رفتی ای خواجه و زیان کردی
عرض خود در سر زبان کردی
باز گفتی زنان چنین گفتند
از زبان زنان زیان کردی
رفتی ای خواجه و زیان کردی
عرض خود در سر زبان کردی
باز گفتی زنان چنین گفتند
از زبان زنان زیان کردی
در ره حق اگر تو دیناری
گمرهان را به سوی دین آری
ور مقید شوی به دیناری
کمتر از مقبلی و دیناری
گر بمیری ز خود بقا یابی
ور کشی زحمتی عطا یابی
هر که مرد او دگر نخواهد مرد
گر بمیری ز خود بقا یابی
ز صورت گر شوی فانی ازین معنی بقا یابی
ازین و آن چو بگذشتی همه نور خدا یابی
درین دریای بی پایان اگر غرقه شوید چون ما
به عین ما نظر می کن که عین ما ز ما یابی
رایت اللّه فی عینی بعینه
و عینی عینه فانظر بعینه
حبیبی عند غیر غیر عینی
و عندی عینه من حیث عینه
ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانه
بس گوهر لطیفی سفتیم عارفانه
از قول نعمتاللّه شرح خوشی نوشتیم
این راه عارفان را رفتیم عارفانه
مظهر کامل است عبداللّه
بر همه شامل است عبداللّه
وصف او را کجا توانم کرد
سیّد کامل است عبداللّه
اگر درویش میجوئی منم درویش بیچاره
و گر دلریش میجوئی منم دلریش بیچاره
اگر تو آشنا جوئی منم خود آشنای تو
و گر بی خویش میجوئی منم بی خویش بیچاره
مظهر اسم اعظم است آن شاه
به حقیقت یکی است عبداللّه
نعمتاللّه به صدق میگوید
وحده لا اله الا اللّه
اهل عقبی همت از وی یافته
مالداران ثروت از وی یافته
نعمت دنیی و عقبی را چه قدر
نعمتاللّه نعمت از وی یافته