شرايط موقوف عليهم
شرايط موقوف عليهم از نظر فقهاي
اسلامي
«
اماميه و شافعيه و يا مالکيه وقف برخود، يا شريک قرار دادن خود، با
موقوف عليهم را صحيح نميدانند ولي حنابله و حنيفه آن را صحيح ميدانند
.»
«
علماي شافعي در مورد جهت وقف (موقوف عليهم) اختلاف کردهاند. گروهي معتفدند،
وقف بايد به جهتي اختصاص يابد که موجب تحصيل تقرب براي واقف باشد. نظير تصدق به
فقرا (106) برخي گفتهاند همين اندازه که جهت وقف از معاصي و گناهان نباشد در صحت
وقف کفايت ميکند (الحاوي الکبير، ج 7
).
گروه سوم از اين هم بالاتر رفتهاند و
گفتهاند که وقف يک نوعي تمليک است و قيد و شرطي ندارد. لذا وقف بر اهل ذمه و افراد
فاسق هم بلااشکال است. (107
)
چنانکه تمليک مال به دزد و شرابخوار و مرتد و کافر
صحيح است، وقف کردن به آنها
هم که نوعي تمليک است صحيح خواهد بود
.
ولي بنابر
عقيده گروه اول و دوم که وقف را صدقه و حداقل نوعي اطاعت و عبادت ميدانند، وقف
کردن بر افراد مزبور باطل خواهد بود. اما وقف بر کافر ذمي (يهود و نصاري که زير
حکومت و جامعه اسلامي زندگي ميکنند) از نظر شافعيه بالاتفاق جايز است خواه وقف
مسلمان باشد و يا نه. ولي وقف بر احداث و يا ترميم معبد آنها به دليل اينکه وقف بر
معصيت است باطل ميباشد
.
وقف بر توارت و انجيل نيز همين حکم دارد. جنابله وقف بر
کافر ذمي، وقف بر واردين و نازلين بر ملک و معبد يهوديان را صحيح ميدانند، ولي وقف
بر خود اين معابد و وقف بر تورات و انجيل را صحيح نميدانند
.
مالکيه تنها وقف بر
معصيت را باطل دانستهاند، لذا وقف بر معبد يهود و نصاري را نيز از همين مصاديق وقف
بر معصيت ميدانند، خواه بر خادم آن وقف شود و يا براي تعميراتش، زيرا بنا بر مذهب
مالکي کفار ذمي مخاطب به فروع دين اسلام هستند
.
بطلان وقف ذمي بر معبد يهود و
نصاري بر اساس اين تفکر است که اعمال و اعرافي کافر ذمي با موازين اسلامي مورد
ارزيابي قرار گيرد، نه با موازين معتقدات خودشان
.
فقهاي حنفي در موضوع مورد بحث
شدت عمل به خرج دادهاند و گفتهاند
:
اولا:موقوف عليه بايد از نظر شارع از اموري
باشد که موجب تقريب عبد به رب شود
.
ثانيا، از نظر خود واقف هم چنين باشد، خواه
از وقف انشاي وقف چنين باشد يا حداقل در نهايت بدين صفت متصف گردد. نظير وقف بر
اغنيا و بعد از انقراض آنان بر فقرا. و لذا وقف بر اغنيا تنها در نظر حنفيه جايز
نيست
.
به عبارت ديگر حنفيه عبادي و تقريبي بودن وقف را، ولو في الجمله ضروري
ميدانند،مانند اين که واقف مالي را بر خودش و سپس بر فقرا و يا بر اغنيا و سپس بر
فقرا وقف کند
.
طبق اين اعتقادها حنيفه وقف غير مسلمان به مسجد و امثال آن
را،باطل ميدانند زيرا وقف بر مساجد گر چه از نظر شارع مستحسن است، ولي در نظر واقف
چنين نيست و لذا وقف مزبور باطل است، به جز مسجد اقصي و بيت المقدس که وقف مسلمان و
يهودي و
نصراني برآن صحيح است.»(108
)
«
محقق حلي سه شرط براي موقوف عليه ذکر
ميکند
:
اول، آنکه موقوف عليه اهليت تملک داشته باشد، يعني بايد از کساني باشد
که بتواند مالک شود (از قبيل بندگان و بهايم نباشد
).
دوم، آنکه معين
باشد
.
سوم،آنکه وقف کردن به او حرام نباشد، يعني مسلمان نميتواند چيزي را بر
کافر حربي، اگر چه رحم او باشد وقف کند. (زيرا اعانت بر حرب عليه مسلمين است که
حرام ميباشد) ولي بر کافر ذمي هر چند بيگانه باشد ميتواند وقف کند. همچنين وقف بر
يهود و نصاري جايز است. زيرا وقف بر اينها في حد ذاته مستلزم معصيتي نميباشد از آن
حيث که اينان بندگان خداوند هستند و از جمله فرزندان آدمند و مورد تکريم الهي قرار
گرقتهاند و ممکن است که خود آنان مسلمان شوند و يا مسلماني از ايشان متولد گردد
.
ولي وقف بر معابد يهود و نصاري صحيح نيست، گر چه اين وقف، وقف بر مصالح ايشان
ميباشد و بايستي جايز نيز باشد. چون وقف بر ايشان جايز بود ليکن به جهت آنکه وقف
مزبور اعانت بر حرام است جايز نميباشد.» (109
)
«
امام خميني (ره) نيز
ميفرمايد
:
ظاهرا وقف بر کافر ذمي و مرتد غير فطري اگر ارحام باشد صحيح است. اما
وقف بر کافر حربي.. ومرتد فطري محل تأمل است
.»
در نهايت ميتوان گقت موقوف عليه
بايد: موجود باشد، اهليت تملک داشته باشد، معين باشد، واقف خود را در رديف موقوف
عليه قرار نداده باشد
.






