به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

یارم اگر ز سرش نقابی بسته

بگشوده دو زلف و خوش حجابی بسته

در دیدهٔ ما خیال روی خوبش

نقشیست که بر عارض آبی بسته

غیب مطلق حضرتی از حضرتش

عالم اعیان بود در خدمتش

هم شهادت حضرتی دیگر بود

عالم او ملک خوش پیکر بود

حضرتی دیگر بود غیر مضاف

در میان هر دو حضرت بی خلاف

وجه غیب مطلقش جبروت دان

علم معقولات ازین عالم بخوان

با شهادت وجه او باشد مثال

چار حضرت گفته صاحب کمال

هم مثال مطلقش را گفته اند

عارفان بسیار دُری سفته اند

باز ملکوتست وجهی دیگرش

با مثال روشن مه پیکرش

این مثالش را مقید نام گو

عالم ملکوت را اینجا بجو

حضرتی کو جامع این هر چهار

باشد او انسان کامل یاد دار

چار حضرت در یکی حضرت نگر

تا به بینی پنج حضرت ای پسر

غیب مطلق را نگر در عین او

هم شهادت بین در آن ملک نکو

از صفای نفس او ملکوت بین

وز مثال مطلقش جبروت بین

مجمع البحرین اگر جوئی وی است

صورتا جامست در معنی می است

مظهر الله قطب عالم است

روح و جسمش اصل و فرع آدمست

بی وجود او ندارد کس وجود

ظل الله است و سلطان شهود

عالمی را نور می بخشد مدام

از عطای اسم اعظم والسلام

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

گر تو را دردیست رو درمان بجو

ور تو را سرّیست با مرشد بگو

گر نداری مرشدی جویاش باش

چون بدیدی گرد ِ خاک ِ پاش باش

دامن او را بگیر و بنده شو

وانگهی در بندگی پاینده شو

هرچه فرماید مکن بر وی مزید

تا مریدی گردی و چون بایزید

چیست شرط ره سخن بشنودن است

مردهٔ پیر مربی بودنست

بی مربی کار کی گردد تمام

مرشدی باید مکمل والسلام

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

گر به هستی آئی اینجا نیستی

کوش تا در راه هستی نیستی

نیستی و دم ز هستی می زنی

از منی بگذر اگر یار منی

ملک توحید از دوئی بر هم مزن

از دوئی در حضرت او دم مزن

اعتباری باشد این ما و توئی

اعتباری خود ندارد این دوئی

اسم اعظم در همه عالم یکی است

وحدت اسم و مسمی بی شکی است

هرچه بینی صورت اسمای اوست

هر که یابی غرقهٔ دریای اوست

جام و می گر چه دو باشد در نظر

در حقیقت یک بود نیکو نگر

دو نماید گر چه یک باشد نه دو

یک بود دو گر نباشد ما و تو

گر یکی را صد شماری صد یکیست

صد مراتب باشد و آن یک خود یکی است

گرنه ای احول یکی را دو مبین

ور یکی می بیند آن ، تو دو مبین

رو فنا شو از صفات و ذات خود

تا ز تو با تو نماند نیک و بد

چون شدی فانی فنا شو از فنا

تا خدا ماند خدا ماند خدا

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

با تو گویم نکته ای در نقطه ای

وصف نقطه می کنم در نکته ای

از سه نقطه یک الف ظاهر شده

در حروف آن یک الف ناظر شده

نقطهٔ ذاتست اصل این عدد

در عدد نبود احد باشد احد

عقل اول نقطهٔ آخر بود

نقطه ها باطن الف ظاهر بود

اعتبار نقطهٔ کن در صفات

تا بیابی هر دو نقطه عین ذات

عقل اول نور ختم انبیا

مظهر ذات و صفات کبریا

سر نقطه در الف چون نقش بست

آن الف بر اول دفتر نشست

آن الف از اول احمد بجو

سرّ پیغمبر بیا با ما بگو

خوانم از لوح قضا سرّ قدر

از قدر دریاب حالی این قدر

اصل مجموع کتب ام الکتاب

فهم کن والله اعلم بالصواب

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

روح اعظم صورت اسم اله

پرده دار حضرت آن پادشاه

آدم معنی است یعنی عقل کل

صورتش جام است و معنی عین گل

جزو کل از عقل کل حاصل بود

این کسی داند که او واصل بود

اسم الرحمن از او آموختیم

شمع خود از نور او افروختیم

اسم اعظم نزد ما باشد قدیم

یعنی بسم الله الرحمن الرحیم

بحر اعیان گر شود یک سر مداد

کی تواند داد این تقریر داد

ور قلم جاوید بنویسد کلام

همچنان باقی بود ما لا کلام

جمله اعیان صورت اسمای اوست

دوستدار و صورت خود دوست دوست

اول این بحر خوانندش ازل

آخرش باشد ابد ای بی بدل

مائی ما در میان بررخ نمود

ور نه بی ما این دوئی هرگز نبود

برزخ ما در میان پامال شد

ماضی و مستقبل ما حال شد

هو معنا و فانظروا معنی

انه ظاهر بنا فینا

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

من ولایت در ولایت دیده ام

خوش ولی ای در ولایت دیده ام

گفتهٔ اهل ولایت گوش کن

جام باده از ولایت نوش کن

چشم از نور ولایت روشن است

در ولایت آن ولایت با من است

با ولایت هر که او همدم بود

در ولایت صاحب اعظم بود

یک دمی بر نور چشم ما نشین

دیدهٔ اهل ولایت را ببین

صورت و معنی که هر دو با من است

از نبوت وز ولایت روشن است

در ولایت هر چه بینی او بود

لاجرم عالم همه نیکو بود

از ولایت تا ولایت یافتم

هر زمانی صد ولایت یافتم

هر که را باشد ولایت از خدا

در ولایت باشد او از اولیا

اسم حق باشد ولی در شرع و دین

هم ولایت وصف او باشد یقین

شد نبوت ختم اما جاودان

باشد این حکم ولایت در میان

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

علم ما در علم او عین وی است

علم عالم بی وجودش لاشی است

می دهد ما را وجود از جود خویش

می دهیم او را ظهور از بود خویش

آبروی جام می از وی بود

گر چه وی را هم ظهور از می بود

جام در دور است و ساقی در نظر

جام می بستان و ساقی می نگر

یک زمان بر دیدهٔ بینا نشین

شاهد معنی به هر صورت ببین

عالمی از نور او روشن شده

یوسفی پنهان به پیراهن شده

در محیط علم اعیان چون حباب

نقش بسته صورت اسما بر آب

عین ما بر ما اگر پیدا بود

هرچه ما بینیم عین ما بود

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

صوت نائی بشنو از آواز نی

تا تو را رهبر شود ای نیک پی

راز نائی می کند نی آشکار

این سخن از نعمت الله یاد دار

می زنندش نی به آواز حزین

دردمند زار می نالد چنین

از حبیب الله کلام حق شنو

زین مقید سر آن مطلق شنو

در همه آینه او را نگر

بلکه هر آینه او را نگر

آینه باشد هزار آهن یکی

هر یکی آن یک نماید بی شکی

مظهرش اینست و مظهر این چنین

آن یکی در هر یکی روشن ببین

آفتابی تافته بر آینه

می نماید آینه هر آینه

هر چه بینی صورت و اسم وی است

صورت و معنیش جام پر می است

اسم او عین وی و غیر وی است

عین ما خود غیر اسم او کی است

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

 

ساقی مستیم و جام می به دست

می خورند از جام ما رندان مست

ملک میخانه سبیل ما بود

آید اینجا هر که او ما را بود

هر کجا رندیست ما را محرم است

هرکجا جامیست با ما همدم است

صورت او مظهر معنی ماست

این و آن دو شاهد دعوی ماست

علم وحدانیست علم عارفان

علم اگر خوانی چنین علمی بخوان

قول ما صدیق تصدیقش کند

او محقق نیست تحقیقش کند

تا ننوشی می ندانی ذوق می

تا نگردی وی نیابی حال وی

مستم و خوردم شراب بی حساب

هرکه بیند گویدم خورده شراب

ادامه مطلب
سه شنبه 10 مرداد 1396  - 11:03 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5117192
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث