به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

آب حیات از لب ساقی به ما رسید

این مرحمت نگر که به ما از خدا رسید

دل دردمند بود ولی یافت صحتی

از دُرد درد او به دل ما دوا رسید

ما دست برده ایم ز شاهان روزگار

تا دست ما به دامن آن پادشاه رسید

مطرب نواخت ساز حریفان بینوا

ذوقی از آن به من بینوا رسید

هر رهروی که رفت رسید او به منزلی

جاوید می رود به نهایت کجا رسید

بحریست بحر ما که ندارد کرانه ای

جز ما دگر کسی نتواند به ما رسید

میراث سید است که ما را رسیده است

این سلطنت ز سید هر دو سرا رسید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد

پادشاهی دو عالم به گدائی نرسد

نرسد در حرم کعبهٔ وصل محبوب

هر محبی که بر او جور و جفائی نرسد

نوش کن دُردی دردش که دوای جانست

دُردی درد نخورده به دوائی نرسد

می روم بردر میخانه که خوش بنشینم

دارم امید که آن جام بلائی نرسد

بینوایان درش گنج بقا یافته اند

بینوائی نکشیده ، به نوائی نرسد

برو ای عقل مگو عشق چرا کرد چنین

پادشاه است و بر او چون و چرائی نرسد

هر که او بندگی پیر خرابات نکرد

به سر سید عالم که به جائی نرسد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

دولت وصل تو به ما کی رسد

منصب شاهی به گدا کی رسد

تا نخورد دُردی دردت به ذوق

صوفی صافی به صفا کی رسد

هر که به خود راه خدا می رود

با خودی خود به خدا کی رسد

راه بیابان فنا چون نرفت

در حرم دار بقا کی رسد

جام حبابیم پر آب حیات

جز لب ما بر لب ما کی رسد

ساکن میخانه چو خوش ایمنست

خانهٔ امنی است بلا کی رسد

سید ما حاکم و ما بنده ایم

هر چه کند چون و چرا کی رسد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

ملک عشقش به غیر ما نرسد

پادشاهی به هر گدا نرسد

دُرد دردش کسی که نوش نکرد

به شفاخانهٔ دوا نرسد

هر که بیگانگی ز خویش نجست

به سر کوی آشنا نرسد

بنده تا از خودی برون ناید

به سراپردهٔ خدا نرسد

نرسد در حریم وصل دلی

که ز هجران بر او بلا نرسد

دل چه از آب و گل خلاصی یافت

گرد بر گرد او زما نرسد

نعمت الله رسید تا جائی

که به جز جان اولیا نرسد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد

خورشید نهان گشته به شکل دگر آمد

او عمر عزیزی است که آمد به سر ما

خوش عمر عزیزیست که ما را به سر آمد

ما بر در هر خانه که رفتیم گشودند

محبوبی از آن خانه خرامان به در آمد

مستیم و نداریم خبر از همه عالم

یاری که از او یافت خبر بی خبر آمد

بالله که ندیدیم به جز نور جمالش

هر نقش خیالی که مرا در نظر آمد

با عقل همی بودم و خوش بود دو روزی

عشق آمد و از صحبت او خوبتر آمد

هر بنده که آمد به سراپردهٔ سید

شد شاه جهان و همه جا معتبر آمد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

مستانه ساقی از در در آمد

از دولت او کارم بر آمد

جان گرامی کردم فدایش

عمر عزیزم خوش بر سر آمد

خورشید حسنش خوش بر سر آمد

سرو روانش چون در بر آمد

استغفرالله از توبه کردن

بود آن گناهی از من گر آمد

از مجلس ما زاهد روان شد

ساقی سرمست از در درآمد

مستانه جامی پر می به من داد

صد بارم از جان آن خوشتر آمد

چون نعمت الله رندی حریفی

وقتی چنین خوش ، خوش درخور آمد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

عمر ما رفته بود باز آمد

کارساز خوشم به ساز آمد

مطربم ساز عاشقان بنواخت

باز آواز دلنواز آمد

می کند باز ناز خواجه ایاز

جان محمود در نیاز آمد

نقد قلبی ز آتش عشقش

گرم گردید و پاکباز آمد

باز پرواز کرد از بر شاه

کرد صید خوشی و باز آمد

عشق مستست و جام می بر دست

در ولایت به ترکتاز آمد

نعمت الله رسید مست و خراب

این چنین حاجی از حجاز آمد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

واحد به صفات کثرت آمد

کثرت بالذات وحدت آمد

سیلاب محبتش روان شد

عالم همه غرق رحمت آمد

از جود وجود داد ما را

منعم همه عین نعمت آمد

ما کشتهٔ او و خونبها او

قیمت چو به قدر همت آمد

معشوق حریف و عشق ساقی

زان مجلس ما چو جنت آمد

دل آینه ، عشق آفتابی

این آینه ماه طلعت آمد

سید به ظهور بنده ای شد

سلطان چو گدا به خدمت آمد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

عمر ما رفته بود باز آمد

کار بی ساز ما به ساز آمد

جان هجران کشیده دلخوش شد

مژدهٔ وصل دل نواز آمد

هر که ابروی یار ما را دید

یافت محراب و در نماز آمد

عشق سرمست ملک دل بگرفت

لشگر او به ترکتاز آمد

شادمانیم و عاقبت محمود

غم نداریم چون ایاز آمد

دل به دلبر سپرده ایم دگر

خاطر از هر چه بود باز آمد

ناز آغاز کرد باز آن یار

نعمت الله در نیاز آمد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

آنها که نگار را نگارند

پیوسته نگار را نگارند

جانی یابند هر زمانی

هر دم جانی بدو سپارند

این طرفه که زاهدان مخمور

از مستی ما خبر ندارند

ای عقل برو که بزم عشقست

اینجا چه توئی کجا گذارند

هر لحظه ز غیب در شهادت

طرح دگری ز نو بر آرند

عالم دانی که در نظر چیست

نقشی که بر آب می نگارند

مستیم و حریف نعمت الله

بیچاره کسان که در خمارند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:58 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123522
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث