در اواخر مرداد 1358 و در جریان پاکسازی منطقه کردستان
از ضد انقلاب و به دنبال محاصره شهر پاوه،
شهید چمران که در آن زمان معاون نخست وزیر دولت موقت بود
به همراه نیروهای پاسدار معروف به «دستمال سرخها»
به فرماندهی شهید علی اصغر وصالی توانستند پس از چند روز درگیری
در حالیکه روزه دار بودند منطقه را از ضد انقلاب پس بگیرند.
روایت شهید چمران از پرستار شهید این واقعه:
خداوندا!
چه منظره ای داشت این خانه پاسداران؛
چه دردناک؛ چه مصیبت زده و چقدر شلوغ و پلوغ؛
گویی صحرای محشر است، کردهای مؤمن پاوه از زن و مرد در استغاثه،
به این خانه پناه می آوردند؛ اما جز یأس و ناامیدی، ثمره ای نمی گرفتند.
در همین وقت، دختر پرستاری را که پهلویش هدف گلوله دشمن قرار گرفته بود
و خون، لباس سفید او را گلگون کرده بود، از در بیرون می بردند؛
آن قدر از بدنش خون رفته بود که صورتش مثل لباسش سفید و بی رنگ شده بود.
پاسداران جوان، به شدت متأثر بودند. 16 ساعت پیش، این پرستار،
مجروح شده بود و از پهلویش خون می رفت؛
نه پزشکی بود و نه دارویی که جلوی خون را بگیرد. پاسداران، گریه می کردند؛
ولی نمی توانستند کاری انجام دهند؛
بالاخره تصمیم گرفتند که جسد نیمه جان او را از خانه پاسداران بیرون ببرند
تا بیش از این باعث تضعیف روحیه ها نشود؛
لذا او را به ساختمان بهداری منتقل کردند که خالی بود و در بالای تپه،
در مدخل غربی شهر قرار داشت و این فرشته بی گناه، ساعاتی بعد،
در میان شیوه و ضجه زن ها و بچه ها، جان به جان آفرین تسلیم کرد.













