
«از پیر مردی سئوال شده بود: علی کیست؟ وی گفت: پدر فاطمه پرسیدند: فاطمه کیست؟ گفت: زوجه پیغمبر (علیه السلام) دختر عایشه خواهر معاویه و علی همان کسی بود که در جنگ حنین با رسول الله جنگ کرده است». [1] .

ادامه مطلب
از شرف کعبه اگر قبله گه اهل دعاست
وادی کرب و بلا مهبط انوار خداست
به سوی کعبه بود عالمیان را گر روی
کعبه را روی ارادت به سوی کرببلاست
کعبه بیت الله و این مطلع انوار حق است
بین که در این دو، تفاوت ز کجا تا به کجاست
بیمی از قتل نبودش که برون شد ز حرم
لیک هتک حرم محترم کعبه نخواست کرد
كرد در دشت بلا حج خود آن شاه تمام
تا تو آگاه شوی کعبۀ مقصود کجاست
هر عزایی رود از یاد پس از روزی چند
این عزایی ست که تا صبح قیامت بر پاست
بهر هر درد دوایی است به عالم مخصوص
به جز از تربت این شه که به هر درد دواست
برنگردد کسی از درگه او بی مقصود
هر که از حق طلبد هر چه در این قبه رواست
شاعر : فایض اصفهانی
ادامه مطلب
عاشق درد همان درد بود درمانش
زخم گردد پر پرواز هُمای جانش
نازم آن خانه به دوشی که پس از طیّ طریق
تیغ عشق تو کند در یَم خون، مهمانش
روح عاشق که عروجش گذرد از ملکوت
مرغ عشق است و بود لانۀ تن زندانش
این حسین است، حسین است، حسین است، حسین
که به توحید دهد روح، تن عریانش
سینۀ بحر کشد شعله به یاد عطشش
بر دل آب بُود، داغِ لبِ عطشانش
اوست آن قاری قرآن که پس از بوسۀ وحی
بوسۀ چوب بُود، اجر لب و دندانش
روز محشر که غضب از همه سو موج زند
رحمت واسعه، جاری بُود از دامانش
پای میزان چو کمر بهر شفاعت بندد
نبرد قاتل او هم طمع از احسانش
رحمت و عفو دو قطره بُود از خون گلو
وسعت حشر بُود، گوشه ای از میدانش
آن چنان سینه سپر کرد و مقاوم استاد
که به هم خورد گره، زخم تن از پیکانش
گشت قربانی و هفتاد و دو قربانی داد
جان ما، جان همه خلق جهان، قربانش!
پر ز آیات شد آن مصحف زهرا، "میثم"!
بس که با تیر نوشتند به تن، قرآنش
شاعر : غلامرضا سازگار
ادامه مطلب
ای همه جان و جهان غرق نوای تو حسین
وی همه كون و مكان وقف عزای تو حسین
آدمی نیست هر آن كس كه ندارد غمِ تو
عالمی صف زده در زیر لوای تو حسین
هدفِ خلقت اگر معرفة المعشوق است
چیست این عشق به جز حب ولای تو حسین
كعبه انگار سیه پوش تو باشد آری
كه عزادار غمت هست خدای تو حسین
خیمه ات بارگهِ اِنسیه ی حوریٰ شد
كه شده بال مَلك فرش عزای تو حسین
انس و جن و ملك و اهل سماوات و زمین
همه محتاج تو هستند و عطای حسین
از همان روز كه از نیزه تو قرآن خواندی
مانده در گوشِ فلك سوز صدای تو حسین
آب مهریّه زهرا و تویی تشنه ی آب
پس بگریند همه دهر برای تو حسین
خیمه تا مقتلِ تو سعیِ صفا و مروه است
هَروَله می طلبد كوی صفای تو حسین
كربلا كعبه ی عشّاق و منا مسلخِ عشق
ای همه عالم و آدم به فدای تو حسین
وعده ی ما همه شش گوشه و بین الحرمین
بر سر و سینه زنان غرق ثنای تو حسین
شاعر : محمود ژولیده
ادامه مطلب
شکر خدا دعای سحرها گرفته است
دست مرا عنایت آقا گرفته است
شکر خدا، که چشم همیشه حسینی ام
اشکی برای روز مبادا گرفته است
بال فرشته است برای تبرکش
اطراف چشم های ترم را گرفته است
این جا حسینیه است، ملائک نشسته اند
جبریل هم برای خودش جا گرفته است
این دستمال گریۀ ماه محرمم
امروز بوی چادر زهرا گرفته است
حالا نفس نفس زدنِ سینه های ما
عیسی شده است و طبع مسیحا گرفته است
دیروز بین خونِ خودش ریشه کرده بود
حالا درخت سیب شده پا گرفته است
شاعر : علی اکبر لطیفیان
ادامه مطلب
در این مراسم با برداشتن نخل که سمبل تابوت امام حسین (ع) است انجام می شود. نخل گردانی دراین روستا 150 سال قدمت دارد دو هیئت از عزاداران هم زمان از پایین روستا و بالای روستا همراه با نوحه خوانی به سمت مسجد امام حسین(ع) (محل نخل) می آیند...

ادامه مطلب

راه امام حسین(ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند؛
چون كشتی امام حسین(ع) در آسمان های غیب خیلی سریع راه می رودهر كس در سیر معنوی خود حركتش را از آن حضرت آغاز كند خیلی زود به مقصد می رسد ...
حاج محمد اسماعیل دولابی
ادامه مطلب

گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که میخواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه میکنید و اذن دخول میگیرید.
میگویید یا خداوند من وارد شوم؟ آیا یا پیامبر وارد شوم؟ یا امام وارد شوم؟ و در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است.
آیت الله بهجت
ادامه مطلب

فایل صوتی سخنرانی حجت الاسلام پناهیان با موضوع شباهت ها و تفاوت های قیام امام حسین (ع) با قیام امام زمان (عج) ...
این سخنرانی بمدت 1:06:11 با حجم 15.1 مگابایت
تقدیم منتظران امام زمان حضرت مهدی (عج) می گردد.
دانلود سخنرانی شباهت ها و تفاوت های قیام امام حسین (ع) با قیام امام زمان (عج)
حجم 15.1 مگابایت
منبع : پایگاه صاحب الزمان (عج)
ادامه مطلب
چه می شود ز باده ی/ولا دهی تو شهدی ام.
مدد کنی صلا زنم/که من غلام مهدی ام.
ای گل وفا حسین/می کشی مرا حسین ...
تجلّی ولایتی
سرشته با گل منی
تمام هستی ام تویی
تو صاحب دل منی
آیه ی محبتی
سوره ی ولایتی
یار حق نما حسین
•••
ز کودکی دلم شده
اسیر و مبتلای تو
خدا کند که جان دهم
به یاد کربلای تو
ذکر تو عبادتم
تشنه ی شهادتم
شاه کربلا حسین
•••
چه می شود ز باده ی
ولا دهی تو شهدی ام
مدد کنی صلا زنم
که من غلام مهدی ام
کو امام منتظر
یار غائب از نظر
چشمه ی بقا حسین ...
دانلود مناجات با امام حسین (ع) با صدای حاج منصور ارضی
حجم 1.06 مگابایت
منبع : پایگاه صاحب الزمان (عج)
ادامه مطلب

خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانى قرار داده است كه امر (راه و روش آیین) مرا بر پا مىدارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى باشد. او شبیه ترین مردمان است به من در سیما و گفتار و كردار . پس از غیبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ، ظاهر مىشود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشكار مى سازد...
وجود مقدس حضرت بقیةالله الاعظم ، اروحنا له الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه كشته كربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(علیه السلام) و یارانش را یكى از آرزوهاى بزرگ خود مىدانند، (2) تا جایى كه در هر عاشورا به یكدیگر اینگونه سر سلامتى مى دهند:

ادامه مطلب
از لحظه ای که ریزه خور خوانتان شدم
احساس می کنم که مسلمانتان شدم
زیر لوای رحمتتان قد کشیده ام
بیخود نبوده دست به دامانتان شدم
غیر از حسین، نام دگر را نمی برم
از بس که مست نام حسین جانتان شدم
غیر از حسین، باب نجاتی نیافتم
این گونه شد که دست به دامانتان شدم
دستم گرفته ای و رهایم نکرده ای
گوشه نشین روضه ی رضوانتان شدم
می خواستم که مرهم زخم شما شوم
در روضه های سخت که گریانتان شدم
امشب میان روضه ی خود آتشم زنید
تا بنگرم که شعله ی سوزانتان شدم
باور نمی کنم که شب آخر شماست
دلسوخته ز ماتم هجرانتان شدم
راز و نیاز امشبتان دیدنی بُوَد
دلداده ی قرائت قرآنتان شدم
شاعر : محمد فردوسی
ادامه مطلب
از هر چه هست و نیست دگر بی نیاز شد
دست کسی که پیش کریمان دراز شد
در لطف با گدا، چه کسی بهتر از حسین؟
لب تر نکرده ایم در خانه باز شد
حیّ علی الکریم که وقت تصدّق است
یا ایّها العقیق! رکوع نماز شد
آری، ز سجده بر گل آدم شفا نیافت
فطرس ز خاکبوسی تو پاکناز شد
کشتی تو پر است ز کشتی شکسته گان
این رحمت شماست که دریا نواز شد
گفتند گریه پای تو، معراج می برد
یه قطره اشک بال شد و در فراز شد
گفتند مرگ را چو به بازی گرفته بود
با اشتیاق عشق، تنت زخم باز شد
ای نی سوار، زینب تو چاره ای نداشت
بی تو سوار بر شتر بی جهاز شد...
شاعر : علی ناظمی
ادامه مطلب
دوش قرص مه روی تو به یادم آمد
طلعت روی نکوی تو به یادم آمد
می گذشت از در مسجد نفس آلوده خسی
گذر خویش به کوی تو به یادم آمد
سائلی دامن خود را به رفویی می دوخت
دامن خود به رفوی تو به یادم آمد
ذکر خیر تو شد و بال ملک گستردند
بوی اشک آمد و بوی تو به یادم آمد
بخت خود دیدم و کارم گرهی محکم خورد
گره های سر موی تو به یادم آمد
بسملی بال و پر خویش به خون می آلود
بین گودال وضوی تو به یادم آمد
می بریدند لب تشنه سر از حیوانی
بر سرم خاک، گلوی تو به یادم آمد
آتشی در دل شب جلوه نمایی می کرد
دختر سوخته موی تو به یادم آمد
شاعر : محمد سهرابی
ادامه مطلب














