خاطره ی ازشهید حسین گلشنی آذر

می گویند علیرغم آن همه مشغله ای که حسین داشت و علیرغم آن روحیه بخصوص و منحصر بفردی که داشت، بسیار شوخ طبع و بذله گو بود. اگر چه شوخی کردنهایش هم با رعایت دقیق مسائل شرعی بود و کاملا احتیاط می کرد که غیبت و ایذاء مومنی نباشد. بچه ها را روی شانه اش سوار می کرد و راه می برد یا روی شانه هایش می نشاند و چهار دست و پا راه می رفت که بچه ها را بخنداند. بسیار هم گشاده رو بود. خنده های بسیار زیبایی داشت. وقتی می خندید تو گویی عالم می خندید. لبخند هم که می زد زیباتر می شد؛ آن چهره معصوم و باصفایش. 
شهید حسین گلشنی آذر
منبع : هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام، شماره 609
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 7:02 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید سید مجتبی هاشمی

همه را پسرم صدا می کرد. به حال و روز بچه ها می رسید. بعضی از شبها می دیدیم که بلند شده داره پاهای تک تک بچه ها را می بوسه، سپس می رفت و دستشویی ها را تمیز می کرد. وقتی هم به خط می آمد، همه روحیه می گرفتیم، سید اومد، سید اومد، آقا اومد ... اینقدر دوستش داشتیم که به احترام سیادتش و آن سیمای علوی و رفتار و کردار علوی، او را آقا صدا می زدیم. 
شهید سید مجتبی هاشمی
منبع : کتاب هاشمی
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 7:01 PM ] [ ]

کلامی از شهيد مصطفي كلهري



نگاه به زیر دستان خود کنید که خدا از شما راضی باشد. خدا را شکر کنید و نگاه به بالا دست خود نکنید که طمع دنیا شما را بگیرد.
 شهيد مصطفي كلهري

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 7:00 PM ] [ ]

خاطره ی از حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي

وقتی آقای ابوترابی را آوردند اردوگاه ما ، رفتم پیشش-روش حاج آقا را با دشمن و اسرای مخالف می دانستم- گفتم : ما داریم وقتمان رو بیهوده تلف می کنیم، کار برای این آدم ها نتیجه ای ندارد
حاج آقا ابوترابی گفت : نه این طور نیست ما تنهاآنها را در نظر نمی گیریم مراعات حال خودمان رو هم می کنیم، با این کار جلوی دعوا و ناآرامی را می گیریم که به نفع همه ماست.
گفتم: قلبا کارتان را قبول ندارم اما شخصیت شما طوری است که نمی توانم مقابلتان بایستم. سپس آیاتی از قرآن درباره قهر و خشونت و عذاب با غیر مومنان را برایشان خواندم و رفتم.
تا چند ماه کاری به مسائل اردوگاه نداشتم اما خوب می دیدم که اردوگاه آرام شده است، رفتار بچه ها مثل قبل نیست.
یک روز برایم پیغام فرستاد که همدیگر را ببینیم. من هم رفتم.
پرسید: نظرت درباره وضعیت اردوگاه چیست؟
گفتم: واقعا خیلی فرق کرده است، امروز می فهمم راه معرفی دین فقط بحث وجدل و کتاب وسخنرانی نیست.
دستاش رو بالا برد وگفت : خدا را شکر که عملم باعث روشن شدن حقیقت شد.

  حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 6:59 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید حاج حسین اسکندرلو

همه شیفته حجب و حیای او بودند. گاهی اوقات برای بازی فوتبال، به کوچه می رفت. چند ساعت می گذشت؛ ولی از حسین خبری نمی شد. مادر نگرانش می شد اما وقتی به خانه می آمد، می گفت: چندین مرتبه به طرف خانه آمدم، اما زنهای همسایه جلوی در خانه ما نشسته بودند؛ وقتی آنها را دیدم دوباره برگشتم! 
شهید حاج حسین اسکندرلو
منبع : هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام، شماره 613
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 6:58 PM ] [ ]

کلامی از شهيد محمد علي خالوشاهان


 زينب (س) پيامش اين بود كه اهداف حسين (ع) را بيان كند نه گريه تا فرصت هست بايد تبليغ رسالت حسين (ع) را بدست گرفت و فلسفه شهادت حسين را بيان كرد بعد از شهادت حسين (ع) مبارزه با يزيد تمام نشد بلكه مسئوليت سنگين تر شد و حفاظت از خون شهدا را بايد داشته باشيد.
شهيد محمد علي خالوشاهان

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 6:57 PM ] [ ]

خاطر ه ی ازشهید مهدی زین الدین

امكان نداشت امروز تو را ببيند، و فردا كه دوباره ديدت، براى روبوسى، نيايد جلو.
اگر مى خواستى زودتر سلام كنى، بايد از دور، قبل از اين كه ببيندت، برايش دست بلند مى كردى.
روى بچه هاى متأهل يك جور ديگر حساب مى كرد.
مى گفت «كسى كه ازدواج كرده، اجتماعى تر فكر مى كند تا آدم مجرد.»

 شهید مهدی زین الدین
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 6:56 PM ] [ ]

کلامی ازهيد ماشالله شيخي



اگر در عمل به دنبال حسین (ع) حرکت نکنیم این گریه ها هیچ ارزشی ندارد. اگر حسین (ع) را وسیله جمع آوری مال دنیا قرار دهیم این موعظه ها پوچ و بی ارزش و بی اثر است
 شهيد ماشالله شيخي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 6:55 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید امیرحسین صاحب هنر

تعالیم دینی آنگاه که از همان سنین کودکی آموخته شود با گوشت و پوست و استخوان آدمی عجین می شود و روح تعهد و تدین در او روز بروز بالنده تر و رشد یافته تر می شود... پدر و مادر امیرحسین هم اینگونه بودند. رفتارهایشان خودش درس بود و آموزش. بی آنکه شعار بدهند و بدون اینکه چیزی را به بچه ها تحمیل کنند، آنها را متدین بار می آوردند و گرنه چطور ممکن بود یک نوجوان ده، یازده ساله در همه تظاهراتها مثل جوانها و بزرگ سالها شرکت کند و دسته راه بیندازد و با آن همه یقین و اطمینان قلبی نوجوانهای زیادی را دور خودش جمع کند و سبب هدایت خیلی از آنها بشود و ... 
شهید امیرحسین صاحب هنر
منبع : هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام، شماره 650
شادی روح شهدا صلوات

 


ادامه مطلب
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 6:54 PM ] [ ]