كجاست كعبه اگر مسجد الحرام تویی تو
قسم به كرببلا حج من تمام تویى تو
همه نمازى و نیت، قیام توست قیامت
شهید ظهر تشهّد تویى، سلام تویى تو
سر بریده و آیات بینات؟ چه حالى!
یقین كه ركن یمانی تویى، مقام تویى تو
به سعى سجده به گودال قتلگاه تو رفتم
نه سر برآورم از سجده تا امام تویى تو
تو بیت اوّلى و كربلاست اوّل بیتم
تو بیت آخرى و آخر كلام تویى تو
شاعر : علی رضا قزوه
ادامه مطلب
آخر ز نای نینوای تو می میرم ای حسین
با یاد کربلای تو می میرم ای حسین
بر پرچم سیاه حسینیه ات قسم
در مجلس عزای تو می میرم ای حسین
از روضه وداع تو جان داده مادرم
در پای روضه های تو می میرم ای حسین
تو بنده ی خدایی و من بنده ی توام
در محضر خدای تو می میرم ای حسین
مثل همان غلام سیاه تو عاقبت
سر می نهم به پای تو می میرم ای حسین
می خواهم از خدا که شب جمعه ای شود
آن شب که من برای تو می میرم ای حسین
آید به گوشم العطش کودکان هنوز
از داغ بچه های تو می میرم ای حسین
دستم تهی اگر چه بود از عمل ولی
شادم که با ولای تو می میرم ای حسین
ای محتشم بخوان که دلم خانه غم است
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»
شاعر : سید مجتبی شجاع
ادامه مطلب
در طریقت زحمت بسیارها باید کشید
تا تقرب منت جام بلا باید کشید
یار ما بد نیست از ما یک ملاقاتی کند
گه کریمان را به بالین گدا باید کشید
در مسیر دلبر ما چشم پاکی واجب است
گر نظرخورد انتقامش را ز ما باید کشید
نیست توجیه قبولی دیدگان خشک را
از میان چاه، گاهی آب را باید کشید
وقت روضه زودتر از هر چه باید گریه کرد
سفره که آماده شد، فوراً غذا باید کشید
الدوا عند الحسین و الشفا عند الحسین
بهر درمان یافتن دست از دوا باید کشید
رفته رفته وقت ما دارد به پایان می رسد
تا که عمری هست ناز یار را باید کشید
رو به قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست
صورت ما را به سمت کربلا باید کشید
عاشقان بی کفن ها، با کفن بیگانه اند
بعد مردن روی ما یک بوریا باید کشید
شاعر : علی اکبر لطیفیان
ادامه مطلب
ای کشتی نجات زمان، کشتیم شکست
افتاده ام به ورطه ی گرداب خود پرست
در زیر تازیانه ی رگبار و صاعقه
پشتم خمید و رشته ی امید من گسست
دستم بگیر و ساحل امنی ببر مرا
می ترسم از تلاطم این موج های مست
در عرشه ی سفینه ات ای نوح کربلا
جایی برای آدم کشتی شکسته هست؟!
هر کس که دید حال پریشان و زار من
تنها نهاد دست تأسف به روی دست
سوگند بر خدا که تو دریا دلی حسین
باید فقط به لطف تو چشم امید بست
از لطف چشم های تو کشتی قلب من
در ساحل عزای محرم به گل نشست
شاعر : وحید قاسمی
ادامه مطلب

اى خاتم مهربانى و عشق!
سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات
شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند . . .
===================
در تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
یا رب به اهل بیت ندانم چسان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت
رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد
ادامه مطلب

استفاده از پاورپوینت های تولیدی موسسه اهل البیت علیهم السلام برای همگان مجاز می باشد. اما خواهشمندیم در انتشار آن، رعایت امانت را نموده و آرم و یا آدرس سایت موسسه را حذف ننمایید.
با تشکر فراوان
ادامه مطلب

ادامه مطلب

بيش از 60 واقف بخشي از درآمد يا رقبات خود را به سوگواري در محرم و صفر اختصاص دادند كه از اين بين 18 عدد از آنان داراي درآمد است. در اين گزارش به معرفي 15 واقفي كه براي سوگواري ايام محرم و صفر وقف كردند، ميپردازيم.
قديميترين واقف داراي درآمد در اين خصوص موقوفه ميرزا محمد مومن بر اساس وصيت شاه طهماسب در سال 1136 ه.ق است كه بر مبناي اين موقوفه هرساله نصف عوايد موقوفات واقف در ايام عاشورا و هر شب جمعه بايد صرف تعزيهداري امام حسين (ع) شود.

ادامه مطلب
گر بر ستم قرون برآشفت حسین
بیداری ما خواست، به خون خفت حسین
آن جا که زبان محرم اسرار نبود
با لهجه ی خون سِرِّ مگو گفت حسین
ادامه مطلب
آنان که خرج عزای تو می شوند
از زائران کرب و بلای تو می شوند
جاری کوثرند و مباهات فاطمه
این چشم ها که نذر ولای تو می شوند
تنها تو قابلی که شهید خدا شوی
هفتاد و دو نفر شهدای تو می شوند
خوشه به خوشه گندم ری بعد کشتنت
اطعام سفره های عزای تو می شوند
مردم به روز حشر که غوغای بی کسی ست
دست تهی دخیل گدای تو می شوند
گیرم که خیمه های تو را زیر و رو کنند
این خانه ها حسینیه های تو می شوند
شاعر : جواد حیدری
ادامه مطلب
باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین
این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین
این چه رازی ست که صد شعله فرو مرد و هنوز
روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین
تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر
حیرتم کشت، بگو این چه معماست حسین
گر چه شد جوهر عشق از قلم عاطفه پاک
رقم مِهر تو بر صفحه دل هاست حسین
دامن از شوق تمنّای تو، گلزار صفا
سینه از آتش سودای تو سیناست حسین
راهیان حرم قدس تو با شهپر عشق
همه رفتند و جهان محو تماشاست حسین
گر نه خون تو ثمر داد به میدان بلا
این همه شور شهادت به چه معناست حسین
تا به محراب محبت تو امامی، پیداست
خاک هر وادی گلرنگ، مصلاست حسین
غرق در موج مکافات کن اقلیم ضلال
قطره در قطره خونت همه دریاست حسین
شاعر : بهمن صالحی
ادامه مطلب
چند وقت است دلم میگیرد
دلم از شوق حرم میگیرد
مثل یک قرن شب تاریک است
دو سه روزی است دلم میگیرد
مثل این است که دارد کمکم
هستی ام بوی عدم میگیرد
دستهی سینه زنی در دل من
نوحه میخواند و دم میگیرد
گریهام یعنی باران بهار
هم نمیگیرد و هم میگیرد
بس که دلتنگی من بسیار است
دلم از وسعت کم میگیرد
لشکر عشق حرم را، به خدا
به خود عشق قسم، میگیرد
ادامه مطلب
دلتنگ شبهای توام آقا بدانید
اصلاً شما بغض وجود آسمانید
صدها ستاره بر زمین پاشیده هر شب
وقتی عبای دوش خود را میتکانید
تکرار بعضی چیزها آن قدر بد نیست
مثل همین تَک جملهی «پیشم بمانید»
رنگ مناجات ملائک را بگیرم
بر جا نمازم تا که تربت میرسانید
آقا بفرمائید ما سنگی نداریم
از روی نیزه آیهای قرآن بخوانید
از آب سقاخانۀ چشمم بنوشید
حالا که در شهر دل من میهمانید
ادامه مطلب















