به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

آفتابی را هویدا کرده اند

نور چشم ماه پیدا کرده اند

صورت و معنی به هم آراستند

این و آن گوئی که یکتا کرده اند

مجلس مستانه ای بنموده اند

دعوت رندان به آنجا کرده اند

چشم مردم دیدهٔ اهل نظر

خوش به نور خویش بینا کرده اند

عالمی را ساخته چون آینه

در همه خود را تماشا کرده اند

گنج اسما را به هر کس داده اند

رحمتی بر جمله اشیا کرده اند

نعمت الله را به ما بخشیده اند

این عنایت بین که با ما کرده اند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

عاشقان اول ز جان باز آمدند

آن گهی در عشق جان باز آمدند

خون دل در جام جان کردند از آن

با لب معشوق دمساز آمدند

عاشقان رفتند از این عالم ولی

باز می بینم همه باز آمدند

نو عروسان سرابستان عشق

در حرم مستانه با ناز آمدند

جان و دل موسی صفت بر طور تن

با خدای خویش در راز آمدند

در هوای سایهٔ خورشید عشق

باز شهبازان به پرواز آمدند

سید و یاران سید می رسند

عاشقان خانه پرداز آمدند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

در ازل بر ما در میخانه را بگشوده اند

تا ابد این سلطنت ما را عطا فرموده اند

ما خراباتی و رند و عاشق می خواره ایم

عالمی پیمانهٔ پر می به ما پیموده اند

نقش غیرش از خیال ما به کلی برده اند

بنگر این آئینهٔ روشن که چون بزدوده اند

مجلس رندانهٔ ما بزم سرمستان بود

باده نوشان جهان از ذوق ما آسوده اند

عاشقان در حضرت معشوق رقصی می کنند

تا ز مطرب یک دو بیت از قول ما بشنوده اند

صورت و معنی عالم خوش به آئین بسته اند

در همه آئینه ها بر ما رخی بنموده اند

خلوت دیده مقام نعمت الله کرده اند

نور چشم ما به ما در چشم ما بگشوده اند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

آفتابی را به مه بنموده اند

خم می در ساغری پیموده اند

این عجب بنگر که پنهان گشته اند

آفتابی را به گل اندوده اند

مجلس مستانه ای بنهاده اند

بر همه رندان دری بگشوده اند

باده نوشان در خرابات فنا

فارغ از عالم خوش و آسوده اند

تا خیالش می نماید رو به خواب

بی خیالش یک دمی نغنوده اند

عاشق و معشوق ما با همدگر

هر کجا بودند با هم بوده اند

در ولایت حاکمی اولیا

نعمت الله را عطا فرموده اند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

عاشقان از بیش و کم آسوده اند

از وجود و از عدم آسوده اند

همدم جامند و با ساقی حریف

عارفانه دم به دم آسوده اند

سرخوشند و شادمان می می خورند

خرمند و هم ز غم آسوده اند

لطف ساقی می به رندان می دهند

این کریمان از کرم آسوده اند

بت پرستان در خرابات مغان

عاشقانه از صنم آسوده اند

لب نهاده بر لب جام مدام

از شراب جام جم آسوده اند

پادشاهان سیم بر هم می نهند

این گدایان از درم آسوده اند

غسل کرده در محیط عشق او

از حدوث و در قدم آسوده اند

در نعیم جاودان با سیدند

منعمانه از نعم آسوده اند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند

پرده چو برگرفتند روئی به ما نمودند

از هر دریچه ماهی با ما کرشمه کردند

و آن دلبران سرمست دلهای ما ربودند

نقشش خیال عالم باشد حباب بر آب

پیدا شدند و رفتند گوئی که خود نبودند

گوئی شراب خانه در بسته اند یا نه

آری درین زمانه آن در به ما گشودند

یاران رند سرمست در پای خم فتادند

سرها نهاده بر خاک گوئی که در سجودند

معشوق و عشق و عاشق باشد یکی و سه نام

گر اندکند و بسیار مجموع یک وجودند

مستانه جان و جانان با همدگر نشستند

اسرار نعمت الله گفتند و هم شنودند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

آتشی از عشق او در بزم ما افروختند

عود جانان ، عاشقان در مجمر دل سوختند

پیر رندانیم و سرمستیم در کوی مغان

نوجوانان جهان رندی ز ما آموختند

وصله ای از خرقهٔ پشمینهٔ ما یافتند

کهنه پوشان ولایت خرقه ها بردوختند

عاقلان بسیار عقل اندوختند از عاقلی

عاشقان از عشق او بسیار ذوق اندوختند

بر سر بازار او چون سید ما روز و شب

نقد و نسیه این و آن در قیمتش بفروختند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

خلق دنیا مقلد قالند

اهل عقبی مقید حالند

ای خوشا وقت ما و آن یاران

که منزه ز قال و از حالند

دیگران گوشمال مال خورند

عاشقان گوشمال را مالند

عارفان مجرد مفرد

چون الف فرد و دال ابدالند

عاشقان بلبلان معشوقند

در گلستان عشق از آن نالند

سالکانی که پیر توحیدند

فارغ از ماه و هفته و سالند

روح محضند همچو سید ما

ظن مبر کاهل دل ز صلصالند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

آنها که مقربان شاهند

بیرون ز سفیدی و سیاهند

تشریف صفات کرده در بر

وارسته ز جبه و کلاهند

بر تخت قدم شه قدیمند

در ملک حدوث پادشاهند

بسیار بلا کشیده اما

بگذشته زلا و لا الهند

بر تارک مهر چرخ تاجند

بر فرق سپهر عشق ماهند

معصوم و مجرد و سلیمند

آسوده ز طاعت و گناهند

مانند به ذات نعمت الله

نی افزایند و نی بکاهند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

 

کفر زلف او به ایمان کی دهند

قیمتش جانهاست ارزان کی دهند

گفتمش جان را بجانان می دهم

گفت آن جانان به این جان کی دهند

عقل اگر گوید که خواهم بوسه ای

آب حیوان را به حیوان کی دهند

عاقلان مخمور و رندان باده نوش

اختیار خود بدیشان کی دهند

دامن معشوق بگرفته به دست

عاشقان از دست آسان کی دهند

رند سرمستیم ای واعظ برو

عاقلان خود پند مستان کی دهند

دردمندانه حریف سیدیم

گر نداری درد ، درمان کی دهند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:11 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123053
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث