استفاده از چادر برای لایک بیشتر!!

حجاب

 

یاد چادرهای ساده قدیمی و حجاب هایی که با این چادر نمایان بود بخیر ... ساده ، بدون آلایش، بدون زینت و خودنمایی.

راستی بر سر چادرهای ساده و اصیل چه آمد؟

آن اهالی که چادر را برای پوشش واقعی سر می کردند چه شدند؟

چند وقت پیش از یکی از خیابان های تهران در حال عبور بودم که نگاهم به یک نوع چادری که بر سر یک خانم بود جلب شد ... چادری که شاید بتوان گفت از مانتوهای ساده عده ای از اهالی که چادر سر نمی کنند  هم ، جلب توجه بیشتری داشت ...

****

شبکه های اجتماعی ... عکس های سلفی ... پدیده نوظهور محجبه های خودنما ...

چادری های امروزی که فقط چادر بر سر دارند اما هیچ کدام از مولفه های حجاب و پوشش در آنها نمایان نیست.

*****

یکی از مسائلی که اخیراً شبکه‌ های اجتماعی بستر مناسبی برای ترویج آن قرارگرفته است پدیده نو ظهور محجبه های خودنما است. پدیده‌ای که البته قبل از ورود شبکه‌ های رنگارنگ اجتماعی به کشور عملا در برخی از خانواده‌ ها وارد شده بود.

بعد از رواج تفکر مادر چادری و دختر مانتویی، آن ‌هم به بهانه تغییر تفکرات نسل جدید نسبت به گذشته، بعضاً شاهد هستیم برخی از فرزندان خانواده ‌ها به علل مختلف در کنار چادر از خود ظاهری ترسیم می ‌کنند که عملاً همه معیارهای یک حجاب برتر را زیر سوال می ‌برند طوری که آن چادر می ‌تواند به‌ جای تأثیر مثبت از تأثیرات کاملاً منفی برخوردار باشد.

پوشاندن زینت‌ ها به وسیله‌ای مانند روسری یا مقنعه و مانتو و یا معادل آن حداقلی است که قرآن بیان فرموده است.

علل اصلی افزایش خود نمایی محجبه ها چیست؟

به نظر می ‌رسد در مرحله اول که آفت چنین ظاهرهایی ملموس تر می شود، رواج عکس ‌های سلفی در شبکه ‌های اجتماعی آن هم توسط افرادی است که ادعای محجبه بودن دارند اما عملاً با انتشار عکس های خود دست به نوعی قبح شکنی می زنند. چرا که حداقل رعایت دستورات اسلام در بحث حجاب باید دوری بانوان از نگاه نامحرم صورت گیرد اما آیا انتشار عکس ‌های سلفی از نمای نزدیک که مورد استقبال پسران جوان هم قرار می‌گیرد، می ‌تواند رعایت این نکته مهم باشد؟

برخی از دختران سعی می‌ کنند پوشش ‌های زننده خود را در پشت چادر پنهان کنند و به این بهانه که چادر بر سر دارند هر چه که دلشان می ‌خواهد بپوشند و ملامتی هم از طرف کسی متوجه آن ‌ها نباشد.

این ها همه در حالی هستند که اسلام حدود حجاب را بیان کرده اند؛ ... مهم رعایت مولفه های پوشش است نه خود کلمه ...

 

حجاب

حجاب حداقلی و حجاب کامل

در سوره‌ی نور آیه ۳۱ حجاب حداقلی بیان شده است: “و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پیداست و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همكیش‏] خود یا كنیزانشان یا خدمتكاران مرد كه [از زن‏] بى‏نیازند یا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند، آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین‏] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. ..."

با توجه به این آیه، و تفسیر آن، پوشاندن زینت‌ ها به وسیله‌ای مانند روسری یا مقنعه و مانتو و یا معادل آن حداقلی است که قرآن بیان فرموده است.

در اینجا ”خمر” جمع خمار و به معنای روسری و سرپوش است. و “جیوب” از واژه “جیب” به معنای قلب و سینه و گریبان است که لازم است پوشانده شود.

در تفسیر “مجمع البیان” هم آمده است: “زنان مدینه اطراف روسری ‌های خود را به پشت سر می ‌انداختند و سینه و گردن و گوش ‏های آنان آشکار می ‌شد. (متأسفانه امروز هم شاهد این صحنه ها هستیم) بر اساس این آیه موظف شدند اطراف روسری ‌های خود را به گریبان ‏‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد”.

 

بیان و توصیه به حجاب کامل‌ (چادر) :

در این بخش حجاب توسعه داده شده . در سوره ‌ی احزاب آیه‌ ی 59 می‌ فرماید :

“اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو: «پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیك تر است، و خدا آمرزنده مهربان است."

“اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو: «پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیك تر است، و خدا آمرزنده مهربان است."

اقوال مفسرین و اهل لغت پیرامون لفظ "جلباب"

صحاح: جلباب، عبارت است از چادر.

نهایه: جلباب، عبارت است از چادر و عبا.

لسان العرب: جلباب، جامه‌ای است از چارقد وسیع تر از عبا و بلندتر.

صاحب تفسیر اطیب البیان: جلابیب جمع جلباب و آن چادر و خمار و روبند است.

صاحب تفسیر المیزان: جلابیب جمع جلباب است و آن ثوب و پوششی است سراسری که جمیع بدن را می ‌پوشاند و یا خمار است که از روی سر شروع شده [همه بدن از جمله] سر و چهره زن را می ‌پوشاند.

بنابراین چنانچه ملاحظه می‌‌ کنیم از نظر علم تفسیر و آراء مفسرین، معنی جلباب در آیه شریف "... یدنین علیهن من جلابیبهن..." پوشش سراسری است که از آن به چادر، عبا، رداء و کساء تعبیر آورده می‌ شود. لذا جلباب یک پوشش سراسری است که از روی سر شروع شده و تا قدمگاه زن را می ‌پوشاند پس جلباب مانتو نیست.

 

نزدیک کردن آن یعنی چه؟

نکته‌ی بعدی که معلوم می ‌شود “جلباب” دقیقاً اشاره به چیزی شبیه به چادر امروزی است دستور قرآن به نزدیک ساختن جلباب ، می ‌باشد.

معلوم است جلوی جلباب باز بوده مانند همان قسمت جلویی چادر که باز است. دستور داده می‌ شود که آن جلو را به هم نزدیک کنند و حجاب خود را آزاد و رها نگذارند.
توضیح آخر ؛ همان طور که مفسّران بزرگ مانند “شیخ طوسی” و “طبرسی” فرموده‏ اند، در گذشته ۲ نوع روسری برای زنان معمول بوده است:

ـ روسری ‌های کوچک که آن را “خمار” یا مقنعه می ‌نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده می کردند؛

- روسری ‌های بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار می ‌آمد. زنان با روسری بزرگ که “جلباب” خوانده می ‌شد و از مقنعه بزرگ ‏تر و از ردا کوچک ‏تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می‌ پوشاندند.

 

سخن پایانی

در پایان بد نیست نگاهی به بخشی از اقرارات جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی «مستر همفر» بیاندازیم. وی که سال‌ های زیادی از طرف انگلیس برای برای محو اسلام در کشورهای مسلمان جاسوسی کرده است، می ‌گوید: باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر بیرون کشید، با این بیان که حجاب یک عادت است از خلفای بنی عباس و یک برنامه اسلامی نیست و لذا مردم، زنان پیامبر صلی الله و علیه وآله را می ‌دیدند و زنان صدر اسلام در هر کاری با مردان شرکت می ‌کردند.

مستر همفر  می ‌افزاید: پس از آن که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنان بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.

انشالله که خواسته و ناخواسته خود را در بند تفکرات دشمن قرار ندهیم ...

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:24 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

ماجرای پسر و کوتاه کردن چمن

کار ، مورچه، چمن زنی

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

پسرک پرسید: خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟

زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد !

پسرک گفت: خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد!

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملاً راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.

مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.

مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند!

آیا ما هم می توانیم چنین ارزیابی از کار خود داشته باشیم؟

تا به حال شما به این موضوع فکر کرده اید؟

هر یک از ما در جایگاه های مختلفی در جامعه هستیم ... نقش مادری... همسری ... پدر خانواده ... فرزند خانواده ... عروس و داماد خانواده ... مدیر شرکت ... آبدارچی ... مسئول خدمات ... کارمند  و... آیا انقدر از کارکرد خود راضی و مطمئن هستیم که این گونه عمل کنیم؟

از منظورم سوء برداشت نشود ... منظور خودخواهی و از خود راضی بودن به معنای منفی آن نیست ... اینکه هر کاری را آن گونه که باید در حد توان به بهترین شکل سر و سامان می دهیم؟ تکمیل می کنیم؟

من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند!

دختر جوان در برنامه تلویزیون

در یکی از برنامه های ایام ماه رمضان که از تلویزیون لحظه ی افطار پخش می شد مهمانی را آورده بودند که دختر، فرزند خوانده خانواده بود.

مجری از او سوال کرد که اگر پدر و مادرت که تو را سر راه گذاشتند بیایند، تو به آنها ملحق می شوی؟

دختر جوان با تمام اقتدار و صلابتی که داشت گفت: نه... آنها وظیفه ی خودشان را به خوبی از عهده اش بر نیامدند ... و من این پدر و مادر فعلی ام را با هیچ کس دیگری حاضر نیستم لحظه ای عوض کنم ...

 

زندگی مورچه

به زندگی و کارهای مورچه ها تا به حال دقت کرده اید؟ دانه ای را یا بلند نمی کنند، یا وقتی بلند کردند اگر صد بار هم زمین بیافتد، باز دست از تلاش بر نمی دارند و تا کار را کامل نکنند و به مقصد نهایی نرسانند، از پای نمی ایستند ...

کار ، مورچه، چمن زنی

به واقع اگر همگی در زندگی هایمان این نکته را سرلوحه خود قرار دهیم که هر کاری که بر عهده مان است به خوبی، کامل و شایسته انجام دهیم، بسیاری از مشکلات خانواده ها و جوامع از بین می رود.

تلاش کنیم این نکته را در زندگیمان عملی کنیم؛ چرا که با انجام این کار خواهیم دید که قطعاً دیگر خانواده ها به راحتی از هم پاشیده نمی شوند؛ چرا که به طور مثال مرد خانواده حاضر نیست کسی دیگر را لحظه ای به عنوان همسری غیر از همسر خودش داشته باشد، اصلاً این چنین فکرها به ذهنش نخواهد رسید چرا که تمام نیرو و وقتش در حال سپری شدن در زمینه بهتر و کامل انجام دادن کارهایش است .

مادر خانواده و تک تک اعضای خانواده همین حال را دارند و خانه و خانواده فرصتی برای بحث و دعوا و فروپاشی نخواهد بود و آن وقت است که محیط خانواده به آن رسالت نهایی اش خواهد رسید: وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُیُوتِكُمْ سَكَنًا: خداوند از خانه های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرار داد.[نحل، 80]

با انجام این تکنیک مدیر شرکت، موسسه، کارخانه از کارمندانش راضی است و یک شرکتی که به سوی هدفی در حرکت هستند به زیبایی و هرچه بهتر به مقصد خواهند رسید.

از قول پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله که قرآن مجسّم بوده اند: کانَ خُلقُهُ القُرآن؛ (ابوالفضل قاضی عیاض، الشفاء ‌بتعریف حقوق المصطفی، 19/96) نقل شده که فرمودند: رَحِمَ اللَّهُ اِمرَأً عَمِلَ عَمَلاً فَاَتقَنَه؛(مسائل علی بن جعفر و مستدركات ها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص ۹۳) رحمت خدا بر آن آدمی که کاری را که انجام می دهد، محکم ‌کاری می کند؛ کار را درست و کامل انجام می دهد.

وقتی کار محکم و به خوبی انجام داده شود نتیجه کار تمیز خواهد بود و آنجا است که اسلام، این چنین کاری را عبادت به حساب آورده است.

رحمت خدا بر آن آدمی که کاری را که انجام می دهد، محکم ‌کاری می کند؛ کار را درست و کامل انجام می دهد

به قول شاعر :

               من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش                         چون به فکر سوختن افتاده ای، جانانه باش

قرآن کریم نیز در این زمینه می فرماید: الّذی خَلَقَ المَوتَ و الحیاةَ لِیبلُوَکُم أحسَنُ عَمَلاً: خداوند، مرگ و زندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدام یک کاری بهتر می کنید. (سوره مُلک، ایه 2)از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه مزبور، روایت شده است: مقصود، عمل بیشتر نیست، بلکه عمل بهتر است. (الکافی، کلینی، ج2،ص13)

همچنین پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) فرموده است: خداوند، دوست دارد که هر کارگزاری که کار می کند، نیکو کار کند. (الجامع الصغیر، سیوطی، تحقیق: عبد الله محمّد درویش، ج1، ص221)

و نیز آن حضرت در حدیثی دیگر فرموده است: خداوند، در هر کاری، نیک انجام دادنِ آن را فرمان داد. (همان، ج1، ص210)

در سیره پیامبر (صلی الله و علیه وآله) آمده است که چون سعد بن معاذ درگذشت و پیکرش را به لب قبر آوردند، آن حضرت به درون قبر رفت و پیوسته می گفت: «سنگ بدهید، گِل بدهید» تا این که درز خشت ها را پر کرد و قبر را هموار ساخت.

چنین می نماید که پیامبر، آن قدر قبر را خوب درست کرد که اصحاب در شگفت شدند که چرا این همه محکم کاری در ساختن یک قبر!

پس آن حضرت فرمود: إنّی لَأعلم أنّه سیبلی و یصلُ إلیه البَلی و لکنّ الله یحبُّ عبداً إذا عَملَ عملاً أحکمَه.(وسائل الشّیعة، شیخ حُرّ عاملی، ج3، ص230) می دانم که به زودی فرسوده می شود و می پوسد؛ امّا خداوند، بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام می دهد، آن را درست (استوار) انجام دهد.

همچنین امیر المومنین علیه السلام فرموده است: قیمةُ کُلَّ امریء ما یحسِنُه.(نهج البلاغة، حکمت81) ارزش هر کس به چیزی (کاری و هنری) است که آن را نیکو می داند. (انجام می دهد)

پس چه خوب است که تا زمان نگذشته و وقت داریم، کارهایمان را خودمان به تمام و کمال انجام دهیم؛ چرا که به قول امیر مومنان علی علیه السلام: فرصت مانند ابر از افق زندگی می گذرد پس مواقعی که فرصت های خیری برایتان پیش می آید غنیمت بشمارید و از آنها استفاده کنید. (غررالحکم ، صفحه 340)

زهرا اجلال

کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:24 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

چرا قرآن به زبان های مختلف نازل نشد؟

نزول قران

 

تعبیر عربی بودن كه در قرآن كریم در حدود 10 مورد آورده شده، اشاره به زبان عربی امروزی نیست بلكه مراد واضح و روشن بودن آن تعالیم الهی و خالی بودن آنها از پیچیدگی و ابهام می باشد.


در این نوشتار بنا داریم با ویژگی های منطقه جزیره العرب كه عربستان جزئی از آن منطقه بزرگ محسوب می شده، آشنا شویم سپس ویژگی ها و خصوصیات زبان عربی را مورد بررسی قرار دهیم. از این رو توجه به مطالب ذیل لازم است: 
1 ـ اهمیت و سوق الجیشى بودن سرزمین حجاز و مناسب بودن این منطقه براى نشر اسلام نسبت به دیگر مناطق جهان و حكمت هاى دیگرى باعث شد این سرزمین خاستگاه بعثت پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) باشد.

سخنورى و به رخ كشیدن سخنان ادبى و اشعار زیبا، سرزمین مكه و اطراف آن را به میدان هماوردى ساكنانش ـ در این زمینه ـ تبدیل كرده بود، و از سویى حكمت الهى اقتضا داشت كه معجزه ى پیامبر صلی الله و علیه وآله متناسب فن و علم رایج در آن زمان و مكان باشد; همان گونه كه در معجزه هاى پیامبران دیگر، این مصلحت رعایت شده است.
در چنین شرایطى بهترین معجزه، آوردن كتابى است كه با سخنان شیوا و دلنشین، برترى خود را بر قوى ترین و زیباترین سخنان آن دوران آشكار كند. 

 با توجه به روحیه خاص مردم عربستان و خوی تعصب و جاهلیت و نادانی که با اعتقادات آنان عجین گشته بود و نیز با زبان عربی به خوبی آشنایی داشتند و به آن شعر می سرودند و نثر می نوشتند و باهم رقابت ادبی داشتند، اگر زبان قرآن، زبان دیگری غیر از زبان عربی بود یقیناً لجاجت با قرآن و آوردن آن مضاعف می شد و از آنجا که قرآن کریم کلام خدا است و کلام خدا باید با روشن ترین وجه بیان شود و هیچ گونه ابهام و گنگی نداشته باشد لذا قرآن به زبان عربی نازل گردیده تا زمینه برای بهانه جویان فراهم نباشد.

2 ـ خانه كعبه به عنوان مقدس ترین بنای جهان توسط حضرت ابراهیم (علیه السلام) و به امر خداوند متعال در این منطقه بنا شده كه به عنوان قبله مسلمانان قرار گرفت. 
2 ـ بنای مقدس دیگری به نام بیت المقدس كه قبله اولین مسلمانان بود در این منطقه واقع شده است.
3 ـ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در عربستان متولد شده است. زیرا طائفه و قبیله ی ایشان كه از نسل حضرت ابراهیم (علیه السلام) هستند و آنجا ساكن بوده اند. لذا همان گونه كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در آن منطقه متولد شده، در همان منطقه نیز قرآن بر ایشان نازل گردیده است.

نزول قران

4 - با توجه به روحیه خاص مردم عربستان و خوی تعصب و جاهلیت و نادانی که با اعتقادات آنان عجین گشته بود و نیز با زبان عربی به خوبی آشنایی داشتند و به آن شعر می سرودند و نثر می نوشتند و باهم رقابت ادبی داشتند، اگر زبان قرآن، زبان دیگری غیر از زبان عربی بود یقیناً لجاجت با قرآن و آوردن آن مضاعف می شد و از آنجا که قرآن کریم کلام خدا است و کلام خدا باید با روشن ترین وجه بیان شود و هیچ گونه ابهام و گنگی نداشته باشد لذا قرآن به زبان عربی نازل گردیده تا زمینه برای بهانه جویان فراهم نباشد.
قرآن کریم می فرماید: “وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ.”(فصلت /44) و اگر [این كتاب را] قرآنى غیر عربى گردانیده بودیم قطعاً مى‏ گفتند چرا آیه ‏هاى آن روشن بیان نشده.

 

ویژگی های زبان عربی

1 - زبان شناسان عقیده دارند كه زبان عربى داراى امتیازاتى است كه در سایر زبان ها نیست; قواعد آن قیاسى تر از سایر زبان هاست. اشتقاق كلمات و واژه هاى آن بیش از سایر زبان هاست.

دستور زبان و علم فصاحت و بلاغت آن نیز، این زبان را از دیگر زبان ها ممتاز مى سازد; از این رو در باره ى زبان عربى قرآن، می فرماید: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ، عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ،بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِینٍ (شعرا آیه 193- 195)

برای اینکه جای هیچ گونه عذر و بهانه ای برای کسی باقی نماند “آن را به زبان عربی آشکار نازل کرد.

در روایتى آمده است: «یبیّن الألسن و لا تبیّنه الألسن (اصول كافى، ج2، ص637، كتاب فضل القرآن) عربى فصیح، از واژه ها و ساختارى برخوردار است كه گویایى دیگر زبان ها را دارد، در حالى كه زبان هاى دیگر گویایى زبان عربى را ندارند».
در تفسیر نورالثقلین در تفسیر “بلسان عربی مبین” شخصی به نام حجال از امام صادق (علیه السلام) سوال نمود. ایشان فرمودند: یعنی آن زبان ها را روشن می کند و آن را زبان ها روشن نمی کنند. (نورالثقلین: ج 4، ص 65، فصلت، آیه 44)
در تفسیر نمونه تفسیر آیه “ نزل به الروح الامین ... بلسان عربی مبین (تفسیرنمونه: ج 15، ص 347) می نویسد برای اینکه جای هیچ گونه عذر و بهانه ای برای کسی باقی نماند “آن را به زبان عربی آشکار نازل کرد.
در تفسیر علی بن ابراهیم در فضیلت و برتری عجم بر عرب در پذیرش قرآن آمده است: از امام صادق (علیه السلام) نقل است: که درباره آیه “وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ” (198، شعراء) فرمودند: اگر قرآن بر عجم نازل شده عرب به آن ایمان نمی آورد و این برای عجم فضیلتی است .
3 ـ شیوایی و رسایی آن تا حدّی است كه بدون ابهام، معنا و مقصود خود را به طور واضح و روشن به مخاطب تفهیم می كند، كما این كه خداوند متعال در آیه 28 سوره «زمر» به این مطلب این چنین اشاره فرموده: قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ: قرآنی است فصیح و خالی از هرگونه كجی و نادرستی باشد كه اهل تقوی شوند.

 

نتیجه

با ویژگی های منطقه حجاز و عربستان و خصوصیات بارز زبان عربی در می یابیم كه بهترین مكان نزول قرآن و بهترین زبان برای كلام قرآن در نظر گرفته شده است تا تعالیم نورانی قرآن كریم به سایر نقاط جهان انتقال یابد بدون این كه از محتوا و مضمون آن كاسته شود، البته شایان ذكر است كه تعبیر عربی بودن كه در قرآن كریم در حدود 10 مورد آورده شده، اشاره به زبان عربی امروزی نیست بلكه مراد واضح و روشن بودن آن تعالیم الهی و خالی بودن آنها از پیچیدگی و ابهام می باشد، از این رو می توان خلاصه ای از محتوای این چند آیه را این چنین بیان كرد: ما قرآن را به شیوه ای واضح و روشن و با بیانی رسا و شیوا برای شما فرستادیم.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:20 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

مومن سه خصلت دارد!

عبادت ، مومن، نماز ، دعا

 


یكى از روایات حضرت امام ‏رضا علیه ‌السلام این است كه: «لا یكون المومن مومناً حتى یكون فیه ‏ثلاث خصال، سنه من ربه و سنه من نبیه و سنه من ولیه:

مومن، مومن نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد: یك خصلت از پروردگارش، یك خصلت از پیامبرش و یك خصلت از امامش.» (اصول الكافى، جلد 2، صفحه 241)

 


پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: «تخلقوا بأخلاق الله: خودتان را به اخلاق و صفات الهى متصف ‏نمایید.» ببینید خدا چگونه است، خود را آنگونه نمایید. انسان تا خدا گونه‏ نشود و صفات خدا را در خودش پیاده نكند، عبودیت پیدا نمى ‏كند. اگر مى ‏گوییم ‏پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عبد خداست، یعنى چه؟

من كه ادعا مى ‏كنم عبد هستم، با پیامبر (صلی الله و علیه وآله) كه‏ مى ‏گویم عبد است، چه فرقى دارم؟

عبودیت ایشان به این معناست كه او تمام‏ صفات خدا را در خودش پیاده كرده و اخلاق و خصلت ‌هایش خدایى شده است. انسان وقتى كه خودش را شبیه خدا كرد، آن وقت مى ‏تواند معجزه و كرامت داشته‏ باشد.

مرحوم آقا شیخ حسن على نخودكى چنین‏ انسانى بود. همه می توانیم شبیه او باشیم، راه ها بسته نیست.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمود: «لو لا أن الشیاطین یحومون على قلوب ‏بنی آدم، لنظروا إلى ملكوت السماء:(بحار الانوار، ج67، ص161) اگر شیاطین (یعنى صفات بد) دل انسان ها را در اختیار نمى ‏گرفتند، آنها عالم غیب و باطنش را مشاهده مى‏ كردند

با این حساب مى‏ توان اموات را دید و با آنها صحبت كرد، مى‏ توان‏ امام را هم دید و به ایشان سلام كرد و جوابش را گرفت. براى شنیدن جواب سلام ‏امام لازم است سمعك مخصوص داشته باشیم كه هر گوشى آن را ندارد. این سمعك ‏را وقتى مى ‏توانیم داشته باشیم كه پلنگ‌ صفت نباشیم، تكبر نداشته باشیم و خودخواه نباشیم، شمر نباشیم و ...

مومن، مومن نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد: یك خصلت از پروردگارش، یك خصلت از پیامبرش و یك خصلت از امامش.»

راز پوشیدن

امام رضا علیه ‌السلام فرمود: «مومن، مومن ‏نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد؛ یكى از خدا و دیگرى از نبى و دیگرى از ولى خدا.»

از خدا چه خصلتى باید در او باشد؟ كتمان سر. چرا امام این خصلت را از میان همه خصایص حضرت ‏حق انتخاب فرمود؟ كتمان سر یعنى چه؟

كتمان سر یعنى اینكه انسان باید ظرفیت داشته باشد. كتمان سر در مقابل افشاى سر است. افشاى سر نشان ‌دهنده ضعف شخصیت و روح است. بچه ‏هاى كوچك تا وارد خانه مى‏شوید، جلو مى‏ دوند و حوادثى را كه در خانه گذشته، فوراً به ‏اطلاع مى ‏رسانند. این به خاطر عدم وجود ظرفیت است. اما خانم خانه براى خبر دادن صبر مى‏ كند تا شرایط مساعد شود و بعد اخبار را به اطلاع مى ‏رساند.
كتمان سر یكى از صفات الهى است. خداوند اسرارى كه ما داریم، بر یكدیگر مخفى ‏كرده است. اگر كتمان سر نبود، ما نمى ‏توانستیم با یكدیگر زندگى كنیم ...

امیرالمومنین علیه ‌السلام خیلى زیبا مى ‏فرماید: «لو تكاشفتم ما تدافنتم:(عیون أخبار الرضا، ج2، ص53) اگر یكدیگر را مى‏ شناختید و دل هاى شما براى یكدیگر معلوم مى ‏شد، جنازه ‏هایتان روى زمین مى ‏ماند و یكدیگر را دفن نمى ‏نمودید!»

در حالى كه ما بر جنازه‏ ها نماز مى‏ خوانیم و مى‏ گوییم: «لا أعلم منه ‏إلا خیراً و أنت أعلم به منا...» (اصول الكافى، ج3، ص183)
یک كتمان سر، فاش نكردن اسرار مردم است. غیبت كردن یكى از جهاتى ‏است كه به وسیله آن سر مردم فاش مى ‏شود. كسى كه غیبت مى‏ كند، باید بداند «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ (سوره فجر، آیه 14) خدا در كمینگاه است» و از مظلوم دفاع مى‏ كند.

ما باید مثل خدا باشیم كه مرتب ‏مى ‏خوانیم: «یا من أظهر الجمیل، یا من ستر القبیح» (بخشی از دعاى جوشن كبیره)

همان طور كه دوست داریم خدا خوبى ‏هاى ما را ظاهر، و بدی های را پنهان كند، ما نیز باید همانند خداوند این ‏خصلت را داشته باشیم كه اظهار جمیل مردم كنیم و اخفاى قبیح ایشان را بنماییم.
امام صادق علیه ‌السلام ‏مى ‏فرماید: «به دوستانت حرف هایى را بگو كه اگر روزى با تو دشمن شدند، نتوانند آنها را علیه‌ ات به كار گیرند.» (تفصیل وسائل‌ الشیعه، ج12، ص147)

 

مدارا با مردم

عبادت ، مومن، نماز ، دعا

اما خصلت دوم باید از پیامبر صلى الله علیه وآله باشد: «و أما السنه من ‏نبیه فمداراه الناس: آن سنتى كه باید از پیامبر در او باشد، مدارا كردن و كنار آمدن با مردم است.»

خوش رفتارى با مردم، محبت به آنها و حسن خلق او آنقدر زیاد است كه ‏خداوند در قرآن مى ‏فرماید: «وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ» (سوره قلم، آیه 4) همانا تو به خلق ‏بزرگى آراسته‏ اى.»

اگر او حسن خلق نداشت، این مقدار پیشرفت نمى ‏كرد. در علل پیشرفت اسلام خیلى‏ها حرفهایى زده‏اند؛ اما بسیارى از محققان معتقدند كه عامل اساسى در این مورد، حسن خلق پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چه نمونه‏اى در تواضع و محبت بالاتر از اینكه وقتى بچه‏ ها در كوچه به ایشان ‏پیشنهاد بازى مى ‏كردند، جواب مثبت مى ‏داد.

آیا دیده شد كه كسى بر پیامبر‏(صلی الله و علیه و آله) در سلام كردن سبقت بگیرد؟ آنقدر صفت مدارا با مردم در روابط آن حضرت اهمیت داشت كه فرمود: «أمرنی ربی بمداراه الناس كما أمرنی بأداء الفرائض:(اصول الكافى، ج2، ص117)

همان طور كه خدا به من دستور داده تا واجبات را انجام دهم، دستور داده كه با مردم مدارا كنم.»
به خاطر همین مدارا و مهربانى با مردم است كه آنها به دور او جمع شدند: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ ...(سوره آل عمران، آیه 159)

اگر آدم سخت‌ دل و بد اخلاقى بودى، ‏كسى به دور تو نمى ‏آمد. این نرمى كه دارى، رحمت خدا شامل حالت شده است.

رسول خدا صلى الله علیه وآله در تمام رفتارهایش مدارا با مردم را مد نظر داشت: در لباس‏ پوشیدن، غذا خوردن، پذیرایى از آنها، استعمال عطر، ... در همه این موارد رعایت‏ حال مردم مورد نظر بود. (اصول الكافى، ج8، ص338)

لازم به یادآوری است که پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) وظیفه مدارا با مردم را نه فقط در قبال مسلمانان اجرا مى ‏كرد، بلكه در مقابل كفار و غیر مسلمانان نیز آن را به خوبى عمل مى ‏نمود.

اگر یكدیگر را مى‏ شناختید و دل هاى شما براى یكدیگر معلوم مى ‏شد، جنازه ‏هایتان روى زمین مى ‏ماند و یكدیگر را دفن نمى ‏نمودید!»

صبور باشید

سومین نکته ای که امام رضا (علیه السلام) در این فراز فرمودند مومن باید صفتی از امام معصوم (علیهم السلام) داشته باشد «و امـا السنه مـن ولیه فـاصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء» (اصـول کـافـى, ج 3,ص 339 و تحف العقـــول, ص 442)

در زندگی عجول نباشد و صبور باشد و تحمل داشته باشد. همین ویژگی صبر و تحمل را در زندگی یک زن و شوهر داشته باشند خوشبخت هستند. اگر به کوچکترین مطلبی زندگی مرد و زن از هم بپاشد و به پاسگاه و دادگاه بروند زندگیشان هیچ وقت زندگی نمی شود.

اول زندگی همیشه مشکلاتی وجود دارد، زن و شوهرهای جوان اگر اول زندگی بتوانند صبر و تحمل داشته باشند بعدا زندگیشان شیرین می شود. بعد از یک برهه ای عاشق همدیگر می شوند. اول زندگی سختی دارد مثل دو تا سنگ آسیاب تا خراشیدن را یاد بگیرند بالاخره طول می کشد و زندگیشان گوارا می شود. اگر در تمام مراحل زندگیمان صبر و تحمل و حلم داشته باشیم دیگر آدم اعصابش خورد نمی شود اضطراب و دلشوره نمی گیرد و ناراحتی قلبی و عروقی نمی گیرد

بردباری و صبر نقش مهمی در زندگی دارد. امام معصوم (علیهم السلام) اهل تحمل و بردباری هستند.

بنابر این این سه اصل را هیچ گاه فراموش نکنیم:

با مردم مدارا کنیم، با کتمان کردن حافظ جان و ناموس مردم باشیم همینطور که ما دوست نداریم پشت سرمان حرف بزنند پشت سر دیگران هم حرف نزنیم و آدم با تحملی باشیم ... چنانچه  اگر این سه مطلب را در زندگیمان داشته باشیم بسیاری از ناملایمات در زندگی می شود.

 

 

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:17 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

 بازی که شیطان راه می اندازد!!

توبه ، استغفار

حتماً براتون اتفاق افتاده که بعد از ارتکاب گناهی، عذاب وجدانی شدید تمام وجودتان را بگیرد ... سریع توبه کرده اید ولی بعد از توبه انگار هنوز یکی در وجود آدم می گوید: تو گناهکاری، تو چقدر آدم بدی هستی، تو درست بشو نیستی، دلت را به خودت خوش نکن و...


تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات ،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)

زهرا اجلال

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:13 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

فیلم سازی برای مراسم عروسی !!

 

عروسی

 


قرآن کریم می فرماید: « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلادِ ... وَ مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و تجمل پرستی و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است ... و دنیا جز متاع فریب نیست.»(حدید۲۰)

 


حضرت امیر سلام الله علیه، دو عامل مهم را موجب هلاک آدمی بیان فرموده اند :

یک) خَوفُ الفَقر، دو) طَلَبُ الفَخر
در این مجال به عامل اول کاری نداریم، صحبت بر سر عامل دوم است؛ فخر جویی و افتخار طلبی ؛مهلک آرامش و رفاه ...
هرچند به ظاهر، در خیلی از مواقع دیده می شود که شخص از رفاه برخوردار است اما واقعیت این است که رفاه با تجمل فرق می کند!

تجمل؛ رفاهِ ظاهری، الکی و تقلبی است. رفاه نیست! سادگی و آسانی نیست! معذب بودن است به عذاب چشم و هم چشمی و مراعات کردن های نابجا و اطاعت از قوانین "فخر فروشی".
در مراحل مختلفِ پز دادن و تفاخر، از فخر خواهی تا فخر فروشی دقیقاً این همان "اصل زندگی" است که زیر پایِ "نظر مردم" و "مُد" و "مسابقه ها و رقابت های نابخردانه" لگدکوب و پامال می شود.
چه مصیبتی از این بدتر که آدمی، آزاد نباشد و برای دیگران زندگی کند؟! آن هم دیگرانی که عقل سالمی ندارند و اگر دارند از آن بی بهره اند؛ لهم قلوب لا یفقهون بها. دیگرانی که همین نقص عظیم برایشان بس که "عقلشان به چشمشان است!"
به راستی که مولایمان چه نیکو فرمودند: هیچ حماقتی بزرگتر از تفاخر نیست! (لا حمقَ أعظمُ من الفخر)

چه مصیبتی از این بدتر که آدمی، آزاد نباشد و برای دیگران زندگی کند؟! آن هم دیگرانی که عقل سالمی ندارند و اگر دارند از آن بی بهره اند؛ لهم قلوب لا یفقهون بها. دیگرانی که همین نقص عظیم برایشان بس که "عقلشان به چشمشان است!"

به هرحال امروزه یکی از بزرگترین مصائب سبک زندگی ما ایرانی ها تفاخر است و این تفاخر در تمام رگ های زندگی هایمان متأسفانه جریان پیدا کرده است ... از لحظه ی به دنیا آمدن در این دنیا تجملات در ساختن کلیپ از لحظه ی تولد نوزاد در بیمارستان و میهمانی های مختلف ویارونه و ... تا لحظه ی مرگ و مراسم سوگواری هایمان ...

و این ها همه در شرایطی در حال اتفاق افتادن هستند که قرآن کریم مسلمانان را از زیاده روی و اسراف و تجاوز از حد، برحذر داشته و نهی می کند و می فرماید: ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. (سورة الأعراف، آیة31)
در سورة هود می خوانیم: و آنانکه ستم می کردند، از تنعم و کامجویی پیروی کردند وگناهکار بودند. (سورة هود، آیة 116)
در آیة دیگری درباره اصحاب شمال و گناهکاران آمده است: آنها، پیش از این [در عالم دنیا] مست و مغرور بودند. (سورة الواقعة، آیة 41)

در این روزگار که نگاه و عمل جاهلانه در برخی از روش های زندگی نمود دارد متاسفانه برخی از رفتارهای فردی و اجتماعی ما از روی جاهلیت شده است ؛ شبیه به رفتارهای اهالی سرزمین های گذشته مانند قبیله قریش قبل از اسلام .
در آن روزگار مردم به دارایی هایشان تفاخر می کردند، حالا نیز جنگ فخر فروشی وجود دارد و این یعنی زندگی جاهلانه، شاید به شکل مدرن و امروزی اش...

و ای کاش که کمی بیشتر مراقب باشیم که با دست خود، با این سرخوشی ها خود را به هلاکت نرسانیم ... و در هیچ شهر و دیاری، بیم دهنده و انذارگری، ارسال نکردیم مگر اینکه ثروتمندان عیاش آنها [که سر مست ناز ونعمت بودند] گفتند: ما به آنچه فرستاده شده اید، کافریم.(سورة سـبأ، آیة34)
هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را برای مترفین [و ثروتمندان مست وشهوت پرست] آنجا، بیان می داریم، سپس هنگاهی که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدت درهم می کوبیم.(سورة الاسراء، آیه16)

عروسی

اینکه عروسی ما باشکوه تر باشد یا هدایایی که می دهیم بزرگتر باشد یا مباهات به دارایی هایمان همه نشان از جاهلیت ما دارد:

همه را تقصیر دولت و دیگران نیندازیم ... اینها با بخشنامه اصلاح نمی شود ... نیاز به توجه و اراده ی تک تک ما آدم ها دارد ...

ختم هایمان از گورستان و مساجد رفته به تالارها ... هیچ کسی هم هیچ چیز نمی گوید که هیچ... تازه تحسین می کنند

نژاد پرستی البته به شکل دیگری پر رنگ شده ... عده ای خود را اصیل شهری می دانند و بین خود و اهالی شهرهای دیگر تمایز قائلند در حالی که معصوم علیه السلام می فرماید: «خداوند نخوت ها و فخر فروشی های خاندانی جاهلیت را از شما برداشته است. اکنون تنها دسته بندی که وجود دارد، یا مومن پرهیزکار است یا فاجر بدبخت. مردم همگی فرزندان آدم هستند و آدم از خاک آفریده شده است.» (میزان الحکمة، ص4553، ح15723؛ الترغیب و الترهیب، ج3، ص573، ح44)

و نیز امام باقر علیه السلام یکی از سه خصلت، از برنامه های دوران جاهلیت را نازیدن به تبار و عیب تراشی بر نژادها می دانند. (معانی الأخبار، ص326، ح1)

سفرهای خارجی برای عده ای کلاس شده اند و سفرهای داخلی و صد تأسف سفرهای زیارتی چندان جذابیتی ندارند...
عکس های عروسی بعضی از قدیمی ها را که می بینیم ، عکس هایشان ختم به چند عکس معمولی از عروس و داماد می شوند برای یادگاری ... حالا این یادگاری های ساده تبدیل شده اند به فیلم و عکس های اسپرت و رفتن به باغ و کویر و شمال و هزینه های گزاف آن هم تنها برای یک شب ...

زندگی هایمان را با کتاب گینس اشتباه گرفته ایم ... می خواهیم خاص باشیم ...
از گرفتن عروسی در تالارهای بزرگ و ماشین های گرانقیمت و کلاسیک و انتخاب فلان آرایشگر و فلان لباس و ... تا خواندن خطبه عقد توسط ...

گرفتن هواپیمای شخصی و در آسمان عقد خواندن ... اینها همه تفاخر است ... مدام در حال رکورد زنی هستیم.

اغلب هم برای تن دادن به این رسم های جاهلانه، خودمان را مجبور می بینیم تا جایی که حتی برای انجام این نوع خرج و برج های غیر ضروری، پس انداز ۳۰-۲۰ ساله خود را برای عروسی یک فرزند خرج می کنیم و حتی از دیگران قرض می گیریم! و این یک فاجعه اخلاقی است ...

خداوند نخوت ها و فخر فروشی های خاندانی جاهلیت را از شما برداشته است. اکنون تنها دسته بندی که وجود دارد، یا مومن پرهیزکار است یا فاجر بدبخت. مردم همگی فرزندان آدم هستند و آدم از خاک آفریده شده است.»

یک پیشنهاد ساده

پیشنهادی که نه خرجی لازم دارد و نه بودجه ای، پیشنهادی که منافع مادی هیچ کسی را هم به خطر نمی اندازد، اما در صورت پذیرش شما و ترویج آن، ریشه ی آداب رسوم جاهلانه ای را می خشکاند که دل بسیاری از دخترکان نازنین کشورم را شکسته  و مادران و پدران بسیاری را خحالت زده کرده، خیلی ساده و عملیاتی است:
از شرکت در مراسم بازدید و رویت جهیزیه خودداری کنید و از اساس این نوع دعوت ها را توهین به شخصیت خودتان تلقی کنید.
برایتان فرق نکند جهیزیه مربوط به چه عروس خانمی است؛ هر عروس خانمی! حتی از نزدیک ترین اقوام و عزیزترین دوستان تان.
دقت بفرمایید دوست و فامیل و آشنای شما و همان در و همسایه ی معروف، فقط برای چهار نفر مثل من و شما خودش و خانواده اش به سختی اقتصادی انداخته است تا پس از رویت تمام جزییات جهیزیه مورد تشویق شما و سایرین قرار بگیرد. همین!

بگذاریم این نوع مجالس را همان انسان هایی شرکت کنند که شبیه برخی زنان حقیر مکه ی قبل از بعثت هستند و مهم ترین صفت جاهلیت عربی یعنی تفاخر را در خود به وفور دارند همان هایی که وقیحانه ضعف های اقتصادی دیگران را به روی آنها می آورند و مدت ها در مورد نقائص مالی و معیشتی فقرای فامیل و آشنایانشان صحبت می کنند و در مقابلِ متمکنین و ثروتمندانِ مسرف و مترَف، غرق در حسرتی جانسوز و حسدی بی انتها لب به تملق باز می کنند.
تصورش هم تحقیر آمیز است. مانند مراسم دیدن سیسمونی! دیدن از پوشک بچه! چقدر سخیف است چنین رسم هایی. (حجت الاسلام شهاب مرادی)

زهرا اجلال

کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:13 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

با این روش درآمدم دو برابر شد!

روزی حلال

به نظر بسیاری از بزرگان اقتصادی و سرمایه داران یکی از راه هایی که می توان از طریق آن در آمد بیشتری داشت، خاص بودن یک کار نسبت به کارهای هم رده ی خودش است...
یعنی مثلاً اگر یک کار در حال انجام است نفر دوم وقتی می تواند موفق باشد که نسبت به اولی یک ویژگی برتری داشته باشد ...
هاروی مک کی مولف یکی از کتاب های پرفروش دنیا ماجرایی را نقل می کند که خواندن آن خالی از لطف نیست: 

روزی پس از خروج از هواپیما در نیویورک، در محوطه ای به انتظار تاکسی ایستاده بودم که ناگهان راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.
سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت: لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.
بر روی کارت نوشته شده بود: در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم.
من چنان شگفت زده شدم که گفتم نکند هواپیما به جای نیویورک در کره ای دیگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آنکه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت: پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و فلاسک دیگری از قهوه مخصوص برای کسانی که رژیم تغذیه دارند، هست.
گفتم: خیر، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم.
راننده پرسید: در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه.
سپس با دادن یک بطری نوشابه، حرکت کرد و گفت: اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.

شما، در زندگی خود از اختیار کامل برخوردارید و به همین دلیل نمی توانید گناه نابسامانی های خود را به گردن این و آن بیندازید. پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یکی پس از دیگری بگشایید.

آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت: این فهرست ایستگاه های رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمناً من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم و اگر تمایلی نداشته باشید می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم.
از او پرسیدم: چند سال است که به این شیوه کار می کنید؟
پاسخ داد:  دو سال.
پرسیدم: چند سال است که به این کار مشغولید؟
جواب داد: هفت سال.
پرسیدم: پنج سال اول را چگونه کار می کردی؟
گفت: از همه چیز و همه کس،از اتوبوس ها و تاکسی های زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم.

روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر(روانکاو، نویسنده و سخنران) شروع به سخنرانی کرد. مضمون حرفش این بود:

روزی حلال

 

مانند مرغابی ها که مدام واک واک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقاب ها اوج گیرید.

پس از شنیدن آن گفتار رادیویی، به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسی های کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند. سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاه ها و باورهایم به وجود آورم.
پرسیدم: چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟
گفت: سال اول، درآمدم دو برابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید. نکته ای که مرا به تعجب وا داشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با سی راننده تاکسی در میان گذاشتم اما فقط دو نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند. بقیه چون مرغابی ها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند.
شما، در زندگی خود از اختیار کامل برخوردارید و به همین دلیل نمی توانید گناه نابسامانی های خود را به گردن این و آن بیندازید. پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یکی پس از دیگری بگشایید.
دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست.
اگر به جهان بگویی: سهم منو بده…
دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: سهم منو بده… و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: چه خدمتی برایتان انجام دهم؟، دنیا هم به تو خواهد گفت: چه خدمتی برایتان انجام دهم؟

انسان، با نیّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست مى یابد

با خواندن این خاطره و درسی که از این راننده و نویسنده گرفتم این بود که یک فلش بک داشته باشم به دستورات اسلام عزیزم ... دیدم که بی خود نیست که اسلام انقدر روی این موضوع اخلاق تأکید دارد ... وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً (بقره / 83) وبا مردم (به زبان) خوش سخن بگویید.

خوشرفتاری مومنان با یكدیگر، یكی از ارزش های والای اخلاقی در اسلام به حساب می آید. چنانچه قرآن كریم، یاران رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ را به این صفت ستوده، می فرماید: محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و در میان خود مهربانند.( فتح، 29)

بر اساس این آیه، مسلمانان باید نسبت به عموم امّت، مهربان و دلسوز باشند، با آنان خوشرفتاری نمایند، به كمكشان بشتابند، در غم و شادی مردم سهیم باشند و با چهره ای متبسم، مودّب و خوشرویی با آنان رو به رو شوند و از این راه سبب ترویج حسن خلق و پیوند با مردم شوند.

چنانچه پیامبر مهربانمان رسول گرامی اسلام صلی الله و علیه وآله می فرمایند:

انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق; من تنها براى تكمیل فضائل اخلاقى مبعوث شده‏ام.» (كنز العمال، حدیث 52175 (جلد3، صفحه ‏16))

و در جایی دریگر در قرآن داریم که می فرماید: با حكمت و اندرز نیكو، به راه پروردگارت دعوت كن و با آنها با نیكوترین وجه، مناظره نما.( نحل، 125)

در حدیثی از حضرت امام على (علیه السلام) می‌خوانیم: «عُنْوَانُ صَحِیفَةِ الْمُوْمِنِ حُسْنُ خُلُقِه‏»؛ (جامع الأخبار، ص 107) سرلوحه نامه عمل انسان با ایمان، حُسن خلق او است. می ‌دانیم آنچه در عنوان و سرلوحه نامه اعمال قرار می‌گیرد، بهترین و مهم‌ ترین آنها است و به تعبیر دیگر، چیزى است که قدر جامع همه اعمال نیک است و قبل از هر چیز نظرها را به خود متوجّه می‌ سازد. (الأخلاق فى القرآن، ج ‏3، ص 118)

و نکته ی جالب اینکه خوش اخلاقی یکی از راهکارهای افزایش روزی معرفی شده است:

چنانچه امام علی (علیه السلام) فرمود: «گنج های روزی، در اخلاق خوش نهفته است.» (نهج البلاغه، ح 7188)

امام على علیه السلام : وُصولُ المَرءِ اِلى كُلِّ ما یَبتَغیهِ مِن طیبِ عَیشِهِ وَ اَمنِ سِربِهِ وَ سَعَةِ رِزقِهِ بِحُسنِ نیَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلقِهِ؛ انسان، با نیّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست مى یابد. (غررالحكم، ح 10141 ) 
همچنین امام كاظم (علیه السلام) در نصیحتی به هشام ابن حكم در مورد اثرات مادی رفق و نیكی و خوش اخلاقی می‌فرمایند: «بر تو باد كه با دیگران، با رفق و ملایمت رفتار كنی، چرا كه رفق، مبارك و بابركت، و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیكی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزق ‌ها را افزون می‌كند.» (شرح رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ص464)

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:12 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 1

از داروخانه قرآن بازدید فرمایید!

 

قران

درد و بیماری همیشه دل درد و سردرد و... نیست. گاهی درد یک بیماری اخلاقی است. 

 


بیماری ‌های روحی و دردهای اخلاقی به مراتب بدتر و خطرناک ‌تر است، چرا که بیماری‌ های جسمی، هر قدر خطرناک و کشنده هم باشند، دنیای انسان را به خطر می ‌اندازند و کاری به آخرت او ندارند. و چه بسا بیماری و درد کشیدن در دنیا باعث عُلّو درجه و راحتی در آخرت و سرای دیگر شود. اما بیماری‌ های اخلاقی و روحی، هم به دنیای انسان آسیب می ‌رساند و هم به آخرت او.

حتی گاهی آتش یك درد اخلاقی، از فرد فراتر رفته و یك خانواده، محله، شهر و كشور را به نابودی می ‌كشاند. از این رو باید برای معالجه این امراض نیز، دارویی پیدا نمود تا قبل از حاد شدن، آن را درمان کرد.

نشانی درمانگاه تخصصی درمان اینگونه دردها را، طبیب نفوس پیامبر اعظم صلى الله علیه ‌و ‌آله بیان نموده و فرمود :
علیكم بالقرآن فانه الشفاء النافع، و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به، و نجاة لمن تبعه
بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند. (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)
اكنون هر كه می ‌خواهد روح خود را از بیماری ‌ها پاك و یا آن را در مقابل گناهان تقویت و واكسینه كند، بشتابد به سوی داروخانه قرآن كریم و با این دارو انس بگیرد.

هر که می‌خواهد آثار و نشانه ‌های بیماری گناهان را از خود بزداید، به قرآن تمسک جوید. هر که می ‌خواهد از هجوم ویروس کشنده گناهان در امان بماند، دست به دامان قرآن شود.

بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند

همانگونه كه برای استفاده از داروهای مادی برنامه ریزی می ‌كند و وقت معینی را برای استفاده از آن  اختصاص می ‌دهد، برای بهره بردن از شفاخانه قرآن نیز، می ‌بایست چنین كند. همانگونه كه برای داروهای مادی هزینه می ‌كند برای استفاده از  این داروخانه معنوی نیز هزینه كند.

آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام كه ساكت و ساكن در بین الدّفتین (دو جلد آن) قرار دارد، به منزله داروخانه بسیار عظیمی‏ است، كه هر بیماری به مقتضای ظرفیت علمی ‏خود می‏ تواند توشه برگیرد، اگر این بیمار عالم باشد و ظرفیت متناسبی برای برداشت دارو داشته باشد، بسیار استفاده می‏ كند، هر چه علم و وسیله برداشت بیشتر باشد، بیشتر بر می‏ دارد، و طبیعی است كه فرق است بین بیمار عالم و بیمار بی سواد و بدون اطلاع كه نیاز به دارو دارد، ولی متحیر است چه بر دارد، و با چه كمیت و كیفیتی استفاده كند، اگر عاقل باشد دست نمی ‏زند، زیرا چه بسا خوردن داروئی از روی جهل همان به دنبال آمدن مرگ همان.

دارو قران

روشن شد كه نعمت دارو فراهم است، فقط بیمار عالمی ‏با وسیله حمل لازم است تا به درون این داروخانه رود، و از داروها طَرْفی بندد، این در صورتی است كه بیمار عالم باشد، امّا اگر جاهل باشد نیاز به دارو شناس دارد، كه در این داروخانه هم موجود است، و آن همه ائمه معصومین و هادیان دستگاه الهی است، كه داروهای مختلف را برای هر دردی معرّفی می ‏كنند.
بنابر این می ‏توان فرق هائی بین قرآن (داروخانه الهی) با داروخانه‏ های متعارف قائل شد، و درباره ویژگی های داروخانه ‏های الهی چنین گفت:

1. داروخانه الهی در دسترس هر فردی است و اگر نباشد به راحتی قابل تهیّه است، به خلاف داروخانه ‏های متعارف.
2. داروخانه الهی به روی هر مریضی باز است، و هیچ وقت بسته نیست.
3. هر مریض عالمی‏ حق ورود و برداشت دارو در داروخانه الهی را دارد به خلاف داروخانه‏ های معمولی.
4. بیمار در داروخانه الهی بدون معطلی می تواند دارو تحویل بگیرد.
5. در داروخانه الهی هرگونه داروئی یافت می شود و هرگز جواب ردّ به بیمار داده نمی شود.
6. داروخانه الهی بدون هیچ منّتی دارو تحویل می دهد.
7. در داروخانه الهی در قبال گرفتن دارو پولی پرداخت نمیشود.
8. در داروخانه الهی به هیچ وجه داروی اشتباهی تحویل داده نمی شود.

داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد

9. داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد.
10. داروهای داروخانه الهی به موازات بهبودی بیمار اثر سوئی ندارد در حالی كه همه اطباء متخصص تصریح می ‏كنند كه داروهای ما حتی یك آسپرین و مسكن ساده گر چه درد را تسكین می دهد، ولی بر دستگاه گوارش و دیگر اعضاء تأثیر سوء می ‏گذارد.   

در حقیقت قرآن نسخه ای كه حقیقت آن، اقیانوسی است بیكران كه رسیدن به اعماقش جز برای ائمه هدی علیهم السلام میسر نیست و غیر از معصومین كسی را توان دست یابی به كنه و ذات این كتاب آسمانی و آیاتش نمی باشد.

آنچنان شفا و آرامشی در نهاد این تحفه آسمانی نهفته است كه آفریننده اش خود درباره آن چنین می گوید:

«و ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفاء و رحمت برای اهل ایمان است» (الاسراء 82)

چنانچه امام باقر علیه السلام می فرمایند: فی القرآن شفاء من كل داء (درمان هر دردی در قرآن كریم وجود دارد.) (جامع الاخبار، ج 1، ص 432) 

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:11 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

خداوند به خندوانه پاسخ می ‌دهد!

خندوانه

یکی از سوالات ثابت برنامه خنداونه، از پربیننده ‌ترین برنامه‌ های تلویزیونی این روزها، در مورد آرامش است؛ اینکه چه چیزی موجب آرامش مهمان برنامه می ‌شود.


پاسخ ‌های متفاوت مهمانان برنامه نیز قابل توجه است. هرکس به ریسمانی چنگ می‌ زند و آرامش را در آن می ‌جوید؛ برخی در خلوت و انزوا، برخی در موسیقی، برخی در خوابیدن، برخی در رانندگی، برخی نوشتن را سببی برای آرامش خود می داند و راه‌های دیگری که برای خود تجربه کرده‌اند.
اما اگر این سوال، از خالق انسان پرسیده شود که آرامش انسان را در کجا باید جست، چه خواهد گفت؟ شاید پاسخ‌ های خدا، کمی متفاوت باشد.

در ابتدا این نکته را خاطر نشان می کنیم که سوء تفاهمی پیش نیاید که اسلام دین نشاط و شادابی است و همه انسانها را به بهره مندی از لذایذ حلال دنیایی توصیه می کند.

اسلام با شادی انسانها هیچ مشکلی ندارد اما برای حفظ سلامت و کرامت انسانها و جامعه قیودی را برای آن در نظر گرفته است که هرگز به معنای مخالفت با شادی نیست.

درباره‌ ی اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس كه یكی از فصول كتاب‌ های روایی به باب «ادخال‌السرور»[ اصول كافی، ج 1، ص 204] اختصاص داده شده است و از كسانی كه موجبات دل‌ خوشی و شادكامی بندگان خدا را فراهم می ‌آورند، ستایش شده است.

از جمله حدیث زیبایی كه از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل است كه فرمود: «ان فی‌الجنه‌ داراً بقال له‌ دارالفرح، لایدخلها الا من فرح‌الصبیان» در بهشت جایی است كه به آن خانه‌ ی شادی گفته می‌شود، هیچ‌ كس به آن خانه وارد نمی ‌شود مگر آن‌ كه موجب شادی كودكان شده باشد.

در جایی دیگر باز از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل شده است كه: «ان فی ‌الجنه داراً یقال له دارالفرح، لایدخلها الا من فرح یتامی ‌المۆمنین»[ همان]

آن ‌چه از این احادیث برداشت می‌ شود این است كه بین شاد كردن مۆمن و پاداش بهشت رابطه‌ ی معنی ‌داری وجود دارد و خداوند برای كسانی كه موجبات فرح و شادی بندگانش را فراهم می ‌آورند امتیاز ویژه‌ای قائل است.

 

شب

خداوند روز را برای فعالیت بدنی و کار آفریده و شب را برای استراحت و کسب آرامش و تجدید قوا.

شب را تاریک فرمود تا انسان ‌ها فعالیت روز را خاتمه دهند و دمی بیاسایند تا چشمشان به روشنی روز، بینا شود.
اللَّهُ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّیْلَ لِتَسْكُنُواْ فِیهِ ؛ خداوند كسى است كه شب را براى شما آفرید تا در آن بیاسایید. (غافر، 61)
اگر جستجوی آرامش در روز، نتیجه نداشته باشد، می‌ توان برای آن در شب نتیجه ‌ای یافت.

اگر جستجوی آرامش در روز، نتیجه نداشته باشد، می‌ توان برای آن در شب نتیجه ‌ای یافت

خانه

انسان ‌ها بعد از آنکه فعالیت روزانه خود را خاتمه می‌ دهند نیازمند مکانی هستند تا شب هنگام در آن استراحت کنند (به قول عرب، بیتوته کنند) و انرژی از دست رفته را باز یابند.

خانه (همان بیت به زبان عربی)، گزینه دیگری است که قرآن کریم از آن به عنوان عاملی برای آرامش یاد می‌کند.
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِن بُیُوتِكُمْ سَكَنًا ؛ و خدا براى شما از خانه ‏هایتان محل سكونت (و آرامش) قرار داد.(نحل، 80)
البته ایجاد و حفظ این آرامش بر عهده خانم و آقای خانه است. هر دو وظیفه دارند تا با مدیریت صحیح زندگی، از این موهبت مراقبت نمایند. وظیفه دارند که اگر مسئله‌ ای هم در خانه پدید آمد، آن را از راه صحیح حل کنند تا کوچک‌ ترین خدشه ‌ای بر گوهر آرامش، وارد نشود.
ضمن اینکه می‌ توان چنین گفت که اگر آرامش در خانه‌ای پیدا نشود، یک انحرافی از مسیر الهی صورت گرفته است.

همسر

معنویت

شاید سفرهای مجردی برای بسیاری لذت ‌بخش باشد، اما آنچه آرامش بیشتری به انسان می ‌دهد، بودن در کنار همسر است؛ همسری که هم همسفری شفیق باشد، هم به هنگام نیاز، حاجت انسان را برآورد.
خَلَقَ لَكمُ مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُواْ إِلَیْهَا ؛ همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید.(روم، 21)
آرامشی ناشی از دیدن جمال نعمت الهی، آرامشی ناشی از همسری که به راه خدا دعوت می ‌کند، آرامشی ناشی از همسری پر محبت و مهربان، و آرامشی برخاسته از همسری که نیازهای عاطفی و جنسی را برآورده می ‌کند.
شاید به ذهن برخی بیاید که در این صورت چرا آرامش در زندگی برخی متأهلین دیده نمی ‌شود؟

در پاسخ باید گفت که وقتی چاقویی نمی ‌بُرد، چنین نیست که چاقو برای بریدن نباشد، بلکه عیب از این چاقوست که کُند است و باید تیز شود. وقتی در زندگی، استانداردها رعایت شود، حتماً آن زندگی آرامش ‌بخش خواهد بود.
دعای پیامبر صلی الله علیه وآله:

إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُم ؛ دعاى تو، مایه آرامش آن‌ هاست.
دعای پیامبر صلی الله علیه واله در حق هر کسی مایه آرامش اوست. برای دست یافتن به این موهبت نیز راه‌ هایی پیش روی ماست؛
- زیارت پیامبر صلی الله علیه واله چه از نزدیک و در مدینه منوره و چه از بعید و در هر جای دنیا و خواستن دعای ایشان در حق ما.

وقتی چاقویی نمی ‌بُرد، چنین نیست که چاقو برای بریدن نباشد، بلکه عیب از این چاقوست که کُند است و باید تیز شود. وقتی در زندگی، استانداردها رعایت شود، حتماً آن زندگی آرامش ‌بخش خواهد بود

- زیارت هر یک از ائمه بزرگوار علیهم السلام و امامزادگان و خواستن شفاعت این پاکان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله.
- خواندن نماز و هدیه به روح مطهر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله.
- صلوات بر حضرت رسول صلی الله علیه واله که مطمئناً از جانب ایشان بی ‌پاسخ نخواهد ماند.


یاد خدا

بالاتر از همه این موارد، موثرترین داروی آرامش، یاد خداست.
الَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ‌ها آرامش مى‏یابد.(رعد، 28)
پس خداوند، آرامش حقیقی را در یاد خود و همراهی انسان‌ ها با او می ‌داند چراکه اطمینان قلب محکم ‌تر و والاتر از سکینه است.
آرامش حقیقی را کسانی دارند که در دل شب، در خانه‌ هایشان به پا می ‌خیزند و در کنار همسر مهربانشان خدا را یاد می ‌کنند. صلوات بر پیامبر و خاندانش می ‌فرستند و از اینکه خداوند به آن ‌ها همسری عنایت فرموده که یاورشان در دین ‌داری است او را شکر می‌ گویند.
زین پس وقتی آقای جوان، مجری برنامه ی موفق و خوب خندوانه از مهمان برنامه پرسید که چه چیز به شما آرامش می ‌دهد، پاسخ خداوند را مرور کنیم، کمی بیندیشیم و پاسخ را در گزینه ‌های خدایی بجوییم.

محمد دهقانی زاده

کارشناس حوزه

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:11 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

گره کوری که شیخ رجبعلی باز کرد

وای فای

منظور از صله رحم، فقط دیدار اقوام نیست، بلکه یاری رساندن و رفع نیاز بستگان نیز جزئی از معنای صله رحم است؛ اگرچه ممکن است عقیده و مشرب فکری آنها تفاوت هایی با ما داشته باشد، البته نکته مهم آن است که این رابطه و پیوند همواره حفظ شود.


در این زمانه که تکنولوژی پیشرفت کرد و راحتی و سرعت آمده است، به جای آنکه بتوان از این ابزار استفاده کنیم برای ارتباط داشتن بیشتر با اقوام و بستگان، کم کم دارد ارتباطات و میهمانی ها غریب می شود و انگار نه انگار که فامیل داریم ، همه مشغول کاریم و اگر بیکار باشیم با یک اجنبی در ارتباط هستیم که معلوم نیست طرف مقابل ما چه کسی هست ....

شب و روز در شبکه های اجتماعی ، که کارش با استفاده غلط ما شده جدا کردن بستگان است مشغولیم ، به فرهنگ خودمان  پشت پا زدیم به دیگران خوش امد گفتیم ، روی خوش به کسی نشان دادیم که کارش فاصله میان دلهاست ...
در اسلام صله رحم بسیار سفارش شده است که از بستگان نزدیک و چه از بستگان دور، صله رحم کنید امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر آیه «وَ الذینَ یَصلونَ ما اَمرَ اللهُ بهِ اَن یُوصلَ ،[رعد، ۲۱] فرمودند : «مراد از كسانی كه خداوند پیوستن به آنان را فرمان داده، خویشاوندان توست.» [اصول كافی، ج ۲، ص ۱۵۶]

نگوییم او با ما قهر است، شما به دیدارش برو ... با همه آشنایان باید رفت و آمد داشته باشیم هرچه از نظر خویشاوندی نزدیک تر باشد وظیفه ما در حفظ پیوند، شدیدتر و لازم تر است.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَذِی الْقُرْبَى [بقره/۸۳] و به پدر و مادر و خویشاوندان نیکی کنید.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) در درباره اهمیت صله رحم  فرمود: «به آنان كه حاضرند و آنان كه غایبند و آنان كه از صُلب های مردان و رَحِم های زنان تا روز قیامت به دنیا می ‌آیند سفارش می ‌كنم كه صله رحم نمایند، گرچه مستلزم پیمودن یك سال راه باشد، زیرا صله رحم (یكی) از مسائل مهم دین است ».[ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۰۵]

نگوییم او با ما قهر است، شما به دیدارش برو ... با همه آشنایان باید رفت و آمد داشته باشیم هرچه از نظر خویشاوندی نزدیک تر باشد وظیفه ما در حفظ پیوند، شدیدتر و لازم تر است

حضرت علی (علیه السلام ) در این باره می ‌فرماید : « خویشانت را گرامی بدار، زیرا آنان بال و پَرِ تو هستند كه با آنان پرواز می‌كنی و اصل و ریشه تو می ‌باشند كه به ایشان باز می ‌گردی و دست یاور تو هستند كه با آنها به دشمن حمله می ‌كنی و پیروز می ‌شوی » [نهج البلاغه، نامه۳۱، ص۴۰۵] کافر بودن و فاسق بودن باعث نمی‌ شود تا انسان قطع رحم کند در هر شرایطی صله ارحام را باید به جا آورد ؛ چه بسا صله رحم با فاسقی باعث شود تا او از فسق دست بکشد .

 

چگونه صله رحم کنیم ؟

حضرت علی (علیه السلام) می ‌فرماید :« كسی كه از سوی خدا ثروتی به دست آورد، باید بستگان خویش را به وسیله آن دستگیری كند ». [نهج ‌البلاغه، خطبه ۱۴۲]
ب ـ صله رحم جانی : اگر در جایی که جان بستگان در خطر باشد باید به او کمک کرد پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم ) می‌فرماید :« هر كس با جان و مالش، صله رحم كند، خدای متعال اجر صد شهید به او می دهد» [وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۶]

ج ـ صله رحم ترک ازار و اذیت : یکی از صله رحم آزار و اذیت نکردن به اقوام و خویشاوندان است یعنی دخالت نکردن در کار آنها تهمت و افترا نزدن و غیبت و عیب جویی نکردن است ، امام صادق (علیه السلام) در این باره می ‌فرماید: « بهترین چیزی كه به آن صله رحم می ‌شود، خودداری كردن از اذیت و آزار آنان است.» [اصول كافی، ج ۲، ص  ۱۵۱]

صله رحم

در این زمانه آیا کسی هست که به دنبال افزایش رزق و روزی اش نباشد؟! در این دنیای مادی امروزی همه به هر نوعی در تکاپو هستند تا بتوانند افزایش روزی برای رفاه بیشتر داشته باشند ... پس چرا معطل هستیم ... اسلام برای این کار پیشنهادی دارد ...

صله رحم باعث افزایش رزق و روزی می ‌شود امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «هر كس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم كند.» [اصول كافی، ج ۲، ص۱۵۰]
در مقابل درباره قطع صله رحم هم بسیار نهی کرده است که خدا در قرآن بر کسانی که قطع رحم کنند نفرین کرده است خداوند متعال می‌فرماید :
« فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ ؛أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ، پس (اى بیماردلانِ سست ایمان!) اگر (از جهاد) روى گردانید، جز این از شما انتظار نمى‏رود كه در زمین فساد كنید و پیوندهاى خویشاوندى را قطع كنید.  آنانند كسانى كه خداوند از رحمت خویش دور و (گوششان را) كر و چشم‏هایشان را كور ساخته است آنها كسانی هستند كه خداوند آنان را لعنت كرده است» ،[محمد ایه ۲۳ و۲۳]

 

ریشه ی گره های بسته ی زندگی

استاد فاطمی نیا از شخصی نقل می کردند: من در قسمت بایگانی اداره ای کار می کردم و پرونده های متعدد و بعضا بسیار مهم می آمد و ما در آنجا قرار می دادیم، یک روز پرونده بسیار مهمی به دستم رسید، چند روزی که گذشت متوجه شدم آن پرونده گم شده است، هر چه گشتم پیدا نشد.

در آن گیر و دار که کاملا ناامید شده بودم، پرونده به اندازه ای مهم شده بود که به بنده خبر دادند چون شما مسئول پرونده ها هستید اگر تا چند روز دیگر پیدا نشود، حکمی سنگین مانند حبس ابد در مورد شما اجرا می شود.

از این رو نزد یک نفر اهل دل رفتم، ایشان دستور ختمی دادند که انجام بده، همان توسل را انجام دادم.

روزی که قرار بود نتیجه بگیریم از پرونده خبری نبود با ناراحتی از منزل بیرون آمدم تا نزدیکی خیابان مولوی رفتم، دیدم پیرمردی جلو آمد و گفت: آقا! مشکل تو به دست آن شخص که عرق چین به سر دارد و در حال رفتن است، حل می شود.

صله رحم باعث افزایش رزق و روزی می ‌شود امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «هر كس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم كند.»

بدون توجه به این شخص با شنیدن این کلمات به طرف ایشان دویدم و گفتم: آقا جان به دادم برس، گفته اند مشکلم به دست شما حل می شود، پیر مرد نگاهی به من کرد و گفت: خجالت نمی کشی!؟ حالتی بهت زده و متعجب داشتم، ایشان فرمودند: چهار سال است شوهر خواهرت از دنیا رفته، یک مرتبه هم به خواهرت و بچه هایش سر نزده ای، انتظار داری کارت هم پیچ نخورد؟! تا نروی و رضایت آنها را جلب نکنی، مشکلت حل نمی شود.

بعد از شنیدن صحبت پیرمرد بلافاصله به منزل خواهرم رفتم.

وقتی در زدم، خواهرم همراه چند فرزند رنج دیده اش در را باز کرد ، متوجه شد من هستم، گفت: چطور شده بعد از چهار سال آمده ای؟! گفتم: خواهر از من راضی باش و بچه هایت را از من راضی کن، رفتم مقداری هدیه گرفتم و آوردم و آنها را راضی کردم، فردا که به اداره برگشتم، به من خبر دادند که پرونده پیدا شده است.

این پیر مرد عرق چین به سر، کسی نبود جز عارف بزرگ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط .(با اقتباس و ویراست از کتاب هزار و یک حکایت اخلاق)

از این دست اتفاقات کم و بیش در زندگی های ما هم وجود دارند ... خیلی اوقات شده که انگار این گره کوری که ایجاد شده با هر دعا و فال و کف بینی باز نمی شود ... شاید و حتماً خیلی از کلید ها در نزدیکی ما، در نوع رفتارها و نگاه های ما هستند و خود خبر نداریم یا شاید خودمان را به بی خبری زده ایم...

بیاییم تا فرصت هست وجود همدیگر را غنیمت بشماریم اگر فردا نبودیم به حال هم تاسف نخوریم ... 

ای کاش که از این ابزار تکنولوژی درست استفاده کنیم و آن را راهی برای ارتباطات درست و به جا استفاده کنیم، نه فقط برای داشتن لحظاتی خنده با فرستادن جک و مطالب بی ارزش صرف ... ابزاری که می تواند خیلی کارایی بیشتری داشته باشد و ما را به هم بیشتر پیوند دهد ...
     گر عمر زیاد خواهی و با برکت               بنمـای به دیـدار عزیزان حـرکت (سید علی مهدوی)

 

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:09 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید