خاطره ی ازشهید سیف الله قاسمی

شهید سیف الله قاسمی همانند دیگر رزمندگان و همه مسلمانان علاقه خاصی به مرقد مطهر امام رضا علیه السلام داشت. او با اینکه خیلی مشتاق زیارت بود به لحاظ شرایط جنگ و ضرورت حضور فعال در جبهه نتوانست در طول مدت جبهه به زیارت مشرف شود. ولی از آنجا که علاقه مندی دو طرفه بود، امام رضا علیه السلام او را طلبیده بود، چون جسد او اشتباها به مشهد برده در حرم نیز طواف داده بودند و بعد به اصفهان منتقل کردند. 
شهید سیف الله قاسمی
منبع : کتاب حکایت سرخ، انتشارات حدیث نینوا
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:20 PM ] [ ]

کلامی از شهید احمد آخوندی


 در مقابل مصائب و مشکلات تحمل داشته باشيد. بايد براي استقرار حکومت الله رنج‌هاي فراوان کشيد، زيرا که در کنار هر سختي آساني است. و اما هدف نهايي رسيدن به معبود است، و شهادت نزديکترين راه است. بايد به هوش باشيد که از کاروان به حق انقلاب اسلامي فاصله نگيريد
شهید احمد آخوندی

شادی روح شهدا صلوات

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:19 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید سید مجتبی هاشمی

در گروه فدائیان اسلام، به فرماندهی شهید هاشمی افراد مختلف از مذاهب و اقلیتهای دینی مثل مسیحی و زرتشتی بودند. شهید هاشمی می گفت: اول جنگ است، نیرو نداریم، هر کس احساس وظیفه کرده و می خواهد بجنگد، قدمش روی چشم. اما بایستی با رفتار و اعمالمان، اونها رو به سمت اسلام بکشانیم، این هنره! 

شهید سید مجتبی هاشمی
منبع : کتاب هاشمی
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:15 PM ] [ ]

کلامی از شهید حسین خرازی



همواره سعی‌مان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند.
 شهید حسین خرازی

شادی روح شهدا صلوات

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:14 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید ابراهیم همت


قصه‌ي همت،‌ بعضي صفحاتش،‌ مثل قصه‌ي خيلي‌هاي ديگر است و بعضي‌هاش فقط مال خود او است. او هم قصه‌ي به دنيا آمدنش هرچه بود،‌ مثل همه‌ي ما‌ وقتي آمد گريست. بچگي كرد. تا بزرگ شود، تسبيح تربت‌ها خورد. مدرسه رفت. حتي گاهي از معلمش كتك خورد و گاهي به دوستانش پس‌گردني زد. بعضي تابستان‌ها كار كرد. دوست داشت داروسازي بخواند،‌ ولي در كنكور قبول نشد. بعد دانش‌سرا رفت و معلمي كرد. او هم قهر و عشق،‌ هر دو،‌ را داشت. خنديد و خنداند. زندگي كرد. هم‌راه شد. رفت و گرياند. تنها چيزي كه او را در اين دو‎ْر ماندني كرد،‌ راهي بود كه به دل‌ها باز كرد و عشقي كه آفريد. قصه‌اش،‌ قصه‌ي دوستي است كه هم‌راه شد،‌ همسري است كه عشق ورزيد، پدري است كه دل كَند. قصه‌ي زندگي او گاه صفحه‌هايي دارد كه به افسانه مي‌ماند، اگر به آسمان راهي نداشته باشي.
 

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | مريم برادران

شهید ابراهیم همت

شادی روح شهدا صلوات

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:13 PM ] [ ]

کلامی از شهید کورش باباپور



بلکه هدف ما اين است که کاخ سفيــد را به حسينيــه تبديـل کنيم
ما نمي خواهيــم فقط کربــلا و قدس را آزاد کنيــم،

 شهید کورش باباپور

شادی روح شهدا صلوات

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:12 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهیدان حسن، حسین و محمدرضا خلخالی

مادر روی نماز اول وقت بچه ها خیلی تاکید می کرد. بعد از اذان صبح بچه ها را برای نماز بیدار می کرد. آنها بیشتر نمازهایشان را در مسجد می خواندند. همین رفت و آمد به مسجد و همنشینی با مسجدی ها و منبری ها و هیئتی ها، معنویت بچه ها را تقویت می کرد و زمینه های رشد و تکامل روحی آنها را مهیا می کرد. برای پدر و مادر، عاقبت بخیری و ایمان بچه ها از همه چیز مهم تر بود. 
شهیدان حسن، حسین و محمدرضا خلخالی
منبع : هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام، شماره 652
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:11 PM ] [ ]

کلامی ازشهید منصور اعتمادی فر


  وای بر حالمان که بر حالمان نمی نگریم و بر حال دیگران خرده می گیریم .چه سخت است نشستن و محاسبه نمودن ،محاسبه نفس نمودن،به حساب اعمال رسیدن و کردار و گفتار را نگریستن .
این نفس چه عجیب است که در حال همه می نگرد ولی در حال خود نه

شهید منصور اعتمادی فر

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:09 PM ] [ ]

خاطره ی از آزاده سيد علي حسيني


یك روز به گردان ما ابلاغ شد برای پدافند به سمت شلمچه برویم و ما به آنجا رفتیم. در گروهان ما سربازی بود كه همه او را قاسم صدا می‌زدند. اولین بار كه او را دیدم نگاهش مرا جذب كرد. صداقت و معنویت در چشمهایش موج می‌زد.
قاسم، فردی بسیار فعال بود و به سربازان، نحوه نگهداری از مواضع پدافندی و حفاظت در برابر گلوله را آموزش می‌داد. شبها تا صبح بیدار می‌ماند و به سنگرهای دیده‌بانی سركشی می‌كرد. او سربازی بسیار فداكار بود. یك روز وارد سنگر شد و گفت: «سقف دیده‌بانی جلوی خط، آسیب دیده است. اگر اجازه دهید من و سرباز خدادادی برویم و آن را تعمیر كنیم.‌»
گفتم: «قاسم جان، به پایان خدمت شما چیز زیادی باقی نمانده است. شنیده‌ام قصد ازدواج داری. بهتر است به مرخصی بروی و این مسئولیت را به ما واگذار كنی.‌» اما نپذیرفت و ناچار، او را همراه چند تن به خط فرستادم.
وقتی آنها مشغول بازسازی سنگر بودند، دشمن ـ كه در نزدیكی آنها قرار داشت ـ صدای تقه زدن آنها را در سنگر دیده‌بانی شنیده و چند گلوله خمپاره به اطرافشان پرتاب كرد، و همین باعث شهادت قاسم شد.

 
منبع : راوي: سيد علي حسيني، ر.ك: ملكوتيان زمين، ص21 ـ 23

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 5:08 PM ] [ ]