کلامی از شهيد شاپور برزگر
جانبازی در مسیر حق یعنی دست کشیدن و خالی شدن از هر چیزی که نفس را به رسوب کردن و بازنشستن فریب دهد
شهيد شاپور برزگر
شادی روح شهدا صلوات
ادامه مطلب
جانبازی در مسیر حق یعنی دست کشیدن و خالی شدن از هر چیزی که نفس را به رسوب کردن و بازنشستن فریب دهد
شهيد شاپور برزگر
شادی روح شهدا صلوات
در عملیات خیبر، سردار على اصغر كلاته سفیرى و یارانش در محاصره دشمن در منطقه شحّا على قرار گرفتند.
على اصغر در حالى كه پشت سرش را آب و اطرافش را دشمن فرا گرفته بود، یارانش را سوار قایق كرد و به تنهایى با چند اسلحه در زمانهاى مختلف تیراندازى كرد تا دشمن سرگرم شود و نیروها از تیررس خصم زبون دور شوند.
سپس او، خود را به آب انداخت و حدود پانزده متر شنا كرد. وقتى براى نفس كشیدن سرش را از آب بیرون آورد، مورد هدف تیر دشمن قرار گرفته و به فیض عظیم شهادت رسید
شهید علي اصغر كلاته صفيري
منبع : راوى: طیبه تسبندى (همسر شهید)، ر. ك: فرهنگنامه جاودانههاى تاریخ، دفتر 9 ج 2، ص 875 و 876
شادی روح شهدا صلوات
روزی بیمار بود. بعد از مدتی که زمزمه های اذان در منطقه پراکنده شد، با آن حال زار به طرف وضوخانه رفت، مسواک زد. بعد وضو گرفت و برای نماز جماعت آماده شد! سید علاقه وافری هم به قرائت قرآن قبل و بعد از نماز داشت. حتی اتفاق افتاده بود که قبل از اذان نیز زمزمه دلنشین تلاوت قرآن او در چادر به گوش می رسید. با آن حال بیمار که نای حرکت نداشت، درسی بزرگ به بچه ها می داد...
طلبه شهید میر حسین ذاکری
منبع : هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام، شماره 617
شادی روح شهدا صلوات
يك ساعتى، كسى حرف نزد.
نزديك صبح بود كه تانك هايشان، از خاك ريز ما رد شدند. ده پانزده تانك رفتند سمت گردان راوندى. ديدم اسير مى گيرند. ديدم از روى بچه ها رد مى شوند. مهمات نيروها تمام شده بود.
بى سيم زدم عقب. حاج مهدى خودش آمده بود پشت سر ما. گفت «به خدا من هم اينجام. همه اينجان. بايد مقاومت كنين. از نيروى كمكى خبرى نيست. بايد حسين وار بجنگيم. يا مى ميريم، يا دشمنو عقب مى زنيم.»
شهید مهدی زین الدین
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی
شادی روح شهدا صلوات
ساعت ده يازده بود كه آمد، حتي لاى موهايش پر از شن بود. سفره را انداختم. گفتم «تا شروع كنى، من ليلا رو بخوابونم.»
گفت «نه، صبر مى كنم با هم بخوريم.»
وقتى برگشتم، ديدم كنار سفره خوابش برده. داشتم پوتين هايش را در مى آوردم كه بيدار شد. گفت «مى خواى شرمندم كنى؟»
گفتم «آخه خسته اى.»
گفت «نه، تازه مى خوايم با هم شام بخوريم.»
شهید مهدی زین الدین
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی
شادی روح شهدا صلوات
من با کمالِ میل به این جبهۀ مقدّس میروم [که] برای پیروزی اسلام است؛ چون ما به خودمان تعلّق نداریم، یعنی خَلق نشدهایم تا راحتطلب یا در پی آسایش دنیوی باشیم. در آخر، ما باید به سراغِ مرگ برویم. مگر انسان یکدفعه بیشتر میمیرد؛ پس چه بهتر که آن یکدفعه هم در راه خدا باشد.
شهید یدالله خلیلوند دیزجی
شادی روح شهدا صلوات
در لشكر 27 به فرماندهان، خودرو داده بودند تا در رفت و آمدها راحتتر باشند. وقتی پدرم از محل كار به منزل میآمد، بارها شده بود كه جلوی درب پادگان، سربازها را سوار میكرد و تا جایی كه در مسیرشان بود، آنها را میرساند. یكی از سرداران به ایشان گفت: شما جانشین لشكر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله هستید و این حركت شما باعث میشود كه روی سربازها به شما باز شود. پدرم به ایشان گفت: این درجهها نباید باعث شود ما برای خودمان ابهتی قائل شویم و خودمان را كسی تلقی كنیم؛ برای اینكه غرور، ما را نگیرد، رساندن چند سرباز ایرادی ندارد.
رابطه پدرم با سربازها رابطه فرمانده و سرباز نبود كه بخواهد درجه را ملاك برای نوع برخوردش قرار دهد. بارها میگفت: «اینها هم مثل من میمانند.» احترامی را كه به همكارانِ همدرجهای خودش میگذاشت، به سربازها نیز میگذاشت.»
سردار «سعید سلیمانی» در حادثه سقوط هواپیما در نوزده دی 84 همراه سردار حاج احمد كاظمی و جمعی از فرماندهان دفاع مقدس به سوی معبود شتافت.
سردارشهید سعيد سليماني
منبع : راوي: فرزند شهيد، ر.ك: فاتح خرمشهر، ص385
شادی روح شهدا صلوات
عجیب است داستان آدمی که میداند بعد از مرگ او را بازخواست میکنند اما بیخیال در یک زندگی آسوده روز را به معصیت میگذراند و شب آسوده همراه شیفتگان رؤیاها به خواب میرود .
شهیدعباس کریمی
شادی روح شهدا صلوات
حاج عباس کریمی رفتار و كردارش با پذيرفتن فرماندهي لشگر تغيير نكرد و او كسي نبود كه اين القاب را افتخاري بداند به همين خاطر هيچ وقت نخواست عنوان كند كه فرمانده لشگر است زيرا بسيجيان را فرماندهان واقعي جنگ ميدانست. بعد از عمليات خيبر، مشغلهاش زياد شد و دير به خانه ميآمد. او چيزي نميگفت. من هم نميپرسيدم تا اينكه يك روز از طرف لشگر تلفن مخصوصي را در خانه ما نصب كردند و گفتند: «اين مخصوص فرماندهي است و عباس فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله (ص) است.» او با اينكه فرمانده لشگر بود حقوق كمي ميگرفت. هنگام شهادت ميزان حقوقش 2900 تومان بود. اموالي را كه در اختيار داشت متعلق به خداوند و تمامي مردم ميدانست و معتقد بود كه او وظيفه نگهباني از آنها را بر عهده دارد و اجازه نميداد بيتالمال حتي يك سر سوزن جابجا شود.
راوي:همسر شهيد
شهیدعباس کریمی
منبع : خاطراتی از کتاب: دجله در انتظار عباس
شادی روح شهدا صلوات
و این همه انحرافاتی که ما در زندگانی و در این حیات چند روزه، دچار آن میشویم، ناشی از یک چیز است و آن اینکه یا ما اصلاً نمیدانیم چرا به این جهان آمدهایم و اصلاً چرا خداوند ما را خلق کرده است یا اگر بر این معنا واقفیم، اعتقاد و یقین به آن نداریم یا از اراده و عزم راسخی برخوردار نیستیم و به دنبال آن اعتقاد، واردِ عمل نمیشویم .
شهيد اسد الله محلي
شادی روح شهدا صلوات