به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

احساس مي‌كنيد دوست‌تان قدش بلندتر از قبل شده است اما تا جايي كه يادتان مي‌آيد دو سال پيش هم‌قد بوديد. احتمال جهش قد هم خيلي كم است، چون ديگر سنش گذشته است. بالاخره طاقت نمي‌آوريد و ماجرا را جويا مي‌شويد، ابتدا از جواب دادن طفره مي‌رود و مي‌گويد هميشه قدش همين بوده است، اما بالاخره اعتراف مي‌كند كه جراحي افزايش قد انجام داده است.

 با پيشرفت هر روزه علم، روش‌ها و تكنيك‌هاي جراحي جديدي وارد حوزه پزشكي مي‌شوند و اين موضوع براي خيلي‌ها اميدبخش است. يكي از همين روش‌ها، جراحي افزايش قد است. خيلي از افراد قد كوتاه، جراحي را پايان كابوس كوتاهي‌ قدشان مي‌دانند، ولي آيا در مورد جراحي افزايش قد اطلاع داريد؟ آيا مي‌دانيد هدف از ابداع اين روش چه بوده است؟ چقدر از عوارض و مشكلات اين نوع جراحي اطلاع داريد؟ آيا تصور مي‌كنيد براي افزايش استخوان محدوديتي وجود ندارد؟

بسياري از متخصصان ارتوپد معتقدند خيلي از افرادي كه مراجعه مي‌كنند، جزو افراد كوتاه قد به حساب نمي‌آيند. رشد اندام انسان به دو بخش تقسيم مي‌شود؛ رشد طولي و رشد عرضي. رشد طولي در دخترها تا حدود چهارده سالگي ادامه دارد، در شانزده سالگي كند شده و بعد از آن بسيار كاهش پيدا مي‌كند‌ ولي پسرها تا هجده سالگي رشد طولي دارند كه ممكن است رشدشان تا بيست و دو سالگي تا چند سانتي‌متر نيز ادامه داشته باشد. به‌طور كلي رشد طولي از سلول‌هاي رشد كه در انتهاي استخوان‌ها قرار گرفته است و ‌صفحه‌ رشد نام دارد، تامين مي‌شود كه در دخترها بعد از شانزده سالگي و در پسرها پس از هجده سالگي بسته مي‌شود، ولي افزايش رشد عرضي اندام مي‌تواند تا چهل و پنج سالگي ادامه داشته باشد؛ زيرا رشد عرضي توسط بافت پوششي استخواني كه «ضريب» نام دارد، تامين مي‌شود، البته نوع فعاليت فرد (فشاري كه در طول روز با توجه به فعاليت، به اندام وارد مي‌شود) در افزايش عرضي اندام تاثيرگذار است.

ميانگين قد در هر جامعه‌اي متفاوت است

ميانگين قد با توجه به نژاد هر ملت متفاوت است. ميانگين قد هر جامعه را براساس منحني رشد ‌- كه سن، وزن، سن اسكلتي و زماني هر فرد در آن ترسيم مي‌شود - و حد متوسط جامعه در نظر گرفته مي‌شود. در اين صورت اكثريت يا متوسط جامعه در اين منحني قرار مي‌گيرند و درصد كمي‌ (كمتر از 5 درصد) در بالا يا پايين منحني هستند. همچنين با استفاده از منحني رشد‌ (در هر جامعه‌اي متفاوت است) مي‌توان قد افراد را ارزيابي كرد و بلندي يا كوتاهي آنها را سنجيد؛ ولي در ايران آمار دقيقي در اين زمينه وجود ندارد و در كتاب‌هاي پزشكي ‌(رفرانس ميانگين قد) جامعه آمريكا در نظر گرفته شده است‌ كه در ايران كاربرد ندارد؛ براي مثال در ناحيه شرق آسيا، چين، ژاپن و مالزي ميانگين قدشان نسبت به ميانگين قد جامعه آمريكا بسيار كوتاه‌تر است.

ژنتيك؛ عامل اصلي و تاثيرگذار

ژنتيك هر فرد مهم‌ترين عامل تاثيرگذار در بلندي يا كوتاهي هر فرد است، البته عوامل محيطي، اقتصادي، اجتماعي و تغذيه نيز موثر است؛ ولي به‌طور كلي 90 درصد عامل ژنتيكي (50 درصد ژن مادر و 50 درصد ژن پدر) قد فرد را تعيين مي‌كند. اين‌كه بعضي‌ها معتقدند با انجام بازي بسكتبال قد افزايش مي‌يابد در بيشتر موارد صحيح نيست و به‌طور دقيق نمي‌توان آن را تضمين كرد. همچنين براي افزايش ميانگين قد در منحني رشد جامعه بايد عواملي مانند رژيم غذايي، تغذيه مناسب، ورزش و ... طي دهه‌ها ادامه داشته باشد تا بتوانند تاثير بگذارند.

شما كوتاه قد هستيد؟

وقتي كوتاه بودن قد غيرطبيعي باشد، پاتولوژي يا بيماري تلقي مي‌شود. مشكلات هورموني مانند اختلال و كمبود در غدد رشد، غدد هيپوفيز و غدد تيروئيد مي‌تواند رشد قد را دچار مشكل كند؛ علائم ديگري نيز دارند، البته با مراجعه به متخصصان غدد مي‌توانند كمبود هورموني را اصلاح كنند. نكته قابل توجه اين است كه فرد تا زماني كه صفحه رشد باز است، مشكل كمبود هورمون را برطرف كند تا رشد طولي‌اش متوقف نشود. دسته ديگر، كساني هستند كه قد كوتاه دارند، ولي از جنبه‌هاي ديگر طبيعي هستند كه به لحاظ پزشكي قد كوتاه به حساب نمي‌آيند.

چه كساني كانديداي جراحي بلند شدن قد هستند

بسياري از مردم تصور مي‌كنند جراحي افزايش قد جزو جراحي‌هاي زيبايي است، در صورتي كه كساني كه عدم نابرابري طولي اندام داشته باشند، براي مثال يك پاي‌شان كوتاه‌تر يا بلندتر از پاي سالم باشد، براي درمان، جراحي افزايش قد را پيشنهاد مي‌كنيم. عوامل ژنتيكي (هنوز علت‌شان مشخص نيست)، تومور، عفونت‌ها، تروما يا ضربه (در شكستگي كه سلول رشد استخوان آسيب ببيند و رشد كافي نداشته باشد) باعث نابرابري طولي اندام مي‌شود.

يكي از​ عوارض​ شايع قد بلند شدن ​​با​جراحي احتمال عفونت​ در​ ناحيه‌اي كه دستگاه​به​پوست متصل​ بوده، است

هر قدر نابرابري طولي اندام بيشتر باشد، فرد براي راه رفتن انرژي بيشتري مصرف مي‌كند، زيرا مركز ثقل بدن خيلي جابه‌جا مي‌شود و انرژي بيشتري از فرد طلب مي‌كند. راه رفتن فرد طبيعي به‌دليل انقباض تعدادي از عضلات اندام تحتاني با كوشش زيادي همراه نيست، از طرفي لگن اين بيماران به طرف اندام كوتاه‌تر كج مي‌شود؛ اگر اين شرايط درمان نشود، لگن در حالت كج و انحراف ثابت مي‌شود و به دنبال آن ستون فقرات (ستون فقرات در لگن پايه‌گذاري شده است) انحراف پيدا مي‌كند كه با كمردرد همراه است.

در كوتاهي كمتر از پنج سانتي‌متر مي‌توان از روش‌هاي ديگري نيز استفاده كرد. اگر كوتاهي يك يا دو سانتي‌متر باشد، با استفاده از ليفت و كفي در داخل كفش تعادل ايجاد مي‌شود و اگر سه تا چهار سانتي‌متر باشد كفي زير كفش قرار مي‌گيرد ‌(يك پاشنه نسبت به پاشنه ديگر بلندتر است)‌ ولي در كوتاهي بيشتر از پنج سانتي‌متر درمان با جراحي توصيه مي‌شود. روش جراحي افزايش قد به لحاظ درماني و زيبايي يكسان است، ولي منطقي نيست كه عضو سالم، تحت جراحي پرخطر با عوارض و مشكلات فراوان قرار بگيرد.

عوارض جراحي افزايش قد

هر عمل جراحي، در هر قسمت از بدن مي‌تواند عوارضي به همراه داشته باشد. بيماراني كه تحت درمان جراحي افزايش قد ‌(به لحاظ درماني و زيبايي) صورت قرار مي‌گيرند بايد كنترل دقيق و پيگيري مرتبي داشته باشند.

يكي از عوارض شايع در جراحي افزايش قد احتمال عفونت در ناحيه‌اي كه دستگاه به پوست متصل بوده است (حدود يك سال، اين دستگاه از طريق پوست به استخوان وارد مي‌شود) كه رعايت بهداشت فرد در اولويت قرار مي‌گيرد، در جراحي افزايش قد محدوديتي براي افزايش استخوان وجود ندارد؛ البته بايد به تدريج و آرام باشد، ولي اگر عضله بيش از اندازه كشيده شود، سفت مي‌شود و محدوديت حركتي در مفاصل ايجاد مي‌كند براي مثال، اگر ساق پا را بيش از حد بلند كنند، عضله سه سر ساقي يا تاندون آشيل سفت مي‌شود، پا به سمت پايين منحرف شده و نوك پنجه به سمت پايين تمايل پيدا مي‌كند. بنابراين براي جراحي بلند كردن، فيزيوتراپي دقيق و كامل تحت نظر پزشك اهميت ويژه‌اي دارد.

از عوارض ديگر آن، تاخير در جوش خوردن‌ (اگر استخوان‌سازي به اندازه صورت نگيرد) است كه مي‌توان از پيوند استخواني براي تحريك جوش خوردن استفاده كرد. در اين روش از سلول‌هاي استخوان‌ساز در ناحيه لگن براي ساق و ران پا استفاده مي‌كنيم، دررفتگي يا نيمه دررفتگي مفاصل بالا و پايين ران يا ساق پا از ديگر مشكلاتي است كه فرد را درگير مي‌كند، كساني كه حفره لگن‌شان به اندازه عمق نداشته باشد و يك مفصل ناپايدار در لگن داشته باشند، وقتي قد فرد را بلند مي‌كنند، دررفتگي در مفصل ران ايجاد مي‌شود. البته پزشك با راديوگرافي قبل از جراحي، ميزان تحمل مفصل ران را بررسي مي‌كند.

مشكل ديگر، آسيب‌هاي عصبي است. وقتي وايرها و پين‌ها را از پوست به استخوان وارد مي‌كنند، ممكن است اعصاب آسيب ببيند يا به دليل افزايش استخوان، رشته‌هاي عصبي بيش از حد كشيده شوند كه پزشك در ويزيت‌هاي مكرر عصب‌ها را بررسي مي‌كند. در واقع جراحي افزايش قد يك فرآيند طولاني با عوارض نسبتا طولاني و غيرقابل پيش‌بيني است، بنابراين پزشك قبل از جراحي مشكلات و عوارض را با بيمار در ميان مي‌گذارد، حتي با افرادي كه اين عمل را انجام داده‌اند جلسه‌هايي مي‌گذارند تا فرد تصميم منطقي بگيرد.

روش جراحي

در جراحي افزايش قد، در ابتدا استخوان‌ها را شكسته ‌(ران يا ساق پا) و اطرافش را دريل ‌(سوراخ) مي‌كنند. البته سعي مي‌شود در شكستن كورتكس استخوان ‌(لايه بيروني استخوان) به مغز استخوان و عروق اطراف صدمه كمتري وارد شود سپس دستگاه مخصوص به نام «اليزاروف» را به‌وسيله پين‌ها و سيم‌هايي به دو سوي استخواني كه شكسته شده، وصل مي‌كنند. اين دستگاه داراي پيچ‌هايي است كه هر شش ساعت بايد 25 درصد ميلي‌متر چرخانده شوند تا استخوان‌ها را از هم دور كنند تا آنها در فضاي خالي رشد كنند. نكته مهم اين است كه پزشك بايد به طور مرتب با راديوگرافي فاصله دو استخوان را بررسي كند. گاهي ممكن است استخوان‌سازي به اندازه كافي نباشد، در اين صورت فرآيند را متوقف مي‌كنند تا استخوان‌سازي صورت گيرد و استخوان‌ها به هم نزديك شوند سپس ادامه مي‌دهند. با توجه به اين‌كه فرآيند جراحي افزايش قد طولاني مدت است براي هر يك سانتي‌متر در سن بلوغ، حدود يك ماه و براي سنين بالاتر يك ماه و نيم طول مي‌كشد؛ بنابراين در سن بلوغ رشد استخواني بيشتري دارند و نتيجه بهتري حاصل مي‌شود.

 

گول تبليغات را نخوريم

با توجه به اين‌كه افرادي كه تمايل به افزايش قد دارند، بيشتر در سنين 15 تا 25 سال هستند، تحت تاثير تبليغات افزايش قد مانند برچسب، كفي، قرص، آمپول و... قرار مي‌گيرند حال آن​كه اين روش‌ها از نظر​علمي تائيد نشده‌اند.

 

درمان هورموني

كساني كه به دليل هورموني مشكل كوتاهي قد دارند بايد در سن رشد، داروي هورموني كه پزشك غددشان تجويز كرده مصرف كنند، در غير اين‌صورت صفحه رشدشان بسته مي‌شود؛ ولي كساني كه مشكل غدد ندارند و تنها براي افزايش قد از داروهاي هورموني استفاده مي‌كنند، به لحاظ پزشكي توصيه نمي‌شود.

سوادا ماركاريان

 

ادامه مطلب
یک شنبه 8 بهمن 1391  - 11:36 AM

 

فلزاتي مانند نيكل، كادميوم و روي كه عدد اتمي بالايي دارند؛ اغلب در بدن انسان تاثيرات بسيار مخربي بر جا مي‌گذارند. ارمغان اين فلزات براي بدن، بيماري‌هاي بسيار جدي و مهلك است. جيوه، منگنز، سرب، قلع و... ممكن است از طريق غذا، آب، هوا يا حتي از طريق جذب پوستي وارد بدن شوند. در دنياي امروز خيلي بعيد به نظر مي‌رسد كه بتوان از اين فلزات اجتناب كرد، اما بايد به خاطر داشت كه فلزات جزو اولين و مفيدترين عناصري هستند كه توسط انسان كشف شده‌است.

بسياري از فلزات سنگين در صنايع مدرن جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده‌اند. يك اشتباه رايج در مبحث آلودگي فلزات اين است كه تمام آلاينده‌هاي فلزي را بدون توجه به دانسيته‌ (‌چگالي يا جرم مخصوص‌) آنها در رده فلزات سنگين و سمي جاي مي‌دهند. اين در حالي است كه تنها فلزاتي كه دانسيته‌اي بيشتر از پنج گرم بر سانتي‌مترمكعب دارند، جزو فلزات سنگين هستند. در واقع چگالي فلزات سنگين پنج برابر آب است.

تاثير فعاليت‌هاي انساني

در دنياي مدرن از بسياري فلزات سمي به شكل گسترده‌اي استفاده مي‌شود. به عنوان مثال فنيل مركوريك استات يك نوع قارچ‌كش است كه كاربرد نسبتا زيادي دارد يا تترا اتيل سرب كه يك ماده افزودني به بنزين است.

حتي لامپ‌هاي كم‌مصرف استاندارد نيز حاوي2/5 ميلي‌ليتر جيوه است. توصيه مي‌شود در مكان‌هايي كه افراد به صورت طولاني‌مدت در آنها هستند، از اين لامپ‌ها استفاده نشود. در صورت شكستگي نيز به هيچ‌وجه نبايد به آنها دست زد يا هواي آن محدوده را مستقيما تنفس كرد. اگر به هر دليلي فلزات سنگين وارد خاك شود، ساده‌ترين تاثيري كه مي‌گذارد آن است كه مانع رشد گياهان مي‌شود.

آلوده‌كننده‌هاي فلزي پس از آن كه وارد چرخه‌هاي طبيعي شوند، نمي‌توانند مانند ساير آلاينده‌هاي آلي از طريق شيميايي يا فرآيندهاي زيستي تجزيه شوند.

پايداري فلزات سنگين در چرخه‌هاي طبيعي خطرناك است. به عنوان مثال سال 1953 تاثير انباشت بيولوژيك جيوه در ماهي‌هاي خوراكي فاجعه‌اي را در ژاپن رقم زد.

راه‌حل‌هايي ساده براي پيشگيري از مسموميت فلزات سمي

چنانكه ذكر شد، اجتناب از تماس با اين قبيل فلزات در دنياي امروز امكان‌پذير نيست‌، اما در هر صورت راه‌حل‌هايي نيز براي درمان مسموميت با فلزات وجود دارد. يكي از ساده‌ترين راه‌هاي معالجه و پيشگيري استفاده از گياهان است كه از قديم نيز مرسوم بوده است.

دكتر غياث‌الدين جزايري در كتاب درمان گياهي خود مي‌نويسد گياهان مخصوصا سبزي‌ها و ميوه‌ها داروهاي كم‌‌ارزشي هستند كه اگر شما آنها را امتحان كنيد نه‌تنها ضرري نخواهيد كرد بلكه منافع زيادي نيز براي شما به ارمغان آورده خواهد شد، اما گياهان چگونه مي‌توانند از مسموميت با فلزات جلوگيري كنند‌؟ فرآيندي شيميايي است كه در آن يك تركيب شيميايي با يك يون فلزي تركيب مي‌شود و آن را به صورت محكم نگه مي‌دارد. اين فرآيند «‌كي‌ليت شدن‌» نام دارد. موادي كه چنين خصوصيتي دارد در درمان با مسموميت فلزات به كار مي‌رود.

تحقيقات نشان داده كه پكتين يا ژلاتين گياهي كه در اغلب ميوه‌ها و سبزيجات وجود دارد، مي‌تواند در فرآيند «‌كي‌ليت شدن‌» فلزات سنگين و ساير آلاينده‌هايي كه در خون انسان مشاهده مي‌شوند‌؛ نقش موثري ايفا‌ كند. بدن انسان از اين طريق مي‌تواند براحتي آلاينده‌هاي مذكور را به وسيله مجاري ادرار دفع كند.

سيب‌ سبز، كلم، موز، چغندر، انگور، هويج و مركبات بهترين منبع پكتين است. گشنيز يكي از بهترين مواد غذايي براي دفع فلزات سمي همچون جيوه، آلومينيوم و سرب از بدن است. دانشمندان بر اين باور هستند كه اين سبزي شگفت‌انگيز مي‌تواند از موانع خوني مغز براحتي عبور كند و فلزات سنگين و سمي را از آن خارج كند.

دكتر روبرت اتكينز يك پزشك و كارديولوژيست مشهور است كه در فاصله سال‌هاي 1930 تا 2003 زندگي مي‌كرد. رژيم غذايي كه وي توصيه كرده بسيار در عالم طب شهرت دارد.

وي معتقد است مصرف 400 ميلي‌گرم گشنيز در روز مي‌تواند به آساني و تنها در ظرف دو هفته فلزات سنگين و سمي را كه در بدن انباشته شده‌اند از بدن دفع كند. جعفري، سبزي ديگري است كه در دفع جيوه از بدن بسيار موثر عمل مي‌كند. بروكلي و انواع كلم‌ها نيز حاوي مقادير زيادي آنتي‌اكسيدان است. آنتي‌اكسيدان‌ها مي‌توانند توليد آنزيم‌هايي را كه از بدن سم‌زدايي مي‌كنند، افزايش دهند. غذاهاي غني از سولفور نظير پياز و سير در حذف سرب از بدن موثرند و به همين دليل است كه مصرف آنها در زمان آلودگي هوا و خصوصا وارونگي بشدت توصيه مي‌شود.

گل كلم، تخم‌مرغ، جوانه گندم، بروكلي و هويج نيز غني از سولفوراست. اين مواد تاثير بسزايي در حذف فلزات سنگين از بدن بر عهده دارند. در عين حال آمينواسيدها عوامل «‌كي‌ليت شدن‌» طبيعي است.

آمينواسيدها از پروتئين‌هايي نظير تخم‌مرغ و ماهي به دست مي‌آيند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه محروميت از پروتئين‌ها باعث مي‌شود ميزان آنزيم‌هاي گوناگون كبد بشدت كاهش پيدا كند. بسياري از آنزيم‌هايي كه كبد توليد مي‌كند در دفع فلزات سمي از بدن نقشي حياتي دارند. دكتر جزايري در كتاب درمان گياهي كاسني، كاهو، انواع پونه، انديو‌ (‌نوعي كاسني‌) و ريواس را براي نوسازي سلول‌هاي كبدي توصيه كرده. بدن انسان تركيب شيميايي به نام آلفاليپوئيد اسيد را مي‌سازد.

مقادير بسيار اندكي از اسفناج، بروكلي، نخود فرنگي، جوانه گندم، سبوس برنج و حتي گوشت حاوي اين تركيب است. دكتر لين پاتريك كه متخصص در زمينه طب طبيعي است و در زمينه درمان از مسموميت فلزات سنگين تحقيقات گسترده‌اي انجام داده است، مي‌گويد كه آلفاليپوئيد اسيد مي‌تواند از موانع خوني و مويرگي مغز عبور كند و فلزات سنگين را به دام بيندازد و در نهايت آنها را دفع كند.

دكتر پاتريك معتقد است با همين تركيب شيميايي مي‌توان جلوي بسياري از تخريب‌هاي سلولي گسترده را در مغز گرفت.

آلومينيوم‌؛ يك مورد استثنا‌

 

آلومينيوم يك يون مثبت سه ظرفيتي است كه در بافت‌هاي اغلب حيوانات و گياهان وجود دارد. حتي آب‌هاي طبيعي نيز مقاديري از اين فلز را در خود دارند. آلومينيوم سومين عنصر غالب و فراوان‌ترين فلزي است كه در پوسته زمين وجود دارد. جالب است كه آب تصفيه شده شهري نيز اغلب، غلظت‌هاي بيشتري از اين ماده را در خود دارد چرا كه اغلب از آلومينيوم براي تصفيه آب استفاده مي‌كنند. به دليل واكنش‌پذيري بالا، اين عنصر معمولا در طبيعت به صورت تركيب با عناصر ديگر يافت مي‌شود.آلومينيوم يك فلز سنگين نيست، اما به آساني از طريق مواد افزودني غذاها، داروهاي ضد‌اسيد معده، آسپرين‌هاي بافر، داروهاي قابض، بكينگ پودرها، اسپري‌هاي بيني، واكسن‌ها، آلومينيوم فويل‌ها و ظروف غذاي آلومينيومي وارد بدن مي‌شود. مقادير ناچيز آلومينيوم در رژيم‌هاي غذايي جاي نگراني ندارد، اما از طرفي مسموميت به آن نيز شايع و خطرناك است. اين عارضه اغلب در بيماراني كه خون آنها دياليز مي‌شود، شايع است. دانشمندان، آلومينيوم را فلزي مي‌دانند كه بالقوه مي‌تواند سمي باشد. مسموميت با آلومينيوم منجر به سه اختلال عمده خواهد شد‌: بيماري‌هاي استخواني، اختلال‌هاي مغزي و عصبي و در نهايت كم‌خوني. بدن انسان روزانه بين پنج تا ده ميلي‌گرم از اين عنصر را به طرق مختلف دريافت مي‌كند. در افرادي كه كليه‌هاي آنها عملكرد عادي دارد، ميزان سروم آلومينيوم معمولا كمتر از شش ميكروگرم در ليتر است.

فرناز حيدري

 كارشناس ارشد مهندسي محيط‌زيست

 

ادامه مطلب
یک شنبه 8 بهمن 1391  - 11:35 AM

 

اگر شما هم از كاهش يا فقدان اشك و رطوبت چشم رنج مي‌بريد، راه‌حل‌هاي پيشنهادي سيب را بخوانيد.

پلك‌زدن: وقتي به نمايشگر كامپيوتر، تبلت، گوشي همراه، تلويزيون يا حتي كتاب خيره مي‌شويد و مدت طولاني در اين وضع مي‌مانيد، كمتر پلك مي‌زنيد. به همين دليل چشمانتان خشك مي‌شود. پلك‌زدن سبب فشار به غده‌هاي اشك شده و چشم شما را تر مي‌كند. براي حل مشكل، هنگام كار با وسايل فوق، حواستان باشد درست و حسابي پلك بزنيد، يعني پلك بالا و پايين را به هم برسانيد و هر 10 دقيقه يكبار، دو ثانيه پلك‌هاي خود را با فشار ببنديد.

عينك آفتابي در برابر باد: باد سبب خشك‌شدن سريع‌تر اشك و نيز كاهش توليد آن خواهد شد. به همين دليل، چشم‌ها در معرض باد احساس خشكي مي‌كنند. براي حل اين مشكل در برابر وزش باد نيز از عينك آفتابي استفاده كنيد تا دور از اثرات نامطلوب باد مستقيم، به ميزان لازم اشك توليد و سطح چشم شما تر شود.

دستگاه بخور: خشكي هواي منزل يا محل كار در خشك‌شدن چشم‌ها موثر است. به همين دليل از هر طريق كه مي‌توانيد رطوبت هوايي را كه در فضايي بسته به مدت طولاني در تماس با چشمانتان است، بالا ببريد. براي اين‌كار مي‌توانيد از دستگاه بخور يا حتي يك كتري آب روي بخاري استفاده كنيد.

جابه جايي لنز و عينك: در صورت استفاده از لنز حتما با عارضه خشكي چشم مواجه شده‌ايد. استفاده بيش از حد از لنز مانع نفس‌كشيدن چشمان‌تان خواهد شد. به همين دليل هرازگاهي به چشمان خود استراحت دهيد و هر چند روز يكبار به جاي لنز دوباره از عينك استفاده كنيد. اگر لنز برايتان خيلي حيثيتي است و به هيچ‌وجه نمي‌توانيد خود را راضي به استفاده از عينك كنيد، كمي كوتاه بياييد و به چشمان خود رحم كنيد و شب‌هنگام در خانه لنز را كنار بگذاريد.

كمپرس گرم: گرما سبب مي‌شود چربي سخت‌شده در غدد اشك روان و آزاد شود و به ترشدن چشم‌ها كمك مي‌كند. به همين دليل، اگر برايتان ممكن است كمپرس گرم چشم را خريداري كنيد يا خودتان آن را بسازيد. بسيار ساده است؛ يك كيسه پارچه‌اي كوچك و بهداشتي برداريد و مقداري برنج خام در آن بريزيد. آن را به مدت 20 تا 30 ثانيه درون مايكروفر قرار دهيد. سپس خارج كنيد و مراقب باشيد آنقدر داغ نباشد كه پلك‌هايتان را بسوزاند. حال به مدت 5 تا 20 دقيقه روي پلك خود قرار دهيد. اين كار را دو بار در روز انجام دهيد.

نرمش چشم: براساس پژوهش‌هايي كه در كشور هندوستان انجام شده، افرادي كه به چشمان خود استراحت داده و روزانه به مدت 10 دقيقه چشمان خود را نرمش مي‌دهند، 30 درصد كمتر از سايرين به مشكلات چشم از جمله خشكي مبتلا مي‌شوند. اين نرمش‌ها بسيار ساده‌ و صرفا شامل حركت بالا و پايين چشم‌ها، حركت چپ و راست آنها و چرخاندن آنها درون كاسه چشم است.

اشك مصنوعي: استفاده از اشك مصنوعي بخصوص براي افرادي كه روش‌هاي فوق جوابگوي آنها نيست، بسيار موثر است. اين دارو با ايجاد لايه‌اي روي سطح چشم آن را تر و لغزنده نگاه ‌مي‌دارد و مانع خشكي چشمان‌تان مي‌شود. اما بايد توجه داشته باشيد استفاده بيش از چهار بار اشك مصنوعي در روز مستلزم تجويز پزشك است. اگر بيش از اين به اشك مصنوعي احساس نياز مي‌كنيد حتما موضوع را با پزشك خود در ميان بگذاريد. ممكن است لازم باشد پزشك از روش‌هاي درماني براي حل مشكل شما استفاده كند.

 

ادامه مطلب
یک شنبه 8 بهمن 1391  - 11:34 AM

 

گرگ ترسناك (Canis dirus) يك‌گونه از گرگ‌هاي منقرض شده است كه نزديك به دو ميليون سال (79‌/‌1 ميليون سال) در آمريكاي شمالي زندگي مي‌كرد. نمونه تيپ اين‌گونه سال 1854 در اوانسويل (Evansville) در اينديانا يافت شد. نمونه تيپ، نمونه‌اي است كه نام علمي گونه براساس آن انتخاب و نمونه‌هاي ديگر با آن مقايسه مي‌شود. گرگ ترسناك سه نام علمي مترادف دارد.

 اين‌گونه در آمريكاي شمالي تا جنوب كانادا، بخش‌هايي از آمريكاي لاتين و آمريكاي جنوبي نظير ونزوئلا، پرو و بوليوي پراكنده بود. اين‌گونه 5‌/‌1 متر طول و بين 55 تا 85 كيلوگرم وزن داشته‌اند و دو شكلي جنسي در آنها ديده مي‌شد. دوشكلي جنسي به معناي اختلاف در اندازه نر و ماده است. احتمالا تك همسر، گروه‌زي و در زيستگاه‌هاي دشتي و استپي ساكن بوده است. خويشاوند گرگ خاكستري (Canis lupus) از آن بزرگ جثه‌تر و قوي‌تر بوده و دندان‌هايي بزرگ‌تر نيز داشته است. گرچه گرگ خاكستري و گرگ ترسناك به‌طور مستقيم خويشاوند نيستند، اما اختلاف اندازه معني‌داري بين آنها ديده نمي‌شود. كاسه مغزي (Brain case) گرگ ترسناك، كوچك‌تر از كاسه مغزي گرگ خاكستري است. اين مساله نشان مي‌دهد كه گرگ خاكستري مغزي بزرگ‌تر داشته و احتمالا باهوش‌تر بوده است. گرگ ترسناك گونه‌اي گوشتخوار بوده و حداقل 50 تا70 درصد رژيم غذايي آنها شامل گوشت ساير پستانداران نظير بوفالوها و اسب‌ها بوده است. دندان گوشتبر (Carnassial) در گرگ ترسناك بسيار تيزتر از دندان گوشتبر در گرگ خاكستري بوده و استخوان‌ها را بخوبي خرد مي‌كرد. تقريبا 300 هزار سال قبل گرگ خاكستري از طريق تنگه يخ‌زده برينگ وارد آمريكا شد و براي به دست آوردن منابع غذايي و قلمرو با گرگ ترسناك به رقابت پرداخت. حدود 16 هزار سال قبل زماني كه مرگ و مير اغلب پستانداران بزرگ آغاز شد، گرگ ترسناك شروع به لاشه‌خواري كرد، ولي گرگ خاكستري كه چالاك‌تر و باهوش‌تر بود علاوه بر لاشه‌خواري مي‌توانست جانوران كوچك‌تر را شكار و رقيب خود را حذف كند. دانشمندان معتقدند گرگ ترسناك ده هزار سال قبل به علت كمبود مواد غذايي منقرض شد. اين نوع گرگ از جانوران بزرگ پليستوسن بود و از جمله پستانداران فراوان در آن زمان محسوب مي‌شد. از اين‌گونه به‌عنوان كاراكترهاي مثبت در مجموعه فيلم‌هاي گرگ و ميش (Twilight) استفاده شده، اما آنها را به طرز اغراق آميزي بزرگ‌تر جلوه داده‌اند.

اولين شواهد حضور گرگ‌هاي عصر يخبندان در نوادا

تيم پژوهشي دانشگاه نوادا در دسامبر سال گذشته ميلادي (آذر سال جاري) بقاياي فسيلي يك گونه گرگ منقرض شده را پيدا كرد. اين فسيل‌ها اولين شواهد مربوط به اين پستاندار عصر يخبندان در نواداست. در اواخر سال گذشته ميلادي جاش باند، زمين‌شناس اين دانشگاه استخوان‌هاي كف پاي (metapodial) گونه‌اي از گرگ‌ها معروف به گرگ ترسناك (Dire Wolf) را مورد بررسي قرار داد. اين فسيل‌ها در منطقه‌اي به نام چشمه تول (tule spring) در دره لاس وگاس يافت شدند كه مربوط به 15 تا 10 هزار سال پيش هستند. پراكنش تاريخي گرگ ترسناك (Canis dirus) مربوط به تمام آمريكاي شمالي و جنوب كاناداست، اما تاكنون شواهدي از حضور آن در نوادا به دست نيامده بود. جاش باند، استاد دانشگاه نوادا مي‌گويد، اين استخوان‌ها مربوط به زماني است كه در دانشگاه نوادا دانشجوي دوره دكترا بوده است. تشخيص استخوان‌هاي كف پاي گرگ ترسناك از گرگ خاكستري دشوار است. بسياري از گونه‌هاي عصر يخبندان نظير ماموت كلمبيايي، شتر، اسب، گاوميش كوهان‌دار آمريكايي و تنبل زميني در دره لاس‌وگاس يافت شده‌اند. همانند گرگ ترسناك، گربه دندان شمشيري (sabertooth cat) از طعمه‌خواران پليستوسن (Pleistocene predators) است كه فسيل‌هايي از آن در جنوب نوادا يافت شده و در موزه سن برناردو نگهداري مي‌شوند. براساس نظر دكتر رولند همكار جاش باند در اين مطالعه، چشمه تول در اواخر پليستوسن(Late Pleistocene) باتلاقي بوده و زيستگاه بسيار مناسبي براي پستانداران علفخوار و طعمه‌خواران آنها بوده است. يافته‌هاي اخير حاصل كاوش‌هايي است كه دقيقا 50 سال پس از اولين حفاري‌ها انجام شده و نشان مي‌دهد كه چشمه تول در دره لاس‌وگاس غني از فسيل‌هاي عصر يخبندان است.

معلي ترک قشقايي

 

ادامه مطلب
یک شنبه 8 بهمن 1391  - 11:34 AM

 

پژوهش‌ها نشان داده‌ است 24 ساعت بي‌خوابي يا يك هفته خواب شبانه به مدت چهار تا پنج ساعت، اختلالي برابر با اثر يك دهم درصد الكل در خون ايجاد مي‌كند.

هنگامي كه چهل سالگي را پشت سر مي‌گذاريم، نسبت به زمان جواني، خواب ما از بخش‌هاي مجزاي بيشتري تشكيل مي‌شود و مزاحمت‌هايي مانند سر و صداي محيط خارج و دردهاي ناشي از افزايش سن، ما را آسان‌تر از خواب بيدار مي‌كند. خيلي‌ها تصور مي‌كنند با كم خوابيدن فرصت بيشتري براي انجام كارهايشان دارند، اما نمي‌دانند خود و ديگران را در چه خطر‌ بزرگي قرار مي‌دهند.

براساس آمار، خستگي رانندگان عامل بيشتر سوانح رانندگي در سال‌هاي اخير بوده است. بيدار ماندن بيش از 18 ساعت متوالي به سرعت واكنش، حافظه كوتاه‌مدت و دراز مدت، توانايي تمركز، قدرت تصميم‌گيري، تحليل رياضيات و جهت‌يابي لطمه مي‌زند.

دو عامل كاهش زمان خواب به مدت پنج تا شش ساعت در شب براي چند روز متوالي و كمبود قبلي خواب، اين اثرهاي منفي را تشديد مي‌كند؛ ردپاي خواب ناكافي را مي‌توان در انواع بيماري‌هاي جسمي از فشارخون بالا گرفته تا چاقي جستجو كرد. افرادي كه كم مي‌خوابند و همواره از بي‌خوابي رنج مي‌برند، نه تنها خودشان بلكه گروه، سازمان و حتي عموم مردم را در معرض خطر جدي قرار مي‌دهند. تاكيد بر برتري فرهنگ بي‌خوابي نه‌تنها غير‌منطقي بلكه بشدت خطرناك است و در تقابل با مديريت هوشمند قرار مي‌گيرد.

چهار عامل عمده وابسته به خواب كه بر عملكرد ما تاثير مي‌گذارد، عبارتند از:

ميل طبيعي به خواب

ميل طبيعي به خواب شبانه به‌طور عمده براساس تعداد ساعت‌هاي متوالي بيدار ماندن تعيين مي‌شود. طي زمان بيداري در روز، تمايل بيشتري براي خواب در انسان ايجاد مي‌شود.

بيشتر ما تصور مي‌كنيم كنترل خواب را به دست گرفته‌ايم و ما هستيم كه تعيين مي‌كنيم چه وقت بخوابيم و كي بيدار شويم، اما حقيقت اين است هنگامي كه خواب‌آلوده مي‌شويد، كنترل مغز به‌طور غيرارادي از دست مي‌رود.

هنگامي كه فشار طبيعي براي خواب به حد كافي برسد، هزاران سلول عصبي در مركز خواب مغز فعال مي‌شوند. وقتي اين اتفاق رخ مي‌دهد، خواب مانند خلباني كه كنترل هواپيما را به دست مي‌گيرد، فعاليت مغز را متوقف مي‌كند. اگر شما در آن لحظه پشت فرمان خودرو باشيد فقط سه تا چهار ثانيه كافي است تا از جاده خارج شويد.

مجموع ساعت‌هاي خواب

عامل دوم با مجموع ساعت‌هاي خواب ما طي چند روز مرتبط است. اگر شما حداقل هشت ساعت در شب بخوابيد، سطح هوشياري شما طي روز ثابت مي‌ماند، اما اگر شما دچار اختلال خواب باشيد يا در چند روز متوالي كمتر از هشت ساعت بخوابيد، به كمبود خوابي مبتلا مي‌شويد كه كاركرد مغز را دچار مشكل مي‌كند.

چرخه شبانه‌روزي بدن

چرخه شبانه‌روزي بدن تعيين مي‌كند، چه هنگام نيمه شب و چه وقت سپيده‌دم است. اين سيستم زمان‌سنج كه به آغازگر چرخه شبانه‌روزي معروف است، به موازات و در عين حال در تقابل با ميل طبيعي به خواب عمل مي‌كند.

اين آغازگر چرخه شبانه‌روزي، هنگامي قوي‌ترين تمايل به خواب را ايجاد مي‌كند كه شما به طور معمول از خواب بيدار مي‌شويد و قوي‌ترين تمايل به بيدار ماندن را يك تا سه ساعت پيش از خوابيدن و درست هنگامي سبب مي‌شود كه ميل طبيعي به خواب، به اوج خود مي‌رسد.

هنوز دليل اين تقابل كشف نشده است اما مي‌توان حدس زد موضوع مورد اشاره با اين واقعيت در ارتباط است كه برخلاف ديگر حيوانات، انسان طي روز به دفعات اجباري چرت نمي‌زند.

آغازگر چرخه شبانه‌روزي مي‌تواند اين امكان را در اختيار ما قرار دهد تا در طول روز و طولاني مدت بيدار بمانيم و تمام شب را در خواب به سر ببريم.

اينرسي خواب

اينرسي خواب يعني رخوتي كه بيشتر افراد وقتي كه از خواب برمي‌خيزند آن را تجربه مي‌كنند. هنگامي كه بيدار مي‌شويم مغز، همانند موتور خودرو به زماني براي گرم شدن نياز دارد.

بخشي از مغز كه مسئول تثبيت حافظه است پس از بيداري، به مدت پنج تا 20 دقيقه خوب كار نمي‌كند و چند ساعت طول مي‌كشد تا به اوج فعاليت موثر خود برسد، اما اگر در هواپيما به خواب برويد و خدمه پرواز ناگهان هنگام فرود شما را بيدار كنند، ممكن است تازه پس از رسيدن به باجه گمرك متوجه جا گذاشتن گذرنامه خود شويد.

به‌طور طبيعي وقفه‌اي بين بيدار شدن از خواب و فعاليت كامل مغز وجود دارد و به همين دليل است كه هرگز نمي‌خواهيد بلافاصله پس از بيدار شدن، تصميم مهمي اتخاذ كنيد. اين موضوع بيشتر براي پرستاران ملموس است كه مجبورند پزشكان را نيمه شب از خواب بيدار كنند و در مورد بيماران راهنمايي بخواهند.

در انتها توصيه مي‌شود سعي كنيد به خواب كافي عادت كنيد. همه بايد قبول كنند خواب نيازي كاملا جدي است.

رامين تهراني

 

ادامه مطلب
یک شنبه 8 بهمن 1391  - 11:30 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 622

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6562788
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی