حتما می‌دانید که سال ۱۳۸۸ به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» نام‌گذاری شده است. احتمالا خیلی‌ها معنای این عبارت را واضح فرض می‌کنند و جای بحثی در آن نمی‌بینند، اما اگر بیشتر دقت کنیم می‌بینیم که می‌توان برداشت‌های مختلفی از این عبارت داشت و حتی این نگرانی وجود دارد که با سوءاستفاده از معنای این عبارت، مشکلاتی بر سر راه آزادی انتخاب مردم در مورد نیازهای مصرفی‌شان به وجود آورده شود.

سوال این است که آیا اساسا معیاری جامع برای الگوی مصرف وجود دارد که بتوان بر اساس آن یک الگوی مصرف را صحیح و الگوی مصرف دیگر را ناصحیح دانست؟ و با توجه به آن در مورد «اصلاح» الگوی مصرف حرف زد؟ بحثی که می‌خواهم در این جا مطرح کنم این است که هر فرد برای مصرف خودش معیاری دارد که منحصر به خود او است. افراد دارای ذائقه‌ها و سلایق گوناگون هستند و هر فرد خودش بهتر از هر کس دیگری می‌داند که چه سبدی را باید برای مصرف خودش انتخاب کند که بیشترین فایده را برای او داشته باشد. هر فرد رشد یافته و عاقل، قاعدتا در تشخیص اینکه درآمدش را چگونه خرج کند و چه سبدی از کالاها و خدمات را تهیه کند، مشکلی نخواهد داشت و حتما سعی خواهد کرد تا درآمدش را به بهترین و اقتصادی‌ترین نحو ممکن به کار ببندد؛ چرا که هر چه باشد خود او از هر کس دیگری نسبت به نحوه خرج شدن درآمدش نگران‌تر و حساس‌تر است و ملاحظه بیشتری خواهد داشت. فرد در انتخاب اینکه کدام سبد از کالاها و خدمات را انتخاب کند، درآمد خود، قیمت آن کالاها و خدمات و ترجیحات خود در استفاده از آن کالاها یا خدمات را در نظر می‌گیرد و سعی می‌کند با توجه به این موارد، بهترین سبد را انتخاب کند.
پس باید پرسید که اساسا چرا بحث اصلاح الگوی مصرف در جامعه ما مطرح شده است؟ ظاهرا علت اصلی مطرح شدن این بحث آن است که مصرف سرانه برخی از محصولات، به خصوص حامل‌های انرژی (بنزین، گازوییل، برق و…) در کشور ما بسیار بیشتر از متوسط جهانی است. تا جایی که دیگر دولت از عهده تامین این میزان بالای تقاضا برای این محصولات برنمی‌آید. این مساله تا زمانی که دولت می‌توانست به این میزان تقاضا پاسخ دهد مساله‌ای حاد نبود، اما با رسیدن به این نقطه، تنها راهکاری که به نظر می‌رسید تعدیل میزان تقاضا و مصرف این محصولات بود و از همین رو بحث اصلاح الگوی مصرف مطرح شد،
اما آیا مردم ما دارای عقل اقتصادی نیستند و پولشان و درآمدشان به شکلی غیراقتصادی مصرف می‌کنند که این مشکل به وجود آمده و باید به آنها گفت که شیوه صحیح و اقتصادی مصرف چیست، یا اینکه اتفاقا منطق اقتصادی به آنها حکم می‌کند که این گونه مصرف کنند که اکنون مصرف می‌کنند؟ اگر به کالاهایی که در مورد تامین آنها دچار مشکل شده‌ایم نگاه کنیم جواب این سوال را به سادگی می‌یابیم.
مصرف سرانه بنزین در کشورهای مختلف جهان
حامل‌های انرژی در کشور ما مشمول یارانه هستند و نسبت به متوسط جهانی بسیار ارزان‌ترند. از طرفی مصرف سرانه این حامل‌ها هم در کشور ما نسبت به متوسط جهانی بسیار بیشتر است. آیا این پدیده تصادفی است یا اینکه می‌توان رابطه‌ای میان این دو داده برقرار کرد؟ اگر به نحوه تصمیم‌گیری آحاد اقتصادی نگاه کنیم، و با همان فرض که انسان‌های عاقل با توجه به درآمدشان و قیمت‌ها و ترجیحاتشان بهترین سبد را انتخاب می‌کنند، این مشاهده تا حد بسیار خوبی قابل توضیح خواهد بود. اتفاقا مردم ما کاملا اقتصادی هستند و همین منطق اقتصادی به آنها حکم می‌کند که وقتی بنزین و برق به نسبت ارزان‌تر هستند، مصرف آنها هم به نسبت بیشتر شود. انتظار ما از رفتار اقتصادی انسان‌ها این است که با کم شدن قیمت یک کالا، مصرف آن کالا افزایش ‌یابد و این دقیقا همان اتفاقی است که در مورد انرژی در کشور ما رخ داده است.
پس در مورد اصلاح الگوی مصرف چه می‌توان گفت؟ به نظر می‌رسد که مردم ما نیازی به تجدیدنظر در الگوی مصرف‌شان ندارند و انتخاب سبد مصرفی‌شان انتخابی عقلانی و اقتصادی است. آن چه که نیاز به تجدیدنظر و اصلاح دارد، سیاست‌های دولت در مورد قیمت کالاهایی مانند انرژی است که با پرداختن یارانه‌های سنگین، قیمتشان را پایین نگه داشته است و باعث شده تا مصرف آنها به حدی بالا برود که دولت در تامین آن دچار مشکل گردد. این دولتمردان هستند که باید الگوی فکری‌شان را اصلاح کنند و به منطق اقتصادی رو بیاورند و منابعی را که صرف پرداختن یارانه به مصرف انرژی می‌کنند (که عملا تشویق به مصرف بیشتر انرژی است)، صرف فعالیت‌هایی کنند که اقتصادی‌تر و به صرفه‌تر باشد.
منبع: کافه اقتصاد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:06 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  شايد اگر بخواهيم به هدف اصلي و اساسي انقلاب جهاني از آدم(علیه السلام) تا خاتم(صلوات الله علیهم) تا عصر حاضر برسيم و اهداف آموزه هاي وحياني را در طول تاريخ بشريت تحقق بخشيم و تمدن اسلامي را چنان که فلسفه دين و حکمت آفرينش است در زمين مستقر سازيم و امکان رشد و تعالي و تکامل براي همه بشريت فراهم آوريم، مي بايست به الگوهاي مصرف به عنوان يکي از مولفه هاي اصلي تمدن سازي توجه کنيم. از اين رو بخش عمده اي از آموزه هاي وحياني قرآن و اسلام، بيان اصول و مطالبي است که به حوزه اقتصاد و چگونگي مديريت آن باز مي گردد.
اگر رهبر معظم انقلاب چندين سال پيش فرمان بسيج عمومي براي تمدن سازي مي دهد و هر سال براساس آن راهبرد اساسي و اصلي در نامگذاري سال ها براي مديريت کشوري، نامي خاص برمي گزيند، همه اين نامگذاري ها در راستاي دستيابي به تمدن جهاني اسلامي است که آرمان همه بشريت در طول تاريخ و فلسفه و حکمت حرکت ها و قيام هاي همه پيامبران و امامان(علیهم السلام) بوده است.
انقلاب مهدوي(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و مسئله انتظار نيز تنها در راستاي اين مقصد و مقصود، معناي درست مي يابد؛ زيرا ظهور، چيزي جز تحقق تمدن دولت جهاني و عدالت پرور به دست انساني کامل و خليفه الهي نيست.
يکي از مهم ترين بخش هايي که در محقق ساختن تمدن اسلامي بسيار نقش کليدي دارد، مسئله چگونگي مصرف توليدات و بهره مندي از امکانات و نعمت هاي الهي است. از اينرو بيان الگوي صحيح مصرف و اصلاح دايمي و هميشگي آن براساس نيازها و توانايي هاي هر زمان، به عنوان دغدغه اصلي، خود را بر جامعه انساني و به ويژه دولت اسلامي تحميل مي کند.
بازخواني آيات و آموزه هاي وحياني قرآن در راستاي شناخت الگوهاي صحيح مصرف و اصلاح آن، امري است که نويسنده در اين نوشتار بر آن تأکيد دارد.اينک با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

گستره معناي مصرف

مصرف به معناي استفاده و خرج کردن در ادبيات فارسي کاربرد تازه اي نيست. اين واژه هر چند که در ادبيات عربي در معاني و مفاهيمي که ما فارسي زبانان به کار مي بريم، به کار نرفته و نمي رود، ولي هم چون واژگان ديگري که از زبان عربي وارد زبان فارسي شده و معناي تازه اي يافته مي باشد. از اين رو مي توان آن را همانند واژه صرفه جويي دانست که داراي معناي خاصي در ادبيات فارسي است.
در فرهنگ نامه هاي فارسي مي توان اين معناي فارسي شده را به خوبي يافت. فرهنگ آنندراج، مصرف را اسم ظرف به معني جاي خرج کردن دانسته است و ناظم الاطباء نيز مي نويسد: محل صرف و خرج که جمع آن مصارف مي باشد. بنابراين مي توان گفت که مصرف به معناي جاي خرج کردن و به کار بردن و نيز محل هزينه کردن است. حافظ مي سرايد:
رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد
وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيذ
هنگامي که از مصرف چيزي، سخن مي گوييم، اين معنا را در نظر داريم که چگونه مي توانيم به بهترين شکل آن را براي برآورد نيازهاي خويش به کار گيريم. بنابراين شناخت بهترين شکل مصرف هر چيزي، به معناي شناخت شيوه اي است که از آن به الگوي مصرف آن چيز تعبير مي شود. شخص مي کوشد تا با بهره گيري از تجربيات و دانش هاي ديگران و تجربيات شخصي، بهترين شيوه و الگوي مصرف را به دست آورد تا افزون بر بهره گيري کامل و برآورد نيازها، بخشي را نيز براي آينده و يا فعاليت هاي ديگر ذخيره سازي کند.
اين گونه است که انسان همواره در انديشه شناخت الگوهاي بهتر مصرف، بازسازي دايمي و اصلاح آن در راستاي اهداف پيش گفته مي باشد.

اسوه هاي کامل


بي گمان هر چه شناخت انسان به خود و محيط زيست خويش کامل تر شود، ميزان بهره مندي وي نيز از وسايل و امکانات افزايش مي يابد و مصرف بهينه و آسان و ساده آن چيز را نيز بهتر مي آموزد. با اين همه به عللي شناخت انسان نه تنها نسبت به محيط زيست خويش بسيار ناقص و ابتدايي است بلکه حتي نسبت به خود و نيازها و توانمندي ها و ظرفيت هاي خويش نيز شناخت کامل و درستي ندارد. از اين رو نيازمند آن است تا کس و يا کساني او را به مسير درست سوق دهند و به او در اين امر ياري رسانند. اين جاست که پاي پيامبران در زندگي انسان باز مي شود تا به وي راه درست زندگي کردن و اهداف و حکمت آن را بياموزاند.
پيامبران (علیهم السلام) نه تنها به انسان ها در حوزه شناختي، ياري رسانده و مي رسانند بلکه در عمل به آنان نشان مي دهند که بهترين شيوه زيست کدام است. اين همان چيزي است که ما از آن به الگوها و اسوه هاي زندگي ياد مي کنيم.
اسوه، شخصي است که به سبب خصلت ها يا خصلت هايي چند، لياقت و شايستگي آن را مي يابد تا الگو و سرمشق علمي و عملي ديگر يا ديگران باشد. از نظر اسلام، هم شخص و هم جامعه مي تواند الگو و سرمشق و پيشواي ديگران باشد. از اين رو از اسوه هاي پسنديده اي چون آسيه و مريم(سلام الله علیها) و ابراهيم(علیه السلام) و ديگر پيامبران(علیهم السلام)/ در آياتي چون آيه 11 و 12 سوره تحريم و 83 و 90 سوره انعام و 4 و 6 سوره ممتحنه سخن به ميان مي آورد و در آيه 143 سوره بقره امت اسلام را به عنوان امتي معتدل و اسوه اي براي توده هاي مردم معرفي مي کند.
جامعه آرماني که خداوند در آيه 112 سوره نحل معرفي مي کند، جامعه اي برخوردار از آرامش، امنيت، آسايش فراوان و رفاه مطلوب مي باشد. اين بدان معناست که از نظر قرآن، جامعه نمونه و مطلوب، جامعه اي است که برخوردار از سعادت و خوشبختي باشد که مولفه و عناصر اصلي آن را امنيت و آرامش و آسايش تشکيل مي دهد. بنابراين، جامعه نمونه و برتر، جامعه اي است که از نظر فرهنگي و تمدني به کمال دسته يافته باشد و بتواند با بهترين شيوه توده هاي مردم را به آسايش و آرامش برساند. اين شدني نيست مگر آن که اقتصاد آن از الگوهاي کامل در توليد و توزيع و مصرف برخوردار باشد.
خداوند مي فرمايد: قريه کانت آمنه مطمئنه يأتيها رزقها رغدا من کل مکان؛ شهري که از امن و امان و آرامش برخوردار است و روزيش از هر سو فراوان مي رسد. اين جامعه از گرسنگي و ترس يعني فقدان آسايش و آرامش رنج نمي برد. بنابراين جامعه اي خوشبخت است و از سعادت بهره مند مي باشد.
افراد چنين جامعه اي نيز انسان هايي هستند که در مسير درست قرار گرفته و در همه عرصه ها، روش اعتدال را در پيش گرفته اند؛ زيرا آنان نيز همانند پيامبر گرامي(صلوات الله علیهم) در مسير الهي و آموزه هاي وحياني گام برمي دارند و اسوه و مقتدا و پيشواي خويش را چنين شخصي قرار داده اند. (احزاب آيه 12)

اعتدال گرائي، ويژگي اسوه هاي زندگي


آيه 341 سوره بقره با تفسير روايي که نورالثقلين از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند، تبيين مي کند که اهل بيت پيامبر(علیهم السلام) همان انسان هاي معتدل و الگو و نيز شاهداني براي راستي و درستي هستند که جامعه برتر در مسير آنان گام برمي دارند و به آسايش و آرامش دست مي يابند.
اسوه هاي زندگي که در آيات قرآني معرفي مي شوند، کساني هستند که اعتدال گرايي در زندگي آنان اصل بنيادين را در کنار توحيد و توکل و معاد (ممتحنه آيه 4) تشکيل مي دهد؛ زيرا دين اسلام به عنوان دين برتر و کامل و الگوي الهي براي زندگي بشري، آييني معتدل و ميانه است (بقره آيه 341 و نيز انعام آيه 161 و يونس آيه 501 و طه آيه 531) و اين اعتدال از دروني ترين و شخصي ترين احکام و قوانين زندگي تا عمومي ترين مسايل اقتصادي و سياسي، جامعه را در بر مي گيرد. (نساء آيه 72)
در تمامي اين آيات يادشده و آيات ديگر، خداوند با بهره گيري از واژگان و اصطلاحاتي چون حنيف، سوي، قيم، عدم اعتداء و نيز عدم ميل عظيم، مي کوشد تا اعتدال گرايي در اسلام و قوانين و نيز الگوهاي آن را بيان کند.
تعبير زيباي «قصدالسبيل» که در آيه 9سوره نحل بيان شده به خوبي تبيين مي کند که التزام خداوند به بيان راه راست و ميانه براي آن است که آدمي تنها در اين مسير است که مي تواند جامعه تمدني و برتر خويش را بسازد و به عنوان خلافت الهي بر زمين، هستي را مديريت و تدبير و ربوبيت نمايد.
آيه 30 و 31 سوره حج و نيز 5سوره بينه به رعايت اعتدال به عنوان تنها راه درست اشاره مي کند و مردم را بدان مي خواند و جالب آن که در آيه 572 سوره بقره رباخواري را سبب خروج از اعتدال رواني بر مي شمارد. اين بدان معناست که ميان رفتارهاي آدمي در حوزه اقتصادي با حوزه روان شناختي، ارتباط تنگاتنگي وجود دارد که نمي توان از آن چشم پوشيد. بنابراين هرگونه رفتار نادرست اقتصادي به معناي دورشدن از حدود انسانيت بوده و آدمي و جامعه را دچار بيماري هاي رواني و آسيب هاي جدي در حوزه شخصي و روحي و رواني مي کند.
از نظر قرآن بسياري از جوامع به سبب خروج از اعتدال در حوزه هاي مختلف اقتصادي و اعتقادي و رفتاري، گرفتار بحران هاي شديد شدند که در نهايت تمدن و جامعه آنان را نابود ساخته و يا مي سازد. (مائده آيه 27 و 77) از اين رو هرگونه خروج از حد اعتدال و ميانه روي را سبب کفر (بقره آيه 801) و گمراهي (مائده آيه 77) و نابودي بشريت مي شمارد و از آن نهي مي کند (مائده آيه 77) زيرا ريشه خروج از حد اعتدال در همه کارها حتي امور ديني را مي بايست در تمايلات نفساني و وسوسه هاي شيطاني جست که چيزي جز نابودي بشر را نمي خواهد. (همان)

عوامل رشد و شکوفايي تمدني


چنان که بيان شد شکوفايي تمدني در گرو شکوفايي اقتصادي به عنوان يکي از مولفه ها و کليدهاي اصلي است. بر اين اساس در آموزه هاي وحياني، بخش اقتصادي از اهميت و اولويت بسياري برخوردار شده و حتي در برخي از روايات به اين نکته توجه داده شده است که ريشه کفر را مي بايست در فقر جست. البته اين فقر مي تواند فقر فرهنگي و شناختي نيز باشد ولي فقر اقتصادي است که بسياري از مردم را به ذلت و خواري مي کشاند و آنان را وادار مي سازد تا عقايد پاک و فطرت سالم خويش را به کناري نهند؛ زيرا نخستين دغدغه انسان، اقتصادي است که به شکل برآورد نياز غذا و تغذيه، خود را نشان مي دهد؛ از اين رو امنيت غذايي براي انسان در درجه نخست اهميت قرار دارد.
از نظر قرآن، رشد اقتصادي جامعه که از آن به عنوان نعمت الهي ياد مي شود (سبا آيه 51) در آن درجه از اهميت قرار دارد که دعاکردن براي پيشرفت اقتصادي را در آيه 102 سوره بقره و نيز 23 سوره نساء و همچنين 651 سوره اعراف به عنوان امري شايسته مورد تاييد و تشويق قرار مي دهد؛ زيرا سعادت دنيا و آخرت آدمي در بسياري از جهات در گرو اين پيشرفت است. به سخن ديگر نه تنها رشد اقتصادي از نظر قرآن اهميت و ارزش داشته و امري مطلوب وارزشي است (بقره آيه 102 و اعراف آيه 69 و هود آيه 3و 25 و نوح آيات 01تا 21) بلکه تا آن حد اعتبار دارد که انسان مي بايست هم در دعا و نيايش هاي خويش آن را بخواهد و هم به عنوان هدف اصلي و ماموريت کليدي بشر در زمين، بدان توجه داشته باشد.
از امام صادق(علیه السلام) در ذيل آيه 102 سوره بقره اين روايت نقل شده که مقصود از دعا براي حسنه در دنيا و آخرت، رضايت و خشنودي خدا و بهشت در آخرت و توسعه در رزق و معاش و اخلاق نيک در دنياست. (نور الثقلين ذيل آيه)
البته از نظر قرآن بهره مندي و توسعه اقتصادي جوامع ملازم با حقانيت و معنويت داشتن آن جوامع نيست (کهف آيات 23 تا 63 و مريم آيات 37 و 47 و مومنون آيات 55و 65 و سبا آيات 43 تا 73 و زخرف آيات 33و 43) از اين رو هرگونه پيشرفت هاي اقتصادي جوامع کفر پيشه در نجات بخشي آنان از نابودي بي تأثير است. (انعام آيه 6و توبه آيه 96 و مريم آيات 37 و 47 قصص آيه 85 و سبا آيه 54)؛ زيرا زماني پيشرفت اقتصادي مي تواند براي جامعه اي مفيد و سازنده باشد و آنان را به سوي تعالي و کمال سوق دهد که از معنويت توحيدي برخوردار باشد. بنابراين، هرگونه پيشرفت اقتصادي جامعه برتر و نمونه مي بايست در راستاي کمالي باشد که اسلام و قرآن ترسيم کرده است. اين مطلبي است که در بسياري از جوامع اسلامي به ويژه در برنامه ريزي ها و سياست هاي برخي از برنامه ها در داخل کشور در برخي از زمان ها ناديده گرفته شده است.
از نظر قرآن عوامل رشد اقتصادي و پيشرفت تمدني را مي بايست در دو دسته از علل و عوامل مادي و معنوي جست. عوامل مادي اموري چون آب مناسب و فراوان (هود آيه 25 و نوح آيه 01 تا 21 و نيز جن آيه 61)، زمين مناسب و مرغوب (اعراف آيه 85 و سبا آيه 51) و کار و تلاش بر زمين (ملک آيه 51) مي باشد که در کنار عوامل معنوي چون امنيت و آرامش اجتماعي (بقره آيه 621 و نحل آيه 211)، ايمان و معرفت به خدا و حکمت آفرينش (اعراف آيه 69) تقوا و مراعات حدود الهي و عدم تجاوز به حق و حقوق ديگران (مائده آيه 66و اعراف آيه 69 و طلاق آيات 2و 3) انفاق و کمک و ياري به ناتوانان (بقره آيه 276 و روم آيه 93 و سبا آيه 93 و طلاق آيه 7) و استقامت بر دين و باورهاي ديني که مديريت اصلي بشر را براي رستگاري و کمال به عهده دارد (جن آيه 61) و استغفار و توبه از کارهاي زشت و نابهنجار (هود آيه 3و 25 و نوح آيات 01 تا 21) مي تواند تضمين کننده رشد و شکوفايي اقتصادي و تمدني باشد.
از نظر قرآن ايجاد عدالت اقتصادي که از برنامه هاي اصلي پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت بوده و هست (حديد آيه 52و حشر آيه 7) مي تواند در رشد و شکوفايي اقتصادي بسيار موثر باشد.

شيوه هاي دست يابي به رشد اقتصادي


اگر به علل و عواملي که قرآن به عنوان علل و عوامل شکوفايي و پيشرفت اقتصادي و تمدني اشاره کرده توجه شود، به خوبي روشن مي شود که بهترين شيوه دست يابي به رشد اقتصادي چيست و چه الگوي مناسب براي توليد و توزيع و مصرف مي بايست در پيش گرفت.
از نظر اسلام و قرآن بر مديران و رهبران جامعه است که از علم اقتصاد، آگاهي داشته باشند تا بتوانند جامعه را براي دست يابي به رشد اقتصادي و شکوفايي تمدني مديريت و راهنمايي کنند. از اين رو يکي از شروط رهبري جامعه، آگاهي به دانش اقتصادي و ياري گرفتن از انديشمندان و دانشمندان علم اقتصاد است. (يوسف آيه 55)
از آيات 67 و 87 سوره قصص بر مي آيد که همين علم اقتصاد موجب شد تا قارون بتواند به ثروتي عظيم دست يابد که چشمان توده هاي مردم را خيره مي ساخت. هرچند که غرور وي در کنار فساد و غفلت از وظيفه و ماموريت اصلي، موجب شد تا دچار خشم و غضب الهي شود و خود و زندگي اش را تباه سازد.
اما آن چه مهم است آن که علم اقتصاد نيازي است که هر جامعه و رهبري بدان نيازمند است تا بتواند جامعه اش را به سوي بهترين شيوه هاي مديريت توليد و توزيع و مصرف سوق دهد. دعوت شعيب(علیه السلام) بر اين اساس است که در حوزه بازرگاني و توزيع مي بايست مديريت به درستي انجام پذيرد؛ زيرا سوءمديريت در بخش توزيع عامل مهمي براي بحران اقتصادي جامعه اي بود که شعيب در آن مي زيست و مردم در تنگناهاي معيشتي به سر مي بردند. (شعراء آيات 177 تا 183)
از نظر شعيب(علیه السلام) رعايت عدل و انصاف در امور اقتصادي به ويژه توزيع و معاملات بازرگاني، شرط دست يابي جوامع به خير و سعادت جمعي و شکوفايي تمدني است. (هود آيات 58 و 68 و اسراء آيه 53) بر اين اساس آن حضرت براي اصلاح وضعيت اقتصادي جامعه، بر لزوم اصلاح وضعيت معاملات و تغيير شيوه ها تأکيد داشت.
از نظر قرآن مبارزه با مفاسد اقتصادي در جامعه (بقره آيه 188 و 278 و 279 و آل عمران آيه 130 و آيات ديگر) امري لازم و ضروري است و بي آن نمي توان اميد داشت که جامعه اي رنگ سعادت و خوشبختي را به خود ببيند.
مبارزه اي که اسلام و قرآن در حوزه اقتصادي با مفاسد اقتصادي پيشنهاد مي کند شامل همه عرصه هاي توليد و توزيع و مصرف مي باشد. از اين رو براي دست يابي به شيوه درست و الگوي صحيح، به عناصر و علل و عوامل مهم آن توجه داشته و براي هر يک، برنامه و دستورالعملي خاص تعريف مي کند. در بخش مصرف نيز با تأکيد بر درست مصرف کردن، از هرگونه اتراف و اسراف و تبذير و ريخت و پاش بر حذر مي دارد و آن را به عنوان گناهي نابخشودني شناسايي و معرفي مي کند.

اصلاح الگوي مصرف


از اين رو اصلاح الگوي مصرف به عنوان راهکاري براي جلوگيري از فساد در عرصه اقتصادي مورد تأکيد قرار مي گيرد. بر اين اساس در حوزه مديريت اقتصادي افزون بر لزوم برنامه ريزي درست مديران (يوسف آيات 74 و 55)، بر نظارت مستمر مسئولان بر توليد و توزيع و مصرف (کهف آيات 39 تا 79 و سبا آيات 21 و 31) تأکيد دارد.
قرآن در آيه 5 سوره نساء، رشد و خردمندي اشخاص را از جمله شرايط واگذاري مسئوليت مالي به شخص مي داند و بر امانت داري به عنوان شرطي ديگر به ويژه در بخش تصدي گري دولتي در آيه 55 سوره يوسف پا مي فشارد. اين همه براي آن است که بخش هاي مهم حوزه اقتصادي به درستي مديريت شود.
از جمله بخش هاي مهم در حوزه اقتصادي که لازم است همواره اصلاح شود، بخش مصرف است؛ زيرا به علل و عوامل دروني و بيروني چون غرور و تفاخر و خودخواهي، انسان ها در بخش مصرف، گرايش شديدي به اسراف و اتراف پيدا مي کنند و از حد اعتدال و ميانه روي در مصرف خارج مي شوند.
از نظر اسلام، در حوزه مصرف آن چه مهم است کم مصرف کردن نيست بلکه درست و به جا مصرف کردن است؛ زيرا اگر کم مصرف کردن به معناي ناديده گرفتن بخشي از نيازهاي فطري و طبيعي بشر باشد، مي تواند آسيب جدي به رشد و کمال آن بخش وارد سازد که اين مسئله خود بر خلاف اهداف و حکمت آفرينش و ربوبيت الهي بشر است.
هنگامي که از اصلاح در چيزي سخن به ميان مي آيد به اين معناست که فساد و تباهي در آن حوزه راه يافته است که مي بايست به شيوه هاي مختلف، آن را اصلاح و بازسازي کرد؛ زيرا اصلاح در برابر افساد به معناي برطرف کردن فساد و تباهي و انجام دادن کار شايسته است. (لسان العرب؛ ابن منظور، ذيل واژه صلح)
کاربرد اصلاح در حوزه اقتصادي به اين معناست که ميان توليد و مصرف رابطه منطقي و درستي ايجاد شود و نوعي آشتي و وفاق ميان آن دو بخش پديدار شود به گونه اي که با کاستي روبه رو نشويم.
به سخن ديگر، ايجاد ارتباط درست و منطقي ميان درآمد و هزينه و توليد و مصرف کردن، همان چيزي است که از آن به اصلاح در مصرف ياد مي شود. البته اين به معناي صرفه جويي نيست هرچند که صرفه جويي يکي از راه هاي ايجاد تعادل ميان دو بخش مي باشد ولي تنها راه نيست.

نقش مصلحان واقعي جامعه


هر جامعه اي اگر بخواهد به شکوفايي تمدني و رشد مناسب و مطلوب اقتصادي دست يابد، نيازمند رهبراني است که در مقام اصلاح دايمي برآيند تا با ارايه راهکارهايي در همه بخش ها، هدايت جامعه را به عهده گيرند و از نابودي و نيستي رهايي بخشند (هود آيات 116 و 117)
اين مصلحان واقعي، با بهره گيري از علوم مختلف چون علم مديريت و علم اقتصاد و مانند آن، با افساد و فساد مبارزه مي کنند و راه هاي اصلاحي را ارايه مي دهند.
مصلحان واقعي از آن جا مهم مي باشند که در هر جامعه اي عده اي مدعيان دروغين وجود دارند که با طرح هاي اقتصادي نادرست و غلط و مديريت باطل، جامعه را به سوي تباهي سوق مي دهند (بقره آيات 8 تا 11) بنابراين مصلحان واقعي با ارايه الگوهاي درست مي کوشند تا هم به اصلاحات دايمي بپردازند و هم جلوي مصلحان دروغين را سد کنند.
اگر حضرت شعيب(علیه السلام) در بخشي از اقتصاد با ارايه الگوهاي درست مي کوشد تا به اصلاحات اقتصادي بپردازد (هود آيه 58 تا 88) پيامبر اکرم(صلوات الله علیهم) با ارايه الگوهايي درست در همه بخش ها از توليد تا مصرف کوشيد تا جامعه کامل و نمونه آرماني را ايجاد کند.
بسياري از آيات قرآني چون آياتي که به چگونگي بهره گيري از زمين و منابع توليد و گردش سرمايه (حشر آيه 7) و اسراف و تبذير و انفاق مي پردازد، در حقيقت به ارايه الگوي مصرف اشاره مي کند. آياتي چون آيه 06 و 168 و 172 سوره بقره تبيين مي کند که چگونه مي بايست از همه نعمت هاي الهي در زمين برخوردار شد؛ چنان که آيه 141 سوره انعام و نيز 13 سوره اعراف تبيين مي کند که از چه الگوي مصرفي مي بايست پيروي کرد. در اين آيات به خوبي بيان شده که هرگونه مصرفي مي بايست به دور از اسراف باشد. اسراف به معناي تجاوز از حد در هر کاري است که انسان انجام مي دهد. (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه سرف) اسراف در حوزه اقتصادي، زياده روي اي است که موجبات تباهي نعمت مي شود و از مصرف بهينه و درست آن باز مي دارد.
خداوند رفاه و آسايش چون رفاه اشراف را عاملي براي پيدايش اسراف برمي شمارد (يونس آيه 21) اين گونه است که برخي از مردم با زياده روي در آشاميدني ها و خوردني ها و زينت هاي زمين اجازه بهره مندي درست از آن را از ديگران سلب مي کنند (اعراف آيه 13) از اين رو خداوند چنين افرادي را دوست نمي دارد و اسراف را گناه معرفي مي کند. از نظر قرآن مصرف کنندگاني چون مسرفان مايه فساد و تباهي در زمين هستند (شعراء آيات 151 و 152) چنان که ايشان عامل محروميت انسان از محبوبيت خداوند نيز مي باشند. (انعام آيه 141)
به هر حال اصلاح الگوي مصرف يکي از وظايف مهمي است که پيامبر(صلوات الله علیهم) وظيفه خود مي دانست. تا زمينه شکوفايي اقتصادي و تمدني و بهره مندي درصد بيش تري از مردم نسبت به نعمت هاي خداوندي را فراهم آورد. بر اين اساس اگر بخواهيم جامعه نمونه و تمدني معاصر داشته باشيم مي بايست با بهره گيري از الگوهاي اصلاحي پيامبر(صلوات الله علیهم) زمينه اي دوباره براي رشد و شکوفايي اقتصادي و تمدني فراهم آوريم.
 
 

نویسنده: مجيد صادق زاده



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:05 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اگر بگوييم الگوي مصرف در موضوع انرژي اصلاح نمي‌شود مگر با استفاده گسترده از فناوري اطلاعات، شايد چندان به گزافه نباشد، چراكه مزاياي استفاده از فناوري اطلاعات گسترده‌تر از ماشيني شدن كارها و تغيير شكل ظاهري آنهاست‌.


رهبر معظم انقلاب با نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف، حجت را بر همه تمام كرد تا به فكر راه‌حل‌هاي اساسي براي حل و فصل موانع استقرار الگوهاي صحيح مصرف باشند‌. اين اصلاح الگو نه‌تنها به معناي كم كردن مصرف بلكه داراي معنايي بلندتر از اينهاست‌. مصرف سوخت در كشور ما تقريبا 5 برابر سرانه جهاني آن است كه اين موضوع را مي‌توان با توليد خودروهاي كم‌مصرف تا حدي كاهش داد‌؛ اما آيا اين راه‌حل پاسخگوي تناقض مصرف است يا توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان داخلي به اين موضوع رغبتي دارند؟ حال به فرض، اين را هم بپذيرند. آيا خودروهاي توليد داخل در كمتر از 15 يا 20 سال آينده قابليت تبديل به خودروهاي كم‌مصرف را دارند؟ بي‌شك در شرايط فعلي، استفاده از انرژي‌هايي سوخت‌هاي نوين مانند سوخت‌هاي هيدروژني و امثال آن براي توليد و مصرف‌كننده داخلي چيزي بيش از يك شعار نيست، بعلاوه تمام اين راهكارها هزينه‌هاي بسيار بالايي را براي هر دو طرف در بر دارد. يعني هم توليدكننده بايد هزينه‌هاي بالاي توليد خودروهاي جديد را بپردازد و هم خريدار (اگر خريداري باشد) بايد هزينه‌هاي توليدكننده را جبران كند‌. با يك حساب سرانگشتي نيز مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تغيير اساسي در ديدگاه است‌.

راه‌حل چيز ديگري است

مصرف انرژي را بايد طور ديگري مديريت كرد. پس براي اين كار ابتدا بايد بررسي كنيم كه چه عواملي باعث افزايش مصرف انرژي است‌. يكي از اصلي‌ترين عوامل در بالا رفتن سطح مصرف سوخت، ترددهاي درون شهري و برون شهري خودروهاست، يعني پديده‌اي كه آن را با نام سفرهاي غير ضروري درون شهري مي‌شناسيم. اين سفرها در حالت كلي به 4 دسته تقسيم مي‌شوند. اول سفرهايي كه براي رسيدن به محل كار و بازگشت از آن انجام مي‌شود، دوم سفرهايي كه براي انجام امور روزمره پس از رسيدن به محل كار انجام مي‌شود، سوم سفرهايي است كه براي جابه‌جايي بار و اشيا انجام مي‌شود و چهارم سفرهايي است كه به منظورهاي ديگر انجام مي‌شود كه قسمت كوچكي از سفرهاي درون شهري را تشكيل مي‌دهند. دسته اول مشكل ترافيك صبح و عصرگاهي را ايجاد مي‌كنند و دسته دوم نيز با سنگين كردن ترافيك، راه را براي انجام سفرهاي دسته سوم ناهموار مي‌كند. دسته چهارم هم نقش زيادي در ترافيك ندارد. به تمام اينها، بالا رفتن مصرف سوخت در ترافيك سنگين و اتلاف ميليون‌ها ساعت وقت شهروندان در ترافيك را اضافه كنيد كه مبلغي تقريبا غيرقابل محاسبه را بر دوش اقتصاد همه مردم تحميل مي‌كند كه اگر بخواهيم باز هم مانند هميشه فقط در پي راه‌حل‌هاي تكراري باشيم نه نتيجه‌اي به دست خواهيم آورد و نه مشكلي واقعا حل خواهد شد.

مي‌توان صورت مساله را پاك كرد

براي اتخاذ يك راه‌حل ديگر بايد رويكرد جديدي در پيش گرفت و براي اين كار لازم است ابزاري نو در اختيار گرفت. فناوري اطلاعات مي‌تواند بهترين ابزار براي اين كار باشد‌. با استفاده از اين فناوري مي‌توان صورت مساله ترافيك را پاك كرد، يعني ديگر براي حل مساله ترافيك و اصلاح الگوي مصرف نيازي نخواهد بود تا به فكر حمل ونقل و تجميع ترافيك يا ساختن راه‌هاي بيشتر براي مقاصد محدود بود‌يا ديگر نيازي نخواهد بود تا براي حل مشكل حمل و نقل براي توليد خودروهاي مختلف ميلياردها دلار هزينه كنيم و باز هم ميلياردها تومان براي سوخت و نگهداري و بيمه آنها هزينه كنيم و بازهم ميلياردها تومان براي احداث خيابان و توسعه گذرگاه‌ها و امثال آن بپردازيم تا همين خودروها جايي براي عبور داشته باشند و پس از اين همه هزينه كردن‌هاي تكراري، مشكلاتي داشته باشيم به نام ترافيك،‌ آلودگي و مصرف بي‌رويه سوخت‌. فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان صنعتي سبز براي تقويت زيرساخت‌هاي توسعه پايدار و اصلاح و تنظيم سامانه‌هاي هدايت و كنترل نيازهاي مختلف جامعه از جمله تقويت پايه‌هاي اقتصادي كشور مي‌تواند به عنوان يكي از اصلي‌ترين گزينه‌ها مطرح باشد.

الگوي مصرف در حقيقت الگوي رفتار ماست، پس براي اصلاح الگوي مصرف نياز است رفتارمان را تغيير دهيم و اين تغيير رفتار را نيز براساس نياز و دستاوردهاي فناوري اطلاعات هدايت كنيم تا بتوانيم با آهنگ تغييرات جامعه نوين هماهنگ شويم‌.

خروج از منزل فقط براي تفريح

پيشگامان عرصه دنياي ارتباطات براي ايجاد دنيايي كه كاملا بر اساس فناوري اطلاعات بنا شده باشد شعاري را هدف قرار داده‌اند كه بر اساس آن براي انجام هيچ كاري لازم نيست از منزل خارج شد، مگر براي تفريح‌. شايد اين حرف براي ما يك خيال دست نيافتني باشد، اما اين طور نيست و اگر بخواهيم مي‌توانيم به آن نقطه هم برسيم، ولي بدون داشتن يك هدف بسيار دور و بر اساس حقايق موجود، فرداي ايده‌آلي را مي‌توان ترسيم كرد، چراكه به اين هدف آرماني هرچه نزديك‌تر شويم از مزاياي بيشتري نيز بهره‌مند مي‌شويم‌. مزاياي فناوري اطلاعات آنقدر گسترده است كه تمام آنها را به صورت كامل نمي‌توان نام برد، اما به مهم‌ترين آنها كه بر اقتصاد و الگوهاي مصرفي نقش دارند نگاهي گذرا خواهيم داشت‌.

شهر الكترونيك به عنوان در برگيرنده بخشي عمده از فعاليت‌هاي مبتني بر فناوري اطلاعات از جمله محورهاي سرمايه‌گذاري كشورها در زمينه فناوري اطلاعات است‌. شهر الكترونيك كه برخي آن‌را شهر مجازي نيز مي‌نامند، شهري است كه در آن نيازي به مراجعه و پيگيري دستي كارهاي اداري نيست و تنها با ارائه درخواست‌هاي الكترونيك مي‌توانيد از تمام امكانات اداري شهري بهره‌مند شويد و ديگر براي انجام يك كار اداري ساده وقت نخواهيد گذاشت، چراكه سيستم‌هاي ادارات در شهر الكترونيك كاملا مبتني بر فناوري‌هايي مانند اينترنت است و ديگر ارباب رجوع به اين ادارات، مراجعه حضوري ندارد. حال خودتان حساب كنيد كه اگر مراجعه به ادارات را از سفرهاي شهري حذف كنيم ترافيك به چه صورتي در خواهد آمد‌. در شهر الكترونيك، آموزشگاه‌ها و مراكز فرهنگي بيشتر فعاليتشان مبتني بر وب است و بيشتر مراجعان آنها كاربران اينترنت هستند و نه در راه ماندگان ترافيك‌. به اين ترتيب، مقدار زيادي از سفرهاي درون شهري كه به مقاصد آموزشي مانند رفتن به كلاس درس يا خريد كتاب و امثال آن انجام مي‌شود نيز از جمع ترافيك شهري كاسته مي‌شود‌.

بانكداري الكترونيك نيز به عنوان ستون فقرات اقتصاد نوين يكي ديگر از مواهب دنياي فناوري اطلاعات است كه بر اساس آن تمام فعاليت‌هاي مالي، بانكي و اعتباري افراد حقيقي، حقوقي و دولتي از بستر سنتي به بستر الكترونيكي منتقل مي‌شوند كه اين مساله باعث مي‌شود امور بانكي در كمترين زمان ممكن انجام شود كه در بيشتر موارد كارها به صورت همزمان و آنلاين انجام مي‌شود و ديگر وقت كسي براي انجام امور بانكي تلف نمي‌شود و از آن مهم‌تر اين كار باعث مي‌شود براساس نيازهاي مشتري، خواسته‌ها با سرعت بيشتري انجام شود و زمان خواب سرمايه در بانك‌ها حذف گردد‌. بانكداري الكترونيك كه داراي شاخه‌هاي مختلفي است براي افراد اين امكان را فراهم مي‌آورد كه از هر مكاني به هر حسابي دسترسي داشته باشند و اصولا حضور فيزيكي فرد ديگر مطرح نيست‌. بر اساس اصول اين نوع بانكداري، نظام‌مندي كارها بر اساس ساختاري انجام مي‌شود كه در آنها ديگر كسب و كار مانند گذشته بر اساس سلايق و روابط نيست، بلكه همه چيز را ضوابط مشخص مي‌كند كه اين مساله جلوگيري‌كننده اتفاقاتي مانند رانت‌خواري، معوقات بانكي و اختلاس است‌. حال از اين بحث كه بگذريم داشتن ارتباط دائم با حساب‌هاي مالي و عدم نياز براي مراجعه به بانك مي‌تواند هم سرعت انجام معاملات و هم سرعت خودروهاي داخل خيابان را بالا ببرد. با اين حساب تقريبا تمام سفرهاي درون شهري كه براي انجام امور بانكي انجام مي‌شود از ميان انبوه خودروهاي موجود حذف مي‌شوند، حتي امور بين بانكي مانند تبادل لاشه چك نيز از اين ميان برداشته مي‌شود و همه چيز بر مبناي سامانه‌هاي الكترونيك خواهد بود‌. كارت‌هاي اعتباري و كارت‌هاي خريد نيز كه بر اساس آن مي‌توانيم بدون نياز به همراه داشتن پول نقد خريد يا بسياري از كارهاي بانكي را انجام دهيم‌.

بانكداري مبتني بر پيام كوتاه نيز يكي ديگر از مزاياي فناوري اطلاعات و بانكداري الكترونيك است. بانكداري همراه يا همان بانكداري موبايل اين امكان را مي‌دهد كه از هر كجا و تنها با داشتن يك تلفن همراه امور بانكي خود را تا حدود بسياري انجام دهيد‌.

استفاده از تمام اين مزايا در گروي داشتن چند چيز است 1) زير ساخت 2) قانون و امكان اجرا 3)فرهنگ‌. موارد اول و دوم براساس چشم‌اندازهاي هر كشوري براي آن تهيه و تعريف مي‌شود كه بر اساس سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه‌هاي توسعه براي افزايش بهره‌وري ملي (National Productivity) زير ساخت‌ها و قوانين تا حدودي مهيا شده است، اما مهم‌تر از تمام اينها فرهنگ استفاده از اين مزاياست كه اگر نباشد هيچ گاه نه شهر الكترونيك كاربردي خواهد داشت و نه سودي از اين موج چهارم يعني عصر اطلاعات نصيب كسي خواهد شد و همان طور كه ذكر شد هيچ الگويي در مصرف ما تغيير نمي‌كند مگر اين‌كه فرهنگ مصرف را تغيير دهيم و به شيوه‌هاي نوين نزديك‌تر شويم‌.

اين تغيير فرهنگ مصرف كه رهبر انقلاب هم در نماز عيد فطر سال گذشته و هم در نوروز امسال به آن تاكيد داشتند بايد همه‌گير باشد و اين همه‌گير شدن، هم قانونگذار را شامل مي‌شود و هم مجري قانون را‌.

مراقب دست‌هاي آماده رانت‌خواري باشيم

درست است كه در بسياري از موارد نياز به يك جهش الكترونيك داريم، اما مراقب باشيم رانت‌خوارهاي اقتصادي اين بار از اين دروازه وارد نشوند و تجربه تلخ برخي قراردادهاي گذشته و حال را در اجراي طرح‌‌هاي فناوري اطلاعات شاهد نباشيم‌. استفاده از مناقصه‌هاي همگاني و شفاف كه همه امكان حضور در آن را داشته باشند و مراحل آن نيز با شفافيت پيش برود در كنار داشتن نهادي متخصص و ناظر بر اين قراردادها كه با هدف استقلال ديجيتال كشور همراه باشد مي‌تواند تا حدود زيادي جلوي حركات مخرب رانت خواران را بگيرد‌‌.

نويسنده:سعيد نوري آزاد



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:02 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

گسترش فزاينده‌ي نياز به انرژي، محدوديت منابع فسيلي، فاجعه‌ي آلودگي زيست‌محيطي ناشي از سوخت مواد فسيلي، گرم شدن هوا و اثر گلخانه‌اي، لزوم تعادل پخش گازهاي آلاينده و بسياري از ديگر عوامل، سبب رويكرد دوباره‌علم به انرژي هاي تجديدپذير طبيعي شده است.

بشر از ديرباز با بكارگيري انرژي هاي فراوان و در دسترس طبيعت، در پي گشودن دريچه‌اي تازه به روي خويش بود تا از اين رهگذار، بتواند افزون بر آسانتر كردن كارها، فعاليت هاي خود را با كمترين هزينه و بالاترين سرعت به انجام رساند و گامي براي آسايش بيشتر بردارد.
نخستين انرژي بكاررفته توسط بشر، انرژي خورشيد بود. انسان از نور و گرماي آفتاب بهره‌هاي فراوان مي‌برد؛ تا آنجا كه اين انرژي جزيي جدايي‌ناپذير از فرآيند برخي صنايع گشت و حتي امروزه نيز جايگاه خود را از دست نداده است.
مردماني كه به جريان هاي آزاد آب دسترسي داشتند يا در سرزمين هاي بادخيز مي‌زيستند، از اين انرژي حركتي استفاده مي‌كردند و با تبديل و مهار آن، بر توان خويش جهت انجام كارهاي بزرگتر و دشوارتر، مي‌افزودند.
انرژي ديگري كه در گذشته با آن آشنا بوده، از آن ياري مي‌جستند، انرژي گرمايي زمين بود. انسانهاي ساكن نواحي آتشفشاني، آگاهانه يا ناخودآگاه، با بهره بردن از ويژگي هاي درماني-گرمايي چشمه‌ هاي آبگرم، بنوعي اين انرژي را بكار مي‌بستند.
با افزايش جمعيت و گسترش و پراكندگي آن و نيز همگام با نياز روزافزون به انرژي هاي جديد و كارآتر با بازده بيشتر، كم‌كم بشر سوخت‌هاي فسيلي را كشف كرد و آن را منبعي پايان‌ناپذير يافت كه نويد بخش آينده‌اي روشن بود.
وابستگي انسان به سوخت هاي فسيلي، روزبروز بيشتر مي‌شد و با پيشرفت علم و فناوري و ساخت ماشينها و ابزارهاي گوناگون و بويژه با رخ دادن انقلاب صنعتي، بكارگيري سوخت هاي فسيلي به اوج خود رسيد؛ اما در كنار اين پيشرفتها، رفته‌رفته بشر دريافت كه گذشته از محدود بودن انرژي فسيلي، بهره‌گيري از اين انرژي نيز چندان بدون هزينه نخواهد بود و ديري نپاييد كه پيامدهاي ناشي از سوزاندن سوخت هاي فسيلي، خود به چالشي تازه براي جوامع انجاميد.
براي نمونه مصرف كنوني نفت، حدود ده ميليارد تن در سال است كه بيش از اين نيز خواهد شد و با اين كه ذغال سنگ از ابتدايي‌ترين سوخت هاي فسيلي است، امروز هنوز 40% انرژي الكتريكي جهان و 56% برق آمريكا، از سوختن ذغال سنگ بدست مي‌آيد و سالان چندين ميليون تن گاز NO2، SO2 و CO حاصل از سوختن ذغال،؛ در جو زمين رها مي‌شود.
امروزه عوامل بسياري از جمله گسترش فزاينده‌ي نياز به انرژي، محدوديت منابع فسيلي، فاجعه‌ي آلودگي زيست‌محيطي ناشي از سوخت مواد فسيلي، گرم شدن هوا و اثر گلخانه‌اي، لزوم تعادل پخش گازهاي آلاينده و بسياري از ديگر عوامل، سبب رويكرد دوباره‌ي علم به انرژي هاي تجديدپذير طبيعي شده؛ با اين تفاوت كه پيشرفت علم و فناوري، فصلي تازه در بكارگيري و تبديل و مهار اين انرژيها گشوده است.
در بكارگيري انرژي هاي تجديدپذير، دو رويكرد عمده وجود دارد؛ روش نخست، روش تركيبي است كه در آن همه‌ي انواع اين انرژيها به برق تبديل مي‌شود. در روش دوم با تجهيزات ويژه، اين انرژيها را بي‌واسطه در گرمايش، سرمايش و محورهاي چرخان مكانيكي بكار مي‌برند (روش مجموعه‌هاي مكمل).
روش دوم بدليل حذف تبديل هاي غيرلازم، نسبت به روش نخست برتري دارد و بازدهي آن نيز بسيار بيشتر است؛ اما بخاطر فراگيرتر بودن فناوري، گرايش بيشتري به روش تركيبي نشان داده شده است.

انرژي خورشيدي(Solar Energy )
خورشيد سرچشمه‌ي عظيم و بيكران انرژي است كه حيات زمين بدان بستگي دارد و همه‌ي ديگر انواع انرژي نيز، بگونه‌اي از آن نشأت گرفته‌اند.
اگر همه‌ي سوخت هاي فسيلي را جمع كرده، بسوزانيم، اين انرژي معادل تابش خورشيد به زمين، تنها براي 4 روز خواهد بود و حرارت و نوري كه در هر ثانيه از خورشيد به زمين مي‌رسد، ميليون ‌ميليون برابر قدرت بمب اتمي منفجرشده در هيروشيما يا ناكازاكي است.
در حال حاضر، تأمين انرژي بيش از 160 هزار روستا در سراسر جهان بر پايه‌ي انرژي خورشيدي است و اين تازه آغاز راه است.
در كشوري مانند اندونزي كه از چندين هزار جزيره‌ي كوچك و بزرگ تشكيل شده است، بكارگيري نيروگاه و خطوط انتقال نيرو، تقريبا ممكن نيست و انرژي خورشيدي تنها اميد جمعيت 20 ميليوني روستاهاي اندونزي است.
هم‌اكنون تحقيقات دامنه‌دار و بي‌وقفه‌اي در حال انجام است و در آينده‌اي نه چندان دور، موج ساخت و بهره‌برداري از نيروگاههاي بزرگ خورشيدي، همه‌گير خواهد شد.
امروزه شش شيوه‌ي توليد برق از نور خورشيد شناخته شده است كه عبارت‌اند از: آيينه‌ي سهميگون، دريافت‌كننده‌ي مركزي، آيينه‌هاي شلجمي (بشقابي يا استرلينگ)، دودكش خورشيدي، استخر خورشيدي و سلولهاي نوري (فتوولتاييك)؛ اما امروزه انرژي خورشيدي را بيشتر با بكارگيري سلولهاي خورشيدي يا راه‌اندازي نيروگاههاي حرارتي، مهار مي‌كنند.
فراگير ساختن روشهاي ديگر نيز در دست بررسي است. صحراي نوادا در آمريكا كه زماني محل آزمايش هاي هسته‌اي بود اينك به بزرگترين آزمايشگاه خورشيدي جهان تبديل شده است و بانك جهاني نيز از مدتها پيش تحت فشار است تا طرح بهره‌گيري از انرژي خورشيدي وديگر طرحهاي سازگار با محيط زيست را زير پوشش مالي قرار دهد.
نيروگاه هاي خورشيدي با هزينه‌اي بسيار كم، بدون توليد گازهاي مخرب و بدون اشغال فضاهاي مفيد، بزودي جايگزيني كامل براي نيروگاههاي سوخت فسيلي خواهند بود.
كشور ما ايران، بر كمربند خورشيدي زمين قرار دارد و يك‌چهارم مساحت آن را كويرهايي با شدت تابش بيش از 5 كيلو وات ‌ساعت بر متر مربع، پوشانده است كه اگر 1% اين مساحت، براي ساخت نيروگاه خورشيدي با بازده 10% بكار رود، توان توليد برق بدست‌آمده، از 7 برابر ميزان توليد ناخالص برق همه‌ي نيروگا ههاي كشور در سال 1376 (9 ميليون مگاوات‌ساعت) بيشتر خواهد بود.
در اين بخش، فعاليت هايي در كشور انجام شده است كه عبارت‌اند از:
-هواگرم كنهاي خورشيدي و مجموعه‌هاي ذخيره كردن و خشك كردن خورشيدي.
-آبرگرم كنهاي خورشيدي و حمام خورشيدي.
-تيوبهاي حرارتي.
-آب‌شيرين‌كنهاي خورشيدي.
-متمركزكننده‌هاي خورشيدي.
-دنبال‌كننده‌هاي خورشيدي.
-مجموعه‌هاي غيرفعال خورشيدي.
-سردكننده‌ي خورشيدي.
برخي از اين روشها هم‌اكنون در بخشهاي مختلف كشور در حال آزمايش و بهره‌برداري مي‌باشد و اميد است با پژوهش هاي كارشناسانه و پشتيباني هاي دولتي، بزودي شاهد گامي بزرگ بسوي بكارگيري فزاينده‌ي انرژي خورشيدي در كشور باشيم.

انرژي بادWind Energy
باد گونه‌اي از انرژي است كه در اصل از تابش خورشيد به زمين و تفاوت دماي هواي بين دو ناحيه، ايجاد مي‌شود و گاه آن قدر نيرومند است كه سخت ترين سازه‌هاي نيز در برابر آن ياراي ايستادگي ندارند. در برخي از مناطق، وزش باد دائمي، يا موسمي با دوره‌ي تكرار معين است و مي‌توان از همين ويژگي براي برآورد انرژي بادي در دسترس، بهره برد.
نيروگاه‌هاي بادي به شكل امروزين، از دهه‌ي 1980 رواج يافتند و در آن زمان تنها حدود 50 كيلووات انرژي توليد مي‌كردند؛ اما اكنون اين مقدار به بيش از چندين مگاوات مي‌رسد. نيروگاه هاي كنوني، در جهت حركت باد، تغيير راستا مي‌دهند و با محورهاي افقي يا قائم، انرژي جنبشي باد را به انرژي مكانيكي و سپس آن را به انرژي الكتريكي تبديل مي‌كنند.
نيروگاه هاي بادي با هزينه‌ي بسيار كم و توان بالا، بدون آلودگي زيست ‌محيطي و نياز به فضاي گسترده، مي‌توانند در بسياري از مناطق راهگشا باشند.
در كشور ما، بخاطر موقعيت جغرافيايي ويژه، در فصل هاي مختلف سال، بادهاي موسمي و غيرموسمي فراواني مي‌وزد و سرزمين هاي بادخيز بسياري وجود دارد كه امكان برپايي نيروگاه بادي در آنها فراهم است و نيز، به لطف ساحل هاي گسترده، بادهاي ساحلي، هميشه قابل بهره‌برداري است. امروزه صنعتگران داخلي هم توانسته‌اند، انواع گوناگوني از مولدهاي بادي را در داخل توليد كنند.
هم چنين نيروگاه هايي در برخي نقاط بادخيز برپاشده (مانند رودبار و منجيل) و ساخت نيروگاه در شهرهاي ديگر، در دست بررسي است. براي نمونه، استان محروم سيستان و بلوچستان، با داشتن بادهاي موسمي چند ده‌روزه و قدرتمند، مي‌تواند گزينه‌اي مناسب براي اين هدف باشد.
در بخش پيشين به لزوم و چگونگي روي كرد انسان به انرژي هاي تجديدپذير پرداختيم و انرژي خورشيدي و انرژي بادي را بعنوان پركاربردترين انرژي هاي تجديدپذير، معرفي كرديم و توانايي هاي بالقوه‌ي ايران در بكارگيري اين منابع كارآمد را برشمرديم. اينك در ادامه، با ديگر انرژي هاي تجديدپذير، آشنا مي‌شويم.

انرژي هسته‌اي Nuclear Energy
انرژي هسته‌اي از بحث‌برانگيزترين انرژي هاي تجديدپذير است كه با وجود تنگناها و دغدغه‌ها، هنوز بسياري از كشورها آن را سالمترين و ارزانترين منبع انرژي آينده‌ي خود مي‌دانند و بهره‌گيري از آن را در دستور كار برنامه‌ي بلندمدت خود قرار داده‌اند. ‏قيمت هر كيلووات‌ساعت برق هسته‌اي، معادل نصف هزينه‌ي برق توليدشده از سوختهاي فسيلي ‏است.‏ بزرگترين مشكل اين انرژي، پسابهاي پرتوزاست كه براي دفع آن در مقياس وسيع، حتما بايد چاره‌اي انديشيده شود.
از اين انرژي مي‌توان براي توليد برق و توليد گرما بهره برد؛ البته امروزه نگراني هايي درباره‌ي محدود بودن منابع اورانيوم در جهان، وجود دارد؛ اما رشد فناوري، امكان بكارگيري ساير مواد پرتوزا بجاي اورانيوم را فراهم كرده است.
ايران با داشتن منابع اورانوم و ديگر عناصر از اين دست و نيز بخاطر بومي بودن فناوري هسته‌اي آن، از كشورهايي است كه مي‌تواند با سرمايه‌گذاري در اين بخش، به روند توسعه‌ي انرژي خود شتاب دهد.
براي توليد برق هسته‌اي، اورانيوم بايد تا سه درصد غني شود كه امكان اين غني‌سازي نيز در ايران فراهم است و هم‌اكنون دو نيروگاه در دست ساخت ايران، در آينده‌اي نزديك، بيش از 2000 مگاوات به توان توليد برق كشور خواهد افزود.

انرژي زمين-گرمايي (Geothermic Energy)
زمين سياره‌اي زنده و از بيرون و درون، در حال تغيير هميشگي است. مركز زمين، از سيالي مذاب و تحت فشار تشكيل شده است و بر سطح آن، دريچه‌هاي اطميناني براي كنترل اين فشار و جلوگيري از متلاشي شدن پوسته، وجود دارد. اين دريچه‌ها كه آتشفشانها هستند- انرژي گرمايي اعماق زمين را به سطح انتقال مي‌دهند و همواره در اطرافشان، چاهها و چشمه‌هاي آب جوشان و آبفشانهاي فراوان به چشم مي‌آيد.
انرژي زمين گرمايي از گرماي تجزيه‌ي مواد پرتوزا و واكنش هاي شيميايي مركز زمين، هسته‌ي مذاب كره‌ي زمين، پديده‌ي كوهزايي و فشار طبقات ضخيم در حوضه‌هاي رسوبي بدست مي‌آيد.
اين گرما را مي‌توان مستقيما به ماشين هاي مكانيكي داد يا از آن برق گرفت، و يا آن را بگونه‌اي غيرمستقيم، در صنعت بكار برد. امروزه از اين انرژي براي فرآيندهايي هم چون خشك كردن، تبخير، تقطير و سرمايش و گرماي محيط هاي صنعتي بهره مي‌برند و مناطقي را هم كه امكان ساخت نيروگاه زمين گرمايي در آنها نيست، معمولا به جاذبه‌هاي گردشگري و تفريحگاه تبديل مي‌كنند.
هم‌اكنون با وجود اين كه بكارگيري اين انرژي هنوز توجيه اقتصادي ندارد، بيش از 35 كشور بطور مستقيم و حدود 20 كشور بطور غيرمستقيم از آن بهره مي‌برند. ايران نيز از آنجا كه بر كمربند آتشفشاني و لرزه‌خيز جهان قرار دارد، داراي مخازن زمين گرمايي فراواني است كه مهمترين و سرشارترين آنها، در سبلان، دماوند، ماكو و سهند مي‌باشند. اين منابع در كل داراي ذخيره‌ي حرارتي معادل ژول هستند. از ديگر نواحي كشور مي‌توان تفتان، بزمان، كرمان، طبس، شيراز، مركز ايران و مشهد را برشمرد. گروه زمين گرمايي مركز تحقيقات نيرو، از سال 1371، بررسي هاي خود را در اين زمينه آغاز كرده است و احتمالا بزودي در مناطق يادشده، شاهد نيروگاه هايي از اين دست، خواهيم بود.

انرژي اقيانوسيOcean Energy
اقيانوسها، منابعي عظيم از انرژي حركتي‌اند كه به صورت امواج، جزر و مد و جريان هاي هميشگي سطحي يا زيرآبي ناشي از اختلاف حرارت نقاط گوناگون، ديده مي‌شود.
بررسي بكارگيري انرژي امواج، پيشينه‌اي طولاني ندارد و تنها چنددهه است كه پژوهشها در اين زمينه آغاز شده، اما بهره‌گيري از انرژي حاصل از اختلاف حرارتي در اقيانوسها، به سال 1929 باز مي‌گردد.
امروزه ساخت نيروگاههاي OTEC (Ocean Temperature Energy Conversion) رو به افزايش است كه با تبديل انرژي حاصل از اختلاف حرارت، به انرژي الكتريكي، گامي نو در توليد برق بشمار مي‌رود؛ اما هنوز تنگناهايي در اين راستا هست كه بايد رفع شود. براي نمونه بايد خطهاي انتقال نيرو را تا سواحل گسترش داد و بناهاي توليد و انتقال را در برابر طوفانهاي دريايي و آب و هواي ساحلي مقاوم ساخت و نيز، تجهيزات نيروگاه هايي از اين دست هنوز بسيار پرهزينه و حجيم هستند.
با ساخت اين نيروگاه ها ميتوان به مناطقي كه بدليل دور از دسترس بودن يا محصور بودن در آب، امكان وصل شدن به شبكه‌ي سراسري را ندارند، برق رساند و حتي آب شيرين اين نواحي را نيز در كنار همين نيروگاه ها فراهم ساخت.
ايران نيز با داشتن خط ساحلي بسيار طولاني (بيش از 1800 كيلومتر در جنوب) و جزاير متعدد، از جمله كشورهايي است كه مي‌تواند بهره‌هاي فراواني از اين انرژي ببرد.

انرژي سوختهاي گياهيBiomasse Energy
سوختهاي گياهي بدست‌آمده از پسماندهاي جنگلها و محصول هاي كشاورزي جهان، بنوعي بزرگترين منبع ذخيره‌ي انرژي خورشيدي بشمار مي‌آيد و مي‌تواند سالانه به اندازه‌ي 70 ميليارد تن نفت خام، انرژي، در دسترس بشر قرار دهد. اين ميزان برابر 10 برابر مصرف سالانه‌ي انرژي در جهان است. نكته‌ي مهم در بكارگيري اين منبع، آن است كه CO2 حاصل از سوخت هاي گياهي، دوباره توسط گياهان تازه، جذب و مصرف خواهند شد و هيچ اثري در پديده‌ي گلخانه‌اي و گرم شدن زمين، نخواهند داشت.
از اين سوخت ها بيشتر در توليد گرما بهره مي‌برند و اگرچه بازده آنها نسبت به سوخت هاي فسيلي، بالا نيست، اما با اين حال، باعث صرفه‌جويي اقتصادي چشمگيري مي‌شوند. بكارگيري اين انرژي هنوز با تنگنا هايي روبروست؛ از جمله نبود مكان مناسب براي بناي تأسيسات پروژه‌هاي سوخت گياهي و احتمال اعمال سياست هاي دفاع از جنگل كاري.
ايران با داشتن منابع جنگلي گسترده، از كشورهايي است كه مي‌تواند براي فراهم كردن انرژي مورد نياز مناطق جنگلي، از سوخت هاي گياهي بهره ببرد و در صورت بررسي هاي بيشتر و رسيدن به توجيه اقتصادي، همه‌ي امكانات جهت بهره‌گيري از اين انرژي در ايران مهياست.
در عصر حاضر، گونه‌هاي تازه‌ي انرژي بيش از دو درصد كل توليد انرژي را هرچند به نظر مي‌رسد فاصله‌ي زيادي تا فراگير شدن انرژيهاي تجديدپذير در ميان است، اما پيشرفت بسيار شتابان علم و فناوري، راه را براي استفاده‌ي روزافزون از اين انرژيها، هموارتر كرده است و اميد است بشر بتواند با به خدمت گرفتن انرژيها و نيروهاي عظيم و سهمگين طبيعت، هراس و ترس از اين نيروها را به فراموشي بسپارد و بدانها به چشم منابع حياتي آينده‌ي بشر بنگرد؛ چرا كه انرژي سرآغازي براي رسيدن به توسعه‌ي پايدار و يكي از عوامل اصلي تعيين سرنوشت ملتهاست.
منابع:
ترجمه: دارا فتوحي- مسايل طراحي يك سيستم مكمل انرژي هاي تجديدپذير- نشريه‌ي صنعت برق؛ شماره‌ي 38، تير 1378.
ترجمه: دارا فتوحي- روشهاي توليد برق خورشيدي- همان؛ شماره‌ي 42، آبان 1378.
ترجمه: ناصر خليلي- انرژي خورشيدي-همان؛ شماره‌ي 3، تير 1375.
كامبيز پيكارجو- توسعه‌ي منابع و كاربرد انرژيهاي نوين- همان؛ شماره 29، مهر 1377.
شيرين باكمالي- بهره‌برداري از اقيانوسها براي توليد همزمان برق و آب شيرين- همان؛ شماره‌ي 25، خرداد 1377.
علي رحيم‌زاده خوشرو- انرژيهاي نو و تجديدپذير؛ حافظ محيط زيست جهان- همان؛ شماره‌ي 107، فروردين و اردي‌بهشت 1384


نويسنده:محمد نيك خواه منفرد



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:01 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است.تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است.
 

الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است و تحقق آن نيازمند سازو كارها و بسترهاي لازم خود مي باشد. تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است كه براي تحقق اين امر حياتي، بايد به خوبي تبيين و مورد كنكاش و واكاوي قرار گيرد. مطلب حاضر در مقام تشريح بعد مثبت و منفي كاربرد غرايز است كه در اصلاح الگوي مصرف بايد مورد توجه و اهتمام لازم قرار گيرد. اينك با هم آن را ازنظر مي گذرانيم:
¤¤¤
اهميت وجود غرايز
بي شك، در وجود همه انسانها غريزه هايي وجود دارد كه تمام حركت ها و فعاليت هاي دروني و بروني وي از آن برخاسته و متاثر مي گردد. مهم ترين اين غرايز عبارتند از: حس كنجكاوي- حس حق جويي- حس عرفان و خداخواهي، حس ماورايي و كمال طلبي، حس زيبايي، حس عدالت خواهي، حس فداكاري و ايثار، حس سودجويي، حس خودخواهي، حب نفس، حب بقا، حب شخصيت، حب مال و ثروت، حب جاه و مقام و شهوت و غضب و... به عنوان مثال، يكي از غرايز انسان كه مطرح شد حب نفس است، اين غريزه منشا بسياري از فعاليت هاي انساني است كه چون علاقه به زندگي دارد و مي خواهد بماند، براي رسيدن به اين هدف هرچه مي تواند كوشش مي كند. غريزه حب نفس است كه هنگام مواجه شدن با خطري از ناحيه دشمن، انسان را وامي دارد كه با تمام نيرو و توان به دفاع از خود برخيزد. بنابراين وجود غرايز در انسان منشا عمل و محرك او است.
كاركرد مثبت يا منفي غرايز
اين غرايز داراي دو بعد مثبت و منفي هستند كه در جهت ايجاد انگيزه ها و تنوع آن به خوبي و بدي نقش اساسي دارد. شناخت اين غرايز و گستره اثرگذاري و اثرپذيري آن در جهت هدايت و كنترل، ضروري و لازم است. تميز انگيزه هاي بد از خوب و شناخت هدف هاي عالي از پست، بستگي به خودشناسي دارد. چگونه ممكن است انسان در مسير تكامل گام بردارد در حالي كه ابزار كار را نشناخته و آن را در مسير صحيح راهنمايي نكرده است؟
علم اخلاق در اين زمينه راهنماي خوبي براي سالكان و طالبان راه حق است و ارزش ها و وسايل تحصيل آن را معرفي مي كند و موانع و عوامل بازدارنده را باز مي نمايد.
بايد دانست كه كيفيت عمل و ارزش حقيقي آن در اخلاق اسلامي بستگي به نوع انگيزه و اهداف عمل كننده دارد و شكل ظاهري كار و رفتار به تنهايي معيار ارزشها (خوبيها و بديها) به حساب نمي آيد. نيت و رفتار اخلاقي انسان به اندازه اي مهم است كه سرنوشت انسان را با آن مي توان پيش بيني كرد. اصولا قرآن كريم سرنوشت افراد و اقوام و ملل را به تغيير در نيات و مقاصد آنها مرتبط مي داند (رعد -11)
تاثيرگذاري غرايز دروني
هر چند عوامل بيروني در ساختار انگيزه هاي انسان بي تاثير نيست ولي بايد دانست كه عوامل اصلي در شكل گيري اهداف انسان همانا عوامل دروني است و چنانكه معلوم است عوامل دروني بر دو گونه است: 1- طبيعي 2- اكتسابي
عوامل طبيعي عبارت است از غرايز و احساسات خداداده كه به طور طبيعي در وجود انسان آفريده شده است. عوامل اكتسابي صفات و ملكات نفساني انسان است كه به مرور زمان در اثر اعمال و رفتار اختياري در انسان بوجود مي آيد. فعاليتهاي انسان در تمام حالات از اين عوامل متاثر است و اين عوامل زمينه ساز تصميم گيري ها و حركات انسان است و استعدادهاي انسان در اين چارچوب به فعليت مي رسد.
اين همه اصرار بر شناخت نفس و كنترل و هدايت غرايز و نيز تاكيد بر تهذيب و تزكيه نفس به خاطر نقشي است كه اين عوامل در اعمال و رفتار و كيفيت آن دارد. چنانكه اعمال و رفتار انسان نيز متقابلا در شاكله و ساختار روحي وي اثر مي گذارد. انسان شكمباره و شهوت پرست، انسان خود ساخته و خداپرست، انسان ترسو و بزدل و انسان شجاع و دلير هر كدام رفتارهاي متضادي را از خود بروز مي دهند و اين نيست جز به خاطر عوامل نفساني و غرايز طبيعي انسان تا كدام چيره گردد و زمام امور را به دست گيرد. پس بايد انسان را ساخت يعني او را مالك خويشتن خويش قرار داد تا او بر جهان حاكم باشد نه جهان حاكم بر او.
تعديل غرايز
همان گونه كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بي مصرف آفريده نشده در ساختمان روح و جان او نيز هر انگيزه و غريزه و ميلي نقش حياتي دارد، اما اگر اين غرايز به طور صحيح هدايت و رهبري نشود و تحت كنترل دقيق قرار نگيرد خطرناك و زيانبخش خواهد بود كه براي نمونه در اينجا به ذكر چند نمونه بسنده مي كنيم:
1- تمايلات جنسي
وجود اين غريزه سركش و مرزنشناس و طغيانگر در انسان مخصوصا در دوران جواني كه دوره بحران غرايز به شمار مي رود از مسائل انكارناپذير است، زيرا هوسهاي سركش و غرايز و اميال حيواني او را به هوسبازي و شهوت راني و... دعوت مي كند. اگر انسان با نيروي عقل و ايمان نتواند خود را كنترل كند و قدرت رام كردن غريزه هاي ويرانگر را نداشته باشد، از نظر معنوي تا آنجا سقوط مي كند كه از حيوانات هم پست تر مي شود، زيرا انسان مانند مخلوقات ديگر خداوند (فرشتگان و حيوانات...) نيست. چرا كه علي(ع) فرمود: «خداوند فرشتگان را تنها عقل داد نه شهوت و غضب و حيوانات را تنها شهوت و غضب داد نه عقل؛ ولي انسان را به اعطاي همه اينها شرافت بخشيد. لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرارگيرد بالاتر از فرشتگان خواهدبود. چون با وجود نيروي مخالف به چنين مقامي رسيده است.»
(جامع العادات، ج1، ص34)
و حال آنكه شهوت برعقل او غلبه كند از حيوانات هم پست تر خواهدبود. بنابراين اگر اين غريزه تحت كنترل و هدايت قوه عاقله قرارنگرفته و تعديل نگردد، قهرا انسان از مسير انسانيت خارج و سمت و سوي حيواني پيدا خواهدكرد و درنتيجه هيچ گونه اصلاحي بر او موثر و مفيد نخواهدافتاد.
2- ثروت اندونزي
غريزه ديگري كه بايد تحت كنترل، هدايت و تعديل قرارگيرد، غريزه حب مال و ثروت اندوزي است. درقرآن كريم و رواياتي كه از پيشوايان ديني رسيده است از مال و ثروت به نيكي يادشده و انسان نيز ذاتاً علاقه به آن دارد و اين علاقه تا حدي لازم و مطلوب است، اما بايد توجه داشت كه اگر انسان بيش از حد به فكر زراندوزي و جمع ثروت باشد، زيانهايي به بار خواهدآورد كه در اين صورت هيچ اصلاحي در فرآيند كردارها و رفتارهاي او موثر و مفيد واقع نخواهدشد.
بعد مثبت يا منفي مال و ثروت
الف) بعد مثبت
قرآن كريم درچند مورد از مال و ثروت تعبير به خير مي كند كه چند نمونه را يادآور مي شويم:
«بر شما نوشته شده هنگامي كه يكي از شما را مرگ فرا رسد اگر خيري (مالي) را از خود به جاي گذارده است وصيت براي پدر ومادر و نزديكان به طور شايسته كند. اين حقي است بر پرهيزكاران» (بقره- 179)
مرحوم طباطبايي(ره) مي گويد: «والمراد بالخير المال» «مقصود از خير مال است» (الميزان، ج1، ص449) و در ذيل آيه «و انه لحب الخير لشديد» (او علاقه شديدي به خير دارد) مي نويسد: «الخير مال» «مقصود از خير همان مال است»
در مورد ديگر، خداوند متعال از مال به عنوان زينت دنيا نام مي برد، «المال والبنون زينه الحيوه الدنيا» مال و فرزندان زينت حيات دنيا هستند (كهف، 64)
همچنين در آيه ديگر خداوند متعال مال را قوام و پايه زندگي قرار داده است و مي فرمايد: «ولاتوتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...» اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد...
خلاصه، اگر مال و ثروت از راههاي مشروع كسب شود و در راه حلال ودر جهت خدمت به مردم به مصرف برسد از نظر اسلام ارزشمند و داراي بار مثبت و ايجابي است.
ب) بعد منفي
از سوي ديگر قرآن كريم مال و ثروت را باعث غفلت از ياد خدا شمرده و مي فرمايد: «اي اهل ايمان! مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نسازد...» (منافقون-9)
در جاي ديگر ثروت اندوزان را (كساني كه مال و ثروت را گردمي آورند و آن را در راه خدا انقاق نمي كنند) برحذر مي دارد و اموالي را كه ذخيره كرده اند، وسيله عذاب آنها در قيامت مي داند، (توبه -43). همچنين مي فرمايد: «اموال و فرزندان شما نمي تواند وسيله تقرب شما به خدا باشد» (سبا-73)
ازسوي ديگر در روايات و مال ثروت مذمت شده و به عنوان ماده شهوت و آمال و آرزوهاي انسان (نهج البلاغه، حكمت85) و موجبات رنج و سختي و مركبي براي ناراحتيها (فهرست، غررالحكم، ص573) توصيف شده است. بنابراين در يك جمع بندي خلاصه مي توان گفت هريك از غرايز انسان اگر درمسير افراط و تفريط قرارگرفته و از مسير تعادل و ميانه روي خارج گردد، آثار زيانبار، مخرب و جبران ناپذيري براي انسان به دنبال خواهد داشت و درنهايت او را درمسير انحطاط و قهقرا سوق خواهد داد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:00 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مرکز پژوهش­هاي اسلامي صدا و سيما با هدف پشتيباني برنامه­سازان صدا و سيما در زمينه ترويج الگوي مصرف اسلامي و مقابله با فرهنگ مصرف­گرايي, اسراف و تبذير در خانواده­ها و دستگاه­هاي دولتي, اين موضوع را از سال­ها پيش در دستور کار خود قرار داده و تاکنون کتاب­ها و جزوه­هاي متعددي در اين زمينه تدوين و منتشر کرده است.
اين جزوه با هدف آشنايي برنامه­سازان محترم با آثار منتشر شده و در دست انتشار مرکز پژوهش­هاي اسلامي در زمينه «اصلاح الگوي مصرف», به معرفي کوتاه و فشرده اين آثار مي­پردازد.
گفتني است براي تسهيل دسترسي برنامه­سازان رسانه به اين آثار, متن کامل آثار منتشر شده, در يک لوح فشرده عرضه شده است.
بخش اول: آثار منتشر شده
1.­اسلام و الگوي مصرف: درآمدي بر کم و کيف مصرف براساس فقه و اخلاق اسلامي
علي اکبر کلانتري, فروردين 1388, 358صفحه.
در اين کتاب, چگونگي مصرف و هزينه کردن اموال در سطح خانواده­ها و دستگاه­هاي دولتي بر اساس نصوص معتبر ديني و با نگاهي نو و فراگير و منطبق بر نيازها و واقعيت­هاي زمانه, تحليل و بررسي شده است.
عنوان­هاي بخش­هاي اين کتاب به شرح زير است: در بخش نخست که به کليات مي‌پردازد، موضوع­هايي چون چيستي مصرف, ضرورت تدبير در امر مصرف, ضرورت نگاه ديني به امر مصرف, مصرف و پديده اسراف, مصارف فردي و مصارف دولتي بررسي شده است.
در بخش دوم اين کتاب, مصداق­هاي مختلف مصرف فردي اعم از مصارف خوراکي, بهداشتي, انرژي, مسکن و..., بررسي و ضوابط آنها بيان شده است.
در بخش سوم, معيارهايي که بايد در مصارف دولتي به آن توجه کرد, بررسي شده است.
2. الگوي مصرف در اسلام و غرب
مجيد نوريان, دي 1383, 105 صفحه.
اين کتاب مي­کوشد ابتدا به فرهنگ مصرف صحيح (از بعد نظري) بپردازد. سپس با آسيب­شناسي موضوع, فرهنگ اصيل اسلامي را در اين زمينه يادآور شود. عنوان­هاي اين پژوهش عبارتند از:
تبيين مفاهيم کليدي (مصرف, تابع مصرف, کالاي مصرفي, سطح مصرف, شکل مصرف, الگوي مصرف), مباني فلسفي تنظيم الگوي مصرف در اسلام و غرب, حدود و ويژگي­هاي مصرف در اسلام, مصرف­گرايي غربي و الگوي مصرف در ايران, همراه با برنامه­سازان (رسانه, تبليغات و مصرف در غرب, رسانه اسلامي و الگوي مصرف و...).
3.­ بهره­وري در پرتو اسلام
حسين بافکار, اسفند 1384, 159 صفحه.
اين پژوهش, گامي است براي آشنا ساختن مخاطبان با مباني و اصول بهره­وري از ديدگاه اسلام.
عنوان­هاي کتاب عبارتند از: پيشينه تاريخي بهره­وري, سطوح بهره­وري, اهداف بهره­وري, مباني و اصول بهره­وري در اسلام, آسيب­شناسي بهره­وري در کشور (منابع انساني, بخش توليد, بخش توزيع و انتقال, بخش مصرف, شيوه­هاي بهبود بهره­وري (فرد و خانواده, سازمان­ها و نهادهاي اجتماعي, دولت), همراه با برنامه­سازان (موضوع­هاي برنامه­سازي, متن ادبي, خاطره­هايي از بهره­وري مشاهير, پرسش­هاي مسابقه­اي و...).
4. مبارزه با فقر, فساد و تبعيض با تمرکز بر نقش راهبردي صدا و سيما
مؤسسه تحقيقاتي و فرهنگي مفيد, تير 1383, 423 صفحه.
اين پژوهش، به منظور فراهم‌سازي امکان ورود عالمانه، دقيق و مؤثر رسانه در صحنه برخورد با پديده‌هاي شوم فقر، فساد و تبعيض و فرهنگ‌سازي براي نجات از اين معضل‌ها و آسيب‌هاي ويرانگر براي دست‌يابي به امنيت و سلامت مورد انتظار در يک جامعه ديني، انجام شده است.
اين کتاب در سه بخش کلي تهيه شده است. بخش اول با بررسي کليات, به شناسايي اجمالي آسيب­هاي سه‌گانه فقر، فساد و تبعيض پرداخته است. در بخش دوم, عوامل خرد و کلان پيدايش اين آسيب­ها به همراه ارتباط آنها با رسانه آمده است. در بخش آخر نيز راهکارهاي کلان, خرد و رسانه­اي مقابله با فساد, فقر و تبعيض بررسي شده است.
5. اسراف
سيد کاظم رجايي, شهريور 1375, 171 صفحه.
در اين مجموعه, از اسراف در مال و امور اقتصادي بحث شده است و معناي عام آن مورد نظر نيست. عنوان­هاي مطالب اين پژوهش عبارتند از: مفاهيم (مفهوم اسراف, اقسام اسراف, حکم فقهي اسراف و...), بهينه­يابي در هزينه­هاي توليدي و اسراف, علل و راه­هاي مقابله با اسراف, پي­آمدهاي اسراف, مصاديق اسراف, جمع­بندي و نتيجه­گيري.
6. الگوي مصرف در اسلام
محمد جواد خليليان، 1376، 48 صفحه.
اين مجموعه، نوشتاري است براي تبيين الگوي مصرف مناسب و مطلوب از نظر اسلام که حدود مصرف، فرهنگ جامعه و الگوي مصرف در جامعه را بررسي مي‌کند. در اين پژوهش، عنوان‌هاي زير به چشم مي‌خورد: آزادي مصرف در اسلام، حدود مصرف در اسلام، فرهنگ جامعه و الگوي مصرف، ويژگي‌هاي الگوي مناسب مصرف در اسلام.
7. اوضاع عمومي مصرف در اسلام
غلام‌رضا سرآباداني و مجتبي باقري، آذر 1376،‌ 89 صفحه.
اين نوشتار مي‌کوشد اوضاع عمومي مصرف در اسلام را از زواياي مختلف بررسي کند. عنوان‌هاي اين پژوهش عبارتند از: عدم تناسب الگوهاي مصرف غرب براي جامعه اسلامي، نقش تبليغات در مصرف، مطلوبيت و انواع آن، مصرف و انواع آن از ديدگاه اسلام، مصرف و حدود آن، نياز و انواع آن، فقر و فقرزدايي، اسراف، رابطه اسراف با ايثار، مصاديق تبذير، نقش دولت در مصرف، اسوه‌ها و الگوهاي عيني مصرف.
8. زمينه‌هاي مصرف وابسته در ايران
مجيد حبيبيان، بهمن 1377، 47 صفحه.
اين نوشتار، پژوهشي است درباره زمينه‌هاي مصرف متکي بر منابع خارجي يا مصرف وابسته که مي‌کوشد روند مصرف را از دوران صفويه و قاجار تا آغاز دوره پهلوي بررسي کند. همچنين با نگاهي به متغيرهاي مهم اقتصادي پس از انقلاب، روند مصرف را پي‌گيري مي‌کند. عنوان‌هاي مهم اين پژوهش عبارتند از: روند مصرف پيش از انقلاب اسلامي (از اواخر دوره صفويه تا سال‌هاي پاياني دوره پهلوي)، متغيرهاي مهم اقتصادي و مصرف پس از انقلاب، تأثير نفت بر اقتصاد و الگوي مصرف.
9. هشدارهاي اقتصادي 1
گروه اقتصاد، خرداد 1376، 24 صفحه.
در اين مجموعه تلاش شده است مطالبي بسيار کوتاه و مختصر (حداکثر 5 سطري) درباره جنبه‌هاي گوناگون وضعيت اقتصادي کشور بيان شود. عنوان‌هاي اين مجموعه عبارتند از: اهداف نظام اقتصادي اسلام، اصول نظام اقتصادي اسلام، رفاه اقتصادي اسلام، رشد و توسعه اقتصادي در اسلام، نظام مالي اسلام، نظام پولي و بانکي اسلام، نظام بازار اسلامي و الگوي مصرف در اسلام.
10. هشدارهاي اقتصادي 2
گروه اقتصاد، شهريور 1376، 16 صفحه.
اين نوشتار بر آن است تا براي آگاهي دادن به قشرهاي مختلف اجتماعي در امور اقتصادي اعم از توليد، توزيع، مصرف و بهره‌گيري بهينه از امکانات و ابزارهاي موجود در جامعه، راه‌کارهايي بيان دارد. اين مجموعه با استناد به گفتار پيامبر اسلام(ص)، ائمه اطهار(ع)، امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري، ضرورت بهره‌گيري منطقي و علمي از امکانات موجود را براي بهبود وضع اقتصادي يادآور مي‌شود.
عنوان‌هاي اين پژوهش عبارتند از: اهميت کار، استقلال اقتصادي، اسراف، قرض‌الحسنه، مال­اندوزي، الگوي مصرف، توليدات داخلي، وقف، تورم، انرژي و عدالت اقتصادي.
11. هشدارهاي اقتصادي 3
علي‌اصغر هادوي‌نيا، 1377، 59 صفحه.
در اين پژوهش تلاش شده است به شماري از مفاهيم اقتصادي در قالب جمله‌هاي کوتاه، ولي منظم و صريح پرداخته شود. عنوان‌هاي اين پژوهش عبارتند از: بهره‌وري، مصرف انرژي و بهر‌ه‌وري آن، وضعيت بهره‌وري در ايران، اسراف و تبذير، تعاون و تعاوني، صادرات غيرنفتي، روزي حلال، وجدان کاري، نظام اقتصاد اسلامي، استقلال اقتصادي، فقر و فقرزدايي، رشد و توسعه اقتصادي، مصرف و الگوي آن، رفاه و تجمل، عدالت اجتماعي، کار، مال‌اندوزي، توليد داخلي و مشکلات اقتصادي.
12. رفاه‌طلبي و نقش آن در سقوط جوامع
گروه اقتصاد، بهمن 1376، 7 صفحه.
اين نوشتار تحليل مختصر يکي از احاديث شريف حضرت فاطمه زهرا(س) درباره رفاه‌طلبي است. عنوان‌هاي اين پژوهش عبارتند از: نامطلوب بودن دنيازدگي و رفاه‌طلبي، منافات رفاه‌زدگي با توسعه اقتصادي، اعتدال در مصرف طريقه نجات.
بخش دوم: آثار در دست انتشار
1. بايدها و نبايدهاي مصرف 1
سيد حسين اسحاقي، 1388، 200 صفحه.
مصرف‌گرايي، بلاي بزرگي براي جامعه‌هاي انساني است و اسراف روز به روز شکاف‌هاي طبقاتي را عميق‌تر مي‌سازد. دين مقدس اسلام، بهره‌برداري مشروع از نعمت‌هاي الهي و زيبايي‌هاي زندگي را مباح و اسراف و زياده‌روي و رفاه‌زدگي را ناپسند مي‌داند. در مقابل، به اعتدال و ميانه­روي در زندگي، قناعت و ساده‌زيستي سفارش کرده است. رهبر معظم انقلاب نيز در آغازين روز سال جديد، صرفه‌جويي و قناعت را به معناي درست مصرف کردن، به جا مصرف کردن، ضايع نکردن مال و پرهيز از مصرف بيهوده و هرز دانست. در راستاي تعيين بايد و نبايدهاي مصرف، نوشتار حاضر در دو بخش اسراف يا اعتدال در مصرف و رفاه‌زدگي يا ساده‌زيستي در مصرف فراهم آمده است تا ره­توشه برنامه‌ريزان و برنامه‌سازان قرار گيرد.
2. بهينه‌سازي الگوي مصرف 2
سيد حسين اسحاقي، 1388، 100 صفحه.
مصرف درست و ضايع نکردن مال يکي از دغدغه‌هاي هميشگي رهبر معظم انقلاب در جامعه اسلامي است. ايشان مصرف‌گرايي را همچون خوره‌اي مي‌داند که غرب به جان جوامع دنيا از جمله کشور ما انداخته است تا نظام اجتماعي را آسيب‌پذير سازد. براي پرهيز از مصرف‌زدگي همه شهروندان بايد بکوشند اسراف را از زندگي شخصي و کاري خود دور کنند. اين پژوهش مي‌کوشد جهت تحقق منويات مقام معظم رهبري، ويژگي‌هاي الگوي مصرف در اسلام، مصرف­گرايي غربي و روش‌هاي ترويج آن، الگوهاي مصرف در ايران و جلوه‌هايي از مصرف‌زدگي را بررسي کند و يافته‌هاي پژوهشي مربوط به اين بحث را در اختيار برنامه‌سازان و برنامه‌ريزان ارجمند قرار دهد.
3. کتاب‌شناسي توصيفي الگوي مصرف
سلمان حبيبي، 1388.
براي آشنايي پژوهشگران و برنامه‌سازان رسانه ملي با منابع و آثار موجود در زمينه الگوي مصرف و عناوين مرتبط؛ مانند اسراف، تبذير، صرفه‌جويي، رفاه‌طلبي و... اين مرکز اقدام به تهيه کتاب‌شناسي ياد شده نموده است که در آينده‌اي نزديک عرضه خواهد شد.
4. ويژه‌نامه‌هاي سال اصلاح الگوي مصرف
به روال سال‌هاي پيش، در سال جاري افزون بر ماهنامه‌هاي موجود مرکز، هر ماه ويژه‌نامه‌اي با هدف تأمين محتواي مورد نياز برنامه‌سازان رسانه ملي، تهيه و ارائه خواهد شد.
عنوان‌هاي بخش‌هاي مختلف اين ويژه‌نامه عبارتند از: آيات درباره اسراف و تبذير، به همراه ترجمه، شرح و بيان نکته‌ها؛ روايات ائمه معصومين(ع)؛ سخنان بزرگان درباره اسراف و تبذير (امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري؛ سيره ائمه(ع) و بزرگان؛ اشعار و حکايات ادبي؛ پيام مجري؛ پيام کوتاه؛ معرفي اجمالي کتاب؛ معرفي منابع.
5. مصرف در آينه فرهنگ:
محمد سليمي، 1388، 100صفحه.
در اين پژوهش، به الگوي مصرف به عنوان پديده‌اي فرهنگي توجه شده و هدف از آن بررسي ابعاد و ويژگي‌هاي اين پديده در فرهنگ جامعه و ارائه راه‌حل‌هاي عيني براي تغيير و اصلاح آن است. به همين سبب، در بخش نخست جايگاه و ابعاد مصرف در نظام اجتماعي به‌ويژه در بخش فرهنگ، بررسي و ارتباط نزديک و قطعي الگوي مصرف با مباني و عوامل فرهنگي اثبات شده است. در بخش دوم، کارکردها و ويژگي‌هاي الگوي مصرف در نظام‌هاي فرهنگي الهي و مادي بررسي شده است و بر اساس آن در بخش‌هاي چهارم و پنجم، ضمن توجه به وضع الگوي مصرف در ايران، راهکار‌هاي عام و نيز راهکارهاي رسانه‌اي براي اصلاح و بهبود الگوي مصرف در جامعه ارائه شده است.
6 . ويژه‌نامه‌هاي نشريات «ارمغان» و «گنجينه»
مديريت نشريات مرکز، ‌افزون بر اختصاص بخش‌هايي از نشريات گلبرگ جوان، اشارات، قاصدک و طوبي به موضوع سال، دو شماره از نشريات ارمغان و گنجينه (ويژه متون کهن) را به اين موضوع اختصاص داده است که ان‌شاءالله به تدريج ارائه خواهد شد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:59 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  امساك از كدخدايي مدان.

• اگر ريگ بيابان درشود چشم گدايان پر نشود.

• پول داده ام مي خورمش.

• پول را كاغذ نمي برد.

• پول علف خرس نيست.

• خواري زطمع خيزد و عزت زقناعت.

• چيزي بخور چيزي بده چيزي بنه.



• شكم زير دست است، به هر چه بدهي مست است.

• سودا گر پنير در شيشه مي خورد.

• قناعت هر كه كرد آخر غني شد.

• مرده از جوع، به كه زنده به قرض.

• نكاهد به پرهيز افزودني.

• نانت را با آب بخور ، منت آب دوغ مكش.

• هر چه نخوري، يخني بود.

• هر چه صرفه‌كني، گر به بود.

• نسيه خور بسيار خورد.

• يكشاهي هم يكشاهي است.

• يك سال بخور نان و تره هر سال بخور نان و كره [ يك سال بخور نان و تره هر سال بخور مرغ و بره].

• اگر خواهي بي‌رنج توانگر باشي بسنده كار باش.

• طوري بخور كه هميشه بخوري.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:54 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

در شرايط امروز دنيا اصلاح الگوي مصرف يك مسئله جهاني است و در همه كشورها به آن به صورت علمي مي‌پردازند. به عنوان نمونه شاخصه شدت مصرف انرژي ميزان بهره وري، توسعه اقتصادي و فناوري را نشان مي‌دهد. هر چقدر در صنعت، انرژي بيشتري مصرف شود نشان از ناكار آمدي دارد و بر عكس هر چقدر در صنعت انرژي كمتري مصرف شود نشان از عملكرد خوب دارد. ‌
كشور ما امروز نيازمند توليد ثروت است و تحقق اين مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوي مصرف در كشور است.خط كش مدرج توسعه يافتگي واقعي نشان مي دهد كه بين مصرف گرايي و توليد ثروت در يك جامعه رابطه عكس وجود دارد.اگر امروز بازار هاي جهاني در چنبره مصنوعات چيني و ژاپني قرار دارد به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان اين كشورهاست. پرهيز از مصرف گرايي در كشورهايي مثل چين، ژاپن و برخي از كشورهاي بزرگ اروپايي كه اقتصادهاي بزرگي دارند كاملا مشهود است. انقلاب اسلامي به مردم ما ياد دادكه با فرهنگ صرفهجويي و قناعت مي توان بر تمام مشكلات فائق آمداما مع الاسف به واسطه سياستهاي غلط اقتصادي و فرهنگي سالهاي پس از جنگ تحميلي و به تبع آن تغيير ذائقه مردم و همچنين رويكردهاي جديد دشمن در مقابله نرم افزاري با انقلاب اسلامي به يك باره تمام دستاوردهاي ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار ديگر تجمل گرايي، مصرف گرايي و اسراف در كشور ترويج شد. اين در حالي است كه عمده پيشرفتهاي كشورهايي مثل ژاپن، كره جنوبي و... بر شالوده تجربيات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ ديده صورت گرفت.‌
‌”الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري - خواه اجتماعي يا فردي و يا تواما - كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تاثير منابع گوناگون و بخصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعا نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعي‌شان، داراي علائم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.”(1) ‌
امروز به واسطه عزم جدي مسئولان كشورو يك صدايي دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادي در تمام زمينه ها بار ديگر اين فرصت احيا شده است كه فرهنگ صرفه جويي و قناعت ترويج و ترميم گردد. رمز توليد ثروت در يك كشور پرهيز از مصرف گرايي است و كشورهايي به دام تجمل و اسراف مي افتند كه توليد در فرهنگ عمومي آنها جايگاهي ندارد. امروز به ضرس قاطع بايد تاكيد كرد راه پيشرفت كشور همان‌گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند پرهيز از اسراف و ترويج الگوي مصرف بومي و اسلامي است.‌
در نهايت اينكه اصلاح الگوي مصرف دلالت بر يك حركت و عزم جدي براي گذار از وضعيت كنوني به سوي الگوي مصرف مطلوب مي كند. الگوي مصرف در هر جامعه بخشي از نظام واره ارزشي و هنجاري حاكم بر آن اجتماع است كه مي تواند گوشه اي از هويتفرهنگي مردمان آن سرزمين را بنماياند. در واقع الگوي مصرف به خودي خود “هويت ساز” است اما در صورت انحراف از وضع مطلوب مي تواند “هويت سوز” نيز باشد.‌نكته مهم ديگر اين است كه نبايد با مسئله اصلاح الگوي مصرف شعاري برخورد شود بلكه بايد فرهنگ سازي شود كه در اين ميان صدا و سيما نقش بخصوصي دارد.‌
پي نوشت:
-1 كتاب شركت‌هاي فرامليتي و توسعه درونزا ،ترجمه عبدالحميد زرين قلم و فاطمه فراهاني - انتشارات كميسيون ملي يونسكو در ايران با همكاري معاونت پژوهشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

روزنامه رسالت/ سمانه افضلی


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:53 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 مترفين   و اذا اردنا ان نهلك قري


و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا. (۱)

(و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم نخست اوامر خود را براى «مترفين‏» آنها (ثروتمندان مست‏شهوت) بيان مى‏داريم، سپس هنگامى كه به مخالفت‏برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را شديدا درهم مى‏كوبيم).

راغب در مفردات گفته: كلمه «ترفه‏» به معناى توسعه در نعمت است وقتى گفته مى‏شود «اترف فلان‏» و يا (فلانى مترف است) معنايش اين است كه فلانى را نعمت از حد گذشته است تا آنجا كه مى‏گويد: مراد از «مترفين‏» در جمله «امرنا مترفيها» همان كسانى هستند كه آيه شريفه: فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاكرمه و نعمه (خداوند وقتى انسان را آزمايش كند او را اكرام نموده و غرق در نعمتش مى‏سازد).

مرحوم «طبرسى‏» در «مجمع البيان‏» گفته است: ترفه به معناى نعمت است، ابن عرفه در معناى آن گفته: مترف كسى را گويند كه افسارش را رها كرده باشند، هرچه دلش خواست‏بكند، و جلويش را نگيرند.

از اين آيه استفاده مى‏شود خداوند هرگز قبل از اتمام حجت و بيان دستوراتش كسى را مؤاخذه و مجازات نمى‏كند، بلكه نخست‏به بيان فرمانهايش مى‏پردازد، اگر مردم از در طاعت وارد شدند و آنها را پذيرا شدند چه بهتر كه سعادت دنيا و آخرتشان در آن است و اگر به فسق و فجور و مخالفت‏برخاستند و همه را زير پا گذاشتند، اينجاست كه فرمان عذاب درباره آنها تحقق مى‏پذيرد و به دنبال آن هلاكت است.

ممكن است كسى بگويد چرا امر شدگان تنها «مترفين‏» هستند؟ در پاسخ مى‏گوئيم در بسيارى از جوامع «مترفين‏» سردمداران اجتماع هستند و ديگران تابع و پيرو آنها مى‏باشند. به علاوه منشا غالب مفاسد اجتماعى نيز ثروتمندان از خدابى‏خبرى هستند كه در ناز و نعمت و عيش و نوش و هوس غرقند و هر نغمه اصلاحى و انسانى و اخلاقى در گوش آنها ناهنجار است‏به همين دليل هميشه در صف اول در مقابل پيامبران ايستاده بودند و دعوت آنها را كه به نفع عدل و داد و حمايت از مستضعفان بوده هميشه بر ضد خود مى‏ديدند، روى اين اصل در آيه به خصوص ياد شده است زيرا كه ريشه اصلى فساد همين گروهند.

در آيه ديگر مى‏خوانيم:

و ما ارسلنا في قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون. (۲)

(در هيچ شهرى پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه ثروتمندان آن گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‏ايد، كافريم).

از آيه شريفه استفاده مى‏شود كه در وحله اول طبقه پائين اجتماع از پيامبران حمايت كرده‏اند و نيز ثروتمندان در ابتداى امر به مبارزه برخاسته‏اند زيرا پيامبران از عياشى و خيره‏سرى آنها جلوگيرى كرده و به تعديل و انصاف وادار مى‏نمودند و آن بر خلاف ميل خودكامگان بود.

و ناگفته نماند كه ماده «ترفه‏» در سرتاسر قرآن مجيد در مقام مذمت‏به كار رفته است.

ممكن است عذاب الهى به «مترفين‏» به دست گروه محروم جامعه نازل شود و آنها توسط اين گروه به سختى درهم كوبيده شوند، زيرا شكاف عميقى كه بين اين دو طبقه ايجاد مى‏شود، مايه انعدام آن اجتماع مى‏باشد. آرى كمتر فسادى در عالم ظاهر مى‏شود و كمتر جنگ خونينى است كه نسلها را قطع و آباديها را ويران سازد، منشا آن اسراف و افراط مترفين جامعه در استفاده از نعمتهاى الهى نبوده باشد.

به گفته «جان بويدار» در مقدمه خود بر كتاب «انسان گرسنه‏» سيرها دوست ندارند درباره گرسنگى ديگران گفتگو كنند و اين مساله‏اى است در عالم سياست هرگز مورد توجه و علاقه آنها نبوده است‏با اين حال در طى قرون و اعصار گرسنگى خود را به خطرناكترين صورتهاى سياسى نشان داده است. وقوع انقلاب كبير فرانسه را به سال ۱۷۸۹ گرسنگى تسريع كرد و نهضتهاى انقلابى كه حوالى سال ۱۸۴۰ روى دادند همه به علت گرسنگى بود. در انگلستان جمعيتى كه خواهان قانون اساسى بود، فرياد مى‏زد: «يا نان يا خون‏» و هنگامى كه دولت موفق شد خواربار ارزان و فراوان وارد كشور كند روح انقلابى انگلستان محو و ناپديد شد. اما سرانجام امروز با همه ديرى، شروع كرده‏اند به اين كه قبول كنند گرسنگى وحشتناك‏ترين درد فقر است و اين درد از مهمترين علل اساسى طغيان آسيائيها عليه سلطه اقتصادى قدرتهاى اروپائى است. و مادام كه ملتها بدانند و اعتقاد داشته باشند كه گرسنگى و فقر آنها دردهاى بيهوده‏اى هستند محال است كه توپها بتوانند از اين طغيان جلوگيرى كنند...».. (۳)

استفاده از زينت و نه از كالاهاى لوكس
كسانى كه در مصرف، كالاى لوكس به كار مى‏برند و حتى مساجد و اماكن مذهبى را با لوسترهاى گرانقيمت و اشياء آنتيك و ميزها و مبلهاى منبت‏كارى بسيار گرانقيمت آرايش مى‏دهند، در جواب اين سؤال كه چرا كالاهاى غير ضرورى آنهم بدين گرانبهائى را به كار مى‏برند، استدلال مى‏كنند كه در اسلام استعمال زينت آلات تجويز شده است.

غافل از اين كه زينتى كه براى مسلمانان تجويز شده است، غير از استفاده از كالاهاى لوكس و غير ضرورى مى‏باشد. در مورد استفاده از انواع زينتها، اسلام مانند تمام موارد، حداعتدال را انتخاب كرده است نه مانند بعضى كه مى‏پندارند استفاده از زينتها و تجملات هرچند به صورت معتدل بوده باشد، مخالف زهد و پارسائى است و نه مانند تجمل‏پرستانى كه غرق در زينت و تجمل مى‏شوند.

قرآن مجيد مى‏فرمايد:

يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده والطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا فى الحياة الدنيا خالصة يوم القيامة. (۴)

(اى فرزندان آدم! زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد. بگو چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند (اگرچه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند) ولى در قيامت‏خالص (براى مؤمنان) خواهد بود اين چنين آيات خود را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى‏دهيم).

معناى همراه داشتن زينت در وقع بيرون شدن به سوى مسجد هم مى‏تواند آرايش ظاهرى باشد كه شامل پوشيدن لباسهاى مرتب و پاك و تميز و شانه زدن موها و به كار بردن عطر و مانند آن مى‏شود و هم شامل زينتهاى معنوى كه مناسب با نماز و طواف و ساير عبادات باشد.

واگر در بعضى از روايات تنها اشاره به لباس خوب يا شانه كردن موها شده، و يا تنها سخن از مراسم نماز اعياد و نماز جمعه به ميان آمده است، دليل بر انحصار نيست، بلكه هدف بيان مصاديق روشن آن است. (۵)

در اسلام، استفاده كردن از زيبائيهاى طبيعت، لباسهاى زيبا و متناسب، به كار بردن انواع عطرها و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده، بلكه به آن توضيه و سفارش نيز گرديده است‏در اين باره روايات زيادى در كتب معتبر نقل شده است.

در باره امام حسن مجتبى نقل شده است‏به هنگامى كه به نماز برمى‏خاست‏بهترين لباسهاى خود را مى‏پوشيد، سؤال كردند چرا بهترين لباس خود را مى‏پوشيد؟ فرمود:

«ان الله جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول خذوا زينتكم عند كل مسجد». (۶)

(خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و به همين جهت من لباس زيبا براى راز و نياز با پروردگارم مى‏پوشم و هم او دستور داده است كه زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد برگيريد).

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«البس و تجمل فان الله جميل و يحب الجمال و ليكن من حلال‏». (۷)

(لباس نيكو بپوش، زيرا خداوند نيكو است و نيكوئى را دوست مى‏دارد ولى (مواظب باش) و لباس خود را از حلال تهيه كن).

در روايت ديگر از امام صادق‏عليه السلام مى‏خوانيم:

«ان الله جميل يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس فان الله اذا انعم على عبده بنعمة احب ان يرى عليه اثرها..». (۸)

(خداوند جميل است و زيبايى را دوست دارد و گرفتگى را دشمن مى‏دارد، زيرا خداوند وقتى به بنده‏اش نعمتى مى‏دهد، دوست دارد اثر آن را بر او ببيند).

در حديث ديگرى آمده است كه يكى از زهاد ريائى به نام «عبادبن كثير بصرى‏» به امام صادق‏عليه السلام روبرو شد، درحالى كه امام عليه السلام لباس نسبتا زيبائى بر تن داشت‏به امام گفت: تو از خاندان نبوتى و پدرت (على‏عليه السلام) لباس بسيار ساده مى‏پوشيد، چرا چنين لباس جالبى بر تن تو است؟ آيا بهتر نبود كه لباسى كم‏اهميت‏تر از اين مى‏پوشيدى؟ امام فرمود: واى بر تو اى عباد! «من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق‏». (۹)

(چه كسى حرام كرده است زينتهائى را كه خداوند براى بندگانش آفريده و روزيهاى پاكيزه را).

اين تعبير كه خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و يا به تعبير اين كه خداوند زيبائيها را آفريده، هرگز اينها را نمى‏آفريد، آفرينش زيبائيها در جهان هستى خود دليل بر اين است كه خالق زيبائيها آن را دوست دارد.

ولى غالبا در اين‏گونه موضوعات، مردم راه افراط را مى‏پويند و با بهانه‏هاى مختلف رو به تجمل‏پرستى مى‏آورند و به همين دليل قرآن مجيد بعد از ذكر اين حكم اسلامى از اسراف و زياده‏روى و تجاوز از حد، مسلمانان را برحذر داشته است و در قرآن در بيش از بيست مورد به مساله اسراف اشاره شده و از آن نكوهش گرديده است.

در اسلام از پوشيدن لباسهاى نازك و رقيق و بسيار نرم كه مرد را به تن‏پرورى عادت مى‏دهد، مذمت‏شده است.

امام سجادعليه السلام فرمود:

«ان الجسد اذا لبس الثوب اللين طغى‏». (۱۰)

(بدن انسان اگر لباس نرم بپوشد، طغيان مى‏كند).

باز امام سجادعليه السلام فرمود:

«من لبس ثوبا يشهره كساه الله يوم‏القيامة ثوبا من النار». (۱۱)

(اگر كسى لباس بپوشد كه بدان وسيله مشهور و انگشت‏نما شود خداوند روز قيامت پيراهنى از آتش بر او مى‏پوشاند).

در روايتى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود:

«من لبس ثوبا فاختال فيه خسف‏الله من شفير جهنم يتخلخل فيها مادامت السموات والارض‏».

(كسى كه لباس بپوشد و با آن بر ديگرى افتخار كند، شعله‏اى از جهنم او را فرا مى‏گيرد كه تا روز قيامت در ميان آن بالا پائين برود).

زهد; برداشت كم براى بازدهى زياد
«زهد» از جمله اوصافى است كه كابرد اقتصادى آن قويتر است. «زهد» عبارت است از برداشت كم براى بازدهى زياد. (۱۲) «زاهد» در زندگى خويش سادگى و قناعت را پيشه مى‏سازد و از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى پرهيز مى‏نمايد و به اصطلاح از نعمتهاى دنيوى كم برداشت مى‏كند ولى بازدهيش نسبت‏به برداشتش چه از لحاظ عاطفه و اخلاق و چه در قسمت تعاون و همكارى اجتماعى زياد است. او از دسترنج ديگران به حداقل اكتفاء مى‏كند و در عوض سود بيشتر به جامعه مى‏رساند.

«زهد» در نهج البلاغه در دو مورد تعريف شده است:

در يك جا مى‏فرمايد:

«ايها الناس! الزهادة: قصر الامل و الشكر عند النعم والورع عند المحارم، فان عزب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم و لا تنسوا عد النعم شكركم فقد اعذر الله اليكم بحجج مسفرة ظاهرة و كتب بارزة العذر واضحة‏». (۱۳)

(اى مردم! زهد يعنى كوتاهى آرزو، شكر و سپاس در برابر نعمت و پارسائى در مقابل گناه! اگر نتوانستيد همه اين صفات را فراهم سازيد مواظب باشيد حرام بر اراده و صبر شما پيروز نگردد و در برابر نعمتها شكر منعم را فراموش مكنيد، چه اين كه خداوند با دلائل روشن و آشكار عذرها را قطع كرده و با كتابهاى خود بهانه را به روشنى از بين برده است).

اميرمؤمنان‏عليه السلام در جاى ديگر به استناد قرآن كريم مى‏فرمايد: «الزهد بين كلمتين من القرآن قال الله سبحانه: لكيلا تاسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم ياس على الماضى، ولم يفرح بالآتى، فقد اخذالزهد بطرفيه‏». (۴)

(تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است: خداوند سبحان مى‏فرمايد: «اين براى آن است كه به خاطر آنچه از دست داده‏ايد، غمگين نشويد و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشيد» پس هركس بر گذشته اندوه نخورد و براى آينده شادمان نشود، بر دو جانب زهد دست‏يافته است (اشاره به اين كه حقيقت زهد ترك وابستگيها و اسارتها در چنگال گذشته و آينده است).

اين بدان معنى نيست كه انسان به مواهب الهى در اين جهان پشت‏پا بزند، و يا از آنها بهره نگيرد، مهم اين است كه اسير آن نگردد.

بديهى است وقتى كه چيزى كمال مطلوب نبود، ويا اساسا مطلوب اصلى نبود، بلكه وسيله بود، در اين صورت آمدن و رفتنش شادمانى يا اندوه ايجاد نمى‏كند.

بنابراين «زاهد» كسى است كه به آمدن و رفتن دنيا بى‏اعتناد باشد، كار كند تلاش نمايد، استفاده كند ولى دلباخته و دلداده آن نشود.

امام صادق‏عليه السلام فرمود:

«ليس الزهد فى الدنيا باضاعة المال ولا بتحريم الحلال بل الزهد فى الدنيا ان لا تكون بما فى يدك اوثق بما فى يدالله عزوجل‏». (۱۵)

(زهد در دنيا با ضايع كردن مال و يا با حرام كردن حلال نيست، بلكه زهد در دنيا اين است كه آنچه در دست توست، محكم‏تر از آنچه در دست‏خداست، نباشد.

امام صادق‏عليه السلام در جاى ديگر فرموده:

«الزهد مفتاح باب الآخرة و البراءة من النار و هو تركك كل شئ‏يشغلك عن الله من غير تاسف على فوتها و لا اعجاب فى تركها ولا انتظار فرج منها، و لا طلب محمدة عليها و لا عوض منها بل ترى فوتها راحة و كونها آفة...» .

(زهد، كليد در آخرت و برائت و دورى از آتش است و زهد اين است كه هرچه ترا از خدا باز دارد، ترك كنى بدون اين كه بر فوت آن تاسفى بخورى، و نه عجبى بر ترك آن نمائى و نه به سبب آن، منتظر فرجى در دنيا باشى يا بخواهى ترا به خاطر اين صفت تعريف و تمجيد كنند و بدين ترتيب عوض بگيرى، بلكه ترك آن را راحت‏خود بدانى، و گرفتارى به آن را آفت‏شمارى).

«الزاهد الذى يختاار الآخرة على الدنيا و الذل على العز والجهد على الراحة و الجوع على الشبع و عاقبة الاجل على محبة العاجل والذكر على الغفلة و يكون نفسه فى الدنيا و قبله فى الآخرة‏». (۱۶)

(زاهد كسى است كه آخرت را بر دنيا و ذلت را بر عزت، و سعى در عبادت را بر راحت، و گرسنگى را بر سيرى و ياد خدا را بر غفلت اختيار كند و بدن او در دنيا و دلش در آخرت باشد).

انسان اين ويژگى را دارد كه برداشت و برخوردارى زياد از نعمتهاى دنيوى و اسراف در لذت او را در آنچه هنر و كمال انسانى ناميده مى‏شود، ضعيف‏تر و بى‏بارتر مى‏سازد و برعكس پرهيز از اسراف و برداشت زياد گوهر او را صفا و جلا مى‏بخشد و فكر و اراده او را نيرومندتر مى‏كند. ولى در حيوان مساله درست‏برعكس آن است‏يعنى حيوان هرچه بيشتر بخورد و چاقتر شود، براى آن بهتر و مطلوبتر است.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام در يكى از نامه‏هايش پس از آن كه زندگى زاهدانه و كم‏برداشت‏خويش را براى يكى از فرماندارانش تشريح مى‏كند واو را ترغيب مى‏نمايد كه در زندگى اين راه را پيشه سازد، مى‏فرمايد:

«فما خلقت ليشغلنى اكل الطيبات كالبهيمة المربوطة همها علفها او المرسلة شغلها تقممها تكترش من اعلافها و تلهو عما يراد بها او اترك سدى، او اهمل عاثبا».

(من آفريده نشدم كه خوردن خوراكيهاى پاكيزه مرا به خود مشغول دارد، همچون حيوان پروارى كه تمام همش علف است و يا همچون حيوان رها شده‏اى كه شغلش چريدن و خوردن و پركردن شكم مى‏باشد و از سرنوشتى كه در انتظار اوست، بى‏خبر است آيا بيهوده يا مهمل و عبث آفريده شده‏ام؟ آيا بايد سرشته‏دار ريسمان گمراهى باشم؟ و يا در طريق سرگردانى قدم گذارم؟

«و كانى بقائلكم يقول: اذا كان هذا قوت ابن ابى طالب، فقد قعد به الضعف عن قتال الاقران و منازل الشجعان‏». (۱۷)

(گويا مى‏بينم كه گوينده‏اى از شما مى‏گويد: هرگاه اين (دو قرص نان) قوت و خوراك فرزند ابوطالب است‏بايد هم‏اكنون نيرويش به سستى گرائيده باشد و از مبارزات با همتايان و نبرد با شجاعان باز ماند پس چگونه است كه هيچ دلاورى تاب هماوردى او را ندارد ولى اشتباه مى‏كنند. آن كه با سختيهاى زندگى دست‏به گريبان است، نيرومندتر و آبديده تر از كوره بيرون مى‏آيد، همانا چوب درخت صحرائى كه دست‏باغبان نوازشش نمى‏دهد و هر لحظه به سراغش نمى‏رود و بامحروميتها همواره در نبرد است محكمتر، با صلابت‏تر، و آتشش فروزانتر و ديرپاتر است).

«زهد» براى روح انسان تمرين و ورزش است و تعلقات اضافى را مى‏ريزد، سبكبال و سبكبار مى‏گردد.

على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«خيرالناس من زهدت نفسه و قلت رغبته و ماتت‏شهوته و خلص ايمانه و صدق ايفائه‏». (۱۸)

(بهترين مردم كسى است كه نسبت‏به دنيا بى‏رغبت و خواهشش كم باشد و هوا و هوس او مرده و ايمانش خالص و يقينش درست‏باشد، يعنى يقين كامل داشته باشد به آنچه يقين به آن بايد داشت).

باز مى‏فرمايد:

«خير من صحبت من ولهك بالاخرى و زهدك فى الدنيا و اعانك على طاعة المولى‏». (۱۹)

(بهترين كسى كه با او مصاحبت كنى كسى است كه ترا به آخرت شيفته و نسبت‏به دنيا بى‏رغبت گرداند و ترا بر فرمانبردارى پروردگار يارى نمايد).

فرمود:

«طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الآخرة اولئك قوم اتخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا...».

(خوشا به حال زاهدان در دنيا، و راغبان درآخرت، آنها كه زمين را فرش قرار دادند و خاك آن را بستر و آبش را عطر و قرآن را همچون لباس زيرين و دعا را همچون لباس روئين).

هدف اين است كه انسان دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشد يعنى موقعيت‏خود را در اين جهان بداند و دلباخته و دلداده آن نشود.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«ينبغى لمن علم شرف نفسه ان ينزهها عن دناءة الدنيا». (۲۰)

(سزاوار است كسى كه شرف نفس خود را بداند، خود را از پستى دنيا پاكيزه دارد).

«ينبغى لمن علم سرعة زوال الدنيا ان يزهد فيها». (۲۱) (سزاوار است كسى كه به سرعت زوال دنيا توجه دارد نسبت‏به آن بى‏رغبت‏باشد).

آرى بشر آنگاه شخصيت‏خود را باز مى‏يابد كه شخصا گريبان خويش را از تسلط دنيا خلاص كند و خود را از اختيار دنيا و نعمتهاى آن خارج سازد و دنيا را در اختيار خود قرار دهد زيرا حكومت اشياء و پول و كالا بر بشر برخلاف شؤون و حيثيت و شرافت انسانى است و در پستى و دنائت در رديف بت‏پرستى است.

در باره رابطه پول‏پرستى و شخصيت انسانى يكى از نويسندگان ماركسيست تعبيرات جالبى دارد اين نويسنده در كتابى كه در زمينه اقتصاد و سرمايه‏دارى و اقتصاد كمونيستى نوشته است، از لحاظ اين كه به جنبه اخلاقى حكومت پول و كالا بر اجتماع توجه دارد، جالب است.

وى مى‏نويسد: «تسلط فوق العاده «طلا» در اجتماع معاصر، غالبا باعث تاثر وانزجار قلبهاى حساس است. مردان طالب حقيقت هميشه تنفر خود را نسبت‏به اين «فلز پليد»! ابراز مى‏دارند و فساد اصلى اجتماع معاصر را به واسطه وجود طلا مى‏دانند، ولى در حقيقت تكه‏هاى دائره مانند يك فلز زرد و درخشنده كه طلايش مى‏نامند، تقصير و گناهى ندارد. قدرت و تسلط پول نماينده و مظهر عمومى قدرت و تسلط اشياء بر بشر است، اين قدرت تسلط اشياء بر بشر از خصائص عمده اقتصاد بدون نظم و مبتنى بر مبادله مى‏باشد. همان‏طور كه بشر بى‏تمدن زمان قديم بتى را كه به دست‏خود مى‏ساخت معبود و مسجود خود قرار مى‏داد و آن را مى‏پرستيد، بشر دوران معاصر نيز مصنوع خود را مى‏پرستد و زندگيش تحت تسلط و اقتدار اشيائى است كه به دست‏خود ساخته و پرداخته است. براى آن كه كالاپرستى و پول‏پرستى كه ناپاكترين شكل تكامل يافته كالاپرستى است، به كلى ريشه‏كن شود، بايد علل اجتماعى كه آنها را به وجود آورده است، از بين برد و سازمان اجتماع را طورى تنظيم كرد كه سلطه واقتدار سكه‏هاى كوچك اين فلز زرد و درخشان بر بشر محو و نابود گردد. در چنين سازمانى ديگر حكومت اشياء بر بشر وجود نخواهد داشت، بلكه بر عكس بشر منطقا و بر طبق نقشه معين بر اشياء حكومت‏خواهد كرد و احترام و گرامى داشتن «شخصيت‏بشر» جايگزين پرستش پول خواهد بود». (۲۲)

خلاصه اسلام با توصيه پيروان خود به «زهد» پول‏پرستى و كالاپرستى و يا مقام‏پرستى و به عبارت جامعتر «دنيازدگى‏» را محكوم كرد و راضى نيست انسان اسير و گرفتار و بنده و برده ماديات باشد.

زهد اسلامى و فرق آن با رهبانيت مسيحى
اسلام در زمينه «زهد» دو چيز را سخت محكوم كرده است: يكى رهبانيت و ديگرى ماده‏پرستى «رهبانيت‏» و «رهبانيت‏» منسوب به «رهبان‏» و «رهبان‏» هر دو به يك معنى است، در اصل لغت از ماده «رهب‏» به معنى خوف، وحشت و ترس گرفته شده و در عرف به كسانى گفته مى‏شود كه «انقطاع و انفراد از مردم پيدا مى‏كنند به خاطر عبادت و ترس از خدا».

اين عمل از قديم در ميان هندوها معمول بوده و سپس در ميان مسيحيان رائج گرديد. بعضى معتقدند سرچشمه رواج آن در ميان پيروان مسيح يا يهود شكستهاى پى‏درپى بود كه از يكى از سلاطين جبار و ديكتاتور وقت‏خوردند و به دنبال آن تصميم گرفتند پراكنده شوند و در بيابانها به عبادت بپردازند تا پيامبر موعود آشكار گردد و آنها را از ذلت و پراكندگى برهاند. (۲۳)

همين معنى به صورت دقيق‏ترى از پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله نقل شده كه روزى آن حضرت به «ابن مسعود» فرمود: (مى‏دانى رهبانيت از كجا پيدا شد» عرض كرد: خدا و پيامبرش آگاه‏ترند. فرمود: بعد از عيسى‏عليه السلام جمعى از جباران ظهور كردند و مؤمنان سه مرتبه با آنها پيكار نموده و شكست‏خوردند، لذا به بيابانها متوارى شدند و به انتظار ظهور پيامبر موعود عيسى (حضرت محمدصلى الله عليه وآله)در غارها و كوهها به عبادت مشغول گشتند، بعضى از آنها بر دين خود باقى ماندند و بعضى راه كفر پيش گرفتند.

سپس افزود: آيا مى‏دانى رهبانيت امت من چيست؟ عرض كرد: خدا و رسولش آگاه‏ترند. فرمود: رهبانيت امت من هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است. (۲۴)

اسلام با «رهبانيت‏» و «زهدگرائى‏» به مخالفت‏برخاسته و آن را بدعتى از راهبان شمرده است ...و رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعايتها فاتينا الذين آمنوا منهم اجرهم و كثير منهم فاسقون. (۲۵)

(رهبانيتى را كه ابداع كرده بودند و ما بر آنها مقرر نداشته بوديم، گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حق آن را رعايت نكردند، لذا ما به آنها كه ايمان آوردند پاداش داديم و بسيارى از آنها فاسقند).

از آيه استفاده مى‏شود كه «رهبانيت‏» در آئين مسيح نبوده و پيروانش آن را بعد از او ابداع كردند ولى در آغاز نوعى زهدگرائى واز ابداعات نيك محسوب مى‏شد، مانند بسيارى از مراسم و سنتهاى حسنه‏اى كه هم‏اكنون در ميان مردم رائج است. ولى اين سنت‏بعدا به انحراف گرائيد و آلوده با امورى مخالف فرمان الهى و حتى گناهان زشتى شد. به همين دليل اسلام رهبانيت را به شدت محكوم كرده و حديث معروف «لا رهبانية فى الاسلام‏» (در اسلام رهبانيت وجود ندارد) در بسيارى از منابع ديده مى‏شود. (۲۶)

از جمله بدعتهاى زشت مسيحيان درباره «رهبانيت‏»، «تحريم ازدواج‏» براى مردان و زنان تارك دنيا بود و ديگر «انزواى اجتماعى‏» و پشت‏پا زدن به وظائف انسانى در اجتماع و انتخاب صومعه‏ها و ديرهاى دورافتاده براى عبادت و زندگى در محيطى دور از اجتماع بود، سپس مفاسد زيادى در ديرها و مراكز زندگى رهبانها به وجود آمد.

زهد اسلامى كه به معنى سادگى زندگى و حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است هيچ ارتباطى به مساله رهبانيت ندارد، زيرا رهبانيت‏يعنى جدائى و بيگانگى از اجتماع است و زهد به معنى آزادگى و وارستگى به خاطر اجتماعى‏تر زيستن است. رهبانيت، بريدن از مردم و روآوردن به عبادت است، براساس اين انديشه كه كار دنيا و آخرت از يكديگر جداست. اين است كه رهبانيت‏بر ضد زندگى و بر ضد جامعه‏گرائى است، و مستلزم كناره‏گيرى از خلق و بريدن از مردم و سلب هرگونه مسؤوليت و تعهد از خود است.

اما زهد اسلامى در عين اين كه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بى‏تكلف است و براساس پرهيز از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى است در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عين جامعه‏گرائى است، براى خوب از عهده مسؤوليتها برآمدن است و از مسؤوليتها و تعهدهاى اجتماعى سرچشمه مى‏گيرد.

به قول استاد شهيد مطهرى:

«فلسفه زهد در اسلام آن چيزى نيست كه رهبانيت را به وجود آورده است، در اسلام مساله جدا بودن حساب اين جهان با آن جهان مطرح نيست. از نظر اسلام نه خود آن جهان و اين جهان از يكديگر جدا و بيگانه هستند و نه كار اين جهان با كار آن جهان بيگانه است ارتباط دو جهان با يكديگر از قبيل ارتباط ظاهر و باطن شئ واحد است، از قبيل پيوستگى دو رويه يك پارچه است، از قبيل پيوند روح و بدن است كه چيزى است‏حد وسط ميان يگانگى و دوگانگى. كار اين جهان با كار آن جهان نيز عينا همين‏طور است، بيشتر جنبه اختلاف كيفى دارد تا اختلاف ذاتى‏». (۲۷)

در حديثى مى‏خوانيم: هنگامى كه به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله اطلاع دادند كه گروهى از اصحاب از همه‏چيز اعراض نموده‏اند و به عزلت و عبادت روى آورده‏اند، سخت آنها را مورد عتاب قرار داد، فرمود: من كه پيامبر شما هستم اين چنين نمى‏كنم. (۲۸) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بدين وسيله فهماند كه اسلام دينى جامعه‏گرا و زندگى‏گر است، نه جامعه‏گريز و زهدگرا.

در حديث ديگرى آمده است كه: «عثمان بن مظعون‏» فرزندش از دنيا رفته بود، بسيار غمگين شد تا آنجا كه خانه‏اش را مسجد قرار داد و مشغول عبادت شد (وهر كار را جز عبادت ترك گفت) اين خبر به رسول خداصلى الله عليه وآله رسيد، او را احضار كرده فرمود:

«يا عثمان ان الله تبارك و تعالى لم يكتب علينا الرهبانية، انما رهبانية امتى الجهاد فى سبيل‏الله‏». (۲۹) (اى عثمان! خداوند متعال رهبانيت را براى امت من مقرر نداشته، رهبانيت امت من جهاد در راه خداست).

سپس پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بحث مشروحى درباره فضيلت نماز جماعت‏براى او بيان فرمود كه تاييدى بر نفى رهبانيت و انزواطلبى است.

تفاوت روش «زاهد» و «راهب‏» از دو جهان‏بينى مختلف ناشى مى‏شود، از نظر راهب، دنيا و آخرت دو جهان كاملا جدا از يكديگرند، بلكه كاملا متضاد با يكديگر مى‏باشند و حساب سعادت دنيا نيز از حساب سعادت آخرت كاملا جداست.

ولى در جهان‏بينى «زاهد» دنيا و آخرت به يكديگر پيوسته‏اند، دنيا مزرعه آخرت است از نظر زاهد دنيا عين آخرت است و آنچه به زندگى دنيا سامان مى‏بخشد، همان وسيله سعادت آخرت نيز مى‏باشد.

البته ممكن است زاهدانى هم باشند كه از فلسفه «زهد» آگاهى نداشته باشند عملشان مانند عمل راهبان باشد. «ابن سينا» در نمط نهم اشارات كه به «مقامات العارفين‏» اختصاص يافته است، زهد را به زهد عارف و زهد غير عارف تقسيم كرده و گفته است: «زاهدانى كه از فلسفه زهد آگاهى ندارند، به خيال خود «معامله‏»اى انجام مى‏دهند، كالاى آخرت را با كالاى دنيا معاوضه مى‏كنند از تمتعات دنيا دست مى‏شويند كه در عوض از تمتعات اخروى بهره‏مند گردند به عبارت ديگر در اين جهان برداشت نمى‏كنند تا در جهان ديگر برداشت نمايند ولى زاهد آگاه و آشنا به فلسفه زهد از آن جهت زهد مى‏ورزد كه نمى‏خواهد ضمير خويش را به غير ذات حق مشغول بدارد چنين شخصى شخصيت‏خويش را گرامى مى‏دارد و جز خدا چيز ديگر را كوچكتر از آن مى‏داند كه خود را بدان مشغول سازد و دربند اسارتش درآيد». (۳۰)

حقيقت اين است كه فلسفه زهد «زاهد» و رهبانيت «راهب‏» كاملا مغاير يكديگر است. اساسا رهبانيت تحريف و انحرافى است كه افراد بشر از روى جهالت‏يا اغراض سوء درباره تعليمات زهدگرايانه پيامبران الهى ايجاد كرده‏اند.

پى‏نوشتها:
۱) سوره اسراء، آيه ۱۶..

۲) سوره سبا، آيه ۳۴..

۳) انسان گرسنه، مقدمه لردجان بويدار، ص ۱۲..

۴) سوره اعراف، آيه ۳۰ و ۳۱..

۵) براى اطلاع از اين اخبار به تفسير برهان، ج‏۲، ص ۹ و ۱۰ - تفسير نورالثقلين، ج‏۲، ص ۱۸ و ۱۹ مراجعه شود..

۶) تفسير نمونه، ج‏۸، ص ۱۵۱..

۷) فروع كافى، ج‏۲، ص ۲۰۳ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۰..

۸) امالى، ص ۱۷۲ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۱..

۹) فروع كافى، ج‏۲، ص ۲۰۳ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۷..

۱۰) وسائل الشيعة، ج‏۱، ص ۳۶۴..

۱۱) وسائل الشيعة، ج‏۱، ص ۳۵۴..

۱۲) استاد مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۴۷..

۱۳) نهج البلاغه، خطبه شماره ۸۱..

۱۴) نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ۴۳۹..

۱۵) سفينة البحار، ج‏۱، ص ۵۶۸ كلمه زهد..

۱۶) بحارالانوار، ج‏۷۰ ، ص ۳۱۵..

۱۷) نهج البلاغه، قسمت نامه‏ها، نامه شماره ۴۵..

۱۸) غرر و درر آمدى، ج‏۳، ص ۴۳۶..

۱۹) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۴۴۲..

۲۰) نهج البلاغه، كلمات قصار، ۱۰۴..

۲۱) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۴۴۲..

۲۲) اصول اقتصاد نوشين، فضل شكل ارزش، پول بنقل سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۵۲ و ۲۵۳..

۲۳) تاريخ تمدن ويل دورانت، ج‏۱۳، ص ۴۴۳..

۲۴) مجمع البيان، ج‏۹، ص ۲۴۳ - با كمى تفاوت تفسير درالمنثور، ج‏۶، ص ۱۷۷..

۲۵) سوره حديد، آيه ۲۷..

۲۶) مجمع البحرين، ماده «رهب‏» و نهايه ابن اثير..

۲۷) سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۱۷..

۲۸) تفسير القمى، ص ۱۶۶، ذيل آيه ۸۹ سوره مائده..

۲۹) امالى صدوق، ص ۴۰..

۳۰) بنا به نقل، استاد مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۴۳..

داود الهامى
 

فصلنامه مكتب اسلام>شماره 5



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:50 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 «اسراف»، كلمه ای كه بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از كنارش رد شده ایم. راستی شما چقدر به این موضوع فكر كرده اید ؟ آیا اگر كسی به شما عنوان «اسرافكار» را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عكس العمل نشان می‌دهید؟ با توجه به این كه هر یك از ما به نحوی مرتكب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است كه بپذیریم ما نیز دچار اسراف می‌شویم بدون اینكه متوجه آن باشیم.
غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات كه به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونه‌های بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید. بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف كنند، جایی برای كمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با كمی دقت در این مورد، متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را كه مصرف می كنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشكلی را در زندگی ایجاد نمی كند، بدون اسراف هم می‌توان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنكه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.
خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است

اسراف كردن عملی مخالف ساده زیستی و راهی برای گستردن دام‌های شیطان است؛ زیرا اسراف موجب زیاده روی و موجب زیاده خواهی می‌شود، زیاده خواهی هم انسان را به خود مشغول كرده و از یاد خدا غافل می‌نماید. بنابر این برای اینكه در چنین دامی واقع نشویم باید به هر آنچه كه داریم قانع باشیم و شرایط خود و خانواده را در نظر بگیریم و اجازه ندهیم تا اعمال اسرافكارانه دیگران ما را تحت تأثیر قرار داده، و راهی این مسیر نماید.

خداوند متعال در قرآن مجید از اسرافكاران به عنوان «برادران شیطان» نامبرده و در سوره اسراء آیه‌های 26 و 27 در این مورد فرموده است :«حق خویشاوندان، بیچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زیاده روی مكن كه زیاده روی كنندگان، برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش كفر ورزید».

اولین نكته ای كه از این آیه می‌توان برداشت نمود این است كه خداوند متعال امر به انفاق كردن و بخشش فرموده است ولی حتی در این مورد كه از اعمال صالحه می‌باشد، اجازه زیاده روی نداده است و ضمن اینكه بخشش را به اندازه توان اشخاص معین كرده است، خواسته است تا مسلمانان به دلیل بخشش بی اندازه، خود نیازمند دیگران نشوند، و نكته دوم آن كه از اسراف كاران به عنوان «برادران شیطان »یاد كرده است.یعنی افرادی كه زیاده روی می كنند، عمل آنها شیطانی و همدستی با شیطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتیبانی می‌كند) پس كسی كه اسراف می‌كند پشتیبان شیطان و در اعمال او شریك می شود، شاید تصور شود كه این آیه اشاره به این موضوع می‌كند كه وقتی برای دیگران خرج می‌كنی، اسراف نكن و انسان هر چه برای خود خرج كند، اشكالی ندارد و اسراف محسوب نمی‌شود، ولی با پرداختن به آیه دیگری از قرآن، این شبهه نادرست برطرف می‌شود و متوجه می‌شویم كه اسراف به هر شكل و در مورد هر كس انجام گیرد مذموم و ناپسند است.

آنجا كه خداوند در سوره اعراف آیه 31 می فرماید :«ای فرزندان آدم در هر مسجدی زینت خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید اما اسراف نكنید، زیرا خداوند اسراف كاران را دوست ندارد». توجه به معنی این آیه نشان می‌دهد كه اسراف برای خود و برای دیگران پسندیده نیست.

اسراف كاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از این مرحله فراتر رفته و به شكل نفسانی و درونی بروز می‌كند. آنجا كه انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود كه به نوعی اسراف تبدیل می‌شود. فرعون نمونه این خود بزرگ بینی است. او آنقدر خود را بزرگ می‌دید كه تصور می‌كرد خداست و همه چیز تحت امر او قرار دارد و بنا براین، همه باید مطیع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت كنند و چون چنین ادعایی نمود، عمل او عملی اسرافكارانه شد به گونه ای كه خداوند در سوره یونس آیه 14 در مورد او فرمود:

«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ فی الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفین؛…و بدرستیكه فرعون در زمین برتری جست و هر آینه از اسراف كاران بود».

و كلام آخر در مورد اسراف ، آن است كه خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است.

اسراف كاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از این مرحله فراتر رفته و به شكل نفسانی و درونی بروز می‌كند. آنجا كه انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود كه به نوعی اسراف تبدیل می‌شود.
تدبر در این آیه نشان می‌دهد اسراف موجب زیان رساندن به مال انسان و از بین رفتن آن در مدت زمانی كوتاه می‌شود و همچنین زندگی انسان را به جهنمی از فقر و نداری و تلاش بیهوده برای به دست آوردن آنچه از دست داده است، مبدل می‌كند. پس بیائیم تا با استفاده درست از نعمت های الهی جزء اسراف كاران قرار نگیریم و با پاسخ دادن به سئولات زیر، از نقش اسراف در زندگی خود بكاهیم.

1.آیا به چیزی كه داریم قانع هستیم یا بیشتر و بهتر از آن را جستجو می‌كنیم ؟

2.آیا دوست داریم مانند دیگران زندگی كنیم حتی اگر شرایط آنان را نداشته باشیم؟

3.آیا از آنچه در اختیار داریم نهایت استفاده را می بریم ؟

4.كدام یك از اعمال ما اسرافكارانه بوده و برای جلوگیری از تكرار آن چه كرده ایم؟

منبع:

مجله بشارت، شماره 59، زهرا لوكه علیخان



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:55 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  با عنایت به پیام رهبر فرزانه انقلاب در سال جدید و اهمیت اصلاح در الگوی مصرف، در بحث چگونگی انجام این امر مهم مسائل مختلفی قابل طرح و بررسی است.

دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی نیازمند الزامات صحیح استفاده بهینه از منابع طبیعی و افزایش رشد و توسه پایداری نیز در گرو شناسایی و گزینش بهترین فرصت‌های و امکانات به منظور تجهیز منابع مالی جامعه است. از دیگر سو اصلاح در ابعاد مختلف به ویژه بعد اقتصادی به معنای بهتر شدن، حرکت کردن و پندآموزی، شناسایی آسیب‌ها و رفع چالش‌ها در مسیر تکامل است.

کشورهایی که با بی‌پروایی ضمن هدر دادن سرمایه ملی، از منافع طبیعی خویش برای بهبود و توسعه استفاده نمی‌کنند، همچنین کشورهایی که به تز اصلاح و بهبود امور اعتقاد ندارند و از نقد و انتقادپذیری گریزانند نمی‌تواند خود را با جهان خارج وفق بدهند. از این رو، با عنایت به نامگذاری امسال تحت عنوان اصلاح الگوی مصرف موارد ذیل قابل تامل است.

1. به نظر می‌رسد در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف و صرفه‌جویی واقعی، فاقد ارائه راهکارهای عملی هستیم، این امر از عوامل اصلی به هدر رفتن انرژی و صرف هزینه‌های هنگفت است. از این رو برای اینکه از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب حرکت کنیم باید ضمن تدوین برنامه علمی مدون، از کارشناسان اقتصادی و صاحب‌نظران دانشگاهی در تدوین استراتژی هدفمند استفاده کنیم.

2. در مورد مدیریت اصلاح الگوی مصرف و پیشرفت همه جانبه، به جای مدیریت ساختار محور باید به محوریت پروسه محور روی آوریم. چرا که کشورهای توسعه یافته از طریق مدیریت قطره‌ای و یا پروسه‌ای توانسته‌اند ضمن فرهنگ سازی در جامعه به اصلاحات لازم برسند. البته این امر به حوصله، کار تدریجی و به فضای غیرسیاسی و آموزشی و تربیتی نیازمند است.

3. برای کاربردی نمودن پیام رهبر فرزانه انقلاب و دوری از هرگونه هیجان و التهاب کاذب در اجرا لازم است به جای فرهنگ نقلی به فرهنگ علمی و خودباوری روی آوریم، یعنی برای بهینه نمودن مصرف انرژی و پرهیز از هدر دادن منافع ملی آموزش‌های لازم را به آحاد جامعه بدهیم و این امر را فراموش نکنیم اصلاح در این بخش با سخنرانی و بخشنامه‌ قابل حل و فصل نیست. از این رو مروجان و مجریان این امر مهم باید برنامه تربیتی و آموزشی دقیقی را تدوین و اجرا کنند.

4. نکته دیگر در اجرایی نمودن اصلاح الگوی مصرف، تجربه‌اندوزی از کشورهای پیشرفته دنیا است، یعنی ما ببینیم دنیا چه کاری انجام داده که به اصلاحات موردنظر دست یافته است. ما باید یاد بگیریم بدون تعامل معقول با جهان خارج و بهره‌مندی از تجربیات آنان نمی‌توانیم تحول مثبت در داخل کشور به وجود آوریم، کشورهای جنوب شرق آسیا نظیر، کره، مالزی و تا حدودی چین نمونه‌های مناسبی برای تجربه‌اندوزی هستند، کشورهایی که مسیر مناسبی برای اصلاح الگوی مصرف پیش گرفته‌اند، در واقع رمز موفقیت آنها این بوده است که طراحی استراتژی الگوی مصرف بهینه در درون نخبگان این کشورها نهادینه شده است.

5. از آنجا که فرهنگ و آموزه‌ها دینی، تاکید فراوانی بر صرفه‌جویی و بهینه هزینه نمودن نعمت‌های الهی داشته، می‌توان گفت که برای دستیابی به این امر مهم و ایجاد وفاق ملی در میان نخبگان سیاسی باید به روش و منش فرهنگ اسلامی و ایرانی خود رجوع کنیم،‌ به یاد داشته باشیم برای تداوم رشد و تبدیل به کشور توسعه یافته بر اساس سند چشم‌انداز بیست ساله کشور، نیازمند رفرم واقعی در امور مختلف به ویژه امور اقتصادی و اجتماعی هستیم.

دکتر محمدمهدی مظاهری/ استاد دانشگاه


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:49 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 کشور ما یکی از پر مصرف ترین کشورهای جهان است. بهره وری پایین ما از منابع و محصولات سبب شده است که علاوه بر هدر دادن منابع الهی ، رکورد دار اسراف در جهان باشیم .

کشور ما یکی از پر مصرف ترین کشورهای جهان است و با منابع محدود وبهره وری بسیار پایینی که از محصولات داریم سبب شده است که علاوه بر هدر دادن منابع الهی در مسابقه ای برای فقیر تر شدن خود از کشورهای صنعتی جهان پیشی بگیریم و رکورد دار اسراف در جهان باشیم .به همین خاطر رهبر معظم انقلاب امسال را سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف نام گذاری نموده اند تا در زندگی شخصی و اجتماعی خود درنگ نموده و منابع خدادادی را در حد لارم مصرف نماییم.یکی از روشهای مبارزه با اسراف اطلاع رسانی است از این لحاظ در ذیل آمارهایی از میزان مصرف ما در مقایسه با نرم های جهانی درج شده است.

5 برابر متوسط جهانی انرژی مصرف می کنیم !

با وجود درآمد بیش از 80 میلیارد دلاری کشور از فروش نفت خام در سال گذشته، بیش از 44 میلیارد دلار یارانه انرژی در بخشهای مختلف طی یک سال پرداخت شده که حدود 9 میلیارد دلار آن مربوط به بخش خانگی و تجاری بوده است.

این در حالی است که مصرف انرژی در بخش خانگی و تجاری طبق آخرین آمار اعلامی بیش از 410 میلیون بشکه معادل نفت خام، یعنی حدود 41 درصد، از مصرف انرژی کل کشور- معادل 16 میلیارد دلار- بوده که حدود 70 درصد آن را گاز طبیعی و 20 درصد آن را فرآورده های نفتی تشکیل داده است.

به طور کلی نگاهی به آمار موجود نشان می دهد که مصرف انرژی در کشور پنج برابر متوسط جهانی است؛ به گونه ای که در بخش ساختمان به تنهایی مصرف انرژی 2/5 تا چهار برابر استانداردهای جهانی گزارش شده است.

در چنین شرایطی پیش بینی می شود که اگر الگوی مصرف انرژی در بخشهای خانگی و تجاری اصلاح نشود و روند کنونی ادامه یابد، مصرف انرژی در این بخشها در سال 1403 به بیش از 1400 میلیون بشکه معادل نفت خام می رسد که در این صورت علاوه بر دست نیافتن به اهداف چشم انداز 20 ساله، بر جایگاه ایران در صادرات نفت خام خدشه وارد می شود که اقتصاد کشور و محیط زیست نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

در حالی سالانه بیش از 40 میلیارد دلار بابت هدرروی و در واقع یارانه انرژی در کشور از دست می رود که به گفته محمدنژاد- معاون وزیر نفت در امور مهندسی و فناوری- بسیاری از طرحهای توسعه ای صنعت کشور با مشکل تأمین منابع مالی مواجه هستند و طرحهای زیربنایی برای ایجاد اشتغال و جذب دانش آموختگان باید هرچه زودتر اجرا شود.

3برابر استاندارد دنیا برق مصرف می کنیم!

وزیر نیرو با بیان این که میزان سرانه مصرف برق در ایران 3برابر استانداردهای جهانی است گفت: تولید برق در کشور نسبت به جمعیت 70میلیونی 3برابر متوسط تولید برق در دنیاست اما به دلیل مصرف بالا تولید کفاف مصرف را نمی دهد.سیدپرویز فتاح با اشاره به این که تولید برق در حال حاضر 215میلیارد کیلووات ساعت است گفت: چنان چه 215میلیارد کیلووات ساعت تولید را بر جمعیت 70میلیونی تقسیم کنیم حدود 2هزار و 700کیلووات ساعت می شود اما آمار سرانه مصرف حاکی از 2هزار و 900کیلووات ساعت یعنی 3برابر بیشتر از میزان استاندارد است. فتاح گفت: میزان تولید برق در کشور در حال حاضر نیز 3برابر متوسط برق تولید شده در دنیاست اما چون مصرف بالاست تولید برق کفاف مصرف را نمی کند. وی خاطر نشان کرد: آمار مصرف برق تا آخرین روز سال گذشته 215میلیارد کیلووات ساعت بود که این عدد نسبت به سال 86معادل 3/6 درصد رشد نشان می دهد.

سومین مصرف کننده بزرگ گاز جهان هستیم!

میزان مصرف جهانی گاز در سال گذشته میلادی به بیش از 3198 میلیارد مترمکعب رسید که ایران در بین 211 کشور جهان از حیث مصرف گاز در رتبه سوم قرار دارد.

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا طی گزارشی به بررسی وضعیت مصرف گاز در جهان طی سال گذشته میلادی پرداخته است. بر اساس این گزارش، میزان مصرف جهانی گاز به بیش از 3198 میلیارد مترمکعب رسید که ایران در بین 211 کشور جهان از حیث مصرف گاز در رتبه سوم قرار دارد. مصرف گاز در ایران طی سال گذشته به بیش از 111/8 میلیارد مترمکعب رسیده است.بر اساس این گزارش، آمریکا با مصرف 652/9 میلیارد مترمکعب بزرگترین مصرف کننده گاز جهان شناخته شده است و روسیه نیز با 481 میلیارد مترمکعب در رتبه دوم این گزارش است.کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز سالانه 497 میلیارد مترمکعب گاز مصرف می کنند. پس از ایران، ژاپن با 100 میلیارد مترمکعب مصرف گاز در رتبه چهارم قرار گرفته و آلمان و کانادا و انگلیس نیز به ترتیب با 97 میلیارد مترمکعب، 92 میلیارد مترمکعب و 91 میلیارد مترمکعب در رتبه های بعدی قرار دارند. پس از انگلیس نیز کشورهای ایتالیا، عربستان، چین، مکزیک، اوکراین و ازبکستان قرار دارند.میزان مصرف گاز در چین با جمعیتی بالغ بر یک میلیارد نفر به 70میلیارد مترمکعب رسیده است. این گزارش حاکی است، در بین کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا عربستان در جایگاه دهم، امارات هفدهم، هند و ترکیه بیست و یکم، مصر بیست و پنجم ، الجزایر سی ام، قطر سی و چهارم و بحرین چهل و پنجم قرار دارند.

بالاترین مصرف نان در جهان داریم!

مجیدپارسا نیا، معاون وزیر بازرگانی با اعلام این که ایران بالاترین مصرف نان را در جهان دارد و سالانه 3میلیون تن گندم در کشور اتلاف می شود، از برنامه های این وزارت خانه برای سامان دهی و بهسازی واحد های سنتی نان خبر داد وگفت: سرانه مصرف نان در ایران حدود 160کیلوگرم است که نسبت به کشورهای اروپایی نظیر فرانسه که 56 کیلوگرم و در آلمان 70کیلوگرم در سال است بیشتر است. وی در پاسخ به این سوال که میزان آرد مصرفی داخلی و میزان ضایعات نان چقدر است به فارس گفت : میزان آرد مصرفی داخلی (آرد خبازی) حدود 5/8 میلیون تن در سال و میزان ضایعات نان در استان تهران بر طبق آمارهای موجود 11تا 13درصد است

سرانه شکر 3کیلوگرم بالاتر

سرانه مصرف شکر در ایران حدود 30کیلوگرم است این در حالی است که این میزان در نواحی مختلف کشور متفاوت است اما مصرف سرانه دنیا 27کیلوگرم است.

مصرف سرانه روغن 5/4 کیلوگرم بالاتر

مدیر عامل شرکت بازرگانی دولتی ایران در خصوص سرانه مصرف روغن گفت: سرانه مصرف روغن در کشور حدود 17کیلوگرم است.

مقایسه مصرف سرانه روغن در ایران با سایر کشورها نشان می دهد مصرف سرانه ما بسیار بالاتر از میانگین جهانی است. مصرف سرانه ایران 17کیلوگرم و مصرف سرانه دنیا 5/12کیلوگرم است و اگر شیوه مصرف روغن را در ایران با سایر کشورها مورد بررسی قرار دهیم این اختلاف آشکارتر می شود.

اقدامات انجام شده

1- تعیین استانداردهای مصرف مواد غذایی

رئیس مرکز آمار ایران گفت: این مرکز از سوی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری مسئول تدوین استانداردهای مصرف مواد غذایی در کشور شده است.

محمد مدد اظهار داشت: مرکز آمار ایران مسئول بررسی نوع کالاهای خوراکی و غذایی خانوارهای ایرانی، تعیین حداقل و حداکثر استانداردهای مصرف آن ها و حتی میزان مصرف در دستگا ه های درآمدی مختلف شده است.

وی خاطرنشان کرد: بر این اساس استانداردهای مصرف مواد خوراکی و غذایی به صورت علمی تهیه و مشخص خواهد شد که مصرف مواد غذایی تا چه حد اسراف است و تا چه میزان سبب بروز مشکل کمبود کالری در افراد می شود. مدد خاطرنشان کرد: کمیته ای در مرکز آمار تشکیل شده و در حال بررسی استاندارد کالاهای غذایی و خوراکی مصرفی خانوارهاست.

2- تشکیل کارگروه اصلاح الگوی مصرف در ریاست جمهوری

معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور با هدف پیگیری و اجرایی کردن اصلاح الگوی مصرف تشکیل کارگروه ویژه این موضوع را در دستور کار خود قرار داد.

بررسی موضوع اصلاح الگوی مصرف در ستاد برنامه معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور به منظور تعیین راهبردها و سیاستهای اجرایی مورد نیاز برای عملیاتی کردن این امر مهم و درج احکام مورد نیاز در لایحه برنامه پنجم توسعه حداکثر تا پایان فروردین ماه سال 1388 یکی از مهمترین اقدامها در این زمینه است.

3- تشکیل کمیسیون ویژه اصلاح الگوی مصرف در مجمع تشخیص مصلحت

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام از تصویب تشکیل «کمیسیون ویژه اصلاح الگوی مصرف» در این مجمع با حضور 11 نفر از اعضا خبر داد.

قرار است این کمیسیون بحث و بررسی پیرامون اصلاح الگوی مصرف را آغاز کند و اگر ضرورتی احساس شد، سیاستهایی را در این رابطه خدمت مقام معظم رهبری برای ابلاغ به دستگاه ها ارایه کند.

4- طرح گنجاندن اصلاح الگوی مصرف در تدوین برنامه پنجم توسعه

رئیس مجلس با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری درخصوص اصلاح الگوی مصرف گفت: مهم این است که از فرصتی که رهبری در این سال بوجود آورده اند، کار را آغاز کنیم و در قانون برنامه پنجم این موضوع گنجانده شود.

دکتر علی لاریجانی اظهار داشت: کمیسیون ویژه باید طرح هدفمندکردن یارانه ها را با نگاهی وسیعتر بررسی کند که این موضوع احتیاج به قانونگذاری دارد و باید در مجلس بررسی شود.

نکته پایانی

در پایان شایان ذکر است که اگرچه وفور و ارزانی منابع انرژی مواد غذایی در کشور از جمله دلایل مصرف غیربهینه و بی رویه آن شمرده می شود اما اصلاح قوانین، فرهنگ سازی و دادن اطلاعات و آگاهی به مردم می تواند کمک زیادی به مصرف منطقی داشته باشد. به این ترتیب پس از اجرای سهمیه بندی بنزین در سال 1386 ، طرح رعایت الگوی مصرف گاز و جرایم دهکی که عملیاتی شده، حال طرح تحول اقتصادی برای حذف یارانه انرژی در بخشهای مختلف خانگی، تجاری، صنایع و نیروگاهها با هدف هدفمند کردن یارانه ها و در نتیجه کاهش مصرف انرژی مطرح شده است.

سایت فرهنگ انقلاب اسلامی


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:49 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 کارشناسان و اهالی فرهنگ و هنر،تشکیل ستاد اجرایی پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی و حاکم کردن مهندسی فرهنگی برای اصلاح الگوی مصرف در بخش فرهنگ را مورد تاکید قرار دادند. جامعه فرهنگی کشور همگام با پیام مقام معظم رهبری مبنی بر اصلاح الگوی مصرف، آمادگی خود را برای اجرای این پیام در بخش های گوناگون فرهنگی اعلام داشتند. اغلب این کارشناسان بر تشکیل ستاد اجرایی پیام رهبر معظم انقلاب تاکید داشته و خواهان جلوگیری از برگزاری همایش ها و جشنواره هایی شدند که خروجی مطلوبی نداشته و تنها به برنامه هایی مناسبتی تبدیل شده اند.

بهروز جعفری نماینده مردم سمیرم در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با ایرنا، خواهان تشکیل ستاد اجرایی پیام مقام معظم رهبری شد و اظهار داشت:

پیام رهبر معظم انقلاب درباره اصلاح الگوی مصرف جامع الاطراف است و مردم و دولت را دربر می گیرد.

وی با اشاره به برگزاری همایش ها و سمینارهای متعدد و موازی کاری هایی که در بخش فرهنگی کشور صورت می گیرد افزود: چنانچه همایش ها، سمینارها و کنفرانس هایی که خروجی مطلوبی ندارد برگزار نشود در هزینه ها و زمان ، صرفه جویی زیادی خواهد شد.

جعفری با اشاره به اصلاح الگوی مصرف در بخش فرهنگی کشور افزود: در حوزه فرهنگ، ابتدا باید بخش اول پیام مقام معظم رهبری ، درباره مهندسی فرهنگی را حاکم نماییم ، زیرا بهترین شیوه برای اصلاح الگوی مصرف در بخش فرهنگ ، پرداختن به این مقوله است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تاکید بر تشکیل ستادی به منظور بررسی عملکرد نهادها درباره پیام نوروزی مقام معظم رهبری خاطر نشان کرد: برای اجرای اصلاح الگوی مصرف، مدیریت زمان از اهمیت بیشتری برخوردار است.

وی گفت :ما نیازمند ستادی هستیم که پیگیر اجرایی شدن پیام مقام معظم رهبری باشد زیرا با تشکیل این ستاد ، عملکرد دستگاههای اجرایی مورد بررسی بیشتر و بهتر قرار می گیرد.

جعفری خاطرنشان کرد: از برخوردهای کلیشه ای و شعاری برای اجرای پیام نوروزی مقام معظم رهبری باید پرهیز کنیم ، تا در عمل پیام معظم له محقق شود.

وی با اشاره به عملکرد نهادها در سال ‪ ۸۷گفت: رهبر معظم انقلاب سال گذشته را سال شکوفایی و نوآوری نامیده بودند و بسیاری از دستگاه ها برنامه های خود را مرتبط با این پیام می دانستند در صورتی که مرجعی برای بررسی عملکرد این دستگاه ها درسال نوآوری وشکوفایی نداشتیم.

نماینده مردم سمیرم در مجلس هشتم با اشاره به اهمیت مهندسی تولید و مصرف در سال جدید خاطر نشان کرد: برای تحقق پیام مقام معظم رهبری نیازمند مهندسی تولید و مهندسی مصرف هستیم و این مهم باید در نهادهای دولتی و خانواده ها مورد توجه قرار گیرد تا در سال ‪ ۸۸شاهد اصلاح الگوی مصرف بطور جدی باشیم.

مسعود ده نمکی کارگردان نام آشنای کشور نیز با اشاره به استفاده از ابزار هنری در فرهنگسازی اصلاح الگوی مصرف گفت: زبان سینما می تواند برای تبیین اصلاح الگوی مصرف موثر باشد.

کارگردان اخراجی ها، در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا، تاکید کرد:

سینما می تواند با زبان و بیانی مناسب، پیام رهبر معظم انقلاب برای اصلاح الگوی مصرف را در جامعه فرهنگسازی نماید.

ده نمکی، افزود: در حقیقت سینما ابزاری است که سینماگران ما، با استفاده از آن می توانند در اصلاح الگوی مصرف سهیم باشند.

وی، خاطر نشان کرد: در این راستا، صدا و سیما می تواند در تبیین این موضوع و آرمانهای انقلاب بسیار تاثیرگذار و آموزنده عمل کند.

ده نمکی، با بیان اینکه تلویزیون رسانه ای عمومی است، یادآور شد: این رسانه با مخاطب عام در ارتباط است، از این رو می تواند در تبیین این موضوع از تاثیرگذاری بیشتری نسبت به سایر رسانه ها برخوردار باشد.

اسماعیل کوثری نماینده مجلس شورای اسلامی نیز با تاکید بر تاثیر اصلاح الگوی مصرف بر جامعه گفت: بیانات ایشان برداشت از کلام قرآن است که مردم و دولتمردان سه قوه باید به این موضوع حساس باشند و رفتار اسراف کارانه خود در تمامی امور را اصلاح کنند.

وی افزود : طرح این موضوع از طرف مقام معظم رهبری در اوضاع کنونی اقتصاد جهانی بسیار لازم و به موقع بود که بکار بستن این قاعده در امور جاری و ساری کشور می تواند در پیشرفت جامعه تاثیر زیادی داشته باشد و ما را به اهداف بلند چشم انداز ‪ ۲۰ساله نزدیک کند.

کوثری گفت : این بیانات باید در تمامی کارها مورد توجه قرار گیرد در اموری مثل مصرف انرژی ، آب و حتی نان مصرفی و یا برگزاری همایش ها بی اهمت تلقی نشود.

وی گفت : مهمترین چیزی که در جامعه بیش از سایر امور در آن اسراف کاری می شود تلف کردن وقت است و باید به گونه ای این رفتار اصلاح شود که جامعه را به سوی پیشرفت سوق دهد.

کوثری تصریح کرد : با اطلاع رسانی و آگاهی دادن به مردم می توان فضای جدیدی را برای اجرایی کردن این بیانات مهم ایجاد کرد.

وی در خصوص استفاده از این بیانات در تصمیم گیریهای مهم در کشور گفت :

مسئولین با تعامل و هماهنگی بیشتر و به دور از هر گونه اتلاف وقت لوایح و طرحها را به دقت مورد بررسی قرار دهند و این بیانات را در آن لحاظ نمایند نماینده مردم تهران افزود : با رعایت این الگو در عمل می توان تا پایان سال شاهد بود که چه میزان صرفه جویی در سرمایه های کشور شده است .

جواد اردکانی کارگردان سینما و تلویزیون نیز با اشاره به پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب عنوان کرد: اجرای اصلاح الگوی مصرف باید بدور از شعارزدگی باشد.

جواد اردکانی در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا با اشاره به اینکه در ساخت آثار سینمایی و تلویزیونی باید غیر مستقیم به مقوله اصلاح الگوی مصرف پرداخته شود، افزود:در یک اثر هنری که موضوع آن با اصلاح الگوی مصرف در ارتباط نباشد، حضور یک شخصیت دلنشین با زندگی ساده ای که برایش لذت بخش است تاثیر عمیقی بر ذهن بیننده می گذارد.

نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی به کبودی یاس خاطر نشان کرد: هنر هفتم بعنوان یک رسانه می تواند به بهترین صورت فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اصلاح الگوی مصرف را به جامعه و مخاطبان خود منتقل کند.

به گفته اردکانی، آثار هنری با تقویت ارزش ها، تاثیر ماندگاری در اصلاح الگوی مصرف دارد.

این نویسنده و کارگردان یادآور شد: تمام شخصیت هایی که مورد اعتماد مردم هستند و ادارات، نهادها و سازمان های وابسته به نظام باید در این مسیر گام بردارند و در راستای تحقق این هدف عمل کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی سال ‪، ۸۸این سال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند.

ایشان در پیام نوروزی خود سال جدید را سالی مهم دانستند و با اشاره به دعای حلول سال نو فرمودند: تبدیل احوال ملت ایران به نیکوترین احوال، نیازمند توجه و لطف پروردگار است اما باید متوجه بود که جلب لطف و رحمت الهی به تلاش و همت آحاد مردم برای ایجاد تحول در زندگی شخصی و اجتماعی بستگی دارد.

معظم له در تشریح زمینه هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است به موضوع اسرافهای شخصی و عمومی و مصرف بی رویه منابع مختلف کشور اشاره کردند و افزودند: اسلام عزیز و همه عقلای عالم، بر این نکته تاکید می کنند که مصرف باید مدبرانه و عاقلانه مدیریت شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در این پیام تاکید کردند: همه ما بخصوص مسئولان قوای سه گانه، شخصیتهای اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم، حیاتی و اساسی یعنی اصلاح الگوی مصرف در همه زمینه ها ، برنامه ریزی و حرکت کنیم تا با استفاده صحیح و مدبرانه از منابع کشور، مصداق برجسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حالها، ظهور و بروز یابد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی سال ‪ ، ۸۸این سال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند.

ایشان، سال جدید را سالی مهم دانستند و با اشاره به دعای حلول سال نو، فرمودند: تبدیل احوال ملت ایران به نیکوترین احوال، نیازمند توجه و لطف پروردگار است اما باید متوجه بود که جلب لطف و رحمت الهی به تلاش و همت آحاد مردم برای ایجاد تحول در زندگی شخصی و اجتماعی بستگی دارد.

معظم له ، در تشریح زمینه هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است به موضوع اسرافهای شخصی و عمومی و مصرف بی رویه منابع مختلف کشور اشاره کردند و افزودند: اسلام عزیز و همه عقلای عالم، بر این نکته تاکید می کنند که مصرف باید مدبرانه و عاقلانه مدیریت شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در این پیام تاکید کردند: همه ما بخصوص مسئولان قوای سه گانه، شخصیتهای اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم، حیاتی و اساسی یعنی اصلاح الگوی مصرف در همه زمینه ها ، برنامه ریزی و حرکت کنیم تا با استفاده صحیح و مدبرانه از منابع کشور، مصداق برجسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حالها، ظهور و بروز یابد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران- ایرنا


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:43 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 استفاده ی افراطى از ظواهر مادى، موجب اعتیاد و در نهایت خروج از حد اعتدال مى شود. انسانى كه به رفاه و بهره بردارى از لذتهاى مادى معتاد شد، نمى تواند سختیها را تحمل كند، نمى تواند همنشینى و معاشرت با مردم فقیر و مستمند را شیوه ی اجتماعى خود قرار دهد. در مقاله به مساله ی ((اسراف)) مى پردازیم:
((اسراف)) علاوه بر اینكه از گناهان كبیره محسوب مى شود، یكى از آفات بزرگ اجتماعى جامعه ی ما نیز به حساب می آید. در كشور ما كه رشد سریع جمعیت و مشكلات حاد اقتصادى تلاقى كرده اند، ((صرفه جویى)) و جلوگیرى از اسراف در بسیارى از وسایل و ابزار زندگى، نقش مهمى در ایجاد توازن و عدالت اجتماعى دارد.

از این رو بحث اسراف كه مبدا و ریشه ی قرآنى دارد ،مى تواند به خوبى ناظر به واقعیات و نیازهاى فرهنگى روز جامعه باشد.

معناى اسراف
در توضیح معناى اسراف گفته اند:

اسراف ، تجاوز از حد است ،در هر عملى، اگر چه حلال كه انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بیشتر است.

از این رو به كارگیرى هر چیز در غیر مسیر و حد خودش، چه از نظر كمیت و چه كیفیت، ((اسراف)) نامیده مى شود.

موارد اسراف
1 ـ ضایع كردن مال و بیهوده تلف كردن آن، هر چند كم باشد، مثل بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان، پوشیدن لباس قیمتى مخصوص مهمانى، در محیط كار

2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سیرى در صورتى كه مضر باشد.

امام صادق (ع) مى فرماید:

اسراف در چیزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.1

اما اگر درمان بیمارى و سلامتى آدمى به هزینه ی زیاد نیاز دارد، باید هزینه كرد و به یقین اسراف نخواهد بود.

3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.

انفاق در راه خدا نیز باید اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد، زیرا تامین نفقه همسر و فرزندان و تهیه مسائل رفاهى اولیه آنها از واجبات است.

مردى از دنیا رفت و پیامبر (ص) بر او نماز خواند. سپس پرسید: چند تا بچه دارد و چه چیزى براى آنها گذاشته است؟

ـ یا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.

ـ اگر این را قبلا به من گفته بودید، بر این آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟2



یكى از ویژگى هاى عالى فرهنگ اسلام این است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعیت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمینه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعیت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قیمت پوشیدن و میزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به این مساله نیز منوط كرد. (3) ولى باید توجه داشت كه وسعت و سادگى چیزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است.

مساله اى كه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبیعى هر فرد بگذرد، اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد، مصداق ((بخل)) باشد.

على علیه السلام درباره ی نشانه ی مسرف مى فرماید:

((للمسرف ثلاث علامات: یاكل مالیس له و یلبس مالیس له و یشترى مالیس له)).4

اسراف كار سه ویژگى دارد: مافوق شأن خود مى خورد، مى پوشد و خرید مى كند.

در تعابیر اسلامى حدى را كه براى مسكن معین كرده اند این است كه به اندازه ((كفایت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و این مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمانها و مناطق فرق مى كند، ولى در عین حال باید بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.

على علیه السلام در بیان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرماید:

((ملبسهم الاقتصاد))

لباس پوشیدنشان در حد اعتدال و میانه روى است.

نه لباسهاى قیمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژولیده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى، ظاهرى آراسته، پاكیزه و متین دارند.

پى‏نوشت‏ها:
1 ـ كافى،ج 4 ، ص 54 .

2 ـ گفتارهاى معنوى، شهید مطهرى، ص 163 .

3 ـ براى توضیح بیشتر پیرامون میزان نفقه همسر، مى توانید به تحریرالوسیله امام خمینى (ره)، ج 2 ، كتاب النكاح، فصل نفقات، مساله 8 مراجعه كنید.

4 ـ سفینه البحار، ج 1 ، ص 615 .

منبع : پیام زن


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:42 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  با پيروزي انقلاب اسلامي مردم كشور ما هر سال لحظات آغازين سال نو را با پيام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام راحل (ره ) و در ادامه با پيام رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي متبرك و از محتواي اخلاقي اجتماعي و سياسي آن جهت سازندگي كشور و گذران بهتر ايام و آباداني امور دنيوي و اخروي خود مغتنم مي شوند. اگرچه در يك نگاه كلي مرسوم شدن اين سنت حسنه در نظام اسلامي ايران در حقيقت به رسميت شناختن آداب و رسوم بشري از جمله جشن نوروز ايرانيان كه با فطرت و فرهنگ والاي انساني تطبيق دارد از سوي اسلام و راهبران و پيشوايان اسلامي است اما آنچه كه در اين رهگذر قابل تحسين است هوشياري حضرت امام (ره ) و رهبر عزيز انقلاب در استفاده احسن از نكوترين لحظات سال كه مورد توجه آحاد ملت است مي باشد در پيام نوروزي اين بزرگواران همواره محوري ترين مسائلي كه بايد مورد توجه ملت تاريخي و بزرگ و انقلابي ايران اسلامي هم براي هميشه و هم در سال مورد هدف قرار گيرد در يك بيان اجمالي ولي شيوا كه هديه نوروزي است تقديم مردم عزيز كشور مي شود خاصه آنكه در سالهاي اخير تغيير و تبيين موضوع اصلي پيام نوروزي در اولين روز سال در ديدار مقام معظم رهبري با انبوه جمعيتي كه از اقصا نقاط كشور در جوار ملكوتي ثامن الحجج امام علي بن موسي الرضا(ع ) گردهم مي آيند به تفصيل بيان مي شود.
آنچه مورد نظر اين نوشتار است ضرورت شناخت بهتر مخاطبين پيام نوروزي امسال و تنظيم موازين آن است چرا اينكه اين موارد مي تواند به عنوان شالوده اصلي تحقق عملي شدن اصلاح الگوي مصرف باشد همانگونه كه در فرازي از سخنان معظم له در مشهد مقدس آمده با حرف سخنراني تبليغ و صرف تشكيل جلسات نمي تواند ملاك عمل و نتيجه بخش باشد لذا درصورت تبيين صحيح موضوع و تعريف و دسته بندي درست مخاطبين و تنظيم واقع بينانه و عملي ملاك ها و معيارها و حدود وظايف و برنامه ريزيهاي اجرائي كامل آن مي توان در پايان سال يك ارزيابي درست و منطقي از ميزان و نحوه اقدام مخاطبين ضعيف و قوي نقاط ضعف و قوت اجرا و فرآيند حاصله و تاثيرات آن به مردم ارائه نمود. براين اساس موارد ذيل مي تواند در بحث مخاطب شناسي و تنظيم بهتر موازين اصلاح الگوي مصرف قابل تامل و از اهميت خوبي برخوردار باشد.
1 ـ اشاره شد كه تحقق اهداف مبارزه با اسراف و اصلاح الگوي مصرف كه به عنوان يكي از اركان اصلي پيشرفت و توسعه در دهه چهارم انقلاب مورد مداقه قرار گرفته بود و اصل استوار است مخاطب شناسي صحيح دوم تبيين و تعريف منطقي و علمي اسراف و صرفه جوئي منطبق با ارزش هاي اسلامي و عرف جامعه و تنظيم درست موازين اجرائي آن در سطوح كلان ـ مياني و خردچه در ارتباط با قواي سه گانه و كليه دستگاههاي كشوري و لشگري و چه در ارتباط با قشرهاي مختلف جامعه
2 ـ همانگونه كه مقام معظم رهبري مخاطبين را به دو گروه شامل قواي سه گانه (حكومت ) و مردم دسته بندي و صرفه جوئي و جلوگيري از اسراف را درست و بجا مصرف كردن و يا مصرف را در امور اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كارآمد كردن تبيين فرمودند لذا بايد در موضوع مخاطب شناسي همه اركان جامعه را از بالاترين سطح تا سازمان ها و واحدي جز وابسته از روساي قوا و وزرا و فرماندهان كل لشگري گرفته تا مسئول آخرين رده چه در سازمان و چه در جغرافياي مسئوليت در برنامه عمل قرار گرفته و هر فرد در حوزه كاري خود احساس وظيفه نموده و پاسخ گو باشد و در گروه مردم هم بايد تمامي بخش خصوصي فعال در حوزه هاي اقتصادي فرهنگي و اجتماعي و عامه مردم مورد توجه قرار گيرند به نحوي كه هيچ دستگاهي يا فرد حقوقي و حقيقي قصور و ضعف خود را متوجه ساير دستگاهها و حوزه ها و افراد ننمايد.
3 ـ در تنظيم موازين و تبيين منطقي و عملي صرفه جوئي و اسراف نياز به تنظيم سياست ها و موازين كلان با زمانبندي ميان مدت و دراز مدت و ابلاغ آن به قواي سه گانه و ستاد كل نيروهاي مسلح پس از تاييد مقام معظم رهبري است تا براساس آن هم قانون مورد نياز با هماهنگي دولت و مجلس تهيه شود و هم قوه قضائيه برابر قانون مصوب نسبت به نظارات براجراي قانون و شناسائي و برخورد با تخلف اقدام نمايد و هم هر يك از قوا و ستاد كل نيروهاي مسلح راهبرد و سياست هاي اجرائي حوزه مربوطه را تهيه و ابلاغ نمايند.
4 ـ بايد توجه داشت برنامه اجرائي اصلاح الگوي مصرف و مبارزه با اسراف بايد از سوي هر يك از قوا و وزارت خانه ها فرماندهي هر يك از نيروهاي مسلح براي حوزه هاي مختلف تحت مسئوليت تا آخرين رده با تعريف صحيح نوع اسراف و نحوه صرفه جوئي با زمان ندي تهيه و ابلاغ و اجرائي شود.
5 ـ ضمن اينكه تبيين مصاديق اسراف و نحوه صرفه جوئي براي بخش خصوصي فعال در حوزه هاي اقتصادي فرهنگي و اجتماعي نيز برعهده دولت است كه البته بايد با همكاري و مشاركت همين بخش تهيه شود و آنچه را كه عامه مردم بايد بدان توجه و عمل نمايند هم بايد از سوي حوزه هاي علميه علما و روحانيت محترم و هم از سوي دستگاه هاي فرهنگي و ارشادي با هماهنگي تنظيم و ارائه و آموزش داده شود كه در اين رابطه نقش رسانه ها به ويژه صدا و سيما از اهميت ويژه اي برخوردار است .
6 ـ محور نمودن موضوع صرفه جوئي و مبارزه با اسراف به حوزه اقتصادي ظلم مضاعفي به نظام و خواسته مقام معظم رهبري است لذا اين موضوع بايد در تنظيم سياست ها اهداف و برنامه ها شامل همه امور اجتماعي و فرهنگي خصوصا منابع انساني كه سرمايه عظيم كشور است بشود استفاده بجا و صحيح از اين منبع كم نظير ملي به ويژه نيروهاي كارآمد و با تجربه كه با سختي هاي انقلاب تاكنون دست و پنجه نرم نموده اند يكي از بارزترين عامل الگوي صحيح مصرف است .
7 ـ موازين مهم ديگر در اين بحث توجه جدي به اجراي صحيح و دقيق قوانين موضوعه به ويژه قوانين برنامه هاي پنج ساله و برنامه و بودجه سالانه در راستاي سند چشم انداز در چارچوب وظائف و اختيارات در همه زمينه هاي مرتبط است و هم چنين وجود انگيزه و برخورد صادقانه و پرهيز از گزارش غيرواقع و تبليغي از سوي همه مسئولين در همه رده ها است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:42 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >