کلامی از شهيد ناصر بختياري


 .آگاه باشيد كه در اين برهه از زمان مسئوليت سنگيني بر دوش داريد. شما پاسدار خون هاي ريخته شده براي اسلام عزيز هستيد و بايد شما عزيزان پيام خون شهيدان و شعار آنها را با كار و كوشش در راه خدا به جهانيان صادر نمائيد
شهيد ناصر بختياري

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 آذر 1395  ] [ 9:26 PM ] [ ]

خاطره ی از حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي


تیمسار نزار رئیس کمیسیون اسرا در عراق افسر مغرور و سنگدلی بود.
یک روز برای بازرسی به اردوگاه ما آمد پس از بازدید داشت از در اردوگاه بیرون می رفت که آقای ابوترابی خودش را به او رساند گفت : این گیوه ها رو یکی از اسرا بافته به یادگار از طرف همه به شما هدیه می کنم.
تیمسار با تعجب پرسید :شما کی هستید؟
گفت : ابوترابی هستم.
تیمسار که در جمع افسران عالی رتبه درجه دار و محافظانش ایستاده بود دستانش را بالا آورد و به حاج آقا احترام نظامی کرد اسرای ایرانی و عراقی هایی که آنجا ایستاده بودند مات و مبهوت به این صحنه نگاه می کردند .
تیمسار مدتی با حاج آقا صحبت کرد بعد به فرمانده اردوگاه دستور داد برخی امکانات رفاهی را برای اسرا فراهم کند.
  حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 آذر 1395  ] [ 9:24 PM ] [ ]

کلامی از شهيد صفر علي رضايي



 اين را بدانيد كه اين مردم و خانوادۀ شهدا بودند كه مسؤوليت به شما دادند و امروز خدمت در همچنين مملكتى، بسيار مسئوليت دارد.
شهيد صفر علي رضايي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 3 آذر 1395  ] [ 6:44 PM ] [ ]

کلامی ازشهید علي چيت سازيان



روزی سردار شهید علی چیت‌سازیان در كنار بچه‌های اطلاعات و عملیات گفت: «اولین درس اطلاعات عملیات این است كه: كسی می‌تواند از سیم‌خاردارهای دشمن عبور كند كه در سیم‌خاردار نَفْس، گیر نكرده باشد.‌»
شهید علي چيت سازيان

منبع : راوي: كريم مطهري، ر.ك: دليل، ص 58
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 2 آذر 1395  ] [ 10:35 PM ] [ ]

خاطره ی از آزاده محمد حسین صیادیان

 

یك روز مسئول اردوگاه اعلام كرد: اسیران اردوگاه را به زیارت كربلا مى‏بریم، اما به یك شرط.
بچه‏ها پرسیدند: چه شرطى؟
گفت: به نفع ایران تبلیغات نكنید.
بچه‏ها یك صدا گفتند: پس شما هم باید قول بدهید به نفع عراق و ارتش خود تبلیغ نكنید. او پذیرفت.
بعد از بازگشت از كربلا، اتوبوسهاى حامل بچه‏ها یك ساعت در بغداد توقف كرد. عراقیها بچه‏ها را در گوشه‏اى از میدان بزرگ شهر پیاده كردند.
یكى از برادران سپاهى به نام جبار نصر عكس بزرگى از صدام روى یكى از اتوبوسها دید. بعد هم دیگر اسیرها به موضوع پى بردند و همه با هم فریاد كشیدند: تا وقتى عكس صدام را از بدنه اتوبوس جدا نكنید، حتى اگر همه را تیر باران كنید، سوار اتوبوس نمى‏شویم.
افسران عراقى خواستند بچه‏ها را فریب دهند، ولى آنها یك صدا گفتند: چون شما به قول خود وفا نكردید، سوار اتوبوس نمى‏شویم، مگر آنكه عكس صدام را بردارید.
رفته رفته به تعداد عابران هم افزوده مى‏شد. آنها در گوشه‏اى ایستاده و با اضطراب به اسراى ایرانى چشم دوخته بودند.
افسرى كه به دستور او عكس صدام را به اتوبوس چسبانده بودند، مى‏دانست هیچ سرباز و درجه دارى شهامت كندن عكس را ندارد. براى همین، ستونى از نیروهاى نظامى را مانند دیوارى جلوى اتوبوس مزبور نگاه داشتند، آن گاه عكس را برداشت

 
 آزاده محمد حسین صیادیان
منبع : راوى: آزاده محمد حسین صیادیان، ر. ك: روزنامه ایران، شماره 3869، ص 15
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 2 آذر 1395  ] [ 10:33 PM ] [ ]

کلامی از شهيد علي اكبر نطري ثابت


  ما نمی­گوییم حکومت اسلامی صد درصد در ایران پیاده شده اما واقعاً خیلی چشمگیر بوده. حالا را با زمان طاغوت مقایسه کنید. برخی هر چه(از مشکلات) به نظرشان می­آید می­گویند این چه اسلامی است!؟
شما مثل آیینه باشید. آیینه خوبی­ها و واقعیتها را نشان می­دهد. جوانها را ببینید. مساجد را ببینید. اینها نتیجه انقلاب است.
شهيد علي اكبر نطري ثابت

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 2 آذر 1395  ] [ 10:31 PM ] [ ]