موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد
تقدم با کدام است اصلاح سیاستهای اقتصادی یا تحول فرهنگ اقتصادی؟ این موضوع یکی از پرسشهای پرمشاجره در تاریخ توسعه به شمار می رود. این تفاوت در تجویز و نسخه به اختلاف دو رویکرد در تشخیص ریشه بیماری بازمی گردد. طیف وسیعی از اقتصاددانان معتقدند شاه کلید خروج کشورها از مدار توسعه نیافتگی، اتخاذ درست سیاستهای اقتصاد کلان و با نگاه متعارف: رقابت، استقرار سازوکار قیمتها، رفع موانع تجاری، خصوصی سازی، محیط باثبات اقتصادکلان، انحصارزدایی و غیره است. به زعم ایشان توسعه اروپا و آمریکا و حتی پیشرفت نوین شرق آسیا، جملگی با چنان سیاستهایی قرین موفقیت بوده است. در مقابل عمده جامعه شناسان و برخی اقتصاددانان نهادگرا بر این باورند که چون نتیجه و اثر بیشتر سیاستهای کلان (از مجرای نهادها یا قواعد بازی) به تصمیم و واکنش عاملان اقتصادی وابسته است، پس فقدان نهادهای توسعه گرا یا ضعف فرهنگ عاملان اقتصادی، می تواند تمام رشته های سیاست گذاران را پنبه کند.
مثلا در جامعه ای که نهادهای پس انداز و سرمایه گذاری کارا و جذاب وجود ندارد یا فرهنگ خانوارها در اداره بهینه وجوه ضدتوسعه است، تغییر نرخ بهره یا آزادی جریان سرمایه، نه به رشد درآمد ملی بلکه به وخامت اوضاع اقتصاد می انجامد. در مقابل فرهنگی که مولفه های پرکاری، قانون پذیری، شفافیت، رقابت سودجویانه و نوآوری را داراست، علیرغم مشکلات سیاستی، در بلندمدت مسیر را برای توسعه اقتصادی هموار می سازد. تحلیل مشهور ماکس وبر از تاثیر فرهنگ پروتستان بر رشد سرمایه داری، شاهدی بر این مدعاست.
لينک مطلب