پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

بررسى روند تشکیل الگوهاى مصرف در جهان سوم الگوهاى مصرف چند ملیتى

قرن 18 در اروپا که با عنوان عصر روشنگرى از دیگر قرون متمایز مى شود ویژگى عمده دیگرى که داشت، عصر رویکرد به تجارت نیز بود. شعار lesse faire)بگذار مرزها آزاد باشند( در همین زمان باب شد. دلیل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاى داخلى، براى دستیابى به مواد اولیه و به تبع آن بازارهاى خارجى، براى فروش کالاهاى ساخته شده به سوى کشورهاى خارجى رو آوردند و درخواست تاجران از دولت کاهش مالیات براى صدور کالاها بود. این کالاها در کشورهایى، که امروزه به عنوان جهان سوم نامیده مى شوند، بایستى ارزیابى مى شدند. استعمار و حمله نظامى مستقیم به چنین کشورهایى این مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشکل را بعد از شکست تجربه این کشورها در مورد استعمار، نئوکلینالیسم )استعمار نوین از طریق فرهنگ(، به وجود آورد، بافت سنتى و عرفى این جوامع بود که همانند پوسته اى وخیم در مقابل فرآورده هاى نوین مقاومت نشان مى داد. شناختن سنت ها و رسوم براى رخنه در آنها اولین گام به شمار رفت و تبلیغات نیز به کمک این روش توانست سد نفوذ این کشورها را از هم بپاشد. افراد این جوامع ابتدا بایستى باور مى کردند که آنچه خود دارند در مقابل کالاهاى وارداتى از ارزش خوبى برخوردار است و این کار با ظرافت تمام در تبلیغاتى که از شناسى شخصیت کمک مى گرفت، انجام مى شد. در اینجا که یکى از مسائلى که باعث بحران هویت مى شد به میان آمد و فرد این جامعه ابتدا هویت خود را، که ریشه ها، عرف ها، تربیت و اعتقادهاى او داشت، زیر سؤال مى برد و در مقابل به دنبال کسب هویت تازه، خود را به شکل کالاهاى مصرفى در مى آورد که با تبلیغات به وى القاء شده بود. کاربه همین جا ختم نمى شد. کار هنگاهى مصیبت بارتر مى شد که دقت کنیم در این راستا فرهنگ چنین جوامعى به عوامل دیگر، دستخوش تغییر و تحول و در نهایت بحران که نمود خود را در تمامى ارکان جامعه از خانواده گرفته مادبومى نشان مى دهد.

ضرورت مسئله
الگوهاى مصرف را نمى توان از نظام هاى ارزشى و هنجارى خواه اجتماعى یا فردى و یا توأماً که معرف شخصیت مصرف کننده است، جدا ساخت. اگر چه گزینش هاى مصرفى مردم کشورهاى جهان سوم تحت تأثیر منابع گوناگون و به خصوص منابع بیگانه هدایت مى شود، اما قطعاً نمایانگر ذهنیت آنان نیز هست. بدون نادیده انگاشتن بعد سودگرایى )ارضاى نیازهاى روانى( فرآیندهاى مصرف اجتماعى، باید به ابعاد نمادى، یعنى معناى اجتماعى آنها نیز توجه داشت. کالاها و خدمات، سواى کیفیات طبیعى شان، داراى علایم رمزى نیز هستند و شاخصها و عاملان یک قشربندى اجتماعى محسوب مى شوند؛ به همین دلیل بررسى دقیق پدیده تشکیل الگوهاى مصرف توسط شرکت هاى فراملیتى اهمیت دارد.

در واقع مصرف کالاها و خدمات مصرفى، علایمى است که کدهاى اصلى جامعه اى که فرد در آن زندگى مى کند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادى و اجتماعى اش به آنها معنا مى بخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه اى مهم در تشکیل ذهنیت ها و ارزش هاى منبعث از فعالیت هاى شرکت هاى فراملیتى است، زیرا نماد مصرف یا کد اشیاى مصرف شده ترجمان وضع فرهنگى یا هویت فرهنگى اند. افراد با دسترسى یافتن به کالاهاى خاص برطبق موازین و مقیاسهاى جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلکه از جایگاه دیگران نیز آگاهى مى یابند اشیا با ایفاى یک کارکرد اجتماعى تمایزى و تبعیضى، در واقع معرف افراد،یا به معناى صحیح تر تمایز بین افراد مى شود. در حقیقت تمایز قایل شدن بر حسب اشیا مبین یا موجد تفکیک و تفاوت اجتماعى است، که افراد را طبقه بندى کرده و سلسله مراتب اجتماعى را به دنبال دارد. این بعد نمادى در کلیه سطوح جامعه بر طبق کدهاى متفاوت، مشاهده، و به یک طبقه اجتماعى خاص نیز محدود نمى شود. علاوه براین باید به مصرف بعد تخیلى نیز افزود، زیرا اشیاء وسیله فرار و طلسمى است که فرد با توسل به آن مى تواند جهانى سحرآمیز را تصور کند. آرزها به سوى نیازها هدایت شده و در وجود کالا، برآورده مى شوند. علت اینکه تبلیغ کنندگان همواره در تلاش یافتن تصویرى هستند که مصرف کنندگان از خود، و از من آرمانى همواره صرفاً همان الگوى رفتارى است که در یک متن اجتماعى تحقق مى یابد و به عبارت دیگر در ارتباط با سایر افرادى که از اتحاد آنها با یکدیگر هستى اجتماعى فرهنگى خاص، و اکثراً یک ملت، تشکیل مى شود. جدل میان خود و تصویر شخصى یعنى بین انگیزه ها و ارزش ها در مصرف در کشورهاى در حال توسعه، غالباً در ناکامى از مصرف بسنده تجلى مى یابد، چه در واقع آنچه فرد مى کوشد در مصرف بیابد راهى براى غلبه بر احساس نابسندگى و میل ورود به اجتماع و نیل به ارتقاى اجتماعى است .

الگوهاى مصرف در همه موارد باید با هویت فرهنگى جامعه کاملاً پیوستگى داشته باشد، البته باید به الگوهاى مصرف متفاوتى که به دلیل عدم تجانس نظام اجتماعى فرهنگى و دامنه قشربندى اجتماعى اقتصادى کم و بیش با یکدیگر تفاوت دارند توجه داشت. در کشورهاى جهان سوم ،منطبق تفکیک اجتماعى بر مبناى مصرف تنها در ایجاد یک سلسله مراتب اجتماعى فرهنگى و پویایى و تحرک اجتماعى بازتاب نمى یابد بلکه به شکل یک برخورد متقاطع فرهنگى و ستیز بین سنت و تجدد نیز پدیدار مى گردد. معرفى و گسترش تجدد از طریق فرآیند قالب شکنى، آمال و نیازها و قالب ریزى مجدد آنها پویایى اجتماعى مصرف را در پى دارد. در این چهارچوب الگوى ارتباطات با الگوى مصرف رابطه مستقیم دارد، از یک سو الگوى مصرف حاصل مجموعه پیامها و علایمى است که نگرش مردم را شکل مى دهد، و در رفتار هاى مصرفى آنها تبلور مى یابد. واز سوى دیگر مصرف خود یک الگوى ارتباطى بین انسان و جامعه و بین انسان و خود اوست.

تأثیر شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرف در دو سطح صورت مى گیرد. در وهله اول این شرکت ها به توسعه الگوهاى مصرفى رایج در کشورهاى جهان سوم کمک مى کنند. در وهله دوم شرکت ها مى کوشند کالاها و فرآوردهاى جدید راکه کم و بیش پیچیده تر از فرآورده هاى قبلى است جایگزین فرآورده هاى سنتى کنند. بنابراین موفقیت تجارتى این شرکت ها در تمامى ساختار مصرف کشورهاى در حال توسعه تأثیر مى گذارد. شرکت هاى فراملیتى انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاى بازنمایى و هنجارى و نظامهاى بیانى )نیازها و الگوهاى رفتارى ( اند. تفکرى که اساس این نظامها را تشکیل مى دهد آن است که براى مثال پاداش تلاش فرد در کارش دسترسى یافتن به کالاهاى مصرفى است، و افزایش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادى محسوب مى شود. بنابراین، ترویج چنین منطقى و تلاش براى مصرف بیشتر درنیروى محرکه تغییر اجتماعى نقش مهمى دارد. به این معنا که شرکت هاى فراملیتى به دلیل ماهیت عقلانیت خود ،در پیوستگى و یگانگى روزافزون کشورهاى جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتى دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در این نظام اقتصادى تا حد زیادى به کالاها و خدماتى که در دسترس دارد و همچنین به پایگاه اجتماعى وابسته به این خدمات منوط است. این عقلانیت به طرق گوناگون مطرح مى گردد، در زمینه ارتباطات، پیامهاى پخش شده توسط رسانه ها )تلویزیون، سینماو تبلیغات( با نمایش امتیازات جامعه مصرفى و ایجاد اشکال بازنمایى و نظامهاى هنجارى، نقش مهمى بازى مى کنند.

به موازات این جریان، گرایش روزافزونى به تقلید از سبک زندگى غربى و تولیدات غربى به وجود مى آید، انگیزه هاى افراد به نحو فزاینده اى به سمت دسترسى به مصارف تجارتى سوق داده مى شود. ارزشهاى سنتى تا حد زیادى بى اعتبار مى گردد، و تصور ذهنى فرد از جامعه و نقشى که در آن دارد، تغییر مى کند .

کارکنان شرکت هاى فراملیتى نیز، صرفنظر از مقامى که در شرکت دارند، با اشاعه اخلاق شرکت ها در این فرآیند تخریب نقش مهمى دارند. همان طورى که قبلاً اشاره شد، اشتغال به کار در این نوع شرکت ها مستلزم پذیرش مقررات و هنجارهاى مربوط به آنهاست. مصرف کالاهاى ساخت شرکت هاى فراملیتى و اثرات نمایشى منبعث از آنها در ایجاد اخلاق مصرف مادى مؤثر است.

نکته آخر اینکه این شرکت ها گرایش دارند عادات مصرفى را به گونه اى که به سود آنها باشد شکل دهند و بنابراین درصددند تا فرآورده هاى خود را جایگزین کالاهاى سنتى کنند، و براى برخى کالاها و خدمات خود تقاضاى تجارتى منظمى که قبلاً وجود نداشته به وجودآورند. همچنین برخى نیازها و خواستها را به سوى مارکهاى خارجى سوق دهند. سیاست هاى تبلیغاتى و تشویق فروش کالا بدون شک یکى از مؤثرترین طرق نفوذ شرکت هاى فراملیتى است، و در تغییر نیازهاى اساسى افراد و هدایت آنها به سوى مارکها و فرآورده هاى خاص دخالت دارد. قطعاً این انتقال سلیقه ها برآیند سیاستهاى گسترده بازاریابى و تأثیر آنها برمعرفها و هنجارهاست .

هدف اصلى این تبلیغات ایجاد نیازها و بنابراین فرآورده هایى است که مى توانند این نیازها را برآورده سازند. فرآورده هایى که عملاً تنها شرکت هاى فراملیتى قادر به تولید آنها هستند. براى مثال شرکت یونیلیور براى فروش خود برنامه هاى تبلیغاتى جهانى بسیار مهمى اجرا مى کند. این برنامه ها غالباً باعث مى شود تا مردم تمامى علاقه خود را به فرآورده هاى داخلى از دست بدهند. مثلاً همین شرکت تلاش مى کند تا در هند مارگارین واناپستى را جایگزین کره محلى کند و به نظر مى رسد که این محصول داخلى کلاً از بین برود. این شرکت در ایجاد نیاز به پودرهاى پاک کننده شیمیایى و مواد ضدعفونى کننده و نتیجتاً در نتیجه ایجاد بازارى براى این محصولات خود در اندونزى موفق بوده است.

علاوه براین توانسته است فروش بستنى، سوسیس و اغذیه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزى سیرالئون و لیبریا گسترش دهد، یعنى در مناطقى که کمتر مى توان از آنها به عنوان مناطق داراى درآمدهاى احتیاطى سخن گفت و آذوقه رسانى به آنها معمولاُ توسط هواپیما صورت مى گیرد.

در آمریکاى لاتین قدرت تبلیغات به حدى است که حتى روستاییان بسیار فقیر نیز عملاً خود را ملزم به نوشیدن نوشابه هایى چون کوکاکولا و پپسى مى دانند، و لو آنکه به قیمت فروش محصولات طبیعى شان تمام شود.

ر. لدوگار با مطالعه دو کشور برزیل و مکزیک، موفقیت شرکت هاى فراملیتى را در ایجاد نیاز به نوشابه هاى غیر الکلى نشان مى دهد. براى مثال ؛ مصرف سالانه این نوع نوشابه ها در مکزیک رقم قابل ملاحظه 14 میلیارد بطرى یعنى براى هر نفر 5 بطرى طى یک هفته بوده است )در مکزیک 40% نوشابه هاى مصرفى پپسى کولاست (. شستشوى مغزى تجارتى آنچنان قوى است که ساکنین برخى روستاهاى مکزیک به رغم درآمد اندک خود متقاعد شده اند که بدون این نوشابه ها نمى توانند زندگى کنند و باید هر روز آنها را مصرف کنند. در سال 1979 یک کشیش مکزیکى با اشاره به این مطلب مى نویسد: شنیده ام بعضى از روستاییان مى گویند بدون مصرف روزانه نوشابه هاى غیر الکلى نمى توانند زندگى کنند برخى دیگر به خاطر نمایش پایگاه اجتماعى خود هر روز با غذایشان باید نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعى که میهمان دارند. اکثراً فکر مى کنند که باید روزانه این نوشابه ها را مصرف کنند. این اساساً ناشى از تبلیغات گسترده به خصوص در رادیو است که در این مناطق کوهستانى شنوندگان فراوان دارد. به موازات این امر، در این روستاها فرآورده هاى طبیعى مثل میوه کمتر مصرف مى شود، برخى خانواده ها فقط هفته اى یک بار میوه مى خورند.

اساس این سیاست هاى تبلیغاتى متقاعد ساختن مردم است به اینکه روش هاى سنتى تغذیه )ارزن، برنج، لوبیا، ذرت، آب( در قیاس با محصولات غربى غالباً پیچیده تر )بسته بندى هاى لوکس، تفاوت گذارى هاى تصنعى با استفاده از مارکهاى گوناگون( اهمیت کمترى دارد. موضوع مهم در اینجا نمادگذارى اجتماعى کالاهاست. از آنجا که مردم به خاطر کم سوادى خود آسیب پذیرترند، تاًثیر تبلیغات بسیار زیادتر مى شود. براى مثال، به کشور کنیا که قبلاً نیز مورد بحث بوده اشاره مى شود. هزینه تبلیغات بازاریابى براى صابون هاى تولیدى شرکت هاى وابسته به شرکت هاى فراملیتى در این کشور 6 درصد و براى صابون هاى تولید داخلى 1درصد قیمت آنها بوده است. این خود نشان دهنده سیاست هدایت تقاضاهاى داخلى به سوى فرآورده هاى پیچیده تر )صنعتى(، )صابون توالت، موادضد عفونى کننده ...( است که بیشتر بر شکل ظاهرى صابون ها و جذابیت بسته بندى آن تأکید دارد.

براى ارائه طرحى کلى تراز موضوع به هزینه هاى تبلیغاتى شرکت هاى تابع شرکت هاى فراملیتى در کنیا اشاره مى شود این هزینه ها در حدود 12 میلیون شلینگ کنیاست، در حالى که بودجه تخصیص یافته در آخرین برنامه پنج ساله کنیا براى ساختن مرکز بهداشت روستایى که دولت از آنها به عنوان عوامل کلیدى در بهداشت مناطق روستایى )حدود 90 درصد جمعیت کشور در این مناطق سکونت دارند( یاد مى کند، 5/7 میلیون شلینگ است.

یکى از مشهورترین نمونه هاى نفوذ خارجى در الگوهاى مصرف، فعالیت شرکت نستله و سیاست توسعه فروش شیر خشک براى اطفال است. این شرکت براى ترویج فرآوردهاى غذایى خود و جایگزین کردن آنها به جاى شیر مادر سیاست فعالى را به مرحله اجرا درآورد. براى این منظور روش هاى متفاوتى به کار گرفته شده است :

1. توزیع مجانى و غالباً خانه به خانه بطرى هاى شیر و محصولات لبنى )لاکتوژن(

2. اجراى برنامه هاى تبلیغاتى در بیمارستان ها و زایشگاه ها. این برنامه ها توسط مأموران خاصى موسوم به پرستاران شیر صورت مى گرفت، این پرستاران اونیفورم سفید مى پوشیدند و نتیجتاً به راحتى مى شد آنها را با کارکنان بیمارستان اشتباه گرفت.

3. توزیع مجانى کارت هاى مربوط به وزن نوزادان با تبلیغ لاکتوژن. جمله اى هم در این کارتها نوشته شده بود با این مضمون که مادران تاحد امکان باید کودکان را با شیر خود تغذیه کنند. اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن این نوشته بودند؟

4. تبلیغات تلفیقى در بیمارستان ها و رادیو. در اینجا گفته مى شد که مصرف این فرآورده ها، نیرو و قدرت به کودکان مى بخشد )براى مثال این دو موضوع در نیجریه اهمیت زیادى دارند(. در جامائیکا تبلیغ به این شکل بود: لاکتوژن باعث نیرومندى و سلامتى است یا انرژى و قدرت مى بخشد.

مصرف شیر خشک همراه با برخى نمادها، یعنى نو، بهتر و نظایر آن بود. در حال حاضر شیر خشک در بسیارى از کشورهاى جهان سوم مصرف بسیار وسیعى دارد.

بنابراین فعالیت شرکت هاى فراملیتى مى تواند به انتقال حقیقى الگوهاى مصرف منجر شود. این روند انتقال الگوها، نیازها برحسب مارکها تغییر پیدا مى کنند و فرآورده هاى پیچیده تر و گران تر جانشین محصولات ساده و ارزان مى گردد. به موازات این فرآیند، تبلیغات شرکت هاى فراملیتى با ایجاد تمایزات تصنعى بین فرآورده ها، موجب از رونق افتادن سریع و جایگزین نمودن آنها با محصولات جدیدتر است. نمونه هاى برون گرایى بسیار فراوان بوده و عواقب تأسف بارى دارد. این تنها چیزى است که مى توان گفت.

روستائیان مکزیک بیش از پیش به مصرف نان سفید به جاى نان سنتى خودشان که هم ارزان تر است و هم پروتئین بیشترى دارد، روى آورده اند. در جامائیکا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهى و موز که هر دو ارزان و بسیار مقوى هستند، مصرف کنند. اما در نتیجه تبلیغات این عادت از بین رفته و این فکر در مغز مردم رسوخ کرده که براى صبحانه بهتر است سه رال مصرف کنند. اکنون مردم از محصولات کلوگ استفاده مى کنند، در حالى که موز در بازار به خاطر نبودن خریدار و مشترى فاسد شده و از بین مى رود. ورود شرکت هاى دانون سا و شامبورسى، شرکت هاى تابعه گروه شرکت هاى ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مکزیک و برنامه هاى تبلیغاتى مهم آنها تقاضاى کلى براى ماست را تا میزان 350% افزایش داده است.

فرآیند جانشین سازى کالاهاى شرکت هاى فراملیتى به جاى محصولات داخلى در مصرف سیگار بسیار مشخص و آشکار است. در این بخش کاملاً متمرکز 8 شرکت فراملیتى بر بازار جهانى تسلط دارند : مثل شرکت بت انگلیسى الاصل که بزرگترین سازنده سیگار دنیاست و از هر پنچ سیگارى که در جهان سرمایه دارى به فروش مى رسد یکى از آن این شرکت است. شرکت هاى دیگر عبارتند از گروه امپریال )انگلیسى(، امریکن براندز )ایالات متحده(، مؤسسه فیلیپ موریس )انگلیسى( و گروه آفریقاى جنوبى )روتمن، رامبراند روپرت(. این شرکت هاى فراملیتى در گرایش مردم به مصرف سیگارهاى خارجى )روند برون گرایى(، جایگزین نمودن سیگار داخلى ساخت تولید کنندگان کوچک با سیگارهاى صنعتى دخالت مؤثر دارند. این تغییر ذائقه مصرف کنندگان سیگار باعث نابودى تنباکو سیاه در بسیارى از کشورها نظیر هند، پاکستان، جمهورى کره، فیلیپین، ارژانتین و یا برزیل شده است. سیگار کرتک در اندونزى، دلتى در سرى لانکا و بیدیز در هند به سود سیگارهاى ملایم نوع ویرجینیایى کنار گذارده مى شوندبرنامه هاى وسیع تبلیغاتى عامل مؤثرى در چنین فرآیندى است. علاوه بر این، برنامه هاى وسیع تبلیغاتى شرکت هاى فراملیتى توتون، معرف آهنگ عمومى جریان بازاریابى شرکت هاست. تأکید اصلى در این برنامه ها برکلیشه هاى آمریکایى است و تجمل گرایى، پایگاه اجتماعى، سطح زندگى عالى و تصویر کابوى عاشق آزادى مضامینى هستند که لاینقطع تکرار مى شوند.

گاهى ایجاد بازارهاى جدید به خاطر یافتن مفرهایى است براى فروش فرآورده هاى واسطه اى برخى شرکت هاى فراملیتى به عنوان مثال شرکت رالستون پورینا عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در کلمبیاست، نه از آن رو که مرغ و جوجه را به ماده کلیدى رژیم غذایى مردم این کشور مبدل سازد، بل به خاطر آنکه براى محصول اصلى کارخانه، یعنى کنسانتره هاى غذایى براى حیوانات، بازار ایجاد کند. به پیروى از همین سیاست تسهیلات و امکانات خاصى در اختیار مرغداران گذارده شد. در نتیجه بین سال هاى 1971 تا 1967 تولید مرغ در کلمبیا دو برابر گردید، یعنى از 11 میلیون به 22 میلیون رسید.

کودکان به دلیل آنکه به عنوان خریداران بالقوه به راحتى تأثیر پذیرند، هدف مطلوبى براى شرکت هاى فراملیتى محسوب مى شوند. براى مثال، برخى مؤسسات تولید کننده نوشابه هاى غیر الکلى در آمریکاى لاتین و مرکزى در مقابل فروش مستقیم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزارى جشن ها، نوشابه و یخچال را به طور رایگان در اختیار این مدارس قرار مى دهند. شرکت هاى دیگر نظیر جنرال فودز در مکزیک با گذاردن مجسمه هایى کوچک نظیر شخصیت هاى کارتونى والت دیسنى در بسته بندى ها، در واقع براى محصولات خود بازاریابى مى کنند.

بسیارى از کالاها (کوکایاپپسى) نماد تعلق به دنیاى مدرن تلقى مى شوند، و این همان چیزى است که تبلیغ کنندگان بر آن بسیار تأکید مى ورزند. ه.والتر در مقاله نشریه بسیار معتبر تجارت جهانى کلمبیا که به بررسى سیاستهاى بازاریابى در کشورهاى در حال توسعه اختصاص یافته بود، این پرسش را مطرح مى کند که آیا مردم به اندکى تجمل نظیر نوشیدن نوشابه هاى غیر الکلى یا کشیدن سیگارهاى معطر نیاز ندارند؟

بحثها و توضیحات مسئول بودجه هاى تبلیغاتى پپسى کولا و کوکاکولا در برزیل به خوبى بیانگر تأثیر اجتماعى شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرفى است. او مى گوید: در این کشور هیچ راهى براى هدایت و کانالیزه کردن طغیان جوانان وجود ندارد، نسل کنونى از هیچ آموزش سیاسى یا اجتماعى بهره مند نیست. ما یک مکانیزم اعتراضى به وجود آورده ایم که در مصرف کانالیزه مى شود. پپسى، تصویرى جدید و جوان است، آنها نیز خوشحال اند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسى مى نوشند.

بنابراین ورود شرکت هاى فراملیتى دقیقاً با واژگونى الگوهاى مصرف که برخى از آنها طى چندین قرن بدون تغییر باقى مانده اند همزمان است. اما ایجاد الگوهاى مصرف جدید مى تواند نتیجه مکانیزمهاى کمتر تعمدى دیگر نیز باشد. فرآورده هاى شرکت هاى فراملیتى هم به خاطر کیفیات طبیعى )لوکس ونوبودن( و هم به خاطر نمادهاى اجتماعى وابسته به آنها به سهولت از سوى برگزیدگان داخلى که شدیداً مجذوب اسلوب زندگى غربى و محصولات غربى هستند پذیرفته مى شود. پیامد اثرات نمایشى قوى این جریان، گسترش نیازها و اشیا در کل جامعه است. در اینجا باید از تأثیرتقلیدى سخن گفت. شرکت هاى فراملیتى کالاهایى راعرضه مى کنند که برگزیدگان داخلى سریعاً آنها را مى پذیرند و سپس درمدت زمان کوتاهى پس از عرضه این کالاها، سایرین نیز به تقلید از برگزیدگان، مصرف کنندگان این کالاها خواهند شد.

طرح کلى در این جریان چنین است : شرکت هاى فراملیتى محصولات جدید را در کشورهاى درحال توسعه عرضه کرده و نیازهاى مصرفى آنان را به جانب این کالاها هدایت مى کنند.

روش هاى نفوذ متنوع و گوناگون است )عمدى با استفاده از تبلیغات، نسبتاً غیر عمدى از طریق نمایش(، اما همگى در جهت هدایت الگوهاى مصرف به سوى کالاها و خدمات تولیدى شرکت هاى فراملیتى مشارکت دارند. ایجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است که این محصولات بدون در نظر گرفتن نیازهاى اساسى مردم به بازار عرضه مى شوند و این چیزى نیست که شرکت هاى فراملیتى نسبت به آن بى اطلاع باشند، بلکه بالعکس این روش عادى و متداول انجام دادن امور از سوى آنهاست این سیاست و عواقب ناشى از آن، نمایش جدیدى از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زیرا براى یک شرکت فراملیتى انتخاب یک برنامه تبلیغاتى قبلاً آزموده شده به زبانى دیگر به مراتب راحت تر است تا عرضه و یا تولید فرآورده هایى نو متناسب با نیازهاى خاص محلى.


جمع بندى
بنابراین مى توان چنین نتیجه گیرى کرد که شرکت هاى فراملیتى با معرفى عادات مصرفى غربى در کشورهاى درحال توسعه در ایجاد فرآیند جهانى برون گرایى فرهنگى دخالت مؤثر دارند. زیرا آداب تغذیه بازتاب روشى است که ملتها طرز فکر و رفتار خود رابه وجود مى آورند، آنها را هدایت مى کنند، سنتهایشان را تلفیق واحیاء مى سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوى دیگر فرهنگها در هم مى آمیزند.

از این دیدگاه بسط و ازدیاد موفقیت جهانى غذاهاى آماده اى نظیر مک دونالد را نه به واسطه فروش )زیاد( این محصولات، بلکه بیشتر به خاطر شیوه زندگى و نمادهاى وابسته به آن باید توجیه کرد.

نکته دیگر این است که سواى اهمیت اجتماعى فرهنگى تأثیر شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتى در سایر حوزه ها نیز مى گردد. تغییر گرایش مصرف کشورهاى جهان سوم به جانب کشت برخى محصولات کشاورزى که عمدتاً ناشى از استفاده از سموم دفع آفات است )که شرکت هاى فراملیتى در تولید آنها نقش عمده دارند( وابستگى اقتصادى و تکنولوژیکى این کشورها را افزونتر مى کند. اما عمده ترین فرآیند این جریان تخصیص نادرست منابع کمیاب است. با تغییر محصولات کشاورزى، بهاى آنها همگام با کاهش ارزش غذایى در نتیجه افزودن چربى ها و مواد شیمیایى، افزایش مى یابد. از سوى دیگر تأکید برتولید و مصرف فرآورده هاى حیوانى، موجب اتلاف عمده منابع گیاهى است. براى مثال در کلمبیا با گرایش به کشت علوفه به جاى کشت حبوبات و سبزیجات نه تنها منبع پروتئینى گرانى جایگزین یک منبع پروتئینى ارزان شده، بلکه عملاً کاهش ذخایر پروتئینى را به دنبال داشته است، چون پروتئین منابع حیوانى به مراتب کمتر از صنایع گیاهى است. در اینجا به مثالى که قبلاً آورده شده است، بر مى گردیم. طبق بررسى هاى انجام شده، حاصل کشت علوفه در یک جریب زمین اختصاص یافته به پرورش مرغ و ماکیان در منطقه واله ،برابر است با پروتئینى که از کشت ذرت یا لوبیا درهمین زمین به دست مى آید. حال اگر در این زمین سویا کشت شود، میزان پروتئین حاصله 16 برابر بیشتر از کشت علوفه مرغدارى خواهد بود. قبلاً گفته شد که تولید جوجه در وهله اول به خاطر منافع شرکت هاى فراملیتى در تولید خوراک و علوفه حیوانى بود. مثال دیگر که جمع اضداد است، کشور مکزیک یعنى مهم ترین صادر کننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا یا اورانج کراش از آب پرتقال استفاده نمى شد. از این تاریخ به بعد دولت تصویب کرد که حداقل، 1 درصد آب پرتقال باید به این نوشابه ها افزوده شود. آخرین مثال در این مورد کاپرال شعبه شرکت نستله در ساحل عاج است. این شرکت عامل توسعه و رواج مصرف قرص هاى مگى در کشور فوق است. در حال حاضرخانواده هاى ساحل عاجى به طور متوسط سالانه 700 قرص مگى روزانه 2قرص براى هر خانواده مصرف مى کنند. این قرص جزء مهمى از رژیم هاى غذایى مردم ساحل عاج و به خصوص فقیرترین اقشار جمعیت شده است. قرص مگى که در کشورهاى غنى حکم چاشنى و مکمل غذا را دارد به عنوان یک غذاى اصلى براى تغذیه کافى نیست. این محصول از پروتئین گیاهى درست شده و مصرفش دریک رژیم غذایى که خود دچار کمبود پروتئین حیوانى است، باعث تشدید کمبود غذایى به خصوص از نظر کمبود اسید آمینه مى گردد، امرى که در کشور فوق مشهود است.

بنابراین تردیدى نیست که شرکت هاى فراملیتى قدرت هدایت خواست ها و نیازهاى مردم را به سوى محصولات و یا خدمات خود دارند. اگر الگوهاى مصرف بازتاب ذهنیت ها و تا حد بسیارزیادى آمال مردم باشند، ایجاد الگوهاى مصرف شکلى خاص از برون گرایى اجتماعى فرهنگى ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ریشه ها یا حافظه هایشان است. از این دید شرکت هاى فراملیتى را مى توان به عنوان عاملان فعال دگرگونى اجتماعى تلقى کرد. که فرهنگ زدایى افراد را به دنبال دارد و کمترین اعتنا و توجهى به ضرورت هاى دگرگونى مستقل و ملى کشورهاى فقیر ندارد.


منابع:
1. همایونفر، على از استقلال کشورها تا ماجراجویى هاى شرکت هاى چند ملیتى رسالت، (11مهر 1383): ص 7.

2. آیزاک، رابرت اى استراتژى شرکت هاى چند ملیتى و سرمایه گذارى خارجى ترجمه مهدى تقوى، اطلاعات، (19 خرداد 1380): ص 12.

3. نژند، مژگان تولید کنندگان غربى عاملان بحران غذایى در جهان کیهان، 9 خرداد 1387: ص 12.

4. عراقى، مهدى جهان به تسخیر چند ملیتى ها در نیامده است ابرار، (7 آبان 1380): ص 6.

5. کالیش، دیوید زد و بند شرکت هاى چند ملیتى تولید سیگار و سینماى هالیوود ترجمه کیکاووس زیارى، سینما، سال 5، ش 19) 242 دى 1375): ص 22.

6. سویزى، پل شرکت هاى چند ملیتى ترجمه سهراب بهداد، تهران: مؤسسه انتشارات علمى دانشگاه صنعتى شریف، 1358، ص 75.

7. رهنما، سعید شرکت هاى چند ملیتى و کشورهاى توسعه نیافته، تهران: بهاران، 1357، ص 42.
 

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوي مصرف-طنز

دل بردی از من به یغما اصلاح الگوی مصرف
ای فکر و ذکر دل ما، اصلاح الگوی مصرف
در عرصه خودکفایی الحق که امّید مایی
هستی کلیدی طلایی، اصلاح الگوی مصرف
رفتیم هی سوی اصلاح اصلاح هی روی اصلاح
ای مصرف الگوی اصلاح، اصلاح الگوی مصرف!
ای طرح یکسال مصرف، سال دگر می کنی کف
گردی دکور بر سر رف، اصلاح الگوی مصرف!
با کنگره یا همایش یا با سرود و نمایش
داریم سویت گرایش، اصلاح الگوی مصرف!
یا کارهای موازی، با نطق یا لفظ بازی
کف کرد فرهنگ سازی، اصلاح الگوی مصرف!
سرگرم حرف و شعاریم با کار کاری نداریم
در نوع خود شاهکاریم، اصلاح الگوی مصرف!
با مصلحانی چو ماها، امّید اصلاح؟...ها ها!
بسته شود کل راها(!) اصلاح الگوی مصرف!
در این مسیر بلا خیز، رحمی به ما کن به پا خیز
اوّل به اصلاح ما خیز، اصلاح الگوی مصرف!
 

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام)

منابع مقاله:


فصلنامه نامه مفید، شماره 31، دادگر، یدالله (1) / عزتی، مرتضی (2)؛



تاریخ دریافت: 1/3/81 تاریخ تأیید: 14/6/81
چکیده
در کشورهای غیر مسلمان، مطالعات گسترده ای در زمینه اقتصاد و مذهب، از جمله مذهب و رفتار مصرف کننده انجام شده است که در ایران بازخوری از آنها نیست. انتقال این مطالعات به داخل کشور همراه با نقد آنها می تواند، زمینه های مطالعه اقتصاد اسلامی را فراهم تر کند. با مطالعه «وبر» بحثهای جدی در این زمینه آغاز شده است. این مطالعات درباره تفاوتهای اقتصادی و مصرفی جوامع و افراد، بر حسب مذهب آنها گسترش یافته است، اما در سه دهه اخیر نظریه هایی ارائه شده است که در صدد تحلیل رفتار مصرف کننده در قالب مدلهای اقتصاد خرد بوده اند. پایه ای ترین این نظریه ها، مصرف را با نگرش دنیا و آخرت در نظر گرفته است. اما مطالعات مکمل، بحث اثر سرمایه انسانی مذهبی و اثر مؤسسات و گروههای مذهبی را در کسب مطلوبیت ناشی از انجام فعالیتهای مذهبی وارد کرده اند. مطالعات جدیدتر، شکل دنیوی بیشتری به فعالیتهای مذهبی داده اند. این مطالعات باید همراه با نقد در ایران ارائه شوند. مقاله حاضر ارائه فشرده و نقدی از این مطالعات گسترده و پراکنده است که ضعفها و قوتهای آنها را بیان می کند.
واژگان کلیدی: مذهب و رفتار مصرف کننده مذهب و رفتارهای اقتصادی مذهب و اقتصاد مذهب و علم مقدمه
در ایران و کشورهای اسلامی دیگر، پژوهشهای قابل توجهی در زمینه اقتصاد اسلامی از جوانب مختلف انجام شده است. این پژوهشها در دسترس پژوهشگران کشورهای مسلمان قرار دارد و با آنها آشنایی دارند. اما در کشورهای غربی (و غیرمسلمان) نیز مطالعات گسترده ای در زمینه اقتصاد و مذهب صورت گرفته است که در ادبیات اقتصادی ایران اثری از آنها نیست. این مقاله تلاش دارد به بخشی از این مطالعات در زمینه رفتار مصرف کننده که از مهمترین بحثهای نظری در اقتصاد است بپردازد. این تلاش می تواند انتقال خوبی از دانش اقتصاد دینی در غرب به ایران باشد تا اقتصاددانان مسلمان بتوانند، با آگاهی به این مباحث در نظریه پردازی و پژوهش در زمینه اقتصاد اسلامی موفق تر باشند.
برای روشن شدن بحث به دو نکته باید اشاره کنیم: اول، این که چون اغلب مطالعات علمی و از جمله اقتصاد، توسط اندیشمندان غربی که قریب به اتفاق آنها مسیحی هستند انجام شده است، بیشتر مطالعات مربوط به مذهب و اقتصاد در غرب نیز توسط مسیحیان انجام شده است. به تبع این امر، بیشتر آنچه در این جا مطرح می شود مطالعات مسیحیان، است؛ اما در کنار آنها مطالعات محدودتری که درباره مصرف در سایر ادیان انجام شده است، نیز به تناسب اشاره می شوند. دوم، این که چون بحث مقاله رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده است، در ابتدا اشاره ای به بررسیهای علمی در زمینه اثر مذهب بر رفتارهای افراد و پس از آن اشاره ای به کل مطالعات اقتصاد و مذهب شده است، تا بستر سازی مناسب تری برای خواننده صورت گیرد. سپس اشاره ای به مطالعات در زمینه اثر مذهب بر رفتارهای اقتصادی از بعد کلان شده است که به نوعی به بحث مصرف ارتباط دارند. پس از آن بحث اثر مذهب، بر رفتارهای مصرفی از ابعاد مختلف مطرح شده و در ادامه با جمع بندی مطالعات انجام شده، تابع مطلوبیت و تابع مصرف در بخشهای نظری مربوط به این زمینه ارائه شده است. در پایان هر یک از این مباحث نقد دیدگاهها و مطالعات انجام شده در این زمینه ها نیز صورت گرفته است. 1 بررسیهای علمی اثر دین بر رفتارها
علی رغم این که پس از قرون وسطی و تجدیدنظر در مذهب و با پیشرفت علم، طی چند قرن اخیر، دین از صحنه زندگی اجتماعی و بویژه از مجامع علمی، دور مانده بود. اما طی چند دهه اخیر نفوذ دین در همه زمینه ها، از جمله بررسیهای علمی، رشد قابل توجهی کرده است. تشدید گرایشات مذهبی در کشورهای مسلمان و مسیحی و نیز نزد یهودیان و پیروان سایر ادیان؛ افزایش رفتارهای مذهبی؛ رشد اصول گرایی مذهبی؛ همچنین گسترش حرکتهای اجتماعی بر اساس مذهب؛ باعث شده است، مذهب بار دیگر بطور جدی وارد صحنه های اجتماعی شود. این حرکت در زمینه ایجاد نظامهای اجتماعی سیاسی مبتنی بر دین بویژه در کشورهای مسلمان جایگاه خاصی داشته است. به تبع جریانات فزاینده دینی در سطح جهانی، حرکتهای علمی گسترده ای نیز از سوی دانشمندان شاخه های مختلف علوم بویژه علوم اجتماعی، در زمینه دین و رفتارهای فردی و اجتماعی انسانها صورت گرفته است.
البته باید اذعان داشت که توجه علوم اجتماعی به دین تنها طی چند دهه اخیر نبوده است. بلکه به دلیل اهمیت دین در جوامع و نزد افراد، اغلب اندیشمندان علوم اجتماعی از بدو پیدایش این شاخه ها به دین بویژه تبیین علمی رفتارهای دینی توجه کرده اند. از جمله آدام اسمیت (Adam Smith) پدر علم اقتصاد در کتاب ثروت ملل بخشی از مطالب خود را به دین اختصاص داده است (اسمیت 1965، 46740). آگوست کنت (Agust Conte) پدر علم جامعه شناسی در تبیین مراحل تکاملی جوامع یک مرحله از سه مرحله را، مرحله دینی یا الهی نام گذاری می کند.(3) فروید (Erich Fruid) دانشمند شهیر روانشناسی مارکس (Karle Marx) بنیانگذار سوسیالیسم مارکسیسم و اغلب دانشمندان علوم اجتماعی به این موضوع نیز پرداخته اند.
با این حال، حرکت جدی علمی به شیوه جدید در زمینه دین بطور اساسی از اوایل قرن بیستم آغاز شد. ارائه دیدگاههایی مانند دیدگاه ماکس وبر، لمپتون، رودنسون و نظیر اینها به این حرکت، شکل جدی بخشید. این حرکت در نیمه دوم این قرن تشدید شد و شاخه های مختلف علوم را در بر گرفت و از جنبه های مختلف در زمینه دین با نگاه علمی گسترش یافت.
از جمله در روانشناسی در زمینه هایی مانند دین و تمایل و تنفر (آلپورت Alport و راس Ross - 1967)، دین و آسایش ذهنی (دینر Diener - 1984؛ الیسون Ellison - 1991؛ بیرد Byrd، لیرLear و شونکاSchuenka - 2000)، دین و بیماریهای روانی و جسمی (بیکر Baker و گورساچGoursuch - 1982؛ برگینBergin و همکاران، 1998؛ پولوما Polomaو پندلتونPendelton - 1991) و موضوعات مختلف دیگر، مطالعات گسترده ای انجام شده است که حاصل آن صدها کتاب و مقاله منتشر شده علمی در این زمینه ها می باشد.
در جامعه شناسی نیز، دانشمندان توجه مجددی به دین کرده اند و پژوهشهای تجربی زیادی در زمینه های مختلف جامعه شناسی در رابطه با دین انجام داده اند. از جمله بررسی رابطه مذهب با جرم و جنایت (چادویکChadwick و تاپTop 1993؛ اوانس Evans و دیگران، 1995؛ مدوف، 1993)، دین با سازگاری اجتماعی (بانکستون Bankstone و ژوZhou - 1995؛ لاو A Low و هاندال Handal - 1995)، دین با نرخ زاد و ولد (مدوف Medoff و اسکوSkov - 1992)، دین باطلاق (هیتون Heaton و پرات Pratt - 1990؛ مدوف و اسکو - 1992)، دین بابزهکاری (بور Bur و مک کالMc Call - 1994؛ استاک Stack و واسرمنWasserman - 1992) و صدها کتاب و مقاله در زمینه های مختلف جامعه شناسی در رابطه با دین که برای متخصصان آشنا است.
در اقتصاد نیز، در زمینه رابطه دین با رفتارهای اقتصادی، تحقیقات مختلفی انجام شده است. مانند مذهب و تفاوت اقتصادی کشورها (وبرWeber - 1905؛ تاونیTawney - 1926) دین و نگرشها و رفتارهای اقتصادی افراد (گری لیGreeley - 1963؛ پایل Pyle - 1992؛ مایرMayer و شارپsharp - 1962) دین و رفتارهای مصرفی (کهف Kahf- 1972؛ صدیقیSiddighi - 1972؛ آزیCorry Azzy و ارنبرگEhrenburg - 1975؛ داگلاس Douglas - 1976) دین و تولید (کهف، 1991؛ صدیقی، 1979؛ عبدالمنانAbdul Mannan - 1991) و تلاشهای علمی بسیار مختلف و متنوع دیگر که در ادیان مختلف گسترش یافته و حاصل آن هزارها کتاب و مقاله علمی و قابل عرضه بوده است.
هر چند بررسیهای علمی در زمینه دین، در بعضی شاخه های علم بیشتر بوده است، اما دامنه این بررسیها، دیگر شاخه های علوم را نیز در بر می گیرد. از جمله پزشکی مانند (لوین Lwine و اندرپولAnderpol - 1987؛ برگین، مسترزMesters و ریچاردRichards - 1988؛ لوین، 1994)، سیاست (هارکورتHarcourt - 1998)، حقوق (گری لی و هوت Michael Hout - 1999؛ استونStone - 2000) و ... که همگی نشان دهنده اهمیت مذهب، در رفتارهای انسانی و ضرورت بررسیهای علمی دین در همه زمینه ها می باشد. 2 بررسیهای علمی در زمینه رابطه اقتصاد و دین
هرچند سابقه طرح مباحث اقتصادی از دیدگاه دین به قدمت اندیشه های دینی باز می گردد، امّا می توان گفت بحث علم اقتصاد و دین از زمان آدام اسمیت، آغاز شد. آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل مباحثی از رفتارهای کلیسا و روحانیون را در قالب نظریه های اقتصادی خود گنجاند، مانند این که روحانیون و معلمان مذهبی نیز مانند دیگران در رفتارهایشان خودمحوری را ملاک دارند، رفتارهای مذهبی روحانیون مانند رفتارهای اقتصادی افراد است و مطالبی مانند اینها (اسمیت [1776]، 1965، 60740). پس از اسمیت شاید به این علت که او رفتارهای دینی را بر اساس اصول اقتصادی تحلیل می کرد نظرات او مورد توجه اندیشمندان معتقد به دین قرار نگرفت. آدام اسمیت نظر خود را برای تشریح رفتار کلیسا و سران مذهبی ارائه کرد. وبر 130 سال پس از اسمیت تلاش کرد، دیدگاه جدیدی ارائه کند، با این مضمون که تفاوتهای اقتصادی، در رفتار افراد و در نتیجه تفاوتهای اقتصادی جوامع، می تواند ناشی از تفاوتهای مذهبی آنها باشد (وبر [1905] 1958). نظریه وبر توسط اندیشمندان مختلف، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. اما در خیزش جدید جوامع اسلامی و دانشمندان مسلمان، نظریات جدیدی مبنی بر تأثیر دین بر رفتارهای اقتصادی ارائه شد و به دنبال آن، این خیزش باعث رشد شدید مباحث اقتصاد و دین در 30 سال اخیر شده است. در کنار این رشد، بعضی از محققان به نظریات آدام اسمیت که نگرش خاصی به مذهب دارد بازگشته اند و بررسی رفتارهای دینی بر اساس مبانی اقتصادی را محور مطالعات خود قرار داده اند.
در کنار این روند، اندیشمندان معتقد به دین، در ادیان مختلف تلاش کرده اند، اقتصاد سنتی سرمایه داری را از ابعاد مختلف به نقد بکشند و بعضی از اقتصاددانان تلاش کرده اند، نظامها یا ابعادی از نظامهای اقتصادی مبتنی بر مذهب را ترسیم کنند.
بر این اساس می توان مجموع مطالعات در زمینه رابطه اقتصاد و دین را در چهار دسته برشمرد:
1 تشریح و تبیین رفتارهای دینی بویژه گروهها و مؤسسات مذهبی بر اساس و مبتنی بر مبانی اقتصادی با روش علمی مانند آنچه آدام اسمیت بیان می کند.
از جمله مطالعات در این زمینه کتاب اکلاند(Akelund) و دیگران با عنوان: «کلیسای کاتولیک در قرون وسطی به عنوان بنگاه» (1996)، اندرسونAnderson) - 1988)، فینک (Finke)و استارک Stark) 1988)، یاناکنIannaccone) - 1992 و 1997) و مانند اینهاست.
2 نقد اقتصاد سنتی بر اساس مبانی دینی. مانند نوشته های سید قطب (1966)، صدیقی (1972)، بیسنرBeisner) - 1989) و مانند آن که بیشتر نزد مسلمانان بوده است.
3 بررسی و تبیین نظامهای اقتصادی یا ابعادی از آن بر اساس دین. مانند نوشته های صدر (1961)، جاموJomo) - 1992)، چاپراChapra) -1970) و مانند اینها.
4 تشریح و تبیین رفتارهای اقتصادی بر اساس و تحت تأثیر دین که طیف گسترده ای از تحقیقات و نوشته های سه دهه اخیر را که در زمینه دین و اقتصاد به خود اختصاص داده است. از جمله مطالعات انجام شده توسط کهف (1972)، فهیم خان Fahim khan) - 1991)، متوالیMetwaly) - 1991)، آزی و ارنبرگ (1976) و تعداد زیادی از نوشته های مشابه که در این مقاله به بخشی از آنها اشاره می شود.
در این جا بررسی ما بیشتر از نوع چهارم و از زاویه خاص تأثیر دین بر رفتارهای مصرفی افراد (خانوارها) است. بر این اساس مطالعات و نوشته های موجود در زمینه اثر دین بر رفتارهای مصرفی را در دو دسته مرور می کنیم:
1 اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای اقتصادی از جمله رفتار مصرفی جوامع (بُعد کلان)
2 اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای مصرفی افراد (تفاوت رفتار مصرفی پیروان مذاهب مختلف از بُعد خرد)
3 اثر مذهب در تابع مطلوبیت و رفتار مصرف کننده (تفاوت رفتار مصرف کننده مذهبی و غیر مذهبی در هر مذهب). 3 اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای اقتصادی و مصرفی جوامع (بُعد کلان)
هنگامی که در پایان قرون وسطی، توسط نیروهای مسیحی در بخشهایی از سرزمینهای مسیحی نشین در دین مسیحیت تجدید نظر شد، رهبران مسیحی تجدید نظر طلب، قوانین اخلاقی کلیسا را به صورت جدیدی تفسیر کردند. از جمله تفاسیر آنها در زمینه مصرف، کار، مال اندوزی، کسب ثروت، منفعت و نظیر اینها بود. کالوین (Kalvin) که معروف ترین کشیش اصلاح طلب بود، برخلاف نظر مسیحیت سنتی، نه تنها با ثروت اندوزی عامه، بلکه با ثروت اندوزی کشیشان نیز مخالف نبود و حتی آن را در غنا بخشیدن به حیثیت آنها ضروری می دانست (وبر؛ 135). فرانکلین(Franklin) ، وقت را طلا می داند و باکستر،(Bakester) اتلاف وقت و بطالت را مهلک ترین گناهان بیان می کند (وبر؛ 136). باکستر همه را متعهد به کار می داند و هیچ استثنایی برای آن قائل نیست (وبر؛ 137). در دیدگاه پیوریتنها(Puritans) ، هدف الهی تقسیم کار، باید از طریق آثار آن شناخته شود که منافع اقتصادی خصوصی است (وبر؛ 138). پروتستانیسم نه تنها به مال اندوزی جنبه قانونی داد، بلکه آن را چنانچه صَرف لذتهای زودگذر نشود، به منزله مشیت الهی تلقی کرد (وبر؛ 147). همچنین پاکی و رفاه خانواده طبقه متوسط را یک آرمان محسوب می کرد. در کنار این دیدگاهها، مصرف زیاد و تجمل گرایی همچنان نکوهش می شد (وبر؛ 147). ماکس وبر در کتاب معروف خود (اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، 1905 م.) با بیان مفصل این گونه دیدگاهها، نتیجه می گیرد که نظام سرمایه داری و پیشرفت آن، حاصل این اصلاح دینی است. (وبر؛ 150). او می گوید: این نگاه موجب توسعه یک زندگی اقتصادی عقلانی بورژوایی شد و مهمتر از همه، این جهان بینی، نه تنها عامل مؤثر توسعه این شیوه از زندگی، بلکه گاهواره انسان اقتصادی جدید نیز بود. البته این سودگرایی به مرور ماهیت دینی خود را از دست می دهد و در خصلت اقتصادی مستحیل می شود (وبر؛ 51149). دیدگاه وبر، درباره این که ایجاد نظام سرمایه داری و پیشرفت اقتصادی کشورهای مسیحی حاصل اصلاح دینی یعنی گرایش به مذهب پروتستان است، به عنوان اولین دیدگاه جدی بود که درباره اثر مذهب بر رفتارهای اقتصادی از جهت تفاوت تأثیر مذاهب مختلف بر اقتصاد ارائه شد. این دیدگاه، چالشهایی جدی بین اندیشمندان مختلف، از جمله جامعه شناسان و اقتصاددانان ایجاد کرد و موجب شد، مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گیرد. می توان این مطالعات را به دو دسته تقسیم کرد.
یک دسته، این مسأله را از بعد کلان مورد توجه قرار داده اند و تفاوت رفتارها و موقعیت اقتصادی جوامع پیرو مذاهب مختلف را بررسی کرده اند و دسته دیگر به بررسی تفاوت رفتارهای فردی پیروان مذاهب مختلف پرداخته اند. به این دو دسته بررسیها اشاره می کنیم. 13 بررسیهای تاریخی انجام شده
بررسیهای انجام شده از بعد کلان، درباره تفاوت جوامع پیرو مذاهب مختلف با بررسی نظری وبر آغاز می شود. پس از آن بررسیهای تاریخی برای دوره مورد اشاره وبر (یعنی دوره ایجاد) و رشد سرمایه داری (1500 1800 م) صورت می گیرد. علاوه بر این، بررسیهای دیگری نیز با استفاده از داده های دوره معاصر بین جوامع صورت گرفته است که به این مجموعه اشاره می کنیم.
اساس نظریه ارائه شده از سوی وبر این است که در قواعد دینی پروتستان برخلاف دیدگاههای ارائه شده از سوی سران کاتولیک تجمع ثروت به خودی خود نفی نشده است، بلکه استفاده از ثروت برای رفاه زیاد و تجمل طلبی نفی شده است. به بیانی کلی تر تجمع ثروت تشویق شده بلکه کار نکردن و ناتوانی در اداره امور اقتصادی شخصی نکوهش شده است و مصرف زیاد نکوهش شده است (وبر، 48133). نتیجه این امر افزایش پس انداز و ایجاد زمینه انباشت سرمایه بوده است که موجبات رشد سرمایه داری و اقتصاد غرب (کشورهای پروتستان) را فراهم کرده است. پس، این نظریه بر دو پایه مذهبیِ تشویق افزایش ثروت و نکوهش افزایش مصرف استوار است. طبق این نظریه، نتیجه این نگاه مذهبی خاص پروتستان موجب افزایش سرمایه و رشد اقتصادی شده است (وبر، 148). به تبع این نتیجه، بیشتر پژوهشگرانی که در این زمینه مطالعاتی داشته اند، تلاش کرده اند، نتیجه این نظریه (یعنی تفاوت رشد اقتصادی) را مورد بررسی، آزمون یا نقد قرار دهند و کمتر در صدد بررسی اصل اثر مذهب بر مصرف بوده اند.
در مقابل این نظریه که فرهنگ پروتستان، بر اثر تشویق ثروت اندوزی و نکوهش مصرف، موجب رشد سرمایه و اقتصاد می شود، دیدگاههای مخالفی نیز ارائه شده است. عمده این دیدگاهها بر بررسیهای تاریخی و تجربی استوار هستند که به آنها نیز اشاره خواهیم کرد. از جمله تاونیTawney) - 1926) در یک بررسی تاریخی تلاش می کند، نشان دهد، نظرات وبر صحیح نیست. این مطالب بطور دقیق تر و جامع تر در بررسی ساموئلسونSamuelson) - 1993) ارائه شده است. ساموئلسون در بررسی تاریخی خود، توضیح می دهد که تقریبا همه نهادهای سرمایه داری که از سوی وبر به عنوان محصول جنبش اصلاح گری پروتستان مطرح می شود، پیش از مطرح شدن این جنبش هرچند در حد محدودتر وجود داشته اند. ساموئلسون در بررسی خود این نتیجه را می گیرد که بطور اساسی رهبران اولیه مذهب پروتستان، علاقه جدّی به موضوعات اقتصادی نداشته اند و اصلاح گری آنها جنبه مذهبی، اجتماعی بسیار قوی تری داشته است. حتی آنها فهم کافی در باره بازار نداشته اند و دیدگاه آنها درباره مفاهیم مصرف و اعتبار و بهره با دیدگاه رهبران مذهبی کاتولیک یکسان بوده است. در این بررسی تلاش می شود، شواهد تاریخی قابل دسترس از دوران مورد بررسی وبر که خلاف نظرات وبر را نشان می دهند، مورد اشاره قرار گیرد. از جمله در بین مناطقی که وبر می گوید پروتستان موجب رشد اقتصادی شده است، شواهدی ارائه می کند که نقض نظریه وبر را نشان می دهند.
دلاکروDelacroix) - 1995) نیز در یک بررسی، در این زمینه، برخی شواهد تجربی تاریخی را ارائه می کند، که نشان می دهد، برخی از پیشرفته ترین مناطق دوران مورد اشاره وبر، کاتولیک مذهب بوده اند. او شاهد دیگری می آورد که بیشتر ثروت بعضی از مناطق پروتستان نشین، متعلق به کاتولیکها بوده است. همچنین شایان ذکر است که در این زمینه، رابرت تولیسونRobert Tollison) - 1992) نیز در بررسی تاریخی خود با تفاوت در استدلالها و شواهد ارائه شده، به نتایج مشابهی دست می یابد.
در مقابل، تحقیقات دیگری نیز انجام شده است که نظریه وبر را تأیید می کنند. از جمله تروور روپرTrevor Roper) - 1963) در تحقیق خود درباره جمعیت تجار جمهوری آلمان در قرن هفدهم به این نتیجه می رسد که اکثریت افراد فعال در جوامع تجاری جمهوری آلمان در این قرن، کالوینیست بوده اند.
آلنAllen) - 1998) در تحقیق پیرامون دستمزد در اروپا طی سالهای 1500 تا 1750 میلادی، به این نتیجه می رسد، که دستمزد واقعی طی این دوره بطور متوسط در نمونه شهرهای پروتستان مورد بررسی 4% افزایش یافته است، در حالی که در نمونه شهرهای کاتولیک 19% کاهش داشته است.(4) 23 بررسیهای انجام شده در دوره معاصر
در بررسیهای تجربی مربوط به دوره معاصر که بر اساس نظریه وبر صورت گرفته است نیز، پژوهشهای دیگری در زمینه اثر اختلاف مذاهب بر رشد اقتصادی انجام شده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
از جمله مطالعاتی که اخیرا در این زمینه انجام شده، مطالعه بَرو Barro)- 2002) می باشد. بَرو در بررسی رابطه بین مذهب و توسعه اقتصادی، مطالعه خود را بر روی کشورهای مختلف بویژه کشورهای مسیحی نشین انجام داده است. او تلاش کرده است با استفاده از داده های مختلفی که به شیوه های گوناگون فراهم شده است. بررسی خود را انجام دهد. از جمله نتایج این تحقیق عبارتند از: گرچه دینداری همراه با توسعه اقتصادی، کاهش می یابد، اما ماهیت این رابطه با تغییر اندازه توسعه یافتگی تفاوت می کند.
مک کلری Mc Cleary) -2002) نیز در پژوهشی، بر مبنای نظریه وبر تلاش می کند، با استناد به مبانی مذهبی مذاهب اصلی جهان، رابطه بین اعتقاد به رستگاری و اعمال اقتصادی را در مذاهب مسیحیت (کاتولیک و پروتستان)، اسلام، هندو و بودیسم بررسی کند. او با تشریح این مبانی به این نتیجه می رسد که بین اعتقاد به پرداخت صدقه و اطمینان از پاداش اخروی در مذاهب مختلف رابطه مثبت وجود دارد. در مذاهب اسلام هندو و بودایی هر دو اینها زیاد، درکاتولیک اولی زیاد و دومی تا حدودی زیاد و در پروتستان هر دو کم است.
گویسو (Guiso)، ساپینزا(Sapienza) و زینگالز Zingales)- 2002) در پژوهشی با استفاده از داده های میدانی جمع آوری شده از صدها هزار نفر از مردم دارای مذاهب مختلف در 66 کشور جهان تلاش کرده اند، اثر مذاهب مختلف و مذهبی بودن (در مقابل مذهبی نبودن) افراد را بر روی نگرشهایی که برای رشد اقتصادی، مثبت ارزیابی می شود بررسی کنند. در این تحقیق عواملی مانند همیاری اجتماعی، حقوق قانونی، دولت و اقتصاد بازار مورد توجه بوده است. نتیجه پژوهش نیز آن است که بطور متوسط، مذهب روی نگرشهای مناسب برای رشد اقتصادی تأثیر مثبت دارد. تنها استثنا در این زمینه این است که افراد مذهبی، تمایل نژادی (بر اساس مذهب) بیشتری دارند.
در این زمینه همچنین می توان به پژوهشهایی نظیر مطالعات گلاه(Glah) و ووریس Vorhies) - 1989)، نیس بت Niss Bet) - 1989)، هیت، واترز و واتسون (1995) پالدام (1999) و مانند آنها نیز رجوع کرد.
در نهایت می توان گفت با مروری بر تاریخ اندیشه های اقتصادی، مطالعه «وبر» را نقطه عطف بررسیهای دین و اقتصاد می یابیم. هر چند اغلب مطالعات انجام شده درباره نظریه وبر از جمله شالوده بحث وبر توجیه تفاوتهای اقتصادی بویژه رشد اقتصادی بر حسب تفاوتهای مذهبی است، اما پایه های اصلی نظریه وبر بر دو محور پس انداز و مصرف استوار است. بر اساس نظر او، وجود دو انگاره مذهبی نکوهش مصرف زیاد و تشویق ثروت اندوزی (همراه با تشویق کار و نکوهش تنبلی) موجب انباشت سرمایه و در نتیجه باعث رشد اقتصادی کشورهای پروتستان نشین شده است. مطالعات تجربی انجام شده نیز نشان می دهند، در اغلب موارد، این ادعا قابل توجیه است. با این حال مطالعات انجام شده دیگر، در این زمینه برخی مذاهب را مشابه و برخی را متفاوت قلمداد کرده اند. هر چند این مطالعات در زمینه کل جوامع انجام شده است، اما زمینه ساز مطالعات مربوط به اثر مذهب بر رفتارهای اقتصادی در سطح خرد بوده است. 4 اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای مصرفی افراد (از بُعد خرد)
در واقع می توان گفت، بخش اصلی نظریه وبر درباره این که باورهای مذهبی پروتستان باعث رشد اقتصادی بیشتر می شود، این است که رفتارهای اقتصادی بویژه رفتار مصرفی و درآمدی پیروان مذهب پروتستان از سایر مذاهب متفاوت می باشد. می توان گفت این نظریه بیشتر جنبه خرد و بین فردی دارد. در زمینه رابطه ابعاد مختلف رفتارهای اقتصادی افراد با مذهبی که از آن پیروی می کنند، تحقیقات مختلفی صورت گرفته است. در این جا برخی از این نوع تحقیقات را مرور می کنیم تا ابعاد مسأله و یافته های علمی در این زمینه روشن تر شود.
طی 40 سال اخیر، در غرب، تحقیقات مختلفی درباره رابطه بین رفتار فردی و متغیرهای مذهبی مختلف انجام شده است. بعضی از اینها با استفاده از مدلهای مصرف یا مدلهای مبتنی بر روابط اقتصادی، انجام شده اند که در ادامه بحث به آنها اشاره خواهیم کرد، اما بعضی از این مطالعات، صرف نظر از نوع مدل، به بررسی رابطه رفتارهای مصرفی و نوع مذهب پرداخته اند. در این میان بعضی بررسی کلی تر انجام داده اند و برخی بر روی رفتار مصرفی تمرکز کرده اند. از جمله می توان به این نوع تحقیقات به صورت ذیل اشاره کرد.
داگلاسDouglas) - 1976) از اولین افرادی بوده است که به صورت تجربی رابطه بین پیش زمینه ارزشهای اخلاقی (ملی) و رفتار مصرف کننده در سطح خرد را بررسی کرده است. او در تحقیق خود به این نتیجه رسید، که بین شغل و داشتن همسر غیر شاغل (خانه دار) با رفتار مصرفی، رابطه اندکی وجود دارد، در حالی که بین فرانسوی الاصل یا آمریکایی الاصل بودن زن خانواده و رفتار مصرفی، رابطه قوی تر وجود دارد.
یکی از تحقیقات مربوط به رابطه مذهب و مصرف، تحقیق هریشمنHirschman) - 1983) است. هریشمن در این تحقیق تلاش کرده است، رابطه بین پیروی از مذاهب پروتستان، کاتولیک و یهود را با انتخاب محل تفریح آخر هفته، وسیله نقلیه و نگهداری حیوان اهلی در منزل، بین آمریکاییان بررسی کند. نتیجه اخذ شده این است که بین مذهب در جامعه مورد بررسی و رفتارهای مصرفی یاد شده، رابطه معناداری وجود دارد.
از جمله تحقیقات دیگری که در این زمینه صورت گرفته است. تحقیق سود(Sood) و ناسوNasu) - 1995) می باشد که بر روی نمونه ای از ژاپنیها و پروتستانهای آمریکایی و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. در این تحقیق، چهار فرضیه در زمینه رابطه بین دینداری، ملیت و رفتار مصرف کننده در نظر گرفته شده است، از جمله نتایج حاصل در این زمینه عبارتند از: رفتار مصرفی ژاپنیها و پروتستانهای آمریکایی مورد بررسی بطور مشخصی از هم متفاوت است (ژاپنیها، پیروان یک دین درنظر گرفته شده اند). در این جا افراد ژاپنی به دو گروه مذهبی (متدین) و غیرمذهبی (یا کم مذهبی) و پروتستانها نیز به این دو گروه تفکیک شده اند که بین رفتار مصرفی افراد مذهبی و افراد کمتر مذهبی در ژاپن، تفاوت معناداری یافت نشد، اما بین رفتار مصرفی متدینها و غیرمذهبیهای پروتستان آمریکایی تفاوت معناداری به دست آمد.
تحقیقات دیگری نیز در این زمینه انجام شده است که نتایج مشابهی داشته اند: از جمله می توان رجوع کرد به مطالعات مایر(Mayer) و شارپSharp) - 1962)، گری لی Greeley) -1963)، لهررLehrer) -2002)، رالف پیلی Ralph) Pyle - 1992)، گای Gay) - 1991)، یاناکنIannaccon) - 1998)، گولدین (1992) و... .
با وجود این که اغلب مطالعات انجام شده، نشان دهنده تفاوتهای فردی بر حسب مذهب هستند، بر اساس برخی مطالعات نیز، بین بعضی مذاهب در این زمینه مشابهتهایی اصولی دیده می شود. برخی دیدگاهها، تفاوتهای فرهنگی یا تفاوتهای دیگر را نیز در این زمینه مؤثر دانسته اند. بر این اساس نمی توان همه تفاوتهای اقتصادی راتنها بر مبنای اختلاف مذهب افراد توجیه کرد. با این وجود، رفتارهای موردی افراد درباره مصرف برخی کالاها و خدمات، تحت تأثیر باورهای مذهبی، بویژه سطح رسوخ این باورها نزد افراد است. هر چند در کمتر مطالعه ای از این زاویه به بحث پرداخته شده است، اما اگر فردی اعتقاد به ناپسندی مصرف یک کالا یا خدمت یا انجام یک عمل داشته باشد، آن کالا یا خدمت را مصرف نخواهد کرد، یا کمتر مصرف می کند یا عمل را انجام نخواهد داد. از این رو اوامر و نواهی مذهبی بر این نوع رفتارها تأثیر می گذارند. چنانچه مذاهب از این جهت متفاوت باشند، رفتارهای پیروان آنها به صورت متناسب متفاوت خواهد بود. مذاهب الهی، همچون یهود، مسیحیت و اسلام در اغلب این اوامر و نواهی اشتراک نظر دارند و می بایست بررسی درباره پیروان آنها نتیجه یکسان بدهد. اما تفاوتهای نشان داده شده در مطالعات می تواند، از این ناشی شده باشد که در برخی از این مذاهب، بعضی اوامر و نواهی، تحریف شده و تغییر کرده اند. با این وجود در همه این مذاهب اثر اعتقاد داشتن به دین و اعتقاد نداشتن به آن می تواند بطور جدی تر وارد مباحث علمی شود. مطالعاتی در این زمینه ها صورت گرفته است که به آنها می پردازیم. 5 اثر مذهب در تابع مطلوبیت و تابع مصرف
بخشی از مطالعات مربوط به اقتصاد و دین، در ربع آخر قرن بیستم که توسط محققان غیر مسلمان انجام شده است، رفتارهای (و هزینه های) مذهبی را به عنوان بخشی از رفتارهای (هزینه های) کلی که انسان برای کسب مطلوبیت انجام می دهد، در نظر گرفته اند. این تحقیقات به تبع برخی از پژوهشهای انجام شده، در زمینه اقتصاد اسلامی از جمله تفکیک افق زمانی مصرف کننده مسلمان به دنیا و آخرت و حداکثر کردن مطلوبیت دنیوی و اخروی در نوشته های منذر کهف (در سالهای 1972 و 1974) مصرف را به دو بخش مذهبی و غیر مذهبی تقسیم کرده اند و برای هر یک، مطلوبیت جداگانه ای در نظر گرفته اند که جزیی از تابع مطلوبیت کل فرد (خانوار) می باشد. فرد (خانوار) موجودی (دارایی) خود را صرف تأمین کالاها و خدماتی می کند که بخشی از آن در راه مذهب و بخشی برای امور غیر مذهبی است تا مطلوبیت ناشی از این مصارف را درون تابع مطلوبیت خود حداکثر کند.
مبنای این نظریات، تبیین تفاوت رفتار، بین افراد پیرو مذهب و افراد سکولار (یا بی مذهب) در هزینه های مصرفی مذهبی و غیر مذهبی است. این نظریات در شکل ساده خود اثر مذهب بر روی تخصیص دارایی و زمان را برای افراد متدین تبیین می کنند. این نظریه در شکل پیشرفته تر اثر سرمایه انسانی مذهبی بر مقدار هزینه ها و زمان صرف شده برای فعالیتهای مذهبی را وارد مدل می کند. در شکل پیشرفته تر از آن نیز اثر کیفیت مذاهب، گروههای مذهبی و مراسم مذهبی آنها را وارد مدل می کنند. به این سه بُعد نظریه اشاره می کنیم.
تذکر این نکته در این جا مناسب است، که منظور از مصرف، بهره مندی از یک کالا یا خدمت است، در زمان حال یا آینده یا در دنیای پس از مرگ یا انجام عملی که منجر به مطلوبیت شود. کسب این کالا یا خدمت، نیازمند پرداخت هزینه است. کالاها و خدمات دنیوی، وضع مشخصی دارند و برای دستیابی به کالاها و خدمات اخروی باید هزینه آن رادر این جهان پرداخت کرد. بر این اساس هر پرداختی در نهایت یا منجر به کسب مطلوبیت دنیوی یا منجر به کسب مطلوبیت اخروی می شود. از این رو می توان هر نوع صرف مال و زمان را با هدف مصرف در نظر گرفت. 15 تابع مطلوبیت و تابع مصرف فرد مذهبی
در مطالعات غیر مسلمانان، اولین مطلب از این نوع، مقاله آزی(Azzy) و ارنبرگ Ehrenberg) - 1975) می باشد. این دومحقق مدلی تحت عنوان مدل تولید خانوار مذهبی (Religious Household Production) برای تبیین ساختار حضور در کلیسا و مشارکت مالی در امور کلیسا (اعانات) ارائه کردند. بر اساس این مدل، افراد (خانوارها) زمان و داریی خود را طوری به فعالیتهای غیر مذهبی و فعالیتهای مذهبی تخصیص می دهند که مطلوبیت آنها در زندگی این دنیا و زندگی پس از مرگ حداکثر شود. بر این اساس، هدف اصلی از فعالیتهای اقتصادی، تخصیص زمان و دارایی به مصرف دنیوی و مصرف اخروی است که باعث ایجاد مطلوبیت برای افراد (خانوارها) می شود. در این جا مسأله، چگونگی وارد کردن مطلوبیت مصرف کالاهای اخروی به تابع مطلوبیت مصرف کننده می باشد.
نویسندگان، یک تابع مطلوبیت به شکل معمول را تشریح می کنند که فرد (خانوار) در صدد حداکثر کردن همزمان مطلوبیت دنیوی و اخروی خود بر اساس آن است. شکل کلی تابع مطلوبیت این فرد، چنین است:
U = U (z 1,z2,...., zn, A)(1)
که در آن مصرف دنیوی با zt و مصرف آخرت با A نشان داده شده است.
مصرف دنیوی در هر دوره، مجموعه ای از کالاها و خدمات متداول خانوار است که بر اساس داده های (عوامل) زمان (Tt) و کالاهای در اختیار یا خریداری شده (×t) فرد (خانوار) تعیین می شود. پاداشهای اخروی نیز به مجموع فعالیتهای مذهبی فرد (خانوار) در طول زندگی (دوره های مختلف حیات دنیوی) بستگی دارد. می توان مجموعه این پاداشها را کالاها و خدماتی در نظر گرفت که هزینه آن در دنیا پرداخت می شود ودر آخرت برای مصرف در اختیار انسان قرار می گیرد و چنین نشان داده می شود:
R1, R2, R3, .... , Rn
این نیز در اصل به موجودی زمان و داراییهایی که فرد برای مصرف در فعالیتهای مذهبی در هر دوره درنظر گرفته است، بستگی دارد. بر این اساس خواهیم داشت:
Zt = Z (Tt و ×t)
Rt = R (Tt(2))t× و
A= A (R1, R2, .... , Rn)
آزی و ارنبرگ در مقاله خود تأکید می کنند، که ممکن است، رفتارهای مذهبی برای زمان حاضر نیز مطلوبیت ایجاد کند، اما مدل خود را به صورت ساده (یاد شده) ارائه می کنند که در آن فعالیتهای مذهبی تنها به مطلوبیت اخروی منجر می شود. با این وجود، این مدل می تواند، تحلیل خوبی از رفتارهای خانوارهای مذهبی ارائه کند. از جمله نکات دیگری که بر اساس نظر پژوهشگران در این مدل باید، در نظر داشت چنین است:
این مدل نوعی جایگزینی، بین زمان و پول را برای انجام فعالیتهای مذهبی، در خود لحاظ کرده است. به این صورت که شرایط کارایی ایجاب می کند، خانوارهایی که از زمان کمتری برخوردارند و دارای درآمد کافی (زیادتر) هستند، فعالیتهای مذهبی را به شیوه های هزینه بر (پرداخت پولی) انجام دهند و خانوارهایی که اعضای آن دستمزد کمتری دارند، فعالیتهای مذهبی را به صورت زمان بر، انجام دهند.
هنگامی که در این مدل قید بودجه (استاندارد) را برای دوره زندگی وارد کنیم با درنظر گرفتن این که اثرگذاری نهایی فعالیت مذهبی با افزایش سن کاهش نمی یابد، در مشاهدات تجربی دیده شده است، که فعالیتهای مذهبی با بالارفتن سن افزایش می یابد. این اثر که در سنین بالا وجود دارد (افزایش انجام فعالیتهای مذهبی) با این شرایط همراه است که منابع قابل اختصاص (از نظر کیفیت و مقدار منابع) برای زندگی اخروی در طول دوران زندگی با افزایش سن افزایش نمی یابد. در این بحث، اثر سن بر افزایش مشارکت مذهبی با توجه به افزایش معمول دستمزد به تبع سن، تا حدی کم توجیه می شود.
همچنین مشاهدات تجربی نشان می دهد با وجود این که افزایش دستمزد زنان در طول عمر با افزایش سن نسبت به مردان کندتر (کمتر) صورت می گیرد، ولی آنها با افزایش سن، مشارکت بیشتری در فعالیتهای مذهبی دارند. بر اساس این مشاهدات، این فرضیه آزی ارنبرگ که با افزایش سن، فعالیتهای مذهبی افزایش می یابد به صورت قوی تری تأیید شده است.
شاید بتوان گفت، اولین کار تجربی جدی براساس این نظریه، تحقیق ارنبرگ (1977) می باشد که سعی کرد، از طریق مطالعه میدانی، با اطلاعات نمونه ای از مردم امریکا، نظریه و فرضیه های تشریح شده در مقاله آزی ارنبرگ را آزمون کند. نتیجه بررسی ارنبرگ از رفتار مذهبی افراد چنین بود که با افزایش سن، فعالیتهای مذهبی (پرداخت مالی و اعمال مذهبی) افراد افزایش می یابد، بویژه در مورد زنان، ضریب قوی تر بوده است. همچنین با افزایش درآمد، مشارکت مالی در امور کلیسا (پرداختهای پولی مذهبی) افزایش می یابد. پس از ارنبرگ، تحقیقات دیگری نیز در این زمینه انجام شده است.
از جمله اولین تحقیقاتی که در زمینه مقدار فعالیتهای مذهبی و اقتصاد صورت گرفته، پژوهشی است که استارکStark) - 1972) انجام داده است. او در پژوهش خود، تلاش کرده است، رابطه بین سطح درآمد، با اعتقادات مذهبی و مقدار فعالیتهای مذهبی را در بین مردم آمریکا بررسی کند. در بررسی او، رابطه معناداری بین این متغیرها یافت نشد.
البته ممکن است مشکل در نحوه انتخاب شاخصها و متغیرها بوده باشد. با این حال، یاناکن (1992) تلاش کرد، چنین مطالعه ای را با دقت بیشتر برای آزمون رفتارهای گروههای مذهبی مختلف (مانند محافظه کار، لیبرال و دیگر گروهها) انجام دهد. در بررسی او برای کل افراد بین سطح درآمد و حضور در کلیسا رابطه منفی، ولی بین سطح درآمد و پرداخت کمک مالی به کلیسا رابطه مثبت به دست آمد، اما بین گروههای مختلف، گروههای محافظه کار و اصول گرا، هم در پرداخت کمک مالی و هم در مقدار حضور در کلیسا فعال تر بوده اند.
هوگ(Hoge) و یانگYang) - 1994) نیز در تحقیق مشابهی به این نتیجه می رسند که اعضای شاخه های لیبرال نسبت به اصول گرایان (شاخه های مذهبی تر) پروتستان سهم کمتری از درآمدشان را به کلیسا (کمک به کلیسا) اختصاص می دهند. همچنین بر اساس نتایج این پژوهش، از نظر اختصاص وقت، برای انجام اعمال مذهبی نیز چنین رابطه ای بین گروههای مذهبی تر با افراد معمولی وجود دارد.
نتایج حاصل از بررسی دیگری که توسط مرکز ملی تحقیقات نظرسنجی آمریکا - با استفاده از داده های جمع آوری شده، برای سالهای 90-1986 - انجام شده است، نشان می دهد، نسبت حضور در کلیسا (به صورت سالیانه) برای پیروان مذاهب پروتستان کمتر از کاتولیکهاست. نسبت حضور در کلیسای پروتستانهای اصول گرا، بیشتر از پروتستانهای دیگر (لیبرال) است. از نتایج دیگر این پژوهش، می توان گفت : سطح درآمد افراد، اثر معناداری بر روی حضور در کلیسا برای کل مسیحیان نداشته است؛ در حالی که برای کل مسیحیان اثر درآمد بر مقدار کمک مالی به کلیسا مثبت بوده است. با ثبات سایر شرایط، کمکهای پرداختی اصول گراهای پروتستان بیش از پروتستانهای دیگر (لیبرال) و این دو بیش از کاتولیکها بوده است.
آموزش نیز اثر مثبتی بر روی حضور در کلیسا برای همه گروهها داشته است. از نتایج دیگر این تحقیق نیز این است که پروتستانهای سیاه پوست در پرداخت کمک به کلیسا و حضور در کلیسا از پروتستانهای سفیدپوست فعال تر بوده اند. زنان نیز نسبت به مردان در حضور در کلیسا بیشتر عمل کرده اند (یاناکن 1998).
شوشانا نیومنShoshana Neuman) - 1986) نیز با پژوهش بر روی داده های زمانی دقیق روی کارگران یهودی مرد در اسرائیل نتایجی را به دست آورد که مدل ارائه شده توسط آزی ارنبرگ و از جمله اثرات U شکل سنی را تأیید می کرد.
ویلکس(Wilkes) ، بارنت(Burnett) و هاولHowell) - 1986) پژوهشی در زمینه رابطه دینداری و عوامل تعیین کننده مصرف، انجام داده اند که مقدار دینداری را با چهار عامل حضور در کلیسا، اهمیت دادن به ارزشهای مذهبی، پذیرش درونی مذهب و اعتقاد به ارزشهای مذهبی اندازه گیری کرده اند. وی پژوهش خود را در بین آمریکاییان انجام داده اند و بین دینداری و مقدار هزینه های مذهبی دوره زندگی، درآمد، سن، جنس ومانند آن رابطه معنادار یافته اند.
در مقابل، پژوهشهای میدانی که از سوی اولبریچ(Holler Urbrich) و والاسWallace) - 1983، 1984) انجام شد، نتوانست، هیچ توجیهی برای این که توقعات یا انتظارات اخروی، باعث مشارکت مالی مذهبی می شود و این نکته با بالارفتن سن افزایش می یابد، ارائه کند. همچنین این ادعا که نرخهای بالاتر گرایش زنان به مذهب را می توان با دستمزدهای پایین تر آنها تبیین کرد، نیز رد کردند. همچنین آزمونهای برابری همزمان پیرامون رابطه بین اعانات به کلیسا و حضور در کلیسا که از سوی سولیوان (1985) صورت گرفت نیز مدل آزی و ارنبرگ را تأیید نمی کند.
روی هم رفته روشن به نظر می رسد که هزینه فرصت زمانی برای رفتار مذهبی، هم در مقدار و هم در موقعیت زمانی انجام فعالیت برای اعمال مذهبی، تأثیرگذار است. همچنین برخی بررسیهای رگرسیونی بر روی داده های حاصل از پژوهشهای میدانی نشان می دهد که هر مقدار دستمزد افزایش می یابد، مقدار مشارکت مذهبی، شکل پولی تری به خود می گیرد، یعنی مقدار اعانات یا کمکهای مالی به کلیسا در مقایسه با نسبت حضور در کلیسا افزایش می یابد. این الگو در سراسر دوره زندگی (با بیشترین مشارکت پولی در بهترین سالهای کسب درآمد و بالاترین نرخهای حضور در کلیسا برای خانوارهای دارای کمترین دستمزد) در میان خانوارها و در میان شاخه های مختلف مذهبی تداوم می یابد.
آن شاخه های مذهبی که اعضایشان از سطوح درآمدی و آموزشی نسبتا بالایی برخوردارند، بر خدمات حرفه ای افرادی مانند رؤسای فرقه های مذهبی، آموزگاران و مدیران گروه سرایندگان کلیسا بسیار زیاد اتکا می کنند. آنها همچنین تمایل دارند تا میتینگها (جلسات) کمتر و کوتاهتری برگزار کنند و مراسم مذهبیی را که زمان کمتری می برند، مورد توجه قرار دهند.
در یک جمع بندی مختصر، می توان گفت مدل آزی ارنبرگ با مبانی مذهبی مطرح شده است. زندگی را به زندگی دنیوی و اخروی و به تبع آن مطلوبیت را به مطلوبیت دنیوی و اخروی تفکیک می کند. این ویژگی مهم مدل ازی اربزگ، است. هر چند این مطلب در نظرات کهف در سالهای قبل از آن مطرح شده است. با این وجود کهف، این مطلب را برای مسلمانان و ازی ارنبرگ آن را برای مسیحیان بیان کرده اند. مدل آزی ارنبرگ علاوه بر این ویژگی منطبق با نگاه مذهبی، ویژگی ساده بودن را نیر دارد که ویژگی مهمی برای ایجاد قابلیت تحلیل و نیز آزمون تجربی می باشد.
با این وجود، آزی ارنبرگ بحث خود در زمینه تخصیص درآمد و زمان به فعالیتهای مذهبی را در قالب تولید مذهبی خانوار مطرح می کنند، به این معنا که فرد با فعالیت (تخصیص زمان یا پول) خود خدمتی مذهبی ایجاد می کند که خود از آن مطلوبیت کسب می کند، اما در مدلهای بعدی که بر مبنای این مدل گسترش یافته اند، بحث مصرف بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
مدل آزی ارنبرگ علی رغم تمامی محدودیتهایش به علت سادگی و نیز به دلیل این که اساس تقریبا تمامی مدلهای بعدی اقتصادی پیرامون رفتار مذهبی در غرب می باشد، همچنان از اهمیت بالایی برخوردار است. گرچه مدلهایی که بعد از این مدل مطرح شده اند، فرضیات آن را گسترش داده اند، اما چارچوب مدل آزی ارنبرگ را حفظ کرده اند. 25 اثر سرمایه انسانی مذهبی بر مقدار هزینه ها واعمال (فعالیتهای) مذهبی
از لحاظ نظری علاوه بر زمان و دارایی، عوامل دیگری نیز بر مقدار فعالیتهای (اعمال و هزینه های) مذهبی مؤثرند. استیگلر(Stigler) و بیکرBecker) - 1977 (توضیح می دهند که تنها مقدار زمان و دارایی در اختیار فرد، در تخصیص به فعالیتهای مذهبی مؤثر نیستند، بلکه صبغه مذهبی فرد، مانند دانش مذهبی، آشنایی با مراسم و دکترین مذهبی، ارتباط با افراد مذهبی و نظیر اینها نیز در تخصیص مقدار زمان و دارایی به فعالیتهای مذهبی مؤثر است. این مجموعه عامل را سرمایه انسانی مذهبی می نامند. می توان در ترکیب با مدل آزی ارنبرگ اثر سرمایه انسانی مذهبی بر مقدار فعالیتهای مذهبی فرد (خانوار) را به صورت مدل زیر نشان داد:
R = R (Tt,tS ,t× ) (4)
که در آن نمادهای قبلی برقرار و نماد St نشان دهنده اثر سرمایه انسانی مذهبی در مقدار فعالیتهای مذهبی فرد (خانوار) می باشد. این مدل مانند مدل قبل وارد تابع مطلوبیت فرد می شود. نقد در این حالت مدل می تواند، اثرات عادت را نیز در عامل سرمایه انسانی منتقل کند. این عادت به نوعی، بخشی از اثر افزایش سن را دربر خواهد گرفت. بر اساس این مفهوم و ورود بحث سرمایه انسانی مذهبی، در مدل می توان گفت ممکن است، افراد به علت عادت و نظیر ان و نه برای کسب پاداش یا رستگاری در زندگی پس از مرگ، فعالیتهای مذهبی خود را افزایش دهند.
بر اساس دیدگاه سرمایه انسانی مذهبی، ممکن است با تغییر مذهب، اعمال مذهبی افراد کاهش بیابد، زیرا دانش، اعمال، سنتها و دکترین مذهبی در مذاهب مختلف متفاوت است. از این رو افرادی که به مذهب جدید می پیوندند، از سرمایه انسانی کمتری در مذهب جدید برخوردارند. سرمایه مذهبی در طول عمر فرد و توسط والدین، دوستان، هم کیشان، آشنایان، حضور در مراسم مذهبی یا مطالعات طول عمر افزایش می یابد.
از جمله مطالعات تجربی انجام شده در این زمینه توسط یاناکن (1990) انجام شده است. او تلاش کرده با استفاده از داده های منتشر شده توسط منابع مختلف که بر اساس مطالعات میدانی به دست آمده اند، اثر سرمایه انسانی مذهبی، زمان و دارایی را بر روی فعالیتهای مذهبی آزمون کند. او در این مقاله تلاش می کند، الگوهای مشاهده شده از تغییر فرقه ای مذهب، ازدواج بین مذهبی، سن تغییر مذهب، ارتباط بین حضور و پرداخت کمک مالی به کلیسا، اثر آموزش (تربیت) و ازدواج داخل مذهبی بر روی مشارکت در فعالیتهای مذهبی را تبیین کند. نتایج حاصله در این تحقیق چنین نشان می دهند که مدلهای سرمایه انسانی با شرایط یاد شده از پشتیبانی تجربی خوبی برخوردارند. از جمله نتایج کلی این تحقیق نیز چنین است :
هنگامی که افراد به سن بلوغ می رسند و تصمیم به انجام اعمال مذهبی می گیرند، به سمت آن شاخه های مذهبی می روند که والدین آنها پیرو آن شاخه ها بوده اند. افرادی که در این سنین تغییر مذهب می دهند، به سمت مذاهبی گرایش دارند که در محیط اجتماعی زندگی آنها حاکم بوده است. همچنین بیشتر تغییر مذهبها (در نمونه مورد بررسی) بین مذاهب نزدیک به هم صورت گرفته است. تغییر مذهب مانند تغییر شغل، اغلب در اوایل دوران زندگی که تلاش برای سازگاری با محیط انجام می شود، صورت گرفته است. در طول زمان با افزایش سن، منافع تغییر مذهب کاهش و هزینه های آن افزایش می یابد. در نتیجه، تغییر مذهب در سنین بالا به ندرت انجام می شود.
چون مذهب زن و شوهر به عنوان داده های مکمل عمل می کنند، ازدواجهای بین مذهبی کمتر دوام داشته اند، در حالی که ازدواجهای درون مذهبی دوام بیشتری داشته اند. علاوه براین، همان نیروهایی که گرایش به مذهب والدین را ترغیب می کند، ازدواج داخل مذهبی را تقویت می کند. چنانچه در ازدواجهای بین مذهبی یکی از دو زوج به مذهب همسر تغییر مذهب می دهند، دوام ازدواج بیشتر می شود، زیرا منافع (و مطلوبیتهای) مذهبی افزایش می یابد. (یاناکن، 1990).
نظریه اثر سرمایه انسانی مذهبی از این جهت که علاوه بر درآمد و زمان فرد، یک عامل مذهبی رانیز وارد مدل می کند، یک پیشرفت علمی در زمینه اثر مذهب بر رفتار مصرف کننده محسوب می شود. اما در این زمینه نکات قابل تأملی نیز وجود دارد. از جمله این که عامل سرمایه انسانی مذهبی به خوبی قابل اندازه گیری نیست و ملاک مشخص و قابل اتکایی برای آن نمی توان یافت. به همین علت مطالعات تجربی در این زمینه کمتر بوده است.
علاوه بر اینها، اثر سرمایه انسانی در بسیاری از موارد از عوامل دیگر قابل تفکیک نیست، از جمله، این مدل می تواند اثرات عادت را نیز در عامل سرمایه انسانی منتقل کند. این عادت به نوعی، بخشی از اثر افزایش سن را دربر خواهد گرفت. بر این اساس ممکن است افراد به علت عادت و مانند آن و نه برای کسب پاداش یا رستگاری در زندگی پس از مرگ، فعالیتهای مذهبی خود را افزایش دهند. این کار هیچ جنبه اخروی ندارد، از این رو مطلوبیت این افراد دنیوی خواهد شد و نمی توان آن را در قالب مطلوبیت اخروی لحاظ کرد.
مهمتر از همه این که عامل سرمایه انسانی به شکل مطرح شده، موجب تقویت اعتقادات و ایمان می شود و بهتر است آن را در قالب اثر ایمان بر مصرف یا فعالیت مذهبی گنجاند. 35 اثر گروهها و مؤسسات مذهبی
ویژگیهای مختلف مذاهب یا گروهها و مؤسسات مذهبی نیز می تواند بطور جدی بر مقدار مشارکت افراد در فعالیتهای مذهبی مؤثر باشند. در واقع آنچه که در نظریه آزی ارنبرگ به عنوان تولید خانوار مطرح می شد، تولید نهادهای مذهبی است. گروهها و مؤسساتی که فرقه یا شاخه ای از مذهب را دارند، خدماتی ایجاد می کنند که افراد یا خانوارهای پیرو آنها با برخورداری از خدمات آنان می توانند عبادت انجام دهند و متناسب با این عبادت، انتظار داشته باشند که در آخرت پاداش خواهند گرفت و به رستگاری در زندگی پس از مرگ می رسند. در واقع بر اساس این ایده جدید اگر خانوار تولید کالا و خدمت مذهبی می کند، در قالب کلیسا یا گروهها و نهادهای مذهبی است.
بر اساس مباحث نظری مربوط به اثر گروهها ونهادهای مذهبی بر مقدار فعالیتهای مذهبی، علاوه بر زمان، دارایی و سرمایه انسانی مذهبی، ویژگیهای گروهها و نهادهای مذهبی نیز بر مقدار احساس رضایت یا تهذیبی که فرد ازمشارکت در فعالیتهای مذهبی به دست می آورد مؤثر می باشد. در این جا مذهب یا گروه و فرقه مذهبی به عنوان مؤسسه ای تلقی می شود که خدمات مذهبی مانند خدمات عبادی، توصیه های مذهبی، فعالیتهای خیریه و خدمات نیمه عمومی (یا شبه عمومی) نظیر اینها را ارائه می کند.
پیروان مذاهب با مشارکت در فعالیتهای مذهبی از این خدمات بهره مند می شوند. یکی از ویژگیهای مهم مورد بحث در این جا، ویژگیهای خود مراسم است. چنانچه مراسم مذهبی با شکوه تر برگزار شود، افراد بیشتری در آن حضور یابند، حضور قلب افراد را افزایش دهد، به عمق و ژرفای وجود نفوذ کند و ویژگیهایی مانند اینها را داشته باشد، افراد از حضور و مشارکت در فعالیتهای مذهبی احساس رضایت بیشتری خواهند کرد.
این ویژگیها به خود افراد با زمان، دارایی و سرمایه انسانی مذهبی ثابت آنها که صرف مشارکت مذهبی می شود، بستگی خاصی ندارد، بلکه به ویژگیهای گروه یا نهاد مذهبی (مانند کلیسا یا مذهب و فرقه) بستگی دارد. بر این اساس ویژگیهای این فعالیتها، عامل مؤثری بر مقدار مشارکت افراد در فعالیتهای مذهبی است. اگر این عامل را کیفیت مراسم بنامیم، می توان مدل موجود برای فعالیتهای مذهبی را به صورت زیر کامل کرد :
R = Rt (Tt, ×t, St, Q)(6)
که در آن Q نشان دهنده کیفیت گروه است که تابعی از ویژگیهای فعالیتهای مذهبی گروهها (یا نهادها و مؤسسات) مذهبی می باشد (کارcarr و لاندا Landa - 1983، همچنین سولیوان 1985، یا ناکن 1992 و والیسWallis - 1990).
در مباحث جدیدتر علاوه بر کیفیت گروه، فرقه یا مذهب به کیفیت سایر افراد مشارکت کننده در مراسم نیز توجه ویژه می شود. به این معنا که چنانچه افراد دیگر با حضور قلب بیشتر عبادت کنند، فعال تر و مستمرتر در مراسم شرکت کنند، با دیگران با روی باز برخورد کنند، مشتاقانه تر حضور یابند و اعمال دیگری مانند این را که موجب کسب رضایت و مطلوبیت بیشتر دیگران را فراهم آورد، انجام دهند، بی شک افراد تمایل بیشتری به مشارکت در فعالیتهای مذهبی خواهند یافت. در مقابل چنانچه افراد با بی میلی در مراسم شرکت کنند، حضور گاه و بی گاه داشته باشند، با دیگران با خوشرویی رفتار نکنند و اعمالی این گونه انجام دهند، رغبت دیگران را برای مشارکت در فعالیتهای مذهبی کاهش می دهند (یاناکن، 1988 و مورایMurray - 1995)
یاناکن در پژوهشی (1992) به بررسی ابعاد مختلف تغییر مذهب و پیوستن به فرقه های مذهبی پرداخته است که از جمله نتایج آن، این است که چون پیوستن به فرقه های کوچک (اغلب اصول گرا) مستلزم تحمل کردن برچسب مذهبی بودن و رعایت کردن قواعد شدیدتر مذهبی در زمینه های مختلف از جمله عبادت، خوراک، پوشاک، روابط با جنس مخالف و مانند اینها است که در مجموع موجب عزلت و کناره گیری بیشتر از جامعه می شود، برای افراد هزینه های بالایی دربر دارد. در نتیجه افرادی که دارای هزینه فرصت (دستمزد) بیشتری در جامعه هستند، برایشان پیوستن به این فرقه ها هزینه برتر است. بنابراین این گونه افراد کمتر به فرقه های خاص می پیوندند. در مقابل، بطور نسبی اعضای این فرقه ها بیشتر از افرادی هستند که دارای هزینه فرصت اجتماعی کمتری می باشند.
مونتگومریMontgomery) - a 1966) با بررسی رفتار تغییر مذهب، بحث پویاتری را در این زمینه ارائه کرد. بر اساس بررسیهای او، بالا بودن هزینه های اجتماعی و اقتصادی پیروی از فرقه های مذهبی سخت گیر، موجب می شود، افراد از این فرقه ها خارج شوند و به گروهها یا مذاهب آسانگیرتر بپیوندند. اما اگر افراد در این فرقه ها از سرمایه انسانی مذهبی بیشتری برخوردار باشند، هزینه های اجتماعی و اقتصادی بیشتر را، آسان تر تحمل می کنند. از این رو پیوستن، باقی ماندن یا خارج شدن از این فرقه ها، بستگی زیادی به سرمایه مذهبی افراد دارد.
بر اساس بررسی مونتگومری هنگامی که کودکانی که والدینشان عضو این فرقه ها هستند یا به هر علت دیگر جذب این فرقه ها شده اند، به سن تکلیف مذهبی می رسند، به سران مذهبی فشار وارد می کنند که تقاضای مشارکت در فعالیتهای مذهبی را برای آنان کاهش دهند. چنانچه این تقاضا برآورده نشود، تمایل به خروج از فرقه زیاد می شود. بنابراین در نهایت ممکن است، موجب انتقال افراد از فرقه ها به کلیساهای بزرگ تر (که آسانگیر هستند) شود.
با بررسی رابطه بین مقدار پرداخت اعانه (کمک) به کلیسا و اندازه پیروان کلیساهای مختلف، سولیوانSullivan) - 1985) و زالسکی (Zaleski) و چک Charles E. Zech) - 1994) به این نتیجه رسیده اند که بین نرخ سرانه پرداخت کمک مالی به کلیسا و نیز فعالیتهای دیگر مذهبی با تعداد پیروان حاضر در تجمعات و مراسم مذهبی، رابطه منفی وجود دارد. زالسکی و چک مطالعه خود را گسترده تر انجام داده اند و پیروان مذاهب کاتولیک و پروتستان را دربر گرفته است. نتیجه این بررسی چنین است که برای کلیساها و پیروان هر دو مذهب در این زمینه رفتار یکسانی وجود داشته است. علاوه بر این، بررسی ایشان به این نتیجه منجر شده که مشارکت مالی مذهبی کاتولیکها، بسیار کمتر از (حدود دوسوم تا نصف) مشارکت مالی مذهبی پروتستانها است. جالب این است که اختلاف تعداد مشارکت کنندگان در فعالیتهای مذهبی 35% از این اختلاف نرخ سرانه را می پوشاند. البته لیپفوردLipford) - 1995) در تحقیق دیگری پس از توصیه پاپ به مشارکت بیشتر در بررسی خود پیرامون مراسم مذهبی باپتیستها، اسقفی ها و مشایخیها در کارولینای شمالی به این نتیجه می رسد که بین تعداد اعضای مشارکت کننده در مراسم مذهبی با مقدار پرداخت سرانه مالی آنها به کلیسا رابطه مثبت وجود دارد. این نتایج دوگانه، بررسیهای بیشتر یا داده های کامل تر و جدیدتر را طلب می کند.
با تأملی در دیدگاههای ارائه شده درباره اثر گروهها و مؤسسات مذهبی می توان به این نکته پی برد که هر چند این نظر به عنوان مکمل مباحث قبلی مطرح است، اما این دیدگاه از لحاظ ماهیت، اندکی با دو نظر قبلی متفاوت است. این تفاوت به نگاه دنیوی و اخروی اینها باز می گردد. در بحث آزی ارنبرگ بطور صریح، مطلوبیت جهان پس از مرگ (آخرت) در کنار مطلوبیت دنیا توسط افراد مطرح می شود. در بحث سرمایه انسانی نیز تا حدودی چنین است، اما در بحث اثر گروهها و مؤسسات مذهبی، مطلوبیت حاصل از ویژگیهای گروهها بیشتر جنبه دنیوی دارد. این مطلوبیت در زمان انجام عبادت (و فعالیت مذهبی) حاصل می شود و این نوع مطلوبیت است که افراد را جذب یک گروه می کند یا موجب طرد گروه توسط فرد می شود.
با این حال نمی توان انکار کرد که مطلوبیت دنیوی نیز می تواند، موجب جلب افراد به فعالیتهای مذهبی شود. در این حالت، فرد مطلوبیت این فعالیت را با مطلوبیت سایر فعالیتهای دنیوی با شرایط مساوی مقایسه می کند. 6 نقد و بررسی نهایی
بطور کلی می توان نقطه عطف مطالعات علمی انجام شده در زمینه دین و اقتصاد را، مطالعه ماکس وبر دانست که مذهب پروتستان را عامل کاهش مصرف، افزایش تولید و در نتیجه انباشت سرمایه و رشد سرمایه داری بیان می کند. هرچند نظریه وبر معطوف به شکل گیری سرمایه داری است، اما بر دو پایه کاهش مصرف و افزایش ثروت استوار است که از این جهت، می توان گفت: اولین نظریه ای است که مذهب را با مصرف مرتبط می کند. از آن پس مطالعات مختلفی در این زمینه و زمینه های دیگر انجام شده است. بعضی از پژوهشهای انجام شده، نظریه وبر را تأیید می کنند و بعضی نیز جنبه هایی از آن را رد می کنند. با این وجود اغلب این تحقیقات این نکته را که مذهب عامل مؤثری در نگرشها و رفتارها از جمله رفتارهای اقتصادی می باشد را تأیید می کنند.
مطالعات انجام شده در دوره های معاصر نیز نشان می دهد، تفاوتهای اقتصادی جوامع با تفاوتهای مذهبی و دین رابطه دارند. در این زمینه مطالعات در سطح خرد نیز این مطلب را تأیید می کنند که تفاوتهای مذهبی افراد با تفاوت رفتارهای اقتصادی و از جمله تفاوت رفتارهای مصرفی رابطه دارند.
هرچند نظریه وبر، قریب به یک قرن، مورد بحث اندیشمندان اقتصاد و جامعه شناسی بوده است. اما مطالعات انجام شده، تنها به این یک نکته ختم نشده است. طی 30 سال اخیر بویژه در زمینه نظریه پردازی رفتار مصرف کننده تحت تأثیر دین، مطالعات بسیار گسترده ای انجام شده است. علاوه بر مباحث مطرح شده حول نظریه وبر، در مباحث نظری موجود در زمینه رابطه دین و رفتار مصرف کننده، بطور کلی سه جنبه اصلی وارد نظریه شده است: یکی اثر دین داشتن بر رفتار با هدف اخروی، دوم اثر سرمایه انسانی مذهبی بر مقدار تخصیص زمان و دارایی برای فعالیتهای مذهبی (با هدف اخروی) و سوم اثر گروه مذهبی (یا نوع مذهب) در مقدار تخصیص زمان و دارایی برای فعالیتهای مذهبی است.
بر اساس نظریه های یاد شده، درباره رفتار مصرف کننده تحت تأثیر دین، می توان گفت: مصرف کنندگان متدین (مذهبی) نسبت به مصرف کنندگان غیر مذهبی (سکولار)، مصرف متفاوتی دارند. در تابع مطلوبیت مصرف کنندگان متدین، فعالیت برای آخرت دارای مطلوبیت است، در حالی که برای مصرف کنندگان غیرمذهبی، فعالیت برای آخرت معنادار نمی باشد. به همین تناسب، می توان گفت: مصرف کنندگانی که تدین زیاد دارند در مقابل افراد کم تدین و بویژه متناسب با درجات مختلف تدین باید تفاوت رفتاری داشته باشند. به این معنا که باید اثر فعالیت (هزینه کردن یا صرف زمان) برای آخرت در تابع مطلوبیت افراد با درجات تدین مختلف، متفاوت باشد و نزد متدینها مطلوبیت زیاد و نزد غیر متدینها مطلوبیت کم داشته باشد. این بحث وارد نظریه ها نشده است. بویژه این که در این جا نیازمند وارد کردن یک عامل به عنوان مقدار تدین هستیم که در این نظریه ها بطور مشخص به آن پرداخته نشده است. به این معنا که در نظریه های ارائه شده، تفاوت کلی متدین و بی دین مطرح شده است، اما تفاوت درجات تدین و ملاک آن مطرح نیست.
درباره اثر سرمایه انسانی مذهبی نیز اینطور نیست که سرمایه انسانی مذهبی بتواند بطور مشخص به عنوان یک ثروت در حال مصرف شدن وارد نظریه شود. به نظر می رسد سرمایه انسانی مذهبی با تعاریف ارائه شده از سوی نویسندگان یاد شده به صورتی سکولار وارد نظریه شده است. در حالی که صبغه مذهبی فرد می تواند عاملی برای افزایش ایمان او باشد و این ایمان است که باعث افزایش فعالیتهای با هدف اخروی می شود. علاوه بر این، اثر عواملی مانند عادت، تغییر فرهنگ، دورویی و مانند اینها می تواند در عمل و تجربه با عامل سرمایه انسانی مخلوط شود و محققان را به اشتباه بیاندازد.
اما اثر گروهها و مؤسسات مذهبی نیز دارای این نقد می باشد که گروه مذهبی عاملی برونزا است و چنانچه این عامل را به صورت یاد شده در نظر بگیریم، دین درونی تبدیل به دین صوری و به نوعی منطبق با نظریه های سکولار می شود. بویژه این که در این حالت اعمال مذهبی به خودی خود و بدون این که برای جلب رضایت خدا یا کسب پاداش اخروی انجام شود، واجد مطلوبیت می شود و در آن، عمل برای خدا و کسب پاداش فراموش شده است و این با واقعیت دین و اعمال دینی انطباق ندارد.
در مجموع می توان گفت نگاه موجود و حاکم بر این نظریه ها (بویژه بحث سرمایه انسانی و اثر مؤسسات و گروهها) در زمینه دین، نگاه «دین دنیایی شده» است. این نگاه به دین با واقعیت ادیان تفاوت اساسی دارد. هر چند ممکن است بعضی از این نظریه پردازان یا پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق کرده اند و در این جا نامشان ذکر شد به این نوع نگاه دینی معتقد نباشند، اما از نظریه های یاد شده این نوع نگاه برداشت می شود. با این حال این نظریه ها برای انطباق با اصول دینی باید راهی بسیار بیشتر را بپیمایند. بویژه در دین اسلام، این نوع نگاهها به دین قابل پذیرش نیست. از این رو علی رغم این که طی سه دهه اخیر مطالعات اقتصاد و دین بویژه در زمینه رفتار مصرف کننده تحت تأثیر مذهب رشد زیادی داشته است، اما این مطالعات از نظر مبانی دینی ضعیف هستند. همچنین از لحاظ سازگاری درونی و تنقیح عوامل دینی مورد اشاره نیز، ابهامهای قابل توجهی دارند. بر این اساس راه جدی و طولانی تری را برای پیشرفت می طلبند. فهرست منابع و مآخذ
1- A Formal Model of Church and Sect (1988); Amer.J.Soc., Supplement, 94, pp. 241-68.
2- Allen, Douglas W. Other (1991) in the Church A Property Rights Approach, J. Econ. Behave. Organ., 27 : 1 P.P. 97-117.
3- Allen, R.C. (1998) The Great Divergence : Wages and Prices in Europe from the Middle Ages to the First World War; University of British Columbia Press.
4- Anderson, Gary M. (1988) Mr. Smith and the Preachers: The Economics of Religion in the Wealth of Nations; J. Polit. Econ., 96 : 5 , pp 1066-88
5- Anderson, Gary M. and Tollison, Robert D. (1992) Morality and Monopoly : The Constitutional Political Economy of Religious Rules,; Cato J.m, 12 : 2 pp. 373-92.
6- Andrew Cunningham (2000) Science and Religion in the Thirteenth Century Revisited : The Making of St. Francis the Proto - Ecologist Part1: Creature not Nature; stud; Hist. Phil. Sci, Vol. 31, No.1, p.p. 613-43.
7- Azzi, Corry and Ehrenger; Ronald G. (1975) Household Allocation of Time and Church Attendance,; J. Polit. Econ., 83 : pp. 27-56.
8- Bainbridge, William S. (1989) The Religious Ecology of Deviance,; Amer. Soc. Rev., 54 : 2, pp. 288-95.
9- Barro, Robert J.and Mc Cleary, Rachel M. (2002) Religion and Political Economy in an International Panel; NBE R Working Paper, No 8931, May.
10- Beisner, E. Calvin (1989) Christian Economics : A System Whose Time Has Come? ; Lynchburg : Liberty University.
11- Blum, Urlich and Dudley, Leonard (2001) J.Evolutionary Economics; p.p. 207-230.
12- Carr, Jack L. and Landa, Janet T. (1983) The Economics of Symbols, Clan Names, and Religion; J. Legal Stud., 12 : 1 pp. 135-56.
13- Chiswick, Barry R. (1983) The Earnings and Human Capital of American Jews; J. Human Res., 18 : 3, pp. 313-36.
14- Contemplations on the Economic Approach to Religious Behavior (1996b); Amer. Econ Rev., 86 : 2, , pp. 443-47.
15- Delacroix, Jacques. (1992) A Critical Empirical Test of the Common Interpretation of the Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism; Paper Presented on meethings of Int. Assoc. Business & Society in Leuven, Belgium.
16- Douglas, S.P. (1976) Cross - National Comparisons and Consumer Sereatypes: A Case Study of working and Non - Working Wives in the U.S. and France; J. Consumer Research; June P.P. 12-20.
17- Durkheim, Emile. [1915] 1965. The Elementary Forms of the Religious Life. Translated by Joseph W. Swain. New York : Free Press.
18- Durkin, John T., and Greeley, Andrew M (1991) A Model of Religious Choice Under Uncertainty : On Responding Rationally to the Nonrational; Rationality and Society, 3:2, pp. 178-96.
19- Ehrenberg, Ronald G. (1977) Household Allocation of Time and Religiosity : Replication and Extension; J. Polit. Econ. 85 : 2, pp. 415-23.
20- Ekelund, Robert B. Jr., Hebert, Robert F. and Robert D. Tollison. (1989). An Economic Model of the Medieval Church : Usury ans a Form of Rent Seeking, J. Law, Econ., Organ., 5:2, pp. 307-31.
21- Ekelund, Robert B. et al. (1996) Sacred Trust : The Medieval Church as an Economic Firm; New York : Oxford U. Press.
22- Ellison, Christopher G. (1991) Religious Involvement and Subjective Well - being; J. Health & Soc. Behav., 32 : 1 , pp. 80-99.
23- Evans, T. David et al. (1995) Religion and Clime Reexamined : The Impact of Religion, Secular Controls, and Social Ecology on Adult Criminality Criminology, 33:2 , pp. 195-224.
24- Finke, Roger and, Stark, Rodney (1988) Religious Economies and Sacred Canopies : Religious Mobilization in American Cities 1906; Amer. Soc. Rev., 53 : 1, pp. 41-49.
25- Gabaix,x. (1999) Zipf's law and the Growth of Cithies; J, American Economic Reviw, No. 2, P.P. 129-132.
26- Gaiso, Luigi, & Sapienza, Paola, & Zingales, Luigi (2002) People's Opium? The Economic Effect of Religion; Preliminary and Incomplet Version, April.
27- Gay, Craig M. (1991) With Liberty and Justice for Whom? The Recent Evanglical Debate over Capitalism Grand Rapids; MI : Eerdmans.
28- Glahe, Fred and Vorhies, Frank (1989) Religion, Liberty and Economic Development : An Empirical Investigation; Public Choice, 62 : 3, pp. 201-15.
29- Goldin, Liliana R. (1992) Work and Ideology in the Maya Highlands of Guatmala : Economic Beliefs in the content of Occupational Change; Economic Developmend and Cultural, Changel University of chicago. P.P. 103-123.
30- Greeley, Andrew M. (1963) A Note on the Origins of Religious Differences; J. Scientific Studies of Religioun, Vol. 3, P.P. 21-31.
31- Greeley, Andrew M. (1989) Religious Change in America; Harvard U. Press.
32- Heath, W.C. and Waters, M.S. and Watson, J.K. (1995) Religion and Economic Welfare : An Empirical Analysis of State Per Capita Income; J. Economic Behavior & Organization, Vol. 27, P.P. 129-142.
33- Heaton, Timothy B. & Pratt, Edith L. (1990) The Effects of Religious Homogamy on Marital Satisfaction and Stability; J. Family Issues, 11:2, pp. 191-207.
34- Hirschman, Elizabet C. (1983) Religious Affiliati on and Consumer Processes : An Initial Paradigm in Jagdish N. Sheth ed.Research in Morketing, JAI Press, Green wich.CT.
35- Hoge, Dean R. and Yang, Fenggang; (1994) Determinants of Religious Giving in American Denominations: Data from Two Nationwide Surveys; Rev.Rel.Res., 36: 2, pp. 123-48.
36- Human Capital in Religious Communes (1995b): Literacy and Selection of Nineteenth Century Shakers; Explor. Econ. Hist, 32 : 2, pp. 217-35.
37- Iannaccone, Laurence R. (1984) Consumption, Capital and Habit Formation with an Application to Religious Participation. U.Chicago : ph.D.Dissertation.
38- Iannccone, Laurence R., Roger, Strak and Rodney Stark. (1997) Deregulatin Religion: The Economics of Church and State; Econ. Inquiry, 35: 2, pp. 350-64.
39- Introduction to the Economics of Religion (1998); J.Economic Literature, Vol. 36, P.P. 1465-97.
40- Kahf, Monzer; (1973) A Contribution to the study of the Economics of Islam; Utah U.S.A., Univ. of Utah S.L.C. July.
41- Kahf, Monzer (1974) A Model of the Household Decisions in Islamic Economy : in Association of Muslem Social Scientists; Procceding Third National Seminar, Gary Indiana, May p.p. 19-28.
42- Kuran, Timur (1993) The Economic Impact of Islamic Fundamentalism; in Fundamentalisms and the State : Remaking Polities, Economies, and Militance. Martin E. Marty and R. Scott Appleby, eds; Chicago : U. Chicago Press, pp. 302-41.
43- Lehrer, Evelyn (1996) The Role of the Husband's Religious Affiliation in the Economic and Demographic Behavior of Families; J. Sci. Study Rel., 35:2, pp. 145-55.
44- Levin, Jeffrey S. (1994) Religion and Health : Is There an Association, Is It Valid, and Is It Causal?; Soc. Sci. Med., 38:11, pp. 1475-82.
45- Lipford, Jody W., McCormick and Robert E. , and Tollison , Robert D (1993) Preaching Matters; J. Econ. Behav. Organ., 21:3, pp. 235-50.
46- Loy, David (1997) Religion and the Market; Japan: Bunyo, Faculty of International Studies.
47- Mayer, Albert J. and Sharp, Harry (1962) Relogious Prefernece and Worldly Success; American Sociological Review.
48- McCleary, Rachel M. (2002) Salvation nad Economic Incentives; PRPES Working Paper, May
49- Medoff, Marshall H. (1993) An Empirical Analysis of Adoption; Econ. Inquiry, 31:1, pp. 59-70.
50- Montgomery, James D. (1996a) Dynamics of the Religious Economy : Exit, Voice, and Denominational Secularization; Ration. & Soc., 8:1, pp, 81-110.
51- Murray, John E (1995a) Determinants of Membership Levels and Duration in a Shaker Commune, 1780-1880; J. Study Rel., 1995a, 34: 1, , pp. 35-48.
52- Nature Not Creature; (2001) Vol, 32. No.1. pp, 69-98.
53- Neuman, Shoshana (1986) Religious Observance within a Human Capital Framwork : Theory and Application; App. Econ., 18: 11, pp. 1193-202
54- Paldam, Martin (1999) Corruption and Religion Adding to the Economic Model? Center for Dynamic Modeling in Economics, Working Paper No. 21.
55- Postouten ko, Kirill (2001) Imaginary Ethnicity; American Behavioral Scientist, Vol 45, No 2, Oct P 285-95.
56- Progress in the Economics of Religion (2001); Santa Clara: Santa Clara University, CA95053.
57- Pyle, Ralph E. (1993) Faith and Commitment to the Poor: Theological Orientation and Support for Government Assistance Measures; Soc. Rel., 1993, 54:4, pp. 385-401
58- Religion and Economic Action: The Protestant Ethic, The Rise of Capitalism and the Abuses of Scholarship; J. Sci. Study Rel., 34 : 1 pp. 126-27.
59- Religious Practice (1990): A Human Capital Approach; J. Sci. Study Rel., 29:3, 1990, pp. 297-314.
60- Risk, Rationality, and Religious Porfolios (1995); Econ. Inquiry, 38:2, pp. 285-95.
61- Sacrifice and Stigma (1992): Reducing Free - Riding in Cults, Communes, and Other Collectives; J. Polit. Econ., 100:2 , pp. 271-97.
62- Samuelsson, Kurt (1993) Religion and Economic Action : The Protestant Ethic, the Rise of Capitalism, and the Abuses of Scholarship; Toronto : U. Toronto Press.
63- Smith, Adam [1776] (1965) An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations; New York : Modern Library.
64- Sood, James and Nasu, Yukio; (1995) Religiosity and Nationality An Exploratory Study of Their Effect on Consumer Behavior in Japan and the United States; J. Business Research, Vol. 34, P.P.1-9.
65- Stark, Rodney (1972) The Economics of Piety : Religious Commitment and Social Class; in Issues in Social Inequality. Gerald W. Thielbar and Saul D. Feldman, eds. Boston: Little, Brown, pp. 483-503.
66- Stigler, George J. and Becker, Gary S. (1977) De Gustibus Non Est Disputandum; Amer. Econ. Rev., 67 : 2, pp. 76-90
67- Sullivan, Dennis H. (1985) Simultaneous Determination of Church Contributions and Church Attendance; Econ. Inquiry, 23: 2, pp. 309-20.
68- Tawney, Richard H. (1926) Religion and the Rise of Capitalism; New York : Harper and Row.
69- The Consequences of Religious Market Structure (1991): Adam Smith and the Economics of Religion; Rationality & Society, 3:2, pp. 156-97.
70- The Role of Religion in Union Formation (2002): An Economic Perspective; Preliminary Draft, May.
71- The Effect of Religious Market Competition on Church Giving; Rev. Soc. Econ., 1995, 53 : 3, pp. 350-67.
72- Trevore, Roper H.R. (1963) Religion, the Reformation and Social Change; J.Historical Studies, No 4, P.P. 18-44.
73- Ulbrich, Holley and Wallace, Myles (1983) Church Attendance, Age, and Belief in the Afterlife: Some Additional Evidence; Atlantic Econ.J., 11:2, pp. 44-51.
74- Wallis, Joe L. (1990) Modelling Churches as Collective Action Groups; Int.J.Soc. Econ., 17:1, pp. 59-72.
75- Weber, Max (1958) The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism; Translated by Talcott Parsons; New York : Free Press.
76- Wilkes, R.R. and Burnett, J.J. and Howell, R.D. (1986) On the Meaning and Measurment of Religiosit in Consumery Research; J. Academic Marketing Science, Vol. 14, (1) P.P. 74-56.
77- Women's Work Force Status and Church Attendance (1984); J.Sci. Study of Rel., 23 : 4, p.p. 341-50.
78- Zaleski, Peter A. and Charles , Zech, E. (1994) Economic and Attitudinal Factors in Catholic and Protestant Religious Giving; Rev. Rel. Res., 36 :2, pp. 158-67.



1 - استادیار گروه اقتصاد دانشگاه مفید.
2 - دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس.
3- به نقل از باقری ساروخانی؛ دائرة المعارف علوم اجتماعی؛ 1375، ذیل «Conte».
4 همچنین می توان رجوع کرد به تحقیقات گابایGabaix) - 1994)، بلوم (Blum) و دادلی dadley) - 2001)، پوستوتنکو Postoutenko) - 2001) و مانند اینها.

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

دلنوشته 1

کاش می‌دانستم چرا همه فراموش‌کرده‌اند که آب مایه حیات است و نان هنوز هم برکت خداست. کاش می‌دانستم چرا دیگر هیچ‌کس خم نمی‌شود تا خرده نان‌های زیر پا را ببوسد و گوشه‌ای بگذارد.

کاش می‌دانستم چرا دیگر هیچ‌کس به ارزش قطره‌های زندگی‌بخش آب نمی‌اندیشد. چرا هیچ دستی از به هرز رفتن آب در کوچه‌ها و خیابان‌ها جلوگیری نمی‌کند. کاش می‌دانستم چرا دیگر هیچ‌کس به حرام بودن اسراف نمی‌اندیشد؟

در کتاب‌ها خوانده‌ام که مولایم علی(ع) دو پیراهن بیشتر نداشت و چون یکی را می‌شست، دیگری را بر تن می‌کرد. در کتاب‌ها خوانده‌ام که بزرگان به نان و نمکى، روزه می‌گشودند و به نان و خرمایى، مهمان را عزیز می‌داشتند. تکه‌ای بوریا، زیراندازشان بود و کاسه و کوزه‌ای سفالین، اسباب و لوازم منزلشان. در کتاب‌ها خوانده‌ام که پیشوایم کفشی با چهل وصله می‌پوشید. خدایا! یاری‌مان ده تا بتوانیم تمام تصویرهای تابلوی زندگی‌مان را به رنگ سبز سیره و زندگی این بزرگان بیاراییم.

خدایا! از تو می‌خواهیم که همت‌هایمان را بلند سازی تا ریشه اسراف را بخشکانیم. پروردگارا! اندیشه‌هایمان را وسعت‌بخش تا کمر خودپسندی و خودبینی را بشکنند و آیندگان را در داشته‌های امروزیان سهیم سازند. ای قادر متعال! یاری‌مان کن تا چشم‌هایمان به روزمرگی‌ها عادت نکنند و دیدگان عبرت‌بین، چون سدّی در مقابل چشم و هم‌چشمی‌های خانمان‌برانداز بایستند. یاری‌مان کن تا دست در دست هم، بتوانیم تلخی‌های اسراف کردن را به شیرینی درست مصرف کردن بدل سازیم.

خدایا! تو می‌رویانی و آباد می‌کنى، می‌بخشی و نثار می‌کنى، بی‌منّت ارزانی می‌داری و ایجاد می‌کنى. تو باران را می‌فرستی تا جوانه‌ها بنوشند و از خاک سیاه سربرآرند و آفتاب را در آغوش گیرند. پس در این هنگام است که دانه‌اى، برنج می‌شود و دانه‌اى، گل و دانه‌اى، درخت. اینک دستان من سرشار است از این نعمت‌های بی‌دریغ الهی که تو باز هم بر آن می‌افزایى. به شکرانه این همه نعمت، من نیز انگشت‌هایم را محکم به هم می‌چسبانم تا ثروت‌های بی‌شماری که بر من ارزانی داشتى، بر زمین نریزد و به هدر نرود. خدایا! یاری‌ام کن تا من این سفرنامه‌های رنج را به پایان دردناک حیف و میل شدن نرسانم.

چشم طمع فرد مال‌اندوز و ثروت‌دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور.

چه نیکو گفته‌اند که طمع‌، صاحبش را تا ابد خاکسترنشین می‌سازد؛ چرا که می‌اندوزد بدون اینکه کوچک‌ترین لذت و بهره‌ای از اندوخته‌هایش ببرد. زیاده‌روی می‌کند و تباه می‌سازد تا گرفتار کمبودها می‌شود.

پروردگارا!

اللهم انی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لاتَشْبَع؛

خداوندا پناه می‌برم به تو از نفسی که سیر نشود؛

وَ مِنْ قَلْبٍ لایَخْشَع؛

و دلی که بیم نکند؛

و مِنْ عِلْمٍ لایَنفْعَ؛

و از علمی که سود نبخشد؛

و من صَلوهٍ لاتُرْفَع؛

و از نمازی که بالا نرود؛

وَ مِنْ دُعاءِ لایُسْمَع؛

و از دعایی که شنوده نشود.[1]

نمی‌دانم وقتی دار فانی را وداع می‌گویم و به سرای باقی می‌شتابم، اعمالم چگونه خواهد بود و در کوله‌بارم چه می‌توان یافت. همین اندازه می‌دانم که خوبان و بدان، همه حسرت زده‌اند. بَدان از اینکه چرا چند روز مهلت عمر را تباه کردند و برای بدی‌ها سپری‌اش کردند و خوبان از اینکه چرا خوب‌ترین نبودند و از این مهلت چند روزه بهترین بهره را نبردند.

پروردگارا! «نَبِّهْنِی لِذِکْرِکَ فِی أوْقَاتِ الْغَفْلَةِ؛ در اوقات غفلت مرا به یاد خود آگاه و متذکر فرما»، «وَاسْتَعِینیِ بِطاعَتِکَ فِی اَیّامِ المُهلَة؛ و مرا به راه طاعت خود هنگام مهلت عمر موفق بدار»؛ «وَانْهَجْ لِی اِلی مَحَبَّتِکَ سَبِیلاً سهلَة؛ و راه صحبت و دوستی خود را هم آسان ساز»؛ «اَکمِلَ لی بِها خَیرَ الدُّنیا و الَاخرة؛ تا به محبت خود، خیر دنیا و آخرت را به حدّ کمال رسانی».[2]




پی‌نوشت‌ها:





[1]. شیخ عباس قمى، کلیات مفاتیح الجنان، دعا تعقیب نماز عصر‌.

[2]. همان،‌دعای مکارم الاخلاق، ص 909.
 

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مفهوم شناسی مصرف



مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی کالاها و خدماتی که از سوی افراد خریداری و تهیه می شود.»[1] برخی دیگر در تعریف مصرف می گویند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده می شود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس انداز اختصاص می یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می شود. آن قسمت از درآمد که صرف به دست آوردن لذت می گردد، مصرف نام دارد.[2]

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراکی ها و غیرخوراکی ها را دربرمی گیرد. خوراکی ها، شامل آشامیدنی ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر خوراکی ها، شامل گروه های پوشاک و کفش، مسکن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی ها، خدمات فرهنگی و کالاها و خدمات متفرقه است.[3]

به عبارت ساده، مصرف، یعنی بهره گیری از چیزی برای برآوردن یک یا چند نیاز ذاتی. بنابراین، شناخت شیوه های درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راه های درست استفاده از سرمایه و ابزار کار و لوازم زندگی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.




[1] . احمد اخوی، اقتصاد کلان، تهران، شرکت چاپ و نشر بازرگانی، 1380، ص 151.

[2] . باقر قدیری اصل، کلیات علم اقتصاد، تهران، مرکز نشر سپهر، 1379، ص 274.

[3] . طهماسب محتشم دولتشاهی، نظریه ها و سیاست ها در اقتصاد کلان، تهران، ویستار، ص 145.

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

درآمدی بر اصلاح الگوی مصرف در فرهنگ دینی

منبع خبر: www.iqna.ir

در دین مبین اسلام داشتن برنامه صحیح اقتصادی در امور زندگی از نشانه های انسان های پرهیزکار و با ایمان است.

امام باقر(ع) می فرماید: «الکمال کل الکمال، التفقه فی الدین و الصبر علی النائبه و تقدیر المعیشه؛ رسیدن به درجات عالی کمال انسانی در سایه سه چیز امکان پذیر است، فهم دین و شناخت آن، داشتن عزمی بلند و همتی استوار در برابر مصائب و مشکلات و سنجش و اندازه نگه داشتن در امور مربوط به معیشت و زندگی اقتصادی».1

یکی از پایه های زمینه ساز حرکت تکاملی برنامه ریزی اقتصادی و به روایت دیگر «من علامات المومن ... حسن التقدیر فی معیشه؛ تدبیر خوب زندگانی و برنامه ریزی درست اقتصادی از نشانه های انسان های با ایمان است».2

اقتصاد صحیح و پویا، امکانات وسیعی برای رشد سایر استعدادهای انسانی فراهم می سازد و نداشتن نظام اقتصادی درست و عدم کارآیی آن، باعث اختلال در امکانات رشد و شکوفایی دیگر بخش های زندگی انسان می شود و آن طور که شایسته و لازم است به آرزو ها و آرمان های مطلوب نخواهیم رسید.

در جهان پیشرفته امروز، وجود قوانین و تصمیم های صحیح اقتصادی، می تواند سرنوشت و آینده یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد تا جایی که گسترش تکامل معنوی یک جامعه و فراهم نمودن زمینه های اندیشه توحیدی و دفاع از کیان جامعه اسلامی و مبارزه با مفاسد اخلاقی و تأمین بهداشت همگانی منوط به اقتصاد سالم است.

از سوی دیگر سردم داران نظام های شرقی و غربی، زندگی و حیات اقتصادی را هدف قرار داده اند و تمام تلاش خود را صرف ایجاد اقتصاد برتر می کنند، زیرا رمز سعادت، موفقیت دولت و نظام سیاسی و اقتصادی خود را در رسیدن به اهداف اقتصادی خلاصه می کنند و موفقیت یا شکست خود را در حل مسایل و مشکلات اقتصادی رمز اساسی پایداری حکومت می دانند.

از مهم ترین مسائل جامعه اسلامی و از پایه های رشد و تعالی آن، داشتن برنامه درست در امور معیشتی و اقتصادی است که برای اجرا و تحقق آن نیازمند عزم الهی محکم در برابر مشکلات و برنامه ریزی مدون و همکاری مردم و مسئولان از یک سو و هماهنگی سرمایه های فرهنگی و مذهبی و ملی یعنی حوزه های علمیه و دانشگاه ها از سوی دیگر؛ بالا بردن سطح فرهنگی جامعه در زمینه های اقتصادی، مبارزه با فرهنگ مصارف گرایی در میان مردم، حذف یارانه ها از کالاهای خارجی، حمایت از تولیدکنندگان داخلی، مبارزه با قاچاق کالا و سرمایه، توجه به فرهنگ دینی و ملی، ایجاد بازارهای رقابتی سالم در درون جامعه، ترویج فرهنگ ساده زیستی و قناعت در قشرهای مختلف جامعه، مبارزه با مدگرایی و تجمل پرستی، استفاده از نیروهای خلاق و ژرف اندیش جامعه است.

الگوهای مصرف

همچنین از دیگر مسائل از بین بردن فاصله های طبقاتی در سطح کل، تدوین طرح جامع دراز مدت اقتصادی و هماهنگی آن با برنامه های کوتاه مدت، استفاده از اندیشه های ناب اسلامی در تدوین برنامه های اقتصادی یا استناد به آیات و روایات، استنباط احکام فقهی در بعد اقتصادی و تفسیر صحیح آن با به کارگیری نیروهای آگاه و اندیشمند، تحقق اصل عدالت اجتماعی، کنترل و هدایت شیوه های مصرف در جامعه، محدودیت در واردات کالاها و اشیاء غیرضروری، اجرای اصول قانون اساسی در زمینه اقتصادی، توجه به کرامت انسانی بر اساس اصل خلیفه الهی و محور آفرینش و امانت داری الهی و ... است که می تواند راه کارهایی در جهت پویایی و شکوفایی اقتصادی جامعه اسلامی باشد.

اقتصاد بر سه پایه اساسی تولید، توزیع و مصرف استوار است، ولی در حقیقت هدف نهایی تولید و توزیع، ایجاد زمینه های مناسب برای تأمین مصرف است و هدف نهایی همه تلاش ها و کوشش های اقتصادی افراد، مصرف است. در مصرف، اشباع تمایلات و ارضای نیازهای جسمی و روانی انسان است.

هدایت و کنترل مصرف

هدایت و کنترل مصرف از راه های زیر امکان پذیر است. 1- ایجاد انگیزه های مثبت که انسان را به سوی شیوه های صحیح آن هدایت کند 2- ایجاد انگیزه های منفی و حذف بسیاری از مصارف غیرضروری 3 – محدودیت قوانین مصرف و جلوگیری از مصرف های غیرضروری مانند مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی 4 – تدوین قوانین و الگوهای صحیح مصرف مانند استفاده از شبکه آبرسانی بهداشتی همگانی یا بهره برداری درست از سرمایه های ملی چون نفت و گاز 5 – جلوگیری از تولید کالاهای غیرضروری و تجمل گرایانه 6 – هماهنگی سطح مصرف افراد جامعه با سرمایه های ملی 7 – حاکمیت نظام ارزشی مصرف بر اساس احکام دینی و دستورات اسلامی.

اسلام برای ایجاد انگیزه های مثبت و زدودن انگیزه های منفی، اهرم های هدایت و ارشاد فراوانی دارد که با وضع قوانین جامع دینی و اجرای آن می توان از مواردی که به صلاح جامعه نیست و مفاسد فراوانی را به همراه دارد جلوگیری نمود که می توان آن ها را بدین گونه دسته بندی کرد.

الف: مصارف لازم و ضروری:

مقدار مصرفی که برای ادامه زندگی انسانی و حفظ وجود از امراض و بیماری ها و ناراحتی های جسمی و روانی لازم و ضروری است و برای افراد واجب است که وظیفه دولت اسلامی، اجرای آن است.

خداوند در قرآن می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا ، لاتحرموا طیبات ما اَحَلّ الله لکم و لاتعتدوا، ان الله لایحب المعتدین و کلوا مما رزقکم الله حلالاً طیباً و اتقوا الله الذی انتم به مومنون؛ ای کسانی که ایمان آوردید چیزهای خوبی که خداوند بر شما حلال فرموده است بر خود حرام نکنید و از آن چه حلال کرده است نیز تجاوز ننمایید، همانا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی دارد و از آن چه خداوند به شما روزی داده است، در حالی که حلال و نیکو است بخورید و تقوای الهی که به آن اعتقاد دارید، پیشه سازید3»

استفاده صحیح از نعمت های الهی، در این مورد تشویق قرار می گیرد. خداوند کسانی که از روی جهالت و نادانی، برخی از نعمت های الهی را بر خود حرام کرده، مورد سرزنش قرار می دهد و می فرماید: «قَد خسر الذین قتلوا اولادهم سفها بغیر علم و حرموا ما رزقهم الله افتراء علی الله قدضلوا و کانوا مهتدین؛ به راستی زیان کردند، کسانی که فرزندان خود را از روی نادانی و بدون علم کشتند و آن چه به آنان به آنان روزی داده شده است، از روی افترا بر خدا بر خویش حرام کردند، به راستی گمراه شدند و آن ها هدایت نمی یابند.4»

اسلام اجازه نمی دهد که آن چه را خداوند به عنوان نعمت های خویش را در اختیار بشر قرار داده، متروک و بدون استفاده بماند و پارسایی، بدین معنی که انسان از خوردن و پوشیدن و بهره مندی از مکانات مادی صرف نظر کند مورد پذیرش اسلام نیست .

هم چنین آن چه مربوط به افراد تحت تکفل انسان است نیز واجب است و انسان باید نیازهای متعارف زندگی همسر و فرزندان و افراد تحت تکفل خود را تأمین نماید. امام رضا(ع) می فرماید: «ینبغی للرجال ان یوسع علی عالیه لئلا یتمنوا موته، برای مرد سزاوار است که بر عائله اش توسعه بخشد تا آرزوی مرگ او را نکنند. 5

ب: مصارف برتر

استفاده از نعمت های الهی با حدود شرایط و ضوابط آن، نبود اسراف و تنذیر و ادای حقوق دیگران از نظر شریعت پسندیده و لازم است خداوند در آیات قرآنی نعمت های خویش را بر می شمرد و انسان ها را به بهره مندی از آن تشویق می کند. ذیلا نمونه ای بیان می گردد: «کلوا من رزق ربکم و اشکروا له، بلدة طیبة و رب غفور؛ از روزی پروردگارتان بخورید و برای او شکر کنید، شهر خوب و خدای بخشنده ای دارید 6»

به کارگیری نعمت های الهی با عمل در نزد خداوند محبوب و پسندیده است و روحیه انباشتن و احتکار و مخفی نگه داشتن و ظاهر خویش را فقیر و بیچاره جلوه دادن به شدت از دیدگاه دینی مورد نکوهش است. در عین حال اسلام ، استفاده از همه چیزهایی که از جانب شرع حرام نیست، مجاز می شود و نسبت به مصرف بعضی از کالاها مانند استعمال عطر و بوی خویش توجه شده است.

در دین امر انفاق و نیازمندان و پرداخت زکات و خمس و پذیرش هدایای دوستانه نیز تأکید شده که تاریخ اسلام پر از اطعام ها و اکرام ها و پذیرایی هایی است که دوستان مومن نسبت به یکدیگر انجام می دادند که همگی ناشی از ارشادهای و راهنمایی های رهبران دینی بوده است.

ج: مصارف حرام

در اسلام مواردی وجود دارد که ما را از مصرف بعضی چیزها باز می دارد و آن را گاه حرام و گاهی مکروه و ناپسند می شمرد مانند مصرف چیزهایی که به صراحت حرام است مانند گوشت خوک و مصرف چیزهایی که برای انسان زیان آور است مانند سموم و مواد مخدر. خداوند متعال می فرماید: «و لاتلقوا بایدیکم الی التهکه؛ خود را با دست خویش به هلاک نرسانید7»

مصادیق سیاسی و اقتصادی نیز اقتضا می کند که برخی از کالاهایی که از کشورهای غیراسلامی وارد می شود، تحریم گردد. مثلا در صورتی که روابط سیاسی اقتصادی این نوع کشورها موجب تسلط دشمنان اسلام بر جهان یا زمینه های وابستگی اقتصادی یا توهین و تحقیر و تضعیف جامعه اسلامی شود، بر مسلمانان واجب است که از استقلال و موجودیت سیاسی اقتصادی خود را دفاع کنند که این دفاع گاه به صورت عدم خرید و مصرف نکردن کالاهای بیگانه یا کالاهایی که کشورهای اسلامی در اختیار دارند، صورت می پذیرد.

در این صورت زمامداران باید مصرف و تجارت این کالا را تحریم کنند. امام خمینی(ره) در این زمینه می فرماید: «اگر در روابط بازرگانی دولت ها یا تجار مسلمان با برخی از دولت ها یا تجار بیگانه، بر بازار مسلمین و زندگی اقتصادی آنان خوفی باشد، ترک این روابط واجب و تجارت حرام است و بر بزرگان مذهب است که با وجود چنین ترسی، بر حسب اقتضای شرایط، کالا وتجارت آنان را تحریم کنند و بر امت اسلامی لازم است که از آنان پیروی کنند، همچنان که بر همه مسلمین واجب است که در قطع روابط بکوشید. 8»

اسراف یکی دیگر از مصادیق حرام است، اسراف تجاوز از حد و اگر انسان در به کارگیری اشیاء از حدود شایسته آن خارج شود مصداق «مسرف» خواهد بود. در قرآن کریم و روایات معصومان تأکید فراوان بر پرهیز از اسراف شده است. خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»

 

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

الگوی صحیح مصرف از دیدگاه امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

منابع مقاله:


، ؛



رکن اصلی اقتصاد را تولید، توزیع و مصرف تشکیل می‎دهد. اما در واقع، تولید و توزیع، تمهیدات لازم برای تأمین مصرف می‎باشند. لذا، غایت نهایی تلاشهای اقتصادی افراد، مصرف به‎شمار می‎رود. هر شخصی که بتواند درآمدی در جامعه کسب کند یا سرمایه‎ای بیندوزد، بدین هدف می‎باشد که سطح مصرف کنونی یا آیندة خود یا دیگران را افرایش دهد.

آنچه مربوط به مباحث اقتصادی مصرف می‎شود، تجزیه و تحلیل رفتارهای مصرفی افراد جامعه است. در این راستا، بررسی نیازمندیهای افراد، در نظر گرفتن قواعد حاکم بر انتخاب و ارجحیت در مصرف، اهمیت فراوان دارد. در این قسمت برای تبیین موضوع از دیدگاه مکتب اسلام و حضرت علی(ع) ، ابتدا طرق کلی هدایت و کنترل مصرف را ارزیابی می‎کنیم. به طور کلی، هدایت و کنترل مصرف، از راههای زیر انجام می‎گیرد:

1. از طریق به وجود آوردن انگیزه‎های مثبت، که شخص را به سوی مصارف مخصوص هدایت می‎کند.

2. از طریق ایجاد انگیزه‎های منفی، که در واقع عامل باز‎دارندة انسان از برخی مصارف است.

3. از طریق دستورها و توصیه‎های بهداشتی، که بر الگوی مصرف افراد تأثیر مستقیم دارد.

4. به وسیلة محدودیتها و ممنوعیت قانونی برای بعضی از موارد مصرف.

5. از طریق ایجاد محدودیت در درآمد افراد.

نظام اقتصادی مطلوب مورد نظر حضرت علی(ع) علاوه بر آنکه بر اهرمهای پنجگانة هدایت و کنترل مصرف. صحه می‎گذارد، خود نظام ارزشی خاصی دارد که حاکم بر این‎گونه کنترلها و هدایتهاست و اساساً با نظامهای حاکم بر دیگر مکاتب تفاوت ماهوی دارد.

افراد برای مصرف کالاها، انگیزه‎هایی دارند. برخی از این انگیزه‎ها، در اثر نیازهای معقول و واقعی به وجود می‎آید، که تأیید و تشویق‎شدة نظام اقتصادی اسلام است. برخی از مصارف نیز نامعقول می‎باشد، که در نظام اقتصادی اسلام از آن نهی شده است.

هدف نظام اقتصادی اسلام آن است که انسان را به گونه‎ای تربیت نماید، که همة حرکات و فعالیتهایش در جهت جلب رضایت خداوند و قر‎ب‎الهی باشد.

در صورتی که انگیزة فرد از مصرف انگیزه‎های منفی باشد، اسلام آن را نهی و نکوهش می‎کند. از امیرمؤمنان(ع) در تفسیر آیة: «تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لافساداً»[1] (آن خانة آخرت را برای کسانی قرار می‎دهیم، که ارادة برتری و فساد در زمین نمی‎کنند). نقل شده است، که فرمودند: «ان الرجل لیعجبه أن یکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فیدخل تحتها»[2] (همانا فردی را این موضوع به خرسندی [و شگفتی] وا می‎دارد، که بند کفش او بهتر از بند کفش دوستش باشد. پس، داخل عنوان آیه می‎شود.)

همچنین، در نامة امیرمؤمنان(ع) به حارث همدانی، آمده است:

«?و لیر علیک أثر ما انعم الله به علیک»[3] (و باید اثر آنچه خداوند بدان بر تو نعمت داده است بر روی تو دیده شود.)

در واقع، نظام اقتصادی اسلام برآشکار کردن نعمت و نشان دادن الطاف الهی به افراد، تأکید کرده است.

در نظام اقتصای مطلوب مورد نظر حضرت علی(ع)، به مصرف به‎گونه‎ای توجه شده است، که نه رکود به وجود می‎آید و نه تورمی به همراه خواهد داشت؛ چون در صورت فراوانی کالاها و امکان رشد سریعتر تولید، با توجه به تشویق اسلام به مصرف و متروک نگذاردن آنها، وفور کالاها و خدمات موجب پایین آمدن بیش از حد قیمتها نخواهد شد. به علاوه در چنین حالتی، تقاضا برای کالاها و خدمات ارائه شده وجود دارد و زمینه‎ برای سرمایه‎گذاری بیشتر و گسترش تولید مهیا می‎باشد؛ بویژه اگر به‎دقت به نظام مالیاتی اسلام، وجود انفاقها و وظایف اقتصادی دولت اسلامی و به‎طور کلی نحوة توزیع ثروت در اسلام نظر افکنیم، این مسئله واضحتر می‎شود. در واقع، دو عامل وضعیت مطلوب اقتصادی را از رکود حفظ کرده است؛ یکی عامل معنوی که همان وجود انگیزه برای مصرف می‎باشد، و دیگری عامل مادی که قدرت خرید برای امکان مصرف است.





[1] . قصص، 83

[2] . تفسیر نورالثقلین، ج4، ص144، حدیث 124

[3] . نهج‎البلاغه، نامه 69

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

نقش جوان مسلمان در اصلاح الگوی مصرف

منابع مقاله:


، ؛



بدون تردید، جوانان، از مهم ترین سرمایه های بشری در هر جامعه ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشته اند. همواره انقلاب های مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند.

جوانان، بازوی قدرتمند سازندگی هر جامعه هستند. قدرت طلبان داخلی و خارجی برای رسیدن به اهداف جاه طلبانه خود می کوشند نیروی بزرگ جوانان را تسخیر کنند. امروز برخی تلاش می کنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فکر سازندگی و آبادانی کشور خود نباشند. در همین راستاست که بسیاری از افراد، کشور را با دام مصرف و خرید لباس ها و کالاهای لوکس فریفته اند. جوان ایرانی اگر بخواهد، می تواند در این دام نیفتد و سرمایه کشور را به بیگانگان تقدیم نکند، اما راه کارهای این امر:
الف) تقویت ایمان و روح پرهیزکاری

به اعتراف بسیاری از روان شناسان، در آغاز دوران جوانی، میل به پرستش به شدت فعال می شود و رشد می یابد. توجه به سخنان پیشوایان دینی، به روشنی این واقعیت را بیان می کند که جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفته اند، به طور وسیعی به دین گرویده اند؛ مانند ایمان آورندگان به حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) و پیامبر اعظم(ص). افزون بر این، فطرت و سرشت انسان براساس دین خواهی و خداجویی است و این فطرت همراه دیگر نیروهای بشری در دوره جوانی رشد می کند و قدرت می یابد.

بر اساس آموزه های دینی، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری خداشناسی به دنیا می آید و ممکن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه شود. پیامبر اعظم(ص) می فرماید:

هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می آید، تا اینکه والدینش او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در می آورند.[1]

تمایل فطری جوانان به مذهب آن قدر شدید است که همه روان شناسان می گویند: بین بحران تکلیف و جهش های مذهبی، ارتباط انکارناپذیری وجود دارد.[2]

اگر ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه کند، آثار مفیدی بر جای می گذارد. چنین فردی به ارزش های اخلاقی گرایش خواهد یافت. کسی که ایمان مذهبی دارد و باورمند است که انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد که انجام کارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد خداوند پاداش دارد.

چنین فردی در خود شادی و نورانیت احساس می کند و جهان را هدف دار می داند و از لذت های عالی بهره مند می شود. جوان مسلمان نعمتی را که خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شکل و شیوه ای که خواست مصرف نمی کند، بلکه می داند که یا باید آن را در راه خدا یا در راه تحصیل رضای الهی مصرف کند. خداوند فرمان داده که از مال و ثروتی که در اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده مصرف کنید. پیامبر اعظم(ص) نیز می فرماید:

از ما نیست کسی که به او توسعه مالی داده شده است، ولی او بر خانواده اش تنگ می گیرد.[3]

در روایتی نقل شده است فردی پیش از آنکه از دنیا برود، تمام اموالش را در راه خدا انفاق کرد. پس از مرگ او به رسول خدا(ص) خبر دادند که او چنین کرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض کردند: خیر یا رسول الله! حضرت فرمود: اگر پیش تر به من خبر داده بودید، اجازه نمی دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید.[4]

بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور کند هرچه را به دست می آورد، فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم کند. امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید:

نافع ترین مال آن است که واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید.[5]

انسان نباید تصور کند که تمام مال متعلق به اوست و می تواند آن را در راه هوس ها و امیال خود صرف کند. امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید:

بدترین مال آن است که انسان در راه خدا هیچ چیزی از آن را مصرف نکند و زکات مالش را نپردازد.[6]

بدترین مال، مالی است که حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.[7]

قرآن کریم از مالی که در اختیار انسان قرار می گیرد به «مال الله» تعبیر می کند و می فرماید: «آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ». (نور: 33)

حال که اموال، همه مال خداست، باید آن گونه که او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود.
ب) پرداخت صدقه

زمانی که انسان به توصیه های اخلاقی درباره رسیدگی به نیازمندان می نگرد، به این باور می رسد که اگر به این قوانین و توصیه ها ترتیب عمل داده شود، هیچ نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(ع) در این باره می فرماید:

اگر مردم زکات مال خود را ادا می کردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی شد.[8]

همچنین دقت در این دستورها روشن می کند که فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر و پیش تر از آنکه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد رسید؛ زیرا او با این عمل خود به خداوند نزدیک تر می شود. پیامبر اعظم(ص) می فرماید:

صدقه پیش از آنکه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند می رسد.[9]

این سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد که خداوند می فرماید:

آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد؟ و خداوند توبه پذیر و مهربان است.

با وجود این، افرادی هستند که بدون داشتن نیاز، به درخواست و تکدّی می پردازند و در جامعه سوءظن ایجاد می کنند. کم ترین اثر این رفتار این است که فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از کمک به آنها امتناع کند.

کسی که چنین عملی را مرتکب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده است؛ زیرا از رأفت و رحمت دین اسلام سوءاستفاده کرده و عزت و آبروی خود را به مال دنیا فروخته است. از همین روست که در روایت می خوانیم:

دست نیاز به سمت این و آن دراز کردن، طوق ذلت و بردگی است که مسائل به گردن خود می افکند. بنابراین، با این کار انسان عزیز، عزت خود را سلب کرده است و انسان شریف، شرافت خود را.[10]

از سوی دیگر، خداوند به توانمندان توصیه می کند که حق نیازمندان بر آنان این است که هرگز آنان را از خود نرانند. خداوند در قرآن به پیامبر اعظم(ص) می فرماید: «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را گم شده یافت و هدایت کرد».[11]

در مقابل از او می خواهد: «و درخواست کننده را از خود مران».[12]

در حدیث قدسی آمده است که خداوند به موسی(ع) فرمان داد: «هرچند کم و ناچیز، باید به سائل کمک کنی و او را دست خالی برنگردانی و اگر هم نمی توانی، با لطافت و سخن نیکو او را جواب گویی.»[13] حتی در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: «نیازمند را رد نکنید، هرچند با دادن نیمی از خرما».[14]

در هر صورت، انسان بخشنده از چنان جایگاهی برخوردار است که دست عطاکننده در کنار «یدالله» ذکر شده است. رسول خدا(ص) فرمود:

دست ها سه نوعند: دست خد که فوق همه دست هاست؛ دست عطاکننده که در کنار «یدالله» است و دست نیازمند که در مرتبه پایین تر قرار دارد.[15]

ای جوان مسلمانی که می دانی صدقه تو، ودیعه و امانت در پیشگاه پروردگار است و آن را در جایگاه مطمئنی ذخیره می کنی، بهتر است این کار را به صورت پنهانی انجام دهی و کسی از این راز آگاه نشود. امام صادق(ع) می فرماید:

فضیلت و کمال صدقه پنهانی، بیشتر از صدقه آشکار و علنی است.[16]

اسحاق بن عمار از یاران امام صادق(ع) می گوید: روزی امام به من فرمود: برای پرداخت زکات مال، چگونه عمل می کنی؟ عرض کردم: فقرا را خبر می کنم، به خانه می آیند و حقشان را می دهم. امام فرمود:

تو با این کار موجبات ذلت و خواری مؤمنان را فراهم می کنی. اسحاق مراقب باش و از این کار بپرهیز. خداوند متعال می فرماید: کسی که ولیّ ای از اولیای مرا ذلیل کند، در حقیقت به جنگ من آمده است.[17]

افزون بر این، خداوند در آیه 264 سوره مبارکه بقره می فرماید که صدقات خود را با منت گذاری باطل نکنید. در حدیث آمده است:

کسی که صدقه می دهد و اعتقاد دارد که کاری برای خودش انجام داده، معنا ندارد که از دیگری توقع اجر و پاداش داشته باشد. نباید انتظار داشته باشی که دیگران به خاطر کاری که به نفع خود انجام داده ای، از تو شکرگزاری کنند.[18]
ج) پرداخت زکات

عنوان صدقه در شرع مقدس اسلام، هم بر حقوق واجب مالی مانند زکات اطلاق می شود و هم بر انفاق ها و اعانه های مستحبی. در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق مستحبی سخن گفتیم و اکنون درباره زکات که یکی از حقوق واجب مالی است، سخن خواهیم گفت.

اسلام بر پنج چیز بنیان نهاده شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت اهل بیت(ع).[19] در آیات قرآن و در روایات، هر جا سخنی از نماز به میان آمده، از زکات نیز یاد شده است: «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ». (بقره: 43، 83 و 110)

امام باقر(ع) می فرماید:

خدا زکات و نماز را قرین هم قرار داده و کسی که نماز بخواند و زکات مالش را ندهد، درست مانند این است که نماز هم نخوانده است.[20]

در برخی از روایات نیز تصریح شده است فردی که زکات مالش را نمی پردازد، اصلاً مسلمان نیست:

کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد، نه شیعه است و نه مسلمان.[21]

پرداخت زکات، موجب رونق، برکت و رحمت الهی می شود. امام موسی کاظم(ع) می فرماید:

اموال خود را به وسیله زکات از نابود شدن حفظ کنید.[22]

در سخنی از امام صادق(ع) آمده است:

به یقین، شایسته است خداوند رحمتش را از کسانی که حقوق واجب مالی خود را ادا نمی کنند، دریغ کند. قسم به خدایی که همه آفریده ها را خلق کرد و روزی آنها را تقسیم فرمود، هیچ مالی در خشکی و دریا از بین نمی رود، مگر اینکه در کنارش زکات تعطیل شده باشد.[23]

نپرداختن زکات، اثر وضعی بر روی شخصی که آن را پرداخت نمی کند، می گذارد. از امام صادق(ع) نقل شده است:

کسی که یک درهم از حقوق واجب الهی را نپردازد، او دو برابر آن را در غیر حق مصرف می کند. اگر کسی یک درهم از حقوق الهی را نپردازد، خداوند در قیامت طوقی از آتش به گردن او می اندازد.[24]

اگر افراد حقوق واجب خود را پرداخت نکنند، زمین هم برکاتش را از بندگان برمی دارد و فقر عمومی به صورت بلای الهی نمایان می شود؛ در حالی که اگر زکات پرداخت شود، همه انسان ها در خیر و سعادت زندگی می کنند.
د) الگوگیری از سخنان و رفتار پیشوایان دینی و بزرگان

جایگاه فرهنگ مصرف در مکتب اهل بیت، از مناجات امام زین العابدین(ع) با خداوند به خوبی نمایان است. آن حضرت در یکی از دعاهای خود می فرماید:

پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پرده ای بین من و اسراف و افزون طلبی حایل کن و با در پیش گرفتن انفاق و میانه روی، به زندگی من قوام بخش و راه های صحیح مصرف و اندازه گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتکاب تبذیر برکنار دار.

پیامبر اعظم(ص) و معصومان(ع) که بالاترین نمونه های عینی الگوی مصرف در اسلام هستند، همواره کناره گیری راهبانه از لذت های مشروع را محکوم می کردند و خود نیز هیچ گاه به رهبانیّت روی نیاوردند. از دیگر سو، آنان در بالاترین مرتبه قناعت و مناعت نفس قرار داشتند و درباره رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر در زندگی حساسیت فراوانی داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهای بزرگان درباره مصرف می پردازیم:

عثمان بن حنیف از طرف امیر مؤمنان علی(ع) فرماندار بصره بود. روزی ثروتمند اسراف کاری او را به ناهار دعوت کرد. او این دعوت را پذیرفت و به خانه او رفت و در کنار سفره بسیار رنگین او نشست. امام علی(ع) از این ماجرا آگاه شد و نامه تندی به عثمان بن حنیف نوشت و او را به شدت سرزنش کرد. در قسمتی از این نامه آمده است:

من گمان نمی کردم تو دعوت جمعیتی را بپذیری که نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه می خوری بنگر که آیا حلال است یا حرام؟ آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود، از دهان بینداز و آنچه را به حلال بودنش یقین داری، بخور. ...هیهات! که هوا و هوس بر من غلبه کند تا غذاهای لذیذ را برگزینم، در حالی که ممکن است در سرزمین حجاز یا یمامه کسی باشد که حتی از دسترسی به یک قرص نان عاجز باشد! آیا من با شکمی سیر بخوابم، در حالی که در اطرافم شکم های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند؟[25]

بشر بن مروان می گوید: با گروهی به محضر امام صادق(ع) رفتم. حضرت خرما طلبید و با هم به خوردن آن مشغول شدیم. دراین میان، یکی از ما هسته خرما را به دور افکند. در این حال، امام دست از خوردن کشید و به او فرمود:

چنین نکن! همانا این کار از تبذیر و اسراف به شما می رود و خداوند تباهی را دوست ندارد.[26]

مردی از انصار رسول خدا(ص) درختی داشت که شاخه های آن در خانه مرد مستمندی بود. گاهی که آن مرد بالای درخت می رفت، دانه های خرما در خانه آن مستمند می افتاد. او از روی درخت پایین می آمد و دانه های خرما را از دست اطفال آن مرد مستمند می گرفت. آن مرد نزد رسول خدا(ص) رفت و ماجرای خود و صاحب درخت را بیان کرد. حضرت به دنبال صاحب درخت فرستاد و فرمود: ای مرد! درخت خرمای خود را بفروش، من در عوض ضامن می شوم که در بهشت خداوند درخت خرمایی به تو عنایت کند.

مرد راضی نشد. حضرت فرمود: به من بفروش، در عوض ضامن می شوم که خداوند باغی در بهشت به تو عنایت کند. مرد باز هم امتناع کرد و بهانه آورد که این درخت خرمایش اعلاست و من آن را نمی فروشم.

ابوالدحداح که مردی انفاق کننده و بخشنده بود، عرض کرد: یا رسول الله (ص) اگر این درخت را من از آن مرد خریداری کنم در اختیار شما بگذارم، آیا آن باغ را که در بهشت وعده فرمودید، برای من ضامن می شوید؟ حضرت فرمود: آری.

ابوالدحداح نزد آن مرد رفت و آن درخت را به چهل درخت خریداری کرد و به رسول خدا(ص) بخشید. آن حضرت نیز آن درخت را به آن مرد مستمند و کودکانش انفاق کرد.[27]

فقیه بزرگوار، مرحوم آیت الله اسماعیل صالحی مازندرانی، در استفاده از نان بسیار دقت می کرد تا اسراف نشود. به همین دلیل، هیچ گاه در خانه، نان خشکی جمع نمی شد و اگر گاهی نان، بیات می ماند، می فرمود: امروز، آبگوشت درست کنید تا این نان ها استفاده شود. ایشان بسیاری از اوقات، نان هایی را که خشک می شد، با نم آب، نرم می کرد و استفاده می نمود.[28]

مشهور است که رئیس جمهور شهید، محمدعلی رجایی، برای یادداشت های کوچک، برگه های سفید را از کاغذهای باطله جدا می کرد تا در جای خود و به تناسب موقعیت از آنها استفاده کند. همچنین در ایامی که نخست وزیر بود، تعویض موکت فرسوده دفتر نخست وزیری را نپذیرفت و گفت: من چگونه نخست وزیری باشم که روی موکت با کفش راه بروم، اما باشند مردمی که چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟[29]

علامه میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، نویسنده کتاب ریحانة الادب، از شخصیت های درخشنده علم و ادب معاصر است که یکی از آثار گران بهای خود را درباره مترادفات زبان فارسی، هنگام صرف صبحانه نوشت.[30]

یکی از اعضای دفتر استفتائات مرحوم امام خمینی می گوید: من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیدم. درست مثل وضوی رسول خدا(ص) که در روایات آمده بود. ایشان فقط برای هر یک از صورت و دست ها به یک مشت آب بسنده می کرد و با یک مرتبه شستن، وضو می گرفت.[31]

یکی از فرزندان آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی می گوید: ایشان هنگام وضو گرفتن، با آب یک قوری معمولی، دو و گاهی سه بار وضو می گرفت و از اسراف جداً پرهیز داشت. باقی مانده آب وضویش هم در ظرفی جمع می شد و می فرمود آن را در باغچه خانه بریزید.[32]




[1] . بحارالانوار، ج 3، ص 279.

[2] . محمدتقی فلسفی، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، نشر فرهنگ، ج 1، ص 343.

[3] . محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، 1407 ه .ق، ج 15، ص 256.

[4] . وسائل الشیعه، ج 9، ص 432.

[5] . عبدالواحد محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 367.

[6] . همان، ص 369.

[7] . همان.

[8] . وسائل الشیعه، ج 9، ص 12.

[9] . محمد بن علی بن ابراهیم احسایی، عوالی اللئالی، قم، انتشارات سیدالشهداء، 1403 ه.ق، ج 2، ص 70.

[10] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 361.

[11] . ضحی: 6 و 7.

[12] . ضحی: 9.

[13] . کافی، ج 1، ص 45.

[14] . محمد بن محمد شعیری، جامع الأخبار، قم، آل البیت(ع)، 1414 ه.ق، ص 385.

[15] . شیخ صدوق، الخصال، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ج 1، ص 133.

[16] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1390 ه .ق، ج 2، ص 38.

[17] . شیخ مفید، امالی، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ص 177.

[18] . کافی، ج 4، ص 28؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 305.

[19] . کافی، ج 2، ص 18.

[20] . کافی، ج 3، ص 506؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 22.

[21] . کافی، ج 3، ص 503؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 32.

[22] . کافی، ج 4، ص 61؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 40.

[23] . عوالی اللئالی، ج 1، ص 370.

[24] . کافی، ج 3، ص 504.

[25] . نهج البلاغه، نامه 45.

[26] . بحارالانوار، ج 75، ص 303.

[27] . عوالی اللئالی، ص 251.

[28] . نک: محمدعلی صالح مازندرانی، فقیه صالح، قم، اشارات صالحان.

[29] . نک: حسن عسکری راد، رمز جاودانگی، قم، بوستان کتاب.

[30] . رضا باقی زاده، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، ص 178.

[31] . حسین دیلمی، هزار و یک نکته درباره نماز، قم، حرم، 1381، چ 7، ص 72.

[32] . همان، ص 59.

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

معیارهای اسلامی پوشش زنان و الگوی مصرف آن

منابع مقاله:


مجله اندیشه صادق، شماره 8و9، نوری، علیرضا؛




چکیده:
مقوله «پوشش» و «استتار بدن» به عنوان جزء جدایی ناپذیر حیات انسانی، امری کاملا مشهود و بی نیاز از تعدیل است. برای «پوشش» و «لباس» کارکردهایی در دو حوزه «فردی» و «اجتماعی» قابل تصور است: الف: کارکردهای فردی؛ همچون پاسخگویی به نیاز فطری «خود استتاری» و تأمین امنیت در برابر گرما و سرما. ب: کارکردهای اجتماعی؛ از جمله کارکردهای اجتماعی «پوشش» و «لباس» هویت بخشی آن است، چراکه نوع پوشش نشان دهنده سنت ها، ارزش ها و باورهای یک جامعه است.

اسلام در باب «حجاب» که از ضروریات آن است دستوراتی درباره الگوی پوشش و حدود آن صادر کرده؛ برای مثال، فرد مسلمان از پوشیدن لباس های شهرت و تفاخر نهی شده و در مقابل استفاده از مقنعه های بزرگ و روسری سفارش شده است. علاوه بر باورهای دینی عوامل دیگری همچون شرایط جغرافیایی و موقعیت اجتماعی - اقتصادی افراد در نوع پوشش آنها مؤثر می باشد.

در پایان این مقاله به انواع الگوهای رایج پوشش زنان در بازار مصرف پرداخته شده است.

مقولة پوشش و لباس از جملة مسائلی است که همواره انسان در زندگی با آن در ارتباط بوده و بعنوان یک نیاز ضروری و جزء جدائی ناپذیر حیات خود، به آن نگریسته است. این تعلق و نیاز به پوشش و استتار بدن، در طول تاریخ بشری و در میان ملل و اقوام مختلف وجود داشته و امری کاملاً مشهود و بی نیاز از تعریف است.(1) مسئلة دیگر اینکه مقوله پوشش ولباس او ویژگیهای منحصر بفرد انسان است، لذا این امر در میان سایر موجودات و از جمله حیوانات وجود ندارد و حیوانات با استفاده از قابلیتهای فیزیکی اندام بدن خود از جمله پوست بدن، مو و پشم یا پر در پرندگان از خود در شرایط متنوع جوی و محیطی محافظت می کنند.

لباس در زندگی امروزة انسانها کارکردهای گسترده و متنوعی دارد. از جمله کارکردهای فردی این مقوله، پاسخگوئی به نیاز فطری خود استتاری است. براساس این نیاز، انسان در هر شرایطی حتی در محیطی که کسی نباشد، تمایل درونی به برخورداری از حداقل میزان پوشش دارد و از برهنگی می پرهیزد.(2) همچنین تأمین امنیت فردی از جهت محافظت بدن از گرما و سرما و شرایط متنوع جوی (آفتاب شدید، باد و باران)، گزند حشرات موذی و جلوگیری از تحریک هوسبازان برای هرگونه اقدام احتمالی، عامل مهمی برای رعایت پوشش در محیط خارج از خانه محسوب می شود.

پوشش و بهره گیری از لباس به نیاز طبیعی خودآرائی و زیبائی دوستی انسان نیز پاسخ می دهد.(3) تنوع الگوهای پوششی در میان افراد و نیز زیبائیها و جذابیتهای بکار رفته در لباسها مؤید این مسئله، می باشد. افراد با توجه به سلایق، انگیزه ها و فرهنگ حاکم بر محیط، در انتخاب شکل، رنگ و جنس لباس مورد علاقه خود اعمال نظر می کنند و با جلوه گری از طریق آن به حس خودآرائی و زیبائی دوستی درونشان پاسخ می دهند. متأسفانه امروزه با زیاده روی در پرداختن به این امر، جنبه های منفی پوشش در قالب تجمل گرائی، مدپرستی و خودنمائی نمود بیشتری یافته است که می توان گفت علت اصلی آن غفلت از خودآرائی درونی و تهذیب نفس است. در سورة اعراف به این مهم اشاره شده است: «یا بنی آدم قد انزلنا الیکم لباسایواری سواتکم و ریشا و لباس التقوی ذلک خیر...» ای فرزندان آدم ما لباسی که ستر عورات شما کند و جامه های زیبا و نرم برای شما فرستادیم و بر شما باد به لباس تقوا که این تقوا که این نیکوترین جامه شماست.(4)

از سوی دیگر کارکردهای اجتماعی لباس را نمی توان نادیده گرفت. امروزه لباس هویت خاصی را به افراد و حتی جوامع بخشیده است.(5) الگوهای مختلف پوشش ضمن ایجاد شخصیت و منزلت فردی می توانند بیانگر سنتها، ارزشها و نوع فرهنگ حاکم بر جوامع باشند.(6) مهمتر از همه، لباس امروزه نماد فرهنگی جوامع و جزئی از پیکرة آن محسوب می شود تا جائیکه با هنجارها و ارزشهای حاکم بر جوامع گره خورده و بعنوان یکی از ابزار مهم در جهت شناسائی فرهنگهای مختلف و حتی تحول در ساختار فرهنگی یک جامعه بکار گرفته می شود. از این رو بسیاری از قدرتهای استعماری، از این حربه برای نفوذ فرهنگی در ملتها و در نهایت سلطة همه جانبه بر آنها استفاده می کنند. واقعة کشف حجاب در دوران رضا خان پهلوی و تلاش اروپائیان برای ترویج فرهنگ ابتذال در ایران از طریق ارائه الگوهای ضداخلاقی پوشش غربی در پیش از انقلاب گواه بر این مدعاست.

پس از این توضیح باید گفت، تمام ادیان الهی بویژه دین مبین اسلام، به مسئلة پوشش بعنوان یک نیاز طبیعی و ارزش، توجه خاصی نموده و ابعاد معنوی آن را نیز مطرح کرده اند که دیدگاه اسلام در این رابطه منحصر بفرد است. دین اسلام با توجه به امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات در همة احکام و تعالیم خود نیازهای مادی و معنوی و ویژگیهای متعالی او را در نظر گرفته است. بر این اساس احکام اسلام در پرهیز از اختلاط نامشروع میان زن و مرد و رعایت حدود شرعی در این رابطه مطابق با مصالحی است که در زندگی فردی و اجتماعی انسان وجود دارد و می تواند منجر به سعادت و تکامل مادی و معنوی او شود.

مسئلة پوشش زنان در احکام و تعالیم دین اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است که در کنار مباجث و موضوعات مربوط به روابط میان زنان و مردان و مسائل شرعی آن مطرح می شود. بطور کلی معیارهای مطلوب پوشش زن مسلمان در اسلام را می توان در کلمه «حجاب» خلاصه کرد. امروزه به زنی که در انجام وظایف شرعی خود کوتاهی کرده و پوشش اسلامی را رعایت نکند، بد حجاب یا بی حجاب گویند. کلمه حجاب، در لغت به معنای پرده افکندن و حائل قراردادن میان دو چیز است و امروزه به پوشش ظاهری زنان اطلاق می شود.(7)

البته در آیات و روایات به معنای نخست اشاره شده و کلمه حجاب در معنای دوم بکار نرفته است. در داستان حضرت سلیمان، غروب خورشید اینگونه توصیف می شود:« حتی توارث بالحجاب» یعنی تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد.(8) همچنین در سورة احزاب آمده است: « ... و اذا سالتموهن متاعا فسئلوهن من وراء الحجاب ...» اگر از آنها متاع و کالای مورد نیاز مطالبه کنید از پشت پرده از آنها بخواهید.(9)

البته لازم بذکر است علاوه بر معنای لغوی و اصطلاحی کلمه «حجاب» تعابیر مختلفی نسبت به آن ذکر شده است که به اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف – عفاف ذهن: نپروراندن ذهنیت گناه و معصیت در ذهن و پرهیز از فکر و خیالات باطل از توصیه های اسلام است. چرا که مقدمه و زمینه ساز سقوط انسان در ورطة گناه و ارتباط نامشروع، ذهنیت سازی آن است. همان طور که در احادیث آمده است، برخی افراد بدون آنکه مرتکب عمل زشت زنا شوند، در خود ذهنیت زنا را می پرورانند و در فضای روحی زنا بسر می برند.

ب- عفاف نگاه: از دستورات مؤکد اسلام رعایت نگاه و پرهیز از نظر کردن به نامحرم است. چرا که بیشترین تأثیر منفی را بر دل می گذارد. با توجه به اهمیت مسأله، خداوند در سورة نور می فرماید: «و قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون» به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند، این کار برای آنها پاکیزه تر است خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.(10) همچنین در حدیثی پیامبر فرمود: «النظره سهم مسموم من سهام ابلیس» نگاه به نامحرم همچون تیری است که شیطان به قلب انسان می زند.(11)

ج – عفاف گفتار: فقهای اسلامی تأکید د ارند که برای زن جایز نیست صدای خود را بگونه ای خوش آهنگ، نازک و ملایم جلوه دهد که موجب تحریک نامحرم شود. علاوه بر این در برخورد با نامجرم از بیان کلمات و الفاظ احساسی و تحریک کننده بپرهیزد و در گفتار جدیت نشان دهد تا افراد ضعیف الایمان و بیماردلان سوءاستفاده نکنند. با توجه به اهمیت مسئله، قرآن کریم خطاب به همسران پیامبر فرمود: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا» با صدای نرم، بگونه هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع نکنند بلکه به خوبی و شایسته سخن بگوئید.(12)

د – عفاف در تعاملات رفتاری (در برخورد حسی): اسلام هر گونه ارتباط و برخورد حسی میان زن و مرد اجنبی را حرام کرده است. لذا مرد نمی تواند با هیچ عضوی از اعضاء خود با عضوی از اندام بدن زن نامحرم تماس حاصل نماید. از این رو مصافحه (دست دادن)، بوسیدن و لمس کردن اعضاء بدن زن نامحرم حرام است. امام صادق (ع) می فرماید: «ما من احد الا و یصیب خطا من الزنا، زنا العینین النظر و زنا الفم القبله و زنا الیدین اللمس» هیچکس نیست مگر اینکه دچار بهره ای از گناه زنا می شود. زنای چشمها نگاه به نامحرم است و زنای دهان بوسیدن نامشروع و زنای دستها تماس دستها با بدن نامحرم است.(13)

ه - عفاف در رفتار و معاشرت: زن مسلمان علاوه بر پوشش ظاهری باید در نوع حرکات، برخوردها و حتی راه رفتن نیز زمینة سوءاستفاده افراد اجنبی و هوسباز را از میان ببرد. برخوردهای سنگین توأم با متانت، شرم و حیا، تواضع و وقار، کم گوئی و پرهیز از گشاده روئی مفرط، برخوردهای جلف، معاشرت دوستانه و اختلاط با مرد بیگانه بر یک زن مسلمان لازم است. در سورة نور آمده است: «و لا یضربن أرجلهن لیعلم ما یخضعن من زینتهن» نباید زنان هنگام راه رفتن پای خود را بر زمین بکوبند تا زینت پنهانشان دانسته شود.(14)

و – عفاف در زینت: زن مسلمان باید علاوه بر پوشش اعضاء و اندام خود، هر نوع زیور و زینت را از معرض دید نامحرمان پنهان سازد و از هرگونه آرایش و خودنمائی در بابر افراد بیگانه و اجنبی بپرهیزد تا زمینه جلب توجه و تحریک آنان فراهم نشود. با توجه به اهمیت مسئله در سوره نور خداوند می فرماید: «و قل للمؤمنات یغضفن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها...» (ای رسول ما) زنان مؤمنه را بگو تا چشمها و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه قهراً ظاهر می شود، در برابر بیگانه آشکار نسازند. (15)

ی – عفاف در پوشش: حکم وجوب حجاب زن در برابر نامحرم یکی از احکام مسلم اسلام است که در بارة آن تردیدی نیست . در قرآن کریم روایات و احکام فقهی به این مسئله و کیفیت آن اشاره شده است. لذا علاوه بر تعابیر ذکر شده در مقوله حجاب، زن مسلمان مهم تر از همه باید حدود شرعی را در پوشش ظاهری خود رعایت کند واندام بدن را از معرض دید دیگران پنهان سازد.

بطور کلی تمامی مباحث مطرح شده در باب حجاب و پوشش اسلامی زنان به دو محور اساسی باز می گردد: نخست رعیات حد پوشش به معنای حفظ عورت ودیگری پرهزی از خودآرائی نامشروع است.

اسلام از زنان خواسه است که حدود پوشش اسلامی را به منظور حفظ عورت خود رعایت کنند با توجه به روایات و تفاسیر آیات قرآن کریم، عورت زن، تمامی اعضاء بدن او بجز قرص صورت و دو کف دست می باشد و لذا الگوی پوششی مورداستفاده زنان باید بگونه ای باشد که بتواند این حدود را تأمین کند. در سورة نور آمده است: «و قل للمومنات یعضفن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها...» به زنان مؤمنه بگو چشمهای خود را فروبندند و عورتهای خود را پوشیده نگاه دارند و زینتهای خود را جز آن مقداری که ظاهر است آشکار ننمایند. (16)

در تفسیر استثناء آیه «الا ما ظهر منها» یعنی آن مقداری که زنان در پوشش خود می توانند آشکارنمایند، به احادیث متعددی استناد شده است. از آن جمله در حدیثی پیامبر در برخورد با اسماء دختر ابوبکر می فرماید: «یا اسماء! ان المراه اذا بلغت الحیض لم تصلح ان یری منها الا هذا وهذا و أشار الی کفه و وجهه» ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر این و این و اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پایین دستش.(17)

علاوه بر این، پوشش زنان ضمن تأمین حدود پوشش اسلامی ، باید بتواند برجستگیهای اندام بدن را نیز بپوشاند و بعبارتی گشاد باشد و از سوی دیگر بدن نما نباشد یعنی پارچه آن از زیر اندام بدن را نمایان نسازد.

در مسئله دوم ضمن تأکید بر آراستگی و خودآرائی مشروع زنان در برابر محارم به ویژه همسر، اسلام از آنان خواسته است تا از خودآرائی نامشروع در برابر نامحرمان و در محیط اجتماع بپرهیزند وزیور وزینت خود را جز در برابر محارم آشکار نکنند واز هر عاملی که موجب تحریک و جلب توجه نامحرمان شود دوری کنند. مظاهر خودآرائی زنان عبارتند از:

الف – زیور آلات زنانه اعم از گردنبند (سینه گردن) ، گوشواره، خلخال، بازوبند، دست برنجی، تاج و ... «.... و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها...» زینتهای خود را (از جمله زیورآلات) جو آن مقداری که آشکار است ظاهر ننمایند.(18)

ب – آرایش نمودن، سر، صورت، دستها و پاها و... اعم از سرمه زدن، رنگ مو، آرایش صورت، خضاب کردن دست، ابرو گرفتن، لک زدن ناخنها و ...

«... و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی ...» و هرگز مانند دورة جاهلیت نخستین آرایش و خودآرائی نکنید.(19)

ج – استعمال عطر: پیامبر فرمود: «اذا تطیب المراه لغیر زوجها فانما هو نار» زنی که خود را برای دیگران خوشبو کند، او خود آتش است و ننگ محسوب میشود.(20)

د – پوشیدن لباسهای فاخر، زننده و زینتی که باعث جلب توجه شود: پیامبر فرمود: «ویل للمراه من الاحمر ین الذهب و المعصفه» وای بر زنان از دو سرخی طلا و جامه زیبا (که هر دو زینت بوده و موجب فتنه هستند)

امام راحل (ره) در توضیح المسائل می فرماید: «نگاه کردن به صورت و دستهای زن نامحرمی که صورت ودستهایش را بزک کرده و زینت نموده اگرچه از روی لذت نباشد و ترس افتادن به گناه نیز نباشد، حرام است.»(21)

علاوه بر معیارها و احکام مطرح شده در حدود پوشش اسلامی، برخی از مصادیق پوشش زنان در قالب آیات و روایات بیان شده است که از آن جمله می توان به «جلباب» ، «خمار» و «سراویل» اشاره کرد. در سوره نور از زنان خواسته شده است که از پوشش «خمار» بدرستی استفاده کنند : «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن...»(22) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشیده شود). معنای خُمر در این آیه «روسری» است.(23)

همچنین در سورة احزاب شکل دیگری از پوشش به زنان معرفی می شود: «یدنین علیهن من جلا بیهن...» یعنی جلبابهای خود را بر خویش افکنند.(24) «جلباب» در این آیه بنابر تفاسیر، نوعی مقنعه است که از روسری بزرگتر و از چادر کوچکتر می باشد و سر وسینه زن را با پوشش وسیع خود می پوشاند.(25)

دربارة استفاده از شلوار نیز پیامبر فرمود: «اللهم اغفر للسرولات» یعنی خدا رحمت کند زنانی را که شلوار می پوشند.(26)

همچنین در حدیث دیگری فرمودند: «أیها الناس! إتخذوا السراویلات فإنما من أسترتیابکم، حصنوا إذا خرجتم» ای مردم! شلوارها را برای پوشش برگیرید زیرا آنها پوشاننده ترین لباسها است و بوسیله آن حجاب زنان خود را هنگام خروج از خانه حفظ کنید.(27)

معافیت های پوششی در زنان
علاوه بر احکام حدود پوشش زنان مسلمان در برابر افراد نامحرم، احکام دیگری نیز وجود دارد که نوعی معافیت را در حدود پوشش بیان می کند. بخشی از معافیتها در پوشش مربوطه به گروه خاصی از بانوان است. از آن جمله پوشش زنان سالمند و نیز کنیزان.

در حدیثی از امام رضا (ع) آمده است: «سألته عن الرجل یحل له ان یتطر إلی شعر اخت امرأته؟ فقال لا الا أن تکون من القواعد. قلت له: أخت امرأته و الغریبه سواء؟ قال: نعم، قلت: فما لی من النظر الیه منها؟ فقال: شعرها و زراعها» از امام سؤال شد: آیا جایز است به موی خواهر زن نگاه کرد؟ فرمود: نه مگر اینکه از قواعد باشد. سؤال شد: آیا خواهر زن و زن غریبه فرقی ندارد و مثل هم می باشند؟ فرمود: بله، سؤال شد: نگاه به چه عضوی از قواعد جایز است؟ فرمودند: موی سر و ساعدوی.(28)

در بارة پوشش کنیزان در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: «علی الصبی اذا احتلم الصیام و علی الجاریه اذا حاضت الصیام و الخمار الا ان تکون مملوکه فانه لیس علیها خمار الا أن تحب أن تختم و علیها الصیام» پسر وقتی محتلم می شود روزه بر او واجب است و دختر هنگامی که عادت می شود روزه و روسری بر او واجب است اما بر کنیز روسری واجب نیست مگر اینکه خودش تمایل به پوشاندن سر داشته باشد، لکن روزه بر او واجب است.(29)

اما بخش دیگر معافیتها، مربوط به حدود پوشش عموم زنان در برابر دیگر افراد است که به مصادیق آن با استناد به آیات و روایات اشاره می کنیم:

حدود پوشش در برابر محارم سببی و نسبی (اعم از شوهر، پدرشوهر، پسر همسر، پدر و بالاتر، پسر شامل نوة پسری یا دختری و پائین تر، برادر پسر برادر و پسر خواهر.)

خداوند در این باره می فرماید: «... و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهم او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناؤ بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکته ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربه نت الرجال او الطفل الذین لم یظهر علی عورات النساء ...» زنان باید زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا بردارنشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیششان یا طفیلیان و افراد تابعی که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان ناتوانند.(30)

طبق آنچه که در ادامة آیه بیان شده است، پوشش زنان در برابر چهار گروه از افراد که در حکم محارم هستند نیز از معافیتهائی برخوردار است که عبارتند از: زنان هم کیش و مسلمان، اطفال غیرممیز یا نابالغ، تابعین، یعنی افرادی که یا دیوانه و ابله بوده و نیاز به ولی داشته باشند و از امور جنسی چیزی نفهمند. یا پیرمردانی که به حدی از پیری رسیده اند که نیاز به ولی و سرپرست داشته و دیگر از تمایل و توان جنسی برخوردار نباشند و گروه آخر، مملوکان و بردگان که پوشش زن مسلمان در برابر آنها ساده تر و آسانتر از دیگر افراد است.

لازم بذکر است زنان غیر از این گروه افراد که نامبرده شد، در برابر غیرمحارم شامل مردان اجنبی و نامحرم، مردان غیراجنبی و نامحرم و زنان غیرمسلمان باید پوشش کامل خود را رعایت کند.

«حدود پوشش در برابر زنان غیرمسلمان»: دربارة لزوم رعایت پوشش زنان مسلمان در برابر زنان غیرمسلمان به بیان یک حدیث مستند اکتفا می کنیم: از امام صادق نقل شده است که آن حضرت فرمود: «لاینبغی للمرأه ان تنکشعه بین یدی الیهودیه و النصرانیه فانهن یصفن ذلک لازواجهن» زن مسلمان نباید مقابل زن یهودی و نصرانی خود را برهنه کند زیرا آنان صفات زنان مسلمان را نزد شوهرانشان بیان می کنند.(31)

در باب معافیتهای پوشش باید افزود، میزان معافیتها بشکلی، محدود و معین شده است و لذا زن مسلمان جز در برابر شوهر خود، حق برهنه شدن در برابر دیگر افراد را ندارد و تنها در آشکار نمودن سر و سینه، دست و ساعد و نیز بخشی از پاها اختیار دارد.

پوشش و مسأله خواستگاری
پوشش در برابر خواستگار نیز از معافیتهائی برخوردار است که البته این معافیتها مشروط است. اما راحل(ره) در این باره می فرماید: «کسی که می خواهد با دختر یا زنی ازدواج کند، نگاه به چهره، مو و مواضع زینت او بلکه سایر قسمتهای بدن او غیر از عورتین تا حدی که او را بشناسد جایز است، مشروط به اینکه:

الف – احتمال بدهد که نگاه او موجب شناخت بیشتر خواهد شد.

ب – احتمال توافق برای ازدواج باشد.

ج – ازدواج فعلی او جایز باشد.(32)

پس از بیان مباحث و معیارهای اصلی پوشش اسلامی زنان، به مواردی نیز اشاره می کنیم که استفادة از آنها در احکام و تعالیم دینی مذموم بوده و نهی شده اند.

یکی از این موراد، استفاده از لباس شهرت است. پوشیدن لباسی که در شأن کسی نباشد و موجب شهرت کاذب و انگشت نما شدن او شود و استفادة از آن از نظر رنگ، شکل، جنس یا نحوة دوخت خارج از عرف جامعه باشد، لباس شهرت تلقی می شود.

امام صادق در این باره می فرماید: « ان الله یبغض شهره اللباس» خداوند دشمن کسی است که به واسطه لباس انگشت نما شود.(33)

لباس شهرت بر سه قسم است:

الف – لباس کمیاب، منحصر بفرد و غیرمتعارفی که با الگوهای رایج جامعه سازگاری ندارد.

ب – لباسی که استفاده از آن در میان کفار، مشرکان و دشمنان اسلام رایج است. حضرت علی (ع) در این باره می فرماید: «لاتزال هذه الامه بخیر مالم یلبسوا لباس العجم و یطعموا اطعمه العجم فاذا فعلوا ذلک ضربهم الله بالذل» حال این امت همیشه نیکو خواهد بود تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشند و غذاهای آنان را نخورند و آن زمان که لباس و غذای بیگانگان را مصرف نمودند خداوند آنها را ذلیل خواهد کرد.(34)

ج – همانند سازی زن و مرد به یکدیگر در لباس: پیامبر فرمود: «لعن الله الرجل یلبس لبسه المرأه و المرأه تلبس لبس الرجل» خدا لعنت کند مردی را که لباس زن بپوشد و زنی که لباس مرد را بپوشد.(35)

از دیگر مواردی که در اسلام نسبت به آن نهی شده است، پوشیدن لباس تفاخر می باشد. لباس تفاخر، لباس مجلل، گرانقیمت و غیرمتعارفی است که برای فخرفروشی و تکبرورزی در میان مردم پوشیده می شود. این نوع لباس تقویت کننده صفت خودکامگی در انسان است که حاکمان و سلاطین جور و نیز ثروتمندان دنیا پرست از آن بهره می گرفته اند. پیامبر

فرمود: « من لبس ثوباً فاختال فیه حسف الله به من سفیر جهنم» کسی که لباس بپوشد و در آن لباس تکبر ورزد، خداوند او را به گوشه ای از جهنم فرو برد.(36)

استفاده از لباسهای مصور و نقش دار نیز در احادیث نهی شده است چرا که موجب کم شخصیتی فرد می شود.

توازن بین پوشش اسلامی و شخصیت زن مسلمان
بطور کلی توصیه های اسلام در خصوص پوشش زنان مسلمان از ویژگیها و امتیازات خاصی برخوردار است که تأمین کنندة شخصیت و منزلت وجودی زن می باشد. بخشی از این توصیه ها و احکام مربوط به رعایت حدود پوشش اسلامی که پوشش تمام اندام بدن زن به غیر از صورت و کفین دست را در بر می گیرد و نیز پرهیز از خودآرائی و جلوه گیری نامشروع بویژه در برابر نامحرمان، می باشد. علاوه بر این، تعالیم اسلامی توصیه به استفاده از جلباب و خمار برای پوشش سرو سینه، شلوار برای پوشش پاها و لباسهای گشاد و تمام قد برای پوشش اندام بدن می کنند. بکارگیری رنگهای روشن و در عین حال سنگین و غیرزننده که موجب جلب توجه نشود، پارچه هائی با جنس طبیعی از جمله پنبه و کتان تهیه شده باشند، پارچه های نرم و لطیف و در عین حال غیرنازک که بدن نما نباشند از دیگر توصیه های اسلام در خصوص پوشش زنان است. البته باید گفت که بکارگیری شکل و مدل، رنگ و جنس لباسها در شرایط متنوع محیطی و در میان اقوام و قبائل مختلف با هم متفاوت است لذا یک تعریف جامع و مشخصی را برای الگوی پوشش تمامی زنان مسلمان نمی توان ارائه کرد. لیکن به لحاظ اهمیت و حساسیت این مسئله، اسلام قواعد کلی را برای تبیین الگوی مناسب پوشش زنان ارائه نموده است که این الگوها تأثیر عمیق و گسترده ای را بر فرهنگ پوشش بانوان ایرانی داشته است.

در بخش دوم مبحث به مسائلی همچون رابطه فرهنگ و لباس، رابطه لباس غربی با فرهنگ غربی، لباس و سرمایه داری، پدیدة مد در لباس، عوامل مؤثر بر الگوی پوشش و شرایط فعلی بازار مصرف و الگوهای رایج پوشش زنان می پردازیم.

نوع لباس، نمادی از فرهنگ جامعه
لباس فراتر از یک نیاز طبیعی در زندگی انسان، امروزه بعنوان نمادی از فرهنگ جامعه محسوب می شود. که این نماد و شاخص فرهنگی در قالب خرده فرهنگها و سنتهای قومی و قبیله ای بیشتر تجلی می کند به گونه ای که برای بازشناسی و تمایز فرهنگهای مختلف از یکدیگر می توان از الگوی پوشش آنان بهره گرفت. در گذشته و در میان قبائل، نوع لباس افراد، نشانگر تعلق آنها به قوم یا قبیلة خاصی بوده است. لباس علاوه بر کارکردهای فردی، پیامدهای اجتماعی گسترده و عمیقی نیز به همراه دارد. لباس در میان افراد جامعه نوعی منزلت و شخصیت اجتماعی را بوجود می آورد و در ابعاد منفی ایجاد تفاخر و چشم هم چشمی می کند.

همچنین این مقوله یک ابزار مهم در جهت نفوذ فرهنگی در جوامع محسوب می شود که قدرتهای سلطه طلب و استعمارگر از این اهرم بنحو گسترده ای برای نفوذ فرهنگی در جوامع و گسترش ابتذال و بی بندوباری استفاده می کنند. تاریخ چهل ساله گذسته ایران بویژه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گواه بر این مدعا است. بکارگیری گستردة ژورنالهای خارجی که الگوهای پوشش غربی را ترویج می کنند در طراجی و تولید لباسهای زنانه نیز در همین راستا صورت می گیرد.

در کنار مسئله تأثیر متقابل فرهنگ و لباس بر یکدیگر، اثرگذاری اصول و ارزشهای اسلامی را بر الگوی پوشش زنان ایرانی نمی توان نادیده گرفت. پایبندی زنان ایرانی به باورهای دینی و اصول ارزشی اسلام موجب شده است در کنار سلایق فردی، هنجارها و خواستهای عرفی و عوامل تجاری از جمله تبلیغات، قیمت، مد و ...، تعالیم دینی بیشترین تأثیر را بر فرهنگ مصرف پوشاک زنان داشته باشد. باورهای دینی به دلیل عمومیت داشتن در میان افراد، قرار گرفتن در اعماق فکر و جان آدمی و نیز تأثیر گسترده و عمیق بر ابعاد مختلف زندگی انسان، از اهمیت دو چندان برخوردار است. عوامل تجاری در یک فرآیند مقطعی و محدود می توانند بر الگوی مصرف تأثیر گذار باشند اما هیچگاه همانند انگیزه های ناشی از باورهای اصیل دینی نمی توانند پایدار باشند.

البته علاوه بر الگوی پوششی اسلام برای زنان، عوامل متعدد دیگری نیز بر فرهنگ مصرفی پوشاک زنان تأثیر داشته است که از آن جمله به عوامل جغرافیائی، اقلیمی، فرهنگ، آداب و رسوم، برهة تاریخی و زمانی، موقعیت اجتماعی و جایگاه طبقاتی افراد، شرایط اقتصادی، شرایط سنی و جنسی افراد، سیاست و تکنولوژی می توان اشاره کرد.

ارتباط مقولة لباس و فرهنگ را از جهت دیگری نیز می توان بررسی کرد و آن ارتباط لباس و پوشش غربی با فرهنگ غربی است. در یک بررسی دقیق می توان دریافت ریشة اصلی الگوی فعلی پوشش غربی که مروج ابتذال و بی بندو باری در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته می باشد،به نوع باورها و اعتقادات آنان باز می گردد. در بینش غربی، بر پایة اصل انسان محوری، تمامی فعالیتها و امکانات موجود، باید در جهت کامیابی و لذت جوئی هر چه بیشتر انسان صرف شود و لذا اندام بدن زن بصورت یک اهرم مؤثر در جهت ارضاء شهوات و نفسانیات بکار گرفته می شود. از این رو این اهرم هر چه ساده تر و بهتر باید در اختیار مرد قرار گیرد. پوشش زنان غربی عموماً شامل لباسهای کوتاه، تنگ و بدن نما می شود که جلوة بیشتری به اندام زن می بخشد و زمینه لذت جوئی مرد را بیشتر فراهم می کند.

لباس و مقوله وابستگی اقتصادی
اثرات لباس در مقوله های اقتصادی نیز قابل توجه است. ارتباط تنگاتنگ لباس با فرهنگ جامعه و وابستگی اقتصادی آن بر صاحبان قدرت و سرمایه، متأسفانه لطمات بسیاری به الگوی مناسب و مطلوب پوشش در جامعه وارد نموده است. بسیاری از سرمایه داران ضمن ناآشنائی نسبت به معیارهای اسلامی و عدم پایبندی به آنها، تنها هدف خود را کسب سود و منفعت قرار داده اند و لذا برای دستیابی به آن از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. از این رو مشاهده می شود ارزشهای والای دینی و فرهنگی جامعه قربانی مطامع اقتصادی سرمایه داران می گردد. برای زیر پا گذاشتن اصول و ارزشها، استفاده از الگوهای پوشش غربی، مارکها و مدلهای خارجی بهترین ابزار و وسیله است. لذا طراحان لباس بویژه در عرصة پوشاک زنانه، با حمایت مالی قدرتهای سرمایه ای استفاده از ژورنالهای خارجی را برای طراحی و تولید لباس در دستور کار خود قرار می دهند.

مسئله دیگر در مقولة لباس پدیدة مدگرائی است. این پدیده که ساخته و پرداختة فرهنگ غربی است، موجب تجمل گرائی، مصرف گرائی مفرط، تفاخر و چشم هم چشمی، تزلزل شخصیت و اشتغالات نامطلوب ذهنی در فرد می شود و الگوهای کاذب و ضدارزشی را ترویج می دهد.

بسیاری از سرمایه داران در عرصه پوشاک برای نیل به اهداف اقتصادی خود از پدیدة مد بعنوان یک اهرم مناسب برای جلب مشتری و فروش بیشتر استفاده می کنند. ارائه الگوهای جدید و جذاب در مقاطع زمانی معین که عموماً بصورت تقلیدی و در قالبهای ضدارزشی و غربی ارائه می شوند، نظر خریداران را به خود جلب می کند.

برای معرفی یک الگوی جدید بعنوان مد در جامعه و جلب نظر افراد برای استفاده از آن، تبلیغات بعنوان یک ابزار مؤثر و کارآمد بکارگرفته می شود. معرفی الگوها و قالبهای جدید پوشش از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی از جمله رادیو و تلویزیون، اینترنت و بویژه ماهواره ها و شبکه های خارجی، همچنین ارائه مدلهای جدید لباس در مجلات و نشریات بویژه زنانه، تبلیغ از طریق پوسترها و تراکتهای تبلیغاتی، عرضه عمدة الگوهای جدید در فروشگاههای بزرگ و مراکز عمدة فروش همراه با تبلیغ و عرضه در ویترین، طراحی مدلهای جدی با استفاده از ژورنالهای خارجی و بکارگرفتن الگوها و مدلهای نو و جذاب از سوی افراد سرشناس و مورد علاقه مردم بویژه بازیگران در فیلمهای سینمائی و تلویزیون و نیز ورزشکاران از جمله عوامل مد شدن لباس و پوشش خاصی در جامعه است.

البته گاهی دست اندرکاران و سیاستگذاران تولید و عرضه پوشاک برای مد شدن یک الگو، ابتدا آن را بصورتی محدود و با قیمتهای بالا در میان اقشار مرفه جامعه، ترویج و ارائه می کنند. برخورداری محدود گروهی از افراد جامعه از این الگو، نوعی امتیاز فردی و اجتماعی را در میان افراد بوجود می آورد و علاقمندی سایر اقشار جامعه را برای برخورداری از آن مدل جدید بیشتر می کند. این زمینه مناسب موجب می شود عرضه کنندگان در فرصت زمانی مناسب الگوی مربوطه را بصورت انبوه و در قیمتهای متعادل در اختیار جامعه قرار دهند و این امر موجب مد شدن الگو در میان افراد جامعه شود. بهر حال با وجود فواید اقتصادی مدگرائی برای صاحبان قدرت و سرمایه، این پدیده پیامدهای منفی و زیانباری از نظر فرهنگی برای جامعه دارد.

در پایان این مقاله به الگوهای رایج پوشش زنان در بازار مصرفی می پردازیم:

بطور کلی الگوهای پوشش زنان به سه بخش تقسیم می شوند:

الف – قالبها و الگوهای متعارف و مشترک پوشش ظاهری زنان.

ب – مدلها و طرحهای متنوع و متغیر که در قالب الگوهای مشترک بکار گرفته می شوند.

ج – مدلها و طرحهائی که در شرایط خاص محیطی بکار گرفته می شوند.

قالبها و الگوهای مشترک پوشش ظاهری زنان با توجه به هویت فرهنگی جامعه ما کاملاً تعریف شده اند و مصادیق آن محدود است و استفاده از آنها در نقاط شهری و مناطق غیربومی متداول می باشد. این الگوها عبارتند از:

1- چادر 2- مانتو 3- مقنعه 4- روسری 5- شلوار 6- جوراب 7- کفش در هر یک از این قالبها و الگوهای متعارف و مشترک با توجه به شرایط زمانی و مکانی، مدلها و طرحهای متنوع و گسترده ای بکار گرفته می شود که بعنوان نمونه به برخی از این مدلها می توان اشاره کرد: چادر شامل دو مدل چادر معمولی و چادر عربی، همچنین چادر ساده یا طرح دار با جنسهای پارچه ای متنوع می شود.

مدل مانتوها از تنوع بسیاری برخوردار است که بعنوان نمونه با مانتوهای راسته (کوتاه یا بلند) مانتو کلوش. مانتو فون، کمرکرستی، کیمونوئی، یقه دار یا بدون یقه، ساده یا پیله دار، چاک دار یا بدون چاک، مانتو خفاشی، بارانی و روپوشهای ساده و معمولی می توان اشاره کرد.

روسری ها از تنوع چندانی برخوردار نیستند و عمدتاً در قواره های 120،100،90 سانتی به فروش می رسند. تنوع جنسی روسری ها بیشتر شامل کرپ خاویاری، ژورژت داخلی و خارجی با درصد مواد پلی ملر بالاست. البته امروزه استفاده از روسری های نخی سبک و نیز روسری های سیلک هندی نیز درمیان بانوان متداول شده است.

مقنعه ها شامل دو نوع مقنعة پفی و مقنعة چانه دار می شود.

شلوارهای زنانه از نظر مدل، تنوع نسبتاً زیادی دارند که از آن جمله عبارتند از: شلوارهای معمولی پارچه ای بلند، شلوارهای کشی و استرج، شلوارهای ساق جورابی، پیله دار گشاد، شلوارهای مینی، لی اعم از گشاد و تنگ، چاک دار یا بدون چاک و...

جورابهای زنانه نیز شامل دو مدل جورابهای شاق کوتاه و ساق بلند یا شلواری می باشد. بخش سوم مدلها و طرحهائی که در شرایط خاصی محیطی بکار گرفته می شوند که از جمله آنها می توان به لباسهای محلی مربوط به قبائل مختلف و نقاط بومی و روستائی، لباسهای مجلسی اعم از میهمانیها، جشن و عروسی یا عزاداری، لباسهای شغلی در برخی محیط های کاری همچون مدارس و بیمارستانها و لباسهای زیرپوش و راحتی که بیشتر در درون خانه استفاده می شوند، اشاره کرد.

________________________

1 - حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و رهنگی فرهنگی، ص 64

2 – مجموعه مقالات پوشش زن و عفاف، سازمان تبلیغات اسلامی

3 – ماهنامه صنعت نساجی، ص 122

4 – سوره نور، آیه 26

5 – کمپ، استورات، روانشاسی اجتماعی، سال 1369

6 – مجموعه مقالات پوشش و عفاف، سازمان تبلیغات اسلامی

7 – مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، ص 63

8 – سوره ص، آیه 32

9 – سوره احزاب، آیه 54

10 – سوره نور، آیه 30

11 – بحار الانوار، ج 4، ص 311

12 – سوره احزاب، آیه 32

13- وسائل الشیعه، ج 14، ص 138

14 – سوره نور، آیه 31

15 – همان

16 – همان

17 – سنن ابی داود، ج2، ص 383

18 – سوره نور، آیه 31

19 – سوره احزاب، آیه 32

20 – نهج الفصاحه، ص 36

21 – اما خمینی (ره)، توضیح المسائل ، ص 365

22 – سوره نور، آیه 30

23 – التحقیق فی الکلمات القرآن، ج 3، ص 129

24 – سوره احزاب، آیه 59

25 – مصباح المنیر و لسان العرب، ج 2، ص 317

26 – میزان الحکمه، ج2، ص 25

27 – همان

28 – وسائل الشیعه، ج 3، ص 25

29 – همان، باب 29، حدیث 1

30 – سوره نور، آیه 30

31 – وسائل الشیعه، ج 14، ابواب مقدمات نکاح، باب 48، حدیث 1

32 – عروه الوثقی، کتاب النکاح، مسئله 35، ص 329

33 – وسائل الشیعه، ج 3، احکام الملابس، باب 12، حدیث 2

34 – همان، ص 356

35 – میزان الحکمه، ج 5، ص 18

36 – وسائل الشیعه، ج 3، ص 368
 

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

جامعه برای تغییر الگوی مصرف نیازمند آموزش است

برای رسیدن به پیشرفت و عدالت نیازمند اصلاح الگوی مصرف هستیم و باید در این زمینه آموزش های لازم را ببینیم.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید شهریاری  گفت: دهه جاری دهه پیشرفت و عدالت نام گرفته است ، ما برای رسیدن به این دو هدف نیازمند راهبردهایی هستیم که یکی از این راهبردها اصلاح الگوی مصرف است.

دبیر شورای عالی اطلاع رسانی با بیان اینکه این راهبرد باید در دو حوزه رفتارهای شخصی و اجتماعی افراد و دیگری در رفتارهای سازمانی دولتی دنبال شود، افزود: مردم در رفتارهای شخصی و اجتماعی وظایف اخلاقی دارند.

وی گفت: تغییر آداب و رسوم غلط یا غیر ضروری، جلوگیری از ولخرجی های شخصی و خانگی، اجتناب جدی از تجمل گرایی و مواردی از صرفه جویی که به معنای درست مصرف کردن است از الزامات اخلاقی به شمار می رود.

استاد حوزه علمیه قم گفت: البته مرتبه ای از صرفه جویی هست که گرچه الزامی شخصی و اجتماعی نیست و ذاتاً از محسنات اخلاقی است؛ ولی با توجه به مصالح ملی و تذکرات رهبر معظم انقلاب بخشی از وظایف ملی افراد شده است. این همان صرفه جویی به معنای کم مصرف کردن است.

شهریاری با اشاره به اینکه کم مصرف کردن گرچه الزام اخلاقی نیست ولی یک وظیفه ملی است، خاطر نشان کرد: برای روشن شدن این مسئله می توان به یک مثال اشاره کرد؛ مثلا در یک طرف کسی که نیازمند 10 واحد از حاملان انرژی است تلاش می کند با 8 واحد امور خود را بگذراند، اما در طرف دیگر کسانی هستند که بی مبالاتند و با این که نیازشان 10 واحد است ولی 12واحد مصرف می کنند یعنی اسراف کار هستند و برای تغییر الگوی مصرف باید آموزش لازم را ببینند.

رئیس مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی گفت : برای تغییر رفتار مردم، دولت وظایفی کلیدی دارد که می توان به ایجاد یا تقویت سامانه هایی برای تحول در لوازمی که در مصرف مردم تأثیر گذار است اشاره کرد.

وی خاطر نشان کرد: فناوری تولید لوازمی که در مصرف مردمی دخیل است ، بسیار بااهمیت می باشد و دولتها برای تولید و سرمایه گذاری آنها حمایتهای جدی صورت می دهند.

شهریاری گفت: در این زمینه می توان به تولید شیشه دوجداره و شیرهای با کنترل چشمی و لامپهای کم مصرف و با کنترل چشمی و کلیدهای زماندار با قیمت ارزان اشاره کرد.

وی گفت: جامعه نیازمند تغییر در ضوابط رعایت الگوی ساخت و ساز و مصرف است که این امر در اقتدار و اختیار دولت می باشد و مردم به طور معمول رویکردی به استفاده از این ابزارها ندارند؛ چون نیازمند هزینه اولیه است.

وی گفت: استفاده از فناوری های نوین برای تغییر رفتارهای مردم کاری گریز ناپذیر و از وظایف اصلی دولت است، استفاده از کولر آبی و بخاری گازی در ایران به شکل گسترده در هیچ جای دنیا مرسوم نیست. این وسایل آب و گاز را به صورتی مستقیم مصرف می کند و بازده آن نیز نسبت به الگوهای مصرف جهانی بسیار پایین است.

شهریاری خاطر نشان کرد: مردم وقتی می خواهند وسیله گرمایشی بخرند ارزان ترین آنها همین بخاری گازی است که مستقیماً گاز را مصرف می کند و می سوزاند که خطایی راهبردی است و باید به وسایلی شبیه پکیج گرمایشی که با داغ کردن آب در مصرف گاز صرفه جویی می شود تغییر کند؛ ضمن این که نصب زمان سنج برای روشن و خاموش کردن خودکار دستگاه را در زمانهایی که خانه یا محل کار خالی است ممکن می سازد.

وی گفت: اگر دولت کمک نکند این صنایع تغییر نخواهد کرد. کولر آبی در ایران عامل مصرف بالای آب است؛ دولت باید کمک کند کارخانه های تولید کولر آبی با تغییر فناوری، مصرف آب را برای سرمایش کنار بگذارند و به فناوری های روزآمدتر که مصارف برق آن هم پایین باشد بیندیشند.

شهریاری گفت: امروزه از خرید لامپهای کم مصرف شهروندان حمایت می شود که خیلی خوب است و باید به موارد مشابه سرایت کند تا موجب تغییر در شاخصهای مصرف شود.

وی ادامه داد: به نظر می رسد بهره مندی از فناوری های نوین از جمله فناوری اطلاعات و ارتباطات در کاهش مصرف سوخت بسیار تاثیرگذار است و باید به این فناوری ها که موجب کاهش تقاضای سفرهای شهری و بین شهری می شود توجه جدی کرد.

شهریاری خاطرنشان کرد: ایجاد دولت الکترونیک برای ارائه خدمات به مردم در محل حضور خودشان و نه در محل حضور مأموران دولتی از حجم ترافیک شهری خواهد کاست و موجب کاهش مصرف سوخت می شود، مردم برای خدمت گیری در بسیاری موارد به طور معمول چهار سفر درون شهری انجام می دهند که اصلاح این امور از مأموریتهای دولت است.

دبیر شواری عالی اطلاع رسانی افزود: یک مثال دیگر برای مسئولیتهای دولتی، یارانه هایی است که برای نان پرداخت می شود، ارزان بودن نان برای همه شهروندان و یارانه ای بودن گندم موجب می شود برخی سودجویان از نان برای مصارفی غیر صحیح همچون پوشش مواد غذایی استفاده کنند.

وی اظهار داشت: یارانه نان باید تعدیل شود ضمن این که ضعیفان جامعه نیز باید حمایت شوند و این امور نیازمند رسیدگی جدی و برنامه ای منظم و دقیق است.

شهریاری با اشاره به ضرورت تغییر در ساختار دولت گفت: به نظر من وزارتخانه هایی که مرتبط با حاملهای انرژی هستند باید به نوعی در هم ادغام شوند یا منسجم گردند تا تصمیمات مرتبط با آب، برق، گاز و دیگر حاملان انرژی همگراتر گرفته شود.

وی تصریح کرد : قانون وزارت نیرو از سال 1353 تاکنون تغییر محسوسی نداشته، وزارتخانه هایی همچون راه و ترابری و ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز بسیار به هم مربوطند و در برخی تحقیقات بین المللی به ادغام آنها به منظور اتخاذ تصمیمات راهبردی برای اهدافی همچون تقلیل سفرهای شهری و بین شهری و کاهش مصرف سوخت توصیه شده است.

شهریاری گفت: اموری از این دست نشان می دهد که مسئولان دولتی باید با نگاهی راهبردی به اصلاح الگوی مصرف بپردازند و در کنار اقدامات کوتاه مدت به فکر اقدامات اساسی و میان مدت نیز باشند.

وی افزود: برنامه میان مدت احتیاج به یک سند راهبردی دارد که در آن راهبردها و راهکارها مشخص باشد.
 

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

الگوی مصرف/مدیران مراکز قرآنی بخوانند

ایا در آبی که مینوشید دقت کردهاید؟ ایا شما آن را از ابر فرو فرستادید یا ما؟ اگر بخواهیم آن را شور قرار میدهیم، پس چرا شکر نمیکنید؟

آب، سر منشاء پیدایش حیات و از معدود منابعی است که ادامه زندگی بر کره زمین، بدون آن غیر ممکن خواهد بود؛ از این رو همواره آبادیها و تمدنهای بزرگ و کوچک در کنار این منبع حیاتی شکل گرفتهاند.

اگر چه در اکثر نقاط زمین منابع آبی فراوانی یافت میشود، اما دسترسی به سفرههای زیرزمینی آب و تصفیه و هدایت آن به منازل و مدارس و ... مخارج زیادی را در بر دارد. از این رو اسراف و زیادهروی در مصرف و هدر دادن آن، موجب از بین رفتن سرمایههای ملی است که به تحقیق حرام و کفران این نعمت الهی محسوب میشود؛ حتی در موارد جزئی.

امام صادق علیهالسلام درباره اسرافهای کوچک میفرماید:

أدنَی الإسرافِ هِراقَةُ فَضلِ الإناءِ وَ إبتِذالُ ثَوبِ الصُّونِ وَ إلقاءُ النَّوی1

کمترین اسراف، ریختن آب اضافی، پوشیدن لباس مهمانی در منزل و دور انداختن هسته خرماست.

و نیز آن حضرت میفرمایند:

إنَّ لِلَّهِ مَلَکاً یکتُبُ سَرفَ الوُضُوءِ کَما یکتُبُ عُدوانَه2

همانا خدا را فرشتهای است که اسراف در آب وضو را مینویسد، چنانکه اسم دشمنانش را.

پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله در مسیری با سعد که وضو میگرفت، برخورد کرد و بدو فرمود: ای سعد! اسراف نکن.

سعد گفت: یا رسول الله! ایا در وضو هم اسراف است؟

حضرت فرمود: آری؛ اگر چه در کنار نهر جاری باشی3.

اگر در مصرف آب برای وضو؛ آن هم در کنار نهر جاری و دور ریختن آب اضافی ظرف، اسراف است، به طریق اولی ساعتها باز گذاشتن شیر آب و هدر دادن آن، اسراف محسوب میشود.

تذکر این نکته ضروری است که در مصرف آب نباید هزینهای را که بابت حق انشعاب و مصرف به دولت پرداخت میشود، مد نظر داشت؛ زیرا اینگونه هزینهها فقط در برابر خدماتی است که دولت به مردم ارایه میکند، نه چیز دیگر.

بر این اساس نباید تصور کنیم با پرداخت آببها، قیمت آب مصرفی را پرداخته و مجازیم از آن به هر صورت و اندازه استفاده کنیم؛ زیرا همین که عنوان اسراف تحقق یافت، گر چه تمام بهای آب مصرفی را پرداخته باشیم، باز موجب حرمت عمل است و با فرض پرداخت یارانه از طرف دولت، علاوه بر اسراف، عنوان ضرر به جامعه و بیتالمال نیز تحقق مییابد، از این روی امام خمینی قدسسره میفرمود: زیادهروی در مصرف آب، موجب ضمان میگردد و حرام است.

اسراف در نیروی برق
برق از نعمتهای قابل توجهی است که موجب تحولات شگرفی در عرصه اجتماع و زندگی بشر گردیده است. برق، فقط مترادف روشنایی نیست، بلکه پایه و اساس همه گامهای بلندی که امروزه بشر در کشاورزی، صنعت، پزشکی و ... برداشته بر این کشف مهم استوار است.

تأسیس نیروگاههای حرارتی، تعبیه توربینهای آبی و دسترسی به نیروی برق، میلیونها تومان هزینه در بر دارد و زیادهروی در مصرف آن، ضربه سنگینی به اقتصاد مملکت وارد خواهد ساخت.

گر چه نیروی برق در صدر اسلام شناخته شده نبود، اما به طور قطع عمومات نهی از اسراف، شامل اسراف در مصرف نیروی برق نیز میشود؛ مانند:

کُلُّ مَازَادَ عَلَی الإقتِصادِ إسرافٌ4.

آنچه بیش از میانهروی باشد، اسراف است.

و نیز:

مَافَوقُ الکَفافِ إسرافٌ5.

آنچه بیش از حد کفاف باشد، اسراف است.

بنابراین روشن گذاشتن بیهوده دهها لامپ، استفاده از لامپهای قوی در روز، استفاده از چند نوع وسیله برقی پر مصرف در یک منزل، همه از موارد اسراف خواهد بود.

اسراف در چیزهای دیگر
همان طور که گفته شد اموال عمومی دامنه وسیعی داشته و شامل همه سرمایههایی که اقشار مختلف مردم هر یک به شکلی از آنها برخوردارند میشود؛ از تلفن عمومی کنار خیابان گرفته تا اتوبوس شهری و از گچ و تخته سر کلاس درس تا وسایل دولتی در اختیار مسئولان، از جلسات کوچک اداری تا سمینارها و کنفرانسهای مهم، همه و همه در دایره بیتالمال قرار دارند و بر همگان لازم است بیش از اموال شخصی، نسبت به این اموال، حساسیت به خرج داده و از اسراف در آنها بپرهیزند.

این مسأله در نهادهایی که صبغه قرآنی دارند، اهمیت ویژهای مییابد. مردم به این مؤسسات و نهادها به عنوان الگو مینگرند. لذا اگر اسراف کنند، علاوه بر گناه اسراف، گناه دیگری را هم بر دوش خواهند کشید و آن عبارت است از الگوسازی نادرست در ترویج اسراف. بنابراین مدیران و کارکنان نهادها و مؤسسات قرآنی باید به مسأله اسراف توجه ویژه داشته باشند.


پینوشتها

1. بحار، ج 72، ص 303.

2. وسائل ، ج 1، ص 340.

3. تفسیر صافی، ج 1، ص 966، ذیل آیه 26 سوره اسراء.

4. غرر، ج 2، ص 547.

5. مستدرک ، ج 15، ص 272.
 

شنبه 8 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اسراف در مصرف و انفاق

منابع مقاله:

میانه روی و مشی معتدل در تمام ابعاد زندگی، از جمله ویژگیهای مؤمنان خردمند است. در نقطه مقابل تندروی یا کندروی، افراط یا تفریط و اسراف یا بخل ورزیدن از ویژگیهای نابخردان به شمار می رود.
اسراف و تندروی در هر زمینه ای، حتی در صفات پسندیده، ناپسند است. انفاق و بخشش مال نیز از این قاعده، مستثنی نیست. قرآن کریم ضمن آنکه مؤمنان را به انفاق مالشان توصیه می کند، آنان را از این برحذر داشته است که خود را بر اثر زیاده روی در بخشش مال به گرفتاری بیندازند: «وَلاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إلَی عُنَقِکَ وَلاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوما مَحْسُورا»؛ «هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن [و ترک انفاق و بخشش منما] و بیش از حد [نیز] دست خود را مگشای تا سرزنش شوی و از کار فرو مانی.»
چناچه فردی به سبب افراط و اسراف، ثروت خود را از دست دهد و دچار مشکل شود، چاره ای ندارد و ثروت از دست رفته را با «دعا و نیایش» نمی توان باز گرداند؛ چرا که خودکرده را تدبیر نیست:
«ثَلاَثَةٌ تَرِدُ عَلَیْهِمْ دَعْوَتُهُم: رَجُلٌ رَزَقَهُ اللّهُ مَالاً فَاَنْفَقَهُ فِی غَیْرِ وَجْهِهِ ثُمَّ قَالَ: یَا رَبِّ ارْزُقْنِی. فَیُقَالُ لَهُ: ألَمْ أرْزُقْکَ...؛ دعای سه گروه مستجاب نمی شود: کسی که خداوند به او ثروتی روزی کرده است؛ امّا آن را در غیر جای خود انفاق می کند. سپس دعا می کند: خدایا! رزق مرا برسان. پس به او خطاب شود: آیا به تو روزی ندادم؟!... .»
روایتی مشابه، دعای گروهی را مردود می داند که بر اثر میانه روی نکردن در مصرف، مال خود را تباه کرده و سپس جبران آن را خواهان اند.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 1 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
- 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17 -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91800
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom