به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی

ببین کرا به که در دوستی بدل کردی

چه اعتماد توان کرد بر تو ای غافل

که اعتماد بر آن مایهٔ حیل کردی

مرا محل ستادن نماند در کویت

ز بس که با دگران لطف بی‌محل کردی

بر آن شدی که کنی نام خویش بر دل غیر

خیال سکه زدن بر زر دغل کردی

نبود بد عمل من چرا در آزارم

عمل به قول رقیبان بدعمل کردی

بسی مدد ز اجل خواست روزگارو نکرد

مرا به گور ولیکن تو بی‌اجل کردی

نبود مثل تو اول کسی چرا آخر

بناکسی همه جا خویش را مثل کردی

و گر چه پاس تو دارم به چشم رمز شناس

که آنچه در نظرم بود محتمل کردی

حدیث نیک دهد یار محتشم دیگر

بگو چو ختم حکایت برین غزل کردی

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی

ببین برای که ای بی‌وفا کرا کشتی

بران دمی که دمیدی نهان بر آتش غیر

چراغ انجمن افروز عشق ما کشتی

رقیب دامن پاکت گرفت و پاک نسوخت

دریغ و درد که زود آتش حیا کشتی

چو من هلاک شوم از طبیب شهر بپرس

که مرگ کشت مرا یا تو بی‌وفا کشتی

کسی ندیده که یک تن دو جا شود کشته

مرا تو آفت جان صد هزار جا کشتی

سرم ز کنگر غیرت بر اهل درد نما

مرا چو بر در دروازه بلا کشتی

حریف درد تو شد محتشم به صد امید

تو بی‌مروتش از حسرت دوا کشتی

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتی

می‌برم آخر سر خود با سر بی‌غیرتی

سر چو نقش بستر از جا برندارد هرکه او

همچو من پهلو نهد بر بستر بی‌غیرتی

از جبینم کوکبی می‌تابد و می‌خوانمش

بندهٔ داغ عشق و غیرت اختر بی‌غیرتی

هست در زیر نگینم کشوری عالی سواد

نام او در ملک غیرت کشور بی‌غیرتی

در ریاض وصل می‌بینم بری از حد برون

بر نهال عشق خود اما بر بی‌غیرتی

بشکنید ای دوستان دستم که تا بنشسته‌ام

بر در غیرت زدم صد ره در بی‌غیرتی

شاه غیرت گو که بنهد همچو ملک بی‌ملک

شهر دل را در میان لشگر بی‌غیرتی

ای دل آتشپاره‌ای بودی تو در غیرت چرا

بر سر خود بیختی خاکستر بی‌غیرتی

یا مبر نام غزالان محتشم یا همچو من

نام دیوان غزل کن دفتر بی‌غیرتی

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

یزک سپاه هجران که نمود پیشدستی

عجب ارنگون نسازد علم سپاه هستی

ز می فراق بوئی شده آفت حضورم

چه حضور ماند آن دم که رسد زمان مستی

عجب است اگر نمیرم که چو شمع در گدازم

ز بلند شعله وصلی که نهاده روبه پستی

چه کنی امیدوارم به بقای صحبت ای گل

تو که پای بر صراحی زدی و قدح شکستی

چه دهی تسلی من به بشارت توقف

تو که محمل عزیمت ز جفا به ناقه بستی

بجز این که نقد دین را همه صرف کردم آخر

تو ببین چه صرف کردم من ازین صنم‌پرستی

به دو روزه وصلی باقی چه امید محتشم را

که بریده بیم هجرش رگ جان به پیش‌دستی

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به

این لطف زبانی هم مخصوص رقیبان به

چون لطف نهان تو پیداست که باغیر است

مهری که مرا با تو پیدا شده پنهان به

اغیار چو بسیارند در کوی تو پا کوبان

بنیاد وصال مازین زلزله ویران به

عشاق چه غواصند در بحر وصال تو

کشتی من از هجران در ورطهٔ طوفان به

چون آینهٔ رویت دارد خطر از اشگم

چشمی که بود بی‌نم بر روی تو حیران به

چون من ز میان رفتم دامن بکش از یاران

در حشر گرت باشد یکدست بدامان به

امشب که هم آوازند با غیر سگان تو

گر محتشم از غیرت کمتر کندافغان به

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه

چون روان بر سر کویت نبود پای همه

بر آتش که شده کوی تو جای همه کس

وای اگر بر دل گرم تو بود جای همه

آنچه در آینهٔ روی تو من می‌بینم

گر ببیند همه‌کس وای من و وای همه

آه من در صف عشاق به گردون شده آه

گر چنین دود کند آتش سودای همه

دامن خلعت لطف تو دراز آمده وای

اگر این جامه شود راست به بالای همه

چه شناسی تو ز اندوده مس قلب دلان

بر محک تا نزنی نقد تمنای همه

محتشم رفع گمان کن که بنا بر غرضی است

آن مه مملکت آشوب دلارای همه

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو

سیه گزدید بزمم شمع مجلس دیدهٔ من کو

عنان بخت هر بی دل که بینی دلبری دارد

نگهدار عنان بخت بر گردیدهٔ من کو

به میزان نظر طور بتان را جمله سنجیدم

ندیدم یک کران تمکین بت سنجیدهٔ من کو

بود دامن به دست صد خس این گلهای رعنا را

گل یکرنگ دامن از خسان برچیدهٔ من کو

چو مجنونی ببینی در بیابانها بپرس ای مه

که مجنون بیابان گرد محنت دیدهٔ من کو

چو ناوک خورده صیدی را تنی بسمل بگو با خود

که صید زخمی در خاک و خون غلطیدهٔ من کو

ز اشک محتشم افتاد شور اندر جهان بی تو

تو خود هرگز نگفتی عاشق شوریدهٔ من کو

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه

چشم از رویت نبستم روی چشم من سیاه

کم نگه کردم که رویت را ندیدم سوی غیر

غیرتم بنگر که دیگر می‌کنم سویت نگاه

مدعی سررشتهٔ وصلت به چنگ آورده است

هست زلف در همت اینک به این مغنی گواه

غیر پر کید و تو بی‌قید و من از مجلس برون

جز خدا دیگر که پاس عصمتت دارد نگاه

حکم غیرت نیست در ملک دلم جاری بلی

از سیاستهای پیشین تایب است این پادشاه

گردد ای بت تا کی ازین جنگهای زرگری

از تو ضایع ناوک بیداد و از من تیر آه

از ته دل با کسان میدار صحبت بعد از آن

میشو از لطف زبانی محتشم را عذر خواه

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او

به جان هرچند رنجم بیشتر میرم برای او

به کارم هر گره کاندازد آن پیمان گسل گردد

مرا دل‌بستگی افزون به زلف دلگشای او

دل آزارست اما آنقدر دانسته دلداری

که بیزار است از آزادی خود مبتلای او

جفاکار است لیکن می‌دهد زهر جفاکاری

چنان شیرین که از دل می‌برد ذوق وفای او

بلای جان ناساز است و جانبازان شیدا را

میسر نیست یکدم شاد بودن بی‌بلای او

شه اقلیم بیداد است و مظلومان محنت کش

برای خود نمی‌خواهد سلطانی ورای او

نخواهد محتشم جز آستانش مسندی دیگر

که مستغنی است از سلطانی عالم گدای او

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

 

چون جلوه‌گر گردد بلا از قامت فتان تو

صد ره کنم در زیر لب خود را بلاگردان تو

در جلوهٔ تو نازک میان کوشیده بهر من به جان

من کرده در زیر زبان جان را فدای جان تو

در رقص هرگه بسته‌ای زه بر کمان دلبری

من تیر نازت خورده و گردیده‌ام قربان تو

چون رفته‌ای دامن‌کشان من از تخیل سوده‌ام

بر پرده‌های چشم خود منت کشان دامان تو

هر شیوه کز شرم و حیا در پرده بودت ای پری

از پرده آوردی برون ای من سگ عرفان تو

از حاضران در غیرتم با اینکه هست از یک دلی

روی اشارتها به من از عشوهٔ پنهان تو

کاکل پریشان چون روی گامی گران کن جان من

تا جان فشاند محتشم بر جعد مشک افشان تو

ادامه مطلب
سه شنبه 17 مرداد 1396  - 1:21 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5100691
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث