|
درباره پايگاه
![]() موضوعات
بیسیم به ما
شهید شاخص
|
| نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
شیعیان در سر هواى نینوا دارد حسین خون دل با كاروان كربلا دارد حسین از حریم كعبه و جدش به اشكى شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است ورنه این بى حرمتى ها كى روا دارد حسین آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند عزّت و آزادگى بین تا كجا دارد حسین
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
ایام رجب المرجب بود و هر روز دعای «یا من ارجوه لکل خیر...» را می خواندیم. حاج آقا قبل از مراسم برای آن دسته از دوستان که مثل ما توجیه نبودند، توضیح می داد که وقتی به عبارت «یا ذوالجلال و الاکرام رسیدید،» که در ادامه آن جمله «حرّم شیبتی علی النار می آید»، با دست چپ محاسن خود را بگیرید و انگشت سبابه دست دیگر را به چپ و راست تکان دهید. هنوز حرف حاجی تمام نشده بود که یکی از بچه های شوخ بسیجی از انتهای مجلس برخاست و گفت: اگر کسی محاسن نداشت، چه کار کند؟ برادر روحانی هم که اصولا در جواب نمی ماند گفت: محاسن بغل دستی اش را بگیرد. چاره ای نیست، فعلا دوتایی استفاده کنند تا بعد!
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد در بار بهاری تهی از زاغ و زغن شد از ابر كرم، خطه ی ری رشک ختن شد دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد چه كج رفتاری ای چرخ چه بد كرداری ای چرخ سر كین داری ای چرخ نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده در سایه گل بلبل از این غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان جامه دریده چه كج رفتاری ای چرخ چه بد كرداری ای چرخ سر كین داری ای چرخ نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
عملیات که نمی شد، جا به جایی صورت نمی گرفت. حوصله مان از بی کاری سر می رفت؛ نه تیر و ترکشی، نه شهید و مجروحی، نه سر و صدایی؛ یکنواخت و آرام. صدای همه در می آمد: نه جلو می رویم نه عقب بر می گردیم. این چه جور جنگی است؟ بعضی دست به سوی آسمان بلند می کردند و می گفتند: (الهم ارزقنا ترکش ریزی، آمبولانس تیزی، بیمارستان تمیزی و غذا ها و کپوت های لذیذی.) بقیه هم آمین می گقتند.
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
|
| لوگوي ما
آخرين مطالب
همسنگران
|