هرچه نور است به سیمای شما می بینم
من خدا را به تماشای شما می بینم
... واثر بخشی این معجزه قرآن را
از نوای خوش و آوای شما می بینم
گرچه سر چشمهی پیدایش ما " من روحی " است
" روح " را گرم نفس های شما می بینم
هیچ کس را به حرم خانهی دل ره ندهم
دل ، حریم است ؛ در آن ، جای شما می بینم
سـَر مغرور کجا و ... سـَر تسلیم و رضا...!؟
سـِّر این واقعـه را ، پای شما می بینم
ماندم ؛ این نکته چه سرّی است که در هر سجده
نا خـود آگـاه ، رد پـای شما می بینم
هاتفی گفت : اگر سجده بر این خاک کنی
می توانی که سلیمانی افلاک کنی
شاعر : یاسر حوتی
ادامه مطلب
وقتی که حول محور تو سینه می زنیم
یعنی فقط به خاطر تو سینه می زنیم
این سینه زن شدن همه اش لطف فاطمه ست
پس ما به اذن مادر تو سینه می زنیم
وقتی که پرچم تو به دستان زینب است
در سایه سار خواهر تو سینه می زنیم
سینه زنان، سپاه ابالفضلی تو اند
پس در جوار لشگر تو سینه می زنیم
این زینبیه خیمۀ کرببلای توست
مادر میان سنگر تو سینه می زنیم
هرموقعی که روضۀ اکبر شروع شد
دیدیم در برابر تو سینه می زنیم
شکرخدا به سینه زنی ناظری خودت
شکرخدا که محضر تو سینه می زنیم
شکر خدا که ماهمگی سینه زن شدیم
سینه زنان پادشه بی کفن شدیم
شاعر : مهدی نظری
ادامه مطلب
محیط فیض شما، کل عالم هستی
گره به نام شما خورده واژه مستی
برای اینکه ببارد به قلبمان باران
دوباره بر سر این ابرها بکش دستی
تو باشی و دل ما سمت غصه ای برود؟
تو راه غصه و غم را به روی ما بستی
میان زندگی شیعه غصه بی معنی ست
که با کلید توسل نمانده بن بستی
نگاه تو به من افتاد و من زهیر شدم
دو چشم توست همیشه دلیل سرمستی
اگر که شوق بهشت است در سرم، امروز
تمام علتش این است، چون شما هستی
اگر همیشه عطا دست توست، می ارزد
فقیر بودن و آوارگی، تهیدستی
نه هر که مدعی عشق شد تو را خواهد
عیار عشق بود بی سری و بی دستی
***
با تشکر از شاعر گرامی حسین ایزدی
ادامه مطلب
مگر به شوق تو ... ، دل پر نداشت آقاجان
به عشق ، قبلِ تو باور نداشت آقاجان
چگونه می شود اینجا تو را شناخت ولی
تو را نخواست و دلبر نداشت آقاجان؟
بهشت هر چه که باشد ، اگر نبود حرم
بهشت روی زمین در نداشت آقاجان
مناره ی حرمت این غروب ها ، افطار
اذان به لهجه ی اکبر نداشت آقاجان؟
هوای گریه ندارم ، ولی سوالی هست
چرا تن تو ؟ چرا سر نداشت آقاجان؟
نبود یک نفر آنجا ؟ ندید جسمت را؟
چرا سه روز و سه شب بر نداشت آقاجان؟
**
رباب کاش که اصغر نداشت بهتر بود
و یا که طفل تو مادر نداشت... آقاجان
شاعر : سید مجتبی ربیع نتاج
ادامه مطلب
مانند نور آمدی و لا مکان شدی
پرواز آسمانی هفت آسمان شدی
با جلوه های نوری بالانشین خود
خورشید صبح و ظهر و غروب اذان شدی
تا اینکه انبیا به تو نزدیکتر شوند
روضه شدی و در همه دوران بیان شدی
محرابهای مسجد دنیا ، خدا نداشت
از عرش آمدی و خدای جهان شدی
یک یاحسین گفتم و دیدم دلم شکست
اشکم شدی ز گوشه ی چشمم روان شدی
یک شب کناره سفره تو سائلت شدیم
یک شب کنار سفره ی ما نانمان شدی
قبل از دراز کردن دست گدائی ام
آقا شدی کریم شدی مهربان شدی
ناراحت جدائی مهر تو نیستم
روزی که آمدی به دلم جاودان شدی
یک وقتی آمدم که به دردت نمی خورم
دیر آمدم تو همسفر خیزران شدی...
شاعر : علی اكبر لطیفیان
ادامه مطلب
با اینکه شــهید داغـداری بودی
دلخسته ی زخم های کاری بودی
ازکنج لبت نرفت صوت "قـرآن"
برمنبـرنیــزه نیز قاری بودی
ادامه مطلب
وقتِ یادت چشمها آیینه بندان می شود
صحن چشمان محبّانت چراغان می شود
آسمان مدیونِ چشمان عزاداران توست
در محرّم بارش رحمت فراوان می شود
روضۀ لبهای تو معراج هر پیغمبر است
یاد تو کرده سُلیمان که سُلیمان می شود
حیدر کرّار فرموده : تو اشک مومنی
دوزخِ چشم من از یادت گلستان می شود
بهتر و زیباتر و آسانتر از هر مکتبی
شخصِ کافر در عزای تو مسلمان می شود
هر که در هر رُتبه ای آید ، شَود محبوبتر
تا ابوذر آید اینجا ، عینِ سلمان می شود
آنقدر ماه محرم مهربانی می کنی
توبۀ پیر و جوان در روضه آسان می شود
راست می گویم ، مُحرّم شهر می ریزد به هم
بابِ گریه گفتۀ شاه خراسان می شود
حضرتش فرموده : چشم ما شود زخم از بُکاء
مادر ما بیشتر از ما پریشان می شود
تا که می گویم " حُسین جان " ، مادر مظلومه ات
بانیِ ذکر پُر از عشقِ " حَسن جان " می شود
آنچه زهرا خواسته از محضرِ پروردگار
گر بیاید مهدیِ صاحب زمان ، آن می شود
شاعر : جواد حیدری
ادامه مطلب
روزی کـه ابـر فتنـه و ظلمت پدید شد
مـوج نفـاق در دل مـردم شدید شد
آتش بیـار معـرکه گشتنـد کوفیــان
فتنـه گری، مـرام سپــاه یزید شد
می رفت تا که کشتی دین در خطـر فتد
نا گه شب سیاه، ز نـوری سپیـد شد
خورشید انقـلاب حسینی طلـوع کرد
ابر نفـاق فتنـه گـران نـاپـدید شد
آمد بهار تازه تری سـوی بـاغ عشق
دیگر خزان گلشـن ایمـان بعید شد
ای رهـروان عـزّت و آزادگی، حسیـن
بهر نجـات دیـن محمّــد شهید شد
هفت آسمان نشست به سوک و عزای او
روزی که بهر فتنه گران روز عید شد
سرداد و ،خم نکرد، سـری در بر ستم
از روی نیـزه شـاهد فتحی جدید شد
باید که پیـروی کنـد از شیــوۀ مـراد
هرکس در آستـان حسینی مُرید شد
مهرش اگر چراغ امیـد دل همه است
نامش به قفـل گلشن دلها کلید شد
اشکی که درعزای حسینی ز دیده ریخت
تـا گلشـن بهشت چــراغ امید شد
ای مشعل هدایت گم گشتگان عشق
درد «وفائی» از غـم دوران شدید شد
دست مـرا بگیــر که از پـا فتـاده ام
قلبم سیــاه مانـده و مویم سفید شد
ادامه مطلب
عمریست که ما دست به دامان حسینیم
در مجلس روضه همه مهمان حسینیم
چون عشق حسین بن علی راه نجات است
پس تا به ابد مست و پریشان حسینیم
بیمار فقط در طلب لطف طبیب است
ما منتظر نسخه ی درمان حسینیم
ما را نبود واهمه از آتش دوزخ
وقتی همگی گوش به فرمان حسینیم
فردوس برین خانه ی عشاق حسین است
صدشکر که ما جزو محبان حسینیم
دیوانه شدیم از نمک سفره ی ارباب
آباد از آنیم که ویران حسینیم....
ادامه مطلب
در هیات تو موى سپیدم دادند
با هر نفسم فیض جدیدم دادند
گر چه نشدم شهید اما دیدم
در روضۀ تو اجر شهیدم دادند
***
به مملکت فاطمه ما مدیونیم
خیلى به امام و شهدا مدیونیم
دادیم جوانان وطن را هر چند
ما باز به شاه کربلا مدیونیم
ادامه مطلب
شکر خدا که زندگی ام نذر روضه هاست
شکر خدا که روزی ام از سفره شماست
شکر خدا که پای شما سینه می زنم
شکر خدا که درد مرا نامتان دواست
عمری نفس زدم به هوای نگاهتان
عمری سرم به سایه این بیرق عزاست
قلبم به بزم هر شبتان خو گرفته است
چشمم به خاک خانه تان خوب آشناست
بر روی سنگ قبر من این گونه حک کنید
این خانه زاد روضه و مجنون کربلاست
روزیِ اشک چشم مرا مرحمت کنید
روزی دیده ای که نذر کردۀ شماست
دل را به بال شال عزا بسته ام مگر
یک شب ببینمش که روی گنبد طلاست
ادامه مطلب
هر کسی قطره بُوَد ذکر تو دریاش کند
هر که سرمست تو شد مهر تو شیداش کند
گر گدایی کند عالم ز همین خانه بس است
هر گدا را کرم دست تو آقاش کند
هر مریضی به شفاخانۀ تو روی آرد
یک نگاه تو طبیبانه مداواش کند
چه نیازی است که عیسی به زمین برگردد
مرده را ذکر اباالفضل تو احیاش کند
روز محشر به خداوند قسم مادر تو
در پی گریه کن توست که پیداش کند
هر کسی گریه کند بهر غم ات روز جزا
برکت اشک تو همسایۀ زهراش کند
باز هنگام محرم شده ای شاه غریب
پرچم ات را بده جبریل که برپاش کند
جنت حضرت حق خود به خودش زیبا نیست
روضه های تو قرار است که زیباش کند...
ادامه مطلب
سن نمی شناسد خادم حسین(ع) بودن ...
میگفت مادرم گفته چه کردند با اسرا، با زینب کبری(س)، با رقیه خاتون(س). من نبودم که به داد لبان تشنه برسم، که به داد طفلان گرسنه برسم، حالا که هستم.
گفتم: حالا که حسین (ع) نیست.
گفت: حسین(ع) نیست، زائر حسین(ع) که هست ...


عکس: محمد مداری
ادامه مطلب
چند سالی است که از پدید آمدن مذهبی خودساخته و خونخوار که خود را صاحب برحق خلافت نبوی میداند و کاری بهجز تخریب و خونریزی بلد نیست میگذرد، این گروهک شیعیان را تهدید جدی خود میداند و از شیعه ترسی در جان دارد که از حرفها و اعمال پلیدشان میتوان این ترس را دید.
فرقه خود ساخته داعش در ابتدا که قدرت گرفته بود حس میکرد میتواند بر جهان اسلام غلبه کند و همه را تحت سلطه خود درآورد، از هیچ کشتاری دریغ نمیکرد و نمیکند، به نام دین بر خلاف دین عمل میکند و بدعتهای ناروا و تعجب برانگیز وارد دین میکند. وحشیهایی که نام خود را مجاهد گذاشتهاند و دستشان به هرجا برسد تخریب میکنند و فسار را رواج میدهند، سالها است که شیعه را به تخریب مکانها مقدس تهدید میکند و فرزندان شیر خدا سالها است که با مشت بر دهان آنها کوبیدهاند و امروز این قاتلهای بیدین ضعیفترین روزهای خود را تجربه میکنند.
این اشرار مدتها است چشم حسد به آیینی که نماد قدرت شیعیان با امام خود است، دوختهاند و تهدید پشت تهدید که شیعیان را در پیادهروی اربعین به خاک و خون خواهیم کشاند. اما این تهدیدات چیزی جز حرف و دروغ نبوده و تنها قصد دارند تا مردم را از صحنه بیرون کنند و تبل پوچ خود را به صدا درآورند که ما حاکم هستیم و دینم همین چیزی است که ما دیکته میکنیم.

رفتارهای داعش موجب شده، برادران اهل سنت که در مسیر اعتلای قرآن و دین با شیعیان دست در دست هم بودند، برای بیان محبت خود به خاندان پیامبر اکرم(ص) و نشان دادن نفرت و برائت از داعش به مبارزه با این گروهک خودساخته پرداختند و امروز کربلا که هدف اصلی این گروه تروریستی بود یکی از امنترین مناطق عراق است.

کربلا امسال با همه تهدیداتی که شد شاهد حضور میلیونی عاشقان چه از مذهب سنت و چه از مذهب شیعه بود و اینقدر این حضور پر شور بود که دیگر گنجایش نداشت و هزاران عاشق دلباخته نیز از لب مرزها دلشان را به سمت کربلا پر دادند و کربلا نرفته کربلایی شدند.
و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است.(سوره مبارکه اأسر آیه ۸۱)
منبع: ایکنا
ادامه مطلب














