السلام  در این باره فرموده است: «من سرّه ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر وَ لیَعمَل بالورع و محاسنِ الاخلاق و هو منتظر».(1) در این حدیث، امام صادق علیه السلام  از جمله اوصاف یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  را پرهیزکاری و تقوای الهی دانسته و خُلق نیکو را سفارش کرده است. همان طور که روایت دیگری، پرهیزکاری را از دین امامان خوانده(2) و در نامه‌ای که خود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  به مرحوم شیخ مفید نوشته‌اند، سفارش به تقوای الهی کرده‌اند. همان وجود مقدس و نورانی در روایت دیگری به شیعیان و علاقه‌مندان خویش می‌فرماید: «فلیعمل کُلُّ امرئ منکم یَضرَبُ به من محبّتنا و لیَتَجَنَّب ما یُدینه مِن کرَاهتِنا و سَخَطِنا، فَاِنّ اَمرَنا بغتَةٌ، فَجأةٌ حینَ لا تَنفَعُهُ توبةٌ و لایُنجیهٍ مِن عقابِنا نَدَمٌ علی حَوبَةٍ؛(3) پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما می‌شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری گزیند؛ زیرا امر ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان، توجه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه، کسی را از کیفر ما نجات نمی بخشد».

در طول تاریخ نیز آنچه که بر انبیای الهی و معصومین علیهم السلام ، سخت و گران می‌آمد، فقدان معنویت در جامعه بود. متأسفانه پاکی، پاکدامنی، صداقت و درستکاری، تعاون و همکاری، گذشت و ایثار، احسان و نیکوکاری جای خود را به هواپرستی و شهوت‌رانی، دروغ و دغل‌بازی، خودمحوری و موقعیت‌جویی، خیانت و جنایت، زیاده خواهی و افزون‌طلبی داده است و همین هم باعث دوری شیعیان از امام خویش شده؛ تا جایی که حتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  می‌فرماید: «هیچ چیز، ما را از شیعیان جدا نکرده است مگر آنچه از کارهای ایشان که به ما می‌رسد؛ اعمالی که خوشایند ما نیست و از شیعیان، انتظار نداریم.»(4)

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز به دنبال زنده کردن همین حقیقت معنوی؛ یعنی ایمان و تقوای الهی است که بنا به فرموده قرآن شریف هر جامعه‌ای که آن را داشته باشد، خداوند برکت‌های آسمانی و زمین را بر آن جامعه می‌گشاید: «و لو انّ اهل القُری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض» .(5)  امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز انسان‌ها را دعوت به ایمان می‌کند؛ چرا که امام باقر علیه السلام  می فرماید: «اذا قام القائم عرض الایمان علی کل ناصب فإن دخل فیه بحقیقة و الاّ ضرب عنقه؛(6) هنگامی که قائم، قیام کند، ایمان را بر هر ناصبی (دشمن اهل بیت علیهم السلام ) عرضه می‌کند، اگر به راستی آن را بپذیرد، از او می‌گذرد و گرنه گردنش را می‌زند».

بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، باید تا قبل از ظهور امام، خود را مسلّح به سلاح ایمان و تقوای الهی بکنیم تا بتوانیم از این اوضاع نابسامان اخلاقی روزگار، رهایی یافته و سالم بمانیم.

 

امر به معروف و نهی از منکر

 

2- امر به معروف و نهی از منکر

از جمله مسائل اجتماعی که خداوند در قرآن، اهمیت فراوانی برای آن قائل شده و قوام اجتماع را نیز به آن دانسته، امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد، که از اهم واجبات شمرده شده است. قرآن می‌فرماید: « و َلتَکُن مِنکُم اُمَّةً یَدعُونَ اِلَی الخَیرِ و یَأمرون بالمعروف و یَنهَونَ عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛(7)  باید از میان شما، کسانی باشند که دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند».

امام امیرالمؤمنین علیه السلام  در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «تمام اعمال و کارها، حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره‌ای در مقابل یک دریای بزرگ و پهناور است». (8)

دایره امر به معروف و نهی از منکر آن قدر گسترده است که تمام زوایای زندگی فردی و اجتماعی مسلمین را در بر می‌گیرد و محور اصلی آن، ترویج خوبی‌ها و ممانعت از زشتی‌ها در جامعه است. اهمیت این فریضه از آن جهت است که تغییر در رفتار اجتماع و گرایش مردم به اعمال نیک، پیش‌نیاز ضروری انقلابِ جهانیِ مصلح بشریت است؛ زیرا ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیازمند جامعه‌ای است که آماده پذیرش اخلاقیات و اعتقادات الهی است.

امام باقر علیه السلام  می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان و فریضه بزرگی است که به سبب آن، فرایض بر پا، راهها امن، کسب‌ها حلال، مظالم (به صاحبانش) باز گردانده، زمین آباد و حق از دشمنان گرفته می‌شود و امر (حکومت اسلامی) تحکیم می‌یابد» .(9)

به همین علت از جمله کارهای فرهنگی حضرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر است: «المهدی و اصحابه…. یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» .(10)

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان و فریضه بزرگی است که به سبب آن، فرایض بر پا، راهها امن، کسب‌ها حلال، مظالم (به صاحبانش) باز گردانده، زمین آباد و حق از دشمنان گرفته می‌شود و امر (حکومت اسلامی) تحکیم می‌یابد

در حقیقت، نهی از منکر ـ که یکی از شاخصه‌های حکومت الهی است ـ تنها به زبان انجام نخواهد شد؛ بلکه در عمل نیز باید با منکرات و زشتی‌ها مقابله شود؛ تا در جامعه، جایی برای فساد و رذایل اخلاقی نماند و محیط زندگی از زشتی‌ها پاک گردد. در دعای ندبه نیز نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  عرض می‌کنیم: «اینَ طامِسُ آثارَ الزّیغِ وَ الاَهواءِ، اَینَ قاطِعُ حَبائِلِ الکِذبِ و الاِفتِراءِ؛(11) کجاست آن کسی که ریسمان‌های دروغ و افتراء را ریشه‌کن کند؟»

 

3- صبر وتحمل در مقابل مشکلات

قرآن شریف، راه رستگاری را پایداری و استقامت در برابر مشکلات و هوس‌های دنیوی دانسته و می‌فرماید: «یا أیّها الذین ءَامنوا اصبُروا و صابروا وَ رابطوا و اتّقوا اللهَ لعلّکم تفلحون» .(12)

امام باقر علیه السلام  درباره تفسیر این آیه فرموده است: « اصبروا علی اداءِ الفرائض و صابروا عَدُوّکم و رابطوا اِمامَکم(المنتظَر)؛(13) بر انجام واجبات الهی صبر کنید و در برابر دشمنان پایداری کنید و مراقب امامتان (که به انتظارش هستید) باشید». و در روایت دیگری فرموده‌اند: «و یرابط الذین آمَنوا و یصبرونَ و یصابرون حتی یحکمُ اللهُ و هو خیر الحاکمین؛(14) آنان که اهل ایمانند، مراقب بوده و صبر می‌کنند و یکدیگر را به بردباری سفارش می‌نمایند تا زمانی که خداوند حکم فرماید و او، بهترین حاکمان است».

با توجه به اینکه سنت و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، صبر و تحمل در مقابل مشکلات و ناهنجاری‌ها بوده و حتی در مقابل حکومت غاصب و نامشروع زمانه خویش صبر می‌کردند و گاهی تقیه در پیش می‌گرفتند. برای آماده‌سازی زمینه ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز سفارش نموده‌اند که: «مِن دین الائمة الورع….. و انتظار الفرج بالصبر ؛(15) از دین امامان، پرهیزگاری... و انتظار فرج با صبر و شکیبایی است». لذا رمز موفقیت اخلاقی در عصر ظهور، تقوا، پرهیزگاری، صبر و تحملی است که ائمه طاهرین علیهم السلام  ما را به آن سفارش نموده‌اند.

 

پی نوشت:

‏1‏. غیبت نعمانی، ص 200. ‏

2‏. مِن دین الائمة الورع...، بحار الانوار، ص 5، ج122. ‏

3‏. بحار الانوار ج 53، 176. ‏

4‏. همان، ص 177. ‏

5‏. اعراف /96. ‏

6‏. بشارة الاسلام ص 239 و 261. ‏

7. آل‌عمران /104‏.

8‏. نهج‌البلاغه حکمت / 374 ‏.

9‏. بحار الانوار، ج 51، ص 47. ‏

10‏. تاویل الآت، ص339.

11‏. مفاتیح الجنان، دعای ندبة. ‏

12‏. آل عمران / 200 ‏.

13‏. غیبت نعمانی ص199.

14‏. همان.

15‏. بحار الانوار، ج 5، ص 122.

محمد رضا زارع دزفولی

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:09 AM
لینک ثابت
رابطه منتظر و نیکوکاری
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

رابطه منتظر و نیکوکاری

انتظار

در آیه هفت سوره محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری نموده و در سلوک راه حق، قدمهایتان را ثابت و استوار نگه می‌دارد» و یا در سوره بقره می‌فرماید: «کیست که به خدا قرض نیکویی دهد تا آن را برای او چندین برابر کند؟».(1) ممکن است این سؤال در ذهن کسی خطور کند که خداوند تبارک و تعالی ـ که بی‌نیاز مطلق است و احتیاج در مورد ذات مقدس او متصور نمی‌باشد ـ چگونه چنین درخواستی از بندگان خود نموده است؟

در جواب می‌توان گفت که خداوند از جهت شدت محبت و علاقه‌ای که به اولیاء خود دارد، یاری آنها را یاری خود، ظلم به آنها را ظلم به خود و احسان به آنها را احسان به خود، بیان نموده است و آنها را معیار و ملاک قرار داده تا بندگانش را امتحان کند. پس هر کس، ادعای محبت پروردگار را دارد، باید اولیاء او را دوست بدارد؛ چنانکه در ضمن بسیاری از زیارات معصومین علیهم السلام ، آمده است: «مَنْ أحبَّکُم فَقَدْ أحبَّ اللهَ وَ مَنْ أبْغَضَکُم فَقَدْ أبغَضَ اللهَ؛ کسی که شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هرکه با شما دشمنی کند، خدا را دشمن داشته است». لذا اگر کسی بخواهد خدا را یاری کند تا مشمول عنایت پروردگار و امدادهای غیبی او گردد باید اولیاء او را یاری کند.

بدیهی است که سر سلسله اولیاء الهی و محبوب‌ترین افراد در درگاه ربوبی، خاتم انبیاء، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  و اهل بیت معصوم آن حضرت علیهم السلام  هستند. ایشان، سرچشمة همه برکات و واسطه همه فیوضات الهی می‌باشند و آنچه از طرف پروردگار به بندگانش احسان می‌شود، به خاطر آنهاست.

نصرت و یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، با یاری و کمک به اهل تقوا میسّر می‌گردد و کمک و یاری افراد مؤمن، آن است که نیازهای ضروری زندگی آنها، گرفتاری و اندوه آنها را برطرف کنیم؛ شر دشمنی را از آنها دور نماییم؛ در مقام دفاع از آنها برآییم و حقشان را بگیریم و این امر، مقدمة تقوی می‌باشد

در این زمان، ولایت الهی، خلافت و وصایت محمدی به وجود مبارک حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف ، اختصاص دارد؛ اوست که واسطه بین خلق و خالق است و به برکت وجود نازنینش به همه موجودات، روزی داده می‌شود و به یمن وجودش، زمین و آسمان، استوار مانده است: «بیمنه رُزِقَ الوری و بوجوده ثَبَتَتِ الارض و السماء». وظیفه ما در مقابل این همه الطاف و عنایات ـ که از ناحیه او به ما رسیده ـ شکرگزاری است و کمترین مرتبه شکر این است که نعمت‌های ولی‌نعمت خود را در راه مخالفت با او به کار نبریم؛ بلکه به هر نحو ممکن، موجبات خوشنودی او را فراهم آوریم و او را به هر شکل ممکن، یاری کنیم. این، یاری پروردگار است و همان است که خداوند تبارک و تعالی در عوض آن، وعده نصرت به بندگانش داده است.

اما آنچه که در این مقاله، مدّ نظر است، این است که نصرت و یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، با یاری و کمک به اهل تقوا میسّر می‌گردد و کمک و یاری افراد مؤمن، آن است که نیازهای ضروری زندگی آنها، گرفتاری و اندوه آنها را برطرف کنیم؛ شر دشمنی را از آنها دور نماییم؛ در مقام دفاع از آنها برآییم و حقشان را بگیریم و این امر، مقدمة تقوی می‌باشد.

امام علی

شاهد بر این مطلب، روایتی است که در آن آمده، شخصی به امیرالمؤمنین علیه السلام ، عرض نمود: «من وجهی را نذر کرده‌ام که در راه خدا انفاق نمایم؛ در چه مورد صرف کنم که مورد رضایت او باشد؟» ایشان فرمود: «به اهل تقوا و عبادت انفاق کن؛ زیرا آنچه به آنها انفاق شود در راه عبادتِ خداوند عالم، صرف شده است. چون که بدنهای آنها، در راه طاعت الهی به کار گرفته می‌شود» .(2) همچنین در حدیث دیگری، پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، می‌فرماید: «کسی که بنده ناتوانی را کمک کند، خداوند او را کمک می‌فرماید، در روز قیامت، فرشتگانی را مأمور می‌کند که او را برگذشتن از محل‌های هراسناک و عبور از خندق‌های آتش صراط، یاری کنند و با سلامتی و ایمنی کامل وارد بهشت می‌شود. کسی که شخصی را که از نظر فهم و معرفت ضعیف است را یاری کند و به او کلامی را که حجت و دلیل محکمی در مقابل ادعای باطل دشمنش باشد، یاد دهد، خداوند او را در حال سکرات مرگ و جان دادن، بر شهادت دادن به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  و اقرار به ولایت ائمه طاهرین علیهم السلام  کمک می‌کند تا آنکه خروج او از دنیا و رجوعش به سوی خداوند عالم، جلَّ شأنه، به برترین اعمال و بهترین احوال باشد؛ پس در این حال، به او سرور، خرمی و شادمانی می‌رسد و به او بشارت داده می‌شود که خداوند متعال از او خشنود است و بر او خشم و غضب ندارد و هر کس کسی را که گرفتار است کمک کند به گونه‌ای که کار او اصلاح شود و از پریشانی نجات پیدا کند، خداوند او را در روز گرفتاری و پریشان‌حالی در قیامت یاری می‌کند، او را از گروه بدکاران جدا کرده و در زمره نیکوکاران قرار می‌دهد».(3)

) از بزرگترین مسائلی که مؤمن در مقام تکمیل تقوا باید رعایت کند، معرفت و شناخت حقوق برادران دینی و تلاش کردن در اداء آن است که این، موجب رضایت خداوند و ائمه علیهم السلام ، می‌باشد

 از بزرگترین مسائلی که مؤمن در مقام تکمیل تقوا باید رعایت کند، معرفت و شناخت حقوق برادران دینی و تلاش کردن در اداء آن است که این، موجب رضایت خداوند و ائمه علیهم السلام ، می‌باشد. شیعیان علی بن ابی‌طالب علیه السلام ، کسانی هستند که برادرانشان را بر خود ترجیح می‌دهند؛ گرچه خودشان نیازمند باشند. آنها بعد از توحید و اعتقاد به نبوت و امامت، واجبات الهی را به جا می‌آورند و بزرگترین واجب، نیز اداء حقوق برادران دینی می‌باشد؛ چرا که امام عسکری علیه السلام ، می‌فرماید: «کسی که به حقوق برادرانش آشناتر است و بهتر آن را ادا می‌کند، نزد خدا، مقام برتری دارد و کسی که برای برادرانش در دنیا فروتنی می‌کند، نزد خدا از صدّیقین شمرده می‌شود؛ چنین کسی به راستی از شیعیان علی بن ابی‌طالب علیه السلام  است».(4) آنچه از این روایات، فراوان استفاده می‌شود، این است که اداء حقوق برادران، وسیلة تکمیل همه خوبیها، باعث دوستی خداوند و فرشتگان و سبب آمرزش گناهان و راه یافتن به مقامات عالی در بهشت است و ترک آن یا جهل به آن، باعث محرومیت انسان از همه این فضائل و نقصان ایمان و پستی رتبه او نزد خداوند منان است.

 

پی نوشت:

1- بقره/245.

2-  مهج‌الدعوات.

3- تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام ، ص635، حدیث 37.

4- تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ، ص319 تا 326، احادیث 162-173.

 

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:07 AM
لینک ثابت
ماه پرى‏چهره
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ماه پرى‏چهره

امام زمان
 
 
 

از پرده اگر ماه پرى چهره برآید           با غمزه مستانه خود، جلوه‏گر آید

 

ما را دگر از هجرت او شكوه سرآید       از غیبت اگر ماه فروزنده درآید

 

اى كعبه مقصود! قفل دل بر ضریح چشمان تو بسته‏ایم و مبتلاى درد عشق و جنون و عذابیم. از خُمار چشم تو بیماریم و در دام زلف تو گرفتار. از لهیب عشق تو بى‏قراریم و بر كمند مهر تو دچار.

امان از نرگس مست و فغان از دام گیسویت         كه دایم در كمین این دل شیدا و صحرایى است

دل من بسته مویت، اسیر طاق ابرویت               دمادم در تب و تاب از چنان زلف چلیپایى است

شبى مهمان قلبم شو، تو اى روح اهورایى              ببین ویرانه دل را، اسیر درد تنهایى است

اى طاووس گلشن عقبى! بر ما خرابه‏نشینان گلخن دنیا نظرى انداز كه كشتى امید ما در ساحل انتظار به گل نشسته است. ما به انتظار روزى نشسته‏ایم كه تو بازآیى و واژه «انتظار» را از قاموس حیات پاك كنى. به‏امید آن روز...

اى یوسف حسن و ملاحت! باز آى كه چشم ما چون یعقوب در هجر تو سرشك غم به دامان مى‏ریزد. دل ما كربلاست، سینه ما بقیع و چشم ما فرات. اى دادخواه شهیدان عشق! اى زائر غریبانه گلزار بقیع! اى نگاه حسرت تو سوار بر امواج فرات! تا كى مقیم سكوتى و در انتظار «انتظار»!

زیبا بود آن چهره ماهش به تماشا        زیباتر از آن یوسف زیباى دل آرا

یك لحظه برون آر از آن پرده خدایا!    تنها نه منم جلوه او را به تمنّا

 

عالم بود حیرانى آن نقطه خالش

اى پناه خستگان! ما به خون نشستگان تیر مژگان توایم كه ناوك مژگان تو، دل ما شكافته و خرمن هستى ما از آن خال جانسوز تو مى‏سوزد. قامت رعناى دل از بار سنگین فراق شكسته و مرغ نغمه‏خوان عشق، تنها به یاد روى تو سرود عشق مى‏خواند.

اى هستى من! عمریست در انتظارم و بى‏قرار. گاهى چون منصور در اندیشه دارم و گاه چون پروانه در سر سوداى آتشم. از عشق تو چون لاله داغدارم و دل خون. تنها بهانه رویش من، تابش آفتاب جمال توست. اما از آن ترسم كه بهار عمر رو به خزان نهد و وصال دست ندهد.

مونس من! عمرى در سرا پرده عزلت در حسرت دیدارم و از هجر تو بیمار. در بستر بیمارى جز یاد تو درمانم نیست و در گوشه تنهایى جز نام تو یارى. مهر عشق تو بر دلم نشانه اعتبار است و تاج عزّ بندگى بر سرم، نشانه افتخار. كوچه‏هاى شهر دل را به انتظار مقدمت آذین بسته و برآستان در نشسته‏ایم.

ما در غم هجر تو، با دیده خونباریم      در عشق و وفادارى، ما شهره بازاریم

تو یوسفى و ما هم، مشتاق خریداریم     در دایره قسمت، ما نقطه پرگاریم

 

جانان من! گاهى به سیه روزى خود مى‏اندیشم كه چقدر از آفتاب فیض تو محرومم و گاه بر تیره‏روزى خود افسوس مى‏خورم كه چرا در محاق ظلمت فرو رفته و در كنج عزلت نشسته‏ام در حالى‏كه انوار تجلّى خورشید حقیقت، آفاق را منوّر ساخته است.

اى طاووس گلشن عقبى! بر ما خرابه‏نشینان گلخن دنیا نظرى انداز كه كشتى امید ما در ساحل انتظار به گل نشسته است. ما به انتظار روزى نشسته‏ایم كه تو بازآیى و واژه «انتظار» را از قاموس حیات پاك كنى. به‏امید آن روز...

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:07 AM
لینک ثابت
زنان یاری دهنده امام زمان(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

زنان یاری دهنده امام زمان(عج)

امام زمان

یکی از آرزوهای دیرینه بشر گسترش عدالت به معنای واقعی در سرتاسر گیتی است و این آرزو به شکل نوعی اعتقاد در ادیان الهی تجلی نموده است. در طول تاریخ کسانی که مدعی تحقق این ایده شدند، طرح ها ریختند و چاره ها اندیشیدند، ولی نتوانستند بشر خسته دل را امیدی بخشند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها چراغ فروزانی است که می تواند تاریکی ها و غبار خستگی را از انسان دور کند. روزی که او می آید و حکومت واحد جهانی تشکیل می دهد، انحراف ها و بی عدالتی ها را محو می سازد و ابرهای خودخواهی و نفاق را کنار می زند. در آستانه ظهور امام، حوادث شگفت انگیزی اتفاق می افتد که یکی از آن ها بازگشت گروهی از مؤمنان واقعی برای درک و تماشای عظمت و شوکت جهانی اسلام خواهد بود؛ البته عده ای از کافران بد طینت نیز در این میان پیش از آخرت به دنیا باز می گردند تا به سزای پاره ای از اعمال ننگین خود برسند.

 

رجعت کنندگان

روایاتی که رجعت کنندگان را معرفی می کند، به دو دسته تقسیم شده اند:

1. بعضی روایات به طور عموم دلالت می کند که تمام مؤمنان خالص (زن و مرد) و کفار و معاند (زن و مرد) که در طول تاریخ در روی زمین زندگی کرده اند، بر می گردند. امام صادق علیه السلام فرموده است: « همانا رجعت عمومی نیست؛ بلکه خصوصی است، بر نمی گردند مگر مؤمنان خالص و کفار محض».(1)

در منابع معتبر اسلامی، نام سیزده زن آمده است كه به هنگام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهند شد و در لشكر امام به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت. در روایتی آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: « همراه مهدی سیزده زن خواهند بود

2. بعضی از روایات، رجعت‌كنندگان را با اسم و مشخصات معرفی می‌ كند.

در این میان گروهی از یاوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، زنانی هستند که خدا به برکت ظهور امام آنان را زنده می کند و آن ها بار دیگر به دنیا رجعت می کنند.

در منابع معتبر اسلامی، نام سیزده زن آمده است كه به هنگام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهند شد و در لشكر امام به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت. در روایتی آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: « همراه مهدی سیزده زن خواهند بود». مفضل بن عمر از حضرت پرسید: «آن‌ ها را برای چه كاری می ‌خواهد؟» حضرت فرمود: «برای مداوای مجروحان و رسیدگی به مریض‌ ها؛ همان ‌گونه كه وقتی همراه پیامبر بودند، چنین می‌كردند». مفضل پرسید: «نام آن ها را بفرمایید». حضرت فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیّه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صبانه ماشطه و ام خالد جهنیه».(2)

هر چند در حدیث امام صادق علیه السلام فقط از نه نفر از آنان نام می برد، اما باید توجه داشت زنانی همچون «صیانه» که مادر چند شهید بود و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید، سمیه که در راه دفاع از عقیدة اسلامی خود، سخت‌ ترین شكنجه ‌ها را تحمل نمود و تا پای جان از عقیدة خود دفاع كرد، ام‌ خالد که برای حفظ اسلام جانباز شد و نیز دیگرانی همچون زبیده، كسانی بودند كه زرق و برق دنیا هرگز آنان را از اسلام باز نداشت؛ بلکه آن ها از آن امكانات در راه عقیده خود استفاده كرده و در مراسم حج كه یكی از اركان دین است، به كار بردند. بعضی نیز افتخار دایگی رهبر امت را داشتند و خود نیز از معنویات زیادی برخوردار بودند و بعضی دیگر، از خانوادة شهیدانی بودند كه خود، پیكر نیمه ‌جان فرزندان ‌شان را حمل كردند. این افراد با داشتن چنین شرایطی ثابت کردند كه می ‌توانند گوشه‌ ای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بردوش گیرند.

 

زن

زنان مؤمن

سمیه، مادر عمار یاسر

هفتمین فردی که به اسلام گروید و بدترین شكنجه ‌ها را نیز تحمل كرد، سمیه بود.(3) او و شوهرش، یاسر در دام ابوجهل گرفتار شده بودند و او به آن ها دستور داد كه به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دشنام دهند، اما آن ها چنین كاری نكردند. ابوجهل زره آهنی به سمیه و یاسر پوشاند و آن ها را مقابل آفتاب سوزان نگه ‌داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله كه گاهی از كنارشان عبور می ‌كرد، آن ها را به صبر و مقاومت سفارش می‌ كرد و می ‌فرمود: «ای خاندان یاسر صبر پیشه كنید كه وعده‌ گاه شما بهشت است». سرانجام ابوجهل با ضربتی آنها را به شهادت رساند.(4)

 

ام ایمن

این زن که نامش "بركه" است، دختر "ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالك" و خدمت‌ گزار "آمنه"، مادر پیامبر و كنیز پیامبر صلی الله علیه و آله بود. آن گاه كه رسول خدا صلی الله علیه و آله مادر خود را از دست داده بود، وی پرستاری حضرت را برعهده گرفت و به اصطلاح، خدمت ‌گزار رسول خدا صلی الله علیه و آله محسوب می‌ شد. پیامبر صلی الله علیه و آله درباره اش می ‌فرمود: «او باقی ‌ماندة خاندان من است».(5) او از شیفتگان امامت بود كه در ماجرای فدك، حضرت زهرا علیها السلام او را به عنوان شاهد معرفی كرد و پنج یا شش ماه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان خلافت ابوبكر از دنیا رفت.(6)

 

صیانه

از دیگر زنان رجعت کننده در دوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که به یاری حضرت می پردازند، "صیانه" است. درباره او آمده می نویسند: «در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیزده تن برای معالجة زخمیان زنده گشته و به دنیا باز می‌ گردند. یكی از آنان "صیانه" است كه همسر "حزقیل" و آرایشگر دختر فرعون بوده است. شوهرش "حزقیل" پسرعموی فرعون و گنجینه دار او بوده و به گفتة او، مؤمن خاندان فرعون است كه به پیامبر زمانش، موسی علیه السلام ایمان آورد».(7)

 

 

ظهور

نسیبه، دختر كعب

وی كه همسر "زید بن عاصم" و از بانوان مجاهد و صحابی فداكار رسول خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث از آن حضرت بوده است. درباره او نوشته ‌اند: «‌ در بیعت عقبه كه 62 مرد از قبیله خزرج شركت داشتند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت كردند، دو زن یعنی نسیبه و خواهر وی هم حضور داشتند و بدون اینكه به هنگام بیعت، دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به دست آن ها بخورد، با آن حضرت بیعت كردند و به اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله اقرار و تعهد نمودند».(8)

او که كنیه اش "ام عماره" است، در بیعت رضوان، جنگ احد و در جنگ یمامه كه بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله با مسیلمه كذاب واقع شد، حضور داشته است. ایمان و اخلاص و فداكاری وی در جنگ احد، به جایی رسید كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وفاداری و مقاومت نسیبه، بهتر و بالاتر از بسیاری از مردها می‌ باشد».(9) در جنگ "یمامه" نیز دوازده زخم برداشت و حتی یك دست وی هم قطع شد.

 

ام خالد عبدی

ام خالد عبدی، بانویی است كه استاندار عراق، یوسف بن عمرو به سبب عقیده شیعی و پیروی از زید بن علی بن الحسین علیه السلام در كوفه، دست او را قطع كرد. وی در راه عقیده و عبادت خویش، استواری و پای‌ بندی قاطعی داشت و در بیان معارف دین و ابراز عشق و ارادت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله برابر مخالفان، هیچ كوتاهی و مسامحه ‌ای روا نمی ‌داشت.(10)

 

زبیده

او، همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. وقتی هارون از عقیدة او آگاه شد، سوگند یاد كرد او را طلاق دهد. او به انجام كارهای نیك معروف بود. زمانی كه یك مشك آب در شهر یك دینار طلا ارزش داشت، او همة حُجاج و شاید مردم مكه را سیراب كرد. او دستور داد با كندن كوه ‌ها و احداث تونل‌ ها، آب را از خارج حرم مكه، به حرم آوردند. وی صد كنیز داشت كه همگی حافظ قرآن بودند و هر كدام موظف بود كه یك دهم قرآن را بخواند؛ به گونه ‌ای كه از منزل او صدای قرائت قرآن همانند زمزمة زنبورهای عسل بلند بود.(11)

در آستانه ظهور امام، حوادث شگفت انگیزی اتفاق می افتد که یکی از آن ها بازگشت گروهی از مؤمنان واقعی برای درک و تماشای عظمت و شوکت جهانی اسلام خواهد بود؛ البته عده ای از کافران بد طینت نیز در این میان پیش از آخرت به دنیا باز می گردند تا به سزای پاره ای از اعمال ننگین خود برسند

حبابه والبیه

بزرگانی همچون شیخ طوسی، شیخ كلینی، فیض كاشانی، محدث بحرانی، طبرسی، راوندی و علامه مجلسی، او را محدث و راوی حدیث از هشت تن از امامان معصوم، از امام علی علیه السلام تا امام رضا علیه السلام دانسته ‌اند. وی، راوی حدیث از امام علی علیه السلام بوده و در روزگار امام زین العابدین علیه السلام، 113 سال از عمر او می گذشت. در سال 183ق كه امام موسی بن جعفر علیه السلام شهید شده و امام رضا علیه السلام عهده ‌دار امامت گردید، وی به حضور امام هشتم رسید؛ در حالی كه عمر او در این روزگار، حداقل 235 بود. وقتی از دنیا رفت، امام رضا علیه السلام او را با پیراهن خود كفن كرده و به خاك سپرد. سن او هنگام مرگ، بیش از 240 سال بود. او، دوبار به جوانی بازگشت كه یك بار به معجزه امام سجاد علیه السلام و بار دوم به معجزه امام هشتم علیه السلام بود. هشت امام معصوم علیهم السلام با خاتم خود بر سنگی كه او همراه داشت، نقش بستند.(12)

 

قنواء، دختر رشید هجری

دانشمندان رجالی و اهل فقه و حدیث، مانند شیخ طوسی، برقی و مامقانی این بانوی بزرگوار را از بانوان یاور امام صادق علیه السلام و راوی حدیث از آن حضرت معرفی كرده ‌اند. میزان پایداری در عقیده و پای‌ بندی او به اسلام و تشیع و علاقه اش به امیرالمؤمنین علیه السلام، از جریانی كه دربارة شیوه اسارت و شهادت پدرش توسط ابن زیاد نقل می ‌كند، مشخص می ‌شود.(13)

 

زنان غیرمؤمن

در حدیثی از امام باقر علیه السلام، از زنی خبر داده شده است كه حضرت زهرا علیها السلام را خیلی رنج می ‌داد. این زن نیز از رجعت کنندگانی است که باز می گردد تا به سزای عملش در این دنیا برسد:« آگاه باشید اگر قائم ما قیام كند، حمیراء زنده می ‌شود تا اینكه آن حضرت به او تازیانه بزند و تا اینكه از وی برای فاطمه دختر رسول‌خدا انتقام بگیرد. روای از حضرت پرسید:« فدایت شوم! چرا بر او تازیانه می ‌زند؟» حضرت فرمود: «به سبب افترا و تهمتی كه به أم ابراهیم زد». روای پرسید: «چرا خداوند، تا زمان قائم آن را به تأخیر انداخت؟» امام باقر علیه السلام فرمود: «به سبب اینكه خداوند، پیامبر را برای رحمتِ خلق مبعوث كرد، ولی مهدی را برای انتقام از دشمنان».(14)

_____________________________

پی نوشت:

1. حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، باب 10، ص360.

2. طبری، دلائل الامة، ص260.

3. طبسی، چشم‌اندازی از حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص78.

4. ریاحین الشریعة، ج4، ص335.

5. تاریخ طبری، ج2، ص7.

 6. قاموس الرجال، ج10، ص378.

7. ریاحین الشریعة، ج5، ص153.

8. ابن اثیر، اسدالغابة، ج5، ص 555.

9. بحارالانوار، ج20، ص 133.

10. آیت ‌الله خویی، معجم رجال الحدیث، ج14، ص 23، 108، 176.

11. چشم اندازی به حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص77.

12. مامقامی، تنقیح المقال، ج23، ص 75.

13. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج1، ص 522؛ ریاحین الشریعة، ج5.

14. صدوق، علل الشرایع، جلد 1و2، ص304.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:06 AM
لینک ثابت
دادور، دادگر و دادگستر
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

دادور، دادگر و دادگستر

ظهور

روزى خواهد رسید كه بشر قابلیت پیدا كند كه دادگسترى توانا و بینا بر او حكومت كند و قابلیت پیدا كردن بشر براى چنین حكومت ، عبارت است از تكامل او. بشر تكامل نیافته ، شایستگى و لیاقت حكومت عدل را ندارد و آن را نمى پذیرد و اگر با جبر و زور بر او تحمیل شود، نقض غرض خواهد بود. جبر و زور، ظلم است و ظلم ، نردبان عدل نخواهد بود. عدلى كه به وسیله ظلم برقرار شود، عدل نیست ؛ هر چند نام عدل بر آن گذارند.       

بشر تكامل نیافته ، حاكم عادل را نمى پسندد و دوست مى دارد كه او بركنار شود. حضرت على علیه السّلام مى گوید:

این مردم از من ملول شده اند و من هم از آنها ملول هستم .              

سپس در حق آنها نفرینى كرده و گفت :          

خدایا مرا از اینها بگیر.           

حكومت عدل ، بایستى با رضایت خلق برقرار شود و آن ، وقتى است كه بشر خواستار آن باشد. بشر وقتى خواستار حكومت عدل مى شود كه خوى حیوانى ، تحت فرمان خوى انسانى او قرار گیرد.

و تفصیل این اجمال چنین است :

عدالت ، كمالى است براى هر فردى از افراد بشر كه قدرت خوددارى از گناه را به وى مى دهد و دارنده این كمال را عادل و دادور گویند.

گناه ، در هنگام شهوت و غضب ، بسیار محبوب است و خوددارى از آن جهاد است . پس هر عادلى مجاهد است .

عادل ، كسى است كه اسیر غریزه نباشد. دادور، كسى است كه بر غریزه هاى خود حكومت كند و غریزه ها بر او حكومت نكنند.

عادل ، دادگر در برابر ظالم و ستمگر است ؛ چون عدل و ظلم ، تضاد دارند. داد و ستم ، مقابل هم هستند. ظلم ، تعدى و تجاوز به دیگران است . ستم ، حق دگرى را پایمال كردن است عدالت و دادگرى ، حق را به حقدار رسانیدن و از تعدى و تجاوز به حقوق دیگران ، دورى گزیدن است . عدالت بدین معنا، كمالى است اجتماعى ، از نظر ارتباط با دیگران

عادل كسى است كه آنچه كه خدا بدان امر فرموده ، انجام دهد و آنچه از آن نهى فرموده ، دورى ورزد. و حقیقت جهاد با نفس همین است .

 

عدالت ، سه درجه دارد و عادلان در سه مرتبه قرار دارند:

نخستین درجه عدالت ، آن است كه خود عادل به تنهایى از گناه دورى كند و در برابر گناهان ، شخصى قوى و نیرومند باشد؛ در نهان از گناه دورى كند چنانچه در آشكار نیز بایستى از آن دورى كند. براى حضرت حق ، نهانى ، در كار نیست ؛ هر چه هست آشكار است .

چنین عادلى ، دادور است .

مرتبه دوم عدالت كه برتر و بالاتر است ، آن است كه از نظر ارتباط با دیگران ، از گناه دورى كند. ظلم و ستم در این مرتبه محقق مى شود و اجتناب از ظلم ، دومین مرتبه عدالت را فراهم مى سازد.

این مرتبه ، دشوارتر از مرتبه نخستین است . چنین عادلى ، دادگر و مجاهد كامل خواهد بود.

عادل ، دادگر در برابر ظالم و ستمگر است ؛ چون عدل و ظلم ، تضاد دارند. داد و ستم ، مقابل هم هستند. ظلم ، تعدى و تجاوز به دیگران است . ستم ، حق دگرى را پایمال كردن است عدالت و دادگرى ، حق را به حقدار رسانیدن و از تعدى و تجاوز به حقوق دیگران ، دورى گزیدن است . عدالت بدین معنا، كمالى است اجتماعى ، از نظر ارتباط با دیگران .

مرتبه سوم از عدالت كه بالاترین درجه و دشوارترین آنهاست ، خلق عدالت در جهان است و آن كمالى است انسانى كه شخص ‍ هنگام قدرت و زمامدارى بتواند اقامه عدل كند. چنین كسى ، عادل دادگستر خواهد بود.

عادل دادگستر، بایستى داراى دانشى باشد كه سر و علن مردم آگاه بوده و از ظلم و ستمهاى نهانى ، اطلاع كافى داشته باشد.

عدالت

مرتبه دادگسترى، عادل پرورى و انسان سازى است و كسى بجز معصوم ، صلاحیت رسیدن به این مقام را ندارد.

بشر هر چه دانشور گردد و بالا رود، محفوظ از خطا نخواهد بود و جهلى همراه علم او خواهد بود. گاه به جهل پى مى برد و آن را جبران مى كند و گاه از آن غافل است و ظلمى به وجود مى آید كه قابل جبران نیست .

علوم بشرى با تكاملى كه یافته است ، جهل زدا نگردیده ؛ هنوز مجهولات بشر بیش از معلومات وى است .

تنها علمى كه خالى از جهل است و علم محض مى باشد و از جهل پیراسته است ، علم الهى است كه به دادگسترى معظم و منزه ، عطا مى شود.

همان طور كه بعثت انبیا از مهر ازلى و رحمت خداوندى بر بشر ریشه گرفته ، وجود دادگستر نیز از الطاف الهى بر بشر مى باشد. وقتى كه بشر، پذیراى چنین لطفى باشد و لیاقت رسیدن به این سعادت را داشته باشد و آن وقتى است كه تكامل یافته و خواستار وجود دادگستر گردد و براى سرنگونى حكومتى او و یا براى قتل او توطئه نكنند.

چنانكه براى قتل على علیه السّلام توطئه كردند و حضرتش را به شهادت رساندند!

اینك ، شایسته است كه نظرى به روند تكامل بشر انداخته و نگرشى بدین مطلب داشته باشیم .

 

بشرى از نظر فردى داراى سه دوره است :

دوره صباوت و كودكى ، دوره جوانى و شباب ، دوره كمال و وصول .

بشر اگر در هر یك از این سه دوره ، تعلیم و تربیت داشته باشد و آموزش و پرورش نبیند، نه تنها انسان و بشر نخواهد بود بلكه حیوانى راست قامت و دو پا خواهد بود كه در زمره جانوران به شمار مى رود؛ هر چند به شكل بشر درآمده باشد، او مجسمه بشر است نه خود بشر.

اجتماع بشرى نیز، سه مرحله دارد:

همان طور كه بعثت انبیا از مهر ازلى و رحمت خداوندى بر بشر ریشه گرفته ، وجود دادگستر نیز از الطاف الهى بر بشر مى باشد. وقتى كه بشر، پذیراى چنین لطفى باشد و لیاقت رسیدن به این سعادت را داشته باشد و آن وقتى است كه تكامل یافته و خواستار وجود دادگستر گردد و براى سرنگونى حكومتى او و یا براى قتل او توطئه نكنند

صباوت ، جوانى ، كمال .

و در هر یك از این سه دوره ، نیاز به راهنما و احتیاج به تعلیم و تربیت دارد.

مهر ازلى و رحمت خداوندى ، اقتضا كرده كه بشر را - چه از نظر فرد و چه از نظر اجتماع - به خود وانگذارد و راهنمایانى براى وى گسیل دارد.

نخستین عنایت حق بر بشر، عطاى قابلیت نامتناهى به وى ، براى رسیدن به كمال است . هنگامى كه این قابلیت به فعلیت برسد، كمال انسانى براى بشر حاصل مى شود. و این نیز به وسیله عنایت خاص الهى تحقق پذیر است آن هم در صورتى كه خود بشر بخواهد.

راهنماى دوره صباوت بشر، فطرت اوست .

فطرت بشر از كژیها و نارواییها گریزان است . راستیها و درستیها را دوست مى دارد عدل و احسان و نیكوكارى را خوش مى دارد. از ظلم و تجاوز متنفر و بیزار است .

راهنماى دوره دوم بشر، از نظر فرد، عقل اوست كه آفریننده بشر به وى عنایت فرموده . عقل به كمك فطرت بشر مى شتابد تا وى را از بدیها و زشتیها دور سازد و او را به سوى خوبیها و نیكیها روانه گرداند.

فطرت

ولى فطرت و عقل ، نمى توانند ضامن رسیدن بشر به كمال انسانى گردند و تكامل وى را تاءمین كنند. چون غرایز حیوانى مى تواند بر فطرت بشر غلبه كند و عقل را در استخدام خود قرار دهد و این نخستین استعمارى است كه در حیات بشر رخ مى دهد، و خودش از آن غافل است .

عقل ، براى توفیق در راهنمایى ، نیاز به كمك دارد تا از استعمار غریزه حیوانى رهایى یابد.

مهر خداوندى ، پیامبران را براى كمك به عقل فرستاده تا از اسارت غریزه حیوانى رهایى یابد و ایشان ، راهنمایان بشر در دوره سوم هستند.

و راهنماى بشر در دوره سوم ، پیامبرانند تا بشر بتواند تكامل یابد و به هدف عالى خود برسد و انسان كامل گردد.

در قبول راهنمایى پیامبران ، جبرى در كار نبوده و نیست . راهنمایى با جبر و زور تضاد دارد و موجب رسیدن به كمال ، نخواهد بود. بلكه عكس العمل پیدا مى كند و بر خلاف مقصود، نتیجه مى دهد و نقص را به وى ارزانى مى بخشد.

پیامبران ، راهنمایان بشر براى سه دوره اجتماعى او نیز هستند.

نخستین راهنماى بشر در دوره نخستین و پس از توفان نوح علیه السّلام ، ابراهیم خلیل علیه السّلام است كه از سوى خدا براى خلق فرستاده شده و پیشرو پیامبران ابراهیمى است . او، نخستین كسى است كه بشر را به توحید و یگانه پرستى دعوت كرده است و ایمان به مبداء و معاد را براى وى ارمغان آورده است . ایمان به مبداء و معاد، نخستین گام سلوك و اولین پایه براى رشد و به كمال رسیدن بشر است .

راهنماى دوره دوم اجتماع بشرى ، موساى كلیم علیه السّلام و پیامبران بنى اسرائیل بوده اند. این دوره ، به زمان عیساى مسیح ختم مى شود؛ وجود مقدسى كه از سوى حضرت حق ، براى تكمیل و اصلاح آیین یهود فرستاده شد.

برترین و سومین دوره اجتماعى بشر، راهنمایش حضرت محمد علیه السّلام است ، كه بزرگترین رهنماى بشرى و برترین پیامبران است .

چون بشر هنوز در حال نقص است و شماره خوبان فداكار به حد نصاب نرسیده و اجتماع بشرى ، لیاقت چنان حكومتى را ندارد و اگر این دادگستر الهى ظهور كند، مانند دگران كشته خواهد شد و یا مسموم مى گردد

در این دوره است كه بایستى بشر به كمال مطلق برسد و سراسر گیتى را عدل فرا گیرد و هدف نهایى از فرستادن انبیا، تحقق پذیرد و دادگسترى الهى و پیشوایى آسمانى براى بشر بیاید و هدف پیامبران را بر كرسى نشاند.

و آن وقتى است كه تعلیمات عالیه حضرت محمد علیه السّلام كار خود را انجام دهد و بشر، انسان گردد و در پى دادگستر بدود.

مقصود آن نیست كه در دوره اول و دوم ، مردمى شایسته و خوب و كامل وجود نداشته اند، بلكه مقصود آن است كه اجتماع آن و دوره ، اجتماعى نبوده كه شایسته دعوت و پیشوایى حضرت محمد صلى الله علیه و آله باشد. چنانچه اجتماع عصر آن حضرت نیز، اجتماعى نبوده كه رسول خدا صلى الله علیه و آله دادگستر گردد.

برترى دوره سوم اجتماع بر دو دوره گذشته اش ، آن است كه در این دوره ، اجتماع بشرى به حد كمال خواهد رسید و بشر، تكامل خواهد یافت و شماره خوبان به حدى مى رسد كه شایسته باشند كه دادگستر جهان ظهور كند.

هنگامى كه اجتماع این دوره به حد كمال رسید و شماره خوبان به اندازه اى رسید كه جهان ، شایسته حكومت ابدى عدل گردید، بشر كوچه به كوچه و كوى به كوى ، در پى دادگستر مى گردد و براى ظهورش ، دقیقه شمارى مى كند، تا نداى حضرتش را هنگام ظهور لبیك گوید.

از این سخنان ، دانسته شد كه علت تاخیر ظهور دادگستر جهانى چیست . چون بشر هنوز در حال نقص است و شماره خوبان فداكار به حد نصاب نرسیده و اجتماع بشرى ، لیاقت چنان حكومتى را ندارد و اگر این دادگستر الهى ظهور كند، مانند دگران كشته خواهد شد و یا مسموم مى گردد.

ظهور آن حضرت ، روزى است كه وجود مقدسش از این خطر محفوظ بماند و بشر لیاقت حكومت عدل ابدى را پیدا كند و با جان و دل ، خواستار چنان حكومتى باشد و توفیق ظفر بر دشمنان و بدخواهان داشته باشد.

روزى است كه حاكمان دادگر و پاك سرشت و پاك گفتار و پاك رفتار، بر عرصه گیتى حكومت كنند.

بیگانگى میان دولتها و ملتها از میان برود، ملتها دولت را از آن خود بدانند و دولتها خود را خدمتگزار ملتها بدانند.

آن روز، روز قیام مهدى خواهد بود.

به امید آن روز

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 24 تیر 1394 
ساعت : 11:06 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 18
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه