از عوامل قهر و هلاكت الهي اسراف است. «و اهلكنا المسرفين» (انبياء/9)
اسرافكار براي رفاه و عياشي خود گاهي عزت و استقلال خود را از دست مي‌دهد و گاهي حريت و آزادي خود را و گاهي تفكر و مكتب خود را؛ يعني شعار اصلي ما (استقلال، آزادي جمهوري اسلامي) با اسراف و تبذير در معرض خطر است. به نظر مي‌رسد صدا و سيما به عنوان مهمترين رسانه تبليغي كشور بتواند در اين جهت گام‌هاي موثري بردارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم؛ -1 ولخرجي ضد ارزش معرفي شود. همان گونه كه خداوند به ولخرج لقب برادران شيطان داده است «ان المبذرين كانو اخوان الشياطين» (اسراء/ 27)
-2 فيلم‌ها و گزارش‌ها و مصاحبه‌هايي عرضه شود كه نشان دهد چه خيرات و بركاتي در سايه قناعت نصيب مردم مي‌شود. (مثلا به جاي ولخرجي‌هاي عروسي‌ها طرفين عروس و داماد چيز ماندگاري براي عروس وداماد بخرند.)
-3 از مسائل فقهي، مواردي كه اسراف سبب ضامن شدن است نشان داده شود.
-4 از مسئولين درباره بودجه‌هاي پژوهشي كه صرف مسائلي مي‌كنند كه كاربردي نيست و در وزارت علوم گرد مي‌خورد توضيح بخواهد.
-5 صدا و سيما تبليغ كند كه بني آدم اعضاي يكديگرند «بعضكم من بعض» (آل عمران/195) همان گونه كه نانوا ناني را كه براي خانه خود مي‌برد، از نوع مرغوب است، ديگران را هم از خود بداند و به آنها هم نان خوب بدهد.
-6 مناطقي 20 پزشك يكجا هستند و مناطقي دسترسي به پزشك ندارند.
-7 از مردم نمونه‌هاي صرفه‌جويي با برگزاري يك مسابقه دريافت شود.
-8 بين كمبود دارو در برخي مناطق و داروهاي اضافه در مناطق ديگر مقايسه شود.
-9 دو كادو، براي نوزاد مي‌برند يكي گل كه زود مصرف است و يكي كتاب مفيد براي تربيت كودك است.
-10  صدا و سيما در فيلم‌هايي كه خود تهيه مي‌كند در برخي از ولخرجي‌ها از خود انتقاد كند.
-11  از هر وزارتي و از هر استان و از هر اداره كل راه‌هاي صرفه‌جويي را درباره موضوعي كه آن اداره مسئول آن است، به نمايش گذاشته شود.
-12 صدا و سيما به جاي ساخت دكورهاي مصنوعي و مصرفي و پرخرج به سراغ زيبايي‌هاي طبيعي و پايدار برود.
-13  صدا و سيما از توليدگران بخواهد كه در طرح و ساخت وسايل، محصولاتي توليد كنند كه كم مصرف و پايدار باشد و به توليد كنندگان كالاهاي غير استاندارد و نامناسب اجازه تبليغ ندهد.
-14  روي دوچرخه سواري مانور داده شود.
-15  براي كارمندان دولت سربرگ‌هاي پرخرج و كم خرج را مقايسه و در معرض قرار دهد.
-16  مقايسه شود ميان سالمنداني كه كار مي‌كنند و جوانان بيكار كه يك امر به معروف عملي است.
-17  در جشنواره‌ها يكي از ملاك‌هاي گزينش كم هزينه بودن از يك سو و وقت كشي نكردن از مردم باشد
-18  جشنواره فيلم آينده، بر مبناي بهتر نشان دادن الگوي مصرف باشد.
-19  هدر دادن آبرو، از به هدردادن آب و نفت و گاز و... هر چيز ديگر مهمتر است.
-20  افراط در امور خير نشان داده شود. كساني كه به امور مذهبي آن گونه مي‌رسند كه حق زن و بچه خود را ضايع مي‌كنند. وصيت نامه‌هايي كه براي خريد قبر و مقبره چه هزينه‌هاي كلاني مصرف مي‌كنند و در همان منطقه افراد ديگر، در سخت‌ترين شرايط با داشتن چند كودك حتي يك اتاق ندارند.
-21 تبليغ شود كه مي‌توان به جاي چند مراسم فاتحه، يك منبع آب براي زايشگاه، بيمارستان، مدرسه، درمانگاه و يادگارهاي خوب ديگر به جاي گذاشت.
-22  سيما نشان دهد كه گروه زيادي در قالب اردوهاي علمي و يا خدماتي به مناطق سردسير مي‌روند و از تابستان خود استفاده مي‌كنند.
-23  سيما نشان دهد كه مي‌توان سالن‌ها را جوري طراحي كرد كه براي چند منظور كارآيي داشته باشد.
-24  سيما نشان دهد خانه‌هايي كه در كنار فروشگاه‌ها قرار دارند و اعضاي خانواده در كنار هم هستند وهميشه توان خريد همه چيز دارند چه نيازي به فريزر دارند.
-25  سيما نشان دهد كه پخت غذا در برخي پادگان‌ها به گونه‌اي است كه سربازان از خوردن آن صرف نظر و حتي نان خالي مي‌خورند.
-26  سيما نشان دهد كه ده‌ها نفر زحمت مي‌كشند تا محصولي توليد مي‌شود و هدر دادن آن يعني هدر دادن زحمات انسان‌ها.
-27  سيما نشان دهد كه با چند مشت آب مي‌توان وضو گرفت.
-28 سيما نشان دهد كه چه جواناني با استفاده از پاره وقت‌ها چه درآمدهايي دارند (جواناني كه درآمد خود را پس‌انداز مي‌كنند در مقايسه با جواناني كه هر چه به دست مي‌آورند مصرف مي‌كنند)
-29  سيما نشان دهد كه يك نفر سيگاري در عمر خود چقدر پول را براي ضررزدن به ريه و محيط زيست خرج مي‌كند و اگر سيگار خارجي باشد پر كردن جيب ديگرانهم اضافه مي‌شود.
-30  سيما نشان دهد نوجواناني كه از تحصيل و كسب مهارت فرار مي‌كنند چه آينده تلخ و تحقيرآميزي دارند.
-31  سيما نشان دهد كه بزرگان، چگونه در عمر خود صرفه جويي مي‌كنند. (آيت الله سيستاني روزي سر درس آمد در حالي كه پيشاني ايشان زخمي بود، گفت سرم زخمي شد ديدم اگر بخواهم اول سرم را تطهير كنم، به درس نمي‌رسم. صاحب مفاتيح از پاره وقت‌ها براي نوشتن استفاده مي‌كرد؛ آيت الله سيستاني از ميان دو درس يكسان، درسي را انتخاب كرد كه رفت و آمدش 5 دقيقه كمتر بود.)
-32  تبليغ شود كه درمسيرهاي كوتاه از وسايل نقليه ساده و سبك استفاده شود.
-33  ورزش‌هاي كم خرج و طبيعي و دسته جمعي و الفت آور تبليغ شود نظير: كوهنوردي، پياده روي... و در مورد ورزش‌هايي كه زمين‌هاي بزرگي در اختيار بازي‌هاي دو نفره قرار مي‌دهند تبليغ نشود.
-34  كتابهايي كه سال‌ها مورد استفاده قرار گرفته و چند نسل را كامياب كرده با كتابهايي كه يا بي مصرف يا كم مصرف يا براي افراد معدودند ولي در چاپ آنها كاغذ فراواني مصرف مي‌شود مقايسه شود.
-35  بين كشورهايي كه كاغذ به دنيا صادر مي‌كنند ولي فرزندان آنها يك كتاب درسي را چند دست مي‌گردانند با كشوري كه كاغذ مي‌خرد ولي به هدر مي‌دهد، مقايسه شود.
-36  مسجدي كه امام جماعتش تاخير مي‌كند و وقت جمعيت تلف مي‌شود و لذا مسجدش خلوت است با مساجدي كه امام جماعتش منظم و سروقت مي‌آيد و شلوغ است مقايسه شود.
-37  از مجالس عزاداري امام حسين(عليه‌السلام) كه همراه با نماز، فقه، موعظه، تاريخ و اطعام در يكي دو ساعت هست، مقايسه شود با مجالسي كه چندين ساعت اتلاف وقت مي‌شود و در آن رشدي و آموزشي مفيد و در شان نيست.
-38  ميان مهماني‌هاي پر جمعيت، پرعاطفه، كم خرج و زود به زود، با مهماني‌هاي ساليانه، پرخرج همراه با رودربايستي، چشم هم چشمي، اسراف و تجمل مقايسه شود.
-39  در ساختمان سازي، ميان سقف‌هاي استوار قديمي و سقف‌هاي غير استانداردي كه دو سه دهه بيشتر دوام ندارد، مقايسه شود.
-40  آموزش و پرورش مصاحبه شود كه در دوران تحصيلي نسل نو براي صرفه جويي و جلوگيري از ولخرجي چند سطر در كل كتاب‌ها آمده است.
-41  مقايسه شود ميان قلم‌هاي ساده‌اي كه ده‌ها نامه و نوشته مبارك با آن نوشته مي‌شود، با خودنويس‌هاي گران قيمت قابداري كه هيچ بركتي در آن نيست.
-42  مقايسه شود بين مساجد ساده ولي پر جمعيت با مساجد مجلل، ولي خلوت.
-43  مقايسه شود ميان افرادي كه از تعطيلات خود بهترين بهره را مي‌برند با كساني كه حتي در زمان تحصيل درس نمي‌خوانند.
-44  در تمام فيلم‌ها و سريال‌ها نوعي صرفه جويي جاسازي شود.
-45  شعرا درباره ولخرجي و قناعت هنرنمايي كنند. 
-46  اجناس غير استاندارد و غيرضروري تبليغ نشود.
-47  رشته‌هاي گوناگوني داريم كه جامعه به آن نياز ندارد و عمرها و بودجه‌هايي تلف مي‌شود و برعكس نيازهايي كه جامعه دارد و متخصص به‌اندازه كافي نداريم.
-48  چه رشته‌هايي كه متناسب با جنسيت دختر و پسر نيست و به صورت تحميلي، چشم هم چشمي، لاعلاجي، مدرك گرايي و... انجام مي‌شود.
-49  در ميادين بزرگ چه نمادها و مجسمه‌هايي بي هدف و بي محتوا با چه بودجه‌هايي صرف مي‌شود ولي در كنار همان ميادين نيازهاي ضروري عابرين همچون سرويس بهداشتي مورد غفلت قرار گرفته است.
-50  سيما نشان دهد كه گاهي در يك خيابان چندين مجلس روضه و مسجد در نزديكي هم قرار دارند، ولي در روستاها و بعضي شهرها با كمبود روحاني مواجهيم.
-51  سيما نشان دهد چه مساجدي با چه مناره‌هايي و چه محراب‌ها و هزينه‌هايي وجود دارد، در حالي كه بسياري ازمراكز ما و حتي شهرك‌هاي چند هزار نفري ما از مسجد ساده محروم است.
-52  مقايسه شود ميان افرادي كه در يك سال چندين سفر پرخرج مي‌كنند و افرادي كه عمرشان به پايان رسيد و حتي به زيارت امام رضا (عليه‌السلام) نرفته‌اند.
-53  مقايسه شود ميان كساني كه جان خود، جوان خود را فدا مي‌كنند و كساني كه حتي چند دقيقه عمر خود را صرف نماز نكرده و حتي از پرداخت بيست درصد خمس واجب دريغ دارند.
-54  قايسه شود ميان افرادي كه در تمام طبقات خانه حمام‌هاي زيبا دارند ولي از غسل جمعه غافلند و افرادي بدون حمام با زحمت آبي را گرم و غسل جمعه مي‌كنند.
-55  از ظروف زايد، لباس‌هاي زايد، كفش‌هاي زايد، كتاب‌هاي زايد، داروهاي زايد، تلفن‌هاي زايد و حرف‌هاي زايد سوژه‌هايي تهيه شود.
-56  درخواست مردم براي حذف قوانين وقت كشي به مجلس شورا منتقل شود.
-57  از قوه مجريه و وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و نهادها براي اصلاح الگوي مصرف، گفتگوها و درخواست‌ها و پيشنهادهايي دريافت و منتقل شود.
-58  گوشه‌اي از آثار شوم ولخرجي كه به‌اندوه و خانه‌نشيني منجر مي‌شود نشان داده شود.
-59  براي مصرف بهينه هر محصولي آموزش‌هاي لازم به مردم داده شود.
-60  سنت‌هاي غلطي كه هزينه‌بر است، طرح و نقد شود.
-61  مي‌توان با نشان دادن قوانين نادرستي كه هزينه بر است يا مواردي كه كمبود قوانين مناسب وجود دارد مجلس را فعال كرد.
-62  مي‌توان با نيازمنداني كه در اثر ولخرجي به گدايي افتاده‌اند مصاحبه‌هايي داشت.
-63  براي حفظ هر چيزي از آفت آن، آموزش‌هاي لازم ارائه شود. حفظ نان از كپك، حفظ قالي از موريانه، حفظ ماشين و...
-64  سيمايي از بازيافت‌ها نشان داده شود كه از تصفيه فاضلاب چه مناطقي سرسبز و از پاره مقواها چه كارتون‌هاي مناسبي به دست مي‌آيد.
-65  ساختمان‌هايي كه يك پرتي ندارد، با ساختمان‌هاي كه متراژ زياد از آن بلااستفاده است. مقايسه و الگوي مناسب ارائه شود.
-66  با بيماراني كه در اثر پرخوري و بدخوري، مريض شده‌اند مصاحبه شود.
-67  با افراد حر و بصير و مخلص كه ولخرجي‌ها را با صراحت و قاطعيت مطرح كنند، مصاحبه شود.
-68  بي‌بند و باري‌هايي كه در اثر ولخرجي و نداشتن‌ايمان و وجدان پديد آمده، نمايش داده شود.
-69  سيما نشان دهد كه اگر سرمايه‌هاي راكد جمع شود چه سرمايه هنگفتي توليد مي‌شود.
-70  سيما نشان دهد كه افراد و گروه‌هايي، ديگران را با كمك رساني كه در اثر قناعت به دست آورده‌اند به سوي خود جذب كرده‌اند. (شما در مجلس يا مسجدي به ديگري جا مي‌دهيد آن شخص تا پايان جلسه و گاهي تا پايان عمر لطف شما را فراموش نمي‌كند، اگر ما كمي از زندگي بكاهيم و به فقراي فاميل و منطقه و دنيا رسيدگي كنيم چقدر محبوب مي‌شويم)
-71  از قاريان ممتاز براي تلاوت آيات اسراف در فاصله‌هاي مختلف همراه با تفسير كوتاه استفاده شود.
-72  برخي احاديث اسراف به صورت ميان پرده‌اي استفاده شود.
-73  آثار اسراف و ولخرجي در قالب طنز ارائه شود.
-74  سيما نشان دهد كه مي‌توان در پادگان‌ها، دانشگاه‌ها، ادارات و... ظروف تميز و بزرگي قرار داد كه هر كس احساس مي‌كند غذاي او زياد است قبل از مصرف و دست خوردن مقدار زايد را در آن ظرف تميز قرار دهد.
-75  سيما نشان دهد كه در باغ و باغچه و پارك مي‌توان به جاي سبزي‌ها و درخت‌هاي تزئيني از سبزي‌ها و درخت‌هاي توليدي بهره گرفت. (با توجه به اينكه زمين اين مراكز از قيمت بالايي برخوردار است.)
-76  براي كاشت زيتون كه سبزي آن هميشگي و روغنش سالمترين روغن‌هاست و تنها درختي است كه به نام شجره مباركه در قرآن آمده است و در تمام نقاط ايران قابل كشت است و هزينه كم و توليد خوبي دارد تبليغ شود.
-77  افرادي كه زندگي ساده، تحصيل ساده، ازدواج ساده همراه با آرامش و خوشي دارند به صحنه كشيده شوند.
-78  مهريه‌هاي سنگيني كه باعث افتادن بدهكار به زندان، زندگي تلخ، احساس بسته شدن دست و پاي مرد و بالاخره به طلاق كشيده شدن زندگي مي‌شود صحنه‌هايي نمايش داده شود.
-79  جوايز دكوري و مصرفي و تشريفاتي نظير كاپ‌ها و جام‌ها و تنديس‌ها نقد شود و به جاي آن به وسايلي كه خواه در توليد علم نقش دارد نظير كامپيوتر و نوارهاي مفيد و يا در توليد محصولات مثل چرخ خياطي يا ابزار توليدي جايگزين شود.
-80  سيما مي‌تواند مشاركت افرادي كه سرمايه‌هاي كم خود را روي هم گذاشته و دست به كار مفيدي زده‌اند نشان دهد. در سوره كهف مي‌خوانيم چند فقير پول‌هاي جزئي خود را روي هم گذاشته و كشتي خريده و با آن ارتزاق مي‌كردند «اما السفينه فكانت لمساكين» (كهف/79)
-81  خدمات مردم براي ساخت مدارس و مساجد، نشان داده شود و مقايسه شود با مواردي كه مردم منتظر بودجه‌هاي دولتي هستند.
-82  صدا و سيما شبكه آموزشي خود را در راستاي كتاب‌هاي درسي آموزش و پرورش قرار دهد تا از آمار مردودين كاسته شود.
-83  از انواع تعامل‌ بين سازمان‌ها كه نتيجه آن كم شدن هزينه‌ها، استهلاك‌ها و اتلاف وقت‌هاست فيلمبرداري شود. (مثلا ماشيني كه براي جهاد سازندگي به روستاها مي‌رود پزشك و معلم آموزش و پرورش را با خود ببرد و گرنه سه ماشين براي سه هدف به يك روستا مي‌رود)
-84  اشجار و ميوه‌ها و محصولاتي كه به آب كمتري نياز دارد، تشويق شود، بخصوص در مكان‌هايي كه مشكل آب داريم.
-85  موقوفات قرن‌ها قبل كه عمر و خدمات افراد را در تاريخ جاري ساخته است با ولخرجي‌هاي امروزي مقايسه شود.
-86  از انبار كردن آنچه با تعمير قابل مصرف است به عنوان اسقاطي جلوگيري شود.
-87  صنايع و كارهاي دستي كه در آن ابتكار، ورزش، پر كردن ايام فراغت و امثال آن است با بهره‌گيري از كارهاي ماشيني كه هيچ‌كدام اين بركات را ندارد مقايسه شود.
-88  خدمات برادرانه‌اي كه موجب صرفه‌جويي در وقت و ايجاد محبت و رضاي خداست، نمايش داده شود. مثلا همسايه‌اي كه به نانوايي مي‌رود، نان همسايه را خريداري كند. اگر ماشيني دارد همسايه خود را در مسير راه ببرد؛ كه با اين كار چند رقم صرفه‌جويي و سبب علقه و محبت و چه بسا اين محبت‌ها به نسل‌ هم منتقل شود و پاداشي براي قيامت ذخيره مي‌گردد.
-89  در مسئله رنگ‌آميزي اماكن، رنگ‌هايي تبليغ شود كه نور كمتري جذب مي‌كنند و فضا روشنتر مي‌شود.
-90  در انتخاب محل يخچال سفارش شود كه نزديك اجاق گاز، شوفاژ و زير تابش مستقيم آفتاب نباشد و پشت يخچال فضاي كافي براي گردش هوا باشد.
-91  سفارش شود در مكان‌هايي نظير انبار، پاركينگ، دستشويي كه نياز به روشني كمتري است از لامپ كم مصرف استفاده شود.
-92  تبليغ شود كه به جاي گرم كردن تمام محيط در زمستان از لباس‌ همان فصل استفاده شود تا انرژي هدر نرود.
-93  تبليغ شود براي مطالعه از چراغ مطالعه كه كتاب و اطراف كتاب را روشن مي‌كند استفاده كنند.
-94  آموزش داده شود كه اسلام طرفدار مقاوم سازي است. در حديث مي‌خوانيم:  «من اقتصد في بنائه لم يوجر» هر كس خانه‌اي بنا كند و در ساخت و ساز آن كوتاهي ورزد (مصالح نامرغوب يا سازنده ناشي يا نقشه خراب) اجر و ثوابي نبرده است. (بحارالانوار/ج/73ص150)
در حديث ديگري مي‌خوانيم كه پيامبر بعد از به خاكسپاري فرزندش ابراهيم و مرتب كردن قبر او فرمود: هر گاه كسي از شما كاري انجام مي‌دهد محكم انجام دهد. «اذا عمل احدكم عملا فليتقن.» (اصول كافي/ ج /3 ص 262)
-95 ترويج فرهنگ بيگانه و لباس‌هاي انگشت نما حرام است. امام صادق فرمود: براي خوار شدن انسان همين بس كه از لباس و مركبي استفاده كند كه او را مشهور كند. (وسايل الشيعه/ج/5ص24)
-96  معناي صرفه جويي استفاده نكردن از رفاه نيست. خداوند مي‌فرمايد: چارپايان بارهاي سنگين شما را به سرزميني حمل مي‌كنند كه اگر نبودند شما با سختي روبرو بوديد. (نحل7/) چارپايان به خاطر رحمت الهي در خدمت رفاه ما هستند كه اگر نبودند زندگي همراه با رنج بود. حضرت امير در نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: افراد با تقوا در بهره‌گيري از دنيا و رفاه شريك اهل دنيا هستند ولي اهل دنيا در آخرت متقين شريك نيستند.
-97  سيما نشان دهد كه چطور احساس بي‌نيازي، انسان را به طغيان و گناه مي‌كشاند «كلا ان الانسان ليطغي، آن رءاه استغني» (علق6/ و 7) و نشان دهد كه چگونه توسعه و رفاه اگر همراه با تربيت و تهذيب نباشد باعث طغيان انسان مي‌شود. «و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا في الارض» (شوري27/)
-98  سيما نشان دهد كه توسعه رزق با زهد قابل جمع است. امام سجاد فرمود: «اسالك السعه في الرزق و الزهد فيما هو و بال» (تهذيب/ج/3ص83)
-99  رواياتي كه از كفاف ستايش شده به معناي حداقل نيست زيرا كفاف يعني اسراف نكردن. حضرت امير مي‌فرمايد: ما فوق كفاف اسراف است. معناي كفاف آنست كه «يكف الانسان عن الناس» انسان به مردم نياز نداشته باشد.
-100 افراط در تشويق نقد شود. اميرالمومنين مي‌فرمايد: تشويق بيش از‌اندازه تملق است.
اين موارد را خداوند به ذهن ما‌انداخت «هذا من فضل ربي» و هر انساني مي‌تواند ده‌ها يا صدها نمونه ديگر بياورد.
اگر براي خدا قيام كنيد خداوند راه‌هايي را پيش پاي شما خواهد گذاشت و آثار و بركاتي را براي دنياي خود ذخيره خواهيد كرد. خداوندا با وجود اين همه امكانات قيامت را روز حسرت ما قرار مده.


برگرفته از روزنامه رسالت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:30 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

الگوي مصرف پديده‌ايست كه تحت تاثير عوامل مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، تكنولوژيكي، تجاري و حتي قوانين و مقررات شكل مي‌گيرد.

از اين‌رو بسته به شرايط و تحولات بوجود آمده در هر يك از اين عوامل، الگوي مصرف نيز تغيير مي‌كند.

براي درك درست مفهوم الگوي مصرف ابتدا ضروري است اين مفهوم به درستي تعريف شود.

در تعريف اول الگوي مصرف به مفهوم تركيبي از كميت‌ها، كيفيت‌ها، اقدامات و گرايشاتي است كه نشانگر استفاده يك فرد يا جامعه از منابع مي‌باشد.

در تعريف ديگري، رفتار افراد، خانوارها و يا كل جامعه در انتخاب، خريد و مصرف كالاها و خدمات، به عنوان الگوي مصرف ارائه شده است.

در يك جمع‌بندي، الگوي مصرف را مي‌توان به عنوان چگونگي و شيوه استفاده از منابع، محصولات و خدمات تعريف كرد و با توجه به محدود بودن منابع، استفاده بهينه از آنها يك ضرورت حياتي است.

عوامل متعددي در شكل‌گيري الگوي مصرف موثرند كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از:



عوامل فرهنگي و اجتماعي:

اين دسته از عوامل كه شامل آداب و سنن، ارزش‌هاي اجتماعي، آموزه‌هاي ديني، سلايق، سطح سواد، تبليغات و بسياري از موارد ديگر مي‌باشد، مي‌تواند تاثيرات قابل توجهي در شكل‌گيري الگوي مصرف داشته باشد.



عوامل اقتصادي

متغيرهاي اقتصادي از مهمترين عوامل موثر در شكل‌گيري الگوي مصرف منابع در كشور هستند كه شامل:

نرخ تورم بالا و متغير بودن آن، سطح قيمت كالاها و خدمات، نرخ متغيرهاي اقتصادي‌(نرخ ارز، نرخ بهره، نرخ دستمزد، يارانه‌ها، ماليات)، سطح درآمد سرانه و چگونگي توزيع آن در بين طبقات مختلف جامعه و رشد تكنولوژي است.



قوانين و مقررات

مـحدوديـت‌هاي قـانوني، استانداردهاي فني، بهداشتي و زيست‌محيطي از عوامل ديگري است كه مي‌تواند بر الگوي مصرف تاثيرگذار باشد.



عوامل طبيعي و جغرافيايي

شرايط آب و هوائي، ميزان منابع طبيعي موجود، شرايط اقليمي و وسعت جغرافيايي نيز از جمله مواردي است كه بر روي الگوي مصرف منابع تاثيرگذار است.



عوامل رواني و انتظاري

حاكميت شرايط نااطميناني و ثبات نداشتن اقتصادي از عوامل مهمي است كه الگو و مدل رفتار مصرف‌كنندگان را تحت تاثير قرار داده و اعتماد به پس‌انداز را در مقابل مصرف كاهش مي‌دهد.

بنابراين مي‌توان گفت الگوي مصرف، نتيجه و برآيند مجموعه‌اي از عوامل فوق‌الذكر است كه بسته به ميزان و شدت تاثير هر يك از آنها مي‌تواند متفاوت باشد. اگرچه گفته مي‌شود در رأس همه اين عوامل، عوامل و متغيرهاي اقتصادي است كه مي‌تواند تعيين‌كننده باشد.

بررسي وضعيت و روند مصرف منابع در بخش‌هاي مختلف كشور نشان دهنده نبود استفاده بهينه از منابع در بخش‌ها و سطوح مختلف است و توجه به الگوي مصرف و اصلاح آن بايد مورد تاكيد آحاد جامعه و تمامي مسئولان باشد.

در اين زمينه بايد ضمن اتخاذ رويكردي نظام‌مند و علمي به پديده الگوي مصرف، نقشه راه اصلاح الگوي مصرف منابع در سطح ملي تدوين شود و به عنوان يك سند راهبردي مبناي حركت در اين زمينه باشد.

براين اساس برخي از مهمترين الزامات و راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف را مي‌توان به صورت زير عنوان كرد.



اجراي مطلوب طرح تحول اقتصادي و هدفمندسازي يارانه‌ها

اين مهم به عنوان يك الزام جدي در اصلاح الگوي مصرف مورد تاكيد است و مادام كه يارانه‌ها به شكل فعلي و غير هدفمند در بخش‌هاي مختلف توزيع مي‌شود، نمي‌توان انتظار داشت الگوي مصرف موجود اصلاح و يا الگوي مصرف مطلوب نهادينه شود.



اجراي كامل سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي

با عنايت به پايين بودن كارائي فعاليت‌هاي اقتصادي دولت و لزوم محدود كردن حيطه فعاليت‌هاي تصدي‌گرانه آن و واگذاري مسئوليت‌هاي مربوطه به بخش خصوصي و غيردولتي و از آنجا كه بايد منابع محدود كشور با اثربخشي و كارائي بالا استفاده شود، به نظر مي‌رسد اجراي اصل 44 قانون اساسي يكي از الزامات مهمي است كه مي‌تواند به استفاده بهينه از منابع ملي كمك كند در اين راستا ضروري است اقدامات لازم براي پياده‌سازي اين اصل با شتاب بيشتري پيگيري و انجام شود.



توسعه فضاي رقابتي در بخش‌هاي مختلف

اصلاح الگوي مصرف منابع در سطوح و بخش‌هاي مختلف مستلزم شكل‌گيري فضاي رقابتي است، چرا كه در فضاي انحصاري و غيررقابتي منابع به صورتي غيربهينه مصرف مي‌شود و ارزش افزوده چنداني نخواهد داشت. بنابراين مي‌توان گفت فضاي رقابتي زمينه و بستر لازم براي اصلاح الگوي مصرف را فراهم مي‌آورد.



توسعه و ارتقاء بهره‌وري

يكي از مفاهيم كليدي در مصرف بهينه‌ منابع كشور، موضوع بهره‌وري است.

مفهومي كه بدليل ساختارهاي ناكارآمد اقتصادي، هنوز جايگاه واقعي خود را در سطوح و بخش‌هاي مختلف پيدا نكرده است و تا زماني كه ارتقاء بهره‌وري به يك دغدغه و عزم ملي تبديل نشود، حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف به صورت جدي امكان‌پذير نخواهد بود و آنچه در اين خصوص اهميت دارد،‌ بكارگيري مفاهيم مديريت و مهندسي بهره‌وري در سطوح ملي و بنگاهي است.



توسعه به كارگيري IT

استفاده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات يكي از روش‌هاي اثربخش جلوگيري از اتلاف منابع در كشور است. بنابراين بايد در اين خصوص برنامه‌هاي جدي مورد توجه و تاكيد باشد.



واقعي كردن قيمت‌ها

بررسي‌هاي مختلف نشان مي‌دهد كه غيرواقعي و غيررقابتي بودن نرخ كالاها و خدمات يكي از عوامل اصلي اتلاف منابع در كشور است.

قيمت نان، حامل‌هاي انرژي، نرخ ارز، نرخ بهره، نرخ ماليات و بسياري از موارد ديگر مويد اين نكته است كه ايجاد انحراف در مصرف اين دسته از كالاها و خدمات عمدتاً به دليل واقعي نبودن قيمت‌هاست كه بايد اصلاح و در يك فضاي شفاف و رقابتي به قيمت واقعي خود برسد.



اعمال استانداردها و محدوديت‌هاي قانوني

در اين زمينه ضروري است ضمن تدوين و يا اصلاح استانداردها و قوانين و مقررات مربوطه، با اجباري ساختن برخي از استانداردها و مقررات زيست‌محيطي، الگوي توليد و به تبع آن الگوي مصرف را تحت تاثير قرار داد.

به عنوان نمونه، اجباري كردن استاندارد مصرف سوخت يا گازهاي حاصل از مصرف سوخت خودروهاي توليد داخل و وارداتي، عايق‌كاري در ساختمان‌ها، تبديل تدريجي توليد و واردات لامپ‌هاي رشته‌اي به لامپ‌هاي كم مصرف و ممنوعيت نهائي توليد و واردات آنها و اعمال استانداردهاي مصرف انرژي در لوازم برقي از جمله اين اقدامات است.



توجه به موضوع بازيافت

يكي از زمينه‌هاي اصلاح الگوي مصرف كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است، مساله بازيافت است كه مي‌تواند سهم مهمي در مصرف آب و حامل‌هاي انرژي داشته باشد. اين موضوع در كشورهاي پيشرفته در سطح وسيعي انجام مي‌شود اما عليرغم توجيه اقتصادي در كشور ما هنوز مورد توجه جدي قرار نگرفته است.



بهبود توزيع درآمد

توزيع مناسب درآمد در بين اقشار و طبقات مختلف اجتماعي يكي از عواملي است كه مي‌تواند در اصلاح الگوي مصرف برخي از كالاها و خدمات، موثر باشد.



اطلاع‌رساني، آموزش و فرهنگ‌سازي

در كنار راهكارهاي فوق توجه ويژه به اطلاع‌رساني، آموزش و ترويج فرهنگ صحيح مصرف، از اقداماتي است كه در كوتاه مدت و بلندمدت اثرات قابل توجهي را به دنبال خواهد داشت.

با توجه به موارد فوق‌الذكر به نظر مي‌رسد حركت در جهت اصلاح الگوي مصرف، نيازمند عزم ملي و تلاش همه‌جانبه است.

* مهندس محمود دودانگه (رئيس موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي بازرگاني)

برگرفته از روزنامه اطلاعات


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:29 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که اولین سال از دهه چهارم انقلاب از طرف رهبر فرزانه با نام اصلاح الگوی مصرف نام گذاری شود. اذعان داشت که این نام‌گذاری بسیار حکیمانه بوده چون دایره وسیعی از عله العلل را به نحوی در خود گنجانیده است که رسیدن به این هدف جز با عبور از هدف‌هایی که هر کدام به نوبه خود می توانستند اهدافی مستقل و پر اهمیت باشند امکان‌پذیر نیست.

در اینجا سعی بر این است که به واکاوی ابعاد اقتصادی این موارد بپردازیم و نهایتاً رهیافت‌هایی را برای بهبود شرایط موجود مورد بررسی قرار می‌دهیم. تمام فعالیت‌ها و اقدامات انسان‌ها چه اقدامات خرد و چه اقدامات کلان و چه اقدامات فردی و شخصی و چه اقدامات گروهی، بر اساس مدل‌های ذهنی اغلب اوقات مبنای اقدام و عمل است. این مدل‌های ذهنی چارچوبه‌ایست متشکل از هزاران عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که فرد را قادر می‌سازد از میان گزینه‌های بیشماری که در هر موضوع ممکن است وجود داشته باشد، بهترین و کاراترین انتخاب را برگزیند. البته باید توجه داشت که این مدل برای داشتن عملکرد بهینه بایست به فاکتورهای مرتبط با شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به طور کامل تغذیه شده باشد. ما این عوامل را سیگنال می‌نامیم. دو خصوصیت مهم در مورد این سیگنال‌ها قابل توجه است. یکی ضرورت وجود این سیگنال‌ها در مدل‌های ذهنی این افراد و دیگری دقت این سیگنال‌ها در انعکاس درست و واقعیت به بهترین وضع ممکن است. اگر چنین شروطی برقرار باشد می توان انتظار داشت که گزینه‌های توسط مدل‌های هنی افراد جامعه انتخاب می شوند، کم و بیش و کاراترین امکانات ممکن باشد. مقوله مصرف یکی از مقولاتی است که مدل‌های ذهنی در آن نقش بی‌بدیلی را بر عهده دارند. مدل‌های ذهنی بخصوص هر فرد را قادر می سازد تا تصمیم بگیرد چه کالای را به چه کیفیتی به چه میزان و به چه نحوی مصرف کند.
همانطور که گفتیم این مدل ذهنی از هزاران کانال تغذیه می شود. شرایط ناآرام سیاسی مثل جنگ و ناآرامی‌های داخلی، شرایط اقلیمی مثل قحطی و خشک سالی و نیز اوضاع اقتصادی و فرهنگی هر کدام سیگنال‌هایی را مبنی بر چگونگی روند تصمیم گیری به فرد القاء میکنند. علاوه بر این‌ها عوامل بیشمار نهادی حاوی ارزش‌ها و نرم‌ها نیز وجود دارند که در خلال زندگی چندین ساله فرد در ذهن او تثبیت می‌شوند. به نحوی که تغییر آنها به ندرت امکان پذیر است. اهمیت این دسته عوامل به قدری است که می‌‌توان این ارزش‌ها و عوامل را به منزله ظرفی برای مدلهای ذهنی در نظر گرفت که دیگر عوامل مقطعی تنها مظروف آن می‌باشند.
اقتصاد متعارف یکی از این سیگنال‌ها که هم در مقوله مصرف و هم در مقوله تولید نقش کلیدی را در شکل‌دهی نظام فکری و مدل‌های ذهنی ایفا می‌کند، «قیمت» می داند، اما نه قیمت‌های مطلق بلکه «قیمت‌های نسبی».
چون مصرف کردن و تولید کردن هر دم به ترتیب بیانگر انتخاب بین چندین گزینه ممکن برای مصرف چندین حالت ممکن برای تکنولوژی تولید است. فلذا مدل‌های ذهنی برای انتخاب بین این حالات ممکن مقایسه ساده صورت می دهد که این مقایسه تنها با استفاده از قیمت‌ها و هزینه‌های نسبی امکان پذیر است نه قیمت‌های مطلق.
چنانچه قیمت‌های نسبی در اقتصادی بیانگر واقعیت کم یابی و پرتابی نباشد، دقت سیگنال‌های ارسالی به مد‌ل‌های ذهنی کاهش یافته و علائم نادرستی را برای تصمیم گیری درباره مصرف و یا تولید، به فرد اده می شود. این سیگنال‌های نادرست لاجرم انتخاب‌های نادرستی را نیز همراه دارد. حال تصور کنید که 70 میلیون نفر انتخاب‌های نادرستی را انجام دهند، چه مصیبتی به بار می آید؟ هدر رفتن بیش از 600 هزار تن نان در کشور نتیجه این انتخاب‌های نادرست مدل‌های ذهنی ایرانیان است که یکی از دلایل عمده آن اختلال در قیمت نسبی نان است. قیمت تمام شده هر کیلو نان 2800 ریال است در حالی که قیمت فروش آن به نانوایی‌ها 75 ریال است! با این حساب هزینه حمل هر کیلو از روستاها و زمین‌های کشاورزی بیشتر از قیمت فروش آن خواهد بود! و اینچنین است که سالانه به هر ایرانی حدود 36 هزار تومان تنها از قبل نان یارانه تعلق می گیرد و بخش اعظم آن را در قالب ضایعات دور می ریزد. این یارانه باعث شده است که مصرف ایرانیان از نان 6 برابر متوسط جهانی باشد.
با اختصاص 6400 میلیارد تومان یارانه نان و کااهای اساسی نباید انتظار داشت الگوی مصرف نان در جامعه به سرعت تغییر کرده و در سیر بهینه قرار می گیرد. چون تغییر مدل‌های ذهنی بدون تغییر در سیگنال‌های دریافتی آن غیر ممکن است.
تثبیت قیمت کالاها و دمت موجب برهم ریختگی مدل  ‌های ذهنی و در نتیجه باعث تغییر نابسامان ساختار مصرف اقشار مختلف جامعه ی شود. البته بخش تولید نیز از این موضوع بی نصیب نمانده است. تصمیم به نحوه تولید و انتخاب تکنولوژی تولید نیز شدیداً تحت تاثیر میزان اختلال در قیمت‌های نسبی است، حدود 22 درصد از کل یارانه‌های تخصیصی در کشور در مال‌های تولیدی هزینه می شود. روشن است که بخش این یارانه ه صرف کالاهای مصرفی می شود. روشن است که بخش تولید به نسبت کمتر از بخش مصرف دستخوش این تغییر در قیمت‌های نسبی شده است. البته نباید تصور کرد که عواقب و اثرات منفی آن به همان نسبت از بخش مصرف کمتر است. زیرا اختلال در قیمت‌ها در بخش تولید زنجیره ای از تولید را به همین سم مهلک آلوده می سازد و ضایعات در بخش‌های مختلف تولیدی را افزایش می دهد. به عبارت دیگر راندمان تولید را کاهش داده و تولید کننده بدنبال بهبود نیست چون این راندمان پایین هزینه چندانی را بر وی متحمل نمی سازد گر چه هزینه‌های زیادی را بر دوش جامعه می‌‌اندازد. حال آآنکه در بخش مصرف یارانه‌ها تنها به کالاهای نهایی تعلق می گیرد. فلذا اصلاح الگوی مصرف در بخش تولید به معنای هر گونه تغییر در تکنولوژی بخش تولید در جهت استفاده بهینه از مواد اولیه نیز می‌باشد. چگونه می‌توان با خودرویی که در هر صد کیلومتر 12تا15 لیتر سوخت مصرف می کند، هدف کاهش مصرف سوخت را نتیجه گرفت؟ از طرف دیگر چگونه می وان با وجود مصوبه‌ی مجلس هفتم مبنی بر تثبیت قیمت حامل‌های انرژی که قیمت‌های نسبی انرژی ا کاهش داد به هدف کاهش مصرف سرانه در این زمینه نائل شد؟ حال آنکه در بخش انرژی توجه به مسائل بین نسلی ضرورت این موضوع را دو چندان می سازد. علاوه بر هدردهی منابع کشور در این زمینه افزایش مصرف سوحت و حامل‌های انرژی اثرات اجتماعی جبران‌ناپذیری را نیز بر جامعه تحمیل می‌کند. باید توجه داشت که این مصرف بی رویه، رفاه اجتماعی را به خطر می‌اندازد. حال که این مصرف می‌توانست به نحوی سازماندهی شود که باعث ترقی و بهبود در رفاه اجتماعی شود.
آمارهای تاسف ار از افزایش تعداد بیماری‌های مرتبط با آلودگی هوا موید این امر است. بگذارید به بررسی مصرف آب در بخش کشاورزی بپردازیم. از 93 میلیارد متر مکعب آبی که سالانه در دسترس است، 86 میلیارد متر مکعب آن در کشاورزی مصرف می شود و تنها 7 میلیارد متر مکعب آن در صنعت و مصارف خانگی بکار می رود. چنانچه آمارها نشان می دهد متوسط حجم کل ذخایر آب سالانه در کشور تقربیاً ثابت بوده و از طرف دیگر جمعیت رو به رشد با نرخ نسبتاً بالایی تقاضای آب را بالا می‌برد.این واقعیت نشان ی دهد که متوسط سرانه آب در کشور به سرعت در حال تنزل است. این امر لزوم صرفه جویی آب در بخش کشاورزی را بیش از پیش واضح و روشن می‌سازد. بر اساس اعلام بانک جهانی بهینه مصرف سالانه برای هر نفر یک متر مکعب برای شرب و 100 متر مکعب برای بهداشت است، در حالی که این رقم در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی است.
البته نبایست تمام تغییرات در الگوی صرف را در اصلاح ساختار قیمت جستجو کرد. همانطور که قبلاً گفتیم عوامل متعدد دیگری نیز وجود دارند که مدلهای ذهنی تحت تاثیر آن قرار می گیرند. یکی از کلیدی ترین و پر اهمیت ترین عوامل، عوامل فرهنگی و نهادی است که بطور قابل توجهی تحت تاثیر ارزش‌ها و آموزه‌های دینی است. لذا ترویج اعتقادات دینی در میان جامعه و استفاده از آموزه‌های اخلاقی می تواد مدل‌های ذهنی افراد را در جهت اصلاح و بهبود روش مصرف تغییر دهد.
*تعلیم هنجارهای رفتاری نیز می تواند در بلند مدت مدل‌هایی را در ذهن افراد تثبیت کند که نسبت بهاسراف حساس بوده و در جهت کاهش آن واکنش نشان می‌دهند. این تعالیم باید به گونه‌ای باشد که اسراف و مصرف گرایی افراطی را به عنوان یک رفتار کوته فکرانه وغیر عقلایی به مردم بشناساند. البته اسراف یک مساله غیر عقلایی است به راحتی قابل درک است. عقل ایجاب می‌کند به میزانی منابع مالی در دسترس خود را به کالاها و خدمات خاصی اختصاص دهد که بتواند علاوه بر استفاده تام از آن کالاها و خدمات خاص و کسب رضایت خاطر از مصرف آنها، میزان مانده منابع مالی خود را نیز برای بهره‌گیری از آن در مصرف دیگر کالاها و خدمات، حداکثر نماید. که البته این امر تنها در حالت عدم اسراف و مصرف به اندازه امکان پذیر است.
البته همانطور که گفتیم این به شرطی است که قیمت‌های موجود در خارج به درستی واقعیت‌های اقتصادی را منعکس کرده باشد. به عبارت دیگر این رفتار در شرایطی که قیمت‌های نسبی بواسطه مالیات یا سوبسید دچار اختلال شده باشد، شکل دیگری به خود می گیرد. چون ممکن است در عین حال عقلایی باشد منجر به مصرف‌گرایی افراطی و اسراف نیز بشود. در چنین شرایطی (اختلال در قیمت‌های نسبی) می‌توان مصرف کالاهای یارانه‌ای را تا حد زیادی افزایش داد و همزمان منابع مالی خود را نیز برای خرید دیگر کالاها و خدمات حفظ کرد.




از آن جهت که قیمت‌های یارانه‌ای سیگنال‌های مربوط به کم یابی و پریابی را به خوبی منعکس نساخته و قیمت‌ها را کمتر از واقع نشان می‌دهند، این حالت افراطی شکل می‌گیرد.
تمام مطالبی ک در بالا مطرح شد ناظر به بحث اصلاح رفتار مصرفی خانوار است. همانطور که گفتیم آموزه‌های دینی ما منابع عظیمی را جهت ایجاد این تغییر در خود جای داده اند و تا حد بسیار زیادی می تواند ما را در جهت پیمودن این مسیر دشوار یاری رسانند. البته به شرط این که بتوان آنها را به بهترین وجه به افراد جامعه منتقل کرد. لذا روش انتقال و آگاهی رساندن به مردم به همان اندازه اهمیت دارد که انتخاب روش‌ها.
* از دیگر اقداماتی که در این زمینه می بایست انجام گیرد اصلاح محیط فرهنگی است که بطور مستقیم تحت تاثیر اقدامات و سیاست‌های دولت است. مهمترین استراتژی در این زمینه جلوگیری از انتشار تبلیغاتی است که زاییده نظام سرمایه‌داری است. تبلیغاتی که از هر سو بر اذهان عموم هجوم آورده و علاوه بر سلب قدرت تصمیم گیری موج ایجاد هوس می‌شود. ایجاد هوس با پاسخگویی به مصرف بسیار متفاوت است. تنوع گرایی، زیاده خواهی، چشم وهم چشمی هزاران خصوصیت دیگری که امروزه جامعه ما را بیمار ساخته است نتیجه این حمله تبلیغاتی است. دولت می‌تواند با استفاده از ابزارهای مناسب وظیفه خطیر پاک سازی محیط اجتماعی از تمام تبلیغات هوس‌زا را بر عهده گیرد.

مسلم بمانپور

برگرفته از: مجله خبر، تحلیل و تفسیر روزنامه رسالت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:23 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

(از منظر جامع شناسی و روان شناسی)

1. یکی از اقدمات اساسی در دهه عدالت و پیشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقی کردن الگوی مصرف می باشد. نمودهای الگوهای مصرف جامعه و کشور در بخش اقتصادی نمودار می شود و توجه کمتری به این نکته میشود که مصرف در کشور ما در ابتدای مقولهی فرهنگی و سپس اقتصادی است. اقتصادیها منابع اساسی همانند آب و انواع انرژیها را در چرخه تامین، تولید وساخت، توزیع و انتقال و مصرف به بررسی مینشیند و فارغ از مقولات فرهنگی آن به تحلیل علل و پیامدهای مصرف میپردازند. در سطح بندی الگوی مصرف، از سطح مشهود به نا مشهود میتوان گفت به بالاترین سطح و نمودارترین سطح، همین حوزه ای افتصادی است. قابل تحلیل ترین سطح نزد  همین حوزه اقتصادی است چرا که با روشهای اقتصاد سنجی می توان گفت که منابع انرژی ما در حال اتلاف هستند اما لایهای عمیقتر و سختتری ار لحاظ بررسی و تحلیل نیز وجود دارد که سبک زندگی خانوار و افراد در طبقات اجتماعی است که بیشترین تاثیر و در عین حال نامشهودترین اثر را در الگوی مصرف دارد. 
2. اصلاح الگوی مصرف را هم باید در ساختارهای حاکمیتی و هم در ساختارهای مردمی پیگیری کرد. ساختارهای حاکمیتی اعم از سختافزارهای حاکمیت که قوای سه گانه، وزارتخانهها و ادارات دولتی و سازمانها و همچنین نرمافزارهای حاکمیت که سازو کارهای اداره کشور، قوانین و مقررات و فرایندها را تشکیل  میدهند. اما ساختارهای مردمی نیز متشکل از سختافزارهای مردمی مثل نهادهای مردمی که رفتارها و سبک زندگی مردم را تشکیل میدهد.
3. در بررسی رفتار مصرفی مردم باید از یافتههای رشتههای مختلفی استفاده کرد به نحوی که میتوان گفت مسئله الگوی مصرف مقولهی میان رشته است. رشتههایی همچون روانشناسی جامعه شناسی، روانشناسی اجتماعی، مردم شناسی فرهنگی و اقتصاد در شناخت و تحلیل رفتار مصرفی مردم دخیل هستند. روانشناسی که مطالعه افراد بوده و شامل مطالعه انگیزش، ادراک، گرایشات شخصیت و الگوهای یاد گیری میباشد. همه این عوامل اجزای سازنده رفتار مصرفی مردم است. جامعه شناسی، مطالعه گروههاست و رفتار گروهی افراد و رفتارهای افراد در گروهها که اغلب از رفتارهای فردی آنها متفاوت است. تاثیر اعضای گروه، ساختار خانواده، طبق اجتماعی در رفتار مصرفی قابل مطالعه و تحلیل است. روانشناسی اجتماعی ترکیبی از دو تای قبلی است و حوزه مطالعاتی اش نحوه تاثیر پذیری رفتار مصرفی افراد توسط افراد مرجع میباشد. افراد مرجع اعم از گروههای هم سالان، گروههای مرجع و خانواده.
مردم شناسی فرهنگی مطالعه انسان در جامعه میباشد و به مطالعه ارزشهای اساسی که به انسان منتقل می شود که رفتارهای مصرفی مردم را رقم میزند. در این علم خرده فرهنگهای مختلف که در رفتار مصرفی موثرند، بررسی می شوند. در اقتصاد نیز مطالعه مصرف و رفتار مصرفی مردم یعنی نحوه پول خرج کردن مردم و نحوه ارزیابی مردم از کالاهای مختلف و چگونگی تصمیمگیری به حداکثر کردن رضایت انسان اقتصادی و به عبارت دیگر برای حداکثر کردن مطلوبیتهای خود در خرید کالا و خدمات به طور عقلایی عمل میکنند.
4. پرسش اصلی که در این گزارش به دنبال پاسخ به آن هستیم مدلی جامع از رفتار مصرفی مردم میباشد که در تبیین، اصلاح و منطقی کردن الگوی مصرف بسیار مهم و حیاتی است.
عوامل موثر بیرونی (جامعه شناختی) بر رفتار مصرفی:
1.    فرهنگ:
عوامل فرهنگی متشکل از ارزشهای فرهنگی که به مجموعه باورها و اعتقادات استواری گفته میشود که در زمینه پیدایش هنجارها به عنوان مشخص کنندههای دامنه و محدوده رفتارهای مناسب را فراهم میسازند هنجارها مستقیماً در الگوهای مصرفی مردم نقش دارند. به عنوان نمونه چگونگی خوردن و پوشیدن مردم را هنجارهای اجتماعی آنها تعریف می کند. در ایران، تجملگرایی و چشم و همچشمی، خرید چیزهای لازم و موارد مشابه حاکی است از تغییر فضای ارزشی مردم دارد به گونهای که ارزشها جای خود را در زندگی و فرهنگ عمومی به ضد ارزشها دادهاند. ارزشهایی همچون قناعت، ساده زیستی جای خود را به مصرف زدگی و اسراف و تجمل گرایی داده است. از دیگر اجزای عوامل فرهنگی، ارتباطات کلامی و غیر کلامی است. این هر دو در تغییر رفتار مصرفی نقش دارند. ارتباطات غیر کلامی در سمبلها، آداب معاشرت اجتماعی، فضا و مواردی از این قبیل بروز و ظهور دارد. به عنوان نمونه از سمبلها در فرهنگ اجتماعی ایران امروز تعویض تلفن همراه با وارد شدن یک مدل بالاتر سمبل یک ارتباط غیر کلامی در بین مردم دارد که تغییر رفتار مصرفی را در پی دارد. به عنوان نمونه ای دیگر استفاده اقراد و برداشت آنها از فضا (مثلاً اتاق بزرگتر در محیط کار بهتر است) نه نیاز او بلکه نوعی ارتباط و وجهه ساختن اجتماعی را حاکی است که در صورت رفتار مصرفی را در پی دارد.

2.    خرده فرهنگها:
خرده فرهنگها اعم از گروههای قومی، نژادی، ملیتی، مذهبی و منطقه ای در رفتارهای مصرفی مردم تاثیر دارند. رفتارهای مصرفی افراد یک خرده فرهنگ بر پایه گذشته اجتماعی آنها و همچنین موقعیت فعلی آنها شکل می گیرد. درجه تطبیق رفتار فرد با الگوی فرهنگی خرده فرهنگ به میزان تعلق او به آن خرده فرهنگ بستگی دارد. میزان تطیبق یک فرد با یک خرده فرهنگ منجر به شکل گیری رفتارهای منحصر به فرد در مصرف وی میشود. نمونههای فراانی برای خرده فرهنگهای ایرانی در رفتار مصرفی آنها می توان مثال زد. رفتار مصرفی مردم در فرهنگ اصفهانیها، یزدیها و مناطق دیگر حاکی از این تاثیر است.
3.    عوامل جمعیت شناختی:
عواملی از قبیل ملیت، سن، مذهب، جنسیت، شغل، وضعیت تاهل، درآمد، تحصیلات مشابه آن را جمعیت شناختی می گویند. توضیح هر کدام از این موارد بدیهی است و لذا به ذکر آنها اکتفا کنیم.
4.    موقعیت با طبقه اجتماعی:
با اهمیتترین کمک طبقه اجتماعی به فهم رفتار مصرفی آن است که طبقه اجتماعی بر سبک زندگی قوی تاثیر میگذارد ماکس وبر اولین کسی بود که طبقه اجتماعی و سبک زندگی را به هم مرتبط کرد. اگر چه او سبک زندگی را با منزلت در مقایسه با طبقه اجتماعی دقیقاً به هم پیوسته تر در نظر میگرفت ولی سبک زندگی، جوهر طبقه اجتماعی است. سبک مصرف (سبک زندگی) به عنوان ترجمان یک طبقه اجتماعی خاص در نظر گرفته میشود. لباس، اتومبیل، نوع و موقعیت خانه، نوع خرید کالا و نوع مصرف کالا به عنوان نمادهای پایگاه و طبقه اجتماعی تلقی میشود. (موون و مینور، ج 2، 218-221 )
برای اینکه یک طبقه اجتماعی در جامعه وجود داشته باشد، باید5  ویژگی و معیار را دارا باشد.
محدود باشد: بدین معنا که بین هر طبقه اجتماعی مدوده و مرزی وجود اشته باشد، که هر طبقه را از دیگری مجزا سازد. به عبارت دیگر هر طبقه باید قوانینی داشته باشد که مشمول هر فرد در گروه باشد.
نظم یافته باشد: بدین معنا که طبقات می توانند، در قالب معیارهای همچون پزستیژ و مقام از بالاترین به پایینترین نظم یابند.
مانعه الجمع باشد: بدین معنا که هر فرد تنها میتواند به یک طبقه اجتماعی تعلق داشته باشند، اگر چه انتقال و حرکت از یک طبقه به طبقه دیگر در طول زمان امکان پذیر است.
فراگیر و جامع باشد: بدین معنا که هر فرد سیستم جامعه با یک طبقه اجتماعی خاص تطابق داشته باشد و هیچ فرد تعریف نشدهای وجود نداشته باشد.
باید تاثیرگذار باشند: بدین معنا که بین طبقات مختلف تفاوتهایی رفتار سبب نوع تاثیر خاصی در عرصه اجتماعی از آنها میشود. (صمدی، ص 158-9)
بنابراین آنچه گفته شد طبقه اجتماعی، صرفاً یک معیار اقتصادی نبوده و دربرگیرنده مفاهیم مختلفی از قبیل پرستیژ، مقام و حس تعلق داشت مشترک می باشد. عموماً اعضای یک طبقه اجتماعی تمایل دارند که به روش مشابهی زندگی کنند، دیدگاهها و فلسفه مشترک داشته باشند، و مهمتر از همه الگوهای مصرف یکسانی داشته باشند. در بررسی رفتار مصرفی طبقات مختلف، ترجیحات مختلفی در مورد خرج کردن پول و زمان دارند، علت خرید و مصرف آنها نیز تلقی می شود. مصرف کنندگان متعلق به طبقات دهک پایین جامعه، کالاها و خدمات را بیشتر از نظر مطلوبیت زایی بیشتر، استحکام و راحتی مورد ارزیابی قار می دهند، تا از نظر سبک، ظاهر و مد، و به احتمال زیاد محصولات و سبکها و مدهای جدید از قبیل مبلمان مدرن را کمتر تجربه می کنند. نیازهای فوری، تعیین کننده رفتار مصرفی این افراد است. در حالی که افراد در طبقات بالاتر بر اهداف بلند مدت تمرکز می کنند. تفاوتهای مصرف، همچنین منعکس کننده تفاوت در ترجیحات نیز هست.
برای نمونه افراد مرفه و دهکهای بالایی جامعه به وضع جسمانی و ظاهر خود اهمیت زیادی داده و به غذاها و نوشیدنیهای رژیمی بیشتر از مردم ساکن شهرهای کوچک توجه میکنند. (صمدی، ص162)
5.گروههای مرجع: گروهی از افراد که ارزشهای مفروض آنها پایه و اساس رفتار فعلی فرد دیگری را نشان می دهد. به بیان ساده تر می توان گفت گروه مرجع، گروهی است که فرد آن را به عنوان راهنمای رفتاریش در یک موقعیت خاص بکار میگیرد.
گروههای مرجع افراد با تغییر موقعیت، تغییر ميیابند. به عنوان نمونه یک دانشجو در موقعیتهای مختلف گروههای مرجع مختلفی میتواند داشته باشد.

ماهیت تاثیر گروههای مرجع:
تاثیرات گروه مرجع میتواند در سه بعد نمود یابد: تاثیرات اطلاعاتی، هنجاری و هویتی
تاثیرات اطلاعاتی: این تاثیر زمانی شکل میگیرد که یک فرد از رفتارها و عقاید اعضای گروه مرجع به عنوان یک داده، با ارزش اطلاعاتی زیاد استفاده میکنند. این تاثیر بر پایه شباهتهای میان اعضای گروه یا تخصص و مهارتهای اعضای با نفوذ گروه شکل میگیرد و به همین دلیل یک فرد ممکن است متوجه این نکته شود که تعدادی از اعضای یک گروه مرجع از یک کالای خاص استفاده کند او نیز مصمم  به استفاده از آن کالا شود.
تاثیرات هنجاری: فرد برای پذیرفته شدن در جمع گروه، اقدام به استفاده از کالای خاصی میکند و یا بدلیل ترس از عدم پذیرش دیگران از سبک پوشش خود دست بر می دارد. زمانی که افراد، ارتباطات مستحکم و قوی با گروه دارند  تاثیرات هنجاری بسیار قوی هستند. این شیوه بر رفتار مصرفی جوانان بسیار تاثیر دارد.
تاثیرات هویتی: این نوع تاثیرات که تحت عنوان تاثرات بیانگر ارزشها هم شناخته میشوند، زمانی شکل میگیرند که اعضای گروه ارزشها و هنجارهای گروهی را برای خود درونی سازی کرده باشد.
درونیسازی: ارزشها و هنجارهای گروهی نتیجتاً منجر به هدایت خودکار رفتارها، بدون توجه به پاداشها و تنبیهات اعضای گروههای مرجع میشود. بدین ترتیب فرد بطور کامل، تابع ارزشهای گروه میشود و آنها را همانند ارزشهای شخصی خود می پذیرد. چنین فردی به شیوه سازگار با ارزشهای گروهی رفتار میکند زیرا ارزشهای او نیز با ارزشهای گروه منطبق هستند. (هاوکنیز، بست و کانی، ص136)
6. خانواده: هسته اصلی مصرف کالاهای مصرفی را خانواده تشکیل میدهد. بسیاری از کالاها یا خدمات در واحدهای خانوادگی خریداری و مصرف میشوند. ساختار یک واحد خانواده، موقعیت یک خانواده در چرخه حیات خانواده، فرایند تصمیم گیری خانواده، رفتارهای مصرفی خانواده را شکل می دهد.
عوامل موثر درونی (روان شناختی) بر رفتار مصرفی:
1.    یادگیری:
عبارت است از هر نوع تغییر در محتوا یا سازماندهی رفتار یا حافظه بلند مدت است.
یادگیری کلید درک رفتار مصرفی مردم است.
تئوریهای زیادی در بحث انگیزش مطرح شدهاند که بسیاری از آنها کاربردهای مفیدی را در تحلیل و توصیف رفتار مصرفی افراد به دست میدهد. در این گزارش بنا به تفصیل بیش از حد نداریم و لذا تا این حد اکتفاء میکنیم و خواننده را به منابع مفصل در این زمینه ارجاع میدهیم.
2.    شخصیت: در حالی که انگیزش موجب تقویت و هدایت نیروهایی می شود که به صورت معنا دار و هدفگرا رفتار مصرفی را شکل میدهند. شخصیت یک مصرف کننده، رفتار انتخابی او را به منظور دستیابی به اهدافش در موقعیتهای مختلف هدایت میکند. شخصیت عبارت است از تمایل و گرایش خاص یک فرد به نشان دادن واکنشهای خاص در رویارویی با موقعیت هی مشابه. پنج خصیصه اصلی شخصیت که مستقیماً در نوع رفتار مصرفی افراد تاثیر دارد عبارتند از:
برون گرایی، فقدان ثبات رفتاری، سازگاری روانی و قدرت انطباق، علاقه به کسب تجربیات جدید در زندگی و وظیفه شناسی.

4. ادراک:
ادراک یک مصرفکننده از قرار گرفتن در معرض اطلاعات آغاز می شود و با راههایی، جلب توجه میشود و دست به تجزیه و تحلیل اطلاعات می زند و در نهایت رفتار مصرفی از او سر میزند. مهمترین مقوله در تبلیغات و بازاریابی و مصرف، بحث تغییر ادراکی است.
5: احساسات:
احساس در زمان شدت یافتنش به هیجان تبدیل میشود که عبارتست از یک احساس قوی نسبتاً غیر قابل کنترل که بر روی رفتار تاثیر میگذارند. همه ما در زندگی روزمره با انواع هیجانات مثبت و منفی روبرو هستیم و آنها را تجربه میکنیم.
انواع هیجانات احساسی سبب تغییرات فیزیولوژیک در انسان میشود و از آن جمله: دم و بازدم سریع، افزایش ضربان قلب و فشار خون، بالا رفتن میزان قند خون، انبساط مردمک چشم و تعریق سریع است. تمام این موارد در رفتار مصرفی افراد نقش بسزایی دارد. انواع هیجانات احساسی و تاثیرات تحریک کنندگی آنها در رفتار قابل بررسی و تحلیل هستند که خواننده محترم را به کتابهای روان شناسی رفتاری ارجاع میدهم.
6. نگرشها و باورها:
نگرش عبارت است از سازمان دهی بلند مدت فرایندهای انگیزشی، احساسی، ادراکی و شناختی با توجه به برخی جنبههای محیطی که فرد در آن قرار گرفته است. بر همین اساس، نگرش افراد بیانگر شیوه تفکر، احساس و واکنشهایی است که وی نسبت به محیط اطراف خود دارد. نگرش در بر گیرنده سه جزء اصلی است: جزء شناختی، جزء عاطفی، جزء رفتاری.
جزء شناختی نگرش: شاما باورها و اعتقادات یک مصرف کننده در مورد کالا و یا خدمات است.
جزء رفتاری نگرش: عبارت است از تمایل افراد در بروز واکنشی خاص نسبت به یک کالا.
برداشت افراد از خود: (خود مفهومی)
برداشت از خود مفهوم تمامیت افکار و احساساتی است که فرد به عنوان یک موجود از خود دارد. به عبارت دیگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است. برداشت فرد از خودش از نگرشهایی که از زوایای مختلف به خود دارد تشکیل میشود.
برداشت از خود به چها جزء اصلی تقسیم میشود که این اجزاء عبارتند از:
برداشت از خود واقعی (آن کسی که الان هست) در برابر برداشت از خود ایدهآل (آن کسی که دوست دارد بشود)
برداشت از خود اجتماعی( دیگران فرد را چگونه می بیند یا دوست دارد دیگران او را چگونه میبیند) در برابر برداشت از خود خصوصی (فرد با خودش چگونه هست یا دوست دارد با خودش چگونه باشد)
برداشت از خود روی مصرف و سایر رفتارهای افراد تاثیر زیادی دارد.
سبک زندگی:
سبک زندگی عبارت است از چگونگی زندگی افراد. در واقع سبک زندگی نشان دهنده جلوه بیرونی برداشت از خود افراد در محیط زندگی و انتخابهای او در زندگی روزمره است. مشخصات سبک زندگی به صورت ذیل است:
سبکهای زندگی در چارچوب تعامل بین افراد و معنایی که در این تعامل رد و بدل می شود، ظهور می یابد. سبک زندگی ذاتاً اجتماعی است. به این معنا که حامل پیامهایی برای دیگران است. به این اعتبار، پیروی کردن از یک سبک زندگی خاص ارزشها و جهت گیریها افراد را به دیگران منتقل کرده و به بقیه نشان می دهد که باید در برابر فرد چه رفتاری داشته باشد.
سبک زندگی انتخابی است که این انتخاب در محدوده متغیرهای ساختاری صورت می گیرد.  سبک زندگی متمایز کننده افراد و گروههاست. در واقع سبک زندگی مشخصه ومعرف افراد و گروههاست.
سبکهای زندگی در زمره فعالیتهای روزمره است. اما آن نوع رفتارهایی را شامل می شود که قابل مشاهده و معنی دار هستند و تفاوت بنیادین میان گروههای اجتماعی مختلف را سبب می شود علاوه بر رفتارها، سبک زندگی ارزشها، نگرشها و عقاید را نیز شامل می شود.
سبک زندگی حامل روایتی از خود است و صرفاً رفتارهاب معطوف به ارضای نیازها را در بر نمیگیرد. (فاضلی-ص70-1)
باید میان تعداد کثیری از مردم عمومیت داشته باشد، و گر نه تفاوتی با طبایع فردی یا هوسهای مصرفی فرد نخواهد داشت. (اباذری و چاوشیان –ص24)
نتیجه گیری:
در این گزارش بدنبال مدلی ترکیبی از ابعاد جامعه شناختی و روانشناختی از رفتار مصرفی بودیم. از مولفههای جامعه شناختی همانند فرهنگ، خرده فرهنگ، عوامل جمعیت شناختی، موقعیت و طبقه اجتماعی، گروههای مرجع و خانواده اشاره رفت و سپس به مولفههای روان شناختی همانند ادراک، یادگیری، انگیزه، شخصیت، احساسات و نگرشها و باورها اشارتی مختصر داشتیم. تمامی این عوامل موید این مطلب بود که اصاح واقعی و منطقی کردن الگوی مصرف در گرو شناخت نه صرفاً اقتصادی بلکه فرهنگی و اجتماعی منشاهای رفتارهای مصرفی مردم است.

منابع و ماخذ:
1.    صمدی- منصور(1386) رفتار مصرف کننده، نشر آییژ، چاپ دوم
2.    اباذری و چاوشیان-(1381) از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی ، رویکردهای نوین در تحلیل جامعه شناختی هویت اجتماعی، نامه علوم اجتماعی، شماره 20
3.    موون جان سی، و مینور میشل اس، (1384) رفتار مصرف کننده، ترجمه عباس صالح اردستانی، اطلس چاپ، چاپ اول
4.    هاوکنیز دل، بست راجر، کانی کنث، (1385) رفتار مصرف کننده، ترجمه احمد روستا و عطیه بطحایی، انتشارات سارگل، چاپ اول ،
5.    باکاک رابرت، (1381)، مصرف، ترجمه خسرو صبوری، تهران نشر و پژوهش شیرازه
6.    آتش پور و جنتیان، (1382) روان شناسی و رفتار مصرف کننده، تهران، نشر روز آمد
 

دکتر وحید خاشعی

برگرفته از: مجله خبر، تحلیل و تفسیر رورنامه رسالت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:21 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

مقوله«اصلاح الگوي مصرف» از آنجا كه در پي اصلاح و ترميم هنجارها و رفتارهاي فردي و جمعي ناظر بر مصرف است، نيازمند يك حركت اصلاحي، تدريجي، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف جامعه است.

مقوله«اصلاح الگوي مصرف» از آنجا كه در پي اصلاح و ترميم هنجارها و رفتارهاي فردي و جمعي ناظر بر مصرف است، نيازمند يك حركت اصلاحي، تدريجي، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف جامعه است. وقتي كه اصلاح يك پديده فرهنگي همچون «اسراف» مورد توجه قرار مي گيرد بديهي است كه بايد عوامل، زمينه ها و متغيرهاي دخيل در شكل‌گيري آن پديده مورد توجه باشد تا كار اصلاحي ما به ثمر بنشيند و يك اقدام زير بنايي ماندگار لازم است تا اصلح واقعي صورت پذيرد. به عبارت ديگر بدون شناخت آن ريشه‌ها و زمينه ها، اصلاح حقيقي ممكن نيست؛ اصلاحي كه بايد به مقابله و بازسازي رويه‌ها و عرف‌هاي غلط مصرفي بپردازد كه بعضاً در طول سال‌هاي متمادي به جزءي شخصيت و عادت افراد جامه مبدل شده‌اند.

در حركت اصلاحي معطوف به الگوي مصرف به موانع و چالش هايي بر ي وريم كه در حقيقت هم منشاء بروز رفتارهاي غلط هستند و هم به پيچيده‌تر شدن هنجارهاي نابجاي ناظر بر مصرف‌گرايي و مصرف زدگي مي انجامند. به نظر مي رسد مقوله اصلاح الگوي مصرف كه از سوي رهبر معظم انقلاب به عنوان شعار سال 1388 برگزيده شده است و از سوي معظم له نيز تاكيد شده كه اين اقدام نيازمند يك «حركت اصلاحي» است، بايد نقطه آغاز خود را در همين مساله يعني «شناخت موانع و چالش » متمركز كنند و سياست‌گذاران فرهنگي، رسانه‌اي و آموزشي بيش از هر چيز برطرف كردن اين زمينه‌ها و موانع را در دستور كار خود قرار دهند تا اين حركت اصلاحي با قوت و دقت پبش برود. مهمترين موانع و چالش‌هايي كه در مسير اصلاح الگوي مصرف ممكن است موجب كندي كار يا تاخير در حركت اصلاحي ما باشند از اين قرار هستند:
1. وجود عادت مسرفانه نهادينه شده: كه متاسفانه به جزئي از هنجارها و رفتارهاي فردي و اجتماعي بخش هايي از جامعه بويژه در شهر ها مبدل شده اند كه شايد به اين زودي قابل تغيير واصلاح نباشند. بديهي است عادت ها جزء يك فرهنگ و آداب يك ملت نيستند و در گذر زمان واسطه متغيرهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و .. به بخشي از رفتارها و حتي باورهاي جاري در زندگي روزمره تبديل مي شوند. نظام تربيتي و آموزشي كشور قادر است به مديريت كلان اين عدات ناصحيح بپردازد. و از دامنه دار شدن آنها در سطح روابط اجتماعي جلوگيري به عمل آورد.
2. رسوم نادرست اسراف كارانه «رسم»(Custom) گفته شده هنجاري است كه از نسلي به نسل ديگر منتقل شده و رفتارهاي اساسي را كنترل مي كند. در جامعه ما، برخي از رسوم كه فسفه وجودي بسيار ارزشمندي هم دارند با افراط و تفريط ايي همراه گشته اند كه طي آنها، اسراف و ريخت و پاش صورت مي پذيرد. به طور مثال رسومي چون وليمه دادن و عروسي گرفتن، جشن نوروز برپا كردن و بزرگداشت مردگان و مواردي از اين قبيل، كه همواره شاهد بوده ايم با اسراف گري و عدم اعتدال گره خورده اند. به نظر مي رسد كه بايد كار فرهنگي و آموزشي گسترد هاي براي اصلاح زائدات منضم به اين رسوم در دستور كار افراد قرار گيرد كه در بلند مدت بتوان شاهد تغييراتي در آنها باشيم. مثلاً يكي از اين زائدات در رسم باستاني نوروز، سبز كردن گندم به عنوان سبزه سفره هفت سين است كه در يك محاسبه بسيار ساده مي توان به هدر رفت ميزان بسيار بالاي گندم در شب عيد اشاره مود. حال آنكه مي توان با گل و گلدان و سبزي هاي گياهي ديگر، به غرض نايل آمد....!!
3. عرفهاي غلط؛ مقوله«عرف»، هنجار مرتبط با زندگي روزمره است كه بويژه در بررسي رفتار مصرف كننده از قبيل روش پوشيدن لباس و ... مورد نظر قرار مي گيرد. عرف‌هاي نادرست در يك جامع، مي توانند رويه هاي مصرف گرايانه اي چون مد پرستي، مدل گرايي، تقليد گرايي و رقابت در تجملات و تشريفات را دامن بزنند. تمام چشم و هم چشمي ها و به اصطلاح مسابقه براي عقب ماندن از مد روز، رنگ سال، مدل هاي جديد و ... از عرف هاي ساختگي و بي پايه و اساسي شكل مي گيرند كه علاوه بر مسرفانه بودن اين عرف ها، متاسفانه به جزئي از تربيت اجتماعي و شخصيتي افراد مبدل مي شوند. نكته ديگر در اين باب اينكه اولويت دار شدن ظواهر افراد به جاي وجه به باطن و كرامت انساني ايشان، از همين مدل گرايي و ظاهر گرايي ناشي مي شود كه خود از آثار سوء تربيتي و اخلاقي بسيار زيادي بر جامعه تحميل مي كنند.
4. نبود فرهنگ پس انداز: عادت كردن به پس انداز بخشي از درآمدها و پرهيز از هزينه هاي زائد، عامل مهمي در جلو گيري از اسراف و هدر دادن ابع و امكاناتي است در اختيار فرد و جامعه قرار مي گيرد. پدر بزرگ ها و ادر بزرگ‌هاي ما در گذشته اي نه چندان دور، همواره اهل پس انداز و صرفه جويي وقناعت بوده اند در حالي كه اين امر به نسل هاي جديد كمتر منتقل شده است. اگر جوانان و خانواده هاي ما اصل پس انداز را به عنوان پايه تقويت اقتصاد ملي مد نظر قرار دهند مي توانند در مقاطع مختلف با سهيم شدن در بخش هاي توليدي و سرمايه گذاري، هم به توليد ثروت خود و جامعه كمك كنند و هم از تضييع اموال و دارايي هاي كه در اختيار شان است جلوگيري به عمل آورند. بديهي است، مقوله پس انداز هنگامي، «مولد سرمايه» خواهد بود كه بتوانيم آن را به سرمايه گذاري هايي تبديل كنيم كه «بهره وري» به دنبال داشته باشد.
5. اشاعه مصرف گرايي در رسانه ها و تبليغات و..؛ غلبه فرهنگي غربي مبني بر شعار «توليد بيشتر، مصرف بيشتر» كه از دوران طاغوت بر جاي مانده هنوز به اشكال مختلف خود را در الگوهاي مصرفي جامع نمايان مي سازد. همين رويكرد استعماري باعث شده است تا برخي از افراد سود جو و دست اندركاران تجارت و تبليغات براي كسب درآمدهاي هنگفت، براي طيف هايي از جوانان و مردم، مدل سازي و مد پردازي كنند. در اين تبليغات اغوا گونه كه فرد به خريد محصولات جديد و مدل هاي تازه ترغيب مي شوند عواطف بر تعقل و تفكر رفتار مصرف كننده غلبه پيدا مي كند. از سوي ديگر تشديد استفاده از لوازم و وسايل يكبار مصرف، موجب به وجود آمدن «فرهنگ يك بار مصرفي همه چيز» شده كه لازم است آموزش هاي لازم در اين خصوص توسط نهادهاي آموزشي و رسانه اي و تبليغاتي در دستور كار قرار گيرد.
6. طبقاتي شدن جامعه: ايجاد فاصله طبقاتي و تعميق شكاف هاي اقتصادي عامل مهمي در گسترش رفتارهاي ناصحيح مصرفي در اجتماع است. فاصله طبقاتي به دامنه دار شدن بي عدالتي ها و تبعيض ها منجر مي شود و مانعي بزرگ بر سر راه الگوي مصرف است. به عبارت ديگر طبقاتي شدن جامعه و اسراف گري مقولاتي هستند كه رابطه مستقيمي بر يكديگر دارند. كشوري كه مي خواهد عدالت و پيشرفت توامان را در دستور كار خود قرار دهد بايد با مظاهر و پيامدهاي شكاف هاي طبقاتي به مبارزه برخيزد و با سياست هاي اقتصادي عدالت محور، جامعه را به سمت و سوي تعالي و رشد هدايت كند.

به نظر مي رسد گام اول در مسير اصلاح الگوي مصرف، اصلح الگوي توليد ملي باشد. بدليل بي كيفيت و نا مرغوب بودن توليدات داخلي، بخش عمده اي از سرمايه كشور صرف واردات بي رويه كالاها و خدماتي است كه در صورت سرمايه گذاري و تلاش موثر اساساً نيازي به به وارد كردن آنها نيست

7. مرغوب نبودن كالاها و توليدات: به نظر مي رسد گام اول در مسير اصلاح الگوي مصرف، اصلح الگوي توليد ملي باشد. بدليل بي كيفيت و نا مرغوب بودن توليدات داخلي، بخش عمده اي از سرمايه كشور صرف واردات بي رويه كالاها و خدماتي است كه در صورت سرمايه گذاري و تلاش موثر اساساً نيازي به به وارد كردن آنها نيست . (از قبيل كفش و پوشاك، لوازم اداري، ميوه و ...) چه بسا اين ظرفيت در كشور وجود دارد كه به صادر كننده اصلي تبديل شويم. از سوي ديگر، همين كالاهاي بي دوام و نامرغوب، در محدودترين زمان و با كمترين مصرف، غير قابل استفاده مي شوند و اين هدر دادن منابع و سرمايه هاي ملي. اگر بتوانيم تحول در توليد ملي(كيفيت، تنوع، منطبق با ميل و خواست مصرف كننده و...) را محقق كنيم، حركت اصلاحي الگوي مصرف به نحوي امكان پذيرتر به پيش خواهد رفت.
8. آماده نبودن زير ساخت ها: براي عملياتي شدن اهداف ناظر بر اصلاح الگوي مصرف، زير ساخت‌هاي فرهنگي، اقتصادي، مديريتي، قانوني‌و ... مهيا نشده اند. اگر اندكي در سياست‌هاي كلي برنامه پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي تامل كرده باشيم در مي يابيم كه اولين مقوله مورد تاكيد در ميا ساير كشور، «امور فرهنگي» است و دو مسئله مهم »پرهيز از اسراف»و«اهتمام به ارتقاي كيفيت در توليد» نيثز در همين امور گنجانده شده است.بنا بر اين لازم است پيش از هر چيز مقدمات اجرايي شدن حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف را در مهندسي فرهنگي كلان كشور مد نظر قرار دهيم. ياري گرفتن از اساتيد دانشگاه و زبدگان علمي كشور و به كار بستن روش هاي صد در صد علمي و امتحان پس داده براي حصول به اهداف مورد تاكيد است.
9. برخوردهاي تعارف آميز و غير صريح: تا هنگامي كه با اشكالات وارد بر رفتارهاي غلط مصرفي خود با تعارف و ابهام برخورد كنيم بديهي است كه نمي توان م نتظر اصلاح حقيقي بود. به طور مثال هيچ كس در درستي و فلسفه نذري دادن تشكيك نمي كند اما آيا روش هاي جا نيفتاده ما و سبك نذري دادن هاي ما در ايام تاسوعا و عاشورا درست است؟ آيا نحوه افطاري دادن هاي ما ناظر بر اسراف و هدر دادن بركت و روزي نيست؟ ! آيا براي حل مسئله مي توان به صراحت از اين سبك كار انتقاد كرد؟ و آيا به راحتي مي توان واقعيت و روش درست و معتدل تري را به بخش هايي از جامعه تقسيم كرد؟
10. عدم دلسوزي نسبت به منافع و مصالح جامعه: در شرايط مختلف و به دلايل گوناگون ممكن است افراد و گروه‌ها براي منافع شخصي و گروهي خود در اولويت قايل شوند و براي استمرار منافع خود، نسبت به منافع جامعه بي‌توجهي كنند. يكي از مديران دلسوز شهرداري مي‌گفت اگر پيمانكاران، تركيب شن، ماسه و قير و فرمول استفاده از امولسيون قير را در آسفالت هاي شهري رعايت كنند چگالي آسفالت و پايداري آن در مقابل فرسايش و عوامل جوي چند برابر خواهد شد. اما اين اتفاق هرگز نمي افتد!! از طرفي پيمانكاران ساختماني و توليد كنندگان و ... شايد عمدي هم در توليد كالا و خدمات نامرغوب نداشته باشند ولي فقدان نظارت، نبود قوانين شفاف استانداردهاي ارزيابي محصول و خروجي كارها، مانع از انجام صحيح امور مي‌شود.
مثلاً عايق‌كاري دقيق ساختمان، توليد خودروي كم مصرف و ... بنابراين ضرورت دارد نسبت به اين حوزه‌ها نيز نظارت‌گري دقيق و موثري صورت پذيرد. با نظارت مي‌توان به مقابله با منفعت‌طلبي گروه‌هايي كه الگوي غلط مصرف را ترويج كنند، برخاست و از تضييع اموال عمومي و سوء استفاده‌هاي احتمالي از خدمات و نيازهاي مصرفي جامعه جلوگيري به عمل آورد.

برگرفته از خبرگزاری فارس


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:19 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 پس از نامگذاری مدبرانه و هوشمندانۀ سال جاری با عنوان «اصلاح الگوی مصرف» از جانب مقام معظم رهبری، خوشبختانه تحرکی هر چند در ظاهر، در تمامی بخشهای نظام ایجاد شده و کمیسیون، کمیته و گروه‌های متعدد کاری در قوای سه گانه تشکیل شده و دستگاه‌های اجرایی و دانشگاه‌ها بحث و بررسی در این خصوص را آغاز کرده اند. همچنین رادیو و تلویزیون نیز که در خواب زمستانی به سر می‌برد، برنامه‌هایی با هدف فرهنگ سازی شکل داده است و بر اساس روال گذشته، پس از فرمایش ایشان اغلب افراد و ارگانهایی که در خواب عمیق بودند، ناگهان بیدار شدند و شروع به حرکت کردند؛ اما در این میان، پرسشهای بسیاری مطرح می شود که امید است پاسخی نیز به همراه داشته باشند:
    مگر این همه افراد تحصیل کرده که در مصدر امور هستند، به خارج از کشور مسافرت نکرده و حداقل، وضع روشنایی در ساختمان‌های دیگر کشورها را به چشم ملاحظه نکرده‌اند که حتی در اتاقها و هتلهای مجلل نیز از روشنایی به صورت موضعی و در حداقل استفاده می‌شود؟
    مگر این بزرگان که در مسافرت‌های متعدد و پرشمار به خارج از کشور، دمای هوای هتلها و ساختمانها را در زمستان و تابستان به خاطر ندارند که در زمستان، بدون لباس گرم امکان استراحت وجود ندارد ودر تابستان نیزتقریباً باید تاحدودی گرما را تحمل کرد؟
    مگر سیستم‌های سکه‌ای و موقت گرمایش که در برخی از کشورها به کار رفته، دور از چشم آنها مانده است؟
    مگر توسعۀ ناوگان ریلی و حمل ونقل عمومی در دیگر کشورها، حتی کشورهای از ما عقب مانده‌تر را ندیده‌اند؟
    مگر عایق‌بندی ساختمانها و استفاده از شیشه‌های دوجداره در ساختمان‌های بیشتر کشورها را مشاهده نکرده‌اند؟
    مگر افرادی که تحصیل کردۀ خارج از کشور هستند و اتفاقاً پستهای کلیدی را هم در دست دارند، هزینه‌های سرسام آور مربوط به انرژی را با وجود صرفه جویی قابل ملاحظه، نپرداخته‌اند؟
    مگر همۀ این عزیزان، نظام و عادت خرید مردم را برای انواع خوراکی‌ها در خارج ملاحظه نکردند که حتی به خرید یک پرتقال یا یک دانه سیب و امثالهم بسنده می‌شود؟ (به خاطر داشته باشیم سرانه مصرف میوه در ایران 3 برابر کشورهای در حال توسعه و 2 برابر کشورهای توسعه یافته است).
    مگر حتی در کشورهایی که رودخانه‌های بزرگ از میان شهرهای آنها عبور می‌کند و بیشتر ایام سال را شاهد بارندگی هستند، نحوۀ استفاده از آب را در شستشو و احتمالاً کشاورزی، ملاحظه نکرده‌اند؟
    مگر از سالهای نخستین دهۀ هفتاد و هنگام تدوین برنامۀ اول و دوم توسعه، حداقل از طرف وزارت نفت مسئلۀ توجه به مصرف انرژی به طور جدی مطرح و گزارشهای اساسی ارائه نشد؟
    مگر همۀ دست اندرکاران، بودجه‌های چند میلیارد دلاری واردات سوخت را از یک دهه قبل در ردیفهای بودجۀ کشور نگذاشتند یا ملاحظه نکرده‌اند؟
    مگر بحث راندمان نیروگاه‌ها از دهۀ هفتاد با طرح اولین واحدهای سیکل ترکیبی به طور جدی مطرح نشد و وزارت نیرو حداقل 20 در صد اختلاف راندمان نیروگاه‌ها را نمی‌داند؟
    مگر همۀ مسئولان کشور از رشد 10 تا 12 درصدی مصرف بنزین مطلع نبودند وآیا اطلاع رسانی کمی انجام شده است؟
    مگر نظر کارشناسی وزارت نفت در تعیین میزان سهمیه بنزین در شروع استفاده از کارت هوشمند 70 لیتر و حداکثر 80 لیتر نبود که به یکصد لیتر و سپس به 120 لیتر افزایش داده شد و بعد هم با افزودن بنزین سفر و هدیۀ عید، خلاصه وضعیت طوری شد که عملاً بنزین توزیع شده کفایت همگان را می‌داد و هدف، واقعاً گم شد و خیابانها همچنان مملو از ماشین باقی ماند؟
    مگر از 20 سال قبل، مسئله دورریز و هدر رفتن نان از طرف افراد دلسوز مجلس و دیگر بخشها به طور جدی مطرح نشده بود؟
    مگر از روزهای نخستین فعالیت دولت نهم، جداول مصرف فراورده‌ها وارقام یارانۀ پنهان پرداختی به بخشهای مختلف مصرف، به طور مرتب روی میز اعضای محترم دولت قرار نمی‌گرفت؟
    مگر در برخورد و فشارهای وارده برای گازرسانی به روستاهای دوردست، مشکلات مربوطه اعم از هزینه‌های غیر عادی، بالا رفتن مصرف و بالاخره خطرات احتمالی آینده در این مورد بارها و بارها بیان نمی‌شد؟
    مگر حداقل از یک دهه قبل، مصرف غیرعادی سوخت، انرژی، نان و آب در کشور از دیدگاه‌های مختلف بیان نشده است؟
    مگر هنگام تنظیم برنامه‌های توسعۀ اول و دوم، گزارش هشداردهندۀ مصرف بی‌رویۀ سوخت در کشور که نشان می‌داد در 20 سال آینده، واردکنندۀ نفت خام خواهیم شد به مسئولان مربوطه ارائه نشد؟
    مگر گزارشهای وضعیت مصرف انرژی هیدروکربوری و پیشنهاد اصلاح نحوۀ مصرف و نیز، جایگزینی و استفاده از دیگر پتانسیل‌های انرژی از جمله خورشیدی در کشوری که بسیاری از شهرهای آن 300 روز آفتابی دارند، در دهۀ هفتاد ارائه نشد؟
    مگر سالها نیست که وزارت نفت و وزارت نیرو ترازنامۀ انرژی ارائه می‌دهند که حداقل برای کلیۀ مسئولان ارسال می‌شود و البته در صورت وجود حوصله برای مطالعۀ آنها، قاعدتاً باید از مفاد آن مطلع باشند؟
    مگر مسئولان از وجود تعطیلات غیر متعارف ایران در مقایسه با دیگر کشورها بی‌خبرند که دم از تعطیلات جدید زده می‌شود تا رهبر معظم انقلاب مجبور به اعلام نظر شوند؟
    مگر وزارت جهاد کشاورزی، وضعیت آب کشور و مناطق جغرافیایی را نمی‌شناسد که برنامۀ اجرایی مناسبی را برای کشت کشاورزان تدوین، ابلاغ و اجرا نمی‌کند؟
    مگر وزارت جهاد کشاورزی نمی‌داند تولیدات گلخانه‌ای اگر در منطقۀ مناسب انجام نشود، در زمستان با گازوییل یا گاز و در تابستان با برق باید نیازمندی‌های محیط گلخانه را تأمین کرد که تولیدات در هر دو فصل با یارانۀ بسیار زیاد به دست می‌آید و در حقیقت، اگر از صادرات صیفی‌جات خرسندیم، این نفت و انرژی است که صادر می‌شود و خود را گول می‌زنیم؟
    مگر وزارت جهاد کشاورزی میزان مصرف کشور و تولید تقریبی محصول در هر هکتار را نمی‌داند که مدعی می‌شوند توزیع رایگان سیب‌زمینی‌های اضافی با هدف جلوگیری از خراب شدن آنهاست، در حالی که بسیاری معتقدند محصول پاکستانی سیب‌زمینی در بازار به وفور موجود است و مردم برای خرید پیاز، زحمات بسیاری را متقبل می‌شوند؟
    مگر وزارت نیرو، از راندمان نیروگاه‌های کشور مطلع نیست که تنها با اتلاف در شبکه و سیستم توزیع، حدود 20 درصد از انرژی هیدروکربوری مصرفی به صورت برق به دست مصرف کنندۀ نهایی می‌رسد؟
    مگر وزارت نیرو خود اعلام نکرده است که 26 درصد از آب تصفیه شده در شبکه به دلیل خرابی و فرسودگی، تلف می‌شود؟
    مگر وزارت صنایع از تجهیزات کارخانجات تولیدی کشور بی‌خبر است که به ازای هر یک هزار دلار تولید، چقدر انرژی مصرف می‌شود؟ شدت انرژی در ایران، حدود 5 برابر نرم جهانی است و متأسفانه روند افزایشی هم دارد. این تولیدات با مصرف انرژی بالا، چگونه می‌توانند با کالای مشابه خارجی در بازار رقابت کنند؟ حال اگر یارانۀ انرژی، مواد اولیه و نیروی انسانی آنها حذف شود، چه اتفاقی خواهد افتاد و احتمال از دست دادن مصرف کنندگان داخلی هم بسیار زیاد است.
    مگر مدیران وزارت بازرگانی در این کشور بزرگ نشده‌اند و به یاد ندارند مردم چگونه در فصول مختلف از میوه‌های فصل استفاده می‌کردند که هم اکنون، ذائقۀ آنان را با انگور، آناناس، گلابی و حتی سیب سبز چین و ماچین تغییر داده‌اند و این اتفاق ناگوار را توجیه هم می‌کنند؟ چگونه اجازه می‌دهند در مقابل حدود 600 تن نیاز کشور به شکر، حدود 2,5 میلیون تن و 4 برابر نیاز کشور، واردات انجام شود و صنایع مرتبط در آستانۀ تعطیلی قرار بگیرند؟
    مگر واقعاً محصولات کشاورزی و سردرختی ما پاسخگوی نیازهای کشور نیست که باید از کشور مصر که حتی رابطۀ سیاسی هم با آن نداریم، پرتقال وارد کنیم تا ایرانیان، دیگر طعم پرتقال شمال و جنوب کشورمان را نپسندند؟
    مگر مردم فراموش می‌کنند که با یک محصول یا یک مورد تولید که بر اثر فراوانی نعمت الهی به حد مصرف رسید، جشن بر پا کردند، اما در سالهای بعد و به دلیل کمبود همین محصول، بیش از پیش مشغول واردات آن هستیم تا جایی که بر اساس پیش‌بینی‌ها، در سال جاری ایران باید 8,5 میلیون تن گندم وارد کند!
به راستی با این همه اطلاع رسانی از طرف متخصصان و کارشناسان و ارتباط مستقیم مسئولان با این واقعیتها، چگونه همگی در خواب بودند و منتظر چنین تلنگری برای بیدار شدن؟ مباد که این تحرک نیز ظاهری باشد و فقط حرمت و جایگاه مقام معظم رهبری این تحرک ظاهری را ایجاد کرده باشد؟
با کمی بدبینی، باید گفت این امر هم به سرنوشت فرمان مربوط به اصل 44 دچار خواهد شد که متأسفانه با وجود هیاهوی بسیار، عملاً اتفاقی نیفتاد و هیچ چیز به مردم واگذار نشد؛ چرا که واگذاریها یا به صورت سهام عدالت بوده که مردم در ادارۀ آنها هیچ نقشی ندارند و مدیران دولتی زحمت مدیریت آن را می‌کشند یا به نهادهای غیردولتی بدتر از نهادهای دولتی از جمله صندوقهای بازنشستگی و امثالهم واگذار شده‌اند که هیچ تفاوت ماهوی با نظام دولتی ندارد و حتی ضوابط و دستورات ادارۀ آنها، تقریباً همان است. از همه بدتر، بزرگترین وزارتخانۀ کشور، یعنی وزارت نفت، حتی یک واحد را نیز بعد از صدور این فرمان، به مردم واگذار نکرده است و دنبال راه‌حل‌هایی می‌گردد که کماکان مدیریت در اختیار خودش باقی بماند. مثلاً به جای واگذاری تک تک شرکتها که می‌توان به صورت سهامی عام به مردم واگذار و ادارۀ آنها را به منتخبان مردم سپرد، آنها را به صورت هلدینگ واگذار کنند تا نظام مدیریتی موجود کماکان پایدار بماند.
از این مسئله که بگذریم، باید به وضعیت مصرف در کشور برگردیم و ببینیم آیا با نگاه موجود، امکان ایجاد تحول و دگرگونی در آن وجود دارد؟ در بخش مصارف خانگی و شخصی ممکن است با افزایش قیمت و تصاعدی کردن آن به بهای فشار به اقشار متوسط به پایین، تا حدودی مصرف را نیز کم کرد که اگر این فشار با پرداخت یارانه به صورت نقدی جبران شود، آن هم اثر واقعی خود را نخواهد داشت یا حداقل با نقدینگی جدید در دست این طبقه، جابه‌جایی مصرف ایجاد خواهد شد؛ اما به درستی اصل مصرف در کجاست؟
تا نظام تولید، ماشین آلات و تجهیزات تولید کالا به روز نشوند که هم خود با انرژی کمتری تولید داشته باشند و هم تولیدات آنان با صرفه‌جویی در مصرف انرژی همراه باشد؛ تا وسایل نقلیۀ عمومی به حدی افزایش نیابند که مردم مجبور به استفاده از اتومبیل شخصی نشوند و سالانه 30 هزار نفر کشته روی دست کشور نماند؛ تا نظام ساخت و ساز کشور به صورت اجباری، مسایل مربوط به بهینه کردن مصرف و جلوگیری از هدر رفتن انرژی را رعایت نکند (حتی اگر فرض شود که در کشور واحدهای تولیدی مربوطه مثل پنجره دو جداره هم به اندازه کافی وجود داشته باشند، چند سال طول می‌کشد که ساختمانهای موجود به این امکانات مجهز شوند)؛ تا نظام پخت و توزیع نان دگرگون نشود؛ تا وزارت کشاورزی برای کشت محصول با شرایط اقلیمی برنامه‌ریزی نکند و تا...؛ زمینۀ این اصلاحات فراهم نمی‌شود. البته باید توجه داشت که همۀ این وجوه، بخشی از کار است؛ باید فرهنگ همۀ مردم نیز به فرهنگ صرفه‌جویی باز گردد.
از سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم را به مصرف گرایی عادت داده‌اند و دولت‌مردان با به کارگیری اصطلاح «دارندگی و برازندگی»، مردم را به مصرف بیشتر هدایت کرده‌اند و چشم و هم‌چشمی را در خانواده‌ها رواج داده‌اند. با تبدیل این فرهنگ در سالهای اولیه انقلاب به ضدّ ارزش، اما با کمال تأسف باید اذعان داشت که در دو دهۀ اخیر، حتی در خانواده‌های متدین نیز این امر در میهمانی‌ها، جشنها و... دوباره رواج کامل یافته و مصرف بیشتر، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی عمومی، به صورت تفاخر درآمده است و حرکت رو به جلو را در این امر موجب فخر و ارتقای طبقاتی می‌دانند.
تا این زمینه‌ها عوض نشود، تا مسئولا جداً باور نکنند که کشور تحمل این نوع مصرف را ندارد و هر چه کمتر مصرف شود، زمینه برای صادرات و رشد اقتصاد کشور فراهم می‌شود، به ویژه در بخش صنعتی که با کاهش مصرف انرژی، زمینه رقابت عرضۀ کالا در داخل و خارج از کشور فراهم می شود، مردم نیز به این راه نخواهند رفت که «الناس علی دین ملوکهم» و قطعاً رطب خورده نمی‌‌تواند منع رطب کند.
با شعار سیاسی و تشکیل کمیته و کمیسیون و کارگروه، مشکل به سامان نمی رسد. مردم چشم و گوش و هوش دارند و رفتار مسئولان را خوب می‌بینند و به همان میزان که از آنها سیرۀ عملی ببینند، الگو برداری و تبعیت نیز می‌کنند.
ای کاش آنان که خود را مطیع و در خط امام و مقام معظم رهبری اعلام می‌کنند و با یک اشارۀ ایشان، این همه هیاهو به راه می‌اندازند، در رفتار فردی و زندگی شخصی نیز از این بزرگان الگو می‌گرفتند و همه چیز را شعار زده نمی‌کردند.
با یک تحقیق کاملاً ساده، به جای «از کجا آورده‌اید»، «در کجا زندگی می‌کنید» را بررسی کنیم و ببینیم چند درصد مسئولان در بخشهای متوسط و جنوب شهر زندگی می‌کنند و مساحت منزل مسکونی آنها چند متری است، حیاط خود را چگونه آبیاری می کنند، میزان برق مصرفی آنها چقدر است، چگونه میهمانی می‌گیرند و هزینۀ عقد و عروسی و جشن‌های آنها چقدر است، چند برابر مصارف  ده‌ها خانوار معمولی جامعه، حیف و میل می‌کنند، چند اتومبیل در منزل آنها وجود دارد، در سال چند مسافرت خارجی دارند و اصولاً درد طبقۀ پایین جامعه را چگونه لمس می‌کنند که انتظار داشته باشیم آنها پیش قدم شوند و الگوی مصرف خود را تغییر دهند؟
اصلاً آیا می‌توانند و شرایط زندگی به آنها تحمیل نمی‌‌کند که بیشتر مصرف کنند؟ صد البته چون می‌خواهند و می‌توانند، بهای آن را نیز می‌‌‌پردازند.
باتوجه به انتخاب شعار «اصلاح الگوی مصرف» برای امسال از سوی مقام معظم رهبری این روزها توجه همه به این امر مهم جلب شده است و امید آن می رود اقدامات مسئولان و ارگانها در حد سخنرانی، اظهار نظر، سمینار وحتی چند مصوبه و دستورالعمل و بخشنامه خلاصه نشود. آیندۀ کشور به این امر مهم بستگی دارد، چرا که مصرف منابع بیش از استانداردهای بین المللی، در حقیقت هزینۀ کشور را در مقابل و تولید افزایش داده است. به عبارت دیگر، در حالی مصرف می‌کنیم که در مقابل آن، تولید نداریم؛ یعنی نه تنها منابع را «بد» مصرف می‌کنیم، بلکه آنها را «هدر» نیز می دهیم. اما این یک روی سکه است که مطلبی درست و به جاست و باید توجه همگان بدان جلب شود و علاوه بر تعیین راه حلّ عملی و اجرایی، تلاش عمومی بر تغییر فرهنگ مصرف استوار شود تا دستیابی به فرهنگ جدید با جدیت دنبال شود، ولی در اجرا برای دستیابی به این امر، نیازمند روشها و ابزارهای مناسب هستیم.
روش را با تصویب قانون و تعریف استانداردها و تعیین چارچوب می‌توان به دست آورد و چندان هم دشوار نیست، اما تأمین ابزار از جمله مقوله‌هایی است که هم زمان بر است و هم پرهزینه، چرا که سیستم‌ها و دستگاه‌ها و تجهیزات مصرف کنندۀ انرژی موجود در کشور، اعم از آنچه تولید می‌شود یا دستگاه‌ها و تجهیزاتی که به عنوان ابزار تولید از آن استفاده می شود، به روزنیست و بنابراین هم خود دارای مصرف بالا هستند وهم تولیدات آنها با تکنولوژی روز مطابقت ندارد. لذا نباید توجه خود را صرفاً برآن بخش از افراد جامعه که حرص مصرف دارند و اصولاً اسراف کار هستند معطوف و فکر کنیم با هدایت آنان و حاکمیت فرهنگ جدید، تمام مشکلات حل می‌شود و دردمان را درمان می‌کنیم و در انتها، موفق به بهینه‌سازی و اصلاح الگوی مصرف کشور می‌شویم. چه اگر چنین فکری بر تصمیم‌گیران و تصمیم سازان غلبه کند، اصلاح قیمت و پرداخت نقدی  یارانه را تنها راه اصلاح می‌دانند و جهت گیری خود را به افزایش قیمت در سطوح بین‌المللی (منطقه‌ای) و کمک نقدی به طیف آسیب‌پذیر جامعه متمایل خواهند کرد. آن وقت است که بلای واقعی بر سر کشور و تولید آن، چه در بخش صنعت و چه در بخش کشاورزی و چه در دیگر بخشها از جمله خدمات، وارد می‌شود. امروزه که این بخشها حیات خود را مدیون کمکهای یارانه‌ای هستند، توان و امیدی برای رقابت با تولیدات جهانی ندارند، چه رسد به روزی که یارانه‌ها حذف شوند...
اصولاً این سئوال باید از طرف صاحبان تولید در بخشهای پیش گفته مطرح شود که دیگر کشورها از جمله کشورهای صنعتی با چه ابزاری به توسعه رسیده اند؟ یادمان باشد که انرژی و مواد اولیۀ ارزان و تقریباً مجانی کشورهایی چون ما، این کشورها را به توسعه رسانده است و حالا که نوبت خودمان شده، چگونه ممکن است توسعه را با انرژی و مواد اولیه و نیروی انسانی با قیمتهای بین المللی و روز دنیا طلب کنیم؟ آیا ساخت زیربناهای کشورهای توسعه یافته با قیمتهای روز دنیا تطبیق دارد؟
تک تک بخشها و اجزای زیر ساخت این کشورها را مدنظر قرار دهید و ببینید کدام یک از آنها در پنجاه سال گذشته با غارت کشورهای صاحب اموال اعم از انرژی، مواد اولیه و نیروی کار ارزان، خود را به نقطۀ مطلوب نرسانده و روی پای خود نایستاده و به عنوان کشورهای تولید کننده و صادر کننده بر ما حاکم نشده اند؟ چگونه می خواهیم و توقع داریم صنعتگر و کشاورز ما در شرایط امروز جهانی که همه در حال تولید با زیر ساختها و تجهیزات مدرن و توانمند و البته ارزان هستند، بدون کمک و مساعدت بتواند به رقابت با آنها پرداخته و حتی تولید برای جایگزینی واردات داشته باشد؟
ظاهراً ما دورۀ جایگزینی واردات را سپری کرده و وارد پروسۀ صادرات نیز شده ایم، اما واقعیت امر این است که هنوز با اوضاع موجود، در مرحلۀ ماقبل جایگزین واردات درجا می زنیم.با اندکی تأمل، ملاحظه می شود که هر کالای خارجی را که در فکر بگنجد، به راحتی در دسترس خود می بینیم و تولیدات داخلی نه تنها بازار بین‌المللی را تسخیر نکرده، که در رقابت برای جلب نظر مصرف کنندگان داخل کشور نیز درمانده‌اند. آیا این وضعیت را می توان با تغییر تعرفه اصلاح کرد؟
با تحلیل وضعیت یکایک صنایع کشور به راحتی می توان دریافت که با افت قیمت‌های تولیدات در سطح بین المللی، اجناس تولیدی روی دست مانده و تولیدکنندگان مجبورند کالاهای خود را با بهایی زیر قیمت بازار عرضه یا صادر کنند؛ فرقی هم نمی کند که تولید پتروشیمی و نفتی باشد یا صنعتی و کشاورزی.
در حالی که از ژانویۀ 2008 تا ژانویۀ 2009 شاخص بین المللی کالا حدود 37 درصد کاهش داشته است، چگونه می‌توان زمینۀ افزایش قیمتها را فراهم کرد و تولیدکنندگان باز هم در صحنه بمانند؟ باید توجه داشت که با اتخاذ یک تصمیم اشتباه، به راحتی قائلۀ جدیدی در کشور ایجاد می‌شود که در این برهۀ حساس، تبعات گسترده ای را در پی خواهد داشت.
در مقالۀ «بایدها و نبایدهای طرح تحول اقتصادی» که در شمارۀ گذشتۀ «تازه‌های انرژی» به چاپ رسید، با تأکید بر «طولانی بودن این راه»، یعنی دستیابی به «الگوی مطلوب مصرف»، مباحث زیادی مطرح و هدفمند کردن یارانه‌ها از زوایای متفاوتی واکاوی شد، اما در ادامۀ نگاه ویژه و رسالت نویسندگان و اعضای هیئت علمی ماهنامه، موضوع بسیار مهم «انرژی و اصلاح الگوی مصرف» برای پروندۀ این شماره انتخاب شد و این یادداشت نیز هشداری است برای تصمیم گیران و تصمیم سازان حوزۀ تولید و تأکید بر ضرورت اتخاذ تصمیم‌های جدی و البته صحیح برای چگونگی اصلاح وضعیت مصرف، بدون شک بسیاری از تولیدات و محصولات کشور نیازمند اصلاح فرایند تولید است که جز با برنامه‌ریزی، هدایت ونظارت، کمک و مساعدت جدی حاصل نخواهد شد.

    ای کاش آنان که خود را مطیع و در خط امام و مقام معظم رهبری اعلام می کنند و با یک اشارۀ ایشان، این همه هیاهو به راه می‌اندازند، در رفتار فردی و زندگی شخصی نیز از این بزرگان الگو می‌گرفتند و همه چیز را شعار زده نمی‌کردند.

با این مقدمۀ طولانی، مناسب است به وضع مصرف در کشور و چگونگی تعیین الگوی آن پرداخته شود:
1-    با وجود اینکه ایران، کشوری نسبتاً خشک با میزان بارندگی پایین است، متأسفانه وضع مصرف آب در کشور، چه در بخش مصارف خانگی و چه در مصارف کشاورزی، با هیچ یک از کشورهای حتی پر باران و پر آب قابل مقایسه نیست. حتی اگر از مصارف غیر متعارف مثل شستن ماشین، کوچه، خیابان و حیاط منزل و...نیز صرف نظر کنیم، در مصارف عادی مثل شستن ظروف و استحمام و حتی دست و صورت و وضو گرفتن نیز به صورت غیرعادی از آب استفاده می کنیم. در بخش کشاورزی نیز متأسفانه کمتر از روشهای آبیاری مدرن استفاده می شود و در سهم غالب بخش کشاورزی از روش غرق آبی و سنتی استفاده می‌شود که در بخش اول جز با تغییر فرهنگ و در بخش دوم، جز با سرمایه گذاری و آموزش به کاهش مصرف دست پیدا نخواهیم کرد.
2-    در مصرف نان،  بحثهای زیادی شده و پذیرفته‌ایم که تقریباً یک سوم گندم و آرد تولیدی یا وارداتی به دلایل مختلف از جمله کیفیت پایین پخت نان از بین می رود. در اینجا نیز هنوز فرهنگ صرفه‌جویی برای خرید و نگهداری نان حاکم نشده و با وجود تلاشهای صورت گرفته در دهۀ اخیر، تغییر آنچنانی در هدررفت نان در دسترس حاصل نشده است.
3-    مصرف انرژی در کشور مقوله‌ای است که با وجود انجام بحثها و بررسی‌های جدّی از سال 1370 به بعد، تاکنون کمتر نتیجه ای در مورد آن حاصل شده است. در مصارف خانگی مثل سایر بخشها، فرهنگ حاکم با هیچ یک از جوامع صنعتی همخوانی ندارد؛ استفاده از لوستر با لامپهای متعدد و پرمصرف، روشن نگهداشتن تمامی منزل بدون ضرورت، به کار بردن مداوم سیستم حرارتی و برودتی تا حدّی که با کمترین لباس و بالاپوش در منزل به سر می‌بریم یا به استراحت می‌پردازیم و حتی برای کنترل هوای ساختمان، از باز کردن پنجره‌ها استفاده می‌کنیم. استفاده از اتومبیل شخصی نیز برای ساده‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین کارهای مستمر مثل خرید از فروشگاه‌ها در چند قدمی منزل و... که به صورت یک عادت کاملاً رایج درآمده است.
4-    در مصرف مواد خوراکی مثل میوه و تره بار نیز گرچه به دلیل تولید فراوان، آب و هوای متنوع و نیز جبرانی که دولت با واردات انجام می دهد، وفور نعمت فراوان، اما باز هم متأسفانه مردم هیچ کشوری عادت به چنین مصرفی ندارند که در این بخش نیز اگر اصلاح الگوی مصرف داشته باشیم، علاوه بر جلوگیری از واردات این گونه محصولات به کشور، می‌توان بخش عظیمی از تولیدات کشور را نیز به خارج از کشور صادر کرد.
5-    ساخت وساز و احداث بنا که متأسفانه به جز هدر دادن مصالح ساختمانی و از بین بردن نیروی انسانی نام دیگری نمی توان بر آن نهاد، به نحوی که بیشتر ساختمانها  را حتی کمتر از 10 سال تخریب و دوباره احداث می‌کنیم و سهم غالب مصالح آن را به عنوان زباله به خارج  از شهر منتقل می‌کرده و دور می‌زنیم. البته این امر جدای از تکنولوژی ساخت و احداث بناست که برای جلوگیری از اتلاف انرژی هیچ توجهی نشده و کماکان مبتنی بر روشهای سنتی و دور از شرایط روز است.
6-    روند نامطلوب مصرف در بخشهای تولید اعم از صنعتی، کشاورزی و خدمات باعث آن شده است که شدت انرژی در کشور ما حدود 5 برابر نرم جهانی باشد. این امر اگرچه ناشی از اعمال نشدن مدیریت صحیح در واحد تولیدی است، اما اصل مطلب ناشی از تکنولوژی به کار گرفته شده است و همان طور که قبلاً اشاره شد، نه تنها سیستم تولیدی را گرفتار مصرف ناخواسته می‌کند، بلکه مصرف کنندۀ نهایی نیز که کالای تولیدی این بخشها را مصرف می‌کند، به ناچار و با استفادۀ اجباری از این وسایل، انرژی کشور را دو سویه تلف می کند که بهترین گواه این موضوع، اتومبیلهای تولید داخل است.
در حال حاضر به تمام بخشهای مصرف در کشور یارانه پرداخت می‌شود که این موضوع باعث شده است تا تفکر جدی مبنی بر تغییر رفتار در نحوۀ مصرف صورت نگیرد. حذف یارانه در بخش مصارف و خارج از تولید، گرچه فشار بر مصرف کنندگان، به ویژه اقشار کم درآمد، وارد می‌کند و آنها را به ستوه می‌آورد، اما باعث اصلاح در رفتار مصرفی آنها می‌شود و الگوی مصرف را در بخشهای مختلف تغییر می دهد. اما حذف یارانه در بخشهای مختلف تولید و خدمات موجب افزایش قیمت تمام شده و در نهایت، منجر به کاهش قدرت رقابت در عرضۀ کالا می‌شود که در این صورت، آسیب جدی به تولید وارد می‌کند، بیکاری را افزایش می دهد و در نهایت، بخش قابل توجهی از واحدهای تولیدی را به تعطیلی و ورشکستگی می کشاند. بر همین اساس، دولت موظف است پا به میدان بگذارد و با تعاریف متداول جهانی و با ارائۀ بسته‌های اقتصادی، بخش تولید کشور را نجات دهد و برای اصلاح الگوی مصرف در هر دو بخش، یک برنامۀ زمان بندی دقیق تهیه کند. اما به واقع حرکت‌های سیاسی، به ویژه در این شرایط حساس و نزدیک به انتخابات، می تواند اقتصاد کشور را به ورطۀ سقوط بکشاند و دولت دهم را قبل از شروع به کار، با چالشی عظیم مواجه کند.
در این میان، اما به طور قطع مجلس شورای اسلامی در این شرایط حساس، نقش اساسی دارد و انتظار همگان بر این است که به دور از گرایشات سیاسی و جناحی و با تفکری عمیق، این شرایط حساس را درک کند و با استفاده از تجارب جهانی، به حل موضوع بپردازد.
درست است که بخش قابل توجهی از زیاده روی در مصرف ناشی از فرهنگ مصرف گرایی است که از قبل از انقلاب به مردم الق شده و پس از یک دورۀ کوتاه مدت در اوایل انقلاب، در خاتمۀ جنگ تحمیلی دوباره به همان سمت حرکت کردیم، اما باید با انجام فرهنگ سازی مناسب، با توکل به خدا وبا یک حرکت بسیجی، این فرهنگ به جای خود برگردد.
فراموش نکنیم اصل موضوع و میزان عمدۀ مصرف، در بخشهای مختلف تولید و خدمات صورت می گیرد که بدون برنامه‌ریزی و جهت‌گیری و حتی با صرف هزینه‌های قابل ملاحظه، امکان اصلاح آن وجود ندارد و اگر مردم هم بخواهند نمی توانند صرفه‌جویی کنند.
به هر حال امسال نیز همچون سالهای قبل، خواهد گذشت، اما آرزو داریم علاوه بر انجام بحثها و گفتگوها و برگزاری سمینار و چاپ انواع و اقسام کتابها، اقدامات اجرایی مناسب و اثرگذار برای دستیابی به این امر سرنوشت ساز، یعنی اصلاح الگوی مصرف انجام شود وعلاوه بر فرهنگ‌سازی مناسب و به کارگیری راهکارهای اجرایی، با برنامه ریزی دقیق، زمان‌بندی و تخصیص بودجۀ مناسب از سوی مسئولان برای اصلاح زیر ساختها همراه و زمینۀ اجرای عملی آن فراهم شود.
با شعار، به جایی نمی رسیم؛ ای کاش این شعار را هم نمی‌دادیم تا مردم دلزده نشوند و آنها که به حق پیرو هستند، فرامین آن عزیز را خود به جان بخرند.
امیدوارم وامیدواریم مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت با اتخاذ تصمیماتی صحیح و ملی و به دور از سهم‌خواهی‌های بودجه ای برای حوزه‌های انتخابیه خود، این امر ملی را همان طور که مقام معظم رهبری می‌‌خواهند، ملی و بدون توجه به گرایشات سیاسی و منطقه‌ای، اصلاح کنند و به تصویب برسانند.
حرف ناگفته بسیار است و افسوس که هر حرفی را نمی‌‌توان زد، اما «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است».
برگرفته از ماهنامه تازه‌های انرژی ، شماره هفتم، نیمه دوم اردیبهشت ماه 1388، صفحات 8-6.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:14 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

امروزه در اقتصاد  کلیه کشورها اعم از کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه، بهره‌وری به اولویتی ملی تبدیل شده است. تاکید مقام معظم رهبری در سال 88 بر اصلاح الگوی مصرف بدرستی و در بهترین موقعیت مطرح شده است. در مقطع زمانی کنونی که از طرفی اقتصاد جهانی با رود مواجه شده از سوی دیگر با سقوط قیمت نفت درآمد کشورهای نفتی دچار کاهش شده است، ناسب ترین زمان برای تغییر رفتارهای غیر صحیح در استفاده از منابع و تلاش در جهت ارتقاء بهره‌وری می‌باشد.

اصولاً منابع هر کشور محدود می‌باشد لذا برای افزایش استانداردهای زندگی یک ملت لزوم بهترین روش استفاده از این منابع ضروری می‌باشد هر کشوری بتواند با استفاده از کمترین منابع بیشترین بهره‌برداری را بنماید می‌تواند بطور مستقیم بر کیفیت زندگی مردم خود، تاثیر مثبت بگذارد.

بهره‌وری چیست؟
استفاده موثر از منابع اعم از مواد، زمین، سرمایه، نیروی انسانی، انرژی، ماشین آلات و تجهیزات و همچنین اطلاعات که نقش فزایندهای در زندگی بشری داشته است، در فرایند تولید کالاها و خدمات، بهره‌وری نام گرفته است.
به عبارت دیگر کلیه تلاش‌های ساختار یافته برای کاهش اتلاف نابع اعم از مواد، ماشین و نیروی انسانی و تعامل نادرست آنها نظام ارتقاء بهره‌وری را نسبت ستاده (کالا یا خدمات) بر داده (عامل یا عوامل تولید) تعریف می‌کند.
نظام ارتقاء بهره‌وری در سه طبقه قابل تفکیک و دسته‌بندی می‌باشد:
1.    نظام‌هایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از مواد و ماشین تمرکز دارد به گونه‌ای که بدون این که به کیفیت آسیب بزنند کالا یا خدمات مورد نظر با مواد و تجهیزات کمتری به انجام برسد که به نظام بهره‌وری سرمایه گفته می‌شود.
2.    سیستم‌هایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از عملکرد نیروی انسانی تمرکز دارد که میزان کار معینی با نیروی انسانی کمتر صورت پذیرد نظام بهره‌وری منابع انسانی اطلاق می‌گردد.
3.    مجموعه‌ای از اقدامات که بر حذف یا کاهش اتلاف‌های مرتبط با تعامل نامناسب نیروی انسانی، تجهیزات و ماشین آلات و منابع و مواد تمرکز دارد بهره‌وری کل عوامل TFP نامیده میشود.
برای دسترسی به نظام بهره‌وری سرمایه (مواد و ماشین) سخت‌افزار محور و با افزایش تکنولوژی قابلیت حصول دارند. برای دسته دوم نظام بهره‌وری نیروی کار استفاده از سیستمهای توسعه منابع انسانی با انسان افزار محور و برای دسترسی به یک دسته سوم نظام بهره‌وری کل عوامل به سیستم‌های نرم‌افزار محور پایش مدواوم انها اقدام نمود.
چگونه می‌توان به ارتقاء بهره‌وری دست یافت؟
برای دسترسی به بهره‌وری بالاتر باید ضایعات را به هر شکلی که وجود دارند شناسایی نمود و نسبت به حذف یا کاهش آن اقدام نمود و همچنین کلیه کارهای اضافه که هیچ ارزش افزودهای برای محصول و خدمات ایجاد نمی کنند از چرخه فعالیت‌ها حذف نمود.
برای شناسایی گلوگاه‌های برای حذف یا کاهش منابع و اتلاف نیروی انسانی می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف: استفاده بهینه از فضاها: حذف انبارها از چرخه تولید و خدمات و استفاده مواد باندازه سفارش تولید، بهره‌گیری از منابع در کوتاه‌ترین مدت و ایجاد چرخه زنجیرهای تامین و حداقا کردن فضاهای غیر مولد.
ب: استفاده بهینه از حمل ونقل: کوتاه کردن و بهینه کردن فاصلههای مبدا و مقصد و ایجاد روشهای نوین مثل استفاده از رایانه به نحوی که حمل و نقل و جابجایی نوین مثل استفاده از رایانه بنحوی که حمل و نقل و جابه جایی افراد و مواد را به حداقل برسانیم.
ج: استفاده بهینه از منابع و انرژی: با بروزآوری تکنولوژی و تعمیرات بموقع استفاده از تجهیزات مناسب استفاده از منابع و انرژی اعم از منابع انسانی (با کمک اتوماسیون) و کاهش انرژی با روشهای تبدیل انرزی و استفاده از چرخه حفظ آن، استفاده از منابع را به حداقل برسانیم.
د: استفاده بهینه از زمان،: با کمک مدیریت زمان و کاهش زمان انجام کارها سرعت بخشیدن به چرخه فرایند تولید و خدمات، کاهش مکالمات تلفنی وقت گیرريا، مدیریت وثر بر جلسات، اولویت بندی کارهای مهم و پرداختن به آنها و حذف فعالیت‌های غیر مرتبط،د زمان اقدامات خود را به حداقل برسانیم.
بهره‌وری را می‌توان از دو دیدگاه بررسی کرد:
1.    دیدگاه فنی یا تکنیکی: در این دیدگاه بهره‌وری نسبت ستانده به  یک عوامل تولید (داده) است هر میزان با داده کمتر ستانده بیشتری دریافت شود موجب ارتقاء بهره‌وری می‌گردد یا حداقل با ستانده مساوی ولی کاهش داده می‌توان موجب تعالی بهره‌وری گردید.
2.    دیدگاه فرهنگی: این رویکرد از نوع دیدگاه فکری می‌باشد کلیه افراد هموراه سعی در بهبود وضع فعلی دارند، نقطه کلیدی در اینجا نهفته است که تا دیدگاه فرهنگی را در جامعه اعم از خانواده، محیط‌های آموزشی، بنگاه‌های کسب و کار و ... توسعه ندهیم به ارتقاء مطلوب بهره‌وری نخواهیم رسید. همه آحاد جامعه می‌بایست از منظر حذف عوامل زاید و بهبود مستمر در فعالیت‌ها به همه چیز بنگرند.
از این رو بهره‌وری یک دیدگاه فکری است برای پیشرفت و بهبود آنچه وجود دراد، بهره‌وری اطمینان به قابلیت انجام کارهای امروز بهتر از دیروز بطور مداوم است.

چرخه مدیریت بهره‌وری
برای ارتقاء بهره‌وری لازم است برنامه‌ریزی صورت گیرد به این مفهوم که هم اکنون در چه سطح بهره‌وری قرار داریم و به کجا می‌خواهیم برسیم و برای رسیدن به مقصد چه کارهایی مناسب‌ترین راه برای نیل به هدف هستند، صاحب نظران علم بهره‌وری این موضوع را در بحثی پیرامون چرخه مدیریت بهره‌وری که به PDCA یا با تغییری دیگر MEPI نام نهاده‌اند که نمودار آن در ذیل آمده است.
همانگونه که در چرخه بهبود بهره‌وری آمده است گام نخست جهت برنامه‌ریزی اطلاع از سطح موجود شاخص‌های بهره‌وری می‌باشد. لذا اندازه‌گیری شاخص‌های بهره‌وری ضروری است و جزء لاینفک فرایند علمی مدیریت بهره‌وری است و اگر بخواهیم فرهنگ بهره‌وری را در سازمان جاری سازیم لازمه آن را ارائه باز خور از شاخص‌های بهره‌وری و ارائه راهکارهای جهت بهبود و ارتقاء شاخص می‌باشد.

کارکردهای ناب برای مدیریت بهره‌وری:
1.    آگاهی سازی: کسب اطلاع از وضعیت فعلی سازمان و اهداف بهره‌وری آن می‌باشد.
2.    ارزیابی بازخور: ایجاد مکانیزمی برای ارائه بازخورد می‌باشد تا افارد از موقعیتها لذت برده و درس بیاموزند و برای غلبه بر بازدهی نا مطلوب انگیزه‌های خود را بالا برند.
3.    ایجاد اطلاعات مناسب: برای اخذ تصمیم‌گیری مدیریتی و تحلیل‌های مناسب دادهها و اطلاعات مناسب باید جمع اوری و در دسترس قرار گیرد و خصوصاً برای پایش شاخص‌های بهره‌وری و خود اطلاعات امری ضروری و بدیهی است.

ارزش افزوده( added Value) چیست؟
ارزش افزوده در واقع عبارت است از ثروت اضافه‌ای که توسط فرد یا شرکت از طریق فرایند تولید یا ارائه خدمات ایجاد می‌گردد که با کسر نهاده‌های واسطه(مثل هزینه خرید و مانند آن) از عایدی‌ها بدست میآید برای مثال نهادهایی مانند فولاد، شیشه، لاستیک و ... به کمک ماشین آلات و تجهیزات و نیروی انسانی ماهر در طی یک فرایند به یک خودرو تبدیل می‌گردد و ارزش جدیدی میآفریند در واقع به ارزش نهاده‌های اولیه افزوده می‌شود.
محاسبه ارزش افزوده به منظور پرهیز از احتساب مضاعف صورت می‌گیرد به این معنی که ارزش کالاها و خدماتیب که به عنوان داده‌های واسطه یک فعالیت به کار گرفته می‌شود به نوبه خود ستاده یک فرایند تولید می‌باشد. ارزش افزوده نا خالص منهای مصرف سرمایه ثابت، ارزش افزوده ایجاد شده در شرکت یا سازمان بین افرادی که در ایجاد نقش داشته‌اند تسهیم و بصورت حقوق و دستمزد کارکنان و استهلاک برای سرمایه‌گذاری مجدد تجهیزات، از سه روش یل محاسبه می‌گردند:
الف)روش تولید یا تفریق
ب)روش توزیع یا جمع
ج)روش مصرف (هزینه)
هر میزان بهره‌وری ارتقاء باید انتظار می‌رود ارزش افزوده حاصله از فعالیت نیز افزایش یابد.
انشاءالله در بخش‌های بعدی به مصادیق بهره‌وری و اصلاح الگوی مصرف خواهیم پرداخت.

عباس غفاری ـ مدیر توسعه مدیریت سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران

برگرفته از: نشریه گسترش صنعت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:14 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 رهبر معظم انقلاب با نامگذاري هرسال مهم ترين اولويت و نيازكشور را برجسته مي سازد و توجه همگان را به آن جلب و مردم و مسئولان را از غفلت باز مي دارند. ايشان به طور دقيق انگشت اشاره را به اصلي ترين مشكل فرهنگ اقتصادي زندگي جامعه گذاشته و اولين سال از دهه چهارم انقلاب، يعني دهه پـيشرفت و عدالت را اصلاح الگوي مصرف ناميدند. يعني اولين پله پــيشرفت و عدالت اصلاح الگوي مصرف است.
مفهوم شناسي اصلاح الگوي مصرف
رهبر معظم انقلاب آن ميزان كه درمورد نابساماني وضعيت الگوي مصرف گلايه دارند و بدان توجه فرموده اند از نفس موضوع مصرف گلايه ندارند و اين يك شاخص مهم فرهنگي است، زيرا مصرف تابعي از الگوهاي رفتاري درجامعه است. يعني مهم تر از اصلاح درمصرف، بايد در الگوي مصرف جامعه، آن تغيير و تحول اساسي صوت گيرد.
«مردم عزيزمان توجه داشته باشند كه صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست، صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن، به جا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمر بخش كردن است» (فرمايشات رهبري 1/1/88)
مفهوم اسراف درقرآن
قرآن كريم عامل سعادت دنيا وآخرت است. و ضرورت رسيدن به خير دنيا و آخرت باعث فرمانبرداري از دستورات دين مي شود. در قرآن كريم 23 آيه درمقام نهي و تقبيح اسراف است.
«كلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لايحب المسرفين» بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد. (اعراف آيه 31) يا درسوره غافر آيه 43 مي فرمايد «و ان المسرفين هم اصحاب النار» همانا اسراف كنندگان همراهان آتش اند.»
مفهوم اسراف و پيامدهاي آن در روايات
¤ امام علي (ع) مي فرمايند:«آنچه بيش از حد كفاف باشد اسراف است (غررالحكم و درر الحكم ج 6 ص 52)
¤ امام صادق (ع):«كمترين حد اسراف دور ريختن ته مانده آب است (فروغ كافي، كليني ج 6 ص 460)
¤ پيامبر(ص): هركس ولخرج باشد خداوند فقيرش مي كند(نهج الفصاحه)
¤ حضرت علي (ع): به درستي كه پيروان اسراف كار ما بهره اي از شفاعت ما اهل بيت نخواهند برد مگر پس از 300 هزار سال عذاب (الفصول المهمه في اصول الائمه ج 1 ص 95)
مديريت مصرف
از منظر ادبيات اقتصادي، مصرف بالا و درعين حال اقتصادي و درست لازمه توسعه ورشد اقتصادي است. بدون مصرف بخش هاي توليد و عرضه كالا و خدمات موضوعيت و حيات ندارد و با ضعف توليد، بيكاري و فقر دامن گير كشور مي شود. بنابراين دركنار تشويق توليد بايد بازاريابي و زمينه هاي مصرف كالاهاي توليد شده را نيز تشويق كرد. اگر مصرف كم شود در توليد اختلال ايجاد مي شود در نتيجه مصرف را بايد مديريت كرد ومهم ترين راهبرد مديريت مصرف، طراحي الگوهاي مناسب و شايسته مصرف و اصلاح الگوي مصرف در ابعاد و عرصه هاي مختلف زندگي است تا انسان درخوراك، پوشاك، تجهيزات اداري و... درحد نياز و ضرورت مصرف نمايد و ثانياً مطابق الگوهاي مناسب و بومي و مفيد مصرف كند. دراين رويكرد است كه جامعه از مصرف زدگي، وابستگي صرف و ضعف خارج شده و به استقلال و مديريت مطلوب نزديك مي شود.
تجربه جوامع پيشرفته
تجربه جوامع توسعه يافته و كشورهاي پيشرفته نشان مي دهد كه مردم اين جوامع زياد كار مي كنند و كمتر مصرف مي كنند، صرفه جويي، پس انداز و سرمايه گذاري را جدي مي گيرند، مساحت ساختمان هايشان نسبت به جوامع جهان سوم كمتر است. غالباً براي تردد از وسايل نقليه عمومي استفاده مي كنند. لكن توليدات خود را به سوي بازارهاي جهان سوم سرازير مي كنند. در مقابل ملت هاي جهان سوم به مصرف بيشتر، چشم و هم چشمي و برخورداري از واردات و ابزارهاي تجملاتي بيشتر افتخار مي كنند از اين رو رشد و توسعه و توليد درچنين جوامعي زمين گير شده و شايد بيشتر مواقع از وضع برخورداري خود از لوازم زندگي هم ناراضي هستند.
مقايسه آمار مصرف در ايران
و ساير كشورهاي جهان
ايران سومين كشور از نظر ارائه بنزين ارزان در دنيا محسوب مي شود و به لحاظ ميزان پرداخت يارانه نخستين كشور درميان كشورهاي جهان محسوب مي شود. همچنين بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه مصرف مي شود. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني دركشور حدود 11 ليتر در روز است. درحالي كه متوسط مصرف سوخت دركشورهاي ديگر مانند آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3 فرانسه، 9/1، كانادا 5/6، و درآمريكا3/7 ليتر در روز است.
الگوي مصرف آب آشاميدني درايران 70درصد بيشتر از الگوي جهاني است. تلفات 22 درصدي آب در مصارف خانگي.
ضايعات 33 درصدي نان طبق آمارهاي موثق داخلي
از نظر مصرف برق هم كشورمان نوزدهمين كشور پرمصرف دنيا محسوب مي شود.
مصرف گاز ايران به اندازه كل مصرف اتحاديه اروپاست.
سرانه مصرف شكردرايران 29كيلوگرم است درحالي كه ميانگين مصرف شكر درجهان 22 كيلوگرم است.
تحقيقات كارشناسان نشان مي دهد ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي كنند.
همچنين مصرف ميوه درايران 4برابر استاندارد جهاني است.
يارانه انرژي
براساس گزارش صندوق بين المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلارمي باشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي درايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره برداري انرژي هستيم.
ضرورت اصلاح الگوي مصرف
كارشناسان اقتصادي بر اين اعتقادند كه اصلاح الگوي مصرف به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاد از منابع كشور است كه سبب ارتقاي شاخص هاي زندگي و كاهش هزينه ها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت مي شود. اصلاح الگوي مصرف و به تبع آن صرفه جويي و بهره مندي مناسب از نعمات خداوندي و استفاده حداكثري از تمامي قابليت هاي هر چيزي است. همان امري كه دراقتصاد از آن به عنوان بهره وري ياد مي شود. از طرف ديگر نظام ليبرال سرمايه داري بدون مصرف گرايي قادر به ادامه حيات نخواهد بود، لذا جستجوي بازارهاي مصرف در كشورهاي ديگر را در دستوركار خود قرار داده و دقيقاً اين مسأله در دوران بحران اقتصادي غرب بيش از پيش در دستور كار قرار خواهد گرفت. متأسفانه در شرايط فعلي بخش عمده اي از وابستگي كشور به واردات در نتيجه اسراف و مصرف گرايي است و اين خود دليلي بر ضرورت اصلاح الگوي مصرف دركشور و ساماندهي درتئوري هاي دانشگاهي و اقتصاد كشور است، در غير اين صورت با مصرف لجام گسيخته مواجه خواهيم شد. مصرف بيشتر و تغيير نوع زندگي مردم به سمت مصرف گرايي، اقتصاد ما را بيش از پيش وابسته مي كند به طوري كه سال گذشته 50ميليارد دلار درآمد نفت صرف ورود كالاهاي مصرفي شد. پس دقيقاً با اصلاح كردن الگوي مصرف و مصرف بهينه مي توان توسعه كشور را تضمين كرد. با دستيابي به شيوه هاي صحيح مصرفي بحران اقتصادي جهاني را از تهديد به فرصت تبديل مي كنيم.
راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف
- تشكيل كميته ها و هسته هاي علمي و تحقيقاتي به منظور بررسي الگوي مصرف.
-فراخوان مقالات و تدوين الگوي مناسب درعرصه ها و ابعاد گوناگون.
- تقويت و گسترش روحيات قناعت و صرفه جويي.
- به اين امر به صورت يك واجب ملي نگريسته شود و اجماع عمومي روي اين مهم صورت گيرد.
- نهادينه نمودن استراتژي الگوي مصرف بهينه در بين نخبگان.
- بهينه نمودن مصرف انرژي و پرهيز از هدر دادن منافع ملي با آموزش هاي لازم به آحاد جامعه.
- تعامل معقول با جهان خارج و بهره مندي از تجربيات كشورهاي جنوب شرق آسيا نظير كره ، مالزي و تا حدودي چين كه نمونه هاي مناسبي در اصلاح الگوي مصرف اند.
- سرمايه گذاري مولد و جديت در اصلاح فرايند توليد، توزيع و مصرف.
-ارزان بودن كالا و وضع يارانه بر روي برخي كالاهاي استراتژيك يا حامل هاي انرژي است كه انگيزه انسان را براي افزايش مصرف تحريك مي كند و از دلايل اصلي مصرف بي رويه و اسراف است لذا با اجراي طرح تحول اقتصاي و واقعي تر كردن قيمت كالاها وخدمات البته درحدي كه به قدرت خريد و معيشت مردم لطمه نزند و از سوي ديگر در يك پروسه زمان بندي شده تدريجي درميان مدت و يا دراز مدت مي توان گام مؤثري درمسير بلند رسيدن به فرهنگ صحيح مصرف برداشت. پايين نگه داشتن قيمت ها توسط دولت سبب شده كه مردم عملاً به زياد مصرف كردن عادت نمايند كه اين امر با هدفمند كردن يارانه ها مي تواند مرتفع شود چرا كه بيشترين حجم يارانه به اقشار ثروتمند جامعه تعلق مي گيرد و دراين ميان كسي كه بايد ما به التفاوت قيمت فعلي و واقعي را در سير مصرف زياد مردم بپردازد دولتو تأمين آن از محل بودجه است.
-الزامي ساختن مراعات استانداردها و افزايش كيفيت درتوليد، دربرخي موارد فقدان كيفيت است كه هزينه هاي اضافي يا تعويض كالاها و تكرار خدمات را برخانواده ها يا نهادها و شركت ها تحميل مي كند و در صورت دارا بودن كيفيت و استانداردهاي پذيرفته شده مي توان مدت مديدي از آن ها استفاده كرد. بنابر اين نظام سياسي و احساس مسئوليت و تعهد و دغدغه توليدكنندگان هر يك درحد خويش بايد در اين زمينه تلاش نمايند و به توسعه واقعي جامعه و تأمين نيازهاي مردم كمك نمايند. درغير اين صورت الزامات ديگر هم سودمند نخواهند بود.
حسن جعفريان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:12 PM - روز یک شنبه 25 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

 اصلاح پایدار الگوی مصرف در همه بخش‌های باید با حفظ و ثبات درآمد و سطح تولید مقارن باشد. مساله مهم در اصلاح الگوی مصرف آن است که تا چه اندازه جامعه آمادگی پذیرش آن را در مصادیق مختلف و تا چه اندازه دولت و مسئولان دولتی و برنامه ریزان توان پذیرش و ایجاد ظرفیت برای این اصلاح را دارند؟ به طوری که اگر این دو امر مهم بتوانند در یک راستا قرار بگیرند، می‌توان امیدوار بود در یک دوره زمانی میان کدت، شاهد تحقق اصلاح الگوی مصرف باشیم.

دکتر محمود دانشور کاخکی با بیان این که یکی از مهمترین راهکارها در شرایط بحران اقتصاد جهانی، اصلاح الگوی مصرف است، می‌گوید: تحقق اصلاح الگوی مصرف واقعی نه شعاری و تبدیل شدن به یک جامعه اصلاح شده در الگوی مصرف، نیازمند یک دوره زمانی 5 ساله است. بنابراین باید مشخص شود اصلاح در الگوی مصرف شامل چه زمینه‌هایی می‌شود؟
دانشور با بیان این که هر نوع اصلاح الگوی مصرف چه در سطح خرد و چه در سطح کلان اقتصادی تابع دو مولفه اساسی است، تصریح می‌کنند: در مرحله اول اقبلا عمومی و پذیرش جامعه و مردم اهمیت دارد. چرا که از یک مصرف کننده یا تولید کننده کشاورزی که برای تولید یک محصول، چهار برابر مقدار لازم، آب نهاده مصرف می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت به یکباره مصرف آب و نهاده خود را اصلاح کند. چنین مساله قطعاً به یکباره امکان‌‌پذیر نیست، مگر آنکه شرایط از لحاظ ذهنی و جامعه شناختی شهری، روستایی و مردم آماده شود و این آمادگی و پذیرش جامعه زمان بر است. هم اکنون در مصادیق مختلف رفتاری و برنامه‌ریزی شاهد اسرافهای بی رویهای هستیم. بنابراین آمادگی برای حل این مساله نیز نیازمند زمان است و بنابراین به نظر می‌رسد نمی توان در طول یک سال اقدام موثری در زمینه اصلاح الگوی مصرف انجام داد، مگر آنکه زمینهای این دو مولفه آماده شود که در نهایت اگر اصلاح الگوی مصرف به باد فراموشی سپرده نشود، در یک بازه زمانی میاني مدت حداقل 5 سال می‌توانیم به یک حرکت اصولی دست پیدا کنیم. دانشور می‌گوید: این مساله باید از بالاترین سطوح برنامه‌ریزی، در تیمهای کارشناسی مورد واکاوی و بررسی قرار گیرد. بنابراین نمی‌توان همه وظایف را به مردم حواله داد و این اقدام در حرکت اول باید از سوی سیاست‌گذاران اقتصادی و برنامه‌ریزی آغاز شود.
بیشترین اسراف نگران‌کننده در سطوح کشور بخش انرژی و استفاده از سرمایه‌های ملی است. انرژی در مرحله اول و بخش آب مربوط می‌شود و آب به عنوان عامل تعیین کننده در شرایط فعلی است.
حدود 80 درصد آب از 100 متر مکعب، در بخش کشاورزی است که بیشترین بخش آن نیز از طریق مختلف به غیر تولید مولد اقتصادی و ضایعات تبدیل میشود. بنابراین حل این مشکل نیازمند مدلهای پيش‌بینی در مورد وضعیت ذخایر آبی و در نهایت اصلاح رفتار مصرف است. این متخصصین اقتصاد کشاورزی در این زمینه می‌گوید: هر گونه اصلاح الگوی مصرف در بخش آب و انرژی نباید با کاهش درآمد تولید کنندگان مصادف باشد که در غیر این صورت اصلاح الگوی مصرف در بخش انرژی نباید با کاهش در آمد تولیدکنندگان مصادف باشد که در غیر این صورت اصلاح الگوی مصرف نتیجه ای ندارد. بنابراین اصلاح پایدار الگوی مصرف در بخش آب و کشاورزی باید با حفظ و ثبات درآمد و سطح تولید کشاورزی مقارن باشد. باید خاطر نشامن کرد: اصلاح الگوی مصرف در بخش آب متضمن برنامه ریزی در مورد پیش‌بینی بارندگی و نزولات آسمانی و ذخایر آبی و بررسی در مورد الگوی تولید کشاورزی با توجه به مزیت‌های نسبی بر اساس مناطق مختلف جغرافیای و اقلیمی با محوریت آب است. در این صورت میتوان به یک الگوی تولید مطلوب در بخش کشاورزی با محوریت آب و اصلاح الگوی مصرف رسید. در همه زمینهها باید زمینه اقبال عمومی را آماده کرد و برنامه ریزان دولتی را سامان داد. بازده سرمایه گذاریها با مصرف حداقل نهادهها باید به یک حداکثر برسد و زمانی میتوان به یک اقدام عملی، اصولی و واقعی و پایدار در زمینه اصلاح الگوی مصرف رسید که اقدامات ما مبتنی بر نتایج مطالعات علمی و تیمهای کارشناسی باشد که در نهایت نتایج را در اختیار برنامه‌ریزان دولت قرار دهند.
دانشور می‌افزاید: اصلاح الگوی مصرف در سطح کلان در تمام موارد باید بر اساس یک نظام برنامه‌ریزی مدون و مشخص ملی از طریق تشکیل هسته‌های مطالعات منطقه‌ای صورت گیرد که دانشگاه‌ها به عنوان هدایت کننده و مسئول تیمهای کارشناسی قرار می‌گیرند تا در یک دوره میان مدت، شاهد حرکت خوبی باشیم  و بدون شک در طول یک سال تحقق ایم امر صرفاً در حد شعار و دور از واقعیت و ذهن است.
این متخصص کشاورزی در باره اهمیت آموزش کشاورزان در زمینه اصلاح الگوی مصرف گفت: کشاورزان جزء جامعه هستند و باید این آمادگی را در آنها ایجاد شود. حد مصرف نهاده‌ها باید در الگوی کشت فعلی بررسی و درآمد حاصل از مصرف نهاده‌ها مشخص شود. حد مصرف نهاده‌ها باید در الگوی کشت فعلی بررسی و درآمد حاصل از مصرف نهاده‌ها مشخص شود. همچنین اصلاح الگوی کشت و مصرف باید از طریق اقتصادی و جامعه شناختی روستایی و آموزش کشاورزان، برای آنها و از سویی مصرف کنندگان و مردم تبیین شود تا آنها بپذیرند اصلاح الگوی مصرف و رفع ضایعات در وهله اول به نفع خودشان است.

برگرفته از: نشریه گسترش صنعت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:57 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

سال جديد توسط رهبر معظم انقلاب، سال اصلاح الگوي مصرف نام‌گذاري شد. اولين مصداق‌هايي كه از اين مسئله به ذهن متبادر مي‌شود، مصرف سوخت، حامل‌هاي انرژي، نان،آب و مواردي از اين دست مي‌باشد، اما بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه منابع كشور محدود به منابع انرژي و منابع طبيعي نمي‌شوند. اصلاح الگوي مصرف به معني استفاده صحيح از منابع و امكانات موجود است، به طوري كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي بهره‌وري و شاخص‌هاي زندگي شده و موجب بالا رفتن رفاه اجتماعي گردد. مصرف بهينه منابع موجب توزيع درست منابع و بالا رفتن كارايي تخصيص منابع مي‌شود.

بحث اصلاح الگوي مصرف از دو ديدگاه قابل بررسي است. ديدگاه اول ناظر به وظايف دولت در قبال اصلاح الگوي مصرف است كه خود به دو دسته تقسيم مي‌شود. يكي وظيفه دولت در حوزه توليد و ديگري وظيفه دولت به عنوان مصرف‌كننده است. ديدگاه دوم معطوف به نقش مردم مي‌باشد كه كاركردي صرفاً مصرفي دارند.
دولت
الف) حوزه توليد
اولين تصميمي كه دولت بايد بگيرد، اين است كه چه كالايي توليد كند. تخصيص منابع به صورت كارا در اقتصاد، در گرو اين تصميم مهم دولت است، دولت با اتخاذ اين تصميم، مشخص مي‌كند كه ثروت يك كشور درچه جايي صرف شود و اصطلاحاً بودجه‌بندي مي‌كند. بودجه‌بندي، تخصيص بهينه منابع محدود است به نيازهاي نامحدود جامعه.
رشد اقتصادي كشور منوط به تخصيص بهينه منابع و به عبارت ديگر مصرف صحيح منابع مالي است. تخصيص منابع مالي از مجراي بازارهاي مالي و با دخالت واسطه‌هاي مالي صورت مي‌گيرد. مهمترين كاركرد بازارهاي مالي در اقتصاد ملي، تجهيز منابع مالي و هدايت آنها به سوي فعاليت‌هاي مولد اقتصادي است. واسطه‌هاي مالي نيز نوعاً به منظور تحقق اين كاركردها طراحي و ايجاد شده‌اند، به طوري كه از جمله مهمترين كاركردهاي اين نهادها جمع‌آوري پس‌اندازهاي جزئي، عرضه خدمات تخصصي، كاهش ريسك با تنوع بخشي و كاهش هزينه (صرفه‌جويي به مقياس) مي‌باشد.
كاركرد بازارهاي مالي در خدمت تجهيز و تخصيص بهينه منابع مالي كشور و به عبارت ديگر مصرف صحيح اين منابع است. بنابراين، اصلاح الگوي مصرف در زمينه منابع مالي كشور، تابع اصلاح ساختار بازار سرمايه كشور است.
وظيفه دولت در اين زمينه حركت كردن به سوي كوچك‌سازي حجم دولت و واگذاري برخي از فعاليت‌هاي خود در زمينه توليد و تأمين منابع مالي به بخش خصوصي است. كمترين منفعتي كه از اين راه براي كشور حاصل مي‌شود، اين است كه سرمايه‌هاي انباشته شده و بلااستفاده در جامعه به طرف توليد و سرمايه‌گذاري‌هاي مولد اقتصادي روانه مي‌شود.
در حال حاضر بازارهاي سرمايه كشور سهم كوچكي را در تخصيص منابع مالي دارند، به طوري كه كل ارزش بازار، حدود پنجاه هزار ميليارد تومان (يعني كمتر از يك پنجم توليد ناخالص داخلي كشور) است كه نسبت كوچكي را در مقايسه با كل منابع مالي كشور تشكيل مي‌دهد. اين موضوع عمدتاً ناشي از ساختار دولتي اقتصاد كشور و عدم توسعه بازار سرمايه است كه با ابلاغ سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي و تأكيد بر واگذاري سهام شركت‌هاي دولتي در بورس، راه براي اصلاحات ساختاري در اين زمينه باز شده است. وظيفه ديگري كه در حوزه توليد متوجه دولت است، استفاده صحيح از منابع در دست براي توليد است. براي اين كار دولت بايد با به كارگيري روش‌ها و تكنولوژي‌هاي به روز دنيا كمترين اتلاف منابع را در حين توليد داشته باشد. به طور مثال اگر به آمار راندمان توليد انرژي در نيروگاه‌هاي كشور توجه كنيم، متوجه اهميت اين مسئله مي‌شويم. طبق آمار، راندمان نيروگاه‌هاي گازي كه برق توليد مي‌كنند، در جهان 50 درصد و در كشور ما 35 درصد است. اگر همين را به ساير بخش‌هاي توليدي تعميم دهيم، ملاحظه مي‌كنيم كه چه راهي در پيش داريم. يكي ديگر از راه‌هاي جلوگيري از اتلاف منابع به كارگيري روش‌هاي صحيح و امكانات مناسب براي انتقال سوخت و حامل‌هاي انرژي است. طبق آمار بيش از 25 درصد انرژي برق توليد شده در مسير انتقال از مبادي توليد به مبادي مصرف تلف مي‌شود، در صورتي كه با به كارگيري روش هاي درست يا واگذاري آن به بخش‌ خصوصي، از ميزان تلفات بسيار كاسته مي‌شود. يكي ديگر از وظايف مهم دولت در زمينه اصلاح الگوي مصرف، اتخاذ سياست‌هاي پولي، مالي و گمركي مناسب است.

يكي ديگر از راه‌هاي جلوگيري از اتلاف منابع به كارگيري روش‌هاي صحيح و امكانات مناسب براي انتقال سوخت و حامل‌هاي انرژي است. طبق آمار بيش از 25 درصد انرژي برق توليد شده در مسير انتقال از مبادي توليد به مبادي مصرف تلف مي‌شود.

ارزان بودن انرژي و پرداخت يارانه‌هاي سنگين از سوي دولت موجب شكل‌گيري الگوي نادرستي از مصرف اين فرآورده‌ها در كشور شده است. عرضه بنزين با قيمتي پنج شش برابر كمتر از مقدار جهاني آن، طبيعي است كه سبب شكل‌گيري روند نادرست در مصرف اين منبع ارزشمند شود. خانواده‌هاي ايراني از اتومبيل كم‌مصرف استفاده نمي‌كنند،چون لزومي ندارد براي خريد خودروي كم‌مصرف مبلغ بيشتري خرج كنند يا اصلاً كم‌مصرف بودن خودرو شخصي را يكي از ملاك‌هاي خريد آن قرار دهند، چون سهم هزينه بنزين از سبد كالاي مصرفي خانواده ايراني سهم بسيار ناچيزي است كه تقريباً مي‌توان از آن صرف‌نظر كرد. همين مسئله در مورد خودروسازهاي داخلي نيز صدق مي‌كند. خودروسازها براي توليد خودروهاي كم‌مصرف هيچ تلاشي نمي‌كنند و هچ هزينه‌ تحقيق و توسعه‌اي براي اين كار صرف نمي‌كنند، چون اصلاً معقول نيست در زمينه‌اي سرمايه‌گذاري كنند كه اهميتي براي مشتريانش ندارد و مطلوبيتي براي آنها ايجاد نمي‌كند. به همين دليل سرانه مصرف بنزين در ايران چندين برابر كشورهاي توسعه يافته است.



حوزه مصرف
دولت بزرگترين مصرف‌كننده در تمام زمينه‌ها از جمله انرژي است. با توجه به سهم 80 درصدي دولت در اقتصاد ايران، در صورت اصلاح مصرف منابعي مانند آب، نان و انرژي، دولت مي‌تواند گام مؤثري در جهت اصلاح الگوي مصرف بردارد.
اگر قرار باشد تغييري در الگوي مصرف صورت گيرد، قطعاً دولت بايد در هر وزارتخانه و دستگاه مرتبط پيشگام شده و بازنگري‌هاي لازم را حتي در قوانين و مقررات و فرآيندهاي اداري حاكم صورت دهد. هم‌اكنون برخي از قوانين و مقررات حاكم در دستگاه‌هاي دولتي و برخي محدوديت‌هاي آن براي ارباب رجوع يك ضدارزش و به نوعي اسراف به شمار مي‌آيد كه بايد در آنها بازنگري عملياتي صورت گيرد.
اگر مقايسه‌اي ميان تعداد كاركنان دولت در بخش‌هاي عمومي در ايران و ساير كشورها صورت گيرد، مي‌توان ميزان اتلاف منابع در ادارات دولتي را ملاحظه كرد.
براساس مطالعات انجام شده كار مفيد يك وزارتخانه، تنها 2 هفته در سال است. از سوي ديگر، اين مطالعات نشان مي‌دهد كه براي دريافت يك مجوز بايد 70 مرحله را پشت سر گذاشت كه در نهايت به صرف وقت، هزينه و نارضايتي ارباب رجوع منتهي مي‌شود.

مردم
سهم بالايي از توليد ناخالص ملي كشور مصرف مي‌شود، در حالي كه اقتصاد در حال توسعه ايران نياز دارد سهم بالايي از توليد ناخالص صرف سرمايه‌گذاري براي رشد گردد. در اغلب كشورهاي در حال توسعه، مصرف‌گرايي مانعي در مقابل توسعه پايدار است، زيرا اين موضوع مانع سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي زيربنايي و اجراي زيرساخت‌هاي توسعه‌اي مي‌شود و از طرفي هر چه تبليغات ناسالم و غيررقابتي از كالاها و خدمت در سطح بالا و همچنين سطح فرهنگ عمومي مصرف در جامعه در حد پايين باشد، به همان اندازه روحيه رفاه‌طلبي و تجمل‌گرايي بيشتر خواهد شد و اين سبب گرايش افراد به سمت مصرف‌گرايي نامطلبوب مي‌شود. مطابق آمار در شرايط كنوني، ايران با جمعيت حدود 70 ميليون نفر معادل بيش از يك ميليارد نفر انرژي مصرف مي‌كند. بيشترين ميزان اتلاف انرژي مربوط به بخش ساختمان است و به عبارتي مي‌توان گفت كه هزينه مصرف انرژي در كشور معادل دو برابر بودجه كل سالانه آن است.
با اصلاح فرهنگ عمومي و آموزش همگاني مي‌توان روش درست استفاده از منابع را در جامعه نهادينه كرد. مصاديق زيادي براي اصلاح الگوي مصرف نزد مردم وجود دارد. از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
-    فرهنگ پس‌انداز: دولت مي‌تواند با قرار دادن مشوق‌هايي (مثل بالا بردن بهره بانكي) مردم را به سمت دوري‌گزيني از فرهنگ مصرف‌گرايي و تجمل‌گرايي سوق دهد.
-    استفاده از وسايل نقليه عمومي به جاي وسيله نقليه شخصي: دولت با فراهم آوردن زيرساخت‌هاي لازم براي توسعه شبكه حمل و نقل عمومي و با توسعه حمل و نقل عمومي با بازوي اجرايي بخش خصوصي و مديريت و نظارت درست بر اين حوزه و با بالا بردن ظرفيت‌هاي آن جهت پاسخگويي نياز كلان‌شهرها مي‌تواند گام بزرگي در كاهش مصرف بنزين و هدر رفتن وقت شهروندان در ترافيك‌هاي سنگين شهرهاي بزرگ بردارد.
-    تغذيه و بهداشت: از طريق فرهنگ‌سازي صحيح مي‌توان الگوي مصرف خوراكي و دارويي مردم را بهبود بخشيد كه اين امر علاوه بر صرفه‌جويي در منابع، موجب بالا رفتن سطح بهداشت عمومي در جامعه مي‌گردد.
همانطور كه ملاحظه مي‌شود، اغلب مباحثي كه در زمينه اصلاح الگوي مصرف مرتبط با مردم وجود دارد، به شكلي است كه دولت نيز در آن نقش مؤثري دارد. نقش دولت در اين زمينه ايجاد زيرساخت‌ها و فرهنگ‌سازي مي‌باشد. در كل مي‌توان راهكارها و اقدامات زير را جهت اصلاح الگوي مصرف در حوزه فرهنگ عمومي و جامعه بيان كرد:
1-    فراهم كردن زيرساخت‌هاي مناسب در زمينه حمل و نقل عمومي.
2-    اتخاذ سياست‌هاي مالي صحيح در جهت تشويق فرهنگ پس‌انداز.
3-    استفاده از رسانه ملي براي اصلاح فرهنگ مصرف.
4-    پيش‌بيني دروس و برنامه‌هاي آموزشي در زمينه بهره‌وري و مصرف در آموزش و پرورش.
5-    پيش‌بيني و اصلاح درسي در زمينه بهره‌وري در رشته‌هاي دانشگاهي.
ناگفته نماند اصلاح الگوي مصرف به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است و توجه به اين مهم موجب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي و كاهش هزينه‌ها و زمينه‌ساز گسترش عدالت در جامعه مي‌باشد و از طرفي پايبندي به مصرف بهينه باعث مي‌گردد تا فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در ديگر بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم گردد.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ‌سازي پايدار است، و اين خود نيازمند راهكاري است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاحي در مصرف را احساس كنند و به تدريج اين رويه نهادينه شده و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ عمومي در تمامي عرصه‌ها تبديل شود.
اصلاح الگوي مصرف در دو سطح "توليد كالا" و "مصرف كالا" قابل بررسي است. در سطح توليد كالا كه از مرحله تبديل مواد خام تا انتقال و توزيع به مصرف‌كننده را شامل مي‌شود، نياز است كه سازندگان و توليدكنندگان هر دو بخش دولتي و خصوصي علاوه بر رعايت ضوابط قانوني فن‌آوري توليد، خود را با استاندارد جهاني و يا حتي‌الامكان با اقليم هر منطقه تطابق دهند.
در سطح مصرف نيز پايبندي به رعايت الگوهاي صحيح مصرف بر عهده مردم بوده كه اصلاح الگوهاي موجود نيازمند آموزش و فرهنگ‌سازي مي‌باشد كه با توجه به برخي ويژگي‌هاي فرهنگي در ايران اين امر به سهولت بيشتر امكان‌پذير است؛ به عنوان نمونه، مردم ايران به علت پيوند عميق با دين و مظاهر مقدس ديني، به خوبي سنت‌هاي نهادينه شده را مي‌پذيرند و بدان ارج مي‌نهند؛ لذا مي‌توان در بخش آموزش از تعاليم و آموزه‌هاي ديني كه بر صرفه‌جويي تأكيد دارند بهره بسيار برد. تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري با ورود همه‌جانبه مردم، دولت و مجلس امكان‌پذير است و بايد پذيرفت كه ورود به اين عرصه يك تكليف شرعي و ملي است.
با دقت در مفاهيم اصلاح الگوي مصرف و مقايسه آن با اصول و مباني بهره‌وري، مي‌توان به ارتباط عميق و تفكيك‌ناپذير اين دو موضوع پي برد؛ از اين رو در ادامه به بررسي مفاهيم بهره‌وري پرداخته شده است.

تعاريف بهره‌وري
بهره‌وري به معناي استفاده مطلوب از نعمت‌ها، نه تنها ريشه در مضامين اسلامي دارد، بلكه يكي از سنت‌هاي الهي است كه به سختي مي‌توان تعريف جامع و همه‌پسندي از بهره‌وري ارائه كرد. انعطاف‌پذيري مفهوم بهره‌وري و قابليت مصطلح شدن آن در تمام فعاليت‌هاي روزمره بشري باعث شده كه هر كس با توجه به نوع نگرش و ديدگاه و زمينه مورد بررسي خود از آن تعريفي ارائه دهد، از جمله اينكه مركز بهره‌وري ژاپن (JPC) در اساسانامه خود چنين مي‌نويسد: "هدف از بهره‌وري به حداكثر رساندن استفاده از منابع، نيروي انساني و تسهيلات به طريقه علمي، كاهش هزينه‌هاي توليد، گسترش بازارها، افزايش اشتغال و كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي به طوري كه به سود كارگر، مديريت و عموم مصرف‌كنندگان باشد."

برگرفته از ماهنامه توسعه صنعت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:56 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 همانطور كه مي‌دانيم رهبر معظم انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تاكيد كردند همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت‌هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها، برنامه‌ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته‌اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال‌ها، ظهور و بروز يابد. با نگاهي دقيق به فرمايشات مقام معظم رهبري مي‌توان به عمق ديد ايشان، كه راهنماي اساسي براي مديران كشور در اداره سازمان‌هاي‌شان است پي برد. امروز همه مي‌دانيم كه دنياي پر تلاطم امروز هيچ حاشيه امني براي كشورهاي جهان قائل نيست و رقابت تنگاتنگ بين كشورهاي جهان به منظور افزايش سهم از تجارت جهاني جايگزين جنگ‌هاي جهاني شده است كه در قرن بيستم تعيين‌كننده برتري و سلطه كشورها بود. در دنياي امروز موفقيت و برتري كشورها بود. در دنياي امروز موفقيت و برتري‌ها نه در اسلحه و تجهيزات نظامي، بلكه در مديريت بهينه منابع حاصل شود.
توسعه ارتباطات و تعاملات جهاني چنان فاصله‌هاي جغرافيايي را كاهش داده كه دنيا را تبديل به دهكده كوچكي (دهكده جهاني) كرده است. در اين دهكده كوچك كه ساز و كار تجارت در آن به وسيله مكانيسم‌هاي سازمان تجارت جهاني (WTO) تعيين مي‌شود مديريت منابع در اختيار، از اهميت بالايي برخوردار است.
جنگ‌هاي قرن بيست ويكم، جنگ منابع انرژي است. جنگ‌هايي كه نشانه آن را از هم اكنون در مناقشه آمريكا و روسيه در منابع عظيم قطب شمال، سهم‌خواهي كشورهاي جهان از منابع خاورميانه به راحتي قابل مشاهده است.
در چنين شرايطي رشد و بقا كشورها در استفاده از بهينه و مدبرانه از منابع در اختيار است؛ منابعي كه به سختي و گاه در نزاع با ساير كشورها بدست مي‌آيد.
منابع و عوامل توليد در اختيار كشورها يا سازمان را مي‌توان به طور خلاصه به 6 دسته تقسيم‌‌بندي كرد.
1.    نيروي انساني؛
2.    زمين؛
3.    تجهيزات (دستگاه‌ها و ماشين‌ها)؛
4.    پول و سرمايه؛
5.    تكنولوژي (دانش توليد)؛
6.    مديريت (دانش،فرايندها و ساختارها).

مهم‌ترين منبع توليد
انديشمندان مديريت، همگي متفق‌القول هستند ك مديريت مهم‌ترين منبع در اختيار سازمان‌ها است چون مديريت وظيفه هدايت و راهبري ساير منابع را بر عهده دارد. بنابراين اگر در پي درك سخنان رهبر فرزانه هستيم بايد به اين منبع مهم يعني «مديريت» توجه شود. اصلاح الگوي مديريت در راستاي استفاده مدبرانه و بهره‌ور از ساير منابع توليد، ما را به سمت اصلاح الگوي مصرف منابع سوق خواهد داد.
به عبارت ديگر مديريت عبارت است «مجموعه‌اي از دانش، مهارت‌ها و هنر براي استفاده بهينه از منابع محدود مديريت مجموعه‌اي دانش (علم) هنر مي‌باشد كه با طراحي و ايجاد فرايندها و ساختارهاي سازماني به دنبال استفاده بهره‌ور و بهينه از منابع است».
متاسفانه يك برداشت سطحي از نظرات رهبر انقلاب در نام‌گذاري سال 88 به عنوان سال حركت به سمت «اصلاح الگوي مصرف» شده است. به گونه‌‌اي كه برداشت را به معناي كم مصرف كردن ترجمه كرده‌اند در حالي كه نظام جمهوري اسلامي در راستاي توسعه عدلت و رفاه در سطح جامعه هيچ‌گاه نمي‌خواهد مردم را به سختي بيندازد و به جاي آن‌كه رفاه را توسعه دهد بخواهد مردم را به سختي بيندازد.
برخي نظرات مقام معظم رهبري را به معناي توصيه به صرفه‌جويي در استفاده از منابع مي‌دانند؛ ضن تاييد اين نكته، بايد بيان كرد كه اين برداشت، يك برداشت درست، ولي ناقص از فرمايشات ايشان است. قيد كلمه «در همه به زمينه» ما را به اين مفهوم هدايت مي‌گند كه بايد به عمق نظرات ايشان پي ببريم.
همان‌طور كه بيان شد مهم‌ترين منبع در اختيار سازمان‌ها مديريت است. بنابراين مهم‌ترين گام در حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف، اصلاح الگوي مديريت و اقتصاد كشور مبتني بر ارزش‌هاي اسلامي و لي است. بايد توجه كرد قرن بيست‌ويكم را قرن دانايي ناميده‌اند و مديريت در اين قرن را مديريت دانايي يا مديريت دانش (Knowledge Management) مي‌دانند به عبارت ديگر مديريت دانش عبارت است از مجموعه‌اي از دانسته‌ها و مهارت‌ها براي استفاده بهينه از دانش در استفاده بهينه از منابع محدود در اختيار سازمان‌ها.
هدف از مديريت دانش اداره سازمان‌ها از طريق تغيير سطح دانش و آگاهي‌هاي عمومي كه منجر به تغيير فرهنگ مي‌شود، است. در عصر مديريت دانش سازمان‌ها تلاش مي‌كند از طريق آموزش، اطلاعات و داده‌ها را به دانش تبديل كنند و با نهادينه كردن دانش در سطح سازمان‌ها، فرهنگ‌ دانايي را شكل دهند.

راهكارهاي حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف
حال چگونه مي‌توان فرهنگ دانايي  در راستاي اصلاح الگوي مصرف در سطح جامعه و سازمان‌ها توسعه داد. در ادامه، نگارنده  به دو دسته راهكارهاي كوتاه مدت و بلند مدت اشاره مي‌كند.
راهكارهاي كوتاه مدت
اين راهكار در راستاي راهكارهاي بلند مدت تدوين شده و ضمن بستر سازي، خود نقش موثري در اصلاح الگوي مصرف خواهند داشت.
1.    توزيع اطلاعات
تلاش براي توزيع اطلاعات، به معناي توسعه دانايي  جامعه در راستاي ايجاد يك دانش مشترك جمعي براي اصلاح الگوي مصرف است. برنامه‌هاي آموزشي كه از طريق وسايل ارتباط جمعي داده مي‌شود مي‌تواند نقش موثري در اين باره ايفا كند.
2.    تغيير نگرش
نگرش را مي‌توان ادراك يا فهم مثبت يا منفي در مورد موضوعي خاص تعريف كرد. در اين وضعيت تنها به دنبال ارائه اطلاعات به افراد نيستيم. بلكه به دنبال آن هستيم كه نگرش و تمايلات افراد را به سمت دلخواه يعني اصلاح الگوي مصرف هدايت كنيم.
براي تغيير نگرش با توجه به نفوذ فرهنگ اسلامي در كشور از مصداق‌هاي اسلامي استفاده كرد به طور مثال قرآن ميانه‌روي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي مي‌كند. «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقترفوا و كان بين ذلك قواما». (آيه 67 سوره فرقان) و يا «كثره السرف تدمر» اسراف‌كاري زياد انسان را به هلاكت مي‌كشاند. (فهرست غررالحكم،ص195).
راهكارهاي بلند مدت
بايد دقت كرد كه رهبر معظم سال 88 را سال حركت به سمت اصلاح الگوي صرف نام‌گذاري كرده‌اند و نه سال اصلاح الگوي مصرف؛ بنابريان بايد به دنبال راهكارهاي بلندمدت و ريشه‌اي نيز در اين زمينه باشيم كه در اين زمينه مي‌توان به موارد ذيل اشاره داشت.
تغيير ساختار و فرايندها
آنچه مسلم است براي اصلاح الگوي مصرف نمي‌توان تنها بر مصرف كنندگان فشار وارد كرد. از طرقي بهبود الگوي مصرف از طرف مصرف كنندگان تا حدي امكان‌پذير است و براي دستيابي به نتايج بهتر و بيشتر بايد به توليد كنندگان نيز توجه كرد. تغيير در ساختارها و شيوه‌هاي مديريت و حركت از مديريت سنتي به مديريت علمي مي‌تواند نقش بسزايي در افزايش بهره‌وري و كاهش هزينه‌هاي توليد داشته باشند.
ابداع و ساخت محصولات جديد
با توجه به اولويت مصرف انرژي در محصولات، توليد كنندگان، شاخص اساسي در توليد محصول را بايد ميزان مصرف انرژي قرار دهند. متاسفانه برخي از محصولات توليدي كشور از كيفيت لازم برخوردار نبوده و اصطلاحاً تلاش براي خلق و ابداع محصولات جديد با در نظر گرفتن اصل صرفه‌جويي در انرژي مي‌تواند نقش موثري در بهبود الگوي مصرف باشد؛ به طور مثال توجه برخي آمارها در اين زمينه مي‌تواند مفيد باشد (خبرگزاري فارس).
بر اساس گزارش موسسه «ماركت اوراكل»، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان، سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف شده است. يا بر اساس گزارش صندوق بين المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار است. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك يليارد و 300 ميليون نفر و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره‌برداري انرژي هستيم. و يا الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر فر 100 متر مكعب در سال است.
بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود! از نظر مصرف برق هم، ايران نوزدهمين كشور پر مصرف برق دنياست و دولت ساليانه يارانه 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي‌گيرد. معاون اول رئيس جمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب، گفته است كه سرانه مصرف آب ايراني‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.
به‌روزآوري تكنولوژي و تجهيرات توليد
كاهش هزينه‌هاي توليد از طريق به روزآوري تكنولوژي و استفاده از تجهيزات جديد و توليد، نقش بسيار موثري بر استفاده بهره‌ور از عوامل توليد خواهد داشت. تلاش براي دستيابي به اين امر در كوتاه مدت از طريق سرمايه‌گذاري بر منابع انساني كشور در راستاي توانمندسازي آنها براي خلق و ابداع تكنولوژي‌ها و تجهيزات جديد و بومي مفيد خواهد بود.
تغيير سبك زندگي اجتماعي
بايد پذيرفت در جهت تلاش مديران كشور براي تبديل ايران به كشوري توسعه يافته بايد ضمن حفظ ارزش‌هاي اصيل اسلامي و ملي، سبك زندگي اجتماعي مردم در شهرها و روستاها منطبق بر كشورهاي توسعه يافته شود. تغيير در سبك زندگي مردم نقش بسيار مهمي در مصرف انرژي و استفاده بهره‌ور از منابع خواهد داشت. مثلاً تغيير سبك زندگي مردم در مصرف آب در مصارف آشاميدني و غير آشاميدني، تاثير بسيار مهمي بر استفاده بهره‌ور از اين منبع حياتي دارد.
ضمن خاتمه اين بحث بايد عنوان كرد كه انديشمندان كشور از زواياي مختلف به اين موضوع پرداخته‌اند و راهكارهاي متعددي در اين زمينه ارائه داده‌اند؛ ولي بايد توجه كرد كه تعداد راهكارها شايد مانع از پرداختن درست به اين موضوع دستيابي به نتيجه دلخواه شود.
نگارنده در نهايت توصيه مي‌كند با برگزاري چند همايش علمي در زمينه الگوي صرف، تعداد مناسبي راه حل در كوتاه مدت و بلند مدت انتخاب شده و برنامه‌هايي براي عملياتي كردن آن به اجرا در آيد.


برگرفته از: نشريه مديريت دانش


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:52 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 همه ما به خصوص مسئولان قواي سه‌گانه، شخصيت‌هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي، يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها، برنامه‌ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته‌اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال‌ها، ظهور و بروز يابد.

جملات فوق بخشي از بيانات رهبر معظم انقلاب است. ايشان كه در پيام نوروزي خطاب به ملت فهيم ايران، با توجه به اهميت «حياتي و اساسي مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور» سال جديد را «سال اصلاح الگوي مصرف» در همه زمينه‌ها و امور ناميدند در سخنراني خود در روز اول فروردين 1388 در حرم مطهر ثامن‌الائمه(ع) مسئولين نظام را به برنامه‌ريزي و حركت در جهت اصلاح الگوي مصرف موظف نمودند.
امسال مطلع دهه چهارم انقلاب، دهه تحقق پيشرفت و عدالت توأمان در كشور است. بديهي است طرح عنوان «اصلاح الگوي مصرف» توسط رهبر فرزانه انقلاب ناظر به واقعيات كشور در شرايط كنوني و چشم‌انداز پيشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب است.
اين نام‌گذاري بر يك حركت و عزم جدي براي گذار از وضعيت كنوني به سوي الگوي مطلوب دلالت مي‌كند.
الگوي مصرف در هر جامعه‌ بخشي از نظام ارزشي و هنجار حاكم بر آن است كه مي‌تواند گوشه‌اي از هويت فرهنگي مردمان آن سرزمين را بنماياند.
در واقع الگوي مصرف به خودي خود «هويت‌ساز» است اما در صورت انحراف از وضع مطلوب مي‌تواند «هويت‌سوز» نيز باشد. عوامل مختلفي در اين انحراف دخيل هستند كه پرداختن به آنها مجالي ديگر مي‌طلبد اما اقتضاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي كشور، هدايت جامعه در مسير صحيح و به سوي الگوي مصرف مطلوب است. سال 1388 از سوي مقام معظم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شد. اين زمان با توجه به شرايط اقتصادي داخل و خارج از كشور، مناسب‌ترين مقطع براي نام‌گذاري بود و مي‌تواند جدا از مديران بحران به رفتارهاي فردي و جمعي در استفاده بهينه از منابع و انرژي سامان دهد.

اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ‌سازي پايدار است و اين خود به راهكارهايي نياز دارد تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاح مصرف را احساس كنند و به تدريج اين اصلاح نهادينه شود و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ در تمامي عرصه‌هاي مصرف تبديل شود.

بهره‌وري و رشد اقتصادي
متأسفانه امروز بايد اذعان كرد جامعه ايران با فاصله گرفتن از الگوي مصرف مطلوب به نوعي الگوي وارداتي هويت‌سوز گرايش پيدا كرده است. «رواج پديده مصرف‌گرايي در ايران به حدي است كه ديگر روا نيست به كشورهاي عربي همسايه خرده بگيريم كه غوطه‌ور در گرداب مصرف كالاهاي وارداتي هستند. اين فرايند پيش‌رونده اجتماعي در ايران به گونه‌اي است كه گويا قرار است در انتهاي سند چشم‌انداز 1404 در كنار پيشرفت‌هاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و .... رتبه اول را در مصرف‌گرايي نيز كسب كنيم.»
در شريعت اسلام هم تغيير و تحول در راستاي اصلاح الگوي مصرف و جلوگيري از مصرف بي‌رويه مورد تأكيد قرار گرفته است. اين تأكيد از آنجا صورت مي‌گيرد كه رشد اقتصادي كشور مستلزم ارتقاي بهره‌وري، صرفه‌جويي و استفاده بهينه از منابع كشور است. ثروت‌هاي ملي متعلق به همه نسل‌هاست و نسل امروز حق ندارد به گونه‌اي از اين منابع استفاده كند كه مانع استفاده آيندگان شود.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ‌سازي پايدار است و اين خود به راهكارهايي نياز دارد تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاح مصرف را احساس كنند و به تدريج اين اصلاح نهادينه شود و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ در تمامي عرصه‌هاي مصرف تبديل شود.
براساس گزارش مؤسسه «ماركت اوراكل» ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف شده است! متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشور ما حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود. و هر ساله بيش از 38 درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.
براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار است. مصرف سرانه در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره‌برداري انرژي هستيم.
در بخش ساختمان ومسكن؛ ايران براساس آمار و ارقام منتشر شده، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي‌رسد.
الگوي مصرف آب آشاميدني براساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك مترمكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 مترمكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود! از نظر مصرف برق هم، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست. دولت ساليانه يارانه 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي‌گيرد. دكتر داوودي معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايراني‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.
واقعيت آن است كه طي سال‌هاي دولت سازندگي و بعد از آن، مصرف‌گرايي به شدت در جامعه ما ترويج شد. آمار و ارقام نگران‌كننده‌اي وجود دارد كه اين مصرف بي‌رويه را نشان مي‌دهد. مثلاً در خصوص انرژي، براي مقايسه مصرف انرژي از معيار «شدت انرژي» استفاده مي شود كه برابر نسبت مصرف انرژي به توليد ناخالص داخلي است. مطابق آمارها، ايران در كل جهان بالاترين ميزان «شدت انرژي» را به خود اختصاص داده است! اين معيار براي ايران 17 برابر كشوري مثل ژاپن، 8/5 برابر اروپا، 2/1 برابر چين و 2/8 برابر كشورهاي آسياي شرقي است. اين آمار ميزان مصرف بي‌رويه انرژي را در ايران نشان مي‌دهد. در واقع، مصرف انرژي در ايران برابر مصرف انرژي در كشوري با جمعيت 750 ميليون نفر است! رقمي كه تصور آن چندان آسان نيست.

نتيجه‌گيري
اميد است با استراتژي و راهبردي كه مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خويش تبيين فرمودند، با عزم جدي دولت و مجلس يك نقشه راه در جهت اجراي اصلاح الگوي مصرف تهيه شود. نبايد خودمان را با برگزاري چند سمينار و كنگره در اين خصوص، سرگرم كنيم و از اصل پيام ايشان غافل شويم. تحقق فرمايشات رهبر معظم انقلاب به صورت واقعي تنها با ورود همه‌جانبه مردم، دولت و مجلس امكان‌پذير است و ورود به اين پيكا امروز يك تكليف شرعي و ملي محسوب مي‌شود.
در مورد آب و برق مورد استفاده در صنايع و بخش كشاورزي نيز، مجلس شوراي اسلامي مي‌تواند با وضع قوانين مدون و با در نظر گرفتن اعتبارات لازم، دولت را در اصلاح شبكه‌هاي آب‌رساني و بهبود شيوه‌هاي آبياري و صيانت از ذخاير آب‌هاي سطحي و زيرزميني كشور ياري كند و نوسازي شبكه انتقال برق و جلوگيري از اتلاف انرژي الكتريكي را در مسير بين نيروگاه‌ها تا محل مصرف را در اولويت كاري وزارت نيرو قرار دهد. همچنين وكلاي ملت مي‌توانند استفاده از لامپ‌هاي كم‌مصرف و شيرهاي هوشمند را در نهادهاي حكومتي به تكليفي قانوني مبدل سازند و با برنامه‌ريزي و نظارت دقيق، تمركز دولت را بر افزايش راندمان انرژي مصرفي و ارتقاي بهره‌وري و بهبود فناوري توليد در صنايع كشور خصوصاً صنايع خودروسازي معطوف نمايند. به علاوه، مجلس محترم مي‌تواند با دقت در تخصيص بودجه جاري دستگاه‌ها و نهادهاي دولتي و غيردولتي، ضمن جلوگيري از افزايش غيرمنطقي بودجه برخي دستگاه‌هاي خاص، و با كسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، نظارت دقيق بر استفاده صحيح از منابع و امكانات اين دستگاه‌ها داشته باشد.

الگوي مصرف در هر جامعه بخشي از نظام حاكم بر آن است كه مي‌تواند گوشه‌اي از هويت فرهنگي مردمان آن سرزمين را بنماياند.

در بحث مسكن به عنوان يك مصرف‌كننده مهم انرژي نيز، قوه مقننه مي‌تواند با وضع قوانين لازم، شهرداري‌ها و سازمان نظام مهندسي كشور و مردم را مكلف به رعايت اصول مطرح شده در مقررات مسكن‌سازي نمايد تا با استفاده از مصالح مناسب و استاندارد و دستگاه‌ها و سيستم‌هاي مناسب گرمايشي و سرمايشي، ميزان مصرف انرژي در ساختمان‌ها و منازل مسكوني را به حد معقول آن نزديك شود.
همه آنچه گفته شد تنها با هماهنگي و همدلي مسئولان سه قوه و مردم ميسر خواهد بود و در نهايت منجر به تسريع در روند توسعه اقتصادي كشور و «حركت پرشتاب و بزرگ به سمت تحقق پيشرفت و عدالت» و نيل به اهداف سند چشم‌انداز خواهد شد.

منابع در دفتر مجله موجود است.

رسول سكني

برگرفته از ماهنامه پيام انقلاب


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:50 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

قرن بيست‌ويكم (21) را بايد قرن سرعت و تدبير ناميد. قرني كه بقاء سازمان‌ها در گروي قابليت انعطاف و چابكي آنها در پاسخ به تغييرات جهاني است. امروزه شركت‌هاي موفق و پيشرو منتظر حادثه يا اتفاق نيستند تا خود را با آن منطبق كنند؛ بلكه خود مبدع تغيير و حادثه هستند و از طريق همين تغييراتي كه در سطح جهاني ايجاد مي‌كنند زمينه را براي افزايش سهم بازار و سودآوري ايجاد مي‌كنند.

در چنين شرايطي سازمان‌ها بايد خود را براي رقابتي تنگاتنگ با ساير شركت‌ها آماده سازند شرايطي كه موفقيت آن بستگي زيادي به قدرت چابكي، انعطاف‌پذيري، رشد تغيير و يادگيري سازمان دارد.
يكي از پارادوكس‌هايي كه در تئوري‌هاي سازمان وجود دارد تعارض بين رشد و قابليت تغييرپذيري (چابكي) سازمان‌ها است. سازمان‌ها تمايل به رشد دارند. رشد معمولاً با بزرگ شدن سازمان و حركت سازمان به سمت توسعه ديوان‌سالاري و بروكراسي و در نتيجه ناكارآمدي همراه است. (ارجاع به كتاب فيل‌ها نمي‌توانند برقصند.)
سازمان‌ها، هم تمايل به رشد و توسعه دارند و هم از بروكراسي و عدم انعطاف‌پذيري گريزانند. به همين دليل سازمان‌هاي بزرگ به منظور ايجاد انعطاف‌پذيري و چابكي در ساختارهاي خود، اغلب از نوع استراتژي‌ها مانند كوچك‌سازي (Downsizing) متناسب‌سازي (Rightsizing) برون‌سپاري (Outsouroing) ساخت واحدهاي كسب و كار مستقل (Strategic Business) و .... را در دستور كار خود قرار مي‌دهند.
در ادامه ضمن پرداختن به اهميت ايجاد واحدهاي استراتژيك كسب و كار (SBU) نتايج ابعاد چنين واحدهايي در افزايش بهره‌وري شركت و در نتيجه حركت در مسير اصلاح الگوي مصرف مورد بحث قرار مي‌گيرد.
واحدهاي استراتژيك كسب و كار SBU
بزرگ شدن سازمان‌ها، معمولاً با افزايش سلسله مراتبي سازماني و در نتيجه گسترش بروكراسي همراه است. اين امر باعث مي‌شود كه زمان انجام امور در شركت طولاني شده و از طرف ديگر اغلب تصميم‌گيري‌هايي كه در سطح عالي سازمان انجام مي‌شود بدون درك شرايط بخش عمليات (پايين) سازمان باشد.
از طرفي طولاني بودن زنجيره ارزش‌ساز شركت (فرآيند عمليات از مبنا تا مقصد) موجد عدم مديريت صحيح فرايند به منظور شناسايي نقاط بحراني يا هزينه‌ساز مي‌شود. به همين دليل اغلب توصيه مي‌شود فرايند ارزش‌سازي شركت (كه طولاني است) به تعدادي حلقه يا SBU كه قابليت مديريت مستقل داشته باشد تقسيم شود. مزاياي ايجاد چنين واحدهايي عبارت است از:
1-    به دليل طولاني بودن زنجيره عمليات شركت امكان مديريت بهينه كل زنجيره بسيار سخت است. با تفكيك كل فرآيند به چند حلقه زنجيره و مديريت‌هاي مستقل در هر منطقه، مديريت فرآيند راحت‌تر و بهتر مي‌شود.
2-    انجام برنامه‌هاي بهبود توسعه و بهره‌وري براي هر SBU راحت‌تر از كل فرايند است.
3-    محاسبه قيمت تمام شده محصولات در هر مرحله از زنجيره (براي هر SBU امكان‌پذير مي‌شود.)
4-    با ايجاد واحدهاي SBU امكان طرح‌ريزي برنامه‌هاي كاهش هزينه بهبود بهره‌وري، كاهش قيمت تمام شده و مديريت مناسب منابع در راستاي اصلاح الگوي مصرف امكان‌پذير است.
5-    امكان ارزيابي واحدهاي SBU به صورت مستقلي با مقايسه‌اي با يكديگر ممكن مي‌شود.
6-    گلوگاه‌هاي كاري و مشكلات توليد با توجه به گزارشات واحدهاي SBU از خود و از يكديگر بهتر شناسايي مي‌شود.و
7-    امكان بودجه‌ريزي مستقل براي هر SBU فراهم مي‌شود.
8-    امكان نيازسنجي جذب و استخدام آموزش، حفظ و نگهداري و تعديل كاركنان براي هر SBU متناسب با نياز آن واحد امكان‌پذير مي‌شود.
9-    با توجه به چشم‌انداز توليد 440 هزار تن براي شركت ملي صنايع مس به راحتي مي‌توان براي هر SBU استراتژي و برنامه متناسب با استراتژي شركت تدوين كرد.
10-    اجراي استراتژي‌هاي توسعه برون‌سپاري، كوچك‌سازي براي هر SBU به طور مستقل راحت‌تر از اجراي آن براي كل زنجيره است.
11-    مديران SBU با درك شرايط اقتضايي خود سريع‌تر و راحت‌تر مي‌توانند تصميم‌گيري كنند.
رابطه اصلاح الگوي مصرف با ساخت و احدهاي استراتژي ك كسب و كار SBU
از ديدگاه نگارنده به منظور پيشبرد فرمايشات مقام معظم رهبري براي حركت در راستاي اصلاح الگوي مصرف مناسب است در اولين گام فرايند عمليات شركت كه بسيار طولاني است به چند SBU تبديل شود.
به طور مثال مي‌توان هر يك از مجتمع‌هاي توليدي سرچشمه، ميدوك و سونگون را به صورت يك SBU تعريف كرد كه داراي مديريت‌هاي نيمه مستقل با برنامه بودجه‌ريزي و گزارشات سود و زيان جداگانه‌اي براي خود باشند. در اين وضعيت امكان محاسبه بهره‌وري و عملكرد هر يك از مجتمع‌ها با توجه به برنامه سالانه طرح‌ريزي شده و بودجه اختصاص يافته نسبت به پيشرفت واقعي عملكرد و هزينه‌هاي انجام شده قابل محاسبه خواهد بود.
هم‌چنين برنامه‌ريزي منابع نيروي انساني مواد اوليه پول، ماشين‌آلات و .... به تفكيك توسعه خود مديران SBUها انجام خواهد شد و مديران مجتمع‌ها با توجه به برنامه‌اي كه خود داده‌اند قادر خواهند بود و برنامه‌هاي بهبود بهره‌وري، كاهش هزينه، آموزش كاركنان، جذب و تعديل نيروي انساني و .... را به اجرا بگذارند و اين اقدامات همه در راستاي ارائه اختيارات كافي به مديران مجتمع‌ها براي بهبود بهره‌وري كاهش قيمت تمام شده محصول در راستاي اصلاح الگوي مصرف است.
مديران مجتمع‌هاي سه‌گانه قادر خواهند بود با طراحي و اجراي برنامه‌هاي بهبود بهره‌وري منابع انساني، انرژي، آب و .... (در راستاي اصلاح الگوي مصرف) سود SBU خود را افزايش دهند، سپس براساس توافقي كه بين مديران ارشد شركت و مديران مجتمع‌ها صورت مي‌گيرد عملكرد بالاي استاندارد كه ناشي از اصلاح الگوي مصرف (كاهش هزينه‌ها و افزايش بهره‌وري) يا افزايش ظرفيت توليد است به صورت پادايش محاسبه شده و به كاركنان مجتمع‌ها و SBUها پرداخت مي‌شود.
نتيجه
يكي از اهداف اصلي SBUسازي، انتقال مديريت (برنامه‌ريزي، سازماندهي، اختيار و مسئوليت) از سطوح عالي شركت به سطوح عملياتي شركت در راستاي استفاده بهره‌ور از منابع است. درك اين واقعيت توسط مديران و كاركنان مجتمع‌ها موجب خواهد شد تلاش جمعي توسط كاركنان و مديران به منظور استفاده بهينه از منابع در راستاي افزايش بهره‌وري و كاهش قيمت تمام شده محصول صورت بگيرد و در نتيجه با افزايش بهره‌وري و سود ناشي از اجراي استراتژي مذكور در راستاي اصلاح الگوي مصرف همه از اركان اعم از كشور، شركت، كاركنان و سهام‌داران منتفع خواهند شد.

علي رستمي

برگرفته از ماهنامه مس


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:49 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اگر چه در نگاه اول رابطه بين زيست فناوري و رعايت الگوي مصرف دور از ذهن به نظر مي رسد، ولي با نگاهي موشكفانه مي توان ارتباط مستقيم كاربرد هاي اين فناوري را درك كرد. مواردي كه در ادامه به آنها اشاره شده است، تنها برخي از كاربردهاي زيست فناوري در رعايت الگوي مصرف در صنايع را نشان مي دهد و با هدف طرح ايده هاي كم و بيش اوليه در راستاي گشودن موضوع بيان شده است؛ كه با بررسي دقيق تر و همه جانبه در كاربردهاي مختلف زيست فناوري مي توان موارد بي شماري از اين مثال ها را بر شمرد.

ظرفيت هاي زيست فناوري براي بهينه سازي الگوي مصرف

مصرف گرايي و هدر روي منابع در ايران

دوران امروز به تعبيري، دوران تاخت و تاز صنايع نوين و محصولات و خدمات داراي كيفيت بيشتر است. امروزه ، ثروتمند ترين كشور ها را مي توان تنها در ميان پيشرفته ترين آنها از لحاظ صنعت و فناوري جستجو نمود. حجم بازار محصولات حاصل از فناوري هاي نوين بسيار بالاست؛ اين گونه محصولات نه تنها ارزش ريادي دارند كه ميزان تقاضا براي آن ها نيز بسيار زياد بوده و روز به روز نيز بيشتر مي شود. جمهوري اسلامي ايران ، امروز بيشتر از آنكه در توليدات جهاني نقش داشته باشد؛ به يك مصرف كننده تبديل شده است كه شايد بتوان دليل آن را عمدتا در عقب ماندگي صنعتي دانست.به عبارت ديگر ، صنعت امروز كشور، جوابگوي بسياري از نيازهاي جديد داخلي و خارجي نيست. تبديل شدن جامعه ايراني به جامعه اي كه نقش مصرف كنندگي آن بيشتر از نقش توليد كنندگي آن است؛ نه تنها باعث خروج بيش از حد ارز مي شود ، بلكه پيامد هاي ناگوار ديگري مانند كاهش روز افزون منابع داخلي كه سرمايه ملي به شمار مي روند را نيز در پي خواهد داشت.


سال 1388، سال اصلاح الگوي مصرف

سرانه مصرف داخلي انرژي، منابع طبيعي تجديد ناپذير و كالاهاي مصرفي در ايران بسيار بالاست. مقايسه آمار مربوط به توليد و مصرف در داخل و خارج از كشور، نشان دهنده عدم هماهنگي روند مصرف با ميزان توليد داخلي ، نسبت به ساير كشورهاست. به عبارت ديگر، بازده توليد در ايران؛ به دليل عدم مديريت درست نظام مصرف بسيار پايين است.شايد بتوان گفت ، منابع طبيعي موجود در كشور، بيشتر از آنكه به مصرف درست برسند و منجر به توليد محصولات ، رشد و توسعه صنعت و به دنبال آن ارزآوري شوند، بدون اينكه نتيجه مثبت و اثر گذار مورد انتظار از آن ها حاصل شود، به هدر مي روند.
مصرف نادرست منابع نه تنها در توده هاي مردم ديده مي شود كه در اكثر صنايع ما نيز قابل مشاهده است.
1- هدر رفتن مقادير زيادي از مواد اوليه مورد استفاده
2-تباه شدن قسمت هايي از منابع طبيعي در اثر عملكرد نامناسب سامانه هاي صنعتي
3-عدم توجه به ناكارآمدي يا بازده پايين فرايندهاي صنعتي
4-بالا بودن ميزان ضايعات صنعتي
5- استفاده از فرآيند هاي قديمي كه نياز به صرف هزينه و انرژي زياد دارند
6-عدم توجه به كيفيت پايين برخي محصولات كه منجر به افزايش مصرف آن توسط مردم براي رفع كامل نياز هاي خود مي شود
7- استفاده نابجا و نادرست از سامانه هاي روشنايي و گرمايش
8-تمايل بيشتر به واردات مواد اوليه يا تجهيزات مورد نياز و بسياري موارد ديگر
با توجه به مقدمه اي كه مورد اشاره قرار گرفت ، روشن مي شود كه چرا بايد الگوي مصرف در داخل كشور چه توسط مردم و چه توسط صنايع داخلي مورد باز نگري قرار گيرد و اصلاحات لازم از لحاظ فرهنگي و قانوني روي آن صورت پذيرد. در همين راستا، مقام معظم رهبري جمهوري اسلامي ايران، سال 1388 هجري خورشيدي را سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري نموده اند تا سر آغازي بر اصلاح نگرش جامعه صنعتي و غير صنعتي ما نسبت به فرهنگ مصرف درست و توليد مناسب با مصرف باشد.
اگر چه در نگاه اول رابطه بين زيست فناوري و رعايت الگوي مصرف دور از ذهن به نظر مي رسد، ولي با نگاهي موشكفانه مي توان ارتباط مستقيم كاربرد هاي اين فناوري را درك كرد.
مواردي كه در ادامه به آنها اشاره شده است، تنها برخي از كاربردهاي زيست فناوري در رعايت الگوي مصرف در صنايع را نشان مي دهد و با هدف طرح ايده هاي كم و بيش اوليه در راستاي گشودن موضوع بيان شده است؛ كه با بررسي دقيق تر و همه جانبه در كاربردهاي مختلف زيست فناوري مي توان موارد بي شماري از اين مثال ها را بر شمرد.

نقش زيست فناوري در اصلاح الگوي مصرف در صنايع

محمد فرامرزپور تحليلگر شبكه ايتان


همان گونه كه پيش تر اشاره شد، صنعت امروز ايران ، جايگاه مناسبي را براي فرهنگ مصرف درست در نظر نگرفته است. برخي از نمود هاي مصرف نادرست كه پيش تر مورد اشاره قار گرفت ، با ايجاد تغييراتي در فرآيند هاي صنعتي قابل اصلاح است.چنين مشكلاتي اغلب از زمان پيدايش هر صنعتي مورد توجه قرار مي گيرند و مراكز پژوهش و توسعه صنايع تلاش مي كنند تا راهي براي كاهش و يا رفع كامل اثرات آن ها پيدا كنند.بنابر اين هم روش هاي قديمي و هم روش هاي نوين برخورد با اين گونه مشكلات در صنايع وجود دارد.
روش هاي قديمي تر در همه موارد داراي كارايي كافي نيستند و يا اينكه خود مشكلاتي جانبي به وجود مي آورند. در مقابل ، روش هاي جديد تر به منظور رفع نارسايي ها يا مشكلات روش هاي قديمي تر توسعه پيدا مي كنند و به همين علت اغلب كارآمد تر ، ارزان تر، ساده تر، داراي اثرات جانبي كمتر و يا نيازمند نيروي متخصص كمتري هستند.
روش هاي مبتني بر زيست فناوري، نمنه هاي خوبي از اين روش هاي نوين هستند. زيست فناوري به سبب بهره گيري از عوامل زيستي كه داراي توانمندي هاي گوناگوني هستند مي توانند بر گستره وسيعي از فرايند ها و اجزاي صنعتي تاثير گذار باشد . با برخورداري از چنين خاصيتي ، زيست فناوري براي گستره وسيعي از مشكلات صنعتي مي تواند راه حل هاي جديد داشته باشد.كاهش نياز بخش هاي مختلف صنعتي به منابع مالي و غير مالي، از جمله اين مشكلات است.در ادامه به معرفي برخي از كاربرد هاي زيست فناوري در ايجاد امكان صرفه جويي بيشتر در بخش هاي صنعتي مي پردازيم.


1-كاهش مصرف انرژي هاي پايان پذير
نياز به انرژي ، جزئي جدايي ناپذير و نيازي گريزناپذير و پايان ناپذير در هر صنعتي است. نياز به انرژي را هرگز نمي توان به صفر رسانيد، اما مي توان در مصرف آن صرفه جويي نمود تا علاوه بر كاهش ميزان مصرف منابع پايان ناپذير انرژي فسيلي در كشور، از هزينه هاي مالي و غير مالي مربوط به آن نيز كاسته شود.انرژي در صنايع براي كاربردهاي متنوعي مورد استفاده قرار مي گيرد كه از جمله آن ها مي توان به گرمايش، سرمايش، روشنايي، ايجاد حركت و افزايش و يا كاهش فشار اشاره نمود. بهره گيري از زيست فناوري و فنون وابسته به آن مي تواند با روش هاي زير در كاهش مصرف انرژي هاي پايان پذير راه گشا باشد.


ايجاد تغيير در تمام يا بخشي از فرايند:
-برخي فرايندهاي صنعتي را مي توان با بهره گيري از سامانه هاي زيستي به جاي سامانه هاي شيمياي سنتي، به نحوي انجام داد كه نيازمند دما و فشار عملياتي پايين تري باشند(مانند فرايند هاي تبديل زيستي يا بهبود كيفيت نفت خام طي فرايندهاي زيستس به جاي تصفيه هيدروژني)
-مي توان فرايندهاي صنعتي چند مرحله اي را به فرايند هايي تبديل نمود كه ساده تر بوده و محصول را در تعداد مراحل كمتري توليد نمايد(مانند توليد اسيدهاي آلي يا برخي مواد دارويي، طي فرايندهاي زيستي)
-مي توان فرايندهاي شيميايي سنتي را با استفاده از آنزيم ها سرعت داد و شرايط عملياتي مورد نياز را ملايم تر نمود(مانند استفاده از آنزيم هاي سلولاز در قندي سازي ليگنوسلولز به جاي فرايندهاي انفجار بخار يا استخراج با سيال فوق بحراني)
-مي توان برخي محصولات شيميايي را كه توليد آن به فرايندهاي پيچيده و انرژي بر شيميايي نياز دارد؛ با همان كيفيت و يا حتي با كيفيت و خلوص بالاتر، از منابع زيستي استخراج نمود (مانند برخي مواد دارويي يا روان كننده ها)
-مي توان مراحل لازم براي خالص سازي محصول نهايي(يا مواد اوليه)كه معمولا انرژي زيادي مصرف مي كنند را با استفاده از آسان كننده هاي (كاتاليست هاي) زيستي (آنزيم ها يا ميكرو ارگانيسم هاي توليد كننده آنزيم ها كه انتخابي عمل مي كنند) به نحوي انجام داد كه محصول نهايي داراي خلوص به مراتب بيشتري باشد(نيازي به خالص سازي ماده اوليه نباشد).

جايگزيني منابع انرژي تجديد پذير به جاي منابع انرژي تجديد نا پذير فسيل:

مي توان منابع انرژي جديدتري به وجود آورد كه بر خلاف منابع فسيلي،پايان پذير باشند(مانند سوخت هاي زيستي).


و...

2- كاهش مصرف مواد اوليه ارزشمند
تمام صنايع تبديلي، يك سري مواد اوليه را به عنوان خوراك ورودي دريافت مي كنند و پس از انجام فرايندهاي تبديلي و فرآورش آن، محصول نهايي را توليد مي كنند.اين مواد اوليه در برخي موارد داراي ارزش زيادي هستند و بايد در مصرف آن صرفه جويي نمود.اين كار هم با كاهش نياز به ماده اوليه مورد بحث و هم با جلوگيري از هدر روي و بازيافت آن امكان پذير است.زيست فناوري براي تمام اين روشها راه حل ارايه مي كند.


جلوگيري از به هدر رفتن ماده اوليه:
- مي توان با بهره گيري از فرايندهاي زيست انتخابي(گزينشي)، نياز به خالص سازي مقدماتي خوراك را كه ممكن است منجر به اتلاف مقاديري از ماده اوليه اصلي شود، از بين برد(مانند تبديل زيستي متان موجود در مخلوط هيدروكربن هاي گازي، به متانول،فرمالدئيد و غيره).
- مي توان از كاتاليست هاي زيستي استفاده نمود كه با جلوگيري از بروز واكنش هاي جانبي، درصد بيشتري از ماده اوليه مورد استفاده را به محصول اصلي تبديل نموده و از افزايش مصرف آن جلوگيري مي كند.
- مي توان نحوه انجام فرايند را به نحوي تغيير داد كه طي آن ، به دليل كاهش فشار و دماي عملياتي، مقادير كمتري از خوراك مايع در اثر تبخير هاي تصادفي(و خوراك گازي تحت فشار، در اثر نشتي هاي تصادفي )به هدر برود.


كاهش نياز به ماده اوليه گران قيمت:
-مي توان فرايندهاي نوين زيستي را جايگزين فرايندهاي رايج نمود كه با استفاده از مواد اوليه ارزان تر و فراوان تر، بتوانند همان محصول را توليد كنند(مانندتوليد الكل از ضايعات كشاورزي يا تراشه هاي چوب به جاي هيدروكربن هاي سبك يا محصولات كشاورزي خوراكي).
-مي توان درصد تبديل ماده اوليه به محصول را با استفاده از فرايندهاي زيستي كه كامل تر از فرايندهاي رايج عمل مي كنند بالا برده و ميزان ماه اوليه مورد نياز را كاهش داد.


بازيافت مواد اوليه از جريان خرو جي:
مي توان با استفاده از عوامل زيستي، بخشي از ناخالصي هاي همراه ماده اوليه تبديل نشده خروجي را جدا سازي كرده و به بازيافت آن كمك نمود.

و...

3- صرفه جويي در مواد مصرفي گران قيمت

مواد مصرفي،موادي هستند كه خوراك (ماده اوليه) فرايند صنعتي را تشكيل نمي دهند؛ اما در حين انجام فرايندهاي صنعتي استفاده از آن ها ضروري است.كاتاليست ها ،موادضد خوردگي، مواد فعال سطحي، جاذب ها و مواردي از اين قبيل،نمونه هايي از مواد مصرفي هستند.گاهي اين مواد مصرفي داراي ارزش اقتصادي زيادي هستند(مانند كاتاليست هاي گران قيمت همچون پلاتين).اين مواد ممكن است طي فرايند ،مصرف شده و به پايان برسند، مواد مانند لخته ساز(فلاكولانت) و مواد فعال سطحي و يا ممكن است تنها به شكلي در بيايند كه ديگر كارايي قبلي خود را نداشته باشند و بتوان به نحوي آنها را دوباره به شكلي قابل استفاده درآورد(مانند برخي از ماتاليست هاي مسموم شده يا شكسته شده و جاذب هاي اشباع شده). در هر دو حالت، زيست فناوري براي كاهش نياز به استفاده از مواد مصرفي گران قيمت ،راه حل هاي مناسبي دارد.


كاهش نياز به ماده مصرفي گران قيمت:
-مي توان مواد مصرفي مورد نظر را با استفاده از موادي با كارايي مشابه كه با روش هاي زيستي توليد شده باشند و يا منشا توليد آنها زيستي باشد،جايگزين نمود(مانندمواد بازدارنده خوردگي با منشا زيستي،مواد فعال سطحي زيستي،آنزيم ها به جاي كاتاليست هاي رايج).
-مي توان با جايگزين كردن برخي از مواد مصرفي با پايه زيستي، نياز به استفاده از ماده مصرفي ديگري را از بين برده يا كاهش داد(مانند جايگزيني حلال هاي آب دوست با پايه زيستي به جاي حلال هاي آب گريز و در نتيجه كاهش نياز به مواد فعال سطحي براي مخلوط نمودن محلول با آب).
-مي توان تغييراتي در خواص فيزيكي محصول اصلي يا محصولات جانبي ايجاد نمود كه نياز به استفاده از برخي مواد مصرفي را در فرايند جداسازي نهايي آن ها كاهش مي دهد مانند رسوب دهي زيستي تركيبات گوگردي جانبي در فرايند گوگرد زدايي از برش هاي نفتي كه قابليت ته نشيني بهتري نسبت رسوب دهي شيميايي آن داشته و نياز به استفاده از مواد منعقد كننده را كاهش مي دهد).


بازيافت با احياي مواد مصرفي:
- مي توان از عوامل زيستي براي بازيافت يا احياي دوباره مواد مصرفي قابل بازيافت و يا قابل احيا استفاده نمود(مانند بازيافت فلزات گران بها از جريان پساب ها).


ايجاد تغيير در تمام يا بخشي از فرايند:
-مي توان فرايند هاي زيستي را جايگزين فرايندهاي رايج نمود، به نحوي كه در روش جديد ،نيازي به استفاده از برخي مواد مصرفي وجود نباشد‌ (مانند گوگرد زدايي زيستي از نفت و گاز كه نياز به استفاده از هيدروژن و كاتاليست هاي مربوطه را مرتفع مي نمايد).
- مي توان برخي محصولات ويژه كه توليد آن ها به استفاده از مواد مصرفي گوناگون و گران قيمت نياز دارد را در فرايند هاي كاملا طبيعي، غير صنعتي و بدون پيچيدگي هاي عملياتي توليد نمود (مانند توليد مواد دارويي در بدن جانوران يا گياهان در اثر تغييرات ژنتيكي).


و...

4-كاهش سرعت تخريب يا تحليل رفتن منابع طبيعي

برخي از منابع طبيعي به طور مستقيم و برخي ديگر به طور غير مستقيم، چنان ارزش هايي را ايجاد مي كنند كه آن ها را به ثروت مادي و معنوي بسيار ارزشمندي تبديل مي نمايد. منابع طبيعي، يا به صورت ماده اوليه به مصرف مي رسند و يا براي بالا بردن كيفيت زندگي و تامين نيازهاي ضروري انسان ها و دام هاي آن ها به كار مي آيند.بنابر اين، از بين رفتن ، به هدر رفتن، پايين آمدن كيفيت يا از دست رفتن كارايي طبيعي آن ها، خسارات سنگيني را به جوامع بشري تحميل خواهد نمود.اغلب فعاليت هاي صنعتي باعث بروز چنين مشكلاتي در منابع طبيعي مي شوند.اما رفته رفته با پيشرفت فناوري ها، اين اثرات منفي در حال كاهش هستند.برخي از اين مشكلات ، تنها با استفاده از فناوري هاي نوين، به نحو مطلوب قابل رفع هستند.زيست فناوري يكي از فناورهاي نوين است كه با روش هاي زير مي تواند نقش بسزايي در جلوگيري از تخريب يا تحليل رفتن منابع طبيعي داشته باشد.


كاهش امكان آلوده شدن منابعي نظيرآب، خاك و هوا:
-مي توان سامانه هاي زيستي به وجود آورد كه با بهره گيري از عوامل زيستي، آلودگي هايي را كه صنايع مختلف توليد مي كنند را از منابع طبيعي پاك نمود (مانند تصفيه زيستي پساب ها يا زيست پالايي خاك آلوده به مواذ خطرناك).
-مي توان مواد اوليه و يا مواد مصرفي جديدي توليد نمود كه نسبت به مواد اوليه يا موادمصرفي سنتي، آلودگي كمتري براي محيط زيست داشته باشند و به اين ترتيب از كاهش كيفيت منابع آب، كاهش كيفيت هوا، كاهش توانايي خاك در حفظ حيات برخي گونه هاي گياهي و ميكرو ارگانيسم ها، مسموم شدن اكو سيستم ها براي برخي گونه هاي جانوري و گياهي و نظاير اين ها جلوگيري نمايند (مانند سموم و كودهاي زيستي، مواد فعال سطحي زيستي و سوخت هاي زيستي).
-مي توان با استفاده از فنون مبتني بر زيست فناوري، تغييراتي را در فرايندهاي صنعتي به وجود آورد كه نياز به استفاده از ماده آلاينده را مرتفع مي نمايد (مانند استخراج زيستي طلا از سنگ معدن آن، كه نياز به استفاده از سيانيد ها را از بين مي برد).
-مي توان با استفاده از فرايندهاي زيستي، تغييراتي در خواص مواد آلاينده ايجاد نمود كه جداسازي آن ها را بسيار ساده تر مي كند (مانند تبديل آلاينده هاي محلول به تركيبات نا محلول).


جلوگيري از مصرف بيش از حد منابع طبيعي:
- مي توان از هدر رفتن مواد معدني فلزي و غير فلزي در زمان استخراج آن ها از معادن جلوگيري نمود (مانند فروشويي زيستي فلزات از سنگ هاي معدني بسيار كم عيار كه سبب جلوگيري از استخراج بيشتر سنگ هاي معدني از معادن مي شود).
- مي توان با استفاده از فرايندهاي زيستي خاص، محصولات را از مواد اوليه اي غير از منابع طبيعي ارزشمند توليد نمود(مانند توليد متان يا برخي الكل ها از زباله هاي زيست تخريب پذير).
- مي توان برخي از محصولاتي را كه توليد آن ها آلاينده بوده يا منابع طبيعي نسبتا زيادي را مصرف مي نمايد را با محصولات زيستي داراي كارايي مشابه جايگزين نمود (مانند استفاده از روان كننده هاي زيستي به جاي روان كننده هاي روغني).
- مي توان با استفاده از محولات زيست فناوري، نياز به استفاده از منابع طبيعي (خوراك) توسط دام و آبزيان را به صورت چشم گيري كاهش داد (مانند استفاده از هورمون هاي رشد نو تركيب كه باعث بالا رفتن سرعت جانوران به ازاي خوراك يكسان مي شود).
-مي توان با كاهش حجم توليد زباله هاي شهري و صنعتي و يا تبديل آن ها به مواد مفيد تر طي فرايندهاي زيستي، زمين كمتري را به دفن آن ها اختصاص داد ( مانند فرايندهاي كمپوست سازي)


5-كاهش هزينه هاي مالي

فعاليت تمام صنايع نيازمند صرف هزينه هاي مالي زيادي براي ساخت، فعاليت، تعمير و نگهداري تجهيزات، تامين مواد اوليه و مواد مصرفي، تامين انرژي، دستمزد كاركنان و تصفيه جريان هاي آلوده خروجي و مواردي نظير اين ها هستند.
زيست فناوري مي تواند نقش برجسته اي در كاهش اين هزينه ها داشته باشد.برخي از اين موارد در بخش هاي پيشين گفته شد، اما موارد ديگري نيز وجود دارد كه زيست فناوري مي تواند به صورت مستقيم و غير مستقيم باعث كاهش هزينه ها شود:
-برخي از فرايندهاي زيستي نسبت به فرايندهاي غير زيستي كه كار مشابهي را انجام مي دهند ساده تر بوده و به همين علت در زمان احداث، فعاليت ،تعمير و نگه داري تجهيزات ، نيرو هاي انساني و مواد مصرفي، هزينه هايي به مراتب پايين تر خواهند داشت.
-هزينه هاي تعمير و نگهداري در بسياري از موارد مربوط به جايگزيني قطعات خورده شده يا رسوب گرفته با قطعات جديد و يا اعمال روش هايي براي كاهش اين اثرات مي شود.عوامل زيستي يا برخي محصولات زيستي وجود دارند كه مي توانند با هزينه اي كمتر، ايجاد آلودگي كمتر و گاهي كارايي بيشتر، از بروز خوردگي يا رسوب گرفتگي جلوگيري كنند.
-گاهي مواد مصرفي زيستي كه جايگزين مواد مصرفي سنتي مي شوند؛ داراي ارزش اقتصادي كمتري هستند، حال آنكه ممكن است داراي همان كارايي يا حتي كارايي بيشتري نسبت به آن نيز باشند.
-حذف يا كاهش نياز به برخي مراحل عملياتي همچون فرايندهاي جداسازي يا تصفيه كه به نوبه خود هزينه هايي را تحميل مي كنند ، مي توانند باعث كاهش چشم گيري در هزينه ها شود، زيست فناوري مي تواند در برخي موارد باعث حذف يا كاهش نياز به وجود اين مراحل شود.
-كاهش نيازبه انرژي باعث كاهش هزينه هاي مربوط به تامين انرژي مي شود كه در بخش مربوطه مورد اشاره قرار گرفت.
در برخي موارد، استفاده از فرايندهاي زيستي، نياز به استفاده از برخي تخصص ها يا نيروهاي كار معمولي را كاهش مي دهد و به اين ترتيب، هزينه نيروي انساني كاهش پيدا مي كند.نمونه هاي فراواني از اين قبيل را مي توان برشمرد كه در اينجا به همين ميزان بسنده مي شود.
با توجه به نمونه هايي كه مورد اشاره قرار گرفتند، مشخص مي شود كه بسياري از مواردي كه باعث مصرف نادرست در بخش هاي صنعتي مي شوند، با استفاده از فنون زيستي و يا محصولات حاصل از زيست فناوري يا مواد داراي پايه زيستي قابل رفع هستند و صرفه جويي هاي زيادي در اثر استفاده از زيست فناوري و دستاوردهاي آن در صنايع مختلف قابل دست يابي است.در سال 1388، كه سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري شده است، مي توان نگرش هاي تازه اي نسبت به الگوهاي مصرف در بخش هاي مختلف صنعتي داشته و راه حل هاي مناسبي براي آنها اتخاذ نمود.
 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:42 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

انسان تنها موجود در هستی است که به عنوان مسئول و مکلف می بایست در نقش خلافت الهی افزون بر تکامل خویش، گام های مؤثری را برای تکامل دیگران بردارد. از این رو دارای ظرفیت ها و توانایی های بی نظیر است که هیچ موجودی در هستی از آن برخوردار نمی باشد.

خداوند به صراحت در آیه دهم سوره اعراف از تسلط و مالکیت و حکومت انسان بر زمین و بهره مندی وی از انواع وسایل زندگی و معیشتی سخن گفته است و از وی خواسته تا با بهره گیری درست و مناسب از این نعمت و قدرت، در مسیر کمال و تعالی گام بردارد و سپاس و شکر عملی و حقیقی را به این شکل ابراز و اظهار نماید.

وظیفه دیگری که برای انسان در 61سوره هود بر عهده انسان گذاشته شده مسئولیت آبادانی زمین با تصرف و دگرگونی و تغییر درست و مناسب در اشیا و چیزهاست. به سخن دیگر، هر چیزی هر چند که از نوعی کمال بهره مند می باشد ولی این انسان است که با تصرف و تغییراتی کلان و یا جزیی می تواند، به آن چیز، کمال واقعی و حقیقی را ببخشد. از این رو تصرف و تغییر در پدیده ها از سوی انسان نه تنها امری طبیعی است بلکه وظیفه و مسئولیتی است که به عنوان خلافت الهی بر عهده وی نهاده شده است.

آبادانی زمین مستلزم آن است که آدمی، با بهره مندی از فلسفه و هدف آفرینش و آگاهی درست و واقعی از آن، تلاش کند که اقتصادی شکوفا داشته باشد تا در مسیر فرهنگی متعالی، تمدنی کامل در زمین بر پا نماید. این گونه است که در آموزه های وحیانی قرآن، مسائل اقتصادی از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار می شود؛ زیرا دانش اقتصاد، دانشی است که به بررسی فعالیت های فردی و اجتماعی مربوط به تولید، مبادله و مصرف کالا و خدمات می پردازد (تئوری اقتصاد خرد، ص9) بنابراین می توان گفت که حوزه مسایل اقتصادی، بخش عمده ای از زندگی بشر را شکل و معنا می بخشد. از این رو بینش و نگرش اسلامی، می کوشد تا با تحلیل و تبیین مسائل اقتصادی، چنان رفتار آدمی را در این بخش هدایت کند که انسان به اهداف و فلسفه آفرینش و مسئولیت انسانی دست یابد.

از آن جایی که هر گونه فعالیت و تصرفی در هر یک از بخش های مربوط به تولید و مبادله و مصرف می تواند در رشد و شکوفایی اقتصادی و آبادانی زمین و یا در نابودی و فساد اقتصادی، نقش مهم و اساسی ایفا کند، مسئله تبیین بهترین و کامل ترین روش در هر یک از بخش های فوق مورد توجه قرآن و اسلام قرارگرفته است.

یکی از این بخش ها، مسئله چگونگی مصرف کالا و خدمات است؛ زیرا هرگونه اختلالی در نظام مصرف درست و مناسب، می تواند آثار مخرب و زیانباری در بخش های دیگر به جا گذارد؛ چنان که استفاده بهینه و درست و مناسب و مصرف به جا و متعادل کالا و خدمات، می تواند عامل مهم و بنیادین در رشد و شکوفایی اقتصادی باشد.


آزادی اقتصادی

انسان به عنوان خلیفه الهی در قرارگاه زمین، از آزادی و حق انتخاب بسیاری برخوردار می باشد. وجود اراده و اختیار در آدمی این امکان را به وی بخشیده تا بتواند هرگونه تصرفی را در خود و پیرامون داشته باشد. یکی از بخش هایی که انسان در آن از آزادی عمل زیاد برخوردار می باشد، حوزه مسائل اقتصادی است.

آیات 201و 202 سوره بقره و هم چنین آیات32 سوره نساء، 2سوره مائده و 12سوره اسراء از جمله آیاتی است که بر آزادی انسان در انجام فعالیت های اقتصادی تأکید دارد. آزادی اقتصادی در انسان به این معناست که شرایط وجودی و شکل تعاملات انسان و دیگران به گونه ای است که اگر بخواهد در مسئولیت و مأموریت خویش یعنی کمال خود و دیگران، به موفقیت و کامیابی دست یابد می بایست از آزادی کامل و تصرفات مطلق در چیزها برخوردار باشد.


محدودیت های آزادی اقتصادی

با این همه به علل درونی و بیرونی و هم چنین عوامل تکوینی و تشریعی، برخی از محدودیت ها و خطوط قرمز برای آزادی مطلق انسان پدید آمده است. البته همه این محدودیت ها و خط قرمزها در راستای آن است که آدمی را در مسیر درست، هدایت کرده و از هرگونه انحراف و کژی باز دارد.

از جمله محدودیت هایی که قرآن با توجه به نوع تصرف فساد برانگیز بشر، مطرح ساخته، می توان از محدودیت هایی نام برد که در داد و ستدها و معاملات می بایست مورد توجه قرار گیرد. از آن جایی که برخی از داد و ستدها و معاملات می تواند به جای آن که رشد و تعالی را سبب شود و به افزایش تولید و شکوفایی اقتصادی و تمدنی کمک کند، خود عامل بازدارنده و رکود و جمود سرمایه ها شود، و لذا انسانها از آن ها منع شده اند. شکل ربوی معاملات به سبب همین اختلال در نظام مناسب و درست بازار است که از سوی دین تحریم می شود و در آیات 275 تا 279 سوره بقره این نظام داد و ستد را مردود اعلام می کند.

نظام ربوی می تواند آسیب جدی به نظام اقتصادی و شکوفایی آن وارد سازد و به جای رشد و نمو اقتصادی، موجبات رکود آن را فراهم سازد.

از دیگر روش های نامناسب اقتصادی که قرآن از آن برحذر می دارد، رشوه است. از این رو خداوند در آیه188 سوره بقره، آزادی روابط اقتصادی را مشروط به پرهیز از رشوه می کند.

آزادی انسان در کسب درآمدها نیز مشروط به پرهیز از معاملات و راه های نامشروع است و تنها معاملات و تصرفاتی مجاز شمرده می شود که براساس کسب حلال و رضایت طرفین براساس اصول عقلانی و عقلایی و شرعی باشد.

همان گونه که در تصرفاتی از این دست، محدودیت های شدید و سختی ایجاد شده است، در شیوه مصرف کردن کالا و خدمات نیز محدودیت هائی اعلام شده که از آن جمله می توان به محدودیت در هزینه کردن اموال و مصرف آن به اشکالی چون اسراف، اتراف و تبذیر اشاره کرد.

خداوند با بیان این که مسرفان را دوست نمی دارد (انعام آیه 141) می کوشد تا تبیین کند این شیوه مصرف و تصرف می تواند موجبات دوری انسان از کمال مطلق و خداوند شود. از این رو در آیه 31 سوره اعراف با یادآوری این که انسان در خوردن و آشامیدن و هرگونه تصرف مناسبی، آزاد و مختار است ولی به وی گوشزد می کند که تصرفاتی چون تصرفات اسرافی می تواند زیانبار باشد.

تأکید بر اتخاذ شیوه ها و الگوهای درست و صحیح مصرف، به این معناست که مصرف می بایست در چارچوب کمال و رشد انسان و جامعه و جهان باشد و هرگونه تصرفی بیرون از این دایره تصرف نابهنجار و ضداخلاقی و ضدرشدی می باشد. آیات 26 و 27 سوره اسراء و نیز 67 سوره فرقان هرگونه زیاده روی و خروج از اعتدال در مصرف را حتی اگر برای انفاق و احسان باشد مردود می شمارد و بخل و خساست را نیز نادرست دانسته و خواهان رفتاری معتدل و میانه حتی در این حوزه می شود.

قرآن همان گونه که رباخواری را سبب انحراف و نابسامانی اقتصاد جامعه می داند (بقره آیه 275) و اقتصاد متکی بر ربا را بی برکت معرفی می کند (روم آیه39) به این نکته نیز توجه می دهد که اقتصاد ربوی، اقتصادی محکوم به نابودی است و نمی تواند پایدار و باقی بماند. (بقره آیه 276) به سبب همین نکات و نکات دیگر است که خداوند، آزادی اقتصادی را محدود به عدم وجود روابط ربوی در معاملات می کند.


زیاده خواهی در مصرف

از دیگر علل و عواملی که می تواند به اقتصاد سالم و پویا آسیب جدی وارد سازد، تنوع طلبی و زیاده خواهی در مصرف است که از نظر قرآن زمینه ساز از میان رفتن رفاه اقتصادی و شکوفایی آن می شود.

خداوند در آیه 61 سوره بقره این معنا را تبیین و تحلیل می کند که چگونه تنوع طلبی و زیاده خواهی در مصرف موجب شد که قوم یهود دچار مسکنت و فقر و ذلت شوند؛ زیرا آنان به مصرف کالاهایی که خداوند به ایشان عنایت کرده بود بسنده نکرده و با زیاده خواهی و تصرفات بیرون از حد و اندازه، خواهان چیزها دیگری می شوند. این گونه است که فقر بر ایشان مسلط می شود و شکوفایی اقتصادی را از دست می دهند.

انسان هر چند که در تصرف مال خویش آزاد است ولی این آزادی در صورتی است که در مسیر کمالی و رشد و تعالی فردی و اجتماعی بلکه محیط زیستی باشد. بنابراین سلطه نااهلان و سفیهان بر امور مالی از نظر شریعت مردود شناخته شده است؛ زیرا هرگونه تصرف سفیهانه مال، می تواند به شخص و جامعه آسیب وارد سازد.

خداوند در آیه 5 سوره نساء می فرماید که از آن جایی که مال قوام اجتماع می باشد می بایست به درستی مصرف شود و واگذاری اموال به دست سفیهان و نااهلان هر چند که مال ایشان است می تواند سبب تزلزل اقتصادی گردد.

بر این اساس می توان گفت که هرگونه تصرف سفیهانه نیز مجاز نیست، زیرا آن چه موجب شده تا سفیهان از تصرف در مال خویش محروم و ممنوع شوند، تصرفاتی است که موجب هدر رفتن مال و چیزی می شود که قوام اجتماع بر آن است. بر این اساس هرگونه تصرفی که مصداق هدر دادن مال و مایه قوام معیشت مردم باشد، تصرفی باطل و نادرست و ممنوع می باشد. تصرفات اسرافی و تبذیری و اترافی نیز در این راستا است.

در آیه 7 سوره حشر از گردش ثروت در دست طبقه ثروتمند و سرمایه دار در صورتی منع می شود که سبب محرومیت فقیران و پیدایش نظام طبقاتی شود. به سخن دیگر، گردش سرمایه در جامعه اسلامی و سالم می بایست به گونه ای باشد که موجب محرومیت و افزایش فاصله طبقاتی نشود. این آیه به شکلی در مدیریت نظارتی دولت بر گردش سرمایه دلالت دارد.

بنابراین می توان گفت که از نظر اسلام و قرآن، گردش سرمایه و تصرفات مالکانه می بایست به گونه ای باشد که موجبات افزایش و یا ایجاد فاصله طبقاتی نشود. پس هرگونه، تصرفات و مصرفی که به این مسئله دامن بزند از نظر اسلام مردود می باشد و می بایست کنترل و مهار و مدیریت شود.

خداوند در آیات 204 و 105 سوره بقره تبیین می کند که چگونه حکومت فاسدان و وجود قدرت در دست نااهلان می تواند موجب آسیب دیدن اقتصاد جامعه و نابودی آن شود. از این رو هشدار می دهد که بر دولت است که نظام اقتصادی را مدیریت و نظارت کند تا از تمرکز اموال در دست برخی (سرمایه داران) جلوگیری شود و به آنان اجازه داده نشود تا با خارج کردن نقدینگی از استفاده عمومی، در اقتصاد اختلال ایجاد کنند. (حشر آیه 7 و نیز توبه آیه 34)


اصلاحات اقتصادی

اصلاحات اقتصادی می بایست در همه عرصه ها از جمله در عرصه تولید و مبادله (اعراف آیه 85 و هود آیات 84 تا 88 و شعراء آیه 183) و مصرف (اعراف آیه 31) انجام پذیرد.

قرآن گزارش می کند که چگونه حضرت شعیب(ع) درصدد اصلاح اقتصادی از طریق تبیین ترازو بوده و از کم فروشی و خیانت در دادوستد برحذر می داشته است. (اعراف آیه 85 و هود آیات 84 تا 88)

خداوند برای دست یابی به بهترین الگوی اقتصادی و در راستای بازسازی و اصلاح اقتصادی، اصولی چون اعتدال در مصرف را در آیاتی چون 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف و 26 سوره اسراء و 67 سوره فرقان مطرح می سازد؛ زیرا هرگونه دوری از اعتدال و هزینه کردن بیهوده و اسرافی مال، می تواند آثار زیانباری را بر جامعه تحمیل کند.

اصلاحات می بایست براساس اصل عدالت باشد؛ زیرا بی عدالتی می تواند آدم و جامعه را به بیراهه برد و از کمال و کمالیات دور و جدا سازد. عدالت به عنوان اصلی مهم و بنیادین در نظام اقتصادی اسلام مطرح می باشد و قسط و عدالت، شاخصه اصلی اقتصاد اسلامی را شکل می بخشد. (بقره آیه 279 و انعام آیه 152 و حدید آیه 25).


اقتصاد سالم و توسعه همه جانبه، راهی به سوی معنویت

ازنظر اسلام توسعه همه جانبه در همه ابعاد مادی و معنوی انسان و جامعه در گرو اقتصاد سالم است که ازجمله آن ها درست مصرف کردن می باشد. این گونه است که درآیه 77 سوره قصص ابزارهای اقتصادی به عنوان راهی برای تحصیل معنویت و مطالب اخروی معرفی می شود و بر لزوم به کارگیری آن تأکید می گردد؛ زیرا ازنظر اسلام و قرآن نه تنها جمع میان دین و دنیا امکان پذیر است بلکه امری مطلوب می باشد؛ چون بی جمع آن ممکن نیست تا انسان آخرتی آبادان داشته باشد. (بقره آیه 201 نساء آیه 134 و اعراف آیه 165 و نحل آیه 30 و 97 و آیات دیگر).

خداوند در آیات 75 سوره توبه و 10 تا 12 سوره صف به نقش سازنده اقتصاد سالم در معنویت توجه می دهد و می کوشد تا به این وسیله نقش اساسی آن را در توسعه همه جانبه تبیین و تحلیل کند؛ زیرا از نظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت، مایه قوام جامعه است. (نساء آیه 5) و انسان ها برای دست یابی به سعادت واقعی می بایست با اقتصادی سالم و به دور از فساد در جنبه های مختلف ازجمله مصرف آن (اعراف آیه 85 و هود آیات 84 و 86) خود را به این هدف والا برسانند.

بنابراین اصلاح الگوهای اقتصادی در تولید و توزیع و مصرف و تصحیح روابط اقتصادی همپای مسایل اعتقادی و عبادی، مأموریت همه پیامبران به ویژه پیامبر اسلام(ص) و به تبع آن، دولت اسلامی است. (اعراف آیه 85و هود آیات 84 تا 87 و شعرا آیات 177 تا 183).


صرفه جویی در بحران

صرفه جویی در هرحال مطلوب است ولی در زمان بحران، از مطلوبیت بیش تری برخوردار می باشد و حتی به شکل لزوم و الزام خود را بر همگان از مردم و مسئولان تحمیل می کند. خداوند در آیه 47 و 48 سوره یوسف بر لزوم برنامه ریزی برای حل بحران های اقتصادی توجه می دهد و تبیین می کند که صرفه جویی در زمان بحران های اقتصادی تنها راهکار رهایی می باشد.

جیره بندی ارزاق عمومی در وضعیت کمبود و تنگناهای اقتصادی، راهکاری است که آیه 60 سوره بقره و 160 سوره اعراف بدان توجه می دهد و آیه 47 و 55 سوره یوسف نیز بر لزوم نظارت حکومت بر امور اقتصادی از تولید و توزیع و مصرف در وضعیت بحرانی تأکید می کند.

  نويسنده : جواد عابدي



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:06 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >