وطنم ايران
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي

اگر از شعل خود راضی نیستید و آن را کسل کننده می‌دانید، دو راه پیش روی شماست. می‌توانید به روزهای کسل کننده وحتی گاهی پر از بدبختی در اداره ادامه دهید و یا مدتی کار را کنار بگذارید تا شغل بهتری بیابید. در ادامه 10 نکته که به شما کمک می‌کنند تا یک فرم درخواست عالی تنظیم کنید و در مصاحبه بی نظیر باشید را خدمت شما ارائه می‌کنیم. امیدواریم در نهایت بتوانید در کمپانی که به آن علاقه دارید استخدام شوید.






10. گردآوری یک رزومه‌کاری که بتواند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد

با وجود این که من اصولا به رزومه اعتقادی ندارم (چرا که معمولا خیلی سریع مرور می‌شود و معمولا دقیق مورد بررسی قرار نمی گیرد) اما اکثر مشاغلی که به دنبالشان هستید تقاضای رزومه خواهند کرد. کمی خلاقیت می‌تواند شما را به گزینه ای منحصر به فرد و متفاوت تبدیل کند. ابزار آنلاین در این زمینه می‌توانند بسیار مفید باشند، به خصوص اگر به دنبال چیزی نه چندان معمولی باشید. Visualize.me می‌تواند یک اینفوگرافیک جذاب را برای رزومه شما خلق کند. سایت هایی چون Re.vu و Zerply به شما کمک می‌کنند تا صفحات حرفه ای را ایجاد کنید که می‌توانند به عنوان رزومه دیجیتال مورد استفاده قرار گیرند. About.me و Flavors.me نیز می‌توانند همین کاربرد را داشته باشند. بهترین ابزاری که به کارتان می‌آید را استفاده کنید و مطمئن شوید که رزومه‌تان برجسته و منحصر به فرد باشد. بیشتر اوقات، این کار به سادگی انتخاب فونت و رنگ مناسب است. زیاد طول نمی کشد تا یک رزومه زیبا و حرفه ای بسازید، پس در طراحی آن کمی دقت کنید تا بخشی از توده رزومه های خوانده نشده نباشید.



9. هنگام تهیه رزومه از کلمات معمولی و عامیانه استفاده نکنید

وقتی رزومه خود را می‌نویسید، نباید از لحنی استفاده کنید که شما را مثل سایر افراد نشان می‌دهد. یعنی از اصطلاحات رایج و تکراری (مثل با انگیزه، خلاق، پویا) و عبارات کلیشه ای (مثل دقیق و جزء گرا، پایبند به کار تیمی، مهارت های ارتباطی عالی) پرهیز کنید. همچنین عباراتی چون "منابع و مدارک در صورت درخواست شما ارائه می‌شوند" جملات زائدی هستند که فقط فضا را اشغال می‌کنند و نیازی نیست که در رزومه نوشته شوند. بد نیست اگر در انتها یک بار رزومه را از انتها به ابتدا بخوانید تا اگر خطایی بود آن را اصلاح کنید و وقتی کار پایان یافت می‌توانید آن را روی RezScore اجرا کنید تا در صورت امکان آن بهینه کند.



8. در سایت های کاریابی غیر رسمی و مرتبط با یک شغل خاص نیز به جستجو بپردازید

اگر جای خاصی را برای کار کردن مد نظر ندارید، می‌توانید به جستجوی در چندین گزینه بپردازید. اما اگر برای این کار سراغ سایت های محبوب مثل Monster و Craiglist بروید، به دنبال سوزنی در کاهدانی خواهید بود. این بدان معنا نیست که این سایت‌ها شغل مناسبی در جاهای مختلف ندارند، اما در خیل عظیمی از موقعیت های نا مطلوب پیشنهاد شده سر در گم خواهید شد تا شاید بتوانید گزینه مورد نظرتان را بیابید. به جای روش سنتی، یک سایت غیر رسمی چون OneDayOneJob.com را امتحان کنید، که پیشنهاداتی را به صورت روزانه به شما ایمیل می‌کند. SimplyHired به ظاهر یک سایت کاریابی استاندارد است، اما لیست هایی را به طور مستقیم از وب سایت کمپانی‌ها تهیه می‌کند. TweetMyJobs کار جستجو را برای شما ساده تر می‌کند. کافی است بگویید چه نوع کاری می‌خواهید تا گزینه های مختلف را به محض یافتن برای شما SMS، توییت و یا ایمیل کند. حتی اگر چند سالی است که از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید، شاید بدتان نیاید به لیست مشاغلی که به فارغ التحصیلان جدید ارائه شده نگاهی بیاندازید. حتی اگر احساس کنید بهتر از این مشاغل حق شماست، از این طریق می‌توانید بفهمید کدام کمپانی‌ها به دانش آموختگان دانشگاه شما علاقه بیشتری نشان می‌دهند. می‌توانید برای موقعیت های بهتر نیز به سایت کمپانی مراجعه کنید و برای آنها درخواست ارسال کنید.



به جای آن می‌توانید روی سایت هایی که نوع خاصی از مشاغل را که مطلوب شما نیز هستند هدف قرار داده اند، تمرکز کنید. مثلا Dice.com یک گزینه مناسب برای مشاغل مرتبط با تکنولوژی است و Authentic Jobs یک گزینه عالی برای طراحان و توسعه دهندگان می‌باشد. شغل مورد نظرتان را به همراه عبارت "Job Search site" در یک موتور جستجو وارد کنید تا شاید ابزاری را بیابید که روی نظر و گزینه مطلوب شما تمرکز بیشتری داشته باشد.

البته سایت های معرفی شده، غیر ایرانی بودند. شما می‌توانید به جای آنها از وب سایت هایی همچون، IranTalent، JobIran، karyab، Estekhdam ، Banki و ... در ایران استفاده کنید.



7. به جای جستجوی موقعیت و رتبه کاری بهتر به دنبال کمپانی بهتری باشید تا شغل بهتری داشته باشید

داشتن شغل عالی فقط به معنای لذت بردن از انجام آن نیست، بلکه محطی کاری مناسب نیز بسیار مهم است. یعنی باید به دنبال کمپانی هایی باشید که سابقه مقبولی در رفتار با کارکنانشان دارند. نیازی نیست تقاضای کار به گوگل بدهید، شما می‌توانید به دنبال شرکت هایی باشید که مزایای زیادی دارند. برای این کار کمی تحقیق نیاز است. همه کاری که باید بکنید این است که با آنها تماس بگیرید و سعی کنید با همه کارکنان صحبت کنید. به آنها بگویید "من قصد دارم به شرکتی که شما در آن کار می‌کنید تقاضای کار بدهم اما قبل از آن مایلم درباره کار کردن در آنجا بیشتر بدانم. ممنون می‌شوم اگر بگویید کار کردن در آنجا چگونه است." اکثر افراد از به اشتراک گذاشتن نظراتشان خوشحال می‌شوند و اگر سرشان شلوغ بود می‌توانید در وقت دیگری با آنها تماس بگیرید. اگر شرایط به نظر خوب بود، هنگام دادن درخواست کار می‌توانید روی دوستی که در آنجا پیدا کرده اید برای کمک حساب کنید. در واقع با یک تیر دو نشان زده اید. اگر شرایط آن طور که دوست دارید پیش نرفت، Glassdoor یک منبع آنلاین است که تجربیات افراد را درباره کمپانی های مختلف در اختیار شما قرار می‌دهد.



6. یاد بگیرید که حتی تجربه کاری بی ربط خود را نیز مرتبط با شغل مطلوبتان نشان دهید

من اکثر مواقع تلاش می‌کنم به گونه ای از تجربه های کاری قبلی ام صحبت کنم که مرتبط با شغل مورد نظرم به نظر برسند. معنای این کار دروغگویی نیست. تنها کاری که باید بکنید این است که بخشی از سابقه تان را که در گرفتن شغل جدید موثر هستند پررنگ تر نمایید و تمرکز بیشتری روی این بخش‌ها بگذارید. اگر شغل کنونی شما کاملا متفاوت از شغلی است که به دنبالش هستید ، به همه کارهای غیر معمولی که در شغل کنونی انجام داده اید بیاندیشید. اکثر مواقع نمونه هایی مرتبط با شغل جدید پیدا خواهید کرد، چرا که شما به دلیل علاقه تان به این نوع کارها از فرصت های پیش آمده در کارتان برای انجام آنها با اشتیاق استفاده کرده اید. اگر موردی پیدا نکردید ایرادی ندارد، هیچ وقت دیر نیست. از همین حالا می‌توانید سابقه مرتبط با شغل مورد علاقه تان را در محل کار کنونی ایجاد کنید تا بعدها هنگام مصاحبه کار جدید از آنها استفاده کنید. به عنوان مثال اگر زمینه کاری تان به دور از ابتکار و نوآوری است، اما شما دوست دارید یک طراح خلاق باشید فرصت های مناسب بسیاری دارید. اگر کارتان به گونه ای است که باید نمودارها و فلوچارت های زیادی تولید کنید، راه های خلاقانه ای برای جذاب تر کردن آنها بیابید. اگر شرکتی که در آن کار می‌کنید قرار است یک سفر کوتاه کاری یا آموزشی ترتیب دهد، از آنها بخواهید تا بروشور یا بنر آن را شما طراحی کنید. زمانی که من در دفتر پشتیبانی مشتریان کار می‌کردم، همیشه پوستر هایی با مضمون جوک های مربوط به دفتر یا تصاویری بر اساس گفته های خنده دار مشتریان درست می‌کردم. گاهی آنها را در مصاحبه های کاری ام برای ارائه مهارت های فتوشاپ خود نشان می‌دهم. شاید فکر کنید این کار احمقانه است ولی نتیجه آن است که نه تنها قابلیت های من را به نمایش می‌گذارد، بلکه نشان می‌دهد که چقدر با تیم رابطه نزدیکی داشته ام. اگر خودتان را وقف کارتان کنید متوجه می‌شوید که همان سابقه به ظاهر بی ربط شما می‌تواند به راحتی به بسیاری از مشاغلی که درخواست آن‌ها را داده اید مرتبط شود. ممکن است شروعی که انتظارش را دارید برایتان اتفاق نیفتد اما اگر در کار سختکوش باشید، به زودی راهش را خواهید یافت.



5. شیک و خوش لباس در مصاحبه حضور یابید

لباس مناسب برای مصاحبه لزوما به معنای لباس رسمی اتوکشیده نیست. بسته به شرکت مورد نظر، ممکن است آنها شما را با لباس روزمره تان بیشتر بپسندند و یا ترجیح دهند چیزی بپوشید که نشان دهد شما بدون پوشیدن لباسی خاص، آراسته و شیک به نظر برسید. اگر نمی دانید در مصاحبه چه لباسی بپوشید، کافی است با آن شرکت تماس بگیرید و با بخش منابع انسانی صحبت کنید. ایرادی ندارد اگر آن‌ها بفهمند که شما قصد آمدن به مصاحبه را دارید و برای این کار می‌خواهید بدانید چه لباسی بپوشید. در اکثر موارد از کمک به شما خشنود خواهند شد. اگر مجبور شدید به طور ناگهانی به مصاحبه بروید لباس معمول کارمندان تجاری گزینه مناسبی است. از آنجا که بسیاری نمی دانند لباس کارمند تجاری چیست، احتمالا با یک شلوار پارچه ای مناسب و یک پیراهن یا پلوور دکمه دار می‌توانید مطمئن باشید لباس نامناسبی انتخاب نکرده اید. هدفتان باید این باشد که نشان دهید می‌توانید با نوع پوشش تان مقبولیت و اعتبارتان را به نمایش بگذارید. اگر لباستان برای اندامتان مناسب است، خوب اتو شده و در خانه و اوقات فراغت از کار آن را نمی پوشید، احتمالا انتخاب درستی داشته اید. برای کمک بیشتر راهنمای لباس‌های رسمی می‌تواند برای پیدا کردن پوشش مناسب، مفید باشد.



4. زبان اندام را یاد بگیرید تا مصاحبه موفق تری داشته باشید

فراگیری زبان اندام در بسیاری از موقعیت‌ها کاربرد دارد، اما شناخت نشانه‌هایی که شما ابراز می‌کنید و نشانه‌هایی که از دیگران دریافت می‌کنید؛ می‌تواند در یک مصاحبه کاری فوق العاده موثر باشد.این موضوع موجب می‌شود در برخورد اول که بسیار تاثیرگذار است بتوانید جذاب‌تر و مقبول‌تر باشید. مهم‌ترین کار پرهیز از زبان اندام منفی است. باید از تیک‌های عصبی مثل لمس مداوم صورت یا تکان دادن پا پرهیز کنید. همچنین نباید هنگام نشستن قوز کنید. در کل باید هدفتان این باشد که بسیار راحت اما حرفه ای به نظر برسید. اگر این توانایی را دارید، موقعیت بهتری در انتظار شماست.



3. پاسخ های مناسب به سوالات همیشگی در مصاحبه را از قبل آماده کنید

نقطه ضعف اصلی تان چیست؟ این سوال مسخره ای است اما در اکثر مصاحبه های کاری آن را می‌شنوید. بحث در مورد چگونگی پاسخ به این سوال بسیار است اما به نظر من بهترین روش آن است که یک مهارت که واقعا در آن بد هستید و در ظاهر به شغل جدید مرتبط است اما عملا این گونه نیست را بیان کنید. با این حال در حالت کلی نقطه ضعفتان خیلی نمی‌تواند تاثیری داشته‌باشد. اگر شغل جدید را می‌خواهید باید به این سوال پاسخ دهید. پس دو راه پیش رو دارید: روند سوالات را کشف کنید و از پیش پاسخ‌هایتان برای سوالات محتمل بعدی را آماده کنید. برای این کار کافی است خودتان را به جای شرکت مورد نظر قرار دهید. چرا می‌خواهند نقطه ضعف اصلی تان را بدانند؟ احتمالا بیشتر به دنبال این هستند که ببینند چگونه به سوالی که در مورد آسیب پذیری شما است پاسخ می‌دهید، تا این که واقعا بخواهند بدانند در کدام بخش نیاز به پیشرفت دارید. همچنین ممکن است بخواهند بدانند آیا شما توانایی سنجش واقع بینانه و دقیق توانایی هایتان را دارید یا نه. اگر روند و انگیزه پشت این سوالات مشترک اکثر مصاحبه‌ها را کشف کنید می‌توانید راحت تر پاسخ های مناسب را آماده کنید. نیازی نیست پاسخ‌ها را طوطی وار به خاطر بسپارید اما تهیه لیستی از کلیت پاسخ‌ها می‌تواند بسیار مفید باشد هر چند باید توانایی و انعطاف لازم برای دادن پاسخ مناسب را داشته باشید تا طبیعی به نظر برسید.



2. درباره پیش پرداخت اولیه سوال کنید

تبریک می‌گویم، شما موفق شدید برای شغل مورد نظرتان انتخاب شوید! اما اگر قبل از قبول این موقعیت کاری درباره پاداش اولیه سوال نکنید ممکن است حقوق یک ماه اضافه را از دست بدهید. اگر درخواست شما برای یک کار، مهم و رقابتی باشد احتمال این که کمپانی پس از انتخاب تان شما را واقعا بخواهد بالا است و ممکن است در نظر داشته باشند تا با مقداری پاداش اولیه شما را بیشتر مشتاق کنند. تنها کاری که باید بکنید پرسشی در این باره است. شما تقاضای پاداش نمی کنید و فقط یک سوال می‌پرسید. این پرسش منجر می‌شود که اگر آنها واقعا می‌خواهند استخدامتان کنند برای دادن این پاداش مصمم تر شوند. اگر نمی توانند این پاداش را بدهند به سادگی پاسخ منفی خواهند داد و مشکلی به وجود نخواهد آمد. این از آن سوال های کم خطری است که می‌تواند پاداش فوق العاده ای به همراه داشته باشد.



1. هنگام ترک شغل قبلی پل‌های پشت سرتان را خراب نکنید

اگر از شغل کنونی تان متنفرید ممکن است وسوسه شوید تا پس از ترک آن همه از این نفرت باخبر شوند. همان قدر که این کار منجر به تخلیه روانی تان می‌شود، ممکن است در نهایت به ضرتان تمام شود. باید شرکت کنونی تان را با شرایطی مناسب ترک کنید. کسی چه می‌داند؟! شاید روزی با همکارتان دوباره روبرو شوید یا مجبور شوید با شرکت سابقتان برای گرفتن اطلاعات یا انجام کاری تماس بگیرید. خراب کردن پل های پشت سر مسلما به سود شما نخواهد بود. اگر آن قدر از کارتان متنفرید که می‌ترسید کار دست خودتان بدهید بد نیست به نمونه نامه های استعفا مراجعه کنید و نکته هایی درباره چگونگی یک استعفای موقرانه را بخوانید. قبل از آن که استعفایتان را تسلیم کنید، آن را با یک یا دو دوست تمرین کنید و واکنش آن‌ها را بسنجید. اگر نظر دیگران را بپرسید و از آنها کمک بخواهید می‌توانید مطمئن باشید اشتباهی که منجر به حسرت شود، نخواهید کرد.

منبع: Lifehacker 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:46 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

براساس دیدگاه حکمای چینی برقراری شادابی، شادی و سلامت در خانه و زندگی رابطه زیادی با وضعیت خانه، چینش وسایل و آراستگی آن دارد. در حقیقت آن ها بر این باورند، در خانه ای که کدبانوی خانواده اهمیتی به نظم و انضباط چیدمان خانه، بهداشت آشپزخانه و برقراری تعادل در خانه نمی دهد نمی تواند محیطی شاد، سالم و پرنشاط را برای اعضای خانواده اش فراهم کند. شاید در نگاه اول به نظر بیاید که این نکات چندان پراهمیت نیستند و رنگ و بویی خرافی دارند اما وقتی دقیق تر به آن ها توجه کنیم متوجه می شویم که در پس هر یک از این توصیه ها رابطه علت و معلولی روشنی میان آراستگی و سلامت، بهداشت اعضای خانواده نهفته است.





● در را باز نگذارید

چینی ها اعتقادی دارند که در آن به هدر رفتن پول اعضای خانواده به دلیل باز ماندن در حمام و دست شویی اشاره می کنند. آن ها در این مثل می گویند: «اگر در حمام یا توالت باز باشد پول اعضای خانواده هدر می رود.» در این مثل نکات جالبی نهفته است که با یکدیگر آن ها را مرور می کنیم؛ اگر در حمام یا توالت در داخل یا آپارتمان باز باشد بخشی از انرژی دستگاه های گرمایشی و سرمایشی که در فصل زمستان و تابستان برای گرم و خنک کردن فضای خانه مورد استفاده قرار می گیرند، هدر می رود زیرا فضای باز حمام و دست شویی موجب مکش هوا به سمت خود شده و به این ترتیب موجب هدر رفتن انرژی و در نهایت هدر رفتن بخشی از پس اندازهای خانواده برای پرداخت قبوض گاز و برق می شود. از سوی دیگر پزشکان بر این باورند که فضای توالت و حمام به دلیل شرایطی که دارند و رطوبتی که در آن ها وجود دارد یکی از بهترین مکان ها برای تجمع باکتری ها و آلودگی هایی است که با باز ماندن در آن ها ممکن است به فضای عمومی خانه سرایت کند. به این ترتیب سلامت اعضای خانواده نیز به خطر می افتد و بخشی از پس انداز خانواده باید صرف دوا و درمان شود.



● اهمیت ورودی خانه

ورودی خانه همان جایی است که فرد پس از گذشتن از در اصلی خانه در آنجا کفش هایش را در می آورد تا برای ورود به خانه آماده شود. براساس دیدگاه حکمای چینی اگر ورودی خانه فضایی شلوغ و بی نظم داشته باشد امکان برقراری نشاط و حفظ سلامت در آن خانه ناممکن است زیرا در صورتی که کفش ها و دمپایی اعضای خانواده در این محل هر یک در گوشه ای قرار گرفته باشد و درهم و برهم جلوی در خانه یا آپارتمان تلنبار شود این مسئله موجب می شود تا اعضای خانواده هر بار با منظره ای نامناسب و ناآرام روبه رو شوند و این به مرور زمان بر میزان نشاط و شادابی آن ها تاثیر می گذارد. ضمن آن که دیدگاه دیگری نیز در این زمینه در چین باستان وجود داشته است که تجمع کفش ها و دمپایی ها مقابل در ورودی منزل که چندبار در طول روز باز می شود ممکن است منجر به نفوذ آلودگی آن ها از طریق هوا به درون خانه و از بین رفتن سلامت خانواده شود. به همین دلیل است که چینی ها بر این باورند، «ورودی آشفته سلامت را از خانه دور می کند.»



● چکه کردن شیر آب ثروت تان را به باد می دهد

یکی دیگر از باورهای مردم چین این است که اگر شیر آب یا لوله های وابسته به آن در خانه چکه کنند، ثروت و آسایش از آن خانه دور می شود. گاهی بسیاری از ما ساده از کنار این موضوع رد می شویم و حتی ممکن است آن را یک امر خرافی بدانیم درحالی که اگر خوب به این نکته توجه کنیم چکه کردن هر قطره از آب و هدر رفتن آن در دنیایی که بسیاری از مردم در شرایط سخت و بدون امکان دسترسی به آب آشامیدنی و سالم هستند، اسرافی بزرگ و ناشکری محسوب می شود. از سوی دیگر جمع شدن این قطره های کوچک و دریا شدن آن ها در انتهای ماه منجر به پرداختن هزینه ای زیاد برای قبض آب خانه تان می شود. از این روست که در مثل های چینی مثل «چکه کردن شیر آب ثروتت را به باد می دهد» مهم و ارزشمند قلمداد می شود.



● روی زمین نخوابید

بسیاری از حکمای چینی به خانواده ها توصیه می کنند هرگز خود و فرزندان شان روی زمین نخوابند زیرا این کار موجب جذب انرژی های منفی توسط بدن می شود. این نکته حتی امروزه نیز به خانواده ها توصیه می شود که برای پیشگیری از سقوط بچه ها از روی تخت هرگز آن ها را روی زمین نخوابانند بلکه به جای آن از تخت هایی که محافظ دارند، استفاده کنند. مقصود حکمای چینی از این نکته چیست؟ امروزه مشخص شده که خوابیدن روی زمین به دلیل سرد بودن ذات خاک منجر به نفوذ سرما به بدن کودک و آمادگی بدن او برای ابتلا به بیماری های مختلف از قبیل سرماخوردگی، آنفلوآنزا، بیماری های مفصلی و… می شود.


منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:46 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

نسبت کفایت سرمایه (CAR یا Capital Adequacy Ratio) ﺣﺎﺻﻞ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ پایه ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺩﺍﺭﺍیی‌های ﻣﻮﺯﻭﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺿﺮﺍﻳﺐ ریسک ﺑﺮﺣﺴﺐ ﺩﺭﺻﺪ است.

این نسبت اولین بار در سال ۱۹۸۸ توسط کمیته بال به بانک‌های دنیا معرفی گردید. کمیته بال در آن سال مجموعه‌ای از شروط حداقل سرمایه را به بانک‌ها پیشنهاد کرد که بعدها به «پیمان بال» معروف شد.

نسبت کفایت سرمایه یکی از نسبت‌های سنجش سلامت عملکرد و ثبات مالی مؤسسه مالی و بانک‌ها است. بانک‌ها باید سرمایه کافی برای پوشش دادن ریسک ناشی از فعالیت‌های خود را داشته و مراقب باشند که آسیب‌های وارده به سپرده‌گذاران منتقل نشود. بدین‌لحاظ باید از حداقل میزان سرمایه مطلوب برای پوشش ریسک‌های عملیاتی خود برخوردار باشند که تقریباً ۱۲٪ دارایی‌های موزون‌شده به ریسک (ریسک هر دارایی با توجه به ماهیت آن دارایی و میزان ریسک مرتبط با آن) می‌باشد.



برای مثال ریسک حساب صندوق (وجه نقد) و مانده حساب‌های بانک نزد بانک‌های مرکزی هر کشور برابر با صفر است ولی ریسک تسهیلات اعطایی به اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی معادل ۱۰۰٪ می‌باشد. براساس قوانین بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، حداقل نسبت کفایت سرمایه مطلوب برای بانک‌های ایرانی معادل ۸٪ است و براساس قوانین بانک مرکزی افغانستن (د افغانستان بانک) این نسبت ۱۲% است و در ضمن بانک مرکزی می‌تواند در مواردی که استانداردهای بین المللی یا ضرورت حفظ سلامت بانک‌ها و موسسات اعتباری اقتضا کند حدود بالاتری را برای تمام یا برخی از بانک‌ها و موسسات اعتباری تعیین کند.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:45 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

بعد از چند روز تعطیلی صبح که به سر کار می‌رسید، می‌بینید میزتان خاک گرفته است. از دست همکاران خدماتی شاکی می‌شوید و یک دستمال برمی‌دارید و می‌افتید به جان میزتان. اما در همین لحظه که دارید میزتان را تمیز می‌کنید تنها یک لحظه به این فکر کنید که آیا کارراه‌ی شغلی‌تان هم همین‌قدر خاک گرفته نیست؟



حقیقت این است که بسیاری از ما آن‌قدر درگیر کارهای روزمره‌مان هستیم که فراموش می‌کنیم آیا این مسیری که داریم می‌رویم درست یا نه؟ آیا صبح که بیدار می‌شوید از سر کار رفتن خوش‌حال‌ هستید؟ آیا از کاری که انجام می‌دهید هیجان‌زده می‌شوید؟ آیا به‌اندازه‌ی کافی برای آینده پس‌انداز می‌کنید؟ آیا دارید به رؤیاهای شغلی‌تان می‌رسید؟ وین شفیلد یک مربی کارراهه می‌گوید: “مؤثرترین کاری که می‌توانید برای گرفتن شغل بعدی‌تان بکنید، حس کردن مقصدی است که باید به آن‌جا برسید. اغلب مردم این سؤال را نادیده می‌گیرند؛ چرا که فرض می‌کنند در بازار کار رؤیایی‌شان به‌سر می‌برند.” خوب اگر این‌طور نیست، باید چه کار کنیم؟ آقای شفیلد چند پیشنهاد برای‌مان دارد:



۱- بفهمید که کجا باید بروید؟ چه شغل‌هایی می‌توانید داشته باشید؟ چه مسیرهای شغلی متفاوتی؟ چه چیزی واقعا شما را جذب می‌کند؟ در اوقات فراغت در مورد چه موضوعاتی مطالعه می‌کنید؟ عادت‌های‌تان کدام‌اند؟ شغل شما باید با این موارد منطبق باشد. برای این‌که چیز بیش‌تری از شغل فعلی‌تان به‌دست بیاورید، مسئولیت‌های بیش‌تری بپذیرید که شما را به چالش می‌کشند. حتی کسب مهارت‌های جدید هم ممکن است به شما در کشف چیزهای جدیدی که برای‌تان هیجان‌انگیزند و به شما ایده‌های جدیدی می‌دهند، کمک کنند.



۲- رزومه‌تان را بتکانید! کارفرماها رزومه‌ی شما را کلا در حدود ۱۰ ثانیه نگاه می‌کنند؛ برای همین کسانی که زیر ۱۰ سال سابقه‌ی کار دارند باید آن را در یک صفحه خلاصه کنند. اگر سابقه‌ی کار بیش‌تری دارید، دو صفحه را در نظر داشته باشید. واژه‌های عمومی مثل “بازی‌گر قدرتمند تیمی” و “دارای مهارت‌های سازمانی” را از رزومه‌تان پاک کنید و به جای‌شان از فعل‌های کنشی و نتیجه‌گرا استفاده کنید. کارفرما شما را برای حل مسائل‌اش استخدام می‌کند. به‌ترین نشانه‌ برای شایسته بودن برای یک شغل، نمایش نمونه‌ی مشابهی از حل مسائل برای دیگران است.



هر جا ممکن است از آمار و ارقام برای مستندسازی عملکردتان استفاده کنید. به‌جای گفتن این‌که “مدیریت یک تیم سه نفره” بگویید: “مدیریت یک تیم سه نفره دارای تعامل با مشتریان و دستیابی به نرخ حفظ مشتری ۱۰۰ درصد در طول دو سال.” از واژه‌های کلیدی مرتبط با با مهارت‌ها و زمینه‌تان استفاده کنید؛ چرا که بسیاری از شرکت‌های بزرگ از رایانه‌ها جهت جستجوی رزومه‌‌ها برای یافتن عبارت‌هایی مثل: “تحلیل‌گر” یا “مدل‌سازی مالی” استفاده می‌کنند. رزومه‌تان را به دوستی بدهید تا اشتباهات تایپی و نگارشی احتمالی‌اش را بیابد. همیشه هم صادق باشید.



۳- نمایه‌ی لینکدین‌تان را به‌روزرسانی کنید. به وب‌سایت‌هایی که کارهای شما را نشان می‌دهند لینک بدهید. خلاصه‌ای از کارراهه‌تان بنویسید. تا می‌توانید از واژه‌های کلیدی استفاده کنید. از همکاران‌تان بخواهید شما را توصیه کنند. تعداد افراد مرتبط‌تان را تا می‌توانید افزایش دهید (مثلا با ارتباط برقرار کردن با همکاران سابق.) با هر دعوت‌نامه‌ی دوستی، یک پیام شخصی هم بفرستید. بخش “تجربیات” پروفایل‌تان را کامل کنید.



۴- شهرت آن‌لاین‌‌تان و محل کارتان را پاک‌سازی کنید. یا پست‌های فیس‌بوک‌تان را خصوصی کنید یا چیزهایی آن‌جا بنویسید و به‌اشتراک بگذارید که از شما چهره‌ی مثبت یک حرفه‌ای می‌سازند. میزتان را هر روز مرتب کنید. کارت‌های ویزیت دریافتی‌تان را طوری آرشیو کنید که قابل جستجو باشند. مستنداتی که اتفاقی به دست‌تان می‌رسند را آرشیو کنید.



۵- ظاهر خودتان را با کسب آخرین مهارت‌های حرفه‌ای برق بیاندازید. مجانی برای نهادهای عمومی کار کنید. از همکارتان بخواهید درسی در اکسل یا پاورپوینت به شما بدهد. در یک کلاس آموزشی ثبت‌نام کنید. اگر هم تخصصی دارید، وبلاگی برای به‌اشتراک‌گذاری آن راه بیاندازید!



۶- در داخل و خارج سازمان‌تان شبکه‌سازی کنید. به‌ترین زمان شبکه‌سازی زمانی است که دنبال کار نمی‌گردید! وقتی شاغلید، به‌ترین زمان برای تقویت شبکه‌های‌تان است؛ چون دیگران نگران این نیستند که از آن‌ها شغلی بخواهید! هفته‌ای یک بار با همکاران‌تان قهوه‌ای بخورید. همکاران قدیمی‌تان را هم از هر گاهی ببینید.



۷- فهرست وظایف‌تان را پاک‌سازی کنید. تصمیم بگیرید چه کارهایی را باید در آن نگه دارید و چه کارهایی را نه. در هر لحظه معنادارترین کار را انتحاب کنید و فقط روی همان تمرکز کنید.



۸- برای خودتان یک کاتالوگ شخصی درست کنید که در چند کلمه نقطه‌ای را که الان آن‌جا هستید، توصیف کند. هر موفقیت یا مهارت جدید را در آن ثبت کنید. هر کار مهمی که کردید را در آن همراه با چرایی اهمیت آن بنویسید. هر وقت امکان‌پذیر بود، نشان دهید که چگونه به سازمان‌تان کمک کرده‌اید. این کار زمینه را برای ارتقای داخلی‌تان فراهم می‌آورد. و اگر زمانی رسید که کاتالوگ‌تان خودتان را هیجان‌زده نکرده، وقت‌ش رسیده چیز جدیدی را امتحان کنید.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:45 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

تنگه هرمز براي افراد ناآشنا، مسير عبوري باريكي بين خليج فارس و درياي عمان است كه با كشورهاي عربستان سعودي، ايران، امارات متحده عربي، عراق و عمان احاطه شده است.



اين تنگه به دلايلي حايز اهميت است كه ساده‌ترين و در عين حال مهم‌ترين آن عبور روزانه هفده ميليون بشكه نفت توليدي خاورميانه از طريق آن است. در حال حاضر، اين تنگه در وضعيت وخيمي است. چرا؟ به دلايل متعددي كه عموم و اهم آنها حول و حوش نفت مي‌گردد. چگونه؟ در عريض ترين نقطه از اين آبراه، عرض آن 54 كيلومتر (34 مايل) مي‌باشدكه به راحتي مي‌توان آن را مسدود كرد و ايران تهديد به آن نموده است، چرا؟

اتحاديه اروپا تحريم‌ها و محدوديت‌هايي را بر واردات نفت از ايران و بر ضد بانك مركزي آن اعمال كرده است. رييس‌جمهور ايالات متحده آمريكا باراك اوباما در تاريخ 31 دسامبر(10 دي‌ماه) لايحه تحميل تحريم‌هاي جديد را تحت عنوان قانون اختيارات دفاع ملي امضا كرد. اين قانون علاوه بر هدف قرار دادن درآمد نفت ايران، موسسات مالي ساير كشورها كه با بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران معامله انجام مي‌دهند نيز هدف قرار داده است. از ماه مارچ(11 اسفند) اين موسسات از انجام تجارت در ايالات متحده منع شده‌اند. همچنين قانون‌گذاران در ايالات متحده ليست ويژه‌اي تهيه كرده‌اند كه شامل برخي از مقامات ايراني مي‌باشد.



وقتي به موضوع نفت مي‌رسيم درمي‌يابيم كه روابط بين‌المللي تغيير كرده است و نفت از ايران خريداري مي‌گردد. امروز ايالات متحده دوباره در تقابل مستقيم با ايران است، چرا؟

اصلي ترين دليل براي فشار همه جانبه و بسيار نيرومند بر ايران چيزي است كه ايالات متحده آن را حس كرده و آن در واقع قدرت هسته‌اي ايران است. تهران مكررا موشك‌هاي كروز ساحل به دريا (قدر) را در خليج فارس آزمايش مي‌نمايد، گرچه ايران مصرانه تاكيد دارد كه توسعه هسته‌اي تنها براي اهداف صلح آميز است، آمريكايي‌ها متقاعد نمي شوند. حقيقت ديگر آنكه ايران به طور فزاينده نقشي پررنگ و جسورانه در تقابل با عموم غرب و ايالات متحده به طور خاص دارد. همانگونه كه ايران اعتقاد دارد آمريكا را در عراق مغلوب كرده است به نظر مي‌رسد بازگشت آمريكايي‌ها از عراق به عنوان يك پيروزي نظامي (براي ايران) و تاييدي بر اين ادعا باشد. علاوه بر آن ايران به طور فزاينده برنامه‌هايي براي تاثيرگذاري برآمريكا و كشورهاي غربي را از طريق مسلمانان غربي دنبال مي‌كند و همچنين ايران برنده بهار عربي است كه به طور موفقيت‌آميزي ساختار دولتي خويش را به ملت‌هاي عربي صادر مي‌نمايد. نتيجه اين تحريم‌ها و محدوديت‌ها، افزايش تنش‌ها است و در پاسخ، ايران تهديد به بستن تنگه هرمز نموده است. معاون اول رييس‌جمهور، محمد‌رضا رحيمي گفته است: اگر تحريم‌هاي آنها بر صادرات نفت ايران تحميل شود حتي يك قطره نفت از تنگه هرمز عبور نخواهد كرد.





ايران چگونه مي‌تواند تنگه هرمز را مسدود نمايد؟

اين كار به سادگي قرار دادن سدي فولادي در امتداد يك آبراه است كه مي‌تواند به هر طريقي توسط مواد معدني، موشك، قايق‌هاي تندرو با گروه‌هاي انتحاري (شهادت طلب)، حمله از طريق زير دريايي‌ها (ايران داراي زيردريايي‌هاي كوچكي است كه قادرند در آب‌هاي كم‌عمق عمل نمايند) بسته شود؛ براي پيش‌بيني و احتمالا پيش دستي براي اين حركات جنگي ناو هواپيما بر آبراهام لينكلن با همراهي شش كشتي انگليسي و فرانسوي وارد آب‌هاي خليج فارس شد. اين يك بازي موش و گربه است ايران بايد حركتي انجام دهد و هواپيمابر يك صد هزار تني نبايد ساكت نظاره‌گر باشد سپس قيمت نفت بالا مي‌رود و همه متوجه مي‌شوند كه چرا صلح در خليج فارس براي جهاني كه با نفت هدايت مي‌گردد مهم است.

در يك تاريخچه كوتاه، احتياج به گارد حافظ امنيت در خليج فارس از اوايل سال 1980 ميلادي در زمان رياست جمهوري جيمي كارتر احساس گرديد. او گفت هرگونه كوششي از سوي نيروهاي خارجي براي در اختيار گرفتن خليج فارس، حمله به منافع حياتي ايالات متحده تلقي مي‌شود، وي افزود: چنين حملاتي بايد به هر طريقي كه لازم است دفع گردد كه شامل اقدامات نظامي نيز مي‌شود. اين دكترين كه به نام دكترين كارتر مشهور است با تشكيل فرماندهي مركزي ايالات متحده اجرا شده و براي جلوگيري از هرگونه خطري مي‌باشد. در سال‌هاي 88- 1987 وقتي كه نفتكش‌هاي كويت و عربستان سعودي تهديد شد، نفتكش‌ها توسط كشتي‌هاي جنگي ايالات متحده اسكورت گرديد و بعدها كارمشابهي در جريان جنگ عراق در خليج فارس انجام شد.

به عبارت ديگر، حركت نظامي بر ضد‌ايران سخت نيست، اما با در نظر گرفتن موقعيت ميداني در حال حاضر قدرت نمايي طرفين بايد ترك شود، در هر صورت كوچكترين تصادف غيرعمدي مي‌تواند موقعيت منطقه را تغيير دهد كه از عوامل آن به فشار نيز مي‌توان اشاره كرد.اگر مناقشه گسترش يابد ايران موشك‌هاي كروزي با برد 11500 كيلومتر در اختيار دارد كه ظرفيت رسيدن به تمام اروپا و آمريكاي شرقي شامل نيويورك را دارد. ايران مي‌تواند نفتكش‌ها را تصاحب كند و به كشتي‌هاي نيروهاي دريايي آمريكا كه نفتكش‌ها را پشتيباني مي‌كند حمله نمايد. كشتي‌هاي آمريكايي از سوي موشك‌هاي ساحل به دريا (قدر) كه در موقعيت‌هاي مختلفي توزيع شده و استقرار يافته است آسيب‌پذيرند كه از نظر استراتژي پراكندگي استقرار آنها بسيار شبيه به سايت‌هاي هسته‌اي كليدي در ايران است.



تاثيرات اقتصادي

بستن تنگه هرمز به معني متوقف كردن عبور هفده ميليون بشكه نفت از آن است در نتيجه بيست درصد از نفت دنيا دچار ركود مي‌شود كه بالاترين قيمت نفت را براي كشورهاي مصرف‌كننده (غربي) رقم مي‌زند. صندوق بين‌المللي پول اعلام كرده است اگر عرضه نفت به اين دليل دچار ركود شود قيمت هر بشكه نفت بين 20 تا 30 دلار افزايش مي‌يابد و اين صندوق همچنين اعلام كرده است كه قطع صادرات نفت مي‌تواند از طريق تشديد ميانگين قيمت‌ها باعث افزايش بهاي آن شود كه به عنوان نمونه مي‌توان به قطع صادرات نفت ليبي اشاره كرد كه سبب افزايش بهاي هر بشكه نفت تا 100 دلار شد. برخي از تحليلگران تخمين زده‌اند كه قيمت نفت سيصد درصد افزايش خواهد يافت (كه البته داراي اعتبار مشكوك است) اما در صورتي كه حتي نيمي از تخمين آنها را بپذيريم اقتصادهاي بحران زده كندتر مي‌توانند بهبود يابند و سبب بازگشت به دوران هراس مي‌باشد. (آخرين گزارش در خصوص اشتغال در آمريكا نشان داد كه علائم مثبتي از ايجاد 243 هزار شغل در ماه ژانويه (11 دي) مشاهده مي‌گردد و نرخ بيكاري 3/8 درصد است كه كمترين ميزان در دو سال اخير مي‌باشد.) حتي در غير اين صورت نيز واقعيت‌هاي ميداني نشان‌دهنده آن است كه هرگونه خبري از سوي ايران علامت فوق‌العاده فعالي به سرمايه‌گذاران مي‌فرستد.

بر اساس نظر آژانس بين‌المللي انرژي، نفت ايران 9 درصد مصرف هند و 6 درصد مصرف چين را تشكيل مي‌دهد. اين دو كشور با هم نزديك به 34 درصد نفت صادراتي ايران را خريداري مي‌كنند. از دو و نيم ميليون بشكه نفت صادراتي ايران تنها پانصد هزار بشكه نفت به اروپا صادر مي‌شود و مابقي آن به كشورهاي چين، هند، كره جنوبي و ژاپن صادر مي‌گردد. اگر آن گونه كه آمريكايي‌ها اميد دارند اين كشورها از نفت ايران چشم‌پوشي كنند تقاضا به آساني از عرضه پيشي مي‌گيرد. بر اساس محاسبات آمريكايي‌ها، عربستان سعودي مي‌تواند گام‌هايي در اين خصوص بردارد و با افزايش توليد هرگونه تقاضاي كوتاه‌مدت را خنثي كند. تاكنون تحقيقات نشان داده است كه عربستان سعودي در تخمين ذخاير خود مبالغه كرده است.

به علاوه بر اساس نظر سايت اينترنتي (oil-price.net) كه بر آن تاكيد مي‌ورزد عربستان سعودي يا حتي اوپك نفت كافي براي جايگزيني آن در اختيار ندارند. آيا متغير ديگري وجود دارد؟ عربستان سعودي مي‌تواند در حدود يك ميليون بشكه در هر روز از طريق خط لوله در امتداد جده تا درياي سرخ انتقال دهد و عراق و امارات نيز طرح‌هايي براي لوله‌گذاري جديد براي خنثي كردن اين محاصره دارند كه ممكن است زمان‌بر باشد. اگر آنها را نيز به حساب آوريم مي‌توانيم از دو ميليون بشكه نفت صحبت كنيم در جايي كه هفده ميليون بشكه جابه‌جا مي‌‌شود البته ساير كشورها مي‌توانند از ذخاير جانشين خود استفاده كنند كه به نظر مي‌رسد محتمل باشد. به نظر ما در صورت بروز چنين اتفاقي قيمت نفت 50 دلار در هر بشكه افزايش مي‌يابد و(محاسبات صورت گرفته از سوي آمريكايي‌ها اطمينان معقولي ندارد) ما بايد لرزش خاموش وابستگي‌مان به نفت را بپذيريم.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:44 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

Currently 0.00/5
1
2
3
4
5
0.0/5 (0 رای)


اخلاق ورزشي نمي‌تواند به كسب‌وكار وارد شود



فرض کنید سن شما آنقدر زیاد است که بخواهید کسی را از گذشته به خاطر بیاورید و حالا تصور کنید در مقابل جان کاپلتی نشسته‌اید؛ فکر می‌کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ناگهان حس خواهید کرد دوباره یک کودک شده‌اید؛ می‌توانید همه چیز را فراموش کنید. هر چیزی را که در زندگی‌تان اتفاق افتاده کاملا ناگهانی از یاد می‌برید.





دوباره به دهه 70 میلادی باز می‌گردید و تمام این 30 سال را یک‌جا از ذهن پاک می‌کنید. این اتفاقات به اختیار و تصمیم شما نیست. اولین مواجهه با جان کاپلتی همه چیز را زیر و رو می‌کند. می‌توانید در این لحظه مهم‌ترین احساس زندگی‌تان را تجربه کنید: احترام. این احساس همیشه و همه جا به انسان دست نمی‌دهد و اسرارآمیزترین حس درونی همه ما محسوب می‌شود.

جان می‌گوید: «به نظر می‌رسد اغلب مردم دوست دارند شما را به یاد بیاورند. دوست دارند زندگی شما و زندگی خودشان را بازگو کنند و تصاویر گذشته را زنده و ملموس حس کنند. آنها دوست دارند چیزهای دوست‌داشتنی و خاص را به یاد بیاورند خصوصا وقتی

16-15 سال‌شان بیشتر نبود. البته این نکته برای50 ساله‌ها هم صحت دارد.»

چرا مردم دوست دارند جان کاپلتی را به یاد بیاورند؟ چرا چنین تصوراتی درباره شخص او وجود دارد؟ چون جان کاپلتی و دوستانش در دانشکده فوتبال آمریکایی بازی می‌کردند، بدون حتی یک دست شکست بر تیم مشهور اورنج‌بول غلبه کردند، بر قوی‌ترین و ثروتمندترین تیم تاریخ فوتبال آمریکا یعنی هایزمن تروفی نیز پیروز شدند و در نهایت به لیگ ملی فوتبال آمریکا صعود کردند. آنها توانستند هشت فصل موفق را در این لیگ بازی کنند. اما صبر کنید! ماجرا به همین سادگی نیست! وقتی جان به جام قهرمانی هایزمن دست یافت، کنار معاون اول ريیس‌جمهور یعنی جرالد فورد ایستاده بود. سخنرانی او باعث شد که چشمان هزاران نفر از تماشاچیان و شنوندگان مملو از اشک شود. او همچنین از مبارزه‌های هرروزه‌ای صحبت کرد که باید برای سلامتی برادرش جوئی انجام می‌داد.

جوئی داشت به خاطرِ سرطان خون زندگی‌اش را از دست می‌داد. این سخنرانی به قدری تأثیربرانگیز بود که یک کتاب درباره زندگی این دو برادر نوشته شد و حتی یک برنامه تلویزیونی نیز درباره جان و زندگی سوزناک جو ساخته شد (مطلبي درباره جوئی، 1977).

جان می‌گوید: «شگفت‌آور است که پس از همه این سال‌ها نامه‌هایی از طرف کودکان به دستم می‌رسد. آنها می‌گویند که چاپ‌‌های جدید کتاب را برای چندمین بار خوانده‌اند. معلم آنها از بچه‌ها خواسته بود تا درباره کتاب نامه‌ای بنویسند.

همه بچه‌ها موافقت کردند و نامه‌های زیادی درباره جوئی، زندگی‌اش، مصیبتش و درباره من و زندگی‌ام نوشته شد. آنها نامه‌ها را جمع‌آوری کردند و دست آخر نزدیک به 30 نامه از بچه‌های دبستانی را برای من ارسال کردند.

زمان زیادی از وقایع دردناک جوئی و تأثیرات سهمگین‌اش بر من و خانواده‌ام گذشته است، اما روح او هنوز در سرتاسر آمریکا زنده است. برای من باورنکردنی بود که پس از این همه سال، کسانی باشند که هنوز به ماجراهای زندگی، فکر می‌کنند.»

نه، تصور نکنید که جان یک زندگی معمولی و پیش پا افتاده داشت. اشتباه است اگر فکر کنید او با جوئی و مرگ‌اش معروف شد، چراکه او صرفا زندگی‌اش را با همگان به اشتراک گذاشت و ماجراهای زندگی‌اش را برای همگان تعریف کرد. او قصد جلب توجه نداشت. جان کاپلتی در اوج افتخار ورزشی به سر می‌برد. البته، تمام توجهاتی که به او جلب شدند، همگی ناخواسته و ناگهانی محسوب می‌شوند. اما او پذیرای همه حرف‌ها بود. او هم تمسخرها و هم همدلی‌ها را پذيرفت. جان در تمام طول این سال‌ها با این مساله

دست و پنجه نرم کرده است. او تقریبا به همه کسانی که از نزدیک دیده، داستان جوئی را مفصل شرح داده است. او می‌گوید: «به بزرگ‌ترین سوء تفاهم موجود در زندگی فکر می‌کنم. مردم فکر می‌کنند کسانی که زندگی ورزشی و موفقی دارند نباید در زندگیِ واقعی و هرروزه‌شان با مشکل دچار شوند. آنها تصور می‌کردند زندگی ورزشی و زندگی روزانه ما همیشه شادمان و پرتحرک است. در حالی که من به خاطر مصیبت برادرم، واقعا فلج شده بودم. نمی‌توانستم هیچ کاری انجام بدهم. دستم به هیچ چیزی نمی‌رفت و مغزم توان تصمیم‌گیری نداشت. موفقیت در ورزش به معنای موفقیت در زندگی نیست. شکست در ورزش هم به معنای شکست در زندگی نیست. باید تفاوت بین زندگی حرفه‌ای و خود زندگی اصلی یک فرد را مد نظر قرار دهیم. ما هم سن‌مان زیاد می‌شود و همیشه نمی‌توانیم جوانی ورزشکار باشیم. ما هم خانواده و دوستانی غیرورزشی داریم. ما هم باید هر روز با زندگی و مصائب‌اش مبارزه کنیم. فکر می‌کنم این همه آن چیزی است که من باید بگویم.»

در واقع، حتی در جهان ورزش نیز توانایی‌های فردی ربطی به فرصت‌ها و مخاطرات زندگی ندارند. حتی بسیاری از اوقات سیاست‌ها و رویکردهای دفتری و مدیریتی نیز در ورزش اثرگذار است. جان خودش این را کاملا تجربه کرده است. اما او در تمام طول این سال‌ها تجربه‌های زیادی آموخته است.

جان کاپلتی زندگی پر فراز و نشیبی را از سر گذرانده است: ورزش، زمین بازی، زد و خورد، مخاطره سلامتی، سخنرانی عمومی، تاثیر ملی، کتاب و تلویزیون، مرگ برادر، کناره‌گیری از ورزش، سال‌هاي انزوا و همدلی بسیاری از مردم با او. این‌همه به او آموخته‌اند که باید نگرشی مثبت نسبت به زندگی داشته باشد.

او پس از مخاطرات ورزشی به کسب و کار روی آورد و دست به فعالیت‌های تجاری در عرصه ورزش زد. اما از همه سال‌های سخت زندگی‌اش یاد گرفت که باید سخت مبارزه کند و در برابر مشکلات کمر خم نکند. اما اگر او را از نزدیک ببینید و بخواهید درباره گذشته‌ها با او صحبت کنید، سریعا بحث را عوض می‌کند. او ابدا در گذشته زندگی نمی‌کند و دارد زندگی‌اش را برای آینده می‌سازد. به قول خودش، او دارد با چالش‌های امروزش دست و پنجه نرم می‌کند.

«بزرگ‌ترین اشتباه جان کاپلتی به زبان خودش»

در سال 2005 با یکی از دوستانم دست به شراکت زدیم. با همدیگر به کسب و کار وارد شده بودیم. ساختمانی را برای امورات‌مان خریداری کردیم و نزدیک به سه سال با همدیگر دست به فعالیت زدیم. ناگهان او درگذشت. او پسری داشت که همراه با ما در کسب و کار حضور داشت. در نتیجه، من چندین سال پیاپی با پسر او کار کردم. من در این شرکت شریک کوچکتر به حساب می‌آمدم و نزدیک به 30 درصد از سهام شرکت متعلق به من بود. حتی از ساختمان اصلی شرکت نیز سهم اندکی داشتم.

چون من، دوستم و پسر دوستم به صورت جمعی این ساختمان را خریداری کرده بودیم. می‌دانستم که موقعیت من در این شرکت چندان دست بالا نیست. اما ابدا فکر نمی‌کردم که این موضوع مساله مهمی باشد. چون موقعیت ما بسیار دوستانه بود. پس از نه سال فعالیت مشترک، پسرِ دوستم تصمیم به استراحت و مرخصی گرفت. فکر می‌کردم پس از دوران تعطیلات وی به کار ادامه خواهیم داد، چراکه این حرفه متعلق به پدرش بود. فکر می‌کردم واقعا قرار است دوباره به کار ادامه دهیم و او نیز برنامه‌های جدیدی در سر دارد. پس من هم ایده‌های مثبت و درخشانی در سر داشتم. اما او صبح روز دوشنبه از تعطیلات بازگشت. من را به دفتر کار احضار کرد و گفت: «اخراج!». و من هیچ چیزی نداشتم بگویم مگر اینکه: «بله؟! ببخشید؟ دارید شوخی می‌کنید؟!» او فکر کرد موقعیت و منصب انجام چنین کاری را دارد. او از ماه‌ها قبل با سایر همکاران و شرکا نیز حرف‌هایش را زده بود. همه موافق بودند. پس من هم از کار بیرون زدم. اما سعی کردم ماجرا را به خوبی خاتمه دهم.

او را مجبور کردم که مسائل مالی مربوط به ساختمان، کسب و کار، قراردادها، سهام و دفتر را از نو بازبینی کند. پس از بازبینی موفق شدم جوری از کار بیرون بیایم که همچون یک کارمند معمولی نبود. من کلی از این شرکت سهم داشتم. البته، من و پدر او صحبت‌ها و قرارهایی با هم داشتیم که به جز ما هیچ کسی خبر نداشت. پسر او از این ماجراها بی‌اطلاع بود و در نهایت قضیه بسيار به نفع من تمام شد. خیلی خوب از کار بیرون آمدم اما پس از نه سال، شنیدن جمله «اخراج!» چندان خوشایند نبود.

به هر حال، این اشتباهات درس‌های زیادی نیز برای من داشتند. آموختم که باید با ملاحظه بیشتری به کسب و کار وارد شوم. چراکه فضای ورزش و فضای کار تفاوت زیادی دارند. درس دومی که گرفتم از درس اول نیز مهمتر و حیاتی‌تر است: حتی اگر 49درصد از کل سهام یک شرکت را به خود اختصاص دهید، هیچ جای امنی ندارید. 50 درصد و 49 درصد بیش از یک درصد با همدیگر اختلاف دارند. با 50 درصد هرگز کسی نمی‌تواند به شما زور بگوید، اما با 49 درصد به راحتی اخراج می‌شوید. پس اگر نتوانم حداقل نیمی از سهام یک شرکت را به خودم اختصاص دهم، دیگر پایم را به آن شرکت نمی‌گذارم. سهامِ کمتر از 50 درصد (حتی یک درصد کمتر!) به معنای سرمایه‌گذاری در آن شرکت است و هرگز به معنای مدیریت نیست.





«درباره جان کاپلتی»



جان کاپلتی در دانشکده پن درس خوانده است. او به خوبی در پست خط‌شکن دفاعی فوتبال آمریکایی بازی می‌کند. در سال 1972 به اولین موفقیت‌هایش دست می‌یابد. در سال 1973 همراه با تیم با نیتانی لیونز، با نتیجه 12 بر صفر بر تیم قدرتمند هایزمن تروفی غلبه می‌کند و پنجمین بازیکن برتر آمریکا بدل می‌شود. او در سال 1973 سخنرانی خاطره‌برانگیز و معروف خود را ایراد می‌کند و یاد برادرش جوئی را گرامی می‌دارد. جوئی برادر جان بود که به خاطر سرطان خون درگذشت.

جان کاپلتی در سال 1974 به تیم لس‌آنجلس رامز منتقل می‌شود. او پنج فصل را با این تیم در لیگ برتر آمریکا سپری می‌کند. در سال 1979 لیگ فوتبال را به خاطر شکستگی زانو از دست می‌دهد. نام او در سال 1993 به تالار افتخارات فوتبال آمریکا وارد می‌شود و در بسیاری از مسابقات مطرح فوتبال آمریکایی به عنوان ناظر بازی مشارکت فعال دارد. جان کاپلتی پس از مدتی به کسب و کار روی می‌آورد. او در شهر لاگونا نیگوئل از ایالت کالیفرنیا یک شرکت خرید و فروش ماشین‌های کلاسیک و قدیمی به راه می‌اندازد.







مترجم: سیمین راد

منبع: کتاب «برترین رهبران کسب و کار در جهان» 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:43 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

فابر- كاستل بزرگ‌ترين و قديمي‌ترين كارخانه توليدكننده لوازم التحرير در جهان است كه 250 سال قدمت دارد و بيش از 2 ميليارد مداد در سال توليد مي‌كند.



تخصص اصلي آن در توليد مداد گرافيتي و مدادرنگي است. اين شركت در سال 1761 تاسيس شد و از آن زمان تاكنون، اداره آن نسل به نسل ادامه يافته و اكنون نسل هشتم شركت مديريت آن را برعهده دارد، خلاصه‌اي از مشخصه‌هاي اين شركت در ادامه مطلب بيان مي‌شود. اين شركت ثابت كرده است كه كسب‌وكار خانوادگي مي‌تواند موفق باشد.



شالوده برند فابر- كاستل

شالوده برند، ارزش‌هاي اصلي فابر- كاستل را تعريف مي‌كند. آنها اساس چيزي كه ما مي‌خواهيم انجام دهيم و چگونگي انجام دادن آن را در شركت و برخورد ما با مشتريان، شركاي كسب و كار، جامعه و محيط شكل مي‌دهند. با محافظت كردن از ارزش‌هاي اصلي برند، فابر- كاستل در سراسر دنيا يكتا مي‌ماند.

شالوده برند فابر- كاستل اساس مديريت برند را شكل مي‌دهد. آنها براي ايجاد ساختار روشن و رهنمود و پيوستن و تركيب همه ناحيه‌هاي شركت كمك مي‌كنند و رشد ماندگار شركت را تضمين مي‌كنند. شالوده فابر- كاستل در چهار ارزش اصلي بيان مي‌شود كه عبارتند از:

1- شايستگي و اصالت: ما از شايستگي‌مان براساس ريشه‌هايمان، سابقه‌مان، تجربه‌ و يادگيري هميشگي براي شكل دادن آينده با روحيه‌ كارآفريني استفاده مي‌كنيم. اين دانش‌ ماندگاري، رهبري استوار، درجه بالاي اعتبار و ارتباطات جهاني قوي و شبكه‌هاي توزيع را تضمين مي‌كند.

2- كيفيت برجسته و ممتاز: ما تصميم گرفته‌ايم كه در همه محصولات و خدمات بهترين باشيم. ما به نيازهاي بازارهاي منطقه‌اي احترام مي‌گذاريم و هميشه نيازهاي جهاني را نيز در نظر مي‌گيريم. ما دانسته‌ايم كه كيفيت، متفاوت بودن ارزش افزوده، عملكرد برجسته و طراحي بي‌انتها را تامين مي‌كند.

3- نوآوري و خلاقيت: ما خلاقيت و نوآوري را به عنوان پيشگام بودن و فراهم كردن بهبود مستمر براي ارائه راه‌حل‌هايي تعريف مي‌كنيم كه سودشان به مشتريان نهايي مي‌رسد و امكان نوآوري را از طريق فضاي كاري باز، اختصاص اموال خصوصي جهت مصارف عمومي و تعهد گروه‌هاي كاري از رشته‌هاي مختلف ايجاد مي‌كنيم.

4- مسووليت محيطي و اجتماعي: ما تعهد و وظيفه هميشگي به افراد و محيط را احساس مي‌كنيم. ما به مسووليت اجتماعي‌مان در شركت، شركاي كسب‌وكار و جامعه عمل مي‌كنيم. ما تحقيقات مستمر براي فرآيندهاي دوستانه‌محيطي و محافظت از گياهان را انجام مي‌دهيم.



استراتژي‌هاي موثر در موفقيت فابر-كاستل

* تقسيم دامنه محصولات به 5 دسته متمركز بازي و يادگيري، هنر و گرافيك، نوشت‌افزار ويژه، نوشت‌افزار متداول، علامت‌زن‌ها.

* بهره‌برداري كردن از اعتبار و شهرت محصول

* استراتژي جهاني‌سازي: فرآيند جهاني‌سازي به صورت آهسته و پيوسته از جمله اهداف شركت است.

* تمركز روي بازارهاي آسيايي: نيازهاي كشورهاي پيشرفته و كشورهاي در حال گسترش مانند هم نيستند. كشورهاي در حال گسترش هنوز به وسايل ساده‌اي مانند مداد و پاك‌كن بيشتر نياز دارند. با ملاحظه رشد جمعيت در آسيا به نظر مي‌رسد كه نياز به اين وسايل روزبه‌روز در حال افزايش خواهد بود و فروش در آسيا افزايش مي‌يابد.

* حمايت هميشگي از تصوير استانداردشده بازار

* بهبود مستمر در دامنه محصولات به منظور بالا بردن كيفيت و ارزش افزوده محصولات

* سرمايه‌گذاري گسترده براي بهبود اوضاع مالي و فرآيند زنجيره تامين

* مسووليت محيطي و اجتماعي

* مديريت استراتژيك برند



از فابر كاستل بياموزيم:

در اين قسمت راهكارهايي را براي بهتر شدن وضعيت شركت‌هاي فعال ايراني در اين زمينه به مديران آنان پيشنهاد مي‌كنيم. هر شركت ايراني مي‌تواند موارد زير را اجرا

كند:

* برند خود را به طور صحيح و شايسته مديريت كند تا از اين طريق ارزش برند و وفاداري برند ميسر شود.

* در توليد محصولات خلاقيت و نوآوري داشته باشد و محصولات جديد و متمايز عرضه كند.

* تبليغات خود را افزايش دهد و با ارائه كاتالوگ به معرفي محصولات خود بپردازد.

* تنوع محصولات خود را افزايش دهد.

* وب‌سايت مفيدتري ايجاد كند و اطلاعات مورد نياز مصرف‌كنندگان را بيان كند و مديريت ارتباط با مشتريان خود را بهبود بخشد.

* به جاي چوب، از روزنامه‌ها و كاغذهاي باطله استفاده كند.

* نمايندگي‌هاي خود را در كشور افزايش دهد.

* ظرفيت محصول خود را افزايش دهد تا بتواند محصولات خود را براي كشورهاي همسايه نيز صادر كند.

* گروهي از محققان در رشته‌هاي مختلف تشكيل دهد و با استفاده از علم آنان، فناوري‌هاي شركت را به روز كند.

* تحقيقات مداوم و گسترده بازاريابي انجام دهد كه اين امر موجب افزايش فروش و وفاداري مشتريان خواهد شد.

* از برندهاي موفق الگوبرداري كند.

* دوره‌هاي آموزشي متناسب با نيازهاي شركت برگزار كند. در شركت فابر-كاستل با اينكه نسل به نسل اداره شركت از پدر به فرزند منتقل مي‌شد، با اين حال آنان دوره‌هاي آموزشي لازم براي اين كار را مي‌گذراندند.

* نيروي انساني مورد نياز را با برگزاري آزمون‌هاي استخدامي و انتخاب آنان براساس شايستگي و مهارت لازم جذب

كند.

* بين كارگران و مديرعامل شركت به منظور تشخيص مشكلات و نيازهاي آنان و ارائه راه‌حل مناسب براي برطرف كردن اين مشكلات جلسات دوره‌اي برگزار كند.

* با مصرف كمتر انرژي و توليد ضايعات كمتر نسبت به جامعه و محيط خود مسووليت‌پذير باشد.

* مسابقات هنري برگزار كند و از محصولات شركت به عنوان جايزه استفاده كند و آثار برگزيده را در مجلات مشهور هنري منتشر كند.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:42 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

قدما نفت را می شناختند. سعدی در باب هفتم گلستان از هندویی یاد می کند که “نفت اندازی همی آموخت. حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است”. در سفر پیدایش از کتاب تورات آنجا که به پیغمبر می گوید برای خود کشتی بسازد، خطاب این است که “در کشتی حجره ها بنا کن و درون و بیرون کشتی را با قیر بیندای”.

در سفر خروج آمده است: “و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به کنار نهر گذاشت”.

کاوش های باستان شناسان در عراق نشان داده است که از چهار هزار سال پیش از میلاد ملاط قیر در عمارات و ابنیه به کار می رفته است.

کاوش های باستان شناسان نشان می دهد که از زمان سومریان، پنج تا شش هزار سال پیش، در شوش قیر مورد استفاده قرار می گرفته و به جای ملاط بین سنگها و آجرها در ساختمان ها کار می شده است. همچنین تکه های جواهرات را با قیر به هم می چسباندند و دسته های چاقو و امثال آن را با قیر محکم می کردند و کشتی ها و ظروف سفالین را با قیر می اندودند تا آب به آنها سرایت نکند.

به گزارش هرودوت، مورخ یونانی، سنگ فرش کف باغ های معلق بخت النصر با قیر بندکشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه های آب و سدهای خود را با قیر بندکشی می کردند تا آب در آنها نفوذ نکند. همچنین بنا به گفته مورخین در بابل جاده ها را آجر فرش می کردند و با قیر بندکشی می کردند تا تحمل ارابه های سنگین را داشته باشد.

هرودوت در تاریخ معروفش راجع به نفت ایران می نویسد: “در ۲۲ کیلومتری شوش چاه هایی وجود دارد که با چرخ و خیک از آن نفت و قیر و نمک بیرون می آورند و در مخزن می ریزند و پس از چندی قیر و نمک ته نشین شده، نفت به شکل مایع باقی می ماند.”

در جای دیگر ضمن داستان محاصره شهر آتن از طرف ایرانیان می نویسد: ایرانیان از روی تپه ها، قیرهای فروزان به سنگرهای یونانیان پرتاب می کردند و معلوم است که تیرها آلوده به نفت بوده وگرنه هنگام پرتاب سریع خاموش می شده است.

پلوتارک در شرح حال اسکندر می نویسد هنگامی که اسکندر از کشور بابل می گذشت در یکی از شهرهای اکباتان مردم برای خوش آمد اسکندر نفت را روی جاده ها می ریختند و آتش می زدند تا شعله های فروزان آن موجب مسرت اسکندر گردد. احتمالا اشاره پلوتارک به ناحیه کرکوک است که به اشتباه از آن به نام اکباتان یاد می کند.

ایرانیان که آتش را مقدس می داشتند، گاز نفت را که در پاره ای جاها از زمین بیرون می زد، مشتعل می کردند و “آتش جاودان” می ساختند. آتشکده ها در کنار همین آتش های جاودان بنا می شد. در اران (باکو) و دامغان و بلخ و مسجد سلیمان این گونه آتشکده ها وجود داشته است.

مارسلینوس مورخ رومی که همراه امپراتور روم به جنگ شاپور دوم آمده می نویسد: “ایرانیان برگ های گیاه مخصوص را در روغن خیس می کردند و سپس مایع دیگری به نام نفت بر آن می افزودند. آنگاه تیرهای جنگی خود را در آن گذارده آتش می زدند و به طرف دشمن پرتاب می کردند و دقت می کردند کمان را آهسته رها کنند تا تیر به سرعت پرتاب نگردد و آتش خاموش نشود.”

دویست سال پس از آن ایرانیان در دفاع از قلعه ای واقع در قفقاز با سلاح های نفتی، رومیان مهاجم را از مرزهای خود دور کردند. یک مورخ بیزانسی می نویسد ساخلوی ایران کوزه های بسیاری را که از گوگرد و قیر انباشته شده بود آتش زدند و به طرف رومیان پرتاب کردند و توانستند بدان وسیله حریقی راه بیندازند که تقریبا همه چیز را سوزاند.

یونانی ها در قرن هفتم میلادی نفت را در میدان های جنگ به کار می بردند و در زمان هراکلیوس، امپراتور بیزانس، سلاحی اختراع کردند که نفت در آن مشتعل می گشت. اعراب (مسلمانان) دو بار قسطنطیه را محاصره کردند و هر دو بار حمله آنان به وسیله آتش اندازهای نفتی دفع شد. در سال ۹۴۱ میلادی هنگامی که ناوگان روسی مرکب از هزار کشتی، قسطنطیه را در محاصره گرفت، رومی ها نفت روی آب دریا ریخته آتش زدند و کشتی های روسی را سوزاندند و آنها را مغلوب کردند.

فردوسی در شاهنامه بارها کلمه نفت را به کار برده و از جمله در داستان اسکندر از نفت سیاه نام می برد و می سراید:

به گردون همی راندند پیش شاه

درونش بیاکنده نفت سیاه

در روایات خلفای عباسی آمده است که المعتمد خلیفه عباسی در سال ۲۷۲ هجری مالیات چشمه های نفت و معدن های نمک بادکوبه را به اهالی دربند قفقاز بخشید.

مسعودی که در سال ۳۰۰ هجری به بادکوبه رفته در مروج الذهب می نویسد: “در آنجا چشمه های نفت سفید بود و زیر دودکش ها ’آتش جاودان’ می سوخت و هیچ گاه خاموش نمی شد.”

یاقوت در معجم البلدان نقل می کند که در شیز آذربایجان که اکنون به تخت سلیمان معروف است آتشکده ای بود که از هفتصد سال پیش در آنجا آتش جاودان فروزان بوده است. یاقوت تعجب می کند که پس از هفتصد سال فروزان بودن آتش، کمترین خاکستری بر جای نمانده است. هم او روایاتی می آورد که نشان می دهد نفت در باکو خرید و فروش می شده و مورد معامله قرار می گرفته است: “بادکوبه در ایالت شیروان نزدیک دربند است. در این شهر چشمه بزرگی از نفت است که روزی هزار درهم نفت می دهد. کنار آن چشمه دیگری از نفت سفید است که مانند روغن زنبق می باشد و شب و روز جاری است و عایدی این چشمه هم مانند چشمه اولی می باشد. بازرگان موثقی به من گفت که در آنجا از یک قطعه زمین شعله آتش جاودان بر می خیزد و هیچ گاه خاموش نمی شود”.

مارکوپولو که از راه تبریز وارد ایران شده در سفرنامه اش می نویسد: “در سرحد ارمنستان و گرجستان چشمه نفتی موجود است که مقادیر زیادی نفت از آن به دست می آید و در یک وقت صد کشتی می تواند از آن بارگیری کند. این روغن برای خوراک مناسب نیست ولی برای روشنایی مصرف می شود و شترهایی که مبتلا به امراض جلدی هستند با نفت معالجه می شوند.”

حمدالله مستوفی، جغرافی دان مشهور قرن هفتم، در نزهت القلوب قیر را موم آبی می خواند و گزارش می دهد که بزرگترین معدن نفت ایران در بادکوبه قرار دارد. وی از معادن نفت بسیاری نام می برد که از حوالی آذربایجان تا حوالی بخارا و فرغانه وجود داشته اند.

معلوم نیست کلمه نفت در زبان فارسی از چه زبانی گرفته شده است. برخی ایران شناسان کلمه نفت را از کلمه “ناب” فارسی دانسته اند و گفته اند در زبان اوستایی “نپتا” بوده و کلدانی ها و یهودی ها و عرب ها آن را گرفته و نفتا گفته اند. مسیو دورم فرانسوی که در زمان اکتشاف نفت در ایران رئیس مدرسه عالی علوم عالی پاریس بوده، مدعی شده است که اکدیها کلمه نفت را از فعل “نپتو” به معنی افروختن گرفته اند و بعدها این کلمه در زبان های آسوری و بابلی به کار رفته است. در اوستا نفت به معنی روغن معدنی آمده و در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استفاده می شده است.

www.daneshnamah.comمنبع: 




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 3:03 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

آدام اسمیت، بنیان گذار اقتصاد بازار، تجارت آزاد را موتور رشد اقتصادی می دانست ومعتقد بود که تنها آن دسته ازملل، رشد اقتصادی خواهند داشت که شرایط تجارت آزاد را بپذیرند.

وی ذکر می کند که برای توسعه اقتصادی بایستی درهای کشور برروی کالاها وخدمات تولیدی دیگران باز باشد.

با نگرشی برچگونگی تحول تیوریهای تجارت بین الملل، جایگاه سیاست های حمایتی درمجموعه سیاستهای تجارتی کشورها بهتر مشخص می گردد. درقرن هجدهم تجارت بین الملل را می توان تحت تاثیر مرکانتالیست ها دانست، آنها اعتقاد داشتند که برای افزایش ثروت دولت ها می باید سعی کنند تا واردات راکاهش وصادرات را افزایش دهند وبه نوعی سرمایه داری تجاری را تبلیغ می کردند.

آنها بدست آوردن هرچه بیشتر مسکوکات بهادار را عامل ثروت یک کشور می دانستند.دولت با ایجاد انحصار در واردات به نفع گروهی ازتاجران وصنعت گران داخلی، سبب می شد تا سود سرشاری نصیب آنان گردد و به منظور صادرات بیشتر تسهیلاتی برای ورود مواد اولیه قایل می گشت. دراین برهه از زمان به نوعی سیاست های حمایتی وجودداشت.

دراواخر قرن هجدهم با تحولات سریع صنعتی درغرب، آدام اسمیت، بنیان گذار اقتصاد بازار با انتشار کتاب ثروت ملل انتقاد شدیدی به افکار مرکانتالیست ها وارد نمود.

اوتجارت آزاد را موتور رشد اقتصادی دانست ومعتقد بود که تنها آن دسته ازملل، رشد اقتصادی خواهند داشت که شرایط تجارت آزاد را بپذیرند. اسمیت دلیل تجارت را مزیت مطلق هر کشوردانسته، اما درمورد نحوه مبادله، بحث زیادی را بعمل نیاورده است وتنها ذکر می کند که برای توسعه اقتصادی بایستی درهای کشور برروی کالاها وخدمات تولیدی دیگران باز باشد تا بدین وسیله با کالاهای جدید آشنا شده ودر صورت تولید، کیفیت تولید داخلی افزایش یابد وازسوی دیگر نفع اقتصادی خودرا با دراختیار گرفتن بهترین کالا (ازنظر کیفیت وقیمت) به حداکثربرساند.

پس از اسمیت، اقتصاددان دیگر کلاسیک، دیوید ریکاردو با طرح نظریه مزیت نسبی سعی نمود تا تنگناهای نظری مزیت مطلق را پاسخ گوید.

گرچه ریکاردو فرضیات واقعی تری را درمورد علل تجارت بین کشورها مطرح می ساخت اما درمورد نقش دولت درسیاستگذاری تجاری، اعتقاد داشت که دولت نمی باید درجریان اقتصاد دخالتی داشته باشد و این رقابت آزاد است که اقتصاد را خود به خود درشرایط تعادل قرار می دهد.

امروزه محدودیت های تجاری، یکی از شیوه های رایج سیاستگذاری تجاری کشورها می باشد.

از عمده ترین دلایل حمایت می توان به بهبودی نرخ مبادله، حمایت از صنایع نوزاد، ایجاد اشتغال، و بهبودی موازنه بیلانس تجارت … اشاره نمود.

سیاستهای حمایتی به طورکلی به دو دسته سیاست های تعرفه ای وسیاست های غیر تعرفه ای تقسیم می گردند.

امروزه درتجارت بین المللی ثابت گردیده است که تعرفه تحت شرایطی به کشور وضع کننده نفع می رساند و اقتصاددانان سعی می کنند نرخ تعرفه را محاسبه کنند، زیرا معتقدند وضع تعرفه به طور همزمان بهبودی رابطه مبادله را به دنبال دارد، گرچه سبب محدودیت تجارت ازطریق کاهش حجم واردات وصادرات می گردد.

 




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 3:02 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Vatanam Iran :.

تعداد کل صفحات : 73 :: 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 >

درباره وبلاگ

اینجانب این وبلاگ رو برای خوش آمد گویی به سال جدید زدم و میخوام در مسابقه شرکت کنم امید وارم موفق شم. لطفا نظر بدید و من رو در آباد سازی این وبلاگ همراهی کنید. برای تبادل لینک هم همچنان منتظر شما عزیزان هستم با تشکر
نويسندگان
لينکستان
امار سايت
كل بازديدها : 448698 نفر
كل مطالب : 1143 عدد
تعداد کل نظرات: 45 عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 15 خرداد 1392 
امکانات وب

سخنان رهبري
نظرسنجي