موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

علم مالیه عمومی باید همواره شرایط سیاسی را به طور روشنی در نظر داشته باشد.

این علم به جای اینکه منتظر دستورالعمل تئوری های مالیات گیری مبتنی بر فلسفه های سیاسی از رده خارج باشد، باید تلاش کند تا رازهای مربوط به رشد و توسعه را بازگشایی کند. (ویکسل، ص ۸۷)

در این هنگام اگر ذکری از تاثیر کنوت ویکسل، اقتصاددان بزرگ سوئدی، بر کارهایم نکنم بی انصافی خواهد بود. تاثیر او به حدی است که بدون آن من در این جایگاه قرار نمی گرفتم. بسیاری از تحقیقات من خصوصا آنها را که مربوط به حوزه اقتصاد سیاسی و تئوری مالی است، می توان به نحوی از انحا تکرار متفاوت، تشریح و یا بسط دیدگاه های ویکسل قلمداد کرد. این سخنرانی من نیز استثنایی از این قاعده قلمداد نمی شود.

یکی از هیجان انگیزترین لحظات زندگی فکری من زمانی است که در سال ۱۹۸۴ تز دکترای ناشناخته و ترجمه نشده ویکسل را کشف کردم. این تز در قفسات خاک اندود کتابخانه دانشگاه شیکاگو قرار داشت. تنها فراغت پس از فارغ التحصیلی بود که مرا به جست و جو در آنجا کشاند. این کشف، مرا هم نمونه ممتاز دیگری از مصداق این حرف گرداند که یادگیری می تواند نتیجه فرعی جست و جوی دیگری باشد . اصول جدید ویکسل در مورد عدالت مالیاتی به من اعتماد فوق العاده ای بخشید. ویکسل که در حوزه عقاید اقتصادی چهره شناخته شده ای است، تئوری های رایج و مسلم مالیه عمومی را به چالش کشید. انتقادات او با نقدهای من به این حوزه کاملا هم جهت بود. از آن زمان تصمیم گرفتم که دیدگاه های ویکسل را برای عموم تشریح کنم. بلافاصله ترجمه کتاب او را شروع کردم و در این کار از کمک های الیزابت هندرسون قبل از انتشار نهایی اثر بهره ها گرفتم.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 6:12 AM نظرات 0

موضوع : ظرفیتهای سرمایه و ثروت ایران اسلامی

 

در مطالعات اخیر رشد اقتصادی که اغلب تحت تاثیر مطالعات تجربی و تجربیات ژاپن و بقیه کشورهای شرق آسیا و نیز اروپا و امریکای شمالی هستند تاکید بر سرمایه انسانی نسبت به گذشته نه چندان دور بسیار بیشتر شده است.

اقتصاددانان متاخرتر مانند آدام اسمیت ، وبلن و مارشال بر اهمیت سرمایه انسانی در تولید تاکید دارند.
آدام اسمیت به تمام ذخایر سرمایه ثابت و توانایی های ضروری و مفید یک کشور و همچنین تمام ساکنان آن کشور سرمایه می گوید.مارشال از آموزش و پرورش نیروی انسانی به مثابه یک سرمایه گذاری ملی و باارزش ترین بخش سرمایه های ملی یاد می کند. اکثر اقتصاددانان معتقد هستند که کمبود سرمایه گذاری در سرمایه های انسانی ، عامل اصلی نازل بودن سطح رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه است و تا زمانی که این کشورها آموزش و پرورش ، استفاده از علوم و دانش و افزایش سطح مهارت های حرفه ای را ارتقا نداده اند، بازدهی و کارآیی نیروی کار و سرمایه در سطح نازلی باقی می ماند و رشد اقتصادی با کندی و هزینه های سنگین تر صورت می گیرد.

یکی دیگر از راه حل های افزایش منابع انسانی ، آموزش و بازآموزی کارکنان و مدیرانی است که فرسودگی کاری آنها بیشتر از سایرین است که این هزینه ها در واقع جزو سرمایه گذاری در بخش نیروی انسانی تلقی می شود و نباید در حساب هزینه آموزش ثبت شود؛ زیرا این هزینه ها اگرچه باعث افزایش هزینه های منابع انسانی می شوند؛ اما باعث خواهند شد که هزینه فرصت های از دست رفته (شامل هزینه آموزش ضمن کار و کاهش بازده ناشی از کناره گیری یک کارمند) به نحو چشمگیری کاهش یابد.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 6:12 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

ابتدا بايد تأكيد كنيم كه ما اولا، علم و بررسى علمى را تنها در محدوده روش و نگرش مى دانيم و از اين جهت، آن را پديده اى در راستاى عقلانى تر كردن مطالعات، بسيار سودمند مى دانيم. در نتيجه، در صورتى كه بتوان به طور طبيعى و بدون هر نوع ظاهرسازى و علم نمايى، مطالعات اقتصاد اسلامى را در قالب علمى قرار داد، از آن استقبال مى كنيم. اصولا ما علم و روش علمى را دست آوردى بشرى، مترقيانه و در زمينه روش شناسى معارف و رشته هاى گوناگون آن تلقّى مى كنيم. اما در ضمن، هيچ بار ارزشى و مفهومىِ ديگرى براى علم قائل نيستيم; يعنى، علم بودن را به يك مفهوم كلى، معادل روشمند بودن قلمداد مى نماييم و هيچ نوع شرافت و قداست ويژه اى براى آن در نظر نداريم. اين را نمى پذيريم كه هر چه علمى است، لزوماً باارزش و مفيد است و هرچه غيرعلمى است، فاقد فايده و ارزش; مثلا، ممكن است خوراندن مواد مخدّر به برخى از حيوانات و ارزيابى نتايج واكنش آن حيوان را نوعى تجزيه و تحليل علمى تلقّى كنيم، اما اين كار ارزش خاصى غير از نتايج خود نخواهد داشت. در عين حال، ايستادگى يك ملت در مقابل ظلم و سلطه بيگانه و دفاع از آرمان هاى دينى اش را نمى توان علمى دانست، اما داراى ارزش قابل توجهى است.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 6:12 AM نظرات 0

 

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

چكيده:

موضوع اصلى اين مقاله نقدى بر اصول مختلف اقتصاد نئوكلاسيك و بحثى درباره روش‏شناسى بديل براى اقتصاد اسلامى است. اين مقاله از يك طرف بعضى از انتقادات مطرح شده از سوى اقتصاددانان اسلامى در مورد روش‏شناسى غالب اقتصاد سنتى (غربى) را ارزيابى كرده و از طرف ديگر تلاش مى‏كند، به پرسشهاى مطرح شده از سوى منتقدين اقتصاد اسلامى پاسخ دهد. نتايج مقاله نشان مى‏دهد كه طرفداران اقتصاد سياسى اسلام با يك وظيفه دشوار و سختى براى سازماندهى مجدد سيستم اقتصادى پذيرفته شده در كشورهاى خودشان مواجه هستند. يك كار مهم براى پژوهشگران اقتصاد سياسى اسلام اين است كه يك مكانيسم توليد كالا طراحى كنند، كه نه تنها مسائل بيكارى و تورم را حل كند، بلكه بصورت درونزا به موضوع توزيع درآمد بپردازند.

واژگان كليدى :

روش شناسى ـ اقتصاد اسلامى ـ عقلانيت ـ كثرت گرايى ـ اصلاحات فقهى

1ـ مقدمه

در چند سال اخير، چند موضوع اساسى مربوط به روش‏شناسى اقتصاد اسلامى مطرح شده است.در مقاله غزالى و عمر (Ghazali and Omar, 1989) بعضى از اقتصاد دانان برجسته اسلامى نظريه‏هاى خود را در مورد جنبه‏هاى مختلف اين موضوع ارائه كرده‏اند. هرچند معدودى از اين افراد برخى جنبه هاى ادبيات معاصر اقتصاد اسلامى (For example Kahf, M. 1989a) را مورد سؤال قرار داده‏اند، ولى موضوع اصلى اين مقاله، نقدى است بر اصول مختلف اقتصاد نئوكلاسيك و بحثى درباره نوع ديگر روش شناسى براى اقتصاد اسلامى است. بررسى جومو(Jomo, 1992) شامل چند مقاله است كه بطور كل، انتقادى از روش‏شناسى پذيرفته شده جارى بوسيله اقتصاددانان اسلامى، است. پروفسور على‏خان(Professor Ali Khan) در نقد و بررسى منوّر اقبال(Munawar Iqbal, 1988) نارساييهاى زير را در نوشته هاى بعضى از اقتصاد دانان اسلامى نشان داده است





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 6:12 AM نظرات 0

موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد

 

سرمایه مرئی که در اقتصاد کلاسیک مورد نظر بوده، متشکل از زمین، نیروی کار، ساختمان، ابزار و ماشین آلات است. سرمایه مالی شامل پول و نقدینگی، اوراق قرضه و بهادار و سهام است که مورد نظر اقتصاد نئوکلاسیک می باشد و سرانجام، سرمایه غیرمرئی است که از سرمایه های انسانی، اجتماعی، نهادی، ساختاری و اطلاعات و دانش تشکیل می شود و مورد تأکید علم اقتصاد پسامدرن است.

سرمایه انسانی، توانایی های علمی، تخصصی و مدیریتی انباشته جمعی افراد جامعه است که در سازمان ها و مؤسسات اجتماعی ، فعالیت مشترک دارند.

سرمایه اجتماعی ناظر بر همکاری درون جوش انسان ها، مبتنی بر اعتماد متقابل مردم در قالب تشکل های غیردولتی و غیرشرکتی است. این سرمایه، بنا بر پژوهش های اقتصاددانان اجتماعی، زمینه ساز اصلی توسعه اقتصادی است.

سرمایه نهادی، توان نهادسازی و انتظام نظام های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و ضامن ثبات و امنیت جامعه است. وجود تشکل های صنفی، فرهنگی و سیاسی و احزاب منسجم و اثرگذار مستقل، نشانه ای از سرمایه نهادی مناسب است. وجود فرقه های سیاسی و مافیاهای قدرت، نشانه ای از ضعف و یا فقدان سرمایه نهادی به شمار می رود.





لينک مطلب
 توسط امير نوری در شنبه 5 فروردین 1391  ساعت 6:11 AM نظرات 0


  • تعداد صفحات :49
  •    
  •   
  • 30  
  • 31  
  • 32  
  • 33  
  • 34  
  • 35  
  • 36  
  • 37  
  • 38  
  • 39  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET