موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

تقدم با کدام است اصلاح سیاستهای اقتصادی یا تحول فرهنگ اقتصادی؟ این موضوع یکی از پرسشهای پرمشاجره در تاریخ توسعه به شمار می رود. این تفاوت در تجویز و نسخه به اختلاف دو رویکرد در تشخیص ریشه بیماری بازمی گردد. طیف وسیعی از اقتصاددانان معتقدند شاه کلید خروج کشورها از مدار توسعه نیافتگی، اتخاذ درست سیاستهای اقتصاد کلان و با نگاه متعارف: رقابت، استقرار سازوکار قیمتها، رفع موانع تجاری، خصوصی سازی، محیط باثبات اقتصادکلان، انحصارزدایی و غیره است. به زعم ایشان توسعه اروپا و آمریکا و حتی پیشرفت نوین شرق آسیا، جملگی با چنان سیاستهایی قرین موفقیت بوده است. در مقابل عمده جامعه شناسان و برخی اقتصاددانان نهادگرا بر این باورند که چون نتیجه و اثر بیشتر سیاستهای کلان (از مجرای نهادها یا قواعد بازی) به تصمیم و واکنش عاملان اقتصادی وابسته است، پس فقدان نهادهای توسعه گرا یا ضعف فرهنگ عاملان اقتصادی، می تواند تمام رشته های سیاست گذاران را پنبه کند.

مثلا در جامعه ای که نهادهای پس انداز و سرمایه گذاری کارا و جذاب وجود ندارد یا فرهنگ خانوارها در اداره بهینه وجوه ضدتوسعه است، تغییر نرخ بهره یا آزادی جریان سرمایه، نه به رشد درآمد ملی بلکه به وخامت اوضاع اقتصاد می انجامد. در مقابل فرهنگی که مولفه های پرکاری، قانون پذیری، شفافیت، رقابت سودجویانه و نوآوری را داراست، علیرغم مشکلات سیاستی، در بلندمدت مسیر را برای توسعه اقتصادی هموار می سازد. تحلیل مشهور ماکس وبر از تاثیر فرهنگ پروتستان بر رشد سرمایه داری، شاهدی بر این مدعاست.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:21 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

اقتصاددانان عاشق انگیزه ها هستند. آنها دوست دارند که درباره انگیزه ها خیال پردازی کنند، تعمیم شان بدهند مطالعه و بالا و پایین شان کنند. یک اقتصاددان به نوعی اعتقاد دارد که دنیا هنوز نتوانسته مشکلی بیافریند که او نتواند حلش کند، به شرط اینکه دستانش برای طراحی یک انگیزه مناسب باز گذاشته شود.

استیون لویت، استاد دانشگاه شیکاگو، در مصاحبه ای که با جامعه «کلوپ استادان روشنفکر هاروارد»تُک در سال ۲۰۰۲ میلادی داشت احساس می کرد که هیچ شانسی برای این که پیشنهاد پژوهشی اش پذیرفته شود ندارد؛ او اساسا خود را روشنفکر نمی دانست. استادان قدیمی، تعدادی از فیلسوفان، دانشمندان و تاریخ پژوهان شناخته شده بین المللی با او یک مصاحبه مفصلی را ترتیب دادند. او از این که در اولین مصاحبه، به اندازه کافی مطلب برای ارائه نداشته باشد نگران بود. یکی از استادان قدیمی با نگرانی به لویت گفت: «من به دشواری می توانم ایده واحدی در کار شما پیدا کنم. آیا می توانید در باره آن توضیح دهید؟» لویت گیج شده بود. او هیچ چیز در باره کارش نمی دانست.

آمارتیاسن، برنده جایزه نوبل اقتصاد، به زیبایی آن چه را که از کار لویت و موضوع واحد آن دریافته بود خلاصه کرد. لویت پس از توضیحات او با شوق پاسخ داد: بله این موضوع کار من است. سپس یکی دیگر از استادان موضوع دیگری را به عنوان موضوع اصلی کار لویت پیشنهاد کرد. لویت باز پاسخ داد: حق با شماست، این موضوع من است. و به همین ترتیب ماجرا ادامه یافت. تا این که رابرت نوزیک فیلسوف و اقتصاددان صحبت آنها را قطع کرد. او پرسید: «استیو، شما چند سال دارید؟» لویت پاسخ داد: بیست و شش سال تمام. نوزیک رو به سایر استادان کرد و گفت: « او بیست و شش سالش است. چرا او باید به یک موضوع واحد نیاز داشته باشد؟ شاید او جزو کسانی است که آن قدر با استعداد هستند که نیاز به موضوع واحدی ندارند. نوزیک ادامه داد: او پرسش هایی را مطرح خواهد کرد و خودش به آنها پاسخ خواهد داد و این به نظر من اشکالی ندارد.»






لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:21 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

خاورمیانه در مقایسه با دیگر مناطق جهان پایین ترین نرخ فعالیت اقتصادی زنان را دارد.

در دهه ۱۹۸۰ این نرخ از ۱۵ درصد فراتر نرفت، در حالی که در این مدت نرخ یادشده در شرق آسیا تقریباً ۶۰درصد بود. در آغاز دهه ۱۹۹۰ سهم زنان از کل نیروی کار در کشورهای عربی منطقه فقط ۱۷ درصد بود. به گزارش صندوق توسعه زنان سازمان ملل (UNIFEM)، زنان در جهان عرب کمتر از ۲۸ درصد نیروی کار را تشکیل می دهند، به خصوص در مصر و لبنان زنان کمتر از ۲۲ درصد کل نیروی کار را به خود اختصاص می دهند، در حالی که در عربستان سعودی، این نسبت فقط ۵ درصد است که کمترین میزان از این دست در جهان است.

توضیح این عملکرد بسیار ضعیف در این منطقه را می توان در خصلت نوپدرسالارانه و رانتی این دولت ها جست وجو کرد. تأثیر این ویژگی ها را هنجارهای حاکم در این جوامع خاورمیانه تقویت می کند.

درآمد حاصل از منابع غیرمولد مانند نفت سبب شده است که نوعی الگوی توسعه خاص در کشورهای خاورمیانه شکل بگیرد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم رانتی هستند. این الگوی توسعه که حامی حفظ وضعیت موجود اجتماعی است، در نگاه نظام رفاه اجتماعی به زنان بازتاب یافته است. وضعیت رانتی این کشورها ارتباط دوجانبه ای با ویژگی های نوپدرسالارانه دولت خاورمیانه ای دارد.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:21 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

بسیاری از اقتصاددانان و تحلیل گران بازار بر این باورند تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور و توسعه فرهنگی ایجاد اقتصاد آزاد و بهره گیری از آن است. به همین دلیل مطالعه اقتصاد آزاد و فاکتورهای آن برای افرادی که در این حوزه وارد شده اند بسیار اهمیت دارد.

بسیاری اقتصاد آزاد را اقتصاد آزاد بازاری نام گذاری می کنند که بیشتر به یک ایده آل شباهت دارد تا یک وضعیت امکان پذیر در اقتصاد کشور. ولی زمانی که صحبت از بکارگیری اقتصاد آزاد می شود نکته مهم تلاش برای نزدیک شدن به این وضعیت ایده آل است.
برای مطالعه جزییات اقتصاد آزاد بازاری باید دو مساله را در نظر بگیریم. اول اینکه اقتصاد مورد بررسی اقتصادی آزاد است که در نقطه مقابل اقتصاد دولتی یا کنترل شده قرار دارد و دوم اینکه اقتصاد مورد بررسی اقتصادی بازاری است و عوامل تعیین کننده قیمت در این بازار فاکتورهای بازاری یعنی عرضه و تقاضا یا خریدار و فروشنده هستند.



برای شناخت اقتصاد آزاد بازاری باید هر یک از بخشها را شناخت. وجود اقتصاد آزاد در کشور باعث افزایش راندمان اقتصاد می شود و به شکوفایی آن می انجامد.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:21 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

یکی از استادان اقتصاد کشور گفته است که علم اقتصاد در ایران در حکم کالای پست است. مقصود از کالای پست در ادبیات اقتصادی، کالایی است که ...

... با افزایش درآمد افراد، مصرف آن کم می شود. مقصود وی از این تعبیر این بوده است که وقتی درآمدهای نفتی کشور افزایش می یابد، مسوولان کشور احساس استغنا از علم اقتصاد و اقتصاددانان احساس می کنند؛ اما وقتی که درآمدهای نفتی کاهش می یابد و فشار بودجه بر گلوی نظام تصمیم گیری احساس می شود، اقتصاددانان مورد توجه و اکرام قرار می گیرند؛ گویی که علم اقتصاد تنها در دوران عسرت به کار می آید. این امر چندان عجیب نیست، چرا که علم اقتصاد بنا به تعریف علم تخصیص بهینه منابع کمیاب است. لذا هر گاه کمیابی جدی باشد، تخصیص منابع امری جدی و در عین حال دشواری خواهد بود که نیازمند تخصص است؛ اما وقتی که چندان احساس کمیابی وجود نداشته باشد، ضرورتی برای تخصص های مربوط نحوه تخصیص بهینه منابع احساس نخواهد شد؛ چرا که اگر تخصیص ها بهینه نباشد، ... بازهم وفور درآمد این عدم بهینگی را به شکل هزینه فرصت ظاهر خواهد کرد که اعتراض و افسوس چندانی را بر نخواهد آورد، مگر نخبگان.

فارغ از این واقعیت، واقعیت دیگری نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.

  یک دلیل اینکه بسیاری از مسوولان کشور بهای چندانی برای علم اقتصاد قائل نیستند، این است که تصورات ساده اندیشانه ای نسبت به پدیده های اجتماعی خصوصا پدیده های اقتصادی دارند و تصور می کنند بدون داشتن آموزش های کلاسیک و ممارست فراوان در طی سال ها می توان تحلیل درستی از کارکرد مکانیزم های اقتصادی در اختیار داشت. از دید این افراد کافی است تا در مورد یک مساله به طور شهودی و منطقی فکر کرد تا به تحلیل صحیح و متعاقب آن به یک سیاست گذاری درست دست یافت. در حالی که مسائل اجتماعی از جمله مسائل اقتصادی دارای پیچیدگی های فراوانی هستند که بدون در اختیار داشتن یک عینک نظری منسجم نمی توان مواجهه صحیحی با واقعیت داشت؛ در غیر این صورت تصورات ساده اندیشانه خود را به عنوان تحلیل های عمیق و کارشناسی تحمیل خواهد نمود. با چند مثال می توان نکته فوق را تشریح کرد:





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 5:21 AM نظرات 0


  • تعداد صفحات :49
  •    
  •   
  • 30  
  • 31  
  • 32  
  • 33  
  • 34  
  • 35  
  • 36  
  • 37  
  • 38  
  • 39  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET