به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید

همه مستند در پندار یک هشیار بنمایید

ز دعوی هیچ نگشاید اگر مردید اندر دین

چنان کز اندرون هستید در بازار بنمایید

هزاران مرد دعوی دار بنماییم از مسجد

شما یک مرد معنی‌دار از خمار بنمایید

من اندر یک زمان صد مست از خمار بنمودم

شما مستی اگر دارید از اسرار بنمایید

خرابی را که دعوی اناالحق کرد از مستی

به هر آدینه صد خونی به زیر دار بنمایید

اگر صد خون بود ما را نخواهیم آن ز کس هرگز

اگر این را جوابی هست بی انکار بنمایید

خراباتی است پر رندان دعوی دار دردی کش

میان خود چنین یک رند دعوی‌دار بنمایید

من این رندان مفلس را همه عاشق همی بینم

شما یک عاشق صادق چنین بیدار بنمایید

به زیر خرقهٔ تزویر زنار مغان تا کی

ز زیر خرقه گر مردید آن زنار بنمایید

چو عیاران بی جامه میان جمع درویشان

درین وادی بی پایان یکی عیار بنمایید

ز نام و ننگ و زرق و فن نخیزد جز نگونساری

یکن بی زرق و فن خود را قلندروار بنمایید

کنون چون توبه کردم من ز بد نامی و بد کاری

مرا گر دست آن دارید روی کار بنمایید

مرا در وادی حیرت چرا دارید سرگردان

مرا یک تن ز چندین خلق گو یکبار بنمایید

شما عمری درین وادی به تک رفتید روز و شب

ز گرد کوی او آخر مرا آثار بنمایید

چه گویم جمله را در پیش راهی بس خطرناک است

دلی از هیبت این راه بی‌تیمار بنمایید

چنین بی آلت و بی دل قدم نتوان زدن در ره

اگر مردان این راهید دست‌افزار بنمایید

به رنج آید چنان گنجی به دست و خود که یابد آن

وگر هستید از یابندگان دیار بنمایید

درین ره با دلی پر خون به صد حیرت فروماندم

درین اندیشه یک سرگشته چون عطار بنمایید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

قدم درنه اگر مردی درین کار

حجاب تو تویی از پیش بردار

اگر خواهی که مرد کار گردی

مکن بی حکم مردی عزم این کار

یقین دان کز دم این شیرمردان

شود چون شیر بیشه شیر دیوار

چو بازان جای خود کن ساعد شاه

مشو خرسند چون کرکس به مردار

دلیری شیرمردی باید این جا

که صد دریا درآشامد به یکبار

ز رعنایان نازک‌دل چه خیزد

که این جا پردلی باید جگرخوار

نه او را کفر دامن‌گیر و نه دین

نه او را نور دامن‌سوز و نه نار

دلا تا کی روی بر سر چو گردون

قراری گیر و دم درکش زمین‌وار

اگر خواهی که دریایی شوی تو

چو کوهی خویش را برجای می دار

کنون چون نقطه ساکن باش یکچند

که سرگردان بسی گشتی چو پرگار

اگر خواهی که در پیش افتی از خویش

سه کارت می‌بباید کرد ناچار

یکی آرام و دیگر صبر کردن

سیم دایم زبان بستن ز گفتار

اگر دستت دهد این هر سه حالت

علم بر هر دو عالم زن چو عطار

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

دوش آمد و ز مسجدم اندر کران کشید

مویم گرفت و در صف دردی کشان کشید

مستم بکرد و گرد جهانم به تک بتاخت

تا نفس خوار خواری هر خاکدان کشید

هر جزو من مشاهده تیغی دگر بخورد

هر عضو من معاینه کوهی گران کشید

گفتار خویش بگذر اگر می‌توان گذشت

یعنی بلای من کش اگر می‌توان کشید

گفتم هزار جان گرامی فدای تو

از حکم تو چگونه توانم عنان کشید

چون جان من به قوت او مرد کار شد

از هرچه کرد عاقبتش بر کران کشید

در بی نشانیم بنشاند و مرا بسوخت

وانگه به گرد من رقمی بی نشان کشید

عمری در آن میانه چو بودم به نیستی

خوش خوش از آن میانه مرا در میان کشید

چون چشم باز کرد و دل خویش را بدید

سر بر خطش نهاد و خطی بر جهان کشید

بس آه پرده‌سوز که از قعر دل بزد

بس نعرهٔ عجیب که از مغز جان کشید

پایان کار دل چو نگه کرد نیک نیک

دلدار کرده بود، نه دل آنچه آن کشید

عطار آشکار از آن دید نور عشق

کان دلفروز سرمهٔ عشقش نهان کشید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

 

دلم دردی که دارد با که گوید

گنه خود کرد تاوان از که جوید

دریغا نیست همدردی موافق

که بر بخت بدم خوش خوش بموید

مرا گفتی که ترک ما بگفتی

به ترک زندگانی کس بگوید

کسی کز خوان وصلت سیر نبود

چرا باید که دست از تو بشوید

ز صد بارو دلم روی تو بیند

ز صد فرسنگ بوی تو ببوید

گل وصلت فراموشم نگردد

وگر خار از سر گورم بروید

غم درد دل عطار امروز

چه فرمایی بگوید یا نگوید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

درد کو تا دردوا خواهم رسید

خوت کو تا در رجا خواهم رسید

چون تهی دستم ز علم و از عمل

پس چگونه در جزا خواهم رسید

بی سر و پای است این راه عظیم

من به سر یا من به پا خواهم رسید

در چنین راهی قوی کاری بود

گر به یک بانگ درا خواهم رسید

می‌روم پیوسته در قعر دلم

می‌ندانم تا کجا خواهم رسید

جان توان دادن درین دریای خون

تا مگر در آشنا خواهم رسید

پی کسی بر آب دریا کی برد

من به گرداب بلا خواهم رسید

هر دم این دریا جهانی خلق خورد

گرچه من بر ناشتا خواهم رسید

علم در علم است این دریای ژرف

من چنین جاهل کجا خواهم رسید

گر هزاران ساله علم آنجا برم

آن زمان از روستا خواهم رسید

هیچ نتوان بردن آنجا جز فنا

کز بقا بس مبتلا خواهم رسید

هر که فانی شد درین دریا برست

وای بر من گر به پا خواهم رسید

بیخودی است اینجا صواب هر دو کون

گر رسم با خود خطا خواهم رسید

شبنمی‌ام ذره‌ای دارم فنا

کی به دریای بقا خواهم رسید

برنتابم این فنا سختی کشم

خوش بود گر در فنا خواهم رسید

کی شود عطار الا لا شود

زانچه بر الا بلا خواهم رسید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

 

عقل را در رهت قدم برسید

هر چه بودش ز بیش و کم برسید

قصهٔ تو همی نبشت دلم

چون به سر می‌نشد قلم برسید

دلم از بس که خورن بخورد از او

در همه کاینات غم برسید

بی‌تو از بس که چشم من بگریست

در دو چشمم ز گریه نم برسید

جان همی خواند عهدنامهٔ تو

چون به نامت رسید دم برسید

دل چو بنواخت ارغنون وصال

زود بگسست و زیر و بم برسید

در دم دل ز نقش سکهٔ عشق

نقش مطلق شد و درم برسید

عقل عطار چون ره تو گرفت

ره به سر می‌نشد قلم برسید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید

یاران موافق را از خواب برانگیزید

یاران همه مشتاقند در آرزوی یک دم

می در فکن ای ساقی از مست نپرهیزید

جامی که تهی گردد از خون دلم پر کن

وانگه می صافی را با درد میامیزید

چون روح حقیقی را افتاد می اندر سر

این نفس بهیمی را از دار در آویزید

خاکی که نصیب آمد از جور فلک ما را

آن خاک به چنگ آرید بر فرق فلک ریزید

یاران قدیم ما در موسم گل رفتند

خون جگر خود را از دیده فرو ریزید

عطار گریزان است از صحبت نا اهلان

گر عین عیان خواهید از خلق بپرهیزید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

دل چه خواهی کرد چون دلبر رسید

جان برافشان هین که جان پرور رسید

شربت اسرار را فردا منه

زانکه تا این درکشی دیگر رسید

گر سفالی یافتی در راه عشق

خوش بشو انگار صد گوهر رسید

خود تو آتش بر سفالی می‌نهی

هین که آنجا قسم تو کمتر رسید

صد هزاران موج گوناگون بخاست

دانی از چه موج بحر اندر رسید

چون یکی است این موج بحر مختلف

از چه خاست و از خشک و تر رسید

بحر کل یک جوش زد در سلطنت

به یکدم صد جهان لشکر رسید

چون نمی‌آید به سر زان بحر هیچ

پس چرا صد چشمه چون کوثر رسید

قطره چون دریاست دریا قطره هم

پس چرا این کامل آن ابتر رسید

قرب و بعد موج چون بسیار گشت

هر زمانی اختلافی در رسید

سلطنت از بحر می‌ماند به سر

بحر قسم قطرهٔ مضطر رسید

بی نهایت بود بحر، این اختلاف

از بصر آمد نه از مبصر رسید

بحر چون محوست، موجش در خطر

بحر را در دیده پا و سر رسید

کی بیاید بی نهایت در بصر

در خطر صد با خطر مبصر رسید

چون عدد در بحر رنگ بحر داشت

گر رسید انگشت از اخگر رسید

خوش برآمد صبح توحید از افق

زانکه خورشید آمد و اختر رسید

این همه اختر که شب بر آسمانست

لقمه‌ای گردد چو قرص خور رسید

پس یقین می‌دان که یک چیز است و بس

گر هزاران مختلف هم بررسید

در میان این سخن عطار را

هم قلم بشکست و هم دفتر رسید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

در ره عشق تو پایان کس ندید

راه بس دور است و پیشان کس ندید

گرد کویت چون تواند دید کس

زانکه تو در جانی و جان کس ندید

از نهانی کس ندیدت آشکار

وز هویداییت پنهان کس ندید

بلعجب دردی است دردت کاندرو

تا قیامت روی درمان کس ندید

در خرابات خراب عشق تو

یک حریف آب دندان کس ندید

گوهر وصلت از آن در پرده ماند

کز جهان شایستهٔ آن‌کس ندید

در بیابانت ز چندین سوخته

یک نشان از صد هزاران کس ندید

بس دل شوریده کاندر راه عشق

جان بداد و روی جانان کس ندید

جمله در راهت فرو رفته به خاک

بوالعجب تر زین بیابان کس ندید

خون خور ای عطار و تن در صبر ده

کانچه می‌جویی تو آسان کس ندید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:27 PM

تا خطت آمد به شبرنگی پدید

فتنه شد از چند فرسنگی پدید

چون ز تنگت نیست رایج یک شکر

جان کجا آید ز دلتنگی پدید

پیش خورشید رخت چون ذره‌ای

عقل ناید از سبک سنگی پدید

در زمستان روی چون گل جلوه کن

تا کند بلبل خوش آهنگی پدید

خون من خوردست چشم شنگ تو

چشم تو تا کی کند شنگی پدید

بی تو عمری صبر کردم وین زمان

اسب صبرم می‌کند لنگی پدید

می‌کشم خواری رنگارنگ تو

آخر آید بو که یک رنگی پدید

طفلکی‌ام هندوی وصلت مکن

هجر را بر صورت زنگی پدید

گر شود عطار خاکت آفتاب

بر درش آید به سرهنگی پدید

ادامه مطلب
چهارشنبه 9 فروردین 1396  - 8:21 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 465

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5040815
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث