موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

در عرصه سیاست در کشورهای مختلف مکرر دیده می شود که گاه فردی که خودی و از لایه های قدرت به شمار می رفت کنار زده می شود. این تغییر و تحولات در عرصه سیاست برای عموم مردم عجیب و حیرت انگیز است و این حیرت که ناشی از عدم شناخت مکانیزم های حاکم بر کسب و نگهداری قدرت است، خود را به شکل تعابیری چون «بی پدر و مادر بودن سیاست» یا «بی سروپا بودن اوضاع فلک» به تعبیر حافظ ظاهر می سازد. آیا می توان تحلیلی اقتصادی از این پدیده ارائه کرد؟ به عنوان نمونه در دوران شوروی سابق، پلیتبورو مهم ترین نهاد تصمیم گیری حزب کمونیست بود که در مورد همه چیزهای مهم تصمیم نهایی را اتخاذ می کرد. در فاصله سال های ۱۹۱۹ تا ۱۹۵۲، این شورا دارای ۴۰ عضو بود، اما پس از ۱۹۵۲ تنها ۱۲ نفر از اعضای آن زنده باقی ماندند. از مجموع ۲۸ نفر (از ۴۰ نفر عضو پلیتبورو)، ۱۷ نفر اعدام شدند، ۲ نفر خودکشی کردند، یک نفر پس از دستگیری بلافاصله در زندان درگذشت و یک نفر نیز ترور شد. برای بسیاری عجیب بود که چگونه کسانی که روزگاری یار همدیگر در کسب قدرت بودند، چنین دست به قلع و قمع یکدیگر می زنند. اخیرا عجم اوغلو، اگوروف و سنین (۲۰۰۸) طی مقاله ای [۱] مکانیزم حاکم بر شکل گیری ائتلاف ها و تحول ائتلاف ها و کنار زدن مؤتلفین سابق را شناسایی و مدل سازی کرده اند. در اینجا بدون وارد شدن به مدل سازی تئوریک آن، پیام آن را همراه با مثال ساده و گویایش روایت می کنم. پیش از آن اشاره به این امر ضروری است که پیشرفت های اخیر در عرصه اقتصاد شبکه، موجب گردیده تا موضوع چگونگی شکل گیری ائتلاف ها در عرصه سیاست مورد توجه قرار گیرد و تحقیقات مختلفی در مورد آن انجام شود (برای خواندن گزارش مختصری در این رابطه ر.ک. گارفینکل و اسکاپرداس، ۲۰۰۶ [۲])

● دینامیک ائتلاف ها با یک مثال ساده



در سیاست کسی غلبه می یابد که قدرتش بیشتر باشد؛ بنابراین فرض کنیم که قدرت بیش از ۵۰ درصد ملاک غلبه باشد.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:13 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

امروزه حضور در عرصه اقتصاد جهانی برای تولید کنندگان و شرکت های تجاری با چالش های جدیدی مواجه است.

وجود تعداد زیاد عرضه کنندگان و رقابت فشرده آنها و افزایش انتظارات مصرف کنندگان برای ارائه کیفیت بهتر و خدمات رسانی سریع تر، فشارهای زیادی را بر تولید کنندگان وارد کرده؛ عواملی که شاید تا پیش از این وجود نداشته است.

در این شرایط شرکت های تجاری پی بردند که به تنهایی قادر به انجام همه امور نبوده و از سوی دیگر علاوه بر توجه به امور و منابع داخلی، نیاز به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از شرکت نیز وجود دارد.

علت این امر دستیابی به مزایای رقابتی با هدف کسب سهم بیشتر از بازار است. بر این اساس فعالیت هایی مانند تهیه مواد، برنامه ریزی برای تولید محصول، انبارداری، کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری که قبلا در سطح شرکت انجام می شد، به سطح زنجیره تامین انتقال یافته است.


مسئله اساسی در یک زنجیره تامین، مدیریت، کنترل و هماهنگی فعالیت هاست. مدیریت زنجیره تامین این کار را به طریقی انجام می دهد که مشتریان بتوانند محصولات را با کیفیت و خدمات قابل اطمینان، در اسرع وقت و با حداقل هزینه دریافت کنند.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:13 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

● ویژگی های اقتصادی آب

▪ کالا و نهاده:

آب به دو شکل کالا و نهاده مورد تقاضا است.

آب به عنوان یک کالای حیاتی، برای آشامیدن بسیار ضروری است، همین خصوصیات باعث شده تا مدت ها فراتر از یک کالا تلقی شده و عرضه، تقسیم و توزیع آن کاملاً برعهده ی بخش عمومی باشد. اما آب به صورت نهاده نیز مورد تقاضا واقع می شود، بیشترین مصرف آن در بخش کشاورزی به ترتیب در زیربخش های زراعت آبی، باغداری، دامپروری، مرغ داری، پرورش ماهی و صنایع غذایی است؛ هم چنین در برخی صنایع از آب برای خنک کردن، شستشو و دفع زباله استفاده می کنند.

البته استفاده از آب به عنوان نهاده با توسعه ی اقتصادی افزایش پیدا کرده و سهم آب به عنوان یک کالای حیاتی برای شرب کاهش می یابد؛ گفتنی ست در کنفرانس ریو در سال ۱۹۹۲ سران کشورهای صنعتی با توجه به همین ویژگی آب، آن را یک کالای اقتصادی خواندند، بنابراین توجه به ارزش، هزینه های اقتصادی، تعرفه و نرخ گذاری آب براساس اصول اقتصادی صورت گرفت.

▪ جانشینی:



خصوصیت دیگری که آب دارد نبود جانشین برای آن است، به عبارت دیگر نیازحیاتی انسان به آب را نمی توان با غیر آب جبران کرد.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:13 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

● یک

آن گونه که سرگذشت تعرفه ها به یادمان می آورد، گروه های ذی نفع می توانند استادانه ترین دلایل را در این باره که چرا باید این همه دل نگران آنها باشیم، در ذهن بپرورانند.

سخنگویان شان طرحی را در دفاع از آنها ارائه می کنند و این طرح در نگاه اول چنان مضحک به نظر می آید که نویسندگان بی طرف، خود را برای پرده برداشتن از آن به زحمت نمی اندازند، اما این گروه های دارای منافع خاص، همچنان بر آن پافشاری می کنند. پیاده سازی این طرح، چنان تفاوتی را در رفاه مستقیم آنها به بار می آورد که باعث می شود بتوانند از پس استخدام اقتصاد دانان کار کشته و متخصصان روابط عمومی برای تبلیغ آن از سوی خود بر آیند. عامه مردم، استدلال آنها را بار ها و بار ها می شنوند و با این همه آمار، نمودار، منحنی و منفعت، این استدلال خیلی زود پذیرفته می شود. نویسندگان بی طرف و بی غرض، معمولا زمانی واقعی بودن خطر پیاده سازی این طرح را در می یابند که بسیار دیر شده است. آنها نمی توانند ظرف چند هفته به اندازه اذهان استخدام شده ای که سال ها از وقت خود را به کلی به این موضوع اختصاص داده اند، با چم و خم آن آشنا شوند. این نویسندگان به بی اطلاعی متهم می شوند و ظاهر کسانی را خواهند داشت که به خود جرات داده اند اصولی بدیهی را به چالش بگیرند.

این پیشینه کلی، تاریخی است از ایده قیمت های «برابری» برای محصولات کشاورزی. فراموش کرده ام چه روزی بود که این ایده به صورت طرحی برای تبدیل به قانون پدیدار شد؛ اما با ظهور قانون نیودیل۱ در ۱۹۳۳، به اصلی کاملا جا افتاده تبدیل شده و به عنوان قانون به تصویب رسیده بود و سال ها که یکی پس از دیگری می آمدند، نتایج منطقی مضحک این ایده نیز خود را نمایان می ساختند و به قانون تبدیل می شدند.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:13 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

بازار کار:

دانشجویان و فارغ التحصیلان دوره تحصیلات تکمیلی در ایران عمدتا چندین گزینه برای انتخاب شغل پیش رو دارند. اول، اشتغال در دانشگاه ها و تدریس دروس مختلف اقتصاد. البته معمولا دانشجویان دوره دکتری بر حسب علاقه و همچنین گرایش خود به انتخاب برخی دورس و تدریس آنها می پردازند. اما اینجا دقیقا همان جایی است که مشکلات بر سرا راه این افراد ظاهر می شود. حقوق انحصاری تدریس در اغلب دانشکده های اقتصاد ایران برای برخی استادان بوجود آمده البته این حقوق در برخی موارد هم ناشی از شهرت و آوزاه و حتی تسلط استادانی مانند سید حسین ذوالنور در دانشکده اقتصاد شیراز و دکتر مسعود درخشان در دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی است کار را برای این قبیل از دانشجویانی که سعی در ورود به این مشاغل دارند دشوار ساخته است.

این دشواری و سختی تا حد زیادی به این امر بر می گردد که شغلی به نام دستیار استاد در دانشکده های اقتصاد ایران مرسوم و رایج نیست.

یعنی دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و به خصوص دوره دکتری اغلب به دلایل مختلفی نمی توانند یا نمی خواهند که این دوره دستیاری همان استادان معروف را تجربه و سپری نمایند تا از این رهگذر اعتباری برای خود جور کنند.



البته این نکته لازم به ذکر است که در مواردی هم که استادان به دنبال یک دستیار خوب می باشند هیچگونه توان مالی برای جبران کارها و خدمات دانشجو در اختیار ندارند و لاجرم این گونه روابط به ندرت شکل می گیرد. اگر هم روزی یک استاد جوان بگوید که من دستیار فلان استاد بوده ام هیچکس در هیچ جایی برای او تره هم خورد نمی کند.



بنابراین آنها همواره با مشکلاتی در امر تدریس روبرو هستند و یا به کناره ها رانده می شوند یا دروسی را تدریس خواهند که چندان آنها را به سوی نوآوری پیش نخواهد برد. اما از سوی دیگر تدریس در دانشکده های دولتی اقتصاد که به آسانی میسور نیست و دانشگاه آزاد اسلامی هم حکایت خود را دارد. حال حتی اگر فرض کنیم که فرد به استخدام یکی از این دو دانشگاه دولتی یا آزاد هم اگر درآید هیچ انگیزه و اجباری برای تولید مقالات علمی معتبر ندارد که. باید دید دلیل این امر چیست؟





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:12 AM نظرات 0


  • تعداد صفحات :49
  •    
  •   
  • 30  
  • 31  
  • 32  
  • 33  
  • 34  
  • 35  
  • 36  
  • 37  
  • 38  
  • 39  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET