موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد
آقای الف عادت دارد هر چیزی كه در ویترین مغازهها میبیند و دلش را میبرد، بخرد. او در خانه چیزهای زیادی دارد كه حتی فهرستی از آنها در ذهنش نیست. آنقدر آقای الف وسیله و خرد و ریز در خانه انبار كرده كه خانه تبدیل شده به یك انباری بزرگ و دیگر واقعا نمیتواند آنچه را كه به آن نیاز دارد پیدا كند و هر وقت به چیزی احتیاج دارد در عوض اینكه آن را در خانه پیدا كند یكی دیگر میخرد.
او در آمد خوبی دارد اما باورتان نمیشود طی سالیان دراز كار سخت هنوز هیچ پشتوانه خوبی در زندگی ندارد. جز یك خانه كوچك. او هنوز صاحب هیچ چیز دیگر نشده است.
رفت و آمدهایش را با آژانس انجام میدهد و میگوید من كلی ماشین خوشگل و نو دارم با راننده، پس چرا خودم ماشین بخرم و نگران مشكلاتش باشم؟ او نه یك قطعه زمین، نه سپردهای در بانك، اوراق بهادار و سهام ندارد.
آقای «الف» خودش است و وسایلش و كمدهایی كه وقتی بازشان میكند یكهو یك عالمه وسیله خرد و ریز از آن بیرون میریزد. آیا این كار او اقتصادی است؟ آقای الف به این موضوع توجهی ندارد. او فقط ازخرید كردن لذت میبرد.
خانم «ب» یك خانم مبادی آداب و شیكپوش است. او دوست دارد همه چیز به هم بیاید و به هماهنگی، اهمیت زیادی میدهد. به همین دلیل هر وقت چیزی را میپسندد باید همه چیزهای دیگر را نیز با آن ست كند. مثلا یك پارچه پردهای زیبا را در بازار میبیند و به خاطر آن فرش و مبل و خیلی از تزئینات منزل را عوض میكند تا همه چیز با هم هماهنگ باشد.
لينک مطلب