رفاه‌زدگي و مصرف‌گرايي افراطي يكي از زمينه‌هاي مهم اسراف و تبذير به شمار مي‌رود. در اين نوشتار به تبيين بيشتر اين مسئله مي‌پردازيم.
يكي از محدوديت‌هاي مصرف در بينش اسلامي، ممنوعيت رفاه‌زدگي و مصرف‌گرايي افراطي در تامين لذتهاي مادي است كه در قرآن كريم و روايات، با نام “اتراف” تعبير مي‌شود. اتراف از ماده ترفه به معناي گسترش در روزي و نعمت است. مترف به كساني مي‌گويند كه نعمت فراوان و غرق شدن در شهوات و خوشگذرانيها، آنها را به غرور و سركشي واداشته است. كاربرد معنايي اين واژه در قرآن كريم، بيانگر زندگي اشرافي، رفاه‌زدگي و لذت‌گرايي ثروتمندان است كه همراه با غرور و طغيان مي‌باشد. “اتراف” از جمله فرهنگ‌هايي است كه قرآن آن را باعث هلاكت حتمي جوامع معرفي مي‌كند: “و اذا اردنا ان نهلك قريه امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرنها تدميرا؛ و چون خواهيم شهري را نابود كنيم نازپروردگان آن را فرمان [و ميدان] دهيم و سرانجام در آن نافرماني كنند و سزاوار حكم [عذاب] شوند آنگاه به كلي نابودشان كنيم”(اسراء/16.) مال و ثروت به طور طبيعي زمينه‌ساز رفاه‌زدگي و هواپرستي است و با نپرداختن به اصلاح و تهذيب نفس و بي‌توجهي به دستورات عقل و دين، روحيه مصرف‌گرايي و رفاه زدگي در آدمي به وجود مي‌آيد. بنابراين ثروتمندي همراه با روحيه اتراف، از زمينه‌هاي مهم اسراف و تبذير به شمار مي‌رود. به عبارت ديگر، اتراف همواره ملازم اسراف است. از همين رو يكي از ويژگي‌هاي بارز مترفان، زياده‌روي در مصرف است. اين‌گونه است كه قرآن كريم گاه مترفان را اصحاب دوزخ مي‌داند: “و اصحاب الشمال ما اصحاب الشمال...انهم كانوا قبل ذلك مترفين”(واقعه/41 و45)، و گاه مصرفان را: “و ان المسرفين هم اصحاب النار”(مومن/43.)
همان‌گونه كه بيان شد، اسراف و مصرف‌گرايي افراطي امكانات مادي از ويژگي‌هاي بارز زندگي اترافي است، امكاناتي كه يا از راههاي نامشروع و با غصب حقوق و استثمار ديگران به چنگ آورده شده و يا دست كم در مصرف اترافي و اسراف گونه مترفان، سهم گروهي از نيازمندان تضييع گشته است. از منظر قرآن كريم، چنين كساني ظالم و ستم‌پيشه‌اند و فرجام چنين ظلمي چيزي جز نابودي نيست: “و اتبع الذين ظلموا ما اترفوا فيه و كانوا مجرمين؛ وآنان كه ستم مي‌كردند، از تنعم و كامجويي پيروي كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند)“(هود/116.) از جمله “كانوا مجرمين” بر مي‌آيد كه مردمان خوشگذران و پيرو لذات، مردماني بودند كه به جرم و بزهكاري عادت كرده و در انجام آن پافشاري مي كردند(تفسير مجمع البيان، ج5، ص309.) روشن است كه زندگي اترافي، نيازمند ثروت فراوان است تا پاسخگوي اسرافها و مصرفهاي افراطي مترفان باشد. از سوي ديگر، لذت جويي لجام گسيخته و تجمل گرايي در زندگي، روحيه مسئوليت پذيري و عواطف انساني را سخت تضعيف يا نابود مي‌سازد. در نتيجه مترفان نه توجهي به محرومان و نيازمندان خواهند داشت و نه مشاركتي در كارهاي خير. از اين رو قرآن كريم آنان را بازدارندگان كارهاي خير معرفي مي‌كند و بي‌توجهي به يتيمان و مستمندان را ويژگي بارز آنها برمي‌شمارد(فجر/20-17.)
از ديگر ويژگي‌هاي مترفان استكبار آنهاست و همين امر عامل حق انكاري و مقابله با پيامبران و مصلحان اجتماعي و كنار نهادن ارزشهاي اخلاقي و اسلامي و ارتكاب جرم و خيانت و كفران نعمت است. اتراف يك حالت رواني ناشي از نداشتن تكيه گاه معنوي است كه در انسان پديد مي‌آيد و در نتيجه تمام توجه او را به لذات زودگذر و آسايش و تنعم محدود مي‌گرداند. مترفان دچار اين حالت رواني مي‌شوند تا بدانجا كه نعمتها را از خدا نمي‌بينند بلكه به اسباب غير او تكيه زده، نسبت به او سر به طغيان و عصيان برمي‌دارند و منكر پيامبران و كتاب و ميزان الهي مي‌گردند و با بهانه‌هاي مختلف از زير بار مسئوليت و تكليف شانه خالي مي‌كنند. به تصريح قرآن كريم، مترفان همواره در صف اول مقابله با پيامبران قرار داشتند: “و ما ارسلنا في قريه من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون؛ و ما در هيچ شهري هشدار دهنده‌اي نفرستاديم جز آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‌ايد، كافريم”(سبا/34.) مترفين به هنگام خطر افتادن اسباب عيش و نوش و خوشگذراني خويش، بدون توجه به منطق و براهين وحياني پيامبران الهي به تقليد كوركورانه از آيين گذشتگان خود پرداخته و از سنت‌هاي متحجر گذشتگان خود دم مي‌زدند. در آيه 23 و 24 سوره زخرف آمده است: “و كذلك ما ارسلنا من قبلك في قريه من نذير الا قال مترفوها انا وجدنا آباءنا علي امه و انا علي آثارهم مقتدرون... انا بما ارسلتم به كافرون؛ و بدين گونه، در هيچ شهري پيش از تو هشدار دهنده‌اي نفرستاديم مگر آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما پدران خود را بر آييني يافته‌ايم و از پي ايشان گام مي‌نهيم... ما به آنچه بدان فرستاده شده‌ايد كافريم”. در اين آيه، عبارت “انا وجدنا علي امه” را از توانگران اهل آباديها نقل كرده و آن بدان جهت است كه طبع تنعم و ناز پروردگي انسان را وادار مي‌كند از بار سنگين تحقيق، شانه خالي نموده، دست به دامن تقليد كوركورانه شود(تفسير الميزان، ج18، ص138.)
مترفان با ملاك و معيار قرار دادن ثروت و امكانات مادي: “نحن اكثر اموالا و اولادا”(سبا/35)، آموزه‌هايي همچون رعايت حقوق ديگران، انفاق، نكوهش اسراف و تجمل گرايي را، از يك سو مزاحم كامجوييها و هوسراني‌هاي خود مي‌ديدند و از سوي ديگر اين آموزه‌ها را مدافع حقوق محروماني مي‌يافتند كه با استثمار آنان، به ثروت و امكانات رسيده بودند، و اين مي‌توانست منافع نامشروع آنان را به خطر اندازد.
منابع:
- اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، جواد ايرواني، صص264-261
- ملاحظاتي پيرامون پيامهاي اقتصادي قرآن، سيد جمال‌الدين موسوي، ص 493

روزنامه رسالت

علي خاني



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:58 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 خبرگزاري فارس:اجراي نظام پرداخت يارانه‌ها در كشور ما تاكنون به نوعي است كه هر كس مصرف بيشتـري دارد، از يـارانـه بيـشتري هـم بهره‌مند مي‌شود. اين تناقض آشكار در نحوه مصرف يارانه‌ها باعث شده كه دولت به طور جدي به فكر اصلاح نظام كنوني تخصيص يارانه‌ها بيافتد.

هر چند نظام پرداخت يارانه‌ها براي كمك به افراد كم درآمد طراحي شده است، اما اجراي آن در كشور ما به نوعي است كه هر كس مصرف بيشتـري دارد، از يـارانـه بيـشتري هـم بهره‌مند مي‌شود و از آنـجـا كـه پر مصرف‌ها، ثروتمندترند،‌ بيشترين حجم يارانه‌ها به ثروتمندان مي‌رسد! اين تناقض آشكار در نحوه مصرف يارانه‌ها باعث شده كه دولت به طور جدي به فكر اصلاح نظام كنوني تخصيص يارانه‌ها بيافتد.

هر چند همه چيز از اصلاح نظام پرداخت يارانه‌ها در حوزه انرژي شروع شده است، اما در حوزه آب و برق هم به طور مشخص ميزان زيادي يارانه تخصيص مي‌يابد و با هدر رفت آن، منابع مالي اختصاص يافته براي كمك به افراد كم درآمد هم از بين مي‌رود.

در سال 1386 جمع يارانه‌هاي اختصاص يافته به پنج حامل انرژي شامل بنزين، نفت گاز، نفت كوره، نفت سفيد و گاز مايع به اضافه گاز طبيعي و برق بيش از 80 ميليارد دلار و به عبارت ديگر بيش از 739 هزار ميليارد ريال بوده است.

نسبت يارانه حامل‌هاي انرژي به بودجه عمراني كل كشور در همين سال حدود پنج برابر بوده و اين بدان معناست كه در سال 1386 كشور با صرف يارانه حامل‌هاي انرژي در بخش ساخت و ساز مي‌توانست شاهد تحقق پنج برابري پروژه‌هاي عمراني باشد!

گاز طبيعي هم به طور مشخص به دليل اين كه پرمصرف ترين حامل انرژي كشور است در همان سال بيش از 352 هزار ميليارد ريال يارانه به خود اختصاص داده و قيمت فروش آن در داخل180 ريال كمتر از قيمت منطقه‌اي اين فرآورده به ازاي هر ليتر بوده است.

از آنجا كه برق كشور ما در نيروگاه‌هاي آبي يا بخار توليد مي‌شود و اين توليد رابطه مستقيمي با ميزان مصرف آب و گاز دارد، بد نيست يارانه‌هاي اين بخش را نيز بررسي كنيم.

در سال 1386 متوسط قيمت تمام شده برق در كشور642 ريال در هر كيلووات بوده است كه از متوسط نرخ فروش آن 478 ريال در هر كيلووات بيشتر بوده است.

با احتساب فروش 152 ميليارد كيلووات ساعت برق در آن سال، معادل 97 هزار ميليارد ريال يارانه در اين بخش پرداخت شده است. اين در حالي است كه تعرفه برق بخش صنعتي تقريبا دو برابر تعرفه برق بخش خانگي بوده است.

در سال 1386 قيمت تمام شده هر متر مكعب آب در شركت‌هاي آب و فاضلاب شهري 1599 ريال بوده كه با زياني معادل 714 ريال در هر متر مكعب به فروش مي‌رسيده است! اين رقم در بخش آب و فاضلاب روستايي معادل 2264 ريال براي هر متر مكعب بهاي تمام شده و زيان 1834 ريال براي فروش بوده است.

جمع ارقام مربوط به يارانه اختصاص يافته به بخش تامين و توزيع آب و دفع فاضلاب نشان مي‌دهد در سال 1386 به اين سه بخش رقمي حدود 97 هزار ميليارد ريال يارانه تخصيص يافته است.

اين رقم معادل بيش از 65درصد بودجه عمراني همان سال بوده است!

هرچند ميزان دقيق هدررفت آب در حوزه توزيع و انتقال كشور وجود ندارد، اما با فرض همان رقم شفاهي يك پنجم اعلام شده، چيزي حدود 19.5 هزار ميليارد ريال در سال بدون هيچ دليل موجهي در بخش آب هدر مي‌رود.

وزير نيرو با بيان اينكه اعتبارات بخش آب در لايحه بودجه امسال بالغ بر شش هزار ميليارد تومان است، مي‌گويد كه اعتبارات بخش آب در سال جاري نسبت به سال گذشته 40درصد افزايش يافته است.

وي اين را هم مي‌گويد كه بيشترين هدررفت آب و برق كشور در شبكه‌هاي انتقال رخ مي‌دهد و براي اصلاح شبكه‌هاي انتقال بودجه زيادي نيز مي‌خواهد به طوري كه با هدفمندكردن يارانه‌ها مي‌توان اين موضوع را جبران كرد.

گل‌ها را آب مي‌دهيم، حمام مي‌كنيم، خودرو، ظروف، فرش و دستهاي‌مان را مي‌شوييم و آب مي‌نوشيم.

اما همه اين آب را از يك منبع تهيه مي‌كنيم. چرا؟! چرا آبي را كه بايد مدت‌ها منتظر بارش آسمان، مدت‌ها منتظر لوله كشي‌هاي گسترده و هزينه بر و به مقدار زيادي شاهد هدررفت آن در مسير رسيدن آن تا محل استفاده‌اش باشيم، به سادگي هدر بدهيم؟

اين آب سخت به دست آمده كه مبالغ كلاني يارانه به آن اختصاص مي‌يابد، چرا بايد به سادگي به فاضلابي تبديل شود كه براي جمع آوري آن هم مبالغ كلاني يارانه تخصيص يابد؟

منبع:اطلاعات


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:51 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 مهندس توفیق وحیدی آذر
اکنون آب به عنوان عنصری مشابه با نفت دیده می شود، تقاضا برای آن افزایش می یابد اما تامین و فراوری آن محدود است.
بحران آب در اقتصاد و محیط زیست و سلامتی انسان ها تاثیرگذار است. اکنون نیروگاه ها در جهان تحت تاثیر کمبود آب در حد پایین توان و ظرفیت خود کار می کنند، محصولات کشاورزی کاهش یافته اند، 1/1 بیلیون انسان به آب تمیز دسترسی ندارند و این رقم در سال 2020 به دو برابر خواهد رسید. 50 درصد منابع آب جهان که آب تمیز را تامین می کردند، آسیب دیده اند، 70 درصد آب برای کشاورزی استفاده می شود، اما 50 درصد این مقدار بر اثر تبخیر یا استفاده ناصحیح به هدر می رود. (29 آوریل 2008 Creen Tech) و بخش اعظم انرژی جهان برای پمپاژ آب به نقاط مصرف مورد استفاده قرار می گیرد.
¤¤¤
نشریه «نشنال جئوگرافی» در مورد کاهش شدید سطح آب دریاچه های ایران، دلایل آن و مشکلاتی که چنین امری می تواند برای ایران ایجاد کند، مقاله ای منتشر کرده که در آن آمده است: براساس پژوهش های انجام شده، افزایش نیاز و مهار ناشدنی ایران به آب، که بخش اعظم آن از آبخیزها و بسترهای زیرزمینی تامین می شود، باعث شده است که سطح آب در این بسترها سقوط کرده و تحت تاثیر آن، مناطق کشاورزی و حتی سطح برخی مناطق مسکونی نشست کند. برخی ارزیابی ها نشان می دهد که سطح آب در آبخیزها و بسترهای زیرزمینی در ایران طی 15 سال گذشته، به طور متوسط نیم متر در هر سال تنزل پیدا کرده است.
بخش اعظم خاک ایران تقریبا خشک است، فقط 10 درصد از اراضی در کشور باران کافی برای تامین آب مورد نیاز می بارد و سایر بخش های ایران به شدت به آب استخراج شده از زمین متکی اند که نیمی از آن از بسترهای زیرزمینی و آبخیزها تامین می شود. افزایش جمعیت همزمان با توسعه اقتصادی و رشد صنعت و کشاورزی باعث افزایش شدید نیاز به مصرف آب شده است.
اما آب در بسترهای زیرزمینی با سرعت بسیار کمتری جایگزین می شود و بنابراین سطح آب در این آبخیزها رو به کاهش گذاشته است.
بسیاری از این آبخیزها چند هزار سال طول می کشد تا مجددا پر شوند.
به نوشته نشنال جئوگرافی بین سال های 1971 تا 2001 سطح آب در بسترهای زیرزمینی حدود 15 متر کاهش یافته و بررسی ها به کمک تصاویر ماهواره ای نشان می دهد که در برخی مناطق ایران سطح زمین حدود نیم متر در سال نشست کرده است.
ایران تنها کشوری نیست که با این مشکل روبروست یک کارشناس ژئوفیزیک در دانشگاه برکلی می گوید تنها راه حل این مشکل، کشف ذخایر دیگر آب است یا کاهش مصرف کشاورزی، صنعتی و شخصی و اجرای این روش ها در ایران یا هر کشور دیگری که با این مشکل روبروست کار ساده ای نیست.
¤¤¤
شرکت های بزرگ و صاحب تکنولوژی اکنون در حال توسعه تکنولوژی های شیرین سازی آب و تصفیه فاضلاب برای مصارف مختلف صنعتی هستند و این امر موجب رشد تکنولوژی آب گردیده است.
نوآوری و تکنولوژی آب در بها و فرآورده ها و کاهش هزینه تمام شده آن موثر بوده و این نوآوری اکنون با سرعت در حال پیشرفت است.
¤¤¤
آب قابل تزریق
آب قابل تزریق یا آنچه که به نام WFI گفته می شود آبی است که برای تولید محصولات دارویی و انواع محصولات تزریقی که در آنها مقدار اندوتوکسین نیاز به کنترل دارد، مورد استفاده قرار می گیرد. گاه این آب برای شستشوی تجهیزات یا مجموعه های در تماس با محصولات تزریقی بکار می رود. حداقل کیفیت منابع آب تغذیه کننده قابل تزریق، آب آشامیدنی بر مبنای تعاریف فارماکوپیای آمریکا، اروپا و ژاپن یا تعاریف لازم توسط WHO است.
آب تغدیه پروسه های لازم را طی می کند و بعد از آماده سازی در مرحله بعدی خود وارد سیستم تقطیر یا سیستم های دیگر تائید شده می گردد. آب خروجی باید تمام مشخصه های شیمیایی آب کاملا خالص بعلاوه مشخصه های اندوتوکسین باکتری را داشته باشد.
مونوگراف تولید آب قابل تزریق در فارماکوپیای آمریکا (USP) از چند دوره گذشته روش استحصال آنرا از طریق تقطیر یا روش های معادل و یا پروسه های برتر و ممتاز مورد تائید قرار می دهد.
روش های تولید آب قابل تزریق
استانداردهای بین المللی در زمینه تولید دارو علیرغم داشتن همسویی و شباهت های بسیار، همچنان دارای تفاوت های بسیاری هستند.
آب قابل تزریق مطابق با استاندارد USP می تواند از طریق انواع روش های آبسازی بدست آید.
فارماکوپیای ژاپن امکان تولید آب قابل تزریق را با تقطیر، اسمز معکوس و اولترافیلتراسیون تائید می کند.
اما فارماکوپیای اروپایی تنها تقطیر را برای این محصول قبول دارد، بطور سنتی تقطیر در صنایع بیوفارما مورد استفاده قرار گرفته است و امروزه اغلب آب قابل تزریق دارویی به شیوه تقطیر به دست می آید. اما با این حال در برخی شرکت های تولیدکننده آب با خلوص بالا از روش های دی یونیزاسیون و اولترافیلتراسیون برای تولید آب قابل تزریق یا با کیفیت بالاتر از آن استفاده می کنند و از تقطیر برای تولید استفاده نمی شود و اغلب صنایع محدودیتی برای این کار ندارد.
تقطیر:
بر مبنای خواسته های USP، آب قابل تزریق باید با روش تقطیر با یک روش خالص سازی که در حد تقطیر یا برتر از آن باشد استحصال گردد.
همچنین این آب باید آزمایشات مربوط به TOC و کانداکتیویته را طی نماید و سطح اندوتوکسین باکتریایی آن باید در سطح پایین تر از (m1) 0.25 واحد اندوتوکسین باشد.
سطح آلودگی میکروبی نباید بالاتر از cuf10 در هر 100 میلی متر باشد، روش تقطیر می تواند آب مقطر با سطح آلودگی پایین را به همراه حذف اندوتوکسین آن تامین نماید.
سیستم تقطیر با تراکم بخار شامل دو سری نرم کننده، مبدل حرارتی، فیلتر کربن اکتیو، پری فیلتر اولیه um5 (میکرون)، سیستم انتخابی اسمز معکوس با امکان بکارگیری آب گرم برای تمیزکاری و شستشو و یک سیستم نهایی تقطیر تراکمی بخار می باشد.
سیستم تقطیر تراکمی در صورت داشتن مشخصه های درخواستی توسط انواع فارماکوپیاهای مطرح اداری مزیت های زیر نیز می باشد.
- کارکرد معمولا مداوم و با ثبات
- بکارگیری انرژی موثرتر از روش تقطیر متناوب (ضربدری)
- عدم نیازمندی به طراحی پیچیده
- نگهداری و تعمیرات تقریبا کم
اگرچه سیستم های تقطیر ممکن است دارای ثبات باشند. اما این صحت و ثبات، محصول آنها را تضمین نمی نماید. و ممکن است در زمانهایی که در سیستم دارای کارکرد صحیح نباشد یا به صورت مکانیکی اشکال پیدا می کند، تولید آب پایروژن نماید و این در شرایطی است که آب تغذیه با اندوتوکسین بالا وارد سیستم می شود و بسته به روش تهیه آب تغذیه آزمایشات اندوتوکسین ممکن است جواب خطا را نشان دهد.
سیستم تقطیر بر مبنای تراکم بخار نیازمند انرژی زیاد و هزینه بالایی نسبت به سیکل عمر خود و در مقایسه با سیستم های ممبران می باشد.
این سیستم ها نیازمند آب خروجی از اسمز معکوس (RO) یا اسمز معکوس با همراه آب دیونیزه (RO/Deionization) برای تغذیه خود هستند و همچنین این مجموعه ها نیازمند نیروی انسانی زیادتر نسبت به سیستم تقطیر در دستگاه های تقطیر چند مرحله ای می باشند. دستگاه تقطیر چند مرحله ای (MED) معمولا شامل فیلترهای چند رسانه ای (Multi Media Filter) آب نرم کننده های دوگانه، تانک های ذخیره (Break tank) مبدل حرارتی، مخزن فیلتر کربن اکتیو (قابل تمیزکاری با آب داغ)، پری فیلترهای 5us، سیستم های تنظیم PH، دستگاه های اشعه UV 254 نانومتر، دستگاه اسمز معکوس قابل تمیزکاری با آب داغ (که سابق بر این اغلب از ستون کاتیون وآنیونی برای دی یونیزاسیون استفاده می شد) و الکترو دی یونیزاسیون پیوسته (CEDI) که در نهایت به دستگاه تقطیر چند مرحله ای (MED) منتهی گردد.
همراه با برآورد کردن الزامات مربوط به فارکوپیاهای مختلف، تقطیر چند مرحله دارای نقاط قوت دیگری نیز می باشد که عبارت از ثبات و پایداری در تولید و نداشتن قطعات متحرک می باشد. اما نقاط ضعف این سیستم ها عبارتند از: -نیازمندی به آب تغذیه با کیفیت بالا و کلراید در حد 0.5ppm، ضرورت کمتر بودن حدود سیلیکا در حد 1ppm و کانداکتیویته کمتر از 5 میکرو زیمنس در هر سانتی متر (5s/cm)
- مصرف انرژی بسیار زیاد نسبت به تقطیر با بخار تراکمی
- داشتن هزینه بسیار بالای سیکل کارکرد آن نسبت به سیستم های دارای ممبران
- آسیب پذیری در مقابل ورود اندوتوکسین ها که این اشکال در هر دو نوع تولید آب مقطر به روش تقطیر مستقیما مرتبط با آب تغذیه سیستم می باشند.
FDA در بازرسی آب تغذیه با خلوص بالا به این صورت تاکید دارد که بسیاری از دستگاههای تقطیر کاهش 25Log تا 3log مقدار از اندوتوکسین ها را می توانند انجام دهند.
بنابراین در صورتی که حد اندوتوکسین در آب تغذیه به 250Eu/ml برسد امکان پیدا شدن اندوتوکسین در WFI نیز خواهد بود.
روش های دیگر
روش های جداسازی مختلفی مانند RO و اولترافیلتراسیون و اکسیداسیون با ازن می توانند اندوتوکسین را حذف کنند.
حرارت، تقطر، UF، RO و فیلتراسیون، ازن، نور ماورابنفش و روش های شیمیایی می توانند سطوح پایین میکروبی را در آب تامین کنند.
اسمز معکوس دوبارگذر (TPRO) یا (DPRO) قابلیت تولید آب مقطر را دارا می باشد. یک سیستم اسمز معکوس دوبار گذر از یک فیلتر چند رسانه ای، آب نرم کن دوگانه، تانک ذخیره، مبدل حرارتی، فیلترکربن اکتیو قابل شستشو با آب گرم، پری فیلتر 55s، تنظیم کننده PH و دستگاه مولد اشعه ماورا بنفش 245nm و یک مجموعه TPRO قابل تمیزکاری با آب گرم تشکیل می شود.
سیستم می تواند شامل یک مجموعه RO باشد که یک دستگاه CEDI متعاقب آن قرار دارد و بعد از آن یک مجموعه RO باشد که یک دستگاه CEDI متعاقب آن قرار دارد و بعد از آن یک مجموعه RO که انجام عملیات پولیشینگ سیستم را قبل از مخزن ذخیره انجام و آب استحصال شده به عنوان آب قابل تزریق مورد مصرف قرار می گیرد.
مزایای بکارگیری RO برای تولید آب قابل تزریق به شرح ذیل است:
- داشتن کم هزینه ترین سیکل عمر
- کمترین مصرف انرژی
- کاهش دهنده کانداکتیویته، TOC، اندوتوکسین و سطوح میکروبی
-کارکرد پایدار
-شستشو و تمیزکاری گرم بصورت پیوسته
- مورد تائید بودن از نظر کاربرد بوسیله USP
اما سابقه بکارگیری اسمز معکوس برای تولید آب قابل تزریق کم بوده و فارماکوپیای اروپایی آن را به عنوان روش نهایی جهت تولید آب قابل تزریق تائید نمی کند.
به علاوه سیستم RO نیازمند تمیزکاری متناوب بوده و ممبران ها باید تعویض گردند و همچنین ممبران ها آسیب پذیر بوده و ممکن است خراب شوند.
روش دیگر در مقابل تقطیر استفاده از اولترافیلتراسیون با استفاده از UFهای مرسوم یا UF گرم بصورت پیوسته می باشد.
مدول های الترافیلتراسیون در دو شکل از مواد مختلف در بازار موجود هستند، مدول ها از مواد پلیمری و سرامیکی ساخته می شوند و در شکل های حلزونی، مارپیچی، لوله ای، چندین کاناله توخالی هستند.
برخی مدول ها برای کارکرد در دمای محیط و با شستشوی شیمیایی ساخته می شوند. در حالی که برخی مدول های دیگر می توانند در دمای C80 یا بیشتر بصورت پیوسته یا متناوب کار کنند، سیستم های ممبران سیستم های خود تنظیم از نظر شستشو هستند.
رشد میکروبی در آنها وجود ندارد، اما نیازمند شستشوی متناوب برای اطمینان خاطر از بازده سیستم هستند. معمولا یک سیستم UF شامل یک مجموعه RO قابل شستشو با آبگرم سیستم CEDI و یک مجموعه UF است.
در سیستم جایگزین بجای دستگاه UV ثانویه و یک سیستم UF بعد از CEDI می توان سیستمUF پیوسته گرم را جایگزین آن نمود. اولترافیلتراسیون مزایای بسیاری دارد:
هزینه سیکل عمر کم
- مصرف انرژی کم
سابقه استفاده برای تولید آب قابل تزریق در آمریکا و ژاپن
- تاریخچه قابل توجه در آمریکا
- امکان پذیری کاربرد پیوسته در دمای C80
- کاهنده اندوتوکسین تا حد ogs41
نواقص مربوط به استفاده از این تکنولوژی این است که هنوز مجوزی برای استفاده از آن فارماکوپیای اروپایی وجود ندارد.
کاهش کانداکتیویته در آن منوط به آماده سازی اولیه مناسب آب برای سیستم است و ممبران احتمال آسیب دیدن را داشته و همچنین سیستم ممکن است نیازمند تمیزکاری متناوب باشد.
چرا استفاده از ممبران ها بسط نیافته است.
علیرغم تمام مزایای موجود در استفاده از ممبران ها برای تولید آب قابل تزریق، چرا این تکنولوژی آنچنان بسط نیافته است؟
دلیل این امر را می توان بدین نحو بیان کرد که آن زمان که برای اولین بار RO برای تولید آب قابل تزریق پیشنهاد گردید، ممبران ها چندان برای تولید عملی آماده نبودند مجموعه های RO که بتوانند با آب داغ شستشو داده شوند وجود نداشتند و شستشوهای شیمیایی در حد تاثیرگذاری بوسیله حرارت موثر نبودند.
تقطیر در تولید آب قابل تزریق دارای تاریخچه و سابقه بسیاری است و اگرچه چند سال پیش استفاده از RO در تولید آب قابل تزریق با شکست مواجه شد، اما تکنولوژی امروزه RO می توان آب قابل تزریق را تولید نماید.
تکنولوژی UF نیز اکنون توانایی انجام این کار را دارد و اکنون می توان به آب با کیفیت بالاتر از آب قابل تزریق نیز با تکنولوژی ممبران دست یافت.
اخیراً با تولید آب قابل تزریق در یک شرکت بیوفارما در west coast بوسیله ممبران با مرحله بندی RO و سپس SDI که حاصل آن آب با خلوص بالا می گردید و سپس ورود این آب به سیستم RO دوم، تولید آب قابل تزریق انجام گرفت. طراحی سیستم به نحوی بود که کل آب ضایع شده مجدداً به قسمت آبسازی اولیه برگشت داده می شد. نتایج حاصل نشان می داد که کیفیت آب از مشخصه های آب قابل تزریق بهتر بود، در این طرح 98% صرفه جویی در مصرف بخار نسبت به سیستم تقطیر ایجاد گردید و در حالی که بهای مرحله دوم RO نصف قیمت دستگاه های تقطیر می گردید و در نهایت از مصرف 3/1 میلیون گالن آب و تولید فاضلاب مربوطه در یک سال جلوگیری گردید.
اکنون رشد تکنولوژی، شرایط زیست محیطی و افزایش دمای زمین و کاهش منابع آب و بهای انرژی و کم بودن منابع، گزینه بهتری بجای استفاده از سیستم ممبران را باقی نگذاشته است.
در گذشته ممبران های RO که بتوانند بخوبی در محل خود قرار گیرند در دسترس نبودند و نمی توانستند در عملیات شستشوی داغ مقاومت نمایند.
اشکالات اولیه در استفاده از ممبران ها موجب کنار گذارده شدن آنها گردید و زمانی که کنترل اندوتوکسین ها مشکلی نبود، کنترل میکروبی بعنوان یک مشکل به شمار می رفت و وقتی که تکنولوژی اولترافیلتراسیون آماده گردید، این سیستم هنوز تائیدیه فارماکوپیای اروپایی یا آمریکایی را به همراه نداشت.
اکنون تکنولوژی ممبران ها تاریخچه و سابقه بسیار با ارزشی را در تولید WFI یا همان آب قابل تزریق در آمریکا و ژاپن دارد اما توسعه بکارگیری و نصب این سیستم در محل هایی است که در آن فارماکوپیای اروپا به عنوان یک فاکتور مطرح نمی باشد.
هزینه های تکنولوژی ممبران
در محاسبه هزینه، هزینه سیستم مهم تر از هزینه پروسه است و هزینه نیروی انسانی بعضاً چندان تاثیرگذار نمی باشد در بررسی هزینه ها وقتی که هزینه های سیستم ممبران برای تولید آب قابل ترزیق مورد ملاحظه قرار می گیرد، مهم ترین پارامتر برای محاسبه، هزینه سیستم، هزینه سالانه و تناوب زمانی تعویض ممبران ها می باشد هزینه این سیستم با توجه به ملاحظات بسیار چون مصرف بخار و آب بسیار کم می باشد و قیمت آن بسیار پائین تر از سیستم های آبسازی است که در آنها از روش تقطیر استفاده می گردد.
انتها
مسئول مونوگراف های USP طی نامه ای درخصوص علت عدم رشد و بکارگیری سیستم ساده و آسان و کم هزینه تولید آب قابل تزریق در بسیاری از شرکت ها، آنرا عاملی ذهنی و مقاومت در مقابل تغییر و سابقه زیاد تقطیر دانسته و بر این امر تاکید دارد که در ایالات متحده شرکت های بسیاری از این سیستم استفاده می کنند و بازرسان FDA می توانند مهر تائید خود را بر محصولات دارویی زنند که آب قابل تزریق آنها بوسیله پروسه های اسمز معکوس تهیه شده است.
منابع:
-مجله Green Tech
National Geography-
United State Pharmacopia-
Guide to Inspections of High-Purity Water Systems FDA-
Ultra pure water magazine-
Siemens/Biotech-


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:49 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  از آنجائیکه منابع مصرف در عالم کمیاب و استفاده بی رویه از آن سرمایه مصرف میانه روانه را هم با مشکل مواجه و توازن میان منابع و مصرف را متزلزل می نماید، عقل و نقل حکم می کند در شیوه مصرف خود تجدید نظر نمائیم تا موازنه عقلانی رابطه میان منابع و مصرف را ترسیم نماید.

قبول داریم که منابع مصرف در جهان عادلانه توزیع نمی شود و با تبعیض و بی عدالتی و ظلم و ستم همراه است که باید برای اصلاح آن عزم جهانی ایجاد شود منتهی این بی عدالتی عامل نمی شود در مصرف بی رویه، همین منابع اندک از یکدیگر سبقت بگیریم. مصرف سوختهای فسیلی در ایران (نفت، گاز، بنزین و...( با جمعیتی حدود 80 میلیون نفر بیش از چینی است که 5/1 میلیارد نفر جمعیت دارد یا میزان مصرف گندم در ایران بیش از کشور اندونزی است با چندین برابر جمعین ایران و صدها نمونه دیگر در زمینه آب ، برق، تلفن و... نشان می دهد در مصرف در همه زمینه ها با زیاده روی مواجه و لازم است شیوه های مصرف خود را اصلاح و مصرف خود را بدرستی هدایت کنیم.

الگوی مسکن در ایران از لحاظ وسعت با هیچکدام از کشورهای پیشرفته ای مثل آلمان، فرانسه، کانادا و... قابل مقایسه نیست. دکتر اژه ای داماد شهید بهشتی تعریف می کند در زمانی که در آلمان بودم، دکتر بهشتی به دیدار ما آمد، منزلی را که در آن اسکان داشتم باتفاق متر کردیم، نزدیک به 36 متر بود. کدام فارغ التحصیلان ایرانی در حال حاضر می تواند خود را راضی نماید باتفاق زن و فرزند در منزلی با این وسعت زندگی کند؟

باید متواضعانه قبول کنیم در مصرف، خود را محدود به هیچ قید و بند دینی، اخلاقی و عقلانی نمی کنیم، بعضاً بیت المال را بیت الحال تلقی نموده با لاابالیگری در مصرف گوی سبقت را از رفاه طلبان عالم ربوده ایم. بمنظور تشریح این نقیصه از منظر دینی به بحث اسراف می پردازیم تا ضرورت اصلاح مصرف بیشتر روشن شود. اسراف به معنای افراط و تجاوز از حد در هر کاری است و تبذیر که به معنای پراکندن و بذرافشانی است، به کنایه برای ضایع کردن ثروت به کار رفته می شود. دو عمل یاد شده از نظر عرف و عقل و منطق، نکوهیده و محکومند و از دیدگاه شرع مقدس نیز به شدت مورد نکوهش قرار گرفته اند. قرآن مجید، کلام خدا درباره اسرافگران می فرماید: «به درستی که اسراف کاران، اهل دوزخ اند- غافر/43» و پیرامون تبذیر می فرماید: «تبذیر نکن؛ چرا که تبذیرگران، برادران شیاطین اند- اسراء/ 26 و 27)

تمامی فقها و مراجع بزرگوار تقلید اسراف و تبذیر را نکوهش، حرام و جایز نمی دانند. برای نمونه: امام خمینی (ره): ساراف و تبذیر را در شمار گناهان کبیره یاد کرده است- تحریرالوسیله/ ج 1/ ص 275.

اسراف و تبذیر، از هر کسی و در هر کاری که انجام بگیرد، غیرعقلانی، نکوهیده و حرام است، اما می توان گفت هر چه از نظر کمیت و کیفیت، گسترده تر باشد، زشتی، غیرعقلانی و عقاب آن نیز بیشتر خواهد بود، به طور مثال؛ زشتی اسراف و تبذیر در یک لیتر آب به اندازه یک متر مکعب آن نیست، چنان که جرم کسی که نسبت به یک کیلو برنج اسراف یا تبذیر می کند به مراتب کمتر از کسی است که یک کیلو زعفران مرتکب اسراف یا تبذیر شده است. بر همین اساس می توان گفت جرم کسی که در بیت المال مسلمانان، اسراف و تبذیر روا می دارد، سنگین تر از جرم کسی است که در مال خود یا شخص معینی، اسراف و تبذیر می کند.

منابع نعمت است و مصرف بی رویه از منابع کفران نعمت و ناسپاسی، اسراف نه تنها منابع را افزایش نمی دهد بلکه آنرا ضایع، نابود و از آن می کاهد. منابع هر کشوری سرمایه ملی آن کشور به حساب می آید، مدیریت صحیح بر منابع و مصرف ضامن حفظ سرمایه است و بی خیالی و بی تفاوتی نسبت به منابع و مصرف، بی تفاوتی نسبت به سرمایه ملی است. ای بسا، بسیاری از بلایای طبیعی مثل قحطی و خشکسالی در جهان علاوه بر اینکه بخشی از آن به توزیع ناعادلانه و ظالمانه منابع و ثروت می باشد، بخشی هم مربوط به کفران و
بی رویه استفاده کردن منابع در مصارف مسرفانه است وگرنه منابع موجود جهان چنانچه عادلانه ثروت و مدبرانه مصرف شود، نیازهای چندین برابر جمعیت جهان را می تواند تأمین نماید. در زندگی شخصی امام راحل و فقید (ره)، مقام معظم رهبری، شهید رجائی و دکتر احمدی نژاد به مواردی برخورد می کنیم که نشان می دهد این عزیزان بزرگوار نسبت به اسراف و تبذیر بخصوص در رابطه با بیت المال حتی نسبت به خانواده های خود آنچنان حساس و سخت گیر بوده و هستند که آدم را به یاد سیره نبوی و علوی می اندازد. بیرون نریختن آب لیوان نیم خورده و نگهداری آن یا طی کردن فاصله برای خاموش کردن لامپهای اضافی و اکتفا به غذای ساده در منزل، مسافرتها و ضیافتها و... از روش مشهود زندگی آنهاست.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:48 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 جام جم آنلاين: اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي از جمله اين ابعاد هستند.
چگونگي شيوه‌هاي مصرف و شاكله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي مردم ايران بيانگر اين واقعيت است كه ما جامعه‌اي مصرفي هستيم، در حالي كه دياگرام مصرف ما به هيچ وجه با توليد ملي‌مان متناسب نيست و اين شكاف ميان مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر مي‌شود و به همين سبب از خيل عظيمي از تصميمات و سياست‌هاي عقلاني كه در غياب نفت مي‌بايست گرفته مي‌شد، مغفول مانده‌ايم.

الف)‌ بررسي مفهومي و تئوريك اصلاح الگوي مصرف

اصلاح الگوي مصرف عبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و كاهش هزينه‌ها شده و از اين منظر زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.

نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است.

واژه مصرف مبتني بر نياز و ضرورت است و اگر فرآيند توليد در كنار مصرف نباشد، به بيراهه رفتن است. يكي از علل رواج مصرف‌گرايي در كشوري چون ايران همانا سياست‌هاي كشورهاي صنعتي است. از آنجا كه حيات كشورهاي صنعتي به توليدشان وابسته است، بنابراين با استراتژي‌هايي همچون ايجاد بازارهاي جديد براي توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين آوردن عمر مفيد محصولات توليدي خود و غيرقابل تعمير كردن آنها كه شاكله نوين دكترين استعمار كشورهاي در حال توسعه و گذار است، حيات اين كشورها را به خود وابسته كرده و موجب افزايش مصرف كالاهاي توليدي خود در ميان جوامع شده‌اند. از عوامل مهم ديگر مصرف‌گرايي، مناطق آزاد هستند. با اين كه براي تسهيل صادرات ايجاد شده، اما به خاطر نبود بسترسازي كافي به منظور صادرات، در عمل به مناطقي براي واردات تبديل شده‌اند.

كشور چين با آن جمعيت و گستره سترگ جغرافيايي تنها 3 منطقه آزاد و جمهوري اسلامي ايران 31 منطقه آزاد دارد و به نوعي از اين لحاظ در دنيا ركورد زده‌ايم. كنترل نشدن مرزها كه ارتباط مستقيم با مناطق آزاد نيز دارد مشكل رواج مصرف‌گرايي را مضاعف كرده و تسهيل قاچاق كالاهاي مصرفي به كشور را با رقمي حدود 10 ميليارد دلار واردات غيرمجاز، ايران را در جايگاه اول دنيا قرار داده است.

سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند.

اصلاح الگوي مصرف نه از طريق مداخله در تابع مطلوبيت كه با تغيير در محدوديت‌هاي بودجه از طريق اصلاح قيمت به كف خواهد آمد، چرا كه اين تابع امري دروني و خارج از دست سياستگذار است و در صورت تاثيرگذاري نيز عملي شدن اين تغيير در گرو شكسته شدن حريم خصوصي است.

يكي از راه‌هاي اصلي اين كه پي ببريم آيا در رفتارهاي مصرفي، اصلاحي صورت گرفته يا خير، استفاده از معيار بهره‌وري است. از منظر اقتصادي، اصلاح الگوي مصرف ارتباط ارگانيكي با بهبود بهره‌وري داشته و حركت به سوي طراحي و اجراي نظام اقتصادي كارآمد با مولفه‌هاي ايراني ‌ اسلامي از رويكردهاي بلندمدت در اين عرصه است.

به عبارتي، اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حركت به سمت هر كدام دستيابي به ديگري را دربر دارد. هرگاه بهره‌وري عوامل نيروي كار و سرمايه، سهم قابل ملاحظه‌اي در توليد ثروت كشور داشته باشند، مي‌توان نتيجه گرفت كه از پتانسيل‌هاي توليدي اقتصادي كشور استفاده مطلوبي شده و مصرف منابع نيز در مسير و ميزان بهينه‌اي واقع شده است.

در مجموع به نظر مي‌رسد اولين و مهم‌ترين اقدام ضروري براي اهتمام به اصلاح الگوي مصرف، اما تبديل اين مشترك لفظي به يك مشترك معنايي و ارائه يك تبيين درست از موضوع است؛ چراكه در پرتو يك درك جامع و مشترك، امكان تاثيرپذيري بيشتري بر اين مهم ميسر خواهد شد. تاكيد اين نكته از جانب رهبر معظم انقلاب كه <فرآيند اصلاح الگوي مصرف شايد به زماني بيش از 10 سال نياز داشته باشد> نيز اشاره‌اي به لزوم ساماندهي تفكري عميق درباره اصلاح الگوي مصرف در جامعه و در سطوح نهادهاي مسوول بوده كه البته همگان بدان مكلف و مسوول خواهيم بود.

ب)‌ بررسي نقش فرهنگ و ارزش‌هاي فرهنگي در اصلاح الگوي مصرف

اصلاح، الگو و مصرف، هرسه واژگاني فرهنگي‌اند و پرداختن به ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي فرآيند اصلاح الگوي مصرف بدون در نظر گرفتن مباني فرهنگي آن، در واقع آب در هاون كوبيدن است.

اين نخستين تلقي اشتباه در سال جديد بود كه پنداشتند امسال يك سال اقتصادي است. بي‌شك دستگاه‌هاي فرهنگي كشور درصدر توجه و مخاطب رهبر فرزانه انقلاب بودند؛ چراكه هيچ اصلاح واقعي در عرض يك سال نهادينه نخواهد شد؛ بلكه به رفتاري روزمره و فصلي تبديل شده كه البته سطحي، زودگذر و ناپايدار است. همين مساله كه ايشان مي‌فرمايند <اگر مسوولان اهل مطالعه نيستند بهتر است مسووليت هم نداشته باشند...( >26 دي 1377)‌ خود مهم‌ترين ادله مبني بر نقش پررنگ فرهنگ كه رابطه‌اي مستقيم با مطالعه دارد، در امور ديگر مملكتي است. معظم‌له در ادامه همين نكته ناب و خطير به مطالعه گاه 5 ساعتي خود براي يك نماز جمعه در دوران رياست‌جمهوريشان اشاره مي‌كنند.

امسال بايد سال جهش به سمت فرهنگي‌تر شدن جامعه جوان كشور و گسترش كتابخواني و روزنامه‌خواني و در نهايت جايگزيني كتاب و روزنامه و اقلام فرهنگي در سبد خريد خانوار باشد.

سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن مي‌زندكتب، رسانه‌ها و روابط عمومي‌ها هريك نقش و برد خاصي در افكار عمومي براي فرهنگسازي داشته و بويژه روزنامه‌ها به لحاظ ماندگاري پوشش خبري گزارشي در موضوع متصف، اثر تعيين‌كننده‌تري دارند. برتاباندن اولويت‌هاي اصلي و به‌روز و راهبردي بخصوص در روند اجراي اصلاح الگوي مصرف، معطوف به رسانه‌ها بوده كه پل ارتباطي مردم و مسوولانند و هم‌انديشي و همياري مردم جامعه را نهادينه خواهند كرد. رسانه‌ها در حوزه كلان نقش مهم‌تري داشته و با مخاطب عام سر و كار دارند حال آن كه روابط عمومي‌ها با مخاطب خاص روبه‌رو بوده و متناسب با شرايط و اقتضائات سازمان‌هاي متبوع خود ‌‌بايد هدفگذاري و عمل كنند. رسانه‌ها واقعيات را به ممتاز و غيرممتاز دسته‌بندي كرده و نظام اولويت را به طور همزمان در آن اعمال مي‌كنند. از آنجا كه رسانه‌ها در همه حال بر افكار و آراء تاثير گذاشته و واقعيات را در جهات خاص هدايت مي‌كنند، براي مقوله اصلاح الگوي مصرف در اولويت اول افكار عمومي قرار مي‌گيرند و در تمام طول سال بايد در صفحات اول و آخر خود و حتي در ويژه‌نامه‌ها، ‌فضايي را به اين موضوع اختصاص داده تا افراد جامعه با توجه به اين حوزه روز خود را آغاز و بسامان كنند.

اصولا آدمي واقعيات را آن‌گونه كه هست نمي‌بيند، بلكه آن‌گونه كه زبان مي‌نماياند ديده و درك مي‌كند. در دوران پست مدرن امروزي كه سرعت، حرف اول را مي‌زند زبان‌هاي انسان‌ها همانا رسانه‌ها هستند، چرا كه رسانه‌ها استعاره‌ها را ساخته و استعاره‌ها، محتواي فرهنگ‌ها را مي‌آفرينند. نقش غالب رسانه‌ها در فرهنگ نه فقط به خاطر بازتاب فرهنگ كه با شركت در فرهنگ‌سازي نيز نمود مي‌يابد. از يك‌سو، فرآيندهايي هستند كه فرهنگ از آن بيرون آمده و ساخته مي‌شود و از ديگر سو در صحنه‌اي بازي كرده كه حيات اجتماعي و فرهنگي در آن جريان دائمي دارد.

فرهنگ محصول نيروهاي انتزاعي نيست، بلكه شالوده آن بر نظام‌هاي ملموس عليت است. در الگوي فرهنگ مشترك، فرهنگ خلق شده، تقسيم گشته، تغيير كرده و در نهايت توسط ارتباطات منتقل مي‌شود، لذا اولويت‌هاي رسانه اغلب به صورت اولويت‌‌هاي جامعه درآمده و آنچه مورد تاكيد رسانه‌‌هاست، مورد تاكيد انفرادي و اجتماعي مخاطبان رسانه‌ واقع مي‌شود.

روابط عمومي‌ها اما به لايه‌هاي عميق‌تر و تخصصي‌تر اجتماع وارد شده و براي تحقق اهداف اصلاح الگوي مصرف ذيل سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه پنجم توسعه مدل‌سازي كرده و همگام با ديگر نهادها، اصلاح الگوي مصرف را به مصاديق محسوس، ملموس و اهداف عملياتي كه قابل دستيابي در زمان معين و سنجش‌پذير باشند، ترجمان كنند.

ترديدي نيست كه الگوي مصرف در فرهنگ مصرف وابسته به 2 عنصر كليدي فرد و جامعه و نيز به روابط متقابل ميان آن دو است، زيرا روابط و رفتارهاي حاصل از آن ترجمان و تعريف فرهنگ بوده كه با اصل همبستگي اجتماعي رابطه‌اي دوسويه دارند.

خلاقيت در اصلاح الگوي مصرف، طي طريق سريع پيشرفت و لذا نقطه آغازين تلاش براي تبديل آن به الگويي براي تمام فصول است. براي كشوري در حال توسعه همچون جمهوري اسلامي ايران كه افق 1404 آن نزديك است، پويايي و حركت به سمت كمال، رمز رسيدن است. رسيدن به خودكفايي و صعود پله‌هاي ترقي كه بدون اصلاح الگوي مصرف و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه قياس مع‌الفارق است.

ج) بررسي نقش آموزه‌هاي ديني در اصلاح الگوي مصرف

ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي ظرفيت‌ها و امكانات بي‌پايان كشوري است كه مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي كند.

ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و به‌كارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.

خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و بهره‌مندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخش‌هاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.

دكتر فريبرز درجزي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:44 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  براي آن كه بتوان با صرفه جويي زندگي كرد، روش‏هاي متعددي وجود دارد كه با رعايت آنها حتي مي‌توان پس انداز كرد. اگرچه تبعيت از روش‏هاي مورد نظر به ظاهر كاري شبيه به ذره ذره پول خرج كردن است، امارعايت آنها موجب مي‏شود ساليانه مبلغ قابل توجهي را پس انداز كنيد.
البته در اين مسير همواره روش‏ها و راهكارهاي متعددي وجود دارد كه عده‏اي مي‏توانند و عده‏اي نمي‏توانند آنها را به كار بگيرند.
در ذيل به شش مورد از متداول ترين موارد صرفه جويي اشاره مي‏كنيم:
1- پوشاك: در تهيه پوشاك سعي كنيد متناسب با فصل از رنگ‏هاي ساده و مدل‏هاي يقه گرد، يقه هفت و يقه اسكي استفاده كنيد كه با داشتن تعداد معدودي از آنها بتوانيد همخواني لازم را براي لباس و پوشاك تمام فصول ايجاد كنيد. در صورت امكان، لباس‏هاي بلا استفاده دوستان يا خانوده خود را بپذيريد و استفاده كنيد. تا جاي ممكن از خريد پوشاك و لباس‏هايي كه به ندرت مورد استفاده قرار مي‏گيرند، خودداري كنيد.
2- غذا: خوراك ساده‏اي را به عنوان غذا انتخاب كنيد. سعي كنيد متناسب با هر فصل، غذاي تازه مصرف كرده و تا جاي ممكن از مصرف غذاهاي فرآوري شده خودداري كنيد، زيرا مواد غذايي تازه ارزان‏تر و سالم‏تر هستند. در صورت امكان سعي كنيد بخشي از مواد غذايي مورد نياز (مانند ماست، پنير يا نان) را خودتان درست كنيد.

3- باغچه كاري: در صورت امكان از حداقل فضاي موجود استفاده كنيد و به كشت ميوه، سبزيجات يا گياهاني بپردازيد كه در سبد مصرف شما سهم چشمگيري دارند. بديهي است اگر محل سكونت شما از باغچه نسبتا بزرگتري برخوردار باشد، با پرورش گياهان و درختان علاوه بر رفع بخشي از نياز خود مي‏توانيد در تعديل درجه حرارت محيط منزل خود در تابستان و زمستان نيز موثر باشيد.
4- شراكت: سعي كنيد همسايه يا دوست خوبي باشيد. اين مسأله به خصوص در شرايط سخت اهميت زيادي دارد و امكان برقراري ارتباط با اطرافيان را بيشتر مي‏كند. اگر فكر مي‏كنيد چيزي در اختيار داريد كه مورد نياز دوست يا همسايه شما است يا آنها چيزي دارند كه به درد شما مي‏خورد، از مشاركت با هم دريغ نورزيد.
5- كار و تلاش: اگر وقت آزاد داريد، سعي كنيد شغل نيمه وقت ديگري پيدا كنيد يا چند ساعتي را طي هفته به تعليم و يادگيري فنون و مهارت‏هايي اختصاص دهيد كه در زندگي شما موثر است.
6- خريد: تا جاي ممكن خريدهاي معمولي خود را از فروشگاه‏هاي مقرون به صرفه انجام دهيد و سعي كنيد سري به حراجي‏ها، سمساري‏ها و فروشگاه‏هاي مشابه بزنيد. هنگام خريد به دوام جنس و كالاي مورد نظر فكر كنيد و اجناس مرغوب و با كيفيت بخريد. در صورت امكان به جاي تعويض اجناس خود، آنها را تعمير كنيد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:43 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
بررسي نقش آموزه‌هاي ديني در اصلاح الگوي مصرف
ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت و سامان‌دهي ظرفيت‌ها و امکانات بي‌پايان کشوري است که مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي کند.
ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست که در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسف(ع) بدان اشاره شده است. بنابراين لازم است که با تهيه قوانين و به کارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوء‌استفاده در بخش مديريت (بالاخص مديريت دولتي) جلوگيري شود که اين خود يکي ازمنابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي جهت دستيابي به شکوفايي و پيشرفت اقتصادي است.
خداوند به صراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالکيت و حکومت انسان بر زمين و بهره‌مندي وي از انواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير کمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شکر عملي و حقيقي را به اين شکل ابراز و اظهار نمايد. ضمنا از آنجا که هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يک از بخش‌هاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شکوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مسئله تبيين بهترين و کامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذکور، مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
خداوند با بيان اينکه مسرفان را دوست نمي‌دارد (سوره انعام ـ آيه 141) مي‌کوشد تا تبيين کند اين شيوه مصرف و تصرف مي‌تواند موجبات دوري انسان از کمال مطلق و خداوند شود. از اين رو در آيه 31 سوره اعراف نيز يادآوري مي‌کند که انسان در خوردن و آشاميدن و هر گونه تصرف مناسبي آزاد و مختار است اما تصرفات مسرفانه مي‌تواند زيانبار باشد.
تاکيد بر اتخاذ شيوه‌ها و الگوهاي صحيح مصرف به اين معناست که مصرف مي‌بايست در چارچوب کمال و رشد انسان و جامعه و جهان باشد و هرگونه تصرفي خارج از اين دايره، تصرف نابهنجار و ضد اخلاقي و در تناقض با رشد و تعالي مي‌باشد. آيات 26 و 27 سوره اسراء و نيز آيه 67 سوره فرقان هرگونه زياده‌روي و خروج از اعتدال در مصرف را حتي به منظور انفاق، مردود شمرده و بخل و خساست را نيز نادرست پنداشته و خواستار رفتاري معتدل و ميانه حتي در اين حوزه مي‌شود. همچنين خداوند در سوره حشر آيه 7 و سوره توبه آيه 34 هشدار داده كه بر دولت است که نظام اقتصادي را مديريت و نظارت کند تا از تمرکز اموال در دست برخي سرمايه‌داران جلوگيري شده و به آنان اجازه داده نشود تا با خارج کردن نقدينگي از استفاده عمومي در اقتصاد اختلال ايجاد کنند. عدالت اما به عنوان اصلي مهم و بنيادين در نظام اقتصادي اسلام مطرح است و قسط و عدل، شاخصه اصلي اقتصاد اسلامي را تشکيل مي‌دهد (سوره بقره، آيه 279 و سوره انعام، آيه 152 و سوره حديد، آيه25).
در آيه 77 سوره قصص ابزارهاي اقتصادي به عنوان راهي جهت تحصيل معنويت و مطالب اخروي معرفي شده و بر لزوم به کارگيري آن تاکيد مي‌گردد، زيرا از نظر اسلام و قرآن نه تنها جمع ميان دين و دنيا امکان‌پذير است که امري مطلوب هم مي‌باشد، چرا که بدون ‌جمع آن ممکن نيست انسان، آخرتي آباد داشته باشد (سوره بقره، آيه 201 ـ سوره نساء، آيه 134 ـ سوره اعراف ، آيه 165 ـ سوره نحل، آيات 30 و 97 و آيات ديگر...). خداوند در آيات 75 سوره توبه و 10تا 12 سوره صف به نقش سازنده اقتصاد سالم در معنويت توجه کرده و مي‌کوشد تا بدين وسيله نقش اساسي آنرا در توسعه همه‌‌جانبه تبيين و تحليل نمايد زيرا از منظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت مايه قوام جامعه است (سوره نساء، آيه5) و لذا آدميان براي دستيابي به سعادت واقعي مي‌بايست با اقتصادي سالم و به دور از فساد در جنبه‌هاي مختلف از جمله مصرف آن (سوره اعراف، آيه 85 و سوره هود، آيات 84 و 86) خود را به اين هدف والا برسانند.
بنابراين اصلاح الگوهاي اقتصادي در توليد و توزيع و مصرف و تصحيح روابط اقتصادي، همپاي مسائل اعتقادي و عبادي، ماموريت همه پيامبران به ويژه پيامبر اسلام(ص) و به تبع آن، دولت اسلامي است (سوره اعراف، آيه 85 ـ سوره هود، آيات 84 تا 87 ـ سوره شعراء، آيات 177 تا 183).
بديهي است در کنار همه اينها، صرفه‌جويي در همه جا مطلوب است اما در زمان بحران از مطلوبيت و مقبوليت بيشتري برخوردار بوده و حتي به شکل لزوم و ضرورت، خود را بر همگان از مردم گرفته تا مسئولان تحميل مي‌کند. اينچنين است که خداوند در آيات 47 و 48 سوره يوسف بر الزام برنامه‌ريزي جهت حل بحران‌هاي اقتصادي توجه کرده و تصريح مي‌کند که صرفه‌جويي به هنگام وقوع تنگناهاي اقتصادي تنها راهکار رهايي و خروج از بحران مي‌باشد.

منبع: سیاست روز 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:32 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
بررسي مفهومي و تئوريک اصلاح الگوي مصرف
 
اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چند جانبه نگريست: مفهوم اصلاح الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي ازجمله اين ابعاد هستند.
چگونگي شيوه‌هاي مصرف و شاکله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي مردم ايران بيانگر اين واقعيت است که ما جامعه‌اي مصرفي هستيم و اين در حالي است که دياگرام مصرف ما به هيچ وجه با توليد ملي‌مان متناسب نيست و لذا اين شکاف ميان مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر مي‌شود و به همين سبب از خيل عظيمي از تصميمات و سياست‌هاي عقلاني که در غياب نفت مي‌بايد گرفته مي‌شد، مغفول مانده‌ايم.
اصلاح الگوي مصرف عبارت است از نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع کشور به قسمي که سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و کاهش هزينه‌ها شده و از اين منظر زمينه‌اي جهت گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخش‌هايي که کمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.
نکته قابل تامل آنست که اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط نمود. در ابتدا بايد تاکيد کرد که سخن از کاهش مصرف مردم نيست چرا که اصلاح مصرف، يک مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي کاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشاء بسياري از رفتارها به مردم برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد نموده است.
واژه مصرف مبتني بر نياز و ضرورت است و اگر فرآيند توليد در کنار مصرف نباشد، به بيراهه رفتن است. يکي از علل رواج مصرف‌گرايي در کشوري چون ايران همانا سياست‌ کشورهاي صنعتي است. از آنجا که حيات کشورهاي صنعتي به توليد‌شان وابسته است لذا با استراتژي‌هايي همچون ايجاد بازارهاي جديد براي توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين آوردن عمر مفيد محصولات توليدي خود و غير قابل تعمير نمودن آنها که شاکله نوين دکترين استعمار کشورهاي در حال توسعه وگذار است، حيات اين کشورها را به خود وابسته کرده و موجب افزايش مصرف کالاهاي توليدي خود در ميان جوامع شده‌اند. از عوامل مهم ديگر مصرف‌گرايي مناطق آزاد مي‌باشد. با اينکه براي تسهيل صادرات ايجاد شده اما به خاطر نبود بسترسازي کافي جهت امر صادرات، در عمل به مناطقي براي واردات تبديل شده‌اند.
کشور چين با آن جمعيت و گستره سترگ جغرافيايي تنها 3 منطقه آزاد و جمهوري اسلامي ايران 31 منطقه آزاد دارد و به نوعي از اين لحاظ در دنيا رکورد زده‌ايم. کنترل نشدن مرزها که ارتباط مستقيم با مناطق آزاد نيز دارد مشکل رواج مصرف‌گرايي را مضاعف نموده و با تسهيل قاچاق کالاهاي مصرفي به کشور و با رقمي حدود 10ميليارد دلار واردات غيرمجاز، ايران را در جايگاه اول دنيا قرار داده است.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست وبرنامه در سطوح مديريتي کشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف که مبتني بر يک انديشه توسعه‌گر است را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌سازد.
اصلاح الگوي مصرف نه از طيف مداخله در تابع مطلوبيت که با تغيير در محدوديت‌هاي بودجه از طريق اصلاح قيمت به دست خواهد آمد، چرا که اين تابع امري دروني و لذا خارج از دست سياستگذار است و در صورت تاثيرگذاري نيز، عملي شدن اين تغيير در گرو شکسته شدن حريم خصوصي است.
يکي از راه‌هاي اصلي اينکه پي ببريم آيا در رفتارهاي مصرفي، اصلاحي صورت گرفته يا خير، استفاده از معيار بهره‌وري است. از منظر اقتصادي، اصلاح الگوي مصرف ارتباط ارگانيکي با بهبود بهره‌وري داشته و لذا حرکت به سوي طراحي و اجراي نظام اقتصادي کارآمد با مولفه‌هاي ايراني ـ اسلامي از رويکردهاي بلند مدت در اين عرصه است. به عبارتي اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حرکت به سمت هر کدام دستيابي به ديگري را دربردارد. هرگاه بهره‌وري عوامل نيروي کار و سرمايه سهم قابل ملاحظه‌اي در توليد ثروت کشور داشته باشند، مي‌توان نتيجه گرفت که از پتانسيل‌هاي توليدي اقتصادي کشور استفاده مطلوبي شده و مصرف منابع نيز در مسير و ميزان بهينه‌اي واقع شده است.
در مجموع به نظر مي‌رسد اولين و مهمترين اقدام ضروري جهت اهتمام به اصلاح الگوي مصرف، تبديل اين مشترک لفظي به يک مشترک معنايي و ارائه يک تبيين درست از موضوع است. چرا که در پرتو يک درک جامع و مشترک، امکان تاثير‌پذيري بيشتري بر اين مهم ميسر خواهد شد.تاکيد اين نکته از جانب مقام معظم رهبري که «فرآيند اصلاح الگوي مصرف شايد به زماني بيش از 10 سال نياز داشته باشد» نيز اشاره‌اي به لزوم ساماندهي تفکري عميق درباره اصلاح الگوي مصرف در جامعه و در سطوح نهادهاي مسئول بوده که البته همگان بدان مکلف و مسئول خواهيم بود.
ادامه دارد...

فريبرز درجزي

 

منبع: سیاست روز



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:31 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

در هر چيزي با بر و بچه‌هاي مديريت اختلاف سليقه داشه باشيم در اجراي فراموين رهبر معظم انقلاب اسلامي نه تنهاهيچ گونه اختلاف سليقه‌اي نداريم بلكه حتي صددرصد تفاهم سليقه هم داريم. لذا در اين سلسله بحث‌ها كه انشاا... برخاسته از اعتقادمان به انقلاب و اسلام و رهبري و ايران سرافراز اسلامي است دست ياري به سوي ابتدا مديران ورزشي و در مرحله بعد تمامي صاحب نظران، متفكران و دست اندركاران اتاق فكر ورزش اين كشور دراز كرده و خاضعانه دست آن ها را مي فشاريم و بر آن بوسه مي‌زنيم و بر اين بوسه هم افتخار مي كنيم.

امسال رهبر و قائد و رائد كاروان با نگاه دقيق و روشن ضمير خود چشم‌انداز آينده امور از جمله ورزش كشور را نماياند. وي حركت براي زمينه سازي تغيير الگوي مصرف را وظيفه كوتاه مدت متفكران، تصميم گيران و تصميم سازان كشور قرار دارد، بديهي است ما به عنوان قشر فرهيخته كه نگهبان و ديده‌بان فرهنگ اين جامعه هستيم وظيفه داريم با طرح و موشكافي مطلب به وظيفه خود عمل كنيم، اگر چه از زاويه‌اي ديگر كه برخاسته از اعتقادات‌مان است نيز برخود فرض و واجب مي‌دانيم حتي به اندازه يك قلم به تحقيق نگاه رهبري خود برداريم كه بر مي‌داريم و براي پرداختن به اين مهم بايد ديد كه از كجا و با چه زاويه‌اي و نگاهي وارد اين بحث شويم. به نظر ما براي اين مساله مهم دو سر فصل را بايد مدنظر و آغاز اين بحث مطرح كنيم و اين دوسر فصل مي‌تواند نگاه رهبري را تا حد زيادي در بر بگيرد، اما اين دو سرفصل به نظر ما كليد موضعات ورزش در دو عنوان است:

1-بررسي الگوي مصرف در مقوله سخت‌افزاري

2-بررسي الگوي مصرف در مقوله نرم‌افزاري
 

اصلاح الگوي مصرف(سخت‌افزاري)

در اين قسمت كارشناسان مي‌توانند سرفصل‌هاي متعددي پيرامون اين بخش مطرح كنند. به فرمول كاشت داشت و برداشت عنايت داشته باشيد كه در اين مقوله بايد ديد پس از 30 سال نياز واقعي ما به اماكن و تاسيسات ورزشي درچه حدي است. آيا نگاه صحيحي در ساخت و سازهاي ورزشي در مقوله تامين سرانه اماكن ورزشي وجود داشته؟ اماكن ورزشي كه ساخته شده با نگاه لوكس گرايي ساخته شده يا نگاه قهرمان پروري در آن مدنظر بوده؟ شنيده مي شود 95 درصد امكان ورزشي ساخته شده در آلمان با نگاه آموزشي و تمريني براي انبوه مردم است و فقط 5 درصد آن نگاه قهرمان پروري است. آيا در ساخت و ساز نزديك به 3 هزار پروژه ورزشي در دولت نهم به ادعاي سازمان تربيت بدني نگاه اموزشي و تمريني مدنظر بوده يا نگاه قهرماني و تبليغاتي؟ آيا هدف وعده دادن به جوانان در سفرهاي استاني بوده و يا واقعا به دليل كمبود و يا نبود اين امكانات آن هم با نگاه دقيق و كارشناسي ضرورت‌هاي منطقي جوانان آن شهرستان و استان انجام شده؟ در هر صورت مي تواند موضوع جدي نگاه سخت‌افزاري باشد. در بخش نگاه سخت افزاري آيا سازمان تربيت بدني متولي ساخت و سازهاست يا شهرداري استان ها و شهرستان ها وظيفه تجهيز شهر به نيازهاي جسمي و روحي مردم آن شهر را به عهده دارند آيا دربررسي اصلاح الگوي مصرف وظايف همه نهادها مشخص شده است يا خير؟

اين موضوع از زاويه‌اي ديگر هم مي تواند مورد بررسي قرار گيرد مثلا آيا امكان تعامل بين نهادها، ارگانها و وزارتخانه‌ها براي تجميع در ساخت و سازها وجود دارد يا خير؟ مثلا مي شود سالن رابه شكلي طراحي كرد كه از اين سالن هم آموزش و پرورش، هم كارگردان و هم دانشجويان استفاده كنند و يا باز هر كس ساز خود را مي زند و موازي كاري در سال پيش به سوي اصلاح الگوي مصرف متوقف و در يك برنامه جامع هم اين تلاش ها تجميع مي شود؟




ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:48 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

امسال سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده است، اين نام گذاري نشان مي دهد كه جامعه اسلامي ما با وجود برخورداري از ويژگي هاي مثبت اسلامي و انقلابي همچون صبر و استقامت، ارزش گرايي، دين داري و... در زمينه مصرف دچار آسيب ها و ناهنجاري هايي است. البته بخش زيادي از اين ناهنجاري ها متوجه حاكميت نظام بوروكراسي دولتي طي سه دهه اي است كه از عمر انقلاب مي گذرد. در اين ميان نظام يارانه اي كه به گفته همه صاحب نظران از اهداف خود (كمك به طبقات پايين و ايجاد تعادل) خارج شده است، نقشي به سزا در گسترش اين ناهنجاري و درست مصرف نكردن داشته است. بخشي ديگر از اين آسيب نيز معلول نبود يك الگوي ترسيم شده و شفاف است كه منطبق بر انسان شناسي اسلامي و ويژگي هاي ملي و ميهني باشد. در خلاء نبود چنين الگويي متناسب با شأن جامعه ايراني اسلامي، طبيعي است هم فرهنگ سازي ها موثر واقع نمي شود و هم الگوهاي وارداتي و رفتارهاي تجمل گرايانه به آساني خود را بر جامعه تحميل مي كند و به رفتارها و عملكردها راه مي يابد.
با تمام اين تحليل ها، از منظر اسلامي هيچ كس نمي تواند شانه خود را از زير بار مسئوليت رفتار خويش خالي كند و مثلا آن را به گردن سيستم و سازمان و يا خانواده و ديگران بيندازد.
در عين حال نمي توان نقش جامعه و الگوهاي حاكم بر آن را در رواج يك ناهنجاري آن هم به صورت گسترده و نهادينه شده، ناديده انگاشت و بي توجه به اين نقش موثر همواره به آحاد مردم خطاب كرد و گفت: اسراف نكنيد، درست مصرف كنيد و... زيرا همواره بخشي از رفتارهاي انسان متأثر از نهادها و نظام هاي اجتماعي است و اگر اين نظام ها، رفتاري مصرف گرا داشته باشند و مثلا با بوروكراسي غيرضرور خود وقت و انرژي مراجعان را هدر دهند، در اين جا مراجعه كنندگان نمي توانند به آساني گامي در راه اصلاح رفتار بردارند.
متأسفانه در زمينه الگوي مصرف، بخش خصوصي يك گونه مشكل دارد و بخش دولتي به گونه اي ديگر دچار نارسايي است. يكي به خاطر ضعف نظارت گاه مصالح و منافع عمومي را چندان در نظر نمي گيرد و اسباب نارضايتي مردم را فراهم مي كند و ديگري به دليل نبود دلسوزي و مصرف نكردن بهينه اموال و امكانات (كه البته نبايد همه تقصير را به گردن افراد انداخت) امكانات ملي را هدر مي دهد. همين اشكالات بود كه چند سال پيش رهبر معظم انقلاب اسلامي تفسير جديدي از اصل ٤٤ قانون اساسي ارائه كردند و گامي مهم براي تحولي شگرف در عرصه اقتصادي برداشتند. دولت نهم نيز بيشترين تلاش اقتصادي خود را براي اصلاح نظام اقتصادي در قالب لايحه هدفمند كردن يارانه ها به خرج داد و حتي طرح سهميه بندي بنزين را به مرحله اجرا درآورد. اما هنوز تا رسيدن به يك وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است. همين نگرش كه در ميان مردم درباره خدمات بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، نشان مي دهد ما هنوز به يك الگوي متناسب با جامعه دست پيدا نكرده ايم. از اين رو تلاش براي ترسيم يك الگوي بومي دست كم مي تواند گام موثري در راه دستيابي به اصلاح الگوي مصرف باشد. اين يك اصل قرآني است كه: هر كس طبق نيت و بينش و جهان بيني خود رفتار مي كند. به بيان ديگر آيه شريفه: «قل كل يعمل علي شاكلته» ارتباط و پيوند مستحكم ميان رفتار و بينش و نظر و عمل را نشان مي دهد. بنابراين اگر آسيب گسترده اي در الگوي مصرف جامعه مشاهده مي شود، نشان گر نامناسب بودن الگو و ناهماهنگي آن بينش اسلامي است كه هم از اسراف به شدت نهي كرده و هم به قناعت و تدبير معيشت دستور داده است.

ساز و كار اصلاح
حال مي خواهيم ببينيم اسلام براي اصلاح رفتارها چه ساز و كاري را پيش بيني كرده است؟ اسلام در كنار بيان اعمال واجب و حرامي كه مكلفان را به آن ها تكليف كرده است، براي استمرار عمل به واجبات و ترك محرمات، اصلي را به نام «امر به معروف و نهي از منكر» تعبيه كرده است.
بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس مسئوليت داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و بدان عمل نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند.
حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها مردم را در اين باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و راه دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند. بايد توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار مورد نياز در مصرف است.
به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را برطرف كرد؟!
اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم، چاره اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده مردم و به صورت جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در اين عرصه ها بالا ببريم. بي شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري پيدا كرده است. اين امر اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و يا مراكز جمعي، توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش يابد. مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير معيشت در جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست.
يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است.

نهي از اسراف و هدر دهي امكانات
آن چه تاكنون بيان شد بيشتر در حوزه امر به معروف قرار داشت اما بخشي از اصلاح الگوي مصرف هم در حوزه «نهي از منكر» قرار مي گيرد. در اين بخش آن چه بايد مورد توجه واقع شود، حساسيت مردم نسبت به اتلاف و اسراف اموال عمومي در سازمان ها و نهادهاي جمعي و نيز زندگي خصوصي است. رفتارهاي تجملي و بريز و بپاش هايي كه گاه در برخي سازمان ها و شركت ها شاهد آن هستيم، از جمله مصاديق منكر در عرصه مصرف است. هدر دادن انرژي و يا ابزارهاي صنعتي در صنعت و اسراف آب در كشاورزي از جمله منكراتي هستند كه بايد تك تك افراد جامعه به اين «منكر»ها توجه كنند و براي رفع آن قدم بردارند.
بنابراين مي توان از ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر براي اصلاح الگوي مصرف بهره برد و با ارتقاي آگاهي، فرهنگ سازي كرد و از طريق تعيين مصاديق اسراف، منكر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهي از اين گونه منكرها ترغيب كرد. البته شيوه تربيتي ما معمولا چنين است كه همواره بر جنبه منفي و منكر بيشتر انگشت مي گذاريم و از ايجاد مقدمات و بسترهاي لازم براي سوق دادن مردم به سمت معروف (اصلاح الگوي مصرف) غفلت مي ورزيم. به همين خاطر يادآور مي شوم كه اين گونه نگاه تربيتي خود يك آسيب است از اين رو نبايد وزن نهي از منكر افزون تر از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوي مصرف باشد.
هر چند تلاش در راه اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه ملي و عمومي است اما رسالت اصلي بر دوش نخبگان و شخصيت هاي مرجع و تأثيرگذار است تا آنان زمينه هاي تحقق اين راهبرد را در جامعه فراهم كنند. خداوند درباره اين رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/١١٦) مي فرمايد: «فلولاكان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن انجينا منهم»: «پس چرا از نسل هاي پيش از شما خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز دارند؟ جز اندكي از كساني كه از ميان آنان نجاتشان داديم.»
اگر جامعه ما تحول و پيشرفت مي خواهد و به دنبال ايجاد جامعه اي عادلانه و پيشرفته است، بايد خود را اصلاح كند و ناهنجاري ها را از رفتار خويش بزدايد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم».



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:43 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 تغذيه‌ از نيازهاى‌ اجتناب‌ناپذير هر موجود زنده‌اى‌ است‌ و انسان‌ نيز از اين‌ قانون‌، مستثنا نيست‌. از اين‌ روآگاهى‌ از روش‌ و شيوه‌ بزرگان‌ دين‌ در اين‌ زمينه‌، شايان‌ توجه‌ و تأمل‌ است‌. نوشتار حاضر درصدد پاسخ‌گويى‌به‌ چند پرسش‌ محورى‌ و مهم‌ درباره‌ تغذيه‌، بر اساس‌ سيره‌ پيامبر اعظم است‌.پرسش‌هايى‌ چون‌ چرايى‌ تغذيه‌، نوع‌ غذا، تنوع‌ و مقدار آن‌، زمان‌ تغذيه‌، همراهى‌ با ديگران‌ در تغذيه‌ وبالاخره‌ چگونگى‌ انجام‌ تغذيه‌.
در سيره‌ نبوى(ص)غذا خوردن‌ با هدف‌ كسب‌ توان‌ براى‌ طاعت‌ و عبادت‌ بوده‌ است‌.غذاهاى‌ آن‌ حضرت‌، ويژگى‌هايى‌ چون‌ حلال‌ بودن‌، تنوع‌، سادگى‌، مضرّ نبودن‌ و سودمندى‌ را داشته‌ است‌.آن‌ حضرت‌ از صرف‌ بيش‌ از يك‌ نوع‌ غذا در يك‌ وعده‌ ـ به‌ منظور زهد ـ پرهيز داشته‌، مقدار غذاى‌مصرفى‌اش‌ نيز در حد نياز بدن‌ بوده‌ است‌. وقت‌ غذاى‌ حضرت‌، هنگام‌ گرسنگى‌ بوده‌ و اصرار بر صرف‌ غذا به‌همراه‌ ديگران‌ داشته‌ است‌. نيز آن‌ حضرت‌ در شروع‌ و پايان‌ صرف‌ غذا نام‌ خدا را بر زبان‌ جارى‌ و در اين‌زمينه‌، آداب‌ خاص‌ ديگرى‌ را رعايت‌ مى‌فرمود.
واژگان‌ كليدى‌: سيره‌ نبوى(ص)‌، تغذيه‌، خوردن‌ و آشاميدن‌.
مقدمه‌
خوردن‌ و آشاميدن‌ از لوازم‌ اصلى‌ استمرار حيات‌ مادى‌ انسان‌ است‌ و بدون‌ آن‌، هيچ‌ انسانى‌ قادر به‌ انجام‌ تكاليف‌اساسى‌ خويش‌ و حركت‌ در مسير كمال‌يابى‌ نخواهد شد. جسم‌ انسان‌، هم‌چون‌ مركبى‌ است‌ كه‌ روح‌ را حمل‌ مى‌كند واختلال‌ در كار اين‌ مركب‌، اختلال‌ در كار روح‌ پديد مى‌آورد. اين‌ حقيقت‌، اقتضاى‌ آن‌ داشته‌ كه‌ حتى‌ برترين‌ موجودات‌نظام‌ هستى‌، يعنى‌ انبيا و اولياى‌ الهى‌ نيز وجود را بى‌نياز از خوردن‌ و آشاميدن‌ ندانند و با بهره‌گيرى‌ از شيوه‌هاى‌ صحيح‌و در عين‌ حال‌ ضرورى‌، لوازم‌ استمرار حيات‌ و حركت‌ جسم‌ خويش‌ را فراهم‌ كرده‌ و آن‌ را در خدمت‌ روح‌ بلندشان‌قرار دهند.
با توجه‌ به‌ آن‌چه‌ گفته‌ شد، در اين‌ نوشتار به‌ بررسى‌ روايات‌ حاكى‌ از سيره‌ نبوى‌ در اين‌ باره‌ مى‌پردازيم‌. مجموع‌اطلاعات‌ موجود در اين‌ زمينه‌، در حقيقت‌ پاسخ‌ به‌ اين‌ سؤال‌هاست‌ كه‌ پيامبر اكرم(ص)چرا، چه‌ نوع‌،چند نوع‌، به‌ چه‌ ميزان‌، چه‌ هنگام‌، تنها يا با ديگران‌، و چگونه‌ مى‌خورد و مى‌آشاميد.
1. چـرا؟
سخن‌ از چرايى‌ خوردن‌ و آشاميدن‌ در سيره‌ نبوى(ص)‌، منطقاً بايد پيش‌ از ديگر مسائل‌ مربوط‌ به‌ سيره‌آن‌ حضرت‌ در خوردن‌ و آشاميدن‌، مورد توجه‌ قرار گيرد. اين‌كه‌ چرا انسان‌ به‌ خوردن‌ و آشاميدن‌ رو آورده‌، پرسشى‌است‌ كه‌ پاسخ‌ آن‌ ابتدا بديهى‌ مى‌نمايد، زيرا به‌ محض‌ طرح‌ چنين‌ پرسشى‌، اين‌ پاسخ‌ به‌ ذهن‌ مى‌رسد كه‌ خوردن‌ وآشاميدن‌ لازمه‌ طبيعى‌ زندگى‌ بشر و زنده‌ ماندن‌ اوست‌. اين‌ سخن‌ در عين‌ درستى‌، تمام‌ پاسخ‌ نيست‌، زيرا فلسفه‌خوردن‌ و آشاميدن‌ در نگاه‌ اولياى‌ دين‌، صِرف‌ تأمين‌ نيازهاى‌ جسمانى‌ نيست‌، بلكه‌ مسئله‌اى‌ مهم‌تر و برتر مطرح‌است‌. طبق‌ اين‌ ديدگاه‌، جسم‌، نقش‌ آلى‌ و ابزارى‌ براى‌ حقيقت‌ انسان‌، يعنى‌ روح‌ او دارد، از اين‌ رو براى‌ اين‌كه‌ روح‌بتواند مسير كمال‌يابى‌ خود را طى‌ كند بايد نيازهاى‌ جسم‌ به‌ عنوان‌ مركب‌ و ابزار روح‌، تأمين‌ شود. بر اساس‌ ديدگاه‌اول‌، انسان‌ و حيوان‌ مشترك‌ و هم‌سان‌ مى‌شوند، اما در اين‌ نگاه‌، انسان‌ در تأمين‌ نيازهاى‌ جسم‌ در پى‌ تأمين‌ هدفى‌ بس‌والاست‌. در برخى‌ روايات‌ به‌ نقش‌ ابزارى‌ خوردن‌ در راستاى‌ عبادت‌ و انجام‌ فرائض‌ و تكاليف‌ اشاره‌ شده‌ است‌. درروايتى‌، از پيامبر اكرم(ص)چنين‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ خداوند عرضه‌ داشت‌:
در نان‌ به‌ ما بركت‌ عطا كن‌، و بين‌ ما و نان‌ جدايى‌ ميفكن‌، چرا كه‌ اگر نان‌ نباشد قادر به‌ اداى‌ نماز و گرفتن‌ روزه‌ و انجام‌ فرايض‌پروردگارمان‌ نخواهيم‌ بود.2
و در روايت‌ امام‌ صادق‌(عليه السلام) نيز آمده‌ است‌:
بنيان‌ جسم‌ بر نان‌ نهاده‌ شده‌ است‌.3
بنا بر روايتى‌ ديگر، هنگامى‌ كه‌ مردى‌ از ابوذر درباره‌ برترين‌ اعمال‌ پس‌ از ايمان‌ پرسش‌ كرد وى‌ پاسخ‌ داد: "نماز وخوردن‌ نان‌! " و هنگامى‌ كه‌ آن‌ مرد با شگفتى‌ به‌ ابوذر نگريست‌، وى‌ ادامه‌ داد: "اگر نان‌ نباشد خداوند عبادت‌ نمى‌شود ".و مراد ابوذر اين‌ بود كه‌ انسان‌ براى‌ كسب‌ توانايى‌ انجام‌ عبادت‌ بايد از نان‌ بهره‌ ببرد.4
با توجه‌ به‌ اين‌ گونه‌ روايات‌، هدف‌ انسان‌ مؤمن‌ از خوردن‌ غذا، آماده‌سازى‌ جسم‌ براى‌ انجام‌ تكاليف‌ عبادى‌ وفرايض‌ دينى‌ است‌، و ـ چنان‌ كه‌ گذشت‌ ـ اين‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ خوردن‌، به‌ مراتب‌ والاتر از نگاه‌ طبيعى‌ به‌ آن‌ است‌.
2. چه‌ نوع‌؟
پرسش‌ ديگر درباره‌ سيره‌ نبوى(ص)در خوردن‌ و آشاميدن‌، مربوط‌ به‌ نوع‌ غذاى‌ آن‌ حضرت‌ است‌. بنابرروايات‌ سيره‌ مى‌توان‌ ويژگى‌هايى‌ را در مورد غذاى‌ پيامبر اكرم(ص)استنباط‌ كرد كه‌ عبارت‌اند از:
حلال‌ بودن‌
از مهم‌ترين‌ اين‌ ويژگى‌ها حلال‌ بودن‌ غذاست‌. طبيعى‌ است‌ پيامبر اكرم(ص)با توجه‌ به‌ جايگاه‌هدايتى‌اش‌ در ميان‌ انسان‌ها، بارزترين‌ مصداق‌ براى‌ رعايت‌ اين‌ اصل‌ است‌. در برخى‌ روايات‌ آمده‌ است‌ كه‌ آن‌حضرت‌ آن‌چه‌ را خداوند برايش‌ حلال‌ كرده‌ بود به‌ همراه‌ خانواده‌ و خدمتكار تناول‌ مى‌كرد.5
تنوع‌
ويژگى‌ ديگر در غذاهاى‌ پيامبر اكرم(ص)آن‌ بود كه‌ اصرار بر نوع‌ خاص‌ و برجسته‌اى‌ از غذاها نداشت‌ وغذايى‌، هم‌چون‌ غذاى‌ متعارف‌ همه‌ مردم‌ را مصرف‌ مى‌كرد، و در اين‌ ميان‌، به‌ ساده‌ترين‌ نوع‌ آن‌ قناعت‌ مى‌كرد و بر آن‌شاكر بود. بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، آن‌ حضرت‌ گونه‌هاى‌ مختلف‌ از غذاها را مصرف‌ مى‌كرد.6 معناى‌ اين‌ سخن‌مى‌تواند آن‌ باشد كه‌ حضرت‌ اصرار بر نوع‌ خاصى‌ از غذاها نداشت‌ و در اين‌ زمينه‌، تكلف‌ نمى‌ورزيد و در صورت‌دست‌رسى‌ به‌ غذاهاى‌ نافع‌، براى‌ تأمين‌ نياز جسم‌ از آن‌ها بهره‌ مى‌برد.
سادگى‌
در بيشتر موارد، آن‌ حضرت‌ نان‌ جو، با آرد سبوس‌دار، و در حدّ عدم‌ سيرى‌ مصرف‌ مى‌كرد. در برخى‌ روايات‌، از نان‌جو به‌ عنوان‌ غذاى‌ انبيا ياد شده‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌ در روايتى‌، به‌ نقل‌ از امام‌ رضا(عليه السلام) چنين‌ مى‌خوانيم‌:
هيچ‌ پيامبرى‌ نبوده‌ جز آن‌ كه‌ مردم‌ را به‌ خوردن‌ [نان‌] جو فرا خوانده‌ و براى‌ آن‌، بركت‌ طلبيده‌ است‌. و [اين‌ غذا] در هيچ‌شكمى‌ داخل‌ نشده‌ جز آن‌ كه‌ بيمارى‌ را از ميان‌ برداشته‌ است‌. و اين‌، غذاى‌ پيامبران‌ است‌ و طعام‌ نيكان‌. و خداوند ابا كرده‌ ازاين‌كه‌ غذاى‌ انبيا را چيزى‌ غير از جو قرار دهد.7
از ديگر روايات‌ مربوط‌ به‌ سادگى‌ غذاى‌ پيامبر(ص)‌، روايت‌ قتاده‌ است‌. وى‌ گويد: ما گاه‌ نزد انس‌ بن‌مالك‌ مى‌رفتيم‌ و مى‌ديديم‌ كه‌ خدمتكار او مشغول‌ پختن‌ نان‌ بود. روزى‌ انس‌ در همين‌ حال‌، رو به‌ ما كرده‌، گفت‌: [از اين‌نان‌ها] بخوريد، اما نسبت‌ به‌ پيامبر، من‌ سراغ‌ ندارم‌ كه‌ حضرت‌ نان‌ با آرد الك‌ كرده‌ و بدون‌ سبوس‌، و گوشت‌ گوسفندكباب‌ شده‌ مصرف‌ كرده‌ باشد.8
خورش‌ِ غذاى‌ پيامبر(ص) نيز معمولاً بسيار ساده‌ بود. بنا به‌ نقل‌ كلينى‌ از امام‌ صادق‌(عليه السلام)‌، روزى‌پيامبر اكرم(ص)به‌ حجره‌ ام‌سلمه‌ وارد شد. ام‌سلمه‌ قطعه‌ نانى‌ نزد حضرت‌ آورد. پيامبر فرمودند: آياخورش‌ نيز دارى‌؟ گفت‌: خير يا رسول‌ الله، جز سركه‌ ندارم‌. فرمود: سركه‌ خوب‌ خورشى‌ است‌، و خانه‌اى‌ كه‌ سركه‌ درآن‌ هست‌ بى‌چيز نيست‌.9
مضرّ نبودن‌
ويژگى‌ مهم‌ ديگر در غذاهاى‌ مورد استفاده‌ پيامبر اكرم(ص)‌، مضرّ نبودن‌ است‌. از نظر آن‌ حضرت‌،گذشته‌ از مفيد و نافع‌ بودن‌، يك‌ غذا ـ كه‌ در ادامه‌، به‌ آن‌ خواهيم‌ پرداخت‌ ـ مى‌بايست‌ فاقد آثار منفى‌ بر بدن‌ باشد. به‌عنوان‌ مثال‌، بنا به‌ نقل‌ كلينى‌ از امام‌ صادق‌(عليه السلام)‌، و آن‌ حضرت‌ از اميرالمؤمنين‌(عليه السلام)‌، هنگامى‌ كه‌ براى‌ پيامبراكرم(ص)غذاى‌ داغى‌ آوردند، فرمود:
آن‌ را بگذاريد تا سرد شود، خداوند آتش‌ را غذاى‌ ما قرار نداده‌ و بركت‌ در غذاى‌ غير داغ‌ است‌.10
بنا بر بعضى‌ روايات‌، آن‌ حضرت‌ از خوردن‌ برخى‌ غذاها يا گياهان‌ كه‌ بوى‌ آن‌ها در دهان‌ مى‌ماند نيز اجتناب‌ مى‌كرد.البته‌ اين‌ پرهيز، ناشى‌ از آثار خانوادگى‌ يا اجتماعى‌ بقاى‌ بوى‌ اين‌ غذاها در دهان‌ بود و نه‌ به‌ سبب‌ ضرر آن‌ براى‌ بدن‌.بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پيامبر اكرم(ص)سير، پياز، تره‌ و عسلى‌ كه‌ مغافير11 در آن‌ بود تناول‌نمى‌كرد، زيرا بوى‌ آن‌ها در دهان‌ مى‌ماند.12
سودمندى‌
ويژگى‌ ديگر غذاهاى‌ مورد استفاده‌ پيامبر اكرم(ص)‌، ميزان‌ نافع‌ بودن‌ غذا براى‌ بدن‌ بود. بنا بر روايتى‌ كه‌پيش‌ از اين‌ گذشت‌، حضرت‌ سادگى‌ را در مجموع‌ زندگى‌ و از جمله‌ تغذيه‌، رعايت‌ مى‌كرد، اما اين‌، منافات‌ با توجه‌ به‌سودمندى‌ غذاها ندارد و در مواردى‌ كه‌ گشايش‌ اقتصادى‌ براى‌ مسلمانان‌ و خود حضرت‌ پديد مى‌آمد با تنوع‌بخشى‌به‌ غذاى‌ خود و خانواده‌، از غذاهاى‌ سودمند بهره‌ مى‌برد. در برخى‌ روايات‌، ضمن‌ اشاره‌ به‌ اين‌ موارد، از زبان‌پيامبر(ص) و ديگر معصومان(عليهم السلام) فوايدى‌ براى‌ برخى‌ غذاها بيان‌ شده‌ است‌. مجموع‌ اين‌روايات‌، حكايت‌ از آن‌ دارند كه‌ پيامبر اكرم‌ (ص) به‌ علت‌ اتصال‌ به‌ منبع‌ علم‌ الهى‌ و آگاهى‌ از خواص‌غذاها، نافع‌ترين‌ آن‌ها را براى‌ بدن‌ ـ در صورت‌ دست‌رسى‌ به‌ آن‌ها ـ بر مى‌گزيده‌، ضمن‌ آن‌كه‌ در ميزان‌ مصرف‌ نيزاصول‌ سلامت‌ را رعايت‌ مى‌كرد.
در روايتى‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ از امام‌ رضا(عليه السلام) نقل‌ كرديم‌، به‌ خاصيت‌ درمانى‌ نان‌ جو اشاره‌ شد.13 به‌ جزآن‌، در برخى‌ روايات‌، امام‌ صادق‌(عليه السلام) شير، سركه‌، روغن‌ و سويق‌ (نوعى‌ حليم‌ از گندم‌ يا جو، و شكر و خرما) راغذاى‌ پيامبران‌، و گوشت‌ و شير را، شورباى‌ (آبگوشت‌) آنان‌ معرفى‌ كرده‌ است‌.14
هم‌چنين‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ محبوب‌ترين‌ غذاها نزد پيامبر اكرم(ص)گوشت‌ بود و مى‌فرمود: "گوشت‌ موجب‌ افزونى‌ قوه‌ شنوايى‌ و بينايى‌ مى‌شود ". و در كلامى‌ ديگر فرمود:
گوشت‌، سرآمد غذاها در دنيا و آخرت‌ است‌ و اگر از خدايم‌ مى‌خواستم‌ كه‌ هر روز مرا با آن‌ اطعام‌ كند چنين‌مى‌كرد.15
آن‌ حضرت‌ گوشت‌ را گاه‌ به‌ صورت‌ پخته‌ [با آب‌] و گاه‌ به‌ صورت‌ كباب‌، همراه‌ نان‌ مصرف‌ مى‌كرد.16
بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پيامبر اكرم‌ (ص) تگرگ‌ را جمع‌ كرده‌ و تناول‌ مى‌كرد و مى‌فرمود: اين‌ موجب‌نابودى‌ عوامل‌ فساد دندان‌ها مى‌شود.17
نيز از امام‌ صادق‌(عليه السلام) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ پيامبر اكرم(ص)در صورت‌ دست‌رسى‌ به‌ شيرينى‌جات‌با آن‌ افطار مى‌كرد، و اگر بدان‌ دست‌رسى‌ نداشت‌ با آب‌ گرم‌ افطار مى‌كرد و مى‌فرمود:
اين‌ باعث‌ پاكسازى‌ كبد و معده‌، و موجب‌ خوشبو شدن‌ بوى‌ دهان‌، و سبب‌ تقويت‌ دندان‌ها و چشم‌، و عامل‌ تيزى‌ بينايى‌مى‌شود؛ و گناهان‌ را مى‌شويد و عروق‌ تحريك‌ شده‌ را ساكن‌، و تلخى‌ غالب‌ را از بين‌ مى‌برد و بلغم‌ را قطع‌ مى‌كند و حرارت‌ را ازمعده‌ فرو نشانده‌ و سردرد را زايل‌ مى‌كند.18
گفتنى‌ است‌، تأثير افطار با آب‌ ولرم‌ در شسته‌ شدن‌ گناهان‌ مى‌تواند به‌ لحاظ‌ فضيلتى‌ باشد كه‌ شخص‌ روزه‌دار در اثرگرسنگى‌ و سپس‌ افطار با نوشيدنى‌ ساده‌اى‌ چون‌ آب‌ به‌ دست‌ مى‌آورد.
پيامبر اكرم(ص)عسل‌ را بسيار دوست‌ داشت‌ و خوردن‌ آن‌ را همراه‌ با قرائت‌ آياتى‌ از قرآن‌ و جويدن‌كُندر موجب‌ زوال‌ بلغم‌ مى‌دانست‌.19
پيامبر اكرم(ص)مطلوبيت‌ بعضى‌ غذاها را گاه‌ با تعبير "طيّب‌ " تأييد مى‌كرد. به‌ عنوان‌ مثال‌، هنگامى‌كه‌ يكى‌ از اصحاب‌ حضرت‌ فالوده‌اى‌ به‌ ايشان‌ هديه‌ كرد و حضرت‌ قدرى‌ تناول‌ كردند، پرسيدند: "اى‌ ابا عبدالله، اين‌را از چه‌ چيزى‌ فراهم‌ كرده‌اى‌؟ " عرض‌ كرد: پدر و مادرم‌ فدايت‌، روغن‌ و عسل‌ را در ظرفى‌ سنگى‌ ريخته‌، با آتش‌ تفت‌مى‌دهيم‌ و سپس‌ مغز گندم‌ را آسياب‌ كرده‌ و با آن‌ مخلوط‌ مى‌كنيم‌ تا به‌ خوبى‌ با هم‌ عجين‌ شوند و چنين‌ چيزى‌ فراهم‌آيد. حضرت‌ فرمود: "اين‌ غذايى‌ نيكو و گواراست‌ ".20
3. چند نوع؟
روح‌ ساده‌زيستى‌ در پيامبر اكرم(ص)مانع‌ از آن‌ بود كه‌ بر سر سفره‌ غذاى‌ آن‌ حضرت‌ بيش‌ از يك‌ نوع‌غذا يافت‌ شود. علت‌ اين‌ امر در روايت‌ صحيحه‌ كلينى‌ از امام‌ صادق‌(عليه السلام) بيان‌ شده‌ است‌. بنا بر اين‌ نقل‌، پيامبراكرم(ص)در شام‌گاه‌ پنجشنبه‌اى‌ كه‌ در مسجد قبا حضور داشت‌، براى‌ افطار، نوشيدنى‌ طلب‌ كرد و اوس‌بن‌ خولى‌ انصارى‌ كاسه‌ بزرگى‌ حاوى‌ شير مخلوط‌ با عسل‌ آورد. حضرت‌ چون‌ آن‌ را به‌ لب‌هاى‌ مبارك‌ رسانيد ناگاه‌ آن‌را كنار نهاد و فرمود:
اين‌، دو نوع‌ نوشيدنى‌ است‌ كه‌ به‌ يكى‌ از آن‌ها نيز مى‌توان‌ بسنده‌ كرد. من‌ آن‌ دو را با هم‌ نمى‌نوشم‌، اما تحريم‌ نيز نمى‌كنم‌،لكن‌ من‌ براى‌ تواضع‌ در برابر خداوند چنين‌ مى‌كنم‌، و هر كس‌ براى‌ خدا تواضع‌ كند خداوند او را بلند مرتبه‌ سازد، و هر كس‌تكبّر ورزد خداوند او را فرود آورد. و هر آن‌ كس‌ كه‌ در معيشت‌، راه‌ ميانه‌ برگزيند خداوند روزى‌اش‌ دهد، و هر آن‌ كه‌ اهل‌ تبذيرباشد خداوند او را محروم‌ سازد، و هر آن‌ كه‌ فراوان‌ ياد مرگ‌ كند خداوند دوستش‌ دارد.21
اين‌ روايت‌ چندين‌ پيام‌ دارد:
. قناعت‌ پيامبر اكرم(ص)بر يك‌ نوع‌ از نوشيدنى‌ و غذا؛
. اين‌ قناعت‌، بُعد استحباب‌ و ترجيح‌ داشته‌ و ترك‌ آن‌ حرام‌ نيست‌؛ و اين‌ در حقيقت‌، ناشى‌ از شريعت‌ سهله‌اى‌است‌ كه‌ پيامبر(ص) خود را مروّج‌ و آورنده‌ آن‌ معرفى‌ كرد.22 و از اين‌ رو فرمود: من‌ اين‌ دونوشيدنى‌ را با هم‌ نمى‌نوشم‌، اما تحريم‌ نيز نمى‌كنم‌؛
. زهد مثبت‌ در سيره‌ معصومان(عليهم السلام) و اولياى‌ صالح‌ خداوند عبارت‌ از همين‌ است‌ كه‌ با وجود دست‌رسى‌ به‌مواهب‌ دنيوى‌ جز در حد ضرورت‌، از آن‌ها چشم‌پوشى‌ مى‌كردند؛
. پيامبر اكرم(ص)سرّ اين‌ اقدام‌ خويش‌ را تواضع‌ در برابر خدا معرفى‌ مى‌كند، و اين‌، جلوه‌اى‌ ديگر ازصفت‌ تواضع‌ است‌ كه‌ عبارت‌ از تواضع‌ در برابر خداست‌. افراد متكبّر و دنيازده‌ با گردن‌ كشى‌ و روحيه‌ طلب‌ كارانه‌ دربرابر خداوند ظاهر شده‌ و نعمت‌هاى‌ الهى‌ را بى‌توجه‌ به‌ مُنْعِم‌ مصرف‌ مى‌كنند، در حالى‌ كه‌ بندگان‌ حقيقى‌ خداوند بااظهار كوچكى‌ و تواضع‌ در برابر خداوند، خود را مستحق‌ كوچك‌ترين‌ نعمت‌ها نيز نديده‌ و نسبت‌ به‌ توان‌ برشكرگزارى‌ براى‌ كمترين‌ نعمت‌ نيز اظهار عجز مى‌كنند و درصدد افزون‌ خواهي‌ِ همراه‌ با ناسپاسى‌ نيستند؛
. توصيه‌ كلى‌ پيامبر اكرم(ص)در اين‌ حديث‌، به‌ اعتدال‌ و ميانه‌روى‌ در زندگى‌، و ترك‌ تبذير است‌؛
. و نهايتاً در راستاى‌ اصول‌ و سيره‌ و شيوه‌ تربيتى‌ پيامبر اكرم(ص)‌، مسئله‌ ياد مرگ‌ مطرح‌ مى‌شود كه‌بهترين‌ وسيله‌ حفظ‌ انسان‌ها از كژى‌ است‌.
4. به‌ چـه‌ ميزان‌؟
اولياى‌ دين‌ و نيز حكيمان‌، همواره‌ به‌ كم‌خورى‌ و پرهيز از پرخورى‌ سفارش‌ اكيد داشته‌اند. اين‌ مسئله‌ امروزه‌ نيز موردتأكيد پژوهشگران‌ علوم‌ پزشكى‌ است‌ و به‌ عنوان‌ راز سلامت‌ و پيش‌گيرى‌ از بيمارى‌ها مطرح‌ است‌. در روايت‌ كلينى‌ ازامام‌ باقر(عليه السلام) آمده‌ است‌:
چيزى‌ نزد خداوند، مبغوض‌تر و ناپسندتر از شكم‌ پر نيست‌.23
در روايتى‌ ديگر از آن‌ حضرت‌ آمده‌ است‌:
آن‌ گاه‌ كه‌ شكم‌ پر شود، ره‌ طغيان‌ در پيش‌ گيرد.24
و به‌ گفته‌ برخى‌ حكما:
زياد نخوريد تا زياد بنوشيد تا زياد بخوابيد تا زياد حسرت‌ بخوريد.25
در روايات‌ نبوى(ص)نيز بر اين‌ امر تأكيد شده‌ است‌. آن‌ حضرت‌، پرخورى‌ را موجب‌ فساد بدن‌، بروزبيمارى‌، كسالت‌ در عبادت‌، قساوت‌ و مردن‌ قلب‌، دورى‌ از خدا، مبغوض‌ خداوند واقع‌ شدن‌، ضرر زدن‌ به‌ دين‌ فرد واز ويژگى‌هاى‌ افراد كافر و منافق‌ معرفى‌ فرموده‌ است‌.26 در بعضى‌ روايات‌، آن‌ حضرت‌ ميزان‌ مناسب‌ براى‌خوردن‌ را چنين‌ تعيين‌ كرده‌ است‌:
فرزند آدم‌! هيچ‌ ظرفى‌ بدتر از شكم‌ را پر نكرده‌، براى‌ او تنها چند لقمه‌ كه‌ سبب‌ قوام‌ وجودش‌ شود كافى‌ است‌. و اگر ناچار ازغذا خوردن‌ شد، پس‌ ثلث‌ [معده‌] براى‌ غذايش‌، و ثلث‌ آن‌ براى‌ نوشيدنى‌اش‌، و ثلث‌ ديگر را براى‌ نفس‌ بگذارد.27
در اين‌ زمينه‌، از بعضى‌ همسران‌ پيامبر اكرم(ص)نقل‌ شده‌ است‌ كه‌: "هيچ‌گاه‌ شكم‌ پيامبرصلى‌ الله عليه‌ و آله‌و سلم‌ از غذا پر نشد ".28
5. چه‌ هنگام‌؟
پرسش‌ ديگر درباره‌ سيره‌ نبوى(ص)در تغذيه‌، اين‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ در چه‌ اوقاتى‌ غذا صرف‌مى‌كرده‌ است‌؟ از برخى‌ روايات‌ مى‌توان‌ اصلى‌ كلى‌ در اين‌ باره‌ استنباط‌ كرد و آن‌ اين‌كه‌ آن‌ حضرت‌ جز به‌ وقت‌گرسنگى‌ و احساس‌ نياز بدن‌، اقدام‌ به‌ صرف‌ غذا نمى‌كرده‌ است‌.29 در روايتى‌ از آن‌ حضرت‌ نقل‌ شده‌ است‌كه‌ فرمود:
بخور در حالى‌ كه‌ اشتها به‌ خوردن‌ دارى‌، و دست‌ بكش‌ در حالى‌ كه‌ هنوز اشتها به‌ خوردن‌ دارى‌.30
و بنا به‌ نقل‌ انس‌ بن‌ مالك‌:
هيچ‌ گاه‌ در روز يا شب‌، آن‌ حضرت‌ گوشت‌ يا نان‌ مصرف‌ نكرد مگر هنگامى‌ كه‌ بدن‌ نياز به‌ آن‌ داشت‌.31
بر اين‌ اساس‌، نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ پيامبر اكرم(ص)شخصاً با مردم‌ مواسات‌ و همراهى‌ مى‌كرد، به‌ گونه‌اى‌كه‌ ازار (لنگ‌) خود را با پوست‌ وصله‌ مى‌كرد و هيچ‌ گاه‌، هم‌ صبحانه‌ (يانهار) و هم‌ شام‌ نخورد تا اين‌كه‌ از دنيا رحلت‌فرمود.32
بنا بر بعضى‌ روايات‌، معصومان(عليهم السلام) دو وعده‌ غذايى‌ را در طول‌ شبانه‌ روز سفارش‌ مى‌كردند و از صرف‌ غذابين‌ آن‌ دو وعده‌، نهى‌ مى‌كردند.33 و از برخى‌ روايات‌، بر مى‌آيد كه‌ معصومان(عليهم السلام) تأكيد بر آن‌ داشتند كه‌افراد، شب‌ هنگام‌ چيزى‌ خورده‌ و بخوابند، ولو بسيار اندك‌ باشد. امام‌ صادق‌(عليه السلام) در اين‌ زمينه‌ فرموده‌ است‌:
خوردن‌ شام‌ را ترك‌ نكن‌، حتى‌ اگر سه‌ لقمه‌ به‌ همراه‌ نمك‌ باشد. و كسى‌ كه‌ شام‌ خوردن‌ را [به‌ كلى‌] ترك‌ گويد رگى‌ در بدنش‌مى‌ميرد كه‌ هرگز احيا نخواهد شد.34
پيامبر اكرم(ص)نيز مى‌فرمود:
شام‌ بخوريد هر چند يك‌ مشت‌ خرماى‌ غيرمرغوب‌ باشد، چرا كه‌ ترك‌ شام‌ خوردن‌ موجب‌ پيرى‌ است‌.35
6. تنها يا با ديگران‌؟
بخش‌ ديگرى‌ از روايات‌ سيره‌ نبوى(ص)در باب‌ خوردن‌ و آشاميدن‌، از آن‌ حكايت‌ دارد كه‌ پيامبراكرم(ص)در حدّ امكان‌، به‌ تنهايى‌ غذا نمى‌خورد و مى‌فرمود: آيا شما را از بدترينتان‌ خبر دهم‌؟ كسى‌ كه‌به‌ تنهايى‌ بخورد و برده‌اش‌ را بزند و ميهمانش‌ را ردّ كند.36 آن‌ حضرت‌، غذا خوردن‌ جمعى‌، حلال‌ بودن‌ غذا،و گفتن‌ بسم‌ الله در ابتدا و حمد خدا در پايان‌ را از اسباب‌ كمال‌ در غذا خوردن‌ معرفى‌ مى‌فرمود.37 و نيزمى‌فرمود:
بهترين‌ غذاها نزد خداوند آن‌ است‌ كه‌ دستان‌ زيادى‌ آن‌ را بخورند.38
و بنا به‌ نقل‌ امام‌ صادق‌(عليه السلام) از اميرالمؤمنين‌(عليه السلام)‌، پيامبر اكرم(ص)مى‌فرمود:
جماعت‌، موجب‌ بركت‌ است‌ و غذاى‌ يك‌ نفر، دو نفر را، و غذاى‌ دو نفر، چهار نفر را كفايت‌ مى‌كند.39
گفتنى‌ است‌ كه‌ هر چند زيادتر شدن‌ افراد ممكن‌ است‌ سهم‌ هر فرد از غذا را كاهش‌ دهد، اما مراد پيامبر اكرم‌صلى‌ الله عليه‌و آله‌ و سلم‌ مى‌تواند آن‌ باشد كه‌ حتى‌ با وجود عدم‌ سيرى‌، نياز بدن‌ همراه‌ با كم‌ خورى‌ كه‌ مطلوب‌ است‌، تأمين‌ مى‌شودو اين‌ مى‌تواند در نتيجه‌ ايثار افراد در اختصاص‌ سهم‌ خود به‌ ديگران‌ باشد.40 امروزه‌ نيز ثابت‌ شده‌ است‌ كه‌صرف‌ غذا باديگران‌، همراه‌ با نشاط‌ و گوارايى‌ مى‌شود و اين‌ امر، در جذب‌ نيكوى‌ غذا و تعادل‌ گوارش‌ نقش‌ مهمى‌دارد.
بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پيامبر اكرم(ص)آن‌چه‌ را خوردنش‌ بر وى‌ حلال‌ بود، همراه‌ اهل‌ و خادم‌ يا همراه‌كسانى‌ كه‌ حضرت‌ را دعوت‌ به‌ غذا خوردن‌ مى‌كردند، روى‌ زمين‌ يا آن‌چه‌ دعوت‌ كنندگان‌ بر آن‌ غذا مى‌خوردند، و ازآن‌چه‌ آنان‌ مى‌خوردند تناول‌ مى‌فرمود، مگر آن‌ كه‌ ميهمانى‌ بر حضرت‌ وارد مى‌شد كه‌ در اين‌ صورت‌، به‌ همراه‌ ميهمان‌غذا مى‌خورد.41 بنابه‌ نقل‌ ديگر طبرسى‌، هنگامى‌ كه‌ كسى‌ به‌ پيامبراكرم(ص)عرض‌ كرد: ماغذا مى‌خوريم‌، اما سير نمى‌شويم‌! حضرت‌ فرمود:
شايد به‌ صورت‌ متفرق‌ غذا مى‌خوريد؛ در حال‌ غذا با هم‌ جمع‌ شويد و نام‌ خداى‌ بر زبان‌ آريد تا موجب‌ بركت‌ براى‌ شماشود.42
آن‌ حضرت‌، گاه‌ غذا را در ميان‌ مساكين‌ و نيازمندان‌ و همراه‌ آنان‌ ميل‌ مى‌كرد و از بركت‌ حضور حضرت‌، آنان‌ نيز سيرمى‌شدند، بنا به‌ نقل‌ حميرى‌ از امام‌ باقر(عليه السلام)‌، شبى‌ پيامبر اكرم(ص)همراه‌ مساكينى‌ كه‌ در مسجدمى‌خوابيدند در كنار منبر، روزه‌ خود را افطار كرد و از غذايى‌ كه‌ در ديگى‌ سنگى‌ نهاده‌ شده‌ بود ميل‌ فرمود، و به‌ بركت‌حضور حضرت‌، سى‌ نفر از آنان‌ از آن‌ غذا خورده‌ و سير شدند، سپس‌ آن‌ ظرف‌ نزد همسران‌ حضرت‌ باز گردانده‌ شد وهمه‌ آنان‌ نيز سير شدند.43 اين‌گونه‌ روايات‌ هرچند از يكى‌ از معجزات‌ آن‌ حضرت‌ حكايت‌ دارد، اما پيش‌ ازآن‌ ـ با توجه‌ به‌ آن‌چه‌ گذشت‌ ـ حاكى‌ از اهتمام‌ حضرت‌ بر ايثار و نيز توجه‌ به‌ غذا خوردن‌ در جمع‌ مى‌باشد.
7. چـگونه‌؟
درباره‌ اين‌كه‌ پيامبر اكرم(ص)چگونه‌ غذا مى‌خورد و چه‌ آدابى‌ را رعايت‌ مى‌كرد روايات‌ زيادى‌ دردست‌ است‌ و طبيعى‌ است‌ كه‌ سيره‌ نبوى(ص)در اين‌ زمينه‌ نزد مسلمانان‌ جذابيت‌ بسيارى‌ دارد، چراكه‌ آنان‌ مايلند در آداب‌ و شيوه‌ عمل‌، به‌ آن‌ حضرت‌ تأسّى‌ كنند.
ويژگى‌ها و آدابى‌ كه‌ براى‌ غذا خوردن‌ يا نوشيدن‌ حضرت‌ نقل‌ شده‌ بدين‌ قرار است‌:
7 ـ 1. شروع‌ با نام‌ خدا و دعا؛ و ختم‌ با حمد خدا
پيامبر اكرم‌ (ص) هم‌چون‌ ديگر كارها، خوردن‌ و آشاميدن‌ را نيز با جارى‌ كردن‌ نام‌ خدا بر زبان‌ آغازمى‌كردند.44 پيش‌ از اين‌، از آن‌ حضرت‌ نقل‌ شد كه‌ مى‌فرمودند: هنگامى‌ كه‌ غذا چهار ويژگى‌ بيابد كامل‌ شود:حلال‌ باشد، و دستانى‌ كه‌ از آن‌ مى‌خورند زياد باشند، و با بسم‌ الله آغاز شود، و با حمد ختم‌ شود.45
هنگامى‌ كه‌ مقابل‌ حضرت‌ غذا نهاده‌ مى‌شد مى‌فرمود:
بسم‌ الله، خدايا آن‌ را نعمتى‌ مورد سپاس‌ قرار ده‌ كه‌ به‌ واسطه‌اش‌ نعمت‌ بهشت‌ را دريابيم‌.
و يا مى‌فرمود:
بسم‌ الله، خدايا در آن‌چه‌ به‌ ما روزى‌ كرده‌اى‌ بركت‌ عطا كن‌ وآن‌ را استمرار بخش‌.46
نكته‌ قابل‌ توجه‌ در اين‌ روايت‌ اين‌ است‌ كه‌ برخلاف‌ عادت‌ رايج‌، پيامبر اكرم(ص)پيش‌ از شروع‌ غذادست‌ به‌ دعا بر مى‌داشته‌ است‌ كه‌ قابل‌ حمل‌ بر پيش‌دستى‌ در شكر پيش‌ از تنعم‌ و در آستانه‌ آن‌ است‌.
آن‌ حضرت‌ به‌ وقت‌ نوشيدن‌ نيز نام‌ خدا و دعا را در ابتدا، و حمد خدا را در پايان‌ بر زبان‌ جارى‌ مى‌ساخت‌، و چون‌آب‌ را در سه‌ نفس‌ مى‌نوشيد، لذا سه‌ بسم‌ الله و سه‌ حمد اشت‌47 و هنگام‌ شروع‌ به‌ نوشيدن‌، چنين‌ دعامى‌كرد:
حمد خدايى‌ را كه‌ نازل‌ كننده‌ آب‌ از آسمان‌، و تبديل‌ كننده‌ امور است‌ به‌ هرگونه‌ كه‌ بخواهد. به‌ نام‌ خدا كه‌ بهترين‌نام‌هاست‌.48
در روايت‌ امام‌ صادق‌(عليه السلام) از پدران‌ گرامى‌اش‌ از اميرالمؤمنين‌(عليه السلام) نيز آمده‌ است‌:
بارها ديدم‌ پيامبر اكرم(ص)هنگام‌ نوشيدن‌، سه‌ بار نفس‌ مى‌كشيد، و با شروع‌ به‌ نوشيدن‌، بسم‌ الله، و درپايان‌ آن‌ حمد خدا مى‌گفت‌.49
بنا به‌ نقلى‌ ديگر، پيامبر اكرم(ص)هنگام‌ نوشيدن‌ شير مى‌فرمود:
خدايا، براى‌ ما در آن‌ بركت‌ ده‌ و بيشتر از اين‌ روزى‌ كن‌.
و هنگام‌ نوشيدن‌ آب‌ مى‌فرمود:
حمد خدايى‌ را كه‌ با رحمتش‌ ما را از آب‌ گوارا و زلال‌ سيراب‌ كرد و به‌ واسطه‌ گناهانمان‌، آب‌ شور و تلخ‌ بر ماننوشانيد.50
7 ـ 2. نوشيدن‌ در سه‌ جرعه‌
آن‌ سان‌ كه‌ گذشت‌، روش‌ و سيره‌ پيامبر اكرم(ص)در نوشيدن‌، چنين‌ بود كه‌ هر وعده‌ نوشيدن‌ را در سه‌جرعه‌ تقسيم‌ مى‌كرد، و در هر جرعه‌ نيز نام‌ و حمد الهى‌ را بر زبان‌ جارى‌ مى‌نمود. در روايات‌ معصومان(عليهم السلام)،تفاوت‌ انسان‌ و حيوانات‌ در نوع‌ نوشيدن‌، چنين‌ معرفى‌ شده‌ است‌ كه‌ انسان‌ هم‌چون‌ بهائم‌ به‌ يك‌ باره‌ آب‌ ننوشد. ازامام‌ باقر و امام‌ صادق‌(ع) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمودند: نوشيدن‌ در سه‌ نفس‌ بهتر از يك‌ نفس‌ است‌. و آن‌ دوبزرگوار اكراه‌ داشتند از اين‌كه‌ انسان‌، هم‌چون‌ شترِ بسيار تشنه‌ سر در آب‌ فرو بَرَد و سر بر ندارد تا سيراب‌شود.51 اما از ابن‌عباس‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ پيامبر اكرم(ص)هنگام‌ نوشيدن‌، دو بار نفس‌مى‌كشيد.52 نيز بنا به‌ نقلى‌ از طبرسى‌، آن‌ حضرت‌ گاه‌ با يك‌ نفس‌ مى‌نوشيد.53 البته‌ اين‌ دو روايت‌ رامى‌توان‌ بر مواردى‌ حمل‌ كرد كه‌ حضرت‌ آب‌ اندكى‌ مى‌نوشيده‌ و نوشيدن‌ با سه‌ نفس‌ لزومى‌ نداشته‌ است‌.
7 ـ 3. پرهيز از نوشيدن‌ از داخل‌ ظرف‌
از ديگر آداب‌ نوشيدن‌ كه‌ مورد تأكيد پيامبر اكرم(ص)بود، پرهيز از نوشيدن‌ از داخل‌ ظرف‌ است‌. آن‌حضرت‌ هنگامى‌ كه‌ مردى‌ را ديدند كه‌ دهان‌ در آب‌ كرده‌ و هم‌چون‌ حيوانات‌ از وسط‌ آب‌ مى‌نوشد به‌ وى‌ فرمودند:
آيا مثل‌ بهائم‌ سر در آب‌ كرده‌ و مى‌نوشى‌؟ اگر ظرف‌ ندارى‌ با دستانت‌ بنوش‌ كه‌ از پاكيزه‌ترين‌ ظروف‌ تو به‌ شمارمى‌روند.54
البته‌ روشن‌ است‌ كه‌ توصيه‌ حضرت‌ به‌ نوشيدن‌ با دست‌، هنگام‌ پاكيزگى‌ دستان‌ است‌ كه‌ نكته‌ بهداشتى‌ مهمى‌ است‌.
از ديگر شيوه‌هاى‌ پيامبر(ص) در نوشيدن‌، اين‌ بود كه‌ آب‌ را با حال‌ مكيدن‌ تناول‌ مى‌نمود ومى‌فرمود:
آب‌ را با مكيدن‌ بنوشيد و به‌ يك‌ باره‌ سر نكشيد كه‌ موجب‌ درد كبد مى‌شود.55
امروزه‌ نيز از نظر علمى‌ ثابت‌ شده‌ كه‌ نوشيدن‌ تدريجى‌ آب‌ در رفع‌ تشنگى‌ مؤثرتر است‌.
عدم‌ تنفس‌ در ظرف‌ آب‌
پيامبر اكرم(ص)هنگام‌ نوشيدن‌، براى‌ نفس‌ كشيدن‌، ظرف‌ آب‌ را از دهانش‌ دور مى‌كرد.56 واين‌ شيوه‌، به‌ خوبى‌ گوياى‌ رعايت‌ دستورات‌ بهداشتى‌ توسط‌ آن‌ حضرت‌، در شرايطى‌ است‌ كه‌ مردم‌ عرب‌ جاهلى‌ درشرايط‌ نامناسب‌ بهداشتى‌ مى‌زيستند و با اين‌ گونه‌ نكته‌هاى‌ ظريف‌ بهداشتى‌، كاملاً بيگانه‌ بودند.
7 ـ 5. خوردن‌ از غذاى‌ مقابل‌ و نزديك‌ خود
ويژگى‌ ديگر اخلاق‌ نبوى‌ در تغذيه‌، اين‌ بود كه‌ در صورت‌ حضور ديگران‌ بر سر غذا، آن‌ حضرت‌ به‌ غذاى‌ متقابل‌ خودبسنده‌ كرده‌ و دست‌ به‌ سمت‌ غذايى‌ كه‌ در مقابل‌ ديگران‌ بود، دراز نمى‌كرد.57 اين‌، نوعى‌ ادب‌ اجتماعى‌است‌ كه‌ از ظرافت‌ خاصى‌ برخوردار است‌، و گرچه‌ به‌ اخلاق‌ اجتماعى‌ حضرت‌ مربوط‌ است‌، اما به‌ لحاظ‌ ارتباط‌ آن‌ باسيره‌ حضرت‌ در تغذيه‌ در اين‌جا بدان‌ اشارت‌ رفت‌.
7 ـ 6. شروع‌ قبل‌ از ديگران‌ و ختم‌ بعد از ديگران‌
اين‌ ويژگى‌ ـ به‌ خصوص‌ ـ در آن‌جا كه‌ ديگران‌ ميهمان‌ حضرت‌ بودند، بيشتر نمود مى‌يافت‌.58 روشن‌ است‌ كه‌اين‌ اقدام‌ حضرت‌ نه‌ براى‌ پرخورى‌، بلكه‌ براى‌ رفع‌ حجب‌ و حيا در ميهمان‌، و آسودگى‌ وى‌ در خوردن‌ بود. اين‌ صفت‌نيز از ظرافت‌ خاص‌ اخلاقى‌ برخوردار است‌ و همواره‌ مى‌تواند مورد توجه‌ پيروان‌ آن‌ حضرت‌ باشد.
7 ـ 7. رعايت‌ ادب‌ در خوردن‌
به‌ عنوان‌ نمونه‌، در برخى‌ روايات‌، درباره‌ چگونگى‌ گوشت‌ خوردن‌ پيامبر(ص) آمده‌ است‌ كه‌ حضرت‌سر را به‌ سوى‌ غذا خم‌ نمى‌كرد، بلكه‌ گوشت‌ را به‌ دهان‌ نزديك‌ كرده‌ و با دندان‌ آن‌ را جدا مى‌كرد.59 اين‌مى‌تواند ناشى‌ از آن‌ باشد كه‌ حضرت‌، هم‌چون‌ برخى‌ افراد، حرص‌ بر خوردن‌ از خود نشان‌ نمى‌داد و تأنّى‌ و ادب‌ را درخوردن‌ رعايت‌ مى‌كرد.
7 ـ 8. خوردن‌ و آشاميدن‌ با دست‌ راست‌
در فرهنگ‌ دينى‌ ما دست‌ راست‌ به‌ عنوان‌ نماد و سمبل‌ يُمن‌ و بركت‌ مطرح‌ است‌. در قرآن‌ كريم‌ "اصحاب‌ الميمنه‌ " يا "اصحاب‌ اليمين‌ " به‌ فلاح‌ و رستگارى‌ معرفى‌ شده‌اند، و نيز آمده‌ است‌ كه‌ نامه‌ اعمال‌ نيكان‌ نيز به‌ دست‌ راست‌ ايشان‌داده‌ مى‌شود.60 پيامبر اكرم(ص)نيز كارها، از جمله‌ خوردن‌ و آشاميدن‌ را با دست‌ راست‌ انجام‌مى‌داد. طبرسى‌ ضمن‌ برشمارى‌ مكارم‌ اخلاق‌ حضرت‌ چنين‌ گفته‌ است‌:
... و دست‌ راست‌ حضرت‌ براى‌ خوردن‌ و نوشيدن‌ و گرفتن‌ و دادن‌ بود و جز به‌ دست‌ راست‌ نمى‌گرفت‌ و جز به‌ دست‌ راست‌ عطانمى‌كرد، و دست‌ چپ‌ حضرت‌ براى‌ كارهاى‌ ديگر بود. و آن‌ حضرت‌ تيمّن‌ (عمل‌ با دست‌ راست‌) را در تمام‌ كارهايش‌ دوست‌داشت‌؛ در لباس‌ پوشيدن‌، در كفش‌ پوشيدن‌، در حركت‌ كردن‌ و... .61
هم‌چنين‌ بنا بر روايت‌ امام‌ صادق‌(عليه السلام) از پدران‌ گرامى‌اش‌، پيامبر اكرم(ص)از خوردن‌ و آشاميدن‌ بادست‌ چپ‌ نهى‌ كردند.62 روايات‌ ديگرى‌ نيز وجود دارد كه‌ حاكى‌ از تأكيد پيامبر اكرم(ص)دراين‌ زمينه‌ است‌.63
7 ـ 9. تواضع‌ در نشستن‌ براى‌ غذا
رواياتى‌ حاكى‌ از آن‌ است‌ كه‌ پيامبراكرم(ص)به‌ وقت‌ خوردن‌، به‌ حال‌ تواضع‌ و هم‌چون‌ برده‌ و بدون‌تكيه‌ و بى‌شباهت‌ به‌ وضع‌ نشستن‌ ملوك‌ و پادشاهان‌ مى‌نشستند. از امام‌ صادق‌(عليه السلام) در اين‌ باره‌ چنين‌ نقل‌ شده‌است‌:
پيامبراكرم(ص)از آن‌ گاه‌ كه‌ به‌ نبوت‌ مبعوث‌ شد تا وقت‌ مرگ‌، هيچ‌ گاه‌ در حال‌ تكيه‌ كردن‌ غذا نخورد، و اين‌به‌ سبب‌ تواضع‌ در برابر خداوند بود... .64
در روايت‌ محمد بن‌ مسلم‌ از امام‌ باقر(عليه السلام) نيز آن‌ حضرت‌ ضمن‌ تأكيد بر اين‌كه‌ پيامبر(ص) هيچ‌ گاه‌با حال‌ تكيه‌ كردن‌ غذا نخورد، اين‌ گونه‌ حالات‌ را نتيجه‌ تواضع‌ خاص‌ پيامبر(ص) در برابر خداونددانسته‌اند.65
در روايتى‌ ديگر، بشير دهّان‌ از امام‌ صادق‌(عليه السلام) پرسيد: آيا رسول‌ الله(ص) با حال‌ تكيه‌ بر چپ‌ ياراست‌ غذا مى‌خورد؟ آن‌ حضرت‌ در پاسخ‌ فرمود:
رسول‌ الله(ص) هيچ‌ گاه‌ چنين‌ نبود كه‌ در حال‌ تكيه‌ كردن‌ بر سمت‌ راست‌ يا چپ‌ خويش‌ غذا بخورد، بلكه‌ اوهم‌چون‌ عبد مى‌نشست‌، و اين‌ به‌ سبب‌ تواضع‌ در برابر خدا بود.66
نيز امام‌ صادق‌(عليه السلام) به‌ معلى‌ بن‌ خنيس‌ فرمود:
پيامبر(ص) از وقتى‌ كه‌ به‌ پيامبرى‌ مبعوث‌ شد با حال‌ تكيه‌ كردن‌ غذا نخورد، و آن‌ حضرت‌ اكراه‌ داشت‌ كه‌شبيه‌ پادشاهان‌ و ملوك‌ رفتار كند.67
اين‌كه‌ مراد از نخوردن‌ در حال‌ تكيه‌ كردن‌ چيست‌، آن‌چه‌ ابتدا از واژه‌ "متكى‌ء " به‌ ذهن‌ مى‌رسد، تكيه‌ به‌ پشت‌ يا چپ‌ وراست‌ در حال‌ خوردن‌ است‌ و دليل‌ پرهيز از اين‌ گونه‌ خوردن‌ نيز ـ چنان‌ كه‌ از روايات‌ ياد شده‌ بر مى‌آيد ـ پرهيز از تشبّه‌به‌ ملوك‌، و اظهار تواضع‌ در برابر حق‌ است‌.
نوع‌ نشستن‌ متواضعانه‌ پيامبر اكرم(ص)بر سر سفره‌ غذا، در روايتى‌ از خود آن‌ حضرت‌ و ديگرمعصومان(عليهم السلام) به‌ نشستن‌ عبد تشبيه‌ شده‌ است‌؛ يعنى‌ همان‌ گونه‌ كه‌ بندگان‌ نه‌ با حال‌ تبختر و غرور، بلكه‌ با حال‌تذلل‌ و خشوع‌ بر سر سفره‌ غذا حاضر مى‌شوند، پيامبر(ص) نيز چنين‌ بود. خود آن‌ بزرگوار در اين‌ باره‌مى‌فرمود:
من‌، بنده‌اى‌ هستم‌ كه‌ هم‌چون‌ بندگان‌ مى‌خورم‌، و چون‌ آنان‌ مى‌نشينم‌.68
امام‌ باقر(عليه السلام) نيز در اين‌ باره‌ فرمود:
پيامبر اكرم(ص)هم‌چون‌ بندگان‌ مى‌خورد و چون‌ آنان‌ مى‌نشست‌ و روى‌ زمين‌ غذا مى‌خورد ومى‌خوابيد.69
نيز از امام‌ باقر(عليه السلام) از پيامبر اكرم(ص)چنين‌ نقل‌ شده‌ است‌:
پنج‌ چيز است‌ كه‌ تا هنگام‌ مرگ‌ آن‌ها را ترك‌ نخواهم‌ كرد: خوردن‌ روى‌ زمين‌ همراه‌ بردگان‌، سوارى‌ بر چهارپاى‌ بى‌پالان‌،دوشيدن‌ شير بز با دستانم‌، پوشيدن‌ لباس‌ پشمينه‌ و سلام‌ كردن‌ بر كودكان‌، تا اين‌ها پس‌ از من‌ سنّت‌ شوند.70
روشن‌ است‌ كه‌ مرادِ حضرت‌ از سنّت‌ شدن‌ اين‌ امور، پيامى‌ است‌ كه‌ در پس‌ اين‌ رفتارهاى‌ ظاهرى‌ نهفته‌ است‌ كه‌ همان‌داشتن‌ روحيه‌ تواضع‌ در برابر بندگان‌ است‌، چراكه‌ امروزه‌ زمينه‌ عمل‌ به‌ برخى‌ از موارد ياد شده‌، براى‌ بسيارى‌ از افرادـ به‌ ويژه‌ شهرنشينان‌ ـ وجود ندارد و طبعاً هر فردى‌ بايد به‌ تناسب‌ وضعيتى‌ كه‌ در آن‌ زندگى‌ مى‌كند تلاش‌ كند خود رادر داشتن‌ روحيه‌ تواضع‌، با پيامبر اكرم(ص)منطبق‌ سازد.
از ابن‌ عباس‌ نيز نقل‌ شده‌ است‌ كه‌:
پيامبر اكرم(ص)بر زمين‌ مى‌نشست‌ و روى‌ زمين‌ غذا تناول‌ مى‌كرد و شخصاً گوسفندان‌ را مى‌بست‌ و دعوت‌بردگان‌ را براى‌ صرف‌ نان‌ جو مى‌پذيرفت‌.71
امام‌ صادق‌(عليه السلام) نيز فرمود:
پيامبر اكرم(ص)‌، هم‌چون‌ عبد غذا مى‌خورد و هم‌چون‌ عبد مى‌نشست‌ و مى‌دانست‌ كه‌ عبداست‌.72
نشستن‌ حضرت‌ هم‌چون‌ عبد را چنين‌ تفسير كرده‌اند كه‌ حضرت‌ مثل‌ بردگان‌ به‌ نشانه‌ تذلل‌ در پيشگاه‌ الهى‌ بر دو زانومى‌نشستند. اين‌ معنا در نقل‌ طبرسى‌ چنين‌ آمده‌ است‌:
پيامبر اكرم(ص)در غالب‌ اوقات‌، هنگام‌ غذا خوردن‌، از غذاى‌ مقابل‌ خود مى‌خورد و دو زانو و دو پا را جمع‌مى‌كرد همان‌ گونه‌ كه‌ نمازگزار هنگام‌ تشهد مى‌نشيند، جز آن‌ كه‌ حضرت‌ يك‌ زانو را روى‌ زانوى‌ دگر، و يك‌ پا را بر پاى‌ ديگرمى‌نهاد و مى‌فرمود: من‌ بنده‌اى‌ هستم‌ كه‌ چون‌ عبد مى‌خورم‌ و چون‌ عبد مى‌نشينم‌.73
به‌ جز آن‌چه‌ گذشت‌، در بعضى‌ روايات‌ مى‌خوانيم‌ كه‌ پيامبر اكرم(ص)از خوردن‌ در حال‌ خوابيده‌ بر قفايا بر شكم‌ نيز نهى‌ مى‌فرمود، و اين‌ نيز علاوه‌ بر جهت‌ ادب‌ و تواضع‌، ناشى‌ از رعايت‌ مسائل‌ طبّى‌ در خوردن‌ بوده‌است‌.74
7 ـ 10. عدم‌ تقيّد به‌ وجود لوازم‌ اضافى‌
در برخى‌ روايات‌ آمده‌ است‌ كه‌ پيامبر اكرم(ص)تقيدى‌ به‌ وجود سفره‌ و لوازم‌ آن‌ نداشت‌ و غذا را روى‌زمين‌ نهاده‌ و تناول‌ مى‌كرد،75 به‌ ويژه‌ در صورتى‌ كه‌ چيزى‌ يافت‌ نمى‌شد تا آن‌ را به‌ عنوان‌ سفره‌ يا در حكم‌سفره‌ قرار دهد. به‌ عنوان‌ مثال‌، روزى‌ يكى‌ از انصار مقدارى‌ خرما براى‌ حضرت‌ هديه‌ آورد و چون‌ در خانه‌ ظرفى‌نيافتند، حضرت‌ با لباس‌ِ خود زمين‌ را جارو كرده‌ و فرمود:
اين‌جا بريز؛ به‌ خدا قسم‌ اگر دنيا نزد خدا به‌ قدر بال‌ مگسى‌ ارزش‌ داشت‌ چيزى‌ از آن‌ را به‌ كافر و منافق‌ نمى‌داد.76
7 ـ 11. خوردن‌ با دست‌
در راستاى‌ پرهيز پيامبر اكرم(ص)از هرگونه‌ رفتارى‌ كه‌ به‌ گونه‌اى‌ شائبه‌ تشبّه‌ به‌ سلاطين‌ و اهل‌ كبر راتقويت‌ مى‌كرد، آن‌ حضرت‌ هنگام‌ غذا خوردن‌ نه‌ هم‌چون‌ آنان‌ از دو انگشت‌، بلكه‌ ـ بسته‌ به‌ اقتضاى‌ مورد ـ از سه‌ ياچهار انگشت‌ و گاه‌ از تمام‌ دست‌ يا هر دو دست‌ براى‌ تناول‌ غذا بهره‌ مى‌جست‌.77 امام‌ صادق‌(عليه السلام) دراين‌ خصوص‌ فرموده‌ است‌:
پيامبر اكرم(ص)‌، هم‌چون‌ عبد مى‌نشست‌ و دست‌ بر زمين‌ مى‌نهاد و با سه‌ انگشت‌ غذا مى‌خورد؛ او هم‌چون‌جبابره‌ با دو انگشت‌ نمى‌خورد.78
طبرسى‌ نيز در توصيف‌ اين‌ معنا گفته‌ است‌:
پيامبر اكرم(ص)با سه‌ انگشت‌ ابهام‌ و دو انگشت‌ كنار آن‌، و گاه‌ با كمك‌گيرى‌ از انگشت‌ چهارمى‌ و [گاه‌] باتمام‌ دست‌ غذا مى‌خورد، و با دو انگشت‌ نمى‌خورد و مى‌فرمود: خوردن‌ با دو انگشت‌ [هم‌چون‌] خوردن‌ شيطانى‌است‌.79
7 ـ 12. اسراف‌ گريزى‌
پيامبر اكرم(ص)پس‌ از صرف‌ غذا، انگشتانى‌ را كه‌ با آن‌ها غذا خورده‌ و باقى‌مانده‌ غذا به‌ آن‌ها چسبيده‌بود، و هم‌چنين‌ باقى‌مانده‌ غذاى‌ ظرف‌ را مصرف‌ كرده‌ و دست‌ خود را پس‌ از خوردن‌ غذا و پاك‌ كردن‌ تمام‌ انگشتان‌،با دستمال‌ پاك‌ مى‌كرد و مى‌فرمود: "معلوم‌ نيست‌ كه‌ بركت‌ در كدام‌ انگشت‌ [نهاده‌ شده‌] است‌ ".80 آن‌ حضرت‌درباره‌ مصرف‌ غذاى‌ مانده‌ در ظرف‌ نيز مى‌فرمود: "بيشترين‌ بركت‌ در آخر غذاست‌ ".81 از امام‌ صادق‌عليه‌السلام‌ نيز نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود:
پيامبر اكرم(ص)ظرف‌ غذا را مى‌ليسيد و مى‌فرمود: كسى‌ كه‌ چنين‌ كند گويا به‌ اندازه‌ غذاى‌ آن‌ ظرف‌،صدقه‌ داده‌ است‌.82
بنا به‌ روايت‌ ديگرى‌ از امام‌ صادق‌(عليه السلام)‌، پيامبر اكرم(ص)مى‌فرمود:
آن‌ گاه‌ كه‌ يكى‌ از شما پس‌ از خوردن‌، غذاى‌ باقى‌مانده‌ در انگشتان‌ را بليسد خداوند خطاب‌ به‌ او مى‌فرمايد: بركت‌ خداوند برتو باد.83
اين‌كه‌ ليسيدن‌ انگشتان‌ يا ظرف‌ غذا منشأ بركت‌ دانسته‌ شده‌، مى‌تواند ناشى‌ از آن‌ باشد كه‌ در اين‌ كار به‌ نوعى‌ شكرنعمت‌ و پرهيز از اسراف‌ و كفران‌ نعمت‌، نهفته‌ است‌ و از اين‌ رو، صاحب‌ چنين‌ عملى‌ مشمول‌ "لئن‌ شكرتم‌لازيدنّكم‌ "84 مى‌شود.
بنا بر روايتى‌ ديگر، پيامبر اكرم(ص)ظرف‌ غذا را مى‌ليسيد و مى‌فرمود آخر غذا بيشترين‌ بركت‌ رادارد، و فرشتگان‌ بر كسانى‌ كه‌ چنين‌ مى‌كنند درود فرستاده‌، براى‌ وسعت‌ روزى‌ آنان‌ دعا مى‌كنند. و چنين‌ كسى‌حسنه‌اى‌ دوچندان‌ دارد.85
از آن‌جا كه‌ حكمت‌ ليسيدن‌ انگشتان‌ توسط‌ پيامبر(ص) و ديگر معصومان(ص)پس‌ ازصرف‌ غذا، پرهيز از اسراف‌، و اداى‌ شكر نعمت‌هاى‌ الهى‌ بود، آنان‌ قبل‌ از پاك‌ شدن‌ كامل‌ دستان‌ از غذا، آن‌ها را بادستمال‌ پاك‌ نمى‌كردند. بنا به‌ نقل‌ عياشى‌ امام‌ صادق‌(عليه السلام) فرمود:
پدرم‌ اكراه‌ داشت‌ از اين‌كه‌ دستانش‌ را در حالى‌ كه‌ چيزى‌ از غذا بر آن‌ مانده‌ بود، پاك‌ كند مگر پس‌ از مكيدن‌ انگشتان‌ توسط‌خود ايشان‌ يا كودكى‌ كه‌ حضور داشت‌، و اين‌ به‌ خاطر تعظيم‌ [و رعايت‌ حرمت‌] غذا بود.86
روشن‌ است‌ كه‌ اين‌ گونه‌ رفتارها براى‌ تواضع‌ در برابر خداوند، رعايت‌ عظمت‌ و حرمت‌ رزق‌ او، پرهيز از تشبّه‌ به‌ ملوك‌و رفتار جباران‌ بوده‌ است‌.87
7 ـ 13. رعايت‌ بهداشت‌ غذايى‌
از جمله‌ ويژگى‌هاى‌ مهم‌ پيامبر اكرم(ص)توجه‌ به‌ بهداشت‌ در ابعاد مختلف‌ بود. در همين‌ راستا، درخوردن‌ و آشاميدن‌ نيز نمودهاى‌ اين‌ امر ديده‌ مى‌شود. به‌ عنوان‌ مثال‌، ايشان‌ بر شستن‌ دست‌ها، هم‌ قبل‌ و هم‌ بعد ازغذا، بسيار تأكيد مى‌كرد، به‌ ويژه‌ كه‌ در آن‌ عصر، معمولاً غذا را با دست‌ تناول‌ مى‌كردند. بنا بر روايتى‌، آن‌ حضرت‌فرموده‌ است‌:
شستن‌ دست‌ها قبل‌ و بعد از غذا موجب‌ از بين‌ رفتن‌ فقر و جلب‌ روزى‌ است‌.88
و در برخى‌ روايات‌ نيز بر داشتن‌ وضو قبل‌ و بعد از غذا تأكيد شده‌ است‌.89 بنا بر نقل‌ اميرالمؤمنين‌(عليه السلام)‌،پيامبر اكرم(ص)فرمود:
كسى‌ كه‌ مى‌خواهد فزونى‌ در خير يابد، هنگام‌ حاضر شدن‌ غذا وضو سازد.90
و در روايتى‌ ديگر، فرمود:
وضو قبل‌ از غذا موجب‌ نفى‌ فقر، و وضوى‌ بعد از غذا موجب‌ نفى‌ جنون‌ و موجب‌ صحت‌ بينايى‌ است‌.91
و نيز فرمود:
كسى‌ كه‌ قبل‌ از غذا وضو سازد با وسعت‌ روزى‌ زندگى‌ كرده‌ و از بيمارى‌ جسم‌ رهايى‌ مى‌يابد.92
نمود ديگر بهداشت‌ غذايى‌ در سيره‌ نبوى(ص)‌، تأكيد حضرت‌ بر بهداشت‌ ظرف‌ آب‌ و غذاست‌. بنا برروايتى‌ از امام‌ صادق‌(عليه السلام)‌، پيامبر اكرم(ص)دوست‌ داشت‌ كه‌ از ظروف‌ شامى‌ كه‌ از شام‌ برايش‌هديه‌ مى‌آوردند، آب‌ بنوشد93 و مى‌فرمود كه‌: "اين‌، نظيف‌ترين‌ ظرف‌هاى‌ شماست‌ ".94
هم‌چنين‌ آن‌ حضرت‌ در ظروف‌ چوبى‌، پوستى‌ و سفالى‌، و هم‌ در كف‌ دو دست‌ آب‌ مى‌نوشيد و مى‌فرمود: "هيچ‌ظرفى‌ تميزتر از كف‌ دست‌ نيست‌ ".95 پيش‌ از اين‌ گذشت‌ كه‌ توصيه‌ و عمل‌ حضرت‌ بر نوشيدن‌ با كف‌ دودست‌ بايد در كنار توصيه‌ و عمل‌ حضرت‌ بر شستن‌ دستان‌ قبل‌ از خوردن‌ و آشاميدن‌ مورد توجه‌ قرار گيرد.
بنا بر بعضى‌ روايات‌، پيامبر اكرم(ص)از اين‌كه‌ كسى‌ در مشك‌ را خم‌ كرده‌ و آب‌ بنوشد نهى‌ مى‌فرمودو خود نيز چنين‌ نمى‌كرد و مى‌فرمود: اين‌ عمل‌ آن‌ را بدبو و متعفن‌ مى‌كند.96 گفته‌ شده‌ كه‌ اين‌ نهى‌ ممكن‌است‌ ناشى‌ از دو چيز باشد: نخست‌، اين‌كه‌ ممكن‌ است‌ در چنين‌ حالتى‌ حيوانى‌ كه‌ داخل‌ مشك‌ رفته‌، به‌ اين‌ وسيله‌داخل‌ دهان‌ شود. دوم‌، ـ چنان‌كه‌ ذيل‌ روايت‌ تصريح‌ شده‌ ـ ممكن‌ است‌ به‌ سبب‌ بدبو شدن‌ آب‌ مشك‌ در نتيجه‌ خم‌شدن‌ و كثيفى‌ و آلودگى‌ تدريجى‌ قسمت‌ خم‌ شده‌ باشد، چرا كه‌ با وجود مرطوب‌ بودن‌ مشك‌ و خم‌ شدن‌ يك‌ قسمت‌و مرطوب‌ ماندن‌ طولانى‌ و مكرر دهانه‌ آن‌، امكان‌ كثيفى‌ و عفونت‌ آن‌ قسمت‌ بيشتر است‌.97 و اين‌، نكته‌بهداشتى‌ ظريفى‌ است‌.
پيش‌ از اين‌، اشاره‌ به‌ روايتى‌ شد كه‌ طبق‌ آن‌، پيامبر اكرم(ص)هنگام‌ تنفس‌ در اثناى‌ نوشيدن‌ آب‌،ظرف‌ آب‌ را از مقابل‌ دهان‌ دور كرده‌ و پس‌ از تنفس‌، آن‌ را مجدداً به‌ دهان‌ نزديك‌ مى‌كرد،98 و اين‌ مى‌تواند ازتوجه‌ آن‌ حضرت‌ به‌ ظريف‌ترين‌ اصول‌ بهداشتى‌ و تربيتى‌ حكايت‌ كند، زيرا تنفس‌ در ظرف‌ آب‌، به‌ ويژه‌ اگر ديگرى‌ نيزبخواهد از آن‌ بنوشد، با ادب‌ و اصول‌ بهداشتى‌، هم‌خوان‌ نيست‌.
نتيجه‌
مى‌توان‌ با تأمل‌ در آنچه‌ گذشت‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ دست‌ يافت‌ كه‌ رفتار به‌ ظاهر طبيعى‌ و ساده‌اى‌ كه‌ موجودات‌ زنده‌ چون‌انسان‌ و حيوان‌ در آن‌ مشتركند، مى‌تواند از آداب‌ و قواعدى‌ برخوردار باشد كه‌ انسان‌هاى‌ برجسته‌اى‌ چون‌ انبياء ـ ازجمله‌ پيامبر خاتم(ص)ـ و نيز امامان‌ معصوم(عليهم السلام) مقيد به‌ رعايت‌ آن‌ها بوده‌اند. اين‌ رفتار طبيعى‌ وساده‌ نيز همچون‌ ديگر نمودهاى‌ حيات‌ اين‌ بزرگان‌، جلوه‌ توحيدى‌ داشته‌ و مقدمه‌ حركت‌ و سلوك‌ معنوى‌شان‌ بوده‌است‌. در نوع‌ غذا، تنوع‌، مقدار، زمان‌ و چگونگى‌ مصرف‌ آب‌ و غذا، آداب‌ دقيق‌ و قابل‌ تأملى‌ وجود داشته‌ كه‌ براى‌بشر امروز از ضرورى‌ترين‌ دستورات‌ زندگى‌ دنيايى‌ است‌. بشر ناچار از تغذيه‌ است‌ و بسيارى‌ از مشكلات‌ بهداشتى‌ ـ وحتى‌ روانى‌ ـ او به‌ دنبال‌ سوء رفتار او در تغذيه‌ پديد مى‌آيد، و معصومان(عليهم السلام) در سيره‌ و سخن‌ خود تلاش‌داشته‌اند الگوهايى‌ ثابت‌ و ماندگار در اين‌ باره‌ از خود برجاى‌ نهند.

كتاب‌نامه‌
. ابن‌ حنبل‌، احمد (م‌ 241 ق‌)، مسند احمد، بيروت‌، دارصادر.
. ابن‌ عساكر، على‌ بن‌ حسن‌ بن‌ هبه‌ الله (م‌ 571ق‌)، تاريخ‌ مدينه‌ دمشق‌، تحقيق‌ على‌ شيرى‌، بيروت‌، دارالفكر، 1415 ق‌.
. بخارى‌، محمد بن‌ اسماعيل‌ (م‌ 256 ق‌)، صحيح‌ البخارى‌، بيروت‌، دارالفكر، 1401 ق‌.
. برقى‌، احمد بن‌ محمد بن‌ خالد (م‌ 274 ق‌)، المحاسن‌، تحقيق‌ سيد جلال‌الدين‌ حسينى‌؛ دارالكتب‌ الاسلاميه‌.
. بغدادى‌، احمد بن‌ على‌ خطيب‌ (م‌ 463 ق‌)، تاريخ‌ بغداد، تحقيق‌ مصطفى‌ عبدالقادر عطا، بيروت‌، دارالكتب‌ العلميه‌، 1417 ق‌.
. بيهقى‌، احمد بن‌ حسين‌ بن‌ على‌ (م‌ 458 ق‌)، السنن‌ الكبرى‌، بيروت‌، دارالفكر، [بى‌تا].
. ترمذى‌، محمد بن‌ عيسى‌ بن‌ سوره‌ (م‌ 279 ق‌)، الشمائل‌ المحمديّه(ص)‌، تحقيق‌ سيد عباس‌ جليمى‌، بيروت‌، مؤسسه‌الكتب‌ الثقافيه‌، 1412 ق‌.
. ترمذى‌، محمد بن‌ عيسى‌ (م‌ 279ق‌)، سنن‌ ترمذى‌، تحقيق‌ عبدالوهاب‌ عبداللطيف‌، بيروت‌، دارالفكر، 1403 ق‌.
. تميمى‌ مغربى‌، نعمان‌ بن‌ محمد بن‌ منصور بن‌ احمد بن‌ حيون‌ (م‌ 363 ق‌)، دعائم‌ الاسلام‌، تحقيق‌ آصف‌ بن‌ على‌ اصغر فيضى‌، دارالمعارف‌،1383 ق‌ / 1963م‌.
. حرّ عاملى‌، محمد بن‌ حسن‌ (م‌ 1104 ق‌)، وسائل‌ الشيعه‌، تحقيق‌ محمد رازى‌، تهران‌، اسلاميه‌.
. حسنى‌ راوندى‌، فضل‌ الله بن‌ على‌ (م‌ 571 ق‌)، النوادر، تحقيق‌ سعيدرضا على‌عسكرى‌، قم‌، دارالحديث‌، 1377.
. حميرى‌ بغدادى‌، ابوالعباس‌ عبدالله بن‌ جعفر (م‌ 300 ق‌)، قرب‌ الاسناد، تحقيق‌ و نشر مؤسسه‌ آل‌ البيت‌ لاحياء التراث‌، قم‌، 1413 ق‌.
. راوندى‌، قطب‌ الدين‌ (م‌ 573 ق‌)، الدعوات‌، قم‌، مدرسه‌ الامام‌ المهدى‌(عليه السلام)‌، 1407 ق‌.
. سرخسى‌، شمس‌الدين‌ (م‌ 483 ق‌)، المبسوط‌، تحقيق‌ جمعى‌ از فضلا، بيروت‌، دارالمعرفه‌، 1406 ق‌.
. سيدمرتضى‌، على‌ بن‌ حسين‌ موسوى‌ (م‌ 436 ق‌)، الانتصار، قم‌، مؤسسه‌ النشر الاسلامى‌، 1415 ق‌.
. سيد مرتضى‌، على‌ بن‌ حسين‌ موسوى‌ (م‌ 436 ق‌)، امالى‌ المرتضى‌، تحقيق‌ احمد بن‌ امين‌ شنقيطى‌، قم‌، كتابخانه‌ آيت‌ الله‌ مرعشى‌ نجفى‌،1403ق‌.
. شيخ‌ صدوق‌، محمد بن‌ على‌ بن‌ بابويه‌ قمى‌ (م‌ 381ق‌)، من‌ لايحضره‌ الفقيه‌، تحقيق‌ على‌ اكبر غفارى‌، قم‌، نشر جامعه‌ مدرسين‌، 1404 ق‌.
. طبرسى‌، حسن‌ بن‌ الفضل‌ (قرن‌ ششم‌)، مكارم‌ الاخلاق‌، بيروت‌، مؤسسه‌ الاعلمى‌ للمطبوعات‌، 1392 ق‌ / 1972م‌.
. طبرى‌، محمد بن‌ جرير بن‌ رستم‌ (قرن‌ چهارم‌)، دلائل‌ الامامه‌، قم‌، مؤسسه‌البعثه‌، 1413 ق‌.
. طوسى‌، محمد بن‌ حسن‌ (م‌ 460 ق‌)، الامالى‌، تحقيق‌ مؤسسه‌ البعثه‌، قم‌، دارالثقافه‌ للطباعه‌ و النشر و التوزيع‌، 1414 ق‌.
. قضاعى‌، قاضى‌ ابى‌ عبدالله محمد بن‌ سلامه‌ (م‌ 454 ق‌)، مسند الشهاب‌، تحقيق‌ حمدى‌ عبدالمجيد سلفى‌، بيروت‌، مؤسسه‌ الرساله‌، 1405ق‌.
. كلينى‌، محمد بن‌ يعقوب‌ (م‌ 329 ق‌)، الكافى‌، تحقيق‌ على‌ اكبر غفارى‌، چاپ‌ سوم‌: تهران‌، دارالكتب‌ الاسلاميه‌، 1367 ق‌.
. كوفى‌، ابن‌ ابى‌ شيبه‌ (م‌ 235 ق‌)، المصنف‌، تحقيق‌ سيد محمد لحام‌، چاپ‌ اول‌: بيروت‌، دارالفكر، 1409 ق‌.
. كوفى‌ اهوازى‌، حسين‌ بن‌ سعيد (قرن‌ 2 و 3)، كتاب‌ الزهد، تحقيق‌ غلامرضا عرفانيان‌، قم‌، علميه‌، 1399 ق‌.
. مجلسى‌، محمد باقر (م‌ 1110ق‌)، بحارالانوار، مؤسسه‌ الوفاء، چاپ‌ دوم‌: بيروت‌، 1403ق‌.
. نورى‌ طبرسى‌، ميرزا حسين‌ (م‌ 1320 ق‌)، مستدرك‌ الوسائل‌ و مستنبط‌ المسائل‌، چاپ‌ دوم‌: قم‌، مؤسسه‌ آل‌ البيت‌ لاحياء التراث‌، 1409 ق‌.
. نيسابورى‌، محمد بن‌ فتال‌ (شهيد در 508 ق‌)، روضه‌ الواعظين‌، با مقدمه‌ سيد حسن‌ خرسان‌، قم‌، منشورات‌ الرضى‌، [بى‌تا].
. يحصبى‌، قاضى‌ ابى‌ الفضل‌ عياض‌، (م‌ 544 ق‌)، الشفاء، بتعريف‌ حقوق‌ المصطفى(ص)‌، بيروت‌، دارالفكر، 1409 ق‌.

پي نوشت:
2 قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "بارك لنا فى الخبز و لاتفرّق بيننا و بينه، فلولا الخبز ما صلينا و لا صمنا و لا ادّينا فرائض ربنا " (كليني، الكافي، ج 5، ص 73، ح 13 و ج 6، ص 287، ح 6).
3 "انما بنى الجسد على الخبز "؛ (همان، ج 6، ص 286، ح 3 و 7).
4 "قال ابوذر حين سأله رجل عن أفضل الأعمال بعد الايمان. فقال: الصلوه و اكل الخبز. فنظر اليه الرجل كالمتعجب. فقال: لولا الخبز ما عبداللَّه تعالي؛ يعنى بأكل الخبز يقيم صلبه فيتمكن من اقامه الطاعه " (شمس الدين سرخسي، المبسوط، ج 30، ص 258).
5 "... و كان يأكل ما احلّ اللَّه له مع أهله و خدمه أذا أكلوا... " (طبرسي، مكارم الاخلاق، ص 26 و مجلسي، بحار الانوار، ج 16، ص 241).
6 "... كان يأكل كل الاصناف من الطعام... " (طبرسي، همان، ص 26 و مجلسي، همان، ج 16، ص 241).
7 و عن ابى الحسن الرضاعليه‌السلام: "ما من نبى الاّ و قد دعى لأكل الشعير و بارك عليه. و ما دخل جوفا الاّ اخرج كل داء فيه، و هو قوت الانبياء و طعام الابرار، ابى اللَّه ان يجعل قوت انبيائه الا شعيراً " (كليني، همان، ج 6، ص 305، ح 1).
8 "عن قتاده: كنّا نأتى الانس و خبازه قائم، فقال يوما: كلوا فما اعلم رسول اللَّه رأى رغيفاً مرققا و لا شاه سميطا قطُّ " (مسند احمد، ج 3، ص 134 و صحيح البخاري، ج 6، ص 206).
9 "دخل رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله الى ام‌سلمه رضى اللَّه عنها فقربت اليه كسره، فقال: هل عندك ادام؟ فقالت: لا يا رسول اللَّه، ما عندى الّا خلّ، فقال: نِعْمَ الإدام الخلّ ما اقفر بيت فيه خل " (كليني، همان، ج 6، ص 329، ح 1 و مجلسي، همان، ج 16، ص 267، ح 70).
10 عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "قال اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام: اقرّوا الحار حتى يبرد فان رسول اللَّه قرب اليه طعام حارّ فقال: اقروه حتى يبرد ما كان اللَّه عز و جل ليطعمنا النار و البركه فى البارد " (ر.ك:كليني، همان، ج 6، ص 322، ح 4-1، باب الطعام الحارّ).
11 مراد از مغافير، بقاياى گياهان در شكم زنبور عسل است كه آن را در عسل داخل مى‌كند.
12 "... و كان‌صلى الله عليه وآله لا يأكل الثوم و لا البصل و لا الكرات و لا العسل الذى فيه المغافير، و هو ما يبقى من الشجر فى بطون النحل فيلقيه فى العسل فيبقى ريح فى الفم " (طبرسي، همان، ص 30 و ر.ك: طبري، دلائل الامامه، ص 11 و بيهقي، السنن الكبري، ج 7، ص 50 و خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج 2، ص 262).
13 كليني، همان، ج 6، ص 305، ح 1.
14 عن خالد بن نجيح عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "اللبن من طعام المرسلين " (برقي، المحاسن، ج 2، ص 491)؛ ... عن خالد بن نجيح عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "الخلّ و الزيت من طعام المرسلين " (همان، ص 482)؛... عن خالد بن نجيح عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "السويق طعام المرسلين " (كليني، همان، ج 6، ص 306)؛ عن هشام بن سالم عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: اللحم باللبن مرق الانبياء " (برقي، همان، ج 2، ص 467).
15 كان احبّ الطعام اليه اللحم، و كان يقول: "هو يزيد فى السمع و البصر ". و "اللحم سيد الطعام فى الدنيا و الاخره، و لو سألت ربّى أن يطعمينه كلّ يوم لفعل " (طبرسي، همان، ص 30).
16 "وكان صلى الله عليه وآله يأكل اللحم طبيخاً بالخبز و يأكله مشوياً بالخبز " (همان).
17 "و كان‌صلى الله عليه وآله يأكل البرد و يتفقد ذلك اصحابه فيلتقطونه له فيأكله و يقول انه يذهب بأكله الأسنان " (همان، ص 31).
18 عن الصادق‌عليه‌السلام: ان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله كان يفطر على الحلو، فاذا لم يجده يفطر على الماء الفاتر و كان يقول: "انه ينقى الكبد و المعده و يطيّب النكهه و الفم و يقوى الاخراس و الحدق، و يحدّ الناظر و يغسل الذنوب غسلا، و يسكن العروق الهائجه و المره الغالبه و يقطع البلغم، و يطفى‌ء الحراره عن المعده و يذهب بالصداع " (نيسابوري، روضه الواعظين، ص 341؛ طبرسي، همان، ص 27 و 28 و مجلسي، همان، ج 16، ص 242). در برخى از آثار ياد شده براى افطار با آب ولرم در روايتى از امام صادق‌عليه‌السلام نيز آمده است:... عن ابن ابى عمير عن رجل عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام "اذا افطر الرجل على الماء الفاتر نقى كبده و غسل الذنوب من القلب و قوى البصر و الحدق " (كليني، همان، ج 4، ص 152).
19 عن ابى عبداللَّه: "كان النبى‌صلى الله عليه وآله يأكل العسل و يقول: آيات من القرآن، و مضغ البان، يذيب البلغم " (همان، ج 6، ص 332). در روايتى مشابه، از امام صادق‌عليه‌السلام درباره اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام چنين نقل شده است: ... عن محمد بن مسلم عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "قال اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام: لعق العسل شفاء من كل داء. قال اللَّه عز و جل: يخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فيه شفاء للناس و هو مع قرائه القرآن. مضغ اللبان يذهب البلغم " (همان).
20 و لقد جاءه‌صلى الله عليه وآله بعض اصحابه يوماً بفالوذج فأكل منه و قال: ممّ هذا يا اباعبداللَّه؟ فقال: بابى انت و امّي، نجع السَّمْن و العسل فى البُرْمه و نضعها على النار ثم نقليه ثم نأخذ الحنطه اذا طحنت فنلقيه على السمن و العسل ثم نسوطه حتى ينضج فيأتى كما تري. فقال‌عليه‌السلام: "ان هذا الطعام طيّب " (طبرسي، همان، ص 28).
21 محمد بن يعقوب الكليني، عن على بن ابراهيم عن ابيه عن ابن ابى عمير عن عبدالرحمن بن الحجاج عن ابى عبداللَّه عليه‌السلام قال: "أفطر رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله عشيّه خميس فى مسجد قبا فقال: هل من شراب؟ فأتاه أوس بن خولى الانصارى بُعسّ مخيض بعسل، فلما وضعه على فيه نحّاه، ثم قال: شرابان يكتفى بأحدهما من صاحبه، لا أشربه و لا احرّمه، و لكن أتواضع للَّه فان من تواضع للَّه رفعه اللَّه، و من تكبّر خفضه اللَّه، و من اقتصد فى معيشه رزقه اللَّه، و من بذر حرمه اللَّه، و من اكثر ذكر الموت احبّه اللَّه " (كليني، همان، ج 2، ص 122، ح 3؛ شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 11، ص 219، ح 31 و مجلسي، همان، ج 16، ص 265 و ج 75، ص 126، ح 25). اين روايت را حسين بن سعيد اهوازى نيز در كتاب الزهد، ص 55، ح 148، از ابن ابى عمير و او از عبدالرحمان بن حجاج نقل كرده است و در بحارالانوار، ج 16، ص 265، ح 64، ج 75، ص 126 در ادامه روايت 25 آمده است.
22 ولكن بعثنى بالحنيفه السهله السمحه " (كليني، همان، ج 5، ص 494)؛ "جئتكم بالشريعه السهله السمحاء " (سيد مرتضي، الانتصار، ج 9، ص 407).
23 قال ابوجعفرعليه‌السلام: "ما من شى‌ء ابغض الى اللَّه عز و جل من بطن مملوء " (الكافي، ج 6، ص 270، ح 11).
24 عن ابى جعفرعليه‌السلام: "اذا شبع البطن طغي " (همان، ح 10).
25 قال بعض السلف: "لا تأكلوا كثيراً فتشربوا كثيراً فترقدوا كثيراً فتحسروا كثيراً " (يحصبي، الشفاء بتعريف حقوق المصطفى‌صلى الله عليه وآله، ج 1، ص 85).
26 نوري، مستدرك الوسائل، ج 16، ص 221-209.
27 عن المقدام بن معديكرب: قال سمعت رسول اللَّه صلى الله عليه وآله يقول: ما ملأ ابن آدم وعاء شرّاً من بطن، حسب ابن آدم أكلات يقمن صلبه، فان كان لا محاله فثلث لطعامه و ثلث لشرابه و ثلث لنفسه " (احمد بن حنبل، مسند، ج 4، ص 133). روايت مشابهى با همين مضمون از امام صادق‌عليه‌السلام نقل شده است (ر.ك: برقي، همان، ج 2، ص 440 و كليني، همان، ج 6، ص 269).
28 و عن عايشه: لم يمتلى‌ء جوف النبى‌عليه‌السلام شبعا قطّ " (يحصبي، همان، ج 1، ص 85).
29 "و كان احبّ الطعام اليه ما كان على ضفف، فلا يأكل مع الشبع " (طبرسي، همان، ص 27 و مجلسي، همان، ج 16، ص 241). "ضفف " را گاه حاجت و نياز معنا كرده‌اند و گاه به اجتماع چند نفر بر غذا، و بنا بر معناى دوم، اين روايت به مبحث بعد مربوط خواهد بود (ر.ك: صحاح جوهري، ماده ضفف و مجلسي، همان، ج 16، ص 254 و 255).
30 و قال‌صلى الله عليه وآله: "كل و أنت تشتهي، و أمسك. و أنت تشتهي " (نوري، همان، ج 16، ص 221).
31 "عن انس: انه‌صلى الله عليه وآله لم يجتمع عنده غداء و لا عشاء من خبز و لحم الاعلى ضفف " (مسند احمد، ج 3، ص 270 و ترمذي، الشمائل المحمديه، ص 318).
32 ... عن منصور بن زادان عن الحسن قال: "كان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله يؤاسى الناس بنفسه حتى جعل ]يرقع‌[ ازاره بالأدم و ما جمع بين عشاء و غداء ثلاثه ايام حتى قبضه اللَّه " (ابن ابى شيبه، المصنف، ج 8، ص 143، ح 126).
33 عن ابى اخى شهاب بن عبدربه، قال: شكوت الى ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام ما القى من الاوجاع و التخم، فقال: تغد و تعش، و لا تأكل بينهما ]شيئا[ فان فيه فساد البدن. اما سمعت اللَّه عز و جل يقول: "لهم رزقهم فيها بكره و عشيّا " (كليني، همان، ج 6، ص 288، ح 2).
34 عن الصادق‌عليه‌السلام: "لا تدع العشاء ولو بثلاث لقم بملح و من ترك العشاء ليله، مات عرق فى جسده لا يحيى ابداً " (طبرسي، همان، ص 195).
35 ... عن انس بن مالك عن النبى‌صلى الله عليه وآله، انه قال: "تعشوا ولو بكفّ من حشف، فان ترك العشاء مهرمه " (سنن الترمذي، ج 3، ص 188 و مجلسي، همان، ج‌66، ص 346، ح 22).
36 عن ابى حمزه عن ابى جعفرعليه‌السلام قال: خطب رسول اللَّه صلى الله عليه وآله الناس فقال: "الا أخبركم بشراركم؟ قالوا بلى يا رسول اللَّه، قال: الذى يمنع روزه، يضرب عبده و يزود وحده... " (كليني، همان، ج 2، ص 290).
37 عن عبداللَّه بن مسكان عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "الطعام اذا جمع أربعا فقد تمّ: إذا كان من حلال و كثرت الايدى عليه و سمّى اللَّه فى اوله و حمداللَّه فى آخره " (برقي، همان، ج 2، ص 398).
38 قال صلى الله عليه وآله: "أحبّ الطعام الى اللَّه ما كثرت عليه الايدي " (نوري، همان، ج 16، ص 227، ح 11، به نقل از: مستغفرى سمرقندي، طب النبى‌صلى الله عليه وآله).
39 الجعفريات باسناده عن جعفر بن محمد عن ابيه عن جده على بن الحسين عن ابيه على بن ابيطالب‌عليه‌السلام قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "الجماعه بركه و طعام الواحد يكفى الاثنين، وطعام الاثنين يكفى الاربعه " (نوري، همان، ج 16، ص 230، ح 1، به نقل از: الجعفريات، ص 159). هم‌چنين از امام صادق‌عليه‌السلام از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله روايتى مشابه بدين صورت نقل شده است: ...عن غياث بن ابراهيم عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "طعام الواحد يكفى الاثنين و طعام الاثنين يكفى الثلاثه و طعام الثلاثه يكفى الاربعه " (برقي، همان، ج 2، ص 398 و كليني، همان، ج 6، ص 273 باب اجتماع الايدى على الطعام).
40 قاضى نعمان ذيل روايتى مشابه از امام صادق‌عليه‌السلام، سخنى شبيه آن‌چه گفته شد، دارد. روايت و نيز سخن قاضى نعمان چنين است: و عن جعفر بن محمدعليه‌السلام انه قال: "الثريد بركه، و طعام الواحد يكفى الاثنين "، يعنى عليه السلام انه يقوتهم، لا على الشبع و الاتساع (تميمى مغربي، دعائم الاسلام، ج‌2، ص 111).
41 "كان صلى الله عليه وآله يأكل كل الاصناف من الطعام، و كان يأكل ما احلّ اللَّه له مع اهله و خدمه إذا أكلوا، و مع من يدعوه من المسلمين على الارض و على ما أكلوا عليه و مما أكلوا، الاّ أن ينزل بهم ضيف فيأكل مع ضيفه... " (طبرسي، همان، ص 26 و 27 و مجلسي، همان، ج 16، ص 241).
42 سأل رجل رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله، فقال: يا رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله، انا نأكل و لا نشبع! قال: "لعلكم تفترقون عن طعامكم، فاجتمعوا عليه، و اذكروا اسم اللَّه عليه، يبارك لكم ]فيه‌[ " (طبرسي، همان، ص 149 و نيز ر.ك: ابن عساكر، تاريخ مدينه دمشق، ج 62، ص 420).
43 ابوالبختري، عن جعفر، عن أبيه عليه‌السلام، "أنّ المساكين كانوا يبيتون فى المسجد على عهد رسول اللَّه صلى الله عليه وآله، فأفطر النبى‌صلى الله عليه وآله مع المساكين الذين فى المسجد ذات ليله عند المنبر فى بُرْمه، فأكل منها ثلاثون رجلا، ثم ردّت الى ازواجه شبعهن " (حميرى بغدادي، قرب الاسناد، ص 148 و مجلسي، همان، ج 16، ص 219، ح 9).
44 "كان‌صلى الله عليه وآله اذا أكل سمّي... " (طبرسي، همان، ص 27).
45 برقي، همان، ج 2، ص 398.
46 "و كان‌صلى الله عليه وآله اذا وضعت المائده بين يديه قال: بسم اللَّه، اللهم اجعلها نعمه مشكوره نصل بها نعمه الجنه "؛ "و كان‌صلى الله عليه وآله اذا وضع يده فى الطعام قال: بسم اللَّه، اللهم بارك لنا فى ما رزقتنا و عليك خلفه " (طبرسي، همان، ص 27 و مجلسي، همان، ج 16، ص 242-241).
47 "و كان صلى الله عليه وآله اذا شرب بدء فسمّى و حساحسوه و حسوتين ثم يقطع فيحمد اللَّه ثم يعود فيسمّى ثم يزيد فى الثالثه، ثم يقطع فيحمداللَّه فكان له فى شربه ثلاث تسميات و ثلاث تحميدات... " (طبرسي، همان، ص 31 و مجلسي، همان، ج 16، ص 246).
48 "الحمدللَّه منزل الماء من السماء و مصرف الامر كيف يشاء، بسم اللَّه خير الاسماء " (طبرسي، همان، ص 151 و مجلسي، همان، ج 16، ص 475).
49 و عن على‌عليه‌السلام: "تفقدت رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله غير مره و هو يشرب الماء، تنفس ثلاثا، مع كل واحده منهنّ تسميه إذا شرب، و حمد اذا قطع " (تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 130، ح 453).
50 و عن رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله انه كان اذا شرب اللبن قال: اللهم بارك لنا فيه و زدنا منه، و إذا شرب الماء قال: الحمدللَّه الذى سقانا عذبا زلالاً برحمه، و لم يسقنا ملحا أجاجا بذنوبنا " (همان، ح 456).
51 و عن ابى جعفر و ابى عبدالله‌عليهماالسلام انهما قالا: "ثلاث انفاس فى الشراب افضل من نفس واحده. " و كرها أن يتشبّه الشارب بشرب الهيم، يعنيان الابل الصاديه، لاترفع رؤوسها من الماء حتى تروي " (تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 130، ح 454).
52 عن ابن عباس: "ان النبى‌صلى الله عليه وآله كان اذا شرب تنفّس مرّتين " (همان).
53 "... و كان صلى الله عليه وآله ربّما شرب بنفس واحد حتى يفرغ " (طبرسي، همان، ص 31).
54 . و عن رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله انه مرّ برجل يكرع فى الماء بفيه، يعنى بشربه من اناء أو غيره من وسطه، و قال: "أتكرع ككرع البهيمه؟ ان لم تجداناء فاشرب بيديك، فانهما من أطيب آنيتك " (تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 130، ح 451).
55 . و عنه صلى الله عليه وآله انه قال: "مصوّا الماء مصّاً و لا تعبّوه عبّا، فان منه يكون الكباد " (همان، ح 452 و طبرسي، همان، ص 31).
56 . "و كان‌صلى الله عليه وآله لايتنفس فى الاناء اذا شرب، فان أراد أن يتنفس، أبعد الاناء عن فيه حتى يتنفس " (طبرسي، همان، ص 31).
57 . "كان‌صلى الله عليه وآله اذا اكل سمّى و يأكل بثلاث اصابع و ممايليه و لا يتناول من بين يدى غيره " (همان، ص 23 و 28).
58 . "و كان‌صلى الله عليه وآله إذا أكل مع القوم، كان أول من يبدء و آخر من يرفع يده " (همان، ص 23).
59 . "و كان صلى الله عليه وآله إذا أكل اللحم لم يطأطى‌ء رأسه اليه و يرفعه الى فيه ثم ينتهشه انتهاشاً " (همان، ص 30).
60 . "فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَه ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَه ... فِى جَنَّاتِ النَّعِيمِ... " (واقعه(56) آيه 8)؛ "وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ فسلام لك من اصحاب اليمين... " (همان، آيه 90)؛ "فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ * فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً... " (انشقاق (84) آيه 7).
61 . "... و كان يمينه‌صلى الله عليه وآله لطعامه و شرابه و اخذه و اعطائه، فكان لا يأخذ الا بيمينه، و لا يعطى الا بيمينه، و كان شماله لما سوى ذلك من بدنه، و كان يحبّ التيمّن فى كل اموره: فى لبسه و تنعّله و ترجّله... " (طبرسي، همان، ص 23).
62 . روينا عن جعفر عن ابيه عن آبائه‌عليهم‌السلام: "ان رسول الله‌صلى الله عليه وآله نهى عن الشرب و الاكل بالشمال، و أمر أن يسمّى الشارب اذا شرب، و يحمده اذا فرغ، يفعل ذلك كلما تنفس فى الشراب أو ابتدء او قطع " (تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 130، ح 447).
63 . و عن رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "انه نهى أن يأكل أحد بشماله او يشرب بمشاله، او يمشى فى نعل واحد. و كان يستحب اليمين فى كل شى‌ء " (همان، ج 2، ص 119، ح 399 و نيز ر.ك: نوري، همان، ج 16، ص 228، باب كراهه الاكل و الشرب و التناول بالشمال مع عدم العذر).
64 . ... عن معاويه بن وهب عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام: "ما أكل رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله متّكئا منذ بعثه اللَّه عز و جل نبيّاً حتى قبضه اللَّه اليه متواضعاً للَّه تعالي.... " (كليني، همان، ج 6، ص 164، ح 175؛ طبرسي، همان، ص 23 و 27 و مجلسي، همان، ج 16، ص 242 و ج 41، ص 130، ح 41).
65 . ... عن محمد بن مسلم قال: دخلت على ابى جعفرعليه‌السلام ذات يوم، و هو يأكل متكئاً، و قد كان بلغنا أن ذلك يكره، فجعلت انظر اليه، فدعانى الى طعامه، فلما فرغ، قال: يا محمد، لعلك‌ترى ان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله ما رأته عين و هو يأكل متكئاً منذ بعثه اللَّه الى أن قبضه؟ ثم ردّ على نفسه فقال: لا واللّه ما رأته عين و هو يأكل متكئاً منذ بعثهاللّه الى أن قبضه...فيختا را التواضع لربه عز و جل... " (كليني، همان، ج 8، ص 129، ح 100؛ شيخ طوسي، الامالي، ج 2، ص 629 و مجلسي، همان، ج 16، ص 277، ح 116 و ج 40، ص 339، ح 25).
66 . ... عن ابى خديجه قال: سأل بشير الدهان ابا عبداللَّه‌عليه‌السلام و انا حاضر، فقال: هل كان رسول اللَّه صلى الله عليه وآله يأكل متكئاً على يمينه و على يساره؟ فقال: ما كان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله‌يأكل متكئاً على يمينه و لا على يساره، ولكن كان يجلس جلسه العبد. قلت: و لم ذلك؟ قال: تواضعاً للَّه عز و جل " (كليني، همان، ج 6، ص 271، ح 7 و مجلسي، همان، ج 16، ص 262، ح 53).
67 . ... عن المعلى بن خنيس قال: قال ابوعبداللَّه‌عليه‌السلام: "ما أكل نبى اللَّه و هو متكى‌ء منذ بعثه اللَّه عز و جل، و كان يكره أن يتشبه بالملوك، و نحن لا نستطيع ان نفعل " (كليني، همان، ج 6، ص 272، ح 8).
68 . و كان‌صلى الله عليه وآله يقول: "انما أنا عبد آكل كما يأكل العبد و أجلس كما يجلس العبد " (يحصبي، همان، ج 1، ص 86).
69 . ... عن جابر عن ابى جعفرعليه‌السلام قال: "كان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله يأكل أكل العبد، و يجلس جلسه العبد، و كان يأكل على الحضيض و ينام على الحضيض " (كليني، همان، ج 6، ص 271، ح 6؛ برقي، همان، ج 2، ص 457، ح 387 و مجلسي، همان، ج 16، ص 262، ح 55).
70 . ... عن ابى جعفرعليه‌السلام، قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "خمس لا أدعهنّ حتى الممات: الأكل على الحضيض مع العبيد، و ركوبى على الحمار مؤكفا، و حلبى العنز بيدي، و لبس الصوف، و التسليم على الصبيان، لتكون سنّه من بعدي " (شيخ صدوق، الأمالي، ص 130 و مجلسي، همان، ج 16، ص 215، ح 2).
71 ....عن ابن عباس: "كان صلى الله عليه وآله يجلس على الارض و يأكل على الارض ويعتقل الشاه، و يجيب دعوه المملوك على خبز الشعير " (طبرسي، همان، ص 16 و مجلسي، همان، ج 16، ص 222، ح 19).
72 . ...عن ابى بصير عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "كان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله يأكل اكل العبد، و يجلس جلوس العبد و يعلم انه عبد " (برقي، همان، ج 2، ص 456، ح 386 و مجلسي، همان، ج 16، ص 225، ح 29).
73 . "و كان صلى الله عليه وآله كثيراً اذا جلس ليأكل أكل ما بين يديه و يجمع ركبتيه و قدميه كما يجلس المصلّى فى اثنتين، الا أنّ الركبه فوق الركبه و القدم على القدم، و يقول صلى الله عليه وآله: أنا عبد آكل كما يأكل العبد، و اجلس كما يجلس العبد " (طبرسي، همان، ص 27).
74 . و عن رسول اللَّه صلى الله عليه وآله انه نهى عن ثلاث أكلات: أن يأكل احد بشماله، او مستلقياً على قفاه، او منبطحاً على بطنه " (تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 119، ح 399).
75 . "و روى أن رسول اللَّه صلى الله عليه وآله لم يأكل على خوان قطّ حتى مات... " (همان، ص 28).
76 . مجلسي، همان، ج 16، ص 284، ح 133.
77 . "و يستعين باليدين جميعاً " (طبرسي، همان، ص 29 و نيز ر.ك: تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 119، ح 402).
78 . ... عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام: "كان رسول‌اللَّه صلى الله عليه وآله يجلس جلسه العبد و يضع يده على الارض و يأكل بثلاث اصابع، و ان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله كان يأكل هكذا، ليس كما يفعل الجبّارون، أحدهم يأكل باصبعيه " (كليني، همان، ج 6، ص 297، ح 6؛ برقي، همان، ج 2، ص 442 و مجلسي، همان، ج 63، ص 414).
79 . و كان‌صلى الله عليه وآله يأكل باصابعه الثلاث، الابهام و التى تليها و الوسطي، و ربما استعان بالرابعه، و كان‌صلى الله عليه وآله يأكل بكفّها كلها و لم يأكل باصبعين و يقول: ان الأكل باصبعين هو أكله الشيطان " (طبرسي، همان، ص 28).
80 . "و كان‌صلى الله عليه وآله اذا فرغ من طعامه، لعق اصابعه الثلاث التى اكل بها، فان بقى فيها شى‌ء عاوده فلعقها حتى تنظف، و لا يمسح يده بالمنديل حتى يلعق اصابعه واحده واحده و يقول: انه لا يدرى فى اى الاصابع البركه " (همان، ص 30).
81 . "و كان‌صلى الله عليه وآله يلحس الصحفه و يقول: آخر الصحفه اعظم الطعام بركه " (همان).
82 ....عن عمرو بن جميع عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "كان رسول اللَّه صلى الله عليه وآله يلطع القصعه و يقول: من لطع قصعه فكأنما تصدق بمثلها " (كليني، همان، ج 6، ص 297، ح 4؛ برقي، همان، ج 2، ص 443، ح 318 و شيخ حر عاملي، همان، ج 16، ص 496، ح 1).
83 . ... عن ابى‌عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "إذا اكل احدكم طعاماً فمصّ اصابعه التى أكل بها، قال اللَّه عز و جل: بارك اللَّه فيك " (برقي، همان، ج 2، ص‌443، ح 315).
84 . ابراهيم (14) آيه 7.
85 . و عنه‌صلى الله عليه وآله انه كان يلعق الصحفه، و قال: "آخر الصحفه اعظمها بركه. و ان الذين يلعقون الصحاف تصلى عليهم الملائكه و يدعون لهم بالسعه فى الرزق، و للذى يلعق الصحفه حسنه مضاعفه. " و كان‌صلى الله عليه وآله اذا أكل لعق اصابعه حتى يسمع لها مصيص (تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 120، ح 405).
86 . عن جعفر بن محمدعليه‌السلام قال: "كان أبى يكره أن يمسح بالمنديل و فيها شى‌ء من الطعام تعظيماً له، الا أن يمصّها أو يكون الى جانبه صبّى فيعطيه انامله يمصّها " (همان، ج 2، ص 120، ح 406).
87 . همان.
88 . ابوالقاسم الكوفي، فى كتاب الاخلاق، عن رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله، انه قال: "غسل اليدين قبل الطعام و بعده ينفى الفقر و يجلب الرزق " (نوري، همان، ج 16، ص 269، ح 11).
89 . گفتنى است كه برخى انديشمندان وضو در اين روايات را به معناى لغوى آن، يعنى شستن دست‌ها دانسته‌اند (ر.ك: سيد مرتضي، الأمالي، ج 2، ص 58).
90 . ... ان عليّاعليه‌السلام قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "من سرّه أن يكثر خير بيته فليتوضاً عند حضور طعامه " (الجعفريات، ص 27؛ شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 358 و نوري، همان، ج 16، ص 267).]90[
91 . سهل ابن ابراهيم مروزى عن موسى بن جعفرعليه‌السلام عن ابيه عن جدّه متصلا قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "الوضوء قبل الطعام ينفى الفقر، و بعده ينفى اللمّ و يصح البصر " (قضاعي، مسند الشهاب، ج 1، ص 205 و ر.ك: قطب‌الدين راوندي، الدعوات، ص 142).
92 . قال جعفرعليه‌السلام عن ابيه عن آبائه عن على‌عليه‌السلام قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: "من توضأ قبل الطعام، عاش فى سعه، و عوفى من بلوى فى جسده " (فضل اللَّه راوندي، النوادر، ص 222).
93 . ... عن طلحه بن زيد عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "كان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله يشرب فى الاقداح الشاميه يجاء بها من الشام و تهدى له‌صلى الله عليه وآله " (كليني، همان، ج 6، ص‌385، ح 1 و مجلسي، همان، ج 16، ص 268، ح 79).
94 . ...عن طلحه بن زيد عن ابى عبداللَّه‌عليه‌السلام قال: "كان النبى‌صلى الله عليه وآله يعجبه ان يشرب فى الاناء الشامي، و كان يقول: هذا انظف آنيتكم " (كليني، همان، ج 6، ص 386، ح 8 و مجلسي، همان، ج 16، ص 286، ح 80).
95 . "و كان‌صلى الله عليه وآله يشرب فى الاقداح التى يتخذ من الخشب، و فى الجلود، و يشرب فى الخزف، و يشرب بكفّيه، يصبّ فيهما الماء و يشرب و يقول: ليس اناء اطيب من الكف " (طبرسي، همان، ص 31).
96 . "و كان‌صلى الله عليه وآله يشرب من افواء القرب و الاداوى و لا يختنثها اختناثاً و يقول: "ان اختناثها ينتنها " (همان).
97 . و عن رسول اللَّه صلى الله عليه وآله: أنه نهى عن اختناث الاسقيه، و هو أن يثنّى افواه القرب ثم يشرب منها. و قيل ان ذلك نهى عنه لوجهين: احدهما انه يخاف أن تكون فيها دابّه أو حيّه فتنساب فى فم الشارب، و الثانى ان ذلك ينتنها (و هو الاحسن) (تميمى مغربي، همان، ج 2، ص 129، ح 448).
98 . "و كان صلى الله عليه وآله لا يتنفّس فى الاناء اذا شرب، فان أراد أن يتنفس أبعد الاناء عن فيه حتى يتنفس " (طبرسي، همان، ص 31).

نويسنده: محمدرضا جبارى‌

منبع: فصلنامه علمي - تخصصي تاريخ در آئينه پژوهش- سال چهارم- شماره1


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:03 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 شناخت و تحليل الگوي مصرف ملي، ازآن‌رو مهم است كه ما را در جهت‏گيري و سياست‏گذاري‏هاي كلان اقتصادي ياري مي‏كند؛ زيرا مصرف، بخش اصلي اقتصاد هر كشوري است.
بايد بدانيم نيروهاي اثرگذار بر الگوي مصرف ملي كشور چه هستند؟ آيا الگوي مصرف كنوني، جهت‏گيري توسعه‏اي دارد يا ضد توسعه است؟ ضعف‏ها و آسيب‏هاي اصلي الگوي كنوني چه هستند؟ چه راهكارهايي براي برطرف شدن اين ضعف‏ها وجود دارد؟
براي پاسخ به اين پرسش‏ها، در اين نوشتار، نخست آسيب‏هاي الگوي مصرف ايران را بررسي و سپس راهكارهايي براي تصحيح اين الگو معرفي مي‏كنيم.

يك ـ بالابودن سطح مصرف
مصرف، يكي از دو ركن اصلي تشكيل‌دهنده تابع درآمد ملي است. ركن ديگر اين تابع، پس‏انداز است كه اين دو با هم رابطه معكوس دارند؛ هر چه مقدار مصرف از درآمد ملي كمتر باشد، فرصت براي پس‏انداز و در نتيجه سرمايه‏گذاري بيشتر در جامعه فراهم مي‌شود.

الگوي مصرف جامعه ما در اين زمينه قابل تأمل است. نكته مهم آنكه، سهم مصرف از درآمد ملي بالاست. آمار موجود حاكي از آن است كه بيش از 80 درصد از درآمد ملي در سال‏هاي 1370 به بعد را خانواده‏ها و دولت مصرف كرده‌اند.

نامعقول بودن الگوي مصرف در كشور به ‌اندازه‌اي جدّي است كه برخي از مصارف در ايران، رشد بالاتري نسبت به مصرفي‏ترين كشورها دارد. براي نمونه، رشد مصرف فرآورده‏هاي نفتي در ايران در سال 1375 نسبت به سال قبل، 6.7درصد بوده است... . رشد مصرف فرآورده‏هاي نفتي در ايران حتي از ميانگين رشد مصرف در خاورميانه و جهان نيز بيشتر بوده است و اين در حالي است كه رشد مصرف در خاورميانه، به‌طور متوسط كمتر از 2.6 درصد بوده است.1

دو ـ مدگرايي
مد، يك هوس عمومي‌ است كه از ضعف‏هاي روحي انسان (احساس كمبود و حقارت، چشم‌وهم‏چشمي‌ و تمايل به اثبات برتري) سرچشمه مي‏گيرد و از آن بهره مي‏جويد.2

مدگرايي، انحرافي است كه بلاي جان جوامع بشري شده است. هرچند در گسترش مد، عامل رواني مصرف كننده بسيار اثرگذار است، عوامل اجتماعي و اقتصادي مانند تبليغات، عرضه بيش از حد كالا، ايجاد نياز به مصرف و از همه مهم‏تر تهاجم فرهنگي اثر فراوان دارد. بايد توجه كرد كه مد، كالاي نو عرضه نمي‏كند، بلكه تنها موجب تغيير شكل و مشخصات ظاهري كالا مي‌شود و هرچند به ظاهر در پي ارضاي سليقه‏هاي تنوع‌طلب است، مايه اتلاف وقت، پول و انرژي مصرف‌كننده مي‌شود. بنابراين، افزون بر لطمه زدن به اقتصاد خانواده، اقتصاد كشور را نيز به سمت وابستگي سوق مي‏دهد و مقدار قابل توجهي از درآمد ملي صرف آن مي‌شود. غالباً محور اين مصرف‏ها زنان هستند.


سه ـ اتكاي درآمد ملي بر نفت
درآمد ملي، عاملي اصلي در تعيين الگوي مصرف يك كشور است. اگر منابع تجهيز درآمد ملي، در عين متنوع بودن، از ثبات نسبي برخوردار باشند، مي‏توان الگوي مصرف مناسب و برنامه‏ريزي شده‏اي براي آن كشور تدارك ديد.

در ايران، درآمد ملي متكي بر درآمد نفت است. از طرفي، قيمت نفت تحت تأثير عواملي متعدد و غالباً سياسي است. در واقع، مي‏توان گفت در بازار جهاني، بيشتر صادركنندگان نفت به دلايلي نمي‌توانند قيمت كالاي راهبردي خود را تعيين كنند و بيشتر قيمت‏پذير هستند. بنابراين، مصرف و سرمايه‏گذاري و ديگر عوامل اقتصادي كشور ما كه از درآمد ملي اثر مي‌پذيرند، با نوسان قيمت نفت دچار نوسان مي‏شوند.

چهار ـ مصرف نمايشي و پرستيژي
مصرف‌زدگي در ايران نوعي تفكر جديد و تجدد به شمار مي‏آيد و به تعبير چارلز هَندي: "حتي منشور پر لاف و گزاف شهروند انگليسي [در اينجا، ايراني] در عمل، منشوري مرتبط با مصرف و مصرف‏زدايي است ".3

در جامعه كنوني ما، بخشي از مصرف، نه به ‌دليل نياز به كالاهاي خريداري شده، بلكه به دليل كسب جايگاه و منزلت بالاتر صورت مي‏پذيرد كه آن را "مصرف پرستيژي " مي‏نامند.

دوزنبري معتقد است كه برخي مصارف به خاطر چشم‌وهم‏چشمي‌ و به نمايش گذاشتن و براساس مقياس‏هاي ظاهري مانند اتومبيل، لباس و... براي كسب احترام و فخرفروشي است كه از آن با عنوان ـ تأثير نمايش ـ نام مي‏برد. مصرف نمايشي و تقليدي در بلندمدت، مانع افزايش نرخ رشد پس‏انداز مي‌شود كه بيشتر از راه القاي فرهنگي و به كمك مجلات، فيلم و سفرهاي خارجي، از كشورهاي پيشرفته به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي‌شود.

پديده تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در ميان مصرف‌‌كنندگان خصوصي كه ميان سازمان‏هاي دولتي نيز به چشم مي‏خورد؛ زيرا با خريد كالاهاي خارجي، انگيزه "مصرف پرستيژي " به وجود مي‏آيد. براي نمونه، درحالي‌كه براي توليد صنعت نساجي كشور تقاضاي كافي وجود ندارد، مصرف‌كنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاك خارجي در بازارهاي كشور استقبال مي‏كنند.

مصرف نمايشي موجب مي‌شود انسان هويتي مصنوعي در جامعه بيابد و بت‏پرست مدرن شود. قشرهاي محروم نيز براي پوشاندن درد ناكامي خويش بعد از دريافت اندك درآمد، به تقليد مصرفي روي مي‌آورند و درآمد خود را در جهت تقويت سود توليدكنندگان تجملي يا واردكنندگان آن، به هدر مي‏دهند.

پنج ـ گرايش برخي دولتمردان به رفاه‌طلبي، پس از جنگ
اصلي‏ترين آفت الگوي مصرف در ايران در سال‏هاي پس از جنگ تحميلي، ريشه در سياست‏هاي آگاهانه دولت دارد. در طول اين سال‏ها حركت‏هاي نيازآفرين و به اصطلاح "مانور تجمل " از سوي دولت، در كنار نمايش رفاه‏زدگي و تجمل‌گرايي از طرف ثروتمندان موجب شد، مصرف افزايش يابد. جانشين شدن فرهنگ تجمل‌گرايي به جاي ضروري‌گرايي، اخلاق عملي تجمل‌گرايانه مسئولان در قالب سمينارهاي دولتي، واردات مدرن‏ترين اتومبيل‌ها به‏ويژه از سال 1370 به بعد، واردات انواع كالاهاي لوكس خارجي، نمايشگاه‏هاي بين‏المللي اتومبيل و ديگر كالاهاي مدرن در سال 1371 و مانند آنها، نشانه عزم دولت در تقويت رفاه‏طلبي بود. ساخت برج‏ها و رستوران‏هاي گران‏قيمت، هتل‏هاي چند ستاره، رواج مسافرت‏هاي خارج از كشور، آزادي واردات انواع كالاهاي آرايشي (حداقل تا اواخر 1373)، آزادي ورود انواع سيگارهاي خارجي، نوشابه‏هاي خارجي، اشياي هنري، اشياي گران‌قيمت باستاني، ورود مرواريد اصل، زيورآلات فانتزي، پر آماده و اشياي ساخته شده از پر، گل‏هاي مصنوعي، اشياي ساخته شده از موي انسان و مانند آنها از اين حركت حكايت مي‏كند... .4

نكته اساسي ديگر در بحث الگوي مصرف كنوني ايران اين است كه الگوي توسعه و الگوي مصرف ما، الگويي وارداتي و كپي شده از نسخه‏هاي تجويزي بانك جهاني و صندوق بين‏المللي پول است. اين در حالي است كه در كشور ما هنوز توليد به مرحله‏اي نرسيده است كه بتواند، نياز مصرفي جامعه را تأمين كند و با اين روند، هر روز بين ميزان مصرف و توليد داخلي، شكاف بيشتري ايجاد مي‌شود. به تعبير ديگر، نمي‏توان توليد بنگلادشي داشت و مصرف امريكايي.
شش ـ توزيع نابرابر درآمد و شكاف طبقاتي
توزيع ناعادلانه ثروت بين طبقات اجتماع يكي از موانع اساسي ايجاد الگوي مصرف منطقي و متناسب در كشور ماست. ديويد كلمن درباره اين مضمون مي‏نويسد:

توزيع درآمد، عامل مهمي ‌در تعيين الگوي مصرف يا تركيب مصرف كل در جامعه است؛ زيرا:

اولاً گروه‏هاي متفاوت درآمدي، سبد كالايي متفاوتي را مصرف مي‏كنند. احتمال مي‏رود كه توزيع درآمدي به شدت نابرابر، تقاضا براي كالاهاي مصرفي بادوام، كالاهاي تجملي و غيره را افزايش دهد و تقاضا براي اقلام اساسي و ضروري با مصرف انبوه (مثل پارچه و منسوجات) را كاهش دهد.

ثانياً تغيير در تركيب مصرف كل به تغيير تركيب واردات مي‏انجامد؛ زيرا گروه‏هاي متوسط درآمدي، به احتمال زياد، كالاهاي وارداتي و يا كالاهاي توليد شده داخل را مصرف مي‏كنند (هرچند ممكن است فقيران نيز از چنين كالاهايي استفاده كنند). در نتيجه، صنايع موجود اغلب به توليد كالاهاي غير ضروري مورد نظر طبقات ثروتمند مي‏پردازد.

ثالثاً افزايش واردات نيز موجب بدتر شدن وضع تراز پرداخت‏ها مي‌شود. همچنين ممكن است ديگر بخش‏ها نتوانند در برابر افزايش تقاضا به اندازه كافي واكنش نشان دهند؛ در نتيجه فشارهاي تورمي ‌بروز مي‏كند و در اينجا آنچه انسداد ساختاري (structraul lock) ناميده مي‌شود، تحقق مي‏يابد.5

متأسفانه در سال‏هاي پس از جنگ شاهد پيدايش پديده‏هاي اجتماعي و اقتصادي غيرمنتظره‌اي هستيم كه هيچ‏گونه تناسبي با ارزش زيربنايي و اساس عدالت اسلامي‌ ندارند. ظهور پديده‏هاي ناهنجاري مانند روند فزاينده افزايش شكاف طبقاتي، پيدايش اقليت ممتاز و مرفه 15 درصدي كه 85 درصد ثروت جامعه را در قبضه دارد، رشد قارچ‌گونه برج‏ها و كاخ‏هاي چند ميليارد توماني و اتومبيل‏هاي گران‏بها حتي چند صد ميليون توماني در تهران كه برخي از مسئولان هم به آن معترف و معترض شده‏اند، از شواهد بارز و مؤيد اين ادعاست.6

راهكارهاي پيشنهادي
يك ـ يكي از تحولات اساسي كه بايد در الگوي مصرف فعلي ايران به وجود آيد، تغيير سليقه مردم از كالاهاي خارجي به سوي كالاهاي توليد داخل است.7 در شرايط كنوني با وجود اينكه در بسياري از زمينه‏ها، توليد داخلي مي‏تواند نيازهاي جامعه را برطرف كند، مصرف‏كنندگان ترجيح مي‏دهند از كالاهاي مشابه خارجي استفاده كنند كه اين گرايش را مي‏توان ناشي از باورهاي فرهنگي شكل گرفته در طول سال‏هاي پي‌درپي‌ و نيز كيفيت غير استاندارد توليدات داخلي دانست.

بديهي است كه اصلاح انگيزه مصرف و جهت‏دهي گرايش مردم به سوي كالاهاي ساخت داخل، با صدور بخش‌نامه انجام نخواهد شد، بلكه از طريق ارتقاي فرهنگ مصرف و توليد جامعه ممكن خواهد شد. مردم بايد احساس كنند كه تحمل فشارهاي ناشي از كاهش مصرف و يا تغيير گرايش به سوي مصرف توليد داخلي، در نهايت به نفع خودشان است و به ايجاد نوعي اقتصاد و روابط اجتماعي دروني و مطلوب مي‏انجامد.

بايد فرهنگ اعتماد به كالاي داخلي را در جامعه نهادينه كرد و با تقويت باور عمومي‌ نسبت به كالاهاي آزموده شده، الگوي مصرف داخلي را بهبود بخشيد. براي بهبود كيفيت توليد بايد نظام توزيع را سامان داد؛ زيرا در شرايط كنوني بازار، سهم سود عوامل توزيع، بيشتر از توليدكنندگان است و اين در كيفيت توليد داخلي اثر مي‌گذارد.

اينكه به غلط، روي برخي اجناس عبارت "براي صادرات " نوشته مي‌شود، اين‌گونه وانمود مي‌كند كه ما در كشور تنها كالاهاي بي‌كيفيت مصرف مي‏كنيم، ولي بايد جنس بهتر را مصرف كنيم. بايد دانست كه توجه به بهبود كيفيت كالا براي تأمين بازار مصرف داخلي، به مراتب مهم‏تر از توجه به راهبرد توسعه صادرات و بازاريابي خارجي است.

دو ـ از سوي ديگر، وضع نابهنجار مصرفي جامعه به‌گونه‌اي است كه نمي‏توان آن را تنها با برنامه‌هاي اخلاقي كنترل كرد، بلكه دولت بايد با كنترل مصرف و معرفي فرهنگ رياضت و قناعت، راه رسيدن به اقتصادي سالم، شكوفا و پويا بر پايه اصول مكتب اسلام را هموار كند.

سه ـ الگوي مصرف را نمي‏توان تنها با افزايش قيمت‏ها تغيير داد، بلكه بايد همراه با روش‏هاي تبليغاتي و آموزش و برانگيختن مردم به شيوه زندگي اسلامي، امتيازهاي مالياتي براي صرفه‌جويان، پيش‏بيني يا مجازات‏هايي براي اسراف‌گران اعمال شود.

چهار ـ معرفي الگوهاي مصرفي همسو با شئون اسلامي در زمينه مصرف امكانات. مي‏تواند عامل مؤثري در تغيير روش مصرف و نيز منتقد اثرهاي منفي آن باشد. عالمان دين مي‌توانند با معرفي الگوهاي برانگيزاننده ديني، به محدود كردن اميال مردم به كالاها و الگوهاي مصرفي بپردازند. جهت‏گيري ارزشي، شروع مفيدي براي يك گفتار منتقدانه ديني از مصرف‏گرايي ـ به عنوان فعلي حرام و عملي همسو با نظام سرمايه‏داري ـ است.

پي نوشت:
1 . روزنامه همشهري، 9/5/1375.
2 . پرويز زارعي، بازاريابي و مديريت بازار، ص 249.
3 . چارلز هندي، عصر تضاد و تناقض، ترجمه: محمود طلوع، ص 34.
4 . يداللّه‏ دادگر، نامه مفيد، ش 15.
5 . ديويد كُلمن، اقتصادشناسي توسعه نيافتگي، ترجمه: غلامرضا آزاد، ص 109.
6 . ماهنامه صبح، سال دوم، ش 62، ص 75؛ نك: كيهان، 28/8/1375.
7 . لسترتارو، الگوي مصرف دروني ژاپني‏ها را عامل توسعه آنان مي‏داند و مي‏نويسد: "تنها 16 درصد ژاپني‏ها معتقدند كه در صورت ارزان‏تر بودن، بايد كالاهاي خارجي مصرف گردد. " اين در حالي است كه در كشور ما، برخي حاضر نيستند كالاهاي داخلي را كه گاه از كيفيت بالاتري برخوردار هستند و حتي قيمت كمتري نسبت به كالاهاي خارجي دارند، مصرف كنند. (لسترتارو، رويارويي بزرگ، ترجمه: عزيز كياوند، ص 163)

نويسنده: مجيد نوريان

منبع:كتاب الگوي مصرف در اسلام و غرب، صص 67 ـ 76.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:01 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مدرس ارتباطات گفت: اگر بپذيريم ساختار الگوي مصرف امري فرهنگي است بنابراين مي‌توان گفت رسانه‌ها مي‌توانند در اصلاح آن نقش مؤثري البته در دراز مدت داشته باشند.

محمد‌مهدي فرقاني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس درباره نقش رسانه‌ها در اصلاح الگوي مصرف افزود: به طور كلي به لحاظ نقشي كه امروز رسانه‌ها در زندگي اجتماعي بازي مي‌كنند تأثير آن‌ها در همه عرصه‌ها مي‌تواند مورد مطالعه قرار گيرد و آنچه مسلم است به ويژه به لحاظ ماهيت فرهنگي فعاليت رسانه‌ها مي‌تواند قابل توجه باشد.
وي اظهار داشت: الگوي مصرف در واقع بيشتر فرهنگي است تا اجتماعي به اين معنا كه عادات مصرف بيش از اين‌كه منشاء اقتصادي داشته باشد، منشاء فرهنگي دارد يعني به آداب و رسوم، مشاهدات و انتقال فرهنگي از نسلي به نسل ديگر و همين طور به شرايط اجتماعي و فرهنگي جامعه برمي‌گردد يعني نگاهي كه اصولاً در مصرف وجود دارد تلقي از مصرف بالا يا از مصرف لوكس است كه مي‌تواند ارزش يا زير ارزشي تلقي شود.
فرقاني ادامه داد:‌ همه اين موارد در شكل‌گيري الگوي مصرف در دراز مدت تأثير دارد حتي پايگاه اجتماعي و فرهنگي خانواده در شكل‌گيري الگوي مصرف دخالت دارد بنابراين اگر بپذيريم ساختار الگوي مصرف بيشتر فرهنگي است تا اجتماعي بنابراين مي‌توان گفت رسانه‌ها مي‌توانند در اصلاح آن نقش مؤثري البته در دراز مدت داشته باشند.
وي تصريح كرد: نمي‌توانيم بگوييم در طول يكسال الگوي مصرف اصلاح مي‌شود شايد چند نسل نياز باشد تا به تدريج الگوهاي مصرف اصلاح شود اما بالاخره مي‌توان گفت امسال سالي است كه اصلاح الگوي مصرف به لحاظ ذهني و فرهنگي در مركز توجه قرار دارد و هر نوع برنامه‌ريزي و سياستگذاري بايد مبتني بر رعايت اين الگو باشد.
اين مدرس ارتباطات افزود: آنچه مسلم است اين امر بايد از دولت شروع شود چون به مصداق جمله «الناس علي دين ملوكهم» كه مردم از رويه دولتمردان و بزرگان جامعه تبعيت مي‌كنند اين جمله اشاره دارد به اين‌كه رفتار دولت در واقع الگو و سرمشق رفتار مردم در عرصه‌هاي مختلف است. اگر مردم مشاهده كنند دولت سفارش به صرفه‌جويي مي‌كند اما خود در عمل رعايت نمي‌كند صرفه‌جويي در واقع در توصيه‌ها و سفارش‌ها نتيجه مطلوب نخواهد داشت.
وي گفت: اصلاح الگوي مصرف به معناي حذف پاره‌اي مصارف ضروري چه در سطح دولت و چه در سطح جامعه نيست بلكه به معناي بهينه كردن ساختار مصرف‌ و در واقع اولويت‌بندي نيازها و در نتيجه تخصيص بهينه منابع به حوزه‌هاي مختلف مصرف است‌.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:59 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
 اصلاح الگوی مصرف که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید و امسال "سال اصلاح الگوی مصرف" نام گرفته، در اسلام و قرآن نیز بارها به آن اشاره شده است. در آیات و روایات متعدد انسانها برای برخورداری از زندگی شایسته به پرهیز از اسراف و در مقابل اعتدال و میانه‌روی دعوت شده‌اند.اسراف از ریشه "سرف" یعنی تجاوز کردن و از حد گذشتن در هر کاری که انسان انجام ‌ می‌دهد گرفته شده است .
اسراف و زیاده روی در مصرف مصادیق مختلفی دارد از جمله مصارف شخصی مانند خوردن و آشامیدن و همچنین مصارفی که علاوه بر امور شخصی، دیگر اعضای جامعه و در بحث کلان آن اجتماع را نیز در بر می گیرد مانند آب، برق، گاز و استفاده بی رویه از بیت المال .
تربیت خانوادگی، فساد اخلاقی، تقلید، الگوهای نامناسب اجتماعی و خودنمایی از جمله عوامل بروز پدیده زیانبار اسراف و عدم مصرف بهینه از منابع و داشته‌ها هستند.
زیاده روی در مصرف، منابع کشور را هدر داده، رفته رفته به ضعف در امور مختلف انجامیده و تهدیدی برای استقلال کشور خواهد بود .
در اسلام به عنوان دینی جامع و کامل که برای امور مختلف زندگی فردی و اجتماعی دستورهایی خاص ارائه شده، این مهم نیز مورد توجه ویژه بوده و در قرآن کریم به کرات مورد اشاره قرار گرفته است: 
یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ . اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد(سوره اعراف- آیه 31)
ائمه معصومین نیز به این مهم چون دیگر امور زندگی توجه داشته اند:
حضرت رسول (ص) : ان من السرف أن تأکل کل ما اشتهیت . یکی از اقسام اسراف این است که هر چه می خواهی بخوری .
سنن ابن ماجه ، کتاب الاطعمه ، ح 3343
امام علی (ع) : کن سمحا و لا تکن مبذرا ، و کن مقدرا و لا تکن مقترا. سخاوتمند باش ولی اسراف کننده مباش . در زندگی حسابگر باش ولی سختگیر مباش .
حضرت رسول (ص) : من اقتصد اغناه الله ، ومن بذر افقره الله ، ومن تواضع لله رفعه الله ، ومن تجبر قصمه الله . هر که میانه روی کند خدا بی نیازش کند  و هر که اسراف کند خدا فقیرش کند و هر که فروتنی کند خدایش بردارد و هر که بزرگی فروشد خدایش در هم شکند . کنز العمال ، ج 3 ، ص 50 ، ح 5437
مصرف بهینه، پرهیز از اسراف و صرفه جویی به برقراری عدالت و ایجاد زمینه و بستر لازم به منظور توسعه و پیشرفت و هدر رفتن منابع و امکانات به عنوان ضرورتهایی برای توسعه و تقویت بنیادی جامعه می انجامد .
مهمترین نتیجه منفی اسراف فقر و از بین رفتن داشته ها است . کم شدن برکت و هدر رفتن نعمت زیان بزرگی است که از اسراف حاصل شده و جبران آن نیز تبعاتی در پی دارد .
اما در مقابل میانه روی و اعتدال بنیه اجتماعی را به لحاظ مادی و معنوی تقویت کرده، اقتدار و  پیشرفت جامعه را موجب می شود .
وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ .
 بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد و قبله‏اى را که [چندى] بر آن بودى مقرر نکردیم جز براى آنکه کسى را که از پیامبر پیروى مى‏کند از آن کس که از عقیده خود برمى‏گردد بازشناسیم هر چند [این کار] جز بر کسانى که خدا هدایت[شان] کرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند زیرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است . سوره بقره، آیه 143 

منبع:‌  خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:58 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

در بخش صنعت اگر 100درصد صرفه‌جویى صورت گیرد، تنها در حوزه مصرف برق مى‌توان سالیانه پنج نیروگاه ۹۰۰ مگاواتى جدید راه‌اندازی کرد.

 اصلاح الگوى مصرف از دو منظر قابل پیگیرى است. البته قبل از هر چیز ذکر این نکته لازم است که اگر تا سال قبل موضوع اصلاح الگوى مصرف یک وظیفه ملى بود، اکنون با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب یک وظیفه شرعى و دینى است.

 الف) اصلاح روش تولید محصولات و کاهش مصرف حامل هاى انرژى

ب) تولید محصولات پربازده و کم مصرف

اصلاح روش تولید _ در بخش صنعت طبق آمار سال 13۸۵ میزان مصرف نفت گاز، نفت کوره، گاز طبیعى و برق به ترتیب، ۹/۵ ، ۳۷/۴ ، ۱۵/۴ و ۳۴/۵ درصد از کل مصرف کشور را به خود اختصاص داده‌اند که میزان هر کدام عبارتست از:
نفت گاز= 98
۲/ میلیارد لیتر در سال

نفت کوره= 85۵/ میلیارد لیتر در سال

گاز طبیعى= 576۱۳/ میلیارد متر مکعب در سال

برق= 4۴۶/ میلیارد کیلووات ساعت است.

 حال نکته قابل توجه این است که در بخش صنعت اگر فقط 100 درصد صرفه‌جویى صورت گیرد، تنها در حوزه مصرف برق مى‌توان سالیانه پنج نیروگاه ۹۰۰ مگاواتى صرفه‌جویى کرد که اهمیت موضوع را نشان مى‌دهد.

در ایران تولید فولاد با در نظر گرفتن سه مزیت سنگ آهن، زغال سنگ و حامل‌هاى انرژى دیگر مانند گاز و برق کماکان توجیه‌پذیر است و وجود این سه مزیت، تولید فولاد را در ایران اقتصادى مى‌کند. حال اگر با اجراى طرح اصلاح الگوى مصرف مزیت حامل‌هاى انرژى مانند گاز و برق از بین برود، مى‌توان آنها را با زغال‌سنگ و کک جایگزین و این مزیت را دوباره حفظ کرد.

باید روش تولید فولاد را از قراضه آهن به سمت سنگ آهن و با استفاده از کوره‌هاى بلند و با استفاده از زغال‌سنگ که میزان آن در ایران بیش از ۱۱ میلیارد تن برآورد شده است، تغییر دهیم. آنچه که اکنون در بیشتر واحدهاى تولیدى فولاد اجرا مى‌شود، روش احیاى مستقیم با استفاده از گاز است که لازم است این روش با روش تولید در کوره‌هاى بلند با استفاده از زغال سنگ جایگزین شود.
طبق بررسى‌هاى صورت گرفته، هزینه تولید فولاد با استفاده از زغال سنگ در کوره‌هاى بلند
۳۰ درصد کمتر از هزینه آن با استفاده از گاز است.

نکته بعد این است که در سال‌هاى قبل به دلیل لحاظ نکردن موضوع سوخت و احتمال افزایش آن عموماً تولیدکنندگان فولاد در بخش‌هاى خصوصى اقدام به خرید ماشین‌آلات فرسوده و مستعمل کرده‌اند که اکنون لازم است این ماشین‌آلات جایگزین شده و دولت یارانه سوخت را در قالب مابه‌التفاوت قیمت این خطوط تولید مستقیماً به واحدهاى تولیدى پرداخت کند.
تولید محصولات پربازده و کم مصرف

منظور اصلى در این بخش لوازم خانگى و یا به عبارت بهتر لوازمى است که در حیطه مصرف‌کنندگان داخلى قرار دارد و سه حامل انرژى اصلى آب، برق و گاز مصرف مى‌کند. میزان مصرف نفت سفید، گاز مایع، برق و گاز طبیعى در بخش خانگى طبق آمار سال 13۸۵ به ترتیب عبارتست از: ۹۲/۷ ،۸۲/۲ ۳۳ و ۳۴/۲ درصد که از نظر مقدار عبارتست از نفت سفید ۶/۷ میلیارد لیتر در سال، گاز مایع ۲/۴۲ میلیون تن در سال، برق ۴۸ میلیارد کیلووات ساعت در سال و گازوئیل ۴۱/۸ میلیارد مترمکعب در سال است.

ارزیابی‌ها نشان داده که اگر فقط در میزان برق خانوارها در سال ۱۰ درصد صرفه‌جویى شود،‌ مى‌توانیم از محل آن ۶ نیروگاه ۸۰۰ مگاواتى در سال صرفه‌جویى کنیم.

1_کاهش مصرف آب

کاهش مصرف آب در مصارف غیرصنعتى مانند خانوار، مراکز عمومى و ... است. پیشنهاد اول ما جایگزینى شیرآلات کم مصرف به جاى شیرآلات کلاسیک است که فقط همین یک مورد مى‌تواند کاهش ۳۰ درصد را به دنبال داشته باشد.
البته از آنجا که یکى از خریداران بزرگ آب براى مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد و مراکز دولتى خود دولت است و کاهش مصرف آب در این مراکز، مى‌تواند هزینه‌هاى جارى دولت را کاهش دهد، لذا پیشنهاد مى‌شود ابتدا دولت از خود شروع و اقدام به جایگزینى این محصولات کند.
البته این طرح به صورت پایلوت در بعضى از شهرها از جمله یزد (درباره مدرسه‌سازى) اجرا شده و نتایج خوبى نیز داشته است. براى اجراى این طرح در خانوارها نیز مکانیزم اجرایى پیاده‌سازى مباحث
۱۶ و ۱۹ مقررات ساختمان از طریق سازمان نظام مهندسى و شهردارى‌ها است

پیشنهاد دوم این است که همانگونه که شرکت گاز پس از تأیید لوله‌کشى ساختمان و چک کردن تجهیزات و شیرآلات استاندارد اقدام به واگذارى انشعاب مى‌کند، همین رویه نیز توسط وزارت نیرو براى واگذارى انشعاب آب نیز عملى شود.
پیشنهاد دیگر اینکه، دولت به واحدهاى تولیدکننده شیرآلات ساختمانى که خطوط تولید خود را از کلاسیک به کم مصرف تغییر مى‌دهند، مساعدت لازم را کند و مابه‌التفاوت قیمت این محصول را براى مصرف یک سال به صورت یارانه نقدى به تولیدکنندگان پرداخت کند.

۲ـ کاهش مصرف برق

در زمینه محصولات پربازده و کم مصرف لوازم خانگى اولویت اول تمرکز بر روى محصولاتى است که با مدت زمان بیشترى در منزل از برق استفاده مى‌کنند. از جمله تلویزیون، یخچال، فریزر، ماشین لباسشویى، کولرهاى آبى و گازى، اجاق‌هاى گازى و مشابه آنها.
در همین زمینه،‌  پیشنهادها به شرح ذیل است:
۱_ اجبارى شدن نصب برچسب مصرف انرژى و بالا بردن رده مصرف و نزدیک شدن به رده A که بالاترین راندمان را دارد. البته این امر اگرچه میزان مصرف انرژى را بهینه کرده و کاهش مى‌دهد ولى از طرف دیگر به دلیل استفاده از تکنولوژى هاى جدید و متریال مناسب، افزایش قیمت نهایى محصول را به دنبال خواهد داشت و همین امر توان رقابت محصولات تولید داخل با اقلام مشابه وارداتى را کاهش مى‌دهد و لذا به همین دلیل لازم است که در این زمینه وزارت بازرگانى درباره کنترل واردات محصولات مشابه همکارى لازم را انجام دهد وگرنه اجبارى شدن برچسب مصرف انرژى به نفع تولیدکننده است.
این موضوع در زمینه تولید ماشین لباسشویى اجرا شده است و اکنون رده مصرف انرژى در تولیدات داخلى این محصول عموماً رده
۳ به بالا است.

در زمینه تولید یخچال و فریزر به دلیل تنوع بالاى این محصول اکنون تولیداتى با درجه A تا G در ایران تولید مى‌شود. مصرف استاندارد برق در هر دستگاه یخچال ۸۶۴ کیلووات ساعت در سال و فریزر ۵۷۶ کیلووات ساعت است.
با توجه به اینکه استاندارد ایران ترکیبى از استانداردهاى امریکا، ژاپن و اتحادیه اروپا است رده مصرف انرژى در حد متوسط است. با در نظر گرفتن تولید نزدیک به
۹۰۰ هزار دستگاه در سال، به طور متوسط ۶۵۰ کیلووات در ساعت مصرف انرژى تولیدات جدید خواهد بود.

۲ ـ جلوگیرى از واردات لوازم خانگى کم بازده و پرمصرف در اسرع وقت با همکارى مؤسسه استاندارد، وزارت بازرگانى و گمرک جمهورى اسلامى ایران

۳ـ جایگزینى لوازم خانگى فرسوده و پر مصرف با لوازم خانگى نو که داراى رده انرژى بالا هستند. اگرچه این جایگزینى هزینه جدیدى را به خانوار تحمیل مى‌کند، ولى اگر دولت مابه‌التفاوت مصرف انرژى لوازم خانگى فرسوده با نو را به صورت نقدى به تولیدکنندگان داخلى پرداخت کند هم در زمینه اصلاح الگوى مصرف گام برداشته و هم اینکه کمک مالى مفید مستقیمى را به تولیدکنندگان داخلى کرده است.

این روش امتحان خود را در لامپ‌هاى کم مصرف و جایگزینى با لامپ‌هاى رشته‌اى پس داده و روش قابل قبولى است.

۴ـ تعرفه واردات لوازم خانگى که داراى رده انرژى پائین هستند، نسبت به لوازم خانگى کم مصرف و پربازده افزایش چشمگیرى داشته است

 

منبع: روزنامه ایران



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:57 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >