پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

عدالت و اصلاح فرهنگ مصرف چگونه امكان ميپذيرد؟

 

در چند مقالت پیشین گفتیم: «آفریدگار حکیم برای ادامه حیات ونظام معیشتی انسان ها، امکانات لازم را در کره خاک نهاده و تحصیل و بهره وری از آن را به حسن تدبیر و تلاش آنان موکول ساخته است. و اگر اصول عدالت در تولید وتوزیع به اجرا درآید، فاصله طبقاتی و قطب بندی اجتماعی ریشه کن خواهد شد، امابه دلیل تعدی و تجاوز سلطه جویان از موازین قسط و عدل، جوامع بشری همواره ستم وتبعیض و شکاف فقر و غنا را شاهد بوده اند و در حالی که اسراف و تبذیر و حرص و آزگروهی از رفاه طلبان و استثمارپیشگان را به خود مشغول داشته، فقر و محرومیت عامل فشاری بر توده های انسانی بوده است ».

بدین ترتیب از «اسراف و تبذیر» به عنوان دشمن عدالت اجتماعی باید نام برده شود.

قرآن کریم اسراف و تبذیر را عمل شیطانی و شیوه طغیانگران و متجاوزان به حدودالهی و حقوق انسانی نامیده است.

اسراف چنان که در لغت آمده، عبارت است از: خارج شدن از حد اعتدال، به گفته راغب اصفهانی : «اسراف، تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان... و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر». (1)

واژه «سرف » (ریشه اسراف) به معنای تعدی و تجاوز از حد: در هر عملی است که انسان انجام می دهد... هر چند بیش ترین استعمال این واژه در مورد انفاق و خرج کردن مال است. خواه در مصارف شخصی: همانند خوردن و آشامیدن باشد هم چنان که قرآن می فرماید: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا» (2) و خواه در مسائل اجتماعی: مانند:

«والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کانوا بین ذلک قواما (3) : بندگان شایسته خداوند کسانی اند که چون انفاق کنند، اسراف و زیاده روی ننمایند و از بخل و خستگی در بذل و بخشش بپرهیزند و عدالت و استقامت (قوام) را شیوه خود سازند».

امیر مومنان علیه السلام از اعتدال در معیشت به «اقتصاد» تعبیر فرموده است و خروج از آن را اسراف نام داده و در این خصوص می فرماید: «کل ما زاد علی الاقتصاد اسراف: هر آن چه از اقتصاد و میانه روی تجاوز کند، اسراف است ». (4)

«تبذیر» نیز به معنای تضییع مال است.

توصیفی که قرآن از «مبذرین » و «مسرفین » دارد، می تواند بیان گر عمق نگرش اسلام به این پدیده شوم و زیان بار اجتماعی باشد: برای مثال: در مقام نهی و نکوهش از تبذیر و تضییع مال می فرماید:

«ولا تبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین: (5)

تبذیر مکن که تبذیرکنندگان برادران شیطان اند».

هم چنین از فرعون سمبل طغیان و تجاوز، به عنوان اسراف کار نام برده است:

«و ان فرعون لعال فی الارض و انه کان من المسرفین: (6)

فرعون در زمین طغیان وسرکشی نمود و به تحقیق که او از مسرفان بود».

و نیز اسراف کاران را از دوزخیان برشمرده و می فرماید: «و ان المسرفین هم اصحاب النار». (7)

آری این طغیان گران و سلطه گران جهنمی اند که به حقوق محرومان دست اندازی می کنندو قوت لایموت گرسنگان را از حلقوم آنان می گیرند و صرف عیش و نوش و هوس بازی های خود می کنند و همواره فریاد «هل من مزید»شان بلند است! به هیچ وجه به آن چه دارند، قانع نیستند. اگر ثروت جهان را به دست آرند، باز برای غارت گری بیش تر خودرا آماده می کنند! و همین ها سد راه عدالت و دشمن بشریت و ضد ارزش های انسانی هستند. و امروزه مصداق بارز آن امریکا و اروپاست که دیگران نیز بدان معترف اند.

کشورهای غربی عامل فقر جهانی بر اساس مطالعات اجتماعی و تحقیق کارشناسانه،عامل فقر و محرومیت در جهان، کشورهای اروپایی و امریکایی اند.

پروفسور «گالیاکراملو»، استاد جامعه شناس بلغاری، در بررسی فراگیری،کشورهای غربی و امریکا را عامل اصلی گسترش فقر در جهان معاصر معرفی کرده است.

روزنامه پر تیراژ «دوما» که این مطلب را چاپ نموده است می نویسد: «بر اساس آمارهای سازمان ملل بیش از یک میلیارد انسان در فقر به سر می برند. این روزنامه می نویسد: درآمد بیش از سه چهارم از مردم جهان از یک دلار در روز کم تر است، درحالی که سازمان ملل کم تر از چهار دلار در روز را فقر می خواند.» در جهان امروزبیش از یک میلیارد نفر بیکارند و بخش عظیمی از ساکنان زمین از آب آشامیدنی سالم محروم هستند. در همین حال تعداد ثروت مندان در پنجاه سال اخیر دو برابر و سپاه عظیم فقیران چهار برابر بیش تر شده است. (8)

بر اساس آمار و ارقام منتشره، هر ساله چهارده میلیون کودک بر اثر فقر وبی غذایی و وضعیت نامساعد زیستی، جان خود را از دست می دهند. به گزارش «یونسکو»

روزانه هشت هزار کودک بر اثر نداشتن «واکسیناسیون » و هفت هزار بر اثر اوضاع بدزندگی طعمه مرگ می شوند. جای بسی شگفتی است که ایالات متحده با این که در سراسرجهان به غارت و چپاول ثروت توده ها و کشورهای فقیر سرگرم است و 35% از انرژی جهان را به خود اختصاص داده که بخش عمده آن از همان کشورهایی است که سرنوشتشان بازیچه دست شیطان بزرگ و فرزند نامشروعش اسرائیل غاصب است با این وصف در درون این کشور ستم و تبعیض و شکاف فقر و غنا بیش از هر نقطه دیگر جلب نظر می کند.

بر اساس یک بررسی که جهان غرب انجام داده، «امریکا» از نظر فقر کودکان درردیف اول و «فنلاند» در ردیف آخر قرار دارند. 5/21 درصد کودکان امریکایی بافقر رو به رو هستند، این فقر شامل خوراک، پوشاک و نگهداری است. آنها از حمایت دولتی کم تر برخوردار می شوند. 5/13 درصد کودکان کانادایی نیز همین سرنوشت را دارند. (9)

و در گزارش های دیگر آمده است:

جامعه کنار خیابان و نیازمندان بی خانمان که شب لابه لای کارتن ها و یا در کیسه خواب به سر می برند و غذای خود را از میان زباله ها تهیه می کنند چهره شهر«نیویورک » را زشت و ننگین ساخته است! نمونه ها از این دست فراوان است.

پاپ ژان پل دوم، طی سخنرانی در نیویورک ضمن اعتراض شدید به شکاف اجتماعی میان اقشار مختلف مردم امریکا گفت: نیویورک شهر ثروتمندان است، اما کسی از فقراحمایت نمی کند. وی با اشاره به جایگاه خانواده تاکید کرد که فساد حاکم برامریکا نتیجه تزلزل در ساختار خانواده در این کشور است. پاپ گفت: متاسفانه امریکا به گورستان ارزش های انسانی تبدیل شده و این فاجعه جبران ناپذیر است. (10)

در این مقال، درصدد بررسی دلائل انحطاط غرب به ویژه امریکا، از نظر ارزش های انسانی و حتی اقتصادی و سیاسی نیستیم و تفصیل این مطلب را به زمانی دیگر موکول می کنیم که خود برای غرب باوران درس عبرتی باشد و این جا تنها اشاره ای است به وضع محرومان در این کشور که خود را به اصطلاح مدافع حقوق بشر! خوانده و داعیه رهبری جهان را در سر می پرورد! اسراف و تبذیر دشمنان عدالت گفتیم که اسراف و تبذیردشمن عدالت اجتماعی است و این حقیقت به ملت و سرزمینی خاص مربوط و محدودنمی شود، بلکه هر جا اسراف و تبذیر چهره گشود پدیده شوم تقابل فقر و غنا و شکاف طبقاتی و ستم وتبعیض و حقارت و فساد و کینه و عداوت پدیدار می شود و این را بایدعاملی ویران گر قلمداد کرد. علی علیه السلام می فرماید: «کثره السرف تدمر: (11) اسرافکاری ویران گر و نابود کننده است ». هم چنان که عدل اقتصادی را باید نشانه خیر و سعادت فرد و ملت شمرد، چنان که امیرمومنان(ع) می فرماید: «هرگاه خداوندخیر بنده ای را اراده کند، اقتصاد و حسن تدبیر را بدو الهام فرماید و از اسراف وتبذیر مصون دارد.»

«اذا اراد الله بعبد خیرا الهمه الاقتصاد و حسن التدبیر وجنبه سوء التدبیر و الاسراف ». (12)

بدیهی است که رعایت اعتدال و اقتصاد و پرهیز ازاسراف و تبذیر و تدبیر معیشت در زندگی اجتماعی از اهمیت بالاتری برخوردار است وتخلف از میزان حق و عدل هم چنان که یک فرد یا یک خانواده را دچار مشکل و تزلزل می کند، در سرنوشت جامعه و ملت و کشور نیز همین نقش را در ابعاد وسیع تری ایفاخواهد کرد.

اسراف در مال شخصی و اموال عمومی ناگفته نماند اسراف چه از دارایی های شخصی باشد و چه از بیت المال مذموم و محکوم است، زیرا هدر دادن مال که پشتوانه زندگی انسان ها است. به معنای «کفران » و هدر دادن نعمت های الهی و از بین بردن قوت نیازمندان است و این عمل نکوهیده هیچ گونه توجیه عقلی یا شرعی ندارد، هرچند باپاره ای توجیهات نامشروع و سیاست کاری های فرصت طلبانه همراه باشد. بسیار بودندکسانی که امیرمومنان(ع) را مورد نکوهش قرار داده و سخت گیری آن حضرت را در بذل وبخشش بیت المال خلاف سیاست و مصلحت می دانستند. اما امام در پاسخ به آنان می فرماید: «آیا از من می خواهید که برای پیروزی خود از جور و ستم در حق کسانی که بر آنها حکومت می کنم، استمداد جویم؟ به خدا سوگند تا زنده ام و شب و روزبرقرار است و ستارگان در آسمان طلوع و غروب می کنند، به چنین کاری دست نخواهم زد.

اگر این اموال ملک شخص من بود در تقسیم آن بین مردم به مساوات عمل می کردم تاچه رسد به این که اموال متعلق به خدا (در حقیقت بندگان خدا) است. آگاه باشید که بخشش مال در موارد ناحق آن تبذیر و اسراف است و این کار ممکن است در دنیا صاحبش را بالا ببرد، اما در آخر به پستی و ذلت خواهد کشانید، و در نظر مردم موجب احترام وی گردد، اما در پیشگاه خداوند او را خوار و ذلیل می سازد: «لو کان المال لسویت بینهم فکیف و ان المال مال الله! الا و ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر واسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الاخره و یکرمه عند الناس ویهینه عندالله...». (13)

از علی(ع) سرمشق بگیریم این منطق علی(ع) مظهر عدل الهی و ندای عدالت انسانی است که در سراسر سخنان، خطبه ها و نامه هایش موج می زند.

چهره عدالت گستری که حتی از روشن نگه داشتن چراغ بیت المال در حضور کسانی که در طلب جاه و مقام با وی به مذاکره نشستند، امتناع می ورزید: چنان که در داستان طلحه و زبیر معروف و مشهور است. و حتی نزدیک ترین افراد به او و فرزندانش مشمول چنین سیاستی بودند.

این منطق حق و عدل است. تبصره و توجیه هم برنمی دارد. اگر توجیه داشت علی(ع)

از هر کس بدان آگاه تر بود! این خط و مشی به عصر و نسلی خاص منحصر نمی گردد، بلکه در هر عصر و زمان به تناسب اوضاع و احوال سرمشق عمل است برای رجال سیاست وکارگزاران و مدیران، به ویژه آنان که دعوی دار ولایت علی(ع) هستند و برآنند تاعدل اسلامی را همانند امیرمومنان(ع) تحقق بخشند یا حداقل چیزی مشابه آن را ارائه دهند. و از دنیایی که از سرتا به پا در چنگال ستم و بی عدالتی اسیر است و به آتش تبعیض و فتنه و فساد می سوزد، می خواهند معیارهای حکومت عدل اسلامی را در برابرجهان خواران و سوداگران عرصه سیاست به تصویر کشند می بایست سرمشق باشد.

مسئولیت امروز اگر مبانی اقتصادی قرآن و سنت نبوی و سیره علوی پایه و اساس خطو مشی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ما است، بدون چون و چرا باید آن را ملاک عمل قرار دهیم. آیین و فرهنگ تولید و مصرف را برای جامعه تبیین نماییم و آن را درزندگی شخصی خود و فضای اجتماعی و نیز تشکیلات حکومتی گسترش دهیم. راه سوءاستفاده های «مسرفین » را ببندیم با تجمل و مصرف گرایی مبارزه کنیم، چرا که مصرف نامعقول وتجمل گرایی این دشمن شماره یک عدالت اجتماعی، آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی را به طور جدی تهدید می کند که آثار زیان باره آن را کم و بیش دیده ایم واگر چاره عملی نشود، باید خود را برای عواقب وخیم و نامطلوب آن آماده سازیم که به فرموده علی علیه السلام «سوء تدبیر عامل نابودی و تباهی است » «سوءالتدبیر سبب التدمیر» (14) تدبیر معیشت یک فرهنگ است که باید از طریق آموزش و تبلیغ و رسانه ها و بیش از همه روش عمل مسئولان و دستگاههای دولتی و روحانیت برای مردم ترویج و تبیین گردد، متاسفانه برای رواج چنین فرهنگی نه تنها کاری موثر نشده،بلکه عملا به رواج تجمل و اسراف دامن زده ایم با سیل اتومبیل های لوکس و گران قیمت خارجی در دست پول دارها که هر لحظه رو به افزونی است.

علاوه بر زیان های تراکم ماشین و آثار محیط زیستی و عوارض اخلاقی و اجتماعی دیگر، نشانه ای از مسابقه در تجمل و مصرف است. نمایشگاه های بازرگانی وفروشگاه های حتی وابسته به نهادهای دولتی، تبلیغات تجاری کالاهای خارجی ازرسانه ها و در و دیوار شهر و تابلوهای تبلیغاتی و رنگ آمیزی اتوبوس های شرکت واحدبه این منظور تفسیری است بر ترویج مصرف گرایی و بازاریابی برای خارجی ها،ساختمان سازی به شیوه غربی علاوه بر زیان های اجتماعی، بهداشتی وتراکم و تزاحم نامعقول به ویژه در شهرداران، نمودار دیگری از اسراف و تجمل است. افزایش تلفن همراه که به گفته وزیر مخابرات تا سی میلیون رقم نیاز کشور را به تلفن برآوردکرده اند! شاهد دیگری است از گرایش به فرهنگ مصرف... ناگفته پیداست آن چه به عنوان مثال ذکر شد اگر به صورت متعادل و توزیع عادلانه بود و چهره کریه فقر واجاره بهای کمرشکن و تورم و کمی درآمد و گرانی و مشکلات بهداشتی، درمانی و آموزش در مقابل آن وجود نداشت شاید جای سخن نبود، سخن این جا است که در برابر تب مصرف گرایی و تجمل خواهی قشرهای وسیعی از مردم که صاحبان اصلی این انقلابند، به ویژه کارمندان و معلم ها و... با عسرت و سختی روزگار می گذرانند و علاوه بر فشارهای فیزیکی روزمره زندگی با فشار روانی ناشی از شکاف فقر و غنا رو به رو هستند و هرچند و به هر دلیل در برابر آن سکوت کنند، اما عقده های روحی و خانوادگی آن بالاخره سر باز می کند. خلاصه اگر جامعه مصرفی قابل قبول هم باشد ما خیلی زود به آن رو آورده ایم و اگر این روند ادامه یابد سرانجام کمر اقتصاد و کشور را خواهیم شکست.

اسراف در دستگاه های دولتی دستگاه های دولتی و نهادهای حکومتی نیز کم و بیش ازاین آفت مصون نمانده اند. چندی پیش یکی از نمایندگان مجلس شورا در سخنرانی خوددر مجلس، اتومبیل های گران قیمت را برای «تشریفات » مجلس مورد انتقاد قرار دادو نیز تعویض مبلمان کمیسیون ها و جز آنها...

اینها در دید کسانی قرار دارد که از شهر و روستا و نیازهای بهداشتی و آموزشی و حیاتی حوزه نمایندگی خود آگاهند! ... نظایر این را در سایر نهادها و دستگاه هاکم و بیش می توان دید.

به یاد سخن امیرالمومنین علیه السلام باشیم که به کارگزاران خود توصیه می فرمود: نوک قلم هایتان را نازک کنید که مرکب بیت المال کم تر مصرف شود. ما که از«عدالت » دم می زنیم خود باید عامل به آن باشیم. امام صادق(ع) می فرماید: «ان اشد الناس عذابا یوم القیامه من وصف عدلا ثم خالفه: (15) از میان مردم در قیامت آن کس عذابش سخت تر است که از عدالت حرف بزند، اما در عمل خلاف آن را نشان دهد».

مسئولان دلسوز کشور خود می دانند که تعادل اقتصادی چه نقش مهمی در سیاست وفرهنگ و سرنوشت کشور ایفا می کند. وضع امروز ما بسیار حساس است.

امروزه ما باید دوران ریاضت را تجربه کنیم تا بار دیگر زیر بار یوغ بیگانگان نرویم و به استقراض و سرمایه گذاری خارجی نیازمند نشویم و همان گونه که تاکنون روی پای خود ایستاده ایم و به شرق و غرب «نه » گفته ایم. در آینده بسیار طولانی بتوانیم استقلال جمهوری اسلامی را حفظ کنیم.

امروزه چشم جهانیان به کشور ما دوخته است. به ویژه پس از برگزاری کنفرانس سران کشورهای اسلامی که نقطه عطفی از پیروزی های شکوهمند کشور اسلامی یمان بود.

طبیعی است که چشم استکبار و امپریالیسم و صهیونیسم بر ما فزونی گیرد و از طرق گوناگون بکوشند، دست آورد این پیروزی های عظیم را خنثی کنند. بحران اقتصادی و یافرهنگی و...

می تواند نقطه تهاجم دشمن باشد. دشمن هرچند بحمدالله مرعوب اقتدار کشور اسلامی ما است، اما از توطئه ست برنمی دارد مقابله با این توطئه ها هوشیاری و توجه کافی می خواهد. غرور پیروزی ها نباید ما را غافل سازد. باید توانمندی های لازم را درجبهه های نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در حد کافی فراهم سازیم که یکی از این جبهه ها جبهه اقتصادی است که با سخن و دعاوی سامان نمی گیرد که مداقه در حساب وعمل را طلب می کند. به طور خلاصه باید سیاست جاری نظام بر استقلال اقتصادی باشدکه امروزه تعیین کننده است و تنظیم تولید و توزیع، و اصلاح فرهنگ مصرف و سامان بخشی به زندگی توده های محروم و مبارزه با تجمل و اسراف و سخت گیری در خرج وبرج ها و گرفتن گریبان مسرفان: یعنی ام الفسادهای اجتماع، و تروریست های اقتصادی و مهار تورم و اصلاح معیشت اکثریتی که در غم و شادی همراه نظام و پشتوانه کشوراسلامی اند. به طور خلاصه: بی قراری در اجرای عدالت اجتماعی باید شعار و عمل ماباشد و این را باید از خودمان آغاز کنیم که هم عامل اصلاح نفس سرکش است و هم عامل صلاح اجتماع. علی علیه السلام می فرماید: «اذا رغبت فی صلاح نفسک فعلیک بالاقتصاد و القنوع والورع: (16) هرگاه به اصلاح نفس خود راغب بودی بر تو باد که اقتصاد و قناعت و پرهیزکاری را پیشه کنی.» و صلاح جامعه نیز بدین بستگی دارد ودر عمل باید به مردم الگو دهیم فرهنگ مصرف را در خوراک و لباس و مرکب و مسکن وآب و نان و برق و گاز و بنزین و جز آنها بیاموزیم که از این بابت جامعه شدیدابه توجیه و هدایت نیاز دارد. این واقعا معقول نیست که در کشور ما سالانه دومیلیون تن نان معادل 360 میلیون دلار ضایع گردد و دور ریخته شود و مصرف سرانه آب به 2500 متر مکعب برسدو ایران پرمصرف ترین کشور از نظر انرژی باشد تا آن جا که در یک سال به 12 میلیارد دلار بالغ گردد. علاوه بر اینها هر روز یک میلیارد تومان بابت سیگار داخلی و خارجی و عمدتا امریکایی پرداخته شود که جز اعتیاد و مرگ وبیماری ره آوردی ندارد و نمونه هایی از این دست که به کار فرهنگی، تبلیغی وبرخورد عملی پی گیر نیاز دارد. و از طرف دیگر خرج های اضافی در ادارات دولتی وزیباسازی غیر ضروری شهری با خون و دل مردم و حیف و میل های خود مدیری و تبلیغات سرسام آور تبلیغاتی انتخاباتی موسمی که هر یک جای سخن دارد و مجال بحث آن نیست..

مسئولان و کارگزاران باید این سخن مقام معظم رهبری را که در آغاز سال جاری فرمودند آویزه گوش سازند: «به نظر من باید مسئولان کشور راه صرفه جویی و مقابله با اسراف را به مردم یاد بدهند. خود مسئولان دولتی هم باید اسراف نکنند. اسراف مسئولان دولتی از اسراف مردم عادی مضرتر است، زیرا که این اسراف در بیت المال است.

اسراف در جامعه لازمه اشرافی گری و تقسیم نابرابر ثروت و مایه تضییع اموال عمومی و نعمت الهی است ».

ادامه دارد

پی نوشت ها

1- المفردات فی غریب القرآن.

2- اعراف(7) آیه 31.

3- فرقان (25) آیه 67.

4- تصنیف غرر الحکم، ص 359.

5- اسراء (17) آیه 26 27.

6- یونس (10) آیه 83.

7- غافر (40) آیه 43.

8- ماهنامه صبح، آذر ماه 76.

9- همان، آذر ماه 75.

10- روزنامه کیهان، 16 / 7 / 74.

11- تصنیف غرر، ص 359.

12- همان، ص 453.

13- نهج البلاغه، خطبه 126.

14- غرر الحکم.

15- تصنیف غرر، ص 237.

16- وسائل الشیعه، ج 8، ص 400.

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

نگاهی گذرا به فلسفه تحریم اسراف و تبذیر

بی گمان آموزه های زندگی ساز اسلام ـ که پاره ای از آن در احکام فقهی به چشم می خورد ـ ناظر به روند حیات فرد و جامعه بشری بوده و مصلحتهای همگانی را در بر دارد. به سخنی دیگر حلال و حرام در شرع مقدس اسلام بر پایه فلسفه ها و حکمتهایی استوار گشته است که هر کدام، از خیرگرایی و رهنمونی انسانها به رستگاری دنیا و آخرت حکایت دارد.

برخی حکمها و قانونهای اسلام، در مکتب امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ همراه با فلسفه آن به دست داده شده و یا در گفتار و سیره نبوی و نیز در آیات قرآن کریم بدان اشاره رفته است. برخی دیگر را می توان از رهگذر خردورزی و تأمل در چند و چونی احکام و حدود الهی به دست آورد. به هر حال هیچ حکم و قانونی در اسلام، در بوته ابهام و تاریکی نبوده و به سهولت می توان مقصود از انجام یا ترک و پرهیز از آن را فراچنگ آورد.

ناگفته نماند که مقوله فلسفه احکام یا رازگشایی از چرایی اوامر و نواهی خداوند ـ در حد توان و استخراج از منابع فقهی ـ از دیرباز در میان فقیهان مورد نظر و اهتمام بوده است.

در این مجال، نگاهی گذرا به فلسفه حکم تحریم اسراف و تبذیر خواهیم داشت. البته باکوشش بیش تر می توان به شمار فزون تری از علل تحریم اسراف و نیز نکوهش و کیفر دنیوی و اخروی اسراف پیشگان دست یافت.


1ـ اسراف، سبب ساز فقر

در میان عوامل تباهی و عقب ماندگی انسانها و جوامع بشری نمی توان فاجعه آفرین تر از فقر عاملی را سراغ گرفت. از این روست که اسلام در آموزه های الهی اش همواره به کار سفارش نموده و مسلمانان را به تکاپوی مستمر برای کسب روزی در زمین فرا خوانده و تن آسایی و بی کاری را نکوهش کرده است:

«فاذا قضیت الصلوة فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون»(1)

«و چون نماز گزارده شد، در [روی] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار گردید.»

فقر ستیزی اسلام از این حقیقت حکایت دارد که آیینی زندگی بخش بوده و عزت و سرافرازی مسلمانان را در دنیا و آخرت می طلبد. چنین مکتبی نمی تواند از فقر و ناتوانی پیروان خویش خرسند بوده و آنان را به ترک کار و فعالیت اقتصادی سوق دهد.


در میان عوامل تباهی و عقب ماندگی انسانها و جوامع بشری نمی توان فاجعه آفرین تر از
فقر عاملی را سراغ گرفت. از این روست که اسلام در آموزه های الهی اش همواره به کار سفارش نموده و مسلمانان را به تکاپوی مستمر برای کسب روزی در زمین فرا خوانده و تن آسایی و بی کاری را نکوهش کرده است.

بندگی حقیقی در اسلام در بی نیازی مسلمان از غیر حق تجلی می کند. اما مفهوم تعالی و تقرب به حق، این نیست که بر اثر معنویت گرایی، مادیات و نصیب خویش از دنیا را از یاد ببرد و دریوزگی پیشه نماید. گرایشهای دنیاگریزانه و صوفیانه ـ که پس از هجوم مغول به سرزمینهای جهان اسلام و فروپاشی تمدن مسلمانان نیرو گرفت ـ سبب ساز پندار ناروای برخی شرق شناسان گشت تا اسلام را به جانب داری از فقر و نکوهش دنیا متهم کنند.

پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فقر را همسایه کفر تلفی می کند و مسلمانان را از افتادن در ورطه بی دینی هشدار می دهد:

«کاد الفقر ان یکون کفرا»(2)

«نزدیک است که فقر آدمی را به کفر کشاند.»

در جای دیگر فقر عامل کاهش دین و ایمان و همچنین پریشان فکری و بدخواهی انسانها نسبت به یکدیگر خوانده شده است:

«اِنَّ الفقرَ مَنْقَصَةٌ للدّین، مُدْهِشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِیَةٌ لِلْمَقْتِ.»(3)

«قطعا فقر سبب کاستن از دین و پریشانی خرد و نیز دعوت گر به دشمنی است.»

چنان که از این حدیثها بر می آید، فقر از یک سو به ایمان و دین داری انسان آسیب می رساند و مؤمن را از تعالی و نیل به درجات ایمان باز می دارد، و از دیگر سو عقل او را دستخوش پریشانی و نابسامانی در تشخیص خیر و شر می سازد. شکی نیست که این همه بسترساز کژروی از فطرت الهی و دشمنی انسانها نسبت به یکدیگر می شود و در نهایت گمراهی و پراکندگی نیروهای انسانی را پدید می آورد.

تبه کاریها و بزه کاریهای اجتماعی ـ که در جوامع رشد یافته یا عقب مانده و توسعه نیافته به گونه ای فزاینده به چشم می خورد ـ ریشه در فقر معنوی یا فقر مادی دارد.


عوامل درونی و برونی فقر

در تحلیل و ریشه یابی هر پدیده ای ناگزیر از واقع گرایی و واکاوی عوامل گوناگونی خواهیم بود که بسترساز پیدایش و استمرار آن گشته است. بی تردید فقر به عنوان یک پدیده منفی و نکبت خیز، عوامل پدید آورنده ای دارد و نمی توان در نگرش فقرشناسانه به یک عامل بسنده کرد.

با توجه به ابعاد فردی و اجتماعی فقر، می باید عواملِ درونی و برونی ایجاد کننده فقر را سراغ گرفت. پاره ای از این عوامل در پیوند با منش و روش افراد شکل می گیرد که از بی بهرگیِ آنان از عقل و تدبیر و فعالیت مادی حکایت دارد.

در این جا می توان مواردی مانند خو گرفتن به زندگیِ انگلی، تنبلی و ریخت و پاشهای مالی و گرایش به نیازهای کاذب در خرید را نام برد که هر کدام سهمی در فقر شهروندان دارد و به روشنی حاکی از فقدان مدیریت و خردورزی در زندگی شخصی است.

دیر یا زود مصایب این بی تدبیریها گریبان گیر آنان شده و در برخی شرایط جدایی همسران و از هم پاشیدگی کانونهای خانوادگی را سبب می گردد که فاجعه سازی آن برای جامعه در خور نگرانی است.

چنان که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره تبذیر چنین فرموده است:

«مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللّهُ»(4)

«کسی که ریخت و پاش کند، خداوند او را تنگ دست می کند.»

حضرت امیر ـ علیه السلام ـ از اسراف به عنوان عامل فقر یاد می کند:

«سببُ الفقرِ الاسرافُ»(5)

«زیاده روی در خرج مایه تنگ دستی است.»

بدین سان، آنان که بر اثر اسراف و تبذیر در اموال شان فقیر می شوند، می باید خود را ملامت کنند. فرا افکنیهایی که اینان به هنگام شکوه و شکایت از زمانه و سرنوشت و بخت بر زبان می آورند، دلالت بر کوتاهیها و نابخردیهای خودشان دارد؛ زیرا در صورت رعایت تعادل در امور مالی و پرهیز از ولخرجیها و ریخت و پاشها وسعی در پس انداز و تأمین آتیه می توانستند بیش و کم پاسخ گوی نیازهای مادی خود باشند.

اندازه نگاه داشتن در هزینه های مالی از اصول مدیریت و سرپرستی هر خانواده بوده و نمودار عقل اقتصادی به شمار می آید. امام صادق ـ علیه السلام ـ در سخنی پیشرفت و سرافرازی مردان و زنان میانه رو در امر معاش را خود تضمین کرده است:

«ضَمَّنْتُ لِمَنْ اقْتَصَدَ اَنْ لایَفْتَقِرَ.»(6)

«برای کسی که در خرج کردن میانه روی دارد ضمانت می کنم که هیچ گاه تنگدست نگردد.»

پرهیز از افراط و اسراف در عرصه اقتصادی نه فقط از فقر و قرض و گرفتاریهای دیگر می رهاند، بلکه عامل برکت و فزونی دارایی انسان نیز خواهد گشت. امام علی ـ علیه السلام ـ میانه روی و زیاده روی در امور مالی را در تقابل با هم قرار داده و همگان را به رعایت عدالت در دخل و خرج دعوت کرده است:

«اَلْقَصْدُ مِثْراةٌ وَ السَّرْفُ مَثْواةٌ»(7)

«میانه روی فزونی ثروت را به همراه دارد، و زیاده روی تباهی آن را.»


2ـ اسراف، زمینه ساز فساد اخلاقی

اقتصاد و اخلاق در ابعاد فردی و جمعی ارتباط تنگاتنگی با هم داشته و هر یک در دیگری تأثیر مثبت یا منفی خواهد داشت. حاکمیت ارزشهای اخلاقی بر روشها و انگیزه های اقتصادی سبب جهت گیری آن به سمت خیر و عزت فرد و جامعه خواهد بود.


تبه کاریها و بزه کاریهای اجتماعی ـ که در جوامع رشد یافته یا عقب مانده و توسعه
نیافته به گونه ای فزاینده به چشم می خورد ـ ریشه در فقر معنوی یا فقر مادی دارد.

انبیا که بشر را به توحید و اقامه قسط و عدل در روابط و مناسبات خود فرا می خواندند، به لزوم معنویت و مکارم اخلاق انسانی نظر داشتند. آنان در هر زمان و مکانی دست پروردگان خود را به کوشش خداپسندانه در دنیا رهنمون می ساختند؛ به گونه ای که برخورداریهای مادی آنان را از رشد اندیشه و ایمان و خصلتهای ستوده باز ندارد.

چنان که در متون دینی ما آمده است، نفس و دنیا پیوسته همراهی در طریق ظلم و طغیان داشته و انسان را از رهگذر تعلقات نفسانی و دنیوی به زیان کاری می کشانند.

حُبّ دنیا نفس آلوده به معصیت و تجاوزگر از حدود الهی را به اسارت می کشد و او را به تکذیب قیامت و حساب و جزای خداوند برمی انگیزد. بدین گونه است که راه تبه کاری به روی غافلان از حق و آخرت گشوده می شود و حقایق مکتب هدایت گر وحی از دیده و دل شان پنهان می ماند:

«کَلاّ بل تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الاْآخِرةَ»(8)

«ولی نه! [شما دنیایی] زودگذر را دوست دارید و آخرت را وا می گذارید.»

اسراف گرایی در زندگی مترفین و خوش گذرانان ـ که نسبت به مردم از لحاظ اقتصادی و بهره مندی از دنیا و لذات آن در موقعیت نظرگیری قرار گرفته اند ـ آنان را بیگانه از کششهای معنوی می سازد. سستی عقیده و باور داشتهای دینی، خواه ناخواه در پی مصرف گراییهای طبقه مرفه شکل می گیرد و زشتی گناه و فساد اخلاقی را در چشم شان ناچیز می سازد.

چنین کسانی که درآمدهای هنگفت دارند و به سهولت در دست یابی به خواسته های فسادانگیزشان کامیاب می شوند، کم تر مجال تهذیب نفس و پیراستگی روان را خواهند یافت. تردیدی نیست که اسراف گرایان سعی در جذب نیروهای انسانی جامعه داشته و آنان را به فساد و فحشا سوق می دهند تا از دنیا کامروایی فزون تری داشته باشند. زنان و جوانان بیش از دیگر گروه های اجتماعی در شمار قربانیان افراد و قدرتهای اسراف گرند.

از این روست که قرآن کریم مردم را از اسراف گرایی بر حذر داشته و اسراف گرایان را بی نصیب از محبت و لطف پروردگار متعال می شمارد:

«یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین»(9)

«ای فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازی برگیرید، و بخورید و بیاشامید و[لی[ زیاده روی مکنید که او اسراف کاران را دوست نمی دارد.»

اسلام هرگز رهبانیت و ترک دنیا و لذّت را سفارش نکرده و انسان را از بهره های مادی دنیا و زندگی محروم نساخته است. چنان که آیه بعدی صراحت دارد، انسانها رخصت استفاده از زیباییهای زندگی دنیا را دارند و خداوند این همه را برای آنان پدید آورده است:

«قُلْ من حرّم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصةً یوم القیامةِ»(10)

«[ای پیامبر] بگو: زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و [نیز [روزیهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده؟ بگو: این [نعمتها] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت [نیز] خاص آنان می باشد.»

آن چه در ارتباط با دنیا و موقعیتهای تعیین کننده اقتصادی و مالی می باید مورد نظر قرار گیرد، همان بهره برداری عادلانه و بهینه از نعمتها و زیباییهای حیات و خلقت است.


قرآن کریم مردم را از اسراف گرایی بر حذر داشته و اسراف گرایان را بی نصیب از
محبت و لطف پروردگار متعال می شمارد.

گرایش به تجمل، و تفنن در مصرف که غالبا همراه با ولخرجیها و غفلت از مسؤولیتهای مالی و اجتماعی همچون انفاق و زکات پدید می آید، آدمی را به انحراف از اخلاق انسانی رهنمون می شود. خودخواهیهای مهار گسیخته و فزاینده اسراف گرایان انگیزه های نوع دوستی و خیرگرایی و فضیلت جویی را در باطن می میراند و آنان را تبهکار و سزاوار غضب آفریدگار می سازد.

امام صادق ـ علیه السلام ـ در حدیثی به این مقوله اشاره فرموده است:

«اِنَّ السَّرْفَ اَمْرٌ یُبْغِضُهُ اللّهُ.»(11)

«قطعا اسراف چیزی است که خداوند آن را دشمن دارد.»

بدین سان اسراف کاران خود را از قلمرو محبت الهی بیرون رانده و خداوند آنان را به حال خویش رها می کند تا در فساد و خسران فرو روند.

مفاسد اقتصادی جامعه از جمله رشوه خواری و رباخواری را باید حاصل نگرش و روش اسراف گرایانه مسرفان به شمار آورد. تمرکز قدرت و ثروت در طبقه مترفین و مسرفین، واقعیت تلخ و فراگیری است که در جهان امروز به چشم می خورد و سیاستهای استبدادی و استعماری را جهت می بخشد.

در حقیقت، این قطبهای اقتصادی دنیا هستند که مهره های سیاسی را پرورش می دهند و استضعاف سیاسی و اقتصادی را در کشورهای محروم از توسعه سبب می گردند. سلطه صهیونیستها بر مراکز تصمیم سازی و راهبردی سیاست امریکا و اروپا را می توان مصداقی بارز از فساد اسراف گرایان در دنیا دانست.

تهاجم فرهنگی غرب به سرزمینهای اسلامی و شکار جوانان مسلمان از رهگذر برنامه ها و ایده ها و سرگرمیهای مبتذل هنری و سینمایی را باید در روند فساد مترفین نگریست که به منظور تداوم اسراف گرایی خود می کوشند.

جنگ افروزیهای استکبار بین المللی و همچنین تهاجم نظامی به افغانستان و عراق و اشغال سرزمینهای قبله را می باید نمود دیگری از سیاست ظالمانه اسراف پیشگان در ابعاد فرا منطقه ای دانست.

چهره منافقانه اسراف کاران در عرصه قدرت آشکارتر از آن است که بتوان زیر نقاب صلح خواهی و نظم نوین جهانی پوشیده داشت!

قرآن کریم اسراف را منشاء فساد در قدرت و حاکمیت می شمارد و مردم را از فرمان بری اسراف گرایانِ سلطه گر باز می دارد. آنان در منظر خداوند، تبهکارانی اند که خود را در گفتارهای تبلیغی شان اصلاح گر می شناسانند؛ زیرا از هر موقعیتی به منظور تباهی نسلها بهره می جویند و زمین و زمان را جولان گاه اهداف حق ستیزانه شان ساخته اند:

«و لا تطیعوا امر المسرفین الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون»(12)

«و فرمان اسراف کاران را پیروی مکنید؛ آنان که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند.»

اساسا اسراف با اصلاح ناسازگار است؛ چرا که اسراف گران پیوسته در تصاحب قدرت و ثروت جامعه بوده و ناگزیر از تضعیف و تحقیر مردم می باشند. تفاخر و تکاثر در عرصه های سیاسی و تبلیغاتی و اقتصادی ـ که قرآن از شاخصه های دشمنان دین و پیامبر تلقی کرده است ـ در واقع نمایانگر اسراف در ابعاد روانی و اجتماعی آن می باشد. به سخنی دیگر ذهنیت مسرفین در جهت ستم و جفا شکل گرفته و آنان معیارهای جاهلی را جایگزین ملاکهای انسانی و خدا پسندانه ساخته اند. بدین سان فزون خواهیهای اسراف گران در قدرت و ثروت را می باید در ارتباط با تمایلات جاهلانه آنان توجیه کرد.


تبذیر و فساد

امام صادق ـ علیه السلام ـ تبذیر را مصداقی از فساد تلقی نموده و آن را سبب محرومیت از محبت خداوند خوانده است. بشر بن مروان روایت می کند که با گروهی خدمت آن حضرت رسیدند. خرما آوردند و کسی هسته خرمایی را دور انداخت. حضرت دست او را گرفت و فرمود:

«لاتَفْعَلْ اِنَّ هذا مِنَ التَّبْذیرِ اِنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْفَسادَ»(13)

«این کار را نکن، زیرا دور انداختن هسته ای که می توان آن را مورد استفاده قرار داد، تبذیر است و خداوند فساد را دوست ندارد.»

شاید در نگاه برخی کسان این نوع برخورد، شگفت انگیز باشد. حقیقت این است که کوتاهی در موارد جزیی اسراف و تبذیر، اندک اندک شخص را به بی اعتنایی در موارد دیگر می کشاند تا آن جا که زیاده روی و ریخت و پاش در نعمتهای خداوند به صورت یک عادت و روش در می آید.

کسی که در خرید و مصرف نیازهای زندگی اعتدال و اقتصاد را رعایت نکند، بی گمان نمی تواند به توصیه های اخلاقی در پرهیز از ولخرجی و هدر دادن فرصتها و نعمتها پایبندی داشته باشد.امام صادق ـ علیه السلام ـ اصحاب خویش رااین گونه تعلیم داده و تربیت می کرد تا آنان را از زیاده رویها و ریخت و پاشهای بزرگ و فسادآمیز باز دارد.


3ـ اسراف، عامل وابستگی اقتصادی و سیاسی

استقلال اقتصادی هر کشوری پیش از هر عرصه ای در عرصه فرهنگی، اعتقادی و اخلاقی مردم شکل می گیرد و روابط اقتصادی جامعه بر پایه منش و روش انسانها، جهت گیری تکاملی یا انحطاطی خواهد یافت. ملتی که به خودباوری دست یافته و سعی در خود اتکایی و کسب استقلال همه جانبه دارد، زندگی فردی و جمعی خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذیر سامان می بخشد؛ زیرا تجربه تلخ دوران وابستگی اقتصادی و سیاسی را که به تحقیر فرهنگی و ملی اش انجامیده است، هنوز از یاد نبرده است.

بدون تردید، غرب زدگی و مصرف گرایی و گریز از اندیشه و کوشش برای تولید، به تدریج روحیه ستم پذیری و وابستگی به قطبهای اقتصادی و سیاسی جهان صنعتی و استعمارگر را پدید می آورد و رقابت در مصرف کالاهای گوناگون ـ که اقلام قابل توجهی از آن مورد نیاز خانواده ها نیست ـ جایگزین رقابت در عرصه ابتکار و خلاقیت و تولید می گردد.

زمینه ساز اصلیِ وابستگی اقتصادی به بازار و سرمایه و سلطه غرب، همان اسراف و تبذیر است که بسا زشتی و زیانمندی آن بسادگی به چشم نمی آید. هر کس قدرت خرید و مصرفش را نشانه خوشبختی و مدیریت دریافتن راههای درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبیر اقتصادی اش می گذارد. اما در نگاهی فراتر از محاسبه های فردی که در آن، مصالح کلان جامعه و کشور مطرح می شود، به روشنی می توان اسراف و مصرف گراییِ بی حدّ را بستر سلطه پذیری و وابستگی اقتصادی نگریست.


اسلام و اسراف ستیزی

مکتب اسلام که بر پایه فطرت و عدالت استوار است و آموزه های فردی و اجتماعی آن ناظر به ابعاد شخصیتی و رفتاری انسان است، همواره او را به نظم و تعقل در معاش و معاد فرا خوانده است. برنامه ریزی به منظور سامان بخشی زندگی مادی و مالی در منظر هر مسلمان یک تکلیف اجتناب ناپذیر است؛ زیرا ایمان و تقوای او در گرو کاربرد درست نعمتهای الهی بوده و این بدون تنظیم امور معیشت روزانه میسر نخواهد شد. بی توجهی به معاش و چگونگی تأمین و بهره برداری از مادیات، بی گمان بر روند رشد معنوی هر کس اثر می گذارد و دانسته یا ندانسته او را در گرایشهای دینی اش به سستی و بی خبری می کشاند.


مسلمانان در صدر اسلام زندگی ساده ای داشته اند و با گرایش به قناعت و اسراف ستیزی
در پرتو تعالیم اسلامی امتی نیرومند و متکی به خود ساخته بودند و در سایه همین عقیده و عمل بود که بر مشرکان و دشمنان خود غلبه کردند و پیروزیهای پیاپی به ارمغان آوردند.

فضیلتِ قناعت مندی و اعتدال ورزی در خرید و مصرف مادی را می باید از رهگذر تعقل و تفکر به دست آورد تا بتوان میانه روی و پرهیز از ولخرجی را بر رفتار اقتصادی خود و خانواده حاکم ساخت. دین در عین حال که انسانها را به کوشش و استفاده از پدیده های طبیعی و دستاوردهای مادی شان دعوت می کند، آنان را در مدیریت مالی به تکاپوی فکری و نظارت دقیق بر امور خرید و مصرف بر می انگیزد.

هم بر این اساس است که حضرت علی ـ علیه السلام ـ سودمند بودنِ برنامه ریزی مالی در جهت قناعت و کفاف را یاد آور شده است:

«حُسْنُ التَّقْدیرِ مَعَ الْکَفافِ خَیْرٌ مِنَ السَّعْیِ فِی الاِْسْرافِ»(14)

«برنامه ریزی همراه با کوشش در حد کفاف، بهتر است از زیاده روی»

تاریخ ملتهای مستضعف حاکی از این واقعیت تلخ است که آنان بر اثر اسراف گرایی در برابر فشار و محاصره اقتصادی سلطه گران تاب نیاورده و ناچار از تسلیم و سازش گشته اند؛ زیرا به مصرف بی رویه خو گرفته و تحمل کم و کاستی در خوراک و پوشاک و دیگر مواد مصرفی را نداشته اند.

در روایتی که امام صادق ـ علیه السلام ـ از مولای متقیان ـ علیه السلام ـ در این باره دارد، می توان آفت زدگیِ جامعه مسلمانان را بر اثر حاکمیت روحیه اسراف به دست آورد. آن حضرت تقلید و خودباختگی در نحوه پوشش و خوراک را زمینه ساز ذلت اجتماعی آنان بر می شمارد:

«لاتَزالُ هذِهِ الاُْمَّةُ بِخَیْرٍ ما لَمْ یَلْبَسُوا لِباسَ الْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا طَعامَ الْعَجَمِ فَاِذا فَعَلوُا ذلِکَ ضَرَبَهُمُ اللّهُ بالذُّلِّ.»(15)

«این امت همواره به راه سعادت و خوبی خواهد رفت تا زمانی که به اسراف روی نیاورند؛ مانند بیگانگان لباس نپوشند و مانند آنان غذا نخورند [تا زمانی که مصرف گر نشوند] و هر گاه چنین شوند به خواری و ذلت دچار خواهند شد.»

سخن علی ـ علیه السلام ـ درباره جامعه ای است که پیامبر اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ نظام الهی و توحیدی را در آن پی افکنده است. آن حضرت چنان که تاریخ صدر اسلام نشان می دهد، با سیره زاهدانه و پارسایانه اش مسلمانان را به قناعت و استقامت سوق داده بود. اما با فتوحات و رویکرد بسیاری از مسلمانان به دنیا و لذّتهای گوناگون ـ که در دست یابی به غنایم و اسیران جنگی ظهور یافته بود ـ آرام آرام امت اسلامی از مدار اعتدال به اسراف گرایید و تبذیر جایگزین قناعت گشت.

مشاهده لباسها و خوراکهای رومی و ایرانی ـ که در چشم اعراب بیابان گرد و محروم از تمدن و شهر نشینی به منزله یک رؤیا بود ـ دل و دین آنان را ربود و زندگی اشرافی را در میان سرداران مسلمان پدید آورد. از آن پس بود که امت اسلام به لحاظ اخلاقی و اجتماعی دچار آفت زدگی شد و از رسالت نجات بخشی خویش که همان توحید و احیای کرامت انسانی بود، غفلت ورزید.

علی ـ علیه السلام ـ وارث حاکمیتی بود که چند دهه از جریان اصیل و متعادل نبوی در دین و سیاست و معیشت فاصله گرفته بود. سفارشهای آن حضرت در دوران خلافت کوتاه مدت خویش ـ که بر محور تقوای الهی بود ـ روشنگر ضرورت بازگشت مسلمانان به سنت حسنه رسول اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ و برنامه زاهدانه مومنان نخستین اسلام در مکه و مدینه است.

یکی از حدیث شناسان معاصر در تحلیل این حدیث به رمز نیرومندی مؤمنان در چیرگی بر باطل اشاره کرده که همان ایمان و گرایش عملی به قناعت و مصرف در حد کفاف و ضرورت بوده که آنان را از سلطه دشمنان رهانیده است:

«مسلمانان در صدر اسلام زندگی ساده ای داشته اند و با گرایش به قناعت و اسراف ستیزی در پرتو تعالیم اسلامی امتی نیرومند و متکی به خود ساخته بودند و در سایه همین عقیده و عمل بود که بر مشرکان و دشمنان خود غلبه کردند و پیروزیهای پیاپی به ارمغان آوردند. اما بی گمان مصرف گرایی و آفت اسراف می توانست آنان را به هلاکت و خواری بکشاند.»(16)

حضرت امام کاظم ـ علیه السلام ـ استمرار نعمتها و امکانات مادی را در گرو قناعت و تعادل گرایی دانسته و مسلمانان را از خطر محرومیت بر اثر اسراف و تبذیر می آگاهاند:

«هر کس در زندگی میانه روی و قناعت را پیشه خود سازد، نعمتهای خدا برای او باقی می ماند، و آن که تبذیر و اسراف کند، نعمتهای پروردگار را از دست می دهد.»(17)

بی گمان این آموزه گران سنگ درباره جوامع نیز محقق است؛ چه آنکه در صورت تمایل به اسراف و تبذیر در نعمتهای خداوندی، آن همه را از کف خواهند داد. وابستگی اقتصادی و سیاسی هر ملت از رهگذر اسراف پدید می آید و آنان را به تدریج بی هویت و از خود بیگانه خواهد ساخت.





--------------------------------------------------------------------------------


1ـ سوره جمعه (62) آیه 10.

2ـ بحارالانوار، ج 69، ص 30؛ اصول کافی، ج 2، ص 307.

3ـ همان، ص 53.

4ـ بحارالانوار، ج 100، ص 21.

5ـ غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 431.

6ـ اصول من الکافی، ج 4، ص 53.

7ـ همان.

8ـ سوره قیامت (75) آیه 20 و 21.

9ـ سوره اعراف (7) آیه 31.

10ـ سوره اعراف (7) آیه 32.

11ـ وسائل الشیعة، ج 15، ص 257.

12ـ سوره شعراء (26) آیه 151 و 152.

13ـ بحارالانوار، ج 72، ص 303.

14ـ شرح غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 377.

15ـ بحارالانوار، ج 79، ص 303.

16ـ الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج 4، ص 235.

17ـ تحف العقول، ص 297.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

آموزه کفایت در مصرف در عدالت اقتصادی مهدوی

تأمین نیازهای واقعی بشر و دستیابی به رفاه واقعی اقتصادی، بالاترین هدف عدالت اقتصادی است. اما متأسفانه قرن بیستم شاهد پدیدة جدیدی در تاریخ اقتصادی بشر بوده که ((مصرف گرایی)) را بالاترین هدف در زندگی قرار داد و این روند در قرن بیست ویکم نیز همچنان با شدت بیش تر ادامه دارد. بنیاد جهانی سازی سرمایه سالارانه بر اساس ثروت و لذات جسمی و خوشی های حسی قرار گرفته است و این موارد تنها یا مهم ترین ارزش های ممکنی هستند که انسان غربی در راه تحققش تلاش می کند. مصرف هدف نهایی زندگی اقتصادی و اصل متعالی ((سعادت)) بنتامی مهم ترین توجیه کننده هر تلاش و کار بشری شد. همچنان که برترین فضیلت ها، دستیابی به بیش ترین درآمد و اشباع تمایلات شد. هر کاری که فرد برای دستیابی به این هدف انجام دهد مباح است؛ زیرا سود مخصوص به خود و در نتیجه در پایان کار، سود عموم را تحقق می بخشد. این فلسفه، سهم اساسی در انحطاط اینچنین اخلاقی در غرب داشت؛ انحطاطی که ممکن بود تا حد زیادی کاهش یابد، اگر اعتقادات دینی و ارزش های اخلاقی باقی می ماند و نقش پالایش اخلاقی اجتماع را ایفا می کرد. زادگاه این شیوه، زندگی آمریکایی است و لفظ ((آمریکایی)) روح آن را به بهترین شکل مجسم می نماید. ویکتور لِبو تحلیلگر خرده فروشی در دوره وفور آمریکا پس از جنگ دوم جهانی، چنین اعلام می کند:

اقتصاد فوق العاده بارآور ما چنان می طلبد که ما مصرف را به شیوة زندگی خویش بدل کنیم، که خرید و فروش کالاها را به صورت آیین در آوریم. می طلبد که اقناع خود، اقناع روح خود را در مصرف بجوییم. ما نیازمند آنیم که چیزها مصرف شوند، بسوزند، فرسوده و تعویض شوند و با سرعتی رو به تزاید اسقاط گردند.

مطابق آمارهای سال 1992، در یک تقسیم بندی بوم شناختی، مردم دنیا در سه طبقه کلی جای می گیرند: ((جامعه مصرفی))، ((جوامع با درآمد متوسط و فقیران)). فقیران دنیا که رقم آنها 1/1 میلیارد نفر است، شامل همه خانوارهایی می شوند که متوسط درآمد برای هر عضو خانواده کمتر از 700 دلار باشد. اینان اغلب روستاییان افریقایی، هندی و سایر مناطق جنوب آسیا هستند. اینان تقریباً به طور انحصاری از غلّه، محصولات ریشه ای و بقولات تغذیه می کنند و بیش ترشان آب ناسالم می نوشند. این گروه بیش تر در کلبه ها و حلبی آبادها زندگی می کنند، پیاده مسافرت می نمایند و بیش تر دارایی آن ها از سنگ، چوب و دیگر مواد موجود در محیط محلی ساخته شده است. این یک پنجم جمیعت دنیا فقط 2 درصد از درآمد جهان را به خود اختصاص می دهد.

3/3 میلیارد نفر از مردم طبقه متوسط دنیا بین 700 تا 7500 دلار در ازای هر عضو خانواده درآمد دارند. اینان بیش تر در آمریکای لاتین، خاورمیانه، چین و شرق آسیا زندگی می کنند. این طبقه همچنین خانواده های کم درآمد در بلوک شوروی سابق و کشورهای صنعتی را نیز در بر می گیرد. به جز یک عده قابل توجه این قشر، دیگران اغلب رژیم غذایی مبتنی بر غله و آب دارند و در خانه های متوسط مجهز به برق، روشنایی، رادیو و به طور روز افزون یخچال و ماشین لباس شویی زندگی می کنند. اینان با اتوبوس، قطار و دوچرخه مسافرت می کنند و دارایی آن ها شامل ذخیره متوسطی از کالاهای بادوام است. این طبقه مجموعاً 33 درصد درآمد جهانی را به خود اختصاص می دهد.

حدود 1/1 میلیارد نفر، از اعضای ((جامعه مصرفی جهانی)) هستند که شامل همه خانوارهایی می شود که درآمد سرانة اعضای خانواده در سال از 7500 دلار بالاتر است. اعضای این ((جامعه مصرف جهانی)) از گوشت و غذاهای بسته بندیشده تغذیه می کنند و نوشابه و دیگر نوشیدنی ها را از بسته بندی های یکبار مصرف می آشامند. بخش عمدة اوقات خود را در ساختمان هایی به سر می برند که هوای آن کنترل شده است و به یخچال و ماشین لباس شویی، خشک کن و آب گرم فراوان، ماشین ظرف شویی، اجاق مایکروویو و بسیاری از دیگر وسایل برقی نو ظهور مجهز می باشند. اینان با اتومبیل و هواپیما مسافرت می کنند و گردشان را کالاهای کم عمر یک بارمصرف گرفته است. این جامعه مصرفی 64 درصد درآمد جهانی را کسب می کند (32 بار بیش از طبقات فقیر).

قسمت عمده آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و شهروندان سنگاپور، هنگ کنگ و شیخ نشین های نفتی خلیج فارس به این جامعه تعلق دارند. شاید نیمی از مردم اروپای شرقی و کشورهای مستقل مشترک المنافع روسیه نیز جزو این جامعه باشند. همان طور که حدود یک پنجم مردم آمریکای لاتین، آفریقای جنوبی و کشورهای تازه صنعتی شدة آسیا، مانند کره جنوبی، نیز در این گروه جای می گیرند.

البته تذکر این نکته لازم است که در این جامعه مصرفی 1/1 میلیارد نفری، سهم بیش تر اسراف و تبذیر از آن طبقات ثروتمند این جامعه است. ثروتمندان در مقایسه با مصرف کنندگان دیگر، پول بیش تری کسب می کنند. منابع طبیعی را بیش تر مصرف می کنند و نظام های بوم شناختی را بیش تر آشفته می سازند.

به هرحال، ظهور جامعه مصرفی را می توان از روی مصرف سربه فلک کشیده ای معلوم کرد که به صورت نماد عصر جدید درآمده است. از نیمة قرن بیستم، مصرف سرانه مس، انرژی، گوشت، فولاد و چوب در سراسر جهان تقریباً دو برابر، سرانة مالکیت اتومبیل و مصرف سیمان چهار برابر، سرانة مصرف پلاستیک پنج برابر، سرانة مصرف آلومینیم هفت برابر رشد یافته و سرانة مسافرت هوایی 33 برابر گردیده است. بهره کشی جامعه مصرفی از منابع طبیعی به صورت مصرف مسرفانة آب و غذا، استفاده تجملی از اتومبیل و هواپیما و بهره برداری سرسام آور از مواد آلوده ساز و دارای پیامدهای زیست محیطی مانند سیمان، فولاد و کاغذ، به خوبی در کتاب ((جامعه مصرفی و آینده زمین)) تبیین گردیده است. اما آن چه مهم است، این نکته می باشد که اقتصادهای جوامع مصرفی، به ویژه جوامع سرمایه داری صنعتی، تدارکاتی مصرف خود را نه فقط از منابع طبیعی خود، بلکه به طور عمده از منابع طبیعی جوامع غیر مصرفی (جوامع با درآمد متوسط و جوامع فقیر) تأمین کرده و این خطوط تدارکاتی جهانی داغ پاک نشدنی خود را بر اکوسیستم های خشکی می گذارند.

به هر تقدیر، جهان سرمایه داری با رفتارهای نابخردانة خود و مصرف بیرویة منابع سبب شده است که خاک تخریب شود، تنوع بیولوژیکی کاهش یابد، آب آلوده شود و هدر رود و خلاصه، کلّ اکوسیستم صدمه ببیند. این تمدن، طالب مصرف است و مشوّق آن. با ایجاد نیازهای کاذب، دل انسان ها را برای مصرف بیش تر به تپش می اندازد و بر شوق مصرف می افزاید.

اما بشریت باید تصویر روشن واقعیات را فراروی خود قرار دهد و به دنبال راه حل های مؤثری باشد که می توانند رفتارهای مصرفی و مخلّ به حال امروز و فردای کرة زمین را تغییر دهند. در این میان، آن چه اهمیت بیش تری دارد، تغییر در ارزش ها و نوع نگاه به انسان، طبیعت و کلّ هستی است. باید با این ایده فراگیر که ((بیشتر یعنی بهتر)) مبارزه کرد. مردم جوامع مصرفی می باید شیوه زندگی خاصی را در پیش بگیرند که نوعی برگردان از نظر فنی پیچیده الگوی زندگی کسانی باشد که هم اکنون در پله های پایین تر نردبان اقتصاد جای گرفته اند. پیشرفت های علمی، قوانین بهتر، تجدید ساختار صنایع، پیمان های جدید، مالیات های زیست محیطی و مبارزات گروه های مردمی، همه می توانند جامعه مصرفی را در رسیدن به این هدف یاری دهند. اما برای تأمین محیط زیستی که بتواند زندگی بشریت را تأمین کند، باید ارزش های خود را دگرگون کرد. ای.اف. شوماخر، نقاد اجتماعی در سخنرانی های سال 1977 خود در سراسر ایالات متحده، اظهار داشته است که:

فوری ترین نیاز زمان ما لزوم بازساخت ما بعد الطبیعه هست و خواهد بود و باید عالی ترین تلاش مان در راه روشن ساختن ایمان عمیق مان درباره مسئله آدمی باشد؛ این که انسان از کجا آمده است؟ هدف زندگی چیست؟

اسلام عزیز هدف زندگی را قرب به خدا تعیین کرده است و برای تشخیص صحیح نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، آموزه های دینی به ما می گویند که تقوا کلید و جداکنندة حق و باطل است:

یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً .

ای کسانی که ایمان آورده اید، ] اگر از مخالفت فرمان[ خدا بپرهیزید، برای شما وسیله ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی دهد ]روشن بینی خاصّی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت[.

برخلاف عصر جهانی سازی سرمایه سالارانه که نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، توسط بیش تر مردم دنیا تشخیص داده نمی شود و مصرف گرایی از طریق ((جامعه مصرفی جهانی)) به دو جامعه دیگر متوسط و فقیر با تبلیغات و چشم و هم چشمی سرایت می کند، در عصر جهانی سازی مهدوی، حکمت و عقل عملی بشر در اثر تقوا به تکامل می رسد و مردم به آن روشن بینی خاص قرآنی می رسند. امام باقر(علیه السلام)در روایت ابوخالد کابلی میفرماید:

((اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد، فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم)).

هنگامی که قائم(علیه السلام) ظهور کند، شعاع نورانیت و هدایتش همة بندگان خدا را فرا میگیرد و عقول مردم متمرکز و اخلاقشان به واسطه آن امام بزرگوار کامل میشود.

رفتار امام(عج) به عنوان انسانی کامل، به همراه یاران خالص و کامل خود در عرصه فردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، به تدریج، نهادهای قدیمی ضعیف یا شیطانی را اصلاح یا تغییر داده و نهادهای جدیدی ابداع کرده و ساختارهای نوینی به وجود می آورد. آن ساختارها به تدریج، تعداد انسان های کامل و نخبه و نوآور را تکثیر نموده و این فرایند تأثیر متقابل نوآوران بر نهادهای قدیم و نهادهای جدید و بر افراد جامعه جهانی، اهداف جهانی سازی مهدوی را در زمینه تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، قوام بودن ((مال)) و مصرف به حد کفایت برای همگان، محقق خواهد ساخت. در آن عصر است که بشر قوام بودن مال را به طور کامل درک کرده و ارزش ها و نهادهای جدید قدرت، ترک اسراف و تبذیر را برای انسان ها امکان پذیر می کنند. هنگامی که قوام بودن مال به گونه ای صحیح درک شود، عقلانیت اقتصادی با ارزش های واقعی هستی هماهنگ شده و کارایی مطلق اقتصادی (کارایی بدون هزینه اجتماعی) تحقق می یابد. رسول خدا (ص) درباره درک عمیق آدمیان، حتی مجرمان و گنهکاران آن عصر نسبت به اموال می فرماید:

زمین بهترین چیزهایی که در دل دارد، بیرون می ریزد؛ مانند پاره های طلا و نقره. آن گاه قاتل می آید و چنین می گوید: برای این ها دست به قتل زدم و کسی که قطع رحم کرده است می گوید: این باعث قطع رحم شده بود. دزد می گوید: برای این دستم بریده شد. پس همگی طلا را رها می کنند و چیزی از آن بر نمی دارند.

معنی اسراف و قوام مال: در آیه ?وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسرِفُوا وَ لَمْ یَقْترُوا وَ کانَ بَینَ ذَلِک قَوَاماً? واژه های انفاق، اسراف و قوام را بررسی می کنیم.

((انفاق)) به معنی هزینه کردن و بذل و بخشش مال برای نیازهای خود یا دیگران است و می توان گفت این واژه اعم از انفاق اصطلاحی بوده و با مصرف در اصطلاح اقتصادی آن مترادف می باشد. در تفسیر اسراف و اقتار که نقطه مقابل یکدیگرند، مفسران سخنان گوناگونی دارند که روح همه به یک امر باز می گردد و آن این است که اسراف مصرف بیش از حد و در غیر حق و بیجا مصرف گردد و اقتار آن است که کم تر از حق و مقدار لازم بوده باشد.

کلمه قوام - به فتح قاف - نیز به معنای حد وسط و معتدل است و همین کلمه به کسر قاف به معنای مایه قوام هر چیز است. جملة بین ذلک متعلق است به قوام. بنابراین معنای آیه این است که بندگان رحمان انفاق می کنند و انفاقشان همواره در حد وسط و میان اسراف و اقتار است. امام صادق(ع) در یک تمثیل، میان سه حالت ((اسراف))، ((اقتار)) و ((قوام)) مقایسه مناسبی می نمایند. ایشان مشتی سنگریزه را گرفته و آن را در دست مبارک فشردند، به گونه ای که هیچ دانه ای از آن فرو نیفتاد. سپس فرمود:

((این رفتاری است که خداوند در کتاب خود، از آن به بخل یاد کرده است)). آن گاه دست خود را به طور کامل باز کرد، به گونه ای که هیچ ریگی در آن باقی نماند. بعد فرمود: ((این نیز اسراف است)). مشتی دیگر از ریگ برداشته و دست را به گونه ای گشود که مقداری از ریگ ریخت و مقداری در آن باقی ماند و فرمود: ((این است قوام و حدّ وسط)).

دربارة ملاک تشخیص قوام و حد وسط، برخی، از جمله مرحوم نراقی، در این باره قائل اند که:

ملاک تشخیص اعتدال و وسط، عرف است؛ زیرا مرجع در شناخت حقایق معانی لغوی مصادیق عرفی است و از نظر عرف، حد وسط عبارت است از هزینه کردن مال به اندازه نیاز و یا به مقداری که با موقعیت شخص تناسب دارد. بنابراین هرگونه هزینه و انفاق مال خارج از این دو ملاک رعایت نیاز و تناسب با موقعیت اسراف است؛ چه این که اتلاف و تضییع مال باشد، خارج از موقعیت فرد باشد و یا مورد نیاز نباشد.

به هر حال، محاسبه مقدار مصرف تجملی و مسرفانة اجتماعات بشری روشن می سازد که اگر ارزش های الهی حاکم شوند و این اسراف ها و شادخواری ها به صورتی درست و اصولی مهار گردد و با انضباط و قانونی سازش ناپذیر، جلوی عیاشی و ریخت وپاش های بیش از اندازه گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهای کل بشریت برآورده می شود و زندگی همگان در روی زمین تامین می گردد. مطالعه آمار و ارقام منتشرشده از طرف سازمان های خواروبار و تولید و مصرف جهانی، هم چنین آمارهای اقتصادی کشورها این موضوع را ثابت می کند که تنها از اضافه غذایی که در برخی کشورهای سرمایه داری در ظرف های زباله می ریزند یا مصرفی بیش از اندازه دارند و مواهب طبیعی را اسراف می کنند، می توان برخی کشورهای پرجمعیت جهان را به خوبی تغذیه کرد. در سال های اخیر، دنیا سالانه حدود 250 میلیون تن غله و دانه های غذایی تولید کرده و کشورهای توسعه یافته با داشتن تنها ربع جمعیت جهان، بیش از نیمی از این تولیدات را مصرف می کنند. حیوانات آن ها یک چهارم تمامی غله دنیا را می خورند که معادل است با غذای مصرفی 3/1 میلیارد از مردم چین و هند. در آمریکا برای سرسبز نگاهداشتن زمینهای گلف، چمن ها و قبرستان ها سالانه بیش از 2 میلیون تن کود شیمیایی از میان می رود و این مقدار برابر است با کمبود کود مصرفی در کشورهای عقب نگه داشته شده. اگر این مقدار کود در کشورهای جهان سوم مصرف می شد، می توانست اضافه تولیدی برابر با 15 تا 20 میلیون تن غله داشته باشند. نمونه دیگر مصرف های اضافی و اسرافی هزینه های سرسام آور نظامی است. اکنون همة کارشناسان سرشناس و حتی کارشناسان محافظه کار، به این نتیجه رسیده اند که تنها راه چیرگی بر بحران مالی جهان، جابه جا کردن اعتباراتی است که به هزینه های نظامی اختصاص یافته است. بر باد دادن بی حساب اعتبارات دولتی در راه سیاست های تسلیحاتی از عوامل مهم برانگیزنده مشکلات کنونی اقتصاد جهان است. این حرف را حتی می توان به شکل صریح تری بیان کرد: مسابقه تسلیحاتی راه را بر بهبود و رشد اقتصادی جهان می بندد. با هزینه تولید یک هواپیمای جنگی می توان حدود 000/40 داروخانه روستایی برپا کرد. هزینة تولید زیردریایی هسته ای مساوی است با مجموعه بودجه های آموزشی 23 کشور رو به رشد با 160 میلیون کودک که در سنین مدرسه رفتن هستند.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اسراف، بلای عظیم زندگی

 

منابع مقاله:
 

مجله مکتب اسلام، شماره 7 ( سال 76)، پزشکی، عزیز الله؛

 


 

 

«اسراف » در لغت به معنای زیاده روی و تجاوز از حد اعتدال و کلمه «تبذیر» از «بذر» به معنای تخم پاشیدن و یا ریخت و پاش کردن است . می شود گفت این دو کلمه قریب المعنی بوده و باهم مترادف هستند . اسراف اگرچه در هرکار ممکن است ولی معمولا زیاده روی در خرج معیشت را اسراف گفته اند که اینجا مورد بحث ماست . اسراف و تبذیر در نزد عرفا و عقلا بسی مذموم بوده و آن باعث ا ز بین رفتن حاصل دسترنج و درآمد و اندوخته زندگی انسان می باشد که متعاقبا گرفتاری، بدبختی و درماندگی به بار می آورد . اعجب العجائب این است که در زمان فعلی که اکثریت مردم، بلکه همه از وضع گرانی تورم و نارسائیها ناله بر آسمان بلند کرده از چگونگی معاش خود سخت ناراضی و ناراحت هستند، در چنین اوضاع و شرائط استثنائی عوض این که برای خلاصی از ورطه فشار گرانی به صرفه جوئی و قناعت توجه کنند، متاسفانه برعکس روز بروز بر اسراف و تبدیر خود می افزایند . در مصرف لباس، کفش، مبلمان منزل و سایر لوازم خانگی هرچند روز; مد و دکور عوض می کنند و یا در خوردنیها و نوشیدنیها زیاده روی بی حد و حساب روا می دارند مسافرتهای تقلیدی روی هوسبازیهای نابخردانه با هزینه های سرسام آور انجام می دهند و یا در مراسم عروسی و مراسم سرمزار اموات انواع خرجهای کمرشکن و غیر منطقی را بر خود تحمیل می نمایند و در اثر تقلید کورکورانه از گل بازی های این و آن تاج گلهای کذائی به بهای هنگفت تهیه دیده با چه تشریفات منفور در سر خاک متوفی له کرده و به هدر می دهند خانم های محترم چه پولهای کلان در طریق آرایش بی مورد و غیر معقول ابرو، لب، ناخن، مو، پوست و یا صحبت طولانی بی حد و حصر غیر ضروری در تلفن بدون توجه به اخلال وقت عزیز دیگران اندوخته های ارزشمند خود را برباد فنا داده و بدینوسیله گرفتاری، محتاجی و پریشانی را بر جان خود می خرند وااسفا تا چه حد مدپرستی، تجمل بازی و تشریفات نابجا بر رگ و ریشه مردم این زمان رسوخ کرده و گرفتاری خطرناکی را به ارمغان آورده که بلای خانمانسوز زندگی بشر گردیده است . امان از دست تقلید کورکورانه .

در این باره مولوی گوید:

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

البته تقلید از خیر و خوبی خوبست ولی تقلید از ضرر و بدی چقدر بد است درکتاب ارزشمند «مشکل اسراف » آمده است هزینه آرایش زنان ایرانی نسبت به پنجاه سال قبل هزاربرابر شده است .

«مک نامارا» (رئیس بانک جهانی) گفته است: 800 میلیون نفر در جهان گرسنه اند .

اطلاعات شماره 14214: هر شب یک میلیون نفر گرسنه می خوابند و سالانه بین 10 تا 20 میلیون نفر در جهان در اثر گرسنگی با علتهای منسوب به آن می میرند .

اطلاعات شماره 14835: در آمریکا زن و مردی دختر 12 ساله خود را به 30 هزار دلار فروختند و آن را خرج مبلمان اطاق و تعویض ماشین خود کردند .

کیهان شماره 8908: طبق آمار سال 1974 به موجب آمار گالوب 40 میلیون سگ منهای سگهای ولگرد بین خانواده های آمریکائی به اصطلاح متمدن زندگی می کنند آمریکائیها در پذیرائی سگ گوی سبقت را از همه ربوده اند هزینه کل نگهداری سگها در آمریکا سر به میلیونها دلار می زند درصورتی که هزینه تغذیه، استحمام و دارو و دکتر سگ و گربه می تواند شکم همه گرسنگان جهان را سیر کند .

خلاصه اینکه: اسراف در اسلام حرام است و از معاصی کبیره محسوب شده است کتاب آسمانی، «قرآن مجید» پانزده قرن پیش به ضرر و خطر اسراف توجه مخصوص داشته و به عبارت شیوا در مورد آن فرموده:

«... کلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (سوره اعراف، آیه 30) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید مسلما او (خدا) اسراف کنندگان را دوست نمی دارد . اینجا به عبارت ظریف فرموده که مسرفین دشمن خدا هستند .

در جای دیگر فرموده: «ان المسرفین هم اصحاب النار» (سوره غافر، آیه 47): قطعا اسراف کنندگان اهل جهنم هستند . در این جمله ضمیر هم دلالت بر تاکید دارد یعنی مسرفین حتما در عذاب شدید جهنم خواهند بود . و در محل دیگر فرموده: «ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین وکان الشیطان لربه کفورا» (سوره اسراء، آیه 30): مسلما اسراف کنندگان برادران شیاطین هستند و شیطان بر خدا کافر است .

و نیز قرآن مجید فرعون را از مسرفین یاد کرده است و در سوره بقره، آیه 138 آمده است: «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و کان الرسول علیکم شهیدا» شما را آنچنان امت میانه رو قرار دادیم تا بر مردم دیگر الگو باشید و پیغمبر نیز بر شما الگو و گواه ماست .

علی علیه السلام می فرماید: «کن سمحا و لا تکن مبذرا و کن مقدرا و لا تکن مقترا»: بخشنده باش، ، اسراف کننده مباش، ، قناعت کننده باش ولی سختگیر و خسیس مباش .

حاصل این که: در راه زندگی همیشه معتدل و میانه رو باش تندروی و کندروی هر دو غلط است راه زندگی به راه این جهان بیشتر شباهت دارد در رانندگی اگر انسان تند و تیز رود احتمال خطر حتمی است و اگر کندروی کند به موقع به مقصد نمی رسد پس بنا به فرمایش گهربار پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله «خیرالامور اوسطها» بهترین کارها میانه رویست .

پس چگونه می توان به طور همه جانبه جلو اسراف را گرفت:

1 - به وسیله نیروی ایمان به خدا و معاد . البته کسی که بر وجود خدا و روز قیامت باور صددرصد داشته باشد، هیچگاه از دستورات خدا سرپیچی نمی کند و خود را گرفتار عذاب خدا نمی کند .

2 - از راه تبلیغ شفاهی و کتبی در مساجد و مدارس و محافل به وسیله مبلغین و معلمین و رسانه های گروهی و نصب تابلوها راجع به ضرر اسراف در معابر به طرق مختلفه که بایستی مجریان در این خصوص خود را در پیشگاه خداوندی مسؤول بدانند و به خصوص نسل جوان را تفهیم و کمال آگاهی را بدهند که اسراف چه ضررهای خانمانسوز برای خانواده ها فراهم می سازد و چه دودمانها و ملتها در اثر وابستگی و مصرفی بودن از بین رفته و مضمحل شده اند .

3 - ساده زیستن را باید به مردم تلقین نمود و زندگی مشعشع پیشوایان دین مثل پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام را به مردم الگو و سرمشق معرفی نمود .

4 - کم مصرف کردن را باید عادت داد . سعدی در کتاب خود آورده است: کسی را گفتند هیچ خبر داری حریر در بازار گران شده؟ او در جواب گفت: ما ارزانش می کنیم . گفتند: چگونه؟ در جواب گفت: نخریم و نپوشیم . و گفته اند سزای گرانفروش نخریدن است .

5 - مبارزه با اسراف . باید از طبقات بالا و از سازمانهای دولتی شروع شود تا دیگران از آنها پیروی و متابعت نمایند .

6 - فاصله گرفتن از مسرف و محدود کردن رفت و آمد با آنها و ایجاد تنفر از مسرف در جامعه . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

آسیب های مادی و معنوی اسراف و راه های برون رفت از آن

اسراف و معیارهای تشخیص آن
یکی از آسیب های مهم بر فرد و جامعه اسراف و زیاده روی است که پی آمدهای منفی و گاه خطرناکی، چه در بعد اقتصادی و چه در بعد اخلاقی بر جای می گذارد. اسراف، در اصل به معنای تجاوز ار حد وسط است. مفهوم و گستره معنایی این واژه در قرآن کریم، همان معنای لغوی آن است. راغب اصفهانی می گوید: «سَرَف» تجاوز از حد در هر کاری است که آدمی انجام می دهد». واژه «تبذیر» نیز، پراکنده ساختن و جدا کردن چیزی است که به تدریج در معنای مجازی نابود کردن و هدر دادن مال و در تعبیر عامیانه «ریخت و پاش» به کار رفته است.

بنابراین، اسراف معنای نزدیکی با تبذیر دارد، با این تفاوت که اسراف، بیشتر زیاده روی در مصرف است؛ ولی تبذیر، هدر دادن مال و اتلاف آن است. همچنین، گستره اسراف، تمام افعال آدمی را در برمی گیرد، در حالی که گستره تبذیر، اختصاص به امور مالی دارد. هر چند در روایت ها گاهی در یک معنا هم به کار می روند.

تشخیص تبذیر به معنای هدر دادن و اتلاف ثروت و کالا دشوار نیست، ولی تشخیص اسراف به معنای تجاوز از حد و گذر از میانه روی و رسیدن به افراط گرایی دشوار است؛ زیرا باید حد معتبر و محکم در اسراف را با ملاک ها و معیارهایی سنجید.

از نگاه قرآن و روایت های پیشوایان دین، تمام واجبات و محرمات دینی، حدود الهی است و هرگونه تغییر در احکام یا عمل نکردن به آن، خروج از حد و ممنوع است. البته کاربرد قرآنی این واژه بسیار فراوان است، برای مثال: اسراف در قتل، یعنی قصاص فرد یا افرادی غیراز قاتل (آل عمران: 3) که خود تجاوز از حد الهی قصاص است. بنابراین، مصرف هرگونه کالایی که حرمت شرعی دارد، نوعی اسراف است. از سوی دیگر، تشخیص موضوع های گوناگون احکام، بیشتر به عهده عرف و مکلف گذاشته شده است. در عین حال، برای ضابطه مند کردن تشخیص عرفی، معیارهایی ارائه شده است. اول اینکه، هرگاه مصرف کالا به گونه ای باشد که بخشی از آن هر چند اندک تضییع شود، اسراف خواهد بود. در این مورد امام صادق علیه السلام فرموده است:

میانه روی چیزی است که خدای بزرگ و والا آن را دوست دارد و اسراف را ناخوش، حتی دور انداختن هسته (خرما و میوه) را ؛ زیرا آن نیز به کاری می آید و حتی دور ریختن ته مانده نوشیدنی ات را.

معیار دوم اینکه، هر گاه مصرف کمی یا کیفی کالا برای بدن زیان بار باشد، درصورت مصرف گونه ای از اسراف است. چنان که این مهم، از سخن امام صادق علیه السلام نیز به روشنی برمی آید: «در مصرف آنچه بدن را سالم نگاه می دارد، اسراف نیست، بلکه اسراف در چیزی است که مال را تباه سازد و به بدن زیان رساند».

استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز، به عنوان معیار سوم مطرح است، مانند خوردن بیش از اندازه نیاز یا ساختن منزلی بسیار وسیع که به همه آن به هیچ وجه نیازی نیست. این سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز ناظر به همین معیار است: «ما فوقَ الکَفافِ اِسرافٌ؛ بیش از اندازه کفاف، اسراف است».


پیام متن:

1. اسراف به معنای تجاوز از حد وسط است؛

2. معیارهای اسراف، شرعی و عرفی است؛

3. معیارهای عرفی اسراف، تضییع بی جهت، زیان باری آن برای بدن و استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز است.

اسراف در خوردنی ها و نوشیدنی ها
روایت های اسلامی از زیاده روی در مصرف آب و به ویژه هدردادن آن نهی کرده اند؛ چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید: «أدْنی الاسرافِ هراقةُ فَضْلِ الماءِ؛ کمترین حد اسراف، دور ریختن ته مانده آب (ظرف) است».

از برخی روایت ها برمی آید که اسراف آب، حتی در امور عبادی همچون وضو و غسل، خواه با هدردادن آب و خواه با زیاده روی در شست و شوی اعضا ممنوع است، هر چند از آب رودخانه و آب های کشاورزی باشد. در همین مورد آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از کنار شخصی که وضو می گرفت، عبور کرد و فرمود: این اسراف برای چیست؟ آن شخص گفت: آیا در وضو هم اسراف هست؟ فرمود: آری، اگر چه کنار نهری جاری باشی. در قرآن نیز با اشاره به حق آدمی در استفاده از غذا و آب، بر این نکته تأکید شده است که در این امر، هرگز اسراف و زیاده روی نشود: «وَ کُلُوا و اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا». (اعراف: 7)

آموزه های روایی نیز به این دستور قرآنی توجه کرده و آورده اند که: پرخوری و اسراف در خوردن، در پیشگاه پروردگار نکوهیده است و رحمت الهی را از آدمی دور می سازد.

پیام متن:
قرآن و روایت های ائمه معصوم از زیاده روی در مصرف خوردنی ها و آشامیدنی ها نکوهش کرده اند.

اسراف در پوشیدنی ها و وسایل نقلیه
لباس، ارمغانی الهی و مایه آراستگی و پوشش آدمی است و آموزه های دینی بر میانه روی در استفاده از آن تأکید ورزیده و تجاوز از آن را اسراف دانسته اند. در این آموزه ها درباره چگونگی استفاده از لباس، سفارش هایی شده است. شخصی می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا مؤمن می تواند ده پیراهن داشته باشد؟ فرمود: بله. گفتم: بیست عدد چطور؟ فرمود: بله. گفتم: سی تا؟ فرمود: بله. این اسراف نیست، اسراف آن است که لباس بیرونت را لباس خانه قرار دهی. مصرف نادرست کالا، نوعی از اسراف است. به گونه ای که امام صادق علیه السلام ما را به این امر توجه می دهد و در روایت بالا می فرماید: لباس بیرونت را که با آن در اجتماع حاضر می شوی، لباس خانه ات قرار نده. البته داشتن لباس به تعداد کافی، مایه دوام بیشتر آن می شود، ولی استفاده نابجا از آن، نوعی هدر دادن و مصداق اسراف است. مَرْکب و وسیله نقلیه نیز ممکن است از نظر کمیت و کیفیت به کارگیری، مصداقی برای اسراف باشد. امام صادق علیه السلام به زیبایی آن را بیان فرموده است :

و خداوند تجویز کرد که مردم در حد میانه از مرکب استفاده کنند. آیا چنین می پنداری که خداوند، مالی را نزد مردی امانت می نهد و آن گاه به وی اجازه می دهد تا اسبی به ده هزار درهم بخرد، در حالی که اسبی به بیست درهم، او را کافی است. مگر نه این است که خود فرمود: اسراف مکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد!


پیام متن:

1. میانه روی در استفاده از پوشیدنی ها و وسایل نقلیه.

2. توجه به استفاده کیفی از کالاها.

اسراف در مسکن و وسایل زندگی
از دیدگاه قرآن و روایت، احداث بناهایی که ثمره چندانی ندارد، کاری عبث و بیهوده معرفی شده است. در حدیثی آمده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از گذرگاهی می گذشت، چشمش به ساختمانی افتاد که یکی از انصار ساخته بود. هنگامی که صاحب آن بنا نزد حضرت آمد و سلام کرد، ایشان صورت را از او برگردانید. پس از آنکه وی علت بی اعتنایی حضرت را دریافت، برگشت و بنا را با خاک یکسان کرد. در پی این جریان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

اِنَّ لِکُلِّ بَناءٍ یُبْنی وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ اِلا ما لابُدَّ مِنْهُ.

بی تردید، هر بنایی که ساخته شود، روز قیامت باری بر دوش صاحبش خواهد بود؛ مگر آنچه گریزی از آن نیست (مورد نیاز وی است).

از امام صادق علیه السلام نیز در همین باره نقل است:

کُلُّ بَناءٍ لَیْسَ بِکَفافٍ فَهُوَ وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ.

هر ساختمانی که بیشتر از حد کافی باشد، روز قیامت وبال صاحبش خواهد بود.

بنابراین، ساختن بناهایی که از نظر کمی و کیفی به آن نیازی نیست، مصداق اسراف خواهد بود. البته، منظور این نیست که اگر کسی به ساختمانی وسیع برای پذیرایی مهمانان و پیوند با خویشاوندان خود نیاز دارد، از آن استفاده نکند. در تهیه و مصرف دیگر وسایل زندگی نیز باید حد اعتدال را رعایت کرد. جمع آوری وسایل غیرضروری و کم مصرف، نادرست و از مصداق های آشکار اسراف است. در روایت اسلامی، معیاری مشخص برای استفاده درست از دیگر امکانات زندگی معرفی شده است. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید:

فِراشٌ للرّجلِ وَ فِراشِ لِأَهْلِه و فِراشٌ لِضَیْفِهِ وَ فِراشٌ لِلشیطان.

رختخوابی برای مرد و رختخوابی برای خانواده اش و رختخوابی برای میهمانش [لازم است] و رختخواب اضافه از آنِ شیطان است.

آنچه مسلم است اینکه باید از نظر کمی و کیفی، استفاده از امکانات به گونه ای باشد که معیارهای اسراف بر آن صدق نکند.

پیام متن:
1. استفاده از امکانات، در حد نیاز انسان؛

2. پرهیز از تجملات و یا نگهداری امکانات غیر ضروری.

پرهیز از انباشت سرمایه و تجمل گرایی
انباشت سرمایه، به تدریج روحیه رفاه زدگی و تجمل گرایی را در آدمی به وجود می آورد و در جای جای زندگی نمود می یابد. یکی از این نمودها، استفاده نابجا از نور و چراغ است که نمونه ای از تجمل و اسراف به حساب می آید. امام کاظم علیه السلام به نقل از حضرت علی علیه السلام می فرماید: «پنج چیز ضایع می گردد، یکی از آنها، چراغی است که آن را در (نور) خورشید برافروزی و نوری که از آن استفاده نشود».

بنابراین، استفاده غیرضروری از نور و روشن کردن لامپ های اضافی، از مصداق های آشکار تجمل گرایی و اسراف به حساب می آید. اسراف به هیچ وجه استثناپذیر نیست و حتی در هزینه کردن دارایی برای کارهای خیر نیز باید متعادل بود و از حد میانه خارج نشد. گفتنی است که مال و ثروت به طور طبیعی، زمینه ساز رفاه زدگی و هواپرستی است.

و کم کم روحیه مصرف گرایی و رفاه زدگی و به تعبیر قرآن «اتراف» در آدمی شکل می گیرد. قرآن کریم، مترفان را اصحاب دوزخ می داند و سپس اسراف کاران را نیز همردیف آنها می بیند و می فرماید: «وَ أِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ اسراف کاران، همدمان آتشند». (مومن: 43)

چنان که در جای دیگر فرموده است:

وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ... إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفینَ (واقعه:41 و45)

و یاران چپ، کدامند یاران چپ، اینان بودند که پیش از این، ناز پروردگان بودند.

در روایت ها نیز استفاده نابجا از امکانات مادی، به قصد فخرفروشی و خودنمایی نکوهش شده است. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل است: «هر کس جامه ای بپوشد و با آن فخر فروشی کند، خداوند او را از لبه دوزخ به قعر آن فرو خواهد برد».

نیز می فرماید:

هر کس برای خودنمایی و ستایش دیگران ساختمانی سازد، روز قیامت، در حالی آن را حمل خواهد کرد که چون آتشی شعله ور، بر گردنش آویخته است و به آتش افکنده خواهد شد... گفته شد: ای رسول خدا! چگونه آن را برای خود نمایی و ستایش جویی می سازد؟ فرمود: فراتر از حد نیاز می سازد تا بر همسایگانش برتری جوید و به برادرانش فخر فروشد.

از سوی دیگر، قرآن کریم برای نفی چنین رفتاری و پرهیز از الگوگیری از آن، دستور می دهد که هرگز از اسراف کاران پیروی نکنید: «وَ لا تُطیعُوا اَمْرَ الْمُسْرِفینَ.» (شعرا: 151) در روایت های بزرگان نیز چشم دوختن به کسانی که از سطح زندگی بالاتری بهره مندند، نهی شده و تأثیرپذیری منفی از آنان را نکوهش می شود. امام باقر علیه السلام می فرماید:

«ایّاکَ أنْ تَطْمَحْ بَصَرَکَ إلی مَنْ فَوْقَکَ؛ بپرهیز از اینکه به بالاتر از خود (در امور مادی) چشم بدوزی».

پیام متن:
1. مال و ثروت، به تدریج روحیه رفاه زدگی و اتراف در آدمی ایجاد می کند؛

2. روایت های امامان معصوم علیهم السلام ، استفاده نابجا از امکانات مادی به قصد فخر فروشی و خودنمایی را نکوهش می کند؛

3. تأثیر نپذیرفتن از زندگی مترفین، خواست قرآن مجید و روایت های اسلامی است.

اسراف و نابودی امکانات
آشکارترین اثر نامطلوب اسراف و تبذیر، هدر دادن امکانات و منابع است. ممکن است از نگاه فردی و محدود، اسراف در کالاهایی همچون مواد غذایی و انرژی، ناچیز و بی اهمیت به حساب آید، اما روی هم رفته در سطح عمومی، خسارت های سنگینی به بار می آورد. اثر مستقیم این رویه، به ویژه در جوامعی که درآمد و امکانات محدودی دارند، فقر و محرومیت است. از این رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَنْ بذَّرَ أَفْقَرَهُ اللّه ؛ هر کس (در اموالش) اسراف و تبذیر کند، خداوند وی را فقیر سازد».

همچنین، امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده است: «القصد مَثْراةٌ وَ السَّرَفُ مَثْواةٌ؛ میانه روی، ثروت زاست و اسراف، نابود کننده».

بر اساس آموزه های دینی، اسراف و تبذیر، از گناهانی است که نعمت را به نقمت و بلا تبدیل می کند و برکت را از میان می برد. امام صادق علیه السلام داستان کسانی را بازگو می کند که در رفاه و نعمت و فراوانی به سر می بردند، ولی با اسراف و تبذیر در مواد غذایی و استفاده نادرست از آن، به فرمان خدا گرفتار بلاهای زمینی شدند و به مشقت افتادند. امام فرمود: اینان، اهالی همان آبادی اند که خداوند در این آیه از آنان یاد فرموده است:

و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزی اش از هر سو فراوان می رسید. پس، [ساکنانش [نعمت های خدا را ناسپاسی کردند و خدا هم به سزای آنچه انجام می دادند، طعم گرسنگی و هراس را به ایشان چشانید. (نحل: 112)

با نگاهی دقیق تر پی می بریم که در بعضی از موارد، عرضه نادرست کالا بر اثر ضعف وجدان کاری و نیز کوتاهی در انجام وظیفه، باعث دورریز و اتلاف اموال می شود. امام علی علیه السلام ، غلامان را به دلیل پخت نان با کیفیت پایین، سرزنش می فرمود. بنابراین، در آموزه های روایی بر تولید کالا به گونه ای که کمترین ضایعات را داشته باشد، تأکید شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور می داد اندازه نان را کوچک بگیرند تا دورریز آن کمتر باشد.


پیام متن:

1. اسراف و تبذیر، عاملی در جهت تبدیل نعمت به نقمت؛

2. عرضه درست کالا و ارتقای کیفی آن، با استفاده درست از آن، رابطه تنگاتنگی دارد.

اسراف و سقوط اخلاقی
اسراف کاران برای تأمین هزینه های خود، به رذیلت های اخلاقی، همچون بخل و حرص و مفاسد اقتصادی مانند ربا، رشوه و اختلاس گرفتار می شوند. معمولا اسراف با مصرف گرایی، رفاه زدگی و غرق شدن در لذات مادی و اتراف همراه است که خود، منشاء بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی است و در پاره ای از موارد، به انحراف های عقیدتی می انجامد. افزون بر آن، اسراف کاری عده ای در جامعه، به طور طبیعی بر دیگران تأثیر نامطلوب می گذارد و آنان را نیز به همین سمت و سو هدایت می کند. قرآن کریم، اسراف کاران را مفسدانی می داند که از آنان انتظار اصلاح گری نمی رود. از این رو، نباید از شیوه زندگی آنان تقلید شود.

وَ لا تُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفینَ * الَّذینَ یُفْسِدُونَ فِی اْلأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ. (شعرا: 151 و 152)

و فرمان اسراف کاران را پیروی مکنید. آنان که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی شوند.

اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و دور شدن آدمی از مقام قرب الهی را در پی دارد. محرومیت اسراف کاران و تبذیرکنندگان از دوستی و هدایت خاص خدا و گمراهی و هم سانی با شیاطین، از پی آمدهایی است که قرآن کریم به آن اشاره می کند.

در بیان قرآنی، تبذیرکنندگان، نعمت های الهی را کفران می کنند و مصرف آن را از مسیر اصلی و درست خود خارج می سازند. بر این اساس، آنان را برادران شیطان دانست. در نتیجه، یا اعمال شان همردیف کارهای شیطانی است و یا در دوزخ هم نشین شیطان خواهند بود.

زیاده روی در لذت های جسمانی، مجالی برای اندیشه در کمالات معنوی و انسانی و توجه به بعد روحی باقی نمی گذارد و راه را برای تهذیب اخلاقی می بندد. پرداختن به تجملات و کام جویی ها، همواره با ناشایستی های اخلاقی و رفتاری همچون فخرفروشی و خود برتربینی و بی بند و باری همراه خواهد بود. از این رو، قرآن کریم، مترفان را مفسد و فاسق معرفی می کند و هشدار می دهد:

چون بخواهیم شهری را نابود سازیم، خوشگذرانانش را فرمان می دهیم تا در آن به انحراف (و فساد) بپردازند. در نتیجه، عذاب بر آن (شهر) لازم می شود. پس آن را (به تمامی) نابود می کنیم. (اسراء: 16)

پیام متن:
1. مبتلا شدن به آزمندی، بخل و دیگر رذیلت های اخلاقی، به واسطه اسراف و اتراف؛

2.هشدار شدید قرآن به مسرفان و مترفان و اشاره به فرجام دردناک آنان.

راه های برون رفت از اسراف و تبذیر
یکی از شیوه های مهم آموزه های دینی، برای مقابله با مفاسد اقتصادی و اخلاقی و تحکیم ارزش های دینی، تقویت باور انسان ها به مبدأ و معاد است. این اعتقاد همچون ناظری درونی، اجرای صحیح دستورهای الهی را تضمین می کند. آیه های مربوط به اسراف، با نهی و نکوهش اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و عذاب اخروی اسراف کاران را خاطر نشان می سازد. پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز در روایت هایی، با یادآوری پی آمدهای اخروی اسراف، همگان را از این عمل ناشایست باز می دارند. امام علی علیه السلام می فرماید:

بدانید که بخشیدن نابجای مال، تبذیر و اسراف است که قدر بخشنده را در دنیا بالا می برد و در آخرت پایین می آورد. او را در دیده مردمان گرامی می کند و نزد خدا خوار.

تقویت ارزش هایی چون زهد، قناعت، میانه روی و مانند آن، از یک سو و ترغیب به مبارزه جدی با هواپرستی، خودنمایی و فخرفروشی از سوی دیگر، شیوه های درمان درونی اسراف و تبذیر است. یکی دیگر از عوامل بروز اسراف و تبذیر، جهل و ناآگاهی است. بنابراین، اطلاع رسانی و دادن آگاهی های صحیح و کافی درباره موضوع به مردم و نیز بازشناسی آثار و پی آمدهای اقتصادی، اجتماعی و معنوی آن، در کاهش روحیه اسراف کاری بسیار مؤثر است. همچنین، نظارت همگانی بر رفتار و اعمال آدمی که در آموزه های دینی با تعبیر امر به معروف و نهی از منکر از آن یاد می شود، از کارآمدترین شیوه های تثبیت ارزش ها و مقابله با مفاسد و انحراف هاست. امامان معصوم علیهم السلام نیز گاهی با نهی صریح و مستقیم و زمانی با واکنش های اخلاقی، بر این مهم نظارت داشتند. افزون براین، خانواده تأثیر بسیار مهمی بر پرورش شخصیت و عملکرد فردی و اجتماعی آدمی دارد. چنانچه بزرگسالان اهل اسراف و تبذیر باشند، خواه ناخواه این روحیه به فرزندان منتقل می شود. ائمه معصوم علیهم السلام با دیدن اسراف و تبذیر در خانواده ها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان می دادند. در حدیثی آمده است که امام صادق علیه السلام میوه ای را دید که ناخورده، بیرون خانه ای انداخته شده است، ایشان با ناراحتی فرمود:

این چیست؟ اگر شما خود سیر بودید، قطعا بسیاری از مردم سیر نیستند. آن را به کسی بخورانید که نیازمند است.

نبود عدالت اقتصادی و جلوگیری نکردن از انباشته شدن ثروت در دست عده ای خاص، از عوامل مهم بروز پدیده اسراف است. از این رو، اجرای عدالت و توزیع عادلانه ثروت، زمینه شروع و گسترش آن را می کاهد و یا نابود می سازد. امیرمؤمنان علی علیه السلام عامل اصلاح و ساماندهی امور جامعه را دادگستری می داند و می فرماید: «الرَّعِیّةُ لا یُصْلِحُها اِلاَّ الْعَدْلُ؛ توده های مردم را جز عدالت، اصلاح نکند».

یکی دیگر از راه های برون رفت از اسراف، دوری خواص و شخصیت های مهم جامعه از زندگی اشرافی و تجملی است؛ زیرا شیوه زندگی آنان بر دیگران تأثیر می گذارد. هنگامی که برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشیدنی بسیار گوارایی آوردند، فرمود: «آن را از من دور سازید که این نوشیدنی مترفان است».

ناگفته نماند که کنترل صحیح تبلیغات بازرگانی و پیش گیری از رشد روحیه مصرف گرایی نیز تأثیر بسزایی در جلوگیری از اسراف و تبذیر دارد. بنابراین، توجه جدی به این مقوله نیز حائز اهمیت است.


پیام متن:

1. تحکیم باورهای دینی، تقویت ارزش ها، نظارت همگانی، امر به معروف و نهی از منکر، پیش گیری از انباشت سرمایه در دست عده ای خاص و توجه به عدالت گستری و کنترل تبلیغات بازرگانی، از راه های کنترل اسراف و تبذیر است.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اعتدال در انفاق و مصرف ویژگیهای عباد الرحمن از

 

قرآن پیرامون پنجمین ویژگی ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن چنین می فرماید: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وکان بین ذلک قواما» آنان کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، اعتدال می ورزند.»

این آیه بیانگر یکی از مهمترین مسایل زندگی است که رعایت آن موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره های مشکلات و برطرف کردن بسیاری از نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی می گردد. و می توان آن را به عنوان معجزه زندگی خوشبختانه یادکرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.

اعتدال یعنی میانه روی و حدفاصل بین افراط و تفریط، که چنین کاری از نظر اسلام در همه چیز، محبوب و مطلوب است، قرآن مسلمانان را به خاطر پیروی از اسلام، به عنوان «امت وسط » یعنی امت معتدل خوانده ومی فرماید: «وکذلک جعلناکم امه وسطا» این گونه شما را امت میانه قرار دادیم.

امیرمومنان علی(ع)آنان را که از راه اعتدال به سوی افراط یاتفریط کشانده می شوند، جاهل خوانده می فرماید: «لاتری الجاهل الامفرطا او مفرطا» همیشه جاهل را نمی نگری جز این که یا زیاده روی می کند، و یا کم می آورد.

در آیه مورد بحث که بیانگر پنجمین نشانه بندگان ممتاز خدااست، از یکی از شاخه های مهم اعتدالی، که مربوط به امور اقتصادی و زندگی اجتماعی است، سخن به میان آورده که نقش مهمی در اصلاح زندگی و سامان یافتن شوون اجتماعی و خانوادگی دارد، و آن رعایت اعتدال در مصرف است، یعنی انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف می کند و نه سخت گیری، بلکه راه میانه بین این دو رابرمی گزیند.

نکوهش اسراف در اسلام

اسراف به معنی هرگونه زیاده روی و تجاوز از حد اعتدال در هرچیزی است که انسان آن را بجا می آورد، مثلا برای یک وعده غذا وسیر شدن، معادل 600 گرم غذا کافی است، اینک اگر کسی برای خود،یک کیلو غذا درست کند، و 800 گرم آن را بخورد، و بقیه بماند وآن را دور بریزد، چنین کسی در یک وعده غذا دوگونه اسراف نموده،نخست این که 200 گرم بیشتر خورده، دوم این که 200 گرم دیگر راکه بیشتر درست کرده به دور ریخته است، به این ترتیب در یک وعده غذا 400 گرم غذا بیهوده مصرف شده است. با توجه به این مثال، وجریان دادن آن در جهات و ابعاد مختلف زندگی، به روشنی می فهمیم که در جامعه ما چقدر اسراف در چهره های گوناگون وجود دارد.

اسراف مصادیق مختلف دارد، یکی از شاخه های آن که در آیه موردبحث از آن نهی شده اسراف در مصرف است، مانند: اسراف در خوردن وآشامیدن، اسراف در به دور ریختن غذاهای اضافی، اسراف در صرف هزینه های گزاف در امور تجملی و تزیینی و تشریفات بی محتوا و...

حتی اگر در عبادت زیاده روی شود مثلا در وضو یا غسل، آب بیش ازحد عقلی و طبیعی مصرف گردد، اسراف است، بر همین اساس پیامبر(ص)فرمود: «فی الوضوء اسراف، و فی کل شی ء اسراف » دروضو و در هر چیزی می تواند اسراف راه یابد.

شخصی به نام عباسی به محضر امام رضا(ع)مشرف شد و پیرامون شیوه صحیح مصرف در خانه نسبت به هزینه زندگی همسر و فرزند وسایر شوون سؤال کرد، حضرت رضا(ع)در پاسخ فرمود: «باید مصرف توبه گونه ای باشد که بین دو کار ناپسند(اسراف و سخت گیری)قرارگیرد.»

عباسی پرسید: منظورتان از این سخن چیست؟ فرمود: آیا سخن خدادر قرآن را نشنیده ای که اسراف و سخت گیری را ناپسند می شمرد و(دروصف بندگان ممتاز خداوند)می فرماید «والذین اذا انفقوا...»

بندگان خدای رحمان کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه میان این دو(حداعتدال)را می گیرند»بنابراین در مورد معاش و هزینه زندگی اعضای خانواده، در خرید ومصارف، میانه رو باش.

مطابق روایت دیگر، یک روز امام صادق(ع)در نزد شاگردان، همین آیه(67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتی سنگریزه از زمین برداشت و محکم در دست گرفت و فرمود: این همان بخل و سخت گیری است(که در آیه از آن نهی شده است) سپس مشت دیگری برداشت و چنان دست خود را گشود که همه آن بر روی زمین ریخت و فرمود: این همان اسراف است، بار سوم مشت دیگری برداشت و کمی دست خود را گشود،به گونه ای که مقداری فرو ریخت، و مقداری در دستش باقی ماند وفرمود: «این همان اعتدال بین سخت گیری و اسراف است.»

در قرآن در آیات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهی شده است به عنوان نمونه نظر شما را به چند آیه جلب می کنیم:

1 «کلوا واشربوا و لاتسرفوا» و بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.

2 «و آتوا حقه یوم حصاده و لاتسرفوا» هنگام درو، حق زکات(غلات و...)را بپردازید، ولی(در انفاق)اسراف نکنید.

3 روایت شده فقیری به محضر پیامبر(ص)آمد و تقاضا کرد که آن حضرت پیراهنش را به او ببخشد. پیامبر(ص)پیراهنش را از تن خودبیرون آورد و به او داد، و چون پوشش دیگر نداشت، در خانه به طور عریان نشست و حتی برای نماز ماعت بیرون نرفت، کافران درغیاب، آن حضرت را سرزنش کردند و به او چنین تهمت زدند که خواب و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در این هنگام این آیه نازل شد: «ولاتجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کلی البسطفتقعد ملوما محسورا» هرگز دستت را برگردنت زنجیر نکن(بخل نورز)و بیش از حد(اعتدال نیز)دست خود را مگشای تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی.

براساس همین آیات و دستورهای الهی، پیامبر(ص)فرمود: «ما من نفقه احب الی الله من نفقه قصد، و یبغض الاسراف » هیچ انفاقی درپیشگاه خدا محبوب تر از انفاق معتدلانه نیست، خداوند اسراف درانفاق را دشمن دارد.

نیز بر همین اساس پیامبر(ص)و امیرمومنان علی(ع)و سایرامامان(ع)بسیار ساده می زیستند، و از هرگونه تجمل گرایی وتشریفات پرهیز جدی می نمودند.

امیرمومنان علی(ع)برای کارگزاران خود چنین نامه می نوشت:

«آدقوا اقلامکم، و قاربوا بین سطورکم، و احذفوا عن فضولکم،واقصدوالمعانی، و ایاکم والاکثار، فان اموال المسلمین لاتحتمل الضرر» سر قلم ها را نازک تر کنید، و بین سطرها را نزدیک نمایید، و از استخدام واژه های زاید بپرهیزید، و معانی را هدف قرار دهید، و از پرچانگی و زیاده روی دوری نمایید، زیرا نبایدبه ثروت مسلمانان آسیب برسد.

نیز فرمود: «آگاه باشید; بخشیدن مال در جای ناروا، بریز وبپاش و بیهوده نمودن آن است، این گونه بخشش، بخشنده را در دنیابالا می برد، ولی در روز رستاخیز به پایین می کشاند، و در پیش مردم او را محترم می کند، ولی در پیش خدا خوار می گرداند، هرکس مال خود را در جای نادرست و نزد ناشایستگان گذاشت، خداوند شکرآن مال را به او حرام می نماید.»

«من انفق شیئا فی غیر طاعه الله فهو مبذر» کسی که چیزی ازمال خود را در راه غیر خدا مصرف کند، چنین کسی اسراف کار است.

یاسر خادم می گوید: روزی غلامان امام رضا(ع)میوه می خوردند، ولی هنوز آن را به طور کامل نخورده، به گوشه ای می انداختند، آن حضرت این کار اسراف کارانه آنها را دید و خشمگینانه به آنها فرمود:

«سبحان الله! اگر شما به این میوه ها نیاز ندارید، انسان هایی هستند که نیاز دارند، چرا دور می ریزید؟ آنها را نگه دارید و به نیازمندان بدهید.»

و امام صادق(ع)در ضمن نهی از دور افکندن هسته خرما، و نکوهش اسراف کاران فرمود: «حتی ته مانده آب ظرفی را به دور نریزیدکه اسراف است.»

پرهیز شدید امام خمینی از اسراف در مصرف

حضرت امام خمینی قدس سره، که در عمل به دستورهای اسلام، بسیارجدی و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ویژه درمصرف، حساسیت مخصوصی داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زیر جلب می کنم:

1 یکی از مسوولین دفتر امام خمینی قدس سره می نویسد: یک بارمسوول امور مالی، پشت یک پاکت چیزی نوشت و به امام داد، امام در یک کاغذ کوچک جواب آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما دراین قطعه کوچک نیز می توانستید بنویسید.»

از این رو آن برادر کاغذهای خورده ها را جمع و جور می کرد و درکیسه ای می گذاشت، و هنگامی که می خواست، برای امام چیزی بنویسد،روی آن کاغذ پاره ها می نوشت، امام هم زیرش جواب می نوشتند.

2 سرکار خانم زهرا مصطفوی(دختر امام)از خاطرات دوران کودکی خود، چنین می گوید:

درس امام در ساعت یازده و نیم تمام می شد، ایشان در این هنگام بیست دقیقه با ما(که کودک بودیم)بازی می کرد، سپس ده دقیقه به ظهر، برای انجام مقدمات نماز حاضر می شد، امام با خرید اسباب بازی خیلی مخالف بودند و می گفتند: این پول باطلی است، باوسایلی مانند گل، تیله درست می کردیم، بعد می چیدیم و می گفتیم هرکس به این تیله ها بزند برنده است، بازی بیست دقیقه ما این گونه ساده بود...

3 یکی از اعضاء دفتر امام خمینی قدس سره نقل کرد: یک روز برطبق وظیفه ای که هر ماه بر عهده داشتیم، در پایان ماه صورت مخارج ماهیانه را(در جماران)به خدمت امام فرستادیم، و در ضمن آن مخارج خانه امام از مهمانی ها، رفت وآمدهای امام، پول برق خانه را نوشته بودیم، هنگامی که صورت مخارج را نزد امام می فرستادیم، پس از نیم ساعت حاج احمدآقا(فرزند امام)تلفن زد وگفت: از وقتی که صورت حساب داده اید، امام مرتب در لب باغچه قدم می زند و سخت ناراحت است، زیرا مخارج خانه امام در این ماه ازده هزار تومان(آن عصر)تجاوز کرده است لذا امام می فرماید:

«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز کند، من اصلا ازاین جا می روم.»

حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید که خرج اضافی در این ماه چه بوده است. تا به آقا بگوییم و خیال امام راحت شود.

ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم که ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلا:

1 گازوئیلی که از خانه امام زیاد آمده بود ما گفتیم که آن را در انبار حسینیه جماران بریزند.

2 به ماشینی که خانواده حضرت امام را می برد، و براثربی توجهی راننده خسارتی به آن وارد شده بود، و هزینه ای پیدانموده بود.

3 ملامین برزنتی برای خانه حضرت امام، تهیه شده بود تا داخل منزل ایشان از بالای پشت بام دیده نشود، زیرا پاسداران در آنجاپاس می دادند.

صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، و درنتیجه ایشان احساس آرامش کرده و آسوده خاطر شدند. از همین یک نمونه می توان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده روی در مخارج خانه را به دست آورد.

دوری از تقتیر و سخت گیری

اعتدال در مصرف که یکی از ویژگی های بندگان ممتاز الهی است،که در میانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطی آن است که از آن به اسراف و تبذیر یاد می شود که بیان گردید، دوم جنبه تفریطی آن است که چهره تفریط اعتدال در مصرف است که از آن به تقتیر یا سخت گیری و زندگی رنج آور تعبیر می گردد، اسلام دین سمحه و سهله است، هرگز حاضر نیست که مسلمانان در سختی و رنج اقتصادی زندگی کنند، باید با کار و کوشش و سرپنجه تدبیر، شکل زندگی رابه شیوه ای تبدیل کرد که موجب وسعت در زندگی و آسایش گردد.

پیامبر اکرم(ص)همان گونه که از اسراف جلوگیری می کرد، به موازات آن از اقتار و سخت گیری در زندگی، نهی می نمود. رسول اکرم(ص)فرمود: «ان من سعاده المرءالمسلم ان یشبهه ولده،والمراءه الجملاء ذات دین، والمرکب الهنی والمسکن الواسع.»

از سعادت و خوشبختی انسان مسلمان آن است که دارای فرزندی که در نیکی، شبیه به خود بوده و نیز دارای همسر زیبا و دیندار، ومرکب راهوار و خانه وسیع باشد.»

در ماجرای ابولبابه که به خاطر کشف یک راز نظامی حکومت اسلامی در نزد یهودیان، به گناه خود پی برد و توبه حقیقی کرد و پس ازمدتی آیه 102 سوره توبه در پذیرش توبه او از جانب خداوند نازل شد، پیامبر(ص)با تلاوت آن آیه، به او بشارت داد. ابولبابه به پیامبر(ص)عرض کرد: اجازه بده به شکرانه قبول شدن توبه ام، نصف اموالم را انفاق کنم، پیامبر(ص)اجازه نداد، او عرض کرد: اجازه بده یک سوم آن را انفاق کنم، پیامبر(ص)اجازه داد.

این که پیامبر(ص)اجازه انفاق نصف اموالش را نداد، براین اساس بود که او و خانواده اش گرفتار سختی و تنگنا در معیشت نگردند.

در روایت دیگر آمده: یکی از مسلمانان مدینه دارای چند کودک بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت، قبل از مرگ خود به خاطر جلب پاداش های الهی، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن که ازدنیا رفت، مسلمانان پس از غسل و تکفین، او را به خاک سپردند،سپس ماجرای او را در مورد آزادسازی غلامان، و فقر فرزندانش به آن حضرت خبر دادند، پیامبر(ص)فرمود: «لو علمت ما دفنته مع اهل الاسلام، ترک ولده یتکففون الناس; اگر من اطلاع می یافتم نمی گذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید، زیرا او کودکان خودرا از ثروتش بی نصیب نمود، و آنان را فقیر و بی پناه گذاشت، تادست گدایی به سوی مردم دراز کنند.»

این ماجرا در عین آن که بیانگر نکوهش اسراف در انفاق است،نیز حاکی از آن است که نباید موجب سختی و فشار در زندگی اعضاءخانواده شود. بلکه باید اعتدال در مصرف را با توجه به همه جوانب رعایت نمود.

ماجرای انتقاد شدید حضرت علی(ع)در شهر بصره از یکی از شیعیان به نام «عاصم » که از جامعه دوری نموده و گرفتار اقتار وسخت گیری به خود و خانواده اش شده بود نیز شاهد گویایی بر نکوهش سخت گیری در شوون اقتصادی و معیشت زندگی است، و مسلمانان بایداز هرگونه افراط و تفریط اجتناب نمایند.

این بحث را با ذکر ماجرای جالب زیر به پایان می بریم:

امام کاظم(ع)خانه ای برای غلام آزاد شده خود خریداری کرد، به او فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگی کن، زیرا خانه توتنگ و کوچک است.»

غلام گفت: «همین خانه ای که در آن سکونت دارم کافی و خوب است،گرچه تنگ و محقر است، ولی از پدرم به یادگار مانده، از این رودر همین خانه می مانم.» امام کاظم(ع)به او فرمود: «ان کان ابوک احمق ینبغی ان تکون مثله » آیا اگر پدرت احمق بود، تو هم می خواهی مثل او باشی؟

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اعتدال و میانه روی در قرآن و حدیث قسمت سوم

قرآن مجید، درباره یکی از ویژگی های ممتاز بندگان خالص خداوند بزرگ چنین می فرماید:

وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَوامًا. (فرقان: 67)

آنان کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، اعتدال می ورزند.

این آیه، بیانگر یکی از مهم ترین مسائل زندگی است که رعایت آن، سبب آسایش و آرامش فرد و جامعه می گردد. همچنین، بسیاری از گره ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی را برطرف می کند. این مسئله، اعتدال است.

اعتدال، یعنی میانه روی و حد فاصل میان افراط و تفریط که چنین کاری از نظر اسلام، در همه چیز مطلوب است. قرآن مسلمانان را به سبب پیروی از اسلام به عنوان «امت وسط» یعنی امت معتدل معرفی می کند و می فرماید: «و کذلِکَ جَعلناکُمْ اُمَّةً وَسَطاً؛ و این گونه شما را امت میانه قرار دادیم». (بقره:14)

امیرمؤمنان علی علیه السلام آنان را که از راه اعتدال به سوی افراط و تفریط کشانده می شوند، جاهل می خواند و می فرماید: «لا تَرَی الجاهِلَ إِلّا مُفرِطا او مُفرِّطاً؛ همیشه جاهل را نمی بینی جز اینکه یا زیاده روی می کند و یا کم می آورد. انسان مسلمان در انفاق چنان که در آیه یاد شده بدان اشاره شده است و همچنین در مصرف، نه اسراف می کند و نه سخت گیری، بلکه میانه این دو را برمی گزیند. این اصل که در آموزه های دینی بر آن تأکید می شود، از سوی خرد و فطرت آدمی نیز تأیید شده است؛ زیرا سامان دهی و استواری جسم و جان آدمی و امور فردی و اجتماعی او، مرهون رعایت همین اصل است.

افزون بر آن، اهمیت رعایت میانه روی در مصرف، از آنجاست که از یک سو نیازهای انسان گوناگون است و به دلیل محدودیت ها، نمی تواند تمام آن را به بیشترین مقدار برآورده سازد. از این رو، باید نیازهای گوناگون را در نظر بگیریم و در حد اعتدال به آن رسیدگی کنیم. از سوی دیگر، بیشتر امکانات و منابع مادی، محدود است و زیاده روی گروهی در مصرف، محرومیت دیگران را به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، سلامت و نشاط انسان و پرداختن به جنبه های دیگر زندگی به ویژه امور معنوی، نیازمند مصرف معتدلانه است.

پیام متن:
اعتدال و میانه روی در مصرف و انفاق از آموزه های قرآنی و روایی.

سفارش به اعتدال در زندگی
اسراف، مصداق های گوناگونی دارد و یکی از شاخه های آن اسراف در خوردن و آشامیدن، اسراف در دور ریختن غذاهای اضافی، اسراف در صرف هزینه های گزاف در امور تجملی و تزیینی و تشریفات بی محتوا، حتی اسراف در وضو یا غسل در استفاده بیش از حد از آب است و بر همین اساس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «فِی الوضوء اسرافٌ و فی کلّ شی ءٍ اسرافٌ؛ در وضو و در هر چیزی می تواند اسراف راه یابد».

شخصی به نام عباسی، نزد امام رضا علیه السلام رفت و درباره شیوه صحیح مصرف در خانه نسبت به هزینه زندگی همسر و فرزند و دیگر شئون پرسید. حضرت رضا علیه السلام در پاسخ فرمود: باید مصرف به گونه ای باشد که میان این دو کار ناپسند (اسراف و سخت گیری) قرار گیرد.

عباسی پرسید: منظورتان از این سخن چیست؟ امام پاسخ داد: آیا سخن خدا در قرآن را نشنیده ای که اسراف و سخت گیری را ناپسند می شمارد و (در وصف بندگان ممتاز خداوند) می فرماید: «بندگان خدای رحمان، کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه میان این دو را می گیرند.» بنابراین، درباره معاش و هزینه زندگی اعضای خانواده، در خرید و مصارف، میانه رو باش!

بر اساس روایت دیگر، روزی امام صادق علیه السلام برای شاگردان خود آیه 67 سوره فرقان را تلاوت کرد. آن گاه مشتی سنگ ریزه از روی زمین برداشت و محکم در دست گرفت و فرمود: این همان بخل و سخت گیری است (که در آیه از آن نهی شده است). سپس مشت دیگری برداشت و چنان دست خود را گشود که همه آن بر روی زمین ریخت. سپس فرمود: این همان اسراف است. بار سوم مشت دیگری برداشت و کمی دست خود را گشود، به گونه ای که مقداری فرو ریخت و مقداری در دستش باقی ماند و فرمود: این همان اعتدال میان سخت گیری و اسراف است.

پیام متن:
پرهیز از اسراف و دوری از سخت گیری در زندگی مسلمان.

اسراف در انفاق
قرآن در آیه های گوناگون انسان را از اسراف در مصرف و انفاق نهی می کند، برای نمونه:

«کُلُوا وَ اشْرَبوا و لا تُسْرِفوا؛ بخورید و بیاشامید، اما اسراف و زیاده روی نکنید». (اعراف:31)

«و اُتُوا حقَّهُ یَوْمَ حَصادِه و لا تُسرفوا؛ هنگام درو حق زکات را بپردازید ولی (در انفاق) اسراف نکنید». (انعام: 141)

در آموزه های روایی ما نیز به اعتدال و میانه روی در مصرف و انفاق تأکید شده است. برای مثال، آورده اند: فقیری نزد پیامبر آمد و گفت که آن حضرت پیراهنش را به او ببخشد. پیامبر خدا پیراهنش را از تن خود بیرون آورد و به او داد. چون پوشش دیگری نداشت، در خانه نشست و حتی برای نماز جماعت بیرون نرفت. کافران در غیاب، آن حضرت را سرزنش کردند و به ایشان تهمت زدند که خواب و لهو، آن حضرت را از نماز باز داشته است. در این هنگام این آیه نازل شد:

وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلی عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا.(اسراء:17)

هرگز دستت را به گردنت زنجیر مکن (بخل نورز) و بیش از حد دست خود را مگشای تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرو مانی!

بر اساس همین آموزه هاست که پیامبر می فرماید:

ما مِنْ نَفَقةٍ اَحبُّ اِلَی اللّه مِنْ نَفقةِ قَصْدٍ و یبغُضُ الاسراف.

هیچ انفاقی در پیشگاه خدا، محبوب تر از انفاق معتدلانه نیست و خداوند اسراف در انفاق را دشمن دارد.

امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید:

اِنّ لِلسَّخاءِ مِقداراً فإِن زادَ علیه فهو سَرفٌ... و لِلاِقْتصادِ مِقداراً فاِنْ زادَ علیه فهه بُخل!

سخاوت، اندازه ای دارد که فراتر از آن اسراف است... و میانه روی حدی دارد که پایین تر از آن خساست است.

پیام متن:
انفاق معتدلانه و پرهیز از گشادگی بیش از حد در بخشش.

قناعت در مصرف
برای فرهنگ سازی زندگی مسلمانان بر محور اعتدال، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان علی علیه السلام و دیگر امامان علیهم السلام بسیار ساده می زیستند و از هر گونه تجمل گرایی و تشریفات به شکل جدی پرهیز می کردند.

امیرمؤمنان علی علیه السلام برای کارگزاران خود چنین می نویسد:

اَدِقّوا اَقلامَکُم و قاربوا بَیْنَ سُطُورِکُمْ و اَحْذِفُوا عَنْ فُضُولِکُم وَ اقصُدُوا المَعانی و ایّاکُم و الإِکثارَ فَاِنّ اموالَ المسلمینَ لا تَحْتَمِلُ الضَّرَر.

سر قلم ها را نازک تر کنید و بین سطرها را نزدیک نمایید و از استخدام واژه های زاید بپرهیزید و معانی را هدف قرار دهید و از پرچانگی و زیاده روی دوری نمایید؛ زیرا نباید به ثروت مسلمانان آسیب برسد.

همچنین در جایی دیگر می فرماید:

آگاه باشید بخشیدن مال در جای ناروا ضایع کردن آن است. این گونه بخشش، بخشنده را در دنیا بالا می برد، ولی در روز رستاخیز به پایین می کشاند؛ در پیش مردم او را محترم می کند، ولی در پیش خدا خوار می گرداند. هر کس مال خود را در جای نادرست و نزد ناشایستگان گذاشت، خداوند شکر مال را به او حرام می کند.

همچنین در روایتی دیگر آمده است:

مَنْ اَنْفَقَ شَیْئاً فی غَیرِ طاعَةِ اللّه فَهُوَ مُبَذِّرٌ.

کسی که چیزی از مال خود را در راه غیر خدا مصرف کند، چنین کسی اسراف کار است... .

یاسر، خادم حضرت امام رضا علیه السلام می گوید: روزی غلامان امام رضا علیه السلام میوه می خوردند، ولی هنوز آن را کامل نخورده، به گوشه ای می انداختند. آن حضرت با دیدن این کار با خشم به آنان فرمود:

سبحان اللّه ! اگر شما به این میوه ها نیاز ندارید، انسان هایی هستند که نیاز دارند. چرا دور می ریزید؟ آنها را نگه دارید و به نیازمندان بدهید.

امام صادق علیه السلام با نهی کردن از دور افکندن هسته خرما و نکوهش اسراف کاران فرمود: «حتی ته مانده آب ظرفی را به دور نریزید که اسراف است».

قناعت، مفاسد ناشی از حرص و آز و ثروت اندوزی را می کاهد و از زیان های اقتصادی جلوگیری می کند. از منظر آموزه های دینی، زندگی پاک و حیات طیبه بشری، حیاتی است که روح قناعت در آن دمیده شده باشد. با وجود این، قناعت با اصل اعتدال ناسازگار نیست؛ زیرا قناعت آن است که در محدوده اعتدال به مصرف کمتر بسنده شود و افراط و تفریطی رخ ندهد.

پیام متن:
قناعت در مصرف و پرهیز از ریخت و پاش در امور شخصی و اموال عمومی.

آثار مثبت اعتدال
پیمودن راه تکامل و دست یابی به هدف نهایی، در گرو رعایت اعتدال در همه زمینه های زندگی است. بر این اساس، رعایت این اصل برای رسیدن به کمال، ضروری است.

همچنین، بر اساس آموزه های دینی و بر پایه حکم عقل و تجربه، میانه روی در مصرف، تأثیر بسیاری در سامان دهی امور اقتصادی و کاهش هزینه ها و در نتیجه پیش گیری از فقر و عقب ماندگی فرد و جامعه دارد. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«الاِقْتصادُ یَنْمیِ القلیلُ؛ میانه روی کم را رشد می دهد».

امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: «ضَمِنْتُ لِمَن اقتصد أن لا یَفْتَقر؛ تضمین می کنم که آن کس میانه روی کند، فقیر نگردد».

میانه روی در مصرف مواد خوراکی، ضامن سلامتی جسم و جان فرد است؛ زیرا زیاده روی، عامل بسیاری از بیماری هاست و بر جسم اثر منفی می گذارد. تفریط در این امر نیز سبب سوء تغذیه، ضعف و بیماری خواهد بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

اِیّاکم و فُضولَ المَطْعَم فانّه یَسِمُّ القلبَ بالقَسْوةِ و یُبطِی بالجَوارِحِ عَنِ الطاعةِ و یُصِمُّ الْهِمَمَ عَنْ سِماع الْمَوْعِظَةِ.

از پرخوری بپرهیزید که آن سنگ دلی می آورد و اعضای بدن را در اطاعت از خدا تنبل می سازد و گوش همت آدمی را از شنیدن پند و اندرز کر می سازد.

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «مَنْ اقتصَرَ فی أکْلِهِ کَثُرَت صِحَّتُهُ و صَلُحَت فِکْرَتُه؛ هر که اندازه خورد، سلامتی اش فزونی یابد و اندیشه اش به درستی گراید».

از سوی دیگر، اعتدال در مصرف، سبب خشنودی خداوند است؛ زیرا استفاده مطلوب از نعمت های او در مسیر رسیدن به هدف نهایی و نزدیک شدن به حق، تنها در پرتو رعایت این اصل، شدنی است. امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 195 سوره بقره (اِنّ اللّه یحب المحسنین) می فرماید:

«خداوند متعال می فرماید: به راستی خداوند، نیکوکاران را دوست می دارد و منظور میانه روان است».

پیام متن:
1.اعتدال در مصرف راهی به سوی کمال و تعالی.

2.باز دارندگی اعتدال و میانه روی از فقر و نداری.

3.سلامت جسم و جان در پرتو میانه روی است.

الگوناپذیری از مصرف بیگانگان
از اصول تأکید شده مصرف در آموزه های دینی، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی در مصرف است. امام باقر علیه السلام می فرماید:

أوْحَی اللّه ُ إِلی نَبّیٍ مِنَ الانبیاءِ أَنْ قُل لِقومِک: لا یَلْبِسُوا لِباسَ اَعدائی و لا یَطْعَموا طَعامَ اعدائی و لا یُشاکِلوا بِمَشاکِلِ اعدائی فیکونُوا اَعدائی کما هم اعدائی.

خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود که به قومت بگو، لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شکل آنان، ظاهر نشوند که در این صورت، بسان آنان، دشمن من خواهند بود.

الگوپذیری از بیگانگان در نوع و مقدار کالاهای مصرفی، از جنبه های گوناگون به جامعه اسلامی زیان می رساند. از جنبه اقتصادی، این کار بیشتر سبب ترویج مصرف کالاهای خارجی و بی توجهی به تولیدات و کالاهای داخلی می شود که افزون بر خارج ساختن سرمایه از کشور، به تولید و اقتصاد ملی نیز ضربه می زند. از جنبه اجتماعی و فرهنگی نیز، نوعی تبلیغ عملی و ترویج فرهنگ بیگانه و تهدیدی برای اصالت های فرهنگی و حتی دینی در جامعه به شمار می رود. به ویژه آنکه الگوپذیری در مصرف، ناخواسته الگوپذیری در اخلاق و رفتار را نیز در پی خواهد داشت. حضرت رسول با اشاره به این نکته می فرماید:

لا یَشْبَه الزّیُّ بالزّیِّ حتی یَشْبَه الخُلقُ بالخُلقِ و مَن شَبّهَ بقومٍ فَهُو منْهم.

شکل ها (و مدهای مصرفی) به یکدیگر همانند نمی گردد، جز آنکه خُلق و خوها به هم نزدیک گردد و هر کس خود را شبیه گروهی سازد، از آنان به شمار می رود.

روشن است که انسان در زندگی، نیازمندی های گوناگونی دارد. برخی نیازمندی ها اساسی و ضروری است و برخی در درجه بعدی قرار می گیرد. پاره ای از مصارف نیز تنها برای تأمین یا افزایش رفاه و آسایش زندگی است و تلاش برای برآوردن این نیازهای غیرضروری، ما را به بیگانگان وابسته می کند که از نظر دینی، پرداختن به این موارد نکوهش شده است.

پیام متن:
1.پیروی از فرهنگ مصرفی بیگانه، خطر جدی برای اصالت های دینی و فرهنگی.

2.تأثیرهای غیرمستقیم فرهنگ مصرفی بر اخلاق و رفتار مسلمانان.

دوری از سخت گیری در زندگی
اعتدال در مصرف، یکی از ویژگی های بندگان ممتاز الهی است. اسلام دین سمحه و سهله است و هرگز حاضر نیست که مسلمانان در سختی اقتصادی زندگی کنند. باید با کار و کوشش و سرپنجه تدبیر، شکل زندگی را به شیوه ای تبدیل کرد که سبب وسعت در زندگی و آسایش شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همان گونه که از اسراف جلوگیری می کرد، همگان را از سخت گیری در زندگی باز می داشت. در بیانی از آن حضرت آمده است:

اِنّ من سعادَةِ المَرءِ المُسلِم أن یُشبَهُه وَلَدُهُ و المرأةُ الجَملاءِ ذاتُ دینِ و المَرکبُ الهَنی و المَسکَنُ الواسِعُ.

از سعادت و خوش بختی انسان مسلمان آن است که فرزندی داشته باشد که در نیکی، شبیه او باشد و نیز همسری زیبا و دین دار و مرکب راهوار و خانه وسیع داشته باشد.

ابولُبابه به خاطر کشف یک راز نظامی حکومت اسلامی نزد یهودیان، به گناه خود پی برد و توبه حقیقی کرد و پس از مدتی آیه 102 سوره توبه در پذیرش توبه او از سوی خداوند نازل شد. پیامبر صلی الله علیه و آله با تلاوت این آیه به او بشارت بخشیده شدن داد. ابولبابه به پیامبر گفت: اجازه بده به شکرانه پذیرفته شدن توبه ام، نصف اموالم را انفاق کنم. پیامبر اجازه نداد. او گفت: اجازه بده یک سوم آن را انفاق کنم. پیامبر پذیرفت.

جلوگیری پیامبر از انفاق نصف اموال ابولبابه، بر این اساس بود که او و خانواده اش در تنگنا به سر می بردند.

در روایت دیگری آمده است: یکی از مسلمانان مدینه چند کودک و شش غلام داشت و در بستر مرگ قرار گرفت. پیش از مرگ خود، به خاطر جلب پاداش های الهی، شش غلام را آزاد کرد. پس از آنکه از دنیا رفت، مسلمانان بعد از غسل و کفن، او را به خاک سپردند. سپس ماجرای او را درباره آزادسازی غلامان و فقر فرزندانش به حضرت خبر دادند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: اگر من باخبر می شدم، نمی گذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید؛ زیرا او کودکان خود را از ثروتش بی نصیب کرد و آنان را فقیر و بی پناه گذاشت، تا دست گدایی به سوی مردم دراز کنند.

این ماجرا از سویی بیان گر نکوهش اسراف در انفاق است و از سوی دیگر از آن حکایت می کند که نباید موجب سختی و فشار در زندگی اعضای خانواده شد، بلکه باید اعتدال در مصرف را با توجه به همه جنبه ها رعایت کرد. حضرت علی نیز، زمانی که شنید خانواده یکی از یارانش به نام عاصم در شهر بصره به سبب دوری او از جامعه در زندگی دچار سختی شده اند، او را بسیار نکوهش کرد. این هم شاهد گویایی بر نکوهش سخت گیری در شئون اقتصادی زندگی است.

پیام متن:
1. فراهم آوردن آسایش نسبی برای خانواده.

2. نکوهش شدید و بی توجهی به اعضای خانواده در تأمین معیشت آنان.

پرهیز شدید امام خمینی از اسراف در مصرف
حضرت امام خمینی رحمه الله در عمل به دستورهای اسلام، بسیار جدی و نمونه بود. ایشان نسبت به اسراف حساسیت بسیاری داشت. برای نمونه یکی از مسئولان دفتر امام خمینی رحمه الله می نویسد: یک بار مسئول امور مالی پشت یک پاکت چیزی نوشت و به امام داد، امام در یک کاغذ کوچک، پاسخ آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما نیز در یک قطعه کوچک می توانستید بنویسید.

ازاین رو، آن برادر کاغذ خردها را جمع و جور می کرد و در کیسه می گذاشت و هنگامی که می خواست برای امام چیزی بنویسد، روی آن کاغذ پاره ها می نوشت. امام هم در زیر آن پاسخ لازم را می نوشت.

یکی دیگر از اعضای دفتر امام خمینی رحمه الله نقل می کند:

یک روز بر اساس وظیفه ای که هر ماه به عهده داشتیم، در پایان ماه صورت مخارج ماهیانه را (در جماران) خدمت امام فرستادیم و ضمن آن مخارج خانه امام از مهمانی ها، رفت و آمدهای امام و پول برق خانه را نوشته بودیم. هنگامی که صورت مخارج را نزد امام فرستادیم، پس از نیم ساعت حاج احمد آقا تلفن زد و گفت: از وقتی که صورت حساب داده اید، امام مرتب در لب باغچه قدم می زند و سخت ناراحت است؛ زیرا مخارج خانه امام در این ماه از ده هزار تومان (آن عصر) تجاوز کرده است. لذا امام می فرماید: اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز کند، من اصلاً از اینجا می روم. حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید که خرج اضافی در این ماه چه بوده است تا به آقا بگوییم و خیالشان راحت شود. ما پس از جست وجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم که ابداً مربوط به خانه امام نبوده است. برای مثال 1. گازوئیلی که از خانه امام زیاد آمده بود و ما گفتیم آن را در انبار حسینیه جماران بریزند. 2. به ماشینی که خانواده حضرت امام را می برد و بر اثر بی توجهی راننده، خسارتی به آن وارد شده بود. 3. ملامین برزنتی برای خانه حضرت امام تهیه شده بود تا داخل منزل ایشان از بالای پشت بام دیده نشود؛ زیرا پاسداران در آنجا پاس می دادند.

صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، در نتیجه ایشان آسوده خاطر شدند.

از همین نمونه ها می توان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده روی و رعایت اعتدال در مخارج خانه را به دست آورد.

پیام متن:
1. ریزبینی و حساب رسی دقیق مالی حضرت امام.

2. پرهیز امام از اسراف و زیاده روی و رعایت اعتدال در زندگی.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

طراحی الگویی جهت بهینه سازی مصرف انرژی در کشور براساس مکانیزم عرضه و تقاضا (رویکرد ESCO‎)

عنوان انگليسي:
عنوان عربي:
نويسنده: فخاری، مرتضی
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامی و اقتصاد
دانشگاه: امام صادق (ع)
استاد راهنما: داود منظور
استاد مشاور: مهدی صادقی
استاد ناظر:
تاريخ دفاع:
کلمات کليدي: ،
واحد:

منابع:


چکيده:
محدودیت منابع انرژی و افزایش روزافزون مصرف آن موجب توجه کشورها به امر بهینه سازی مصرف انرژی یعنی کاهش مصرف انرژی بدون کاهش خدمات حاصل از آن گردیده است اما یکی از موانع عمده فرا روی توسعه صنعت بهینه سازی مصرف انرژی در کشورهای مختلف و به ویژه کشورهای در حال توسعه عدم وجود منابع مالی کافی جهت تاکمین مالی اینگونه پروژه ها می باشد. راهکاری که طی سه دهه اخیر از سوی کشورهای توسعه یافته مورد استفاده قرار گرفته و بسیار مورد توجه کشورهای در حال توسعه نیز قرار گرفته است. توسعه و استفاده از شرکتهای خدماتی انرژی (ESCO‎) می باشد شرکت خدمات انرژی به شرکتی اطلاق می شود که با هدف افزایش بهره وری انرژی و توسعه صنعت بهینه سازی مصرف انرژی اقدام به یافتن طراحی توسعه تامین مالی و اجرای پروژه های بهینه سازی مصرف انرژی از محل منابع مالی و فنی خود نموده و وظایف بهره برداری و نگهداری از تجهیزات و آموزش پرسنل و کارکنان مشتری را طی دوره قرارداد برعهده می گیرد. مشخصه مهم شرکتهای خدمات انرژی استفاده از قرارداد عملکردی انرژی می باشد تحت این قرارداد اسکو اقدام به تامین مالی و تقبل کلیه امور مربوط به پروژه بهینه سازی نموده و نتایج حاصله را تضمین می کند.اما توسعه اسکوها در سطح بین الملل مشکلات و موانعی همراه بوده است که این موانع در اکثر کشورهای در حال توسعه مشابه می باشد با اینحال کشورهای مختلف دنیا با توسعه مکانیزم های مناسب اقدام به حذف موانع فراروی اسکوها و تشویق استفاده از این شرکتها نموده اند که از جمله این اقدامات می توان به توسعه صندوق های ضمانت تشویق بهینه سازی از طریق در اختیار گذاشتن منابع مالی بانکها برای اسکوها و یا وام های رهنی کارایی انرژی اشاره نمود برای توسعه مناسب اسکوها در ایران نیز بایستی ضمن بالا بردن سطح آگاهی نهادها و متقاضیان بهینه سازی مصرف انرژی و موسسات مالی و ضمن تسهیل ایجاد اسکوها اقدام به تشکیل صندوق های ضمانتی نمود که بازپرداخت وام به بانک های تجاری را تضمین نموده و به جامعه در مورد فعالیت سالم و مطمئن اسکوها اطمینان ببخشد.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

تحلیل تقاضای انرژی خانوار شهری در ایران

عنوان انگليسي:
عنوان عربي:
نويسنده: الهی دهقی،ایرج
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامی و اقتصاد
دانشگاه: امام صادق (ع)
استاد راهنما: یدالله سبوحی
استاد مشاور: حمید ناظمان
استاد ناظر:
تاريخ دفاع:
کلمات کليدي: ،
واحد:

منابع:


چکيده:
هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت مصرف انرژی در خانوارهای شهری ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از روش کتابخانه ای از نوع تحلیلی انجام یافته و مباحث آن در پنج فصل تنظیم شده است. فصل اول، برخی ویژگیهای اساسی اقتصادی - اجتماعی ایران را بیان می کند و روند مصرف انرژی ایران را طی دوره ۶۸-‎۱۳۵۰ مورد ارزیابی قرار می دهد. در این فصل ضمن مطالعه و بررسی جایگاه هر یک از بخشهای اقتصادی در مصرف انرژی نقش بخش خانگی و تجاری بررسی می شود. و در ادامه به برخی عوامل موثر بر رشد مصرف انرژی اشاره می شود که عبارتند از : رشد فزاینده جمعیت، بروز تحولات ساختاری در اقتصاد کشور، تغییر الگوی مصرف خانوار بر اثر رشد اقتصادی و سرانجام ، تاثیر سیاست تثبیت قیمت حاملهای انرژی از سوی دولت، فصل دوم که با نقش انرژی در خانه آغاز می شود، در پی شناخت وضعیت مصرف انرژی و عوامل موثر بر چگونگی انتخاب و مصرف انرژی و تک تک حاملهای انرژی درخانوار است. بدین منظور، تاثیر متغیرهای اساسی نظیر در آمد، حجم خانوار و نوع مسکن مورد بررسی قرار می گیرد. اما توجه اسسای در این فصل ، به نقش و تاثیر درآمد معطوف است. در قسمت پایانی این فصل، کاربردهای مختلف انرژی در خانه و عوامل تعیین کننده در هر مورد بررسی می شود. بررسی مطالعات و مدلهای تقاضای انرژی در فصل سوم انجام می گیرد. این فصل، به دنبال آشنایی با روش ها و تکنیکهای مورد استفاده و همچنین مطالعات انجام شده پیرامون مسائل انرژی در جهان و به خصوص در ایران است و به ارزیابی نتایج حاصل از چند تحقیق می پردازد. فصل چهارم دربرگیرنده عمده ترین مباحث این تحقیق می باشد. دراین بخش با استفاده از تکنیکهای اقتصاد سنجی به دنبال رابطه تابعی برای بیان کمی رابطه موجود بین متغیرهای توضیحی بیان شده در فصول قبل و مصرف کل انرژی و همچنین تک تک حاملهای انرژی می باشد و نتایج هر تخمین مورد ارزیابی قرار می گیرد. فصل پنجم، به جمع بندی و نتایج حاصله در فصول قبل اختصاص دارد. بر اساس نتایج حاصل از تحقیق، مصرف انرژی در بخش خانگی به طور عمده تابع عرضه و سیستم عرضه است. خانوارهای قبل از توجه به هر عامل تعیین کننده دیگر از قبیل درآمد یا قیمت، به قابلیت دسترسی و فراوان بودن انرژی توجه می نمایند. درآمد، متغیر اساسی دیگری است که رفتار مصرفی خانوارها را تحت تاثیر قرار می دهد. با افزایش درآمد، مصرف حاملهای انرژی افزایش می یابد به غیر از سوخت های جامد)، لکن در عین این افزایش از سهم هزینه های انرژی در خانوار کاسته می شود. یعنی مصرف انرژی در خانوار، دارای مرز مشخص می باشد که با افزایش درآمد، از آن خارج نشده و در نتیجه درصد کمتری از درآمد صرف انرژی می شود. قیمت، متغیر دیگری در این زمینه است . تاثیر قیمت بر مصرف انرژی بسته به نوع انرژی متفاوت است.همچنین انرژی بسته به نوع حامل انرژی متفاوت است. همچنین چنانچه وسائل انرژی برگران قیمت باشد یا جایگزینی به سختی صورت گیرد، قیمت کمتر رفتار مصرف کنندگان را تحت تاثیر قرار می دهد و بدین سبب مصرف کنندگان سعی در ادامه رفتار سابق خود دارند.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

بررسی انتقادی تئوری نئوکلاسیکی رفتار مصرف کننده با نگرشی به ارزشهای اسلامی

عنوان انگليسي:
عنوان عربي:
نويسنده: شاهمرادی، اصغر
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامی و اقتصاد
دانشگاه: امام صادق (ع)
استاد راهنما: جعفر عبادی
استاد مشاور: اسدالله فرزین وش، قربانعلی دری نجف آبادی
استاد ناظر:
تاريخ دفاع:
کلمات کليدي: ،
واحد:

منابع:


چکيده:
هدف از این تحقیق، بررسی انتقادی تئوری نئوکلاسیکی رفتار مصرف کننده با نگرشی به ارزشهای اسلامی است. ایده تحقیق حاضر در بررسی رفتار مصرف کننده مسلمان بر این استوار است که اصولا" تابع مطلوبیت این فرد گسترده تر از تابع مطلوبیت در تئوری مرسوم است. در تابع مطلوبیت علاوه بر مصارف فرد از کالاها و خدمات مصارف دیگران و رضایت خداوند نیز قراردارد. تحقیق حاضر که به روش کتابخانه ای انجام شده، مشتمل بر پنج فصل می باشد. فصل اول، اتختصاص به روش شناسی علم اقتصاد دارد. در فصل دوم، اقتصاد نئوکلاسیکی مورد بررسی قرار می گیرد. فصل سوم به تئوری نئوکلاسیکی رفتار مصرف کننده می پردازد. فصل چهارم، تئوری نئوکلاسیکی رفتار مصرف کننده را مورد انتقاد قرار می دهد. نهایتا" فصل پایانی به بررسی رفتار مصرف کننده مسلمان اختصاص دارد. براساس یافته های تحقیق، در قالب تئوری نئوکلاسیک، مصرف کننده با یکسری فروض که در قالب انسان عقلایی بیان می شود، چنان رفتار می نماید که همواره به دنبال مقادیر بیشتر از کالاها و خدمات است. فرآیند تصمیم گیری بر اساس حاکمیت مصرف کننده چنان تنظیم می شود که در صورت عدم پیشینه سازی تابع مطلوبیت که در برگیرنده سلایق و آمال مصرف کننده است، فرد به عنوان انسان غیر عقلایی مطرح می شود. نقد ارائه شده در این تحقیفق، براین اساس استوار است که اولا" تئوری نئوکلاسیکی مصرف کننده خود دارای بار ارزشی است، پس می توان مفاهیم ارزشی اسلام، را نیز وارد مجموعه تئوری نمود و یک تئوری جدید ارائه کرد. ثانیا" می توان انسان عقلایی را جامع تر دید و آنرا چنان ترسیم کرد که علاوه بر آنکه در چهارچوب تئوری نئوکلاسیکی بگنچد، بتواند ارزشهای اسلامی را نیز رعایت نماید.تئوری حاضر بحث می کند که بر اساس یکسری اصول موضوعه که از متون دینی استخراج می شوند، تابع مطلوبیت فرد مسلمان علاوه بر مصرف کالاها و خدمات، مطلوبیت سایر افراد و نیز رضایت خداوند را شامل می شود. مصرف کننده مسلمان با توجه به درجه ایمان و رضایت خداوند که به صورت متغیری در تابع مطلوبیت تعریف می شود در سطحی از رضایتمندی خداوند قرار می گیرد. او سپس در آن سطح با تابع مطلوبیتی به هم پیوسته روبرو خواهد شد. در این تابع مطلوبیت به هم پیوسته علاوه بر مصرف خود، مصارف سایرین نیز وجود دارد و فرد مسلمان این تابع جدید را با توجه به قید درآمدی ماگزیمم می کند. با فرآیند پیشینه سازی به تابع تقاضای فرد از کالا خواهیم رسید که به قیمت کالای درآمد فرد، قیمت سایر کالاها و و مصارف سایرین از کالای مورد نظر بستگی دارد. تابع تقاضای بدست آمده حالت کلی و عمومی تابع تقاضای نئوکلاسیکی است و می توان این نتیجه را بیان کرد که تئوری نئوکلاسیکی رفتار مصرف کننده حالت خاص تئوری مطرح شده توسط این تحقیق است.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مقایسه الگوی مصرف میان جوان ایرانی و غیرایرانی

منابع مقاله:


، رحمانی، جواد؛



اشاره

حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1388 فرمود:

با توجه به اهمیت حیاتی و اساسی مصرفِ مدبّرانه و عاقلانه منابع کشور، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، «سال اصلاح الگوی مصرف» می دانم.

ایشان در تشریح زمینه هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است، به موضوع اسراف های شخصی و عمومی و مصرف بی رویه کشور اشاره کرد و افزود:

اسلام عزیز و همه عقلای عالم بر این نکته تأکید می کنند که مصرف باید مدبّرانه و عاقلانه مدیریت شود.

با توجه به اینکه جامعه ما، جامعه ای به شدت مصرف گراست و در بسیاری از امور، اسراف، مایه تفاخر و تعالی جایگاه اجتماعی مردم شده است، در این نوشته قصد داریم مقایسه ای اندک میان الگوی مصرف میان جوانان ایرانی و جوانان دیگر مناطق دنیا انجام دهیم.
مقدمه

در دنیای فن آوری و پیشرفت های علمی دوران معاصر، جمهوری اسلامی ایران دارای جایگاهی ارزشمند و مهم در سطح جهانی است؛ به گونه ای که با سیری کوتاه در اخبار علم و فن آوری در ایرانِ پس از انقلاب، خواهیم دید که متخصصان جوان ایرانی در این سال ها، بارها پدیده های نوین علمی ارائه داده و چشم جهانیان را خیره ساخته، آنان را شگفت زده کرده اند.

بسیاری از دانشمندان خارجی و غربی پس از بازدید از اختراعات جوانان ایرانی و دیدار با نخبگان جوان، موفقیت های علمیِ فرزندان این سرزمین را ستوده و انگشت تحیّر به دندان گرفته اند. برای نمونه، «امروز ایران به عنوان دهمین کشور جهان به پیشرفت های بسیار مهمی در علم پزشکی و درمان بیماری های مختلف دست یافته که از آن با عنوان انقلاب پزشکی نام می برند».[1][90]

متأسفانه با وجود تمامی پیشرفت هایی که جوانان عزیز ما داشته اند، در سال های اخیر پیشرفت فن آوری و ساخت لوازم رفاهی پیشرفته و عواملی دیگر، سبب شده که خرید کالاهای لوکس و همچنین تهیه کالاهای غیرضرور، به هدف و آرزوی افراد بسیاری به ویژه در میان قشر جوان تبدیل شود. این در حالی است که در هیچ دینی مانند اسلام به درست مصرف کردن و صرفه جویی سفارش نشده است.

برگزیدن این الگوی مصرف نادرست، در برخی موارد، مشکلاتی چون زندگی قسطی، وام های دایمی، مشکلات اجتماعی و خانوادگی و حتی بزهکاری و دزدی را به همراه آورده است.

در بسیاری از موارد، نبود این کالاها نیز تأثیر چندانی بر زندگی نمی گذارد. برخی از این کالاها پس از خرید حتی یک بار هم به صورت جدی مورد استفاده قرار نمی گیرد. از کفش، لباس و لوازم خانگی گرفته تا گوشی تلفن همراه که بیشتر مردم در سال های اخیر همواره درصدد تعویض و خرید آخرین مدل های آن هستند.

بدون هرگونه حب و بغض و تنها به تکیه با آمار و ارقام، مصداق هایی را از هزینه های غیرضروری که برخی جوانان کشورمان انجام می دهند، با دیگر کشورها مقایسه می کنیم.
1. خرید لوازم آرایشی

تلاش و تمنای نوجوانان و جوانان برای کسب زیبایی بیشتر، سبب رونق بازار فروش لوازم آرایشی و بهداشتی گردیده است.

«ایرانی ها از نظر رشد مصرف لوازم آرایشی، رتبه سوم را در دنیا دارند. این در حالی است که بازار قاچاق لوازم آرایشی بسیار وسیع است و فرآورده های قاچاق معمولاً تقلبی هستند. تقلب در حوزه لوازم آرایشی و بهداشتی، بسیار بیشتر از حوزه غذا و داروست».[2]

«در کشور ما تنها 10 درصد لوازم آرایشیِ موجود در بازار از مجاری قانونی وارد کشور شده اند و 90 درصد آن به صورت غیرقانونی وارد کشور می شود. ایران پس از عربستان، دومین مصرف کننده لوازم آرایشی در خاورمیانه است. طبق بررسی هایی که زنان جهان را در برمی گیرد، مقوله زیبایی، سالانه 160 میلیارد دلار برای زنان جهان خرج دارد و البته در این میان، زنان ایرانی سالانه چیزی حدود یک میلیارد دلار برای زیبایی خود هزینه می کنند».[3]

«سرانه مصرف لوازم آرایشی هر فرد در خاورمیانه، سالانه 334 دلار است. امارات متحده عربی، پررونق ترین بازار خرده فروشی محصولات آ رایشی و بهداشتی را به خود اختصاص داده است».[4]

«ایران، هفتمین واردکننده لوازم آرایشی در جهان است. سن مصرف لوازم آرایشی نیز به 15 سال رسیده است و این در حالی است که در کشورهای توسعه یافته، تمایل به آرایش، بیشتر در بین زنان مسن دیده می شود که طراوت و شادابی پوست خود را از دست داده اند».[5]

استفاده بیش از حد از لوازم آرایشی، پدیده ای روانی و اجتماعی است و متأسفانه در طی سال های اخیر، مردان نیز به سمت مصرف لوازم آرایشی روی آورده اند. گرایش به مصرف افراطی لوازم آرایشی در جامعه، و گسترش تبلیغات در مورد این گونه کالاها، از نشانه های بارز مصرف گرایی است و مصرف برخی از این اقلام، نه تنها دارای هزینه های هنگفت مالی است، بلکه گاه زیان های روحی و جسمی را نیز در پی دارد و مهم تر از آن اینکه، افزایش ناگهانی استفاده از لوازم آرایشی، قطعاً نسبتی با آرایش خانم ها در منزل ندارد و بیشتر مرتبط با آرایش کردن خارج از خانه است. آیا بِهْ از این نمی توان بود؟!
2. هزینه برای جراحی زیبایی

«ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی، در دنیا اول است. بعد از ایران، کشورهای امریکا، انگلستان و تا حدی فرانسه در ردیف های بعدی قرار دارند. عمل جراحی زیبایی بینی در کشورها به صورت یک کار تقلیدی و ناشی از چشم و هم چشمی درآمده است».[6]

پرستیژ عمل جراحی بینی آن قدر زیاد است که داروخانه ها نیز باند و چسب هایی برای باندپیچیِ بینی کسانی که عمل نکرده اند، می فروشند تا آنها به عمل بینی تظاهر کنند.

«75 درصد متقاضیان زیبایی مشکل روانی دارند. 80 درصد از زنان و 60 درصد از مردان، تمایل به انجام دادن عمل جراحی زیبایی دارند که تنها حدود 10 درصد آنها از چهره جدید خود راضی هستند و کار 50 درصد آنها نیز به عمل دوباره می کشد».[7]

«رئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران می گوید: 60 تا 70 درصد از تقاضاهای جراحی های زیبایی، به ویژه جراحی بینی غیرضروری است. در کشورمان زنانی را داریم که بیش از 9 بار بینی خود را به تیغ جراحی سپرده اند و در واقع از بینی شان چیزی نمانده است».[8]

«در حال حاضر، جراحی بینی، شایع ترین و درآمدزاترین جراحی زیبایی در ایران است. بیشتر متقاضیان جراحی بینی، جوانان 17 تا 30 ساله هستند. حدود90 درصد از بیمارانی که بینی خود را جراحی می کنند، دچار مشکلات تنفسی می شوند. هزینه جراحی بینی، بین 300 هزار تا 5 میلیون تومان است».[9]

در کشور ما جراحی بینی پدیده ای آشناست، ولی آنچه تازه و غریب است، سرایت آن به تمام گروه های جامعه و حتی آقایان است. نوجوانان 14 15 ساله نیز برای این گونه جراحی ها به پزشکان مراجعه می کنند؛ در حالی که طبق نظر پزشکان، سن مناسب جراحی بینی، 18 سال است.

«در سال 2006 حدود 35000 عمل زیبایی بینی فقط در تهران انجام شد؛ در حالی که در انگلستان، 6000 عمل صورت گرفت. ایران در سال 1386، پایتخت عمل جراحی بینی جهان نام گرفته است».[10]

این است حکایت صنعت زیباسازی چهره هایی که در کشورمان در پی نارضایتی از مشکل ظاهرشان، دل به تیغ می سپارند و زیبایی را به شرط چاقو می خرند! آیا ما در جهان کاری جز کوچک کردن بینی مان نداریم؟ آیا این گونه هزینه کردن ها، مصداقی از اسراف نیست؟

به قول مقام معظم رهبری:

آیا جز این است که بیماری اسراف، از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آسیب ها و مشکلات گوناگونی به وجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند.[11]
3. مدگرایی

«مد» واژه ای است که بیشتر و به ویژه هنگام خرید پوشاک، وردِ زبان بعضی از خانم هاست.

یکی از ابزارهایی که از سوی کشورهای تولیدکننده، برای افزایش مصرف استفاده می شود، بحثِ از مد افتاده اعلام کردن کالاهای خودشان است. آنها درباره کالاهایی که عمر طولانی دارند، به گونه ای تبلیغ می کنند که مصرف کننده هرچند وقت یک بار کالای جدیدی را بخرد که نمونه روشن این مسئله، لباس و پوشاک زنانه است.

امروزه مد، همانند ویروسی در میان بسیاری از ما ایرانیان پخش شده است. اما باید توجه داشت که لباس و مد، نباید به وسیله ای برای اسراف در سرمایه تبدیل شود و باید از هرگونه احتمال تجمل پرستی و فخرفروشی به دور باشد و به تقلید کورکورانه از دیگران نینجامد. گاه شخص برای فرار از بی هویتی و کامل کردن ضعف شخصیت خود، به ایجاد تغییر در شکل لباس و نوع آرایش سر و صورت می پردازد، آن هم با تقلید از مدهایی که بسیاری از آنها از کشورهای بیگانه سرچشمه می گیرد و با فرهنگ اسلامی ما سازگاری ندارد. در واقع، شایسته پوشیدن است که جوان با هویت ایرانی را زیباتر نشان می دهد، نه مدگرایی و پیروی از سلیقه دیگران.

بسیاری از اقسام لباس و کفش های پاشنه بلند و نوک تیز، مخالف ظرافت و سلامت انسان است. با این حال به سرعت همه گیر می شود و مورد استقبال مدپرستان قرار می گیرد، به طوری که دیر یا زود جمع زیادی از آن تقلید می کنند. امام علی(ع) می فرماید:

بدان که اگر برای چیزهایی که دوست می داری یا آنچه خوشایند تو نیست، خود را باز نداری، هوس ها تو را به زیان های فراوانی خواهند کشید. پس نَفْس خود را باز دار و از آن نگهبانی کن.[12]

گردانندگان مد برای تبلیغات خود، به سبب ویژگی های خاص زنان و جوانان، از آنان بهره می گیرند. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنان خود در این مورد می فرماید:

به اعتقاد من، گرایش به سمت مدگرایی و تجمل گرایی و تازه طلبی و افراط در کار آرایش و خودنمایی در مقابل مردان، یکی از بزرگ ترین عوامل انحراف جامعه و انحراف زنان ماست. در مقابل اینها، خانم ها بایستی مقاومت کنند.[13]

چه بسیارند افرادی که ابزار و لوازم و لباس نو و قابل استفاده خود را تنها به دلیل از مد افتادنِ رنگ یا شکل آن، دور می اندازند و لباس و مدِ روز را می خرند و در همراهی با مد، هزینه های گزافی را متحمل می شوند و اسراف می کنند. به یقین مدپرستی، آدمی را از اهداف بلند اجتماعی بازمی دارد و توان مالی و انسانی جامعه را نابود می کند.

مؤثرترین و گسترده ترین ایده های مد، در فرانسه خلق و به جهان صادر می شود. در شرق نیز توکیو، بزرگ ترین کانون تولید مد شرق و یکی از مراکز مهم طراحی دنیاست. با نفوذ انکارنشدنی فرهنگ غرب در ژاپن، هنوز هم پارچه های نقش دار، رنگ های شاد و دیگر نمادهای پوشش شرقی را می توان در الگوهای ژاپنی دید، ولی ما... ؛ حکایت ما و مد، حکایت خیاطان حقّه باز و پادشاه فریب خورده است.

«دو خیاط به شهری وارد شدند و پادشاه را فریفتند که ما در فنّ خیاطی استادیم و از آن مهم تر اینکه، می توانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم که فقط حلال زاده ها قادر به دیدن آن باشند. اگر اجازه فرمایید، چنین لباسی برای شما نیز بدوزیم. پادشاه موافقت کرد و مقدار زیادی طلا و نقره در اختیار آنها گذاشت. خیاط ها کارگاهی عریض و طویل دایر کردند و دوک و چرخ و قیچی و سوزن را به راه انداختند و بدون آنکه پارچه و نخ و طلا و نقره ای صرف کنند، دستِ خود را چنان استادانه در هوا تکان می دادند که گویی مشغول دوختن لباس هستند. روزی پادشاه، صدراعظم و مأموران عالی رتبه حکومتی را به دیدن لباس فرستاد و آنها پس از آنکه با ندیدن لباس به حرام زادگی خود پی بردند، این حقیقت تلخ را پنهان نمودند و به تمجید از لباس پرداختند. سرانجام نوبت به خودِ پادشاه رسید و به خیاط خانه رفت و پس از آنکه او نیز لباس را ندید، پیش خود گفت معلوم می شود فقط من یکی در میان این همه حلال زاده نیستم. پس در کمال دیرباوری زبان به تمجید از لباس گشود. خیاطان او را لخت و لباس فرضی را بر تن او کردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود. سرانجام قرار شد جشن عظیمی در شهر به پا شود و مردم نیز لباس تازه پادشاه را ببینند.

مردم در دو سمت خیابان ایستادند و پادشاه لخت با آداب از برابر تمام آنها عبور می کرد. مردم نیز که هیچ کدام لباسی بر تن پادشاه نمی دیدند، از ترس تهمت حرام زادگی، فریاد شادی سر می دادند. ناگاه کودکی از میان جمعیت فریاد زد: اینکه لباس بر تن ندارد. این چرا لخت است؟ و یکی دو بچه دیگر نیز این حرف را تکرار کردند. دیری نگذشت که جمعیت یک پارچه فریاد زدند که: چرا پادشاه لخت است و چرا و چرا؟

اینک تمدن غرب چنین وانمود می کند که می خواهد برای انسان لباس بدوزد، ولی در واقع او را برهنه ساخته است و هیچ کس جرئت نمی کند فریاد برآورد که لباسی در کار نیست و حاصل این همه پارچه و مد و چه و چه، برهنگی انسان است. آیا مردمی پیدا می شوند که صداقتی کودکانه داشته باشند و جرئت کنند فریاد برآورند؟ چرا آن مردم ما نباشیم؟[14]
4. مصرف آدامس

«ایرانی ها با مصرف 45 هزار تن، سالانه بیش از 500 میلیارد تومان آدامس می جوند. بیش از 80 درصد آدامس های تولید داخلی نیز به کشورهایی چون افغانستان، عراق و تاجیکستان صادر می شود و حدود نیمی از آدامس های وارداتی از طریق مبادی غیرقانونی و قاچاق به بازارهای کشور تزریق می گردد. بیش از 80 درصد آدامس های قاچاق را نیز آدامس های تقلبی و تاریخ مصرف گذشته تشکیل می دهد».[15]

در حالی نوجوانان و جوانان کشور ما برای خرید آدامس مبالغ قابل توجهی هزینه می کنند که در برخی از کشورها مصرف آدامس به طور کلی ممنوع شده است. «دولت و پلیس سنگاپور با فروش آدامس در این کشور به شدت مقابله می کند و جریمه های سنگینی برای فروش و مصرف آدامس به کار برده و از ورود آدامس به این کشور جلوگیری می کند. جریمه انداختن آدامس در سطح شهر و مکان های عمومی، برای بار اول بین 500 تا 1000 دلار امریکاست و اگر شخص مجدداً این عمل را تکرار کند، مبلغ جریمه به 2000 دلار نیز خواهد رسید. تنها داروخانه های این کشور حق فروش آدامس، آن هم از نوع درمانی را دارند».[16]
5. خرید وسایل مارک دار

آیا این جمله را از زبان فروشندگان شنیده اید: «خاطرتون جمع باشه، شما پول مارک این جنس را می دهید!»

برخی جوانان، عاشق مارک های مشهور هستند؛ لباس های مارک دار، کفش مارک دار و ساعت مارک دار. چنین افرادی حتی برای خرید چیزهای کوچک هم تنها به سراغ مارک های بزرگ و معروف می روند و حاضرند با صرف وقت زیاد، برای پیدا کردن چنین کالاهایی با سخاوت تمام دست به جیب شوند و مبالغ کلانی را بابت محصولی با مارک مشهور بپردازند.

به همین دلیل، شرکت های مشهور، هرچند وقت یک بار برای به دست آوردن دلِ این گونه مشتریان وفادار، محصول جدیدی را تولید و روانه بازار می کنند. اگر دو جنس یکسان، یکی با کیفیت بهتر و دیگری با کیفیت پایین تر و مارک معروف تر عرضه شود، قطعاً دومی مورد توجه جامعه جوان قرار می گیرد. گران پوشی و خرید لباس های مارک دار، تبدِل به امری عادی شده و همه و همه، حتی طبقه متوسط به فکر خرید وسایل مارک دار هستند.

نوعی باور غلط فرهنگی موجب شده تا اجناس خارجی، با کیفیت تر پنداشته شود و حتی اجناس داخلی با کیفیت، گاه با مارک کشورهای دیگر به نام جنس خارجی فروخته شود. گویا استفاده از کالاهای خارجی و مارک دار، به فرهنگی فراگیر تبدیل شده است. در حالی که ایران در میان کشورهای اسلامی، بزرگ ترین تولیدکننده مانتو به شمار می رود، بازار مانتو در چند سال گذشته با پدیده ای به نام مانتوهای مارک دار خارجی مواجه شده است. به راستی، مانتوهای تُرک و ایتالیایی در کجا تولید می شود؟ آیا لباسی که «نشان آدمیت» نیست، نیازمند مارکی مشهور در بالای جیب آن است. ظاهراً این روزها ملاک شهرتِ بعضی از انسان ها مارک ها هستند؛ در حالی که به قول سعدی:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
6. مصرف نوشابه

«ایرانیان سالانه بیش از 2 میلیارد و 900 میلیون تومان نوشابه استفاده می کنند. بنابراین، از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار در ایران، رتبه اول جهان را داریم.»[17] «سرانه مصرف نوشابه در ایران، 42 لیتر است، در حالی که این سرانه مصرف، 4 برابر سرانه مصرف دنیاست. کارشناسانِ سلامت معتقدند مصرف نوشابه با توجه به قند مصنوعی، رنگ و گاز موجود در آن، زیان های جبران ناپذیری برای دستگاه گوارش، کلیه ها و دیگر اعضای بدن دارد؛ به ویژه در مورد کودکان و نوجوانان که متأسفانه به خاطر شیرین بودن، علاقه زیادی به مصرف آن دارند».[18]
7. ارسال پیامک

آیا این خبرها را شنیده اید؟

«مشترکان همراه اول در شب و روز عید غدیر، بیش از 194 میلیون پیامک ارسال کردند که حدود 94 میلیون آن به مناسبت عید غدیر بود و در عید سعید قربان در طول 36 ساعت، حدود 187 میلیون پیامک رد و بدل کردند».[19]

«در روز نیمه شعبان، 103 میلیون پیامک بین مشترکان اول رد و بدل شد. این در حالی است که در سال گذشته در همین زمان، 63 میلیون پیامک ارسال شده است».[20]

امروزه تلفن همراه، به یکی از بایدهای زندگی ما تبدیل شده است. «در کشور ما طبق آمار رسمی، هر روز به طور متوسط 60 میلیون پیامک بین کاربران تلفن همراه اول رد و بدل می شود، در حالی که در انگلستان که زادگاه پیامک است، روزانه حدود شش میلیون پیامک فرستاده می شود. بعید نیست در آینده ای نزدیک، رتبه اول استفاده از سرویس پیام کوتاه را در جهان به خود اختصاص دهیم. اعضای هر خانواده ایرانی به طور متوسط دو تلفن همراه دارند. براساس آمار شرکت مخابرات ایران، هر مشترک تلفن همراه اپراتور اول، ماهانه بیش از 120 پیام کوتاه رد و بدل می کند. استفاده ایرانیان از این سرویس، در مقایسه با دیگر کشورها، رشد بسیار سریع تری داشته است».[21]

«به گفته یک پژوهشگر ارتباطات، مشترکان تلفن همراه در ایران، جزو بالاترین آمار استفاده از سرویس پیامک هستند. کاربرد پیامک در ایران با اغلب کشورهای توسعه یافته متفاوت است و عوارض اجتماعی آن هم شاید فقط مختص کشور ما باشد.

آمار استفاده از پیامک در ایران و مقایسه آن با دیگر نقاط جهان، نشان از استفاده بیش از حد یا حتی افراطی از این رسانه دارد. آمار 60 میلیون ارسال پیام کوتاه در یک روز، کشور ما را در بین کشورهایی که بیشترین آمار استفاده از پیامک را دارند، قرار می دهد. سرویس پیامک، ماهیانه حدود 30 میلیارد تومان برای شرکت مخابرات درآمد دارد».[22]

آیا به راستی ارسال این حجم انبوه پیامک در کشور الزامی است؟

هشدار!

ز دریای الطاف پروردگار خورید و بنوشید در روزگار

نورزید اسراف اما در آن که نَبْوَد خدا دوست با مسرفان

آمارهایی که به آن افتخار نمی کنیم:

· ایرانی ها70 درصد سفرهای خود را با خودروهای شخصی انجام می دهند، در حالی که این شاخص در کشورهای توسعه یافته، برعکس است.[23]

· براساس گزارشی که انجمن جهانی انرژی در سال 2008 با عنوان سیاست های بهره وری انرژی در کشورهای جهان منتشر کرده است، در سال 1990 تا 2006، کشور ایران بیشترین افزایش شدت مصرف انرژی را در بین کشورهای دنیا داراست و ادامه این روند در آینده می تواند ایران را از یک کشور صادرکننده، به یک کشور واردکننده منابع انرژی تبدیل کند.[24]

· نگاهی به مصرف سرانه کالاهای اساسی در کشور و مقایسه آن با دنیا، نشان می دهد در مصرف سرانه شکر و روغن، بالاتر از میانگین جهانی هستیم. مصرف سرانه برنج در کشور ما کمتر از متوسط دنیاست و ما چهاردهمین مصرف کننده بزرگ جهان هستیم، ولی عنوان بزرگ ترین مصرف کننده نان را در جهان به خود اختصاص داده ایم. سرانه مصرف شکر در ایران حدود 30 کیلوگرم است که 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است و ایران بعد از روسیه، دومین واردکننده بزرگ شکر در جهان است و اندونزی، امریکا و امارات در رده های بعدی هستند.

· مصرف سرانه روغن در ایران، حدود 17 کیلوگرم و 5/4 کیلوگرم بالاتر از میانگین جهانی است و بیش از 80 درصد نیاز داخلی از راه واردات تأمین می شود. همچنین سالانه سه میلیون تن گندم در کشور اتلاف می گردد.

سرانه مصرف نان در ایران 160 کیلو است، در حالی که در کشور فرانسه، سرانه مصرف نان 56 کیلو و در آلمان 70 کیلوگرم در سال است.[25]

· ایران در حال حاضر به لحاظ عرضه بنزین ارزان در جهان، بعد از ونزوئلا در رتبه دوم است و عربستان بعد از ایران در رتبه سوم قرار دارد. میزان مصرف انرژی در ایران، به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلی، معادل 5/2 تا 3 برابر مقداری است که در کشورهای صنعتی و در حال توسعه مصرف می شود.

· «92 درصد آب مصرفی کشور، در بخش کشاورزی به دلیل استفاده از روش منسوخ غرق آبی هدر می رود. ضایعات مصرف نان در کشور 30 درصد است. در سالی که گذشت، یک میلیون و 200 هزار تن روغن نامرغوب خام خوراکی وارد کشور شده است».[26]

· «هنگام سوخت گیری، در هر روز 200 هزار لیتر سوخت اتلاف می شود. بنابراین، سالانه 73 میلیون لیتر سوخت هنگام سوخت گیری به هدر می رود که این مقدار در زمینه مصرف انرژی، 10 برابر اتحادیه اروپا و 15 برابر ژاپن است».[27]

· «سرانه مطالعه در ایران، روزانه 18 دقیقه است».[28] «در سبد هر خانوار ایرانی، کمتر از نیم درصد به خرید کتاب اختصاص دارد. در کشورهای توسعه یافته، سرانه کتاب های امانتی از کتابخانه ها، 70 برابر کشور ماست».[29]

· «یک سوم نان تولیدی و حداقل یک پنجم آب مصرفی به هدر می رود».[30]

· «متوسط مجموع انرژی مصرفی در ایران، بیش از 2 برابر متوسط جهانی است».[31]

· «نسبت انرژی مصرف شده به کالای تولیدشده، هشت برابر کشورهای پیشرفته است».[32]

· «متوسط مصرف جهانی برق در دنیا برای مشترکان خانگی، 900 کیلووات ساعت در سال است؛ در حالی که مشترکان ایرانی سالانه 2900 کیلووات ساعت برق مصرف می کنند. در متوسط سالانه مصرف انرژی در رتبه سیزدهم قرار داریم؛ در حالی که امریکا در رتبه اول است و چین در رتبه دوم. 9 درصد سوخت جهان در ایران و از سوی تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می شود. هر ساله 38 درصد بودجه سالانه دولت به یارانه بنزین اختصاص می یابد. مصرف آب در کشور، 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی است. در مصرف گاز نیز بعد از امریکا و روسیه سوم هستیم».[33]

· «متوسط مصرف بنزین در دنیا 3 لیتر است؛ در حالی که در ایران 10 لیتر می باشد. مصرف سرانه فولاد در کشور ما بالاتر از چین است. به لحاظ مصرف دارو، در میان 20 کشور نخست جهان هستیم و در آسیا مقام دوم را داریم. ایران از نظر ضایعات موادغذایی در جهان مقام اول را دارد. کار مفید در هفته در ژاپن 49 تا 60 ساعت، در کره جنوبی 54 تا 72 ساعت و در صنایع کشور ما 6 تا 9 ساعت است».[34]

· «میزان استاندارد مصرف نمک بین 4 تا 5 گرم در روز است؛ در حالی که ایرانیان به طور متوسط روزانه 13 تا 15 گرم نمک مصرف می کنند».[35]

تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل...




[1] . روزنامه کیهان، ش 19286، ص 5.

[2] . خبرگزاری پانا، 29/1/1388.

[3] . روزنامه دنیای اقتصاد، ش 1495، 25/1/1387.

[4] . سایت آفتاب، 21/10/1387.

[5] . سایت خبر آنلاین، 18/9/1387.

[6] . همشهری onLINE، 11/11/1386.

[7] . همان، 2/11/1387.

[8] . روزنامه سرمایه، ش 385، 14/11/1385.

[9] . سایت خبری ایران iran newsssite، 7/2/1388.

[10] . سایت Farda news، 20/12/1386.

[11] . سخنرانی رهبر معظم انقلاب در مشهد، 1/1/1388.

[12] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 56، ص 423.

[13] . سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 22/8/1370.

[14] . نک: غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، سروش.

[15] . روزنامه سرمایه، ش 444، 11/2/1386، ص 14.

[16] . سایت خبرخوان، 7/2/1388.

[17] . روزنامه ابتکار، ش 1437، 15/1/1388.

[18] . پایگاه اطلاع رسانی دولت www.dolat.ir، 30/1/1388.

[19] . سایت شرکت ارتباطات سیار ایران، همراه اول، 30/9/1387.

[20] . خبرگزاری فارس، 2/6/1387.

[21] . سایت تابناک، 7/8/1387.

[22] . گروه علمی تحلیلی طیف، Teyf group، 15/11/1387.

[23] . خبرگزاری فارس، 3/2/1388.

[24] . سایت رجانیوز www.rajanews.com، 30/1/1388.

[25] . خبرگزاری فارس، 21/1/1388.

[26] . خبرگزاری فارس، 2/2/88؛ سایت ایران پترو، شبکه خبری نفت و انرژی، 8/2/1388.

[27] . پایگاه اطلاع رسانی دولت www. dolat.ir، 30/1/1388.

[28] . خبرگزاری ایسکا نیوز (باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران).

[29] . سایت آفتاب، 9/10/1386.

[30] . سخنان رهبر معظم انقلاب در مشهد در تاریخ 1/1/1388.

[31] . همان.

[32] . همان.

[33] . سایت خبری توانیر، 7/2/1388.

[34] . روزنامه ابتکار، ش 1437، 15/1/1388.

[35] . پایگاه اطلاع رسانی نوآوری ایران و جهان، 23/1/1388.

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

ایران اسرافکارترین کشورها

منابع مقاله:


، ؛



گفته می شود ایران اسرافکارترین کشورهای دنیا و یا یکی از اسرافکارترین آنهاست.
مثلاً: در مصرف آب و هدر دادن آن تا آنجا که آب آشامیدنی که برای وزارت نیرو به قیمت گزاف فراهم می شود به ارزانترین وجه هدر داده می شود در کار بنائی و ساخت و ساز تا شستشوی اتومبیل و حیات منزل و پیاده روهای خیابان ها که جا دارد برای موارد پر مصرف قیمت آب به صورت پلکانی بیش از این افزایش یابد.

در مصرف برق که معمولاً در خانه ها و ادارات و خیابانها یله و رها است و برخی مغازه های لوستر فروشی صدها لامپ روشن می گذارند با این حال ما از کمبود برق و وارد کردن آن از خارج صحبت می کنیم و زیان دهی وزارت نیرو، که باید تمهیدی اندیشیده شود مصرف برق مهار شود و نرخ آن برای موارد پرمصرف به صورت پلکانی افزایش یابد و ادارات نیز به طور جد پیگیر مصرف معقول برق در ساختمان های دولتی باشند و مدیران مسؤول نظارت کنند و از لامپ های کم مصرف استفاده کنند متأسفانه در مصارف اداری ما هیچگاه دغدغه مصرف وجود نداشته! اینجانب در کشور چین دیدم ادارات از کمترین مصرف و استفاده از لامپ استفاده می کنند و ایام نوروز که هوا هنوز سرد بود شوفاژ ادارات و مؤسسات دولتی را خاموش کرده اند، آن وقت در کشورما شوفاژها کار می کنند و پنجره باز گذاشته می شود! در یک گزارش آمده که مصرف برق در کشور ما سه برابر استاندارد جهانی است.

در مصرف نان و مواد غذائی گران قیمت در رستوران ها و هتل ها و میهمانیها و خانه ها آنقدر اسراف و تبذیر دیده می شود و نعمت خداوند دور ریخته می شود که مایه تعجب است. نان به قیمت تقریباً رایگان داده می شود و صدها میلیاردها در هر سال نان خشک و کپک زده دور ریز و به گاوداری ها سرازیر می گردد. که جا دارد قیمت نان تعدیل شود به گونه ای که مردم قدر نان را بدانند و از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

در موارد دیگر مانند تلفن ثابت و سیّار نیز وضع به همین گونه است گفته می شود ایرانیان پانزده برابر فرانسوی ها از تلفن همراه استفاده می کنند هر کودکی یک تلفن همراه در خیابان بدست دارد و به حرف زدن مشغول است و هزینه پرداخت پول آن پدر خانواده را به عصبانیت کشانده است... و چنین است تلفن منزل ها و صحبت های دور و دراز بعضی افراد و فرزندان خانواده که داستان شنیدنی دارد.

جای آن دارد که رسانه ها آموزش دهند و فرهنگ سازی کنند و مردم یک قدری به خود آیند و از مصرف بی رویه پرهیز کنند آنگاه بر سر وجه پرداختی در خانه ها جنگ و نزاع به راه نیفتد و از کمبودها سخن گفته نشود... و چنین است مصرف بنزین که از خارج به قیمت 580 تومان وارد می شود و به قیمت ارزان داده می شود و مشکل مهم ترافیک .

از این موارد که بگذریم به مصرف سیگار می رسیم که با همه تبلیغات و مرگ و میرهای ناشی از سرطان سینه و غیره ناشی از سیگار این ماده سمّی همچنان در رگها و ریه های انسان ها بویژه جوانان و بعضاً زنان جریان دارد و اینها حتی به خود رحم نمی کنند و از دود و دخان فاصله بگیرند! گزارش ها نشان می دهد که هر روز بیش از سه میلیارد تومان پول را اینان بابت دود سیگار هوا می کنند، این رقم سالانه به ارقام نجومی می رسد از سیگارهای داخلی و خارجی و بیشتر آمریکایی که از کشور خود به خارج صادر می کنند و برای جهان سومی ها می فروشند و ما ورود آن را مجاز کرده ایم، آنگاه روی پاکت سیگار می نویسیم، سرطان زا است!! این تناقضات چه توجیهی دارد؟!

به هر حال روی موضوع الگوی مصرف اصلاً کار نشده و از یک طرف از کسر بودجه مشکل کمی حقوق حرف می زنیم اما برای مصرف، فرهنگ سازی نمی کنیم!! رسانه های ما به جای همه چیز همه اش فیلم و سریال داخلی و خارجی پخش می کنند اما برای مردم از این رسانه ملی درس زندگی نمی دهند. در این باره سخن بسیار است که به مناسبتی دیگر موکول می کنیم. این جمله قرآنی را بار دیگر مرور کنیم: «اسرافکاران برادران شیطان اند» و مراقب باشیم ما از یاران شیطان نباشیم و نعمت های خدا دادی را ضایع نکنیم و از اسراف و تبذیر که عملی حرام است به حکم شرع و به حکم عقل بپرهیزیم و رسانه های ما بویژه صدا و سیما به رسالت خود در این زمینه بیندیشند که این بخشی از وظیفه آنهاست. خداوند گوش شنوا دهد.
 

جمعه 7 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
- 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17 -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91787
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom