به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

خطی از غالیه بر غالیه‌دان آوردی

دل این سوخته را کار به جان آوردی

نه که منشور نکویی تو بی طغرا بود

رفتی از غالیه طغرا و نشان آوردی

تا به ماهت نرسد چشم بد هیچ کسی

ماه را در زره مشک‌فشان آوردی

نیست از جانب من تا به تو یک موی میان

تو چرا بیهده از موی میان آوردی

هرکه او از سر کوی تو به مویی سر تافت

با سر موی خودش موی کشان آوردی

گفتم از لعل لبت یک شکر آرم بر زخم

گفت آری شدی و زخم زبان آوردی

خواست از لعل تو عطار به عمری شکری

جگرش خوردی و کارش به زیان آوردی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:57 PM

با خط سرسبز بیرون آمدی

آفت دلهای پرخون آمدی

تا خط آوردی به خون عاشقان

چست از بهر شبیخون آمدی

در درون دل درآیی یک زمان

شبروی را چونکه بیرون آمدی

چون کمین گیرم که بر خورشید و ماه

در کمال حسن افزون آمدی

دوش در جوش آمدم در نیم شب

در برم با جام گلگون آمدی

در گرفتی شمع و در دادی شراب

راستی را چست موزون آمدی

سرو بودی کز چمن برخاستی

ماه بودی تو ز گردون آمدی

کس نداند کور بادا چشم بد

کان زمان در چشم ما چون آمدی

در میان حلقه با زنجیر زلف

در خور عطار مجنون آمدی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:57 PM

ای لبت ختم کرده دلبندی

بنده بودن تو را خداوندی

آفتاب سپهر رویت را

بر گرفته ز ره به فرزندی

دیده‌ام آب زندگانی تو

من بمیرم ز آرزومندی

در غم آب زندگانی تو

گر بمیرم به درد نپسندی

تا به زلفت دراز کردم دست

همچو زلفت به پای افکندی

چون به زلف تو دست بگشادیم

چون به موییم در فروبندی

قلعهٔ آسمان به یک سر موی

بگشایی به حکم دلبندی

عاشقان چون سپر بیفکندند

زره زلف چند پیوندی

چون کرشمه کنی به نرگس مست

گم شود عقل را خردمندی

تا به آزادی آمدی در کار

سرو را بن ز بیخ بر کندی

بوسه‌ای بی جگر بده آخر

چند عطار را جگر بندی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:57 PM

درج یاقوت درفشان کردی

دیو بودی و قصد جان کردی

شکری خواستم از لعل لبت

هر دو لب را شکرستان کردی

گفتم این لحظه یافتم شکری

روی از آستین نهان کردی

وا گرفتی ز بیدلی شکری

با چنین لب چرا چنان کردی

از سبک روحی تو این نسزد

گر تو بر خشم سر گران کردی

عشوه دادی مرا در اول کار

دلم از وصل شادمان کردی

آخر کار چون ز دست شدم

چشمم از هجر خون‌فشان کردی

ریختی تیر غمزه بر رویم

تا مرا پشت چون کمان کردی

چون دلم پیش خود هدف دیدی

دل من بد بتر از آن کردی

آن چه کردی ز جور با عطار

شیوهٔ دور آسمان کردی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:57 PM

تا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردی

در نیستی مطلق مرغی بپر نگردی

زین ابر تر چو باران بیرون شو و سفر کن

زیرا که بی سفر تو هرگز گهر نگردی

این پردهٔ نهادت بر در ز هم که هرگز

در پرده ره نیابی تا پرده‌در نگردی

گر با تو خلق عالم آید برون به خصمی

گر مرد این حدیثی زنهار برنگردی

ور بر تو نیز بارد ذرات هر دو عالم

هان تا به دفع کردن گرد سپر نگردی

گرچه میان دریا جاوید غرقه گشتی

هش دار تا ز دریا یک موی تر نگردی

گر عاقل جهانی کس عاقلت نخواند

تا تو ز عشق هر دم دیوانه‌تر نگردی

گر تو کبود پوشی همچون فلک درین راه

همچون فلک چرا تو دایم به سر نگردی

عطار خاک ره شو زیرا که اندرین راه

بادت به دست ماند خاک ره ار نگردی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:57 PM

ای آفتاب از ورق رویت آیتی

در جنب جام لعل تو کوثر حکایتی

هرگز ندید هیچ کس از مصحف جمال

سرسبزتر ز خط سیاه تو آیتی

بر نیت خطت که دلم جای وقف دید

کرد از حروف زلف تو عالی روایتی

از مشک خط خود جگرم سوختی ولیک

دل ندهدم که در قلم آرم شکایتی

آب حیات در ظلمات ظلالت است

تا کی ز عکس لعل تو یابد هدایتی

خورشید را که سلطنت سخت روشن است

بنگر گرفت سایهٔ زلفت حمایتی

هر دم ز زلف تو شکنی دیگرم رسد

زان پی نمی‌برم شکنش را نهایتی

چون زلف تو به تاب درم تا کیم رسد

از زلف عنبر تو نسیم عنایتی

زلف توراست از در دربند تا ختن

زان دل فرو گرفت زهی خوش ولایتی

عطار تا که بود، نبودش به هیچ روی

جز دوستی روی تو هرگز جنایتی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:57 PM

گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی

ورنه به خانه بنشین چه مرد این نبردی

درمان عشق جانان هم درد اوست دایم

درمان مجوی دل را گر زنده دل به دردی

گفتی به ره سپردن گردی برآرم از ره

نه هیچ ره سپردی نه هیچ گرد کردی

گرچه ز قوت دل چون کوه پایداری

در پیش عشق سرکش چون پیش باد گردی

مردان مرد اینجا در پرده چون زنانند

تو پیش صف چه آیی چون نه زنی نه مردی

مردان هزار دریا خوردند و تشنه مردند

تو مست از چه گشتی چون جرعه‌ای نخوردی

گر سالها به پهلو می‌گردی اندرین ره

مرتد شوی اگر تو یک دم ملول گردی

باید که هر دو عالم یک جزء جانت آید

گر تو به جان کلی در راه عشق فردی

بگذر ز راه دعوی در جمع اهل معنی

مرهم طلب ازیشان گر یار سوز و دردی

عطار اگر به‌کلی از خود خلاص یابد

یک جزو جانش آید نه چرخ لاجوردی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:57 PM

جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی

من بر کنار رفتم تو در میان نشستی

گر جان ز من ربودی الحمدلله ای جان

چون تو بجای جانم بر جای جان نشستی

گرچه تو را نبینم بی تو جهان نبینم

یعنی تو نور چشمی در چشم از آن نشستی

چون خواستی که عاشق در خون دل بگردد

در خون دل نشاندی در لامکان نشستی

من چون به خون نگردم از شوق تو چو تنها

در زیر خدر عزت چندان نهان نشستی

گفتی مرا چو جویی در جان خویش یابی

چون جویمت که در جان بس بی نشان نشستی

برخاست ز امتحانت یکبارگی دل من

من خود کیم که با من در امتحان نشستی

تا من تو را بدیدم دیگر جهان ندیدم

گم شد جهان ز چشمم تا در جهان نشستی

عطار عاشق از تو زین بیش صبر نکند

نبود روا که چندین بی عاشقان نشستی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:56 PM

ای همه راحت روان، سرو روان کیستی

ملک تو شد جهان جان، جان و جهان کیستی

اینت جمال دلبری مثل تو کس ندیده‌ام

هیچ ندانم ای پسر تا تو از آن کیستی

از لب همچو شکرت پر گهر است عالمی

ای گهر شریف جان گوهر کان کیستی

بی تو چو جان و دل توی سیر شدم ز جان و دل

ای دل و جان من بگو تا دل وجان کیستی

ای زده راه بر دلم نرگس نیم مست تو

رهزن دل شدی مرا روح روان کیستی

عطار از هوای خود سود و زیان ز دست داد

از پی وصل و هجر خود سود و زیان کیستی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:56 PM

عشق را گر سری پدیدستی

این در بسته را کلیدستی

نرسد هیچکس به درگه عشق

کاشکی هیچ کس رسیدستی

یا اگر کس به پیشگه نرسد

اثر آن ز دور دیدستی

لیک عالم ز عشق موج زن است

ورنه عاشق نیارمیدستی

در دل ار نیستی تسلی عشق

بارها زین قفس پریدستی

در بیابان عشق نعره‌زنان

بی سر و پای می‌دویدستی

گاه چون خاک می‌فتادستی

گاه چون باد می‌وزیدستی

به یکی آه آتشین در راه

پرده از پیش بر دریدستی

در میان شراب‌خانهٔ عشق

بی دهان قطره‌ای چشیدستی

تا صبوح ابد چو دلشدگان

نعرهٔ عشق بر کشیدستی

دل عطار را درین معنی

به سخن روح پروریدستی

ادامه مطلب
جمعه 11 فروردین 1396  - 2:56 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 465

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5036141
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث