کلامی از شهيد سيد مرتضي آويني


 باید در معنای پیشرفت تجدید نظر كرد و دریافت كه «پیش» كجاست و «پس» كجا. آیا غایت تكاملی بشر در تاریخ، ماشینی شدن ابزار تولید است یا نه، آنچنان كه در معارف اسلامی آمده است باید صیرورت تكاملی انسان را بر اساس این اصل مقدس انا لله و انا الیه راجعون تحلیل كرد؟

شهيد سيد مرتضي آويني

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:22 AM ] [ ]

خاطره ی از آزاده سردار شهید حسین نوروزی

 

در عملیات بدر، برادر مجروحی را دیدم كه تیر به چشم چپ او اصابت كرده بود؛ به طوری كه مردمك و كاسه چشم او روی چانه‌اش آویزان شده بود. از ناحیه دست و سر هم مجروح بود. از بس فشاری كه بر اثر جراحت به این برادر وارد می‌شد، زیاد بود، نه قدرت تكلم داشت و نه می‌توانست حداقل با اشاره منظور خود را به كسی تفهیم كند. چون وسیله‌ای برای بردن ایشان در منطقه عملیاتی بدر نبود و وسایل پزشكی لازم هم وجود نداشت، چند ساعت در همان جا ماند و درد و رنج را تحمل كرد. در عین حال، هنگا م نماز ظهر خود را جمع و جور كرد و دو زانو نشست و نماز خواند
 
منبع : راوی: سردار شهید حسین نوروزی؛ ر. ك: می‌خواهم حنظله شوم، ص 244

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:21 AM ] [ ]

کلامی از شهید مدافع حرم علیرضا قلی پور


 به همه دوستان توصیه می نمایم که راه شهدا را سرلوحه کار و حرکت خود قرار دهند، چرا که راه آنان راه خدا، ائمه و امام (ره )است، به نهاد مقدس سپاه ایمان قلبی دارم و همیشه به آن افتخار می کردم چون پیرو ولایت است.

شهید مدافع حرم علیرضا قلی پور

شادی روح شهدا صلوات

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:20 AM ] [ ]

خاطره ی از شهيد آويني


تازه جنگ به پایان رسیده بود حاجی برای مراسم حج به مكه رفت.وقتی بازگشت از اوضاع سفر پرسیدم.
با خوشحالی گفت:« با گروه جانبازان رفته بودم، چنان درسی از آنها گرفتم كه ای كاش قبلاً با اینها آشنا شده بودم بارها و بارها گریستم، به خاطر تحول و حماسه‌ای كه در اینها می‌دیدم. به یكی از جانبازانی كه نابینا بود گفتم:«دوست نداشتی یك بار دیگر دنیا را ببینی؟ حداقل انتظار داشتم بگوید:«چرا یك‌بار دیگر می‌خواستم دنیا را ببینم. اما او پاسخ داد:«نه» پرسیدم:«چطور؟» گفت:«در مورد چیزی كه به خدا دادم و معامله كردم نمی‌خواهم فكر بكنم. بدنم می لرزید، فهمیدم كه عجب آدم‌هایی در این دنیا زندگی می‌كنند ما كجا، اینها کجا»


  شهيد آويني

منبع : برگرفته از كتاب همسفر خورشید

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:20 AM ] [ ]

کلامی از شهيد بهشتي


 همین که زن برای خدا و از روی آگاهی بتواند بخش عظیمی از جامعه را در میدان خانه و خانواده، خوب اداره کند، این جهاد است.


شهيد بهشتي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:19 AM ] [ ]

خاطره ی از حجت الاسلام سيد علي اكبر ابو ترابي

 

یک روز برایمان از سیگار گفت و از ضررهایش. بعد، از همه سیگاری‌ها خواست همت کنند سیگار را ترک کنند. حرف‌های حاجی به گوش یکی از سیگاری‌ها رسید. خیلی وقت بود سیگار می‌کشید. گفت «من سیگار رو ترک نمی‌کنم. همین الانم می‌روم تو روش وا میستم و همین را بهش می‌گم». بلند شد و رفت پیش حاج‌آقا. حاجی را دید، تا خواست حرف بزند، حاجی دستش را گرفت توی دستش، حالش را پرسید و گفت «با من کاری داری؟». با لکنت زبان گفت «نه حاج‌آقا، اومدم بگم من اولین نفری هستم که دیگه سیگار نمی‌کشم!»

  حجت الاسلام سيد علي اكبر ابو ترابي

منبع : منبع خاطرات: کتاب حجت الاسلام

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:19 AM ] [ ]

خاطره ی از حجت الاسلام سيد علي اكبر ابو ترابي

 

یک روز برایمان از سیگار گفت و از ضررهایش. بعد، از همه سیگاری‌ها خواست همت کنند سیگار را ترک کنند. حرف‌های حاجی به گوش یکی از سیگاری‌ها رسید. خیلی وقت بود سیگار می‌کشید. گفت «من سیگار رو ترک نمی‌کنم. همین الانم می‌روم تو روش وا میستم و همین را بهش می‌گم». بلند شد و رفت پیش حاج‌آقا. حاجی را دید، تا خواست حرف بزند، حاجی دستش را گرفت توی دستش، حالش را پرسید و گفت «با من کاری داری؟». با لکنت زبان گفت «نه حاج‌آقا، اومدم بگم من اولین نفری هستم که دیگه سیگار نمی‌کشم!»

  حجت الاسلام سيد علي اكبر ابو ترابي

منبع : منبع خاطرات: کتاب حجت الاسلام

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:17 AM ] [ ]

کلامی از شهيد احمد رضا صابر


 با تكيه به قدرت الهى و تزكيه‌ی نفس خويش، مملكت اسلاميمان را در زمينه‏ى تخصص‏هاى مورد نياز دينى و صنعتى و اقتصادى بى نياز كنيد.

 شهيد احمد رضا صابر

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:16 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید محمدحسن فایده




همسرش میگه: یه روز اومدم خونه، چشماش سرخ شده بود. نگاه کردم دیدم کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب توی دستاش گرفته بهش گفتم: گریه کردی؟ یه نگاهی به من کرد و گفت: راستی اگه خدا اینطوری که توی این کتاب نوشته با ما معامله کنه عاقبت ما چی میشه؟ مدتی بعد برای گروه خودشون یه صندوق درست کرده بود و به دوستاش گفته بود: هر کی غیبت کنه باید پنجاه تومن بندازه توی صندوق. باید جریمه بدیم تا گناه تکرار نشه. 

شهید محمدحسن فایده

منبع : کتاب کوله پشتی به نقل از افلاکیان

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  ] [ 12:15 AM ] [ ]