زیبایی ایام جمال حسنین است
دشمن خجل از جاه و جلال حسنین است
فرمود که سرخیل جوانان بهشت اند
این ذکر دل انگیز مدال حسنین است
حکم و سند بخشش سینه زن عاشق
در روز جزا در پر شال حسنین است
دادند به آن پیر چه خوش درس وضو را
این اندکی از اوج کمال حسنین است
آنجا که ببخشند عطا غیر خودی را
غفلت ز خودی کار محال حسنین است
اندیشه مکن از غم هجران شب مرگ
آندم به خدا صبح وصال حسنین است
کردند شفاعت چو ز وحشی عجبی نیست
احسان به گنهکار روال حسنین است
ادامه مطلب
اگرچه در نظرت آنچه نیست ظاهر ماست
سیاه جامه ی سوگت لباس فاخر ماست
سلام می دهم و دلخوشم که فرمودید
هرآنکه در دل خود یاد ماست زائر ماست
به خاطر تو فدا می کنم سر خود را
تویی که هرچه فدا کرده ای به خاطر ماست
تویی که نام غریبت خودش به تنهایی
اثرگذارترین روضه ی منابر ماست
چرا نگویم؟ من دوست دارمت آقا
که این حدیث شریف از امام باقر ماست:
"خبر کنید کسی را که دوستش دارید"
خدا کند برسد،این پیام آخر ماست
مرا که در سفر آخرت امیدی نیست
مگر به اینکه بگویید : این مسافر ماست
اگرچه درخورتان شعر؛ ناسرودنی است
بگو به لطف خود این روسیاه شاعر ماست
ادامه مطلب
حیف است فدایی نَشَوم ، ساده بمیرم
خوب است همانند تو آزاده بمیرم
از ظلم ستیزیِ تو من درس گرفتم
با ننگ نسازم ، بتو دلداده بمیرم
مگذار که در حسرت یک باده بمانم
بگذار که مستانه ز صد باده بمیرم
تا لشگر ابرار ، ترا کشته و مُرده است
زیباست که منهم به تو جان داده بمیرم
جان باخته و سوخته و جامه دریده
در حال نماز و سرِ سجاده بمیرم
یاران خودت را به جنان خواندی و منهم
در راه تو آماده ام ، آماده بمیرم
هرچند که شایستة این نیستم ای شاه
خواهم ز تو در وادی شهزاده بمیرم
سالار شهیدانی و من اهل شهادت
تا روز عمل آید و سرداده بمیرم
ای کاش که مانند تو بی سر شوم ارباب
در بستری از خون خود افتاده بمیرم
قربان مناجات تو در سجدة خونین
باید به همین سجده و سجاده بمیرم
بگذار که در روضه ات آنقدر بگریَم
تا در غم تو از نفس افتاده بمیرم
ادامه مطلب
رفتند کربلا و مرا جا گذاشتند
روی دلم دوباره همه پا گذاشتند
تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است
گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند
این بار هم ز قافله جا ماندم ای دریغ
خوبان چه شد بحال خودم واگذاشتند
دنبال آفتابِ سرِ نیزه گم شدم
حالا دل مرا به تماشا گذاشتند
با دل مرا به کرب و بلا می برد حسین
سهم مرا به عهدۀ مولا گذاشتند
حالا اگر لیاقت آنجا نداشتم
یک کربلا برای من اینجا گذاشتند
آری مرا که خادم هیئت نوشته اند
دربست وقف زینب کبری گذاشتند
بر دیده اَبر مقتل مولا چکیده است
بر سینه مِهر حضرت زهرا گذاشتند
بر دل جمال حضرت مولا کشیده اند
بر جان وصال آل عبا را گذاشتند
آنانکه می روند سوی هیئت حسین
انگار دل به جنّت اعلا گذاشتند
این ساده نیست ، دل حرم الله می شود
این را به دل در عالم بالا گذاشتند
هرکس که اهل چلّه نشینیِ کربلاست
یک اربعین در عالم معنا گذاشتند
می خواستم شهید ره کربلا شوم
این وعده را دوباره به فردا گذاشتند
ادامه مطلب
ذکر تمام جانها لبیک یا حسین جان
شور همه جوانها لبیک یا حسین جان
عرش خدای رحمان گوید به آه سوزان
آوای آسمانها لبیک یا حسین جان
از ابتدای عالم تا انتهای عالم
شیرازۀ فغانها لبیک یا حسین جان
از ناله های آدم تا نوحه های خاتم
تا سوز روضه خوانها لبیک یا حسین جان
از بانوان محمل تا نغمه های هر دل
فریاد کاروانها لبیک یا حسین جان
از اِنس و جن و حوری تا خَلقهای نوری
تا ذکر کهکشانها لبیک یا حسین جان
در فتنه های صد رنگ در آزمایش جنگ
امضای امتحانها لبیک یا حسین جان
ذکر غدیر و قربان به آیه آیه قرآن
تفسیرِ ترجمانها لبیک یا حسین جان
والاترین سعادت ایمان جهاد شهادت
در اوج آرمانها لبیک یا حسین جان
در جای جای کشور همچون امیرلشگر
فریاد پهلوانها لبیک یا حسین جان
رزمندگان دنیا هم ناله با دل ما
گویند با نشانها لبیک یا حسین جان
دل بستگان مهدی دارند با تو عهدی
تا آخر الزمانها لبیک یا حسین جان
***
منبع : وبلاگ حاج محمود ژولیده
ادامه مطلب
جمع رسل محو در صفات تو هستند
وقف نشان دادن حیاط تو هستند
ذات وجودی انبیای الهی
جمع شده در میان ذات تو هستند
جلوی ربی عارفان حقیقت
کاسه به دست تجلیات تو هستند
جلوه مکن بندگان به کفر می افتند
جلوه نکرده هنوز مات تو هستند
جام بهشتی و نهر های بهشتی
گوشه ای از برکت فرات تو هستند
گندم شهر ری ات که روزی ما شد
دوستانت پی زکات تو هستند
روز قیامت اگر نیامده از راه
منتظر کشتی نجات تو هستند
طفل رضیع تو دستگیر دو عالم
گر چه کودک ولی پیر دو عالم
ادامه مطلب
لرزانده غربت تو دل روزگار را
برده است داغت از دل عالم قرار را
شکر خدا به روز جزا دست ما پر است
پر کرده ایم از غم تو کوله بار را
ما روضه توایم و دگر هیچ نیستیم
از ما مپرس نام و نشان و دیار را
یک عمر با خیام تو ما تیر خوردهایم
این زخمها گواه شده شوق یار را
باران گریه آمد و دل زنده شد حسین
آباد میکند غم تو شورهزار را
ای کاش خاک پای تو باشیم عاقبت
تا تاج سر کنیم همین افتخار را
ما کربلا نرفته ز دنیا نمیرویم
ما را ببر، تمام کن این انتظار را
ادامه مطلب
هرکس حسینی است هزاران نشانه هست
آری هنوز کرب و بلا را نشانه هست
عشق حسین از دل ما شعله می کشد
شکر خدا که آتش دل را زبانه هست
ما را ملازمان حریمش نوشته اند
ماه حرم میان همین آشیانه هست
چندین هزار لشگر هیئت ، سیاه پوش
آمادة رکاب امام زمانه هست
این خیمه ها کلاس علمدار کربلاست
بالای خیمه دست امیر یگانه هست
هرجا غریب هست هزاران حبیب هست
او را هنوز درد دل مخفیانه هست
باید کمی محاسن خود را خضاب کرد
در هر درختِ پیر امید جوانه هست
هر روز پای مرکب دلدار حاضریم
میدان امتحان و عمل هر زمانه هست
روزی رسد که کشتة ارباب می شویم
یعنی امید زندگی جاودانه هست
از داغ کربلا تن ما درد می کند
گویی هنوز هم اثر تازیانه هست
در کعبة خرابه طوافی کن و ببین
بر بام عرش هم حرمی دخترانه هست
ادامه مطلب
مرا بخوان که به عشق تو تشنهتر باشم
بخوان که مثل خیام تو شعلهور باشم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مرا بخوان نفسی با تو همسفر باشم
قسم به روضه دیوار و در که تا هستم
به یاد کرب و بلای تو دربه در باشم
به ماتم حسن بن علی گرفتارم
مقدّر است که همواره خونجگر باشم
قسم به غربت مسلم غریب خواهم مرد
اگر ز غربتت ای یار باخبر باشم
بیار باده اهلی من العسل مولا
که در کنار تو از مرگ برحضر باشم
دلم شده است به تیر سه شعبه زخمی تا
به یاد اصغر شش ماهه نوحهگر باشم
غبار راه سعیدم مرا بخوان ای یار*
مرا بخوان که نماز تو را سپر باشم
به شعله بسته عدو بارگاه زینب را
مرا مباد که یک آه بی اثر باشم
*مقصود از سعید در مصرع: "غبار راه سعیدم مرا بخوان ای یار" سعید بن عبدالله حنفی از شهدای كربلاست كه در روز عاشورا مقابل امام علیه السلام ایستاد تا آن حضرت نماز را اقامه نماید و بر اثر اصابت تیرها به شهادت رسید.
ادامه مطلب
تو کشتی عشق، ناخدای "نوح"ی
تو جلوه ی روشنی ز "یا سبوح"ی
هـــر جا که نوشتیــــم "اباعبدالله"
بی وقفه نوشتیـم "فـــداکَ روحی"
ادامه مطلب
در میان جمعم اما باز غربت می کشم
جرم من این ست که بار محبت می کشم
من همین در کنج عزلت آخرش می بینمت
دودمان هجر را بعدش به عزلت می کشم
من به جرم عاشقى هر شب ملامت می شوم
من به جرم عاشقى هر شب ملالت می کشم
با محبت می کشى و با محبت می کشى
هر چه دارم می کشم از این محبت می کشم
هم میایم پیش تو هم پیش تو می آورم
هم عبادت می کنم هم به عبادت می کشم
هر چه ام، دارم درِ این خانه خدمت می کنم
هر که ام، دارم درِ این خانه زحمت می کشم
گریه کن های تو آقایند، آقاى منند
خاک پاشان را به دیده عین تربت می کشم
یک دلى بشکن ز من تا گریه سیرى کنم
ورنه بعد روضه ات تا صبح حسرت می کشم
آبرویم را بگیر و گریه هایم را نگیر...
گریه ام وقتى نمی گیرد خجالت می کشم
سمت روضه آمدن طى طریقت کردن است
وقت مردن هم خودم را سمت هیئت می کشم
تا که من یک روز در هفته بیایم پیش تو
جان زهرا مادرت شش روز منت می کشم
بچه هایم را بگیر و بچه هایت را بده
با تو دور بچه هاى خویش را خط....
ادامه مطلب
از جمع زائرانت هرچند ما جداییم
پیوسته در هوای رفتن به کربلاییم
بوسیدن ضریحت، رویای هر شب ما
دریاب دردمان را، بسیار بی نواییم
شاید که کربلایت روزی نصیبمان شد
شب های جمعه با هم محتاج این دعاییم
هستیم تا قیامت مدیون لطف ارباب
چون جزو نوکران آن یار آشناییم
ای کاش مرگمان هم باشد میان هیئت
زیرا به روضه هایت عمریست مبتلاییم
ادامه مطلب
من مست محرم حسینم
آواره ی پرچم حسینم
ای کاش برای او بمیرم
من کشته ی ماتم حسینم
در اوج جوانیم خمیدم
در داغ قد خم حسینم
از کودکیم شدم غلامش
من نذر محرم حسینم
من وقف شدم برای گریه
در ذکر دمادم حسینم
من بیمه ی عمر کربلایم
لب تشنه ی زمزم حسینم
لب تشنگیم گواه عشق است
دل عاشق قبله گاه عشق است
ادامه مطلب
عمری است که دلداده ی نام حسنینم
فریاد برآرم که غلام حسنینم
در کوی خرابات ، مقیمم همه ی عمر
ای می زدگان مست ز جام حسنینم
یا رب ز عنایات محرم کرمی کن
بنمای مقید به مرام حسنینم
در لحظه ی مرگم به شب اول قبرم
محتاج به الطاف مدام حسنینم
از ذکر احادیث ولایی شده ام مست
آمیخته با شهد کلام حسنینم
من مرغک بی بال و پری نغمه سرایم
صد شکر که افتاده به دام حسنینم
مرثیه سرای حرم عشق و ولایم
فریاد غمم ، وقف پیام حسنینم
بر رجعت پر برکتشان معتقدم من
تا منتظر روز قیام حسنینم
ادامه مطلب














