بی موی تونیست موی کس موئی راست
بی روی تو روی دگران روی و ریاست
بی موی تو ای موی میان موی که دید
بی روی تو در روی زمین روی کراست
بی موی تونیست موی کس موئی راست
بی روی تو روی دگران روی و ریاست
بی موی تو ای موی میان موی که دید
بی روی تو در روی زمین روی کراست
تا روی ز زیرِ پرده بنمودی تو
صد پرده دریدی و ببخشودی تو
امروز همه جهان ز تو پُر شور است
زین پیش که داند که کجا بودی تو
چون روی تو در همه جهان روی کراست
بی روی تو یک مو سرِ جان روی کراست
خورشید ز خجلتِ رخت پشت بداد
میگشت به پهلو که چُنان روی کراست
دی گفت: حجب ز پیش برنگرفتم
دو کون ز راهِ خویش برنگرفتم
صد عالمِ تشویر پدیدار آمد
یک پرده کنون ز پیش برنگرفتم
دی گفت: چو تو صد به زیانی سوزم
تا می چه کنم که ناتوانی سوزم
چون من به کرشمهای جهانی سوزم
بنگر تو مرا که نیم جانی سوزم
دوش آمد و گفت: اگر چه کم میآیم
پیش از دو جهان به یک قدم میآیم
از ما نتوان گریخت از خود بگریز
کانجا که روی با تو به هم میآیم
دوش آمد و گفت: ای وطن بگرفته
دو کون به هم ز جان و تن بگرفته
چون من همهام تو هیچ شرمت بادا
من آمده و تو جای من بگرفته
دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
در عشق دمِ سرد و دلِ گرمت نیست
گفتم: «برهان مرا ز من، ای همه تو!»
گفتا که کیی تو، خویش را شرمت نیست
امشب ز پگاهی به خروش آمدهای
چونست که مستتر ز دوش آمدهای
در بازارت نمیرود کار مگر
زانست که درخانه فروش آمدهای
امشب بَرِ ما مست که آورد ترا
وز پرده بدین دست که آورد ترا
نزدیکِ کسی که بی تو بر آتش بود
چون باد نمیجست که آورد ترا