ما از اوّل برتری بر خلق عالم داشتیم
ز آن که با آل علی، پیوند محکم داشتیم
سجدۀ خیل ملک بر ما شهادت می دهد
کز صلای حق، پیامِ خیرِ مقدم داشتیم
روح ما در عالم زر، جسم ما در خاک بود
سوختیم و بر جگر، داغ محرّم داشتیم
پیش تر از رود نیل و رود جیحون و فرات
ما به یاد کربلا، در دیده زمزم داشتیم
نه هلال ماه بود و نه چراغ آفتاب
در غم خورشید زهرا ماه ماتم داشتیم
پیش تر از آن که جان در پیکر آدم دمند
با صدای «وا حسینا» دم به دم، دم داشتیم
در کنار یکدگر مانند شمع سوخته
اشک با هم، سوز با هم، آه با هم داشتیم
سیل اشک ما فزون می گشت از دریای خون
باز خون در دیده، بر خون خدا کم داشتیم
روزگاری که در این عالم سخن از غم نبود
در غم فرزند زهرا یک جهان غم داشتیم
"میثم"! آن روزی که میثم رفت بر بالای دار
ذکر یا مولا، کنار "نخل میثم" داشتیم
ادامه مطلب
ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم
این دو پیاله را به ملک هم نداده ایم
تا وقت می کنیم حسینیه می رویم
ما سال هاست شیعه ی گریان جاده ایم
با هر سلام صبح به آقای بی کفن
انگار روبروی حرم ایستاده ایم
با رعیتی خانه ی ارباب با وفا
احساس می کنیم که ارباب زاده ایم
شکر خدا که نان شب ما حسین شد
ممنون لطف مادر این خانواده ایم
بال ملائک است که ما را می آورد
یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم
داریم با حسین حسین پیر می شویم
خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
ادامه مطلب
یک لحظه با تو بودن، از عمر جاودان بِه
یک زخم از تو بر تن، از صد هزار جان بِه
خاک درِ تو بر رو از آبروست خوش تر
خار ره تو در باغ از سرو بوستان به
هر سو تو روی آری از کعبه می بری دل
هر جا تو پا گذاری از چشم آسمان به
اشکی که بر تو ریزد گردد شراب کوثر
قلبی که بر تو سوزد از گلشن جنان به
وقتی نخوانم از تو وقتی نگویم از تو
خاموشی ام ز گفتن، لالیم از زبان به
یک گوشه در حریمت از وسعت دو عالم
یک قطره از فراتت از بحر بی کران به
زخم تو مرهم دل، درد تو داروی جان
نام تو بر زبان ها از ذکر قدسیان به
دامان کربلایت از قلب عرش خوش تر
گودال قتلگاهت از ملک لامکان به
تا می سراید از تو تا می نویسد از تو
یک لحظه عمر "میثم" از عمر جاودان به
ادامه مطلب
وقت وداع فصل بهاران بگو "حسین"
در لحظه های بارش باران بگو "حسین"
هر جا دلت گرفت کمی محتشم بخوان
هی در میان گریه بگو جان، بگو "حسین"
کشتی شکست خورده که دیدی به کارزار
در خاک و خون تپیده به میدان بگو "حسین"
از نام گرم او دل برف آب می رود
در سردسیر سخت زمستان بگو "حسین"
تغییر کرده است لغتنامه هایمان
زین پس به جای واژۀ عطشان بگو "حسین"
روضه بخوان که لحظه ی طغیان چشم ما
هم پای چشمه های خروشان بگو "حسین"
دیدی اگر که جسم قمر زیر آفتاب
مانده سه روز بین بیابان بگو "حسین"
دیدی اگر که جامه ی یوسف ربوده اند
افتاده بین معرکه عریان بگو "حسین"
دیدی اگر که قاری قرآن سرش شکست
از سنگ قوم دشمن قرآن بگو "حسین"
ادامه مطلب
وحی خداست در سخنش، کیست این حسین؟
ریزد شفاعت از دهنش، کیست این حسین؟
ریحانۀ پیمبر و از سوز تشنگی
آتش فتاده در چمنش کیست این حسین؟
سوزد صدایش از عطش سینه سوز و باز
جاری ست کوثر از دهنش کیست این حسین؟
در خاک و خون فتاده مناجات می کند
با ذوالجلال ذو المنن کیست این حسین؟
زخم هزار و نهصد و پنجاه تیغ و تیر
بنشسته است بر بدنش کیست این حسین؟
تا خلعت شهادت زیبای او شود
زهرا سرشته پیرهنش کیست این حسین؟
دشنه است روی دشنه و تیر است روی تیر
مرهم به زخم های تنش کیست این حسین؟
در عرضه «رضاً بقضائک » فتاده است
پامال اسب ها بدنش کیست این حسین؟
دشمن سرش به نیزه نشانده است و می چکد
آیات وحی از سخنش کیست این حسین؟
از باغبان دفاع کند با گلوی ناز
شش ماهه غنچه ی چمنش کیست این حسین؟
ادامه مطلب
نوای نینوا را دوست دارم
صدای آشنا را دوست دارم
اگر جام بلا از چشم یار است
من این جام بلا را دوست دارم
دعا یعنی تکلّم با خداوند
تکلّم با خدا را دوست دارم
اگر چه خارم و از خار کمتر
گل باغ وفا را دوست دارم
محبّت را عجب، حال و هوایی ست
من این حال و هوا را دوست دارم
نمی دانم کی ام آن قدر دانم
علیّ مرتضی را دوست دارم
خدا می داند، ای آل محمّد!
که من تنها شما را دوست دارم
چو ممزوج است با عطر حسینی
نسیم نینوا را دوست دارم
خدایا روز محشر باش شاهد
حسین و کربلا را دوست دارم
شود "میثم" که مولایت بگوید
که این بی دست و پا را دوست دارم؟
ادامه مطلب
مهارت ارتباط
در آموزش مهارتهای زندگی، توجه ویژهای به مهارت ارتباط مؤثر شده است. ارتباط، یکی از اساسیترین نیازهای انسانی است که زندگی منهای اجتماع، برای او بیمعناست. مهارت ارتباط به افراد میآموزد که چگونه و با چه روشهایی به یک ارتباط موفق دست یابند؛ ارتباطی که بتوان با آن به اهداف موردنظر رسید. افراد نیز در روانشناسی از نظر سطح ارتباط، در دستهبندیهای گوناگون جای میگیرند. در سخنی از امام حسین علیه السلام ، به نکتهای برمیخوریم که سطحی فراتر از آنچه را بشر امروزی به آن دست یافته، مطرح میکند. ایشان ماهرترین فرد در مهارت ارتباط را چنین معرفی میکنند: «إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ؛ قویترین فرد در ایجاد ارتباط کسی است که با کسی که از او بریده رابطه برقرار کند.»1 چنین نگرشی، سطح انتظار از ارتباط کارآمد را به حدی بالا میبرد که در جامعه اسلامی، یک فرد، به ایجاد ارتباطات گسسته شده بیندیشد. طبیعی است که این پیوند، دشوارتر از دیگر شاخههای ارتباط است.

ادامه مطلب
سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه راجع به این مسأله، که گریه بر امام حسین (ع) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد.
بعد پرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ اگر مسأله ای علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟
سید بحرالعلوم عرض کرد ...

سید بحرالعلوم عرض کرد: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد؛ مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان نوشته می شود و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده می شود؟

ادامه مطلب
مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ «نفس المهموم» عباراتی از زیارتنامه سیدالشهدا(علیه السلام) میآورد که در انتساب آن به حضرت مهدی(عج) تردید ندارد؛ در این زیارتنامه 10 ویژگی برای امام حسین(علیه السلام) بیان شده است..

برای شناخت ماهیت وجودی هر شخصی، باید به نزدیکترین کسان او رجوع کرد و با شنیدن گفتههایی که در آن تنها صدق گفتار مشاهده میشود، میتوان افراد شناخت. بر همین اساس، پناه بردن به کلام معصومین(علیهم السلام) بهترین مرجع و منبع برای شناخت امامان معصوم(علیهم السلام) است.

ادامه مطلب

- «سپاس گزاری نعمتهای گذشته، نعمتهای آینده و زودرس را به دنبال دارد».
- «عاجزترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد».
- «اگر مردم به هنگام دعا کردن، خدا را با نام محمد صلی الله علیه و آله و اهل بیت پاک او، با نیت درست و با اعتقاد قلبی صحیحی بخوانند، که آنها را مصون دارد تا پیامبر را پس از مشاهده آن همه معجزات محکم و آشکار نافرمانی نکنند، خداوند با جود و کرم خود خواستههای آنان را میدهد.»- «ای مردم! شما را به تقوای الهی سفارش میکنم و از (گناه کردن) برحذر میدارم ... در مدت عمر به سلامت و تندرستی جسم پیشی گیرید ... و از کسانی مباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطراند».

ادامه مطلب

وقف در سخن و سیره امام حسین(ع) نمود خاصی داشته است. در حدیثی آمده است : امام حسین(ع) زمین و اشیایی را که ارث برده بود پیش از این که تحویل بگیرد، وقف کرد.
همچنین در روایتی آمده است : هنگامی که به امام حسین(ع) خبر دادند «عبدالله بن عامر» - از کارگزاران بنی امیه - چنین و چنان وقف کرده و عده زیادی برده آزاد کرده است، فرمود: «مَثَل عبدالله بن عامر همانند کسی است که از حاجیان و راهیان خانه ی خدا سرقت کرده و سپس اموال دزدی را صدقه می دهد .» آنگاه افزود: إِنَّمَا الصَّدَقَةُ الطَّیِّبَةُ صَدَقَةُ مَنْ عَرِقَ فِیهَا جَبِینُهُ وَ اغْبَرَّ فِیهَا وَجْهُهُ وقف ی پاکیزه، وقفی کسی است که در راه کسب آن پیشانی اش عرق کرده و صورتش غبارآلود شده است .» وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: «منظور حضرت سید الشهداء(ع) چه کسی بوده است؟» فرمود: «علی بن ابی طالب(ع) .» (1)
یکی از معاصران امام حسین(ع) حسن بَصْری است که به عنوان متکلم ، مفسر ، محدّث ، واعظ ، فقیه و یکی از هشت زاهد معروف قرن اول و دوم شناخته می شود.
سید مرتضی علمالهدی نیز از حسن به نیکی یاد کرده و او را کثیرالعلم، بلیغالمواعظ، اسوه ، پیشوا و یکی از متقدمان دانسته که از تصریح به عدل خدا پروا نمینمود(2)
نقل است که حسن چنان به اهلبیت علیهمالسلام دلبستگی داشت که با شنیدن خبر شهادت امام حسین(ع)، بهشدت گریست و سپس گفت : «خدا خوار کند امتی را که فرزند پیامبرش را کشت».(3)
حسن بصری جریانی را از موضع امام حسین(ع) نسبت به وقف نقل می کند. او می گوید: حسین بن على، سرورى زاهد، پاکدامن، نیکوکار، خیرخواه و خوش اخلاق بود. امام(ع)، روزى با اطرافیان خود به باغش رفت. در این باغ غلامى کار مى کرد که نامش صافى بود. چون حضرت(ع) به باغ نزدیک شد، غلام را دید که نشسته نان مى خورد. حسین(ع) بدو نگریست و زیر درخت خرمایى که او را مى پوشاند و غلام نمى توانست حضرت(ع) را ببیند نشست. غلام، یک گرده نان را بر مى داشت و نصف آن را به طرف سگش مى انداخت و نیم دیگر را خود مى خورْد. حسین(ع) از این کار غلام در شگفت شد. غلام چون از خوردن آسوده گشت گفت: سپاس خداوند جهانیان را، خدایا من و سرورم را بیامرز و به او برکت بده، چنان که به پدر و مادر او برکت دادى، به رحمت خودت اى ارحم الراحمین.
در این هنگام حسین(ع) برخاست و گفت: اى صافى! غلام وحشت زده برخاست و گفت: سرورم و سرور همه مؤمنان! من شما را ندیدم، مرا ببخش. حسین(ع) گفت: مرا حلال کن اى صافى، زیرا من بدون اجازه تو به باغت وارد شدم. صافى گفت. به سبب فضیلت و کرم و سرورى خودت چنین سخنى را مى گویى سرورم. حسین(ع) فرمود: دیدم که نیمى از گرده نان را به سگت مى دهى و نیم دیگر آن را، خود مى خورى، این کار چه معنا دارد؟ غلام گفت: هنگامى که من نان مى خوردم، این سگ به من مى نگریست، سرورم! من از نگاه او شرم کردم، آخر این هم سگ توست که باغت را در برابر دشمنان حفظ مى کند. من برده توام و این سگ توست و هر دو با هم، رزق از تو رسیده را خوردیم.
حسین(ع) گریست و فرمود: تو در راه خدا آزادى و با طیب خاطر به تو دو هزار دینار مى بخشم. غلام گفت: اگر مرا آزاد مى کنى من باز هم مى خواهم عهده دار باغ تو باشم. حسین(ع) فرمود: مرد هرگاه سخنى بر زبان مى آورد، شایسته است که آن را با عمل خود تأیید کند، من گفتم: بدون اجازه تو به باغت وارد شدم و سخن خود را تأیید کردم و باغ را با هر آن چه در آن است به تو بخشیدم، ولى این گروه از اطرافیان من آمده اند تا میوه و خرما بخورند، آنها را به خاطر من، میهمان خود بدار و ارجشان نه که خداوند در روز رستاخیز بر تو ارج نهد و به سبب خوش اخلاقى و ادبت به تو برکت دهد. غلام گفت: اگر تو باغت را به من بخشیدى، من هم آن را وقف اطرافیان و شیعیان تو مى کنم. حسن [بصرى ]مى گوید: بر مؤمن شایسته است که همچون نوه پیامبر خدا باشد. (4)
پی نوشت ها:
1. مستدرک الوسائل، محدث نورى، موسسه آل بیت، قم، 1408ق. ج 7 ، ص 244
2. علیبن حسین علمالهدی، امالی المرتضی: غررالفوائد ، ج1، ص161
3. سلیمانبن ابراهیم قندوزی، ینابیعالمَودَّةِ لِذَویِ القُربی، ج3، ص48
4. اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث ج1، حدیث691
منبع : قدس
ادامه مطلب

در امام حسين (علیه السلام)، امام سوم شیعیان، وقف جایگاه و اهمیت ویژه ای داشته است. ایشان نيز همچون جد بزرگوارشان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرالمومنین علی (علیه السلام)، زمينها و چيزهايي ديگري که ارث برده بودند در راه رضای خداوند و برای رسیدن به رضایت و قرب الهی وقف نمودند.
ایشان حتي اطراف قبر مطهر خويش را از اهل نينوا و غاضريه به شصت هزار درهم خريداری نمودند و وقف آنان کردند، به اين شرط که زائرانش را به سوي قبرش راهنمايي کنند و آنان را به مدت سه روز به عنوان ميهمان پذيرايي کنند.
نکات و پیام ها:
1. وقف در نگاه امام حسین (علیه السلام)، برای رضای پروردگار و پیروی از سنت رسول و سیره ی امیرالمومنین علی (علیهم صلوات الله) بوده است.
2. این امام بزرگوار دور اندیش و آینده نگر بوده و حتی موقوفاتی در راستای تکریم زوار کربلا داشته اند.
3. تکریم میهمان در مرام و مسلک علوی بوده و این امام همام نیز در همین راستا سنت وقف را سرلوحه ی کارهای خود قرار دادند.
منبع: مستدرک الوسائل، 61.
ادامه مطلب

>> گلچینی از مداحی های مرحوم موذن زاده اردبیلی <<
حجم فایل : 31 مگابایتادامه مطلب
دور گودال ازدحام شدهست
نگرانم ازین شلوغیها...
برای مشاهده عکس در اندازه اصلی بر روی آن کلیک کنید
منبع : karbobala.com
ادامه مطلب














