به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

چارپا در پی علف گردد

تا به وقتی که خود تلف گردد

آدمیئی که معرفت دارد

شک ندارم که خود خلف گردد

قطب عالم یگانه ای باشد

که چو ما جمله را کنف گردد

آشنای محیط بحر ازل

واقف از دُر و از صدف گردد

هر کسی میل جنس خود دارد

آن یکی گوهر این خزف گردد

شیرمردی به خنجر و شمشیر

مرد مطرب به نای و دف گردد

سید ما چو عف عفی فرمود

لاجرم این و آن معف گردد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

در جهنم خراب می گردد

دیده ها پر ز آب می گردد

آن همه تخت و ملک را بگذاشت

این زمان در سراب می گردد

همچو سر گشته ای به گرما در

روز و شب در عذاب می گردد

سخت مخمور ماند میر قمر

همچنان بی شراب می گردد

رند مستی که یار سید ماست

نیک مست خراب می گردد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

به چشم ما جهانی می توان دید

در این آئینه آنی می توان دید

دل زنده دلان چون زنده از اوست

ببین در دل که جانی می توان دید

خوشی در چشم مست ما نظر کن

که نور او روانی می توان دید

اگر بینی تو رند باده نوشی

دمی بنگر زمانی می توان دید

دل من سوخته است از آتش عشق

از آن داغش نشانی می توان دید

بیا بر چشم ما بنشین زمانی

که بحر بیکرانی می توان دید

بگیر این جام می از نعمت الله

که از نورش فلانی می توان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید

یا ماه هلالی است که در آب توان دید

هر دیده که او مست شد از جام الهی

در شیخ عیان بیند و درشاب توان دید

خورشید جمالش به تو گر روی نماید

آن نور در آئینهٔ مهتاب توان دید

گر بر تو در گنج خزائن بگشایند

آن گنج نهان گشته ز هر باب توان دید

اعیان همه آئینهٔ اسمای الهی است

مربوب توان دیدن و ارباب توان دید

محبوب و محبند همه عالم و آدم

او را به یقین با همه احباب توان دید

گر سید و بنده به هم ای دوست ببینی

نورند که در دیدهٔ اصحاب توان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

چشمم نورت در این و آن دید

روشن چشمی که آن چنان دید

غیری نگذاشت غیرت تو

غیر تو چو نیست چون توان دید

جام است و شراب هر دو با ما

این دیدهٔ ما همین همان دید

گوئی که چگونه دید چشمت

بگذر ز نشان که بی نشان دید

دریای محیط دیدهٔ ما

در جام جهان نما روان دید

دیده نظری ز نور او یافت

آن نور لطیف او به آن دید

در دیدهٔ مست نعمت الله

نوریست که چشم ما عیان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

چشمم نورت در این و آن دید

روشن چشمی که آنچنان دید

غیری نگذاشت غیرت تو

غیر تو چو نیست چون توان دید

تمثال جمال دیدهٔ ما

در جام جهان نما روان دید

دیده نظری ز نور تو یافت

در ذره و آفتاب آن دید

بحریم و حباب عین ما آب

این دیدهٔ ما هم این هم آن دید

از نام و نشان خبر چه پرسی

هر دیده که دید بی نشان دید

این دیدهٔ مست نعمت الله

آن نور به عین آن عیان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید

یاری که نظر کرد در این دیده عیان دید

خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده

نقاش در این نقش پدید است توان دید

صاحبنظر آن است که در هر چه نظر کرد

در صورت آن شاهد معنیش توان دید

روشن بود آن دیده که در مجلس رندان

چون جام مئی یافت هم این دید و هم آن دید

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

نور بصر ماست هر آن دیده که آن دید

در آینه بنمود جمال و چه جمالی

چون نیک نظر کرد به خود ، خود نگران دید

از نور خدا دیدهٔ سید شده روشن

هر کس که در این دیدهٔ ما دید چنان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

نوریست که آن نور به آن نور توان دید

هر دیده که آن دید یقین دان که چنان دید

جام می عشق است که در دور روان است

در دور قمر هر که نظر کرد روان دید

در آینه بنمود جمال و چه جمالی

خود را چه به خود دید ، به خود خود نگران دید

چشمی که نظر از نظر اهل نظر یافت

در هر چه نظر کرد همین دید و همان دید

بی نام و نشان شو که نشان نقش خیالیست

این نیست نشانی که تو گوئی به نشان دید

گوئی که مرا هست تمنای وصالش

نقشی و خیالی است که درخواب توان دید

نوریست که سید به همه خلق نماید

یاری که نظر کرد به هر دیده عیان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دید

در چشم او نیاید هر چشمه ای ، چو آن دید

ای نور دیدهٔ ما در چشم ما نظر کن

کائینه ایست روشن آن رو در او توان دید

ما را اگر بجوئی ما را به ما توان یافت

هر کس که دید ما را می دان که آنچنان دید

جام جهان نمائی است یعنی که این دل ما

هر کو در او نظر کرد مجموعهٔ جهان دید

از عشق اگر نشانی پرسی نشان بگویم

بی نام و بی نشان شد یاری که زو نشان دید

هر ناظری که بنشست در چشم ما زمانی

در بحر دیدهٔ ما دریای بیکران دید

رندی که نعمت الله بیند به چشم معنی

داند که دیدهٔ ما سرخیل عاشقان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

 

او را به خود نبینی او را به او توان دید

هر کس که دید او را می دان که آنچنان دید

دیده ندید غیرش چندان که گشت و گردید

خوش دیده ای که او را در غیر آن توان دید

جام جهان نمائی یاری که در نظر داشت

او نور چشم مردم در آینه عیان دید

سرچشمهٔ حیات است این بحر دیدهٔ ما

در چشم ما نظر کن کان بحر می توان دید

حکم ولایت ما منشور حضرت اوست

توقیع آن نبیند هر کس که آن نشان دید

دل دیدهٔ خوشی دید روشن به نور رویش

جانان هر دو عالم در جسم و جان روان دید

رندی که نعمت الله سرمست بیند او را

شاید اگر بگوئی سرخیل عاشقان دید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 5:59 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122848
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث