پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

تحلیلی از دكتر علی عسكری در رابطه بانامگذاری سال اصلاح الگوی مصرف

الگوی رهبری فرهنگی

دكتر علی عسكری

چند سالی است كه رهبر انقلاب در آستانه‌ی سال نو شمسی بر اساس دغدغه‌های نظام اسلامی یا نیازهای فرهنگی و سیاسی جامعه، نامی برای سال جدید برمی‌گزینند و از یكایك مردم و مسؤولان می‌خواهند به این نام‌گذاری و عمل به محتوای آن پایبند باشند. این سنت حسنه كه برگرفته از نیازها و ضرورت‌های امروزین انقلاب اسلامی و جامعه‌ی ماست از چند منظر قابل تأمل و بررسی است.

در ابتدایی‌ترین سطح تحلیل می‌توان این نام‌گذاری را...(برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید)...

در ابتدایی‌ترین سطح تحلیل می‌توان این نام‌گذاری را به منزله‌ی "دستور مستقیم" رهبری دانست كه در بردارنده‌ی جهتِ كلانِ مورد نظر برای دستگاه‌های حكومتی است و به این شكل در آستانه‌ی سال جدید به آن‌ها ابلاغ می‌گردد. این تحلیل هرچند غلط نیست اما پذیرش آن به سادگی و بدون توجه به سایر ابعاد متصور، فروكاستن نقش و جایگاه فرهنگی رهبری و تنها تكیه بر وجوه حكومتی ایشان است.

در سطح بعدی تحلیل، ارزیابی موضوع با چارچوب "رهبری فرهنگی" جامعه و نظام اسلامی مطابقت دارد و این‌گونه نام‌گذاری‌ها یك نوع "سیاست‌گذاری فرهنگی" برای حاكمیت و القای جهت فرهنگی به مردم در نظر گرفته می‌شود؛ یعنی رهبری هم در سطح حاكمیتی و هم در سطح امامت امت اسلامی به تعیین وظیفه‌ی نهادهای حكومتی و آرمان‌آفرینی در لایه‌ی فرهنگ عمومی می‌پردازند.

اگر تحلیل دوم را دقیق‌تر و جامع‌تر بدانیم در آن صورت بر نقش رهبریِ فرهنگیِ رهبر انقلاب تكیه نموده‌ایم و آن را بر سایر نقش‌های حكومتی ایشان مقدم داشته‌ایم. اما آیا واقعاً می‌توان رابطه‌ی رهبری فرهنگی با فرهنگ عمومی را در مؤلفه‌هایی چون نام‌گذاری سال‌ها جست و جو كرد؟
برای یافتن پاسخی درخور این پرسش، لازم است اشاره‌ای به ابعاد موضوع رهبری فرهنگی داشته باشیم. هرچند از سالیانی بیش از یك‌دهه تفاوت‌های میان مدیریت و رهبری مورد توجه محافل علمی قرار گرفته است اما بررسی این امر در حوزه‌ی فرهنگ و مدیریت فرهنگی قطعاً نیازمند تأمل بیشتری است؛ چرا كه در این عرصه سروكار ما غالباً با مفاهیم است تا تعاریف؛ و ناگزیر دقت و هوشمندی بیشتری باید داشت.

تفاوت رهبری و مدیریت
گروهی معتقدند رهبری فرهنگی یعنی فعالیت‌هایی كه مردم را برای تلاش مشتاقانه در جهت اهداف متعالی فرهنگی جامعه، تحت تأثیر قرار می‌دهد و در تفاوت رهبری و مدیریت نیز گفته شده كه رهبری یعنی نفوذ در دیگران برای نیل به هدف، ولی اگر این نفوذ برای نیل به اهداف سازمانی باشد، آن را مدیریت می‌نامند.

این برداشت از رهبری به مثابه هدایت فكری، اعتقادی و فرهنگی به‌خوبی نشانگر تفاوت مدیریت فرهنگی و رهبری فرهنگی است. به عبارت دیگر تفاوت اصلی این دو را باید در مؤلفه‌های تربیتی و رشدآفرین فكری و فرهنگی آن‌ها جستجو كرد.
بنابراین رهبری فرهنگی یك جامعه، همواره در اختیار كسانی است كه علاوه بر شناخت دقیق فرهنگ ملی، در حوزه‌ی فرهنگ عمومی دو اصل مهم را مورد توجه قرار دهند: نخست كسب مرجعیت فكری- فرهنگی از راه گفتمان‌سازی و سپس تعالی بخشی از راه آرمان آفرینی.

1. گفتمان‌سازی
یكی از ویژگی‌های رهبران مقتدر در هر جامعه‌ای خلق گفتمان‌های مسلط اجتماعی است. گفتمان مسلط فرهنگی هر جامعه نیز كه تعیین‌كننده‌ی فضای كلی تعامل‌های فرهنگی و اجتماعی است، باید از سوی رهبران تعیین گردد یا به عبارت دیگر هر كس بتواند آفریننده و جهت‌دهنده به این گفتمان باشد، رهبر فرهنگی جامعه است.

خلق یك گفتمان علاوه‌ بر وجوه فكری و فرهنگی كه الزاماً بر پایه‌های یك جهان‌بینی روشن و مشخص بنا شده، در عرصه‌ی اجتماعی بیشتر معطوف به فرآهم‌آوری فضایی است كه علاوه بر ویژگی‌های فكری دربردارنده "تفوق فرهنگی" است. بنابراین گفتمان مسلط همانی است كه در عرصه‌ی فرهنگ عمومی به مرجعیت فرهنگی رسیده و اغلب روابط و مناسبات فرهنگی بر اساس مؤلفه‌های آن شكل می‌گیرد.

به نظر می‌رسد علاوه بر همه‌ی تلاش‌های رهبر انقلاب برای اصلاح و ارتقاء وضعیت فرهنگی موجود، نام‌گذاری سالانه یكی از اضلاع تدابیر ایشان برای ترسیم گفتمان مسلط فرهنگی- اجتماعی باشد كه در صورت برخورد صحیح مدیران فرهنگی با آن، می‌توان انتظار داشت در یك دوره‌ی زمانی چندساله، اندك اندك به مرجعیت فكری- فرهنگی به ویژه در عرصه‌ی راهبری فرهنگ عمومی بیانجامد.

2. آرمان‌آفرینی
در دسته‌بندی عوامل اقتدار رهبران گفته شده كه دو نوع اقتدار، رهبران را در انجام رسالت‌های خویش یاری می‌رساند: اول اقتدار ناشی از توانایی‌های شخصی و دوم اقتدار ناشی از جایگاه حكومتی. در اندیشه‌ی سیاسی اسلام اما عامل سومی هم وجود دارد كه از قضا از دو عامل پیشین با اهمیت‌تر است و آن اتصال و ارتباط معنوی رهبری با خداوند متعال و عالم غیب است. بنابراین فراتر از دو عامل پیش‌گفته، رهبر نظام اسلامی همواره از یك اقتدار معنوی آرمان‌آفرین و برانگیزاننده برخوردار است.

در نظام اسلامی كه برخوردار از جهان‌بینی مشخص و مستدلی است و آرمان‌های متعالی دارد، توجه دادن به آرمان‌ها و خلق مفاهیم نو به نو از میان آن‌ها می‌تواند به آفرینش افق‌های روشن در میان گیر و دار روزمرگی‌ها بیانجامد. به همین سبب هنر خلق اندیشه و آرمان متعالی را می‌توان مهم‌ترین ویژگی فرهنگی رهبری و از اساسی‌ترین مؤلفه‌های تمایز رهبری فرهنگی در نظام اسلامی با سایر نظام‌ها دانست.

یكی از تفاوت‌های اساسی مدیر و رهبر فرهنگی هم در همین خصلت است. مدیران معمولاً به دلیل ویژگی عملیاتی خود پس از مدت كوتاهی عمل‌زده و تسلیم واقعیت‌های موجود می‌شوند اما رهبران فرهنگی پیوسته از آرمان‌ها دفاع می‌كنند و درصدد تغییر شرایط به نفع آرمان‌ها هستند. درعین حال آن‌ها می‌پذیرند كه راه رسیدن به آرمان‌ها راهی سخت و دشوار است و هیچ‌گاه نباید تسلیم موانع شد؛ به تعبیر امام راحل(ره) تأخیر در رسیدن به اهداف دلیل عدول از آن‌ها نیست.

اگر جامعه‌ آرمان متعالی نداشته باشد، در پیچ و خم روزمرگی متوقف خواهد شد و هیچ‌گاه به قله‌ی تعالی نخواهد رسید. بنابراین به نظر می‌رسد مهم‌ترین ویژگی فرهنگی رهبری، زدودن این رخوت از جامعه و حركت دادن مردم به سوی آرمان‌ها، در چارچوب فرهنگ عمومی است. نباید فراموش كرد كه در طول تاریخ از رهبرانی كه جامعه را حركت داده‌اند و بذر امید و شادابی و ایمان به پیشرفت را در دل‌ها كاشته‌اند، به نیكی یاد شده. آن‌ها به گواهی مردم خویش حتی در طول قرن‌های پس از مرگشان اقتدار معنوی خود را حفظ كرده‌اند.

با این نگاه، نام‌گذاری سالانه را می‌توان مصداقی از آرمان‌آفرینی رهبری برای حركت دادن و ایجاد امید و نشاط به جامعه دانست. آرمانی بودن افق نگاه رهبری البته به معنای چشم بستن بر حقایق جامعه و فضای بین‌المللی فرهنگ نیست، بلكه مقصود آن است كه رهبری همچنان كه آرمانی می‌اندیشد، در حوزه‌ی عمل و تدبیر نیز واقعیت‌های امروزین جامعه را در نظر دارد.

جامعه و مردم هیچ‌گاه در فضای انتزاعی به سر نمی‌برند. رهبران مقتدر نیز می‌دانند كه ضمن پاسداشت آرمان‌های متعالی فرهنگی باید ناظر به مسائل و مشكلات زندگی روزمره و نیازها و ضرورت‌های جامعه و فرهنگ عمومی تصمیم‌گیری كنند. با بررسی عناوین انتخابی رهبر برای سال‌های گذشته به‌خوبی می‌توان متوجه این واقعیت شد كه هركدام ناظر به یك مسئله‌ی اجتماعی و فرهنگی و تلاش برای سامان دادن به آن طراحی شده است. به نظر می‌رسد سال‌های پیامبر اعظم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و عزت و افتخار حسینی(ع) برای الگوگیری از وجود مبارك پیامبر و ائمه علیهم‌السلام در زندگی اجتماعی؛ سال انضباط اجتماعی برای جلب توجه مردم به رعایت نظم و قانون متناسب با الزامات زندگی اجتماعی؛ سال نوآوری و شكوفایی برای جلب توجه نخبگان به خلق و آفرینش افق‌های جدید و حفظ نشاط اجتماعی در لایه‌های گوناگون مردم و سال اصلاح الگوی مصرف برای عنایت بیشتر به حفظ و نگه‌داری منابع ملی و برحذر داشتن مردم از مصرف بی‌رویه‌ی منابع و امكانات به این نام‌ها منتسب شده‌اند.

چنان كه ملاحظه می‌شود، همه‌ی این موارد جزء ضرورت‌ها یا آسیب‌های فرهنگی- اجتماعی جامعه‌ی امروز ایران اسلامی هستند. اگر عناوین این چند سال كنار هم قرار گیرند ما را به گونه‌ای از آسیب‌شناسی عمومی وضعیت فرهنگی رهنمون می‌سازند. با این‌همه، باید در مورد اهداف و ضرورت‌های این نام‌گذاری‌ها بیشتر تأمل نمود و هم‌زمان آن‌ها را با اقتضائات دهه‌ی عدالت و پیشرفت تحلیل كرد.

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

چه مسأله ساده‌ای!(اصلاح الگوی مصرف)

چه مسأله ساده‌ای!

حجت‌الإسلام محمدرضا زائری
هنگامی كه پس از اعلام تحویل سال، رهبر معظم انقلاب سخنان خود را آغاز كردند، به سیاق متعارف سال‌های اخیر همه منتظر بودند تا ببینند ایشان چه موضوعی را برای عنوان و نام سال جدید تعیین خواهند كرد... صادقانه اعتراف می‌كنم، زمانی كه ایشان پرهیز از اسراف را مورد اشاره قرار دادند، گویی یك لحظه بر دلم گذشت: چه مسأله‌ی ساده‌ای! در چنین شرایطی كه همه‌ی اذهان به موضوعاتی چون انرژی هسته‌ای و رابطه با آمریكا درگیر است، آیا موضوع اسراف این‌قدر اهمیت دارد؟

...دقایقی بعد با دیگر ایرانیان در حیاط باغ سفارت برای ...(برای دیدن ادامه متن به ادامه مطلب بروید)...

...دقایقی بعد با دیگر ایرانیان در حیاط باغ سفارت برای خوردن ناهار آماده می‌شدیم و من موضوع اسراف را از یاد برده بودم. پذیرایی به روال معمول مهمانی‌های رسمی و عروسی‌ها سلف‌سرویس بود؛ یعنی هركه محترم‌تر و محجوب‌تر بشقابش خالی‌تر! سفیر محترم و محجوب هم با تواضع و فروتنی داشت به همكاران خود در پذیرایی از مهمانان كمك می‌كرد و همه در تكاپو بودند.

مدتی نگذشت كه اكثر مهمانان ناهار خوردند و محجوب‌ترها بی‌آن‌كه به روی كسی بیاورند، مشغول جمع كردن ظرف‌ها از اطراف باغ بودند. در بسیاری از بشقاب‌ها مقدار زیادی زرشك‌پلو دست‌نخورده مانده بود؛ قطعه‌های درشت مرغ در بعضی ظرف‌ها دیده می‌شد، در حالی‌كه هنوز بعضی هیچ نخورده بودند. انگار خدا می‌خواست در همین فاصله‌ی كوتاه به من نشان دهد موضوع جدی‌تر از آن است كه فكر می‌كردم.

پس از آن وقتی تصمیم گرفتم در جلسات هفتگی با برخی دانش‌آموزان و دانشجویان ایرانی به این موضوع بپردازم، به روایات شگفت‌آوری در این موضوع برخوردم كه برای خودم تازگی داشت و گمان می‌كنم اگر با نگاهی نو مورد مطالعه قرار گیرند، حتی از خلال آن‌ها بتوان به‌خوبی سبك زندگی اسلامی و مدرن عرضه كرد. به عنوان مثال ما در آموزه‌های روایی تعبیر "لباس آبروداری" و "لباس كار روزانه" داریم. چیزی مثل تعبیر لباس پلوخوری خودمان! و تأكید بر این‌كه چند دست لباس داشتن به خودی خود عیب ندارد، بلكه گاهی خوب است و اسراف، استفاده از لباس مهمانی برای كار روزانه و آسیب رساندن به آن است. در حالی‌كه گاهی متأسفانه ما چنین توجهی را از مصادیق اشرافی‌گری و ضد ارزش و برعكس، بی‌توجهی به آن را مصداق ساده‌زیستی و ارزش می‌دانیم.

به هر حال تغییر باورها و در نتیجه رفتار یك فرد طی مسیری طولانی و پیچیده رخ می‌دهد. اگر قرار باشد امیدی به تغییر داشته باشیم، این امید به نسل آینده و نیازمند گذشت زمان است؛ البته در صورتی كه شرایط برای تأمین این هدف محقق گردد.

تربیت، راه تغییر
همه‌چیز برای تغییر در آینده‌ی انسان‌ها تنها از طریق تربیت و از دو مسیر قابل تصور است:
1. تربیت رسانه‌ای كه به آن "التربیة الإعلامیة" می‌گوییم،
2. تربیت آموزشی كه آن را "التربیة التعلیمیة" می‌نامیم.

امروزه در تمام جهان نه تنها نظام‌های فكری و سیاسی بلكه حتی مؤسسات بزرگ اقتصادی از این دو طریق در پی تحقق برنامه‌ریزی‌های درازمدت خود هستند. یعنی نخست وضعیت موجود را با مطالعات دقیق و پژوهش‌ها و ارزیابی‌های عالمانه به‌درستی می‌سنجند و آن‌گاه برای هرگونه تغییری به چند دهه بَل چند صده‌ی آینده می‌اندیشند و اقتضای این برنامه‌ریزی را به اهتمام مراعات می‌كنند.

تغییراتی كه طی سال‌های اخیر در وضعیت فرهنگی- اجتماعی كشورهای اسلامی و عربی رخ داده و به‌سرعت در همه‌ی زمینه‌ها در حال بروز و ظهور است، شاهد بسیار زنده‌ای برای مسیر پیچیده‌ای است كه طی چند دهه‌ی اخیر در جریان بوده و همچنان ادامه دارد.

تربیت رسانه‌ای بیشتر سبك زندگی(life style) را نشانه می‌گیرد و با برجسته‌سازی نوع زندگی چهره‌های شاخص از گروه‌های مرجع مخاطبان خود، می‌كوشد تا اهداف مورد نظر را محقق سازد؛ و تربیت آموزشی بیشتر به حوزه‌ی مهارت‌های زندگی(life skills) می‌پردازد و تلاش می‌كند تا انسان‌های آینده را چنان كه برنامه‌ریزی شده، بپرورد.

این هر دو از خلال مشاهده‌ی عینی مخاطب و اقناع قلبی وی آن‌هم معمولاً به‌شكل غیرمستقیم صورت می‌گیرد. نخستین مشكل ما در فضای فعلی از همین‌جا شروع می‌شود؛ بگذارید صریح و بی‌تعارف سخن بگویم؛ ما همین شیوه‌ها را برای تبلیغ نیاموخته‌ایم یا از سر تنبلی و بی‌حوصلگی دنبال راه كوتاه‌تر و كار بی‌زحمت‌تر هستیم.

به سخن‌رانی عادت كرده‌ایم!
ما به دلیل پیشینه‌ی تاریخی و موقعیت اجتماعی و نوع شكل‌گیری ارتباطمان با فرهنگ غرب و پذیرش مدرنیته و لوازم آن، همچنان در دنیای گذشته به سر می‌بریم و با مخاطبان خود به همان شكل سخن می‌گوییم. هم در مراكز علمی آموزشی‌مان همچنان از میان شیوه‌های گوناگون تربیتی تنها به سخن گفتن مستقیم معلم اكتفا می‌كنیم و هم در محافل دینی و مذهبی‌مان تنها همان شیوه‌ی خطابه‌ی مستقیم سنتی را به‌كار می‌بریم.

برای ما تنها صداست كه به رسمیت شناخته می‌شود؛ حتی تصویرمان هم متكی به صدا و گفتار و كلام است! تقصیری هم نداریم؛ بخواهیم یا نخواهیم بر بنیانی از غلبه‌ی فرهنگ گفتاری ایستاده‌ایم؛ در حالی‌كه رهنمود پیشوای ششم آئین‌مان امام جعفر صادق علیه‌السلام چنین است:
"كونوا دعاة لنا صامتین. به خاموشی برای ما تبلیغ كنید!" حرف كمتر بزنید، سر و صدا و فریاد لازم نیست؛ سكوت كنید. وقتی صدا خاموش شود، كار تصویر آغاز می‌گردد و ناچار باید جور صدا را هم، تصویر بكشد‌؛ تصویرِ كردار و عمل، نمایش حركت و فعل كه واقعی‌تر است و جدی‌تر و... دو صد گفته چون نیم‌كردار نیست!

اما ما به حرف زدن عادت كرده‌ایم؛ عادت چند صدساله را كه یك‌شبه و دو روزه و حتی ده‌ساله نمی‌توان از كسی گرفت... مشكل اما این‌جاست كه رقیبان ما چنین عادتی ندارند و كالای فرهنگی‌شان اگر نه بهتر، سریع‌تر، جذاب‌تر و مؤثرتر از ما، لااقل همچون كالای ما در دسترس مخاطب ماست.

باید پذیرفت كه كار آموزشی و فرهنگی، تخصص، تدبیر و تجربه می‌خواهد و هركسی به مجرد چندسال حضور در دانشگاه و حوزه یا فعالیت در یك مركز آموزشی یا به صرف علاقه به كتاب و فیلم، متخصص فرهنگی آموزشی نمی‌شود.

باید پذیرفت كه زبان نسل جدید، تفاوت كرده است و سرعت تحولات اجتماعی فاصله‌ی ما را با او روزبه‌روز بیشتر می‌كند و هرچه می‌گذرد، میانگین سواد و اطلاعات و روزآمدی مخاطب بالاتر می‌رود.

سپیدنمایی به‌جای واقع‌نمایی
از سوی دیگر اجزا و عناصر مختلف اجتماعی با هم پیوندی ناگسسستنی دارند. باید پذیرفت كه عملكرد عناصر گوناگون نظام اداره‌ی جامعه به ‌هم مربوط است و مستقیماً بر هم اثر می‌گذارد. در جامعه‌ای كه حاكمیت دینی دارد، پیام دینیِ صادر شده از جانب این حاكمیت، در گردونه‌ای از آموزش و رسانه و قوه‌ی قضائیه تا نیروی انتظامی و دستگاه‌های اجرایی تعریف می‌شود. نمی‌توان از مخاطب انتظار داشت پیام دینی را در یك مجموعه‌ی رسمی دینی جدا از بقیه‌ی اجزای مجموعه و به شكل انتزاعی و مجرد دریافت كند و بپذیرد. به‌طور طبیعی این‌گونه پیام‌ها در یك مجموعه‌ی همگون و یك منظومه‌ی هماهنگ اثر دارد و نتیجه می‌دهد؛ مشروعیت و روایی آن نیز در مخاطب كاملاً با تصدی حكومتی صاحبان پیام، مرتبط است.

متأسفانه با سخنان و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به‌شكل رسمی و تعارف‌آمیز برخورد می‌شود. این سیاه‌نمایی نیست بلكه یك بررسی و مطالعه‌ی ساده، ثابت می‌كند كه واقع‌نمایی است. نباید خیلی دلخوشانه برخورد كرد. سپیدنمایی هم به اندازه‌ی سیاه‌نمایی خطرناك است و آنچه اقتضای تعهد و التزام دینی است، واقع‌نمایی است.

اگر باور ندارید، در هفته‌ها و ماه‌های آینده عملكرد نهادهای مختلف در موضوع فرهنگ‌سازی برای اجتناب از اسراف را رصد كنید و ببینید آیا اتفاقی جز آن رخ می‌دهد كه در طول سال‌های گذشته رخ داده است؟ قرار است رهبر انقلاب به‌عنوان راهنما و پیشوای جامعه‌ی اسلامی مشكلات را شناسایی كنند و بر درد، انگشت بگذارند. این رهبر انقلاب است كه سخن می‌گوید، هدایت می‌كند و فرمان می‌دهد؛ دیگران از مجریان آموزشی و متولیان فرهنگی و رسانه‌ای تا سایر نهادهای رسمی و دولتی، باید كارشناسانه و هوشمندانه راهكارهای عملی برای تحقق آن رهنمود بیابند.

اتفاقی كه در عمل رخ می‌دهد اما برعكس است: بسیاری از نهادها به جای اجرا و تدبیر عملی، به سخن گفتن و بیانیه دادن و گفتار و شعار مشغول می‌شوند. گویی رهنمود رهبری نیازمند تأیید دیگران بوده است.

چه فایده اگر از ناپسندی اسراف سخن بگوییم اما جریان غالب در فرهنگ عمومی، اسراف را تقبیح نكند یا برعكس، پرهیز از اسراف را ضد ارزش برشمارد؟ چه سود اگر در برنامه‌های بی‌رمق و توصیه‌گونه‌ی تبلیغی بر دوری از اسراف تأكید شود اما در سریال‌های پرمخاطب تلویزیونی مصرف‌گرایی ترویج گردد؟ چه حاصل اگر آنان كه مقبولیت كمتری در میان مخاطب دارند به زبان از قُبح اسراف بگویند اما آنان كه محبوبیت و تأثیر دارند، در عمل برعكس باشند؟

فرهنگ، توصیه‌پذیر نیست
تأثیرگذاری بر مخاطب، اقتضائات و لوازمی دارد و پیچیده‌تر از آن است كه با یك دعا و توصیه‌ی ساده محقق شود. همان خدایی كه ما را به تبلیغ دین خود امر كرده "و أعدوا لهم ماستطعتم من قوة" فرموده و به اشاره‌ی"لاتنفذون إلا بسلطان" خردمندان را هشدار داده كه مقدمه‌ی واجب را هم واجب بدانند و بپذیرند كه هرچه كار، گران‌تر و گرامی‌تر، سخت‌تر و پرهزینه‌تر است.

به هر روی، برای تأمین هدف ارزشمندی كه رهبر انقلاب در آغاز سال از آن سخن گفته‌اند، ناچار باید سه مرحله را طی كرد:
1. سال جدید سرآغازی برای حركت در این راستاست، نه یك دوره‌ی زمانی انحصاری؛ چنان‌كه سال‌های پیش سرآغاز حركت به سوی بزرگداشت مقام "پیامبر أعظم" صلّی‌الله علیه و آله یا سرآغاز توجه بیشتر به اهمیت "وجدان كاری" یا "انضباط اجتماعی" بوده است. در مجموع قرار است هر سال چیزی به جریان مستمر حركت‌های قبلی اضافه شود نه این‌كه موضوعی جایگزین موضوعات پیشین گردد؛ اما در عمل می‌بینیم چنین نیست. اگر امسال نویسنده‌ای درباره‌ی امیرمؤمنان علیه‌السلام بنویسد، كارش مورد حمایت قرار نمی‌گیرد، چون امسال تنها سال "اصلاح الگوی مصرف" است! طبیعتاً اگر فیلم‌سازی سال بعد درباره‌ی مذمت اسراف فیلم بسازد، مورد حمایت قرار نمی‌گیرد، چون سال اصلاح اسراف تمام شده است! در حالی‌كه برعكس، اگر كاری بخواهد با تأمل و اتقانْ سامان یابد، به شتابی چند ماهه صورت نمی‌پذیرد؛ در نتیجه همه به سرِهم‌بندی و كارهای شتاب‌زده و شعاری عادت می‌كنیم و راضی می‌شویم. این‌گونه افق بلند تدبیر و امید رهبر انقلاب را تنگ و تاریك می‌كنیم.

2. زمینه‌های عملی و اجرایی دوری از اسراف و اصلاح الگوی مصرف باید در نهادهای مختلف و عرصه‌های گوناگون مطالعه و فراهم شود. تنها به یك نمونه اشاره می‌كنم: ما اكنون در زمینه‌ی نان مشكل جدی داریم و حتی اگر كسی بخواهد اسراف نكند، وضعیت فعلی عرضه‌ی نان در كشور و چرخه‌ی تولید و مصرف و بازیافت نان، خود اسراف‌زاست. در حالی‌كه تجربه‌ی نوع نان مصرفی در بسیاری كشورها- همچون لبنان- برعكس است؛ یعنی اگر كسی بخواهد اسراف كند، به‌راحتی نمی‌تواند! باید نهادهای مربوط در عرصه‌های گوناگون بدون دخالت در حوزه‌ی كار دیگری به اقدام اجرایی مشغول شوند. پژوهشگر مطالعات اجتماعی باید با نظرسنجی و پیمایش میدانی، نقطه‌های آسیب‌زا را شناسایی كند. مسؤولین رسانه‌ای باید از امكانات و فرصت‌های تبلیغی بهره بگیرند. مدیران صنعتی و اقتصادی باید برای روان شدن مصرفِ صحیح سیاست‌گذاری كنند و خلاصه هركسی باید كار خودش را بكند.

3. موضوعی چون دوری از اسراف، بیش از سایر موضوعات به حوزه‌ی فرهنگ عمومی تعلق دارد و این حوزه بسیار پیچیده و دقیق است. از سویی نباید با عجله و شتاب انتظار داشت نتیجه‌ی عملی سریع و محسوسی مشاهده شود؛ چون فرهنگْ توصیه‌پذیر و سفارش‌بردار نیست و از سوی دیگر باید كار را به كاردان سپرد. اگر به جای كارشناس صاحب‌نظر فرهنگی یا جامعه‌شناس باتجربه، فهیم و دلسوز كسی كه آشنا به رمز و راز مفاهیم فرهنگی و اجتماعی نیست كار را به‌دست بگیرد، یكی از همان چهار خواهد شد كه امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
"یستدل علی إدبار الدول بأربع: ...بتضییع الاصول و التمسك بالفروع و تأخیر الأفاضل و تقدیم الأراذل"

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوی مصرف در دکوراسیون خانه

- برای زیبا و جذاب جلوه دادن محیط زندگی خود لازم نیست حتما از مبلمان‌های ‌گران‌قیمت استفاده کنید توصیه می‌کنیم قبل از خرید مبلمان و یا رنگ‌آمیزی منزل خود چند کتاب دکوراسیون تهیه کنید حتما در آنها ایده‌های جالبی برای رنگ و نحوه چیدمان وسایل پیدا می‌کنید.

 

2- گاهی می‌توانید از وسایل و مبلمان قدیمی برای منزل خود استفاده کنید وسایل و اشیایی که ممکن است در زیرزمین منزل شما بلا استفاده مانده باشد.

3- رنگ‌آمیزی و تغییر لوازم، ارزان‌ترین روش ممکن برای ایجاد تنوع در دکوراسیون است، ضمن اینکه خود شما هم می‌توانید آن را انجام دهید.
فقط یک معمار داخلی می‌توان...(ادامه متن در ادامه مطلب)...

فقط یک معمار داخلی می‌تواند طراحی و چیدمان زیبایی را ارائه دهد ولی اگر کمی خلاقیت و ابتکار به خرج دهیم می‌توانیم با دقت، ظرافت و مطالعه، چیدمانی صحیح و مناسب از وسایل و لوازم خانه را داشته باشیم.

4- نقش‌ها و عکس‌های قدیمی در صورتی که بتوانید قابی مناسب برای آنها پیدا کنید از بهترین و ارزان‌ترین وسایل تزیینی دیوارها هستند.

 


و سرانجام هدایایی را که دوستان و اقوام به عنوان هدیه منزل جدید برای شما می‌آورند در کمد نگذارید. بلکه می‌توانید از آنها در مکان‌های مختلف منزل جهت دکوراسیون استفاده کنید.

در عمل مشاهده می‌کنیم که خیلی کارها برای ایجاد تغییر در دکوراسیون منزل، قابل اجرا  و با صرف هزینه‌ای محدود و در اندک زمانی امکان‌پذیر است. از این رو همه ما می‌توانیم تغییراتی هر چند جزیی در منزل خود ایجاد کنیم و از نتیجه نشاط‌آور آن بهره‌مند شویم.

 

چیدمان مناسب یعنی آرامش خانه

آپارتمان‌ها و ساختمان‌های کوچک وسایل زیاد خانه، جای محدود و دسترسی آسان به وسایل و اسباب مورد نیاز سبب می‌شود که ما بیشتر به اطرافمان دقیق شده و در پی یافتن مکان‌هایی برای جا دادن وسایل باشیم.

برخی از اسباب‌ و لوازمی که مورد نیازمان نیست یا کهنه و غیرقابل استفاده هستند را دور بریزیم و آنهایی که قابل مرمت و استفاده مجدد هستند را تعمیر کنیم.

باور غلط ما در این باره این است که فقط یک معمار داخلی می‌تواند طراحی و چیدمان زیبایی را ارائه دهد ولی اگر کمی خلاقیت و ابتکار به خرج دهیم می‌توانیم با دقت، ظرافت و مطالعه، چیدمانی صحیح و مناسب از وسایل و لوازم خانه را داشته باشیم.

باید چیدمان وسایل منزل به نحوی باشد که بتوان نهایت استفاده را از حداقل فضا برد اما آن چیزی که نباید فراموش کرد این است که طراحی و چیدمان خانه و وسایل آن باید بر گرفته از فرهنگ ایرانی باشد.


 

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

زنان و خانواده، كانون عملیاتی اصلاح الگوی مصرف

  دكتر فهیمه فرهمندپور*
درهم تنیدگی مسائل هریك از عرصه‌های اقتصاد، سیاست، فرهنگ و فرد، خانواده، جامعه و... راه را برای محدود كردن حوزه‌ی مسؤولیت آحاد مرتبط با هریك از این عرصه‌ها مشكل و شاید غیرممكن می‌سازد. به همین دلیل داوری در این خصوص كه اصلاح الگوی مصرف امری مرتبط با كدام یك از این زمینه‌هاست بسیار دشوار است و تعیین سهم مسؤولیت هریك دشوارتر؛ اما بررسی ابعاد مختلف مسأله‌ می‌تواند به تسهیل این امر دشوار بیانجامد.

اصلاح، تغییری جهت‌گیری شده یا كاهشی غیرهدفمندبی‌گمان كاهش حجم و تنوع مصرف، نخستین برداشتی است كه از شعار اصلاح الگوی مصرف به ذهن متبادر می‌شود. این در حالی است كه اساساً صرف كاهش، بدون در نظر گرفتن جهت‌گیری كلان جریان اصلاح، می‌تواند موجب آسیب‌رسانی به این تلاش اصلاحی شود. برای نمونه چنانچه الگوی مصرف بسیاری از مواد غذایی تعیین كننده در سلامت در كشور ما، با استانداردهای علمی پذیرفته شده‌ی جهانی آن‌ها مقایسه شود، می‌تواند زمینه‌ی شناسایی علل شیوع بسیاری از بیماری‌هایی شود كه صرف نظر از همه‌ی پیامدهایش، هزینه‌ی مادی گزافی بر اقتصاد جامعه تحمیل می‌كند؛ سرانه‌ی ...(ادامه متن در ادامه مطلب)...

 پایین مصرف لبنیات و نقش آن در بیماری‌های نقش آن در بیماری‌های دهان و دندان یا پوكی استخوان و مصرف پایین استفاده از گوشت سفید و تأثیر آن در افزایش بیماری‌هایی چون فشار خون و مشكلات قلبی و عروقی در كشور، مثال‌های روشنی در این زمینه هستند. روشن است كه تفسیر سطحی واژه‌ی "اصلاح" به صِرف "كاهش"، در چنین مواردی اتفاقاً آثار مخرب بیشتری در پی خواهد داشت، در حالی كه اصلاح به معنای تغییر هدفمند، می‌تواند به معنای افزایش مصرف در زمینه‌هایی باشد كه در نهایت دستیابی به اهداف مطلوب را در درازمدت به دنبال دارد.

اصلاح الگوی مصرف كالا یا ثروت
مفهوم «كَنْز» در ادبیات قرآنی و به تبع آن در اقتصاد اسلامی به ثروتی اشاره دارد كه از جریان متعادل و متعارف تولید و مصرف خارج شده و به شكلی غیرمولد و تنها در خدمت ارضاء حس طمع‌ورزی و تكاثرِ افرادی با ضمیر بیمار قرار گرفته، میل به تفاخر را در آنان اشباع می‌كند. مخالفت فرهنگ دینی با چنین شیوه‌ای در استفاده از ثروت، نشان می‌دهد كه توجه به الگوی مصرف تنها مربوط به نوع استفاده از كالاهای مصرفی روزمره نیست، بلكه شیوه‌های بهره‌برداری از منابع ثروت نیز باید مورد توجه قرار گیرد. پیشنهاد رهبر معظم انقلاب به سرمایه‌گذاری مازاد امكانات مادی در مسیری مولد- حتی اگر مایل به انفاق آن‌ها نیستیم- در واقع اشاره‌ای دقیق به لزوم بازنگری افراد و خانواده‌ها و البته دولت به شیوه‌های به‌كارگیری ثروت‌ خصوصی و عمومی است.

تولید، توزیع و مصرف، حلقه‌هایی از فرایند واحد
در برنامه‌ریزی برای عملیاتی نمودن جریان اصلاح الگوی مصرف، تفكیك حلقه‌ی مصرف از سایر بخش‌های فرایندی كه شامل تولید و توزیع نیز می‌گردد، می‌تواند خطایی جدی به‌شمار آید. تعابیری چون اسراف و تبذیر در فرهنگ دینی ما می‌تواند در موارد مربوط به هریك از این حلقه‌های به هم پیوسته صدق كند؛ همچنان‌كه وجود الگوهای ناسالم در جریان تحقق و اجرای هریك از آن‌ها به روشنی ممكن است.
شرایط حاكم بر نظام تولید و سازمان توزیع به‌عنوان اساسی‌ترین مقدمات مصرف- كه البته خود نیز متوقف بر مقدمات بسیارند- در موارد فراوان شرایطی اجتناب‌ناپذیر را بر جریان مصرف تحمیل نموده، شكل‌گیری الگویی نامتوازن در آن را موجب می‌گردد؛ الگویی كه به‌سرعت شكلی نسبتاً پایدار یافته، تغییر و اصلاح آن مشكل، زمان‌بَر و پرهزینه می‌گردد. شرایط نامناسب تولید نان یا جریان ناصحیح توزیع بسیاری دیگر از موادغذایی در كشور از جمله‌ی این مواردند. اصلاح این بخش‌ها به‌طور طبیعی- اگرچه شاید نه در كوتاه‌مدت- به اصلاح اساسی الگوی مصرف در این موارد میانجامد.

الگوی تولید و الگوی مصرف؛ تأثیر یا تأثر
به‌سختی می‌توان نوع و میزان تعامل میان قالب‌های نسبتاً پایدار هریك از بخش‌های تولید و مصرف را بر یكدیگر معلوم نمود. اگر تولید و عرضه‌ی محصول به جامعه، پاسخی به خواست پیدا و پنهان مصرف‌كنندگان باشد، الگوی تولید را نیز تحت تأثیر الگوی مصرف خواهیم دانست. در عین حال نمی‌توان از نظر دور داشت كه الگوی عرضه شده از جانب تولیدكننده، نقش غیرقابل انكاری در شكل‌گیری نوع و حجم مطالبات جامعه‌ی مصرف‌كنندگان داشته و می‌تواند هوشمندانه آن را در جهت منافع اقتصادی(یا غیراقتصادی) خود برانگیزد. جریان مد و اثرگذاری بر سلیقه و ذائقه‌ی مصرف‌كننده اساساً در همین راستا شكل می‌گیرد و مصرف‌كننده به‌سوی استفاده و مصرف شكل، نوع و حجمی از كالا سوق می‌یابد كه برنامه‌ریزان نظام تولید آن را پیش‌بینی كرده، در آن جهت گام برداشته‌اند؛ برنامه‌ریزی‌ای كه معمولاً به مدد شیوه‌های تبلیغ آشكار و پنهان، به توفیقات جدی دست می‌یابد. بنابراین تلاش برای اصلاح الگوی مصرف، بایستی با توجه به این تعامل دوسویه صورت گیرد.

مصرف، پاسخ به نیازهای واقعی یا كاذب
بعید به نظر می‌رسد بتوان مصرف‌كننده‌ای را وادار كرد كه به غیرضروری بودن مصرف آنچه مورد استفاده قرار می‌دهد، اعتراف نماید. این نكته به آن معناست كه ما اصولاً معتقدیم الگوی مصرف ما مبتنی بر نوع، شكل و حجم نیاز ماست. اما به‌راستی كدام نیاز؟ نیازی واقعی و مستند به شواهد و دلایل عقلی و علمی كه طبعاً مورد تأیید دین هم قرار می‌گیرد؟ یا احساسی متكی بر عادت، زیاده‌طلبی و تلاش برای پاسخ به خلأهای شخصی و شخصیتی، و یا حتی همراهی با هنجارهای عرفیِ راه به خطا برده؟ به تعبیر دقیق‌تر، كدام نیاز؟ واقعی یا كاذب؟ از همین‌جا نقش تعیین‌كننده‌ی نظام تربیت و ساختار فرهنگ، آشكار گردیده و اصلاح الگوی مصرف متوقف بر یك جریان طولانی از اصلاح نگره‌های فرهنگی و الگوی تربیتی می‌شود.

اركان نظام تربیت
تربیت امری است كه به‌گونه‌ای تدریجی و غالباً ناخودآگاه شكل می‌گیرد و شكل‌گیری آن طبیعتاً متأثر از عوامل و زمینه‌های متعدد و متنوعی است. نقش خانواده، سازمان‌های رسمی آموزشی و تربیتی، رسانه‌های جمعی و دستگاه‌های تبلیغاتی در تحقق یك الگوی نسبتاً پایدار تربیتی، غیرقابل انكار و طبعاً لزوم پاسخگویی آن‌ها در قبال شرایط فرهنگی موجود، اجتناب‌ناپذیر است. لازم است هریك از این مجموعه‌ها- بی‌آن‌كه با فرافكنی، قصد شانه خالی كردن از زیر بار مسؤولیت خود را داشته باشند- به ارزیابی نقش مثبت یا منفی خود در این شرایط بپردازند و نیز سهم خود را در مسؤولیت اصلاح الگوی تربیتی و فرهنگی كلان موجود و به‌طور خاص الگوی فعلی مصرف بازشناسند.
برای نمونه نقش رسانه‌ی ملی در معرفی، تأیید و ترویج قالب‌های متنوع مصرف‌زدگی، رفاه و تجمل- چه در قالب پخش پیام‌های بازرگانی كه بنا بر ضرورت نیازهای مالی رسانه توجیه می‌شود و چه در قالب ساخت برنامه‌های نمایشی كه ضرورت ایجاد جاذبه‌های بصری را بهانه‌ی بازنمایی آن می‌سازند- در افزایش انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ی مردم به‌ویژه جوانان از زندگی، رفاه، تنوع و تكثر قالب‌های مصرف و... بسیار مؤثر است. ادامه‌ی این روند می‌تواند مخاطره‌آمیز و مانعی جدی در مسیر اصلاح الگوی مصرف تلقی گردد. البته این مثال نباید موجب كوچك شمردن اثر سایر بخش‌های نظام تربیت و نادیده انگاشتن نقش تعیین‌كننده‌ی آنان- از جمله مراكز متولی تعلیم و تربیت رسمی در جامعه مانند آموزش و پرورش و سایر بخش‌ها- شود.

الگوی مصرف دینی، یا الگوی مصرف برخی متدینان
متأسفانه گاه اشكالی از برداشت‌های دینی یا برداشت‌های تحمیل شده به فكر و فرهنگ دینی نیز به كمك توجیه این نیازهای كاذب می‌آیند. مانند آن‌كه در صورت كسب درآمد از راه حلال، برخورداری از حداكثر رفاه و آسایش، ممنوعیت یا محدودیتی ندارد؛ یا در صورتی كه برخورداری از حداكثر این رفاه و حتی تجمل، موجب ارتكاب معصیتی نشود، منعی نخواهد داشت؛ یا حتی میان ملاحظه‌ی شأن و شؤونات فرد یا خانواده و سطح اجتماعی خاص با آموزه‌های دینی تعارضی نیست! ...همین است كه حتی در میان لایه‌های اجتماعی متدینان و متشرعان جامعه، می‌توان شكل‌گیری نوعی اشرافیت دینی یا اشرافیت متظاهر به تدین را بازشناخت كه علاوه بر گناه اسراف و تبذیر و بی‌توجهی به اقشار دردمند جامعه، باید گناه بدنما ساختن دین و اخلاق دینی و وارونه‌نمایی آموزه‌های دینی را نیز به كارنامه‌ی اعمال آنان افزود.
به‌راستی آیا آموزه‌های دینی تنها به توجه دادن انسان مسلمان نسبت به كسب حلال اكتفا نموده و به نوع مصرف این امكانات برآمده از حلال بی‌توجهی نموده‌اند؟ مرز رفاه مشروع و به تعبیر قرآن نصیب حلال از دنیا، با تجمل و اسراف و دنیازدگی چیست؟ استفاده نكردن از ثروت و امكانات در راه حلال یعنی چه؟ بی‌توجهی به نیازمندان و محرومان و بهره‌برداری حداكثری از تجمل و رفاه و تلذذ، در ادبیات دینی ما گناه شمرده می‌شود یا خیر؟ و اساساً در جامعه‌ای كه بسیاری از مردم از انواع محدودیت و محرومیت رنج می‌برند، تكیه زدن انحصاری بر سرمایه‌های گسترده‌ی مادی به بهانه‌ی ملاحظه‌ی شؤون فردی و خانوادگی چه معنایی دارد؟ طبعاً دانشمندان علوم دینی و به‌خصوص خطبا و مبلغانی كه در ارتباط نزدیك با افكار عمومی متدینان قرار دارند، بیش از همه می‌توانند در رفع چنین بدفهمی‌ها یا سوء تفاهم‌هایی مؤثر واقع شوند.

خانواده و اصلاح الگوی مصرف
بی‌آن‌كه بشود نقش مؤثر بخش‌های دیگر نظام تربیت را انكار نمود یا كوچك انگاشت، باید نقش خانواده را در جهت‌دهی به هر جریان فكری، تربیتی و فرهنگی، بی‌بدیل دانست و اعتراف نمود كه برغم ادعای بسیاری از خانواده‌ها كه پررنگ شدن میزان تأثیر مناسبات اجتماعی در زندگی فرزندانشان را مانع پویایی و اثربخشی فرایند تربیتی خانواده می‌دانند، خوشبختانه در نظام اجتماعی كشور ما هنوز هم خانواده از نقشی تعیین‌كننده در نظام تربیت و ساختار فرهنگ برخوردار است؛ البته به شرط آن‌كه متوجه ظرفیت بالای اثربخشی خود بوده، استفاده‌ی درست از این ظرفیت ارزشمند را مورد غفلت قرار ندهد. نباید فراموش كرد كه حتی ذخیره‌ی انسانی و سرمایه‌ی فكری موجود در سایر بخش‌های نظام فرهنگی- مثلاً مدیران دستگاه‌های آموزش رسمی و دست‌اندركاران رسانه و...- نیز خود پیش از هر چیز محصول فرایند تربیتی یك خانواده بوده‌اند. بنابراین باید خانواده را چتری فراگیر دانست كه می‌تواند بسیاری دیگر از عرصه‌های آموزش و تربیت را تحت تأثیر قرار دهد.

مادر، محور تحقق تربیت و تحول فرهنگ
چنانچه اصلاح فراگیر الگوی مصرف را امری متوقف بر یك تحول فرهنگی عمیق و ماندگار بدانیم و خانواده را اساسی‌ترین زمینه برای جهت‌دهی و تحقق این تحول فرهنگی، برای هدفمند نمودن این جریان و دستیابی به حداكثر نتیجه، باید زنان به‌عنوان محوری‌ترین عضو در عرصه‌ی مناسبات تربیتی خانواده، كانون توجه كسانی قرار گیرند كه وظیفه‌ی برنامه‌ریزی كلان در جهت عملیاتی كردن شعار اصلاح الگوی مصرف را به‌عهده دارند.
روشن است كه این لزوم توجه به زنان در برنامه‌ریزی‌های آتی، نه به دلیل نیاز ویژه‌ی آنان به این توجه، كه به دلیل نیاز جامعه به مداخله‌ی مؤثر زنان در این حركت تعیین‌كننده‌ی اجتماعی است. كسانی كه چشم‌پوشی از ظرفیت بالای آنان در اثرگذاری بر تحولات فكری، تربیتی و فرهنگی در خانواده- و البته خارج از خانواده- می‌تواند از دست رفتن یك سرمایه‌ی ارزشمند و بی‌بدیل انسانی و اجتماعی تلقی شود. بنابراین آموزش، فرهنگ‌سازی، فعال‌سازی و حمایت از زنان در جریان اصلاح الگوی مصرف می‌تواند راهبردی اساسی در این زمینه تلقی شود.

*عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

ساده‎انگاری در اصلاح الگوی مصرف

اصلاح الگوی مصرف باید با اصلاح فهم شایع و تصور رایج از مصرف در بین برنامه‎ریزان و مسئولین آغاز شود. با نام‎‎گذاری سال جدید به نام سال اصلاح الگوی مصرف ، نمایندگان دولت به طور صریح یا ضمنی، اجرای یارانه‎‎های نقدی و واقعی‎سازی قیمت‎ها را مؤثرترین راه و برنامه دولت در اصلاح الگوی مصرف دانستند. به فهم نگارنده طرح واقعی‎سازی قیمت‎ها و تمرکز بر روش‎های قیمتی جهت اصلاح مصرف‎زدگی، ناشی از تلقی و تصویری سطحی‎از انگاره «مصرف» در میان مسئولین و برنامه‎ریزان است.به نظر این کارشناسان اسراف و اتلاف و تبذیر در استفاده از کالاهایی مثل آب، برق، گاز، بنزین، نان و یا هر چیز دیگری بیشتر ناشی از قیمت پایین این قبیل کالاها است و به تعبیری با افزایش قیمت‎ها است که مصرف کاهش می‎یابد.اگرچه در کارایی این روش گفتنی‎ها بسیار است اما در این گفتار نقد روش‎های قیمتی در اصلاح الگوی مصرف مدنظر نیست.اصلاح الگوی مصرف باید ...(ادامه متن در ادامه مطلب)...

اصلاح الگوی مصرف باید در چارچوب نگاه سیستمی به مصرف دنبال شود. به تعبیری اصلاح الگوی مصرف نباید اصلاح مصرف تلقی شود بلکه اصلاح نحوه ای از زندگی است که در آن مصرف سر جای خود قرار می گیرد..

مصرف در روزگار ما در درون روندهای اجتماعی و فرهنگی دیده می‎شود که شامل نشانه‎ها و نمادهای فرهنگی و هویتی است نه صرفا یک موضوع اقتصادی منفعت‎جویانه.

اگر چه این به معنای بی‎اهمیتی عوامل اقتصادی نیست اما این‎که نقطه آغاز در اصلاح الگوی مصرف را کجا ببینیم به این تلقی مرتبط است. امروزه کمتر جامعه‎ای است که الگوهای مصرفی را به تعبیر کینز، صرفا در وضعیت اقتصادی و درآمدی خانوار ببینند.

به گفته «بوردیار» مصرف دیگر تنها ارضای یک دسته از نیازهای زیستی نیست بلکه متضمن نشانه‎ها، نمادها ایده‎ها و ارزش‎هاست. همچنین به تعبیر بوردیار، مصرف در دوران جدید روندی است که در آن خریدار کالا از طریق به نمایش گذاشتن کالاهای خریداری شده به طور فعالی مشغول تلاش برای خلق و حفظ حس هویت است. به عبارتی دیگر افراد، هویت چه کسی بودن را از طریق آن‎چه مصرف می‎کنند ایجاد می‎کنند.

به گفته «رابرت باکاک» در کتاب «مصرف»، انسان مصرفی جدید، دیگر همانند فردی قدیمی‎ نیست که «ماکس وبر» در اثر خود درباره کالوینیسم، او را به عنوان مردمی توصیف می‎کند که برای خرید اقلام نسبتا پیش‎پا افتاده‎ای نظیر پوشاک و زیورآلات، احمقانه خرج نمی‎کند. بلکه شخص مصرف می‎کند تا هویت داشته باشد.

 


مصرف‎کننده امروز به عنوان گروهی تعریف می‎شود که الگوی مصرف نقش محوری را در زندگی‎شان بازی می‎کند. این الگوی مصرف هویت‎بخش است وبلن در کتاب «نظریه طبقه مرفه» اعضای این گروه را تحلیل می‎کند و آنان را به مثابه طبقه جدیدی می‎بیند که می‎کوشند سبک زندگی طبقات بالاتر را تقلید کنند؛ وبلن از این مصرف به عنوان «مصرف متظاهرانه» یاد می‎کند.

«گی‎دبور »نیز در کتاب «جامعه نمایش» تلاش می‎کند نشان دهد که در جوامع مدرن، همه چیز در قالب نمایش‎ها تجلی می‎کند و هر آن‎چه مستقیما زیسته می‎شود به بازنمود تقلیل می‎یابد.

به گفته او مصرف در دنیای جدید را باید در قالب جامعه نمایش تحلیل کرد. جامعه‎ای که همه چیز در آن کالا است و خود کالا نیز برای نمایش و تصویر رد و بدل می‎شود.

در این نظام، اشیاء آن‎گونه که واقعا هستند مصرف نمی‎شوند بلکه همواره به عنوان بازنمود چیزهای دیگر ظاهر می‎شوند.

به تعبیر او کالا آن چیزی نیست که ارزشش در خودش باشد.

 

به عنوان مثال امروزه دیگر پیراهن تنها یک تن‎پوش نیست بلکه وسیله‎ای نیز برای خودنمایی است. مصرف یک غذای خاص در یک رستوران مجلل متفاوت از مصرف آن در خانه است.

امروزه کالاها و خدمات سوای کیفیت طبیعی‎شان، دارای علائم رمزی هستند و شاخص‎های یک خط بندی اجتماعی محسوب می‎شوند.

بر این اساس پرسه‎زدن در پاساژهای بزرگ و به تعبیری شیشه لیسی مغازه‎ها ،هویت‎ساز است و در قالب مصرف و نمایش این مصرف توسط پوشش، آرایش، مد، اتومبیل و موبایل و... نشان داده می‎شود.

این وضعیت را نمی‎شود و نباید تنها با کنش‎گران اقتصادی تحلیل کرد. امروز در کشور ما افرادی را مشاهده می‎کنیم که از الگوی مصرفی مشابهی تبعیت می‎کنند بدون این‎که در طبقه اقتصادی یا اجتماعی یا منزلتی یکسانی قرار داشته باشند. تغییرات و تحولات مصرفی یک ایرانی آن‎چنان به سرعت رخ می‎دهد که بعد از مدت کوتاهی طبقه فرهنگی و اجتماعی او تنها با مراجعه به سه جلدیش قابل شناسایی است.

در جامعه امروز کالا و مصرف کالا، از شکل سنتی خود خارج شده است. وقتی جلوی ویترینی می‎ایستیم تنها با کالای صرف مواجه نیستیم، با رمز و نمادی از یک هویت و سلیقه خاص مواجهیم که اتیکت فروش آن وعده یک هویت جدید را به خریدار می‎دهد. وعده به رخ کشیدن و احساس (تأکید می‎شود احساس) تشخص.

چند روز پیش در خبرها آمده بود که رییس اتحادیه پرده فروشان گفته است تقاضا در این بازار، اغلب برای پرده‎های خارجی است که اساسا هیچ کاربرد پوششی ندارند.

پرده که زمانی صرف پوشش در حفظ مناسبات مذهبی بود، امروز استفاده می‎شود تا درون و بیرون خانه زیبا جلوه کند.

 


چادر ملی می‎آید که مظهری برای نمایش مذهبی‎های جامعه در برابر موج سیل‎آسای مدهای جدید مانتو و غیره باشد.

کالای برنددار نشانه شخصیت می‎شود و وزارت بازرگانی تلاش می‎کند برندسازی را در میان تولید کنندگان داخلی گسترش دهد.

بیست درصد قیمت تمام شده یک کالا را بسته‎بندی آن می‎گیرد.

در مصرف لوازم آرایش در رتبه چهارم جهان قرار می گیریم و در جراحی زیبایی مقام اول را کسب می‎کنیم.

هر میوه‎ای گران‎تر شود بیشتر در مهمانی‎ها استفاده می‎شود. تولید صرفا برای مصرف است و مصرف صرفا برای نمایش .

در جامعه امروز باید میان مصرف و خرید تفاوت گذاشت .خرید به منظور استفاده از ارزش‎های مصرفی کالا است اما مصرف بدلیل اهمیت ارزش نمادین کالا نزد خریدار انجام می‎شود .
در خرید سنتی فرد بین خود و مصرف یک ارتباط مستقیم زیستی می‎بیند اما در مصرف مدرن فرد بین خود و مصرف یک ارتباط نهادی و ساختی (روان‎شناختی و جامعه‎شناختی) برای تمایز یافتن برقرار می‎کند.

انواع مصرف برای کسب منزلت است و برای ورود به یک طبقه خاص و عبور به یک طبقه بالاتر.

در این صورت‎بندی نیز فرهنگ کار تغییر می‎کند. چراکه هرچه سطح درآمد بالاتر رود هزینه‎ها نیز به شیوه تصاعدی رشد می‎کند. در این صورت‎بندی مردم برای رفع نیاز کار نمی‎کنند بلکه کار می‎کنند تا استطاعت خرید محصولات مصرفی را داشته باشند. به طوری که دیگر این تصور خریدن است که انگیزه کار ایجاد می‎کند.
 

بنابراین در قالب این فهم از مصرف، این درآمد نیست که الگوی مصرف را می‎سازد و نمی‎توان صرفا با تعدیل قیمت‎ها مصرف را از طریق تغییرات تبعی درآمدی اصلاح کرد.

به تعبیری این مصرف نیست که در چارچوب روابط اقتصادی تعریف می‎شود. بلکه خود اقتصاد نیز متأثر از این مصرف متظاهرانه است.

بنابراین اصلاح الگوی مصرف بدون توجه به ماهیت مصرف در دنیای جدید ممکن نیست.

چه آن‎که مصرف در کشورهای در حال توسعه و در حال گذری مثل کشور ما از ابعاد پیچیده‎تری نیز برخوردار است. به عنوان مثال ما با انسانی سر و کار داریم که صبح‎ها با لباس سنتی از روستا راه می‎افتد و سوار بر مینی‎بوس‎هایی به سبک پاکستانی تزیین شده به شهر می‎آید . در دانشگاه درس می‎خواند که نظام ارزش‎گذاری را مقراض دو تکه عرضه و تقاضا تعیین می‎کند و پس از آن نماز را در مسجد دانشگاه به جماعت برگزار می‎کند و بین الصلاتین از امام جماعت می‎شنود که ارزش در آسمان‎ها تعیین می‎شود و انسانی نیست.

بعد با دوستان شهری خود از پاساژهای بزرگ شهر عبور می‎کند و در میدان ولی‎عصر به سینمای کلاسیک می‎رود و در نهایت در حین بازگشت به روستای خود موسیقی محلی گوش می‎کند.

شب‎هنگام نیز بعد از شنیدن اخبار مربوط به جنایات غزه، مسابقه قوی‎ترین مردان ایران را می‎بیند و در حالی‎که بانک تجارت ضمن اشاره به نیت‎های خیرخواهانه سپرده‎گذاران، بنز الگانس را وعده می‎دهد خوابش می‎برد و فراموش می‎کند که زنگ ساعت را برای به چرا بردن گوسفندان تنظیم کند.

اصلاح الگوی مصرف در شرایط فرهنگ چهل تکه سخت و زمان‎بر است. چراکه ما با هویت‎ها و خرده فرهنگ و دلبستگی‎های ثابت و همگنی مواجه نیستیم.

با خرده فرهنگ‎هایی مواجهیم که اولا مدام در حال تغییرند و ثانیا دارای تناقضات و تفاوت‎های جدی درونی هستند.

بنابراین قدم اول در این اصلاح، شناخت است. شناخت وضع موجود و وضع آرمانی و در نهایت نقشه راه.

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح فرهنگ مهمترین گام در اصلاح الگوی مصرف

سال 88 سال اصلاح الگوی مصرف، تشکیل کارگروه اصلاح الگوی مصرف در دولت، تشکیل کارگروه  اصلاح الگوی مصرف در مجلس، تشکیل کارگروه اصلاح الگوی مصرف در مجمع تشخیص مصلحت نظام...

طرح ضربتی برای اصلاح الگوی مصرف، سال نو، سال اصلاح الگوی مصرف مبارک و... .این ها پیام ها، خبرها و تیترهایی بود و هست که بعد از آن پیام نوروزی در اخبار، تلویزیون، بنرهای شهری و... مشاهده کرده ایم. گویا این برای ما یک حرکت همیشگی  شده است که بعد از تحویل سال نو منتظریم رهبر معظم انقلاب سال را نامگذاری کنند تا ما آن گوشه صفحه ی جادویی، بنرهای شهر، اخبار اولیه دولت، مجلس و... در ابتدای سال را به آن اختصاص دهیم و بعد از یک ماه و نهایتا دو ماه با آن خداحافظی کنیم.نهایتا این که نام سال را قرین کارهای همیشگی خود می کنیم و می نویسیم در سال اصلاح الگوی مصرف ... . غافل از اینکه این نامگذاری یک مزیت رقابتی برای امسال است.به کدام سو ...(ادامه متن در ادامه مطلب)...

به کدام سو می رویم و چه کسی را مشغول کرده ایم؟ خود را یا مردم را؟ اوضاع به کجا رسیده است که رهبر معظم انقلاب در بیاناتش به خرید و فروش بی رویه ی موبایل هم باید اشاره کند. گویا همه خوابیم. نه! همه خود را به خواب زده ایم. آیا به راستی اگر یک چنین تئوریسین و رهبری در کشورهای غربی بود، این گونه با پیام های او برخورد می کردند یا این پیام های پرمحتوا و راهگشا را تبدیل به استراتژی و راهبرد می کردند؟ آیا فقط برای شعار دوست داریم بگوییم "ای رهبر آزاده آماده ایم آماده"! کجاست آمادگی برای اصلاح الگوی مصرف؟!  

کافی است دیگر!؛ بیایید و کار کنیم و به جای اینکه این پیام های پرمحتوا را محملی برای ارتقای حزب خود یا ... قرار دهیم، محملی برای رشد انقلاب اسلامی قرار دهیم. 

کافی است دیگر !؛ بعد از سی سال به جای آنکه تبلیغ نامی را بکنیم که همه می دانند و شنیده اند و خوانده اند و دیده اند،  آن را درک کنیم و عمل کنیم.   

بد نیست برای نمونه کمی به عقب نگاه کنیم، همین فن آوری هسته ای که این روزها دوباره خبرهای خوش آ ن را شنیدیم و به خود افتخار کردیم از چه طریقی به دست آمد؟ تبلیغ یا عمل به فرمان رهبری؟! بله درست است؛ تبلیغ هم لازم است و هم ضروری اما آن موقع نتیجه حاصل شد که گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب، عقب نشینی را متوقف کردیم و شروع به پیشروی در این زمینه کردیم. آن گاه همه دیدیم که قله های افتخار را یکی پس از دیگری پیمودیم. نمونه دیگر، حرکت علمی دانشمندان کشور عزیزمان است. آن زمان که این دانشمندان فرمان نهضت علمی رهبر عزیزمان را به گوش جان خریدند وحرکت را آغاز کردند، دیدیم که چگونه مرزهای دانش به رویمان باز شد. این ها فقط نمونه های بسیار کوچکی است از هزاران موردی که هرگاه گوش به فرمان رهبرمان  و امامان حرکت کردیم، دیده ایم چگونه پیشرف وتعالی حاصل مان شده است. پس باید برنامه ریزی کنیم و عمل کنیم و همه می دانیم که برای اجرا نیاز به فکر و برنامه و کنترل است. اما نکته ی مهم این است که این برنامه از کجا شروع شود. متاسفانه ما در اکثر اوقات در هنگام برنامه ریزی برای شروع بر روی یک نقطه تکیه می کنیم و از دیگر نقاط غافل می شویم .به جای این که این نقاط را اولویت بندی کنیم ، همه جز یکی را حذف می کنیم.به جای اینکه به صورت سیستمی و چند بعدی نگاه کنیم ،نگاهی تک بعدی و به صورت مجموعه های جدا از هم داریم.  


در ادامه قصد دارم نکاتی را درباب اصلاح الگوی مصرف بیان کنم:

1)به نظر می رسد مهم ترین عامل در اصلاح الگوی مصرف ، اصلاح فرهنگ جامعه است.این شیوه تولید و مصرف، بستگی به فرهنگ ما دارد. به عنوان مثال چرا در اوایل انقلاب و دوران زیبای دفاع مقدس این گونه تولید و مصرف نمی شد؟ جواب بسیار روشن است؛ فرهنگ. جامعه اصلا این نحوه مصرف را نمی پذیرفت و اسراف را گناه می دانست. آن هنگام که ما به تبعیت از الگوی غربی ،اسراف در تمام زمینه ها را به عنوان یک ارزش پذیرفتیم و برای آن دلایل به اصطلاح خودمان علمی آوردیم به این جا رسیدیم که مصرف ما  از تولید ما پیشی گرفت. آن هنگام که جعبه جادویی خودمان ،فرهنگ منطقه ی پارک وی را به عنوان فرهنگ برتر به کل ایران صادر می کند و چهره ای از فرهنگ صحیح و زیبای روستایی به عنوان فرهنگ برتر در آن به چشم نمی خورد، آن هنگام که در سریال های این جعبه جادویی خانواده ای فهیم تر و با کلاس تر است که دکوراسین خانه ی او به روزتر و شیک تر باشد! آن هنگام که در دانشگاه استادی با کلاس تر است که مدل ماشین او بالاتر باشد! آن هنگام که دانشجویی فهیم تر است که تعداد موبایل او بیشتر باشد! آن هنگام که در برنامه های این جعبه جادویی فرهنگ ولع و حرص خرید وسایل جدیدتر به عنوان وسایل برتر ترویج می شود، چه انتظاری از جامعه داریم؟! وماهواره که"تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل". مشکل اصلی ما فرهنگ است،این فرهنگ مانند هوایی است که همه در آن تنفس می کنیم. این فرهنگ است که ما را به سوی الگوی نامناسب تولید و مصرف سوق می دهد و جالب تر آن که آن الگوی نامناسب را به عنوان الگوی برتر تلقی می کنیم. 

2- متاسفانه برداشت اکثر ما از اصلاح الگوی مصرف ،اصلاح نحوه مصرف مردم وعدم اسراف مصرف کننده است.این نحوه برداشتِ تک بعدی متاسفانه در ما رایج شده است به عنوان مثال در آن هنگام که رهبر معظم انقلاب بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردند همه ما فقط و فقط بر روی سی دی و مسائلی از این قبیل تکیه کردیم و تهاجم فرهنگی را به عنوان یک حرکت سیستمی در نظر نگرفتیم.این نکته در بیانات مقام معظم رهبری در مشهد تکیه شد که اصلاح الگوی مصرف در واقع اصلاح یک چرخه است که از نحوه شناسایی منابع، استخراج تا بازیافت آن را در بر می گیرد. ما باید شیوه های خود را در نحوه شناسایی، استخراج، تولید، تبلیغ، توزیع، مصرف و بازیابی منابع مورد بازبینی جدی قرار دهیم

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوی مصرف زمينه‌ساز بهره‌وری

توسعه‌يافتگي و شاخص‌هاي توسعه انساني، اقتصادي و اجتماعي يکي از مناسب‌ترين و فراگيرترين ملاک‌هاي ارزيابي کارايي و تعادل ساختاري در جوامع است. به عبارتي ديگر اختلاف بين کشورهاي پيشرفته و درحال توسعه از طريق شاخص‌هاي مهم اقتصادي اندازه‌گيري مي‌شود. در اين ميان بهره‌وري يکي از مهمترين شاخص‌هايي است که مي‌تواند براي توضيح سطح توسعه کشورها و تببين دلايل اختلاف در سطوح توسعه کشورها بکارگرفته شود.
بهره‌وري به مفهوم ارزشي است که از طريق برقراري ارتباط بشر با منابع در اختيارش حاصل مي‌شود و معياري است براي اندازه‌گيري عملکرد فعاليت‌هاي اقتصادي يک کشور که از ميزان خروجي به ازاي هر واحد از ورودي حاصل مي‌شود. اين شاخص، ابزار سنجشي است که سلامت اقتصادي را تعيين مي‌کند. هر چقدر نرخ بهره‌وري در حال رشد و ترقي باشد، به همان اندازه توليد و استانداردها و کيفيت زندگي شهروندان افزايش خواهد يافت و بر عکس اگر بهره‌وري با افت مواجه شود، علاوه بر توليد، رفاه اجتماعي نيز به مخاطره خواهد افتاد. اين موضوع زماني تحقق مي‌يابد که از توانايي‌ها و ظرفيت‌هاي موجود در کشور به نحو احسن بهره‌گيري شود و منابع کشور براي رسيدن به مرز امکانات توليد به طور بهينه تخصيص داده شود.
ظرفيت‌هاي موجود را بطور کلي مي‌توان در دو قالب نيروي انساني و سرمايه‌هاي فيزيکي مطرح نمود. به عبارتي ديگر اگر کشور بخواهد به بالاترين رفاه اقتصادي دست پيدا کند بايد از سرمايه و جمعيت که دو عامل مهم براي توليد محصولات و خدمات به شمار مي‌رود به نحوي مناسب و شايسته استفاده نمايد. چنين نگرشي در جامعه موجب مي‌شود که کنش تصميم‌گيران و سياستگذاران اقتصادي بر مبناي عقل و خرد تنظيم و از کردارهاي احساسي که به از بين رفتن منابع در کشور منجر مي‌شود پرهيز نمايند. درواقع رفتار سياستگذاران و بنگاه‌هاي اقتصادي در چارچوب استفاده بهينه منابع شکل خواهد گرفت. در اين جاست که مي‌توان از مصرف صحيح امکانات در سطوح دولت و بنگاه براي به حداکثر رسانيدن توليد کالا و خدمات در جامعه سخن به ميان آورد.
زماني که شاخص‌هاي بهره‌وري عوامل توليد در اقتصاد از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست و سهم بهره‌وري در رشد اقتصادي کشور پايين مي‌باشد، براي رسيدن به يک ميزان مشخص از کالاها و خدمات، نيروي کار و سرمايه زيادي صرف مي‌شود که نتيجه اين فرآيند مصرف بي رويه و غير منطقي در اقتصاد است.
بهره‌وري کمتر از نيم درصد نيروي کار در سال‌هاي اخير و بهره‌وري منفي سرمايه در اين سال‌ها بيانگر اين واقعيت است که از نيروي کار و سرمايه در اقتصاد، استفاده مطلوبي نمي‌شود‌. بنا به اطلاعات موجود نرخ رشد بهره‌وري سرمايه روند نزولي داشته است به طوري که طي چهار دهه گذشته در ايران، نرخ رشد بهره‌وري سرمايه از عدد 100 به 48 واحد کاهش يافته است. ارقام مذکور به خوبي نشان‌دهنده آن است که از نهاده سرمايه براي توليد به طور مناسب بهره‌گيري نشده و در واقع اقتصاد کشور با يک پسرفت و عقبگرد در اين خصوص مواجه بوده است. درواقع اقتصاد کشور بجاي اينکه از نهاده‌ها به نحو مطلوبتري استفاده نمايد و نرخ رشد بهره‌وري سرمايه ارتقاء يابد متاسفانه طي گذشت زمان بازدهي سرمايه روند نزولي را تجربه کرده است. اين در حالي است که بر اساس برنامه چهارم بايد حدود يک سوم رشد اقتصادي از طريق بهبود کارايي و افزايش بهره‌وري حاصل شود. از سويي ديگر بطور متوسط در سطح جهان حدود 64 درصد از درآمد از طريق منابع انساني حاصل مي‌شود و مابقي آن يعني حدود 34 درصد متکي به منابع طبيعي و فيزيکي است. اما در ايران وضعيت به کلي متفاوت با ارقام ياد شده است. در ايران سهم منايع انساني در توليد 36 درصد و 64 درصد ان مربوط به سرمايه‌هاي فيزيکي است. ارقام ياد شده اين موضوع را متبادر مي‌سازد که براي توليد روشهايي بکار گرفته شده است که سرمايه‌هاي فيزيکي نقش غالب را در توليد بازي کرده است در حاليکه مهمترين منبع توليد در کشور که همانا نيروي انساني مي‌باشد در عمل به دست فراموشي سپرده شده است. و از سوي ديگر همانطور که بيان شد از عامل سرمايه هم به درستي استفاده نشده است. انتخاب مذکور به معناي معطل‌کردن ظرفيت موجود در اقتصاد و عدم بهره‌برداري درست از منابع انساني.
اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند به معناي نهادينه‌کردن روش صحيح استفاده از منابع کشور و يا بهره‌برداري بهينه، برنامه‌ريزي شده و مطلوب از امکانات و منابع در بخش‌هاي مختلف اقتصادي مي‌باشد. اين تعريف بيانگر آن است که اولا از انحراف منابع براي توليد يا توليد نامطلوب جلوگيري شود و ثانيا از منابع و ظرفيتهاي بلا استفاده و مغفول در اقتصاد به بهترين روش ممکن بهره گيري شود. اين درواقع همان بيان مفهوم بهره‌وري در اقتصاد است.
به عبارت ديگر اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حرکت به سوي هر کدام دستيابي به ديگري را نيز در برخواهد داشت. بنابراين براي پي بردن به اينکه آيا در رفتار مصرفي اصلاحي صورت گرفته است و يا اينکه با مطلوب فاصله چنداني وجود دارد يا خير از معيار بهره‌وري استفاده مي‌شود. زماني که بهره‌وري عوامل نيروي کار و سرمايه سهم قابل ملاحظه‌اي در توليد ثروت کشور داشته باشند، بدان معنا است که از ظرفيت‌هاي توليدي اقتصادي کشور استفاده مطلوبي شده و درحقيقت مصرف منابع در ميزان بهينه‌اي قرار گرفته است. در چنين فضاي فکري انتظار افزايش بازدهي و کاهش ضايعات منابع به وجود مي‌آيد و روش‌هايي که به توليد محصول و خدمت بکار منجر مي‌شود حاصل بکارگيري صرفه‌هاي اقتصادي خواهد بود.
بنابر آنچه که در سطوح پيشين به آن اشاره شد الگوي مصرف در بخش بنگاه‌هاي اقتصادي و دولت قابل بررسي و تصحيح است. درواقع بخش مهمي از اصلاح رفتار مصرفي به نهادهاي اجرايي و عمومي کشور بازمي‌گردد و اين موضوع بايد به عنوان مطالبه افراد جامعه از تصميم گيران اقتصادي نگريسته شود. به بياني ديگر منابعي که در اختيار دولت قرار دارد مستقيما از درآمد افراد( ماليات) و يا درامدهاي نفتي که به عنوان سرمايه بين نسلي تعبير مي‌شود تامين مي‌شود. بنابراين افراد کشور انتظار دارند منابع مالي مذکور در شايسته ترين روش ممکن جهت پيشرفت و توسعه کشور به کار گرفته شود.
نهاد عمومي شهرداري نيز از اين قاعده مستثني نبوده و استفاده بهينه منابع را جهت رعايت الگوي مصرف و افزايش بهره‌وري به عنوان يکي از مهمترين اصول کلي مد نظر قرار داده است. بطور مثال در اين زمينه به شفاف‌سازي در بحث نظامات مالي و بودجه‌اي مي‌توان اشاره کرد. ايجاد نظام حسابداري تعهدي بدليل شفافيت در عملکرد و رديابي هزينه‌ها اين امکان را فراهم مي‌کند که بتوان از هزينه‌هاي غيرضروري جلوگيري نمود. کاهش هزينه‌ها از يک سو و سوق دادن منابع و امکانات به اولويت‌هاي مهم شهر براي فراهم نمودن فضاي مناسب جهت افزايش رفاه اجتماعي و بالابردن کيفيت زندگي از سويي ديگر را مي‌توان نمونه‌اي از تخصيص بهينه منابع دانست. همچنين عدم توقف در پروژه‌هاي عمراني شهري مديريت و کنترل پروژه صحيح و استفاده از ظرفيت‌هاي موجود از زمان شروع تا اتمام طرح‌هاي مذکور عليرغم مشکلات متعدد نيز از جمله اقداماتي است که مي‌توان به بهره برداري بهينه از منابع منجر شود‌. در اين راستا شهرداري تهران از طريق کاهش هزينه فرصت منابع توانسته است تاخير در اجراي پروژه‌هاي عمراني را به حداقل ممکن کاهش و به تبع آن خدمات عمومي به شهروندان را در يک زمان کمتري ارائه و عرضه نمايد.
 

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف در بخش تقاضاي انرژي کشور

چکيده: امسال اولين سال از دهه‏ى چهارم انقلاب اسلامي مي باشد و به دليل آمادگي بسيار وسيع و عظيمي که در کشور وجود دارد، به نام «دهه‏ى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. از آن جا که اقدام اساسى در زمينه‏ى پيشرفت و عدالت، مسئله‏ى مبارزه‏ى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجى‏ها و تضييع اموال جامعه مي باشد؛ سال 1388 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نام‌گذاري شده است. اين مقاله به بررسي تطبيقي و توسعه‌اي راهکارهاي کاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور مي پردازد.
به‌طور کلي، اتخاذ سياست ها و راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژي در 2 بخش عرضه انرژي و تقاضاي انرژي قابل بررسي و اجرا مي باشد. يافته هاي تحقيق حاضر نشان مي دهد در کشور ايران به دليل اينکه تقريباً تمام زنجيره تامين و عرضه انرژي در اختيار دولت مي باشد، دولت مي تواند با انجام تحقيقات علمي و هدفمند کردن سرمايه گذاري ها در بخش انرژي و به کارگيري فناوري هاي نوين در مدت زمان نسبتاً کوتاهي به ميزان قابل توجهي در کاهش مصرف انرژي موفق عمل نمايد. بخش تاثيرگذار ديگر در کاهش مصرف انرژي، مديريت تقاضاي انرژي مي باشد که در اين بخش نيز راهبردهاي متعددي از جمله قيمت‌گذاري، آموزش، فرهنگ، پاداش، هنجار، سبک زندگي، استفاده از انرژي هاي نو و تجديدپذير، استفاده از تکنولوژي هاي جديد، استفاده بهينه از مواد و بازيابي آن ها و... وجود دارد.

مقدمه:
کشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ انرژي است. در حال حاضر بيش از 85 ميدان نفتي کشف شده در کشور وجود دارد و از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در ميان کشورهاي جهان دارد. ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مکعب تخمين زده شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در کشور به ميزان قابل توجهي وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در کشور، ايران را از يک کشور صادر کننده انرژي به يک کشور وارد کننده تا قبل از افق 1400 تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهکارهاي بهينه سازي انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي انرژي يک صنعت پر سود و کم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و کاهش آلودگي محيط زيست از ديگر مزاياي اجراي راهکارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با توجه به افزايش مصرف انرژي در ايران، محدود بودن منابع طبيعي، حرکت در راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست بايد تا حد امکان از هدر رفتن و تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور بايد در زمينه استفاده بهينه از منابع انرژي در کشور ضمن شناخت راهکارهاي مناسب براي کاهش مصرف انرژي قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حياتي انرژي براي جوامع بشري و نقش بسيار تاثيرگذار انرژي در پيشرفت و توسعه پايدار کشورها، امروزه استفاده بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به مديريت انرژي و بهينه سازي مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي که در جهت کاربرد مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد که اين اقدامات شامل: صرفه جويي انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي‌ اردهالي، 1382)


 

ضرورت و اهميت:
براي ارزيابي کارايي بهره برداري در مصرف انرژي کشورها، از يک آمار مقايسه‌اي استفاده مي شود که در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند کشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. آمارهاي داخلي و بين المللي در مورد شدت مصرف انرژي در ايران نشان مي دهد که مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي ايران در سال‌هاي گذشته، روند فزاينده رو به رشدي را داشته است. بر اساس گزارشي که انجمن جهاني انرژي (World Energy Council) در سال 2008 با عنوان "سياست هاي بهره وري انرژي در کشورهاي جهان" منتشر کرده است؛ اطلاعات مقدار توليد ناخالص داخلي انرژي و شدت مصرف انرژي در بازه زماني سال 1990 تا 2006 براي کشور هاي دنيا در يک نمودار ارائه شده است. (WEC, 2008) در اين نمودار کشور جمهوري اسلامي ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين کشورهاي دنيا دارا مي باشد که ادامه اين روند در سال هاي آينده مي تواند براي اقتصاد کشور بسيار بحران آفرين باشد و کشور ايران را از يک کشور صادر کننده به يک کشور وارد کننده منابع انرژي تبديل خواهد کرد.


 

با توجه به اينکه متوسط شدت رشد انرژي در جهان حدود 4/0 مي باشد، اين رقم در کشور ايران بيش از 6/0 برآورد گرديده است؛ لذا مي توان گفت که در کشور ما پتانسيل بالقوه در بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تا مرز يک سوم (33%) وجود دارد که درآمد حاصل از اين امر سالانه حدود 5 ميليارد دلار که معادل تمام بودجه عمراني کشور مي باشد، تخمين زده شده است. در حالي که طي دو دهه اخير شدت مصرف انرژي الکتريکي در کشور ما ساليانه حدود 7/0 بوده است، مقايسه آماري نشان مي‌دهد که شدت مصرف انرژي تقريباً 2 برابر شدت رشد انرژي در جهان است. بنابراين، اهميت مديريت انرژي و اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور محرز و انکار ناپذير مي باشد.


 

بدون شک مسئوليت خطيرکارشناسان بخش انرژي در کشور، طراحي و معرفي راهکارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است؛ به‌گونه‌اي که بدون کاهش رفاه و برخورداري از خدمات انرژي تلفات انرژي کاهش يابد. اين مهم زماني حاصل مي شود که نگاه به انرژي به مثابه سرمايه اي ملي باشد و برخورد علمي با آن جاي خود را به قضاوت‌هاي سليقه‌اي و بخشي ندهد. راهکارهاي اجرايي بهبود و ارتقاء کارآيي انرژي را مي توان در 2 بخش راهکارهاي قيمتي و راهکارهاي غيرقيمتي تقسيم‌بندي نمود. با توجه به اينکه راهکارهاي قيمتي و سياست هاي قيمتگذاري به دليل پيچيدگي هاي خاصي که در اقتصاد ايران وجود دارد بسيار مشکل است و غالباً هم همراه با سعي و خطا بوده و تبعات اقتصادي فراواني را براي جامعه دارا مي باشد، لذا شناسايي راهکارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران مي تواند گزينه مناسب تر و سهل الوصول تري باشد که تبعات اقتصادي منفي کمتري را به همراه خواهد داشت.


 

يافته هاي تحقيق:


 

به طور کلي يافته هاي تحقيق حاضر در زمينه راهکارهاي کاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در جمهوري اسلامي ايران در 5 بخش ارائه مي شود:


 

1- راهکارهاي قوانين و مقررات


 

دولت مي تواند با وضع قوانين و مقررات خاص در بخش انرژي کشور به اصلاح الگوي مصرف انرژي دست يابد. بخش عمده اين قوانين که در کشور هاي ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از:


 

تأسيس نهادهاي کارايي انرژي، برنامه‌هاي ملي کارايي انرژي، اعمال کدهاي ساختماني اجباري و اختياري و تهيه تأييديه‌هاي ساختماني الزامي، برچسب‌‌گذاري استانداردهاي کارايي براي وسايل و تجهيزات، اقدامات مالياتي، يارانه‌هاي تشويقي و محرک هاي پولي.


 

2- راهکارهاي فرهنگ سازي


 

فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از نمادها، نهادها و روش ها در يک جامعه که تعيين و تنظيم کننده رفتار انسان‌هاي آن جامعه مي باشد. البته اين نمادها ممکن است ناملموس باشند مانند تلقيات، باورها، ارزش ها و غيره. بهسازي فرهنگ مصرف انرژي در حالت کلي تابع موارد يا مؤلفه هاي زير است:


 

2-1- ارتقاء آگاهي هاي عمومي مصرف کنندگان در مورد انرژي هاي اوليه.


 

2-2- راهنمايي و هدايت مصرف کننده‌ها در جهت مصرف منطقي و بموقع انرژي.


 

2-3- بهبود فرهنگ استفاده از وسايل و تجهيزات (دانش فني) مصرف کننده انرژي و رعايت اصول بهره برداري صحيح و نگهداري و تعميرات پيشگرانه وسائل مصرف کننده انرژي.


 

2-4- آگاهي مصرف کنندگان از روش هاي صرفه‌جويي انرژي در جهت کاهش تلفات آن.


 

2-5- سازمان هاي دولتي و غيردولتي (خصوصاً سازمان هاي بزرگ) مديريتي به نام "مديريت صرفه جويي انرژي" را در واحدهاي خود ايجاد نمايند که وظيفه اش بررسي نحوه مصرف انرژي در سازمان و کاهش اتلاف منابع انرژي با به کارگيري آموزش هاي تخصصي در سازمان مربوطه باشد.


 

2-6- جايگزيني انرژي الکتريکي با ساير انرژي ها در محيط مصرف.


 

2-7- ايجاد انگيزه و رغبت مصرف کنندگان در جهت باروري روحيه همبستگي، وفاق، مشارکت و احساس مسئوليت اجتماعي به عنوان تلقيات و باورهاي ارزشي در جامعه.


 

2-8- ترويج اعتقادات ديني: به عقيده‌ي بسياري از صاحب‌نظران با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، راهکار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحيه‌ي مسؤليت پذيري مشترک جهت حفاظت محيط زيست، احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويکرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمودهاي اديان الهي است.


 

2-9- افزايش آگاهي مصرف کنندگان در زمينه خريد وسائل مصرف کننده انرژي و مقدار مصرف آن ها.


 

2-10- تعليم هنجارهاي رفتاري، ارتقاء رشد فکري مردم و اصلاح سبک زندگي مردم در جهت درک ارزش هاي منابع انرژي از طريق رسانه ها، در قالب برنامه ها با مقالاتي که تحت نظر متخصصين با تجربه و آگاه تهيه شود و در عين حال سعي گردد اسراف منابع انرژي به عنوان رفتاري کوته فکرانه و غيرعقلايي به مردم شناسانده شود.


 

3- راهکارهاي آموزش


 

به طور کلي راهکارهاي آموزش جهت اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور به 2 بخش آموزش هاي عمومي و آموزش هاي تخصصي تقسيم مي شود.


 

3-1- آموزش هاي عمومي: دولت بايد در يک برنامه گسترده در رسانه‌هاي گروهي و تبليغاتي و درکتاب هاي درسي ميزان اتلاف منابع انرژي به اطلاع مردم رسانده شود و فرهنگ صرفه جوئي و تلف نکردن منابع انرژي در مردم و به ويژه در نوجوانان و جوانان پرورش داده شده و روش هاي استفاده صحيح از اين منابع به آنان آموخته شود.


 

3-2- آموزش هاي تخصصي: با توجه به تجربيات کشورهاي موفق و پيشرو و نيز نتايج مطلوب ارزيابي دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار شده مديريت انرژي براي کارشناسان و مديران انرژي در برنامه هاي پنج‌ساله دوم و سوم توسعه کشور، ضرورت استمرار و ارتقاء اين دوره هاي بنيادين به صورت آموزش هاي تخصصي و کاربردي مديريت انرژي در کشور به اثبات رسيده است. برخي از نتايج حاصل از برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي مديريت انرژي در کشور عبارتند از:


 

•انتقال دانش و فرهنگ بهينه سازي انرژي.


 

•انتقال دانش در خصوص تکنولوژي هاي نوين بهينه سازي انرژي در تمامي بخش هاي مصرف.


 

•فرهنگ سازي در صنايع کشور به منظور استفاده بهينه از انرژي.


 

•اجراي اقدامات بدون هزينه و کم هزينه فراوان کاهش مصرف انرژي در صنايع کشور.


 

•کاهش مصرف ويژه انرژي (SEC) و هزينه هاي انرژي در صنعت کشور. (مرکز ملي آموزش مديريت انرژي، 1385)


 

4- راهکارهاي کاهش تلفات انرژي


 

بخشي از انرژي داخلي که استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است که در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.


 

همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف کننده در بخش هاي مختلف است که از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) که پس از کسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف کننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي که در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:


 

انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه


 

در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود که بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف کننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد که اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به کارگيري راهکارهايي اين اتلاف را کاهش داد. اگرچه ممکن است برخي از اين راهکارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي که در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذکر شده براي چرخه اقتصاد کشور، طي يک دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.


 

براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي کشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استحکاک زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي که با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استحکاک کمتر موجب کاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه مي‌گردد.


 

همچنين براي مثال به دليل اينکه تلفات انرژي در انتقال گاز کمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينکه در مناطق نفت خيز جنوب کشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديک آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار کمتر خواهد شد.


 

5- راهکارهاي بهره گيري از انرژي هاي تجديدپذير


 

در سال‌هاي آتي به دليل بحران‌هاي سياسي، اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت دوام منابع تجديد‌پذير، نگراني‌هاي زيست‌محيطي، ازدياد جمعيت و رشد اقتصادي؛ تأمين تقاضاي انرژي از مباحث کلي مي‌باشد که برنامه‌ريزان انرژي را در يافتن راه‌کارهاي مناسب جهت استفاده بيشتر از انرژي‌هاي تجديدپذير در صورت موجود بودن پتانسيل در منطقه و اقتصادي بودن استفاده از آن جهت کاهش مصرف انرژي هاي فسيلي، به اين امر سوق خواهد داد که در برنامه‌هاي آتي به کارگيري اين نوع انرژي با تأمل بيشتري بررسي گردد. انرژي‌هاي نو شامل انرژي بادي، خورشيدي، بيوماس و بيوگاز، انرژي هيدروژني، زمين گرمايي، انرژي آبي و جزر و مد دريا مي‌باشند که در ادامه وضعيت اين انرژي ها در ايران بررسي مي‌گردد:


 

5-1- انرژي‌هاي بادي


 

ايران کشوري با باد متوسط است که برخي از مناطق آن باد مناسب و مداومي براي توليد برق دارد. از انرژي‌هاي بادي جهت توليد الکتريسته و نيز پمپاژ آب از چاه‌ها و رودخانه‌ها، آرد کردن غلات، کوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اين‌ها مي‌توان استفاده نمود. لکن هزينه غير اقتصادي استفاده از اين انرژي به خصوص در ماشين‌هاي بادي، به کارگيري از اين انرژي را محدود ساخته است.


 

5-2- انرژي خورشيدي


 

با توجه به اولويت‌هاي اقتصادي، تکنولوژي ساخت و مشخصه‌هاي خاص هر يک از نيروگاه‌هاي خورشيدي، عمدتاً دو نوع نيروگاه خورشيدي دودکش و سهموي خطي براي شرايط ايران مورد تحليل اقتصادي قرار گرفته است.کشور ايران روي کمربند خورشيدي جهان قرار گرفته است و يکي از کشورهايي است که از تابش نور خورشيد با قدرت و توان مطلوب برخوردار مي‌باشد. با توجه به اينکه ايران کشور کوهستاني است و اکثر نقاط آن در ارتفاعي بالاتر از 1000 متر از سطح دريا واقع شده‌اند، توان دريافتي از تابش نور خورشيد آن بيشتر خواهد بود. طرح‌هاي خورشيديدر ايران شامل نيروگاه دريافت کننده مرکزي، سهموي خطي و سيستم فتوولتاييک و آبگرمکن‌هاي خورشيدي مي‌باشند. (سازمان بهينه سازي مصرف سوخت کشور، 1382، ص68)


 

5-3- بيوماس و بيوگاز


 

زيست توده، اصطلاحي در زمينه انرژي براي توصيف کليه محصولات ناشي از فتوسنتز در ميان انوع منابع تجديدپذير مي‌باشد که برخي از آنها عبارتند از:


 

5-3-1- محصولات و ضايعات کشاورزي


 

سالانه مقدار زيادي محصولات کشاورزي توليد مي‌گردد و ضايعات آن نيز بسيار زياد مي‌باشد که بسياري از آنها مجدداً استفاده نمي‌گردد. از يک لحاظ ضايعات کشاورزي را مي‌توان به دو دسته تقسيم کرد. ضايعات حاصل در مزارع يا کشتزارها و يا خارج از مزارع. ضايعات حاصل در مزارع به عنوان کود مورد استفاده واقع مي‌شوند؛ ولي فرآورده‌هاي انرژي‌زاي مهم که از محصولات و ضايعات کشاورزي به دست مي‌آيند الکل و بيوگاز مي‌باشند.


 

5-3-2- ضايعات و فاضلاب‌هاي صنعتي


 

اين مورد شامل پساب‌هاي کارخانجات مختلف مثل صنايع نساجي، الکل‌سازي،چوب و کاغذ و پساب صنايع غذايي مانند آب پنير، ملاس و تفاله ميوه‌ها مي‌باشد. در پساب کارخانجات مذکور ميزان زيادي زيست‌ توده وجود دارد که از آنها براي توليد انرژي و غذاي دام مي‌توان استفاده کرد. در مورد توليد انرژي بيشتر مسئله توليد الکل از اين پساب مطرح است. در ايران مقادير زيادي تفاله و ضايعات ميوه توليد مي‌شود که دفع آن مشکلات زيست محيطي فراواني را ايجاد کرده است.


 

5-3- ضايعات جامد، فاضلاب‌ها و فضولات دامي


 

ضايعات جامد شهري، زباله‌ها را شامل مي‌شوند که شامل دو نوع، زباله‌هاي معمولي و ويژه مي‌باشند.


 

الف) زباله‌هاي معمولي، مانند زباله‌هاي منازل، زباله‌هاي حجيم خانگي، زباله‌هاي غيرآلوده بيمارستاني، زباله باغ‌ها و گلخانه‌ها و زباله بخش کسبه و ادارات مي‌باشد.


 

ب) زباله‌هاي ويژه، مانند زباله‌هاي صنعتي، نخاله‌هاي ساختماني، لاستيک‌هاي فرسوده، مواد راديواکتيو و زاله‌هاي آلوده بيمارستاني.


 

بهترين روش براي حذف ضايعات جامد و استفاده بهينه از آنها تهيه کمپوست است که توسط ميکروارگانيسم‌‌هاي مختلف در حضور رطوبت و گرما در شرايط هوازي صورت مي‌گيرد. با حجم بسيار زياد زباله شهرهاي بزرگ در ايران، روش کمپوست مقرون به صرفه خواهد بود. در کشورهاي مختلف از روش‌هاي گازي کردن و پيروليز جهت تبديل ضايعات جامد به گاز استفاده شده است. گاز ايجاد شده در ژنراتورها و توربين‌هاي بخار نهايتاً به برق تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پسماندهاي آشپزخانه منبع مناسبي براي توليد بيوگاز هستند. بيوگاز حاصل، مي‌تواند جايگزين سوخت‌هاي فسيلي آشپزخانه گردد.


 

5-4- انرژي زمين گرمايي


 

انرژي زمين گرمايي از حرارت حاصل از تجزيه مواد راديواکتيو، هسته مذاب کره، کوهزايي و واکنش‌هاي درون زمين سرچشمه مي‌گيرد. موقعيت مخازن انرژي زمين گرمايي اکثراً بر کمربند زمين لرزه جهان منطبق مي‌باشند. بنابراين با توجه به اينکه ايران روي کمربند زلزله قرارداد پتانسيل قابل توجهي در اين زمينه برخوردار است. وجود کوه‌هاي آتشفشاني و چشمه‌هاي آب گرم در اکثر نقاط ايران، نشان‌دهنده پتانسيل زمين‌ گرمايي ايران است.


 

5-5- انرژي هيدروژني


 

الکتريسته و حرارت مورد نياز براي توليد هيدروژن به روش‌هاي متفاوت (الکتروليز، ترموشيميايي، فتوليز و ترموليز) به وسيله منابع انرژي تجديدپذير گوناگون قابل تهيه مي‌باشد. براي توليد هيدروژن انرژي به صورت الکتريسته و يا به صورت حرارت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از انرژي هيدروژني از طريق آب با استفاده از روش الکتروليز قليايي يا استفاده از ذخيره‌سازي مي‌توان به عنوان سوخت وسايل نقليه، سوخت نيروگاه‌ها و مصرف انرژي در بخش خانگي استفاده نمود. با استفاده از انرژي زمين‌گرمايي مي‌توان از انرژي هيدروژني توليدي از طريق الکتروليز پيشرفته از نوع بخار آب با درجه حرارت بالا جهت مصرف در بخش‌هاي حمل و نقل، صنعتي و گرمايش در بخش خانگي و تجاري استفاده نمود. به کارگيري انرژي خورسيدي جهت توليد انرژي‌هاي هيدروژني با استفاده از الکتروليز قليايي در بخش حمل و نقل به کار گرفته مي‌شود و همچنين با استفاده از هيدروژن آزاد شده از طريق پيل سوختي مي‌توان برق نيز توليد نمود.


 

5-6- انرژي هسته‌اي


 

در ايران تاکنون جهت توليد برق از انرژي اتمي استفاده نشده است؛ در صورتي که با توجه به تجديد پذير بودن انرژي هسته اي و مهيا بودن تمام مواد اوليه آن در ايران، امکان به کارگيري گسترده آن در شبکه برق کشور وجود دارد. از طرفي در مقايسه با ديگر انرژي هاي تجديد پذير، در صورت وجود مواد اوليه و فناوري هاي مورد نياز، انرژي هسته اي مي تواند انرژي الکتريسته بيشتر و ارزان تري را وارد شبکه برق هر کشوري نمايد.


 

6- احياء و به روز رساني شيوه هاي سنتي بهره مندي از انرژي


 

يکي ديگر از راهکارهاي برخواسته از فرهنگ بومي جهت اصلاح الگوي مصرف انرژي در کشور؛ استفاده از انرژي هاي پاک به روش روش هاي سنتي مي باشد. در فرهنگ بومي و ملي ايرانيان روش هاي متعددي جهت بهره برداري از انرژي هاي پاک ابداع شده است که بازشناسي و به روز رساني آنها مي تواند در اصلاح الگوي مصرف انرژي در کشور مؤثر باشد.


 

براي مثال احياء غنوات که در گذشته بسيار مرسوم بوده است و مي توان بدون مصرف انرژي الکتريکي؛ زمين هاي کشاورزي را آبياري نمود. احياء آسياب هاي آبي؛ احياء سيستم هاي بادگيري خنک کننده در خانه هاي قديمي شهر يزد؛ استفاده از اختلاف سطح رودخانه ها و به کارگيري دينام در توليد الکتريسته و غيره از ديگر روش هاي استفاده از انرژي هاي پاک به روش سنتي مي باشند.


 

جمع بندي و پيشنهادات:


 

روند مصرف انرژي در کشورهاي در حال توسعه نشان مي‌دهد که رشد جمعيت،‌ توسعه فني، اقتدار سياسي،‌ استقلال ملي و شکوفايي فرهنگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي دارد. اين در حالي است که رشد مصرف انرژي و افزايش نياز به انرژي از يک سو و محدوديت‌هاي ذخاير و پايان پذير بودن منابع انرژي فسيلي و مشکلات زيست محيطي ناشي از مصرف اين منابع از سوي ديگر، دلايل قابل توجهي است که ضرورت صرفه جويي مصرف انرژي در جوامع بشري را يادآور مي‌شود.


 

درکشور جمهوري اسلامي ايران با وجود اينکه بر اساس اعتقادات ديني جامعه صرفه جويي و دوري از اسراف يک امر پسنديده و واجب محسوب مي شود، منتها ارزان بودن قيمت حامل‌هاي انرژي و در دسترس بودن انواع منابع انرژي سبب شد تا جامعه ما با تاخير قابل توجهي به ضرورت بهينه سازي مصرف انرژي بيانديشد. با اين وجود آنچه مسلم است اتخاذ راهکارهاي مناسب براي جلوگيري از اتلاف و مصرف بي‌رويه انرژي و اصلاح الگوي مصرف در کشور نيز روز به روز بيشتر احساس مي‌شود، چرا که جلوگيري از به هدر رفتن سوخت‌هاي فسيلي، علاوه بر دستيابي سريعتر به توسعه پايدار و حفظ منابع براي نسل هاي آينده،کاهش آلودگي محيط زيست که يکي از معضلات اصلي جوامع امروز است را نيز در پي خواهد داشت و با توجه به اقدامات جهاني در زمينه کاهش آلاينده ها اين خود عامل ديگري براي تلاش هر چه بيشتر در اين زمينه بشمار مي‌رود.


 

دستاوردهاي تحقيق حاضر مي تواند گامي مثبت در جهت اتخاذ سياست ها و راهکارهاي غير قيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران باشد که براي تحقق اين امر مهم لازم است:


 

1.راهکارهاي پيشنهادي که در يافته هاي اين تحقيق بيان شده است، بطور جدي مورد توجه دستکاه هاي مربوطه قرار گيرد.


 

2.با توجه به دستيابي ايران به انرژي هسته‌اي جهت بهره مندي از مناسب ترين انرژي تجديدپذير در ايران، ايجاد نيروگاه هاي هسته‌اي با اولويت در برنامه‌هاي دولت قرار گيرد.


 

3.با توجه شرايط جغرافيايي و ميدان تابش آفتاب در ايران موضوع انرژي خورشيدي نيز با جديت دنبال گردد.


 

4.با توجه به اعتقادات و باورهاي مذهبي و پايبندي مردم به نظرات علما و مراجع ديني، توصيه‌هاي شرعي در مورد صرفه‌جويي در مصرف انرژي به مردم داده شود.


 

5.دشواري توليد و عرضه انرژي اوليه و اهميت اصلاح الگوي مصرف انرژي و صرفه‌جويي در آن، در مدارس، دانشگاه ها و مراکز علمي و همچنين از طريق رسانه‌‌هاي جمعي بطور مرتب و با شيوه‌ها مناسب اطلاع رساني شود.

6.اهميت حفظ سلامت انسان و محيط زيست که با مصرف بي‌رويه انرژي به مخاطره افتاده و همچنين خطراتي که با روند صعودي موجود مصرف انرژي متوجه مردم ايران است را از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به مردم اطلاع رساني شود.


 

منابع و مآخذ:


 

1.وزارت نيرو. (1385). "آمار و نمودارهاي انرژي ايران و جهان 1385" ، دفتر برنامه ريزي کلان برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران


 

2.عشقي ملايري، بهروز. (1384). "مجموعه مقالات دومين کنفرانس روش هاي پيشگيري از اتلاف منابع ملي" ، تهران: فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران، صص.613-618.


 

3.سازمان بهينه سازي مصرف سوخت کشور. (1382). "اطلاعات انرژي کشور 1380" ، ايران، تهران: واحد توليد نشر ذره.


 

4.محمدي‌ اردهالي، مرتضي. (1382). "مفاهيم بهينه‌سازي مصرف انرژي"، مجله اقتصاد انرژي، شماره آبان 1381، ايران.


 

5.مقدم، محمدرضا. (1383). "اصلاح سبد انرژي ايران تا سال 1400" ، ايران، تهران: انتشارات نگاه شرقي سبز.


 

6.مرکز ملي آموزش مديريت انرژي (NTCEM)، (1387). "معرفي مرکز ملي آموزش مديريت انرژي در صنعت کشور"، معاونت امور برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران.


 

7.ECO, (2001). ECO Regions Energy Conservation and Efficiency Workshop, Ankara, Turkey, October 2001
8.ERI (Energy Research Institute), (2000). “Thailand Energy Strategy and Policy”, Chulalongkom University, Bangkok, Thailand.
9.NEPO, (2002) b. “Outcome of the Energy Conservation Program Implementation During the Fiscal Period 1995-1999”, National Energy Policy Office: Office of the Prime Minister of Thailand
10.RCEP, (1998). “Prospects for Energy Saving and Reducing Demand for Energy in the UK.”, Royal Commission Environmental Pollution.
11.Soest D.van and E.H.Bulte, (2001). “Does the Energy-Efficiency Paradox Exist? Technological Progress and Uncertainty”, Environmental & Resource Economics, 18(1), pp.101-112.
12.Uyterlinde M.A., et.al, (1999). “Integrated Evaluation of Energy Conservation”, National Report for the Netherlands, Energy Research Center of the Netherlands, Report No. ECNC-99-005.
13.World Energy Council(WEC), (2001) a. “Energy Efficiency Policies and Indicators”, a Report by the Word Energy Council, October 2001, London, United Kingdom.
14.World Energy Council(WEC), (2008). “Energy Efficiency Policies around the World: Review and Evaluation Executive Summary”, a Report by the Word Energy Council, London, United Kingdom, ISBN: 0 946121 30 3.

چهارشنبه 5 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوي مصرف نبايد دچار شتاب زدگي شود

آيا اصلاح الگوي مصرف به همين سال جاري و در يک دوره يک ساله محدود شده است؟

در حقيقت آيا برداشت مديران دستگاهها از ناميده شدن اين سال به نام اصلاح الگوي مصرف درست است؟

به نظر مي رسد که ديدگاه بزرگان نظام غير از اين باشد و در حقيقت آنان امسال را به عنوان مبدأيي براي حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف تعبير کرده اند.

بنابراين تفسير نادرست از محدودکردن اصلاح الگوي مصرف براي يک سال، برخي دستگاهها را به عکس العمل هاي شتاب زده سوق داده است به طوري که در همين اواخر سايتي مدعي شده بود که در راستاي اصلاح الگوي مصرف، قائم مقام يک وزارتخانه بدنبال حذف پايان نامه از مقطع کارشناسي ارشد است هر چند که اين مسأله صحت ندارد اما تصميم هايي از اين دست شايد در ظاهر با دستاويز قراردادن صرفه جويي در هزينه ها و وقت عامه پسند باشد اما با کمي دقت مي توان دريافت که به بهانه صرفه جويي نمي توان کيفيت و اقدامهاي درست و ضروري را زير سؤال برد.

در هر حال اين روزها خبرهاي زيادي از تشکيل ستادها و يا تدوين برنامه هاي اصلاح الگوي مصرف شنيده مي شود و هر دستگاهي سعي دارد در اجراي آن پيشقدم باشد. البته اين برداشت تنها يک روي سکه است بخصوص اينکه اگر اين حرکتها شعاري و دهان پرکن باشد نتيجه اي در بر نخواهد داشت.

از همين رو کارشناس و حتي برخي از مسؤولان ارشد نظام بر اين باورند که اصلاح الگوي مصرف زمان بر بوده و با توجه به تغيير ساختار اساسي، اصلاح الگوي توليد، تغييرات جدي در حوزه فناوري، فرهنگ سازي جامعه و اصلاح در تخصيص منابع نمي توان آن را به رفتار مصرف کننده نهايي محدود کرد.

* تغيير الگو زمانبر است

يک استاد دانشگاه، در تحليلي از اصلاح فرايند مدار الگوي مصرف به خبرنگار ما مي گويد: اصلاح الگوي مصرف يک امر زمانبر و مستلزم تغيير در فناوري است و امري نيست که در کوتاه مدت اجرا شود و اساساً اصلاح آن در اختيار مصرف کنندگان نيست.

دکتر احمد ميدري تصريح مي کند: وقتي صحبت از اصلاح الگوي مصرف مي شود منظور تغيير الگوست و همان طور که مي دانيد الگو عادتي است که در طول زمان شکل يافته است يعني عنصر زمان در آن دخالت دارد، بنابراين تغيير شتاب زده در الگوهاي جاري هم باعث مشکلات بيشتري بوده و هم موجب نارضايتي و احساس کمبود در اجتماع مي شود.

وي با بيان اينکه اقدامهاي شتاب زده اصل هدف را تحت شعاع قرار مي دهد، اضافه مي کند: در برخي بخشها دست مصرف کننده باز است که الگوي مصرف خود را تغيير دهد، به عنوان مثال چراغهاي اضافي را خاموش کند و يا از لامپ هاي کم مصرف استفاده کند اما در مجموع اصلاح الگوي مصرف به يک پروسه زماني نياز دارد و در کوتاه مدت امکان پذير نيست.

وي با بيان اينکه عمده اتلاف انرژي در بخش دولتي انجام مي گيرد اضافه کرد: اصلاح الگوي مصرف بايد از نيروگاهها شروع شود به طوري که توليد آنها 15 تا 20 درصد کمتر از راندمان جهاني است يعني ميزان برق توليد شده و گاز مصرف شده تفاوت فاحشي با استانداردهاي بين المللي دارد به طوري که ضايعات پالايشگاهها نيز بسيار بسيار بيشتر از استانداردهاي جهاني است.

* فشار نيامدن به مصرف کننده

وي با بيان اينکه با اصلاح الگوي مصرف نبايد بر مصرف کنندگان فشار وارد کرد، اضافه مي کند: اتلاف منابع در پالايشگاهها و نيروگاهها قابل مقايسه با مصرف مصرف کنندگان نيست، بنابراين بايد با تدوين برنامه هاي دقيق اصلاح الگوي مصرف را از دولت شروع کرد.

وي با تأييد اين نکته که بايد از تصميمهاي شتاب زده در خصوص اصلاح الگوي مصرف پرهيز کرد، اضافه مي کند: نخست بايد مشخص شود که اتلاف منابع و انرژي در کجاها بيشتر است و کار را از همانجا شروع کرد. به عنوان نمونه بخش عمده اتلاف سرمايه در کشور در خطوط انتقال پالايشگاهها و نيروگاهها رخ مي دهد و اساساً در اختيار مصرف کنندگان نيست.

اين اقتصاددان تأکيد مي کند: نخست بايد اتلاف منابع در دولت مورد توجه برنامه هاي اصلاحي قرارگيرد و سپس مصرف کنندگان نهايي نيز مورد توجه قرار گيرند.

وي در همين ارتباط اضافه مي کند: ممکن است يخچال خارجي برق کمتري مصرف کنند اما اينکه مصرف کنندگان فوراً اين يخچال را جايگزين نوع داخلي کند نه به نفع توليد کشور است و نه مصرف کنندگان امکان اين تغييرات را دارند.

* برنامه مستمر و مداوم

در همين حال کارشناس ديگر اقتصادي نيز با اين هشدار که دستگاهها نسبت به تغيير الگوي مصرف شتاب زده و شعاري عمل نکنند، به خبرنگار ما اظهار داشت: شايد برخي دستگاهها معتقدند که ظرف يک دوره کوتاه مدت مي توان الگوي مصرف را تغيير داد در حالي که اصلاح الگوي مصرف يک برنامه مداوم و مستمر است.

دکتر عباسعلي لطفي تصريح مي کند: نبايد شتاب در اصلاح الگوي مصرف به قيمت فشار به مردم و تن دادن آنها به رياضت باشد بلکه با تغيير زيرساختها و فراهم آوردن تمهيدات پايه اي مي توان مصرف را بهينه کرد.وي ادامه مي دهد: مصرف بهينه و يا صرفه جويي به معناي مصرف نکردن و يا محدود کردن مصرف نيست بلکه هدف درست مصرف کردن و جلوگيري از ضايعات و اسراف گرايي است.

اين استاد دانشگاه فردوسي با بيان اينکه اصلاح الگوي مصرف به يک پشتوانه فرهنگي و باور ملي نياز دارد، اضافه مي کند: بايد ضمن درنظر گرفتن برنامه هاي کوتاه مدت، برنامه هاي بلند مدتي را نيز در اين راستا پي ريزي کرد تا اين پروژه با شکست مواجه نشود.

وي اضافه مي کند: اگر شتابزدگي در تغيير الگوي مصرف رخ دهد به همان سرعت ممکن است کنار گذاشته شود.

وي با بيان اينکه با يک برنامه مدون و پخته اصلاح الگوي مصرف را در همه زمينه ها بايد مورد توجه قرارداد، اضافه مي کند: برخي ضايعات پوشيده است و چندان مورد توجه قرار نمي گيرد. به عنوان مثال سالانه تنها در يک شهر حدود 500 ميليارد تومان ضايعات از ناحيه تصادفات خودرو تحميل مي شود که اين موارد نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.

وي با بيان اينکه نمي توان برخي شيوه هاي درست را با دستاويز قرار دادن اصلاح الگوي مصرف کنار گذاشت، تأکيد مي کند: از بين بردن يک برنامه و يا انجام ندادن آن به صرف اينکه در ظاهر امکان صرفه جويي را در پي دارد به معناي اصلاح الگوي مصرف نيست. به عنوان مثال نمي توان پايان نامه را با اين توجيه که زمانبر است از دوره کارشناسي ارشد حذف کرد.

وي تصريح مي کند: برخي هزينه ها به دليل استفاده از شيوه هاي سنتي ضروري به نظر مي رسد و در حقيقت اسرافي در کار نيست اما با به کارگيري شيوه هاي مدرن همين هزينه ها را مي توان کاهش داد که در واقع به معناي اصلاح الگوي مصرف است.

به گفته وي، اصلاح الگوي مصرف به اسراف و اتلاف منابع محدود نمي شود، چنانچه با مديريت بهينه منابع و تغيير زيرساختهاي فناوري، بسياري از هزينه ها از جمله هزينه هاي فرصت، مالي و... کاهش مي يابد.

وي خاطرنشان مي کند: اصلاح الگوي مصرف به طور شتاب زده و به معني به کارگيري سياستهاي کوتاه مدت است که چندان کارساز نيست، بنابراين با روشهاي سنتي نمي شود الگوي مصرف جديدي را به مردم تحميل کرد بلکه تنها به سخت کردن شرايط زندگي مردم ختم مي شود.

وي مي افزايد: براي اصلاح الگوي مصرف بايد برنامه هاي زمان بندي شده متعددي مورد توجه قرار گيرد و بايد دانست که نزديکترين راهها به معناي کارآمدترين راه حل نيست.

وي در پايان تأکيد مي کند: براي اصلاح الگوي مصرف با توجه به تمام زواياي آن حداقل يک پروسه چندين ساله مورد نياز است.

 

 

قدس 26 فروردين 88

شنبه 1 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

‌‌فرهنگ اجتماعي مصرفي

اولين قدم در اصلاح الگوي مصرف، بايد به اصلاح فرهنگ مصرف و تغيير ذائقه مصرفي جامعه معطوف گردد. اقدامي كه در وهله نخست به رسانه ملي و در مراحل بعدي به ساير رسانه‎هاي گروهي، محافل علمي، دانشگاهي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي مربوط مي‎شود.

حركت به سمت «مصرف‎گرايي مدرن» با توسعه و گسترش صنايع و توليد در روزهاي آغازين قرن بيستم، در قالب راه‎اندازي فروشگاه‎هاي زنجيره‎اي بزرگ و ايجاد نمايشگاه‎هاي جذاب و خيره‎كننده‎اي شكل گرفت كه در سال‎هاي بعد، با شتاب فراوان، روند استحاله از «جامعه توليدي» به «جامعه مصرفي» را ممكن و پديدار كرد.
در سال 1907 نويسنده آمريكايي، «سايون ان. پاتن»، در كتاب «مباني جديد تمدن»، فرهنگ مصرف‎گرايي را كليد مي‎زند و مي‎نويسد: «جامعه، از اين پس نبايد به مهار آرزوها و خواسته‎هاي شهروندان بپردازد و آنان را چون گذشته به صرفه‎جويي و قناعت فرا بخواند بلكه برعكس، بايد آنان را تشويق و تحريك به مصرف بيشتر كند و از آنها بخواهد كه براي مصرف بيشتر خود، كار بيشتري انجام دهند؛ «مصرف بيشتر با تلاش بيشتر» اين امر، جامعه را به سوي فراواني و رفاه مي‎برد.»
اين رويكرد مصرفي در غرب كه در پي توليد انبوه، اجتناب ناپذير مي نمود، بعدها و در سال‎هاي اخير به «جنون مصرف» تبديل شد و منجر به جاي‎گزيني ارزش‎ها از اخلاقيات و تعالي انساني به بازار، عرضه و تقاضا گرديد.
اما جامعه مصرفي غرب اندك اندك جاي پاي خود را در ساير كشورها نيز باز كرد و مظاهر فريبنده آن با استفاده از ابزارهاي پيشرفته رسانه‎اي و تأثير بر جوامع اطلاعاتي، تبليغ شد و به نفوذ در فرهنگ‎ها و تمدن‎ها همت گمارد؛ به گونه‎اي كه امروزه تقريبا در همه نقاط جهان آثار و رگه‎هاي مصرف‎گرايي غربي مشاهده مي شود.
گسترش الگوي مصرف غربي در كشور ما با وجود معارف والا و فرهنگ قدرتمند اسلامي، با چالش‎ها و مقاومت‎هاي فراواني روبه‎رو بوده و هست؛ اما متاسفانه زرق و برق‎هاي چشم‎نواز و دل‎فريب توليدات مصرفي، باعث شد تا آسيب‎هاي آن فرهنگ، بخش‎هاي بزرگي از اقتصاد، بازرگاني و صنعت ما را نيز طي سال‎هاي گذشته مورد تهديد قرار دهد.
در فرهنگ فاخر اسلامي، اعتدال در مصرف، صرفه‎جويي و پرهيز از اسراف، در جهت ايجاد تعادل و عدالت اقتصادي به صراحت و مكرر مورد تاكيد قرار گرفته است.
خداوند متعال در آيه 31 سوره اعراف مي‎فرمايد: «اي فرزندان آدم زيورهاي خود را در هر نمازي برگيريد و بخوريد و بياشاميد و زياده‏روي مكنيد كه او اسراف‎كاران را دوست نمي‏دارد» و در آيه 26 و 27 سوره اسراء به رعايت حقوق مستمندان امر شده است و اسراف‎كاران را برادران شيطان معرفي كرده ‎است: «و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏ مانده را [دستگيري كن] و ول‎خرجي و اسراف مكن. چرا كه اسراف‎كاران برادران شيطان‎اند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است».
توجه و تأكيد مقام معظم رهبري در نام‎گذاري سال 88 به عنوان سال«اصلاح الگوي مصرف» در واقع بازگرداندن جامعه اسلامي به اصول حقه الهي و پيش‎گيري از انحراف بزرگي است كه گسترش لجام‎گسيخته آن ممكن است نابودي عدالت اجتماعي و ارزش‎هاي انساني را در بر داشته باشد.
رهبر انقلاب اسلامي در پيام نوروزي تأكيد كردند: «اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي‎كنند كه «مصرف» بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. همه ما به‎خصوص مسئولان قواي سه‎گانه، شخصيت‎هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني «اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها» برنامه‎ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته‎اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال‎ها، ظهور و بروز يابد.»
اولين قدم در اصلاح الگوي مصرف، بايد به اصلاح فرهنگ مصرف و تغيير ذائقه مصرفي جامعه معطوف گردد. اقدامي كه در وهله نخست به رسانه ملي و در مراحل بعدي به ساير رسانه‎هاي گروهي، محافل علمي، دانشگاهي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي مربوط مي‎شود. آنان بايد خط قرمز مصرف را براي مردم مشخص و الگوهاي مصرف بهينه را معرفي كنند.
از اين نكته نيز نبايد غافل ماند كه تغيير رفتار و فرهنگ، با بازي‎هاي نمايشي، دستورالعمل‎نويسي و ايجاد سازمان و ستاد محقق نمي شود. دولت، مردم و دست‎اندركاران بخش خصوصي اعم از صنعت و تجارت بايد با تعريف صحيحي از ضرورت‎ها و بايسته‎هاي اصلاحي در حوزه مربوطه خود، در اين جهاد ملي مشاركت و هر كدام تكليف خود را به خوبي ايفا نمايند. در هر حال آحاد جامعه بايد با فرهنگ‎سازي صحيح به درك ملموس اين نكته برسند كه «صرفه‏جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اين‎كه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است.»
 

شنبه 1 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

الگوي مصرف برق بخش خانگي در مناطق گرمسير و غير گرمسيرکشور

مقدمه :

به منظور تعيين الگوي مصرف برق بخش خانگي در كشور ، طي سال 1384 مطالعات جامعي در رابطه با مصارف اين بخش طي سال هاي 1382و1383 صورت گرفت . طي سال هاي ياد شده نزديك به 16 ميليون مشترك خانگي در كشور وجود داشته كه سهمي قريب 33درصد از كل انر‍ژي مصرفي سالانه را به خود اختصاص داده و تاثير 47 درصدي در ايجاد اوج بار سالانه داشته است .

در اين مطالعه ، اطلاعات مصرف مشتركين خانگي طي دوره هاي مختلف سالهاي 1382 و 1383 و به تفكيك مراكز استانها و ساير مناطق در هر استان و براي 60 پله متوالي 10 كيلووات ساعتي در مناطق عادي و 60 پله 50 كيلووات ساعتي درمناطق گرمسير، از شركتهاي برق منطقه اي دريافت شده و مغايرتهاي احتمالي از طريق واحدهاي امور مشتركين شركتها مورد بررسي و رفع نقص قرار گرفت . همچنين در مورد استانهاي غير گرمسيري كه داراي شهـرهاي نيمه گرم ( نواحي با كد تعرفه خانگي 3 و 4 ) و يا داراي شهرهاي گرم ( نواحي با كد تعرفه خانگي 1 تا 2 ) مي باشند ، اطلاعات اينگونه نواحی نيز به صورت مجزا دريافت گرديد . همچنين در استانهاي گرمسير خوزستان و بوشهر ، اطلاعات مورد نظر به تفكيك مشتركين تكفاز و سه فاز تهيه شده است . پس از تكميل شدن اطلاعات مورد نظر ، تجزيه و تحليل هاي لازم انجام شد . مقادير ميانگين مصرف براساس مناطق سه گانه آب و هوايي ، با يكديگر متفاوت است . همچنين درحوزه هريك از منــاطق سه گانه ، عواملي نظير درآمد ، نوع وســائل مورد استفاده ، نوع و زير بناي ساختمان ، بعــــد خــانوار و ..... در سقف مصرف انـرژي مشتـركيـن موثـر است و با توجـه به نتيجه گيـــري تحليلي هر بخش ، به نظر مي رسد دامنه مصرف 50 درصد از جامعه هر بخش ، مي تواند الگوي مصرف مناسبی باشد و لازم است مصرف كنندگان خانگی واقع در اين دامنه از مصرف ، از طريق نرخهاي مخفف ، مورد حمـايت قرار گيرند تا خود انگيزه اي جهت هدايت بقيه مشتركين به سمت مصرف کمترگشته و در نتيجه مصرف فعلي به سمت الگوي مصرف بهينه برق هدايت گردد .

مفروضات :

× مجموعه استانهاي كشور (30 استان ) به سه گروه شامل مناطق سردسير، مناطق عادي و مناطق گرمسير تقسيم بندي شده است .

× مناطق سردسير طبق تقسيم بندي سازمان هواشناسي كشور شامل 6 استان آذربايجان شرقي ، آذربايجان غربي ، اردبيل ، زنجان ، كردستان و همدان است..

× مناطق عادي كشور ( 21 استان ) شامل استانهاي اصفهان ، ايلام ، تهران ، خراسان جنوبي ، خراسان رضوي ، خراسان شمالي ، چهارمحال و بختياري ، سمنان ، سيستان وبلوچستان ، فارس ، قزوين ، قم ، كرمان ، كرمانشاه ، كهكيلويه و بويراحمد ، گلستان ،گيلان ، لرستان ، مازندران ، مركزي و يزد است .

× مناطق گرمسير كشور شامل 3 استان خوزستان ، بوشهر و هرمزگان است .

× نظر به اينكه كليه سرمايه گذاري هاي صنعت برق براساس تامين نياز روزهاي اوج بار انجام مي شود تا حتـي الامكـان خدشـه اي در رفاه حال مشتركين ايجاد نگردد ، لذا تجزيه و تحليلها نيز براساس دوره اوج بار سال درمناطق سه گانه ( دوره سوم درمناطق عادي وگرمسير ، و دوره ششم درمناطق سردسير ) صورت گرفته است .

× دوره هاي قرائت درمناطق مختلف بين 58 تا 62 روز متفاوت بوده و از آنجا ئيكه در بيشتر مناطق ، دوره ها بصورت دوماهه (60 روزه ) مي باشد ، لذا دوره هاي محاسباتي را 60 روزه در نظر گرفته و متوسط مصارف يك ماهه براي تمام دوره ها و مناطق ، محاسبه و مبناي مقايسه و ارزيابي قرار گرفته است .

× طول سال به شش دوره قرائت تقسيم شده است كه دوره اول از اواسط اسفندماه تا اواسط ارديبهشت ماه ، دوره دوم از اواسط ارديبهشت تا اواسط تيرماه ، دوره سوم از اواسط تيرماه تا اواسط شهريور ماه و به همين ترتيب تا دوره ششم مي باشد .

× در استانهاي مناطق عادي كشور ، شهرهايي كه از تعرفه هاي مخفف استفاده مي نمايند ، به تفكيك مناطق گرم (نواحي با كد منطقه 1 و 2 ) و مناطق نيمه گرم ( نواحي با كد منطقه 3 و 4 ) ، از بقيه نقاط مجزا شده و مورد پردازش قرار گرفته است .

تجزيه و تحليل اطلاعات مناطق :

اطلاعات پله هاي مصرف براساس درصد تراكم مصرف انرژي از كل و درصد تراكم مشتركين به تفكيك استانهاي كشور مورد بررسي قرار گرفته و نتايج آن طي نمودارها و جداول مختلف تنطيم شده كه در گزارش تکميلی اين مطالعه درج گرديده است . باعنايت به نتايج به دست آمده ، تحليل خلاصه زير ارائه مي گردد. در تقسيم بندي اوليه ، كليه مشتركين هرجامعه به چهارگروه 25 درصدي تقسيم شده و دامنه مصرف هرگروه مدنظر قرار گرفته است

تجزيه و تحليل مجموع مصارف مشتركين :

از مجموع اطلاعات پردازش شده مناطق كه درجداول مربوطه در گزارش اصلی منعكس شده است ، سه گروه جمع بندي صورت گرفته که شامل خلاصه وضعيت مصرف مشتركين خانگي در مناطق سردسير كشور ، خلاصه وضعيت مصرف مشتركين خانگي درمناطق عادي كشور و خلاصه وضعيت مصرف مشتركين خانگي در مناطق گرمسير كشور می باشد و همانگونه كه در اين جــداول و نمودارهاي ذيربط ملاحظه مي گردد ، درمناطق سردسير دوره هاي اول ، پنجم و ششم داراي بيشترين مصرف انرژي مي باشند و در مناطق عادي و گرمسير كشور ، دوره هاي سوم و چهارم با بيشترين مصرف انرژي مواجه اند . ( بخش عمده اي از انرژي الكتريكي مصرفي در مناطق عادي و گرمسير طی دوره هاي سوم و چهارم ، صرف سيستم هاي سرمايشي از جمله چيلرها، كولرهاي گازي و كولرهاي آبي مي گردد .) اختلاف سرانه مصرف دوره هاي ششگانه درمناطق سردسير بسيار ناچيز است كه اين خود ناشي از گازرساني به اين مناطق بوده و سبب شده است كه از وسايل گرما زاي برقي ، كمترين استفاده به عمل آيد و در نتيجه ، تقريباً‌ مصرف برق ماههاي مختلف سال در اين استانها يكنواخت مي باشد و الگوی مصرف تعريف شده برای اين مناطق همان الگوی مصرف مناطق عــادی کشور است . لذا بيشتر بايستي به دوره سوم درمناطق گرمسير و غيرگرمسير ( عــادی ) ، توجه داشت كه اوج مصرف اين مناطق و نيز اوج بار كل كشور دراين دوره قرار گرفته و علاوه بر چاره جويي تامين نيازآن ، لازم است در راستاي كنترل رشد اين مصرف ، اقدامات موثري صورت پذيرد .

• به بيان ديگر مي توان گفت تقريباً درتمام مناطق كشور ، 75% از مشتركين خانگي كه در دهك هاي پایين و متوسط درآمدي جامعه قرار دارند ، نزديك به 50 درصد انرژي خانگي همان منطقه را مصـرف كرده و 25% مشتركين خانگي پرمصرف ( مربوط به دهك هاي بالاي درآمدي ) نيز 50 درصد مابقي انرژي خانگي را مصرف مي نمايند و هركدام از اين دو گروه ، نيمي از درآمد حاصل از بخش خانگي را تامين مي نمايند .

• الگوی مصرف برق خانگی عبارت است از مصرف انرژی يک خانوار معمولی (4 نفره) در يک ساختمان الگوی شهری ، طی يک ماه (30 روز) در ماه های عادی و پرمصرف سال ، به گونه ای که در تمام مناطق کشور از يک رفاه نسبی مشابه برخورداد باشند . بديهی است نرخ انرژی مصرفی تا سقف الگوی مصرف بهينه ، لازم است مخفف ويارانه ای باشد .

براساس مطالعه مذكور ارقام الگوي مصرف در بخش خانگي به شرح جدول زير به دست آْمده است.

مناطق

ماه هاي عادي

ماه هاي پرمصرف

گرمسير 1(فاقدشبكه گازرساني)

400

1800

گرمسير 2

200

1200

گرمسير 3

200

1000

گرمسير 4

200

500

غير گرمسير (عادي)

200

300

نمودارهاي زير به ترتيب نشان دهنده مصارف مشتركين خانگي در پله هاي فوق الاشاره است .

1- نمونه مصارف مشتركين مناطق عادي كشور در دوره سوم سا

2- نمونه مصارف مشتركين مناطق عادي كشور در دوره پنجم سال

3- نمونه مصارف مشتركين مناطق گرمسير كشو در دوره سوم سال

4- نمونه مصارف مشتركين مناطق گرمسير كشور در دوره پنجم سال

5- نمونه مصارف مشتركين مناطق سردسير كشور در دوره پنجم سال

6- نمونه مصارف مشتركين مناطق سردسير كشور در دوره دوم سال

الگوی مصرف ماهیانه دهک های مشترکین در مناطق غیر گرمسیری کشور

الگوی مصرف ماهیانه دهک های مشترکین در مناطق گرمسیر کشور

شنبه 1 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مديريت مصرف برق در بخش تجاري(ويژه الگوي مصرف)

در ايران در ساعات اوليه شب ، وسايل روشنائي و برخي ازلوازم الكتريكي ديگر به مدار وصل ميشوند . چون مجموع بار اين گونه مصارف بيش از بار مصرف كنندگاني مانند صنايع يك نوبته ، ادارات و ... است كه از مدار خارج شده اند ، لذا بار مصرفي در اين ساعات به حداكثر مقدار خود مي رسد و به آن ساعات اوج مصرف مي گويند . معمولا اين ساعات همواره در مدت 4 ساعت اوليه شب از حوالي غروب ، اتفاق مي افتد و بخش تجاري در ايجاد اين قله بار موثر است .

مديريت مصرف برق سعي در كاهش اين قله بار و تعديل آن دارد كه در مواردي با رهنمودهاي فرهنگي و ايجاد تغييرات ساده در چگونگي مصرف قابل اجرا است . برخي از توصيه ها در شاخه هاي عمده مصارف تجاري به شرح زير ارائه مي گردد .

روشنايي در بخش تجاري

1- در رنگ آميزي ديوارها و سقف از رنگ روشن استفاده شود تا ميزان بازتاب نور افزايش يابد.

2- گرد و خاك موجود در محيط از ميزان بهره نوري لامپها مي كاهد ، تميز كردن منظم لامپها سبب مي گردد تا نوردهي بهتري داشته باشند .

3- درصورت امكان ، استفاده ازلامپهاي فلورسنت (مهتابي)به ويژه درراهرو و زيرزمين دراولويت قرار گيرد.

4- يك لامپ رشته اي 100 وات بطور معمول حدود دو برابر يك لامپ فلورسنت بلند ( مهتابي) ، برق مصرف مي كند ، درحاليكه 50 درصد كمتر از آن نور دارد . از اينرو استفاده از لامپهاي فلورسنت يا تركيب آن با لامپهاي رشته اي به كاهش هزينه برق شما نيز كمك مي كند.

5- در ساعات اوج مصرف ، خاموش كردن لامپهاي اضافي باعث مي شود كه كليه مشتركين از برق مطمئن برخوردار گردند.

6- دقت شود هيچ فضائي بيهوده روشن نماند . همچنين سعي شود از روشنائي تجملي بيش از حد ، پرهيز گردد.

7- چون بيش از 90 درصد برق مصرفي در لامپهاي رشته اي به گرما تبديل مي شود ، استفاده از اين لامپها در تابستان باعث افزايش دماي محيط شده و نياز به سيستم خنك كننده را افزايش مي دهد.

8- مصرف برق لامپ رشته اي 100 وات 5 برابر لامپ كم مصرف مي باشد و باعث افزايش هزينه ميشود .

9- درمحل هايي از محيط كار كه نور بيشتري مورد نياز است ، به جاي افزايش لامپها در محيط ، ازچراغهاي موضعي و روميزي استفاده گردد

استفاده از لوازم گرمايشي و سرمايشي در بخش تجاري

1- در زمستان ، دماي مناسب در روز 20 درجه سانتي گراد و در شب 15 درجه سانتي گراد است . سعي شود با استفاده از ترموستات يا دماسنج ، دماي محيط را درحدود مقادير فوق نگهداريد .

2- درصورتيكه هواي محيط در زمستان بيش از اندازه مورد نياز گرم شده بود ، به جاي باز كردن در و پنجره ها بهتر است وسايل گرم كننده را خاموش نماييد .

3- غير اقتصادي ترين وسيله براي گرم كردن محيط ، بخاري برقي و جهت تهيه آب گرم ، آبگرمكن برقي است كه لازم است از استفاده آنها اجتناب گردد .

4- در تابستان ، دماي مناسب محيط كار يا زندگي درحدود 26 درجه سانتي گراد است . با استفاده از ترموستات ، دماي محيط را در اين حدود كنترل كرده و از كاستن بيش از حد آن جلوگيري نماييد.

5- براي خنك كردن محيط ، ميزان نياز خود را ارزيابي نموده و به مقتضاي درجه حرارت و شرايط محيط از يكي از وسايل خنك كننده نظير پنكه ، كولر آبي يا كولر گازي با ظرفيت مناسب استفاده گردد.

6- در اطراف پنجره ها از سايبان استفاده گردد تا درفصل تابستان از تابش مستقيم اشعه خورشيد به

داخل ساختمان جلوگيري شود.

7- كولرها را درفصل تابستان بطور منظم سرويس كنيد. درهنگام نصب كولر ها دقت شود كه عايق بندي كانالها رعايت شده ، درزهاي اطراف آنها مسدود شوند و بر روي سقف كولر سايبان نصب گردد.

رهنمودهاي كلي

1- شايسته است نسبت به ميزان مصرف برق حساس باشيم و ميزان مصرف را از روي كنتور و ارقام موجود در قبض برق كنترل كنيم ، و براي صرفه جويي در هزينه ها در جهت كاهش تدريجي مصرف برق بكوشيم .

2- همكاران خود را آگاه سازيم ، كه در مصرف برق ميزان اعتدال را رعايت كنند.

3- هنگام خريد وسايل ، تجهيزات و دستگاههاي برقي ، ميزان نياز خود را در نظر بگيريم و از خريدن تجهيزات و دستگاههاي بزرگ و پرمصرف بپرهيزيم .

4- هنگام خريد وسايل برقي ، توجه به ميزان مصرف برق آنها ، عملي منطقي و معقول است .

تجهيزاتي را انتخاب كنيم كه برق كمتري مصرف مي كنند درحاليكه بازده زيادي دارند

5- شايسته است با نورپردازي مناسب از مصرف برق به منظور زيبا سازي فضاي كار يا ويترين فروشگاه و مانند آن درحد معقول استفاده شود .

6- تاسيسات ساختمـان و محلهـاي كـار را هرچند وقت يكبـار بوسيله اشخاص كار دان مورد رسيدگي قرار دهيم و از سالم بودن عايق ها و عايق بنديها ، همچنين از كاركرد درست پمپ ها ، رله ها ، مشعلها و اجزا ء ديگر مطمئن شويم .

7- تا حد امكان از بكار بردن وسايل برقي پرمصرف مانند اتو ، ماشين لباسشويي و لامپهاي پرمصرف در ساعت هـاي اوج مصرف خودداري نمائيم . استفاده از لامپهاي كم مصرف در ويترين مغازه ها ، بوتيك ها ، هتل ها و رستوران ها بسيار اقتصادي مي باشد .

جهت استفاده مناسب و معقول از وسايل و تجهيزات برقي ، خوب است با مصرف برق آنها آشنا شويم

يك كيلوات ساعت معادل است با :

- مصرف يك لامپ معمولي 100 وات در 10 ساعت
- مصرف يك لامپ فلورسنت بلند ( مهتابي)در20 ساعت
- مصرف يك لامپ كم مصرف در 40 ساعت
- مصرف يخچال معمولي در 24 ساعت
- مصرف فريزر بزرگ در 12 ساعت
- مصرف يخچال ويتريني ( متوسط) در 12 ساعت
- مصرف جارو برقي در 1 ساعت
- مصرف كامپيوتر در 10 ساعت
- مصرف بخاري برقي فن دار در نيم ساعت
- مصرف هواكش در 30 ساعت
- مصرف پنكه در 12 ساعت
- مصرف كولر آبي در 2 ساعت
- مصرف كولر گازي در نيم ساعت
- مصرف دريل برقي در 4 ساعت
- مصرف سماور برقي در1 ساعت

معاونت برنامه ريزي

دفتر مديريت مصرف برق

شنبه 1 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
- 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17 -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91792
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom