به هر چه می نگرم نور طلعت شاه است
به هر طرف که روان می شوم همه راه است
به هر چه می نگرم نور طلعت شاه است
به هر طرف که روان می شوم همه راه است
به یکشنبه بنا آغاز می کن
وگر عزم سفر داری دوشنبه
به هر چه می نگرم نور طلعت شاه است
به هر طرف که روان می شوم همه راه است
به هر طرف که روان می شوید ملک شماست
اگر به جانب شروان روید اولی تر
به قدر روزنه تابد به خانه نور قمر
اگر به مشرق و مغرب ضیاش نام بود
به قدر هر که آورد ایمان
نخورد غم چو ما بود شادان
به نور طلعت تو یافتم جمال تو را
به آفتاب توان دید آفتاب کجاست
به سایه روی منه رو به آفتاب آور
به آفتاب نشین و ز نور او بر خور
به رنگی شو که رنگی بر نتابد
سواد الوجه فی الدارین این است
به پنجشنبه مراد خویش می خواه
ز هر بابی که خواهی از که و مه