محمد مهدی تهرانی

منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروت‌های آن کشور به شمار می‌آید. به‌این معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بی‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارایی‌ها و ثروتش بی‌تفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرف‌گرایی در آن توجیه و تبلیغ می‌شود، نمی‌تواند برای رشد کشور و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی آن هزینه شود. این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بی‌رویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد.

واقعیت آن است که طی سال‌های دولت سازندگی و بعد از آن، مصرف‌گرایی به شدت در جامعه ما ترویج شد. آمار و ارقام نگران کننده‌ای وجود دارد که این مصرف بی‌رویه را نشان می دهد. مثلاً در خصوص انرژی. برای مقایسه مصرف انرژی از معیار "شدت انرژی" استفاده می‌شود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان "شدت انرژی" را به خود اختصاص داده است! این معیار برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 5/8 برابر اروپا، 1/2 برابر چین و 8/2 برابر کشورهای آسیای شرقی است. این آمار میزان مصرف بی‌رویه انرژی را در ایران نشان می‌دهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750 میلیون نفر است! رقمی که تصور آن چندان آسان نیست.

در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می‌شود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.

باید چاره جدی برای وضعیت موجود اندیشید.

یکی از دلایل این روند، فرهنگ‌سازی‌ای است که طی این سال‌ها انجام شده است. صداوسیما طی این سال‌ها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرف‌گرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر می‌رسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهت‌گیری‌های خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم می‌زند، ترویج مصرف‌گرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداخت‌ها در ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها هم اغلب در همین راستاست.

دلیل دیگر این روند، به نوع سیاست‌گذاری‌های قوه مجریه در کشور بازمی‌گردد. وقتی میان آب شرب و آبی که برای استحمام، شست‌وشوی لباس، شستن حیاط، پر کردن استخر و... مصرف می‌شود، تفاوتی باشد، طبیعی است که میزان مصرف بسیار بیش از حد انتظار خواهد بود.

دلیل سوم، پایین بودن قیمت برخی منابع، به‌خاطر یارانه‌هایی است که به آنها تعلق می‌گیرد. برخی از این یارانه‌ها در کل دنیا بی‌سابقه است. مثلاً در هیچ کشوری به برق یارانه تعلق نمی‌گیرد. در حالی که در ایران، یارانه بالایی برای این حامل انرژی لحاظ می‌شود و این به خودی خود، افزایش مصرف آن را رقم می‌زند.

محمد رضا خباز، مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس در این خصوص معتقد است: «هرکسی که اندکی با اقتصاد کشور آشنا باشد، می‌داند پرداخت یارانه با روش موجود، بدترین شکل هدردادن منابع است.» ستاری‌فر رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت اصلاحات نیز با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانه‌ها می‌گوید: «من معتقدم که وضع موجود مصرف انرژی در ایران قابل قبول نیست و هر کار اصلاحی به نفع کشور است.»

در واقع یکی از ضرورت‌هایی که صاحب نظران را نسبت به اجرایی کردن طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مصمم می سازد، وضعیت نامطلوب توزیع و مصرف یارانه‌ها و نیز پیامدهای این نوع توزیع است. در خصوص هدر رفتن منابع، همه صاحب‌نظران و اقتصاد دانان نظری مشابه دارند. مهدی هاشمی رفسنجانی در این خصوص می گوید: «در سال 1382 معیارهای مصرف انرژی کشور در بخش های نفت، ساختمان، حمل و نقل و لوازم خانگی به ترتیب 2، 5/2، 2/2، 7/1 برابر استانداردهای جهانی بوده است. مصرف انرژی جهت گرمایش ساختمان در ایران حدود 2،6 برابر مصرف جهانی است. مصرف انرژی برای تولید یک تن سیمان در ایران نیز 1،3 برابر مصرف دنیاست. وضع انرژی مصرفی برای تولید آجر نیز در این مورد خیلی خوشایند نیست و 5،5 برابر مقدار جهانی است، همچنین فولاد 1،5، قند و شکر 1،64 و کاغذ 1،7 برابر مقدار جهانی است. به طور کلی در صنایع ذکر شده شاخص وزنی به طور متوسط در ایران 8،1 برابر بالاتر از مصرف جهانی انرژی است که در کل صنایع کشور این رقم حدود 2 برابر در نظر گرفته می شود.»

او همچنین بر غیر قابل تحمل بودن وضعیت موجود و بدتر شدن آن در سال های آتی در صورت عدم اقدام درخور تأکید دارد: «مطابق با بررسی های به عمل آمده در سال 1382 میزان مصرف انرژی در ایران معادل 20 میلیارد دلار می باشد که چنانچه روند انرژی به همین گونه ادامه یابد، در 20 سال آینده حدود 680 میلیارد دلار انرژی مصرف خواهیم کرد!»

روند افزایشی مصرف انرژی در کشور طی سال‌های آتی بیش از هر زمان کشور را با کمبود بودجه برای تأمین هزینه‌های تولید انرژی مواجه خواهد کرد.

رئيس کميسيون انرژي مرکز بررسي هاي استراتژيک ریاست جمهوري در این خصوص می‌گوید: «سال 85 مصرف انرژي نسبت به سال پيش از آن حدود 8،9 درصد رشد داشت و در سال 86، اين ميزان به 9،9 درصد بالغ شد. پيامد روند مصرف انرژي آن است که تا 10 سال ديگر قادر به صدور نفت نخواهيم بود، اين در حالي است که منابع بودجه کشور 70 درصد از طريق نفت تأمين مي شود.»

امروز دیگر همه صاحب نظران بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف اتفاق نظر دارند، اما متأسفانه هنوز مردم با بسیاری از واقعیت ها آشنا نیستند. برای ایجاد یک تحول اساسی در اقتصاد بیش از هر چیز نیازمند توجه همه جانبه دلسوزان و ایجاد یک عزم ملی برای تغییر هستیم.

نامگذاری مدبرانه رهبر انقلاب بر سال‌ها طی 11 سال اخیر، برکات غیرقابل انکاری داشته و حتی در برخی موارد به گفتمان‌سازی و تسری آن به بدنه اجتماعی منجر شده است. سلسله نامگذاری‌های سال امیرالمؤمنین، سال امام خمینی، سال نهضت حسینی، سال پاسخگویی سران قوا منجر به شکل‌گیری جنبش عدالت‌خواهی شد.

عزم ملی مورد اشاره برای تغییر و اصلاح الگوی مصرف نیز اگر بناست، شکل بگیرد، بهترین محرک برای آن، فراخوان رهبری و ریل‌گذاری ایشان است.

پیام دیگر این نامگذاری نیز برای قوه مقننه است. مجلس اگرچه در لایحه بودجه 88 بند مربوط به هدفمند کردن یارانه‌ها را حذف و لایحه بودجه را با تغییرات عمده عملاً به طرح تبدیل کرد اما با این فراخوان بزرگ رهبر انقلاب، هرگونه تعلل در انسداد زمینه‌های اسراف و ادامه این مصرف مسرفانه در بخش انرژی پذیرفته نیست.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:35 PM - روز سه شنبه 27 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  در رابطه با پيام مقام معظم رهبري که امسال را سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري کردند صحبت کرديم در اولين جلسه در پانزدهم؛ و اين دومين جلسه هست که در جلسه قبل اين پيام رو بررسي کرديم که عرض کرديم اين اولين پيام نيست و بارها و بارها در مناسبتها مخصوصا اعياد رهبر معظم انقلاب به اين بحث اصلاح الگوي مصرف پيام دادند .

دوم مثالهاي روشنگري گفتيم مثل اينکه مصرف سرانه شکر براي هر نفر در سال بالاترين ميزانش 30 کيلوگرم هست برای ايران:300 کيلوگرم.

يا مصرف انرژي کشور ما با همين جمعيتي که داريم 17 برابر ژاپن هست و 8.5 برابر کل اروپا و 2.1 برابر چين يک ميلياردي و نيمي ما مصرف انرژي داريم و گفتيم به ميزان يک کشور 750 ميليون نفري ما داريم از انرژي استفاده ميکنيم.

مصرف آبمان را گفتيم 70 برابر الگوي جهاني هست در حاليکه ما آبمان هم تقسيم بندي شده نيست که بگویند اين آب شرب؛ اين آب شستن ماشين، اين آب دستشويي، اين آب صورت شستن، اين آب حمام رفتن؛ نه همه اش آب شرب است و ما براي مشروب ساختن داريم هزينه ميدهيم اينها رو عرض کرديم تا اين مطلب که دلايل رواج اسراف و اينکه مصرفگرايي در جامعه ما هست را گفتيم، چند دليل را گفتيم :

1حب نفس، دنيا و تنوع طلبي

2-  خودخواهي و ديگر نبيني

3-  جامعه و حتي جامعه مذهبيون ما

4-  خودنمايي

5-  خانواده

6-  تقليد؛ که تقليد رو عرض کرديم 1- تقليد از حاکمان  2- تقليد از رسانه ها تا اينجاش را عرض کرديم .

7-  گزينه دليل رواج اسراف؛ رواج اسراف مذهبي، اعتقادي؛ در بحث مذهب و اعتقادات هم ما يه اسرافهايي داريم، بعضي از خواهرها و برادرها شايد  جلسه اول رو نشنيدن بعد تو ذهنشون خرده بگيرن که اي بابا مثلا اگه ماشير آب موقع وضو گرفتن ببنديم، دوتا ليوان آب هم اسراف کنيم؛ سيستم آبرساني ما به دليل پوسيده بودن و بد کار گذاشتن 30% آب مشروب مارو داره هدر ميده؛ 30% آب کل کشور داره هدر ميره اونوقت شما گير دادي به ما؛ عرض کرديم اون رو ميرسيم بهش، ما داريم از منظر اخلاقي نگاه ميکنيم؛ اگه برایت ثابت کنند که خدا گفته مسرفين رو دوست ندارم تو اسراف کردي ولو يک ليوان آب، نميتواني به ملائکه نکير و منکر بگي آقا 30% آب ما در منابع ديگه هدر ميرفت ! ميگن اگه پس اينطور بود تو دو تا آدم رو ميزدي ميکشتي برا اينکه جاهاي ديگه دارن هزار تا هزار تا ميکشن؛ بمب اتم ميندازن، دليل نميشه اگه يه جايي بمب اتم ميندازن ما بگيم ديگه شير تو شيره ما هم بزنيم يه آدم بکشيم، بحث نگاه ما به اسراف يه نگاه اخلاقي و بحث اسلامي است.

مثلا در نذورات ما اسراف ميشود؛ در مسير خدا، اهل بيت، امام حسين(ع). اولا بسياري از اين سفره هايي که انداخته ميشود اصلا سنديت نداره؛ يعني بايد دستوري باشد مگر اینکه بگویید نذري برا امام حسين دارم ميکنم. اينکه بگویي سفره ي حضرت عباس انداختي با اين آداب، آدابش رو بايد معصوم تعيين کرده باشد وگرنه بدعت ميشود؛ مثلا ميگوید سفره اي گرفتيم نذر حضرت عباس توسلي هم هست، قرائت قرآن و نوحه هم بخوانيم اين مشکلي ندارد، ولي اگر بگویيم آدابی است  بايد در اين سفره رعايت بشود اين ها اصلا مشکل ايجاد ميکند؛ بدعت ميشود.

ثانيا بيشتر اين سفره ها بيشتر از روی چشم و هم چشمي است ! سفره حضرت عباس ميندازه بعد خانم های همسايه ميان. اين چيزها بيشتر زنانه ست خواهرها بیشتر اهل این مسائل هستند، بعد ميره سفره اينو ميبينه ميگه يه سفره بايد بندازم چشم فلانی در بیاد !!  اين چه دينيه قربونت برم ؟! يا بعضا بعضي از خواهران ما نمايشگاه راه مي اندازن اونجا ! يعني ميروند برای اينکه خودشان را نشان بدهند!!  جوری که اگر کسی از بیرون نگاه کند ، فکر نمي کند اين ها مثلا عزادار  اباعبدلله هستند يا سفره حضرت رقيه است ! در  شيراز يه رسمي دارن 21 ماه رمضان سمت محله سعدي ، سفره حضرت آقا اميرالمومنين مي اندازند؛ مردم می آیند نمي دانند چه خبر است؛ تمام ديوارها گِلي، محل خيلي زيبايي مثل خانه حضرت اميرالمومنين درست کرده اند. مي نشينيد؛  نان می گذارند با نمک و شير؛ یه عده ای  فکر می کنند این قسمتش دیگر یک کار سمبلیک است؛ برای افطار نان و نمک و شیر. طرف یه کم میخوره؛ منتظر افطار می نشیند ! میگه آقا افطار چی شد؟!  میگویند افطار همین بود . حقیقت سفره حضرت رقیه این است. این سفره هایی که الان می اندازند نیست ! حقیقت سفره امیرالمومنین همین است؛ نان و نمک و شیر؛ تازه بین نمک و شیر یکی اش رو آقا امیرالمومنین انتخاب میکردند حالا اینجا دوتایش را می گذارند، برای اینکه خود آقا فرموده اند نمیتوانید مثل من باشید؛ ولی خیلی ها اونجا میان می گویند تبرکی میخوریم اینجا بعد میریم خونه افطار!! سفره اهل بیت این است، وقتی سفره برا حضرت رقیه می اندازی باید یک غذای بسیار ساده باشد و اسراف نشود؛ چشم و هم چشمی نباشد، نمایشگاه مد و لباس هم نباشد. نذورات دیگر؛ مثل نذرهایی که اصلا سودی ندارد برای هیچ کسی؛ مثلا من نذر میکنم که اگر آقا امیرالمومنین، امام حسین، قمر بنی هاشم، حضرت زینب (سلام الله علیهم اجمعین) فلان کار کردند من مثلا 10 میلیون تومان می دهم حسینیه را سرامیک درجه 1 آلمانی بزنند!!! این چه کاریه؟ در مسیری نذر کن که اهل بیت هم بپسندند. در ساخت مساجد و حسینیه ها؛ باز این ها  بحث های دیگری است که مواظب باشید اسراف نشود یعنی پولی که میخواهد اینجا خرج بشود از آن نهایت استفاده بشود.

مسجد، حسینیه - من در استانی یک حسینیه دیدم که اول خیلی غبطه خوردم که چه حسینیه خوبی، کاش ما یک همچین حسینیه ای داشتیم؛ 10000 متر مربع .خیلی قشنگ بود؛ 10000 متر درسه طبقه؛ تقریبا 70، 80 هزار نفر جمعیت توش جا میگیرن؛ هیئتی بنشینند؛ من رو بردن اونجا بازدید مثلا یه اثر خیلی مهم؛ گفتن فقط ظهر عاشورا هیئت ها میان اینجا سینه میزنن در رو قفل میکنن و میرن؛ فقط ظهر عاشورا ! پاتوق همه ی هیئتهاست؛ آقا تو که این همه جمعیت نداری حسینیه رو پر کنه، در طول سال ازش استفاده بهینه بشه، این چه کاریه میکنی؟

مثلا در مسجد موقع نماز جماعت دوتا ردیف می ایستند؛ همه بالای 80 سال ! در هیئت امنا اختلاف میشود 3 تاشون میرن بیرون میگن یه مسجد دیگه بسازیم  !! اون ها هم یک ردیف دیگه نماز جماعت دارند بالای 85 سال!! خب این چه کاریه شما می کنید؟ این ها واقعا خدایی است؟ ؟ اصلا من و شما اجازه داریم پولی که مردم دارند میدهند در راه خدا در این مسیرها خرج کنیم؟ این ها بالاترین نوع دزدی از خود  کیسه اهل بیت است.

در کارهای فرهنگی؛ آقا اگر که در کانون ما (اینکه میگم هست در کانون متاسفانه ، برادرها و خواههارا باید بیشتر دقت کنند) اگر کانون ما امشب مراسم گرفت براش تراکت بیشتر از اون چیزی که لازمه زد و این تراکت ها اسراف شد این گناه کبیره در کیفیت مراسم کانون تاثیر خواهد گذاشت، شک نکنید؛ اگر هر اسراف دیگه ای شد،در غذا همینطور، اگه اسراف شد که ما بحث اسراف و تبذیر رو تو تعریفش باز میکنیم که ممکنه تبذیر هم بشود؛ اگه اسراف شد در کیفیت معنوی تاثیر میذاره؛ چون ما تاریکی را اوردیم در محیطی که نور داره و این تاریکی نور را رد میکند.

8-  وسواس؛ نعوذ بالله بعضی از کسانی که مبتلا به وسواس هستند؛ فکر میکنن خیلی مقدسند !! این ها خیلی شیطانی هستند، چون وسواس یعنی وسوسه ای از طرف شیطان؛ دام شیطان، فکر میکند موقع وضو گرفتن به جای 1 لیتر اب 6 لیتر آب مصرف کند خیلی مقدس می شود !  مثلا در طهارت و نجاست فکر میکنه دیگه خیلی مقدسه دائم داره دستش رو آب میکشه، این مقدس نیست این شیطانی است، یعنی افتاده است در دام گناه کبیره اسراف، شوخی گرفته این را . اهل نعوذبالله فحشا نبوده شیطان گفته اشکال نداره؛ (اغلب موارد فحشا گناه صغیره است) می اندازیمش در دام یک گناه کبیره؛ گناه کبیره گناهی است که خداوند تبارک و تعالی در قرآن وعده آتش داده باشد به آن .

9-  ثروت زیاد و اضافه؛ نمیدونم چرا بعضی از مردم اینقدر پول جمع میکنند ! واقعا چه کار میخواهند بکنند با این همه پول، حالا من نمیخوام خیلی ریز و دقیق بشم که  برادر خواهرهایی که جوانترند بد برداشت کنند . که اصلا ما چقدر حق پس انداز داریم و چقدر پس انداز در دستورات اسلامی وارد شده و چقدر بعضی از پس اندازهای ما مخالفت میکنه با روزی رسانی خدا، اصلا وارد این بحث نمیشوم. مخالف هم زیاد دارد؛ ممکن است کسی هم برداشت بد بکند، ولی برخی فقط پول جمع می کنند ! این ها را برای چه میخواهند ؟؟!  یعنی این همه پول این همه تشکیلات باعث میشود اسراف کنند، مثلا یک اسرافش این است پول رو گذاشته کنار . خب اگر با  این پول کار کند یک درامدی از آن دارد . دست به چند نفر فقیر کمک می کند، این هم از مسائلی هست که باعث رواج اسراف شده؛ ثروت بسیار زیاد یک عده ای که نمیدانند چه کارش کنند؛ 4تا ماشین میخرد؛ 5 تا خونه میخرد؛ یک ویلا در شمال خریده که اگر برسد 6 ماهی یه بار دوشب برود آنجا ! آنجا یک تشکیلاتی برا خودش راه انداخته اینجا یک تشکیلات دیگر ! بساط های این گونه که واقعا عجیب غریب است ! یک قسمتی در شمال رد می شدیم ، تمام ویلاهایی که همه قیمت ها بالای حداقل بالای 500 میلیون، بین 500 تا 1 میلیارد؛ شاید قریب به 3000 تا ویلا کنار هم بود، گفتند این ها همه اش خالی است؛ تابستان ها، پنج شنبه، جمعه ها پر میشه، ایام عید پر میشه بعضی وقتا وسط هفته ممکنه بیان؛ کلا خالیه، 3000 تا ویلا فقط تو یه پلاژ ما در شمال؛ با امکانات کامل کامل، یخچال و تلویزیون و فریزر و گاز و ..، خالیه و دو تا نگهبان اونجا گذاشته اند که دائم دارن اونجا رژه میرن که کسی به  اینها دستبرد نزند.!

 

تعریف اسراف: اسرف یعنی تجاوز کردن و از حد گذراندن؛ در تعریف اصطلاحی اسراف میگویند هر چیز خارج از تعادل در هر عملی میشود اسراف.

در قرآن کریم چند تعریف برای اسراف دارد:

تعریف اول:سوره طه 127، سوره مائده 32، سوره اعراف 81، سوره یونس 12و 83، سوره انبیاء 9، سوره یس 19، سوره زمر 53، سوره غافر 28 و 38؛ بیشترین تعریفی که برای اسراف کرده فرموده است : از حد گذشتن در گناه و نافرمانی؛ یکی از مصادیق اسراف این است؛ کسانی که در گناه اسراف میکنند.

3 مدل گناه داریم:

مدل اول: گناهی که در اثر فشار جسمی یا روحی برای شما ایجاد میشود و با خودش پشیمانی هم دارد و شما ظاهرا فکر میکردی مجبوری این گناه رو انجام بدهی ولی خودت نمی خواستی.

تا اینجا اسراف در گناه نیست توبه هم میکنی.

نوع دوم: گناهی که شما برای لذت بردن بیشتر از زندگی ات ، جزء برنامه هایت گذاشتی، انجام میدهی؛ این میشود گناه و این هم جزء موارد اسراف نیست.

گناه سوم که اسراف است، کسانی که به هر وسیله ای سعی میکنند گناه را انجام بدهند، لذت ببرند، به هر قیمتی شده ولو به قیمت اذیت بقیه؛ ولو به قیمت ضرر رساندن به بقیه؛ بسیار هم در جامعه ما زیاد است. مثلا بوق میزنه تو خیابون؛ توی کوچه ای که میدونه تو این کوچه کسی الان ممکنه خواب باشه بوق میزنه و لذت میبره؛ این گناه است چون ضرر دارد .

تعریف دوم سوره فرقان آیه 67 از حد گذشتن در انفاق را اسراف میداند؛ کسی که انقدر انفاق میکند که به خودش و خانواده اش چیزی نمیرسد.

خدمت پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) آمدند گفتند فلانی محصولات باغش که به حاصل نشست همه رو داد به فقرا؛ هیچی هم برای خودش و خانواده اش کنار نگذاشت؛ پیامبر فرمودند نه تنها انفاق نکرده بلکه گناه اسراف رو هم مرتکب شده.

مقداری طلا خدمت پیامبر بود. پیامبر فرمودند من معلوم نیست صبح را ببینم ، همان شب پیامبر همه را انفاق کرد .صبح یه فقیری اومد دم در، یه سائلی اومد پیامبر فرمودن چیزهایی داشتم دیشب دادم. حالا امروز ببینیم خدا بزرگه؛ شب شما بیا انشاالله برات نگه میدارم؛ این فقیر ناراحت شد، آیه قرآن نازل شد که "پیامبر در انفاق خودت نه آنقدر انفاق کن که دستت بسته شود برای انفاق و نه آنقدر بخل بورز که مردم از تو خیری نبینند" .

وسط؛ متعادل، بعضی ها خیلی انفاق میکنند، یکی از بزرگان همین شیراز چند سال قبل رفتیم پیش ایشون گفتم که ما از شما زیاد پولی نمیخوایم برا برکت تو کاروان یه چیزی محبت کنین؛ دست کرد تو جیبش هر چی تو جیبش بود در آورد گذاشت کف دست من؛ هرچی تو جیبش بود من گفتم دست شما درد نکنه؛ خیلی ممنون، خداحافظی کردیم و دستشون رو بوسیدیم؛ گفت ببخشید یه 50 تومنش رو برگردون ! گفتم براچی؟ گفت میخوام برم خونه پول ندارم بدم به تاکسی ! انفاق تا حدی که آدم خودش گیر کنه؛ بله یک جاهایی هست که یه توجیهاتی میکنن برا انفاق نکردن که اون ها رو بهش میرسیم اما اسراف در انفاق هم در سوره فرقان آیه 67 رد شده.

سوره اعراف 31، سوره نساء 6، سوره انعام 141 زیاده روی در خوردن و مصرف مال حلال را اسراف میدادند.

وقتی اومدن خدمت آقا امیرالمومنین؛ آقا به امام مجتبی(ع) گفتن 11 سال هست که هوس کردم جگر بخورم؛ امروز دیگه میخوریم . انقدر بچه ها خوشحال شدن دویدند رفتند جگر اماده کردند و اوردند خدمت آقا، همون موقع آقا صدای سائل رو تو خیابون شنیدن، اینو دادن به امام مجتبی و گفتن به حقی که خدا بر گردنت نهاده از طرف من این رو بده به این سائل؛ گفتند همه اش رو بده . وقتی برگشت ناراحت بود آقا فرمودن که خداوند تبارک و تعالی فرموده حتی در حلال؛ مصرفهای شما از حلال از درجات بهشتی و نعمتهای آن دنیا و رضوان الهی می کاهد.

اگه حلالِ حلال هم باشد، آدمی که از اول زندگی تا اخر زندگیش هیچ مشکلی نداشته باشه؛ هرچه دوست داشته خورده، هر وقت دوست داشته خوابیده، هیچ ناراحتی نکشیده، این روز قیامت با آدمی که ناراحتی و فقر و گرسنگی کشیده یکسان نیستند ؛ آقا فرمودند خداوند میفرماید که در حلال ها هم مقداری را بگذارید برای قیامت.

یعنی یک چیزهای غیرضروری در حلال . مثلا میگوید مال خودم است حلال است، اگر مال خودت نبود که میشد دزدی! چون مال خودت است میگوییم در حلال هم باید مصارفت را در حد اعتدال نگه داری.

سوره اسراء آیه 33؛ افراط در کار را اسراف میداند؛ یعنی خلق نشدی که از صبح تا شب بدوی؛ بعضی افتخار میکنند میگویند کار، کار، کار؛ از صبح تا شب. یه وقت هست این کار برا خداست از صبح تا شب اگه دو شیفته، هر 24 ساعت 48 ساعت هم کار کنی، کاری نکردی؛ ولی کار برا دنیا، برا خانواده، برا زندگیت، این چقدر کار؟ ضمن اینکه خیلی وقتا بچه ها، جوانترها، خانواده ها اصلا کار اینقدر نمیخواهند، دوست دارند پدر را ببینند، مادر را ببینند، صبح وقتی بیدار میشن پدر رفته، وقتی شب میاد این ها خوابند، اصلا نمیبینند پدرشون رو.  این برای کی داره اینقدر کار میکنه؟ برا خدا ؟ خیلی خوب حالا مجبور شده است انقدر کار کند؛ برای دنیا؟ برای حقوق؟ این اصلا شأنیت ندارد و اسراف هست؛ از انواع اسراف است.

سوره آل عمران آیه 147 تفریط در عمل صالح و به جا آوردن حق خدا را اسراف میداند.

حق خداست وقتی صدایت میزند حی علی الصلوة بدوی، بعضی ها 1 ساعت ، دو ساعت ، سه ساعت، حتی چهار ساعت نماز می اندازند عقب؛ حال نداره دوتا نماز رو با هم بخونه !  میگه نه امام فرمودن نمازهای پنج گانه رو در وقت خودش باید بخونی، فاصله باید بندازی؛ فاصله میندازه نماز ظهر رو اول میخونه بعد میگه نماز عصر در وقت خودش؛ وقت نماز عصر یک ساعت و ربع بعد از اذان ظهره؛ یه دفعه میبینی 5 بعدازظهر میخونه، یادم رفت نماز عصر رو نخوندم، افتخارم میکنه. اگه میخوای فاصله بندازی یک ساعت و ربع بعد از نماز ظهر، یک ساعت و ربع بعد از نماز مغرب وقت نماز عصر و نماز عشاست.

حق خدا را عقب انداختن؛ کوتاهی کردن اسراف است، این هم گناه کبیره است. خداوند حق دارد که این همه به تو نعمت داده 17 دقیقه در شبانه روز رو از تو به موقع انجام دادن این عبادت رو بخواهد. تنها واجبت همینه غیر از روزه؛ تنها همین است.

بنابراین این حقوق الهی رو آیه شریفه ی قرآن سوره آل عمران  آیه147 میفرماید تفریط در عمل صالح،  عمل صالح انجام ندادن،  جلوی عمل صالح را گرفتن؛ بعضی وقت ها جلوی عمل صالح را میگیرد، پسرش، دخترش میخواهد برود مسجد برای نماز جماعت ،  میخواهد برود جایی برای عبادت ، میگوید بیا بنشین نمیخواهد بروی مسجد !  آیه شریفه قران،  عین آیه هست می فرماید پدر و مادری که به فرزندش میگوید نمیخواهد بروی مسجد،  خداوند وعده داده عذاب جهنم و آتش مال این پدر و مادر است. برخی می گویند بچه ما میره مسجد به هوای مسجد تا 12 شب بر نمیگرده؛ خب این رو کاری نداریم، اون کسی که واقعا میخواهد برود یک وقتی برای خدا بگذارد، حق خداست،  حق خدا را کوتاهی کردن میشود اسراف.

خب این نگاهی به اسراف بود از دید قرآن کریم.

اما فرق اسراف و تبذیر : چون در آیات قرآن و روایات اغلب ما این دوتا رو با هم می بینیم . مثل عدل و انصاف . برخی میگویند عدل و انصاف یکی است؛ عدل و انصاف دوتا مقوله است . عدل یعنی قرار دادن هرچیزی در جای خودش؛ انصاف یعنی نصف کردن،  تقسیم کردن منصفانه.

بحث اسراف و تبذیر هم همین است؛ اسراف یعنی شما کاری انجام میدهی از این کار استفاده هم میکنی ولی از شأنت خارج است؛ مثلا شما میتوانی یک غذای عادی رو بخری 2000 تومان ، میری یه غذایی میخری 10000 تومان،  میخوری. این میشود اسراف.  اما تبذیر یعنی چه؟ یعنی شما یک کیلو غذا میتوانی بخوری،  4 کیلو غذا را خراب میکنی،  یعنی 3 کیلویش را میریزی دور. این تبذیر است. والمبذرینی که قرآن می فرماید در جهنم خالد میشوند کسانی هستند که ریخت و پاش میکنند.

تقطیر یعنی کوتاهی در انفاق، قوام یعنی بین این دو (تقطیر و تبذیر).

کوتاهی در انفاق،  یک عده هستند کوتاهی در انفاق میکنند،  یک عده هستند تبذیر میکنند ، اسراف میکنند. یک عده هستند آنقدر بخیل اند که برای خودشان هم خرج نمیکنند !

قرآن کریم میفرماید حد بین اینها قوام هست؛ نه اسراف نه اقطار،  بین اینها قوام هست. قوام یعنی چه؟ یعنی انسان نه آنقدر بریزد و بپاشد که همه چیز به هم بریزد و باعث شود به گناه کبیره اسراف دچار شود؛ نه اینقدر دستش بسته باشد که حتی انفاق هم نکند.

قرآن میفرماید اینجور آدمها 1-  اهل دوزخند؛ اهل یعنی جزء دوزخ،  خدا این ها را در دوزخ نگاه می دارد. بعضی از ما جدی نمیدانیم در پرونده هایمان چه خبر است!  طرف فکر میکند دیگر عمدة المکاشفین است ! دیگه الان رفت و دیگه ملائکه اونجا صف بستن منتظر ایشون هستن که ورد علی الله؛ وارد شد برا خدا،  فکر میکنند اینطوری هستند. بعد پرونده را که باز میکنند می بینند شیطان از آن مسیری که ما نمیدانستیم پرونده را سیاه کرده است ! برادر من،  خواهر من ، اسراف گناه کبیره است،  گناه کبیره؛ این ها از آن مسیر پرونده را سیاه کرده،  تمام جلسه و نماز و مجاهدت و رزمندگی و فلان و فلان؛ همه را به باد داده.

2- برای اسراف کاران اعمالشان زینت داده میشود.  اسرافکار در دام شیطان،  مکر شیطان می افتد، اعمالش برایش زینت داده میشود. میگه آقا اسراف نیست که ! زیباییه، نعمته،. خدا نعمت رو داده دوست داره خرجش کنم ! این عین روایته که وقتی خدا یه نعمتی داد دوست داره از این نعمت استفاده کنیم،  اما نگفته که اینقدر نعمت مال تو ! هرچی دادن که نگفته خرج کن. گفته وقتی نعمت بهت دادم خرج کن. آقا الان بهت اکسیژن دادم که میتونی تنفس کنی،  تنفس کن،  بهت آرامش دادم استفاده کن،  لذت ببر،  شکر خدا رو هم بکن.

و بعد موجب انکار آیات الهی میشود،  گناه اسراف به اینجا میرسد.

کنترل جهانی و دولتی تبذیر از آن چیزهایی هست که باید رویش کار شود،  بحثی داریم تحت عنوان بازسازی دور ریزها؛در مملکت ما دور ریز خیلی زیاد است. سطل های زباله ما پر از منابع مالی است؛ یعنی اگر فقط یک سیستمی داشته باشیم که بتواند از زباله ها مواد را بیرون بیاورند و دوباره بازپروری کنند؛ مردم در جهان از این مسیر پول زیادی بدست می آورند ،  در مملکت ما همینجوری میریزند.

در سطل های زباله مان همه چیز هست ! . خیلی دیگر از جاهای جهان جدا سازی میکنند،  یک سیستم جهانی و دولتی که باید اجرا شود برا تبذیر.

دوم بحث لوازم نامرغوب است که در ادبیات اقتصادی انگلیس در همان زمانهای خیلی قدیم؛ زمان ناصرالدین شاه این ادبیات را رواج دادند که میگفتند ما آنقدر پول دار نیستیم که برویم جنس ارزان بخریم؛ میگفتند چرا؟  میگفت برای اینکه جنس ارزان یعنی جنس بنجل؛ مرتب خراب میشود ودوباره باید بخری،  یک شلوار میخری 2 سال کار میکند قیمتش 5 برابر مثلا یک شلوار بنجل است؛ شلوار بنجل  میخری 10 تا باید بخری یعنی 2 برابر خرج میکنی در آخر هم چیزی گیرت نمی آید.!

الان ما در خریدهای خودمان و در کارهای دولتی باید مراقب باشیم،  می آیند مزایده می گذارند هر کس ارزانتر گفت، نه هر کس بهتر گفت! بعد 400 کیلومتر را آسفالت میکند ارزان گرفته، بعد از 1 سال دوباره باید این اسفالت را بازسازی کنی. اصلا راه افتاده،  باید بازسازی شود . یا همین بحث لوله کشی های ما؛ یک روز لوله کشی میکنند برمیدارند؛ هی باید لوله کشی کنی هی عوض کنی،  تمام مسائل ما مشکل دارد. همینجوری دارن میچرخونن برا اینکه به یک سیستم بهینه و ثابت نرسیده اند،  دولت هم همینطور. پنجره های ما مشکل دارد،  مرتب دارند تبلیغات میکنند – تبلیغات دیرهنگام  - معماری ما مشکل دارد،  هدر رفتن انرژی در معماری ما بسیار زیاد است،  رانندگی ما مشکل دارد،  اصلا خیلی از مسائل ما مشکل دارد. و این مشکلات را دولت باید حل کند،  یعنی دولت باید یک سیستمی بگذارد که این لوازم نامرغوب؛ این ماشین هایی که نامرغوب است،  مثلا ماشین داریم،  این ماشین مشکل دارد،  دقیقا در ایران ماشین که میاد مدل به مدل بدتر میشه،  اصلا مثل اینکه روال شده است!  مثلا میگن پیکان پژویی 62 خیلی خوبه، بعد خراب شد،  باز میگن آقا پژو میخوای، پژو دوره اول خیلی خوبه ، بعد خراب شد!  دقیقا برعکس دنیا،  ماهر چه جلوتر میریم خرابتر میشود! من خودم زمانی یک پیکان صفر گرفتم از کرج،  از اتوبان کرج که می خواستم به اتوبان تهران_قم  بروم،  توی اتوبان موتور سوزاند،  تو مسیر بعد فهمیدیم چی شد . مثلا بجای اینکه یه روغن مرطوب بریزیم؛ یه روغن ریخته بود دقیقا مثل روغن زیتون بود؛ اینقدر شل و ول !  دیدیم چراغش روشن شد تق تق تق داره صدا میده . ما در مشکل داریم تولیداتمان.

انقدر مردم را ترغیب میکنیم بروند تولیدات داخلی بخرند؛ اما تولیدات ما مشکل دارد،  بنابراین دولت باید این مشکلات رو حل کند.

قراردادهای رابطه ای به جای قراردادهای ضابطه ای؛ یعنی طرف قراردادهای دولتی ما خیلی جاها شرکتهایی هستند که آشنا هستند نه شرکتهایی که خوب کار میکنند! این ها منابع سنگین ما را دارند به هدر میدهند؛ بسیاری از منابع عظیم. اصلا میزان اسراف دولتی با میزان اسراف من و شما قابل مقایسه نیست،  یه نمونه اش همینکه خدمتتون گفتم به دلیل لوله کشی فاسد و نامرغوب آب کشور 30% آب کشور دارد به هدر میرود؛ همینجوری ول میشه توی خاک،  به دلیل کانال نکشیدن درست ما، کانال های غیراستاندارد ما،  به جای اینکه این همه از باران رحمت استفاده کنیم داریم میلیارد میلیارد خسارت میدهیم چون نمیتوانیم آب را هدایت کنیم به یک منبعی و هی سیل میاد، مثلا  20 میلیارد خسارت فقط به گندم استان فارس در همین اواخر،  35 میلیارد خسارت به فلان،  بابا بالاخره خدا میگه ما موندیم با این جماعت،  بالاخره باران بفرستیم یا نفرستیم !!  میفرستی سیل میاد، نفرستی قحطی میاد! خب برید خودتون رو درست کنید این چه وضعیه ایرانی جماعت؛ چرا اینطوری کار میکنید شما؟ واقعا همینطوری است ، میگن یه بنده خدایی ایرانی بود خیلی وضعش خراب بود بردنش جهنم،  رد میشد دید یک جایی است خیلی وحشتناک، آدم می ایسته و یه سرب مذاب میاد، دهانش باز میشود و سرب مذاب میریزند در دهانش ؛ داغون میشه و میره. گفت اینجا کجاست؟ گفتند جهنم ژاپنی هاست،  رد شد دید یک جای دیگر ملت رو پاستوریزه میبرند و صاف نگه میدارند و یک آقایی ایستاده و با نظم یک دکمه رو میزنه و سرب مذاب میریزه تو دهنش و طرف پدرش درمیاد! گفت اینجا کجاست؟ گفتن جهنم اروپایی هاست؛ رفت یه جا دید همه راحتند،  گفت اینجا کجاست گفت جهنم ایرانی هاست؛ گفت چرا بیکارند؟ گفت یک روز سرب هست، اونی که میریزه نیست،  یه روز سرب نیست،  یک روز دستگاه خرابه...!

این ها اسراف است،  بعضی از دوستان مثلا کارمند محترم دولت تشریف دارند ، از سر کارش اس ام اس میزند،  یه چیز بگو حوصله مون سر رفته!   یعنی صبح که میخواهد برود سر کار میگه اعصابمون خرد میشه، هیچ کاری نداریم اونجا!  این ها اسراف است،  ما نمیتوانیم استفاده کنیم،  از این طرف بعضی از منابع را خراب میکنیم؛ خدمت مقدس سربازی و آموزش نظامی برا همه ی برادرها و حتی خواهرها،  آموزش نظامی واجب است. "واعدوا لهم ما استطعتم من قوة" بچه شیعه ای که نظامی گری بلد نباشد بیخود دارد میگوید من شیعه هستم و منتظر ظهورم! به هر طریقی شده باید برود یاد بگیره،  اما من دیدم در جاده اصفهان؛ فوق لیسانس رو گذاشته اند جلوی ماشین ها را بگیرد !  بزن کنار سرعتت اینقدر بود؛ فوق لیسانس پشت دوربین،  مثلا می گفت فوق لیسانس شیمی دارم ، میخواهم بروم خارج از کشور! ما داریم هدر میدهیم،  از این طرف مردم بیکارند،  از آن طرف یک کارهایی به یک آدمهایی میدهیم که اصلا در شأنش نیست،  سربازی باید تقسیم بندی شود، نه اینکه جوان ما عزا بگیرد که دو سال عمرم هدر میرود. بالاترین اسراف هدر دادن نیروی مفید جوانی در سرباز خانه های ماست. باید برایش برنامه داشته باشند،  برنامه ندارید، آموزش نظامی اش را بدهیدبگذارید برود سر کارش،  جنگ شد شیپور میزنی پا میشن میان، ما اگر برنامه نداریم خب مگر بیکاریم ؟!  یرخی می گویند باید بروند عادت کنند به فلان،  بابا برخی از این ها دارند میروند صدتا کار نادرست هم یاد میگیرند ! اگر تخصص دارد، در تخصصش باید استفاده شود،  این ها منابع دولتی است که دارد اسراف میشود .
میزان فقرای جهان ؛ الان 1/3 میلیارد نفر فقیر درجهان داریم . یعنی کسانی که برای سه وعده غذا در روز مشکل دارند؛ در این آماری که گرفتم به کسانی میگویند فقیر که در سه وعده غذایی شان یک وعده یا دو وعده یا حتی بعضا سه وعده اش را ندارند بخورند! 1/3 میلیارد نفر از مردم جهان کسانی هستند که الان خیلی از ساعات روز گرسنه اند؛ غذا ندارند بخورند،  بعد ما تبذیرهای جهانی می بینیم؛ مثلا آمریکا گندمهاش رو میریزه تو دریا که قیمت گندم رو ببره بالا، نمیدونم فلانی میاد شیر نفت رو باز میکنه که قیمت فلان بره بالا و ..

اما ملاک و معیار حد اسراف چیست؟ تا اینجا تعریف ها رو کردیم حالا میزان حد اسراف. یکی بحث گناه،  یعنی اگر گناه شد دیگر گناه اسراف است؛ گفتیم از مهمترین قسم های اسراف که در 11 آیه قرآن آن را اسراف می دانست ، گناه هست، یعنی زیاده روی در گناه و چقدر رحمت خداوند در این آیات موج میزند که خداوند حتی در بحث نافرمانی خودش  و گناه به ما میگوید اسراف نکنید. تا یک مقداریش را خدا همینجوری با رحمت میگذراند. تازه اسراف هم که میکنی آخرش میگوید "لا تقنطوا من رحمة الله" . اسراف هم کردی نا امید نشو .

2- حکم عقلی و معیارهای عقلی؛ که بنده ببینم از نظر عقلی این کاری که میکنم اسراف هست یا نیست،  عقلا این بررسی بشود.

3- عرف جامعه. مثلا شما به مجلسی می روید که لازم است در این مجلس  لباس فاخری داشته باشید،  یک مجلسی میروید لازم نیست این لباس فاخر رو داشته باشید، در مجلسی که لباس فاخر لازم نیست چرا  اسراف میکنید ؟؟ عرف به تو این اجازه را نداده است،  همینطور در مسافرت،موقعی که سوار اتوبوس می شوی و ....  من بعضی وقت ها مثلا تا میخوام سوار ماشین بشم سریع لباس و عمامه رو در میارم .میگن آقا چرا با عبا و عمامه نمی شینی! میگم خب این برای سخنرانیه،  برای رانندگی که نیست . با این بنشینم این استهلاک می بره. رانندگی لباس خودش را دارد. خدا باید بپسندد،  لباس مهمونی،  کفش مهمونی،  کیف مهمونی و تشکیلات،  این ها در جای خودش مصرف بشود. در بحث آرایش برای خواهرها .. استفاده ی بسیار زیاد اقتصادی که برا غرب و صهیونیستها دارد و اثرات بسیار مخربی که روی پوست میگذارد که بماند؛ فرض می کنیم خواهری بخواهد آرایش کند،  آرایش ِ کجا؟  برای کی؟  در خیابان که دیگه نباید آرایش کنی،  مردم ببینند که چی بشود؟  بپسندند؟؟؟!!  یک شوهر که بیشتر نمیخواهد!!!!  مردم بپسندند!  این ها اسراف است،  غیر از گناه بی حجابی،  بی عفتی،  گناه کبیره ی اسراف هم بهش وصل میشود. فقط 45 دقیقه که وقتش را میگیرد برای اماده شدن،  این وقتش هدر میرود بعد هم هزار تا مشکل دیگه. حالا در این بحث زیاد وارد نمی شویم.

 انواعش : تبذیر رو که عرض کردیم. 2- اتلاف مال،  تسلط بر مالت داشته باشه یه بحث 10 قسمتی ما کردیم تحت عنوان معیشت عاشورا راجع به تقدیر معیشت،  اندازه گیری معاش،   جوری که نه اذیت بشوی،  نه در دام اسراف بیفتی و نه از این طرف در دام اقتطار بیفتی ؛ یعنی کم بگذاری برای خودت،  اندازه گیری داشته باش برای خودت.

در روایت داریم سه گروه خداوند اصلا به دعایشان گوش نمی دهد: گروه اول کسانی که بیش از اندازه خودشان خرج کرده اند و حالا نشسته اند میگویند خدایا روزی برسان ! مثلا 400 هزار تومان حقوقش است، چند تا وام می گیرد که هر کدام 450 هزار تومان قسطش است !! به طرف گفتند حقوقت چقدر است؟  گفت 350 هزارتومان؛ گفتند چی کار میکنی زندگیت رو؟  خرج میشه؟  گفت بله 100 هزار تومان کرایه خونه میدیم،  150 هزارتومان قسط وام هامون هست ،  50 هزار تومان هم آب و برق و گاز؛ گفتند پس خرج خوراک و زن و بچه ..؟؟  گفت اون ها با امداد غیبی! گفتند امداد غیبی چیه؟  گفت هیچی ماه اول تلویزیونمون غیب میشه، ماه دوم قالیمون غیب میشه، ماه سوم ...!!  بیخود می کنی اینطوری زندگی می کنی! خداوند میگوید دعای این را مستجاب نمی کنم،  دعای مردی که نشسته و میگوید خدایا روزی من را زیاد کن اما خارج از اندازه خودش خرج کرده؛ میخواهی بروی وام بگیری، وامی بگیر که بتوانی بدهی،  مطمئن باشی از عهده اش بر می آیی. میگه ما 3 تا 4 تا جوون جمع شدیم زدیم برا 10 میلیارد وام! اصلا تو ده میلیارد را میتوانی بشماری؟!! اصلا بلدی ببینی چند تا صفر دارد؟! چیزی اندازه خودت بگیر. این میشود اسراف؛  اتلاف مال. کسی که تسلط بر اموال ندارد.

3- اتلاف مال همراه با اضرار دیگری،  مال را تلف میکند یک نفر دیگر را هم اذیت می می کند. اینجا دو طبقه آپارتمانش خالی است بعد یک بدبختی در شیراز مجبور میشود در اتوبوس زندگی کند! چند تا خونه این ور و آن ور دارد،  چند تا زمین این طرف آن طرف دارد.، 4 تا ماشین در پارکینگش دارد، آنوقت در شیراز و شهرهای دیگه مردم پیاده اند،  مردم سرپناه ندارند. این میشود اسراف همراه با اضرار؛ داری ضرر میزنی این ها منابع مملکت است. این پول که داری خرج میکنی خودش هم هزینه خورده، یه گوشه انبارش کردی خب در بانک بگذار تا حداقل یک نفر با آن کار کند،  بگذار در صندوق قرض الحسنه تا یک نفر با آن کار کند. می گوید گذاشتم برا روز مبادا،  روز مبادا خدای مبادا رو هم داره ! حداقل یه جایی بگذارید که این پول در گردش باشد،  بشود باهاش کار کرد.

خداوند تبارک و تعالی دستش بسته نیست؛ من و شماییم که به خدا یاد میدیم!!!  چند شب پیش داشتم به خدا میگفتم؛ مناجات اقتصادی داشتیم با خدا،  مشکلات مالی و این ها بعد گفتم خدایا در روایات داریم که بنده سرش رو بالا میکند میگوید که بده تا بدهم ! بعد خدا میگه نه اینجوری نشد تو بده تا من بدهم؛ اول تو باید بدهی،  بعد گفتم ما دادیم هرچی داشتیم حالا نوبت شماست اگه اجازه بفرمایید وگرنه مشکلات قضایی برامون پیش میاد.

اینگونه است؛ شما بده تا خدا برساند. مدل اینطوریه؛ عین روایت است: شما رد کن تا خدا برساند.  قبلا روی مثال هایش کار کردیم .

4- انفاق بی مورد: یک نمونه اش همین همین گداهایی که در خیابان هستند،  که همه شان از من که پولدارترند !! از تو هم مطمئن باش پولدارترند،  صندوق صدقات هست،  کیمته امداد هست،  خیریه کانون هست به این ها بدهید. به جایی که مطمئن باشید از کانال خودش مصرف میشود، نه همینجوری در خیابان ! خوشحال هم هست که حالا مثلا دارد کمک میکند.

5- عدم توجه به ایثار به بهانه ی اسراف. برخی می گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! این ضرب المثل از کجا آمده ؟؟!  روایت است؟؟  حدیث است؟؟ حضرت زهرا فرمودند  الجار ثم الدار ؛ اول همسایه بعد خانه. ایثار رو ما داریم ولی برخی می آیند ایثار را حذف می کنند میگویند  این اسراف است، میگوید اول زن و بچه ام؛ بله اول زن و بچه ات ولی تا چقدر؟ اول زن و بچه در حد خودشان،  آدم برنامه می گذارد پس اندازی می کند؛ مسکنی، چیزی،  اسمش را جایی مینویسه میره دیگه! بقیه اش دست خداست. جمع میکنند برای بچه هایشان! متاسفانه خصوصیت پول این است که هر چه زیادتر میشود خرج کردنش مشکلتر میشود؛ خیلی مشکلتر . بدهکار که هست، هرچه گیرش می آید رد می کند؛ اگر زیاد باشد هی باید فکر کند حالا ما کجا خرج کنیم؟  چیجوری خرج کنیم؟  بدبختانه پول یک خصوصیات بسیار زشت و کثیف دارد . انسان را در دام خودش نگه میدارد.

ایثار یعنی چی؟  یعنی انسان باید بتواند از خودش بگذرد؛ نکته دوم برخی از کیسه خلیفه خرج میکنند؛ یعنی چی؟  یعنی حقوق زن و بچه شان را، این را می برند ایثار میکنند!  نه آقا حقوق خودت را ایثار کن!  خیلی مردی خودت ساده تر زندگی کن،  از خودت باید ایثار کنی نه از مردم؛ که امشب دیگه همه خواهر و برادرهای کوچیکترمون یاد بگیرن که برن جیب بابا رو خالی کنن؛ صبح هم بابا جیب خالی،  بگه چی شد؟  میگن همه رو دادیم فلانی گفت ایثار کنین ما هم همه رو ریختیم در صندوق کمیته امداد!  چهار پنج سال پیش بود فکر کنم براتون گفتم .. یک نفر اومد پیش ما گفت یه قضیه ای برای دختر من پیش اومده میخوام برا شما بگم؛ گفتم بفرمایین؛ گفت یه دختری دارم اول راهنماییه، ما صبح از خونه رفتیم اداره؛ تو مسیر برگشت خواستم یه چیزی بخرم دیدم هیچی تو جیبم پول نیست،  عصبانی با یه بدبختی یه پولی از مغازه دار قرض کردیم نسیه برداشتیم اومدیم خونه؛ اومدم خونه داد زدم سر زنم که چندبار گفتم سر جیب من نرو بدون خبر؟  گفت من دست به جیب تو نزدم. میگفت ظهر بچه مون از  راه اومد و ماهم اعصابمون خرد بود؛ گفت بابا یه کامپیوتر 490000 تومنی فلان جا دیدم و باید بریم بخریم؛ گفتم باباجون من الان هشتم گرو نهم مونده؛ کارمندم؛ 490000 تومن از کجا بیارم؟  گفت من یه هفته روش کار کردم و قیمت گرفتم و معلمم گفته باید بخری و 490000 تومن میشه،  بعد بهش گفتم از کجا بیارم؟  گفت اونو هم حل کردم. گفت 7 تومن صبح از تو جیبت ورداشتم؛ دیشب آقای انجوی تو حسینیه گفت هر کی 1 تومن بده خدا هفتاد برابر بهش میده؛ 7 تومن از جیبت ورداشتم انداختم صندوق کمیته امداد، این 490000 تومن که خدا بهت داد بریم این کامپیوتر رو بخریم. طرف هم میگفت هیچی نگفتم بچم تو ذوقش نخوره؛ صبح اومدیم اداره دیدم یه نامه رو میزم بود که صندوق قرض الحسنه اداره یه اعلامیه زده بود که شماره برنده وام 500000 تومنی بلاعوض شدین،  خوشحال شدیم دویدیم بریم بگیریم؛ طرف حساب و کتابها رو کرد بعد آخرش گفت 500000 تومن،  مالیات بر فلان و فلان،  490000 تومن خدمت شما؛ میگفت تا گفت 490 من دوزاریم افتاد که آقا این قضیه همونه؛ اعتقاد داره دیگه.

ایثار با اسراف جور در می آید ؟؟ یعنی اسراف یک مقوله منفی هست و ایثار یک مقوله مثبت،  نه اینکه میخواهد ایثار کند بگویی اسراف نکن !

6- اسراف در محبت. قلب تو ، مهر تو و عشق تو نباید بازیچه و ملعبه شود،  حق نداری کاسه دریوزگی و گدایی برای محبت درمقابل افراد دون دراز کنی؛ نباید به انسان پست محل گذاشت !  روابطی که بر مبنای التماس باشد، چندش آور است!  کی هست که تو التماسش می کنی !!؟  روابط باید بر پایه تفاهم دو طرفه باشد،  در رفاقت هایتان و در همه چیز. این ها چندش آور است؛ اسراف در محبت،  چرا محبتت را خرج کسی میکنی که قدر محبت تو را نمیداند ؟!

7- اسراف در سخن: حرف زدن یک هنر است؛ تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد،  یک هنر است باید شما از این هنر به موقع و به جا استفاده کنید؛ انسانی که دائما حرف میزند تاثیر حرف زدنش را در موقعی که باید تاثیر بگذراد، می گیرد.  هرکسی را می بینی حرف زدن هایش برایت خیلی تاثیر دارد بدان سکوت هایش خیلی زیاد است.  انسان باید خودش را کنترل کند. نشسته میگه خب یه چیزی بگو ، حوصلمون سر رفت !! فکر کن،  کار کن،  برنامه ریزی ات به گونه ای باشه که انقدر اوقات بطالت نداشته باشی، نه فراغت،  این ها بطالت است. آقا امیرالمومنین(ع) می فرمایند بطّالٌ بالنّهار ؛ بعضی ها در روزشان باطلند . هیچ هدفی برا زندگی ندارند: یه چیزی بگو بخندیم،  یه چیزی بگو فلان؛ - خب چه خبر؟  سلامتی. - دیگه چه خبر؟  گفتم که هیچی سلامتی. - خب دیگه چه خبر ؟؟! الزاماً نباید خبری باشد!!

نکته: بعضیا وسواس پیدا میکنن که اسراف نکنن؛ اینم باز خراب میکنه کار رو؛ این دیگه خیلی شلوغش کرده؛ خواهر یا برادر کوچیکش داره وضو میگیره میگه: ببند شیرو،  اسراف داری میکنی بدبخت این گناه کبیرست،  بزنه به کمرت؛ میگم آقا تو به بهانه جلوگیری از گناه 10 تا گناه مرتکب شدی؛ 10 تا گناه کردی،  دل این بچه رو شکستی،  بد صحبت کردی؛ لحنت خراب بود،  تحقیر کردی،  کبر داشتی؛ هزارتا مشکل داشتی، به جای خدا در مورد نماز ایشون تصمیم گیری کردی.

بعضی ها به بهانه ی اسراف نکردن به وسواس می افتند،  وسواس هم انحراف است نه اینکه دیگه اینقدر شلوغش کنی. در همین کانون داشتم وضو میگرفتم شیر آب رو نبستم؛ یه پسر 13،  14 ساله ای اومد شیر آب رو بست، یک نگاه به ما کرد و گفت اسرافه! من ناراحت نشدم ولی اگر بزرگتری باشد شاید ناراحت بشه؛ آقا امام مجتبی و آقا امام حسین اینجوری به اون پیرمرد تذکر دادند ؟؟ شاید ناراحت بشود . اول انسان ایم بعد مسلمان،  به بهانه اسلام نمیشود قواعد انسانی را زیر پا گذاشت. ممکن است طرف لج کند ، مثلا میگوید اصلا دوست دارم باز بذارم !! یعنی امر به معروف و نهی از منکرت داره برعکس جواب میده.

8-  اسراف در تجمل: پوشاک،  خوراک و ... .

 یک بحث داریم تحت عنوان تبرج که امام صادق میفرمایند: مِن محاسن النساء التبرج؛ از خوبیها و نیکیهای زنان، این است که اهل تبرج باشند. تبرج یعنی چه؟  تبرج یعنیدر همین حالت قوام، وسط، نه اسراف باشد نه تفریط باشد.  از چیزی که دارند به زیباترین وضع استفاده کنند؛ به زیباترین وضع؛ دوست دارند تمیز باشد زیبا باشد،  مرتب و منظم باشند؛ خیلی وقت ها ما تذکر دادیم این اسمش تجمل گرایی نیست؛ حالا مثلا خانمت یا خواهرت یا مادرت بهت میگه این پیرهنت اینجاش لک داره؛ میگی ول کن بابا من دوست دارم لک داشته باشه نباید آدم دل به دنیا داشته باشه!  این روحیه تو هست؛ روحیه اون هم هست اون میگه نه نباید لک داشته باشه؛ این تجمل نیست تبرج است. آمدند خدمت آقا امام حسین (ع)،  همسر امام حسین خانم شهربانو ایرانی بود، بعد دیدند وضعیت دکوری خونه امام حسین فرق دارد؛ این پشتی که گذاشتند و این تشکچه هایی که گذاشتند ایرانی است؛ چیدنش مثل عربها نیست. گفتند آقا این چه جوریه؟  این جدیده؟  گفتن خانم ایرانی هستن دیگه؛ گفتند شما چی؟  گفتن در خانه من اجازه میدهم خانم بچینه،  با سلیقه خودش. زنان اهل تبرج هستند،  خیلی بیشتر واردند که چگونه زینت بدهند؛ همین چیزی را که دارند قشنگ و زیبا نشان بدهند. این با تجمل فرق دارد؛ تبرج یعنی در بانوان ما یک مقداری استفاده از طلا، جزء زینت هایی است که توصیه اهل بیت است،  ولی نه زیاد ؛ تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه این تعداد النگو یا سایر طلاجات ! این دیگر تجمل است. عزیز من خانه ات باید درش باز شود بسته شود، ایمنی از دزد داشته باشد. 10000 نوع قفل و 24 نوع دوربین تصویری و ... ، این ها تجمل است.

تبرج یعنی چی؟  یعنی برادرها و خواهرها،  برادر دو دست لباس داشته باشد و از این لباس استفاده کند و بعد عوض کند،  خواهرها 5- 6 دست، نه 6 هزار دست! این لباسی که آویزان کردی هی این نه،  این،  یک دختر دیگر یک گوشه شهر آرزو دارد یک شب این را بپوشد! دین داشته باشید. بعضی ها به اینجا رسیدند که انتخاب میکنند و بعضی ها اصلا ندارند ! نشسته انتخاب میکنه با کدوم ماشین بریم،  با این نه،  با اون حال نمیده،  کدوم لباس رو بپوشم؟  اصلا گیج میشه ! مادری میگفت دخترش نشسته بود گریه میکرد می خواسته برود مهمانی، نمی دانسته میان این همه لباس کدام را بپوشد! مدل دیگرش هم دوتا خواهر هستند که دو شیفت مدرسه راهنمایی ، دو شیفت می گیرند که بتوانند چادر داشته باشند ، لباس و مانتو داشته باشند ! این ها درست است ؟؟؟!!  تجمل یعنی چه؟؟  یعنی اینقدر زیاد دارد که گیر کرده است! هرچند وقت یک بار بروید سر کمد لباس هایتان هرچه اضافه هست بدهید به یک خیریه ای ، جایی که کسی خوشحال میشود؛ میخواهی نو بخری برو بخر چرا جمع می کنی!؟  مادرها که دیگر یاد گرفته اند جهاز جمع می کنند،  میگم این لباسه چیه؛ میگه سیسمونی بچه ام قربونش برم ! میگم خب به قیافه تون نمیخوره نوه دار شده باشین ، میگه نه دختر بچه ام(بچه خودش هنوز بچه ست) جهاز داره برا این جمع میکنه! جهاز را بگذارید خدا میرساند.

9- اسراف در تکنولوژی: یعنی دائم تکنولوژی اش را به روز میکند ؛ تلویزیون عوض میکند،  موبایل عوض میکند،  ماشین عوض میکند،  دائم در این مسیر است. 2، 3 سال پیش تو تلویزیون نشون میداد با یک بنده خدایی که مهندس بساز و بفروش بود در تهران صحبت میکرد که یک بی ام و 420 میلیون تومن خریده بود، بهش میگفت این چیه؟  چرا خریدی 420 میلیون؟  بعد نمایشگاه دار میگفت این مشتری همیشگی ما هست ماشین میخره یه 10، 20، 30 میلیون زیر فی بالای فی،  این ور اونور،  میاد میده یه ماشین دیگه میخره دلش رو میزنه؛ 400 میلیون داره میده ماشین بعد دلش رو هم میزنه!!  400 میلیون بعد با 10 میلیون ضرر میده مثلا یه بنز ورمیداره،  بعد 10 میلیون دیگه ضرر میده... این ها مریضند ! یا همین گوشی موبایل به محض اینکه شما کارتونش رو باز میکنی میخوره تو سر قیمتش،  دفعه بعد که خواستی اینو عوض کنی هم تکنولوژی بالاتر رفته هم دیگه اینو به قیمت نو نمیخرند! دائم داریم ضرر میکنیم رو گوشی موبایل،  بابا یه گوشی بخر بشین دیگه !! استفاده کن تا وقتی که خراب شد بعد عوض کن. یعنی اگر بخواهی در دام تکنولوژی بیفتی؛ تکنولوژی یعنی اقتصاد،  یعنی جذابیتش دائما تو را بکشد دائما ازت پول بگیرد،  تو هم مدام پولت را خرج کنی.

10- اسراف در مستهلک سازی و عدم نگهداری. جنسی که دارند را خوب نگه نمی دارند،  استهلاک می برد،  به ساختمانشان نمی رسند،  به ماشینشان نمیرسند به لباسشان نمیرسند،  حضرت امام (رحمة الله علیه) زیرشلواری هایشان را هم اتو میکردند ! گفتند آقا چرا زیرشلواری اتو می کنید؟؟  زیر شلواری که دیگر راحت است،  گفته بودند نه این اتو کرده که هست چروک نیست،  عمر پارچه را زیاد می کند؛ استهلاکش را کم می کند.

خدا رحمت کند خادم حضرت امام رو؛ در بروجرد خدمتشون رسیده بودیم ، رحلت امام بود .قرار بود  ایشون خاطره بگن بعد همراه خودش یه زیرپوش داشتند از حضرت امام که حالا داستانش چی شد بماند،  ولی میگفتند این زیرپوش رو امام 6 سال استفاده کرده و واقعا خوب بود؛ می گفتند ببینید چقدر خوب نگه میدارند !  چیزهایی که داریم خوب نگه داریم،  این هایی که دائم داریم تعویض ، در حقیقت داریم پول خرج می کنیم.

11- اسراف در آبرو و موقعیت خدادادی: خداوند تو را مؤمن،  مسلمان،  شیعه قرار داده است. به برکت اهل بیت به تو آبرو داده است،  حق نداری آبرویت را خرج کنی،  اسراف است! حق نداری این کار را بکنی. خدا به تو یک موقعیت اجتماعی داده،  حق نداری موقعیتت را خراب کنی، حالا چه با بی احتیاطی  چه با گناه. باید موقعیتت را حفظ کنی،  خدا به تو داده، نعمت ِ خداست؛ باید از نعمت خدا نگهداری کنی.

12- اسراف در عدم انتخاب اصلح و احسن: یعنی همان چیزی که گفتم جنس بنجل را می خرد و دائم باید بیشتر بدهد.  اصلح، یعنی بهترین و صالحترین، و احسن یعنی نیکوترین خریدها را باید انجام بدهد.

13- اسراف در وقت و عمر جوانی .
از عمر و جوانی تان خوب استفاده کنید . این مدت فرصت جوانی که قلبت و عقلت و جسمت آماده است، باید نهایت استفاده را بکنی.  یک ماه به خاطر این قضیه گوشه گیره،  یه ماه به خاطر اون قضیه،  یک ما مشکل فکری دارد،  یک ماه مشکل فلسفی دارد؛ به بهانه های مختلف. دائم درگیریهای ذهنی،  مشغلات،  اعصاب خرد،  یک برنامه ریزی خوب بنویس برنامه باز،  اوقات زمانی،  استراحت هم داشته باش،  به برنامه ات مقید باش. برنامه داشته باش جلو برو،  هرچه بزرگترهای ما برای ما میگویند، در جوانی شان جمع کرده اند،  اگر در جوانی کار نکند بعدها چیزی برای گفتن ندارد. آن موقع وقت جمع کردن نیست، وقت خوردن از جیب است ! آن وقتی که به نوجوان های 10 سال پیش میگفتیم حواستون باشه ؛ الان اومده بعد از 10 سال حواسش نبوده،  بعد میگه این چه خداییه که 257 تاریخ گذشته و 356 خواستگاری رفتم و جوابم ندادند!! به این ادم میگم 10 سال پیش من بهت گفتم عزیزم قدر جوانی ات را بدان،  خب به چی ِ تو زن بدهند؟!! دخترشون رو به چی ِ تو بدن؟ طرف رفته بود خواستگاری پدر دختر رک گفته بود من گوسفند هم به تو نمیدهم  بروی بچرانی!  تو به چه جراتی اومدی خواستگاری؟  نه کار و شغلی دارد،  نه دین نه ایمان ،  گاه گاهی لبی هم تر میکند!! دو پکی هم هر سه شب یک بار میزند،  خب این بهش خر نمیدهند سوار شود!! به بطالت می گذراند.

دوران جوانی خیلی فرصت خوبی است؛ استادمون آقای دولابی فرمودند مراقب باشید دوتا چیز جوانی تان را به هدر ندهد: 1- شهوت2- غم .

این دوتا وقت جوان را می گیرد،  شهوت ساعتهای بسیار زیادی برای چند دقیقه لذت انسان را می دواند و غم خمودی می آورد.فرمودند تا به غم رسیدید بروید سراغ کربلا،  از اباعبدلله مدد بگیرید غم از دل میرود و در مقابل شهوت فکر کنید به اینده مطلوبی که در مقابلتان است،  بنا نیست در 18 سالگی همه به همه چیز برسند!  یک برنامه خوب داشته باشید، در 22،  23،  24، 25 آخرش دیگر یه قراری میرسید انشاالله که همه ما به آنجا برسیم.

من یک نکته را از بین همه بحثها به عنوان چارت و ساختار بحث خدمتتون عرض میکنم؛ آن هم اینکه خصوصی سازی،  اجرای اصل 44 ؛ در بحث اسراف هم همین بساط را داریم؛ باید حاکمان ما،  رسانه های ما و مردم ما در اجرای این بحث بسیج بشوند و گرنه این فرمان هم مثل سالهای قبل هیچ سدی نخواهد داشت،  دوباره 15 روز سمینار برای الگوی مصرف و 250 نفر بیایند و بروند و هتل و غذا و و جوجه و از این بساط ها.. ! نه !! 1- حاکمان 2- رسانه ها و در رأسشرسانه ملی؛ صدا و سیما 3- مردم
وقتی این 3 مورد از بالا به پایین شروع شد ، از پایین به بالا هم شروع خواهد شد. یعنی یک دایره ای میشود؛ میشود اصلاح الگوی مصرف.  در این دایره مردم وقتی ساده شدند،  حاکمان تصمیماتی می گیرند که اسراف در آن کمتر است و ان ها که تصمیم گرفتند، رسانه ها هم رویش تبلیغ میکنند،  کلیپ و تشکیلات و فرهنگ سازی،  باز دوباره مردم؛ این دایره میگردد؛ مردم مُسرف نمیتوانند حاکمانی داشته باشد که سیاستهایی بچینند که این سیاستها بتواند الگوی مصرف را اصلاح کند،  حاکمان مسرف هم نمیتوانند مردمی داشته باشند که به سیاستهای اصلاح الگوی مصرف تن بدهند؛ میگوید اول خودت. این وسط نقش رسانه بسیار بسیار مهم است،  یعنی میلیونها برابر این جلسات نقش  همین تلویزیون هست فقط و فقط .

بنابراین این چارت و ساختار را در نظر بگیرید؛ حاکمان + رسانه ها + مردم


دو جلسه صحبت کردیم بعد هم انشاالله سعی میکنیم در عمل کردن؛ برادر من ! خواهر من! به پوشاکت یک نگاه دیگر بکن،  به خوراکت یک نگاه دیگربکن،  به مصرفهای زائدت یک نگاه دیگر بکن؛ همه ی این ها را تعدیل کن؛ به محبتت یک نگاه دیگر بکن،  به عمرت یک نگاه دیگر بکن،  توقعت را از رسانه ها بهشون منتقل کن،  و نسبت به حاکمان مُسرف هم منتقد باش و گرنه این ساختار جواب نمیدهد؛ اگر اینطور بشود انشاالله و امسال درست اجرا شود انشاالله،  سال آینده انشاالله سال پرباری خواهیم داشت.  یک تغییر لازم هست که انشاالله این کار را بکنیم،  ما هم در سیاستهای کانون باید این بحث را داشته باشیم .اینجا هم در بعضی چیزها واقعا اسراف و تبذیر داریم چون پیمانه دستمان نیست، در غذا، در تبلیغاتمان هم همینطوریم ولی باز هم سعی میکنیم در سیاستهای کانون حداقل دربحث روشنگری این قضیه بیشتر کار کنیم .



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:26 PM - روز سه شنبه 27 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

در نام گذاري امسال يك پيام مخفي وجود دارد و آن اين است كه روال مملكت ما زياد مورد رضايت نيست . سال هاي قبل به نام هاي پيامبر (ص) ، اميرالمؤمنين (ع) و ... ناميده مي شدند . امّا امسال از كلاس بالاي معنويت به كلاس پايين ترك يك گناه كبيره افول كرده ايم : سال اصلاح الگوي مصرف ! يك دفعه كلاس نام گذاري سال ها افت شديدي پيدا كرد . اگر همين طور پيش برود ، سال ديگر مي شود اصلاح مصرف گاز ، سال بعدش مي شود سال ترك شهوات ، سال بعد سال درس خواندن و ... .

از آن جايي كه امسال 8/8/88 با ميلاد امام رضا (ع) و جمعه مصادف شده ، انتظار مي رفت كه سال امام رضا (ع) ناميده شود . امّا پيام مخفي نامگذاري امسال به اين نام ( اصلاح الگوي مصرف ) ، اين است كه در سطوح پايين عمل و اخلاق هنوز مردم ما مشكل دارند ، بنابراين نام گذاري سال ها در سطوح بالا افت مي كند .

اين بحث 3 محور دارد . محور اوّل : بررسي پيام ، محور دوم : بررسي كلمه اسراف و تبذير به عنوان يك گناه كبيره  و محور سوم : بررسي راه حل .

اوّل نگاهي به بعضي از جملات پيام مي كنيم : « ما دچار اسراف هستيم ، بسياري از منابع كشور ما دچار اسراف گري هاي ماست و اين امر منتهي به شكاف بين فقرا و اغنيا مي شود . » بحث عدالت از منظر اقتصادي ! يعني اوّلاً ما دچار اسراف هستيم و داريم اسراف مي كنيم و اسراف كردن علاوه بر اين كه براي آخرت ما مشكل مشكل ايجاد مي كند ، مشكل دنيايي نيز براي ما به وجود مي آورد و آن مشكل اقتصادي براي جامعه است ؛ شكاف بين اغنيا و فقرا دائم عريض تر مي شود . فاصله‌ي بين فقر و غنا بيشتر مي شود .

پس از اين ، به اسراف هاي شخصي ، عمومي و در كلان بالاتر ، به اسراف هاي دولتي ، اجرايي و ... اشاره كردند .

توقّع مقام معظم رهبري در اين پيام برنامه ريزي و حركت است . نه اين كه بگوييم پيام مقام معظم رهبري اين بوده كه اسراف نكنيم و بياييم در و ديوار شهر را پر كنيم از پوستر هايي كه رويشان نوشته شده « اسراف نكنيم ! » و يا اين كه چند تا سمينار چرب در كيش همراه با هتل و همه امكانات برگزار كنيم براي اسراف نكردن .

برنامه ريزي يعني اين كه عقلا ، متفكّرين و من و شما نيز در سطح خودمان به بررسي اسراف بپردازيم ، برنامه ريزي كنيم و سپس حركت كنيم . حتّي اگر شده يك اقدام كوچك انجام دهيم .

براي روشن تر شدن اين فرمايشات ، من چند تا مثال از ميان 200 – 300 مثال انتخاب كردم .

- مثلاً در مورد مصرف شكر در مملكت ما : بالاترين الگوي مصرف جهاني براي شكر 30 كيلوگرم در سال است . كشور ما حدود 3/1 ميليون تن شكر خودش توليد مي كند . اگر بخواهيم به 30 كيلوگرم شكر حساب كنيم ، 2 ميليون تن شكر براي ما كافي است . امّا ما 10 برابر الگوي بالاي مصرف جهاني شكر مصرف مي كنيم . در نتيجه پارسال مجبور شديم 6 ميليون تن شكر وارد كنيم . واردات يعني زمين زدن اقتصاد . ما مي توانستيم با 700000 كيلو سر و ته قضيه را به هم بياوريم ؛ امّا داريم 6 ميليون تن وارد مي كنيم .  در بالاترين الگوي مصرف ماهي يك كيلو شكر بايد مصرف كنيم ؛ ما سرانه داريم نفري ماهي 10 كيلو شكر مصرف مي كنيم .

- مصرف انرژي در كشور : كلّ مصرف انرژي در كشور ما 17 برابر ژاپن ، 5/8 برابر كلّ اروپا ، 1/2 برابر كشور يك ميليارد و پانصد ميليون نفري چين است . يعني ما اندازه يك كشور 750 ميليون نفري انرژي مصرف مي كنيم .

در بعضي جاها رفاه ما كمتر از اروپاست و دليل آن اين است كه در بعضي جاها ما خيلي اسراف مي كنيم . آخه در كجاي جهان اين گونه انرژي مصرف مي شود كه ما مصرف مي كنيم ؟!

البتّه بعضي جاها سياست هاي حكومتي و دولتي نيز مشكلاتي براي مصرف ايجاد مي كند .

- مصرف آب سالم در كشور ما 70 برابر الگوي جهاني است . آب سالم در ساير كشور هاي جهان آبي كه براي استخر ، شستشوي ماشين ، آبياري و شستن دست و صورت به كار مي رود با آبي كه براي آشاميدن است فرق مي كند . امّا در كشور ما آب آشاميدني كه براي آن هزينه شده براي تمام مصارف ما به كار مي رود . البتّه در اين جا نيز بايد به سياست هاي اجرايي دولت توجّه كرد .

 نكته بعدي ، برخي فكر مي كنند كه مقام معظم رهبري تازه به اين مطلب اشاره كرده اند ؛ در حالي كه در اين تاريخ ها به اين موضوع اشاره شده :

11 / 2 / 87 : « ما به مصرف گرايي افراطي دچار هستيم . »

28 / 12 / 70 : « مصرف گرايي هم زيان اجتماعي ، هم زيان اقتصادي و هم زيان رواني و اخلاقي دارد . من مكرّر عرض كرده ام و باز هم مي گويم و خواهش مي كنم مصرف گرايي را رها كنيد . »

25 / 9 / 71 در ديدار با زنان : « من به خانم هاي جوان و خانه دار عرض مي كنم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دوراني كه بسياري از مردم محتاج كمك اند ، بروند پول بدهند طلاي اضافي بخرند ، زينت بخرند ، وسايل رنگارنگ بخرند و ... . »

21 / 7 / 86 : « ما مردم مُصرفي هستيم ، اسراف در آب ، در نان ، در تنقلات ، در بنزين و در ... . »

4 / 1 / 79 در پيام نوروزي ، 26 / 1 / 70 پيام  ،  2 / 9 / 68  ،  29 / 12 / 73 پيام نوروزي  ،  29 / 12 / 75 پيام نوروزي  ،  1 / 1 / 76 پيام نوروزي  ،  1 / 1 / 77 پيام نوروزي  ،  4 / 10 / 78  ،  25 / 9 / 79  ،  5 / 6 / 80  ،  15 / 9 / 81  و  11 / 2 / 87  . 

اين ها همه دقيقاً مثل هم هستند . يعني مقام معظم رهبري در اين دوران حكومتشان قريب به 30 بار در مورد مصرف گرايي ما هشدار داده اند . امّا گوش شنوايي در كار نبوده . به همين دليل است كه سالي كه بايد به نام امام رضا (ع) ناميده شود ، به اين نام ناميده مي شود .

 اسراف و مصرف گرايي

مصرف گرايي به اين معنا نيست كه به اندازه شأن خود مصرف نكنيم . مثلاً كسي در شأن و رتبه متوسط اجتماع قرار دارد ، هيچ اشكالي ندارد كه متوسط مصرف كند . و كسي كه در رتبه بالاي اجتماع قرار دارد ، شأنش ايجاب مي كند بالاتر خرج كند . مثلاً كارگر محترم شهرداري محترم شهرداري وقتي براي عيدي به درِ خانه‌ي يك خانواده اي از قشر متوسط مي رود ، به 200 – 300 تومان راضي مي شود و وقتي به در خانه‌ي يك خانواده اي از قشر بالا مي رود به 1000 – 2000 تومان . مشكل ما اين است كه مصرف ، بد انجام مي شود ؛ اسراف يعني دور ريز . مصرف ما مشكل دارد . مثلاً در شأن كسي كه در طبقه‌ي بالاي اجتماع قرار دارد و ماشين خوب دارد ، اين نيست كه روزي 100 كيلومتر در خيابان الكي با ماشين بگردد . اين مي شود اسراف . ماشين خوب داري ، درست هم استفاده كن . اين طوري نيست كه بگوييم هر كس خانه‌ي خيلي خوب و يا ماشين خيلي خوب دارد ، اسراف كرده . نه ، مصرف غلط است .

در پيام بررسي كرديم و متوجّه شديم كه الگوي مصرف مورد بحث است .

مقدار دور ريز نان مملكت ما طوري است كه مي توان تنها با هزينه‌ي دور ريز نان تهران مشكل ازدواج يك ميليون زوج را ماهانه حل كرد . اين مبلغ بسيار زيادي است . مقدار بسيار زيادي از هزينه هاي مملكت ما در سطل زباله است .

البتّه تصريح مي كنيم كه ما الآن درباره‌ي مشكلات مربوط به مصرف مردمي صحبت مي كنيم . درباره مشكلات دولت نيز كه اسراف هاي بسيار سنگيني است و قابل مقايسه با اسراف هاي كلّ ملّت هم نيست ، هم صحبت مي كنيم . كه دولت بايد آن مشكلات را بررسي كند و حتما هم در حال بررسي است . امّا ما درباره‌ي خودمان داريم صحبت مي كنيم . مشكل اصلي ما اين است كه ما فقط خودمان را مي بينيم و چند نفر دور و برمان را . و مي گوييم اگر چقدر مي شود مثلا مي شود ماهي 2000 – 3000 تومان و فكر نمي كنيم كه اگر ما يك ميليون نفر بشويم ، نفري 2000 تومان چقدر زياد مي شود . اكثريت مطلق مردم در جامعه‌ي ما مبتلاي به اسراف هستند و بد مصرف مي كنند . مشكل ما در تنوع مصرف است .

دلايل رواج اسراف و مصرف گرايي :

 1- حبّ نفس ، حبّ دنيا و تنوّع طلبي :

ما عادت نكرده ايم كه براي نياز ، زندگي كنيم ، عادت كرده ايم كه براي نياز نفس خود زندگي كنيم ، نفسي كه سيري ناپذير است ! ميزان بسيار زياد تنوّع طلبي در جامعه‌ي ما باعث اسراف بسيار زيادي شده : تغيير ماشين ، موبايل ، خانه ، غذا و فرش و لباس و ... باعث شده دچار مصرف گرايي افراطي شويم . در حالي كه كمد ما پر از لباس است ، ما دائم در حال تغيير آن هستيم . لباس هاي قبلي كه در كمد است هزينه‌ي مملكت است كه بايگاني شده ، مثل اين است كه شما پول ها را از بانك بگيري و بگذاري در خانه ات . بعد هم مي گويي من كاري كه نمي كنم ، چه اسرافي ؟!

امّا نگهداري همين هزينه مثل اين است كه پول را بگيري و بگذاري در صندوق . بايد نفست را آدم كني . عُرفا جملاتي مي فرمودند كه امروزه اصلا خريداري ندارد . مي فرمودند : طعام را للقوّه بايد خورد . يعني بايد طوري غذا خورد كه قوّت بگيري نه طوري غذا خورد كه نفست قدرت بگيرد . سفره هاي بسيار رنگيني كه خورده هم نمي شود از بس كه زياد است . و بعد هم دور ريخته مي شود .

اگر در استفاده از وسايل نقليه ، نفس بخواهد استفاده كند ، انسان مصرف گرا مي شود . در هر چيز ديگري هم همين طور هست . در جهان امروز ميزان استفاده از اطعمه و اشربه‌ي غيرمجاز - چيزهايي كه براي بدن لازم نيست و براي انسان ضرر دارند مثل انواع و اقسام نوشابه ها و تنقلات – بسيار زياد است . و ترك استفاده از اين مواد مضر و غير ضروري مي توان هزينه‌ي لازم براي حل بسياري از مشكلات مملكت را فراهم كرد .

در زمان بحران اقتصادي تايلند پادشاه تايلند اعلام كرد كه هر تايلندي يك قاشق برنج كمتر بخورد تا اين بحران اقتصادي برطرف شود . بدين نحو بحران اقتصادي تايلند در طول يك ماه حل شد و به جايي رسيد كه تايلند امروزي از كشورهاي مهم صادر كننده‌ي برنج است .

در بحران كرده جنوبي ، رئيس جمهور كره جنوبي اعلام كرد كه زن ها مقداري از طلا خود را براي حل بحران اقتصادي بدهند . بحران اقتصادي حل شد و بعد با اين پول جمع شده ، صنايعي راه انداختند كه دارد آمريكا را فلج مي كند . مثل صنايع اتومبيل .

مشكل ما بد مصرف كردن است و اگر مصرف را بياوريم تا جايي كه براي ما سود داشته باشد ، خوب است . اگر خواهان رفاه هستيم رفاه نيز حد و مرزي دارد . نبايد به اقتصاد مملكت براي رفاه خود ضربه بزنيم . اگر مي خواهيد سرمايه گذاري كنيد توي بانك و يا بازار بورس سرمايه گذاري كنيد . در غرب اجازه داده نمي شود كه اقتصاد فردي به اقتصاد ملّي ضربه بزند . در غرب اصلا خانه نمي خرند . خانه را با وسايلش اجاره مي كنند .

علّت عقب افتادگي ما از كشور هاي غربي اين است كه فرهنگ ما مشكل دارد . به خاطر حبّ نفس و تنوّع طلبي داريم به اقتصاد مملكت ضربه مي زنيم .

 2- خود خواهي و ديگر نبيني :

از دلايل ديگر مصرف گرايي ، اين است كه خبر از قشر محروم نداريم . مقام معظم رهبري در ديدار با زنان فرمودند : در مملكتي كه محتاج به كمك زياد است ، چرا اين قدر تزئينات مي خريد ؟ در مملكتي كه مي شود به جاي خريدن اين تزئينات مشكلات بسياري از افراد محروم جامعه را حل كرد ، چطور جرأت مي كنيد اين طور خرج كنيد ؟ اين به خاطر حسّ خودخواهي ماست كه نسبت به ديگران بي تفاوت هستيم . راجع به زندگي ديگران و آن چه در دنيا مي گذرد بي خبر هستيم . روزانه در جهان سي هزار نفر از گرسنگي مي ميرند . آن وقت ما هر وقت حوصله مان سر رفت ، چيزي مي خوريم ! اين مصرف گرايي است .

 3- عرف و جامعه :

يعني قوانين عرفي كه دارد بر ما حكومت مي كند يعني به جاي آن كه به جامعه رنگ بدهيم ، جامعه به ما رنگ مي دهد حتّي در بين مذهبي ها . اگر برادري يا خواهري بخواهد بر طبق الگوي اسلامي مصرف كند و بخواهد اسراف را از زندگيش حذف كند بزرگ ترين مشكلش جامعه‌ي ما و اطرافيانش است . اگر دختر يا پسري بخواهد ساده و با مهريه‌ي پايين ازدواج كند ، مورد تمسخر اطرافيان قرار مي گيرد . حتّي در بين مذهبي هاي جامعه نيز اين موضوع رواج دارد . كليد مشكل ازدواج در جامعه در دست پدر و مادر هاي جامعه‌ي ماست كه بسيار مصرف گرا هستند . مي شود انسان شيك و تميز و مرتب باشد با اين كه خوب وسايلش را نگه دارد . مخصوصا در بين خواهران ما كه احساسات قوي دارند ، مصرف گرايي باعث آزار و اذيتشان مي شود . اين موضوعات براي پسر ها زياد حائز اهميت نيست امّا اگر خواهري بخواهد به حرف رهبرش عمل كند ، جامعه به او فشار مي آورد و اگر او متفاوت از ديگران عمل كند تحقير و تمسخر مي شود . ادّعاهاي مذهبي ها كه مدّعي پيروي از حضرت فاطمه (س) هستند گوش فلك را كر كرده است امّا سر سوزني از هواي نفساني ، تجمّل گرايي و رسم و رسومات مسخره‌ي خود پايين نمي آيند . براي حضرت زهرا (س) يك دهه مي گيرد و گريه مي كند امّا وقتي به او گفته مي شود الگوي زندگيت ، زندگي حضرت زهرا (س) باشد ، مي گويد به ما چه ! فاطمه‌ي زهرا براي خودش ما هم براي خودمان ! اين توهين به اهل بيت است . يك دهه براي حضرت زهرا (س) و يا امام حسين (ع) عزاداري مي كنيم و بقيه‌ي سال نيز بايد مانند آن ها زندگي كنيم . 4 تا روايت هم پيدا كرده اند كه « زن خوب ، مركب خوب ، خانه خوب و ... » در مقابل علامه مجلسي روايات بسياري دارند كه بر طبق آن اين جور زندگي كردن نفاق است . « يؤمنون بعض يكون بعض » يعني چيزهايي از دين را كه مطابق دل خود مي بيند قبول دارد و به بقيه‌ي دستورات محل نمي گذارد و مي گويد ما همين تكّه از دين را گرفته ايم . اين از آثار نفاق است . از خصوصيات منافقين در قرآن آمده است كه بخش هايي از دين را جدّي مي گيرند چون آن را دوست دارند و به بخشي ديگر عمل نمي كنند و آن را فراموش مي كنند چون آن را دوست ندارند .

مشكل ما اين است كه عرف و جامعه دارد فشار مي آورد . امّا زمان انقلاب ، اوضاع جامعه برعكس بود . خدا لعنت كند كساني را كه آن فرهنگ را برداشتند و فرهنگ تجمل را به جايش گذاشتند . مصرف گرايي دقيقا چيزي است كه دشمنان ما خواهان آن هستند . يعني كه پول را به سمت دشمنان سوق بدهيم ، اوضاع آن بهبود يابد و اوضاع آن خراب شود . مثلا در يك خيابان كه رد مي شوي 3000 تا پوشاك فروشي و يا 170 تا طلا فروشي هست ! فكر مي كردم كه در يك خيابان كه 170 تا طلا فروشي هست ، يعني همه‌ي آن ها درآمد دارند ؟ مردم كه اين قدر درآمد ندارند . فهميدم كه مردم طلا نمي خرند ولي مدام طلاهايشان را عوض مي كنند . به روز مي كنند . وقتي مي گويند خانه تكاني ، به اين معني نيست كه همه‌ي وسايل خانه را بيرون بريزي و دوباره از نو بخري !

4- خودنمايي :

برادر و يا خواهري كه فكر مي كند محبت دست لباس و زينت است ، برادر و خواهري كه فكر مي كند مي تواند قلب مردم را با زينت و لباس و آرايش فتح كند ، هر روز 5 بار در نمازهايش و در هر نوبت 2 بار به دروغ مي گويد ايّاك نعبد و ايّاك نستعين. اگر مي خواهي خودنمايي بكني ، خدا بايد تو را بنماياند ! با لباس كسي بهت نگاه نمي كند .

در مورد مذهبي هاي ما گفته مي شود كه در مجالس عروسيشان در طول يك شب چندين بار لباس عوض مي كنند . كساني كه با لباس ، با ماشين ، با خانه ، با رنگ هاي مختلف و با جلوه نمايي و خودنمايي افراطي سعي مي كنند در جامعه خودي نشان بدهند ، از نظر روان شناسي مبتلا به عقده هاي رواني هستند . آدم كه نبايد با لباس و ماشين خودش را نشان بدهد . در مورد رسيدگي به خود ، پيامبر (ص) فرمودند تميز و منظم باشيد .

البتّه بعضي برادران و خواهران ما افراطي هستند . از نظر رسيدگي به خود به خصوص بعد از ازدواج بي توجّه هستند . دين نيز اين را قبول ندارد . از زيبايي هاي ذات زنان اين است كه بايد در خود و يا در لباسشان زيبايي هايي داشته باشند ، امّا در اين مورد نبايد افراطي باشيم .

 5- خانواده و محيط خانواده :

رسم و رسومات خانواده اگر با فرامين ديني منافات داشته باشد بايد آن ها را كنار گذاشت . مثلا رسم دارند 3 شبانه روز عروسي مي گيرند . رسم مزخرف و مسخره اي هست . به جاي هزينه براي چنين مراسمي مي توان اين پول را براي حلّ بسياري از مشكلات جامعه به كار برد .

 6- تقليد :

الف) نقش حاكمان و حكومت در تقليد : النّاس علي دين ملوكهم . مردم به دين بزرگ تر هاي خودشان نگاه مي كنند . ملوك در اين جا الزاما به معني حاكمان يك حكومت نيست . ملوك به معناي بزرگ تر هاي ما است .

اين بهانه كه من خانه اي از خودم ندارم ، اين خانه اي در آن نشسته ايم مال دولت است ، بهانه اي است كه هر كسي بهش مي خندد . وقتي كسي در خانه‌ي امرا زندگي مي كند ، اخلاق امرا را پيدا مي كند . اگر امرا و حاكمان يك كشور در بالاترين سطح يك جامعه زندگي كنند ، هر گونه مبارزه با مصرف گرايي در سطح عمومي مردم يقينا بي حاصل و بي نتيجه است . مردم مي گويند برو ببين بالا چه خبر است ! در مملكت ما قانون « از كجا آورده اي » بايد دوباره احيا شود . كساني كه ميلياردي و تيلياردي در مملكت مصرف مي كنند بايد رسوا شوند تا مردم بدانند كه زهد به عنوان يك اصل اخلاقي اسلامي كه در جمهوري اسلامي بايد رعايت شود ، نهادينه شده است . اگر از مقامات بالاي كشور شروع به پرورش زهد كنيم ، مردم نيز از حاكمان و فرمانروايان خود تقليد مي كنند . نه اين كه مثلا اگر رئيس جمهور و يا فلان وزير به شهر يا كشوري دعوت مي شوند و سفره‌ي رنگيني هم انداخته شده ، همه عكس بگيرند كه رئيس جمهور پاي سفره‌ي رنگين نشسته ! نه ، منظور اين نيست . رسم اين است كه از مقامات اين گونه پذيرايي شود . منظور اين است كه روال زندگي بايد صحيح باشد . وگرنه عكس پاي سفره رنگين همه دارند ، عكس پاي سفره نان و پنير و سبزي هم همه دارند . عكس دليل نيست . بايد ببيني عقيده و روش زندگي آن مقام كشوري چيست . اميرالمؤمنين (ع) در نامه اي به عثمان بن حنيف نوشته اند « شنيدم كه در پاي سفره‌ي رنگين بوده اي ، شنيدم كه اغنيا را بر فقرا ترجيح داده اي . » او با برنامه ريزي انتخاب كرده بود كه بر سر اين سفره بنشيند و اغنيا را بر فقرا ترجيح داده بود .

مهم روال زندگي است ، وگرنه هر فردي ممكن است گاهي در پاي سفره هاي رنگين هم باشد . ما اين مدل افراط گري را نيز قبول نداريم كه از حاكمان خود بخواهيم هرگز و هيچ جايي ماشين خوب سوار نشوند و يا پاي سفره هاي رنگين نباشند . بايد ديد روال زندگي آن ها چيست . ما از حاكمان توقع داريم كه روال زندگيشان بر مبناي زهد باشد . نه اين كه در حكومت جمهوري اسلامي يك مسئول به شهري سفر كند ، و براي اين كه كباب درجه يك بخورد از شهر ديگر با هواپيما برايش كباب بياورند ! آن هم در جمهوري اسلامي !

چون آقا فرمودند ، حاكمان بايد روال و شيوه‌ي زندگي خود را مشخص كنند . يا بيايند قانون بدهند بگويند وقتي رهبر صحبت مي كند براي مردم صحبت مي كند ، به دولتي ها كاري ندارد ! اين قانون اوّل . قانون دوم اين كه نخير ! آقا براي دولتي ها صحبت مي كنند و بعد با مردم . اگر قانون دوم درست است ، تمامي حاكمان نظام اعم از مجلس ، قوه قضائيه ، قوه مجريه ، شوراي نگهبان ، مجمع تشخيص مصلحت نظام بايد روال و شيوه‌ي زندگي خود را براي مردم روشن كنند . شفّاف به مردم گزارش بدهند .

اگر اين اتّفاق افتاد ، ما امسال از دام شعاري شدن بيرون رفتيم وگرنه امسال هم مثل سال هاي قبل ! هر چقدر در سال هاي قبل مملكت علوي شد ، امسال هم مصرف گراييش كم مي شود !

بنابراين ما از حاكمان انتظار شفاف سازي در مورد روال زندگيشان و نحوه‌ي مصرفشان داريم .

 ب) نقش رسانه ها در تقليد : وقتي كه رسانه هاي ما دائم در حال ترويج مصرف گرايي هستند ، جمع ترويج مصرف گرايي با سال اصلاح الگوي مصرف چگونه اتّفاق خواهد افتاد ؟

رسانه هاي ما مي توانند همان گونه كه براي كمپاني هايي بهترين تيزر هاي تبليغاتي را با بهترين كيفيت مي سازند ، براي مصرف گرايي هم مي توانند امسال انيميشن ، تيزر و كليپ هاي جذاب و زيبا بسازند براي دادن الگوي زهد به جامعه .

بايد ببينيم كه آيا امسال اين اتّفاق مي افتد و يا اين كه در بين فيلم ها و برنامه هاي تلويزيون تبليغ 200 نوع پفك و يخچال پخش مي شود ، بالايش هم مي نويسند سال اصلاح الگوي مصرف !!!



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:20 PM - روز سه شنبه 27 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 امسال از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی با نام سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شد و در این میان تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می‌دهد که فن‌آوری اطلاعات در بهینه‌سازی رفتار سیستم‌ها و نهادهای مدیریتی و بنگاه‌های اقتصادی خصوصی کمک شایانی می‌کند و نکته مثبت استفاده از آن قابلیت بهره‌برداری از فن‌آوری اطلاعات در هر جایی از کشور است. البته نباید نیاز به زیرساخت‌های مورد نیاز برای بهره‌مندی از این فن‌آوری را فراموش کرد.

بهره‌برداری از این فن‌آوری در مسائل اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی نیز موضوعیت دارد زیرا IT علاوه بر این که انجام فرآیند را بهینه می‌کند، در استفاده مفید از زمان نیز به افراد یاری می‌رساند؛ افراد در جامعه امروز به دلیل دوندگی‌های بسیار برای حل و فصل امور خود وقت بسیاری صرف می‌کنند و به این ترتیب نمی‌توانند به خانواده‌ خود برسند. این صرفه‌جویی در وقت می‌تواند بنیاد خانواده را مستحکم‌تر کند، مصرف منابع را کاهش دهد و مدیریت بر منابع را تسهیل کند.

مجموعه‌ خدمات امروزی را می‌توان با فن‌آوری اطلاعات به مردم ارائه کرد به طوریکه با استفاده از اینترنت برای پرهیز از نامه‌نگاری‌های اداری می‌توان در زمان و هزینه صرفه‌جویی کرد به شرط آنکه زیرساخت‌های استفاده از اینترنت برای همگان و در تمام نقاط کشور فراهم شود.

نقش فن‌آوری اطلاعات در اصلاح الگوی مصرف بسیار موثر است، در بررسی‌هایی که در یکی از ایالت‌های هند انجام شده دیده شده است انجام ساده‌ترین امور در این ایالت به صورت فن‌آوری اطلاعات محور و با هزینه کم صورت می‌گیرد. به طور مثال صدور و پرداخت قبوض به صورت الکترونیکی انجام می‌شود و ضمن مکانیزه کردن این فرآیند کل عملیات به بخش خصوصی واگذار شده است.

استفاده از IT و الگوی مصرف کشور

در بیان اهمیت اصلاح الگوی مصرف با IT، معاون توسعه صنایع پیشرفته سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران با تاکید بر اینکه استفاده از فن‌آوری اطلاعات و تهیه زیرساخت‌ها، الگوی مصرف را اصلاح می‌کند، گفت: ارائه خدمات مختلف به صورت الکترونیکی از سوی دولت سفرهای شهری را کاهش می‌دهد و بسیاری از مشکلات خدمات شهری حل می‌شود.

رمضانعلی صادق‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا، یکی از نتایج فن‌آوری اطلاعات را کاهش هزینه‌ها، افزایش سرعت و دقت و پایش سریع اطلاعات در انجام مسایل اجرایی دانست و گفت: اگر از دفاتر الکترونیکی استفاده و دولت الکترونیکی به‌صورت کامل و صحیح پیاده شود، میزان مصرف به طور بهینه و با بهره‌وری بالا اصلاح خواهد شد.

او معتقد است: اگر مسوولان قصد افزایش بهره‌وری و ایجاد شفافیت بیش از پیش دارند، رسیدن به این مهم را تنها باید در استفاده از فن‌آوری اطلاعات جست‌وجو کنند.

او ادامه داد: البته نمی‌توان منکر استفاده از این فن‌آوری در امور حال حاضر کشور شد، اما با توجه به ظرفیت‌هایی که وجود دارد بیش از این می‌توان به بهره‌برداری از فن‌آوری اطلاعات و برای آن برنامه‌ریزی کرد. به ویژه با توجه به سرمایه‌گذاری‌های کلان که در حوزه فن‌آوری اطلاعات در کشور انجام می‌شود.

او به بیش از 75 هزار کیلومتر فیبر نوری که در سراسر کشور کشیده شده است اشاره و اظهار کرد: زیرساخت‌های ایجاد شده برای استفاده از فن‌آوری ارتباطات و اطلاعات گام خوبی است که می‌تواند در سال 88 با هدف اصلاح الگوی مصرف توسعه یابد تا دسترسی به اینترنت برای ارائه خدمات بیش‌تر و بهتر در سطح گسترده‌ای از کشور ایجاد شود و برای رسیدن به این مهم حمایت‌های دولت از بخش خصوصی ضروری به نظر می‌رسد.

اصلاح الگوی مصرف حذف بودجه‌ نیست

تاثیر فن آوری اطلاعات در تحقق نامی که مقام رهبری برای سال 88 در نظر گرفته اند آنقدر از سوی کارشناسان تاکید شده است که ترس از حذف بودجه IT یکی از دغدغه‌های فعالان حوزه به ویژه در سال جدید است.

حمید بابادی‌نیا - رئیس کمیسیون شبکه سازمان نظام صنفی رایانه‌یی استان تهران - نیز با بیان این که فن‌آوری اطلاعات مظلوم واقع شده و اصلاح الگوی مصرف در حوزه‌های مختلف نباید به حذف بودجه‌ IT در ارگان‌های دولت منتج شود زیرا نباید مصرف نکردن را با درست مصرف کردن اشتباه گرفت؛ گفت: اصلاح الگوی مصرف با درست هزینه کردن امکان‌پذیر می‌شود؛ بعد از نام‌گذاری سال 88 به‌عنوان اصلاح الگوی مصرف به عقیده برخی مسوولان آنچه اهمیت دارد کم کردن هزینه‌ها به هر طریق ممکن است.

به گفته او به‌عنوان مثال تخصیص بودجه برای فن‌آوری اطلاعات در یک وزارتخانه می‌تواند به رشد زیرساخت‌های ارائه خدمات غیرحضوری آن‌ نهاد منجر شود و این در راستای رسیدن به دولت الکترونیکی و به هدف کاهش رفت و آمدها می‌تواند مفید واقع شود. حذف بودجه در حوزه فن‌آوری اطلاعات، کشور را از رسیدن به پیشرفت به موازات دیگر کشورها در الکترونیکی کردن امور باز می‌دارد.

او تصریح کرد: هزینه کردن در حوزه فن‌آوری اطلاعات توجیه اقتصادی دارد؛ زمانی هزینه‌های صرف شده در این حوزه نتیجه مثبت می‌دهد که با نگاهی دقیق به اهداف و پروژه‌ها و تهیه زیرساخت‌، شبکه‌های ارتباطی امن ایجاد کرد و به این ترتیب امیدوار بود از هزینه‌های غیرضروری که وقت افراد جامعه از مهمترین آن‌هاست جلوگیری می‌شود.

رئیس کمیسیون شبکه سازمان نظام صنفی رایانه‌یی استان تهران در پایان خاطرنشان کرد: حذف بودجه‌ فن‌آوری اطلاعات و نبود زیرساخت‌ و شبکه‌های ارتباطی منافع ملت را تامین نخواهد کرد. در جهانی که با طبقه‌بندی اطلاعات با محوریت فن‌آوری اطلاعات امنیت بالا را تضمین می‌کنند، نبود این امنیت در کشور ما هزینه‌های بالایی در حوزه کشف جرم و حتی نگهداری از مجرمان می‌طلبد.

بهره‌گیری از فن‌آوری پاک با IT یکی از موضوعاتی است که کارشناسان بر آن تاکید دارند تا آنجا که یک استاد دانشگاه به ایسنا گفت: فن‌آوری پاک مفهومی بین رشته‌یی است و رشته‌های مختلف دانشگاهی را به هم نزدیک‌تر می‌کند و با بهره‌گیری از فن‌آوری اطلاعات اصلاح الگوی مصرف را در زمینه‌های مختلف گسترش می‌دهد.

یحیی تابش با اشاره به نام‌گذاری امسال به اصلاح الگوی مصرف و اینکه فن‌آوری اطلاعات ابزاری است که می‌توان با استفاده از آن در تمام حوزه‌ها امور را بهینه کرد، اظهار کرد: بهره‌مندی از فن‌آوری پاک تنها با فن‌آوری اطلاعات ممکن خواهد بود. به طوری که می‌توان روشن یا خاموش بودن لامپ‌ها و حرارت ساختمان‌ها را هوشمند کرد و این می‌تواند صرفه‌جویی عظیمی را برای کشور به همراه داشته باشد.

او ادامه داد: بعد از انقلاب COM. و رواج اجرای امور توسط اینترنت، مفهوم جدیدی به نام فن‌آوری پاک (Clean tech) در دنیا در حال گسترش است؛ این فن‌آوری در صرفه‌جویی در انرژی و حفظ محیط زیست از لحاظ تئوری مدرن شده و در بسیاری از نقاط جهان به صورت بهره‌برداری از انرژی خورشید و باد و غیره استفاده می‌شود. به نحوی که ایجاد ساختمان‌های سبز در جهان یکی از راه‌کارهای صرفه‌جویی انرژی است که با فن‌آوری پاک امکان‌پذیر است.

به عقیده او انجام امور الکترونیکی از سوی دستگاه‌های مختلف با هماهنگی و به صورت پیوسته و نه مقطعی و چینش مولفه‌های اصلی بهره‌مندی از فن‌آوری اطلاعات در کنار هم در برنامه‌ای زمانبندی شده ضروری است و این در حالی است که در حال حاضر به طور پراکنده کارهای خوبی صورت می‌گیرد.

در گفت‌وگوی خبرنگار فن‌آوری اطلاعات ایسنا دبیر شورای عالی فن‌آوری اطلاعات از IT به‌عنوان راهکار اصلاح الگوی مصرف تاکید و اظهار کرد: متاسفانه در تمام حوزه‌ها به این دلیل که نیازهای اصلی را نمی‌شناسیم و یا نمی‌دانیم کجا، از چه چیز و به چه میزان باید استفاده کرد، اصل الگوی صحیح مصرف رعایت نمی‌شود با درک چگونگی استفاده درست و بهینه از منابع موجود می‌توانیم امور را مدیریت کنیم

عبدالمجید ریاضی خاطر نشان کرد: تنها فن‌آوری که می‌تواند در راه رسیدن به مدیریت صحیح با علم روز کمک کند تا بتوان اطلاعات را به موقع، دقیق و سریع در دسترسی باشد فن‌آوری اطلاعات است و به این ترتیب می‌توان به اصلاح الگوی مصرف صحیح نیز رسید.

لزوم نظرخواهی از کارشناسان

همچنین محمد غفاری - مشاور IT - در گفت‌وگو ایسنا، تاکید کرد: باید با نظرخواهی از کارشناسان IT درباره‌ این که چطور می‌توان از پیچ و خم‌های زندگی مردم با فن‌آوری اطلاعات گذشت و آن‌ها را در مسیری آسوده قرار داد، به راه‌حل‌های صحیح رسید. رسانه‌ها باید به صحبت‌های کارشناسان بها بدهند و نتایج را به سمع و نظر دولت برسانند. به این ترتیب دولت می‌تواند بخشی از وقت و ذهن خود را به موضوع فن‌آوری اطلاعات اختصاص دهد.

او با بیان اینکه در محاسبه‌ای که با وزارت نیرو داشتیم، صدور و توزیع هر قبض حدود هزار تومان است که با مکاینزه کردن این فرایند، مبلغ به میزان 200 تومان کاهش پیدا می‌کند، اظهار کرد: اجرای طرح های IT محور در شهرهای شلوغ باعث کاهش تردد در نتیجه کاستن از هدر رفتن وقت و سوخت و تصادفات ناشی از سفرهای غیرضروری می‌شود.

به گفته‌ی او زمانی که این طرح‌ها را برای مسوولان توضیح می‌دهند، مورد قبول واقع می‌شود اما زمان اجرا به دلایل مختلف کاری از پیش نمی‌رود. در حالیکه دولت باید با برون‌سپاری و ‌آزادسازی امور به دست بخش خصوصی طرح‌های توسعه‌یی کشور را پیش ببرد تا نتیجه در سریع‌ترین زمان ممکن حاصل شود.

البته با فرهنگ‌سازی می‌توان درست مصرف کردن را نهادینه کرد اما اجرای طرح‌های فن‌آوری اطلاعات محور همچون شهر الکترونیکی، دولت، آموزش الکترونیکی، سلامت و تجارت الکترونیکی با همکاری وزارتخانه‌هایی چون ICT می‌تواند باعث کاهش مصرف در تمام زمینه‌های مطرح شده باشد. با ایجاد زیرساخت‌های اساسی به گونه‌ای که برآورنده نیاز برای برقراری ارتباط امن و سریع باشد می‌توان از فن‌آوری اطلاعات به عنوان کاتالیزور در ارائه خدمات و سرویس به کاربران نام برد.

ایجاد دولت الکترونیکی نیز اتفاق مثبتی است که می‌تواند بسیاری از هزینه‌ها را از سوی دولت و نیز برای مردم کاهش ‌دهد. اما باید تمام فعالیت‌های این حوزه تجمیع شود.

 

 

گروه خبری: مدیریت و سیاست گذاری رسانه



ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:18 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 شواهد نشان میدهد سازمان های عصر ما نقش ها و مأموریت های فراتر از نقش ها و مأموریت های سنتی به عهده گرفته اند که در محیط اقتصادی و اجتماعی  جدید، مسئولیت و وظایف جدید خواسته یا ناخواسته بر دوش آنهاست . سازمانهای امروزی از یک نهاد صرفاً اداری ، اقتصادی و صنعتی خارج شده و به صورت نهادهای اجتماعی ـ سیاسی درآمده اند که باید نسبت به مسائل محیط اجتماعی حساس و آگاه باشند . لذا دانش سیاسی و اجتماعی لازمه مدیریت امروز است و ارج نهادن به منافع عامه و توجه به محیط و هنجارهای اجتماعی از جمله مسائل مهم همه سازمانها و مدیران است .از طرف دیگر امروزه نقش واهميت كيفيت و بهره ور ي بركسي پوشيده نيست ودراين ميان دستيابي به كيفيت و افزايش بهره وري درسازمانها يكي ازچالش هاي عمده مديران سازمانها مي باشد و انجام درست كاردرست يا استفاده هوشمندانه ازمنابع؛ يك امربسيارجدي مي باشدخصوصا اینکه در سال اصلاح الگوی مصرف این اقدام اثر بخش صورت  پذیرد.

5S  چیست؟

5S يكي از مباحث عمده در مديريت ژاپني ميباشد كه ابتدا در ژاپن و سپس در ساير كشورها به كار گرفته شده است.هدف 5S به بياني ساده، سامان دادن، نظم و ترتيب، پاكيزه سازي، هماهنگي و ايجاد انضباط در محيط كاري است. 5S، به عنوان موثرترين رهيافت و ستوني استوار در ساختمان عمليات اصلاحي و بهبود بهره وري شناخته شده است كه با اجراي اين اصول در صنايع و سازمانهاي مختلف تجاري، صنعتي و خدماتي موجب افزايش بهره وري، استفاده بهينه از سرمايه نيروي انساني و زمان انجام كار، افزايش كارايي و در نهايت سوددهي بيشتر سازمان مي‌شود.

همچنین   5Sسیستمی فكری و عملیاتی برای پیشگیری از اتلاف منابع، بهبود بهره وری و ارتقاء كیفیت است كه از5 اصل تشكیل شده است وتلاشی سازمان یافته برای انجام اصلاحات تدریجی و مستمر می باشد كه با اجرای آن سازمان در راستای بهره ور كردن فعالیتهای خود پیش خواهد رفت. با اجرای این رویکرد می توان محیط پیرامون خود را پاکیزه تر، امن تر کرده و کارهای روزمره خود را ساده تر و رضایت بخش تر انجام داد.

قابل ذکر است که بدانیم هدف اصلی 5S  بهسازی فرآیندهای سازمان و حذف اتلاف وقت وازجمله  اهداف تفصیلی آن  برقراری ایمنی-  رسیدن به کارایی-  ارتقاء کیفیت- حذف ضایعات-  کاهش خرابی- افزایش بهره وری- ارتقاء روحیه کارکنان و جلب رضایت مشتری میباشد.

مزایای اجرای 5S

مزایای حاصل از   5S را میتوان بطور کلی به 5 دسته کلی تقسیم نمود که عبارتند از :


1- مزاياي مربوط به كاركنان:

¢-دريافت احترامی واقعی و مستمر.

¢فراهم شدن امکان بروز توانمنديها.

¢دلپذير شدن كار و محيط كار.

¢امکان مشاركت واقعی در تحول سازمان.

¢سالم و ايمن شدن محيط كار.

¢امکان تحقق خواسته های ضروری.

 

 -2 مزاياي مربوط به كار :

¢کاهش ابهام در کار (شفافيت.(

¢آسان و كم زحمت شدن انجام كار (سهولت.(

¢كاهش اشتباهات و دوباره كاريها (افزايش دقت(.

¢كاهش زمان انجام كارها (سرعت(.

¢افزايش امکان تداوم عملکرد مناسب (کارايی(.

 

 

 -3 مزاياي مربوط به سازمان:

¢بسترسازی برای اجرای موفق ساير سيستمها.

¢ايجاد يك نظم فراگير.

¢افزايش تعلق سازماني.

¢ارتقاء فرهنگ سازمانی.

¢بهبود كيفيت و بهره وري.

¢جلب مشارکت و رشد خلاقيت کارکنان.

 

  4-مزاياي مربوط به مشتريان:

¢دريافت سرويس مناسب تر.

¢ارتباط با كاركنان و سازماني متشخص تر.

¢اطمينان از دريافت محصولي با كيفيت تر

¢احتمال دريافت محصولي ارزان تر.

¢اطمينان از تداوم كيفيت و خدمات محصول.

¢دريافت احترامي بيشتر و واقعي تر.


- 5 - مزاياي مربوط به سهامداران و پيمانكاران

¢تسهيل در ارتباطات.

¢اطمينان بيشتر در معاملات

¢احتمال سودآوري بيشتر

¢امكان نظارت راحتتر و موثرتر

¢شفافيت فرايندها و اقدامات

¢تعاملي دلپذيرتر با سازماني دلپذير

 

چرا اینگونه تغییرات و دگرگونی ها ضروری است ؟

 

آیا تا به حال با خود اندیشیده اید که بیشتر وقت ها برای بقا ، ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم!

شاید هم لازم باشد گاهی وقت ها برای بهتر بودن و نو اندیشیدن ؛ از خاطرات قدیمی، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم  و تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم .

برای درک بهتر این موضوع نگاهی داریم به راز زندگی عقاب !

 

داستان عقاب

 عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند . ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد :

چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند . نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود . شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.

در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد . یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد .

برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند . در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود .

پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند. زمانی که به جای چنگال های کنده شده ، چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند .

سرانجام  پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده ...و 30 سال دیگر زندگی می کند......

این داستانی واقعی از واکنش و استراتژی یک پرنده در برخورد با واقعیات زندگی برای بقای بهتر  بود. اما آیا سازمان یا زندگی ما به مرحله ای نرسیده است که تصمیمی نو بگیریم برای بقای سالمتر-بانشاط تر-با کیفیت تر و بهره ور تر؟؟

 

 

نظام آراستگی( 5S  ) و سازمان بازرگانی استان

         در این راستا با توجه به رسالت سازمان بازرگانی در امر توزیع – نظارت و با توجه به جايگاه مطلوب و عملكرد مثبت سازمانهای بازرگاني در دولتها به دلیل تصميم‏گيري‏هاي اقتصادي، تنظيم بازار مبتني بر پيش‏بيني كاهش قيمت‏های تأثيرگذار همچنین ارايه راهكارهايي در كاهش اثرات تورمي - ايجاد شبكه توزيع مطمئن، توجه به نوسانات قيمت در بازار، رصد بازارهاي داخلي و خارجي و اطلاع‏رساني درست و توجه به توسعه روابط بين‏الملل با تكيه بر افزايش صادرات غيرنفتي از طریق فعال نمودن واحدهاي زود بازده كوچك و اتصال آنها به صادرات، ارايه تسهيلات و توجه به ظرفيتهاي خالي اين واحدها در هر استان و حضور در بازارهاي جهاني -ايجاد ارتباط قوي با صادركنندگان واصناف و نيز هدفمند نمودن يارانه‏ها که جزو وظايف سازمانهاي بازرگاني استانها میباشند؛ امروزه نقش های دیگری را همگام با تحولات جهانی از این سازمان شاهد هستیم .مانندتلاش برای استقرار نظام های مديريت كيفيت و تعالي سازماني و رويکردها و فنون مربوط (TQM، سري Iso، 5s و ...) که در این میان سازمان بازرگانی استان کرمانشاه که از سازمانهای پیشرو در زمینه کسب افتخارت ملی و استانی میباشد اقدام به اجرای پروژه 5S  نموده است.

این موضوع وقتی اهمیت پیدا میکند که بدانیم امروزه در دنیا بسیاری از كشورها هستند كه تا ۵۰% رشد اقتصادی شان از طریق بهره وری ایجاد می شود و اگر یك كشوری میزان بهره وری اش پائین است بخواهد همان میزان رشد را داشته باشد باید دو برابر سرمایه گذاری كه انجام شده سرمایه گذاری كند تا بتواند به همان میزان رشد پیدا كند واز طرفی با توجه به آمار موجود كشورما درميان 18 كشورآسيايي عضو سازمان بهره وري آسيايي دررده هفدهم قراردارد که باید بیش از پیش به این مسئله توجه کرد.

 

 سازمان بازرگانی استان کرمانشاه و اجرای5S

وزارت بازرگانی از قدیمی ترین تشکیلات کشوری میباشد بنحوی که این وزارتخانه در سال 1289 براي اولين باربعنوان وزارت تجارت تأسيس شدو سرانجام در سال 1353  وزارت بازرگاني » از وزارت اقتصاد تفكيك و به طور مستقل و با اهداف مشخص شروع به فعاليت نمود.به تبع آن سازمان بازرگانی استان کرمانشاه نیز از سازمانهای قدیمی استان است و شامل 3 معاونت و 1 مدیریت و حوزه ریاست می باشد که بیش از 150 نفر کارمند دارد. از نظرتشكيلات سازمان بازرگاني استان و ادارات تابعه نیزدارای سیزده شهرستان که به تفکیک 9 اداره بازرگانی و 4 نمایندگی شامل ادارت بازرگانی شهرستان : کرمانشاه ، اسلام آباد غرب ، سرپل ذهاب ، گیلانغرب ، قصرشیرین ، پاوه ، جوانرود ، سنقر ، کنگاور  و نمایندگی های شهرستان : صحنه ، هرسین ، روانسر و ثلاث میباشد .

با تصمیم مدیریت ارشد سازمان و همدلی کلیه مسئولان و کارکنان؛ مبنی بر اجرای سیستم های بهبود مدیریتی و اقدامات اجرائی اولیه ؛ ابتدا بازدیدی از سازمان صورت گرفت که بر اساس گزارش شناخت و نتایج ممیزی اولیه اینگونه استنباط شد که با توجه به پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت سری ایزو 9001 در سازمان از 4 سال پیش تا کنون لذا در زمینه استاندارد سازی اقدامات ارزنده ای صورت گرفته است ( با کسب 63 % امتیاز ) و در خصوص انضباط نیاز شدکه فعالیتهای جاری به صورت جدی مورد بازنگری قرار گیرد ( با کسب 22 % امتیاز ).بدین ترتیب سازمان تلاش نمود تا بیشترین تلاشهای خود را به ترتیب روی انضباط- پاکیزگی- نظم و ترتیب- ساماندهی و استاندارد سازی متمرکز نماید.

در طول اجرای نظام آراستگی که مقارن با ماه مبارک رمضان نیز بود و در پایان دوره 45 روزه آن کمیته ر اهبردی سازمان بیش از 20جلسه با تعداد 17نفر عضو کمیته از معاونت ها و حوزه های مختلف سازمان- 16نفر سرممیز- 25نفر ممیز و5نفر راهبر با تصویب 150مورد پیشنهاد در زمینه اجرای بهینه نظام آراستگی با بیش از 450نفر ساعت کار داشته است.که به برخی از آنها اشاره میشود:

    * تشکیل کمیته راهبری- آموزش s1-s2-s3-s4-s5  به  نمایندگان اجرایی -تشکیل کمیته  های پشتیبانی(اجرایی) فرهنگی و ممیزی  -تهیه و تدوین خط مشی نظام ساماندهی و تصویب آن و تکثیر و نصب در کلیه واحدهای شرکت اعم از ستاد –عملیاتی و انبار- تصویب تهیه و تدوین طرح تفضیلی سیستم-تهیه و تدوین و تصویب دستورالعمل اجرایی-تهیه و تدوین و تصویب چک لیست ممیزی-تهیه و تدوین و تصویب دستورالعمل آموزشی و ایجاد لینکی در سایت سازمان راجع به 5S برای اطلاع رسانی در این خصوص به آدرس سایت سازمان بازرگانی استان کرمانشاه- لینک آموزش .

    * تهیه جزوات و کتابهای مربوط به 5S و ارائه بروشورهاو فیلم آموزشی وتوزیع بین پرسنل که ازجمله میتوان به مواردزیر اشاره نمود:

·         "آشنائی با اصول پنجگانه نظام آراستگی و ساماندهی محیط کار" .

·      " پیاده سازی نظام آراستگی و ساماندهی محیط کار منطبق با رسالت و خط مشی سازمان بازرگانی کرمانشاه"  به تفکیک  5 اصل آراستگی شامل: پاكسازي- نظم وترتيب- نظافت- استاندارد سازي- آموزش فرهنگ ساماندهي.

·         "دستورالعمل آموزشی نظام آراستگی و ساماندهی محیط کار"منطبق با رسالت و خط مشی سازمان بازرگانی کرمانشاه.

·         گام به گام با تجربه موفق سازمان بازرگانی استان کرمانشاه در اجرای 5S  .

همچنین از دیگر اقدامات کمیته راهبردی  میتوان به:

تهیه و تدوین متن تقدیر نامه جهت واحد ، افراد و مدیران برتر- ممیزی و گزارش نتایج به کمیته راهبری مرکزی و اجرایی - تهیه عکس و فیلم قبل وبعد از اجرای نظام  - ایجاد نمایشگاه عکس و فیلم حاصل از اجرای سیستم واعطای گواهینامه و تند یس 5S به واحدهای برتراشاره کرد.

    *  در این راستا مجموعه ای از اقدامات علمی 5S در کنار راههای عملی دستیابی به این شیوه بهبود مدیریت همراه با تصاویر قبل و بعد از اجرای  5Sبا بیش از 930نفرساعت کار پژوهشی و اجرایی تهیه شده است كه از اين جهت اين مجموعه حائز اهميت مي باشد وبه سازمان- شرکت یا محل کار شما این امکان را میدهد تا با بهره وری و نشاط بیشتری کار کنید.هم اکنون این سازمان از مزایای 5S و اثرات منتج از آن مانند:

 زیبا و دلپذیر شدن محیط کار- ایمن شدن محیط کار و جلوگیری از حوادث و بیماری های کاری - بهداشتی شدن محیط کار و رفع آلودگی های احتمالی موجود در آن - ارتقای روحیه کارکنان با کاهش خستگی و کسالت روانی ناشی از محیط کار- تسهیل در گردش عملیات و آسان تر کردن و تسریع در انجام امور -کاهش خرابی ماشین آلات و تجهیزات کاری -کاهش ضایعات ناشی از نابسامانی  و درهم ریختگی و فاسد شدن مواد- افزایش طول عمر و کارآیی ابزار و لوازم دقیق و ظریف- دستیابی به سطح کیفیت بهتر و بهره وری بیشتر- ایجاد بستر و زمینه مناسب برای اجرای سایر نظامهای مدیریتی و رضایت مشتریان و ارباب رجوع و..... بهره مند گردیده است وبعنوان سازمانی آراسته به شما اطمینان میدهد دستاوردهای مهم و نتایج و مزایای فراوان آن نیز شامل سازمان شما خواهد شد؛ اگر نظام 5S را بصورت علمی و عملی اجرا نمایید.

در پایان قابل ذکر است که این سازمان موفق به دریافت گواهینامه بین المللی  5اس شده فلذا در راستای فرهنگ سازی و تشویق ادارات –نهادها- ارگانها - موسسات و سازمانهادر اصلاح الگوهای مصرف و افزایش بهره وری از طریق کاهش ضایعات وخرابی ها و استفاده بهینه از منابع مادی و معنوی بعنوان یک سازمان موفق در اجرای نظام آراستگی سازمانی والبته با هماهنگی قبلی از سازمانهای استانی– منطقه ای و ملی دعوت به بازدید می نمایند  .

 
تهیه وتدوین: طیبه فرهنگ



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:15 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يكي از تاثيرگذار ترين فناوري هاي پيش روي ساكنان كره خاكي ، در زمره صنعتي سبز در جهت تقويت زير ساخت هاي توسعه پايدار و اصلاح و تنظيم سامانه هاي هدايت و كنترل نيازهاي مختلف جامعه بشري شمرده شده است . اين صنعت كه پس از انقلاب صنعتي ،‌به عنوان موج چهارم (forth wave)‌ در پيشرفت و توسعه جوامع تلقي مي شود ،‌ امروزه در حوزه هاي مديريتي ،‌ برنامه ريزي و ساماندهي و كنترل زير ساخت هاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي نقش بسزايي ايفا كرده است .

با استفاده از فاكتورهاي بنيادين موجود در اين صنعت سبز ،‌مي توان به تنظيم هوشمندانه نيازهاي مختلف زندگي روزمره و سامان دهي الگوهاي مصرف ،‌به سمت بهره وري ملي (National Productivity)‌ گام برداشت .

  اكنون كه در آغاز سال هشتاد و هشت هجري شمسي ،‌ رهبر انقلاب اسلامي ،‌ اين سال را سال اصلاح الگوي مصرف براي ايرانيان دانستند ،‌ پسنديده است تا با استفاده از پتانسيل هاي موجود در نهادهاي دولتي و خصوصي در حوزه ICT،‌نسبت به استفاده بهينه از قابليت هاي اين فناوري در جهت كاهش تقاضاهاي بي رويه در جاهايي كه صرفه جويي هوشمندانه صورت نمي گيرد ،‌ اقدام نمود.

 فناوري اطلاعات اين امكان را در راستاي طراحي الگوهاي صحيح مصرف در اختيار ما قرار مي دهد تا بتوانيم ،‌ با شناسايي دقيق نيازها ،‌به بررسي نقاط Min‌ و Max‌ مصرف در حوزه هاي مختلف انرژي ،‌ تغذيه و امثالهم در جامعه و خانواده پرداخته و نقاط عطف اين نمودار صعودي مصرف را در ميان ايرانيان واكاوي منطقي كنيم.

 همان طو ر كه آيت الله خامنه اي در نماز عيد سعيد فطر سال 87 نيز عنوان كردند و مجددا اين مساله حساس را در پيام نوروزي خود منعكس كردند ،‌ ملت ايران در مقايسه با ملت هاي ديگر منطقه و جهان ،‌ به عنوان يكي از پر مصرف ترين ملت ها شناخته مي شود و در حوزه انرژي هاي تجديد ناپذير (Unreliable Sources of Energy)‌ مانند نفت ،‌ از وضعيت تاسف باري برخوردار است . با نگاهي به آمار ها مي توان دريافت كه ما ايرانيان در هدر دادن سرمايه هاي ملي خود ،‌ بسيار كم تر از ان چه در آموزه هاي ملي و ديني خود به آن اشاره شده است ،‌رفتار منطقي و مسئولانه از خود بروز مي دهيم.

 اميد است به اتكاي سال اصلاح الگوي مصرف ،‌ وزارت خانه هاي مسئول و مرتبط با مسائل مصرف مانند وزارت بازرگاني ،‌وزارت ارتباطات ،‌وزارت نيرو ،‌وزارت نفت و حتي ارگان هاي فرهنگ ساز مانند سازمان هاي دولتي و صدا و سيما ،‌ در جهت هدايت صحيح افكار عمومي نسبت به فرهنگ صرفه جويي در سالي كه با ركود اقتصادي جهاني همراه است ،‌ حركت ارزنده اي از خود بروز دهند . قطعا اين اهتمام ،‌با استفاده هوشمندانه از ظرفيت هاي فناوري اطلاعات مانند نهادينه كردن سيستم هاي هوشمند محاسبه و كاهش ميزان مصرف انرژي در سازمان هاي دولتي يا استقرار سامانه هاي الكترونيكي متعادل ساز مضرف انرژي در خانه ها ،‌ادارات و مدارس ،‌ بيش از پيش موثر و اثربخش خواهد بود.

سايه نيكانلو - كارشناس ارشد ارتباطات جمعي



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:13 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 فناوری اطلاعات به عنوان سبزترین فناوری موجود در جهان همواره مورد تقدیر نهادهای حافظ محیط زیست و کاهش مصرف انرژی‌هاي آلوده‌ساز و به عنوان راهکاری برای عبور از بحران فعلی اقتصادی به شمار مي‌آید.

در حالی که صنعت آي‌تي از یکسو تحت تاثیر بحران اقتصادی جهانی در رکود فرو رفته است، آیا مي‌توان راه حل‌هاي عبور از این بحران را حرکت به سمت آي‌تي عنوان کرد؟ در این مسیر آیا آي‌تي را می‌توان راه حلی برای صرفه‌جویی و اصلاح الگوی مصرف نیز در نظر گرفت؟

علی‌اکبر جلالي، كارشناس IT و استاد دانشگاه علم و صنعت معتقد است شركت‌هايي كه به ارايه خدمات IT مي‌پردازند بايد در روش‌هاي خود تغيير ايجاد کرده و با روش‌هاي جديد مردم را به استفاده از رايانه و صرفه‌جويي در وقت و هزينه تشويق كنند.

شركت‌هاي كامپيوتري و تغيير شيوه عملكرد عمده شرکت‌هاي آي‌تي ایرانی همچنان به دولت به عنوان فراهم‌کننده شرایط ایده آل عبور از بحران مي‌نگرند. به عقیده این گروه دولت به عنوان بزرگترین مشتری بازار آي‌تي در ایران نقش عمده‌ای در تعیین مسیرها و جهت‌دهی‌ها دارد. در مقابل اما برخی کارشناسان معتقدند که شرکت‌هاي آي‌تي هم باید از روش‌های تکراری و سنتی فاصله بگیرند.

احمد عليپور، مدیرعامل شرکت فراسو معتقد به توسعه کیفیت تولید یا واردات کالاهای با کیفیت است. او مي‌گوید شرکت‌هاي ایرانی باید با ارايه خدمات پس از فروش گسترده و عرضه كالا و خدمات با قيمت مناسب كاربر ايراني را به استفاده از رايانه تشويق كنند.
باقر بحري، نايب رييس سازمان نظام صنفي رايانه‌اي استان تهران و يكي از مديران شركت سازگار ارقام نیز اعتقاد دارد گسترش آي‌تي در جامعه مدل مناسبی است. او مي‌گوید: «قبل از اينكه بدانيم شركت‌ها در اين زمينه چه مي‌كنند، بايد بدانيم جامعه تا چه حد مي‌تواند از اين صنعت استفاده كند؟ بايد شرايطي فراهم شود كه همه مردم بتوانند از اين صنعت استفاده كنند.»

به عقیده بحری، شرکت‌ها با ارایه کالاهای با کیفیت و تلاش برای ارایه قیمت مناسب مي‌توانند با مشاوره به مردم میزان استقبال از سیستم‌هاي مبنتی بر آي‌تي را افزایش دهند.
مدیرعامل شرکت آواژنگ اما اصلاح الگوی مصرف مردم را مستلزم ایجاد الگوهایی بالاتر و رعایت آنان مي‌داند. به گفته منصور جلیلیان که قایل به روش از کل به جز است «شركت‌ها نيز بايد قوانين كلي را در راستاي اصلاح الگوي مصرف رعايت كرده و از ورود كالاي غير استاندارد و تقلبي به بازار جلوگيري كنند؛ چرا كه شركت‌ها نسبت جامعه مسوولند و با ارائه كالاي باكيفيت نه‌تنها به مصرف‌كننده احترام گذاشته بلكه از توليد زباله‌هاي الكترونيكي نیز جلوگيري مي‌شود.» به گفته وي، شركت‌ها نه تنها به دليل اصلاح الگوي مصرف، كه براي رضايت مشتري بايد اقدامات موثري در اين زمينه انجام دهند كه گسترش خدمات پس از فروش، عرضه كالاهايي كه كيفيت مطلوبي دارند و در عین حال انرژي كمتري مصرف مي‌كنند از آن جمله است.

سرعت دادن به مسیر ورود کالا
به گفته مدیران شرکت‌هاي آي‌تي باقی ماندن طولانی مدت کالا در گمرک یکی از هزینه‌سازترین بخش‌هاي کاری این شرکت‌ها است. به گفته مدیرعامل شرکت آواژنگ سرعت بخشیدن به ورود و خروج کالا از انبار گمرک کمک بزرگی به شرکت‌هاي آي‌تي است؛ چراکه باقی ماندن کالاها به دلایل مختلف در گمرک به معنی صرف هزینه اضافی است. همچنین اصلاح تعرفه ورودی برخی کالاهای آي‌تي نیز ضروری به نظر مي‌رسد. هر چند هم‌اکنون در زمینه تجهیزات کامپیوتری که اکثرا با تعرفه 4درصد وارد کشور مشکل چندانی وجود ندارد، اما در زمینه کالاهایی چون گوشی موبایل یا سیستم‌هاي شبکه واردکنندگان با مشکل مواجه هستند و قیمت تعرفه 25‌درصد فعلی نیز همچنان باعث افزایش قیمت‌ها مي‌شود.

جلیلیان پیشنهاد مي‌کند: براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده و اصلاح الگوي مصرف بهتر است وزارت بازرگاني و صنايع با كارگروه‌هاي صنفي جلسه گذاشته و از نظرات آنها استفاده كنند تا به نتايج مطلوب برسند.

فرامرز علايي، مديركل محصول تلويزيون شركت ماديران نيز در اين رابطه مي‌گويد: در وضعیت بحرانی فعلی توليد و واردكنندگان بايد به صورتي عمل كنند كه هزينه‌ها را تا آنجا كه ممكن است كاهش دهند تا بتوانند در بازار رقابتي دوام آورند.
به گفته وي، رمز موفقيت شركت‌ها در اين است كه بتوانند كالاي با كيفيت را با هزينه كمتر توليد و با قيمت مناسب به بازار عرضه كنند و بتوانند حركت‌هاي رقابتي در بازار داشته باشند.
وي افزود براي اينكه واردكنندگان و توليدكنندگان در شرايط رقابتي سالم فعاليت كنند بايد شرايطي فراهم شود تا از فعاليت افراد سودجو و قاچاقچيان جلوگيري شود.
دكتر جلالي استاد دانشگاه علم و صنعت نيز در اين رابطه مي‌گويد: شركت‌ها بسته به توانايی‌هایی كه دارند بايد به جامعه آموزش و خدمات دهند. شايد يك شركت كامپيوتري بتواند به مردم آموزش دهد به جاي مراجعه به فروشگاه و صرف وقت و انرژي زياد از طريق فروشگاه مجازي خريد كنند. همچنين شركت‌ها بايد مدل‌ها و روش‌هاي جديدي را به مردم ارايه دهند و از روش‌هاي پر هزينه ستني دل بكنند.
 
 
نويسنده: مريم عسگري


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:08 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است. از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به "اصلاح الگوی مصرف" بیشتر نمایان می شود.اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.

گردشگری نیز یکی از مسائلی است که با نحوی  با پدیده اصلاح الگوی مصرف در ارتباط است در این مقاله به بیان گردشگری و گردشگری در اسلام و سپس اصلاح الگوی مصرف گردشگری و در نهایت راهکارها ونتایج را مورد بحث قرار داده ایم .

واژگان کلیدی : اصلاح الگوی مصرف، گردشگری

 

 

مقدمه

 ممکن است برخی از متدین براساس برداشت نارسا و تصور ناقص خود از دین، دید مثبتی نسبت به مقوله گردشگری و شادی نداشته باشند. در تلقی این گونه افراد، دین و دین داری ، در نماز، روزه ، حج ،زکات واموری از این قبیل محدود می شود و گردشگری  تافته ای جدا بافته از دین و کاری برای غیر متدینین محسوب می گردد.

حتی گاه به حسب ظاهر، این برداشت، در متون دینی نیز راه یافته است برای مثال، در کتاب فقه  الرضا (ع) [1]پس از بیان این حکم که مسافر، نمازهای خود را در سفرهای عبادی و مباح شکسته می خواند آمده است:

« وسفرهای دیگر، که طاعت محسوب نمی شوند مانند سفرهایی که برای شکار، تفریح وکمک به ستمکار و... انجام می شود، در این گونه سفرها ، نماز و روزه، شکسته نخواهد بود.»[2]

البته همان گونه که مرحوم مجلسی نیز احتمال می دهد گردشگری به منظور شکار وانجام دادن کار حرام باشد. به هرحال تا آنجا که می دانیم، هیچ یک از فقیهان، سفر گردشگری را در صورتی که برای انجام کار حرام نباشد سفر معصیت ندانسته است و ازهمین رو علامه حلی در مبحث خمس و جواز استفاده ابن السبیل ازآن می نویسد: اگر سفر شخص در راه مانده، مثل سفر تفریحی، مباح باشد، برای او نیز جایز است از خمس استفاده کند زیرا کار او مباح وحلال و همانند سفر طاعت است نه معصیت و از همین رو نماز خود را شکسته به جای می آورد، همان گونه که در سفر طاعت چنین است.

 

 

گردشگری در اسلام

اساسا گردشگری شادی آفرین، سرور آور و تجدید کننده قوا است و در اهمیت و ضرورت این امور تردیدی نیست.

در سخنان ونصایح پیامبر (ص) به علی (ع) آمده است[3] : « خیری در وطن نیست، مگر این که برخوردار از امنیت وسرور باشد.» و به نقل از امام علی (ع) می خوانیم: « سرور ، مایه انبساط نفس و موجب برانگیختن شدن نشاط است.»[4]

و براساس عبارت السرور فی جمیع اموری در یکی از دعاهای امام صادق (ع) [5] آن حضرت شادی و سرور خود را در همه امور از خدا می طلبند.

حتی در حدیث معروف و مفصلی که بر طبق آن امام صادق (ع) جنود عقل و جهل را بر می شمارد و برای هر یک ، هفتاد و پنج درصد نام می برد، نشاط از جنود عقل و ضد آن یعنی کسل از جنود و سپاهیان جهل شمرده شده است.

سیره عملی پیشوایان و بزرگان دین نیز گویای توجه ایشان به امر گردشگری است.

طبق روایتی که مرحوم کلینی، با سند صحیح از عمرو بن حریث نقل می کند، وی می گوید: برامام صادق (ع) که در منزل برادرش، عبدالله بن محمد به سر می برد و ارد شدم به او عرض کردم: چه     انگیزه ای  شما را به این منزل آورده ؟ حضرت فرمود: طلب تنزه و تفریح.

هم چنین براساس روایتی، امام صادق (ع) گردشگری را در ده چیز از جمله پیاده روی، سوار کاری و نگریستن به سبزه دانسته است.[6]

در روایت دیگری که کلینی با سند معتبر از ابراهیم بن ابی محمود نقل می کند آمده است :

امام رضا (ع) فرمود: روزی به سوی تفرجگاهی که برای ما بود خارج شدم، در حالی که بعضی خدمتکاران، نمک را فراموش کرده بودند، و در آن جا به گوسفندی برای ما کشتند.[7]

نیز براساس روایتی که برقی با سند خود از ابراهیم بن ابی محمود نقل می کند وی می گوید: امام رضا (ع) از ما پرسید : کدام نان خورش، کافی تر و دارای سود و منفعت بیشتر است ؟ بعضی از ما پاسخ داد: گوشت، برخی دیگر از زیتون و بعضی نیز از روغن نام بردند. حضرت فرمود: نه بلکه نمک این چنین است .روزی به سوی تفرجگاهی که برای ما بود خارج شدیم ولی چون خدمتکاران نمک را فراموش کرده بودند بهره وسودی نبردیم تا این که برگشتیم.[8]

یکی از نوه های امام خمینی (ره) می گوید: به یاد دارم ایشان همیشه می فرمود: در ساعت تفریح، درس نخوانید و در ساعت درس خواندن، تفریح نکنید، هرکدام در جای خود از زمان کودکی به یاد دارند که هیچ وقت این دو را با هم عوض نکرده اند واین دو ، لازم و ملزوم یکدیگرند.[9]

گردشگری و الگوی مصرف

باید در گردشگری و ابراز شادی و نشاط ، زیاده روی نکرد به گونه ای که به تکبر و سرکشی منتهی شود و سر از غرور و خود پسندی و به تعبیر قرآن«مرح» در آورد که آن مورد نکوهش است .چنان که خداوند در وصف شادمانی دسته ای از زیان کاران می فرماید: این بدان سبب است که در زمین بی جهت و به ناحق به شادی پرداختید و دچار غرور و تکبر شدید.» [10].

ابن منظور می نویسد: مرح، شادمانی شدید و نشاط زیاد است به گونه ای که از حد خود بگذرد.[11] نیز در قرآن می فرماید: در زمین، با تکبر و خود پسندی راه مرو.[12]در تفسیر قمی به نقل از امام باقر (ع) آمده است : شادمانی بیش از حد و غرور آمیز و تکبر و تبختر، همه در زمره شرک و گناه کاری بر روی زمین است.[13]

می توان براساس آنچه گذشت حداکثر میزان گردشگری و شادی را تعیین نمود و آن را تا حدی معقول و مجاز دانست که به خود فراموشی و غرور وسرکشی وتکبر منتهی نشود. و اما حداقل آن نیز براساس برخی دیگر از رهنمودهای پیشوایان دین (ع) قابل تبیین است در کلامی از امام علی (ع) آمده است: وقت انسان با ایمان، سه بخش است بخشی را به مناجات با پروردگار و عبادت اختصاص می دهد وبخشی از آن را به منظور مرمت واصلاح معاش، در نظر می گیرد و قسمتی دیگر را برای لذت جویی در چهار چوب امور حلال ومباح مصرف می کند[14].

از آنجا که بحث و مقاله ما در مورد الگوی مصرف گردشگری است تا حدودی به بحث در این مقوله  می پردازیم :

صنعت گردشگری به عنوان يکي از مهم ترين   پديده هاي هزاره سوم، طی نيم قرن گذشته با رشد تصاعد گونه خود تاثير به سزايي در رشد و پويايي اقتصادي، تبادلات فرهنگي کشورها داشته است؛ به طوری که بسياري از صاحب نظران، قرن حاضر را قرن گردشگري نام نهاده اند. توسعه گردشگری همانند توسعه جهانی توجهی به عناصر و بسترهای ايجاد کننده اين صنعت نداشته وبا هدف سودآوری و افزايش رفاه اجتماعی اثرات مخربی را به همراه داشته به همين جهت در اين ميان تصوير نادرست و نامناسبی از رابطه گردشگری و محيط به جا گذاشته است.در نخستين ماههای سال 1997، کنفرانس وزراء جهانگردی کشورهای آسيايي حوزه اقيانوس آرام درباره جهانگردی و محيط، وابسته به سازمان جهانی جهانگردی در جمهوری مالديو تشکيل شد. بيانيه ماله که بيانگر روندی جهانی است با محوريت جهانگردی پایدار ماحصل کنفرانس مذکور می باشد. پس از بیانیه ماله سازمانهای جهانگردی سعی در ارایه راهکارها و سیاستهایی بودند که موجب پايداری اين صنعت گردد.

گردشگری پايدار ريشه در توسعه پايدار دارد. بطور‌کلی اين تلاش ها نشان ازآن دارد که گردشگری قادر است در پردازش توسعه پايدار راهکاری عملی را شکل دهد.از اين رو هدف اصلی در بسط معنايی گردشگری پايدار پيرامون ارائه روش های منطقی در بهره گيری از منابع طبيعی و انسانی و ممانعت از به کارگيری غير علمی اين منابع می باشد. توسعه پايدار گردشگری دارای دو جنبه حفاظت از محيط زيست، منابع وميراث فرهنگی جوامع است. از اين روگردشگری پايدار بايد با سياست مشخص و مدونی به اجرا در آيد تا بتواند حرکت اميد بخشی را در توسعه همه جانبه فضاهای جغرافيايی تضمين کند. گردشگری پايدار برای کارايی بالاتر در اين زمينه دارای اصولی می باشد که هماهنگ کننده اهداف و راهکارهای عملی می باشد. محيط ارزش ذاتی دارد و اين ارزش مهم تر از آن است که دارايي صنعت گردشگری محسوب شود. نبايد منافع بلند مدت و حفاظت از محيط را فدای ملاحظات کوتاه مدت کرد. همانطوری که در اصل 3 بيانيه ريو آمده است " حق‌ توسعه‌ بايد به‌ نحوي‌ اعمال‌ شود كه‌ متساوياً نيازهاي‌ نسل‌ كنوني‌ و نسلهاي‌ آينده‌ را در زمينه توسعه‌ و حفظ‌ محيط‌ زيست‌ برآورده‌ سازد." گردشگری بايد عامل مثبت با توانمندیهای مفيد برای جامعه و نيز گردشگران شناخته شود. روابط بين محيط و گردشگری بايد به گونهای مديريت شود که پايداری محيط در بلند مدت حفظ شود. فعاليت های گردشگری نبايد به محيط آسيب برساند ويا آثار نامطلوبی ايجاد کند. فعاليت های گردشگری و توسعه بايد با توجه به ويژگي های محيط و طبيعت منطقه مورد نظر   طرح ريزی شود. در هر منطقه ای بايد بين نيازهای ملاقات کنندگان، محل مورد بازديد و جامعه ميزبان هماهنگی وجود داشته باشد. دردنيای پويا، برخی تغييرات اجتناب ناپذيرند و تغييرات ممکن است مفيد باشد. انطباق با تغييرات نبايد باعث خدشه دار شدن هيچ يک از اصول شود. صنعت گردشگری، نهادهای محلی و سازمانهای محيطی، همه بايد با توجه به اين اصول در جهت کسب اهداف تلاش کنند.[15]

از آنجایی که امسال به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده است در زمینه گردشگری نیز باید متولیان امر نهایت صرفه جویی در زمینه های مختلف گردشگری را داشته باشند در زیر به بعضی از خصوصیات اصلاح الگوی مصرف گردشگری می پردازیم:

 حفظ منابع به صورت پايدار

حفظ و استفاده از منابع (طبيعی، اجتماعی و فرهنگی) بسيار حائز اهميت است وبه معنای تجارت دراز مدت می باشد به عبارت ديگر تامين نيازهای کنونی جامعه و حفظ و نگهداری از سرمايه و منابع نسلهای آتی. به این معنی که هریک از هموطنان وشهروندان ما که به امر گردشگری می پردازند باید با استفاده صحیح از منابع موجود در طبیعت سعی کنند آن را برای دیگر هموطنان  و به ویژه برای نسل ها ی آینده حفظ کنند. زیرا منابع طبیعی یکی از مهمترین جاذبه های گردشگری می باشد.

بازاريابي و تبليغات مناسب 

تبليغات و بازاريابی نقش موثری در شناسايي اهداف و مزايای گردشگری پايدار به عهده دارد. از اين طريق اطلاعات بسيار کامل و جامعی در اختيار گردشگران قرار مي گيرد و درپي آن شناخت و توسعه و استقبال مردم از گردشگري پايدار، سبب افزايش احترام نسبت به محيط فرهنگی، اجتماعی وطبيعی نواحی ديدنی می شود، و رضايت مشتری را نيز افزايش می دهد. اما متأسفانه دیده شده است که  افراد یا سازمانهایی با ایجاد بروشورها و تبلیغات فراوانی که از مال و اموال عمومی ملی است استفاده می کنند و چه بسا ولخرجی ها و تبلیغات گزافی که هیچ ربطی به آن سازمان ومکان را ندارد را انجام می دهند بسیاری از سازمانها با سرمایه گذاری عظیم که فقط در پی سودجویی خود هستند با مبالغ هنگفتی سعی می کنند که از این اموال و سرمایه های عمومی به نفع شخصی خود استفاده کنند که در صورتی این منابع همه متعلق به ملت است.[16]

كاهش بيش از حد مصرف و اتلاف  منابع

توسعه گردشگری، افزايش توليد منابع طبيعی به خصوص آب و زمين را در پی دارد. ترويج الگوی صحيح مصرف مخصوصا در مورد جهانگردان و گردشگران جلوی هزينه های بازسازی، زيانهای دراز مدت را گرفته وبه کيفيت گردشگری کمک می کند.( اصل‌ 8 بيانيه ريو "جهت‌ نيل‌ به‌ توسعه پايدار و كيفيت‌ بالاتر زندگي‌ براي‌ همگان‌، دولت‌ها بايد الگوهاي‌ توليد و مصرف‌ غيرپايدار را كاهش‌ داده‌ و رها نمايند و سياست‌هاي‌ جمعيتي‌ متناسب‌ اتخاذ نمايند. ")

 استراتژيك بودن در  برنامه‌ريزي

برنامه ريزی عمل توسعه هر فرآيندی است وبرنامه ريزی، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را مشخص  می کند و تمامی عوامل را برای دستيابی به هدف مذکور هماهنگ می سازد .با برنامه ريزی در گردشگری دستيابی به اهداف اقتصادی (افزايش درآمد و ايجاد شغل، و اهداف غير اقتصادی (حفظ محيط زيست، محيط اقتصادی، محيط فرهنگی ومحيط اجتماعي) ) کاری سهل و آسان خواهد بود.

با برنامه ریزی می توان جلوی بسیاری از اسراف ها و زیاده روی های که بعضی از جهانگردان و توریست هایی که از کشورهای مختلف به کشور ما می آیند و آن را با خود می آورند جلوگیری کردهمچنین با برنامه ریزی صحیح واصلاح الگوی مصرف می توان فرهنگ اسلامی بودن مصرف به اندازه را به این توریسها و جهانگردان انتقال داد تا آنان با رفتن به کشور خود از این پدیده اصلاح الگوی مصرف به عنوان تبلیغات  استفاده کنند و جلوی بسیاری از تهمتها والقائاتی که به کشور ما وارد می شود را گرفت.[17]

راهکارهایی برای اصلاح الگوی مصرف گردشگری

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين      حال ها، ظهور و بروز يابد.". بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير راصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود.

فرهنگ سازي

1) يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب گردشگری، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليتهاي خود بايد به بهينه مصرف كردن منابع مادي اقدام نمايد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشوريك شب و به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف در زمینه گردشگری  مي باشد.

مديريت قوي

2) داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري نيز مي باشد يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي آيد. مسئولان و متوليان امر با پرهيز از شعار زدگي نبايد به برگزاري چند همايش، سخنراني و چاپ مقاله در زمینه گردشگری و جهانگردی و كارهايي از اين قبيل خود را گرم كنند. لذا وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح كلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب يك استراتژي راهبري، طبق نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم نمودند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز كه حقيقتاً پيشرفت كشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير       مي باشد؟

 

طراحي ساز وكار

3) يكي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح الگوي مصرف گردشگری، ترسيم اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت ها و هزينه ها در تمامي     حوزه ها به ویژه گردشگری، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان هاي مختلف مي توانند با اجرا و به كارگيري روش ها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.

جلب مشاركت مردم

4) جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع گردشگری از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهايي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به درست مصرف كردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي نمايد.

5) گنجاندن اصلاح مصرف گردشگری در مدارس و بویژه  در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.

6) استفاده و بهره -گيري از برنامه هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف گردشگری و پخش برنامه هایی متناسب با این موضوع .

7) گنجاندن برنامه اصلاح الگو مصرف گردشگری در برنامه توسعه كشور و مصوبه هاي دولت. يعني حركت همه  دستگاه هاي دولتي به طور مستمر و پايدار درجهت تحقق منويات مقام معظم رهبري

8) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان ها و نهادهاي ذي ربط. براي مثال سازمان گردشگری می تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در بروشورهای که مختص به این امر است  به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.

9) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولين گردشگری دراین زمینه.

10) تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضدارزش نشان دادن مصرف گرايي براساس ارزشها و آموزه هاي ديني و انتقال آن به جهانگردان و گردشگران.

11) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه و جهانگردانی که از کشورهای مختلف به ایران می آیند.[18]

نتیجه گیری

جهانگردی روندی است که از دیرزمان با اشکال خاص خود در جوامع انسانی وجود داشته و تدریجا طی مراحل تاریخی سیر تکاملی خود را تا عصر حاضر پیموده است . در قرآن و دین اسلام اهمیت بسیاری به این موضوع شده است . به طوری که ائمه معصومین در روایات بی شماری اوقات انسان را به سه دسته تقسیم کرده اند و بخشی را برای صنعت گردشگری و یا همان تفریح قرا رداده اند.

با توجه به این که گردشگری برای خود زمینه ساز بسیاری از توسعه های فرهنگی واقتصادی کشور را در بر می گیرد سعی شد که در این مقاله به بیان مصرف بهینه در صنعت گردشگری در زمینه مصرف منابع و مصارفی که یک توریست یا یک جهانگرد در زمینه گردشگری با آن مواجه است بیان شود. در پایان راهکارهایی را به طور کلی بیان کردیم که امید است هرچند مقاله کمی بود اما مورد استفاده قرار گیرد.

منابع :

  • 1. قرآن کریم
  • 2. نهج البلاغه ، سید رضی
  • 3. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، چاپ اول، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1366 ش.
  • 4. ابن منظور، لسان العرب، چاپ اول، بیروت ، داراحیاء الثرات العربی ، 1416ق.
  • 5. الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، عنوان مقاله ای در روزنامه کیهان ، 1388، انتشارات بی تا
  • 6. بروجردی، سیدحسین، البدر الزهرا فی صلاه الجمعه و المسافر ( تقریرات به قلم حسینعلی منتظری) چاپ سوم، قم، چاپخانه نگین، 1416ق.
  • 7. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، چاپ دوم، قم ، دارالکتب الاسلامیه، 1371ق.
  • 8. جدیدی، محمد علی ، عبد صالح، چاپ اول، قم ، انتشارات طاوس بهشت، 1379 ش.
  • 9. داس ويل راجر "مديريت جهانگردی مبانی ،راهبرده و آثار "دفتر پژوهش های فرهنگی1384 .
  • 10. طبرسی، ابوالفضل، مشکاه الانوار، چاپ دوم، نجف ، کتابخانه حیدریه، 1385ق
  • 11. صدوقی ، من لا یحضره الفقیه، قم ، انتشارات جامعه مدرسین، 1413ق.
  • 12. قمی ، علی بن ابراهیم ، تفسیر قمی، چاپ سوم، قم ، دارالکتاب ، 1404 ق.
  • 13. کلینی ، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه ، 1365 ش.
  • 14. کاظمی مهدی "مديريت گردشگری"سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت ) 1385
  • 15. مجلسی ، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ سوم ، بیروت ، داراحیاء الثرات العربی ، 1403 ق.
  • 16. ولا فرانسوا،بيچريل يونل "گردشگری بين المللی "موسسه انتشارات امير کبير 1384 .

 


[1] - ر.ک: سیدحسین بروجردی ، البدر الزاهر فی صلاه الجمعه و المسافر، ص 226.

[2] - فقه الرضا (ع)، ص 161.

[3] - صدوق من لا یحضره الفقیه ، ج4، ص 370

[4] - عبدالواحد آمدی، غررالحکم ص 319

[5] - کلینی ، کافی ، ج4، ص 289

[6] - ابوالفضل طبرسی، مشکاه الانوار ، ص 150

[7] - کلینی ، کافی ، ج6، ص 326

[8] - برقی ، المحاسن، ج2، ص 952، مجلسی بحار الانوار، ج63، ص 399

[9] - محمدعلی جدیدی، عبد  صالح، ص 103.

[10] - غافر، 40:75

[11] - ابن منظور  لسان العرب ج13، ص 67

[12] - اسرا  17:37

[13] - علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص 261

[14] - سیدرضی، نهج البلاغه، ص 1271، حکمت 382

[15] - داس ويل راجر "مديريت جهانگردی مبانی ،راهبرده و آثار "دفتر پژوهش های فرهنگی1384

[16] - ولا فرانسوا،بيچريل يونل "گردشگری بين المللی "موسسه انتشارات امير کبير 1384

[17] - کاظمی مهدی "مديريت گردشگری"سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت ) 1385

[18] الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 24



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:04 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 هنگامی كه پس از اعلام تحويل سال، رهبر معظم انقلاب سخنان خود را آغاز كردند، به سياق متعارف سال‌های اخير همه منتظر بودند تا ببينند ايشان چه موضوعی را برای عنوان و نام سال جديد تعيين خواهند كرد... صادقانه اعتراف می‌كنم، زمانی كه ايشان پرهيز از اسراف را مورد اشاره قرار دادند، گويی يك لحظه بر دلم گذشت: چه مسأله‌ی ساده‌ای! در چنين شرايطی كه همه‌ی اذهان به موضوعاتی چون انرژی هسته‌ای و رابطه با آمريكا درگير است، آيا موضوع اسراف اين‌قدر اهميت دارد؟

...دقايقی بعد با ديگر ايرانيان در حياط باغ سفارت برای خوردن ناهار آماده می‌شديم و من موضوع اسراف را از ياد برده بودم. پذيرايی به روال معمول مهمانی‌های رسمی و عروسی‌ها سلف‌سرويس بود؛ يعنی هركه محترم‌تر و محجوب‌تر بشقابش خالی‌تر! سفير محترم و محجوب هم با تواضع و فروتنی داشت به همكاران خود در پذيرايی از مهمانان كمك می‌كرد و همه در تكاپو بودند.

مدتی نگذشت كه اكثر مهمانان ناهار خوردند و محجوب‌ترها بی‌آن‌كه به روی كسی بياورند، مشغول جمع كردن ظرف‌ها از اطراف باغ بودند. در بسياری از بشقاب‌ها مقدار زيادی زرشك‌پلو دست‌نخورده مانده بود؛ قطعه‌های درشت مرغ در بعضی ظرف‌ها ديده می‌شد، در حالی‌كه هنوز بعضی هيچ نخورده بودند. انگار خدا می‌خواست در همين فاصله‌ی كوتاه به من نشان دهد موضوع جدی‌تر از آن است كه فكر می‌كردم.

پس از آن وقتی تصميم گرفتم در جلسات هفتگی با برخی دانش‌آموزان و دانشجويان ايرانی به اين موضوع بپردازم، به روايات شگفت‌آوری در اين موضوع برخوردم كه برای خودم تازگی داشت و گمان می‌كنم اگر با نگاهی نو مورد مطالعه قرار گيرند، حتی از خلال آن‌ها بتوان به‌خوبی سبك زندگی اسلامی و مدرن عرضه كرد. به عنوان مثال ما در آموزه‌های روايی تعبير "لباس آبروداری" و "لباس كار روزانه" داريم. چيزی مثل تعبير لباس پلوخوری خودمان! و تأكيد بر اين‌كه چند دست لباس داشتن به خودی خود عيب ندارد، بلكه گاهی خوب است و اسراف، استفاده از لباس مهمانی برای كار روزانه و آسيب رساندن به آن است. در حالی‌كه گاهی متأسفانه ما چنين توجهی را از مصاديق اشرافی‌گری و ضد ارزش و برعكس، بی‌توجهی به آن را مصداق ساده‌زيستی و ارزش می‌دانيم.

به هر حال تغيير باورها و در نتيجه رفتار يك فرد طی مسيری طولانی و پيچيده رخ می‌دهد. اگر قرار باشد اميدی به تغيير داشته باشيم، اين اميد به نسل آينده و نيازمند گذشت زمان است؛ البته در صورتی كه شرايط برای تأمين اين هدف محقق گردد.

تربيت، راه تغيير
همه‌چيز برای تغيير در آينده‌ی انسان‌ها تنها از طريق تربيت و از دو مسير قابل تصور است:
1. تربيت رسانه‌ای كه به آن "التربية الإعلامية" می‌گوييم،
2. تربيت آموزشی كه آن را "التربية التعليمية" می‌ناميم.

امروزه در تمام جهان نه تنها نظام‌های فكری و سياسی بلكه حتی مؤسسات بزرگ اقتصادی از اين دو طريق در پی تحقق برنامه‌ريزی‌های درازمدت خود هستند. يعنی نخست وضعيت موجود را با مطالعات دقيق و پژوهش‌ها و ارزيابی‌های عالمانه به‌درستی می‌سنجند و آن‌گاه برای هرگونه تغييری به چند دهه بَل چند صده‌ی آينده می‌انديشند و اقتضای اين برنامه‌ريزی را به اهتمام مراعات می‌كنند.

تغييراتی كه طی سال‌های اخير در وضعيت فرهنگی- اجتماعی كشورهای اسلامی و عربی رخ داده و به‌سرعت در همه‌ی زمينه‌ها در حال بروز و ظهور است، شاهد بسيار زنده‌ای برای مسير پيچيده‌ای است كه طی چند دهه‌ی اخير در جريان بوده و همچنان ادامه دارد.

تربيت رسانه‌ای بيشتر سبك زندگی(life style) را نشانه می‌گيرد و با برجسته‌سازی نوع زندگی چهره‌های شاخص از گروه‌های مرجع مخاطبان خود، می‌كوشد تا اهداف مورد نظر را محقق سازد؛ و تربيت آموزشی بيشتر به حوزه‌ی مهارت‌های زندگی(life skills) می‌پردازد و تلاش می‌كند تا انسان‌های آينده را چنان كه برنامه‌ريزی شده، بپرورد.

اين هر دو از خلال مشاهده‌ی عينی مخاطب و اقناع قلبی وی آن‌هم معمولاً به‌شكل غيرمستقيم صورت می‌گيرد. نخستين مشكل ما در فضای فعلی از همين‌جا شروع می‌شود؛ بگذاريد صريح و بی‌تعارف سخن بگويم؛ ما همين شيوه‌ها را برای تبليغ نياموخته‌ايم يا از سر تنبلی و بی‌حوصلگی دنبال راه كوتاه‌تر و كار بی‌زحمت‌تر هستيم.

به سخن‌رانی عادت كرده‌ايم!
ما به دليل پيشينه‌ی تاريخی و موقعيت اجتماعی و نوع شكل‌گيری ارتباطمان با فرهنگ غرب و پذيرش مدرنيته و لوازم آن، همچنان در دنيای گذشته به سر می‌بريم و با مخاطبان خود به همان شكل سخن می‌گوييم. هم در مراكز علمی آموزشی‌مان همچنان از ميان شيوه‌های گوناگون تربيتی تنها به سخن گفتن مستقيم معلم اكتفا می‌كنيم و هم در محافل دينی و مذهبی‌مان تنها همان شيوه‌ی خطابه‌ی مستقيم سنتی را به‌كار می‌بريم.

برای ما تنها صداست كه به رسميت شناخته می‌شود؛ حتی تصويرمان هم متكی به صدا و گفتار و كلام است! تقصيری هم نداريم؛ بخواهيم يا نخواهيم بر بنيانی از غلبه‌ی فرهنگ گفتاری ايستاده‌ايم؛ در حالی‌كه رهنمود پيشوای ششم آئين‌مان امام جعفر صادق عليه‌السلام چنين است:
"كونوا دعاة لنا صامتين. به خاموشی برای ما تبليغ كنيد!" حرف كمتر بزنيد، سر و صدا و فرياد لازم نيست؛ سكوت كنيد. وقتی صدا خاموش شود، كار تصوير آغاز می‌گردد و ناچار بايد جور صدا را هم، تصوير بكشد‌؛ تصويرِ كردار و عمل، نمايش حركت و فعل كه واقعی‌تر است و جدی‌تر و... دو صد گفته چون نيم‌كردار نيست!

اما ما به حرف زدن عادت كرده‌ايم؛ عادت چند صدساله را كه يك‌شبه و دو روزه و حتی ده‌ساله نمی‌توان از كسی گرفت... مشكل اما اين‌جاست كه رقيبان ما چنين عادتی ندارند و كالای فرهنگی‌شان اگر نه بهتر، سريع‌تر، جذاب‌تر و مؤثرتر از ما، لااقل همچون كالای ما در دسترس مخاطب ماست.

بايد پذيرفت كه كار آموزشی و فرهنگی، تخصص، تدبير و تجربه می‌خواهد و هركسی به مجرد چندسال حضور در دانشگاه و حوزه يا فعاليت در يك مركز آموزشی يا به صرف علاقه به كتاب و فيلم، متخصص فرهنگی آموزشی نمی‌شود.

بايد پذيرفت كه زبان نسل جديد، تفاوت كرده است و سرعت تحولات اجتماعی فاصله‌ی ما را با او روزبه‌روز بيشتر می‌كند و هرچه می‌گذرد، ميانگين سواد و اطلاعات و روزآمدی مخاطب بالاتر می‌رود.

سپيدنمايی به‌جای واقع‌نمايی
از سوی ديگر اجزا و عناصر مختلف اجتماعی با هم پيوندی ناگسسستنی دارند. بايد پذيرفت كه عملكرد عناصر گوناگون نظام اداره‌ی جامعه به ‌هم مربوط است و مستقيماً بر هم اثر می‌گذارد. در جامعه‌ای كه حاكميت دينی دارد، پيام دينيِ صادر شده از جانب اين حاكميت، در گردونه‌ای از آموزش و رسانه و قوه‌ی قضائيه تا نيروی انتظامی و دستگاه‌های اجرايی تعريف می‌شود. نمی‌توان از مخاطب انتظار داشت پيام دينی را در يك مجموعه‌ی رسمی دينی جدا از بقيه‌ی اجزای مجموعه و به شكل انتزاعی و مجرد دريافت كند و بپذيرد. به‌طور طبيعی اين‌گونه پيام‌ها در يك مجموعه‌ی همگون و يك منظومه‌ی هماهنگ اثر دارد و نتيجه می‌دهد؛ مشروعيت و روايی آن نيز در مخاطب كاملاً با تصدی حكومتی صاحبان پيام، مرتبط است.

متأسفانه با سخنان و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به‌شكل رسمی و تعارف‌آميز برخورد می‌شود. اين سياه‌نمايی نيست بلكه يك بررسی و مطالعه‌ی ساده، ثابت می‌كند كه واقع‌نمايی است. نبايد خيلی دلخوشانه برخورد كرد. سپيدنمايی هم به اندازه‌ی سياه‌نمايی خطرناك است و آنچه اقتضای تعهد و التزام دينی است، واقع‌نمايی است.

اگر باور نداريد، در هفته‌ها و ماه‌های آينده عملكرد نهادهای مختلف در موضوع فرهنگ‌سازی برای اجتناب از اسراف را رصد كنيد و ببينيد آيا اتفاقی جز آن رخ می‌دهد كه در طول سال‌های گذشته رخ داده است؟ قرار است رهبر انقلاب به‌عنوان راهنما و پيشوای جامعه‌ی اسلامی مشكلات را شناسايی كنند و بر درد، انگشت بگذارند. اين رهبر انقلاب است كه سخن می‌گويد، هدايت می‌كند و فرمان می‌دهد؛ ديگران از مجريان آموزشی و متوليان فرهنگی و رسانه‌ای تا ساير نهادهای رسمی و دولتی، بايد كارشناسانه و هوشمندانه راهكارهای عملی برای تحقق آن رهنمود بيابند.

اتفاقی كه در عمل رخ می‌دهد اما برعكس است: بسياری از نهادها به جای اجرا و تدبير عملی، به سخن گفتن و بيانيه دادن و گفتار و شعار مشغول می‌شوند. گويی رهنمود رهبری نيازمند تأييد ديگران بوده است.

چه فايده اگر از ناپسندی اسراف سخن بگوييم اما جريان غالب در فرهنگ عمومی، اسراف را تقبيح نكند يا برعكس، پرهيز از اسراف را ضد ارزش برشمارد؟ چه سود اگر در برنامه‌های بی‌رمق و توصيه‌گونه‌ی تبليغی بر دوری از اسراف تأكيد شود اما در سريال‌های پرمخاطب تلويزيونی مصرف‌گرايی ترويج گردد؟ چه حاصل اگر آنان كه مقبوليت كمتری در ميان مخاطب دارند به زبان از قُبح اسراف بگويند اما آنان كه محبوبيت و تأثير دارند، در عمل برعكس باشند؟

فرهنگ، توصيه‌پذير نيست
تأثيرگذاری بر مخاطب، اقتضائات و لوازمی دارد و پيچيده‌تر از آن است كه با يك دعا و توصيه‌ی ساده محقق شود. همان خدايی كه ما را به تبليغ دين خود امر كرده "و أعدوا لهم ماستطعتم من قوة" فرموده و به اشاره‌ی"لاتنفذون إلا بسلطان" خردمندان را هشدار داده كه مقدمه‌ی واجب را هم واجب بدانند و بپذيرند كه هرچه كار، گران‌تر و گرامی‌تر، سخت‌تر و پرهزينه‌تر است.

به هر روی، برای تأمين هدف ارزشمندی كه رهبر انقلاب در آغاز سال از آن سخن گفته‌اند، ناچار بايد سه مرحله را طی كرد:
1. سال جديد سرآغازی برای حركت در اين راستاست، نه يك دوره‌ی زمانی انحصاری؛ چنان‌كه سال‌های پيش سرآغاز حركت به سوی بزرگداشت مقام "پيامبر أعظم" صلّی‌الله عليه و آله يا سرآغاز توجه بيشتر به اهميت "وجدان كاری" يا "انضباط اجتماعی" بوده است. در مجموع قرار است هر سال چيزی به جريان مستمر حركت‌های قبلی اضافه شود نه اين‌كه موضوعی جايگزين موضوعات پيشين گردد؛ اما در عمل می‌بينيم چنين نيست. اگر امسال نويسنده‌ای درباره‌ی اميرمؤمنان عليه‌السلام بنويسد، كارش مورد حمايت قرار نمی‌گيرد، چون امسال تنها سال "اصلاح الگوی مصرف" است! طبيعتاً اگر فيلم‌سازی سال بعد درباره‌ی مذمت اسراف فيلم بسازد، مورد حمايت قرار نمی‌گيرد، چون سال اصلاح اسراف تمام شده است! در حالی‌كه برعكس، اگر كاری بخواهد با تأمل و اتقانْ سامان يابد، به شتابی چند ماهه صورت نمی‌پذيرد؛ در نتيجه همه به سرِهم‌بندی و كارهای شتاب‌زده و شعاری عادت می‌كنيم و راضی می‌شويم. اين‌گونه افق بلند تدبير و اميد رهبر انقلاب را تنگ و تاريك می‌كنيم.

2. زمينه‌های عملی و اجرايی دوری از اسراف و اصلاح الگوی مصرف بايد در نهادهای مختلف و عرصه‌های گوناگون مطالعه و فراهم شود. تنها به يك نمونه اشاره می‌كنم: ما اكنون در زمينه‌ی نان مشكل جدی داريم و حتی اگر كسی بخواهد اسراف نكند، وضعيت فعلی عرضه‌ی نان در كشور و چرخه‌ی توليد و مصرف و بازيافت نان، خود اسراف‌زاست. در حالی‌كه تجربه‌ی نوع نان مصرفی در بسياری كشورها- همچون لبنان- برعكس است؛ يعنی اگر كسی بخواهد اسراف كند، به‌راحتی نمی‌تواند! بايد نهادهای مربوط در عرصه‌های گوناگون بدون دخالت در حوزه‌ی كار ديگری به اقدام اجرايی مشغول شوند. پژوهشگر مطالعات اجتماعی بايد با نظرسنجی و پيمايش ميدانی، نقطه‌های آسيب‌زا را شناسايی كند. مسؤولين رسانه‌ای بايد از امكانات و فرصت‌های تبليغی بهره بگيرند. مديران صنعتی و اقتصادی بايد برای روان شدن مصرفِ صحيح سياست‌گذاری كنند و خلاصه هركسی بايد كار خودش را بكند.

3. موضوعی چون دوری از اسراف، بيش از ساير موضوعات به حوزه‌ی فرهنگ عمومی تعلق دارد و اين حوزه بسيار پيچيده و دقيق است. از سويی نبايد با عجله و شتاب انتظار داشت نتيجه‌ی عملی سريع و محسوسی مشاهده شود؛ چون فرهنگْ توصيه‌پذير و سفارش‌بردار نيست و از سوی ديگر بايد كار را به كاردان سپرد. اگر به جای كارشناس صاحب‌نظر فرهنگی يا جامعه‌شناس باتجربه، فهيم و دلسوز كسی كه آشنا به رمز و راز مفاهيم فرهنگی و اجتماعی نيست كار را به‌دست بگيرد، يكی از همان چهار خواهد شد كه اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
"يستدل علی إدبار الدول بأربع: ...بتضييع الاصول و التمسك بالفروع و تأخير الأفاضل و تقديم الأراذل"


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:57 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 رسم است كه رهبر انقلاب برای تمركز توجهات به مسائل مهم كشور نامی برای هر سال انتخاب می‌كنند تا همت‌ها را متوجه اين موضوع كنند. امسال هم- گرچه پيش از اين در دهه‌ی هفتاد مسئله‌ی پرهيز از اسراف و انضباط مالی و جلوگيری از اتلاف منابع را مطرح فرموده بودند- مشخصاً اصلاح الگوی مصرف نام گذاشتند. هدف هم اين است كه چه در رفتار شخصی، چه در رفتار حكومتی اتفاق‌های تازه‌ای بيافتد تا زمينه‌های رشد و شكوفايی را بيشتر فراهم كند.
اسراف در رفتار مصرفی فردی، حرام است؛ يعنی در مصرف كالاها و خدمات حدی بايد رعايت شود و فرد بيش از نياز واقعی خودش مصرف نكند. در توليد هم اگر منابع توليد بد تخصيص داده شود يعنی ما برای ميزان معينی از محصول بيش از اندازه‌ای كه عقلايی هست مواد اوليه مصرف كنيم، تبذير است. در قرآن، هم اسراف تقبيح و ممنوع شده، هم تبذير. قرآن تعبير تندی راجع به تبذير دارد كه: "إن المبذرين كانوا إخوان الشياطين".


سرمايه‌گذاری جديد، هم درست هم نادرست
تبذير بيشتر به حوزه‌ی توليد برمی‌گردد و نه به مصرف. البته اين‌دو يك هم‌پوشانی در تعريف هم دارند. تبذير از بذر می‌آيد؛ يعنی پاشاندن و پخش كردن منابع توليد به شكل نامناسب، به‌گونه‌ای كه منابع تلف شود. پس يك كار مهم برای رسيدن به الگوی صحيح و بهينه اين است كه بهره‌برداری از منابع توليد را افزايش دهيم.

اين كاری بسيار مهم است كه نجات كشور به آن بستگی دارد؛ چرا كه افزايش توليد و رشد اقتصاد ملی هم تابع سرمايه‌گذاری جديد می‌تواند باشد و هم  تابع بهبود بهره‌برداری از سرمايه‌ی موجود.

هميشه سرمايه‌گذاری جديد كار درستی نيست. بانك جهانی تحقيقاتی كرده كه نشان می‌دهد در دهه‌ی 1984 تا 1994 اگر برای حفظ و نگهداری جاده‌های آفريقا دوازده ميليون دلار صرف می‌شد، می‌توانستند چهل و پنج ميليون دلار صرفه‌جويی كنند برای احداث راه‌های جديد. يعنی دوازده ميليون دلار برای حفظ و نگهداری همان‌قدر نتيجه برای ارتباطات جاده‌ای می‌داد كه چهل و پنج ميليون دلار برای جاده‌ی جديد صرف می‌شد. در همين مطالعه‌ نشان داده شده كه اگر يك ميليون دلار برای بهبود توزيع برق و جلوگيری از اتلاف نيرو صرف شود، دوازده ميليون دلار در احداث نيروگاه‌های جديد صرفه‌جويی می‌شود.

الگوی رفتاری توليدكننده البته بيشتر فنی و تابع اين است كه فن‌آوری در چه سطحی باشد تا محصول با استفاده از مواد و منابع كمتر، قابل افزايش باشد. سليقه‌ی مصرف‌كنندگان و رفتار فن‌آورانه‌ی توليدكنندگان چيزی است كه به مسائل فرهنگی و فنی و زيربنائی مرتبط است؛ و البته به سياست‌گذاری حكومت و رفتارهای طبقاتی كه فرهنگ‌سازی می‌كنند نيز مربوط است.

كار ضربتی به سرانجام نمی‌رسد
نكته‌ی مهمی كه در فرمايش‌های رهبر معظم انقلاب هم بود اين است كه تغيير رفتار مصرف‌كنندگان و تغيير فن‌آوری توليد، هر دو موضوعاتی زمان‌بَر است و با كارهای ضربتی و فوری و تصميمات عجولانه درست نمی‌شود! پس اولين حركت بايسته در اصلاح الگوی مصرف اين است كه ما تأنی و تدبير تدريجی را رعايت كنيم و بدانيم كه اين كار به سرعت قابل اجرا نيست و كسانی كه می‌گويند ظرف دو - سه ماه می‌شود اين كار را كرد، ديدگاه‌شان وارد نيست.
مسؤولان، الگوی مردم
فهرستی از اقداماتی كه بايد انجام گيرد تا بتوان الگوی مصرف را اصلاح كرد و اين الگو را به عنوان يك رفتار پايدار فرهنگی در جامعه تثبيت نمود، بايد تهيه شود.

اولين كاری كه در فرهنگ دينی تأكيد بسياری روی آن شده و عقل بشری هم آن را تأييد كرده اين است كه ببينيم مردم به چه كسانی يا گروهی در تنظيم رفتارشان نگاه می‌كنند؟ اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: "الناس باُمرائهم أشبه منهم بآبائهم؛ مردم به اميران و سران حكومتشان شبيه‌تر هستند تا به پدرانشان!" اين‌جا بر نقش حكومت در خط‌دهی به جامعه تأكيد می‌شود. اين همان چيزی است كه ما در سال‌های اخير- غير از دهه‌ی اول انقلاب- به‌طور نسبی از آن غافل بوديم. وقتی مردم نگاه كنند، مسؤولان‌شان را ببينند كه تجمل‌گرا هستند- در رفتار و زندگی فردی يا رفتار اداری و حكومتی- تجملات برای همه تبديل به يك اصل می‌شود.

اين خطر از همان وقتی كه امام تذكر دادند مواظب باشيد خوی كاخ‌نشينی بر شما مسلط نشود، وجود داشت. اين آسيب به تدريج شكل گرفت و در دوره‌ی بعد از جنگ شديدتر شد. اين نيست كه چون ما ريش می‌گذاريم يا تسبيح می‌گردانيم يا نماز می‌خوانيم، ديگر طاغوتی نيستيم. اگر خانه‌ای بسازيم اشرافی، عروسی بگيريم مانند عروسی اشراف، مسافرت و ديگر ابعاد زندگی‌مان اشرافی باشد، ما هم همان طاغوتی‌ هستيم. رهبر انقلاب حتی نسبت به بهره‌برداری از منابع حلال برای مسؤولان هم منع شديدی كردند و فرمودند بعضی از استفاده‌های حلال برای شما حرام است!

مانور تجمل‌گرايی پس از جنگ

جامعه به هر حال الگوی رفتاری می‌خواهد. ما به مردم گفتيم الگوی رفتاری خوب، ثروتمندان و اشراف و اغنيا نيستند. مسؤولان پاك‌نهاد و ساده‌زيست و روحانيت هستند. البته الآن هم بعضی‌ از آن‌ها همچنان الگو هستند ولی وقتی مردم می‌بينند زندگی ‌ما با زندگی متوسط خيلی فاصله دارد، دو نتيجه‌ی مهم می‌گيرند: اگر خيلی متدين باشند، از ما مأيوس می‌شوند و اگر آدم‌هايی معمولی باشند كه می‌خواهند دين‌داری كنند، می‌گويند اگر اين چيزها بد بود، اين‌ها چنين نمی‌كردند. بنابراين از ما تبعيت می‌كنند. آن‌وقت سطح توقع بالا می‌رود. متأسفانه پس از جنگ مانور تجمل تبديل به يك تمايل شديد شد. الآن هم اگر نگويم همه‌‌گير است- كه البته اغراق می‌نمايد- شيوع بسياری دارد.

اين تجمل دو بعد دارد: هم وجه فردی دارد و هم وجه اداری. وقتی زيارت‌ و سياحت مسؤولان به جای اين‌كه در كشور باشد، دائماً در خارج از كشور باشد، آن‌هم با همسر و فرزندانشان، وقتی برای تفريحات‌ بروند در ويلاهای اختصاصی ويژه و... اين‌ها همه در رفتار فردی الگوساز است. نمی‌توانيم مثل اميرالمؤمنين بر خودمان سخت بگيريم اما نبايد از آن طرف به رفاه‌طلبی بيافتيم. متأسفانه مصاديق اين انحراف زياد است. گاهی هم مردم غيرمنصفانه آن را به همه تعميم می‌دهند و متهم می‌كنند كه مسؤولان، زندگی‌شان فلان گونه است و درد ما را حس نمی‌كنند. در حالی‌كه واقعيت اينجور نيست. كم نيستند مسؤولان و سياست‌مدارانی كه پاك و ساده زندگی می‌كنند.

وجه اداری هم مؤثر است. كسی كه در زندگی رفاهی به‌سر می‌برد، نمی‌تواند درد مستضعفان را درك كند. قطعاً كسی كه زندگی ساده‌ای داشته باشد در تصميم‌گيری‌های سياسی و اقتصادی هم به گونه‌ای متفاوت از كسی عمل می‌كند كه زندگی مرفهی دارد. برای اين‌كه ترجيحاتش متفاوت می‌شود و با توده‌ی مردم همدردی پيدا می‌كند؛ مردم هم با او همدردی می‌كنند. از طرف ديگر سرمايه‌ی اجتماعی- كه امروزه يكی از عوامل توليد شناخته می‌شود- هم رشد می‌كند. مثلاً علت رشد توليد ژاپن نسبت به آمريكا سرمايه‌های اجتماعی قوی‌تر است.

اگر اين الگوهای رفتار انفرادی و اداری اصلاح شود، می‌توانيم اميدوار باشيم كه بخشی از مقدمات اصلاح الگوی مصرف فراهم شده است. منش اداری ما هم همين ضعف را دارد. وقتی وزرا يا استان‌داران برای خودشان دفاتر مجلل بسازند و وسايل و تجهيزات مجلل اشرافی بخرند و رويش بنشينند و استفاده كنند اين نشان می‌دهد كه اولاً خود آن‌ها نگاه-شان تغيير كرده و تمايلاتشان عوض شده است. اين‌ها حتی در تخصيص منابعی كه زير دستشان بايد انجام شود، دچار انحراف می‌شوند.
چون غرض آمد هنر پوشيده شد         صد حجاب از دل به سوی ديده شد

قناعت، پايه اصلاح الگوی مصرف

كارمندان هم وقتی بالای دست خودشان را اين‌گونه می‌بينند، توقعات‌شان را به‌گونه‌ای ديگر شكل می‌دهند و قناعت از بين می‌رود. "قناعت" پايه‌ی اصلاح الگوی مصرف فردی و يكی از ممدوحاتی است كه اسلام روی آن تأكيد زيادی كرده است. قناعت يعنی رضايت درونی داشتن از آنچه ممكن است به دست بيايد و در دسترس قرار بگيرد.

حال اين پرسش مطرح می‌شود كه اين افراد مگر مستقل تصميم می‌گيرند؟ ما مجلس شورای اسلامی، نهادهای نظارتی و بازرسی، قوه‌ی قضائيه و... را  داريم كه بر سياست‌ها نظارت می‌كنند. مگر سياست‌ها می‌تواند جنبه‌ی شخصی و سليقه‌ای پيدا ‌كند؟ مگر نظارت‌ها نمی‌تواند آن سياست‌گذاری‌ها را در راه حقيقی و صحيحش قرار دهد؟

بايد گفت اتفاقاً بعد از اين‌كه منش شخصی يا اداری شكل گرفت، سياست‌گذاری به‌وسيله‌ی سياست‌مداران شكل می‌گيرد؛ مشتركاً در مجلس و دولت. معمولاً پيشنهاد از دولت می‌آيد، مجلس تصويب می‌كند و برای اجرا به دولت می‌دهد. ممكن هم هست به‌صورت طرح از مجلس به دولت يا قوه‌ی قضائيه ابلاغ ‌شود. در اين مسير سياست‌گذاری تابع روحيه‌ی افراد است. حتی پايگاه طبقاتی‌ آن‌ها هم مؤثر است. روحيه و منش سياست‌گذاران و همچنين تمايلات سياسی‌ يا تباری و قومی يا نفسانی آن‌ها هم بر سياست اثر می‌گذارد.

مثال اين بحث، طراحی پروژه‌ی طرح‌های عمرانی كشور است. در اين‌جا می‌توان توضيح داد كه چگونه تمايلات غيرملی و غيرعلمی در اتلاف شديد منابع ملی مؤثر است. اگر رشد تمايلات قومی، تباری، منطقه‌ای و نفسانی همان‌گونه كه دارد رشد می‌كند ادامه پيدا كند، مطمئناً از جنبه‌ی حكومتی در اصلاح الگوی مصرف موفق نخواهيم بود.

نهادهای مختلفی هستند كه بايد همديگر را كنترل كنند. اما اگر اين تمايلات زياد باشد و رواج داشته باشد، همه در تعقيب اين تمايلات به هم كمك می‌كنند. فردی در جايی تصميم عالی قومی يا حزبی يا سياسی می‌گيرد و در نهاد ديگری هم از آن تبعيت می‌شود. مردم می‌گويند اگر آن رفتار خوب است خودتان چرا اين‌گونه رفتار می‌كنيد؟ "الناس علی دين ملوكهم؛ مردم به روش رهبران‌شان كار می‌كنند." اگر قرار باشد ما از مردم انتظار قناعت داشته باشيم، نمی‌شود خودمان كه داريم اين شعار را می‌دهيم، به‌گونه‌ای ديگر رفتار كنيم. رهبری چون خودش قناعت شخصی دارد، می‌تواند ديگران را هم به ساده‌زيستی و قناعت تشويق كند. حتی وقتی می‌خواهند رفت و آمد كنند- غير از ملاحظات امنيتی كه به ناچار بايد برای مسؤولان كشور باشد- رفتار شخصی‌شان كاملاً قناعت‌پيشه است. برای همين‌ هم كلامشان اثر می‌كند. اما وقتی من خودم رفتاری را انجام ندهم، به مردم چه می‌توانم بگويم؟ بگويم شما قناعت پيشه كنيد در حالی‌كه من خودم اهل قناعت نيستم؟ اين تأثير نمی‌كند.

بهره‌وری

بنابراين اولين قدم، اصلاح الگوی رفتاری حاكمان است. سال 1994 و 1995 من در انگلستان درس می‌خواندم. دولت شعارش اين بود و از مردم می‌خواست كه در مسافت‌های پايين‌تر از پانصد متر، خودروی‌شان را حركت ندهند و پياده يا با دوچرخه بروند. يكی از وزرا از خانه‌اش تا محل كار را كه بيش از سيصد متر نبود، با خودرو رفت. خبرنگار متعهدی از اين كار او فيلم گرفت و آن را پخش كرد و وزير ناچار به عذرخواهی شد. يعنی آن‌ها -همان‌گونه كه اميرالمؤمنين فرمود-، در بعضی امور از ما مسلمانانه‌تر عمل می‌كنند؛ گرچه مسلمان نيستند...

اگر بخواهيم جامعه به نقطه‌ی بهينه نزديك شود بايد برنامه‌ريزی كنيم، اول بايد به نقش دولت و حكومت توجه كنيم. بهره‌وری پديده‌ای است كه به ما امكان می‌دهد از مواد كمتر، محصول بيشتری توليد كنيم و يا برای تهيه‌ی محصول خاصی از مواد كمتری استفاده كنيم. اين به مديريت، اقتصاد، جامعه‌شناسی و... مربوط می‌شود. مهم‌ترين كار اين است كه سيستمی را طراحی كنيم تا امكان بهره‌ور شدن بخش خصوصی را فراهم كند. اين هم به نهادسازی قانونی احتياج دارد و هم به  سياست‌گذاری و تصميمات مقطعی و اقتضائی اما الآن اين‌گونه نيست.

بهره‌وری در مديريت؛ هركس در ‌جای خود

در مديريت اگر بخواهد بهره‌‌وری صورت بگيرد، اولين شرط اين است كه مديران شايسته، توان‌مند و البته متناسب انتخاب شوند. اگر مهندس عمران شد وزير صنايع بايد احتمال بدهيم كه بهره‌وری كمی داشته باشد. اگر ديديم كسی كه هيچ تجربه‌ی اجرايی نداشته است يك‌دفعه بالاترين سطح مسؤوليت اجرايی را گرفته است، بايد حدس بزنيم كه احتمالاً كار او نابهره‌ور خواهد شد. متأسفانه همه‌ی دولت‌ها در سال‌های اخير مبتلا به اين گرفتاری هستند. پس مديريت شايسته، كاردان، كارا و متناسب كه تحصيل و تجربه‌اش هم‌ساز باشد، می‌خواهيم.

وقتی مديری كارا باشد، بايد مشاوران كاردان و واحدهای پژوهشی و مطالعاتی تخصصی كنار خودش داشته باشد. مدير شايسته بايد در نحوه‌ی مديريت هم اهل مشاوره باشد و به نظر ديگران احترام بگذارد و توجه نشان دهد و تا تصميمات او مشاوره نشده و كارشناسی نشده انجام نگيرد. برای اين كار او محتاج اين است كه غير از علم و عقل، حلم هم داشته باشد.


توزيع وقت، گران‌ترين عامل توليد
پيامبر اكرم فرمود: "الظفرُ بالعزم و الحزم؛ پيروزی در گرو اراده‌ی محكم و قاطع و دورانديشی و مآل‌انديشی است." مدير اگر دستپاچگی و شتاب‌زدگی در كارش باشد، تصميماتش نابرابر می‌شود. گران‌ترين عامل توليد در هر كشوری "وقت مسؤولان" بلندپايه‌ی كشور است. پيامبر فرمود: "توزيع الوقت توسيع"؛ وقت را اگر بين امور با اولويت‌های معين پخش كنی، مثل اين است كه وقتت را گسترش داده‌ای. در كشورهايی كه بهره‌وری در آن‌ها بالاست، اين كار را مديران بلندپايه‌ی كشور و حتی مديران بنگاه‌های بزرگ اقتصادی هم صورت می‌دهند.

مثلاً اين‌كه رئيس قوه‌ی قضائيه صبح تا غروب بنشيند در يك اتاق و صفی از مراجعان را كه در دادگاه‌ها پرونده دارند، به درد و دل‌ آن‌ها گوش دهد و دستور دهد تا رسيدگی شود، محاسن و معايبی دارد. حسنش اين است كه حكومت و مردم را به هم نزديك می‌كند. در اين شرايط مديران بلندپايه مستقيماً با بعضی موارد خاص از واقعيت‌ها رو‌به‌رو می‌شوند كه در حالت عادی از چشم‌ها پنهان می‌ماند و درك می‌كنند كه سيستم چگونه عمل می‌كند و چه آسيب‌هايی دارد. اما همان خوشحالی كه در مراجعه‌كنندگان و پذيرش‌شوندگان ايجاد می‌كند، صد برابر ناراحتی برای كسانی كه موفق به ملاقات نمی‌شوند ايجاد می‌كند. چون مردم اين پيام را گرفته‌اند كه كار من بايد به‌وسيله‌ی بالاترين مقام حل شود؛ نه به‌وسيله‌ی سلسله مراتب. به نظر من اين اتلاف وقت و تخصيص نامناسب وقت است.

متأسفانه در هر سه قوه اين ضعف يعنی "توزيع ناموزون وقت" وجود دارد. وظيفه‌‌ی نماينده‌ی مجلس ترميم و نظارت بر امور كشور است از جمله در حوزه‌ی انتخابی خودش. اما نمايندگان چگونه وقت خودشان را توزيع می‌كنند؟ بيشتر وقت‌شان به حوزه‌ی انتخابی و امور جزئی می‌گذرد كه مربوط است به شورای شهر و شهرداری و اداره‌ی ماليات و... و كمتر وقت‌شان صرف مطالعه‌ی گزارش‌های كارشناسی درباره‌ی تصميم‌گيری‌های كلان در كشور می‌شود. البته بخشی از اين اشكال ساختاری است؛ چون حزب وجود ندارد و نمايندگان مجبورند برای جلب رضايت مردم به اين سمت و سو بروند. بخشی از مشكل هم به‌خاطر توزيع نامناسب وقت است. من نمايندگانی را می‌شناسم كه وقت خود را خيلی كنترل می‌كنند و به موكلين‌شان می‌گويند ما وقت‌مان بيشتر بايد صرف امور كلان كشوری شود. اگر از آن بالا كاری را درست كنيم، تمام كشور از آن بهره‌مند می‌شوند از جمله شما موكلين من. حال اگر قرار باشد به صد مورد كار جزئی بپردازيم، اولاً در هر صد مورد موفق نخواهيم شد و نمی‌توانيم رضايت همه‌ی مراجعه‌كنندگان را تأمين كنيم؛ ثانياً اصلاح امور با كارهای جزئی حل نمی‌شود.

همين مشكل را در دولت هم می‌توان ديد. سفرهای استانی رئيس‌جمهور مواهب زيادی دارد كه يكی از مهم‌ترين آن‌ها تقويت سرمايه‌ی اجتماعی و اعتماد مردم به مسؤولان است. يكی ديگر از مواهبش اين است كه مسائل دور‌دست‌ها و اقصی‌نقاط كشور را در كانون توجه سياست‌مداران قرار می‌دهد. در حالی‌كه آن‌ها معمولاً استعداد دارند كه از اقصی‌نقاط كشور غافل شوند. اما دولت نمی‌تواند هفت ميليون و چهارصد هزار نامه را پاسخ بدهد، هيچ دولتی نمی‌تواند. اما هر دولتی می‌تواند هفت هشت مسئله‌ی مهم را در  طول چهار سال، احتمالاً به ميزان شصت تا هفتاد درصد حل كند.

وقتی می‌گوييم بهره‌وری بايد بالا برود، در خود برنامه‌ريزی هم بايد بالا برود. مطالعات علمی بايد قوی‌تر، واقع‌بينانه‌تر و مبنايی‌تر باشد. ما برنامه‌های پنج ساله داريم، چشم‌انداز و تكاليف ديگری داريم كه دولت‌ها در چارچوب آن حركت می‌كنند. اما اولاً ما در برنامه‌ريزی‌ چندان تجربه‌ی موفقيت تاريخی نداريم. درست است كه شصت هفتاد سال است داريم اين كار را می‌كنيم ولی روند پيشرفت‌مان خيلی كُند بوده و افت و خيز داشته‌ايم. ثانياً خود برنامه‌ها كاملاً بهره‌ورانه تصويب نمی‌شوند. مثلاً در برنامه‌ی چهارم تكاليفی مورد توجه دولت نهم شده كه بودجه‌ای چند برابر چهار سال را نياز دارد. پس معلوم می‌شود واقع‌بينانه نيست. اگر اين دولت در برخی موارد نتواند كاری كند، يك مقدارش واقعاً از دستش برنمی‌آيد؛ چون توقع ايجاد شده، زياد بوده است.
اگر الگوی مصرف را در بخش حكومتی اصلاح كنيم تا منجر به اصلاح بخش خصوصی و تعاونی شود، توليدمان هم تكان می‌خورد و بهره‌ورانه می‌شود. اين در بلندمدت امكان‌پذير است؛ با مديريت توان‌مند، كارآمد و مناسب و همراه با تخصيص مناسب منابع كه اولين آن، وقت مسئولان كشور است.

تمايلات غيرملی در تخصيص منابع

مطلب ديگری كه خيلی تأثير دارد و بايد به آن اهتمام داشته باشيم، تمايلات غيرملی در تخصيص منابع است. امور كشور قابل تقسيم به خرد و كلان است. فرض كنيد در يكی از بخش‌های حوزه‌ی انتخابی‌ام در استان x به مردم وعده داده‌ام كه حتماً مدرسه‌ای می‌سازم؛ اما چند سال هست كه اين كار عقب افتاده است. اين كار فی حد نفسه حتماً مثبت است اما نگاه كلان در آن نيست. در مقابل اين مسئله، اين‌كه ساختار آموزش و پرورش گونه‌ای است كه متناسب با اهداف نيست و باوجود پول زيادی كه خرج می‌شود، نارضايتی آموزگاران و اوليای دانش‌آموزان و افت تحصيلی آن‌ها همچنان پابرجاست، يك مسئله‌ی كلان است.

اما منظور من از تمايلاتی كه گفتم، غيرملی است- نه ضد ملی-؛ يعنی گرايش‌های منطقه‌ای. خرد و كلان بازتابی از منطقه‌ای و ملی است. در مثال آموزش و پرورش، اگر اهتمام بر حل مسئله‌ی دوم باشد، مدرسه‌سازی هم خود به خود اتفاق می‌افتد و احتياج نداريم تا نماينده كار اداره‌ی كل نوسازی مدارس كشور را بكند. اگر ساختار و كاركرد آموزش و پرورش اصلاح شود- طوری كه رفتارش آن را به هدف نزديك كند و رضايت خاطر كاركنان تا اندازه‌ی معقولی فراهم شود- مدرسه هم به‌وقت خود ساخته می‌شود و تأخير بی‌موقع پيدا نمی‌كند.

امتناع از برنامه‌ريزی در مواردی كه زمينه مصرف ندارد

به هر حال اين عيب در مجموع در مجلس و  دولت ما هست. پروژه‌هايی كه از طريق فشارهای سياسی- حالا امام جمعه فشار بياورد يا استان‌دار يا نماينده فرقی نمی‌كند- درباره‌شان تصميم گرفته می‌شود، بدون مطالعات توجيهی اقتصادی، اجتماعی، زيست‌محيطی و... بسيار زياد است. تبليغات می‌شود، توقع درست می‌شود حتی كلنگ زده می‌شود، بعد می‌روند كارهاشان را می‌كنند ولی هيچ معلوم نيست كه اين كارها واقعاً لازم باشد. در سال 1371 يك تصميم سياسی گرفته شد و به انگيزه‌ی خدمت به مردم محروم، تصميم گرفتند 96 بيمارستان را در يك‌سال بسازند. يعنی در بودجه‌ی سال 70 كه سال 69 تصويب شد، اما تازه در آبان 70 فوريتی بردند تا بخشی از پولش را تأمين كنند. به هر حال ساخت 96 بيمارستان را شروع كردند... هنوز هم اين پروژه تمام نشده اما دولت نهم مجبور است بخشی از اين‌ها را تغيير كاربری دهد؛ برای اين‌كه بيمار به اندازه‌ی كافی نيست كه اين تخت‌ها را پر كند! وقتی يك پروژه‌ی عمرانی را بيش از اندازه‌ی ظرفيت مالی پيمان‌كاری، نظارتی، برنامه‌ريزی، تجهيزاتی و مصالحی خودمان شروع می-كنيم، اتمام پروژه‌ها طول می‌كشد، تورم درست می‌شود و بر نااميدی و بدبينی مردم افزوده می‌شود؛ به خاطر اين‌كه به اين تصميم، نگاه ملی نشده است. پس هميشه مصرف بالا نيست كه بايد اصلاح شود. گاهی عدم وجود زمينه‌ی مصرف هم می‌تواند وَبال باشد.

بهره‌‌وری بالا

حال فرض می‌كنيم همه‌ی اين ملاحظات رفع شود. می‌رسيم به اجرای اين طرح‌ها به‌خصوص در بخش صنعت. كشور ما در بخش انرژی به دليل وجود منابع غنی گاز، نفت و... از مزيت‌هايی برخوردار است. اما اين‌كه كدام انرژی و چه اندازه و چگونه صرف شود تا تبديل به ثروت و دارايی ملی و توليد شود- بهره‌وری بالا- مهم‌تر است.

دشواری تغيير رفتار انسانی

از سال 1345 به اين طرف بين قيمت دولت و قيمت عرف و رايج بازار بين‌الملل فاصله‌ها شروع شد كه تا امروز  چهل و سه سال می‌شود! به خاطر بيماری چهل و سه‌ساله‌ای كه رفتار مصرفی ايجاد كرد، چند نسل ديگر همين‌گونه بد مصرف می‌كنند. تغيير اين الگوی رفتاری بسيار دشوار است. من رفتار انسانی را حتی سخت‌تر از فن‌آوری می‌دانم؛ چون تغيير فن‌آوری از تغيير رفتار انسانی ساده‌تر است!

مصرف را عوامل غيرقيمتی دامن می‌زنند

با توجه به منطق رتبی، استدلال ‌ما اين است كه سياست‌های غيرقيمتی كه فنی، اداری، مديريتی، ترافيكی و فرهنگی است، تقدم رتبی دارند؛ يعنی اهميتشان بيشتر است. وقتی شما صنعت خودرويتان را آن‌قدر قدرتمند می‌بينيد كه نمی‌توانيد به آن تحكم كنيد يا اگر تحكم می‌كنيد، حرف‌‌تان را گوش نمی‌دهد و هيچ مجازاتی هم متوجه‌ او نيست، طبيعی است كه خودروهای پرمصرف توليد ‌كند. از طرف ديگر با بستن تعرفه‌های سنگين وارداتی اجازه نمی‌دهيم بيشتر مردم خودروهای خارجی مصرف كنند. البته بهانه اين است كه اشتغال داخلی از بين نرود. بالاخره نتيجه‌ اين است كه شما محكوم به خريدن خودروهای پرمصرف هستيد و البته مجبور به پرداخت هزينه‌های گزاف برای سوخت آن! به‌خصوص وقتی پالايشگاه‌های ما بنزين توليديشان با اكتان پايين است و شما برای هر صد كيلومتر، بايد 20 تا 30 درصد بيشتر مصرف كنيد. بنابراين شما محكوم هستيد به جای ده ليتر بنزين مطلوب، سيزده ليتر بنزين نامطلوب بسوزانيد. چاره چيست؟

در اين موارد مصرف‌كننده عملاً قدرتی ندارد. معمولاً درباره‌ی سياست‌های غير قيمتی، حكومت و بخش توليد مسؤوليت دارند نه مصرف كننده. وقتی حكومت مقررات ترافيكی را طوری تنظيم می‌كند كه سرنشينان به جای اين‌كه يك‌ربع در راه باشند، سی و پنج دقيقه در راه هستند، اين اضافه‌ی مصرف به‌پای حكومت است. بنابراين همه‌چيز با اصلاح قيمت حل نمی‌شود. عوامل غيرقيمتی، مصرف را رقم می‌زنند. ساده‌ترين شكل اين است كه بگوييم با بالا بردن قيمت‌ها، مصرف درست می‌شود؛ در صورتی كه واقعاً درست نمی‌شود. بنزين كالايی كم‌كشش و ضروری است و مصرفش پايين نمی‌آيد. پايين آمدن مصرف گازوئيل هم اصولاً غلط است. برای اين‌كه گازوئيل خودش يك عامل توليد است. اين را همه‌ی مردم می‌دانند كه يخچال گروه A مصرف انرژی‌اش، بهتر از يخچالی در گروه C است اما وقتی تصميم گرفتيد يخچالتان را عوض كنيد، پول جديدی لازم داريد كه خريد كنيد.
ترديدی نيست كه يارانه‌‌ی هدف‌مند ابزاری است كه بايد حتماً در اصلاح الگوی مصرف در نظر قرار گيرد اما اين‌كه چگونه انجام شود، مهم است. آيا هدف‌مند كردن الزاماً به معنای واقعی‌ كردن قيمت يا فروختن اين كالا به قيمت واقعی به مردم است يا روش‌های ديگری هم دارد كه اين يارانه‌ها در مسيرهای ديگری بتواند مؤثر باشد؟

كشورهای موفق، يارانه‌های هدف‌مند

ارائه‌ی هدفمند يارانه‌ها سياستی است كه دولت اتخاذ می‌كند تا مصرف‌كننده‌‌ی كالا را در مصرفش ياری كند و كمتر هزينه پرداخت كند و قدرت خريدش بالا بيايد يا توليدكننده برای توليد كمتر هزينه كند. دليل منطقی آن‌هم اين است كه كمكی برای برخی اقشار كه مستحق دريافت آن هستند، لازم است. اين هم مبنای دينی دارد - چون اگر خمس و زكات را هم به غير اهلش بدهيد، ذمه‌تان بری نمی‌شود- و هم منشأ علمی و تخصصی. در اقتصاد ثابت می‌كنيم كه وقتی تخصيص به جايش داده شود، به رفاه اجتماعی كل خواهد افزود. اين موضوع منطق تجربی هم دارد و كشورهايی كه موفق شدند، يارانه‌ها‌شان هدف‌مند بوده است.

يارانه‌های عام مثل نان و بنزين در ايران اصلاً هدف‌مند نيستند. در مورد نان هرچه درآمد كمتر است، مصرف نان بيشتر است؛ پس يارانه را بيشتر فقرا مصرف می‌كنند. اما درباره‌ی بنزين هرچه درآمد بالاتر است، مصرف هم بيشتر است؛ پس اغنيا بيشتر مصرف می‌كنند. بنابراين قطع اين دو يارانه‌ی عام، دو اثر متفاوت دارد. در اولی بيشتر به فقرا فشار می‌آيد و در دومی بيشتر به اغنيا كه خيلی مهم نيست. يك حكم برای همه‌ی يارانه‌ها قابل صدور نيست. بايد كاملاً اقتضائی و متناسب با شرايط تصميم بگيريم.

در كالاهای ضروری، افزايش قيمت باعث كاهش مصرف چندانی نمی‌شود. قيمت نان را ببريد بالا، مردم از چيزهای ديگرشان می‌زنند و نان را می‌خرند. قيمت دارو را ببريد بالا، مردم از چيزهای ديگرشان می‌زنند و دارو را می‌خرند. چرا؟ برای اين‌كه كشش قيمتی دارو از نوع پايين و حساسيت مصرف كننده در برابر قيمت آن كم است. بنزين و گازوئيل هم از همين قبيل هستند. كلاً انرژی كم‌كشش است. چون مردم نمی‌توانند از مصرفش به راحتی صرف نظر كنند. كم و زياد دارد ولی در همه جوامع اين‌گونه است. اگر كالای جانشين وجود داشته باشد، حساسيت بالا می‌رود. اگر وسيله‌ی حمل و نقل عمومی باشد، من راحت ماشينم را در پاركينگ می‌گذارم و با اتوبوس سر كارم می‌روم. اين‌جا كشش بالا می‌رود، چون اين كالا يا خدمات، جانشين دارد.

سياست‌های غيرقيمتی، زمينه‌ساز واقعی‌سازی قيمت‌ها

با واقعی‌سازی قيمت‌ها به تنهايی نمی‌توان به جنگ اضافه‌ی مصرف رفت. سياست‌های غيرقيمتی لازم است تا زمينه‌ها را فراهم كند. مثلاً هر كيلو سيمان توليدی در كشور ما 35.7 درصد نسبت به متوسط جهانی بيشتر انرژی مصرف می‌كند. اگر اين فن‌آوری بخواهد تغيير كند، چند سال طول می‌كشد.
بنابراين شتاب‌زدگی در اين كار و در حركت به سمت اصلاح الگوی مصرف صحيح نيست. بايد فرصت بدهيم تا سياست-های غير قيمتی هم شكل بگيرد و قيمت تدريجاً بالا برود. سياست‌های قيمتی بايد با سرعت جلو برود تا كالاها پركشش شوند و هنگامی كه قيمت‌ها بالا می‌رود، مردم بتوانند از مصرف آن‌ها دست بكشند و كالای جانشين مصرف كنند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:56 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اگر بخواهيم فرهنگ عمومی و حدود آن را مشخص كنيم، نخست بايد حدود مقوله‌ی فرهنگ را روشن كنيم. در كليت امور جامعه و انسان‌‌ها سه حوزه مشخص وجود دارد. يك حوزه، حوزه اقتصاد است؛ يك حوزه، حوزه سياست و ديگری نيز حوزه فرهنگ. درواقع دسته‌‌بندی فرهنگ، سياست، اقتصاد، دسته‌‌بندی جامعی در حوزه‌ی امور اجتماعی محسوب می‌‌شود. در گام بعد كه وارد دسته‌‌بندی می‌‌شويم، فرهنگ را از بقيه‌ی امور جدا می‌‌كنيم. در اين‌جا می‌توان فرهنگ را به دو بخش اصلی تقسيم نمود: يك بخش، فرهنگ تخصصی يا فرهنگ آموزشی است و بخش ديگر فرهنگ عمومی. اما حوزه‌ی فرهنگ عمومی عبارت است از اطلاعات و دانش عمومی، گرايشات و عواطف عمومی، رفتارها و منش‌‌های عمومی كه اين حدود نقطه‌ی تفكيك حوزه‌ی فرهنگ عمومی از فرهنگ و حوزه‌ی فرهنگ  از بقيه‌ی حوزه-های امور اجتماعی تلقی می‌‌گردد.

وقتی از فرهنگ عمومی ايران صحبت می‌‌كنيم ، يك بخش اصلی آن، اطلاعات و دانش عمومی جامعه است.  در همين راستا، زمانی كه بحث از ارتقاء فرهنگ عمومی می‌‌كنيم، طبيعتاً بخشی از آن، به چگونگی ارتقاء دانش عمومی جامعه بر می‌‌گردد. البته زمانی كه بحث از  دانش عمومی است، روشن است اين بخش منفك از دانش تخصصی است كه به عنوان مثال افرادی می‌‌روند پزشكی می‌‌خوانند، مهندسی می‌‌خوانند، مديريت می‌‌خوانند و...  اين مد نظر نيست.

بخش دوم، گرايش‌‌ها و عواطف عمومی است. اين بدان معناست كه عموم جامعه از چه چيزهايی خوشش می‌‌آيد و از چه چيزهايی بدش می‌‌آيد؛ به چه چيزهايی علاقه‌‌مند است و از چه چيزهايی نفرت دارد. يعنی اگر عموم جامعه از آمريكا و از صهيونيزم بدش می‌‌آيد، اين موضوع مرتبط با فرهنگ عمومی است. اگر امام حسين(ع) را دوست دارد، اين جزء فرهنگ عمومی است. با اين تفاسير مجموعه‌ی حب و بغض‌‌های عمومی جامعه، جزئی از مجموعه‌ی فرهنگ عمومی محسوب می‌‌شود.

اما مسئله‌ی سوم، رفتارها و منش‌‌هاست. اين‌‌كه چگونه در فرهنگ عمومی ما احترام به بزرگ‌‌تر و احترام به والدين وجود دارد و در فرهنگ غربی كمتر به چشم می‌‌خورد، خود نشان‌گر تفاوت فرهنگ عمومی با فرهنگ غربی است. اگر فرض كنيد نوعی از بی‌‌انضباطی، نوعی از اسراف هم در كشور ما رواج دارد، جزو فرهنگ عمومی است. بنابراين فرهنگ عمومی مجموعه‌ی رفتارها و گرايش‌‌های منفی ما را نيز شامل می‌‌شود. در واقع برای مديريت بر فرهنگ عمومی مهمترين مسئله چگونگی مهندسی دانش، گرايش و رفتار در سطح فرد، خانواده و سازمان است.

- يكی از موضوعات مهم در اين زمينه، ارتباط دو سويه‌ی فرهنگ عمومی و توسعه است. ديدگاه جناب‌‌عالی در اين باره چيست؟

فرهنگ عمومی می‌‌تواند به سه حوزه تقسيم شود؛ فرهنگ عمومی اقتصادی ، فرهنگ عمومی فرهنگی و فرهنگ عمومی سياسی كه هركدام دارای تعريف خاص خود است. وقتی كه بحث در مورد فرهنگ عمومی سياسی جامعه می‌‌كنيم به اين معناست كه مردم در مناسبات سياسی چه نوع رفتارهايی را از خود بروز می‌‌دهند و چه نوع اطلاعات و گرايش‌‌های عمومی دارند. اين كه در مناطق مختلف، رفتارهای متفاوت سياسی باشد به اين معناست كه فرهنگ عمومی سياسی اين مناطق با هم متفاوت است؛ حتی رويكرد افراد به نامزدهای مختلف انتخاباتی نيز بيان‌‌گر تفاوت‌‌های فرهنگ سياسی اين افراد است كه به افراد مختلف رأی می‌‌دهند.

از فرهنگ عمومی فرهنگی می‌‌گذريم. اما در موضوع فرهنگ اقتصادی، مسئله‌ی توسعه قابل بحث است. فرهنگ اقتصادی يعنی ما چقدر از منابع و درآمدهای خودمان را صرف سرمايه‌‌گذاری می‌‌كنيم و چقدر از آن را مصرف می‌‌كنيم. در مواقع سرمايه‌‌گذاری، چه نوع سرمايه‌‌گذاری‌‌هايی را انجام ‌‌دهيم و در هنگام مصرف، نحوه‌ی مصرف‌مان به چه شكل است. آيا مثلاً مردم ما وقت فراغت خود را بيشتر صرف كتاب خواندن می‌‌كنند يا ديدن تلويزيون؟ پس  زمانی‌كه به امر توسعه ورود می‌‌كنيم، اگر يك امر اقتصادی است بايد به فرهنگ اقتصادی عمومی جامعه توجه كنيم. حالا اگر اين فرهنگ اقتصادی جامعه، گرايش اصلی‌‌اش به سمت مصرف كمتر، بهينه‌‌تر، تلاش و كار برای اتقان عمل بيشتر باشد و تلاشش اين باشد كه در برنامه‌‌ريزی اقتصادی زندگی‌‌اش آينده‌‌‌‌نگر باشد و هر آن‌چيزی‌كه دارد امروز مصرف نكند، اين يك نوع فرهنگ عمومی اقتصادی است. برای مثال اگر فرهنگ اقتصادی مردم يزد و اصفهان را با مردم گيلان و مازندران مقايسه كنيم، تفاوت‌‌هايی وجود دارد كه ناشی از فرهنگ اقتصادی متفاوت اين دو منطقه است و اين تفاوت در ميزان توسعه‌ی فردی، خانوادگی و سازمانی اين دو منطقه  ديده می‌‌شود.

- به نظر شما فرهنگ عمومی كشور چه فرآيندی را طی می‌‌كند تا به طور كامل پالايش شود؟ چه ابزاری و كدام نهادها در اين پالايش نقش دارند؟

موضوع فرهنگ عمومی در هر جامعه‌‌ای مهم‌‌ترين مسئله است؛ خصوصاً در جامعه‌ی دينی و اسلامی ما. شايد بتوان گفت كه يكی از اصلی‌‌ترين رسالت‌‌هايی كه همه‌ی پيامبران الهی داشتند، بحث اصلاح فرهنگ عمومی است. چون اگر فرهنگ عمومی اصلاح شود، همه‌چيز اصلاح می‌‌شود.

فرهنگ عمومی متوليانی دارد؛ مثل سازمان صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و...  اصلی‌‌ترين وظيفه‌ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ارتقاء فضائل اخلاقی و اصلاح فرهنگ عمومی جامعه است. در حالی‌كه نقش سازمان صدا و سيما در اين زمينه به مراتب بيشتر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. آن‌هم به‌جهت ده‌‌ها شبكه‌ی راديويی و تلويزيونی كه تحت مديريت سازمان صدا و سيماست.

اما نكته‌ی مهمی كه در اين خصوص بايد بدان اشاره نمود، اين است كه تنها حوزه‌‌هايی مثل وزارت ارشاد، صدا و سيما، روحانيان، نظام آموزشی و... تأثيرگذار بر فرهنگ عمومی نيستند، بلكه گاه يك تصميم اقتصادی و يا يك تصميم سياسی می‌‌تواند تأثيرگذاری بيشتری بر فرهنگ عمومی داشته باشد. مثلاً پرتاب موفقيت‌‌آميز ماهواره اميد؛ يك رويداد علمی بود كه آثار فرهنگی عميقی بر اعتماد به نفس ملی جامعه گذاشت. و يا اصلاح امور اقتصادی و تقويت عدالت اقتصادی در جامعه بر ارتقاء فرهنگ عمومی و تقويت مؤلفه‌‌های هويت ملی مؤثر است.

بنابراين حوزه‌ی فرهنگ عمومی در عين حال كه متأثر از دستگاه‌‌ها و فعاليت‌‌های فرهنگی است، متأثر از ساير حوزه‌های سياسی و اقتصادی جامعه نيز می‌‌باشد و برای اصلاح فرهنگ عمومی جامعه نياز به دقت در تمام تصميمات حكومتی در سه حوزه‌ی فرهنگی، سياسی و اقتصادی است.

- همان‌‌طور كه اشاره كرديد، مسائل سياسی و اقتصادی می‌‌تواند تأثيرات مهمی بر عرصه‌ی فرهنگ داشته باشد. نكته‌‌ای را كه رهبر انقلاب در مورد «پيوست فرهنگی» طرح‌‌های بزرگ اقتصادی مطرح كردند ناظر بر همين مطلب مهم است. شما اين نقيصه را كه در تصميم‌‌گيری‌‌های ما مشهود است، چگونه ارزيابی می‌كنيد؟

بحث «پيوست فرهنگی» بيان كننده‌ی اين مطلب است كه تصميمات سياسی، اقتصادی و فرهنگی تأثيراتی بر فرهنگ عمومی جامعه می‌‌گذارد. ما بايد قبل از اين‌‌‌كه اين طرح‌‌ها و تصميمات‌مان را عملياتی كنيم، اين آينده‌‌نگری را هم داشته باشيم كه اين تصميمات و پروژه‌ها چه پيامدهايی بر فرهنگ ما دارد. اگر اصلاح كننده و تقويت كننده‌ی فرهنگ عمومی است، انجام شود و اگر لطماتی می‌‌زند بايد يا در خود اين تصميم تجديد نظر شود و يا اصلاحات در آن ايجاد كنيم تا از خسران بر حوزه‌ی فرهنگ عمومی جلوگيری نمود.

مثالی می‌‌زنم تا اين مسئله روشن شود؛ دانشگاه آزاد قطعاً بركات مهمی برای كشور ما به همراه  داشته است و توانسته سطح علمی وآكادميك كشور ما را ارتقا بخشد. من معتقد هستم كه اگر دانشگاه آزاد نبود، نظام رسمی دانشگاهی ما يعنی وزارت علوم هم اين مقدار موفق نبود. اين طبعاً نقش مهمی است كه دانشگاه آزاد در فرهنگ تخصصی جامعه‌ی ما داشته، اما از آن‌جا كه دانشگاه آزاد دقتی درخصوص پيامدهای ايجاد دانشگاه آزاد بر فرهنگ عمومی نداشت؛ توسعه‌ی آن، خصوصاً در برخی از شهرها لطماتی به فرهنگ عمومی زده است. مثلاً ما در خيلی از شهرها مشكل پوشش و آرايش را نداشتيم، يعنی شهرهای ما خصوصاً شهرهای كوچك و سنتی‌‌مان به طور سنتی از نظر حجاب و عفاف، شهرهای پاكی بودند. ورود تعدادی جوان كه معمولاً از شهرهای بزرگ كشور به شهرهای كوچك برای تحصيل رفتند، باعث شد معضلات شهرهای بزرگ در اين زمينه به شهرهای كوچك تسری يابد.

البته اگر از قبل تدبير شده بود، اين معضل هم راه‌‌حل-های خاص خود را داشت؛ مثلا می‌توانستيم دانشجويان اين دانشگاه‌ها را به‌صورت بومی جذب كنيم و به‌جای جابه‌جايی دانشجو، اساتيد را جا‌به‌جا كنيم. چراكه معمولاً يك استاد كه از اين شهر به شهر ديگری می‌‌رود، به جهت فهم و دركی كه  از مسائل فرهنگی پيدا كرده، كمتر تأثير منفی بر حوزه‌ی فرهنگی آن منطقه می‌‌گذارد. طبيعتاً اگر اين بچه‌‌ها در محيط‌‌های خانوادگی خودشان و در محيط‌‌های فرهنگی خودشان بودند، بهتر هم حفظ می‌‌شدند.

- كار‌ويژه و وظيفه‌ی شورای فرهنگ عمومی كشور در اصلاح اين موضوع و به‌طور كلی فرهنگ عمومی كشور و هماهنگی ساير نهادهای ذی‌‌ربط چيست؟

به هر حال شورای فرهنگ عمومی بيش از بيست سال است كه تشكيل شده و مبدع و ايده‌‌پرداز ايجاد آن  هم خود رهبر معظم انقلاب بودند. ايشان در زمانی‌كه رئيس شورای عالی انقلاب فرهنگی بودند، اين ضرورت را  احساس كردند كه لازم است مجموعه‌‌ای بيايد و برای فرهنگ عمومی جامعه فكر كند. علتش هم خيلی روشن است؛ ما درعين حالی‌كه دستگاه‌‌های مهمی در جامعه‌‌ داريم كه اين دستگاه‌‌ها نقش‌آفرينی اصلی در حوزه‌ی فرهنگ عمومی دارند، اما اين‌‌ها، نياز به هماهنگی داشت. مجموعه‌ی روحانيت، صدا و سيما، سازمان تبليغات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مؤسسات مختلف فرهنگی، مؤسسات مختلف مطبوعاتی و... همه‌ی اين نهادها  نقش‌آفرينی‌‌شان در حوزه‌ی فرهنگی است كه بايد به نحوی كنار هم قرار می‌‌گرفتند و هماهنگ می‌‌شدند. مسئله‌ی بعد اين بود كه فرهنگ عمومی ما تنها متأثر از مؤلفه‌‌های داخلی نيست، بلكه از اتفاقات خارج از كشور هم متأثر است. خصوصاً با توجه به  بسط و گسترش ارتباطات جهانی و رسانه‌‌های بين‌‌المللی كه ايجاد شده است.

شورای فرهنگ عمومی در واقع  برای برنامه‌‌ريزی، هماهنگی، نظارت، هدايت و مديريت فرهنگ عمومی جامعه ايجاد شد. معتقدم شورای فرهنگ عمومی در تمام مدت بيش از بيست سال عمرش، شورايی فعال، هوشيار و اثرگذار در حوزه‌ی فرهنگ عمومی بوده است. اما اين شورا قرار نبوده خودش كاری بكند؛ بلكه قرار بوده سياست‌‌گذاری، برنامه‌‌ريزی‌‌ها و نظارت-ها را به سامان برساند. به هر حال هرجا كه توجه بيشتری به سياست‌‌های اين شورا شده است، متقابلاً توانسته در روند اصلاح و تقويت فرهنگ عمومی جامعه هم تأثيرگذار باشد. ممكن است اين سؤال مطرح شود كه آيا با اين وجود ما به وضعيت مناسبی از فرهنگ عمومی رسيديم يا نه؟ من می‌‌گويم نه.

ما هنوز خيلی فاصله داريم و خيلی كارهاست كه بايد انجام دهيم. چون اصولاً اين مسيری كه مسير به اصطلاح حركت فرهنگ عمومی است، مسير بسته‌‌ای نيست. ما اگر اصلی‌‌ترين هدف نظام مقدس جمهوری اسلامی را بسترسازی برای بندگی خدا بدانيم، برای تحقق آن كارهای زيادی بايد انجام شود.

- برای نيل به اين هدف قاعدتاً بايد مؤلفه‌‌ها و پارامترهايی هم داشته باشد.

بله؛ ما برای اين‌‌ كه بتوانيم فرهنگ عمومی را مديريت كنيم، نياز به سه سند مهم داشتيم، اول سند چشم انداز افق 1404 فرهنگ عمومی، دوم مؤلفه‌‌های هويت ملی ايرانيان و سوم شاخص‌‌های ارزيابی وضعيت فرهنگ عمومی، كه با لطف الهی و تلاش اعضای محترم شورای فرهنگ عمومی هر سه سند به تصويب شورای فرهنگ عمومی رسيده است و مدت‌هاست پشت درِ شورای عالی انقلاب فرهنگی معطل مانده است.

- می‌‌توان اين‌‌گونه برداشت كرد كه شورای فرهنگ عمومی آن مسير و وضعيتی را كه بايد طی شود، به نهادهای فرهنگی اعلام می‌‌كند. ولی چگونه طی كردن اين مسير و به سرانجام رسيدن آن، به نهادهای فرهنگی و برنامه‌های آن‌‌ها مربوط می‌‌شود.

بله؛ متأسفانه بايد اذعان كنيم كه به‌طور كلی حوزه‌ی نظارت و ارزيابی در مديريت كشور قوی نيست. اما به هر حال از اين جهت كه مجموعه‌‌ای از عناصر نخبه‌‌ از سازمان‌‌های مختلف در اين شورا حضور دارند، تصميمات شورا و مباحث آن در سازمان‌‌های مختلف تأثيرگذار است.

اما در واقع، عزم جدی در اجرای دقيق مصوبات شورای فرهنگ عمومی و شورای عالی انقلاب فرهنگی نيست. البته گزارش حضور و عملكرد دستگاه‌‌های مختلف به شورای عالی انقلاب فرهنگی و جناب آقای رييس جمهور به عنوان رييس شورا ارائه می‌‌شود.

- با اين اوصاف اگر ديديد كه انحرافی در برنامه‌‌های تصويب شده به وجود آمده است، چگونه آن را پيگيری می‌كنيد؟

معمولاً هر مصوبه يك تكاليف و وظايفی را برعهده‌ی يك دستگاه می‌‌گذارد، معمولاً از آن‌ها گزارش عملكرد می‌‌گيريم و سعی می‌‌شود تا گزارش‌‌ها ارزيابی شود و گزارش و ارزيابی متناسب با نوع مصوبه به شورای فرهنگ عمومی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و يا دولت گزارش می‌‌شود.

- همان‌‌طوركه مستحضريد رهبر انقلاب امسال را سال حركت به سوی اصلاح الگوی مصرف نام‌گذاری كردند. به نظر شما اين مقوله، جزئی از پازل اصلاح فرهنگ عمومی كشور محسوب می‌‌شود؟

بله؛ اين مقوله در حوزه‌ی فرهنگ اقتصادی، كاملاً  قابل تعريف است.

- لطفاً شرايط و اقتضائات آن را بيان كنيد.

در نگاه اول، تلقی اين است كه اصلاح الگوی مصرف  يك  امر اقتصادی است؛ اما ابعاد فرهنگی آن كمتر از ابعاد اقتصادی‌‌اش نيست و در چهار سطح ملی، سازمانی، خانواده و فرد قابل مديريت و برنامه‌‌ريزی فرهنگی است.

برای مثال در سطح كلان و ملی آن می‌‌توان به اقدام دولت اشاره كرد كه سه موضوع از اصلی‌‌ترين مؤلفه‌‌ها را برجسته كرد. حوزه‌‌های نان، آب و انرژی. البته ابعاد اين اصلاح الگوی مصرف محدود به اين سه حوزه نيست؛ اما اين سه حوزه شايد اصلی‌‌ترين و مهم‌‌ترين و حداقل در شرايط فعلی كشور ما، ضروری‌‌ترين الگوهايی است كه بايد به آن توجه می‌‌شد. به هر حال يك درصد قابل توجهی از انرژی ما مثلاً در مسيرهای انتقال آن‌‌ها هدر می‌‌رود. بنابراين مردم مقصر نيستند. يا مثلاً زمانی‌كه خودرويی در جامعه عرضه می‌‌شود كه به طور متوسط مثلاً ده ليتر در صد كيلومتر مصرف می‌‌كند؛ با وجود اين كه امروز در دنيا فن‌‌آوری‌‌های جديد، مصرف را به سه ليتر در صد كيلومتر رسانده است. بنابراين بخشی از اين مسأله به تصميمات حكومتی بر  می‌‌گردد و در واقع مربوط به فرهنگ عمومی نيست.

بخشی هم وجود دارد كه نبايد اسراف تلقی كنيم؛ يعنی به‌طور مثال مصرف آب در جامعه‌ی ما مناسب با فرهنگ ما بايد تعريف شود نه متناسب با فرهنگ ديگران. من گاهی می‌‌بينيم كه مثلاً سرانه‌ی مصرف فردی آب در كشور ما را با كشورهای غربی مقايسه می‌‌كنند. ما به هر حال موضوعی به نام نجاست و طهارت داريم و فرهنگ دينی ما ضرورت-هايی را بر مصرف ما تحميل می‌‌كند و درست هم است.

اگر به اصلاح الگوی مصرف نگاه فرهنگی بشود؛ يعنی با روش‌‌های فرهنگی برای اصلاح الگوی مصرف اقدام نماييم، بسيار مؤثر خواهد بود. البته من مخالف راه‌‌كارهای اقتصادی نيستم و در برخی جاها هم به كار می‌‌آيد. اما مهم اين است كه رويكرد اصلی چه باشد. رويكرد اصلی به نظر من رويكرد فرهنگی باشد، نه رويكرد به اصطلاح كوپنی و  قيمت‌‌گذاری.

- در مورد قسمت آخر صحبت‌تان، اگر امكان دارد بيشتر توضيح دهيد.

مثلاً در مورد مصرف آب يك روش افزايش قيمت آب است. با افزايش قيمت آب، به طور طبيعی مصرف آن كاهش می‌يابد، اما عارضه هم دارد؛ عارضه‌‌اش اين است كه مصرف را طبقه‌‌بندی می‌‌كند؛ يعنی افراد پول‌‌دار می‌‌توانند هر مقدار خواستند آب مصرف كنند. اما از آن‌طرف افراد فقير در حداقل مصرف نيز مشكل پيدا می‌‌كنند. روش ديگر، ايجاد سيستم كوپنی است. به اين شكل كه هركسی بايد در طول شبانه‌روز، مثلاً نيم متر مكعب آب مصرف كند. اين هم عوارضی دارد. شايد بخشی از جامعه به هر دليلی به اين مقدار مصرف نياز ندارد. اما می‌گوييم تو حتماً اين مقدار مصرف كن. بخشی واقعاً نياز بيشتری دارند ولی نمی‌‌توان نياز آن‌ها را تأمين كرد. اين سيستم نيز منابع را هدر می‌‌دهد.

اما يك راه‌كار ديگر داريم كه راه‌كار فرهنگی است. بايد مردم را متوجه اين نكته كنيم كه اسراف يك فعل حرام است. امروز ما نياز به همدلی مردم داريم تا براساس نياز واقعی نه مصرفانه، مصرف خود را برنامه‌‌ريزی نمايند و يا مصرف صحيح و درست آب را آموزش دهيم. اگر به مسئله‌ی اصلاح الگوی مصرف نگاه فرهنگی بشود، يعنی اصلاح فرهنگ عمومی در راستای تحقق هدف اصلاح الگوی مصرف به كار گرفته بشود هم نياز مصرف واقعی افراد تأمين می‌‌شود و هم سازگاری منابع و مصارف تحقق پيدا می‌‌كند. البته همان‌طور كه اشاره كردم، مخالف راه‌كارهای اقتصادی نيستم. اين‌ها هم در يك جاهايی ممكن است تأثيرگذار باشد اما مهم اين است كه رويكرد اصلی چه باشد؟ به نظر بنده رويكرد اصلی بايد رويكرد فرهنگی به اين مسئله‌ی مهم باشد.

- اما در حوزه‌هايی از فرهنگ عمومی كه ضعف داريم به چه شكل بايد آن را اصلاح كرد؟

اين موضوع فرآيند بسيار پيچيده‌‌ای دارد. بهتر است اين‌جا يك نمونه از آن را بيان كنم تا مطلب كمی روشن شود؛ ما امروز از نظر پوشش و آرايش در جامعه‌ی رفتاری بانوان داريم كه زيرمجموعه‌ی فرهنگ عمومی است. فرض كنيد در تهران بخشی از كسانی كه در شهر تردد می‌‌كنند، حدود شرع مقدس اسلام را در پوشش و آرايش خودشان رعايت نمی‌كنند. اين، يك رفتار فرهنگ عمومی جامعه است. زمانی‌كه ما بحث از ارتقاء فرهنگی و اصلاح فرهنگی می‌كنيم؛ يعنی اين‌كه بايد ببينيم كه چگونه می‌‌توانيم اين رفتار ناشايست را تبديل به رفتاری شايسته كنيم. اگر بخواهيم اين رفتار را تغيير دهيم، چه كارهايی بايد صورت پذيرد.

برای اين‌كه بخواهيم اين رفتار را اصلاح كنيم بايد نخست ببينيم انگيزه‌‌های افرادی كه اين رفتار را از خود بروز می‌دهند چيست كه امروز اين پوشش و آرايش را می‌‌بينيم؟ خانمی كه مقداری از موی خويش را بيرون می‌‌گذارد يا مثلاً لباس تنگی می‌‌پوشد و آرايش می‌‌كند، براساس چه منطقی اين كار را انجام می‌دهد؟ در واقع، افراد براساس فهم و درك خودشان سعی می‌‌كنند كه بهترين تصميم را بگيرند. يعنی اين فرد زمانی‌‌كه اين پوشش را دارد، فكر می‌‌كند كه اين بهترين حالت است كه با اين وضعيت بيرون می‌آيد. يك بخشی از اين افراد ممكن است اين‌گونه تصور كنند كه اگر با اين پوشش در جامعه ظاهر شوند از احترام و منزلت بيشتری برخوردارند. در اين‌جا بايد عواطف و علائق اجتماعی را نسبت به اين مسئله اصلاح كنيم.

مسئله‌ی ديگر درباره‌ی استفاده از اين نوع پوشش اين است كه فرد با اين پوشش خود را در مسائل اقتصادی و معيشتی موفق‌‌تر ببيند. يعنی احساس می‌‌كند كه مثلاً اگر با اين پوشش نيايد ممكن است مثلاً مدير و يا كارفرمايش آن را نپسندد. اين‌ها واقعيت‌‌‌‌هايی است كه اگر كنكاش كنيم، اين رفتارهای غلط پوششی و آرايشی را می‌توان با آن‌ها تحليل كرد. بنابراين بخشی از افرادی كه رفتار ناشايست پوششی و آرايشی را دارند ناشی از فرهنگ اقتصادی آن‌ها است؛ يعنی شخص می‌‌خواهد با اين پوشش صاحب شغل شود. بخشی‌‌ نيز ناشی از فرهنگ عاطفی و حب و بغض‌‌هاست؛ يعنی اين‌طور می‌‌پوشد
كه مورد توجه بيشتر، مورد محبت و علاقه‌ی بيشتر قرار بگيرد.

بنابراين ما اگر بخواهيم كسانی كه اين رفتار را بروز می‌‌دهند، رفتار ديگری داشته باشند بايد دلايل و انگيزه‌‌های افراد را به درستی بشناسيم و انگيزه‌‌های آن‌ها را تحليل كنيم و متناسب با آن، برنامه‌‌ريزی اصلاح اطلاعات و گرايش‌‌های افراد را تنظيم نماييم. اگر به اين نحو عمل كنيم، می‌‌توان اميد به اصلاح داشت. البته راه ديگری را نيز می‌‌توان انتخاب كرد و آن برخورد انتظامی با اين مسئله است. اين راه‌حل ممكن است به صورت موقت شرايط را بهبود بخشد ولی معمولاً تغيير در گرايش‌‌های فردی و اجتماعی ايجاد نمی‌‌كند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:54 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 نام‌گذاری موضوعی هر سال، شيوه‌ی نو و بديعی است كه به ابتكار رهبر انقلاب اسلامی صورت می‌پذيرد. نفس نام‌گذاری هر سال و اعلان آن در موقع تحويل سال كه دل‌ها بيشتر از هر زمانی متوجه است، شيوه‌ای است كه می-تواند مسير يك‌ساله و چشم‌انداز سال جاری را مشخص كند. نهادهای بين‌المللی نيز در خصوص موضوعات سرنوشت‌ساز كه ارتباط حياتی با جامعه‌ی انسانی دارد، نام‌گذاری‌هايی را برای روزها و سال‌ها انجام داده‌اند تا اذهان و سياست‌های بين‌المللی كشور و مساعی آن‌ها در اين خصوص هدايت شود. مثل روز زمين، روز آب و يا سال گفت‌وگو. بنابراين از منظر اهداف بلندمدت و نگرش برنامه‌محور، نام‌گذاری سال‌ها و هدايت افكار به سمت موضوعات خاص و اساسی، تفكر ارزشمندی به‌حساب می‌آيد كه در كشور ما ابتكار آن توسط رهبر انقلاب انجام گرفته است.

از طرف ديگر اين نام‌گذاری‌ها با ظرافت‌ها و شرايط زمانی و مكانی مخصوص به هر سال صورت گرفته است و اين مسئله بر زيبايی اين حركت می‌افزايد. برای مثال، نام‌گذاری سال امام خمينی(ره) براساس يك‌صدمين سال تولد امام(ره) در سال 1378 انجام گرفت و يا سال پيامبر اعظم(ص)- سال 1385- براساس حجم فعاليت‌های تخريبی دشمنان اسلام عليه چهره‌ی محبوب پيامبر و رفتارهای واگرايانه‌ و اختلاف‌افكنانه‌ی قومی بين فرق اسلامی بود.

نام‌گذاری اين سال به نام پيامبر اعظم(ص) در واقع تأكيدی بود بر جهت دادن بيشتر اذهان به گوهر وجود مبارك حضرت محمد(ص) به‌عنوان محور وحدت‌بخش مسلمين و ارجاع بيش از پيش مسلمانان به سيره‌ی آن اسوه‌ی حسنه.
اگر به گذشته برگرديم به نام‌هايی چون سال اميرالمؤنين(ع)، سال عزت و افتخار حسينی، اقتدار ملی و... برمی‌خوريم. رهبر معظم انقلاب در گذشته و پيش از نام‌گذاری سال‌ها به اين صورت، موضوعات كليدی‌ای را كه برای مردم ما مغفول و كم‌اهميت مانده، اما به‌عنوان واقعيتی در جهان توسعه‌يافته بدان توجه می‌شود، در پيام‌های نوروزی خود مد نظر قرار داده و به اقشار مختلف گوشزد نموده‌اند. از جمله‌ی آ‌ن‌ها وجدان كاری و انضباط اجتماعی است كه در نوع خود موضوع مهم و تأثيرگذاری محسوب می‌شوند.

فصل مشترك اين نام‌گذاری‌ها، توجه به ضرورت‌های موجود جامعه است و می‌تواند مكمل انديشه‌ی برنامه‌محور در اداره‌ی كشور باشد. علاوه بر اين، نام‌گذاری‌ سال‌ها می‌تواند نتايج زير را نيز در برداشته باشد:

1)    ارايه‌ی سياست واحد در برنامه‌ريزی
2)    توجه آحاد انسانی به موضوعات اصلی هر سال
3)    دميدن روحيه‌ی تفكر استراتژيك در برنامه‌ريزی‌ها
4)    ايجاد وحدت رويه بين سيستم‌ها و واحدهای انسانی
5)    استوارسازی نظام برنامه‌ريزی كشور بر سه بُعد اخلاقيِ فضيلت‌محوری، وظيفه‌محوری و نتيجه‌محوری

هركدام از آحاد ملت در توجه و پاسداشت نام‌گذاری سال، وظيفه‌ی ويژه‌ای دارد و برخی افراد به تناسب مسؤوليت‌ها بايد وظيفه‌ی‌ سنگين‌تری را احساس نمايند و در توجه عملی به آن كوشاتر باشند. در اين ميان طبعاً وظيفه‌ی دولت‌مردان و افرادی كه در مناصب تأثيرگذار قرار گرفته‌اند، بيشتر از ديگران است. در مقطعی عده‌ای فكر می‌كردند با تصويب اعتبارات و بودجه‌ها می‌توان در جهت فرهنگ‌سازی شعار سال حركت كرد و در مقطع ديگری كه چندان هم از زمان ما دور نيست، عده‌ای از مسؤولان در سطح معاونت وزارتخانه با تشكيل دبيرخانه‌ای كه فقط نامی را يدك می‌كشيد، گمان می‌كردند می‌توانند وظيفه‌ی خود را در اين‌باره انجام دهند.

به هر حال اگر نيك بنگريم، نام‌گذاری سال‌ها، تكليفی برای همگان ايجاب می‌كند. دستگاه‌های تقنينی و اجرايی در وضع و اجرای قوانين و نيز فرهيختگان و نخبگان و اصحاب علم و انديشه و خطبای گران‌قدر و گروه‌های مرجع اجتماعی بايد با ظرافت ويژه‌ی هر قشر و گروه و متناسب با فرهنگ هر قوم، به تبيين شعار سال و معرفی الگوهای عملی و ارائه‌ی راهكارها بپردازند.

متأسفانه در سال‌های گذشته اين اهمال‌كاری ديده شده و به‌صورت شايسته به موضوع پرداخته نشده است. البته اين يادداشت نمی‌خواهد به معرفی مقصر بپردازد. نگاه ما بايد نگاهی رو به جلو باشد؛ بايد ارزش فرصت‌ها در حال و آينده را بدانيم.
اعلام سال 1388 به نام اصلاح الگوی مصرف، براساس يك ضرورت انجام گرفته است. البته اين شعار نمی‌تواند در يك سال خلاصه شود، بلكه می‌تواند به‌عنوان يك راهبرد در دستور كار برنامه‌ريزان كشور قرار گيرد. در مورد «اصلاح الگوی مصرف» نكته‌ی مهم اين است: بدون اين‌كه بخواهيم از ديگری يا ديگران انتظار داشته باشيم، بايد از خود شروع كنيم.

در سطوح بالاتر استفاده از راه‌های ميان‌بر و كوتاه‌مدت كه در فضای جديد جهانی به‌عنوان نسخه‌های شفابخش از آن ياد می‌شود را نيز نبايد از ذهن دور داشت. دستگاه‌های دولتی و نهادهايی كه به‌گونه‌ای از بودجه‌های عمومی بهره می‌برند، بايد بيشتر توجه كنند. گاهی مخارج غيرضروری و تبذير و اسراف‌هايی كه صرف تجملات می‌شود به دفعات در دستگاه‌های دولتی ديده می‌شود. تغيير ساختمان‌های وزارتخانه‌ها و شركت‌های دولتی، مهاجرت مديران اين ساختمان‌ها به بالای شهر و ايجاد تراكم در برخی مناطق خاص شهرهای بزرگ هم گفتنی‌های زيادی دارد كه می‌گذاريم و می‌گذريم.

آنچه به نظر نگارنده اهميت دارد فرهنگ‌سازی است. فرهنگ توليد و مصرف بايد در كشور ما اصلاح گردد. اگر با ضرورت اصلاح الگوی مصرف به صورت فرهنگی برخورد كرديم و موضوع را از دريچه‌ی اصلاح رفتارها ديديم، می‌توانيم موفق باشيم. در اين زمينه وظيفه‌ی دستگاه‌های فرهنگی خصوصاً صدا و سيما بيش از همه است. آنچه در بيشتر مواردْ چينش دكور در برنامه‌های زنده و ميزانسن‌ها و سريال‌های تلويزيونی به اذهان متبادر می‌كند، نوعی زندگی تجملاتی و مصرفی است كه القائات فرهنگی نامناسبی دارد. انتظار می‌رود در اين خصوص نيز صدا و سيما به‌عنوان يكی از مخاطبان فرهنگ‌ساز در زمينه‌ی الگوی مصرف، توجه كافی را داشته باشد. ضرورت تبليغات مناسب- نه كم و نه زياد- نيز از اهم اموری است كه بايد در اين رابطه مورد مداقه قرار گيرد. آسيب‌شناسی تبليغات در سال‌های گذشته نشان از نوعی عدم توازن داشته است. گاه در نقطه‌ای، تبليغات اسراف‌گونه و بی‌رويه‌ی دستگاهی كه خود توجه عملی به مفهوم آنچه تبليغ می‌كند ندارد، آثار مخربی به جای گذاشته است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:52 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 بانام‌گذاری سال 1388 به سال "حركت به‌سوی اصلاح الگوی مصرف" توسط رهبر انقلاب اسلامی، بیشتر نگاه‌ها و توجهات به‌سمت ناهنجاری‌های رفتاری در مصارف اقتصادی جامعه سوق پیدا كرد. به‌خصوص این‌كه مصادیقی كه رهبر انقلاب به‌عنوان بدمصرفی ملت- اسراف در مصرف آب و نان- ما بیان كردند، خود دلیل اهمیت این موضوع و توجه بیشتر كارشناسان به این قسمت از اصلاح الگوی مصرف بود. بدین ترتیب بود كه مسائلی نظیر مصرف‌گرایی، فروش و تبلیغ كالاهای خارجی، مصرف‌زدگی، اسراف و اتلاف منابع انرژی و... در كانون توجه صاحب‌نظران امر قرار گرفت.

اكنون بیش از چهار ماه از آغاز سال می‌گذرد و اتفاقاتی در این بین رخ داده كه اذهان عمومی و نخبگان را نسبت به این مهم كم‌توجه كرده است. مسائلی نظیر انتخابات و وقایع پس از آن و كشمكش‌های سیاسیون و نخبگان كشور بر سر آن كه تا امروز ادامه دارد و این چند روز هم بحث انتصاب و عزل معاون اول رئیس‌جمهور و وزرای كابینه نقل هر مجلسی شده است.

مسئله‌ای كه در این نوشتار بدان پرداخته می‌شود، غفلتی است كه ما در برداشت خود از نام سال كرده‌ایم. این امر شاید ناشی از ذهنیتی است كه از ابتدای سال به‌وسیله‌ی رسانه‌های ارتباط‌جمعی، نخبگان و صاحب‌نظران، درپی متمركز شدن آن‌ها بر روی مسائل اقتصادی صِرف، در تشریح اصلاح الگوی مصرف نشأت می‌گیرد. چراكه به نظر، اصلاح الگوی مصرف در عرصه‌های دیگر زندگی نظیر سیاست و فرهنگ هم صادق و در مواردی مهم‌تر از اصلاح ناهنجاری‌های رفتاری در اقتصاد است. قطعاً اگر وزیری در انتخاب مدیران خویش از سلایق شخصی به‌جای انتخاب براساس معیارهای علمی و عملی بهره گیرد- كه در ادبیات سیاسی عرف جامعه آن را انتخاب سیاسی می‌نامند-، مطمئناً آن شخص با تصمیم‌گیری‌های غیركارشناسانه‌ی خود، هزینه‌های زیادی را بر روی دوش دولت و ملت می‌گذارد.

اگر از این منظر و با توجه به اتفاقات اخیر، به نام امسال نگاهی دوباره بیندازیم، سؤال‌های اساسی كه در ذهن متبادر می‌شود این است كه آیا رفتارها و عملكرد نخبگان ما برای نظام اسلامی هزینه‌بردار نیست؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا این هزینه‌ها كمتر از هزینه‌های اتلاف انرژیی و منابعی مثل آب و گاز به ما ضرر می‌رساند كه اصلاً به فكر اصلاح آن نیستیم؟ آیا ما برای اصلاح الگوی رفتاری نخبگان و سیاست‌مداران خود برنامه‌ای داریم؟ آیا خودشان فكری برای این معضل كرده‌اند؟ اهمیت این موضوع -همان‌طور كه در بالا اشاره شد- به این دلیل است كه بسیاری از ناهنجاری‌ها و كمبودها و اتلاف منابع، از سوءمدیریت و رفتارها و تصمیمات غیرعقلانی نخبگان نشأت می‌گیرد.

از طرف دیگر نخبگان هر كشور، از منابع مهم و استراتژیك آن می‌باشند كه هَرزروی آن‌ها باعث لطمات شدید و بعضاً جبران‌ناپذیری بر كشور وارد می‌كند. فكر، ایده‌پردازی و نوآوری نخبگان جامعه به‌مانند دیگر منابع ثروت هر كشور اولاً ارزش‌مند و ثانیاً محدود می‌باشد. بنابراین باید به استفاده‌ی صحیح از آن توجه ویژه‌ای داشت. ضمن این‌كه استفاده‌ی صحیح از نخبگان و نیز استفاده‌ی صحیح نخبگان از خود، موجب بهینه‌سازی مصرف در دیگر عرصه‌ها و منابع نیز می‌گردد. بنابراین در استفاده از نخبگان جامعه باید به این نكته توجه داشت كه آن‌ها خود نیز از منابع ثروت هستند كه باید از آن‌ها به‌طور صحیح استفاده شود. البته این امر در ابتدا ناظر به خود نخبگان است كه چگونه از نقش خود برای پیش‌برد اهداف متعالی جامعه استفاده كنند.

نگاهی به اتفاقات چند وقت اخیر نشان می‌دهد كه اصلاح الگوی رفتاری سیاست‌مداران و نخبگان ما، ضروری‌تر از اصلاح معضلات اقتصادی است. به‌طوری‌كه در این چند وقت، مشاهده كردیم و می‌كنیم كه چگونه گفتار و رفتار آن‌ها در بالا بردن هزینه‌های سیاسی و بین‌المللی نظام و كاهش اعتبار و سرمایه‌ی اجتماعی آن- كه در همه‌ی جوامع از مهم‌ترین سرمایه‌ها محسوب می‌شود- مؤثر است.

این‌كه رهبر انقلاب از فردای انتخابات، همه و به‌خصوص نخبگان و سیاسیون را به آرامش دعوت می‌كنند و خواستار این مطلب می‌شوند كه همه‌چیز از طریق قانونی پیگیری و دنبال شود، باید معیاری باشد برای اصلاح الگوی رفتاری نخبگان كشور تا بر این اساس رفتارهای خود را تنظیم كنند.
این‌كه رهبری خطاب به همه‌ی جناح‌ها بر لزوم شناخت صحیح دوست و دشمن تأكید دارند، به این دلیل است كه سرمایه و انرژی كه در بازار سیاست هزینه می‌شود، نباید با اشتباه گرفتن دوست و دشمن و پاك كردن صورت‌مسأله اصلی به‌راحتی به هدر برود.

این‌كه رهبر انقلاب در نامه‌ی خود به رئیس‌جمهور، دلیل مصلحت ندانستن انتصاب آقای مشائی به معاونت اولی ایشان را اختلاف و سرخوردگی بین علاقه‌مندان رئیس‌جمهور ذكر می‌كنند، مؤید این مطلب است كه ایشان نمی‌خواهند درصد قابل توجهی از ظرفیت‌های منابع انسانی كشور- چه مردم و چه نخبگان- هدر رود و بسیاری از نخبگان از همكاری با دولت دهم قطع امید و اجتناب كنند.

رهبر انقلاب با بیان این نكات مهم، تلویحاً اشاره به لزوم حركت جدی مسؤولین و نخبگان جامعه به‌سوی اصلاح الگوی رفتاری‌شان دارند تا بیش از این نظام جمهوری اسلامی از این‌گونه رفتارها لطمه نبیند. البته باید گفت كه بحث نخبگان، دولتی و غیردولتی ندارد و همه باید برای تحقق این امر تلاش كنند و مراقب باشند تا نكند به‌جای این‌كه نخبگان "فرصت‌ساز" باشند، تبدیل به نخبگانی "فرصت‌سوز" شوند.

هنر یك نخبه، استفاده‌ی به‌موقع از فرصت‌های به‌دست آمده است و اگر خیلی هنرمند باشد، می‌تواند چالش‌ها و تهدیدها را به فرصت مناسبی برای نظام تبدیل كند. اما امروز شاهد آن هستیم برخی از نخبگان كه به جناح‌ها و جریانات مختلف سیاسی تعلق دارند، فرصت‌هایی را كه با تدبیر رهبری فراهم شده، تبدبل به چالش می‌كنند. بنابراین مأموریت ویژه برای نخبگان جامعه در سال " حركت به‌سوی اصلاح الگوی مصرف"، ایجاد فضایی است كه آن‌ها بتوانند ابتدا خود و رفتارهای خود را اصلاح كنند.

راهی را كه رهبر انقلاب پیش روی نخبگان گذاشته‌اند، عقلانیت است. این امر با توجه به این‌كه فضای پس از انتخابات، فضایی احساسی و در برخی موارد، غیرعقلانی بوده، مهم جلوه می‌كند. زیرا تنها مسیر حل و فصل این مناقشات عقل‌مداری نخبگان است تا هم بتوان با منطق قضایا را دید و بررسی كرد و نیز، دیگر تمایلات شخصی و احساسی، در نگرش به واقعیت‌ها، تصمیم‌گیری‌ها، اظهار‌نظرها و گزینش افراد دخیل نخواهد بود.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:41 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 رهبر انقلاب اسلامی در روز اول فروردين 1388 سخنرانی مبسوطی در مشهد داشتند و طی آن به مسائل مهمی اشاره فرمودند. يكی از مسائل مطرح شده در اين سخنرانی، توأمان بودن نظريه‌ی پيشرفت و عدالت است و يكی از اقدام‌های برشمرده شده توسط ايشان برای رسيدن به پيشرفت و عدالت، اصلاح الگوی مصرف می‌باشد.

برای بررسی و چگونگی دستيابی به روش‌ها و يا راه‌هايی برای اصلاح الگوی مصرف لازم می‌آيد كه: بررسی شود كه الگوی مصرف اعضای جامعه چگونه شكل می‌گيرد؛ به عبارت ديگر عوامل سازنده‌ی الگوی مصرف در هر جامعه كدام است. در مرحله‌ی بعد الگوی مصرف در زمينه‌‌های مختلف در كشور ما چگونه است. پس از طی اين مراحل اين امكان برای ما و ديگران فراهم می‌آيد كه الگوی مصرف خود را مطابق با تنظيمات اجتماعی آينده‌مان اصلاح كنيم.

در اين ميان سؤال اصلی اين است كه الگوی مصرف در يك جامعه چگونه شكل می‌گيرد؟ الگوی مصرف در يك جامعه بستگی به نوع درك ما از جامعه و نقش فرد در آن دارد. مسلماً در اجتماع ايلی، الگوی مصرف را شرايط اقتصادی، فرهنگی، زيستی و نخبگان قبيله تعيين می‌كنند. اين مطلب نشان می‌دهد كه از نهادهای اجتماعی و اختصاصاً برنامه‌ريزی دولتی در اين نوع اجتماع خبری نيست. ولی وقتی جامعه متحول می‌شود و به‌صورتی درمی‌آيد كه از دهكده‌ی جهانی نام برده می‌شود، ديگر عوامل ذكر شده برای تبيين و توضيح الگوی مصرف كفايت نمی‌كند. به عبارتی رساتر ما نيازمند نظريه‌ای پيشرفته‌تر برای تبيين چگونگی پيوند فرد با جامعه و نحوه‌ی رفتار و مصرف او در جامعه‌ای همانند ايران هستيم. جامعه‌ای كه در آن اكثريت افراد در شهرها زندگی می‌كنند. بخش عمده‌ای از آن‌هايی هم كه در مناطق روستايی و عشايری زندگی می‌كنند، به‌وسيله‌های مختلف به نهادهای اجتماعی مرتبط و تحت تأثير وسايل ارتباط جمعی هستند. در چنين جامعه‌ای درست است كه فرد به لحاظ بيولوژيك زندگی می‌كند، ولی در ورای او لايه‌های نامريی مانند نظام فرهنگی و نظام سياسی وجود دارد كه الگوهای مختلف را در زندگی برای او تعريف می‌كند.

در بين اين لايه‌های نامرئی- برحسب علاقه‌ی نظری خود- در نظام فرهنگی به نقش نخبگان يا خواص و در نظام سياسی به نقش تئوری‌های راهبردی دولت برای اداره‌ی جامعه در ايجاد الگوی مصرف اهميت خاص قايل هستم. براساس اين نظريه بخش عمده‌ی مصرف ما را نوع برنامه‌ريزی دولتی و تئوری‌های راهبردی آن در آنچه مشترك بين همه‌ی اعضای جامعه است تعيين می‌كند و در آنچه متفاوت است دلايل گوناگونی از جمله جغرافيا، فرهنگ، طبقه‌ی اجتماعی و نخبگان يا خواص مؤثر هستند.
زمانی در جامعه ما نظريه‌ی راهبردی دولت، نظريه‌ی توسعه مبتنی بر ساده‌زيستی و به عبارتی ديگر حفظ اخلاق كوخ‌نشينی بود . اين نظريه پس از جنگ جای خود را به نظريه‌ی نوسازی داد. در اين نظريه ساده‌زيستی تقبيح شد و پيشرفت بدون عدالت مطرح گرديد. در نظريه‌ی جديد كه توسط آيت‌الله خامنه‌ای مطرح شده است، نظريه‌ی پيشرفت همراه با عدالت مطرح است. در اين نظريه است كه اصلاح الگوی مصرف يكی از دغدغه‌های نظريه‌پرداز می‌شود.

هريك از اين نظريه‌ها الگوی مصرف متفاوتی را عرضه داشته‌ و شايد بتوان گفت بر جامعه تحميل يا مردم را به آن دعوت كرده‌اند. برای اثبات اين سخن تنها كافی است به علائم و نشانه‌هايی كه از نظريه‌ی نوسازی يا پيشرفت بدون عدالت در خيابان‌ها باقی مانده توجه فرمائيد. لطفاً تابلوهای شهر يا جاده‌ها را نگاه كنيد. آن‌ها شما را به چه دعوت می‌كنند؟ به درستی؟ به ساده‌زيستی؟ يا به پاكی؟ در يك كلام می‌توان گفت فلسفه‌ی "بيشتر داشتن كالا" آن‌هم از نوع خارجی آن؛ اين آن چيزی است كه ما مردم خود را به آن دعوت می‌كنيم. شايد نشود حتی يك تابلو پيدا كرد كه در آن به انصاف، درستی، عدالت، سعادت و كم‌مصرفی اشاره شده باشد.

در يك جمع‌بندی نهايی می‌توان پذيرفت كه اگرچه ما با افراد به لحاظ جغرافيايی، قومی و تا اندازه‌ای طبقه‌ی اجتماعی متفاوت روبه‌رو هستيم ولی از آن‌جا كه تحت تأثير برنامه‌ای واحد قرار گرفته‌ايم يا قرار می‌گيريم، فصل مشترك زيادی بين آن‌ها می‌توان ديد. به اين جهت است كه در بحث زياده‌روی در مصرف موادی كه از طريق دولت تأمين می‌شود- مانند حامل‌های انرژی- تفاوت زيادی بين مردم مناطق مختلف ايران ديده نمی‌شود. حال آن‌كه در آنچه مربوط به خود مردم است در مناطق مختلف، گوناگونی‌ِ بيشتری ديده می‌شود و هر فرد، متناسب با ذوق، سليقه‌ و امكانات خود دست به انتخاب می‌زند. اگرچه در اين مورد خاص هم نقش وسايل ارتباط جمعی را نمی‌توان ناديده گرفت.

فكر می‌كنم كه در صدا و سيما يك اصل فراموش شده و آن تقدم معرفی "معروف‌ها" بر "منكرها" است. آنچه در سيما جريان دارد، معرفی منكرها به منظور عبرت‌آموزی است. بدتر از آن وقتی است كه دستگاه‌های مؤثر بر جهت‌دهی به الگوی مصرف با يكديگر هماهنگ نيستند و گاهی كار يك نهاد، كار ديگری را بی‌اثر می‌كند. وزارت بهداشت اطلاعيه صادر می‌كند كه فلان مواد غذايی برای بچه‌ها مضرّ است اما درست در همان لحظه، صدا و سيما همان كالا را تبليغ و مخاطبانش را تشويق به خريد آن می‌كند.

در اين نظريه‌ی جديد- عدالت و پيشرفت توأمان- نقش دولت و دستگاه‌های وابسته به آن‌را در نوع الگوی مصرف بيشتر مؤثر می‌داند تا عوامل ديگر.

برای ارائه‌ی يك تصوير گويا از مصرف در جامعه‌ی ايران نظريه‌ی خود را مستند به سخنان آيت‌الله خامنه‌ای می‌كنم. ايشان به آمارهای تكان‌دهنده اشاره نموده‌اند. نان يكی از آن‌هاست كه 33 درصد ضايعات دارد. آب 22 درصد هدر می‌رود. از اين‌ها كه بگذريم، نوع مصرف انرژی هم در ايران تأسف‌آور است. مردم ايران در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگی نيز دچار اسراف‌زدگی هستند.

آنچه به‌طور مختصر بيان شد می‌تواند شاهدی بر مدعای اين نظريه باشد كه اصلاح الگوی مصرف نه از مردم بلكه بايد از طرف دولت شروع شود. برای جلوگيری از مصرف بی‌رويه‌ی آب، نان و هر چيز ديگر چاره‌ای جز اصلاح روش‌ها توسط دولت نمی‌ماند. در مورد مصرف در سطح عامه‌ی مردم نيز علاوه بر نقش خواص و وسايل ارتباط جمعی، نقش حكومت هم كم نيست. به‌نظر فارابی راه ايجاد فضيلت در وجود انسان، آن است كه "افعال و سنن فاضله" پيوسته در شهرها و ميان امت‌ها رايج و شايع باشد و حكومت بايد در علاقه‌مند كردن مردم به حفظ اين ملكات اخلاقی، كوشا باشد تا از ميان نروند .


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:40 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 این مقاله با مروری به چند مطالعه انجام شده در مورد الگوهای مصرف در چند كشور طی دو دهه‌ی اخیر می‌خواهد ضمن روشنتر كردن وجوه جامعه‌شناختی الگوهای مصرف، به برخی از عوامل مهم اثرگذار بر شكل‌گیری و تحول آن‌ها اشاره كند. مطالعات فوق نشان می‌دهد كه در میان عوامل اثرگذار بر الگوهای مصرف، پایگاه اجتماعی و سبك زندگی، آثار تعیین‌كننده‌تری نسبت به سایر عوامل دارند.

مقدمه
نگاهی به مطالعات انجام شده در بسیاری از كشورها در دهه‌ی اخیر نشان میدهد كه الگوهای مصرف یا سبك‌های مصرف پدیده‌هایی ساده و صرفاً تحت‌تأثیر علائق، خواسته‌ها، توانایی‌ها و امكانات افراد نیستند بلكه پدیده‌هایی پیچیده و چند‌وجهی‌اند كه ارتباطات معناداری با عوامل و متغیرهایی چون طبقه‌ی اجتماعی، قشر اجتماعی، نوع كالاهای مصرفی (مادی و فرهنگی)، سبك زندگی، درآمد، پایگاه اجتماعی، ارزش‌های اجتماعی، الگوهای مصرف مرجع، متغیرهای زمینه‌ای و سطح توسعه‌ی كشور دارند.

این مطالعات حاكی از آن است كه "شیوه‌های مصرف"، تنها به سلیقه‌ها و علائق و توانایی‌ها و امكانات فردی وابسته نیست تا به تعداد هر فرد یا گروه اجتماعی یك شیوه‌ی مصرف وجود داشته باشد بلكه ساختارمند و "الگویی" است كه هم شكل‌گیری آن تابعی از شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یك جامعه است و هم تغییرات آن با توجه به تغییر شرایط فوق به وقوع می‌پیوندد. مطالعات در مورد الگوهای مصرف برای شناخت روابط معنادار آن‌ها با یك یا چند متغیر جامعه‌شناختی دیگر و دست‌یابی به اطلاعات درست از همه‌ی ابعاد آن، و نیز تغییرات انجام گرفته در آن‌ها به موازات تغییرات در متغیرهای فوق و نیز درك و شناخت قواعد حاكم بر حفظ و تغییر الگوهای مصرف در یك جامعه‌ی آماری معین صورت گرفته است و این قبیل مطالعات در سه مقوله‌ی "ظهور"، "بقاء"و "تحول" الگوهای مصرف صورت میپذیرد و این‌گونه تلاش‌ها كماكان ادامه دارد.

ما در این مقاله می‌خواهیم به‌طور مختصر تحلیلی از ماهیت پدیدارشناختی الگوی مصرف و نیز برخی از عناصر اصلی شكلدهنده‌ی به آن با ارائه‌ی نتایج برخی از تحلیل‌های آماری مستند به پژوهش‌های انجام گرفته در دو دهه‌ی اخیر به دست دهیم و ضمن یك نتیجهگیری اجمالی و سریع، پیشنهادهای خود را برای مطالعه‌ی جدیتر و رهیابنده‌تر به علل حفظ و تغییر الگوهای مصرف در جامعه‌مان طرح كنیم.

بحث درباره‌ی الگوی مصرف
اگر این فرضیه را بدیهی تلقی كنیم كه هیچ انسان سالمی، عملی "غیرعقلانی" انجام نمیدهد و عمل عقلانی را به این معنا تعبیر كنیم كه عبارت از عملی است كه موازنه‌ی هزینه-فایده‌ی آن مثبت است، این سؤال به میان خواهد آمد كه چرا بعضی از افراد، گروه‌ها و قشرها و یا طبقات اجتماعی، الگوی مصرف آن‌ها به گونه‌ای است كه از دید یك ناظر (مثلاً دولت یا حكومت) موازنه‌‌ی هزینه-فایده‌ی آن منفی است و به اصطلاح، آن الگو یك "الگوی مصرف بد" است. این تعبیر دال بر این انگاره است كه آن ناظر این موازنه‌ی هزینه- فایده مترتب بر یك یا چند نوع از الگوهای مصرف را منفی ارزیابی می‌كند و در نتیجه آن را یك عمل "غیرعقلانی" تلقی می‌نماید. فرضیه‌ای مستتر در این تلقی وجود دارد و آن این است كه "میزان درآمد و منابع مصرف، ضریب تأثیر بسیار بالا و تعیین‌كننده‌ای برای احتساب عقلانی یا غیرعقلانی بودن یك یا چند الگوی مصرف دارد."
 
از این نگاه، الگوی مصرف بد، الگوی مصرفی است كه عمل به آن توسط فرد یا گروه یا جماعتی صورت می‌گیرد كه منابع درآمدشان و توانایی آن‌ها در پرداخت هزینه‌ها بسیار كمتر از فواید و نتایج الگوی مصرف است و در نتیجه موازنه‌ی هزینه-فایده مترتب بر آن الگوی مصرف، منفی است و بنابراین اتكاء بر آن الگوی مصرف عملی غیرعقلانی است.
برای روشن شدن مسأله و میزان صحت و سقم انگاره‌ی فوق، نگاهی اجمالی به چند مطالعه‌ی انجام شده در مورد الگوهای مصرف در دو دهه‌ی اخیر می‌كنیم.

الگویی بودن شیوه‌ی مصرف
نگاهی به مطالعات انجام شده در مورد شیوه‌های مصرف این نظر را تقویت می‌كند كه شیوه‌ی مصرف، یك طریقه‌ی مصرف الگویی و مدل‌واره است. الگویی بودن شیوه‌ی مصرف به این معناست كه انتخاب كالاهای مصرفی مادی و فرهنگی اگرچه یك انتخاب شخصی است و فرد مستقیماً و با اراده و خواست خود در میان كالاهای مصرفی دست به انتخاب می‌زند و آن فرد با توجه به درآمد و امكانات مالی، قدرت خرید، قیمت كالا، ذوق و سلیقه و علائق‌اش و نیز ارزش‌هایی كه به آن‌ها اتكاء و باور دارد دست به انتخاب می‌زند اما از آن‌جا كه "انتخاب شخصی" تحت‌تأثیر عوامل و متغیرهای اجتماعی‌ای چون متغیرهای اجتماعی -دموگرافیك (سن، جنس، محل تولد، نوع شغل و...) و متغیرهای سبك زندگی، پایگاه اجتماعی، طبقه‌ی اجتماعی، قشربندی اجتماعی و سایر متغیرهای اجتماعی اثرگذار بر شیوه‌ی تفكر، احساس و رفتار فرد است.

بنابراین انتخاب‌های شخصی وجه اجتماعی-فرهنگی پیدا می‌كنند و در یك جامعه و متن یك فرهنگ، انتخاب‌های شخصی مدل‌واره و الگویی می‌شوند و در یك جامعه انواعی از الگوهای مصرف كه جنبه‌ای اجتماعی دارند نه فردی وجود دارند و تغییرات در الگوهای مصرف تابعی از تغییرات در عوامل شكل‌دهنده و ابقاءكننده‌ی الگوهای مصرف در آن جامعه است. در نتیجه این فرض جدی می‌نماید كه "در یك جامعه‌ی آماری معین و در داخل افراد متعلق به یك قشر اجتماعی و پایگاه اجتماعی معین، تنها چند نوع الگوی مصرف وجود دارد و همه انتخاب‌های شخصی كالاهای مصرفی مادی و فرهنگی در تبعیت و تحت‌تأثیر الگوهای مصرف غالب بر آن جامعه‌ی آماری معین صورت می‌گیرند".

از آن‌جا كه میان انتخاب‌های شخصی افراد متعلق به یك جامعه‌ی آماری معین شباهت‌ها و تفاوت‌ها معنادار است، در نتیجه این نظر را كه شیوه‌ی مصرف كالاها الگویی است تقویت می‌كند.

در پژوهش انجام گرفته در آمریكا در سال 2007 برای بررسی رابطه‌ی میان پایگاه اجتماعی و مصرف فرهنگی، یكی از نتایج حاصل از این پیمایش از این قرار بود كه مصرفكننده‌های كالاهای فرهنگی در داخل شمار كوچكی از الگوهای قابل تشخیص دسته‌بندی می‌شوند. (آلدرسون، ژونیسبه، هكوك- 2007 : 6 تا 18) همچنین پژوهش‌گران توانسته‌اند از حیث متولوژیك شیوه‌های مصرف را با اتكاء تئوریك به یكی از نظریه‌های سنخ‌شناسانه به‌عنوان نظریه‌ی "همه چیزخوار- تكچیزخوار " با تحلیل‌های آماری تبیین كنند. (همان) این امر نیز عامل تقویت‌كننده‌ی الگویی و مدلواره بودن شیوه‌های مصرف بوده است.

شیوه‌های مصرف كالاهای فرهنگی در یك پژوهش دیگر در انگلستان در سال 2006 با الگوسازی متدولوژیك توسط پژوهش‌گران در رابطه با پایگاه اجتماعی، درآمد و طبقه اجتماعی مورد بررسی و آزمون قرار گرفت و رابطه‌ی معنادار متغیرهای فوق با شیوه‌های مصرف مدل‌واره شده اثبات گردید. (وینگ چان، گلدروپ-2006: 8 تا 11)
در پژوهش دیگری كه در ژاپن در سال 2006 در مورد شیوه‌های تعدیل میزان مصرف در سال 1995 انجام گرفت، نتایج نشان دادند كه تعدیل‌های ارادی در میزان مصرف، الگویی و مدل‌واره بوده‌اند. (نانسایی، اینابا، كاگاوا، موریگوچی- 2007: 9 تا 11)

سبك زندگی و الگوی مصرف
یك پیمایش انجام گرفته در یكی از شهرهای فرانسه در سال 1990 (شهر گرنوبل) برای بررسی وجود یا عدم وجود رابطه میان سبك‌های زندگی و ارزش‌های اجتماعی و الگوهای مصرف و درجه ی معناداری رابطه انجام گرفت. پژوهش‌گران رابطه‌ی میان سبك زندگی و الگوهای مصرف و رابطه ی میان "ارزش‌های اجتماعی" و "الگوهای مصرف" و درجه‌ی تأثیرپذیری و استقلال آن‌ها از متغیرهای زمینه‌ای و متغیر تركیبی "فعالیت‌ها، منافع، افكار" را مورد بررسی و تحلیل آماری قراردادند. اهم نتایج حاصله از این پیمایش از این قرار است:

1. ارزش‌های اجتماعی به‌عنوان یكی از شاخص‌های سبك زندگی به‌عنوان افكاری تعریف میشوند كه ریشه‌های مفهومی‌شان اغلب مبهم هستند. (والت فلورانس، ژولیبرت- 1990: 1)
 
2. میان سبك زندگی و ارزش‌های اجتماعی رابطه وجود دارد، اما ارزش‌های اجتماعی بر سبك زندگی گاهی اوقات و در مورد برخی از سبك‌های زندگی تأثیری ندارند و در مواردی به كلی فاقد تأثیرند. مثلاً یكی از الگوهای مصرف مربوط به زنان جوان نه با سبك زندگی و نه با ارزش‌های اجتماعی رابطه‌ای ندارند و نیز چهار نوع الگوی مصرف تحت‌تأثیر ارزش‌های اجتماعی قرار ندارند. (همان: 8 و 9)

3. الگوی مصرف مرسوم به همسران مدرن در این جامعه‌ی آماری بیشترین رابطه‌ی معنادار را با "ابعاد تفریحی و لذت‌جویانه‌ی سبك‌های زندگی" و "آزادی" و "فلسفه‌ی لذت‌جویی" دارد. (همان)

4. در میان متغیرهای اجتماعی-دموگرافیك، متغیرهای اجتماعی-اقتصادی رابطه‌ی معناداری با الگوهای مصرف دارند اما شدت این رابطه قوی‌تر از رابطه‌ی سبك‌های زندگی و ارزش‌های اجتماعی با الگوهای مصرف نیست و در مواردی بسته به نوع الگوی مصرف، تأثیرات آن‌ها بیشتر می‌شود. (همان: 10 و 11)

5. متغیر تركیبی "فعالیت‌ها، منافع، افكار"، رابطه‌ی ضعیفی با ارزش‌های اجتماعی دارد اما تأثیر آن در الگوهای مصرف ناچیز و كماهمیت نیست. (همان:11)
 
براساس نتایج تحلیلهای آماری انجام شده در این پیمایش میتوان یك مدل علّی-تبیینی در رابطه با الگوهای مصرف فرض كرد كه در آن میان ارزش‌های اجتماعی، سبكهای زندگی، متغیرهای اجتماعی- دموگرافیك و متغیر "فعالیت‌ها، منافع، افكار" با الگوهای مصرف رابطه‌ی معنی‌دار و تبیین‌كننده وجود دارد:

مدل شماره‌ی 1: رابطه‌ی میان سبك‌های زندگی، ارزش‌های اجتماعی، متغیرهای اجتماعی-دموگرافیك و متغیر "فعالیت‌ها، منافع، افكار" با الگوهای مصرف

نتایج پیمایش فوق به دلیل حجم جمعیت نمونه‌ی آماری و موقعیت جغرافیایی-فرهنگی آن قابل تعمیم به سایر مناطق نیست و پژوهش‌گران پیشنهاد می‌كنند با در نظر گرفتن لزوم اعتبار بین فرهنگی، نتایج این‌گونه پژوهشها كه درجه‌ی اعتبار آن‌ها از یك فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است، پژوهش‌های بیشتر و گسترده‌تری در این زمینه انجام شود. (همان : 11)

پایگاه اجتماعی و الگوی مصرف
مفهوم "پایگاه اجتماعی"  به گفته‌ی گیدنز ناظر بر "احترام و اعتبار اجتماعی" است كه دیگران برای افراد متعلق به یك پایگاه اجتماعی خاصی در جامعه قائل میشوند. پایگاه‏، عامل متمایزكننده‌ی گروه‏های اجتماعی است و در غالب موارد از مفهوم "طبقه" مستقل است. (گیدنز،‏1373: 226)

طبقه به‌طور عینی معین می‏شود اما پایگاه به ارزیابی‏های ذهنی اولاً از اختلافات اجتماعی بستگی دارد. طبقات از عوامل اقتصادی مربوط به دارایی و درآمد نشأت می‏گیرند و پایگاه به وسیله ی شیوه‏های زندگی گوناگونی كه گروه‏ها دنبال می‏كنند تعیین می‏گردد. (همان)

آزمون‏های همبستگی اعمال شده میان داده‏های پیمایش سال 2007 آمریكا نشان دادند كه شیوه‏های مصرف در جامعه‌ی آماری مورد نظر قویاً در "نظام قشربندی" ریشه دارد اما قشربندی در داخل "پایگاه اجتماعی" نه در داخل "طبقه اجتماعی" (آلورسون‏، ژونیسبه، هلوك – 2007: 1 و 17)

البته نقش پایگاه اجتماعی در اثرگذاری بر شیوه‌ی مصرف به سایر عوامل هم بستگی دارد. پایگاه اجتماعی در این فرایند با سنّ و درآمد هم مرتبط است اما این ارتباط كم و ضعیف است. (همان: 18)

در پژوهش انجام گرفته فوق‌الذكر در انگلستان در سال 2006، پایگاه اجتماعی با تعریف پژوهش‌گران به‌عنوان یك متغیر تركیبی شامل درآمد، سطح تحصیلات و شغل مورد توجه قرار گرفت و مانند پیمایش سال 2007 در آمریكا، بر لزوم توجه به این واقعیت تأكید شد كه تغییر نوع مصرف كالاهای فرهنگی بیش از آن‌كه تحت‌تأثیر طبقه‌ی اجتماعی باشد، تحت‌تأثیر پایگاه اجتماعی است. در عین این‌كه تأثیر متغیر درآمد هم كاملاً محدود است و برخلاف درآمد، سطح تحصیلات در كنار پایگاه اجتماعی، نفوذ مستمر و مهمی بر مصرف كالاهای فرهنگی دارد. (وینگ چان، گلدروپ، 2006:5)

طرح تحلیل آماری ارائه شده توسط پژوهندگان فوق میان چهار نوع  و چهار شیوه‌ی مصرف كالاهای فرهنگی و پایگاه اجتماعی دقیقاً رابطه‌ی یك‌به‌یك وجود دارد. یعنی با تغییر سطح و درجه ی پایگاه اجتماعی، نوع و شیوه‌ی مصرف تغییر می‏كند (همان: 11). در عین حال میان برخی از متغیرهای اجتماعی-دموگرافیك مثل جنسیت، وضعیت تأهل، سن، محل تولد، درآمد و سطح تحصیلات با متغیر سطح مصرف فرهنگی میان حوزه‏ای  كه در وهله ی اول با پایگاه و سطح تحصیلات و در وهله‌ی دوم با درآمد درجه‌بندی می‏شوند، رابطه‌ی معنا‏دار و مهم وجود دارد (همان: 15 و 16). درآمد نیز به‌طور معناداری شانس‏های افراد را در انتقال از الگوی مصرف كالاهای فرهنگی سطح پایین‏تر به الگوی مصرف كالاهای فرهنگی سطح بالاتر افزایش می‏دهد اما تأثیرات آن از تأثیرات پایگاه و سطح تحصیلات ضعیف‌تر است. (همان: 16)

تحلیل آماری چند‌متغیری برای اندازه‏گیری رابطه‌ی سه متغیر پایگاه، تحصیلات و درآمد نشان داد كه اگرچه با وجود اعتبار بالای نتایج آماری تحلیل فوق نمی‏توان اهمیت همه‌جانبه برای پایگاه، تحصیلات و درآمد قائل شد اما این سه متغیر به دلیل تأثیری كه بر تغییرات در درجه و نوع مصرف كالاهای فرهنگی در جامعه‌ی آماری مورد نظر دارند، حائز اهمیت هستند. (همان)

نتیجه‌گیری
1. با مرور اجمالی برخی از پژوهش‌های انجام شده در دو دهه‌ی اخیر می‏توان این قصور را جدی تلقی كرد كه مصرف كالاها یك مصرف مدل‌واره و الگویی است و انتخاب شخصی كالاهای مصرفی تابعی از الگوهای مصرف است و به همین دلیل به سهولت با تغییرات در هزینه‏ها (مخارج) و منابع (درآمد) قابل تغییر نیست و به عوامل متعددی بستگی دارد كه مجموعاً شرایط را برای تغییر یا اصلاح الگوهای مصرف، پیچیده می‏كنند و روند تغییرات در الگوهای مصرف برخلاف امكان تغییرات سریع در هزینه‏ها و منابع منوط به وقوع تغییرات در مجموعه متغیرهای مستقل اثرگذار بر الگوهای مصرف و امری تدریجی است.

2. از میان برخی متغیرهای شكل‌دهنده و حفظ‌كننده و تغییردهنده‌ی الگوهای مصرف، متغیرهایی چون پایگاه اجتماعی و سبك زندگی نسبت به سایر متغیرهای اجتماعی-دموگرافیك مثل سن، جنس، محل تولد، درآمد و سطح تحصیلات تعیین‌كننده‏تر به نظر می‏رسند.

3. "محاسبه و انتخاب شخصی" افراد در مصرف كالاها با الگوهای مصرف رابطه معنا‏داری دارد و انتخاب شخصی افراد بر شیوه‌ی مصرف‌شان مؤثر است اما محاسبه و انتخاب شخصی به تنهایی تعیین‏كننده نیست و تنها در ذیل سایر عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‏تواند در جهت تغییر الگوی مصرف مؤثر واقع شود و به نظر می‏رسد تأثیرات آن برای تغییر الگوی مصرف، تعیین‏كننده و بنیادی نیست و از تأثیرات عواملی چون پایگاه اجتماعی و سبك زندگی كمتر است.

پیشنهاد
1. الگوی مصرف، یك پدیده‌ی اجتماعی، چندوجهی و پیچیده است و امكان وقوف به ماهیات واقعی الگوهای مصرف و نیز علل شكل‏دهنده، ابقاءكننده و تغییردهنده‌ی الگوهای مصرف در ایران جز به مدد پژوهش‏های علمی جامعه‏شناسانه امكان‌پذیر نیست. از این رو پیشنهاد می‏شود كه امكانات و پشتیبانی‏های لازم برای انجام پژوهش‏های فوق در سطح ملی و شهری از سوی متولیان امر فراهم گردد.

2. دولت می‏تواند پس از انجام پژوهش‏های فوق، سیاست‏های خود را برای مهار و تعدیل مصرف به نتایج آن پژوهش‏ها مستند و متكی سازد و سیاست‏های مورد نظر را به صورت برنامه‏ای به مرحله‌ی اجرا درآورد و نتایج آن را هرچند وقت یك‌بار (مثلاً یك یا دوسال یك‌بار) در آن واحد آماری قبلی با پژوهش‏های علمی مجدد ارزیابی كند و براساس آن نسبت به اصلاح و كارآمدتر كردن سیاست‏ها اقدام نماید.

منابع:
1. گیدنز، آنتونی (1373)، «جامعه‏شناسی»، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، چاپ اول.
2. Nansai.K ,Inaba.R, Kagava.sh, Moriguchi.Y. Identifying common features among household consumption patterns. Optimized to minimize specific environmental burdens. Journal of cleaner production 16 (2008) 538-548.
3. Alderson. A. S,Jurisbai. A, Heacock.I, Social Status and cultural consumption in the united States. Pretics 35 (2007) 191-212
4. Florence.P.V, Jolibert.A.social Values, A.I.O., and consumption patterns. Journal of Business Research 20,109-122 (1990).
5. Chan.T.W, Goldthrope.J.H. social stratification of cultural consumption Across Three Domains: Music, Thearre, Dance and Cinema, and Visual Arts. Stanford university press. Chapter 1(2006).


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:37 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >